1401/09/05

بیا نی نی

سایتی برای نی نی ها و مامانا

کودکان را چطور از اخبار ناگوار دور نگه داریم؟

کودکان را چطور از اخبار ناگوار دور نگه داریم؟

با ضرباتی آرام به پایم متوجه می شوم که دختر کوچکم چیزی از من می خواهد. سرم را از کتاب بر می دارم و به او نگاه می کنم، در حالیکه ناراحتی را در عمق چشمانش می خوانم. من هم نگران می شوم و از او علت را می پرسم. سرش را بالا می آورد. به تلویزیون و اخباری که مدام در حال خواندن از سوی مجری و زیرنویس شدن در پایین صفحه است، زل زده و می گوید: «بابا ما همین روزها می میریم؟» ابروهایم اول بالا می رود و بعد در هم گره می خورد. به او می گویم: «این چه حرفی است که می زنی، چرا اینطور فکر می کنی؟» او هم پاسخ می دهد: «اخه تو اخبار تلویزیون می گفت که یک عالمه آدم تو تصادف مُردن، یه جا هم گفت که سیل اومده خیلی ها رو برده، خب اونارو کجا برده، حتما مُردن. اگه بارون بیاد ما هم می میریم تازه یه جا هم تو یه کشوری تیراندازی شده بود و بچه ها کشته شده بودن، تو مدرسه داشتن دربارش حرف می زدن»

دستش را می گیرم و او سکوت می کند، بعد با آرامش او را در آغوش می گیرم، در حالیکه تلویزیون را خاموش می کنم و می گویم که اینها اخبار بد و منفی هستند که نباید به آنها توجه کند، قرار نیست اگر یک جای دنیا اتفاقی افتاده، همه بمیرند! بعد برای اطمینان بیشترش به او می گویم: «تا زمانی که مرا داری، هیچ اتفاقی برایت نخواهد افتاد و من از تو و بقیه خانواده مراقبت می کنم» دوباره دستم را محکم فشار می دهد و از من قول می گیرد که مراقبش باشم، بعد عروسکش را در دست می گیرد و به اتاقش می رود تا دوباره بازی کند.

به راستی چطور اجازه دادیم تا این اخبار منفی ذهن کودکان کوچکمان را آنقدر درگیر کند که به مرگ فکر کنند و از شادی و بازی خود دست بکشند؟ چرا اینقدر پای اخبار را در خانه هایمان باز کردیم و موقع غذا یا هر کار دیگری درباره خبرهای منفی صحبت کردیم؟ اینها همه سوالاتی است که پس از نگرانی های دخترم به ذهنم می رسد. چرا اینطور شد و حال باید چه کار کنیم؟

در این روزهایی که سیل بلایا و اخبار منفی از سراسر دنیا به خانه هایمان روانه می شود، والدین علاوه بر فشار روانی ناشی از اتفاقات جامعه خودمان و دیگر جوامع وظیفه سنگین دیگری هم بر عهده دارند و آن هم محافظت از روان فرزندانشان در برابر اخبار ناگوار است. در هر حال والدین این نکته را باید باور داشته باشند که حق دارند بر اساس شرایط مثل از دست دادن یک عزیز، یک اتفاق تلخ اجتماعی، واقعه ای طبیعی مثل سیل یا زلزله و از دست دادن جمعی از هموطنان غمگین و سوگوار شوند اما سوگواری و اضطراب حق دنیای کودکانه نیست.

«سارا رحیم نژاد، روانشناس کودک» در این باره می گوید: «شاید بچه ها اخبار را نبینند، شاید اخبار را نشنوند اما آن را از بزرگترهایشان می شنوند و مضطرب شده و به همین علت هم سرشان پر از سوال های فشارآور می شود. مثل این سوال ها: 

نکنه مامان که بیرون میره ، دیگه برنگرده؟

نکنه جنگ بشه؟

نکنه بابا که میره سفر هواپیماش سقوط کنه؟  

بنابراین درست است که اخبار منفی در سراسر دنیا مثل سیل، زلزله، کشته شدن افراد مختلف دردناک و غم انگیز باشد اما کودکان مستحق تجربه چنین اضطرابی نیستند»

حال خانواده ها شاید سوال داشته باشند که با همه این مسائل که دور و بر ما اتفاق می افتد، چطور می توان هوشمندی کرد و بچه ها را از خطرات و گزندهای روانی مصون نگه داشت؟

۱-در حضور کودکان از اخبار صحبت نکنید

رحیم نژاد در این باره می گوید: «اخبار چه در تلویزیون،  چه در روزنامه و چه فضای مجازی «نباید» در حوزه شنیداری یا دیداری کودکان زیر ۱۲ سال باشد.» برخی خانواده ها تصور می کنند که چون بچه کوچک است و چیزی نمی گوید، چیزی هم متوجه نمی شود ولی تلویزیونی که مدام روی شبکه خبر است و از دوران کرونا اخبار شیوع ویروس و تعداد کشته ها را پخش کرده قطعا بچه ها را نسبت به مرگ اسیب پذیر و مضطرب کرده و یا بخش خبر ویژه ای که به یک اتفاق خاص مربوط به قتل اختصاص پیدا می کند، بچه ها را در این زمینه حساس می کند. بنابراین بهترین حالت این است که پدر و مادرها در غیاب یا زمان خواب بچه ها اخبار را دنبال کنند یا اینکه به تنهایی در فضای مجازی که در دسترس بچه ها قرار ندارد، برخی مسائل را دنبال کنند.

۲-لازم نیست در حضور کودکان تظاهر کنید

البته در ارتباط با مسائل مختلف اجتماعی و اتفاقات هر یک از ما طبیعی است که ناراحت و غمگین باشیم و اینکه جلوی بچه ها درباره اش صحبت نکنیم، به معنای تظاهر نیست . به طور مثال خانمی تعریف می کرد که در زمان فاجعه منا در خانه شان جنگ جهانی رخ داده بوده و به خاطر چند تن از اقوام که در مکه بودند و آن زمان به اعمال حج می پرداختند، مدام از طریق اخبار و تلفن پیگیر حال آنها بودند به طوریکه بچه های کوچکشان در آن دوره شب ادراری  و ناخن جویدن پیدا کردند و مدتها طول کشیده تا آنها بتوانند این عادت را از بچه ها دور کنند.

رحیم نژاد می گوید: «ممکن است ما از یک اتفاق ناراحت و غمگین شویم و یا حتی گریه کنیم، بچه ها  ممکن است علت ناراحتی ما را از ما بپرسند و ما در پاسخ نباید دروغ بگوییم اما نباید تمامی حقیقت موجود در اخبار را هم برایشان بیان کنیم.»

*پس چه چیز باید به بچه ها منتقل کرد؟

رحیم نژاد ادامه می دهد: «پاسخ به این سوال بستگی به سن کودک دارد. مثلا برای کودک زیر ۵ سال جواب را کوتاه باید انتخاب کنید. مثلا به او بگویید: یادت میاد که موقعی که ناراحتی، گریت می گیره؟ و من بهت میگم اشکال نداره اگر خواستی گریه کنی؟ مامان باباها هم گاهی با شنیدن مسائل ناراحت کننده گریه شون می گیره و اجازه دارند که گریه  کنند . ما همدیگر رو دوست داریم. تو رو هم خیلی دوست داریم و گریه کردن هم خیلی طبیعی است.

برای بچه های سنین بالاتر هم می توان توضیح بیشتری درباره مسائل ارائه کرد ، منتها با حذف جزئیات دردناکی که باعث اضطرابشان می شود.»

۳-روتین زندگی کودک را تغییر ندهید

رحیم نژاد تأکید می کند: «تغییر روتین طبیعی زندگی کودک بابت موضوعی که علتش برای کودک واضح نیست، می تواند بسیار اضطراب زا باشد. روتین زندگی فرزندتان را بنا بر اخبار یا حال روحی ناشی از اخبار، تغییر ندهید.» مثلا درست است که در دوران کرونا همه ما دچار تغییراتی در سبک زندگی مان شده بودیم اما این اضطرابش به مراتب برای بچه ها بیشتر بود و همه ما این امر را تجربه کردیم که بچه ها دچار وسواس ها و اضطراب های بیماری و ترس از مرگ شده بودند. بهتر است که در سایر موارد هم چنین چیزی تا حد امکان برای بچه ها اتفاق نیافتد. مثلا یک فردی در فامیل فوت کرده شما از صبح علی الطلوع بچه ها را با خود به بهشت زهرا برده یا در خانه این و آن رها کردید و آنها وضعیت زندگی شان نابسامان شده است. بهتر است در اینطور مواقع بچه ها را به یک فرد امین بسپارید و ساعتی به تنهایی در مراسم های سوگواری یا تشییع شرکت کنید.

۴-با همسرتان بیشتر صحبت کنید

رحیم نژاد معتقد است: «خشم و غم ناشی از هر مسئله اجتماعی و یا خانوادگی و از دست دادن عزیز ما را مدت ها کلافه و بی حوصله می کند. بنابراین چنین چیزی طبیعی است اما اگر با هم حرف بزنیم، قبل از اینکه بی حوصلگی و تنش باعث مشاجره و سوء تفاهم های دیگر بشود، می توانیم جلوی خیلی اتفاقات منفی را بگیریم. خیلی از مسائل می تواند روان ما را آزرده کند و اگر با همسرمان دراین باره صحبت نکنیم تا بار روانی مان تخلیه شود، این ناراحتی ها در خانه پخش می شود و به فرزندان هم منتقل می شود. پس قبل از اینکه تنش داخل خانه به فرزندانتان منتقل شود با هم حرف بزنید.»

در نهایت اینکه دنیای امروز ما بیش از هر چیز به آرامش و امنیت برای کودکان نیاز دارد. کودکانی که فکر و ذکرشان جنگ و بیماری و مرگ باشد نمی توانند ایرانی امن و با آرامش و پیشرفت در آینده برایمان رقم بزنند. امیدوار هستیم که خانواده ها در این مراقبت بیشتری از سلامت روان کودکانشان داشته باشند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *