آموزش ساخت یک آویز زیبای دخترانه
اتفاقی که در سزارین می افتد
ماکتی فانتزی از نحوه جراحی سزارین
مدل موی بچگانه
ایده ای ساده و زیبا برای بستن موی دختر بچه ها
هفت روش موثر برای افزایش تمرکز و پرهیز از حواسپرتی
تمرکز را هم میتوان با تمرینها و ترفندهای مختلف تقویت کرد. در مطلب زیر ۷ روش را برای پرورش ذهنی شما آماده کردهایم که از نظر میگذرانید.
ذهنتان هر آن به سمتی میرود و آشفته هستید؟ ایدههای خوب شما زیادند، اما مانند شبحی میآیند و میروند؟ چند دقیقه روی کار تمرکز میکنید و بعد خیلی زود حوصلهتان سر میرود؟ بعد مدتی درمییابید که اگر همان مسیر را مدتی ادامه میدادید، واقعا موفقیت در دسترس شما بود؟ واقعیت این است که تمرکز را هم میتوان با تمرینها و ترفندهای مختلف تقویت کرد. در اینجا ۷ روش را برای شما ذکر میکنم.
۱- هر روز برای چند کار مهم مشخص و محدود برنامهریزی کنید
تعداد کارهای مثبتی که میتوانیم انجام بدهیم خیلی زیاد است و گاهی که در مود مثبت هستیم، یک عالم از آنها را حتی ممکن است در دفترچهای یادداشت کنیم. اما اگر بخواهیم واقعا به آنها عمل کنیم باید برای هر روز یک تا سه تا از آنها را انتخاب کنیم و بعد عادت کنیم که آنها را به صورت یک روتین صبحگاهی انجام بدهیم.
یک تجربه شخصی نشان میدهد که اگر هر شب قبل از خواب، مراحل انجام کارها را در ذهنتان شبیهسازی کنید، فردا آن کارها را با سرعت و کیفیت بهتری انجام خواهید داد.
خرید ساک پارچهای
صندلی ماساژور
خرید سرور مجازی
اگر واقعا در ذهتان به موفقیت و امکان انجام مؤثر کارها فکر کنید، ناخودآگاه شما در واقع به کمکتان میآید.
۲- ساعتی اوج کارایی ذهنی خود را پیدا کنید
بعضی از ما اصطلاحا آدم صبح هستیم و بعضی آدم عصر. حتی به صورت دقیقتر هر کداممان در طول ۲۴ ساعت ۲- ۳ ساعت خوب داریم که در آن خلاقیت و سرعت پردازش مغزیمان در شرایط بهینه است. خیلی مهم است که این ساعت اوج را پیدا کنید و طوری برنامهریزی کنید که این ساعات را تلف نکنید.
گاهی پیدا کردن این ساعت اوج دشوار است و باید شما یک هفته عملکردتان را جایی بنویسید تا دستتان بیاید که کدام ساعتها برای شما ارزشمندتر هستند.
۳- مغز واقعا مثل یک عضله است
مگر میشود بدون عرق ریختن، بدون ۱۰ دقیقه خارج از توان دویدن یا چند ست بیشتر وزنه نزدن، توان ورزشی را زیادتر کرد و بدنی عضلانی پیدا کرد؟!
مغز هم همین طور است. اگر خیلی به ذهتان آسان بگیرید، بعد مدتی تنبل میشود. به مجرد احساس خستگی یک فعالیت مغزی را رها نکنید و ۱۰ دقیقهای بیشتر ادامه بدهید.
افرادی که معتاد به شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها هستند، هم میتوانند از این مرض نجات پیدا کنند. کاری مثل مطالعه عمیق انتخاب کنید و سعی کنید ۲۰ دقیقه بدون وقفه بخوانید و بعد ۵ دقیقه استراحت کنید و بعد به تدریج مدت تمرکز خودتان را بالا ببرید؛ و باز یک تجربه شخصی: برخی از ماها کارمان مغزمان را تا سر حد تواناییمان به چالش نمیکشد. این مثل این میماند که دونده استقامت باشید، اما کار روزانه شما مثلا یک کیلومتر دویدن باشد. بعد مدتی خواهید دید که توان همان یک کیلومتر دویدن را هم نخواهید داشت.
برای اینکه ظرفیت مغزیتان به تدریج پایین نیاید، یک متن فنی یا تاریخی یا ادبی یا درسی دشوارخوان را انتخاب کنید و هر روز دستکم نیم ساعت بخوانید. خواهید دید که تنبلی مغزتان از بین میرود و متمرکز میشوید و تازه کلی ایده هم به سرتان راه پیدا میکند.

۴- اراده و دیسیپلین خود را افزایش دهید
به عهدی که با خود میبندید، وفادار بمانید. اگر میخواهید وزن کم کنید، نگذارید که شوخیهای دمدستی دوستانتان اراده شما را کاهش بدهد. پیش خودتان از قیدهای الزامآور مانند «باید» استفاده کنید.
چه بسیارند آدمهایی که استیکی نوتهای انگیزشی انبوه روی مانیتور و آینه اتاق خود نصب میکنند یا خیلی زیبا و دقیق کارهای روزها و هفتههای آینده را در دفترچهای مینویسند، اما، چون مرتب قول شخصیشان را نقض کردهاند، دیگر خودشان هم به خودشان اعتماد ندارند و میدانند که به این قولهای ضمانت اجرا ندارد. همین باعث میشود هیچ خبری از تمرکز نباشد.
۵- همه منابع حواسپرتی را از خود دور کنید
در شروع کارها ممکن است هیچ سر و صدا و مزاحمتی شما را از کارتان دور نکند. اما وقتی در کوران یک کار هستیم، هر تحریک محیطیای میتواند مزاحم شود. از همان اول خیالتان را راحت کنید، نوتفیکیشنهای گوشی را کلا خاموش کنید، مودم را نیز همین طور، بهتر است با موسیقی جانبی کار یا مطالعه نکنید. حتی تنقلاتی که تشریفات خوردنشان حواسپرت کن است، مناسب نیست.
۶- کارهای خوب را تبدیل به عادت کنید
وقتی یک کار خوب تبدیل به عادت شد، دیگر نیازی نیست که شما هر بار از قدرت انگیزشی و اراده خودتان برای انجامش استفاده کنید. این طوری مثلا ورزش یا مطالعه روزانه یا انجام منظم بخشهای مختلف پروژه کار در سر وقت، برایتان تبدیل به یک عادت بدیهی و ناگزیر میشود.
مثلا مسواک زدن برای بیشتر ما تبدیل به یک عادت شده و ما بدون فکر کردن آن را انجام میدهیم. به همین ترتیب کارهای دیگر هم میتوانند تبدیل به عادت شوند و حین انجام آنها تمرکز بالایی خواهید داشت.

۷- خوشبینی و تمرکز روی «اکنون» را تمرین کنید
تمرکز بعضیها به خاطر این از بین میرود که مدام روی احتمالات آیندهای که نیامده و ناگوارترین حالات ممکن اندیشه میکنند. یک صفحه از کتاب را میخوانند و به این چیزها فکر میکنند: این نکته که اصلا به حافظه درازمدت من نمیرود و میدانم دقیقا از همین سؤال میدهند، حالا اگر هم قبول شوم، چه رخ میدهد، باز هم شرایطم بهتر نمیشود، اگر وضعیت مالیام اجازه ندهد، چه کار کنم و …
در صورتی که تمرکز نیاز به این دارد که شما فقط روی «اکنون» به معنی واقعی آن تمرکز کنید. بدانید که معمولا آینده ترکیبی از فرصتها، شانسها و بدبیاریهای ناگزیر است و باید خوشبینی خود را حفظ کنید تا بتوانید متمرکز بمانید.
ویژگی های لباس مناسب برای خواب
بیخوابی میتواند دلایل زیادی داشته باشد؛ از جمله زیاد خوردن یا دیروقت خوردن شام، ورزش کردن قبل از خواب، مصرف نوشیدنیهای کافئین دار و در کنار اینها مناسب نبودن لباس خواب. بد نیست به لباسی که با آن میخوابیم هم توجه کنیم و حواس مان باشد که این لباس میتواند مانع خواب راحت ما باشد. پس در انتخاب آن نکات زیر را رعایت کنید:
پارچه لباس نباید مانع گردش هوا شود.
پارچه از جنس کتان و ضد حساسیت باشد.
پوشیدن لباس تنگ و فشرده خطر بروز مشکلات جسمی را افزایش می دهد.
بهتر است لباس خواب هیچ گیره، دکمه و کش سفت نداشته باشد زیرا ممکن است باعث خارش یا آلرژی شود.
بیشتر ما پوشاندن قسمت تحتانی بدن از جمله پاها را فراموش میکنیم. به طور کلی پاهای سرد بیخوابی ایجاد میکند اما پوشیدن جورابهای ضخیم هم باعث میشود بدن خیلی گرم شود. بنابراین بهتر است در صورت لزوم از جوراب نازک نخی استفاده شود.
زایش سینک ظرف شویی آدم بچه دار!
من که به جز مردِ خونه، که داره آخر شب آشپزخونه رو برق میندازه، چیز عجیب دیگهای توی این کلیپ نمیبینم.
وگرنه به دنیا اومدنِ ظرفهای کثیف توی شکم سینک اونم ده بار در ثانیه که چیز عجیبی نیست.
خیلی هم معمولیه.
اینو دیگه همه میدونن.
همممه 😁
منبع: mamanhatv
متهمان کاهش علاقه والدین به فرزندان
در تجربه والدگری ممکن است احساس بیعلاقگی به فرزندمان داشته باشیم ریشه این احساس در کجاست و چطور میشود مدیریتش کرد؟
خانه تاریک است در حال رفتن به رختخواب هستید و برای آخرینبار به کودک خوابیدهتان نگاه میکنید، کودکی که نمیتوانید دوستش داشتهباشید. در این لحظه که بسیار آسیبپذیر هستید، با احساس گناه بسیار از خود میپرسید: «چرا؟» به ما آموختهاند که همه والدین، فرزندانشان را دوست دارند و برای آنها از هیچ نوع فداکاری دریغ نمیکنند اما شما نمیتوانید فرزندتان را دوست داشتهباشید. این موضوع فشار زیادی به شما تحمیل خواهدکرد ولی باید بدانید که تنها نیستید و افرادی با شما در این تجربه اشتراک دارند. دلایل زیادی برای ناتوانی در برقراری ارتباط عاطفی با فرزند وجود دارد که درصورت پیدا کردن آنها میتوانید در این موقعیت تغییری ایجاد کنید. بهبیان بهتر اگر امروز چنین احساسی دارید، به این معنا نیست که همیشه همینطور باقی خواهدماند. در ادامه تعدادی از دلایل مسئله موردبحث را برمیشمریم.
افسردگی پس از زایمان
بارزترین دلیل جدایی عاطفی بین مادر و فرزند، افسردگی پس از زایمان است. تغییرات شیمیایی که در طول بارداری و زایمان در بدن شما رخ میدهد، بر احساساتتان تأثیر میگذارد. خوشبختانه این مشکل، حلشدنی است؛ دارو، رواندرمانی و تکنیکهای اصلاح رفتار میتوانند به بهبود رابطه بین شما و فرزندتان کمک کنند. اما خب این تنها دلیلِ ممکن نیست و عوامل دیگری هم میتواند ارتباط عاطفی بین والد و فرزند را مختل کند. یکی از مهمترین جاهایی که میتوانید ریشه ناتوانیتان را در پیوند نزدیک با فرزندتان پیدا کنید، مراحل اولیه رشد خودتان است؛ شاید در کودکی موردغفلت یا آزار قرار گرفته باشیدیا والدینی رقابتی، کنترلکننده، حسود یا تحقیرکننده داشتهاید. کودک برای دوام آوردن در چنین تجربهای، شروع به تشکیل سازوکارهای دفاعی میکند که آن سازوکارها میتواند در بزرگ سالی او را از تجربه احساسات صمیمانه و محبتآمیز نسبت به فرزندش محروم کند.
پدر و مادر رنجیده
شما ممکن است آن والد ناکامی باشید که به اهداف و علایق زندگیاش نرسیدهاست و در زندگی احساس نارضایتی و ناخشنودی میکند. اگر در چنین موقعیتی هستید، ممکن است احساس کنید که مسئولیت تربیت فرزند برایتان زیادی سنگین است. بهمرور زمان این مسئله میتواند باعث رنجش شود و درنهایت احساسات محبتآمیزی را که ممکن است درابتدا درباره کودکتان تجربه کردهباشید، ازبین ببرد.
رقابت با فرزند
بعضی از مادران و پدران با فرزندشان رقابت میکنند. اگر در خانواده خودتان نادیده گرفته یا تحقیر شدهباشید، ممکن است از عزتنفس پایین رنج ببرید و اگر رابطه زناشوییتان ناخوشایند و مشکلدار باشد، در اینصورت فرزندتان ممکن است به ابزاری در این رابطه تبدیل شود. اینجاست که برای جلب توجه همسرتان با فرزندتان وارد رقابت خواهیدشد. این رقابت، حدومرز نمیشناسد و ممکن است به توجهی که فرزندتان از دیگران دریافت میکند هم احساس حسادت کنید. پدرومادر رقابتی درواقع برای برآورده کردن نیاز به دیدهشدن در کودکی که ناکام مانده، دست به مبارزه میزنند و در این مبارزه دستاوردهای فرزندشان را دستکم میگیرند و او را تحقیر میکنند تا خود احساس برتری کنند. در این شرایط نیاز به توجه است که احساسات کینهتوزانهای در شما درباره فرزندتان ایجاد میکند.
مراقبت زیاد از حد برای جبران بیاعتنایی
شما ممکن است درنتیجه تجربیات دوران کودکی خودتان، به فرزندتان بیاعتنا باشید و برای جبران احساس گناه ناشی از این بیاعتنایی و ترسی که ریشه در دوست نداشتن فرزند دارد، تبدیل به والدینی بیشازحد مراقب و نگران شوید چراکه تصور میکنید کنترل و مراقبت بیشازحد فرزندتان به شما امکان میدهد تا احساسات خصمانهتان را جبران کنید.
کمک بگیرید
پیشتر گفتیم که در احساس بیعلاقگی به فرزندتان تنها نیستید، حالا باید اضافه کنیم که در مواجهه با این مسئله هم تنها نخواهید بود. شما میتوانید با مراجعه به یک درمانگر ماهر، تاریخچه رشد خود را بشناسید، زخمهای دوران کودکیتان را التیام ببخشید، ویژگیهای خانوادهتان و محرکهای استرس و اضطراب در خانه را شناسایی کنید، از سبک فرزندپروریتان آگاه شوید و با یادگیری دوست داشتن خودتان، یاد بگیرید که فرزندتان را دوست داشتهباشید.
چرا برخی نوجوانها یک روز عاشق و روز دیگر فارغ میشوند؟
مدتی پیش با چند نفر از دوستانم که بچههای کودک و نوجوان دارند، میهمانی برپا کردیم و بعد از مدتها دور هم نشستیم. آنقدر که حرف از بچهها بود از خودمان یادمان رفته بود اما چند نکته در بین صحبتهای دوستانم ذهنم را خیلی درگیر کرد. یکی از رفقایم میگفت که پسر نوجوانش کلافه اش کرده، چون مدام عاشق میشود. عاشق این هنرپیشه و آن خواننده، این بازیگر و آن شخصیت کارتونی.
وقتی از او پرسیدم چطور با این مسئله ارتباط برقرار میکند، پاسخ داد: کاری نمیتوانم بکنم سعی میکنم شرایط سنی اش را درک کنم اما وقتی هم دل به دلش میدهیم، تا آن سر دنیا میخواهد برای دیدن فرد مورد علاقه اش ما را ببرد. اما به هرحال هر چند وقت یک بار یک شکست عشقی میخورد و مدتی در خودش فرو میرود، دو مرتبه یک نفر دیگر الگو یا عشقش می شود و همان آش و همان کاسه میشود.
صحبت از عشق برای همه گروه های سنی جذابیت دارد اما وقتی دوستم درباره پسرش صحبت میکرد، همه ما نگران شده بودیم. حتی یکی از دوستان میگفت: اصلا نمیتواند چنین چیزی را تحمل کند و اگر بچهاش در این شرایط قرار بگیرد، قلم پایش را خورد میکند! از این اصطلاح همه ما خنده مان گرفت اما واقعا چنین چیزی ممکن نیست و حتی اگر باشد، باعث واکنشهای منفی از سوی نوجوان میشود که اوضاع را وخیم تر میکند.
دو مرتبه دوستم ادامه داد و از همه تقاضای کمک کرد تا نظرشان را بگویند ، حتی میگفت: «قدیم ها کجا اینطور بود مگر ما جرئت چنین ابراز وجودهایی را جلوی پدر و مادرهایمان داشتیم، بچه تا به سنی میرسید که کسی را میتوانست دوست داشته باشد، یا او را شوهر میدادند یا زن!» یکی دیگر از دوستانم میگفت: «الان دوره و زمانه تغییرکرده، نمیشود نوجوان هجده ساله را که عاشق شده، زن داد! همه به ریشمان میخندند . بعد تازه زنش هم بدهیم، دو روز بعد پشیمان میشود، آنوقت چکار کنیم؟»
باز این دوستم که در چالش پسرش قرار گرفته بود از دیگران پرسید که آیا باید با این بچه همراه شود یا جلویش بایستد. ما همه در فکر فرو رفتیم، شاید تعدادی هم یاد نوجوانی خودمان افتاده بودیم و سر پرشوری که همه در دوره نوجوانی با آن تغییرات هورمونی دارند. اما واقعا با نوجوانی که به واسطه تغییرات هورمونی و عاطفی مدام دچار تغییر حالت میشود و ممکن است عاشق شده و روز بعد فارغ می شود، چه کار میتوان کرد؟ بهترین نحوه رفتار با نوجوانی که به قول خودش شکست عشقی خورده ، چیست؟

عشق دوره نوجوانی اگر به خوبی هدایت شود، به صراط مستقیم خواهد رسید
*عشق دوره نوجوانی از چه جنسی است و چه نشانههایی دارد؟
تغییرات کودکان با رسیدن به دوره نوجوانی شدت و سرعت بیشتری میگیرد، این تغییرات شامل تفاوت های شدید جسمی و روانی میشود که باعث میشود بچه ها حالتهای دگرگون و متنوعی را در وجودشان تجربه کنند. از تمایل به استقلال طلبی و پیوستن به گروه دوستان تا علاقه بیشتر به بیرون از منزل همه باعث میشود که اتفاقات جدیدی را تجربه کنند و جنس مخالف را طور دیگری ببینند، طوری که یک مرتبه باعث علاقه زیادشان شود، چیزی که تا قبل از آن اصلا تجربه اش نکرده اند و باعث حس و حال خوبشان میشود.
طبق گفته روان شناسان این حالت عشق نوجوانی بیادماندنیترین خاطره برای نوجوان است و نحوه مواجهه والدین با این پدیده باید هدایتگر باشد تا مقابله کننده.
«سید محمد متفقی روانشناس» در اینباره میگوید: «نخستین نکته ای که والدین باید در نظر بگیرند این است که عشق دوره نوجوانی پدیده ای کاملا طبیعی و شایع است که اگر با درک و اطلاعات درست از سوی والدین پاسخ داده نشود، بچهها این دوره حساس را با بحران های زیاد میگذرانند. نکته دوم این است که والدین باید شرایط دوره نوجوانی و علائم این عشق ها را بشناسند تا بتوانند سلامت روانی فرزندانشان را تأمین کنند. والدینی که در این زمینه آگاهی ندارند هم لازم است که مطالعه کنند و هم به مشاور نوجوان مراجعه داشته باشند.
نوجوانی که علاقه زیاد به تنهایی و استقلال از خانواده پیدا کرده، بیقرار است یا دچار تغییرات ناگهانی رفتاری شده و در صحبتهایش به ازدواج علاقه نشان میدهد، گاه اُفت شدید تحصیلی او گزارش میشود، هیچ تمرکزی بر مسائل روزمره ندارد و حتی کشمکش و درگیری با خانواده پیدا میکند، شاید عاشق شده باشد.پدر و مادر باید آنقدر تیزبین باشند که کوچکترین تغییر رفتار فرزندشان را در نظر بگیرند و به جای درگیری با او، رابطه شان را صمیمیتر کنند تا نوجوان به آنها اعتماد کند».

نوجوانی که وقت خودرا صرف علم آموزی و کسب مهارت می کند، کمتر فرصت پرداختن به تخیلات و عشق های واهی را پیدا میکند
*مدیریت عشق های نوجوانی
نوع رفتار والدین با نوجوان ، مدیریت کردن یا نکردن این دست عشق ها را تعیین میکند. والدینی که در این شرایط فرزندشان را ترد میکنند یا مدام با هم درگیر هستند، نوجوان را بیشتر به سمت این عشق جذب میکنند اما والدینی که آگاهانه با نوجوان صمیمی و همراه میشوند، میتوانند بحران های این دست عشق ها را کنترل کنند.
متفقی در اینباره میگوید: «عشق دوران نوجوانی باید با کمک والدین کنترل شود،پس رفتار والدین اینجا خیلی مهم است که در کنار نوجوان باشند نه در مقابلش، درکش کنند و از صحبت کردن درباره او نهراسند . برخی والدین معتقدند که اگر درباره این مسائل با فرزندشان صحبت کنند، حرمتهای بینشان از بین می رود. در حالیکه این تفکر کاملا اشتباه است. شما هرچه بیشتر با فرزندتان تعامل و تبادل نظر کنید، قدم های بعدی او را بهتر میتوانید مراقبت کنید. پس قدم اول صمیمی بودن و دوم صحبت درباره این مسائل است.»
*بلوغ، تنهایی، عشق های نوجوانی
طبق تحقیقات بلوغ زودرس بچهها میتواند عامل عشق در دوره نوجوانی باشد. نوجوانی که در حال طی کردن دوره بلوغ است از سوی والدین باید خیلی مراقبت شود تا ذهنش درگیر عشق و ارتباطات جنسی نباشد. والدین در منازلشان باید زمینه را از هر حیث در دیدن و شنیدن محتواهای مستهجن و نامناسب سن نوجوان پاک کنند. والدینی که هر محتوایی از ماهواره و فیلمها را در اختیار فرزندانشان قرار میدهند، نباید انتظار بالغ نشدن زودهنگام فرزندشان را داشته باشند. بچهای که هر تصویری را دیده و شنیده، قطعا عاشق اولین فردی که در دسترش قرار میگیرد یا شاید هم افراد غیرقابل دسترس چون سلبریتیهای داخلی و خارجی میشود.
متفقی درباره تنهایی بچه های امروز و عاشق شدنشان توضیح میدهد: «بی تعارف بچههای امروز خیلی تنها هستند، اغلب پدر و مادر هر دو کار میکنند و این هم عیب نیست اما تنها بودن زیاد آنها باعث میشود که بچه ها دنبال سرگرمیهای زیادی برای صحبت یا محبت کردن بگردند و با اولین نگاه و لبخند مجذوب جنس مخالف شوند و در نهایت هم درگیری یک رابطه عاطفی که مشخص نیست انتهایش چه آسیبهایی دارد. برخی خانواده ها هم قضیه را خیلی ساده برگزار میکنند، مثلا میگویند: «بگذار عاشق شود، مگه ما نشدیم، آخرش همه اینها میگذرد و یک انتخاب درست میکنند یا چشم و دلشان سیر میشود! این هم یک نگاه اشتباه است چرا که در پس این عاشق شدنها هزار آسیب و فتنه نهفته است».

اهمیت مهارت آموزی در دوره نوجوانی
*وظایف والدین در برابر مدیریت عشق های نوجوانی
درست است که همه ما میدانیم عشقهای نوجوانی باعث اذیت و گاه بحران در بین فرزندانمان میشود اما این را هم باید در نظر بگیریم که این عشق ها منبع آگاهی و یادگیری بچه ها در این سنین میشود ، فقط کافی است که بدانیم چطور با آنها برخورد کنیم و روش صحیح در ارتباط بچه ها با این عشق ها را نشانشان دهیم. اما چطور؟
-درباره احساسات نوجوانتان صحبت کنیم
پیشتر اشاره کردیم که صمیمت والدین بحران دوران نوجوانی را کمتر میکند. متفقی میگوید: «گاه ممکن است به واسطه یک عشق نوجوانمان دچار مشکل و بحران بشود، بهتر است به جای جبهه گرفتن در برابر بچهها و نشان دادن همه چیز دانی ، درباره احساساتشان صحبت کنید و در کنارشان باشید. حتی اگر در ارتباط با فردی هم قرار گرفته اند، سعی کنید آن فرد را بشناسید و با او ارتباط برقرار کنید. بنابراین از صحبت درباره احساسات آنها خجالت نکشید تا بتوانید درباره درست و غلط کارشان بهتر نظر بدهید.»
-با نوجوانتان مبارزه نکنید، او را هدایت کنید
متفقی تأکید میکند: «برخی والدین به اشتباه در این دوره وارد مسابقه رقابت ، تنبیه یا حذف امتیازات بچههایشان می شوند. این دسته والدین باید بدانند که با این کار باعث جذب بیشتر فرزندشان به طرف مقابل میشوند. بنابراین با آرامش و خونسردی بدون واکنش منفی باید از نوجوان حمایت کرد. البته این هرگز به معنای تایید رفتارشان نیست اما باید هر والدی به دوره نوجوانی خودش هم برگردد و آن را مرور کند.این دوره را همه طی کرده اند.»
-حدود رابطه و احساسات نوجوانان را به آنها آموزش بدهید
طبیعتا پدر و مادرها نمی توانند کاری کنند تا نوجوانشان دست از عشق بردارد، اما میتوانند کمک کنند تا این احساس تمام ابعاد زندگی اش را نگیرد و باعث افت تحصیلی یا مسائل دیگر نشود مثل اینکه با او صحبت کنند که بخشی از ذهنش را تنها درگیر این علاقه کند و به سایر جنبههای زندگی اش هم برسد. درهرحال علاقه های این دوره آنقدر کوتاه است که اگر با هدایت والدین همراه نشود به سرمنزل مقصود نمیرسد.»
-نیازهای عاطفی و روانی فرزندانتان را تأمین کنید
گاه پیش میآید که والدین به دلیل بی توجهیها و محبت نکردنهایشان ، نوجوانان را به دام عشقهایی میاندازند که عاقبتی ندارد. اینجاست که خود والدین باید در مرکز قرار بگیرند و کانون خانواده را گرم نگه دارند تا بچه ها در سنین حساس جذب افراد غریبه نشوند و اشتباه نکنند. متفقی میگوید: «اگر امنیت روانی در خانه تأمین باشد و والدین عشق و محبت را در خانه ساری کنند، به لحاظ عقیدتی و ایمانی بچههایشان را با اهل بیت(ع) و خدا و پیغمبر(ع) آشنا کنند، بچهها سیراب میشوند و عشق و علاقه شان به سمت و سوی درستی سوق پیدا میکند. همین نوجوانهای هیئتی و مذهبی که در تکیهها و مساجد ایام محرم میبینیم، قطعا چنین خانوادههایی دارند.
امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «دل نوجوان مانند زمین آماده است که هر بذرى در آن افشانده شود، مى پذیرد. والدینی که بچه هایشان را از لحاظ محبت و عشق سیراب میکنند، اعتقادات مذهبی بچهها را قوی میکنند، آنها را مقاوم بار میآورند و شخصیتشان را محکم میکنند، آنوقت است که این نوجوان در برابر خیلی بحران ها واکسینه میشود و همین دلیلی براین است که برخی به راحتی این دوره را طی میکنند و برخی خانواده ها بحران های زیادی با فرزندانشان تجربه میکنند.»
هدایت نوجوان ها به سمت مسائل مذهبی
-در برابر اشتباهات نوجوانان ، انعطاف پذیر باشید
در طی مسیر دوره نوجوانی و عشق های رنگ و وارنگ آن، بچه ها اشتباه و آزمون خطا میکنند. پدر و مادر علی رغم همه هدایتها گاه نمیتوانند کاری بکنند اماانعطاف پذیری اینجا نقش پررنگ دارد اینکه علی رغم همه اشتباهات باز هم والدین پذیرای فرزندشان هستند و او را در آغوش میگیرند، این حس امنیت را همه بچه ها باید داشته باشند. البته این بدین معنی نیست که والدین همیشه هم انعطاف داشته باشند، گاه با تکرار این فرآیند شاید توقعات اشتباهی برای بچهها هم شکل بگیرد که این با درایت خود والدین بهتر است حل بشود که چه زمانی انعطاف نشان دهند و چه زمانی امتیازاتی هم از بچه ها گرفته شود تا متوجه اشتباهاتشان بشوند.
امام علی (ع) می فرمایند: « هرگاه جوان را توبیخ کردى ، برخى خطاهاى او را نادیده بگیر، تا توبیخ تو، او را به مقابله وادار نسازد.» علیرغم همه این موارد باز هم دیده میشود که نوجوان ها در این سن دچار عشقهای عجیب و غریب و افتادن در دامهایی میشوند که والدین از پس حل آن برنمی آیند، اینجاست که پای یک مشاور باید در میان بیاید تا خانواده را راهنمایی کنند و در جلسات مختلف بتواند با نوجوان و والدینش در ارتباط قرار بگیرد.
یک سرگرمی خانوادگی پیچیده و جذاب
ایده یک سرگرمی خانوادگی پیچیده و جذاب
شما هم از کتک کاری فرزندانتان کلافه شدهاید؟
ظرفهای نیمه شسته را در سینک ظرفشویی رها کرد و سراسیمه به سمت اتاق خواب بچهها دوید. امروز برای چندمین بار بود که با این صحنه مواجه میشد. بچهها باهم گلاویز شده بودند؛ یکی چنگ میانداخت و آن یکی با ضربات پیدر پی، روی دست بچه کوچکتر میکوبید.« خدایا خسته شدم. من با اینا چیکار کنم؟ آخه کدوم خواهر و برادری مثل اینا همش کتک کاری میکنن؟» بچه کوچکتر را از میدان جنگ خارج کرد تا به این جدال تکراری پایان دهد. مثل همیشه، زد و خورد با یک سماجت و لجبازی دوطرفه شروع شده بود. یک کودک بی حوصله عصبی و یک نوجوان نهچندان باحوصله که دلش نمیخواست زیر بار حرف زور برادر کوچکتر برود.
مدتی بود که این داستان در خانهشان تکرار میشد و مادر خسته ترین شخصیت این داستان بود…

فرزانه شرف پور روانشناس و کارشناس ارشد مشاوره خانواده
وقتی پای صحبت یکسری از مادرها مینشینیم، زد و خورد بین بچهها به عنوان یکی از بزرگترین دغدغه آن ها خودنمایی میکند. مساله مهمی که نه تنها میتواند عواقب روحی و فیزیکی جدی را برای بچهها به همراه داشته باشد بلکه میتواند جو خانه را نیز کاملا متشنج کرده و والدین را با یک ناراحتی عمیق مواجه کند. به همین سبب به سراغ «فرزانه شرف پور» روانشناس و کارشناس ارشد مشاوره خانواده رفته ایم تا دلایل و راهکارهای این مساله را باهم مرور کنیم.

مهمترین عوامل کتک کاری بین فرزندان
*برآورده نشدن نیاز کودک
عوامل مختلفی در وقوع دعوای بین بچه نقش دارد اما یکی از مهمترین عوامل، بی توجهی به کودکان است. حتما برای شما هم پیش آمده که وقتی به شدت مشغول امور خانه یا کارهای شخصیتان هستید، سپس تغییر محسوسی در رفتار فرزندانتان احساس کنید. تغییراتی از قبیل بهانهگیری، عصبانیت، پرخاشگری، لجبازی و… که عملا همه این ها ریشه در بی توجهی به کودکان دارد و والدین نباید از آن غافل شوند.
فرزانه شرف پور این حال کودکان را کاملا طبیعی دانسته و میگوید: « یکی از انواع بروز عصبانیت و ناراحتی، دعوا و کتک کاری است. حتی خود بزرگسالان هم وقتی نیازهایشان برآورده نشده و یا نادیده گرفته شود، عصبانی و ناراحت میشوند و حتی ممکن است با هم دعوا کنند. به هرحال این حس را با یک شیوه ای بروز میدهند. وقتی یک فرد بالغ از حالت عقلانی خارج می شود، در یک لحظه کاری میکند که ممکن است بعدا پشیمان شود، به اصطلاح در حالت« آمیگدال هایجک »قرار گرفته یعنی «کورتکس» مغزش از مدار خارج و «لیمبیک» فعال شده است. حالا شما تصور کنید که بچههای کوچک در سنین کودکی هنوز کورتکس مغزشان تشکیل یا کامل نشده و عملا قدرت فکر کردن ندارند، پس احساس کرده و عمل میکنند و زمانی که احساس کنند، دیده نشده اند و نیازشان برآورده نشده، خیلی زود احساسشان را با جیغ، دعوا و ناراحتی بروز میدهند تا بتوانند نیازشان را برآورده کنند که این نیز اصلا غیر طبیعی نیست.»
*جلب توجه منفی
یکی از مهمترین پیامدهای حس نیاز در کودکان، جلب توجه منفی از جانب آن هاست. یعنی اگر کودکی احساس کند که توسط والدین و اطرافیان موردتوجه قرار نگرفته، از هر راهی از جمله دعوا و کتک کاری برای جلب توجه استفاده می کند که والدین نباید اجازه دهند کار به اینجا بکشد. روانشناس خانواده در رابطه با راهکار پیشگیری از این جلب توجه منفی میگوید:«کودکی که از راه مثبت نتوانسته توجه بگیرد، به هر دری میزند و حتی راضی به کتککاری میشود اما تن به بی توجهی نمیدهد، بنابراین والدین باید هشیار باشند و زودتر از وقوع این جلب توجه منفی دست به کار شوند. مثلا میتوانند زمانی که فرزندانشان ساعت ها در آرامش و درحال بازی با هم هستند و صدایی از آن ها درنمی آید، به سراغشان رفته و ضمن ابراز محبت، آن ها را تشویق و از آن ها قدردانی کنند. اینکه بخواهیم در ساعات بازی فرزندانمان با یکدیگر، آن ها را کلا رها کرده و فقط به کارهای خودمان برسیم، اصلا کار درستی نیست. کودکان نبود ما و عدم توجه را حس میکنند و همین نیز آن ها را به سمت رفتارهای منفی بعدی سوق میدهد.»

*عصبانیت ناشی از عوامل مختلف
علاوه برحس نادیده گرفته شدن و جلب توجه منفی، عصبانیت به عنوان عامل دیگری در بروز زد و خورد بین خواهر و برادرها به شمار می رود. گرچه بخش مهمی از عصبانیت به همان عامل اول یعنی حس نادیده گرفته شدن برمیگردد اما چیزهای دیگری هم در ایجاد عصبانیت نقش دارند. مثلا کودکی که گرسنه است، کودکی که خوابش می آید، آستانه تحمل بسیار پایینی دارد و خیلی زود عصبانی میشود که همین مساله نیز احتمال پرخاشگری در کودک را افزایش می دهد. این مساله نه تنها درخصوص بچه های کم سن و سال بلکه حتی در مورد بچه های بزرگتر و نوجوان و چه بسا خود بزرگسالان نیز صدق میکند؛ پس حواستان باشد که ممکن است، کتک کاری بین فرزندانتان ناشی از عصبانیت حاصل از گرسنگی و خواب آلودگی باشد. همچنین کودکان گاها به علت ناتوانی در کنترل جهان اطراف خود، حس ناکامی میکنند و همین نیز منجر به عصبانیت آن ها میشود که قاعدتا همدلی والدین و دیگر خواهر و برادرها تاحد قابل توجهی میتواند از این خشم و عصبانیت و درنتیجه جنگ و جدل های بعدی بکاهد.
*بروز هیجانات تخلیه نشده
گاهی اوقات همه جوره برای کودکان خود وقت گذاشته اید و آن ها نه احساس کمبود عاطفی دارند و نه عصبانی هستند اما با این حال ناگهان، زد و خورد اتفاق می افتد؛ احتمالا در این مواقع با بروز هیجانات تخلیه نشده کودک مواجه هستید. باید بدانید که همیشه هم بازی های بی سر و صدا و سوق دادن کودکان به سمت آرام بودن، نتیجه بخش نیست، زیرا برخی کودکان دارای هیجانات بیشتری هستند و حس هیجان آن ها باید با یکسری بازی های حرکتی و حتی در فضای بیرون از خانه پاسخ داده شود که اگر این اتفاق نیفتد، ممکن است کودکان با زد و خورد بین خودشان، این حس را تخلیه کنند، پس حواستان به این مسأله باشد.

*الگوبرداری از والدین!
یکسری از کودکان هنگامی که در ارتباط با خواهر و برادرهایشان به خواسته خود نمی رسند و یا در بازی ناکام می مانند، به رفتارهای پرخاشگرایانه و کتک کاری رو میآورند که این رفتار میتواند ناشی از یک الگوبرداری اشتباه باشد.
شرف پور کارشناس ارشد مشاوره خانواده میگوید:«بچه ها همان چیزی میشوند که ما هستیم نه آن چیزی که به آن ها میگوییم و دلمان میخواهد باشند! اگر خود ما عامل به کاری نباشیم، هرچه هم به بچه بگوییم آن کار را انجام بده یا نده، اصلا فایده ای ندارد، پس باید ببینیم که خود ما والدین به هنگام عصبانیت، با همسرمان، فرزندانمان و اطرافیان چگونه رفتار می کنیم؟ آیا الگوی خوبی هستیم یا نه؟ چه بساکه بسیاری از رفتار کودکان از جمله دعوا و کتک کاری، ریشه در رفتار خود ما دارد که باید به آن دقت کنیم و الگوی مخربی برای فرزندانمان نباشیم.»
بهترین واکنش ها در هنگام کتک کاری بین فرزندان
*حفظ آرامش از جانب والدین
دیدن این صحنه که درگیری بین بچه هایمان بالا گرفته و در حال کتک زدن هم هستند، اصلا صحنه خوشایندی نیست. به خصوص اینکه یکی از بچه ها، آن یکی را پرت کرده و یا ضربه خطرناکی به او وارد کند اما به هرحال ما به عنوان والدین چاره ای جز صبوری و حفظ آرامش نداریم، زیرا هر واکنش دیگری می تواند اوضاع را خرابتر کرده و کار به جاهای باریک تری کشیده شود.
اما واقعا چگونه میتوانیم آرامشمان را حفظ کنیم؟ شرف پور در پاسخ به این سوال میگوید:«حفظ آرامش در لحظه، کلید همه مشکلات است. ما در چنین مواقعی باید خودمان را جای کودک قرار دهیم و به خاطر داشته باشیم که خودمان هم خیلی وقت ها از کوره درمی رویم و در این مواقع، انتظار همدردی داریم. ضمنا به خود یادآوری کنیم که این ها هنوز بچه هستند و با احساساتشان رفتار می کنند، پس من والد در اولین قدم، به جای آن که عصبانی شوم و فریاد بزنم، باید آرمش خود را حفظ کرده و سپس اقدامات بعدی را انجام دهم. اصلا همین حفظ آرامش والدین در لحظه هم می تواند الگوی موثری برای بچه ها باشد.»

*توجه به نیاز بچه ها بدون هر واکنش اضافی
«نکته بعدی در هنگام درگیری بچه ها که بسیار هم میتواند کمک کننده باشد، تلاش برای همدلی با آن هاست؛ پس در آن لحظه به جای هر عمل اضافی همچون بداخلاقی، قضاوت، گشتن دنبال مقصر و راهکار دادن، باید یک شنوای کامل باشیم و با نیاز و احساس آن لحظه بچه ها مرتبط شویم که اگر این کار را انجام دهیم، خیلی وقت ها به راحتی مساله برطرف و آرامش برقرار می شود.»
همانطور که بزرگترها در هنگام بحث و دعوا، نمیتوانند منطقی فکر کرده و درست تصمیم بگیرند، بچه ها نیز همین شرایط را حتی به شکل شدیدتری تجربه میکنند، بنابراین والدین در لحظه دعوا و زد و خورد، نباید از بچهها چندان انتظار منطق داشته باشند، بلکه فقط میتوانند حرف های آن ها را شنیده و طوری رفتار کنند که فرزندان از شنیده شدن حرف هایشان اطمینان داشته و آرامش از دست رفته را بازیابند.

* قضاوت ممنوع؛ دنبال مقصر نگردید
همیشه میگویند در یک دعوا دوطرف مقصر هستند که البته بی ربط هم نمیگویند! بنابراین دربین دعوای فرزندان، والدین نباید به قضاوت بنشینند و دنبال مقصر بگردند، زیرا محکوم کردن هریک از فرزندان ممکن است با ناعدالتی صورت بگیرد و منجر به سرخوردگی آن فرزند و عصبانیت و ناراحتی درونی او بینجامد. پس به جای قضاوت دعوای بین فرزندان، سعی در ختم قائله با روش های مختلف مثل بازی کردن، تغییر دادن محیط با موسیقی، کارتون و… داشته باشیم و فضا را به کلی تغییر دهیم.
«در دعوای بین بچهها حتی اگر مطمئن هستیم که حق با کدام است، اصلا نباید به زبان بیاوریم و این موضوع را به آنها بگوییم، زیرا ممکن است بچهای که حق به او داده شده، جسورتر شود و بچهای که حق به او داده نشده، مدام در توجیه خود برآید که به همین سبب نیز دعوا بالاتر می گیرد و شرایط بدتر میشود.»
*حرکت به سمت صلح و آشتی
شرف پور مشاور ارشد خانواده، حرکت به سمت صلح و آشتی را پایان دهنده دعوای بین بچه ها دانسته و میگوید:« ما وقتی با بچه ها در هنگام زد و خوردشان، همدلی میکنیم، آن ها را میشنویم، با حس نیازشان مرتبط میشویم و به هریک از آن ها میگوییم که به خوبی میدانم تو از چه عصبانی شده ای، آتش خشم دوطرف فروکش میکند و جو آرامی حاکم میشود و آنوقت است که میتوانیم بچه ها را به سمت یک سرگرمی جدید سوق دهیم و حتما خودمان هم در ابتدای بازی با آن ها همراه شویم. البته در این شرایط نمیتوان بچه ها را مثلا به سمت نقاشی هدایت کرد، زیرا به هرحال آن ها هنوز هیجانی هستند و یک بازی حرکتی برایشان خوشایندتر است تا کاری مثل نقاشی.»
در پایان اینکه اگر خواهرها و برادرها در هر سن و سالی با هم زد و خورد دارند، امری غیرطبیعی نیست و مهم این است که ما به عنوان والدین بتوانیم زد و خوردها را به کمترین حد ممکن رسانده و از تخریب روابط بین بچه ها و اثرگذاری آن بر خانواده بکاهیم که این نیز با توجه، همدلی و عدم هرگونه واکنش تند و بدون فکر از جانب والدین امکان پذیر می شود.