چرا مادران هندی کودک خود را تنبیه نمی کنند؟

عکس تنبیه کودک
پدر و مادرهای هندی بر این باورند که تنبیه کردن به تربیت کودک آنها کمکی نمی کند، حتی برای بازیگوش ترین بچه ها هم از مجازات اجتناب می کنند.

عکس تنبیه کودک

مادران هندی به تربیت کودک خود بسیار اهمیت می دهند و سعی می کنند طبق سنت های خود کودکانشان را آموزش دهند.  آیین هندو، بودا و اسلام در این کشور در هم تنیده و پایه گذار بهترین سنت ها در این منطقه شده است. هندی ها حتی برای بازیگوش ترین بچه ها هم از مجازات اجتناب می کنند و دلایل خوبی برای چنین رویکردی وجود دارد.

1- روش محبت

کودکان در هند از بدو تولد یاد میگیرند که از هر نوع زندگی لذت ببرند. صبر و شکیبایی در بین آنها از اهمیت زیادی برخوردار است و به عنوان یک فضیلت اخلاقی محسوب می شود، در حالی که نشان دادن احساسات و تحریک پذیری و زودرنجی به عنوان یک رذیلت اخلاقی در نظر گرفته می شود. این دو اصل را برای تربیت کودک خود سر لوحه قرار می دهند.

2- کنترل اطلاعات

والدین هندی معمولا تماشای تلویزیون را به برنامه های مرتبط با هنر و آموزش محدود می کنند. امروزه چنین رویکردی برای تربیت کودک بسیار مهم است، آن هم در دوره ای که اینترنت و تلویزیون می تواند یک شخصیت منفی را تحت تاثیر قرار دهد و به شدت خطرناک باشد.

 

3- آداب معاشرت

برای زنان هندی قوانین و آداب معاشرت اهمیت خاصی دارد و آنها رفتارهای صحیح را به کودکان خود آموزش می دهند. مثلا در سن 2 سالگی اگر کودک با غذا بازی کند، بخشیده خواهد شد؛ اما  در سالگی 10، چنین رفتاری تحمل نمی شود.

عکس آداب معاشرت در تربیت کودک

4- هدفگذاری برای یک نمونه خوب

پدر و مادر در هند یقین دارند که رفتار و عادت های کنونی آنها، در تربیت کودک آنها تاثیر مستقیمی دارد و در آینده ویژگی های شخصیتی فرزندانشان را تشکیل می دهد. به همین دلیل است که آنها جهت انجام یک کار فقط حرف نمی زنند، بلکه نشان می دهد که چطورآن را انجام می دهند. نسل های قدیمی نیز اغلب در این کار مشارکت می کنند، زیرا در هند ممکن است چند خانواده زیر یک سقف زندگی کنند.

 

5- ارتباط نزدیک  با کودک

پزشکان هندی توصیه می کنند که گاهی مادر و کودک با هم بخوابند تا یکدیگر را احساس کنند و آرامش داشته باشند. اگر یک کودک مضطرب باشد، مادرش فورا او را به آغوش خود می گیرد.
 

6- فکر کردن با صدای بلند

 اکثر آموزش های مدرسه در مورد معنویت و تحمل است. به کودکان آموزش داده میشود که افکار خود را بیان کنند و آنها را مورد بحث قرار دهند؛ دروس آنها شامل یوگا، حافظه و لبخند نیز هست. آنها نظام آموزش خود را بر می انگیزانند تا استعدادهای نهان را کشف کنند.

عکس آموزش یوگا در مدارس هند

 

7- معلمان متعهد

معلمان هند باید بسیار متعهد باشند. آنها نمی توانند نارضایتی از خود نشان دهند یا هر کاری که خودشان می خواهند انجام دهند.

در هند برای بحث در مورد قوانین رفتاری معلمان جلسه تشکیل می شود، نه دانش آموزان.

8- بهتر از خود بودن

وظیفه اصلی هر دانش آموز هندی این است که خود را بهتر کند. هر ماه کارت های ویژه به دانش آموزان موفق داده می شود. بچه های هند تلاش می کنند که از خودشان بهتر باشند، نه شخص دیگری. این یکی روش های تربیت کودک است که در این کشور بسیار موفق عمل کرده است.

9- طرز برخورد صمیمانه

 معلمان عشق و توجه خود را از دانش آموزان دریغ نمی کنند و محبت خود را به آنها نشان می دهند. آنها می توانند یک کودک را در آغوش بگیرند یا سر آنها را نوازش کنند. با این حال، هیچ بچه ای مورد استثنا قرار نمیگیرد که معلم بیش از حد به او علاقه نشان دهد، زیرا هر کودکی نیاز به تایید دارد.

عکس برخورد صمیمانه معلم با دانش اموز

مانند هر کشور دیگری، روش آموزش و پرورش در هند بر اساس اصول آموزشی مبتنی بر ذهنیت کشور است. با این حال، هیچ اشتباهی در آموزش و تدریس آنها وجود ندارد و فرزندان آنها به افراد سالم تر و شکیباتر و مهربانتری تبدیل می شوند.

 
گروه روانشناسی بیا نی نی

راز والدینی که فرزندان شاد و با روحیه پرورش می دهند

عکس والدینی که با کودک وقت می گذرانند
طبیعی است که هر پدر و مادری می خواهد فرزندنش در بزرگسالی شاد و موفق باشد. اما این موفقیت رابطه مستقیمی با تربیت فرزندان در کودکی دارد.

آیا متوجه شده اید که چگونه فرزندان خود را از زمانی که کودک بودند، تغییر داده اید؟ ما نقاط مشترک بین والدینی که فرزندان شاد پرورش داده اند را کشف کرده ایم و با شما به اشتراک می گذاریم.

 

1- با هم وقت می گذرانند

عکس والدینی که با کودک وقت می گذرانند

پدر و مادر های مدرن برنامه بسیار شلوغی دارند. وقتی احساس خستگی می کنند، ساده ترین راه برای نگه داشتن فرزندان را در این می بینند که تلویزیون را روشن کنند. اما کارهایی وجود دارد که هم برای شما و هم برای فرزند شما به همان اندازه جالب خواهند بود.
کودکان چیزهایی را که برای آنها می خرید را فراموش خواهند کرد، اما هرگز فراموش نخواهند کرد که با هم وقت گذرانده اید و در کنارهم خوش بودید.
به عنوان مثال، در تربیت کودکان ثابت شده است که یک رابطه گرم با پدر بر توانایی ایجاد روابط صمیمی و شاد در بزرگسالی تاثیر می گذارد.


2- در کنار هم غذا می خورند

عکس والدین و فرزندانی که در کنار هم غذا می خورند
دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که خوردن حداقل یک وعده غذایی به طور منظم در کنار خانواده، مستقیما با کاهش افسردگی و افکار خودکشی در میان نوجوانان ارتباط دارد.
بچه هایی که از غذا خوردن مکرر در کنار خانواده لذت می برند، در مقایسه با همسالانشان که شام را با خانواده هایشان نمی خورند، چشم انداز مثبت تری نسبت به زندگی دارند. در کنارهم بودن برای یک وعده غذایی فرصتی عالی برای برقراری ارتباط با کودکان است. فقط فراموش نکنید که تلویزیون خاموش باشد.


3-  سپاس گزاری را به کودک خود آموزش می دهند

عکس والدینی که سپاس گزاری را به کودک خود آموزش می دهند

در تربیت کودک مهم است که به فرزند خود آموزش دهید تا از دیگران مراقبت کند و از کسانی که به زندگی آنها کمک می کنند سپاسگزار باشد. مطالعات نشان می دهد افرادی که به آنها ابراز قدردانی آموزش داده می شود، احتمال بیشتری دارند که درآینده اشخاصی مفید، دلسوز و مهربان باشند. به علاوه، آنها احساس شادتر و سالم تری دارند.


4- به فرزندان تحلیل مشکلات و مقابله با آن را می آموزند

عکس بوالدینی که به فرزندان تحلیل مشکلات و مقابله با آن را می آموزند

کنترل مداوم  می تواند به یک رابطه مخرب در آینده منجر شود. به فرزند خود اعتماد کنید، و اجازه دهید آنها خودشان تصمیم بگیرند.
در تربیت کودک خود برای دادن حس اعتماد به نفس، با چیزهای کوچک شروع کنید: بگذارید آنها انتخاب کنند که چه چیزی بپوشند و یا چه چیزی برای صبحانه بخورید. بنابراین، کودک شما به تدریج مستقل می شود و می داند که واقعا از زندگی چه می خواهد. با دقت به او گوش کنيد، اگر فرزندتان تصميم گرفت مشکلات خود را با شما در میان بگذارد، به او کمک کنید تا بهترين انتخاب را انجام دهد.


5- آموزش مهارت های ارتباطی در تربیت کودک

عکس آموزش مهارت های ارتباطی در تربیت کودک

محققان دانشگاه پنسیلوانیا و دانشگاه دوک، 700 کودک را تا سن 25 سالگی مورد مطالعه قرار دادند. معلوم شد که کودکانی که با همسالان خود همکاری می کنند احتمال بیشتری برای رفتن به دانشگاه و داشتن شغل تمام وقت دارند. کسانی که در مهارت های ارتباطی مشکل داشتند مرتکب جنایاتی شده اند و اغلب الکل مصرف می کنند.


6- والدین تنش و استرس کمتری دارند

عکس والدینی که تنش و استرس کمتری دارند

مطالعات نشان می دهند که احساسات و در کل حالت احساسی مادر به طور مستقیم بر اعضای خانواده اش تاثیر می گذارد. همین قاعده در مورد احساسات منفی نیز صدق می کند. احساس عاطفی پدر و مادر ناخواسته باعث می شود که بچه های کوچک آنها هم همان احساس را داشته باشند.

7- بر روی ارتباط با فرزند خود کار می کنند

عکس والدینی که بر روی ارتباط با فرزند خود کار می کنند

بچه ها مراقبت و احترام را از نحوه برخورد پدر و مادر یاد می گیرند. هنگامی که آنها احساس عشق را از پدر و مادر خود دریافت کنند، به آنها وابسته می شوند. این دلبستگی باعث می شود که آنها بتوانند چیزهای ارزشمند را درک کنند و قدرت یادگیری آنها سریع تر شود. برای تربیت کودک خود بهتر است وقت بیشتری را با او  بگذرانید: قبل از خواب با هم شعر و داستان بخوانید، با آنها صحبت کنید و هرگاه مشکلی را با شما در میان گذاشتند به آنها گوش دهید.


8- فرزندان خود را تنبیه نمی کنند

عکس والدینی که فرزندان خود را تنبیه نمی کنند
برای تربیت کودک خود بدانید که تنبیه کردن هرگز کار نمی کند. زیرا در عوض، کودکان سعی می کنند راه های جدیدی برای اجتناب از مجازات ایجاد کنند. چنین بچه هایی به  دروغ گو هایی تبدیل می شوند که بدون توجه به آنچه انجام می دهند دروغ می گویند. برعکس، کودکانی که هرگز خشونت عاطفی را تجربه نکرده اند، کمتر افسرده می شوند، احساسات خود را بهتر کنترل می کنند و حافظه خوبی خواهند داشت.


9- والدین برای فرزند خود الگو هستند

عکس والدینی که برای فرزند خود الگو هستند

در دهه 1960 یک تحقیق از دانشگاه کالیفرنیا نشان داد که 3 نوع اصلی پرورش کودک وجود دارد: آسان گیری، اقتدارگرا و اعتماد گرا. والدین بچه های خوشحال اغلب سومین روش را برای تربیت کودک انتخاب می کنند: فرزندانشان به بزرگسالان احترام می گذارند، اما به دلیل اقتدار خودشان، خاموش نمی شوند.
برای اینکه فرزندانمان به ما احترام بگذارند و به ما اعتماد کنند، باید اشتباهات و معایب خودمان را تصدیق کنیم. ما باید صادقانه و عادلانه به دیدگاه های آنها احترام بگذاریم. با این حال، این بدان معنا نیست که این همیشه درست باشد.


10- کودک خود را قضاوت نمی کنند بلکه او را تشویق می کنند

عکس والدینی که کودک خود را قضاوت نمی کنند

کودکان، درست مثل بزرگسالان، به دو روش مختلف به موفقیت پی می برند:
1- ذهنیت ثابت، فرض می کنند که شخصیت، هوش و خلاقیت هرگز تغییر نمی کند، و تنها راه رسیدن به موفقیت این است که از هر شکستی اجتناب کنید.
2- ذهنیت قابل رشد، که شکست را به عنوان یک فرصت برای نشان دادن مهارت ها و توانایی ها می داند.

 همچنین نقش تشویق را در تربیت کودک نباید نادیده گرفت.

برای تشویق بچه ها و توسعه و رشد اندیشه های آنها، هرگز نگوئید که آنها تنها به دلیل توانایی های طبیعی خود موفق می شوند، به جای آن، تلاش های آنها را ارزیابی کنید.

 

تهیه: مجله بیا نی نی 

7 نکته مهم در تربیت کودک، برای والدین باهوش

تربیت کودک
تربیت کودک، از وظایف والدین است که ناآگاهی در آن، تاثیر بسزایی در آینده کودک دارد. در این مقاله 7 نکته تربیتی که والدین باهوش در پرورش کودکان خود بکار می برند، آورده شده است.

والدین می‌توانند از پرورش و تربیت کودکان خود لذت ببرند ولی گاهی این کار همراه با احساساتی همچون گناه و اضطراب از پرورش و رشد ناصحیح همراه است. حتی گاهی ممکن است والدین به صورت ناخودآگاه، باعث ایجاد افکار ناراحت کننده مانند شک و تردید، انتقاد شدید و نگرانی در فرزندان شوند. بعضی از والدین ممکن است اجازه دهند احساسات ناخوشایندشان در تصمیم گیری‌هایشان تاثیر بگذارد، آن‌ها به خاطر اینکه خودشان مضطرب نشوند فعالیت فرزندان خود را محدود می‌کنند ولی والدین با هوش و با ذهن قوی اجازه نمی‌دهند احساسات و افکار ناخوشایند، تصمیماتشان را تحت تاثیر قرار دهد و با تمام توان در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای درونی کودکشان تلاش می‌کنند. 

 

تربیت کودک

 

در اینجا هفت نکته که والدین باهوش در مورد پرورش و تربیت کودک خود به کار می‌گیرند، آورده شده است. 

1- شما باید به بچه ها نشان دهید که چطور قوی باشند.

تا زمانی که خودتان مهارت های مناسب را نداشته باشید، گفتن این جملات به بچه‌ها، که شجاعانه عمل کن یا جنبه های مثبت هر چیزی را ببین، تاثیری ندارد. اگر می خواهید درباره احساسات به بچه‌ها چیزی آموزش دهید باید اول با احساسات خود راحت باشید تا بتوانید آن را به فرزندتان منتقل کنید. در واقع کودکان بیشتر از آنکه به حرف‌های شما گوش کنند از رفتار شما الگوبرداری می‌کنند. 

2- کودکان، اعتماد به نفسشان را از تجربه اول بدست می آورند.

اینکه شما کودکتان را آرام کرده یا تشویق کنید آسان است ولی آنچه اهمیت دارد این است که کودکتان بتواند در نبود شما نیز با اعتماد به نفس و آنگونه که باید عمل کند. بچه‌ها باید یاد بگیرند خودشان مشوق خودشان باشند و نیاز دارند که در طول زمان بارها و بارها با انجام کارهای خوب داشتن انگیزه درونی و اعتماد به نفس را تمرین کنند.

3- اشتباهات می توانند بزرگترین معلم زندگی باشند.

وقتی فرزندتان اشتباهی می‌کند و شما سریعاً آن اشتباه را برطرف می‌کنید ممکن است همان موقع آن را فراموش کند ولی فرزندان نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه شکست بخورند و چگونه از اشتباهشان برگردند. والدین آگاه اجازه می‌دهند که فرزندشان به طور طبیعی با مسائل و مشکلات سر راهشان روبرو شوند و به آن ها یاد می دهند که اگر دوباره با چنین مشکلی روبرو شدند چطور با آن برخورد کنند.

4- اعتبار دادن به احساسات فرزندان، کلیدی برای آگاهی آن هاست.

یک والد باهوش هیچ وقت نمی‌گوید نترس او همیشه می‌گوید من میدانم احساس ترسناکی است، ولی مطمئن هستم که تو می‌توانی این کار را انجام دهی”.  والدین آگاه می‌دانند چه چیزی در کودک حس خوب ایجاد می‌کند و با ایجاد حس خوب در کودکشان، به او یاد می‌دهند که چگونه احساساتشان بر تصمیماتشان تاثیر می‌گذارد.

5- درد و مبارزه همیشه بد نیست.

مهم است که کودکان در برابر درد محاظت شوند ولی این همیشه هم درست نیست. احساس درد و مبارزه، درس های ارزشمندی از زندگی به کودک می‌دهد. والدین با ذهن قوی کودک خود را حمایت می‌کنند تا خودش قدرت مبارزه کردن  را بدست بیاورد.

تربیت کودک

 

6- پایبندی شما به ارزشهایتان تصمیم گیری در مورد فرزندان را آسان می کند. 

چه یک تصمیم کوچک مانند اجازه دادن به یک کودک هفت ساله برای رفتن به یک جشن تولد یا یک تصمیم بزرگتر مثل اینکه به کودکتان اجازه دهید با دوستش بیرون برود، فرقی نمی‌کند اگر شما ارزش‌هایتان را بدانید، می‌توانید بهترین تصمیم را بگیرید. زیرا وقتی شما به یک سری اصول و ارزش پایبند باشید فرزندتان نیز ارزش‌های شما را می‌داند و هنگام  گرفتن چنین تصمیماتی مسلما خیلی زود با کودکتان به توافق خواهید رسید. والدین آگاه به جای وقت گذرانی با دوستان و رسانه و عمل کردن تحت تاثیر آنان، بر اساس اعتقادات و ارزشهایشان عمل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

 

در تربیت کودک خود قاطع باشید!

 

7- نظم و انظباط با مجازات یکسان نیست.

مجازات فرزندان، برای پرورش و رشد، باعث رنجش آن‌ها و یاد دادن نظم و انضباط به بچه‌ها باعث گرفتن تصمیمات بهتر آنان در آیندشان می‌شود. والدین باهوش بجای تنبیه و مجازات کودک برای کاری که درست انجام نشده، تمرکز خود را برای بهتر انجام دادن کار، در دفعات بعدی او می گذارند.

 

اصول ده گانه در تربیت کودک 

آیا کتک زدن کودکان برای تربیت آنها لازم است؟

چگونه از تشویق و پاداش دادن برای تربیت کودک استفاده کنیم؟

 

در آخر

برای خود و کودک خود توانایی های ذهنی بسازید.

به این معنی که به کودکتان آموزش دهید که برای هر مشکل یا مسئله‌ای بتواند واقع بینانه فکر کند و احساساتش را مورد آن مسئله، مدیریت و کنترل کند و در نهایت اقدام مثبت را درباره آن انجام دهد. به این مجموعه رفتار، قدرت و توانایی ذهنی می‌گویند که هرچه قدرت ذهنی بیشتری ایجاد کنید فرزندان نیز به بهترین شکل رشد و پرورش می‌یابد.

جدا کردن محل خواب کودکان از والدین

تربیت کودکان، آموزش، سلامت کودکان،حل مشکلات زناشویی
جدا کردن محل خواب کودکان از والدین باید تا سن سه سالگی به خاطر راحتی طرفین صورت پذیرد. فرزند شما باید تا سنی در کنار شما بخوابد که نتواند نیازهای اولیه خود را برطرف نماید و از لحاظ روحی و عاطفی بشدت بوجود شما وابستگی دارد.

تربیت کودکان، آموزش، سلامت کودکان،حل مشکلات زناشویی

اگر کودک شما در سن ۵ سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمی‌شود به اتاق خودش برود، می‌توانید با کمک روانشناس و بهره‌گیری از مشاور او را به اتاق شخصی خود بفرستید.

قطعاً همه شما وابستگی‌های بی‌شمار یک نوزاد به پدر و مادر و به خصوص مادر را درک خواهید کرد. وابستگی‌ هایی که پدر و مادر را به گونه‌ای عاطفی وادار می‌سازد تا از نوزاد مراقبت کرده و نیازهای او را مرتفع گردانند. اما گاهی اوقات با بکار‌گیری روش‌هایی خارج از اسلوب صحیح رفتاری‌، کودکان بیش از آن‌چه که باید به پدر و مادر وابسته می‌شوند و همین سبب می‌شود تا آن‌ها مدت بیشتری در حریم پدر و مادر خود سکنی داشته باشند!

حضور بیش از اندازه فرزندان در اتاق خصوصی والدین، ممکن است باعث سردی میان پدر و مادر شده و حتی زمینه ساز بروز اختلافات و برخوردهای نامناسبی میان آنان گردد. از این روست که اهمیت جدا سازی محل خواب کودکان از اتاق والدین به یک ضرورت تبدیل خواهد شد.

 

از بدو تولد تا چه سنی؟ 

آن‌ چه که مسلم است؛ نوزاد در بدو تولد نیازهای بسیاری دارد که به طور ویژه ای مادر مسئولیت رسیدگی به آن‌ها را دارد. شاید دلیل عمده حضور نوزادان در اتاق والدین رسیدگی به موقع به این دسته از نیازها باشد. تعویض به موقع و رفع گرسنگی نوزاد توسط مادر از بارزترین دلایل حضور نوزاد در نزدیک‌ ترین مکان به مادر است‌. از طرف دیگر نوع تنفس نوزاد و چگونگی خوابیدن او و بسیاری از مسائل دیگر هستند که نیازمند دقت و رسیدگی می‌باشند.

پس با این حساب طبیعی است که نوزادی که تازه متولد شده تا چند ماه پس از تولدش در نزدیک‌ترین مکان به مادر و یا به بیان دیگر در اتاق پدر و مادر حضور داشته باشد. مرز نوزادی تا هنگامی است که او بتواند واکنش‌های اطرافیان را به خوبی متوجه شده و تا حدی بتواند با توان خودش بنشیند یا چهار دست و پا حرکت کند. پس از این زمان می‌توان کودک را به اتاق دیگری منتقل کرد و هر چند ساعت یکبار به منظور سرکشی و بررسی حالات و شرایط به او سر زد .

سنین یک‌ سالگی تا دو سال بهترین زمانی است که می‌توان کودک را از اتاق پدر و مادر خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سنین کودک به حدی رشد یافته که بتواند خوب بخوابد و هنگام گرسنگی تحمل کافی داشته باشد تا مادر به او برسد و از طرف دیگر هنوز وابسته به محیط پدر و مادر نشده و ترس از تنهایی و … برایش مفهومی ندارد و خیلی راحت با محیط جدیدش مانوس خواهد شد؛ بی آن‌که پدر و مادر برای عادت دادن او به محیط جدید متحمل دردسری بشوند !

 

سنین یک‌سالگی تا دوسال بهترین زمانی است که می‌توان کودک را از اتاق پدر و مادر خارج و با اتاق مختص به خود آشنا کرد. در این سن هنوز ترس از تنهایی و… برای کودک شما مفهومی ندارد. پس نگران نباشید!

 

جدا کردن محل خواب کودکان بالای سه سال

والدینی وجود دارند که فرزندان‌شان را تا سنین بالاتر از ۳سال هنوز در اتاق شخصی خود نگهداری می‌کنند و مدام از سختی‌های جدا کردن اتاق فرزندشان گله و شکایت می‌کنند!

طبیعی است که وقتی کودک با محیطی انس بگیرد و مفهوم ترس و تاریک و … را متوجه شود به سختی می‌شود او را به اتاقی فرستاد که در آن تنها باشد و تنها بخوابد!

 

کودکان بالای سه سال معمولاً در برابر جدا شدن جای خواب‌شان از کنار والدین واکنش‌های طولانی مدت نشان می‌دهند و به یکباره نمی‌شود جای آن‌ها را از اتاق والدین جدا ساخت!

 ابتدا سعی کنید به اتاق کودک برسید و وسایل و اسباب‌بازی‌هایی را که او دوست دارد در آن قرار دهید. ساعاتی در روز به همراه کودک در اتاق او بنشینید و سعی کنید تمام قسمت‌های اتاق را به او نشان دهید و با او در اتاق بازی کنید. اگر اتاق کودک کمد دیواری یا قسمت‌های ناشناخته‌ای دارد، آن‌ها را به کودک نشان داده و سعی کنید علاقه‌ای بین کودک و اتاق شخصی‌اش برقرار کنید.

در طول روز برای بازی کردن، فرزندتان را به اتاق خودش هدایت کنید و به او بگویید که در همان اتاق می‌تواند بازی کند و نباید وسایل بازی‌اش را به خارج از اتاق بیاورد‌. در میان بازی و هنگامی که کودک خسته می‌شود او را در همان اتاق بخوابانید و در کنارش بمانید تا کامل به خواب رود‌. توجه داشته باشید که اتاق کودک هرگز نباید تاریک و بدون نور باشد تا او بتواند به راحتی و بدون ترس به اتاق شخصی‌اش علاقه‌مند شده و آنجا را بپذیرد.

 

برای انتقال کودک از اتاق شما به اتاق خودش هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید!

کمی تحمل داشته باشید و با زبان رفتار او را قانع به حضور در اتاق خودش نمایید.

 

برای انتقال کودک از اتاق خودتان به اتاق خودش هرگز از کلمات و عبارات امری مانند: باید به آنجا بروی و … استفاده نکنید!

 

وقتی که کودک در اتاق شما و در کنار شما می‌خوابد سعی کنید چند شب به صورت هدفمند آسایش او را از بین ببرید. به عنوان مثال:

اگر کودک بر روی تخت شما (والدین خود) می‌خوابد، می‌توانید خود را به خواب زده و جای خواب او را تنگ کنید. در این هنگام اگر با اعتراض کودک مبنی بر تنگ بودن جای خوابش مواجه شدید می‌توانید با خونسردی به او بگویید که یک تخت خالی در اتاقش منتظر اوست و او خودش این جای تنگ را انتخاب کرده است!

محل خواب کودکان، تربیت فرزندان

اگر کودک در اتاق شما به خواب رفته است برق را روشن بگذارید و سعی کنید با صحبت کردن و سرو صداهای معمول او را بیدار کنید و زمانی که اعتراض او مبنی بر سرو صدا و نور را شنیدید به او بگویید که اتاق او در کمال آرامش و سکوت انتظارش را می‌کشد و می‌تواند بدون دغدغه آنجا راحت بخوابد!

وقتی که کودک تا حدودی اتاق خود را پذیرفت و به آنجا رفت، سعی کنید شب‌ها محیط اتاق را با یک چراغ خواب کوچک تا حدی روشن نگه دارید که او از ترس تاریکی دوباره به حریم خصوصی شما وارد نشود.

اگر کودک شما در سن ۵ سالگی به بالا قرار دارد و حاضر نمی‌شود به اتاق خودش برود می‌توانید با کمک روانشناس و بهره‌گیری از مشاور او را به اتاق شخصی خود بفرستید.

 

بهانه‌گیری‌ کودک برای خوابیدن در کنار والدین

گاهی ممکن است کودک با اینکه به اتاق خود انس گرفته و جدا از پدر و مادر می‌خوابد، اما بعضی از شب‌ها نا آرامی کند و بخواهد که در کنار والدین بخوابد. این رفتار تا سن ۸ سالگی می‌تواند طبیعی باشد. در این مواقع پدر و مادر باید با قرار دادن قانون و قاعده او را در اتاق خود بپذیرند و از سویی دقت داشته باشند تا این بی‌قراری‌ها به هر هفته و هر شب تکرار پیدا نکند. به عنوان مثال اگر در ماه دو شب کودک نا آرامی کند و به هر دلیلی بخواهد در کنار پدر و مادر باشد، آن‌ها می‌توانند با گفتن این عبارات که: اتاق ما به زیبایی و راحتی اتاق تو نیست / ما صبح‌ها زود بیدار می‌شویم و تو نمی‌توانی راحت بخوابی و … او را مجاب کنند که همین یکبار می‌تواند در جای دیگری غیر از اتاق خودش بخوابد.

اگر درخواست‌های کودک مبنی بر خوابیدن در کنار والدین بصورت مکرر و پشت سر هم تکرار شود؛ قطعاً حاکی از علتی است که کودک را نا آرام ساخته. این عوامل می‌تواند انوع ترس‌ها مانند ترس از تنهایی و ترس از تاریکی و … باشد.

همچنین تماشای برخی از برنامه‌ها و فیلم‌هایی که برای سن کودکان تعریف نشده است باعث می‌شود که آن‌ها در هنگام خواب شبانه دچار نگرانی و پریشانی شوند. از این رو لازم است والدین دقت داشته باشند تا فرزندان آن‌چه را که مناسب با سن و شرایط روحی‌شان نیست را تماشا نکنند. در نظر داشته باشید که جداسازی محل خواب کودکان یک نیاز دو طرفه است هم برای والدین و هم برای کودک! به همین دلیل لازم است تا والدین توجه کافی داشته باشند تا محل خواب کودک خود را از سن زیرسه سال جدا کنند.

گروه مادر و کودک بیا نی نی

دانستنی‌ های جالب زندگی کودکانه

مورچه- عکس مورچه- خواب مورچه- زندگی مورچه- دانستنی ها
دانستنی‌ های جالب زندگی کودکانه، مجموعه‌ای از اطلاعاتی است که نگرش کودک شما را به زندگی روشن و به روز می‌کند. خالی از لطف نیست که والدین نیز برای بازسازی اطلاعات خود این مقاله را مطالعه نمایند.

ذهن کودک سرشار از پرسش‌های گوناگون است که می‌توان با ارائه اطلاعاتی به بخشی از این پرسش‌ها پاسخ داد. افکار کودک با استفاده از این اطلاعات شکل گرفته و در آینده می تواند اهداف مشخص‌تری را در ذهن خود در پیش بگیرد.

 

دانستنی‌های جالب زندگی کودکانه

ـ ۹۰ % يخ دنيا در سرزمين‌های قطبی است.

ـ متوسط وزن مردان در کره زمين بيش از وزن زنان است.

– نياز مردان به صحبت کردن در هر روز دوازده هزار واژه، و نياز زنان ۲۳ هزار واژه است.

ـ اگر تکثير باکتری تا ۲۴ ساعت ادامه يابد، توده ۲ تنی از يک باکتری بوجود می‌آيد.

ـ وسعت و عرض کهکشان راه شيری حدود ۷۰ هزار سال نوری است.

سرعت گردباد گاهی به ۳۰۰ تا ۴۵۰ کيلومتر در ساعت می‌رسد.

ـ خنده آسان‌تر از اخم کردن است.

-برای خنديدن انسان از ۱۷ عضله صورت و گردن استفاده می‌کند در حالی که براي اخم کردن از ۴۰ عضله.

ـ گربه در گوشش ۳۲ عضله دارد.

-خرس‌ها موجوداتی چپ دست هستند.

ـ مورچه به هنگام مسموم شدن هميشه روی پهلوی راست می‌افتد.

 

مورچه- عکس مورچه- خواب مورچه- زندگی مورچه- دانستنی ها

 

ـ در فصل پائيز ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط می‌ريزد.

– درصورتی که زنی به کور‌ رنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او کوررنگ می‌شوند.

ـ مغز انسان بيش از ساير اعضای بدن کار می‌کند و بيش از۲۰% از انرژی بدن را مصرف می‌کند.

ـ هر يک ليتر بنزين معادل ۵/۲۳ تن گياهان مدفون شده در قرن‌ها پيش است.

-گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.

ـ زنبور عسل دو معده دارد: يکی برای انبار کردن عسل و دیگری برای غذا.

ـ سريع‌ترين عضله بدن انسان زبان است.

ـ در سال ۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.

ـ طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست.

ـ طول رگ‌های بدن انسان ۵۶۰ هزار کيلومتر است.

ـ در برج ايفل ۲۵۰۰,۰۰۰ پيچ به کار رفته است.

ـ ميزان انرزی که خورشيد در يک ثانيه توليد می‌کند براي توليد برق مورد نياز تمام کشورهای جهان در مدت يک ميليون سال کافی است.

– کهکشان راه شيری، کهکشانی مارپيچی است که شامل حدود ۵۰۰ ميليارد بیا نی نی است.

– قطر هسته يک کهکشان در حدود ۱۰۰,۰۰۰ سال نوری است.

– هسته خارجی زمين که ترکيبات آن تاکنون يک راز بوده از آهن و منيزيم بوجود آمده است.

  • حالات صورت انسان در شرايط احساسی مختلف، موروثی است.

 

خنده- عکس خنده- خنده دار- دانستنی ها- کودک و مادربزرگ

 

– دانشمندان يک عنصر فوق سنگين با عدد اتمي ۱۱۸ يافتند که کسری از ثانيه پايدار است.

– پهنه مغز انسان به مانند کامپيوتر ديجيتال از مبنای باينری استفاده می‌کند.

– بدن انسان برای دويدن و تعقيب شکار ساخته شده است.

گردو با چربی‌های ناسالم می‌جنگد.

– مصرف بادام انسان را لاغر می‌کند.

– در کوبا عده زيادی از مردم بيش از ۱۰۰ سال عمر می‌کنند.

خواب راحت، نشانه سلامت است.

– درجه حرارت مرکز زمين به ۵۵۳۰ درجه می‌رسد و تمام مواد موجود در آن گداخته‌اند.

– بدن انسان از ۱۱۲ عنصر که طبيعت را تشکيل داده‌اند تشکيل شده است.

انرژی تاريک از ۹ ميليارد سال پيش وجود داشته است.

– انرژی تاريک نزديک به ۷۰ درصد از انرژی کيهان را به خود اختصاص داده است.

– قديمی‌ترين گونه جانوري Triops با قدمت ۲۲۰ ميليون سال که به آن فسيل زنده می‌گويند.

– دانشمندان ساعت بدون خطايی را ساختند که در ۶ ميليون سال، کمتر از ۱ ثانيه خطا دارد.

دايناسورها حدود ۶۵ ميليون سال قبل از بين رفتند.

– دايناسورها فقط در اثر برخورد يک شهاب سنگ از بين رفتند.

 

منبع: وبلاگ دانسته های علوم من

پیامدهای تماشای تلویزیون برای نوزادان و کودکان

کودک
تماشای تلویزیون برای نوزادان مفید است یا مضر؟ تحقیقات نشان می‌دهد که مشاهده تلویزیون در کودکان زیر یکسال، موجب تاخیر در رشد گفتاری، مهارت‌های حرکتی و رشد اجتماعی کودک می‌شود. آنچه کودک در این سن نیاز دارد، بازی و تعامل با والدین و جستجو و کنجکاوی در محیط پیرامون است.

کودک
 
بیا نی نی | بخش مادر و کودک – پزشکان به والدین توصیه می‌کنند، به کودکان خود تا سن هیجده ماهگی اجازه تماشای تلویزیون و بازی با تلفن همراه ندهند. تحقیقات نشان می‌دهد که ۹۲.۲% کودکان زیر یک سال تجربه بازی با موبایل را داشته‌اند و برخی از آن‌ها از سن ۴ ماهگی شروع به استفاده از موبایل کرده‌اند.

روند رشد مغز از بدو تولد تا کودکی

بیشتر والدین در توجیه استفاده از تلویزیون و موبایل می‌گویند: “کودکمان دوست دارد تلویزیون ببیند و با موبایل بازی کند”. نوزادان به صفحه روشن و رنگ‌های زیبای موبایل خیره می‌شوند، اما مغز آن‌ها توانایی درک این تصاویر را ندارد. تا حدود سن ۱۸ ماهگی، مغز کودکان توانایی درک نشانه‌های روی صفحه موبایل و ارتباط دادن میان آن‌ها و دنیای واقعی را ندارد.
آنچه نوزادان و کودکان واقعا نیاز دارند، ارتباط داشتن با افراد پیرامون آنهاست. البته نه به این معنا که با پدربزرگ و مادربزرگ خود که در شهر دیگری زندگی می‌کنند، تماس تصویری نداشته باشند! اما استفاده روزانه از ابزار‌های دیجیتال، هرگز توصیه نمی‌شود. کودکان باید وقت خود را صرف بازی، لمس اشیا، تکان دادن و پرتاب کردن آن‌ها کنند، چهره افراد مورد علاقه‌شان (پدر و مادر) را ببینند و صدایشان را بشنوند. بازی‌های موبایلی تنها ضربه زدن و کشیدن روی صفحه نمایش را به کودکان یاد می‌دهد که کاربرد چندانی در زندگی واقعی ندارد.

مضرات استفاده از موبایل و تماشای تلویزیون برای نوزادان

بطور قاطع می‌توان گفت که نوزادان چیزی از تماشای تلویزیون بدست نمی‌آورند، اما آن‌ها تماشای تلویزیون را دوست دارند. مضرات تماشای تلویزیون برای نوزادان چیست؟ آیا استفاده اندکی از تلویزیون برای اینکه کودک سر میز غذا بنشیند و غذایش را بخورد هم مضر است؟ تماشای تلویزیون، راهکار مناسبی برای خورادن غذا به کودک، نیست. کودک بایستی بیاموزد که آگاهانه غذایش را بخورد. توصیه پزشکان این است که تا سن هیجده ماهگی، کودک تلویزیون نبیند. تحقیقات نشان داده که تماشای تلویزیون در نوزادان زیر هیجده ماه، تاثیرات منفی روی رشد گفتاری، مهارت خواندن و حافظه کوتاه مدت آن‌ها می‌گذارد.


بیشتر بدانید: عوارض استفاده از تبلت و موبایل بر روی قدرت تکلم کودکان


مشکل تنها این نیست که کودکان تلویزیون تماشا کنند یا نه، بلکه مشکل اصلی این است که در زمان مشاهده تلویزیون آن‌ها چه کار‌هایی را انجام نمی‌دهند. در واقع کودکان بایستی آگاهی خود را از تعامل با دیگران به دست آورند. حالات چهره، بالا و پایین رفتن تن صدا و زبان بدن، بین کودک و والدین، نه تنها زیباست، بلکه بسیار برای کودک آموزنده است و موجب تحکیم روابط بین آن‌ها می‌شود. اگر بجای این فرایند، کودک تنها جلوی تلویزیون بنشینید، در یادگیری و تعامل او با اطرافیانش اختلال ایجاد می‌شود. برای مثال هنگامی که شما در آشپزخانه مشغول طبخ غذا هستید، کودک از زدن ملاقه به قابلمه، بیشتر یاد می‌گیرد، تا اینکه همان زمان را پای تلویزیون صرف کند. با هر ضربه‌ای که میزند، نگاهی بین شما و کودک‌تان رد و بدل می‌شود که منشا آگاهی بخشی به کودک است.
 
نوزاد
 
“ابزار دیجیتال برای کودکان مانند فست فود هستند، شاید آن‌ها را سیر کنند، ولی نه تنها مواد مغذی به بدنشان نمی‌رسانند، بلکه سبب بروز بیماری نیز می‌شوند.”
 
حتی اگر تلویزیون روشن باشد و کسی آن را نگاه نکند هم ممکن است، در رشد گفتاری کودک تاخیر رخ می‌دهد. والدین در حضور کودک معمولا ۱۰۰۰ کلمه در ساعت صحبت می‌کنند. اما هنگامی که تلویزیون روشن است، این مقدار به ۳۰۰ کلمه کاهش می‌یابد. تعداد کلمه کمتر به معنای یادگیری کمتر است.

کودکان بایستی تا سن ۷ سالگی تمرکز کردن به مدت طولانی‌تر را یاد بگیرند. برنامه‌های تلویزیونی جذاب و متنوع هستند و هرگز کودک را مجبور به تمرکز و اندیشیدن نمی‌کنند.

تماشای تلویزیون بعد از دو سالگی

پس از دوسالگی، شرایط اندکی تغییر می‌کند. کودکان در سنین مهدکودک، برخی مهارت‌ها را از برنامه‌های تلویزیونی یاد می‌گیرند. برنامه‌های مناسب کودکان می‌تواند در به آنان در زمینه ادبیات، ریاضی، علوم، حل مساله و روابط اجتماعی بیاموزد. خصوصا برنامه‌های تعاملی مانند Dora که کودک سعی می‌کند به سوالات مطرح شده در برنامه پاسخ دهد، بسیار تاثیرگذارند.


بیشتر بدانید: فواید تماشای تلویزیون توسط کودکان


ممکن است بعضی والدین اصرار داشته باشند که تلویزیون سبب تحریک قوه تخیل می‌شود، زیرا غالبا کودکان از شخصیت‌های محبوب تلویزیونی تقلید می‌کنند. قطعا همه ما در دوران کودکی شخصیت‌هایی را می‌شناختیم و دوست داشتیم از آن‌ها تقلید کنیم. ولی اگر کودکان را با روش‌های فعالانه‌تری، مثل پوشیدن لباس شخصیت دلخواهشان، تحریک کنید، می‌بینید که استعداد آن‌ها برای خلق شخصیت‌های مخصوص به خود عالی است. از آنجا که تلویزیون کار ابداع شخصیت تخیلی را خودش انجام می‌دهد، سبب نوعی تنبلی در خلاقیت کودکان نیز می‌شود.
 
نوزاد

فعالیت‌های کودک که با تماشای تلویزیون محدود می‌شوند

  • جستجو، غربال کردن، تجزیه و تحلیل اطلاعات و سپس استفاده از آن در موقعیت‌های روزمره
  • تمرین مهارت‌های حرکتی، خواه ظریف یا غیر ظریف
  • تمرین هماهنگی چشم و دست
  • استفاده از بیش از دو حس در یک زمان برای گسترش درک محیط پیرامون
  • پرسیدن سوال و دریافت جواب
  • کاوشگری و استفاده از کنجکاوی خود
  • استفاده از ابتکار عمل یا انگیزه
  • پاسخ به چالش‌ها
  • قدرت حل مساله
  • قدرت تفکر تحلیلی
  • استفاده از قدرت تخیل
  • تمرین مهارت‌های ارتباطی
  • تمرین مهارت‌های کلامی
  • خواندن و نوشتن
  • خلاق و سازنده بودن
  • توانایی در تمرکز به مدت طولانی، به دلیل حرکت سریع تصاویر در تلویزیون
  • رشد تفکر منطقی و متوالی، زیرا در تلویزیون عملیات به طور مداوم در زمان عقب و جلو می‌رود یا به طور موازی در زمان صورت می‌گیرد.

 

پیامدهای تماشای تلویزیون بر نوزادان و کودکان

چه باید کرد؟

  • برای نوزادان تا سن هیجده ماهگی از هیچ وسیله الکترونیکی (تلویزیون، موبایل، تبلت، کامپیوتر) جهت سرگرمی استفاده نکنید.
  • استفاده تفریحی کودک از ابزار الکترونیک را به یک ساعت در روز محدود کنید. (برای بازه سنی هیجده ماه تا پنج سال)
  • هنگامی که کودک مشغول تماشای تلویزیون یا استفاده از برنامه‌های موبایل است، با او همراه شوید. اینگونه محتوای آموزشی بیشتری به کودک منتقل می‌شود.
  • محتوای برنامه‌ها بسیار مهم است. کودک از هر برنامه‌ای چیزی یاد می‌گیرد. بایستی برنامه‌ای برای او پخش کرد که مختص سن او ساخته شده و آموزش‌های اساسی، نظیر زبان و ریاضی را به او می‌آموزد.
برای داشتن کودکانی سالم و شاد بایستی عمده وقت کودکتان صرف بازی‌های فعال و پرتحرک، جستجو و اکتشاف و برقراری ارتباط با دیگران شود. آسیبی که تماشای تلویزیون برای نوزادان و کودکان به همراه دارد، این فرصت گرانبها را از او گرفته و رشد تمام عیار او را محدود می‌کند.

برگرفته از: همه کودکان تیزهوشند اگر/ دکتر میریام استاپارد و Healthychildren

کاهش ترس در کودکان با ۱۰ راهکار موثر

کاهش ترس در کودکان با ۱۰ راهکار
تمامی کودکان در دوره‌هایی از رشد، ترس را تجربه می‌کنند. ترس ممکن است باعث اختلالاتی در خواب و تغذیه کودک شود. پدر و مادر بایستی با مراقبت همه جانبه از کودک، دلیل ترس و نگرانی او را تشخیص دهند و با صحبت، همفکری و ارائه راهکار مناسب، باعث کاهش ترس در کودکان شوند.

کاهش ترس در کودکان با ۱۰ راهکار
 
بیا نی نی | بخش مادر و کودک – بمباران، جنگ، طوفان، حملات تروریستی، گردباد، سیل و زلزله، اتفاقاتی هستند که در دنیای امروز به طور روزمره تکرار می‌شوند. هر یک از این پیشامد‌ها موجب ایجاد ترس و دلهره در کودکان می‌شود. راه‌های مقابله با این ترس‌ها چیست و ما به عنوان پدر و مادر چگونه می‌توانیم به کاهش ترس در کودکان کمک کنیم.

راهکارهای کاهش ترس در کودکان

به کمک این ۱۰ راهکار، می‌توانید با کاهش ترس و استرس کودک، برای او آرامش به ارمغان بیاورید.

۱. کودکان را متقاعد کنید که فیلم‌های ترسناک نبینند

صحنه‌های موجود در فیلم‌ها، بازی‌های کامپیوتری، موزیک ویدیوها، سایت‌های اینترنتی و حتی اخبار تلویزیون، می‌تواند موجب ترس و وحشت کودکان شوند. مراقب باشید کودکتان چه می‌بیند، خصوصا قبل از خواب، برنامه‌هایی ببینید که موجب هراس کودک نشود.
بهترین روش این است که به کودک بیاموزید که هرگاه صحنه‌ای دید که به نظرش ترسناک آمد، از دیدن آن منصرف شود. این جمله کلیدی را به او یاد دهید”این ترسناک است و من نباید آن را ببینم”.
هم چنین برنامه‌های آرامش بخش و طنز آمیز را به کودک معرفی کنید. مجموعه‌ای از سی دی‌های فیلم‌های طنز داشته باشید و هر وقت کودک احساس ترس و وحشت کرد، آن‌ها را به کودک نشان دهید. بدین ترتیب کودک یاد می‌گیرد که چگونه آنچه را می‌بیند، مدیریت کند.

۲. از کودک بخواهید نگرانی‌هایش را با شما مطرح کند

کودک را تشویق کنید که از ترس‌هایش با شما صحبت کند. صحبت کردن پیرامون یک مشکل، آن را قابل حل می‌کند. حرف زدن باعث می‌شود، ترس‌های کودک در همان مراحل اولیه، حل شده و تبدیل به چالش‌های پیچیده نشود. کودک باید بداند که شما صحبت هایش را می‌شنوید. بایستی کودک را بطور کامل حمایت کرده و هر گونه سوء تفاهمی را برایش حل کنید. به سوالات کودک با آرامش و شفافیت پاسخ دهید.
“معمولا مادر‌ها با دختران بیشتر از پسران، پیرامون احساساتشان صحبت می‌کنند. درباره احساسات پسرتان با او حرف بزنید. “
درباره احساس خودتان نیز در جمع خانواده صحبت کنید تا فرزندان بفهمند که صحبت درباره احساسات در جمع خانواده امری عادی است.
 
دیدن فیلمهای ترسناک

۳. برای کاهش ترس در کودکان محیط امنی ایجاد کنید

کمک کنید که فرزندتان احساس امنیت کنید. قدرت واژه‌ها را دست کم نگیرید. اگر هنگامی که کودک با ترس‌هایش مواجه می‌شود، شما با صدایی آرام بگویید: “همه چیز درست می‌شود، نگران نباش” و یا پدر دستان کودک را در دست بگیرد، او احساس امنیت می‌کند و موجب می‌شود در زمان‌های دیگر، در مواجهه با ترس خود، قوی‌تر برخورد کند. نحوه برخورد شما با ترس، الگویی برای فرزندانتان می‌شود. پس در مواجهه با نگرانی‌ها، قوی و آرام باشید تا کودک از شما الهام بگیرد.

۴. به کودک آگاهی دهید که چه چیزی در انتظار اوست

ترس‌هایی هستند که ما نمی‌توانیم فرزندمان را در مقابل آنها، بیمه کنیم. در این مواقع بهترین کار، آگاهی بخشی است.
برای مثال، اگر کودک نگرانی‌هایی درباره ایمنی مدرسه‌اش دارد، درباره دستورالعمل‌های مراقبت از خود در زمان اضطرار صحبت کنید. به او بگویید که مسوولان مدرسه، برای این موارد آموزش دیده‌اند و در موارد اورژانسی، نیرو‌های شهرداری، پلیس، آتش نشانی و امداد به سرعت برای کمک می‌آیند. طی صحبت پیرامون این موارد، آرام و عاری از هیجان باشید.

۵. داستان‌هایی پیرامون مقابله با ترس برای کودک بخوانید

خواندن داستان و بازی کردن موقعیت‌های ترسناک باعث می‌شود که کودک بیاموزد چگونه بر ترس‌هایش غلبه کند. به این روش “کتاب درمانی” می‌گویند. این روش بسیار موثر است، زیرا کودکان با شخصیتی که در داستان ترسیده، همذات پنداری می‌کنند و به خود می‌گویند “چه خوب، یک نفر دیگر هم احساس من را دارد”. اینگونه کودک به راحتی با شما درباره ترسش صحبت می‌کند و همین موجب کاهش ترس در کودکان می‌شود.
 
صحبت با کودک پیرامون ترسهایش

۶. جملات مثبت را به او بیاموزید

به فرزندتان بیاموزید که در مواجهه با ترس، جملات مثبت و آرامش بخش را با خود تکرار کند. یک جمله را انتخاب کنید و آن را بار‌ها و بار‌ها تکرار کنید تا ملکه ذهنش شود و در موقع لزوم از آن استفاده کند. مانند: “من می‌تونم! “، “من از پسش برمیام! “، همه چیز درست میشه! ” و “مساله مهمی نیست! “

۷. تکنیک‌های آرامش بخشی را تمرین کنید

ترس موجب ایجاد تنش‌های عصبی در کودک می‌شود. از تکنیک‌های آرامش بخشی و ریلکسیشن برای از بین بردن این تنش‌ها استفاده کنید. یک تکنیک را انتخاب و آن را بار‌ها و بار‌ها انجام دهید تا در ذهن کودک شکل بگیرد و در هنگام نگرانی و ترس، با انجام آن آرامش یابد.
  • به او بگویید هر وقت احساس استرس و نگرانی کردی، تصور کن روی یک تکه ابر یا بر روی شن‌های ساحل دراز کشیده‌ای.
  • چند نفس عمیق بکش تا استرس و نگرانی از تو دور شود.
  • به کودک بگویید که ریه‌هایش را مانند بادکنکی از هوا پر کند، سپس آرام آرام، هوا را بیرون بدهد و ببیند که ترسش نیز آرام از بدنش خارج می‌شود.
  • مجموعه‌ای از آهنگ‌های آرامش بخش را در اختیارش بگذارید تا هر وقت نیاز داشت، به آن‌ها گوش دهد.

۸. هنگام ترس، کودک را در آغوش بگیرید

هنگامی که کودکان با مشکلی مواجه می‌شوند، پدر و مادر‌ها به طور غریزی آن‌ها را در آغوش می‌گیرند و سعی در آرامش دادن به آن‌ها دارند. پژوهش‌ها نشان داده اند که غریزه درست عمل می‌کند. در آغوش کشیدن باعث کاهش ترس‌ در کودکان و کاهش نگرانی‌های آنها می‌شود. پژوهش‌های دانشگاه میامی نشان داده است که ماساژ، نوازش کمر و در آغوش گرفتن، باعث کاهش درد و ناراحتی کودکان می‌شود.
به کودک یاد بدهید که بگوید: “من بغل میخوام” و در هر فرصتی، کمر و شانه‌های کودک و نوجوانتان را نوازش کنید.

۹. از تخیل کودک برای کاهش ترس استفاده کنید

به رویا‌های کودک پر و بال بدهید، به جای ترس از هیولا و آدم‌های بد، درباره شوالیه‌های نگهبان، فرشته‌ها و ابر قهرمان‌ها که مردم را نجات می‌دهند و آدم‌های بد را از بین می‌برند، خیال پردازی کنید. خیال پردازی، به کاهش ترس در کودکان کمک می‌کند.

در آغوش کشیدن کودک

۱۰. کودک را مسئول پیدا کردن راه حل کنید

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اگر بر موقعیتی کنترل داشته باشید، نگرانی کمتری از بابت آن دارید. با مشارکت کودک در برنامه کاهش ترس، به او قدرت کنترل اوضاع را بدهید. در وهله اول، یک ترس را شناسایی کنید. بطور مثال:

مشکل: سایه‌های عجیب رو دیوار مرا از خوابیدن در تاریکی می‌ترساند.
چه کار کنیم که احساس امنیت داشته باشی؟ با کودک راه حل‌های ممکن را بررسی کنید و حداقل به یک راه مطمئن که موجب احساس امنیت و آرامش او می‌شود برسید.
راه حل کودک محور: یک چراغ قوه زیر بالشم بگذار و جهت تختم را عوض کن تا دیگر سایه‌های روی دیوار را نبینم.

حقیقت این است که جهان غیرقابل پیش‌بینی است و ما نمی‌توانیم به طور کامل نگهبان کودکمان باشیم. اما با آموزش راه‌های کنترل ترس و مدیریت موقعیت‌های استرس زا، می‌توانیم او را برای مواجهه با مشکلات در آینده آماده سازیم.


دیر حرف زدن کودک؛ نشانه های هشدار دهنده را بشناسیم

دیر حرف زدن کودک، نشانه های هشدار دهنده را بشناسیم
یادگیری حرف زدن یکی از حیرت‌انگیز‌ترین کار‌هایی است که کودکان انجام می‌دهند. اما برخی کودکان در حرف زدن تاخیر دارند. دیر حرف زدن کودک، از حدود سن هیجده ماهگی علائم خود را بروز می‌دهد. با تشخیص به موقع، درمان دارویی و گفتار درمانی مناسب می‌توان مهارت‌های ارتباطی کودک را بهبود بخشید.

دیر حرف زدن کودک، نشانه های هشدار دهنده را بشناسیم
 
بیا نی نی | بخش مادر و کودک – همانند دیگر مهارت‌ها، سنی که کودکان شروع به حرف زدن می‌کنند، متفاوت است. برخی از کودکان پیش از تولد یک سالگی شادمانه “ماما” و “بابا” می‌گویند. بیشتر نوپایان تا سن ۱۸ ماهگی، حدود ۲۰ کلمه را به زبان می‌آورند. اما اگر کودک دو ساله، هنوز حرف نمی‌زند یا نمی‌تواند دو کلمه را کنار هم بگذارد، چه باید کرد؟
مهم است که پدر و مادر بدانند که در روند حرف زدن کودکان، چه چیزی عادی و چه چیزی غیر طبیعی است. تا در صورت مشاهده رفتار غیرطبیعی تمهیدات لازم را بیاندیشند.

نشانه‌های دیر حرف زدن کودک چیست؟

موارد زیر مشکلات رشد زبانی کودک را در هر سن نشان می‌دهد:

تولد تا یک سالگی

کودک بغ بغو، یا غان و غون نمی‌کند. با دیگران کم ارتباط برقرار می‌کند یا اصلا هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کند.

یک تا دو سالگی

صدا‌های کمی از خودش در می‌آورد و آهنگ صدایش معنی دار نیست. تا هیجده ماهگی هیچ کلمه‌ای را بر زبان نمی‌آورد. اسامی اشیا آشنا را تشخیص نمی‌دهد و تلاشی برای برقراری ارتباط نمی‌کند.

دو تا سه سالگی

حرف‌های دیگران را کم می‌فهمد. دایره لغاتش محدود است. کلمات را باهم ترکیب نمی‌کند. در دو و نیم سالگی نمی‌تواند چیزی که از او می‌خواهید، پیدا کند.
 
 حرف زدن با کودک

سه تا چهار سالگی

خیلی از حرف‌هایش نامفهوم است. کم حرف می‌زند یا فقط همان چیز‌هایی را که می‌شنود، تکرار می‌کند. افعال و صفات کمی را استفاده می‌کند. درک فرازبانی محدودی دارد (معنای پنهان جمله‌ها را درک نمی‌کند).

چهار تا پنج سالگی

خیلی نامفهوم یا تک جمله‌ای حرف می‌زند و فقط جمله‌های خیلی ساده را به کار می‌برد. زمان‌های فعل را درک نمی‌کند. نمی‌تواند یک داستان را بازگو کند. نمی‌تواند با تغییراتی که در محیطش ایجاد شده کنار بیاید. انزوا و ناامیدیش هر روز بیشتر می‌شود.

چه عواملی موجب دیر حرف زدن کودک می شود؟

دلایل زیادی وجود دارد که موجب دیر حرف زدن کودک می‌شود. ممکن است یک نقص جسمانی مانع تلفظ کلمات توسط کودک شود یا کودک در درک مفاهیم مشکل داشته باشد. در این حالت، سیستم اعصاب داخلی، قادر نیست پیامی را بطور کامل بین مغز و دیگر اعضای بدن منتقل کند.
اگر بابت دیر حرف زدن کودک خود نگرانی دارید، عوامل زیر را در نظر داشته باشید.

۱. نقص جسمانی

شکاف لب و دهان از مشکلاتی است که روی سخن گفتن کودک تاثیر می‌گذارد. کوتاه بودن فرنولوم (بافتی چین خورده که حرکت زبان در دهان را کنترل می‌کند) نیز بر روی حرف زدن کودک موثر است. مشکلات جسمی مانند این، معمولا در معاینات ماهانه نوزادی تشخیص داده می‌شوند. اما در صورت عدم تشخیص پزشک، با اولین مراجعه کودک به دندانپزشک یا تاخیر در صحبت کردن کودک، علت یابی می‌شوند.

۲. مشکلات دهانی

بسیاری از کودکانی که تاخیر در حرف زدن دارند، ارتباط میان مغز با اندام‌ها و ماهیچه‌های داخل دهانشان مختل شده است. بدین گونه که مغز کنترلی روی لب‌ها، زبان و فک ندارد. به همین دلیل آوا‌ها به صورت صحیح از مخرج ادا نمی‌شود. این مشکلات اگر درمان نشوند، به همین صورت باقی می‌مانند.

 حرف زدن با کودک

۳. تاخیر در رشد

ممکن است دیر حرف زدن کودک به دلیل تاخیر در رشد باشد. البته هر کودکی مطابق روند خاص خود رشد می‌کند، اما اگر مشاهده کرده‌اید رشد همه جانبه مهارت‌ها و فعالیت‌های کودک با تاخیر پیش می‌رود، حتما به پزشک مراجعه کنید. خصوصا روند رشد مهارت‌های حرکتی، شناختی و زبانی کودک را به دقت دنبال کنید.
اگر دیر حرف زدن کودک به دلیل تاخیر در رشد باشد، کودک خیلی کم حرف می‌زند (یا اصلا حرف نمی‌زند)، معنای صحبت دیگران را درک نمی‌کند، حرف‌های دیگران را طوطی وار تکرار می‌کند و هیچ گونه احساس و واکنشی نسبت به حرف‌هایی که می زند، ندارد.

۴. مشکلات شنوایی

یکی از دلایل دیر حرف زدن کودک، مشکلات شنوایی است. به همین دلیل شنوایی کودک بایستی توسط متخصص شنوایی سنجی مورد آزمایش قرار گیرد. کودکی که شنوایی کامل ندارد، در فهمیدن سخنان دیگر افراد مشکل دارد و دایره واژگان محدودی دارد. مشکل شنوایی باعث می‌شود کودک نتواند به درستی و روان صحبت کند.

۵. عفونت گوش

متاسفانه، عفونت گوش در کودکان زیر سه سال رایج است. البته بدین معنا نیست که هر کودکی که عفونت گوش داشته است، مشکل شنوایی و تاخیر در حرف زدن پیدا می‌کند. اگر عفونت گوش به موقع درمان شود، مشکلی برای کودک پیش نمی‌آید. اما عفونت‌های مزمن گوش، بر روی تکلم کودک تاثیر می‌گذارند. این عفونت‌ها به گوش میانی کودک آسیب می‌زنند و به درمان‌های معمولی پاسخ نمی‌دهند، بلکه در یک مدت کوتاه دوباره باز می‌گردند. اگر کودک شما در این دسته قرار می‌گیرد، بایستی به متخصص گوش، حلق و بینی مراجعه کنید تا درمان‌های لازم را دریافت کنید.

دیر حرف زدن کودک

چه باید کرد؟

والدین بایستی با مشاهده اولین نشانه‌های غیر طبیعی بودن تکلم در کودک، به متخصص مراجعه کرده و درمان‌های لازم را دریافت کنند.
متخصصان گفتار درمانی بر روی بهبود مهارت‌های کلامی و گفتاری کودک کار می‌کنند و تمریناتی برای کار منزل به والدین می‌دهند. در اینجا به برخی تمرینات گفتار درمانی در منزل اشاره می‌کنیم.
  • زمان زیادی را به برقراری ارتباط با کودک اختصاص دهید. حتی در دوران نوزادی، با کودک صحبت کنید، آواز بخوانید و حرکات و صدا‌های او را تقلید کنید.
  • برای کودکتان کتاب بخوانید. هیچ زمانی برای کتاب خواندن برای کودکتان زود نیست. با توجه به سن کودک، کتاب پارچه‌ای، مقوایی و تصویری بگیرید و او را تشویق به مطالعه کنید. با کتاب‌های لمسی که بافت‌های مختلفی دارند، شروع کنید. اجازه دهید کودک به تصاویر اشاره کند و نام هر یک از شکل‌ها را برایش تکرار کنید.
  • از تمام موقعیت‌ها در طول روز استفاده کنید. برای بهبود قدرت بیان کودک، از هر موقعیتی در طول روز استفاده کنید. در سوپر مارکت، کالا‌هایی که می‌خرید برای کودک نام ببرید، در آشپزخانه روش پخت غذا را توضیح دهید. به اشیا خانه یا خیابان اشاره کنید و درموردشان صحبت کنید. از کودک سوال بپرسید و واکنشش را تشویق کنید.

کتاب خواندن با کودک

بهترین راه درمان دیر حرف زدن کودک، تشخیص به موقع آن است. با انجام درمان‌های مناسب و گفتار درمانی مهارت‌های ارتباطی کودک بهبود چشمگیری پیدا می‌کند.


و کودک چگونه حرف زدن را یاد می‌گیرد/ جیمز لاو

کنترل کودک بیش فعال با ۸ راهکار موثر

کنترل کودک بیش فعال با ۸ راهکار موثر
پرورش یک کودک بیش فعال بسیار متفاوت با پرورش دیگر کودکان است. کنترل کودک بیش فعال و اجرای قوانین روزمره خانه، تقریبا غیرممکن است. پدر و مادر‌ها بایستی به دنبال روش‌های دیگری برای مدیریت رفتار‌های کودک باشند. ۸ راهکار موثر برای کنترل کودک بیش فعال در ادامه متن آمده است

کنترل کودک بیش فعال با ۸ راهکار موثر
 
بیا نی نی | دسته مادر و کودک – کودکان با اختلال بیش فعالی، نیاز به نوع دیگری از نظم و دیسیپلین دارند. با ایجاد تغییرات کوچکی در والدگری خود، می‌توانید کنترل رفتار آن‌ها را در دست بگیرید. کودکان با اختلال بیش فعالی برای در یک جا نشستن، انجام وظایف و تکالیف، کنترل واکنش‌ها و پیروی از دستور‌ها مشکل دارند. روش‌های زیر می‌تواند در کنترل کودک بیش فعال موثر باشد.
 

۱. به کودک توجه مثبت کنید

والد یک کودک بیش فعال بودن خسته کننده است. گویی انرژی این کودکان هیچ وقت تمام نمی‌شود، بی‌وقفه حرف می‌زنند و حتی صبور‌ترین پدر و مادر‌ها را خسته می‌کنند.
در نتیجه داشتن زمان و انرژی برای بازی با کودک بیش فعال تقریبا محال است. اما توجه مثبت به کودک بیش فعال تاثیر روانی مثبتی روی او می‌گذارد.
بازی کردن با کودک موجب می‌شود نیاز به مورد توجه بودن در کودک کاهش یابد. فارغ از تمام کار‌ها و مشکلات روزمره، حتما زمانی را در روز به بازی کردن با کودک اختصاص دهید. همین که روزی ۱۵ دقیقه به کودک خود توجه کنید و با او وقت بگذرانید، بهترین روش برای بهبود مشکلات رفتاری اوست.

۲. قوانین و دستورات موثر وضع کنید

کودکان بیش فعال، با دقت و توجه کم، نیاز به کمک بیشتری برای پیروی کردن از دستورالعمل‌ها دارند. آن‌ها معمولا دستورات را هنگامی که برای اولین بار گفته می‌شود، به درستی نمی‌فهمند. برای اینکه کودک بیش فعال از قوانین به درستی پیروی کند، چندین روش وجود دارد.
  • توجه کامل کودک را به خود جلب کنید. تلویزیون را خاموش کنید، با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید، دست خود را روی شانه کودک بگذارید و بعد بگویید “لطفا اتاقت را تمیز کن”.
  • دستورات زنجیره وار به کودک ندهید. بطور مثال: جوراب هایت را بپوش! اتاقت را تمیز کن و زباله‌ها را بیرون ببر!
    بدین ترتیب کودک خط سیر مطالب را گم می‌کند. کودک بیش فعال پس از پوشیدن جوراب هایش، راهی اتاقش می‌شود. اما در این بین چیز دیگری توجهش را جلب می‌کند و به جای تمیز کردن اتاق مشغول بازی با آن می‌شود.
  • در هر زمان فقط یک دستور به کودک بدهید. از کودک بخواهید آنچه شنیده است را برای شما تکرار کند تا مطمئن شوید معنی حرف شما را به درستی فهمیده است.

کنترل کودک بیش فعال

۳. تلاش‌های کودک را تشویق کنید

هنگامی که کودک کاری را به درستی انجام می‌دهد، یا رفتار خوبی دارد، او را تشویق کنید. تشویق کردن به کودکان بیش فعال انگیزه می‌دهد که کار خوبشان را تکرار کنند. سعی کنید به طرز خاصی کودک را تشویق کنید و تنها به گفتن “آفرین، چه کار خوبی! ” اکتفا نکنید. بلکه بگویید “آفرین، خیلی خوبه که وقتی ازت خواستم ظرفتو گذاشتی تو سینک ظرفشویی! “. کودکان را برای عمل کردن به قوانین و دستورات خانه، به آرامی بازی کردن و مشغول به کار خود بودن، تشویق کنید تا به این روند ادامه دهند. این روش یکی از راهکارهای ساده در کنترل کودک بیش فعال است.

۴. در زمان مناسب از تکنیک “وقفه” استفاده کنید

تکنیک “وقفه” روش مناسبی برای کودکان بیش فعال است تا به ذهن و بدنشان استراحت دهند. لازم نیست وقفه را به صورت یک تنبیه سخت به کار ببرید، بلکه می‌توانید آن را به عنوان یک مهارت زندگی که در بسیاری اوقات به کار می‌آید، به کودک بیاموزید.
به کودک یاد بدهید که وقتی خسته و درمانده است، به گوشه خلوت و آرامی برود و کمی استراحت کند. بتدریج کودک یاد می‌گیرد که پیش از این که شما به او بگویید، خود به مکانی برای وقفه برود.

کنترل کودک بیش فعال

۵. رفتار‌های ناپسند جزیی را ندیده بگیرید

کودکان بیش فعال معمولا رفتار‌هایی برای جلب توجه انجام می‌دهند. اگر با رفتار نادرست، بتوانند توجه شما را جلب کنند، تشویق می‌شوند که این رفتار را ادامه دهند.
رفتار‌های ناپسند جزیی آن‌ها را ندیده بگیرید تا بفهمند که عملکرد اشتباه، نتیجه دلخواه را برایشان به همراه نمی‌آورد. نسبت به نق زدن‌ها، شکایت کردن‌ها، جیغ زدن‌ها و تلاش برای متوقف کردن شما، بی توجه باشید تا بالاخره دست از این رفتار‌ها بکشند.

۶. یک سیستم پاداش دهی طراحی کنید

سیستم پاداش دهی روش خوبی برای کنترل کودک بیش فعال است. چند رفتار مشخص را هدف قرار دهید. مانند نشستن در طول مدت صرف غذا یا آزار نرساندن به حیوان خانگی.
کودکان بیش فعال سیستم‌های پاداش دهی قدیمی را دوست ندارند، زیرا باید مدت زمان زیادی برای دریافت جایزه منتظر بمانند. یک سیستم دریافت سکه برای هر رفتار درست، تنظیم کنید. تعداد سکه‌های دریافتی در روز را به زمان برای بازی با موبایل یا تبلت، یا انجام یک بازی خاص با یکدیگر تبدیل کنید.

کنترل کودک بیش فعال با تشویق کردن

۷. اجازه دهید کودک با پیامد انتخاب هایش مواجه شود

هنگامی که قوانینی جهت کنترل کودک بیش فعال وضع می‌کنید، خودتان نیز به آن پایبند بمانید. گاهی اوقات پیامد‌های طبیعی برخی رفتارها، خود بهترین معلم کودک است و دیگر نیاز نیست شما کودک را مجبور کنید که گزینه درست را انتخاب کند. به طور مثال اگر کودک اصرار دارد که در وقت نهار، به بازی‌اش ادامه دهد و نهار نخورد، او را مجبور نکنید. پیامد طبیعی رفتار او این است که کودک گرسنه می‌شود و مجبور است تا هنگام شام گرسنه بماند. بدین ترتیب او یاد می‌گیرد که نهارش را سر وقت بخورد.

۸. با معلم کودک خود همکاری کنید

هنگامی که پدر و مادر با معلم کودک همکاری کنند، شانس موفقیت او در مدرسه بیشتر می‌شود. برخی کودکان نیاز به ایجاد تغییراتی در تکالیف و برنامه‌های مدرسه دارند، مثلا زمان بیشتری سر جلسه آزمون باشند تا نتیجه بهتری بگیرند.
اصلاحات رفتاری نیز ممکن است لازم باشد. مجبور کردن کودک بیش فعال به ماندن در کلاس در زنگ تفریح ممکن است شرایط را بدتر کند؛ بنابراین مهم است که والدین و معلم کودک بیش فعال با هم بر سر یک “برنامه مدیریت رفتاری” به اجماع برسند که از تلاش‌های کودک در جهت مدیریت رفتارهایش حمایت کند.

کنترل کودک بیش فعال

اجرای برنامه مدیریت رفتاری در خانه و مدرسه بسیار موثر است. کودک می‌تواند امتیاز‌هایی در مدرسه کسب کند و با تبادل آن در خانه، پاداش‌هایی مانند مشاهده تلویزیون یا بازی با کامپیوتر دریافت کند.


درک کردن کودک؛ چگونه احساسات کودکمان را درک کنیم؟

درک احساسات کودکان ، درک کردن کودک ، همدردی با کودک
چند بار در روز فرزندمان به ما از احساسات خود می‌گوید؟ عکس العمل ما چیست؟ چقدر به او بها می‌دهیم؟ خب اگر واقعا فکر می‌کنید هیچ جای کارتان در برخورد با فرزند ایراد ندارد بهتر است نگاهی به مقاله زیر بیندازید تا ببینید چقدر در درک کردن کودک خود موفق هستید.

درک احساسات کودکان ، درک کردن کودک ، همدردی با کودک


بیا نی نی |
دسته مادروکودک – 
آیا تا به حال تعداد دفعاتی که در طی روز به شخصیت کودک خود حمله می‌کنید و احساساتش را انکار می‌کنید شمرده‌اید؟ مسلما خیر! حتی اگر برخی از موارد را نیز به یاد بیاورید بازهم بسیار کمتر از آنچه واقعا انجام می‌دهید خواهد بود. دلیلش هم اینست که در بسیاری از اوقات روز ما اصلا متوجه نیستیم داریم چه کاری با احساسات کودکمان می‌کنیم. برای مثال وقتی او به ما می‌گوید گرمش است و ما پاسخ می‌دهیم هوا که بسیار عالی است، این یک مکالمه بسیار ساده است. اما همین مکالمه ساده کوچک کودک ما را به سمت نادیده گرفتن خودش و احساساتش سوق خواهد داد. مشکلی که امروزه بسیاری از ما بزرگسالان درگیرش هستیم و ریشه اش در کودکی ماست.

درک کردن کودکان در زندگی روزمره

همانطور که در مثال بالا دیدید ما در مکالمات بسیار ساده ممکن است احساسات کودکمان را سرکوب کنیم. مثال‌های خیلی زیادی از مکالمات روزمره ما در این باره وجود دارد. مثلا وقتی کودک ما از گم شدن کتاب مورد علاقه‌اش در مدرسه می‌گوید، معمولا اولین واکنش ما این است که او را سرزنش کنیم که چرا دقت بیشتری در نگهداری از کتابش به خرج نداده است. یا شروع به اندرز دادن او کنیم و روش‌های مراقبت از وسایلش را برایش توضیح دهیم.
تا به حال دقت کرده‌اید نکاتی که می‌خواهید در این موقعیت‌ها به فرزندتان آموزش بدهید، واقعا چقدر توسط او یاد گرفته می‌شود؟ برای درک کردن کودک در این مواقع، خودتان را جای او بگذارید. وسیله مورد علاقه‌تان را گم کرده‌اید یا طوطی شما که بسیار دوستش داشته‌اید مرده است. آیا آن لحظه که به دوستتان تلفن می‌کنید تا در این باره حرف بزنید زمان مناسبی برای آموزش نگهداری از وسایلتان یا نقد کردن نحوه نگهداری شما از طوطی‌تان است؟ اگر کسی با شما اینگونه برخورد کند دچار چه حسی می‌شوید؟
درک احساسات کودکان ، همدری با کودکان ، مکالمات روزمره ما با کودک، نادیده گرفتن احساسات کودک

چرا باید کودکم را درک کنم؟

اولین قدم برای متقاعد کردن خودمان در درک کردن کودک و همدردی با او اینست که خودمان را به جای او بگذاریم. مطمئن باشید کار سختی نیست. کافی است بدانیم این موجود کوچک چه رنجی می‌برد. آنگاه ایمان می‌آوریم این همه فشار و استرس برای قلب کوچکش خوب نیست. کافی است ببینیم اگر خودمان در شرایط او بودیم، سرزنش شدن چقدر ناامید کننده بود. تحقیر شدن چقدر ما را پشیمان می‌کرد.
دومین قدم این است که هدف خود را از مکالمه با کودک برای خودمان روشن کنیم. آیا من می‌خواهم به بچه‌ام حالی کنم رییس کیست؟ آیا می‌خواهم تجربه و قدرتم را به او نشان دهم؟ یا می‌خواهم وقتی با من حرف می‌زند بعد از آن حس بهتری پیدا کرده باشد؟
در آخر بیایید تصور کنیم او به یک باره تصمیم بگیرد دیگر هرگز مسائل خود را برای ما بازگو نکند. دلیلش هم روشن است. چون ما هم صحبت و شنونده خوبی برایش نبوده‌ایم. آیا این وضعیت را دوست داریم؟ مسلما هر پدر و مادری دلش می‌خواهد از کوچکترین اتفاقات در زندگی کودکش خبردار شود. چه بسا اتفاقاتی که زمینه ساز صدمات جدی به کودک هستند. مثلا در زمینه تجاوز به کودکان همیشه بیشترین آسیب متوجه کودکانی‌ است که از ترس مشکل خود را هرگز به والدینشان نگفته‌اند و این اتفاق برای همیشه روی جنبه‌های مختلف زندگی‌شان سایه انداخته است.

درک احساسات کودکان

چگونه با کودکم همدردی کنم؟

اگر قلبا به این نتیجه رسیده‌اید که اینگونه رفتار کردن با کودکتان کمی ظالمانه است بهتر است هر طور شده در جهت اصلاح رفتارتان اقدامی کنید. باید عادت کنید شنونده خوبی باشید. گاهی کودک ما تنها نیاز به یک شنونده مشتاق دارد. گاهی باید با پرسش‌های کوتاه او را به بیشتر صحبت کردن در این باره تشویق کنیم. گاهی باید با او فقط همدردی کنیم به گونه‌ای که نشان بدهیم می‌فهمیم غمگین است. کودکی که بداند احساساتش مهم هستند یاد می‌گیرد، هرگز آن‌ها را انکار نکند بلکه اجازه بدهد هر احساسی از وجودش عبور کند. به این ترتیب کمک شایانی کرده‌ایم به اینکه وجودش را به زباله دانی برای احساساتش تبدیل نکند و پر از عقده، کینه، حسرت، پشیمانی و ناامیدی نشود.

برای اینکه خودمان را عادت بدهیم به شنونده خوب بودن، می‌توانیم برای خودمان جایی یک یادآور بگذاریم. مثلا یک یادداشت کوچک برروی در یخچال. یادداشتی که فقط خودمان می‌دانیم اشاره به چه چیزی دارد. این کار از این جهت مفید است که بسیاری از ما، واقعا دلمان می‌خواهد والدین ایده‌آلی باشیم، اما در همان لحظه که کودک به درک شدن توسط ما نیاز دارد فراموش می‌کنیم یا حوصله‌اش را نداریم. مسلما تغییر ناگهانی عادت‌ها کار سختی‌ست. اما شدنی است. اگر برای خودتان یک یادآور بسازید کم کم درک کردن کودکتان ملکه ذهنتان می‌شود. اول از مکالمات ساده روزمره شروع کنید تا به دردودل‌های کودکتان برسید.
مقاله چگونه در مورد مشکلات با کودکان صحبت کنیم؟ می‌تواند به شما در این زمینه کمک کند.

درک کردن کودکان، چگونه با کودکم همدردی کنم؟ چگونه فرزندم را درک کنم؟

سخن آخر بیا نی نی با پدر و مادرهای عزیز

در این دنیای بزرگ و از بین اینهمه آدم، هیچ کس بیشتر از من به کودکم نزدیک نیست تا بداند قلب کوچکش چه احساساتی را تجربه می‌کند. او به جز پدر و مادرش، حامی دیگری ندارد. اگر او را از خودم برانم چه کسی برایش می‌ماند؟ آیا هرکس دیگری که به جای من به او پناه ببرد، برایش پناه خوبی خواهد بود؟ آیا مطمئنم که به او آسیبی نمی‌رساند؟ حتی اگر هم مطمئن باشیم پس مسئولیت ما در فرزندپروری چه می‌شود؟ ما بیشتر از هرکس دیگری در قبال فرزندمان مسئولیم. از همان لحظه که قبول کردیم پدر یا مادرش باشیم مسئول شدیم! رفاقت برای روز‌های سخت است. بیایید برای روز‌های سخت فرزندمان رفیق خوبی باشیم.