۵ خوراکی خوشمزه برای داشتن پوستی زیبا

آنچه می‌خورید می‌تواند به طور قابل توجهی بر سلامت و پیری پوست شما تأثیر بگذارد. در این مطلب پنج مورد از بهترین غذاها برای حفظ سلامت پوست را بررسی می‌کنیم.
از آنجا که تغذیه برای سلامتی مهم است، یک رژیم غذایی ناسالم می‌تواند به متابولیسم شما صدمه برساند، باعث افزایش وزن و حتی آسیب به اندام‌هایی مانند قلب و کبد شما شود. طبق گفته کارشناسان تغذیه، آنچه می‌خورید می‌تواند به طور قابل توجهی بر سلامت و پیری پوست شما تأثیر بگذارد. در این مطلب پنج مورد از بهترین غذاها برای حفظ سلامت پوست را بررسی می‌کنیم.

۱. گردو
گردو ویژگی‌های زیادی دارد که آن را به یک غذای عالی برای داشتن پوستی سالم تبدیل می‌کند. مغز گردو منبع خوبی از اسیدهای چرب ضروری است، چربی‌هایی که بدن قادر به تولیدشان نیست.

در واقع، گردو نسبت به سایر آجیل‌ها از نظر اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ غنی‌تر است.
علاوه بر این، گردو حاوی مواد مغذی دیگری است که پوست شما برای عملکرد صحیح و سالم ماندن به آنها نیاز دارد. ۲۸ گرم گردو حاوی ۸ درصد زینک است؛ دریافت زینک برای بهبود زخم و مبارزه با باکتری‌ها و التهاب ضروری است.

۲. تخمه آفتابگردان
به طور کلی، آجیل و دانه‌ها منابع خوبی از مواد مغذی تقویت‌کننده پوست هستند. تخمه آفتابگردان یک نمونه عالی است که ۲۸ گرم از آن، ۴۹ درصد از نیاز شما به ویتامین E، ۴۱ درصد سلنیوم، ۱۴ درصد زینک، و ۵.۵ گرم پروتئین را پاسخگوست.

۳. گوجه فرنگی
گوجه فرنگی منبع عالی ویتامین C و حاوی تمام کاروتنوئیدهای اصلی از جمله لیکوپن است. بتاکاروتن، لوتئین و لیکوپن از پوست شما در برابر آسیب‌های ناشی از نور خورشید محافظت می‌کنند و همچنین در جلوگیری از ایجاد چین و چروک مؤثرند. از آنجایی که گوجه فرنگی سرشار از کاروتنوئید است، یک غذای عالی برای حفظ سلامت پوست است.

۴. چای سبز
چای سبز حاوی آنتی اکسیدان است و می‌تواند به محافظت از پوست شما در برابر آسیب خورشید کمک کند.

یک مطالعه ۱۲ هفته‌ای با حضور ۶۰ زن نشان داد که نوشیدن روزانه چای سبز می‌تواند قرمزی ناشی از قرار گرفتن در معرض نور خورشید را تا ۲۵ درصد کاهش دهد. چای سبز همچنین رطوبت، زبری، ضخامت و خاصیت ارتجاعی پوست را بهبود می‌بخشد.

۵. شکلات تلخ
در یک پژوهش، بعد از اینکه شرکت‌کنندگان به مدت ۶ تا ۱۲ هفته هر روز مقداری پودر کاکائوی سرشار از آنتی‌اکسیدان مصرف کردند، پوست آن‌ها استحکام بیشتری پیدا کرد و آب‌رسانی به پوست آن‌ها بیشتر شد. علاوه بر این، لطافت پوست شرکت‌کنندگان بیشتر شد، در آن‌هایی که پوسته پوسته شدن را تجربه می‌کردند این ضایعه کاهش پیدا کرد، حساس بودن پوست شرکت‌کنندگان به آفتاب‌سوختگی کمتر شد و جریان خون در پوست آن‌ها بهبود پیدا کرد که باعث می‌شد مواد مغذی بیشتری به پوست برسد.

در بسیاری از پژوهش‌ها درباره‌ تأثیرات مصرف کاکائو روی پوست نتایج مشابهی مشاهده شد که بهبود ظاهر پوست و کاهش چین‌وچروک از جمله‌ این نتایج است. سعی کنید شکلات تلخ ۷۰ درصد را انتخاب کنید تا فواید آن را به حداکثر و قند آن را به حداقل برسانید.

یک سرمایه‌گذاری پرسود در خانه شما!

چرا و چطور باید روی پروژه‌های خانوادگی و فعالیت‌های مشترک به‌منظور نزدیکی بیشتر اعضای خانواده به یکدیگر، سرمایه‌گذاری کرد؟

ما از وسایل‌مان مراقبت می‌کنیم، گرد و خاک‌شان را می‌گیریم، حواس‌مان هست که ضربه نخورند و آسیب نبینند و اگر خط‌وخشی روی‌شان بیفتد، تعمیر و مرمت‌شان می‌کنیم؛ فرقی هم ندارد این وسیله، ماشین باشد یا تلفن‌همراه یا مثلا پنکه و مایکروفر اما گاهی یادمان می‌رود که این مراقبت صرفا محدود به داشته‌های فیزیکی و مادی‌مان نیست. فراموش می‌کنیم که مهم‌ترین دارایی ‌ما یعنی ارتباطات‌ انسانی، دوستی، همسایگی و خانوادگی هم گردوخاک می‌گیرد و خط‌وخش رویش می‌افتد. برای بعضی از ما رابطه مدتی کوتاه بعد از شروع شدنش تمام می‌شود؛ یعنی تصور می‌کنیم همین که برای شروع یک ارتباط انسانی زمان و انرژی صرف کنیم، دوامش را تضمین می‌کند و کافی است به وظایف قراردادی‌مان پایبند بمانیم تا خودبه‌خود پیش برود اما موضوع به این سادگی نیست. سالم و سازنده و پویا ماندن هر شکلی از رابطه به چیزی بیش از انجام وظایف قالبی نیاز دارد. ما نیاز داریم به هم گوش بدهیم، به هم نگاه کنیم، با هم به نقطه مشخصی نگاه کنیم و با هم کاری را شروع و تمام کنیم. اسم این همراهی را می‌گذاریم «پروژه خانوادگی» و امروز قرار است با هم یادبگیریم که روی پروژه‌های خانوادگی سرمایه‌گذاری کنیم. چرا و چطور؟ با من همراه شوید.

محافظان نامرئی خانواده
چرا باید پروژه مشترک خانوادگی داشته باشیم؟
ما روزمان را صرف فعالیت‌هایی می‌کنیم که پیامدهای فوری یا دست‌کم ملموس و قابل پیش‌بینی دارند؛ درس می‌خوانیم، غذا می‌خوریم، کار می‌کنیم، می‌خوابیم، به نظافت شخصی و محل زندگی‌مان می‌پردازیم و زمان فراغتی را که برای‌مان باقی می‌ماند، عموما صرف برنامه‌های انفرادی می‌کنیم؛ مطالعه کردن، قرار گذاشتن با یک دوست و چرخیدن در اینترنت. این‌وسط، بین انجام تکالیف روزمره و وقت‌گذرانی‌ها یا حتی به بطالت گذراندن‌های انفرادی که هردو ضروری‌اند، باید جایی باز کنیم برای انجام پروژه‌های خانوادگی؛ منظورمان از پروژه، فعالیت‌های مشترکی است که به‌طور روزانه در زمان مشخصی و با توافق همه اعضای خانواده انجام می‌شود تا مراقبتی را که برای رابطه نیاز داریم، تأمین کند. پروژه مشترک چطور ازپس چنین چیزی برمی‌آید؟

زمانی را که صرف یک فعالیت خانوادگی می‌کنیم، پادزهری است دربرابر استرس‌های معمول روزمره. شوخی، تفریح و سرگرمی که درحال حذف شدن از سبک زندگی شلوغ و پرفشار ماست، می‌تواند درقالب پروژه‌های ساده خانوادگی، نقش سوپاپ را برای تخلیه فشارهای روانی بازی کند و تحمل ما را دربرابر سختی‌های ناگزیر بالا ببرد. مشغول بودن به کاری مشترک فقط جنبه سرگرم‌کننده ندارد؛ اختلافات بین نسلی، مرزی که اعضای خانواده را به دو گروه جوان‌های کله‌شق و حرف گوش نکن و بزرگ سال‌های ناصح ایرادگیر تقسیم می‌کند، در میدان پروژه‌های خانوادگی، نرم و منعطف می‌شود. دو گروه رقیب و متخاصم وقتی برای هدفی مشترک دورهم جمع می‌شوند، سپرهای‌شان را کمی پایین می‌آورند. درخلال زمانی که صرف فعالیت مدنظر می‌کنند، شناخت بهتری از یکدیگر به‌دست می‌آورند و اوقات خوشی که آن‌ها را به‌هم مرتبط می‌کند، در تلطیف کردن فضای رابطه موثر است. البته قرار نیست پروژه خانوادگی حکم پنهان کردن خرده‌ریزها زیر فرش را پیدا کند؛ واضح است که مشکلات و چالش‌ها باید در فرصتی مناسب حل شوند اما فعلا موضوع بحث ما چیز دیگری است. داریم درباره پروژه‌های خانوادگی صحبت می‌کنیم که به کمک آن‌ها یادمی‌گیریم سلیقه و ترجیحات یکدیگر را بپذیریم و برای پیداکردن نقطه اشتراک تلاش کنیم. پایبندی به این پروژه که آگاهانه برای بهتر کردن روابط خانوادگی انتخابش می‌کنیم، به ما یادآوری می‌کند که برای هم مهم و ارزشمند هستیم و حاضریم برای یکدیگر زمان صرف کنیم. با این توضیح سرمایه‌گذاری روی پروژه‌های خانوادگی گرچه ممکن است پیامدهای فوری و ملموس نداشته باشد، اما می‌توان پیش‌بینی کرد که از آن سرمایه‌گذاری‌های بلندمدتی به‌شمار می‌رود که خیال آدم بابت مطمئن و سودده بودنش آسوده است. بنابراین ارزشش را دارد که زمانی از روز را به فعالیت مشترک خانوادگی بگذرانیم و این نکته مهم را گوشه ذهن‌مان داشته‌باشیم که پروژه مشترک برای محافظت از روابط خانوادگی لازم است اما کافی نیست. اعضای خانواده باید در بازه‌های زمانی نه‌چندان طولانی، در پروژه‌های دوتایی هم مشارکت داشته‌باشند؛ پدر-پسری، مادر-دختری، -زن-شوهری، پدر-دختری، خواهر-برادری و مادر-پسری.

بگو کیستی تا بگویم پروژه‌ات چیست؟
یک دسته‌بندی غیرعلمی اما کار راه‌انداز برای سنجیدن گزینه‌های موجود که با سلیقه و شرایط‌تان همخوانی بیشتری دارد
تا این‌جای کار را همه‌مان کم و بیش بلد بودیم؛ یعنی سخنرانی کردن درباب اهمیت و ضرورت چیزها اما کار به مرحله عمل که می‌رسد، خمیازه‌ای می‌کشیم و کش‌وقوسی می‌آییم و «ای بابا، کی حوصله انتخاب کردن داره؟» در ادامه این مطلب چند پیشنهاد می‌خوانید که قرار است از سختی انتخاب کردن بین گزینه‌های مختلف، کم کند؛ با این یادآوری که دسته‌بندی آن‌ها به‌صورت زیر، صرفا برای انتقال آسان‌تر منظور است و معنی‌‌اش این نیست که حتما باید در دسته‌بندی حاضر بگنجید تا فعالیتِ پیشنهاد شده در آن مناسب‌تان باشد. شما می‌توانید با مشورت اعضای خانواده، ترکیبی از این گزینه‌ها را که با سلیقه و شرایط‌تان همخوانی بیشتری دارد، انتخاب کنید.

فعال‌ها
اگر جزو آن خانواده‌های پرتحرک و ورزیده‌ای هستید که همه‌شان ست گرم‌کن-شلوار و کتانی دارند و در و همسایه به خوش هیکلی‌شان حسودی می‌کنند، می‌توانید از این وجه‌اشتراک نهایت ‌استفاده را ببرید. یک ساعت مشخص در روز را به ورزش خانوادگی اختصاص بدهید. اگر چنین امکانی ندارید، زمانی را برای فعالیت‌های ورزشی بیرون از خانه درنظر بگیرید و به آن پایبند بمانید؛ کوهنوردی،  پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و هر فعالیت دیگری که همگی بر سر آن توافق دارید. درست است که این پیشنهاد راست‌کار ورزشکارها یا دست‌کم ورزش دوست‌هاست اما همه می‌توانند امتحانش کنند؛ صبح جمعه قدم زدن دور پارک یا پیاده‌روی کوتاه شبانه، کاری نیست که به آمادگی بدنی و علاقه به ورزش نیاز داشته باشد.
 هنری‌ها
اگر در خانه شما هزینه‌ کردن برای فیلم، کتاب، مجله، کنسرت و تئاتر، پول دورریختن فرض نمی‌شود و شب یلداهای فامیلی، آن کسی که حافظ می‌خواند یکی از اعضای خانواده شماست، جزو هنردوست‌ها هستید و خوشبختانه گزینه‌های زیادی برای انتخاب فعالیت مشترک دارید. خب برای سینما و تئاتر و کنسرت رفتن، باید منتظر وقتی بمانید که اثری مطابق سلیقه شما عرضه شود و تازه معلوم هم نیست در آن زمان مشخص، بتوانید برنامه خانواده را هماهنگ کنید یا خیر. چه بهتر که بتوانید در برنامه‌های بلندمدت‌تان جایی برای این‌دست سرگرمی‌ها باز کنید اما مجبور نیستید خودتان را به آن‌ها محدود کنید. دیدن فیلم، سریال و فیلم‌تئاتر خانوادگی در پلتفرم‌های فیلم‌بینی، لذتی کم از سینما و تئاتر رفتن ندارد. می‌توانید یک کتاب را مشخص کنید و هرشب بخشی از آن را دور هم بخوانید یا درباره کتاب‌ و مجله‌ای که شخصا درحال خواندنش هستید، با هم حرف بزنید یا مثلا می‌توانید یک زمان مشخص در روز را برای گوش دادن به موسیقی تعیین کنید. البته همه اعضای خانواده سلیقه موسیقایی مشترک ندارند اما چند دقیقه کوتاهی که صرف این شنیدن می‌کنید، درواقع صرف توجه کردن به پسندها و ترجیحات یکدیگر می‌شود. در دورهمی‌های موسیقی محورتان اجازه بدهید هرکدام از اعضای خانواده یکی از قطعات محبوبش را پلی کند و بدون ایرادگرفتن از آن، صرفا بشنویدش.

 بازیگوش‌ها
اگر جزو آن خانواده‌های پرسروصدایی هستید که با ورودشان به مهمانی، انگار بمب ترکیده باشد و همه را به جنب‌وجوش و شلوغ‌کاری می‌اندازید، در گروه بازیگوش‌ها قرار می‌گیرید. خب شما قرار نیست همیشه محفل‌گرم‌کن باشید و علاقه‌تان به بازی، می‌تواند همان پروژه خانوادگی گم‌شده باشد. زمان مشخصی را درطول شبانه‌روز که همه به‌اندازه کافی انرژی دارند، صرف بازی کنید؛ بازی‌های بی‌وسیله و ساده‌ای مثل گل‌یاپوچ و پانتومیم و مشاعره، بازی‌های نیازمند ابزارهایی مثل پازل‌های هزارتکه و دارت و انواع بازی‌های فکری یا بازی‌های ابداعی خودتان که اصلا این مورد آخر خودش پروژه‌ای است؛ می‌توانید زمانی را درطول روز صرف طراحی یک بازی تازه کنید.
خوش خوراک‌ها
خوردنی‌ها در خانه شما هنوز پای‌شان به یخچال و کابینت نرسیده و خستگی راه را درنکرده، سر از معده اعضای خانواده درمی‌آورد؟ در دسته خوش‌خوراک‌ها هم خیلی خوش می‌گذرد و هم می‌شود کلی پروژه مشترک پیدا کرد؛ زمانی مشخص از روز را به آشپزی دسته‌جمعی اختصاص بدهید. این‌طوری هم یک نفر مجبور نیست همه وقتش را به پخت‌وپز بگذراند، هم فرصتی خواهیدداشت برای با هم بودن. امتحان کردن دستورپخت‌های جدید، خلاقیت به‌خرج دادن در دستورپخت‌های همیشگی، تزیین کردن غذا و چیدن میز و سفره و جمع کردن خرابکاری‌ها و کثیف‌کاری‌های بعد آشپزی وقتی گروهی انجام شود، یک کار روتین خسته‌کننده را به فعالیتی مفرح تبدیل می‌کند.
 اهل دور دور
شما از آن‌هایی هستید که کمین می‌کنند برای آخر هفته‌ها‌ و تعطیلات رسمی که با سبد پیک‌نیک بزنند بیرون؟ خب پس همان‌طور که می‌دانید، در گروه ددری‌ها قرار می‌گیرید. این نوع تفریح کردن البته که خوب و لازم است اما پروژه مشترک به‌معنای مدنظر ما نیست. پروژه مشترک، باید یک برنامه روزانه روتین باشد ولی طبعا نمی‌شود هر روز سر از باغ و بیرون‌شهر درآورد. پس چه می‌شود کرد؟ به‌جای تمرکز روی «مکان»، روی «فعالیت» مانور بدهید تا دامنه انتخاب منعطف‌تر و متنوع‌تری داشته‌باشید. مثلا می‌توانید یک برنامه عکاسی ترتیب بدهید و برای هر روز یک سوژه عکاسی انتخاب کنید یا مثل وقتی سفر می‌روید، برنامه‌ گشت‌وگذار در شهر بچینید؛ موزه، گالری، بازارچه، پارک، محلات قدیمی شهر و… .

راهنمای انتخاب پروژه خانوادگی بدون تلفات
3 روش کم و بیش عملیاتی برای توافق کردن بر سر پروژه مشترک بدون آن که خون از دماغ کسی بیاید
اگر فکر کرده‌اید که با خواندن این پیشنهادها از بخش سخت ماجرا گذر کرده‌اید، با رعایت احترام باید بگوییم که زهی خیال باطل! غول مرحله آخر، توافق کردن بر سر یک گزینه است. همه خانواده‌ها یک‌دست و یک‌پارچه نیستند؛ در خیلی از خانه‌ها یکی از اعضای خانواده ورزشی است، یکی دیگر هنری و دو نفر اهل بیرون رفتن  و گشت و گذار. تازه کلی انتخاب غیرطبقه‌بندی شده دیگر هم وجود دارد مثل دنبال کردن یک برنامه آموزشی یا سرگرم‌کننده در اینترنت، باغبانی کردن، یادگرفتن یک زبان خارجی، آموزش مهارت‌های شخصی خود به دیگر اعضای خانواده؛ چیزهایی مثل ساز زدن یا خوش‌نویسی و کلی گزینه دیگر که در این پرونده جا ماندند. با این‌همه گزینه چه کنیم؟
 رأی‌گیری
تا وقتی که هرکس ساز خودش را بزند، هیچ قطعه خوش‌آهنگی از خانه شما پخش نخواهد شد پس شمشیرها را کنار بگذارید و یک جلسه خانوادگی ترتیب بدهید. همه اعضا گزینه‌های پیشنهادی‌شان را روی میز بگذارند. راجع به هرکدام با درنظر گرفتن شرایط خانوادگی‌تان بحث کنید و خوب و بدشان را بسنجید. سر آخر هم رأی‌گیری کنید و کار را به دموکراسی بسپارید.
 قرعه‌کشی
اگر دارید این بخش را می‌خوانید، احتمالا در مرحله قبل به نتیجه نرسیده‌اید. خب دموکراسی هم ضعف‌های خودش را دارد اما شما بیدی نیستید که با این بادها بلرزید. گزینه‌های مدنظرتان را روی کاغذ بنویسید و قرعه‌کشی کنید. این‌طوری دیگر کسی نمی‌تواند گله کند که در رأی‌گیری در اقلیت بوده و نظرش اعمال نشده است. همه‌چیز به شانس بستگی دارد. البته از آن‌جایی‌که قرار است در این پروژه‌های مشترک، به کل خانواده خوش بگذرد، قرعه‌کشی را در بازه‌های زمانی مختلف تکرار کنید تا نظر همه بالاخره تأمین شود.
 امتحان
قرعه‌کشی هم جواب نداد؟ به بخت و اقبال اعتقادی ندارید؟ خب پس باید صابون آزمون‌وخطا را به تن‌تان بمالید. همه گزینه‌های بالقوه‌ای را که نتوانستید بین‌شان انتخاب یا به شانس واگذار کنید، به امکانات بالفعل تبدیل کنید. چندروزی ورزش کنید، یک مدت را به آشپزی و فیلم دیدن بگذرانید، چندوقتی بازی کنید و بعد تصمیم بگیرید که کدام یک از این زمینه‌ها با شما جورتر است. این روش برای خانواده‌هایی که یک نفر دایم سر ناسازگاری دارد و با هر انتخابی مخالفت می‌کند، خیلی جواب می‌دهد. وقتی شروع به امتحان کردن می‌کنید، تنبلی و ساز مخالف زدن را دربرابر عمل انجام شده قرار می‌دهید و کار کم‌کم روی غلتک می‌افتد.

چند باور غلط درباره قاعدگی

بیشتر زنان در سراسر جهان به یک سری باورها درباره قاعدگی اعتقاد دارند.
 در این مطلب به باورهای غلط درزمینه سیکل قاعدگی زنان می‌پردازیم.
 در این  دوران نباید حمام کنید
برخی از زنان تصور می‌کنند، اگر دوش بگیرند دچار عفونت‌ خواهند شد اما باید بگویم این تفکر اشتباه است و شما می‌توانید بدون ترس از تشدید خون ریزی و ابتلا به عفونت هر روز حمام کنید. آب گرم سبب بهبود عملکرد رگ‌های خونی، ریلکس شدن ماهیچه‌های بدن و کاهش گرفتگی عضلات می‌شود.
 در دوران قاعدگی باردار نخواهید شد
این یکی از رایج‌ترین باورهای غلط درباره سیکل قاعدگی است. قدرت باروری در دوران قاعدگی قوی نیست، اما بین ۱۲ تا ۱۶ روز قبل از سیکل بعدی در قوی‌ترین حالت خود قرار دارد.این را فراموش نکنید که سیکل‌های برخی زنان ۲۱ روزه است نه ۲۸ روزه. ضمن این که اسپرم بین پنج تا هفت روز می‌تواند در رحم زن زنده بماند. با این تفاسیر داشتن رابطه زناشویی کنترل نشده می‌تواند به تخمک‌گذاری و بارداری منتهی شود.
 استفاده از قرص‌های ضد بارداری و تاخیر در قاعدگی خطرناک است
 همه زنان حداقل یک بار در زندگی، دوران  قاعدگی خود را برای مسافرت یا هر دلیل دیگری به تاخیر انداخته‌اند اما برخی از مصرف قرص و عقب افتادن قاعدگی هراس دارند و تصور می‌کنند این کار سلامتی‌شان را به خطر می‌اندازد. باید بدانید که دانشمندان ثابت کرده‌اند که این کار هیچ اثر منفی روی بدن ندارد.
 در دوران  قاعدگی موها را رنگ نکنید
برخی زنان بر این باور هستند که به دلیل تغییرات هورمونی در این دوران ، موها رنگ نمی‌گیرند اما  نتیجه بررسی‌های  دانشمندان نشان داد با این که موها در دوران قاعدگی زنان آسیب‌پذیر و شکننده می‌شوند اما تغییرات هورمونی در این سیکل در تولید چربی مو تاثیری ندارد.به این معنی که شما می‌توانید هر زمانی که دوست دارید موهایتان را رنگ کنید.
 باید درد را تحمل کنید و قرص نخورید و نزد پزشک نروید
تقریبا بیشتر زنان در دوران قاعدگی دردهای شکم و کمر و گرفتگی عضلات را تجربه می‌کنند. بر اساس آمار رسمی، بین  ۴۵ تا ۹۳ درصد زنان «قاعدگی دردناک» دارند.
 بین ۳ تا ۳۳ درصد دردهای شدید دارند مانند افزایش دمای بدن، حالت تهوع سرگیجه و دیگر نشانه‌هایی که بین یک تا سه روز زنان را آزار می‌دهد.«قاعدگی دردناک» چرخه عادی زندگی را بر هم می‌زند. به همین دلیل بهتر است زنانی که این درد را تجربه می‌کنند حتما به پزشک زنان مراجعه کنند تا درمان موثر آن را بیابند.
منبع:womenscarefl

نمی‌توانم سیگار را ترک کنم، چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است!

پسری 19 ساله‌ام و از 16 سالگی سیگار می‌کشم. تصمیم گرفتم سیگار را ترک کنم اما چون دختر مورد علاقه‌ام سیگاری است، نمی‌توانم. هر وقت با او بیرون می‌روم، وسوسه می‌شوم که دوباره سیگار بکشم. چه کنم؟
پاسخ مشاوره
مخاطب گرامی، همان‌طور که بارها در همین صفحه خانواده و مشاوره  اشاره کردیم، فرایند ترک سیگار نیازمند انگیزه و مراقبت مستمر از خود است که خوشبختانه این انگیزه در سوال‌تان کاملا مشهود است و حتی درخواست کمک در این زمینه، خود نشان‌دهنده انگیزه شما برای ترک است اما ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که داشتن انگیزه و تمایل، شرط لازم و نه کافی برای ترک است. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
  این ارتباط مانع بزرگی برای ترک سیگارتان است
در بین مجموعه مفاهیم ترک سیگار و مواد، مفهوم «محرک‌های پیشایند» امری بسیار آشناست. محرک‌های پیشایند شامل عواملی می‌شود که زمینه و بستر را برای مصرف مواد یا سیگار فراهم می‌کند. در صورت شناسایی نکردن و کنترل این محرک‌ها، فرایند درمان با شکست مواجه می‌شود. از جمله این محرک‌ها می‌توان به زمان و مکان مصرف، دوستان مصرف کننده و حتی هیجان‌های پیشایندی همچون غم، شادی و … اشاره کرد. حال به‌نظر می‌رسد که خود شما در سوال‌تان به یکی از این محرک ها اشاره کردید. شما هم اکنون فردی علاقه مند هستید و با کسی ارتباط دارید که سیگار استعمال می‌کند که همین مسئله یک محرک پیشایند قوی محسوب می‌شود و احتمال وابستگی بسیار افزایش می‌یابد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که یکی از مهم‌ترین علل گرایش و استمرار سیگار کشیدن در افراد سیگاری به ویژه جوانان، داشتن دوستان سیگاری است. در برخی از پژوهش‌ها 75 درصد دوستان افراد سیگاری را افراد هم کیش خودشان تشکیل می‌دهد و همین عامل مانعی بزرگ در موفقیت در مسیر درمان محسوب می‌شود.

  ترک کردن همیشه همراه با درد و رنج است
به نظر می‌رسد که رنج ترک کردن برای شما مضاعف باشد چرا که ارتباط شما بار هیجانی بسیاری دارد که شرایط را برای شما دشوارتر می‌کند، اما پر واضح است که عدم مرزبندی دقیق در این ارتباط و در صورت نبود تمایل و انگیزه دختر مورد علاقه شما برای ترک، این ارتباط به دلیل وسوسه‌ای که خودتان بر آن اذعان دارید، مسیر درمان را به بن‌بست می‌رساند. اگر این ارتباط برای شما اهمیت بسیاری دارد می‌توانید با کمک دوستان و افراد متخصص انگیزه‌های او را برای ترک افزایش دهید تا به این شکل هم به خود و هم به فرد مورد علاقه‌تان کمک کرده باشید.

  آیا هدف‌تان ازدواج با این دختر است؟
شما 19 ساله هستید و اطلاعاتی از خودتان به ما ندادید که آیا شرایط ازدواج را دارید و اصلا تصمیم به ازدواج با دختر مورد علاقه‌تان دارید یا نه؟ معیارهای شما برای انتخاب همسر چیست؟ شما باید هرچه زودتر موضوع ازدواج را با خانواده‌تان در میان بگذارید یا این رابطه را که سراسر آسیب برای شماست، قطع کنید.
نویسنده : مصطفی نجمی| ‌ پژوهشگر اعتیاد

3 مقصر فروپاشی زندگی‌های‌ مشترک

از بی‌توجهی، بی‌تعهدی و بی‌احترامی به عنوان عوامل اصلی افزایش 28 درصدی طلاق در دهه اخیر نام برده می‌شود، زوج ها چه کنند؟
زمانی که یک زندگی‌مشترک به‌جدایی ختم می‌شود و زن‌و‌شوهری تصمیم به طلاق می‌گیرند، ردپای عوامل زیادی در این اتفاق تلخ قابل بررسی است. در این بین، از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، طلاق ۲۸ درصد رشد داشته است که سه عامل بی‌توجهی، بی‌تعهدی و بی‌احترامی از مهم‌ترین عوامل آن به شمار می‌رود(منبع خبر: بیا نی نی). در این مطلب، می‌خواهیم با این سه مقصر و راه‌های مدیریت‌شان در زندگی‌مشترک بیشتر آشنا شویم.

بی‌توجهی| عاقبت تلاش‌نکردن برای بهبود رابطه
زمانی که یک یا هر دو زوج فکر می‌کنند شریک‌شان همیشه هست و هیچ تلاشی برای بهبود و نگهداری رابطه نمی‌کنند، بی‌توجهی و غفلت در زندگی‌مشترک اتفاق می‌افتد. این اتفاق ناگهانی رخ نمی‌دهد بنابراین اگر زن و مرد هوشیار باشند با نشانه‌های اولیه جلوی این مشکل را خواهند گرفت. همچنین وقتی شما احساس و رفتارهای مورد علاقه همسرتان را نادیده می‌گیرید، مثلا برایتان مهم نیست چه چیزی یا کاری او را خوشحال می‌کند، یا وقتی می‌بینید او ناراحت و دلگیر است و اهمیتی نمی‌دهید، این بی‌توجهی‌ها و غفلت‌ها رفته‌رفته طرف مقابل را افسرده یا بی‌میل و منزوی نسبت به همسر می‌کند.
زوج ها باید چه کنند؟ توصیه اول این است که زوج وقت بیشتری برای صحبت‌کردن با یکدیگر اختصاص دهند. گفت‌وگویی که در آن سرزنش و توهین و مقایسه کردن و نصیحت و طعنه‌زدن نیست و آرامش و امنیت در پی دارد. گاهی هدیه یا گلی تقدیم همسر کنند. مراقب ظاهر و زیبایی خود برای همسر باشند، هم زن هم مرد. از روابط عاطفی و زناشویی و ابراز محبت کلامی نسبت به همسر اصلا نباید غافل شد. ابراز محبت مانند دارو است.
 بی‌تعهدی| ضرورت ماندن کنار همسر در تمام فراز و نشیب‌ها
مورد دوم که از دلایل عمده طلاق در بین زن و شوهرهاست، تعهد نداشتن در رابطه است. تعهد به همسر باعث می‌شود که زوج در تمام فراز و نشیب‌های زندگی در کنار هم بمانند. تعهد مهم‌ترین نکته برای داشتن یک زندگی‌مشترک سالم و پایدار است.
زوج ها باید چه کنند؟ واقع‌بین نبودن راجع به زندگی و در رویاها سیر کردن می‌تواند یکی از دلایل جدی خیانت باشد. بی‌توجهی به یکدیگر و غافل بودن می‌تواند دلیل دیگری باشد. وقتی
زوج ها ازدواج می‌کنند یعنی قرار است در شرایط سلامت یا بیماری و تنگدستی و مشکلات متعددی که ممکن است به وجود بیاید در کنار هم باشند. به هر حال بهتر است همیشه با چشم باز زندگی کرد که خیانت رخ ندهد چون بعد از این اتفاق خیلی چیزها تغییر می کند که دیگر درست نمی‌شود.
بی احترامی| عادی شدن توهین و شکستن حرمت‌ها
متاسفانه در بعضی زندگی‌های مشترک، بی‌احترامی و توهین خیلی عادی شده، در حالی که اگر برطرف نشود، نتایج نامناسبی بر زندگی خواهد گذاشت.
زوج ها باید چه کنند؟ اولا بعضی زوج ها، بی‌احترامی و استفاده نکردن از کلمات زیبا برای صدا کردن همسر و … را نشانه صمیمیت می‌دانند، در صورتی که دقیقا موضوع برعکس است. برای برطرف کردن این مسئله، باید فرد(زن یا شوهر) به رفتار خودش نگاه کند که با مشاهده اولین بی حرمتی‌ها چه واکنشی داشته مثلا اجازه داده که طرف مقابل ادامه دهد یا مقابله به مثل کرده و او هم شروع به توهین کرده و …  بالاخره کاری که باید کرد، قطع این بی‌احترامی‌هاست تا این که باعث احساس مورد بی‌حرمتی قرار گرفتن در زوج ها نشود.
نویسنده : فریبا البرز| ‌ کارشناس‌ارشد مشاوره‌خانواده

علائم اضطراب کودکان در بازگشت به مدرسه را بشناسیم

پس از گذشت دو سال از محدودیت‌های کرونایی و همزمان با بازگشایی مدارس، برخی از دانش‌آموزان دچار اضطراب های گوناگونی می‌شوند که تشخیص آن گاهی چندان راحت نیست.

سعید صادقی استاد دانشگاه و روانشناس کودک در خصوص اضطراب‌هایی که کودکان در زمان بازگشایی مدارس ممکن است متحمل شوند، گفت: مشکلاتی که دانش آموزان در زمان ورود به مدرسه پیدا می‌کنند و اضطرابی که تجربه می‌کنند در همه دانش آموزان به یک میزان و به یک شکل نیست. در دانش آموزانی که سن بالاتری دارند یا روابط دوستانه تری با والدین دارند یا بهتر است بگوییم والدین هم دل تری دارند؛ کودکان معمولاً اضطراب‌های خود را با والدین در میان می‌گذارند. در حقیقت نمود اضطراب و عدم اشتیاق به مدرسه را به صورت کلامی و راحت با والدین خود در میان می‌گذارند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: اما برای گروهی از دانش‌آموزان به ویژه کودکانی که سن کمتری دارند یا والدین غیره همدل‌تری دارند؛ طبیعی است که رابطه خوب برقرار نمی‌شود و کودکان نمی‌توانند خیلی راحت با والدین خود صحبت کنند. والدینی که چندان همدل نیستند؛ در زمانی که کودک از اضطرابش می‌گوید ممکن است کودکشان را سرزنش کنند یا خوب به حرف‌های کودکشان گوش نکنند و یا نگرانی فرزندشان را درک نکنند یا حتی فرزندشان را تحقیر یا مورد تمسخر قرار دهند که چرا می‌ترسی؟ مدرسه که ترس ندارد و از این گونه صحبت‌ها با فرزندشان داشته باشند. در چنین شرایطی معمولاً اضطراب در این فرزندان به صورت نمودهای بدنی خود را نشان می‌دهد.

صادقی در تشریح نمودهای بدنی اضطراب گفت: مثلاً ممکن است کودک در حین رفتن به مدرسه به سختی از خواب بیدار شود؛ اشتیاق کمتری برای مدرسه رفتن داشته باشد. یا هنگامی که قرار است به مدرسه برود علائمی مثل دل درد یا دل پیچه، افزایش ضربان قلب، حالت تهوع داشته باشد. به طور کلی علائم جسمانی از نمودهای اضطراب هستند. این علائم معمولاً زمانی در کودک رخ می‌دهد که او در حال آماده شدن برای رفتن به مدرسه است که در حقیقت امتناع از رفتن به مدرسه به این علائم ظاهری منجر می‌شود. علاوه بر این؛ کودک در حین ورود به مدرسه نیز ممکن است همین علائم را مجدداً از خود بروز دهد.

علائم اضطراب کودکان در بازگشت به مدرسه را بشناسیم

پرخاشگری از نمودهای اضطراب است

این روانشناس کودک با بیان اینکه تمنا کردن برای نرفتن به مدرسه یا گریه کردن از دیگر نمودهای اضطرابی کودکان است؛ گفت: یک بخشی هم ممکن است به پرخاشگری کودک منجر شود. دانش آموز نسبت به معلم و نسبت به همکلاسی‌های خود خشم داشته و خشمگین شود و خشم خود را در محیط آموزشی تخلیه کند.

صادقی افزود: پس حالت‌های مختلفی برای نمود بدنی اضطراب وجود دارد؛ بعضی از کودکان به صورت کلامی و بعضی از کودکان به صورت علائم فیزیولوژیک مثل بیماری‌های جسمی اضطراب خود را نشان می‌دهند.

استاد دانشگاه شهید بهشتی با بیان اینکه ممکن است حتی والدین به این اشتباه بیفتند که کودک واقعاً مریض شده است؛ گفت: اما یک تفاوت عمده در این زمینه وجود دارد و آن اینکه نمودهای بدنی و علائم فیزیولوژیک ناشی از اضطراب مثل دل درد یا حالت تهوع با نرفتن به مدرسه به سرعت برطرف می‌شود؛ یعنی اگر مادر قید بردن کودکش به مدرسه را بزند و به بچه بگوید که امروز می‌توانی استراحت کنی، فرزندش به سرعت حالش خوب می‌شود و علائم برطرف می‌شوند؛ این‌ها نشان می‌دهد که این علائم، علائم اضطرابی است و والدین حتماً باید به این علائم توجه داشته باشند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا می‌توان دسته‌بندی مشخصی در مورد بروز انواع نمودهای اضطراب در بین جنسیت‌های مختلف داشت؛ گفت: نمودهای اضطراب کودکان تنوع زیادی دارد؛ حتی در فرهنگ‌های مختلف می‌توان نمودهای گوناگونی را مشاهده کرد؛ در فرهنگ‌های مختلف نمودهای اضطرابی متفاوت است؛ ولی مطالعات نشان می‌دهد که در پسرها اضطراب بیشتر به صورت رفتارهای برون سازی شده، مثل پرخاشگری و خشم خود را نشان می‌دهد؛ اما در دخترها بیشتر، مشکلات درون ریزی شده مثل ناخن جویدن، مو کندن یا کندن پوست لب مشاهده می‌شود که در حقیقت نمودهایی هستند که بیشتر خود فرد را آزار می‌دهد و در خود فرد بروز داده می‌شود.

غربت زنان شهید هرگز دیده نشد

همه درگیر مسائل زندگی و روزمرگی‌مان هستیم و رسانه‌ها هر لحظه فکرمان و نظام زندگی‌ما را به این سو و آن سو می‌کشند و هجوم موضوعات در فضای مجازی، حجابی می‌شود برای دیدن مسائلی که شاید نادیدن آن‌ها بی‌انصافی و به دور از معرفت باشد.
رشادت و غربت خانواده‌های شهدای حادثه تروریستی حرم مطهر امام رضا(ع) و شهید و جانباز شدن سه روحانی مجاهد و هجوم «مفسران‌همه‌چیزدان» در فضای مجازی، غربت همسران شهدا را زنده کرد. زخم زبان‌ها، همراهی نکردن‌ها و تنها بودن این بانوان ما را به یاد غربت حضرت زهرا(س) می‌اندازد. علم‌دار غربت، حضرت زهرا(س) است. راز غربت ایشان کجاست؟ از زمان شهادت پیامبر اکرم(ص) که زمانی نمی‌گذشت و مردم مدینه فرمایشات حضرت رسول(ص) را درباره تنها دخترشان شنیده بودند امّا چرا حضرت زهرا(س) غریب بودند؟
غربت ایشان را می‌توان در میان مردم و رشد‌سیاسی‌نداشتن جامعه جست‌وجو کرد. مردم عبادت می‌کردند، روزه می‌گرفتند، نماز می‌خواندند و حج به جا می‌آوردند، اما الگوی معنوی غیر سیاسی و اجتماعی را دنبال می‌کردند. عبادات آن‌ها مسئولیت سیاسی و اجتماعی را در بر نداشت و فقط مسائل فردی و شخصی برایشان دارای اهمیت بود. نبود درک سیاسی مردم آن روزگار، غربت حضرت زهرا(س) را رقم می‌زد. بحث فدک، موضوعی به تمامی، سیاسی بود و حضرت زهرا(س) قیام و از جامعه و مردم مطالبه حق کرد اما مردم بی‌توجه از کنار موضوع گذشتند زیرا فدک، موضوع اجتماعی و سیاسی بود و دغدغه مردم و مسئله فردی آن زمان نبود. موضوع شهادت نیز موضوع اجتماعی است اما به دلیل نابالغ بودن سیاسی جامعه و اولویت دغدغه‌های شخصی افراد، خانواده‌های شهدا غریب هستند. اما این غربت، کرامت دارد. همسران شهدا از ابتدا انتخاب شده‌اند تا همسران مردانی باشند که با عقیده، اخلاق، رفتار و منش خود به باور شهودانه شهادت رسیده‌اند. واقعیت زنان جامعه ما حضور شیرزنانی است که افتخار‌آفرین‌اند، زنانی که با صبر جمیل خود رسالت همسران شهیدشان را با تربیت صحیح فرزندان به دوش می‌کشند. غربت‌ها را با تقوا و تکیه بر عنایات الهی پشت سر می‌گذارند و به برگزیده شدنشان در عرش الهی افتخار می‌کنند و این‌گونه به اجر و پاداشی که کمتر از شهادت همسر شهیدشان نیست دست می‌یابند. رهبر معظم انقلاب در آبان ماه ۱۳۸۰ از واژه خاک‌ریز دوم در مورد خانواده شهدا استفاده و درباره اجر و پاداش ایشان می‌فرمایند: شهدا در مقابل دشمنان دین و حقیقت، خاک‌ریز اول‌اند. خاکریز دوم خانواده‌های شهدایند. پشت سر آن‌ها شما هستید. این رنج‌های شما و این فراق‌ها و غصه‌ها و محرومیت از دیدن و احساس کردن حضور عزیزانتان، پیش خدای متعال اجر دارد. خدای متعال به خانواده‌های شهیدان اجر بسیار بزرگی می‌دهد، به‌خصوص که آن‌ها ناسپاسی هم نکردند.

ملیحه غیور مسئول مشارکت بانوان حفظ ارزش‌های دفاع مقدس

از صبوری ناب زنانه تا قله‌های رشادت مردانه

خاطرم هست روزی با مادر بزرگوار شهیدی گفت‌وگو می‌کردم. از او پرسیدم با علم به مرگبار بودن جنگ و حضور در جبهه، چگونه به فرزند شانزده‌ساله‌اش اجازه داده است برود و بجنگد. آیا پس از شهادت تنها پسرش، پیش نیامده است از این تصمیم در خلوت خود پشیمان باشد؟ جمله‌ای ماندگار گفت که جان این فداکاری و پذیرش عمری رنج دوری را برایم روشن ساخت. «اگر هر مادری فقط برای حفظ فرزند خودش چشم از باقی فرزندان آب و خاکش بپوشد، هم فرزند خود و هم دیگری را با دست خویش به دشمن سپرده است. آن روز به تصمیم پسرم برای دفاع از میهن دل دادم و امروز از مقامی که نزد خدا یافته است دل‌شادم.»
سخن گهربار امام خمینی(ره) که «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود» به‌خوبی نشان می‌دهد که عامل سربلندی و رشادت بسیاری از مردان در هر جامعه‌ای زنان هستند و تا زنان در نقش‌های مختلف خود از مادری و همسری تا خواهری و فرزندی و حتی آموزگاری نخواهند و نکوشند، پسران و مردان به مقام و مرتبه‌ای درخور دست نمی‎یابند.
از کسب مقامات دنیایی تا مراتب ارزشمندی چون شهادت، همگی، از مسیر رشادت بزرگ‌زنانی می‌گذرد که رنج‌های زیادی را به جان می‌خرند و از بسیاری حق و حقوق خود چشم می‌پوشند تا مردان زندگی‌شان در طریق معنوی خود به پیروزی دست یابند. چه بسیار دیده و شنیده‌ایم که بزرگانی به کمک و همیاری همسران خود چه قلل با شکوهی را فتح کرده‌اند و چه ثمرات چشمگیری برای اسلام به‌ دست آورده‌اند.
اگر همسران شهدا مسئولیت سنگین دوری و جدایی از همسر و نگهداری از فرزندان در نبود او و پس از وی را به جان نمی‌خریدند، آیا مردان می‌توانستند قید دنیا و خانواده را چنین سبک‌بال بزنند و بدون هیچ نگرانی، چنان جانانه به دفاع از کیان مملکت خود بپردازند؟ به یقین هر مردی باید خیالی آسوده از سوی زن و فرزندش داشته باشد که بتواند با فراق بال به راهی برود که بازگشتی از آن برای خود متصور نیست.
پای درد دل همسران شهدا که بنشینید و اندکی از رنج‌های سال‌های پس از شهادت همسرانشان را بشنوید، به عمق و ارزش فداکاری این بزرگ‌زنان تاریخ کشور پی خواهید برد. در کنار آنان، همسران فداکار جانبازان را داریم که تصور چند روز مراقبت از یک عزیز بیمار در خانواده، کافی است تا ایثار آن‌ها در سال‌های طولانی پرستاری و همراهی با همسری جانباز را دریابید.
بارها شنیده‌ایم که «پشت سر هر مرد موفقی زنی توانمند ایستاده است.» از این رو، باز هم تأکید می‌کنیم که بسیاری از مردان بزرگ از روز ازل نام‌آور نبوده‌اند و به‌یقین همسران فداکاری داشته‌اند که همراه با آنان سختی‌ها، مشکلات، گرفتاری‌ها و دشواری‌ها، فقر و نداری، بدهکاری و آوارگی را تحمل کرده و طعم تلخ شکست را چشیده‌اند. این زنان پابه‌پای همسران خود جنگیده‌اند، در تلاش و کار آنان مشارکت داشته و بار خانه و فرزندان را با هزار مشقت به دوش کشیده‌اند.
این مصادیق را در هر جامعه و قشری می‌توان یافت اما در میان خانواده‌های شهدا و جانبازان وفور و نمود بیشتری دارد که هرگز نباید از نظر مردمی که با آسایش و امنیت در کشور خویش روزگار به آرامش می‌گذرانند دور بماند. هم‌چنین افزون بر قدرشناسی از این بانوان رشید، می‌طلبد تا نسل جدید دخترانمان را با اهمیت این منش و روش آشنا و با این فرهنگ ارزشمند مأنوس کنیم.
شبنم کرمی – روزنامه‌نگار

زندگی عاشقانه بانوی دهه هفتادی

گفت‌وگو با زهرا قاسمی که زندگی عاشقانه‌اش را مدیون آرامش شهید صادق دارایی می‌داند
خبر به اندازه کافی شوکه‌کننده بود که به‌سرعت نه‌تنها در فضای رسانه‌ای و مجازی کشور بلکه دهان‌دهان بین مردم چرخید. حمله تروریستی به سه طلبه جهادگر در حرم مطهر امام هشتم(ع) که حادثه تلخ بمب‌گذاری سال 72 را برای همه یادآور شد. تصویر دو طلبه غرق خون چیزی بود که در 24 ساعت بعد دست به دست چرخید. اما در کنار حزن و اندوه فراگیر مردم، تصاویری از فرزندان‌شان یک بار دیگر دل‌هایمان را به درد آورد و داغ‌ها را تازه کرد. خبر شهادت حجت‌الاسلام اصلانی و حجت‌الاسلام دارایی کاممان را در ماه رمضان به اندازه کافی تلخ کرد اما باز هم جوشش مردمی در مراسم تشییع پیکرها تسکینی بود برای همه آن‌هایی که می‌دانستند دشمن در شرایط حاضر بیکار نمی‌نشیند. شیعیان و اهل‌سنت در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در برابر هجمه‌ها و حرف‌های ناروا و تفرقه‌افکن ایستادند. از طرفی، دختران و همسران شهدا نیز به جمع پیوستند و اجازه ندادند کسی از شرایط پیش‌آمده سوء استفاده کند. اگرچه در این شرایط می‌دانستم شاید حرف زدن با این همسران سخت باشد اما از آنجایی که در خانه شهدا به روی همه باز است، یک عصر مهمان خانه‌شان شدم.

بانوی دهه هفتادی و یک دنیا
سخت‌ترین کلمه ‌این است که «تبریک و تسلیت» را بخواهی یک جا در یک مراسم شلوغ و همهمه زنانه به صاحبش بگویی. برای همین، وقتی جلو زهرا قاسمی بیست‌وپنج‌ساله، همسر شهید صادق دارایی، نشستم، همان طور که به حسنا، عزیز دردانه دوساله، و طاها، پسر شش‌ساله‌اش، نگاه می‌کردم و تبریک و تسلیت را یک‌جا گفتم، ضمن عذرخواهی از اینکه در شرایطی که هنوز چند ساعتی از تشییع پیکر نگذشته او را به حرف ‌گرفته بودم، خانه ساده و کوچکش را در حاشیه شهر از نظر گذراندم. در آن لحظه با خودم فکر کردم حتما برای رفتن پسرش به پیش‌دبستانی با هم نقشه‌ها داشته‌اند یا اینکه پدر هر صبح که از خانه بیرون می‌رفته چال گونه حسنا، دخترش، دلش را می‌برده است. حتما سفره‌های افطاری قبل از شهادت آخرین خاطره با هم بودن همگی‌شان خواهد شد و … .
صدای ضجه زنانه‌ای به گوش نمی‌رسید اما مادر شهید آرام و بی‌صدا اشک می‌ریخت ولی در رفتار زهرا خانم نوعی صبوری موج می‌زد که اجازه داد سؤالاتم را بپرسم. او همان‌طور که دخترش را در آغوش چسبانده بود، به روزهای کودکی‌اش در روستای بزد از توابع تربت جام رفت. «ما همسایه دیوار‌به‌دیوار بودیم. مادرم اهل‌سنت هستند و رابطه خوبی با خانواده آقای دارایی داشتیم. هرچه بود کودکی بود و خاطرات خوش دو خانواده که هردو محب امیرالمؤمنین(ع) بودند. چند سالی در دوره نوجوانی آقای دارایی برای تحصیل به صالح‌آباد رفت و دیگر هم را ندیدیم اما وقتی هفده‌ساله بودم، به خواستگاری‌ام آمد. آن روز خانواده‌ام بی‌نهایت از نجابتش تعریف کردند. ازدواج که کردیم، دست هم را گرفتیم و برای زندگی به مشهد آمدیم.»
زندگی ساده و عاشقانه ‌این دو دهه هفتادی را دو فرزند شش و دوساله به هم نزدیک می‌کنند و چیزی به اسم تجملات و ظواهر دنیا قرار نیست پیونددهنده‌شان باشد. در روزهایی که آمار طلاق به صورت سرسام‌آوری بالا رفته است، آن‌ها الگوی زندگی موفقی از دهه‌هفتادی‌ها برای همه خویشاوندان و دوستان می‌شوند. «آقای دارایی خیلی مهربان بود. به یاد ندارم در این هشت سال زندگی‌ام از گل نازک‌تر به من گفته باشد. حواسش به خانه و زندگی‌مان بود. می‌گفت مبادا کسی شب گرسنه در این محله بخوابد. یک دغدغه از جنس آرامش داشت و مدیری بود که هر کاری را به‌خوبی انجام می‌داد.»

طرح «نان مهربانی» را به راه انداخت
مهربانی شهید صادق دارایی زبانزد خاص و عام است. تمام فکر و ذکرش کمک به مردم بود. «طرح نان مهربانی را به راه انداخت. در پایگاه طفلان مسلم مدام وقتش را برای مردم می‌گذاشت. یک پایش حرم مطهر و یک پایش مسجد بود و واسطه‌ای بین خیران و نیازمندان بود.»

هردو به امام رضا(ع) ارادتی ویژه داشتیم
نام و ذکر امام رضا(ع) صرفا به زیارت یک روز در هفته ختم نمی‌شود. زن و شوهر هردو هرآنچه دارند و ندارند وابسته به‌ ایشان می‌دانند. «حتی اگر نیمه شب هم هوس زیارت می‌کردم، با اینکه ممکن بود صبح جلسه مهمی داشته باشند یا تا دیر وقت پیگیر کار مردم بودند، هرگز نه نمی‌گفتند. مدتی هرشب با فرزند خردسال به حرم می‌رفتیم. قطعا امام رضا(ع) در ایشان چیزی دید که خانه ابدی‌اش را در کنار خودش انتخاب کرد.»


اهل‌سنت و شیعیان در کنار هم باشند
مادر همسر شهید دارایی از مردم شریف اهل سنت است و به گفته زهرا خانم، شهید احترام زیادی به اقوام و خویشان در مراوادتش و رفت‌وآمدها داشته است. «هرگز به مادرم نمی‌گفت شما شیعه شوید بلکه با ایشان برخورد بسیار خوبی داشت. به محب بودن امیرالمؤمنین(ع) اعتقاد داشت. ما هرگز دچار اختلاف نشدیم.»

جمعه‌ها و کار جهادی
صبوری و آرامش شهید بین دوست و آشنا زبانزد است. آن‌ها همه این سال‌ها در حاشیه شهر زندگی کردند. هرگز به دنبال زندگی عجیب و غریب نبودند. به کم و زیاد زندگی قانع بودند. زهرا خانم بعد از شهادتش وقتی به او فکر می‌کند بیشتر به یاد همه خاطراتی می‌افتد که در پایگاه طفلان مسلم داشته است. «ایشان جمعه را صرفا برای خانواده گذاشته بود اما باز هم جمعه‌ها ازش می‌خواستم که پایگاه بروم. تمام زندگی‌مان بین حرم مسجد و پایگاه طفلان مسلم می‌گذاشت.»

من کمک می‌کنم
سایت «من کمک می‌کنم» برای رفع مشکلات مردم ایجاد شده بود. شهید دارایی با اینکه فعالیت زیاد اجتماعی داشت، خودش اهل عکس و تصویر نبود. گمنامی را بیشتر دوست داشت. تنها تصویر در خانه‌شان یک عکس در کنار حرم مطهر به همراه فرزندانشان است. زهرا خانم هیچ درخواستی از مسئولان ندارد. اگرچه می‌داند کم شدن مردی همچون آقای دارایی از زندگی‌اش چندان راحت نیست، در آخر می‌گوید: همه‌چیز را با خدا معامله کرده‌ام و می‌دانم که او و شهید از حالا هر لحظه با من همراه هستند.»
نویسنده: حمیده وحیدی