معنی اسم نونا چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسامی مشابه نونا)

معنی اسم نونا چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسم‌های مشابه نونا)
معنی اسم نونا در عبری «ماه اسفند» یا «برج حوت» است. این نام در اعلام نام مادر حضرت ابراهیم ذکر شده و در گویش سمنانی به معنای نان است.

معنی اسم نونا چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسم‌های مشابه نونا)
 
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – انتخاب نام برای کودکان، شاید اولین قدم چالش‌برانگیز در پرورش فرزندانمان باشد. نام، اولین چیزی است که کودک به وسیله‌ی آن هویت خود را می‌شناسد و بنابراین انتخاب نامی مناسب، بسیار حائز اهمیت است. اسمی که انتخاب می‌کنید باید به گونه‌ای باشد که در تمام سنین و در تمام دوره‌ها همچنان نیکو به نظر برسد. «نونا» به عنوان یکی از اسامی زیبای دخترانه، ممکن است یکی از گزینه‌های مد نظر شما باشد و ما در این مطلب به معنی اسم نونا، ریشه‌ی نام، فراوانی و تقریبا تمامی اطلاعات مهم مربوط به آن پرداخته‌ایم.

لینک‌های میانبر این مطلب:

  • معنی اسم نونا
  • اسم‌های مشابه
  • ابجد اسم نونا
  • متن و عکس نوشته اسم نونا

معنی اسم نونا

معنی اسم نونا / nunā / در زبان عبری به «برج حوت» یا «ماه اسفند» گفته می‌شود. نونا نام مادر حضرت ابراهیم (ع) است.

معانی دیگر

در گویش سمنانی به معنای «نان» است 
 
نوع اسم: دختران
ریشه اسم: عبری
قابلیت ثبت در اداره ثبت احوال: این نام در فهرست نام‌های سازمان ثبت احوال وجود دارد
فراوانی:
۱۲۰۲ نفر
 

اسم‌های مشابه

اسم‌های پسرانه مشابه نونا
آیهان، ماهان، یونا، توکا، سورا، هوکا، سوما، مانا، زانا، ادنا
اسم‌های دخترانه مشابه نونا
نوژا، پونا، یوشا، حورا، روژا، نوا، نانا، رونا، مونا، سونا
 
 

ابجد اسم نونا

  • ابجد کبیر اسم نونا برابر است با: ۲۱۳
  • ابجد صغیر اسم نونا برابر است با: ۱۵
 
معنی اسم نونا
 

متن و عکس نوشته اسم نونا

نونا
این همیشه جاودانه در میان لحظه‌هایم
غصه معنایی ندارد تا تو می‌خندی برایم
 
~~~~~★★★★★~~~~~
نونا عزیزم؛
“تو”
دوست داشتنی‌ترین
نسخه‌ای هستی که می‌شود پیچید
به دست و پای زندگی من
که هی قد بکشی در لحظه‌هایم
و حالم را خوب‌تر کنی …
 
~~~~~★★★★★~~~~~
نونا
همین که هر صبح در خیال منی.
حال هر روز من خوب است …
 
~~~~~★★★★★~~~~~
همه را کنار گذاشتم.
تورا کنارِ قلبم
نونا
 
عکس نوشته با اسم نونا
نونا عزیزم؛ همسر نازنینم.
تو بهترین اتفاق زندگی من بودی، هستی و تا همیشه خواهی بود.
من میدانم که برای داشتن فردی به هوش، توامندی، مهربانی تو چه اندازه خوشبخت هستم.
من را برای همه روز‌هایی که نتوانستم قدردان حضورت باشم ببخش.
دوستت دارم و برای همه کار‌هایی که برای من و بچه‌ها انجام میدهی از تو سپاسگزارم.
 
~~~~~★★★★★~~~~~
عشق عزیز من! نونا مهربانم.
من همیشه شکرگزار حضور تو در کنار خودم هستم.
تو برای من بهترین دوست و شریکی قابل اعتماد هستی.

~~~~~★★★★★~~~~~
نونا جان، عزیزم.
در این لحظه من دلتنگ‌ترین همسر دنیا هستم و بیشتر از این نبودنت رو تاب نمیارم.
همین حالا تو رو می‌خوام.‌
می‌خوام که کنارم باشی.‌
می‌خوام که وجودت رو حس کنم.‌
می‌خوام که با حضورت آرامش رو به من برگردونی
 
~~~~~★★★★★~~~~~
نونا عزیزتر از جانم.
خواب را به چشم‌های تو دعوت می‌کنم
بخواب کودک ِ دلنشین ِ دلبر ِ من
سار‌ها چه کوک می‌خوانند! برای بهانه‌های خواب ِ تو
چشم‌های توچه دلبرانه است!
ناز کنار ِ ناز ِ تو هیچ است …
دست‌های تو بوی روز‌های عشق ِ مرا می‌دهد.
چشم‌های تو تمام ِ فصل‌های عاشقی است …

~~~~~★★★★★~~~~~
نونا جانم.
از روزی که تو را دیدم معنای عشق را درک کردم
و از روزی که با تو ازدواج کردم طعم شیرین زندگی را چشیدم
بند دلم در دستان توست نفسم!

سخن پایانی

نونا یک اسم چهار حرفی با ریشه عبری، یک اسم دختر خاص با فراوانی کم است؛ این نام همچنین ریشه‌ی تاریخی و مذهبی دارد و نام مادر حضرت ابراهیم (ع) بوده‌است. نظر شما در مورد این اسم چیست؟ غیر از اسامی اشاره شده، شما چه نام‌هایی می‌شناسید که به نام نونا نزدیک باشند؟ لطفا نظرات ارزشمند خود را با ما و دیگر همراهان بیا نی نی به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید با سایر اسم‌های دخترانه زیبا و امروزی نیز در بیا نی نی آشنا شوید.

معنی اسم هدی (هدا) چیست؟ ریشه، فراوانی و اسم‌های مشابه

معنی اسم هدی (هدا) چیست؟ ریشه، فراوانی و اسم‌های مشابه
معنی اسم هدی: هدایت کردن، هدایت، راهنمایی، راه درست و مسیر درست و رستگاری است. این نام ریشه عربی دارد و برای دختران انتخاب می‌شود.

معنی اسم هدی (هدا) چیست؟ ریشه، فراوانی و اسم‌های مشابه

 

بیا نی نی| دسته مادر و کودک – یکی از اولین وظایفی که به عنوان والدین بر دوش‌تان است، انتخاب نامی نیکو و درخور برای کودک است. همانطور که می‌دانید، نام کودک، درواقع اولین پایه‌های شکل‌گیری هویت اوست و بنابراین اهمیت ویژه‌ای دارد. ما در این مطلب به بررسی معنی اسم هدی، ریشه و فراوانی آن در ثبت احوال، به عنوان یکی از اسامی زیبای دخترانه می‌پردازیم.


برای دسترسی به بخش‌های مختلف این مطلب، بر فهرست زیر کلیک کنید:

  • معنی اسم هدی
  • اسم‌های مشابه
  • ابجد اسم هدی
  • متن و عکس نوشته اسم هدی

معنی اسم هدی

معنی اسم «هدی» / hodā / در فرهنگ لغت معین، راهنمایی کردن به مسیر درست، ارشاد و (در تصوف) راهنمایی از سوی خداوند که باعث رسیدن انسان به کمال می‌شود و همچنین آنچه خداوند به دل سالک می‌افکند تا به سبب آن به کمال رسد، ذکر شده است. (به مجاز: دين هدايت، اسلام)

ریشه‌ی این نام عربی است و به صورت «هدی» نیز نوشته می‌شود اما در فارسی هدا نیز استفاده می‌شود.

 

نوع اسم دخترانه
ریشه اسم عربی
قابلیت ثبت در اداره ثبت احوال این نام در فهرست نام‌های سازمان ثبت احوال وجود دارد
فراوانی
۲۳۱۶۷ نفر

 

اسم‌های مشابه

اسم‌های پسرانه مشابه هدا:
دنا، روما، سوشا، ینا، رخا، هدار، هدایت، هیمن، مهداد، بهداد، شهداد
اسم‌های دخترانه مشابه هدا:
حدی، سها، هما، ضحا، اهدا، مهدا، هدایت، ندا، دینا

 

 

ابجد اسم هدی

  • ابجد کبیر اسم هدا برابر است با: ۱۹
  • ابجد صغیر اسم هدا برابر است با: ۱۰
 
معنی اسم هدا
 

متن و عکس نوشته اسم هدی

هدی جان
عشق اول و آخر من هستی
و تو قلبم می‌مونی تا ابد …
 
~~~~~★★★★★~~~~~
گلی به زیبایی دختر
هدی جان.
روزت مبارک، گل همیشه بهاری!
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدا
بی‌دلیل آمدی و …
تمام دلیل زندگیم شدی
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدا جان
خوشبختی یعنی
تنها دلیل نفس کشیدن من باشی
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدی قشنگم
دلایل بودنم را مرور می‌کنم هر روز!
هر روز از تعداد آن‌ها کم می‌شود!
آخرین باری که آن‌ها شمردم
تنها یک دلیل برای من مانده بود!
آن هم وجود تو بود فرزند نازنینم!
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدی جان
تو جهان مرا به حرکت وا می‌داری، بدون تو من وجود ندارم
دوستت دارم همسر عزیزم
هدا جان نازنینم؛ دختر عزیزتر از جانم
هر لحظه‌ای که دلتنگ تو می‌شوم بیا نی نی‌ای سقوط می‌کند
اگر روزی به آسمان نگاه کردی و بیا نی نی‌ها رفته بودند
به خاطر این است که در آن لحظه خیلی دلم برایت تنگ شده
امروز دلتنگت هستم
دیروز هم دلتنگت بودم
نگران فردا نباش، همیشه دلتنگ تو خواهم بود و این یک عهد است
دوستت دارم
 
 
عکس پروفایل اسم هدا
هدا عزیزم
به دوست داشتنت مشغولم
و این زیباترین دل مشغولی دنیاست!
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدی عزیزم
تو هدیه الهی زندگی من هستی
نیمه بهتر من
در هر تپش قلبم حضور تو را احساس می‌کنم
بی تو من یک کالبد یخ زده‌ام
که هیچ چیز او را به حرکت وانمی‌دارد.
آری، این‌ها حرف‌های همسر توست که هر لحظه و همیشه دلتنگت است
 
~~~~~★★★★★~~~~~
هدی جانم
چه خوش خیال است
فاصله را می‌گویم
به خیالش تو را از من دور کرده‌
نمی‌داند جای تو امن است
اینجا در میان دل من …

سخن پایانی

هدا یک اسم سه حرفی با ریشه عربی و از اسامی دخترانه مذهبی و به معنای رستگاری و هدایت است. امیدواریمبا خواندن این مطلب، بتوانید بهتر در مورد نام فرزند خود تصمیم‌گیری کنید. نظر شما در مورد این اسم چیست؟ غیر از اسامی اشاره شده، شما چه نام‌هایی می‌شناسید که به نام هدا نزدیک باشند؟ لطفا نظرات ارزشمند خود را با ما و دیگر همراهان بیا نی نی به اشتراک بگذارید. شما می‌توانید با سایر اسم‌های دخترانه زیبا و امروزی نیز در بیا نی نی آشنا شوید.

معنی اسم هاوار چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسم های مشابه هاوار)

معنی اسم هاوار چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسم های مشابه تینا)
معنی اسم هاوار «بانگ» و «فریاد» و «نام قله دماوند در اوستا» است. این نام دارای ریشه کردی است که متاسفانه در لیست سازمان ثبت احوال وجود ندارد.

معنی اسم هاوار چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسم های مشابه تینا)
 
بیا نی نی| بخش مادر و کودک – اگر برای نام‌گذاری پسر کوچک در راهتان به دنبال یک نام اصیل ایرانی هستید، نام پسرانه کردی «هاوار» گزینه بسیار خوبی است. اگرچه این نام در اداره‌ی ثبت احوال موجود نیست، اما شاید بتوانید با پیگیری، شما اولین کسی باشید که این نام را برای فرزندتان برمی‌گزینید. در ادامه این مطلب، با معنی اسم هاوار، ریشه و اسامی مشابه آن آشنا شوید.
 

معنی اسم هاوار

هاوار / hāvār / نامی پسرانه با ریشه کردی به معنای «بانگ» و «فریاد» است. هاوار در اعلام، نام یک گروه راک ایرانی است.
همچنین گفته می‌شود هاوار نام کوه دماوند در اوستا است. تلفظی از «هوابرزئیتی» در اوستا
 
 
ریشه اسم: کردی
نوع اسم:  دخترانه
قابلیث ثبت در اداره ثبت احوال: این نام در فهرست نام‌های سازمان ثبت احوال وجود ندارد
فراوانی:
 

اسم‌های مشابه

اسم‌های پسرانه مشابه هاوار:
، همایون، هوراد، هیوا، هونام، هیراد، ، هاتف، هادی، هایکا، 
اسم‌های دخترانه مشابه هاوارا:
هایده، ، هورمهر، هایکا، هیوا، هوزانا، هانا، هستی، هما
 
 

ابجد اسم هاوار

  • ابجد کبیر اسم هاوار برابر است با: ۲۱۳
  • ابجد صغیر اسم هاوار برابر است با: ۱۵
 
معنی اسم هاوار
 

متن و عکس نوشته اسم هاوار

هاوار جان مرد من،
دست‌های تو را می‌گیرم، شکوفه میدهم،
می‌شکفم،‌ای آفتاب نو بهار…
روزت مبارک قشنگ‌ترین بهانه زندگی

عکس نوشته با اسم هاوار
 
هاوار دلبندم.
بدون عشق تو در زندگی‌ام.
زندگی کسل کننده و خسته کننده است…
تو رنگ‌های روشن رنگین کمان را به زندگی من می‌آوری.
حتی در ابر‌ترین روز‌های زندگی‌ام
 

✿✿☆☆☆☆✿✿

هاوار عزیزم؛ پسر زیبا و دوست داشتنی من
آرزویم این است که دلت خوش باشد
نرود لحظه‌ای از صورت ماهت لبخند
نشود غصه دمی نزدیکت
لحظه‌هایت همه زیبا باشند
از خدا می‌خواهم که تو را سالم و خوشبخت بدارد همه عمر
و نباشی دلتنگ …
دوستت دارم پسرم

سخن پایانی

هاوار یکی از اسامی اصیل ایرانی و کردی است. این نام به معنی بانگ و فریاد، اسمی سنگین و باوقار برای پسرهاست که البته در حال حاضر در لیست اسامی مورد تائید اداره ثبت احوال کشور نیست. اگر به دنبال اسم پسر خاص هستید، می‌توانید نگاهی به فهرست کامل اسم پسر اصیل ایرانی با معنی بیاندازید.
نظر شما در مورد این اسم چیست؟ علاوه بر نام‌هایی که در این مطلب ذکر شدند، شما چه نام‌هایی می‌شناسید که به اسم هاوار شبیه باشد؟ لطفا نظرات ارزشمند خود را با ما و دیگر همراهان بیا نی نی در میان بگذارید.

معنی اسم مهلقا چیست؟ (ریشه، فراوانی و اسامی مشابه مهلقا)

معنی اسم مهلقا چیست؟
مهلقا از ترکیب مه (فارسی) به معنای ماه و لقا (عربی) به معنای چهره تشکیل شده است. معنی اسم مهلقا زیبارو و دارای صورت همچون ماه است.

معنی اسم مهلقا چیست؟

 

بیا نی نی | دسته مادر و کودک – گاه والدین به دنبال اسمی برای دختر کوچکشان هستند که به زیبایی او نیز اشاره کند. اگر به دنبال نامی هستید که طرفداران زیادی دارد و به زیبایی صورت کودکتان نیز اشاره کند، پیشنهاد ما به شما نام مهلقاست. در ادامه معنی اسم مهلقا، ریشه و اسامی مشابه آن را در میان اسامی زیبای دخترانه با هم خواهیم دید.


در این مطلب آورده شده است:

  • معنی اسم مهلقا
  • اسم‌های مشابه
  • ابجد اسم مهلقا
  • متن و عکس نوشته اسم مهلقا

معنی اسم مهلقا

معنی اسم «مهلقا» / mahlaqā / در فرهنگ لغت دهخدا، ماهروی، مه‌طلعت، ماه لقا و کنایه از زیباروی است. ریشه‌ی این نام از ترکیب ریشه فارسی (مه) و ریشه عربی (لقا) تشکیل شده است. 

ریشه اسم فارسی – عربی
نوع اسم  دخترانه
قابلیث ثبت در اداره ثبت احوال این نام در فهرست نام‌های سازمان ثبت احوال وجود دارد
فراوانی ۱۶۳۵۹ نفر

 

اسم‌های مشابه

اسم‌های پسرانه مشابه مهلقا

مهزاد، ماهزاد، آیتان، آیهان، نیکرو، وسیم، آذرچهر، آترین

اسم‌های دخترانه مشابه دخترانه 

ماه‌ لقا، آیما، مه سیما، ماهرخ، ماهرو، مهرخسار، مهرسا، مهسا، مهسان، آیسان، آیناز، آیلار

 

 

ابجد اسم مهلقا

  • ابجد کبیر اسم مهلقا برابر است با: ۱۷۶
  • ابجد صغیر اسم مهلقا برابر است با: ۱۴

 

معنی اسم مهلقا

 

شعر با اسم مهلقا

آمد از او در وجود، کودک فرخنده‌ای
سروقد و گلعذار مهررخ و مه‌لقا
هاتف (دیوان ص ۱۰۸)

 

متن و عکس نوشته اسم مهلقا

 

تو یک بار می‌گویی
دوستت دارم
و من از شوق
هزار بار می‌میرم
مهلقا جان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
 
همه را کنار گذاشتم؛
تو را کنار قلبم
مهلقا
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
 
مهلقا جان
تولد تو آغازی است برای عاشق‌تر ماندنم
عزیز من! حس بودن دوباره‌ات مبارک
 
 
عکس نوشته اسم مهلقا
 
مهلقا جان
تمام گوشه‌های جهان را هم بگردم
جگر گوشه‌ام تویی
تولدت مبارک!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
 
مهلقا شادی‌هاشو با بقیه تقسیم می‌کنه
ولی غصه‌هاشو تو دلش نگه می‌داره
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
 
 

سخن آخر

مهلقا جزو اسامی دخترانه که به حرف الف ختم می شود است که برای نامگذاری فرزند دختر، انتخاب می‌شود. این اسم بر زیبایی صورت دختر دلبندتان تاکید دارد. اگر به دنبال نام‌های کمیاب و خاص می‌گردید پیشنهاد می‌کنیم سری به مطلب مجموعه اسم دختر کمیاب و خاص نیز بزنید.

نظر شما در مورد اسم مهلقا چیست؟ آیا این اسم را برای فرزند خود می‌پسندید؟ چه اسامی دیگری می‌شناسید که به این اسم شبیه باشند؟ لطفا نظرات و دیدگاه‌های خود را با ما و سایر مخاطبان بیا نی نی به اشتراک بگذارید.

اسم پسر لری ؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه

اسم پسر لری؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه
اگر به دنبال اسم اصیل برای نوزاد پسر خود هستید، بد نیست اسم‌های پسرانه‌ جدید و زیبای لری را نیز مد نظر داشته باشید. انواع اسم پسر لری، آوا و معانی زیبایی دارند.

اسم پسر لری؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه

 

بیا نی نی | بخش مادر و کودک – در میان نام‌های پسرانه ، اسم پسر لری جزء پرطرفدارترین و خوش آواترین نام‌هاست که بسیاری از والدین آن را برای کودک پسرشان در نظر می‌گیرند. اگر به دنبال اسم پسر خاص هستید، در ادامه فهرست کاملی از اسامی پسرانه لری زیبا را برای شما گردآوری کرده‌ایم. 


آن‌چه در این مطلب می‌خوانید:

اسم پسر با الف اسم پسر با ب اسم پسر با پ اسم پسر با ت
اسم پسر با چ اسم پسر با ح اسم پسر با خ اسم پسر با د
اسم پسر با س اسم پسر با م اسم پسر با و اسم پسر با ه 

اسم پسر لری

اسم پسر لری با الف

آراز
معنی: بغض
 
آرتا
معنی: فرمانده کاسیان لر‌ها در سپاه دوم خشایارشاه هنگام حمله به یونان
 
اُردی
معنی: سپاه، لشکر
 
آرسام
معنی: اشک‌هایم، همچنین نام پسر داریوش پادشاه هخامنشیان
 
آرُفتِه
معنی: کارآزموده و مجرب
 
آرمن
معنی: آرزو
 
آرمون
معنی: آرزو
 
آرُمی
معنی: آرامش و آسایش
 
آرمین
معنی: آرزو، شور، عشق
 
آرنگ
معنی: آهنگ، ناله
 
آروان
معنی: برگرفته از آرین به معنی ایرانی، آریایی، ایران؛ هم چنین نام یکی از طایفه‌های لرستان
 
اِزما
معنی: آزمایش کننده
 
آسا
معنی: عزیز
 
آسام
معنی: برگرفته از اسم سام؛ سام به معنی داستان خوشایند و حدیث خوش؛ همچنین نام پهلوان ایرانی پسر نریمان و پدر زال؛ همچنین نام یکی از ایالت‌های مرزی شمال شرقی هند.
 
آستن
معنی: صخره‌ی پلکانی
 
اِستیم
معنی: ستون، تکیه‌گاه
 
اِشگار
معنی: شکر‌گزار، سپاسگزار
 
اَشنا
معنی: شنوا
 
آشو
معنی: شاهین
 
آلان
معنی: بهانه
 
اَلتاش
معنی: صخره
 
اُلمان
معنی: نام شعر و آهنگی معروف؛ همچنین عاشق یا معشوقی خیالی
 
اَلَو
معنی: عقاب
 
اِلیما
معنی: قومی باستانی که در بختیاری می‌زیسته‌اند و پایتخت آن‌ها ایذه بوده است
 
آوان
معنی: سلسله‌ی پادشاهی در لرستان
 
اوسین
معنی: افسون، دعا
 
ایاس
معنی: یاد، خیال

اسم پسر لری با ب

بازیار
معنی: دروگر
 
باوام
معنی: عزیزم
 
باوان
معنی: کس و کار، فامیل پدری
 
باهنده
معنی: پرنده
 
بایار
معنی: دردمند
 
بردیا
معنی: محکم و قوی مثل سنگ
 
بردین
معنی: سنگ و مقاوم
 
برفیز
معنی: بهمن
 
بَروک
معنی: پیکر و اندام
 
بروهی
معنی: آفرین، مرحبا
 
بشتار
معنی: آرزو‌مند
 
بشگار
معنی: شکرگزار
 
بندیر
معنی: گرفتار، منتظر
 
بنیا
معنی: پیشرو، رهبر
 
بهدار
معنی: پنهان
 
بهرود
معنی: بهترین فرزند

 

اسم پسر لری؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه editing

 

اسم پسر لری با پ

پایار
معنی: پایدار، مقاوم
 
پایاز
معنی: پایدار
 
پرمند
معنی: پرتو
 
پرناک
معنی: جوان بالغ و برومند؛ همچنین دور افتاده و مهجور
 
پریش
معنی: آشفته حال، پریشان
 
پریوان
معنی: دستیار شبان
 
پیا
معنی: نوعی گیاه ظریف که در پاییز به آسانی دستخوش آتش و دستاویز باد می‌شود
 
پیوار
معنی: هم‌معنی پیا 

اسم پسر لری با ت

تاپر
معنی: تنها، منزوی
 
تاراز
معنی: نام کوهی در چهار محال و بختیاری
 
تاشین
معنی: مانند صخره سخت و مقاوم
 
تاوینا
معنی: برابر و همسان
 
تَوار
معنی: صخره
 
تیارا
معنی: روشنی چشم
 
تیام
معنی: چشم‌هایم و در واقع به مفهوم بسیار عزیز و دوست داشتنی یا همه چیزم
 
تیتـُر
معنی: تیر انداز
 
تیرَش
معنی: چشم عسلی، آنکه رنگ چشم‌اش به زردی می‌گراید
 
تیفون
معنی: طوفان، موج
 
تیکلا
معنی: آخرین اتابک بختیاری
 
تیگدار
معنی: خوش اقبال
 
تیلا
معنی: عصای دست، تکیه‌گاه
 
تیمدار
معنی: با اصل و نسب، اصیل

اسم پسر لری با چ

چاریار
معنی: باهوش، گره‌گشا
 
چرام
معنی: چراغ من
 
چزار
معنی: آرزومند
 
چگا
معنی: کوه کوچک و کم ارتفاع
 
چوخا
معنی: تنپوش قوم بختیاری
 
چیگین
معنی:  همچون جان، عزیز جان

اسم پسر لری با ح

حامین
معنی: حمایتگر

اسم پسر لری با خ

خوُِگـِر
معنی: ساکت، متین، خوددار

اسم پسر لری با د

دامون
معنی: دامنه‌ی کوه
 
دانیار
معنی: یار مادر
 
داوار
معنی: موطن مادری
 
درستبا
معنی: سالم باش
 
دسبار
معنی: از مناطق بختیاری
 
دلِسپید
معنی: مهربان، دلپاک
 
دلیار
معنی: آشکار، تصور و خیال

 

اسم پسر لری؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه editing

 

اسم پسر لری با س

ساتیار
معنی: از سربازان نامی هخامنشی
 
سالیز
معنی: سا=سایه + لیز =خانه؛ سایه‌ی خانه
 
ساواش
معنی: سایه‌ی همراه
 
سهراب
معنی: سرخ و سفید؛ پسر رستم و تهمینه در شاهنامه

اسم پسر لری با م

میریا
معنی: مرد خانواده

اسم پسر لری با و

ویرا
معنی: یاد و خاطره
 
ویرمان
معنی: به یاد ماندنی

اسم پسر لری با ه

هرنگ
معنی: تاب و توان دل؛ مجاز از قدرت و امید زندگی
 
هِنارَس
معنی: دادرس، فریادرس
 
هیرمان
معنی: به یاد ماندنی
 

هیرو

معنی: مبارک

 

کلام آخر

اسامی ذکر شده، اسامی اصیل ایرانی با گویش لری بودند. اگر به دنبال اسامی اصیل دیگر ایرانی نیز می‌گردید، پیشنهاد می‌کنیم از مطلب فهرست کامل اسم پسر اصیل ایرانی با معنی نیز در بیا نی نی دیدن کنید.

هموطنان عزیز لر نیز می‌توانند با ارسال اسامی مدنظرشان، در بخش نظرات و پرسش‌ها در تکمیل این فهرست و تصحیح اشتباهات احتمالی آن به ما کمک کنند. 

اسم دختر لری ؛ زیباترین نام های لری دخترانه پرطرفدار

اسم دختر لری؛ زیباترین نام‌های لری دخترانه پرطرفدار
اسم دختر لری از زیباترین اسامی دخترانه است که بسیاری از والدین آن را برای نام‌گذاری کودک خود مد نظر قرار می‌دهند. اسامی لری دخترانه، اصالت، آوا و معانی زیبایی دارند.

اسم دختر لری؛ زیباترین نام‌های لری دخترانه پرطرفدار

 

بیا نی نی | دسته مادر و کودک – از دغدغه‌های اساسی والدین، انتخاب نام برای نوزادشان است. اگر شما نیز به دنبال نام مناسب برای نوزاد دخترتان هستید، اسم لری دختر را نیز مد نظر داشته باشید. اسامی لری، اصیل، خوش آوا و دارای معانی زیبایی هستند. در ادامه مجموعه‌ای از اسامی لری دخترانه را برای شما گردآوری کرده‌ایم. 


آن‌چه در این مطلب می‌خوانید:

اسم دختر لری با الف اسم دختر لری با ب اسم دختر لری با ت اسم دختر لری با چ
اسم دختر لری با خ اسم دختر لری با د اسم دختر لری با ر اسم دختر لری با س
اسم دختر لری با گ اسم دختر با ل اسم دختر لری با م اسم دختر لری با ن
اسم دختر لری با و اسم دختر لری با ه    

 


اسم دختر لری

اسم دختر لری با الف

آبرنگ
معنی: دختری که دارای پوستی لطیف و نرم است
 
آریانا
معنی: برگرفته از آریایی و ایرانی
 
آسا
معنی: عزیز و مورد محبت قرار گرفته؛ همچنین عصا و تکیه‌گاه
 
آساره
معنی: بیا نی نی
 
آسام
معنی: آسایشم
 
آسو
معنی: افق، محل پایین رفتن خورشید
 
انوس
معنی: مثل باد، سریع
 
ایلدا
معنی: مادر ایل، شیرزن
 
ایل‌سیت‌میرا
معنی: ایل برایت بمیرد
 
ایلماه
معنی: ماه ایل

اسم دختر لری با ب

بُرگام
معنی: ابروهایم
 
بِشتار
معنی: آرزومند

اسم دختر لری با ت

تیارا
معنی: روشنی چشم، چشم‌آرا و زیبا
 
تیام
معنی: چشم‌هایم؛ همچنین به مفهوم عزیز دل یا همه چیزم
 
تیاناز
معنی: کسی که چشم‌های ناز و زیبایی دارد
 
تیدا
معنی: چشم مادر
 
تیکال
معنی: چشم قهوه‌ای
 
تِی‌گل
معنی: کنار گل
 
تی‌گل
معنی: چشم گل
 
تی‌ناز
معنی: چشم ناز
 

اسم دختر لری زیبا

 

اسم دختر لری با چ

چیدا
معنی: مانند مادر یا از لحاظ مهر و عاطفه شبیه مهر مادرانه
 
چی‌گل
معنی: مثل گل
 
چیمَه
معنی: مثل ماه

اسم دختر لری با خ

خاتی
معنی: بانو، خاتون
 
خاتین
معنی: بانو، خاتون

اسم دختر لری با د

داگل
معنی: مادر گل
 
دالیا
معنی: مادر زیبا
 
دلسا
معنی: عزیز دل و تکیه‌گاه
 
دنا
معنی: نام کوهی در کهگیلویه و بویراحمد

اسم دختر لری با ر

روشنا
معنی: روشنایی، نور
 
ریشنا
معنی: معادل روشنا

اسم دختر لری با س

سالیز
معنی:سایبان، سایه‌ای برای آرامش
 
ساواش
معنی: سایه همراه
 
سایدا
معنی: سایه‌ی مادر، پناه مادر
 
ستین
معنی: عزیز؛ همچنین ستون و تکیه‌گاه والدین
 
سوتیام 
معنی: نور چشمانم
 
سیدا
معنی: سرپناه مادر
 
سی‌دا
معنی: هدیه برای مادر

اسم دختر لری با گ

گلاره
معنی: مردمک چشم
 
گوطلا
معنی: چیزی باارزش همچون طلا، آنچه به زیبایی طلا باشد
 
گیسیا
معنی: روشن

اسم دختر لری پرطرفدار

 

اسم دختر با ل

لورا
معنی: لرزاده
 
لوران
معنی: لرزاده
 
لیسکا
معنی: سریع و برق‌آسا

اسم دختر لری با م

مریدا
معنی: مثل مادر
 
منتیا
معنی: درون چشمان، کنایه از بسیار عزیز بودن

اسم دختر لری با ن

نارینا
معنی: مثل دانه‌ی انار
 
نَشمی
معنی: زن زیبارو
 
نَشمین
معنی: باوقار؛ هم چنین زن زیبارو و خوش رو
 
نیش‌ها
معنی: نوش طلب، درپی آرامش، صلح جو، کام طلب

اسم دختر لری با و

ویرا
معنی: یاد و خاطره
 
ویریا
معنی: یادها

اسم دختر لری با ه

هانا
معنی: فریاد
 
هاویر
معنی: در یاد مانده
 
هرسام
معنی: اشکهایم
 
هرنگ
معنی: تاب و توان دل و مجازا قدرت و امید زندگی؛ همچنین آرامش و تسکین دهنده 
 
هناس
معنی: نفس
 
هیلمی
معنی: داری موی بور و زرد
 
هیلناز
معنی: سرخگون، نازنین و به رنگ بور
 
هیوا
معنی: امید

اسم دختر لری پرطرفدار و زیبا

 

کلام آخر

همانطور که دیدید، اسم لری دختر دارای معنی زیبا و آوایی خوش است. اگر به دنبال اسامی دخترانه در گویش‌های دیگر نیز هستید، پیشنهاد می‌کنیم مطلب اسم دختر کردی – زیباترین اسامی دخترانه کردی به همراه معنی را نیز در بیا نی نی ببینید. همچنین می‌توانید اسم پسر لری ؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه را نیز در بیا نی نی بخوانید.

هموطنان عزیز لر نیز می‌توانند با ارسال اسامی مدنظرشان، در بخش نظرات و پرسش‌ها در تکمیل این فهرست و تصحیح اشتباهات احتمالی آن به ما کمک کنند.

اسم پسر شمالی ؛ مجموعه ای از نام های پسرانه گیلکی و مازنی

اسم پسر شمالی؛ مجموعه ای از نام های پسرانه گیلکی و مازنی
در گویش مازنی و گیلکی، نام‌های اصیل زیادی وجود دارد که می‌توانید از میان آن‌ها نام مناسبی برای فرزند خود برگزینید. انواع اسم پسر شمالی، علاوه بر آوایی خوش، معنای زیبایی نیز دارند.

اسم پسر شمالی؛ مجموعه ای از نام های پسرانه گیلکی و مازنی

بیا نی نی | بخش مادر و کودک انتخاب اسم مناسب برای کودک یک هنر است. مطمئنا والدین برای انتخاب نام نوزاد خود دغدغه‌ی زیادی دارند. بنابراین گزینه‌های زیادی را سبک و سنگین می‌کنند تا نام مناسب فرزندشان را بیابند. اگر شما نیز این دغدغه را دارید و به دنبال بهترین اسم پسر برای نوزاد خود می‌گردید، پیشنهاد می‌کنیم انواع اسم پسر شمالی را نیز مد نظر داشته باشید. در ادامه، مجموعه‌ای از نام‌های پسرانه گیلکی و مازندرانی را برای شما فراهم کرده‌ایم. 


آن‌چه در این مطلب می‌خوانید:

  • اسم پسر شمالی؛ نام‌های گیلکی پسرانه
اسم پسر شمالی گیلکی با الف اسم پسر شمالی گیلکی با ب اسم پسر شمالی گیلکی با پ اسم پسر شمالی گیلکی با ت
اسم پسر شمالی گیلکی با ج اسم پسر شمالی گیلکی با چ اسم پسر شمالی گیلکی با خ اسم پسر شمالی گیلکی با د
اسم پسر شمالی گیلکی با ر اسم پسر گیلکی با ز اسم پسر گیلکی با ژ اسم پسر گیلکی با س
اسم پسر گیلکی با ش اسم پسر گیلکی با ف اسم پسر شمالی گیلکی با ق اسم پسر گیلکی با ک
اسم پسر گیلکی با گ اسم پسر شمالی گیلکی با ل اسم پسر گیلکی با م اسم پسر گیلکی با ن
اسم پسر گیلکی با و اسم پسر گیلکی با ه اسم پسر گیلکی با ی

 

  • اسم پسر شمالی؛ نام‌های مازنی پسرانه
اسم پسر مازنی با الف اسم پسر مازنی با ب اسم پسر مازنی با پ اسم پسر مازنی با ج
اسم پسر مازنی با د اسم پسر شمالی مازنی با ر اسم پسر مازنی با ز اسم پسر شمالی مازنی با س
اسم پسر مازنی با ش اسم پسر مازنی با ص اسم پسر شمالی مازنی با ک اسم پسر مازنی با م
اسم پسر مازنی با ن اسم پسر مازنی با و

اسم پسر شمالی ؛ نام های گیلکی پسرانه

اسم پسر گیلکی با الف

آبچین
معنی: کاغذهای شفاف و بسیار نازک رنگی
 
آذرولاش
معنی: عارف آتشین، ششمین پادشاه سلسله‌ی آل قارن
 
آرنگ
معنی: نام کوهی در اشکورات
ارغش (ارگاش)
معنی: اسم تاریخی از شاهان باستانی گیلان
اسفار
معنی: اسم پسر شیرویه و یکی از رهبران نظامی دیلمی است

اسوار

معنی: معادل اسفار
اشاکید
معنی: اسم تاریخی از شاهان باستانی
اشتاد
معنی: نام فرشته‌ای در دین زردشت و بیست و ششمین روز از هر ماه خورشیدی
افرا
معنی: از درختان جنگل‌های شمال ایران (در حال حاضر فقط به عنوان اسم دختر مورد تایید ثبت احوال است)
افراشته
معنی: شاعر معروف گیلکی‌سرا
آلندا
معنی: اسم تاریخی شاهان باستانی
 
آموج
معنی: آموخته، خوگرفته
امینا
معنی: برگرفته از امین (با تلفظ رایج در قدیم)
 
امینای
معنی: نام یکی از شاعران گیلانی، امینای رودسری
انوز
معنی: اسم تاریخی فرمان‌روایان گیلان
اُوجا
معنی: از درختان کنایه از بسیار بلند قامت؛ همچنین جواب و پاسخ
اوخان
معنی: پژواک، انعکاس صدا
 
آهین
معنی: آهن
 
ایاز
معنی: شبنم، نسیم مرطوب و خنک
ایجگره
معنی: فریاد
ایلشام
معنی: اسم تاریخی سرداران گیلانی

اسم پسر گیلکی با ب

بازان
معنی: باز + آن = با آن؛ اسم تاریخی سرداران گیلانی
باو
معنی: نام پسر شاپور، مؤسس سلسله‌ی ملک الجبال مازندران در قرن یکم هجری قمری
باوند
معنی: اصیل؛ همچنین اسم تاریخی شاهان باستانی
بکران
معنی: از سرداران مرداویج زیاری
بنجاسپ
معنی: از سرداران گیلانی
بُندار
معنی: ریشه دار؛ همچنین نام یکی از سرداران گیلانی؛ همچنین نام شاعر معروف
بویه
معنی: آرزومندی؛ همچنین پدر موسس سلسله‌ی آل‌بویه

اسم پسر گیلکی با پ

پادوسبان
معنی: پادوس (مملکت) + بان (پسوند نگهداری) = پاسدار کشور و نگهبان سرزمین، برگرفته از سلسله‌ی پادوسبانان
پاموج
معنی: راه‌پیما، هم‌پا
پشنگ
معنی: ستم، محنت و مرد جنگی، همچنین اسم تاریخی از سلسله‌ی پادوسبانان
پلیام (پلیم)
معنی: گیاهی در اطراف رشت
پوردیل
معنی: آدم با دل و جرأت
پورگیل
معنی: اسم تاریخی از سرداران

اسم پسر گیلکی با ت

تالجین
معنی: اسم تاریخی از سرداران
تام
معنی: آرام، ساکت
تجاسب
معنی: از فرمان‌روایان سلسله‌ی تجاسپی
تکیدار
معنی: بی همتا؛ همچنین از سرداران دیلمی
توکا
معنی: پرنده‌ای از انواع کاکلی‌ها
توکالی
معنی: قله‌ی کوه
تیدا
معنی: اسم تاریخی از سرداران
تیرمَزَن
معنی: اسم تاریخی
 
تیشین
معنی: مال تو

اسم پسر گیلکی با ج

جاران
معنی: شهر گنج‌های نهفته
 
جانگول
معنی: بدنی چون گل
جستان
معنی: اسم تاریخی از سلسله‌ی جستانیان
جوانگول
معنی: گل شاداب، جوانی چون گل؛ همچنین از سرداران دیلمی
جیم‌رو
معنی: جیم = جرقه و اخگر آتش  + رو  = رخ، چهره، سرخ‌رو، آتشین‌رخ 
جیگلی
معنی: فریاد

اسم پسر گیلکی با چ

چارخو
معنی: از پرند‌گان کنار نیزار
چیران
معنی: اسم مکانی در گیلان
چیکا
معنی: نام پرنده‌ای

اسم پسر گیلکی با خ

خُجیران
معنی: خوبان 
 
خوجیر
معنی: زیبا، خوب، جمیل
خورزاد
معنی: زاییده‌ی خورشید، زیبا و تابان؛ همچنین اسم تاریخی شاهان پادوسبانی
خورکیا
معنی: اسم تاریخی شاهان کیایی
خورگام
معنی: نام دهی از دهستان شهرستان رشت
خوندش
معنی: پژواک، انعکاس صدا
خیلو
معنی: اسم تاریخی

اسم پسر گیلکی با د

دابویه
معنی: بماند و باشد (انشاالله)؛ همچنین اسم پسر گاوباره از شاهان باستانی گیلان
داتا
معنی: از شاهان باستانی معاصر کورش کبیر
داره
معنی: داس مخصوص درو برنج، سلاح همیشگی دهقانان شمالی
 
دردان
معنی: اسم تاریخی سرداران 
دُرفک
معنی: یکی از بلندترین کوه‌های گیلان
دفراز
معنی: تکیه‌گاه
دکیه
معنی: اسم تاریخی
دلفک
معنی: معادل درفک
دوباج
معنی: دهی از شهرستان رشت؛ همچنین اسم تاریخی فرمان‌روایان گیلان

 

اسم پسر شمالی؛ مجموعه ای از نام های پسرانه گیلکی

 

اسم پسر گیلکی با ر

رشاموج
معنی: اسم تاریخی سرداران
روخان
معنی: رودخانه
روزمان
معنی: پرفروغ؛ همچنین اسم تاریخی سرداران

اسم پسر گیلکی با ز

زربین
معنی: سرو کوهی
زرمان
معنی: پیری و سالخوردگی، همچنین از نام‌های حضرت ابراهیم و از سرداران تاریخی
زرهوا
معنی: اسم تاریخی
زریزاد
معنی: اسم تاریخی
زمانا
معنی: زمان
زهار
معنی: فریاد؛ همچنین شرمگاه
زیار
معنی: زی + ار = به معنای زندگی کننده، نام پدر مرداویج

اسم پسر گیلکی با ژ

ژیویر
معنی: فریاد

اسم پسر گیلکی با س

ساج‌علی
معنی: زلف علی
 
سالوک
معنی: اسم تاریخی از فرمان‌روایان
 
سراوان
معنی: نام روستایی در شمال
سرخاب‌سلیم
معنی: از پرندگان
سوخرا
معنی: اسم تاریخی
سورخانی
معنی: نام رودخانه‌ای بین گیلان و مازندران
 
سورخ‌جول
معنی: صورت گل انداخته
سوریل
معنی: اسم تاریخی از سرداران
سیالَک
معنی: پرسیاوشان، گیاه دارویی
سیاه‌گیل
معنی: نام یکی از شخصیت‌های داستان “سمک عیار”
سیلاک
معنی: بارند‌گی زیاد

اسم پسر گیلکی با ش

شاه‌میران
معنی: اسم تاریخی
 
شرفشاه
معنی: شاعر عارف و گیلکی‌سرای قرن هشتم هجری
شرمزن
معنی: اسم تاریخی
 
شوکا
معنی: کوچکترین گوزن ایران که در جنگل‌های گیلان زندگی می‌کند
 
شوئیل
معنی: نام مکان
شیراسفار
معنی: اسم تاریخی از سرداران
شیراسوار
معنی: معادل شیراسفار
شیردیل
معنی: شجاع با دل شیر
شیرزیل
معنی: اسم تاریخی قرن چهارم هجری
شیرَج
معنی: اسم تاریخی از سلسله‌ی کاکوان
شیرود
معنی: نام رودی در تنکابن
شیرویه
معنی:  شجاع و دلیر، صاحب شٲن و شوکت
 
شیشار
معنی: شمشاد

اسم پسر گیلکی با ف

فاراب
معنی: زمینی را گویند که با آب کاریز و رودخانه کشت می‌شود 
 
فرخان
معنی: جوجه‌ها
 
فرشوازگر
معنی:  لقب گیل‌بن‌گیلان‌شاه
فولوق
معنی: یک گل آتش
فیروزان
معنی: اسم تاریخی از فرمان‌روایان گیلان، منسوب به پیروز و فرزند پیروز

اسم پسر گیلکی با ق

قارن
معنی: اسم تاریخی از ملوک باستانی شمال
قاینا
معنی: قانع، متقاعد
قهران
معنی: اسم تاریخی 

اسم پسر گیلکی با ک

کادوس
معنی: اسم تاریخی از اقوام باستانی گیلان
کارکیا
معنی: خداوندگار، کارفرما، کاردان، وزیر و حاکم؛ از القاب سلسله کیایی
کارن
معنی: معادل قارن
 
کاسان
معنی: نام دهکده‌ای در گیلان
کاسک
معنی: اسم تاریخی
کاکو
معنی: برگرفته از سلسله کاکوان یا کاکویه مأخوذ از آن است؛ همچنین اسم کوهی در اطراف سیاهکل
کاکوان
معنی: اسم تاریخی از سلسله‌ی کاکوان 
کاکوشاه
معنی: اسم تاریخی
کاکوی (کاکویه)
معنی: اسم تاریخی از سلسله کاکوان
کاکی
معنی: اسم تاریخی از سرداران، پدر ماکان
کالنجار
معنی: کارزار، جنگ و جدال؛ همچنین نام غریب‌شاه معروف
کالی
معنی: خام و نرسیده، خمیده و نگهبان؛ همچنین اسم تاریخی از شاهان
کالیجار
معنی: کارزار، کَلنجار؛ همچنین از القاب آل بویه
کامرو
معنی: کام (خواست، اراده) + رو = به خواست و اراده خود حرکت می‌کند؛ همچنین اسم تاریخی از بزرگان قرن پنجم هجری
کردویه
معنی: اسم تاریخی از سرداران
کوبار
معنی: کوه یا تپه‌ی باران زده
کورتکین
معنی: اسم تاریخی از سرداران
کورموش
معنی: نوعی موش کور بدبو، بزرگ و زشت
کوشیار
معنی: یاور، پرتلاش و کوشش؛ همچنین نام کوشیار دیلمی منجم معروف و صاحب آوزاه گیلانی
کوشیج
معنی: نام سلسله‌ای منسوب به کوش
کوکبان
معنی: اسم تاریخی از سرداران
کیا
معنی:بزرگ، حاکم، مرزبان، پاکیزه، نگهبان و پهلوان؛ همچنین حاکم و بزرگان گیلان برگرفته از نام سلسله کیایی
کیاشر
معنی: از امرای موشایی یا کوشیج
 
کیاملک
معنی: از مقتدرترین امرای سلسله هزاراسبی اشکوری
 
کیسوم
معنی: نام مکان

 

اسم پسر شمالی؛ نام های پسرانه گیلکی زیبا و اصیل

 

اسم پسر گیلکی با گ

گسکر
معنی: نام مکان
 
گشتام
معنی: اسم تاریخی از سلسله پادوسبانان
 
گورج
معنی: نام مکان
گورگیل
معنی: اسم تاریخی پسر گیلان‌شاه
گوری‌گیر
معنی: اسم تاریخی
گوکیان
معنی: اسم تاریخی از دیالمه
گولاز
معنی: افتخار، مباهات
گیل
معنی: قوم گیل
گیلاک
معنی: گیلک
 
گیلانشا
معنی: مرغ باران که چون آوا سر دهد باران نازل خواهد شد
گیلان‌شاه
معنی: اسم تاریخی از شاهان باستانی
گیلداد
معنی: اسم تاریخی
گیلو
معنی: معادل گیل؛ همچنین به قسمت بالای دیوار در زیر سقف گفته می‌شود که بر آن نقاشی و گچ‌بری کنند
گیلیده
معنی: نام پدر بویه
گیله‌لو
معنی: معادل گیل 

اسم پسر گیلکی با ل

لاهیج
معنی: ابریشمی؛ همچنین نام لاهیجان مأخوذ از آن است
لیاشیر
معنی: اسم تاریخی سرداران
 
لیسار
معنی: از رودهای گیلان که در شمال گرگانرود جاری است 
لیشا
معنی: اسم تاریخی سرداران
لیشام
معنی: اسم تاریخی در قرن سوم هجری
لیما
معنی: اسم کوهی در حوزه‌ی تنکابن
لونک
معنی: اسم آبشاری در نیمه راه سیاهکل-دیلمان

اسم پسر گیلکی با م

ماز
معنی: چین و شکن، ترک دیوار؛ همچنین نام کوهی میان گیلان و مازندران
مازیار
معنی: ماه ایزدیار، مازدیار و صاحب کوه ماز؛ همچنین نام پسر ونداد هرمز
ماکان
معنی: آنچه بوده یا آنچه شده؛ همچنین نام یکی از حکام دیالمه که پدرش کاکی نام داشته است
ماکرد
معنی: اسم تاریخی
ماناد
معنی: اسم تاریخی  پسر جستان از سلسله جستانیان
ماناذر
معنی: اسم تاریخی
ماندار
معنی: اسم تاریخی سرداران 
مرتیا
معنی: اسم تاریخی از سرداران
 
مرزبان
معنی: اسم شاهان باستانی گیلان
مشیز
معنی: اسم تاریخی سرداران
موتا
معنی: شادی‌بخش؛ همچنین از شاهان باستانی گیلان

اسم پسر گیلکی با ن

نسپر
معنی: از پرند‌گان جنگلی خوش‌آواز
نوبوله
معنی: ساقه‌ی جوان درخت
 
نوبیل
معنی: نام محله‌ای در رشت
نودار
معنی: اسم تاریخی از سلسله پادوسبانان
نومود
معنی: برازنده، درخور، جلوه
 
نیماکه
معنی: بزرگ و ریش‌سفید

اسم پسر گیلکی با و

واشک
معنی: عقاب تالابی، ازپرندگان تابستانی
 
والای
معنی: تلاطم
وردان
معنی: عدالت، پاکی؛ همچنین اسم تاریخی سرداران
ورنا
معنی: جوان و برنا، نیک و خوب؛ همچنین نام باستانی و کهن گیلان
وشمگیر
معنی: صیاد و شکارکننده‌ی بلدرچین؛ همچنین نام یکی از ملوک دیالمه‌ی حکومت آل زیار
ولکین
معنی: اسم تاریخی
ونداد
معنی: امید، آرزو، نام سردار ایرانی، بشارت پیروزی
 
وَهرَز
معنی: نیکو آفریده شده و آهسته؛ همچنین اسم فاتح یمن در زمان انوشیروان
وهسودان
معنی: از شاهان سلسله جستانی

اسم پسر گیلکی با ه

هروسندان
معنی: اسم تاریخی از سلسله پادوسبانان
هزارَسف
معنی: شباهت زیادی با هزاراسپ (دارنده هزاراسب) لقب ضحاک دارد
هوسم
معنی: نام قدیم رودسر

اسم پسر گیلکی با ی

یاور
معنی: کمک و همراه در امر کشت و زرع و هر کار دیگر
یاجین
معنی: دندانه‌های اره و داس

 

اسم پسر شمالی؛ نام های پسرانه گیلکی

 

اسم پسر شمالی ؛ نام های مازنی پسرانه

اسم پسر مازنی با الف

آرش
معنی: برگرفته از آرش کمانگیر
آلیش
معنی: سپاس

اسم پسر مازنی با ب

بنداسف‌جان
معنی: سرداری مازندرانی در چم دارنده اسب نژاده و نیک

اسم پسر مازنی با پ

پیرمهران
معنی: نام یکی از سپهبدان در زمان یزدگرد یکم
پیشداد
معنی: نیای بزرگ پیشدادیان

اسم پسر مازنی با ج

جویا
معنی: جوینده؛ همچنین نام پهلوان مازندرانی که بدست رستم کشته شد
 
جویان
معنی: معادل جویا

اسم پسر مازنی با د

دابو
معنی: یاغی و سرکش؛ همچنین ناحیه‌ای در شمال شرقی آمل؛ همچنین اسم تاریخی در سلسله‌ی دابوان یا دابویه
 
دادمهر
معنی: باستانی، محبت ایزدی، فرزندی که از روی محبت پروردگار داده شده است
دامون
معنی: یاری دهنده انسان‌ها؛ همچنین پناهگاه جنگلی؛ همچنین در گویش مازندران دامنه جنگل را نیز گویند
دیاکو
معنی: اولین پادشاه ماد

اسم پسر مازنی با ر

رایکا
معنی: پسر  محبوب و مطلوب
روجین
معنی: پنجره
روماک
معنی: صادق، منظم، صاف و تمیز، محکم 

اسم پسر مازنی با ز

زرمهر
معنی: از نوادگان کاوه آهنگر؛ همچنین اسپهبد تبرستان

اسم پسر مازنی با س

سوماً
معنی: نهر آب
سیکا
معنی: اردک

اسم پسر مازنی با ش

شراگیم
معنی: نام یکی از اسپهبدان مازندرانی
شروین
معنی: اسپهبد شروین در کوه‌های طبرستان درناحیه دهستان چاشم امروزی در شمال سمنان که از خاندان روحانی زرتشتی بودند؛ معنی همیشه پایدار و معضوق مردمان نیز برای اسم شروین آمده است.
شوپه
معنی: نگهبان شب

اسم پسر مازنی با ص

صابرتا
معنی: اسم پادشاهی تنومند در جنوب آمل
صدری
معنی:‌ نوعی برنج مرغوب که در گیلان و مازندران کشت می‌شود. 

اسم پسر مازنی با ک

کارن
معنی: اسپهبد کارن در جنوب ساری در فریم و شمال قومس فرمانروا بودند.
 
کارو
معنی: اسپهبد کارو در سوادکوه
کاگان
معنی: برادر
کایر
معنی: یار و یاور، همدم
کلاله
معنی: موی پیچیده؛ همچنین بخشی از گل

اسم پسر مازنی با م

مازیار
معنی: اسپهبد مازیار، مقر حکومت در شهریارکوه درشمال سمنان و جنوب ساری
مرداد
معنی: نامی برگرفته از قوم بزرگ باستانی آمرد‌ها در آمل
مرداویج
معنی: جنگنده، آویزان کننده‌ی مردان؛ همچنین نام مؤسس سلسله‌ی آل زیار

اسم پسر مازنی با ن

نیما
معنی: نام کوهی در شمال (یوش مازندران)؛ همچنین نام کوچک علی اسفندیاری (نیما یوشیج)

اسم پسر مازنی با و

ونداد
معنی: اسپهبد ونداد هرمز در جنوب ساری؛ همچنین پدربزرگ مازیار

 

اسم پسر شمالی؛ مجموعه ای از نام های پسرانه مازنی

 

کلام آخر

انواع اسم پسر شمالی در گویش مازنی و گیلکی، اسامی اصیلی هستند که معانی زیبایی نیز دارند. اگر به اسم‌های پسرانه در گویش‌های دیگر نیز علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم از مطالب «اسم پسر لری ؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار لری پسرانه» و «اسم پسر ترکی؛ فهرست کاملی از نام های پرطرفدار ترکی پسرانه» نیز دیدن کنید.

آیا شما اسم پسر شمالی دیگری سراغ دارید؟ هموطنان عزیز شمالی نیز می‌توانند با ارسال اسامی مدنظرشان، در بخش نظرات و پرسش‌ها در تکمیل این فهرست و تصحیح اشتباهات احتمالی آن به ما کمک کنند. 

اسم دختر شمالی ؛ فهرست کاملی از نام های گیلکی و مازنی دخترانه

اسم دختر شمالی ؛ فهرست کاملی از نام های گیلکی و مازنی دخترانه
اسم دختر شمالی جزء زیباترین نام‌ها محسوب می‌شود. نام‌های دخترانه‌ی شمالی، برگرفته از گویش‌های مازنی و گیلکی، علاوه بر آوایی خوش، معانی زیبایی نیز دارند.

 

اسم دختر شمالی ؛ فهرست کاملی از نام های گیلکی و مازنی دخترانه

بیا نی نی | بخش مادر و کودک – یکی از دل‌مشغولی‌های بزرگ والدین در هنگام بارداری و تولد نوزاد، انتخاب نام برای اوست. اگر شما نیز به دنبال نام مناسب برای کودک خود هستید، چرا از نام های شمالی استفاده نکنید؟ اسم دختر شمالی جزء اسم‌های پرطرفدار و زیبا می‌باشد. در ادامه مجموعه‌ای از نام‌های دخترانه‌ی مازنی و گیلکی را برای شما لیست کرده‌ایم.


آن‌چه در این مطلب خواهید خواند:

  • اسم دختر شمالی؛ نام‌های گیلکی دخترانه
اسم دختر گیلکی با الف اسم دختر گیلکی با ب اسم دختر گیلکی با پ اسم دختر گیلکی با ت
اسم دختر شمالی گیلکی با چ اسم دختر گیلکی با خ اسم دختر گیلکی با د اسم دختر گیلکی با ر
اسم دختر گیلکی با ز اسم دختر شمالی گیلکی با س اسم دختر گیلکی با ش اسم دختر شمالی گیلکی با ف
اسم دختر گیلکی با ک اسم دختر گیلکی با گ اسم دختر گیلکی با ل اسم دختر گیلکی با م
اسم دختر گیلکی با ن اسم دختر گیلکی با و اسم دختر گیلکی با ه اسم دختر شمالی گیلکی با ی
  • اسم دختر شمالی؛ نام‌های مازنی دخترانه
اسم دختر شمالی مازنی با الف اسم دختر مازنی با ب اسم دختر مازنی با ت اسم دختر مازنی با خ
اسم دختر مازنی با د اسم دختر مازنی با ر اسم دختر شمالی مازنی با س اسم دختر مازنی با ش
اسم دختر شمالی مازنی با م اسم دختر مازنی با ن اسم دختر مازنی با و

اسم دختر شمالی ؛ نام های گیلکی دخترانه

اسم دختر گیلکی با الف

آبچین
معنی: کاغذهای شفاف و بسیار نازک رنگی
اَرسو
معنی: اشک غم و شادی
آکوله
معنی: از انواع برنج
الیزه
معنی: نام محلی در رودبار
آمله
معنی: دختر اشتاد دیلمی که بنای شهر آمل منسوب به اوست
آموج
معنی: آموخته، خوگرفته
آمولای
معنی: پروانه
انگاره
معنی: تهیه و تدارک
آیاز
معنی: شبنم
ایسپیلی
معنی: گیاه گل‌دار آدونتیس تابستانه
آییل
معنی: نوعی پرنده

اسم دختر گیلکی با ب

برفانک
معنی: پرنده‌ای از انواع سهره
برفانو
معنی: معادل برفانک
برفین
معنی: معادل برفانک
بی‌بی
معنی: کرم ابریشم
بینه
معنی: گیاه معطر، نعنا

اسم دختر گیلکی با پ

پاپلی
معنی: پروانه
پامچال
معنی: اسم نوعی گل
پَرزَه
معنی: آهو
پلهام
معنی: گلی صورتی و سفید با مزه‌ی بادام تلخ و میوه سیاه
پورسو
معنی: پرنور
پیتونَک
معنی: پونه، گیاه معطر
پیندِره
معنی: گیاه دارویی، پنیرک

اسم دختر گیلکی با ت

تاگیره
معنی: از سبزی‌های صحرایی و خورشتی
تال
معنی: از گیاهان شبیه به نیلوفر
تاله
معنی: هوس، میل
تایه
معنی: ابریشم تابیده
ترمی
معنی: مه
تلایه
معنی: صبح خیلی زود
تورنگ
معنی: قرقاول
تونْگْ
معنی: النگو؛ همچنین از انواع درختان شمال
تونگوله
معنی: تلنگر
تی‌تی
معنی: گل، شکوفه
تی‌شین
معنی: مال تو
تی‌شینا
معنی: مال تو

اسم دختر گیلکی با چ

چاپلا
معنی: کف زدن از روی شادمانی
چرین
معنی: از پرندگان
چمپا
معنی: نوعی برنج خوش‌بو
چولی
معنی: چکاوک
چیره
معنی: چهره، رخسار
چیری
معنی: از انواع سهره

اسم دختر گیلکی با خ

خوجیر
معنی: خوب
خورتاو
معنی: مشرق؛ همچنین زمین رو به آفتاب
خوری‌سو
معنی: اسم خواهر امیره ساسان گسکری فرمان‌روای گیلان

اسم دختر گیلکی با د

دوجین
معنی: دست‌چین، انتخاب

دیل‌زنش
معنی: مطابق میل و دل‌خواه
دیل‌سوج
معنی: دل‌سوز
دیلمای
معنی: زن دیلمانی

اسم دختر گیلکی با ر

راپا
معنی: منتظر

راکه

معنی: چوب نازک و قابل انعطاف، ترکه
رزِ ووشه
معنی: خوشه‌ی انگور
رمشک
معنی: پرچین اطراف مزارع و باغ‌ها

اسم دختر شمالی ؛ فهرست کاملی از نام های گیلکی

اسم دختر گیلکی با ز

زرج
معنی: کبک
زرکا
معنی: نوعی مرغ آبی
زفه
معنی: جوانه‌ی درخت
زیبه
معنی: نوعی پرنده

اسم دختر گیلکی با س

ساره
معنی: بیا بی‌بی
سِچومه
معنی: سیاه‌چشم
سَلَمبار
معنی: نام چشمه‌ای گوارا در اشکورات
سوجان
معنی: سوزان
سورخِ‌جول
معنی: صورت گل انداخته
سونه
معنی: توت وحشی
سیتکا
معنی: مرغ مینا
سیتی
معنی: سار
سی‌ده
معنی: اسم زن فخرالدوله بویه‌ای و خواهر شهریاربن قارن
سیکیه
معنی: از پرند‌گان صحرایی
سیلانی
معنی: پرنده‌ای با سینه‌ی سفید و بال‌های سیاه که از گنجشک بزرگتر است
سیمبر
معنی: میدان دلگشا و مصفا

اسم دختر گیلکی با ش

شامار
معنی: ملکه، همچنین بهترین مادر
شاناز
معنی: اسم شاهزاده خانمی از آل‌بویه
شروین‌دخت
معنی: اسمی تاریخی
شوروم
معنی: مه صبحگاهی
شوماهان
معنی: اسمی تاریخی
شیشک
معنی: بیا بی‌بی‌ی پروین
شیلان
معنی: اطعام و انفاق عامه‌ی مردم به شکرانه‌ی سلامتی و گشایش رزق و روزی

اسم دختر گیلکی با ف

فازومّا
معنی: نوعی رقص، حرکات زیبای پیش از کشتی گیله‌مردی
فرنگ
معنی: سنجاقک
فوتور
معنی: زبر و زرنگ، آتشپاره
فوتیربلا
معنی: زبر و زرنگ،آتشپاره

اسم دختر گیلکی با ک

کاس‌خانم
معنی: دختری که چشمان رنگی دارد
کاس‌گول
معنی: نوعی گل وحشی صحرایی که به نام گل استکانی در خانه‌ها می‌کارند
کاس‌مار
معنی: مادر یا دختر چشم رنگی
کاسی
معنی: از اسامی دخترانه‌ی روستایی و به معنی چشم رنگی
کاکوله
معنی: نوعی پرنده‌
کرماج
معنی: نوعی گل پامچال که در اطراف درفک می‌روید
کیاتاج
معنی: از اسم‌های تاریخی
کی‌شین
معنی: مال چه کسی؟
کیشیم
معنی: نوعی مرغ دریایی

اسم دختر شمالی ؛ مجموعه‌ای از نام های گیلکی دخترانه

اسم دختر گیلکی با گ

گول‌تره
معنی: نیلوفر صحرایی
گول‌چیره
معنی: گل‌چهره
گول‌ناز
معنی: نوعی گل، گلی که نازنین و زیباست
گِئسه
معنی: گیسو
گِئشه
معنی: عروس، عروسک
گیلا
معنی: مخفف گیلان، گیل دختر، دختر گیلانی
گیلار
معنی: نوعی مرغ دریایی
گیلان
معنی: نام استان گیلان
گیلان‌تاج
معنی: تاج سر گیلان
گیلان‌دخت
معنی: دختر گیلان
گیل‌سو
معنی: روشنایی گیل
گیله‌وا
معنی: باد شمال شرقی
گیلی
معنی:‌ دختر گیلک
گیل‌یار
معنی: یار گیل، همسر گیل

اسم دختر گیلکی با ل

لیجار
معنی: نیزار و محل رویش نی
لیروک
معنی: گلی زردرنگ با ساقه‌ی بلند و بسیار معطر

اسم دختر گیلکی با م

مارخو
معنی: دوست‌دار مادر، متکی به مادر
ماسو
معنی: روشنایی ماه
مانلی
معنی: بمان برایم
مانگه‌دیم
معنی: ماه‌رو، ماه‌رخ
مرجانی
معنی: گل مریم
مرخه
معنی: دانه‌ها و مهره‌های رنگی و تزیینی
مریم‌گوله
معنی: گل مریم
منگه‌تاو
معنی: مهتاب
مورجانه
معنی: جوانه
مورواری
معنی: مروارید
میجام
معنی: اسم همسر ماکان
میجانک
معنی: جان من
میجنک
معنی: مژگان
میشیم
معنی: بنفشه‌ی وحشی
ملیجه
معنی: گنجشک

اسم دختر گیلکی با ن

نأجه
معنی: به معنی آرزو
نازِگول
معنی: نازگل
نسا
معنی: جنگل همیشه سایه
نوشْکْ
معنی: از پرند‌گان کناره مرداب و نیزار
نیلو
معنی: اسم مکانی در اشکورات
نیناکی
معنی: مردمک چشم
نینای
معنی: عروسک

اسم دختر گیلکی با و

وارن‌بو
معنی: از گیاهان معطر و دارویی
وارش
معنی: باران
واهیلا
معنی: بی‌قرار، بی‌تاب، رسوا
وسمار
معنی: دختر بس است، آخرین دختر باشد
ووشه
معنی: خوشه
وزگه
معنی: جوانه

اسم دختر گیلکی با ه

هَرای
معنی: گریه، فغان
هیلَک
معنی: دکمه‌های فلزی که زن‌ها به پیراهن خود می‌دوزند

اسم دختر گیلکی با ی

یاکند
معنی: اسم دختر فرخان کوچک
یالمَند
معنی: تیرکمان، قوس قزح

اسم دختر شمالی ؛ نام دختر گیلکی

اسم دختر شمالی ؛ نام های مازنی دخترانه

اسم دختر مازنی با الف

اریکا
معنی: نام روستایی در استان مازندران
اشلی
معنی: نام کوهی در مازندران
الیکا
معنی: نام روستایی در مازندران به معنی دارایی فراوان؛ همچنین آلبالوی جنگلی که در جنگل‌های مازندران و حاشیه دریای خزر یافت می‌شود

اسم دختر مازنی با ب

به‌مونی
معنی: به مانند

اسم دختر مازنی با ت

تآتر
معنی: آذر، اخگر، آتش
ترمه
معنی: نوعی پارچه‌ی گرانبها
ترنم
معنی: آواز، نغمه
تِرنه
معنی: شادابی، جذابیت
تساپه
معنی: “تسا” یا “تیسا” = برهنه و خالص + “په” = لنگه؛ بی‌لنگه، بی‌همتا
تنی
معنی: شکوفه
تیسا
معنی: خالص
تیسا‌ناز
معنی: تیسا (خالص) + ناز (زیبا)، زیبای محض

اسم دختر مازنی با خ

خورشید
معنی: اسم اسپهبدی در ناحیه جنوبی سواد کوه

اسم دختر مازنی با د

دلکش
معنی: دلربا، دلپذیر
دلوسه
معنی: دلخواه

اسم دختر مازنی با ر

روجا
معنی: درخشان‌ترین بیا بی‌بی‌ی شب، بیا بی‌بی‌ی صبح
ریرا
معنی: بیدار باش، به هوش باش

اسم دختر مازنی با س

سانیا
معنی: سایه روشن جنگل

اسم دختر مازنی با ش

شبره
معنی: شبنم
شکال
معنی: آهو
شوکا
معنی: آهوی وحشی

اسم دختر مازنی با م

ماتیسا
معنی: ماه تنها
ماجان
معنی: مانند ماه؛ همچنین نام قدیم رودی در اطراف شاهرود
ماهتو
معنی: مهتاب
مریم‌بانو
معنی: گوش‌ماهی یا صدف‌های به رشته در آورده و گردن‌بند شده
مستوره
معنی: نمونه

میترا

معنی: نام شاهزاده‌ی مازندرانی
میشکا
معنی: گنجشک
مها
معنی: ابر
مهتوشب
معنی: شب مهتابی

اسم دختر مازنی با ن

نازبداشته
معنی: ناز پرورده
ناکتا
معنی: ناک= یک نوع گلابی + تا = مانند؛ دختر شیرین مثل گلابی
نجمه
معنی: نام نوعی سبک ساز در مازندران
نیشا
معنی: غنچه

اسم دختر مازنی با و

ونوشه
معنی: گل بنفشه

اسم دختر شمالی ؛ فهرست کاملی از نام های مازنی دخترانه

کلام آخر

اسم دختر شمالی طرفداران زیادی دارد. نام‌های زیبایی در گویش مازندرانی و گیلانی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها برای نام فرزند خود اسفاده کنید. اگر به نام‌های دخترانه‌ی دیگری در گویش‌ها و زبان‌های دیگر علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم از مطالب «» و «اسم دختر لری ؛ زیباترین نام های لری دخترانه پرطرفدار» نیز دیدن کنید.

هموطنان عزیز شمالی نیز می‌توانند با ارسال اسامی مدنظرشان در بخش نظرات و پرسش‌ها، در تکمیل این فهرست و تصحیح اشتباهات احتمالی آن به ما کمک کنند.

پرطرفدارترین اسامی دخترانه؛ ۱۰۰ اسم دختر امروزی و محبوب

پرطرفدارترین اسامی دخترانه
پرطرفدارترین اسامی دخترانه مجموعه اسم دخترانه شیک و جدید است که امروزه با استقبال بیشتری برای نامگذاری مواجه شده و شامل ناب ترین اسم های دخترانه ایرانی، کردی و … با تلفظ و معنی زیباست.

 

پرطرفدارترین اسامی دخترانه

بیا نی نی | بخش مادر و کودک – پرطرفدارترین اسامی دخترانه در ایران در سال جدید (۱۳۹۹) به ترتیب فاطمه (با فراوانی ۶ هزار و ۳۸۵ مورد)، زهرا (۳ هزار و ۹۸۹ مورد)، حلما (۲ هزار و ۹۸۷ مورد)، رستا (۲ هزار و ۹۵۹ مورد)، آوا (۲ هزار و ۵۲۵ مورد)، مرسانا (۲ هزار و ۳۱۸ مورد)، بهار (۲ هزار و ۱۶۰ مورد)، یسنا (۱۹۸۴ مورد) و همتا ( ۱۸۹۷ مورد) هستند. اما بسیاری از اسامی دلنشین دخترانه هستند که امروزه با استقبال بیشتری مواجه شده اند، اگر چه هنوز فراوانی آن‌ها جزو بالاترین‌ها نیست. از جمله نام های اصیل ایرانی و یا اسامی دخترانه کردی که بسیاری از آن‌ها با تلفظ و معنی زیبا بیش از پیش ترند شده اند. در این مطلب ۱۰۰ اسم دخترانه امروزی و پر طرفدار را با معنی آن می‌خوانید که می‌توانید برای نامگذاری فرزند دخترتان انتخاب کنید.


چنانچه اسمی که با حرف خاصی از حروف الفبا شروع شود مد نظرتان است، بر روی حرف مورد نظر خود در لیست زیر کلیک کنید:

الف ب پ ت ث ج چ
ح د ر ز س ش ض
ط ع غ ف ک گ ل
م ن و ه ی

پرطرفدارترین اسامی دخترانه به ترتیب حروف الفبا

الف

ارشیدا (آرشیدا)

معنی: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان
ریشه: فارسی

آتریسا
معنی: آذرگون مانند آتش، دختری با چهره‌ای زیبا و برافروخته
ریشه: فارسی

آروشا
معنی: درخشان، نورانی، باهوش، نام دختر داریوش سوم
ریشه: فارسی

آرتمیس
معنی: یکی از الهه های یونان باستان، رب النوع شکار و ماه و حامی زنان
ریشه: یونانی

آلا

معنی: رنگارنگ
ریشه: ترکی

آوینا
معنی: عشق
ریشه: کردی

آیسان
معنی: آیسا، آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه
ریشه: فارسی – ترکی

ب

بارانا

معنی: باران شدید
ریشه: فارسی

برشید

معنی: بر (میوه) + شید (خورشید)، میوه خورشید
ریشه: فارسی

معنی: برکت، دختر بی همتای من
ریشه: ایتالیایی

بَصیرا

معنی: منسوب به بصیر؛ منتسب به دانایی؛ (به مجاز) دختری که بینا و دانا باشد.

ریشه: عربی – فارسی

معنی: زمین سرسبز
ریشه: کردی

بیتا

بی‌مانند، بی‌همتا، یکتا
ریشه: فارسی

پ

پارمیدا / پارمیس

بانوی دانا یا بانوی پرمهر، نام دختر بردیا و نوه کوروش پادشاه هخامنشی
ریشه: فارسی

مرکب از “پانی” (هندی: به معنای آب) و “سا” ( فارسی: پسوند شباهت) به معنای صاف و زلال مثل آب، به مجاز “زیبا و با طراوت”
ریشه: هندی – فارسی

پرسا

نرم و لطیف مانند پر
ریشه: فارسی

 / پرنیان

پارچه‌ای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچه‌ی حریر که برای نوشتن به کار می‌بردند؛ پرده‌ی نقاشی.
ریشه: فارسی

ت

تارادیس

مانند بیا بی‌بی
ریشه: فارسی

تانیا

در فارسی به معنی دختر یگانه و بی مانند، در کردی به معنی دختر تنها، در گویش خراسانی به معنی توانستن، درفرانسه یعنی شهبانوی مهربان، در ترکی آشنا و آشنایی

ترمه

نوعی پارچه (قیمتی) از جنس کرک، پشم، یا ابریشم با نقشهای بته جقه، اسلیمی، و مانند آنها که معمولًا از آن، جانماز، بقچه و لباس تهیه می‌کنند.
ریشه: فارسی

الهه عشق و به معنی ناز و ادا ( عاشق نوازش ) است، و در مواردی به عنوان نمادی از عشق به گل سرخ نیز تعبیر شده است.
ریشه: آرامی

مرغی از جنس باز شکاری را گویند؛ (در کردی) به معنی زیبا؛ نام نوعی اسب است.
ریشه : ترکی / کردی

تیدا

دختر خورشید، زاییده خورشید، دختر زیبارو، مرکب از تی به معنای خورشید و دا به معنای زاییده
ریشه: اوستایی

تیه در گویش لری به معنای چشم و آرا به معنای آراینده می‌باشد، چشم آرا، زیبا

ث

معنی: (ثمین + الف نسبت) منسوب به ثمین، ثمین
ریشه: عربی – فارسی

معنی: ستایش، مدح؛ دعا؛ درود و تحیت؛ حمد، شکر، سپاس
ریشه: عربی

ج

معشوق، محبوب؛ خوب
ریشه: فارسی

چ

ریشه: فارسی

معنی: شعر به ویژه قصیده.

معنی: نام فرشته دانش و معرفت
ریشه: فارسی

ح

گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام.
ریشه: عربی

نیک، پسندیده
ریشه: عربی

د

دارینا

معنی: ارزشمند و گرانبها، هدیه
ریشه: فارسی (بین المللی)

دُر= مروارید، لؤلؤ + سا (پسوند شباهت)، شبیه به دُر؛ (به مجاز) گران قیمت و ارزشمند.
ریشه: فارسی

 

همچون دل، همانند قلب و (دارای احساس و عاطفه)
ریشه: فارسی

دختر مهربان، بانوی بامحبت
ریشه: کردی

داور، داوری؛ (در اوستایی) دین؛ (در عبری) (= دینه) انتقام یافته؛ نام خواهر یوسف(ع).

ر

رامونا

معنی: مظهر عشق، به لاتین: نگهبان عاقل

معنی: روشاد، دارای چهرهی شاد، شاداب
ریشه: فارسی

رونیکا

در فارسی به معنای روی زیبا، زیباروی، در زبان یونانی به معنای دختر خورشید، عامل پیروزی

روژان

معنی: روزها، “آفتاب و پرتوی خورشید، روشنایی، زندگی
ریشه: کردی

معنی: روشن، تابناک
ریشه: کردی

 

ز

معنی: زویا در زبان روس به معنی عزیز پدر می‌باشد. در گویش محلی طبرستان، به معنی درخشان، روشن و نور ده است. معانی دیگر: زندگی، زنده، دوست داشتنی

س

محبوب و دوست داشتنی
ریشه: فارسی

سارینا

خالص، پاک
ریشه: فارسی

ستایش

حمد و سپاس خداوند، شکرگزاری (به درگاه خداوند)؛ تعریف و تمجید
ریشه: فارسی

ساغر

ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب؛ دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده میشود.
ریشه: عربی

سدنا

(تلفظ: sadenā) سجده کننده بر خانه خدا، مرکب از سدن (عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + ابف فاعلی (فارسی)

معنی سَلین به زبان ترکی: سیل مانند؛ نام رودخانه‌ای در آذربایجان
معنی سِلین، در زبان یونانی به معنای “ماه” و در زبان فرانسوی به معنای “آسمان

(سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد.
ریشه: یونانی

نام خاندانی از موبدان زرتشتی؛ (در طبری) ساکت و بیصدا؛ سایه‌ای که مشخص و قابل رؤیت باشد. در اوستایی به معنی فرشته پیروزی

ش

شارین

معنی به فارسی: متمدن، شهرنشین، مرکب از شار به معنای شهر + ین (پسوند نسبت)، نام دهی در قزوین
معنی به زبان عبری: دشت حاصلخیز

شارمین

فرخنده و خجسته
ریشه: سانسکریت

بی همتا
ریشه: ترکی

شیده

منسوب به شید؛ خورشید، نور، روشنی، روشنایی؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

شیدا

عاشق، دلداده؛ آشفته و پریشان
ریشه: فارسی

ض

ضُحا (ضحی)

زمانی پس از برآمدن افتاب، چاشتگاه، نام سوره ای در قرآن کریم
ریشه: عربی

ط

ویژگی زن یا دختری که ظاهری زیبا و حرکات و رفتاری دلنشین و همراه با ناز و عشوه دارد؛ (به مجاز) بسیار زیبا، دلنشین و فریبنده؛ آن که به کنایه و از روی طنز و ریشخند سخن میگوید.
ریشه: عربی

انعکاس صوت، پژواک؛ حالتی از صدا که دارای تأثیر و نفوذ باشد؛ خوش آهنگی
ریشه: عربی

ع

عسل

مایعی خوراکی که زنبور عسل می‌سازد، دختری بسیار شیرین و دوست داشتنی
ریشه: عربی

غ

غَزال

نوعی آهوی ظریف اندام و بسیار تندرو با چشمان درشت سیاه؛ (به مجاز) معشوقه‌ی زیبا
ریشه: عربی

غَزل

نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ در موسیقی ایرانی هر نوع سخن آهنگین که به آواز یا همراه سازها خوانده می‌شده است.
ریشه: عربی

ف

فاتیما / فاطیما

نام شهری است در اروپا که حضرت فاطمه در آنجا ظهور کرده است.
ریشه: عربی

فرانک

پروانه، از شخصیت های شاهنامه، نام دختر برزین و زن بهرام گور، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین
ریشه: فارسی

فریما

زیبا و دوست داشتنی
ریشه: فارسی

نام عقل فلک قمر که به عربی عقل فعال گویند و به فارسی خرد کارگر نامند، نوشنده شکوه و جلال، عقل فلک قمر
ریشه: فارسی

فلورا / فلوریا

معنی: در اساطیر رومی؛ الهه گل‌ها و بارآوری
ریشه: لاتین

ک

کیمیا

معنی: اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون
ریشه: فارسی

کیانا

معنی: طبیعت
ریشه: سریانی

کژال

غزال، دختری با چشمان زیبا
ریشه: کردی

گ

گیتا / گیتی
معنی: جهان آفرینش
ریشه: فارسی

گندم

دانه خوراکی غنی از نشاسته
ریشه: فارسی

گلاره

مردمک چشم، به معنی هر دو چشم هم بکار می‌رود.
ریشه: کردی

زلف تابیده و ریسیده، استعاره از دختر زیبا و آراسته
ریشه: کردی

معنی: طلا – همچنین به معنی دختری از تبار گیلک
ریشه: ارمنی

ل

بانوی درخشان و زیباروی
ریشه: فارسی

معنی: آبشار کوچک
ریشه: انگلیسی

لیدا

معنی: خانم، بانوی گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا

ریشه: ارمنی

لیندا

قشنگ، زیبا
ریشه: لاتین

م

مانلی

معنی: بمان برایم
ریشه: فارسی (مازندرانی)

مارال

معنی: گوزن، آهو، (به مجاز) زیبا و خوش اندام
ریشه: ترکی

ملیکا

گروهی از گیاهان علفی چند ساله از خانواده‌ی گندمیان که خودرو هستند.
ریشه: یونانی

ملینا

نام نوعی گل سپید کوچک، حق شناس،‌ سپاسگزار

ریشه: فرنگی

مهسا

(مه = ماه + سا (پسوند شباهت))، مثل ماه، مانند ماه؛ (به مجاز) زیبارو
ریشه: فارسی

همانند خورشید زیبا و درخشان

ن

برگزیده، پسندیده
ریشه: فارسی

نگار

معنی: نقش، تصویر، زیور، زینت، دختر یا زن زیباروی
ریشه: فارسی

نفس

معنی: مایه زندگی، کسی که وجودش مانند نفس کشیدن برای زندگی لازم است
ریشه: عربی

نیوشا

معنی: شنوا، شنونده، (به مجاز) یادگیرنده، آموزنده
ریشه: فارسی

نیایش 

عبادت، دعا همراه با تضرع و زاری به درگاه خداوند، پرستش و احترام به کسی – دعا به درگاه خداوند، ستایش
ریشه: فارسی

معنی: بسیار نیک! چه خوب
ریشه: فارسی

معنی: درخشان، تابان، زیبارو
یشه: عربی – فارسی

و

 

هدیه با شکوه خداوند
ریشه: فارسی

 

پیدا، هویدا، ظاهر، آشکار
ریشه: فارسی

ویونا
منسوب به وَیو، (به مجاز) عروس، دختری که عروس شده، نام روستایی در نزدیکی کاشان
ریشه: فارسی

 

فرزانگی، خردمندی، دانایی
ریشه: فارسی

ه

هستی

معنی: وجود، مقابل نیستی
ریشه: فارسی

معنی: دختر خورشید
ریشه: یونانی

هیوا

معنی: امید، آرزو
ریشه: کردی

هیلدا

معنی: شکوفه درخت هلو – نیرومند، قوی و بخشنده
ریشه: لاتین

ی

یاسمین (یاسمینا)

گلی زینتی با گل‌های درشت و معطر، به رنگهای سفید، صورتی، زرد و قرمز
ریشه: فارسی

آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال

ریشه: سریانی

سخن آخر

می‌توان گفت امروزه اسامی دخترانه که به حرف الف ختم می شود بیشترین طرفدار را به خود اختصاص داده اند. شما از بین پرطرفدارترین اسامی دخترانه کدام نام را زیباتر می‌دانید و آیا بیشتر به معنای اسم توجه دارید یا تلفظ و آوای خوش آن؟ اصالت یک اسم را در اولویت قرار می‌دهید یا خاص و جدید بودن اسم بیشتر مد نظرتان است؟ در پایان پیشنهاد می کنیم بهترین اسم دختر (۱۰۰ اسم پیشنهادی) + نکاتی برای انتخاب را نیز در بیا بی‌بی بخوانید.

پرطرفدارترین اسامی پسرانه؛ ۱۰۰ اسم پسر امروزی و جذاب

پرطرفدارترین اسامی پسرانه
پرطرفدارترین اسامی پسرانه مجموعه اسم پسرانه شیک و جدید است که امروزه با استقبال بیشتری برای نامگذاری مواجه شده و شامل بهترین اسم پسر اصیل ایرانی، اسامی عربی، ترکی، کردی و بین المللی … با تلفظ و معنی زیباست.

 

پرطرفدارترین اسامی پسرانه

بیا نی نی |‌ بخش مادر و کودک – پرطرفدارترین اسامی پسرانه در سال جدید (۱۳۹۹) در سازمان ثبت احوال اسم های امیرعلی با ۵ هزار و ۲۱۷ مورد، محمد با فراوانی ۴ هزار ۸۴۳ مورد، علی با ۴ هزار و ۵۶۷ مورد، امیرحسین با فراوانی ۳ هزار و ۶۹۳ مورد، حسین با ۳ هزار و ۵۰۲ مورد، ابوالفضل با ۳ هزار و ۱۷۸ مورد، آراد با ۳ هزار و ۱۳۰ مورد، سامیار با ۲ هزار و ۷۴۱ مورد، آریا با ۲ هزار و ۷۳۸ مورد و امیرعباس با ۲ هزار و ۶۰۱ مورد بوده اند. اما اسم های پسرانه خاص و جدید دیگری هستند که با وجود فراوانی کمتر در ثبت احوال، بسیار مورد استقبال قرار گرفته و امروزه بیشتر برای نامگذاری انتخاب می‌شوند. از جمله اسامی پسرانه اصیل ایرانی در این مطلب با ۱۰۰ اسم پسر پرطرفدار امروزی زیبا و معنی و ریشه این نام ها، آشنا می‌شوید.


چنانچه اسمی که با حرف خاصی از حروف الفبا شروع شود مد نظرتان است، بر روی حرف مورد نظر خود در لیست زیر کلیک کنید:

الف ب پ ت ج چ
ح خ د ر ز س
ش ص ض ط ع ف
ک م ن و ه ی

لیست پرطرفدارترین اسامی پسرانه

الف

روح کامل، انسان نیکو کار، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
ریشه: فارسی

آرتا
پاک، نام پهلوان ایرانی – ارتا (به فتح الف) در اوستا به معنای مقدس آمده است
ریشه: فارسی
عاقل، زیرک، درخشان و تابان
ریشه: فارسی
دارای زور خرس، خرس نیرو، (در اعلام) پسر آریامنه و پدر ویشتاسپ از خاندان هخامنشی – به معنی خرس و به معنی زور، دارای زور خرس پسر آریارمنه و پدر ویشتاسب از خاندان ‏هخامنشی
ریشه: فارسی
آرمان
آرزو، حسرت، کمال مطلوب، مراد و خواسته، تصوراتی که برای ساختن جنبه های گوناگون زندگیِ مطلوب در ذهن انسان هاست، آنچه باید باشد و به آن می اندیشیم – آرزو، از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار خسروپرویز پادشاه ساسانی
ریشه: فارسی

اَرشیا

تخت و اورنگ شاهان، گاه، تخت.
ریشه: فارسی

امید

آرزو، انتظار، رجا، توقع، چشمداشت؛ اشتیاق یا تمایل به روی دادن یا انجام امری همراه با آرزوی تحقق آن.
ریشه: فارسی

آرات

شجاع، دلیر و جسور
ریشه: ترکی

خداوند خدای من است؛ در تورات از انبیای بنی اسرائیل که در عهد عتیق، عهد جدید و قرآن (= الیاس) از او یاد شده است؛ (در سُریانی) نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع)
ریشه: سریانی

ب

نام کسی که در زمان شاپور یکم پادشاه ساسانی زندگی کرده ونام او در کتیبه کعبه زرتشت آمده است.
ریشه: فارسی

بامداد

مدت زمانی از هنگام روشن شدن هوا تا طلوع آفتاب و یک یا دو ساعت بعد از آن، صبح، صبا؛ اسم پدر مزدک
ریشه: فارسی

شخص محترم و لایقِ دارای روح بزرگ؛ از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاور تورانی و از سپاهیان افراسیاب تورانی
ریشه: کردی

آتش بزرگ مرکب از بر (مخفف ابر) + سام (آتش)، نام یکی از سرداران یزگرد ساسانی، از نامهای شاهنامه؛ فرزند بیژن فرمانروای سمرقند که با یزدگرد جنگید.
ریشه: فارسی

بُرنا

جوان؛ شاب، ظریف، خوب، نیک، دلاور.
ریشه: فارسی

بِهراد

جوانمرد نیکو.
ریشه: فارسی

بهنام

نیک نام، خوش نام
ریشه: فارسی

بنیامین

یعنی پسر دست راستِ من؛ آخرین پسر حضرت یعقوب (ع) و برادر تنی حضرت یوسف (ع).
ریشه: عبری

پ

کسی که از ارتکاب گناه و خطا پرهیز کند، پرهیزگار، زاهد، متقی، دیندار، متدین، مقدس؛ عارف، دانشمند.
ریشه: فارسی

فرشته خوبی، همچنین به معنی پیر همه (پدر همه) می‌باشد. معادل عبری آن آبراهام می‌باشد. نامی است پارسی باستانی و معرب آن ابراهیم است، صورت فارسی ابراهیم.

پویان

آن که در حال حرکت به نرمی و آرامی است، روان؛ دونده، دوان، شتابان؛ جوینده؛ جستجو کننده.
ریشه: فارسی

پیام

الهام، وحی؛ مطلبی که به شکل کلام، نوشته یا نشانه‌ای از فرد یا گروهی به فرد یا گروه دیگر فرستاده شود.
ریشه: فارسی

پیمان

قراری که دو یا چند تن می‌گذارند تا کاری انجام دهند یا تعهدی نسبت به هم یا به کسی داشته باشند ؛ قرار، عهد.
ریشه: فارسی

ت

چشمانم؛ عزیز و گرامی
ریشه: لری

توحید

یگانه دانستن خدا؛ اقرار به یگانگی خداوند، یکتا پرستی؛ اخلاص
ریشه: عربی

ج

معنی: هميشگی، ابدی
ریشه: فارسی
جانیار
دارای روح و روان، یاری دهنده جان
ریشه: فارسی
جهان
معنی: كيهان، عالم، گيتی
ریشه: فارسی

چ

چاوش
فردی که پیشاپیش زائران راه می‌رود و با صدای بلند اشعار مذهبی می‌خواند، نقیب لشکر و قافله
ریشه: ترکی

ح

معنی: سپاسگزار
ریشه: عربی

حامی

منسوب به حام پسر نوح، از اولاد حام؛ آن که پشتیبان و نگهبان کسی یا چیزی است، حمایت کننده، پشتیبان.
ریشه: عربی

شمشیر تیز و برنده
ریشه: عربی

خ

خسرو
پادشاه، نیکنام و دارای آوازه نیکی، نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه از جمله کیخسرو پادشاه کیانی و خسروپرویز پادشاه ساسانی
ریشه: فارسی

د

داتیس

سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی
ریشه: فارسی

دانیال

قضاوت خدا، یا خدا حاکم من است؛ یکی از چهار پیغمبر بزرگ بنی‌اسرائیل
ریشه: عبری

داوود

محبوب؛ شاه عبرانیان که شاعر و پیغمبر بود.
ریشه: عبری

ر

بخشنده، جوانمرد
ریشه: فارسی

رامبد

رئیس رامشگران؛ آرامش دهنده، فرشته
ریشه: فارسی

رامتین / رامسین /  رامین

نوازنده، سازنده؛ نام شخصی که واضع چنگ بوده
ریشه: فارسی

نام پسرانه و دخترانه به معنی باهوش و دانشمند، نگهبان آسمان، در عربی نام کوهی در حجاز و نام شهری و روستایی است.
ریشه: فارسی/ بین المللی

روزبه

خوشبخت، سعادتمند، بهروز
ریشه: فارسی

ز

زامیاد

زاده فرشتگان، نگهبان زمین، نام روز بیست و هشتم از هر ماه شمسی در قدیم
ریشه: فارسی

زانیار

یار دانا و دانشمند
ریشه: کردی

س

فرشتۀ آتش، نگهبان آتش و دوست آتش، ثروتمند
ریشه: فارسی

سپهر

آسمان؛ روزگار
ریشه: فارسی

سُروش

پیام آور؛ فرشته‌ی پیام آور، فرشته؛ پیامی که از عالم غیب برسد، الهام

ریشه: فارسی

سورنا

دلیر و توانا، منسوب به سورن، نام سردار ایرانی، نام یکی از خاندانهای هفتگانه ممتاز در زمان اشکانیان
ریشه: فارسی

سیامک

آن که موهایش سیاه است، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر کیومرث پادشاه پیشدادی

ریشه: فارسی

به معنی دانشمند است که در ایران باستان خانواده‌های دانشمند را سئنا می گفتند، نام جد ابن سینا پزشک و دانشمند نامدار ایرانی
ریشه: فارسی / عبری

سبحان

پاک، منزه؛ از نامهای خداوند
ریشه: عربی

سهیل

بیا بی‌بی ای است درخشان که در اواخر فصل گرما طلوع می کند
ریشه: عربی

ساتیار

از نامهای زرتشتی که گونه‌ی دیگر آن به نظر میرسد سادیار باشد، نام یکی از سرداران داریوش.
ریشه: فارسی

ش

شادمهر

ویژگی آن که دارای شادی و مهربانی است.
ریشه: فارسی

شاهرخ

دارای رخساری چون شاه، شاه منظر، شاه سیما
ریشه: فارسی

نوعی پرنده‌ی شکاری از خانواده‌ی باز؛ برج میزان
ریشه: فارسی

شایسته، سزاوار، در خور؛ فراوان
ریشه: فارسی

شروین

معشوق مردمان، پایدار و نامی، نام قلعه‌ی شروان؛ نام انوشیروان دادگر
ریشه: فارسی

نام حضرت علی (ع) در زبور داوود، پیروز
ریشه: فارسی (به اعتقاد برخی: عبری)

شهاب

پدیده‌ای به شکل خطی درخشان که به علت برخورد سنگ آسمانی با جو زمین و سوختن سریع آن به طور ناگهانی در آسمان دیده می‌شود، بزرگی و جلال
ریشه: عربی

ص

صادق

آن که گفتارش مطابق با واقعیت است، راستگو، راست و درست و راستین؛ لقب امام جعفر صادق(ع)
ریشه: عربی

صدرا

منسوب به صدر، جایی در مجلس که مخصوص نشستن بزرگان است، (به مجاز) اشخاص برتر و دارای مقام بالاتر؛ باطن و ذهن
ریشه: عربی

ض

ضُحا (ضحی)

معنی: زمانی پس از برآمدن آفتاب، چاشتگاه، آفتاب، خورشید، سوره نود و سوم قرآن کریم
ریشه: عربی

ط

طاها (طه)

نام سوره‌ای در قرآن کریم، در لغت «يا محمّد» برداشت می‌شود. (يعنی “ای محمّد”)
ریشه: عربی

ع

عادل

معنی: با انصاف
ریشه: عربی

عارف

آن که از راه تهذیب نفس و تفکر، به معرفت خداوند دست می‌یابد، دانا، آگاه
ریشه: عربی

عرشیا

ملکوتی آسمانی، مرکب از عرش + الف نسبت
ریشه: عربی

یکی از مراحل سلوک، معرفت، شناخت خداوند
ریشه: عربی

عماد

ستون، (به مجاز) آن که بتوان بر او تکیه کرد، نگاه دارنده، تکیه گاه
ریشه: عربی

ف

فربد

دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند، مناعت، بزرگی، نام پسرانه زیبا
ریشه: فارسی

فرداد

فر + داد، داده شکوه، زیبایی و جلال
ریشه: فارسی

زاده شکوه و جلال
ریشه: فارسی

فرزین

وزیر در بازی شطرنج
ریشه: فارسی

فرشاد

شادمان، مسرور، خوشحال، هم چنین به معنی روح و عقل، کره مریخ
ریشه: فارسی

فرهاد

از شخصیت های شاهنامه و از پهلوانان ایرانی جزو سپاه کیکاووس پادشاه کیانی، عاشق افسانه‌ای شیرین
ریشه: فارسی

فرید

یکتا، یگانه، بی نظیر
ریشه: عربی

ک

کارن

اسم پسرانه به معنی شجاع و دلیر، نام فرزند کاوه آهنگر و هم چنین اسم سردار لشکر مهرداد شاهزاده اشکانی که علیه اشک بیستم (گودرز) قیام کرد.
ریشه: فارسی

کامیار

کامیاب، آنکه کام و نشاط دوست اوست، کامروا و پیروز
ریشه: فارسی

 (کسرا)

کسرا، معرب از فارسی، خسرو، نام انوشیروان پادشاه ساسانی، فرزند قباد
ریشه: عربی

کورش

کوروش، نام سه تن از پادشاهان هخامنشی، کورش کبیر از مقتدر ترین پادشاهان ایران که تخت جمشید را بنا نهاد.
ریشه: فارسی

از شخصیتهای شاهنامه فردوسی، نام دومین پسر کیقباد پادشاه کیانی، مرکب از کی + آرش، آرش پادشاه
ریشه: فارسی

کیان

پادشاهان، سلاطین، دومین سلسله پادشاهی از دوره تاریخ افسانه ای ایران

کیوان

بیا بی‌بی زحل، نام یکی از بزرگان دربار بهرام گور پادشاه ساسانی
ریشه: فارسی

م

 مانی

اندیشمند
ریشه: فارسی

 

ماهان

منسوب به ماه، نام پسر کیخسرو، پسر اردشیر، پسر قباد، نام یکی از شهرهای استان کرمان
ریشه: فارسی

مِهرداد

داده‌ی مهر، آفریده شده‌ی مهر؛ نام چهار تن از شاهان اشکانی
ریشه: فارسی

مهرشاد

خورشاد، شادمهر، خورشید هدایت کننده
ریشه: فارسی

مَهیار

ماهیار، پهلوان ایرانی که نام او دو بار در گرشاسب نامه ی اسدی طوسی آمده
ریشه: فارسی

 

میثم

میثم از ریشه واژه اوستایی مَئیثن به معنای ماندن است و میثم یعنی آنکه می‌ماند،
در فارسی میثم یعنی دونده‌ای که ردّ پایش به روشنی بر زمین بماند، کسی که با استواری گام بر می‌دارد.
در عربی پای و سپل شتر که محکم به زمین کوبیده شود؛ نام یکی از اصحاب امیرالمؤمنین علی(ع).

میلاد

زمان تولد؛ تولد؛ از پهلوانان ایران باستان
ریشه: عربی

ن

نامی

منسوب به نام، معروف، مشهور
ریشه: فارسی

نریمان

دلیر و پهلوان؛ دارای اندیشه بلند و مردانه، اسم پدر سام، جد رستم پهلوان شاهنامه فردوسی، به معنی پهلوان، دلیر

ریشه: فارسی

نوید

مژده، خبرخوش، بشارت
ریشه: فارسی

نام آور و نامور، در مازندرانی به معنی کمان است.
ریشه: فارسی

امیر سپاه، شاهزاده، لقب سلاطین و بزرگان ترک
ریشه: ترکی

و

قوی و درشت هیکل ، چکش آهنی بزرگ
ریشه: کردی

خواهش، امید و آرزو – بشارت دهنده پیروزی
ریشه: فارسی

یگانه، یکتا، بی نظیر
ریشه: عربی

ه

خوب‌منش، نیک اندیش” یا “دارنده روح خوب
ریشه: فارسی

هیراد

کسی که چهره‌ای خوشحال و شاد دارد.
ریشه: فارسی

هیرسا 

پارسا
ریشه: فارسی

ی

یزدان

خداوند، ایزد، در مذاهب ثنوی، خدای خیر و نیکی، ایزد مقابلِ اهریمن است.
ریشه: فارسی

یاسین

نام سوره‌ای در قرآن کریم
ریشه: عربی

یاشار

جاویدان، همیشه زنده، زندگی کننده
ریشه: ترکی

سخن آخر

به نظر می‌رسد اسامی پسرانه که به حرف ن (نون) ختم می شود در میان پرطرفدارترین اسامی پسرانه بسامد بالاتری دارد. همچنین اسم های اصیل فارسی با استقبال بیشتری نسبت به گذشته مواجه شده اند. شما کدام اسم پسر را زیباتر می‌دانید؟ آیا بیشتر به معنای اسم توجه دارید یا تلفظ و آوای خوش آن؟ اصالت یک اسم را در اولویت قرار می‌دهید یا خاص و جدید بودن اسم بیشتر مد نظرتان است؟ در پایان پیشنهاد می‌کنیم بهترین اسم پسر؛ نکاتی برای انتخاب + ۱۰۰ اسم پیشنهادی را نیز در بیا بی‌بی بخوانید.