10 روش پس انداز مخصوص خانم های خانه دار

پس‌انداز کردن بهترین نوع برنامه‌ریزی برای آینده است که می‌تواند استقلال مالی ما را رقم بزند.

بسیاری از خانم های خانه‌دار هم دوست دارند پس انداز قابل توجهی برای خود داشته باشند اما نمی دانند چطور پس انداز نموده و مخارج زندگی را کاهش دهند. اگر شما خانم خانه‌دار هم دوست دارید روش پس انداز کردن را یاد بگیرید.

10 روش پس انداز مخصوص خانم های خانه دار

مقداری از پولتان را همان ابتدا پس انداز کنید

یکی از راه های اثر بخش در پس انداز کردن این است که مقداری از پولتان را در همان ابتدا تا جایی که می‌توانید کنار بگذارید. این پول برای شماست و وقتی این پول را کنار گذاشتید باید فرض کنید اصلا وجود ندارد.

این کار سبب می شود از خرج شدن بیهوده پول شما جلوگیری ‌شود و با انجام مداوم اینکار و مشاهده افزایش موجودی پس‌انداز، انگیزه شما برای پس‌انداز بیشتر افزایش ‌یابد. مهم نیست چقدر پس انداز کنید، از هر مبلغی که به دست می‌آورید، اندکی را پس انداز کنید.

با برنامه غذا درست کنید

اگر می خواهید پول کمتری خرج کنید و بیشتر پس انداز نمایید، اول هفته مواد غذایی موجود در خانه را بنویسید و سعی کنید با مواد غذایی موجود در خانه غذا بپزید.

الگوی پس انداز خود را بیابید

روش های مختلفی برای پس انداز وجود دارد، شما می توانید پولتان را قلک بخرید و یا حساب پس انداز باز کنید خرید طلا هم پس اندازی با سود محسوب می شود.

خرید کلی را اول ماه انجام دهید

شما می توانید خرید یک ماه را به صورت عمده از فروشگاه های دارای تخفیف انجام دهید. خرید عمده به صرفه‌تر از خرید کوچک است. علاوه بر این هر روز کالاها گران می‌شود.

بیرون از خانه غذا نخورید

بیش از حد در بیرون از خانه و در رستوران غذا نخورید زیرا باید هزینه زیادی را بپردازید. غذاهای خانگی خوشمزه تر و کم ضرر تر هستند پس از تهیه غذای خانگی غافل نشوید.

قرعه کشی خانگی نام نویسی کنید

صندوق وام خانگی نه ضامن می‌خواهد و نه آشنایی با رئیس بانک و بهره پرداختی آن صفر است. تنها کافی است چندین نفر از افراد که مورد اعتماد همدیگر هستند دور هم جمع شوند و تصمیم بگیرند ساز و کاری برای تشکیل یک صندوق قرض‌الحسنه خانگی طرح‌ریزی کنید تا پولتان پس انداز شود.

پول نقد نگه ندارید

اگر می خواهید کنترل خرج‌هایتان از دست‌تان خارج نشود و پول‌های زیادی را هدر ندهید، اولین و ساده‌ترین راهکار این است که به اندازه نیاز هر روزتان پول حمل کنید.

از خرید غیرضروری انصراف دهید

هزینه های زندگی را کاهش بدهید اما خود را از ضروریات محروم نسازید، بلکه خرید غیر ضروری نداشته باشید و از تجملات و هر چیزی که به آن نیاز ندارید بکاهید تا پس انداز بیشتری داشته باشید.

تنها خرید کنید

اگر می خواهید پس انداز داشته باشید تنهایی به خرید بروید زیرا همراه بردن بچه‌ها، دوستانی که به خرید علاقه دارند، ممکن است باعث شود پول اضافه خرج کنید.

برای خرید سقف بگذارید

قاعده و قانون خاصی برای هر نوع خرید از لباس و تفریح گرفته تا مسافرت رفتن خود تعریف کنید. اگر جزو ولخرج ها هستید و نیاز به کنترل دقیق دارید، این کار به پس انداز بیشتر شما کمک می کند.

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

 هرکه را بیشتر دوست داشته باشم، بیش از همه اذیت می‌کنم. شاید شنیده باشید که برخی در توصیف ارتباط‌شان با معشوق‌شان این چنین می‌گویند «من هر کسی را که دوست داشته باشم، بیشتر از همه اذیت می‌کنم». قاعدتاً باید افرادی که دوست داریم را بیش از همه مراقبت کنیم، ولی چرا برخی از ما چنین نیستیم. الگوی ارتباطی چنین افرادی را اگر نگاه کنید متوجه خواهید شد که آنها احتمالاً با دیگران بسیار مهربان‌تر از معشوق‌شان هستند، با دیگران مراقبت‌گرانه‌تر از معشوق‌شان هستند. گویی تمام رنج‌های آن‌ها را معشوق‌شان بایستی دربر بگیرد. به‌نظر می‌رسد انتظار آنها از معشوق‌شان بالاست، او باید تاب تحمل مکنونات ناخوشایند و پرخاشگرانه‌ی آنها را داشته باشد. چرا این اتفاق می‌افتد؟

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

روانکاوی به ما در فهم این ماجرا کمک می‌کند. روانکاوی می‌گوید ما متأثر از سازمان ناهشیار روانی‌مان هستیم که در طول زندگی کودکی و نوجوانی شکل گرفته است و بنابراین الگوهایی که در پیش می‌گیریم گره‌هایی رشدی هستند که در طول پیشینه‌ی زندگی روانی‌مان حل و فصل نشده‌اند.

دوام بیاور، تا احساس امنیت کنم

برای فهم اینکه «چرا افرادی که دوست داریم ممکن است بیش از همه آزار دهیم» بایستی از دانلد وینیکات یاری بگیریم. او پزشک اطفال بود ولی به سمت روانکاوی کشیده شد و ما چه خوش‌شانس بوده‌ایم که چنین ذهن درخشانی درباره‌ی رشد روانی انسان نظرورزی کرده است. او برای توضیح چنین وضعیتی ما را به دوران کودکی می‌برد تا به ما بگوید که کجای زندگی گیر کرده‌ایم که چنین اتفاقی می‌افتد. او می‌گوید وقتی ما به دنیا می‌آییم درک درستی از آنچه در حال رخ دادن است نداریم. برای نوزاد تنها راه سنجش وضعیت بیرونی، دهان خودش و مادرش است. رابطه‌ی نوزاد و مادر اولین و یکی از تعیین کننده‌ترین روابط ما با دنیای بیرون است.

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

نوزاد وقتی در حال شیر خوردن است، نیاز دارد تا پایداری این وضعیت را بسنجد. او درک درستی از وضعیت ندارد و ناامنی و احساس تعلیقی که در هر لحظه تجربه می‌کند، او را وادار می‌کند تا پایداری وضعیت‌ها را بسنجد. شیر خوردن یک وضعیت «خوب» است و او نیاز دارد تا بفهمد این وضعیت خوب چقدر می‌تواند دوام داشته باشد. برای این کار نوزادان غالباً «گاز» می‌گیرند. این احتمالاً تجربه‌ی آشنایی برای مادران است.  مادر اولین قربانی سنجش امنیت دنیاست. پرخاشگری کودک معطوف می‌شود به همان منبع تامین‌کننده و همان منبع رهایی‌بخش. پرخاشگری کودک معطوف می‌شود به اُبژه‌ای که به او عشق می‌ورزد. گویی نوع انسان نیاز به اطمینان‌بخشی دارد تا خود را در دنیا امن تجربه کند.

پاسخ مادر به چنین وضعیتی تعیین‌کننده است. مادری که درد این گاز گرفتن را تحمل می‌کند این پیام را به نوزادش می‌دهد که دنیای «خوبِ» بیرونی پایدار است، حتا اگر گاهی به آن خشم بورزی. مادری که نتواند این گاز گرفتن را تحمل کند و با پرخاشگری به نوزاد پاسخ دهد یا او را محروم کند از ادامه‌ی شیر خوردن، گویی این پیام را به کودک می‌دهد که دنیای خوب بیرونی ناپایدار است، نه تنها ناپایدار است، بلکه می‌تواند به آنی تبدیل شود به فضایی بسیار ناامن و تهدید کننده.

پایداری اُبژه

دانلد وینیکات به ما می‌گوید که دلیل اینکه ما به افرادی که دوست داریم آزار می‌رسانیم به این علت است که «پایداری اُبژه» در روان ما نهادینه نشده است. به خاطر این است که ما هر لحظه انتظار می‌کشیم که وضعیت خوب از بین خواهد رفت. کارکرد «پایداری اُبژه» در یک دوره‌ی حساس از نوزادی و اوایل کودکی شکل می‌گیرد. برای این‌که ما اُبژه‌ها را پایدار در نظر بگیریم، نیاز داریم تا در آن دوره‌ی حساس والدینی پاسخ‌گو و تاب‌آور داشته باشیم. همچنین به نظر می‌رسد این پرخاشگری احتمالاً اولین تلاش‌ها (و احتمالاً تنها راه) نوزاد برای جدایی فیزیکی و روانی خود از دیگران است. اگر مادر بتواند این خشم کودک را تاب بیاورد، نوزاد می‌تواند دیگری را بازشناسی کند و از حضور دیگری به وجد آید. وینیکات ایده‌ی درخشانی در این باره دارد: او می‌گوید کودک مادرش را پس از تلاش برای نابودی‌اش کشف می‌کند. کودکی که والدی داشته که نتوانسته این وضعیت را تاب بیاورد، دچار یک نوع سردرگمی و احتمالاً تمایزنایافتگی عشق از خشونت می‌شود.

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

چنین فردی در بزرگسالی نیز همچنان احتیاج دارد تا میزان پایداری اُبژه‌هایی که دوست دارد را بسنجد، چراکه در دوره‌ی حساس کودکی نتوانسته به این کارکرد دست یابد. چنین فردی در بزرگسالی وقتی با کسی مواجه می‌شود که او را دوست دارد، اولین تلاش او این خواهد بود که بفهمد چقدر پایدار است. پایداری او به ما نشان خواهد که چقدر می‌توانیم به او تکیه کنیم. چراکه اُبژه‌های عشق اولیه‌ی ما در این آزمون پیروز بیرون نیامده‌اند و ما نیاز داریم که همواره آدم‌هایی که به ما نزدیک می‌شوند را به این شکل بیازماییم.

مسئله‌ی اصلی از آنجا آغاز خواهد شد که عموماً معشوق‌های ما نمی‌توانند این خشم را تحمل کنند. حق هم دارند، آنها که درمانگر ما نیستند. انتظاری از آن‌ها نمی‌رود، خیلی طبیعی است که در مواجهه با پرخاشگری‌های مدام ما پا پس بکشند. مگر اینکه خودشان هم تمایلات مازوخیستیک داشته باشند که با این تمایلات سادیستیک ما متناظر شود و به این طریق یک چرخه‌ی سادومازوخیستیک بین دو نفر شکل بگیرد. به ندرت پیدا می‌شوند آدم‌هایی که تحمل کنند. خبر دردناک این‌که آن اُبژه‌ی اولیه‌ای که نتوانسته این وضعیت را تحمل کند، اثر بسیار بزرگی بر ساختار معناسازی ما گذاشته است. گویی ما ناهشیار با خود چنین می‌گوییم: «آنها که مهمترین آدم‌های زندگی‌ام بودند (و هستند) نتوانستند من را تحمل کنند، از غریبه چه انتظار».

چه‌ باید کرد؟

ما از کودکی نیاز داریم که چنین پیامی از طرف والدین‌مان دریافت کنیم: «دنیا جای امنی می‌تواند باشد حتا زمانی که به آن پرخاش می‌کنی. دنیا می‌تواند در بر گیرنده باشد حتا زمانی که احساس ناامنی می‌کنی». ولی همه‌ی ما شانس این را نداشته‌ایم که چنین پیامی را در روان‌مان نهادینه کنیم. بنا به هر دلیلی؛ یا به خاطر والدینی که توان این را نداشتند، یا به خاطر وضعیت‌های پیش‌بینی نشده‌ای که در زندگی کودکی به وجود آمده، یا حتا بدشانسی! (بله شانس نقش مهمی در زندگی ما دارد، مثلاً احتمال اینکه شما فرزند اول باشید و مادری داشته باشید که بلد نیست با پرخاشگری شما چه کار کند، یک بدشانسی است که برادر یا خواهر کوچکتر شما بری از آن هستند).

به این دلیل، افرادی که بیشتر دوست داریم را بیشتر اذیت می‌کنیم

وقتی در چنین وضعیتی هستیم، ما نیاز داریم تا همواره این پیام را به صورت بیرونی به خودمان تزریق کنیم تا آن جای خالی درونی را پر کند، هرچند هیچوقت چنان که باید پر نخواهد شد. گاهی وقت‌ها یکی را پیدا می‌کنیم که می‌تواند این پرخاشگری‌های ما را تحمل کند، گاهی وقت‌ها نه. آگاهی نسبت به این همواره رهایی‌بخش است. در کنار این یک درمانگر مراقب که این وضعیت‌ها را می‌شناسد می‌تواند به شما کمک کند که از پس این الگو بربیایید.

مراقب سلامت روانِ مادران باردار باشید

در زمان بارداری، ممکن است زنان ترکیبی از احساسات و حالات مختلف از جمله افسردگی و اضطراب را تجربه کنند.

به نقل از kidshealth، متخصصان توصیه می‌کنند که برای مراقبت از سلامتی مادر و کودک، زنان باردار می‌بایست غذاهای مغذی مصرف کنند، ورزش کنند، خوب بخوابند و ویتامین های دوران بارداری خود را مصرف کنند.

توصیه‌هایی درباره سلامت روانِ مادران باردار

نوسانات خلقی در دوران بارداری طبیعی است. با این حال اگر دائماً عصبی یا افسرده هستید، این حالت می‌تواند نگران‌کننده باشد.

به گفته متخصصان، افسردگی و اضطراب دو اختلال شایع در زمان بارداری هستند.

افسردگی عبارت است از غمگینی یا احساس ناراحتی یا تحریک پذیری که برای هفته ها یا ماه ها ادامه یابد. همچنین ممکن است فردی قبل از بارداری افسردگی داشته باشد اما این حالت به دلایل مختلفی در دوران بارداری تشدید شود.

اضطراب نیز احساس نگرانی یا ترس از اتفاقاتی است که ممکن است رخ دهند. بسیاری از عوامل می توانند در دوران بارداری زنان را تحت فشار قرار دهند. ممکن است نگران این باشید که پدر و مادر خوبی نخواهید بود یا اینکه نمی توانید از پس مسائل مرتبط با نگهداری یک نوزاد برآیید.

سایر مشکلات مرتبط با سلامت روان نیز که ممکن است در دوران بارداری ایجاد شود، عبارتند از:

* اختلال دوقطبی

* اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)

* حملات پانیک

* اختلال وسواس اجباری (OCD)

* اختلالات خوردن

درمان نگرانی و مشکلات مربوط به سلامت روان در دوران بارداری بسیار مهم است. فردی که افسرده و مضطرب است یا مشکل دیگری دارد، ممکن است مراقبت های پزشکی مورد نیاز خود را دریافت نکند.

مراجعه به یک روانشناس یا مشاور می‌تواند در حل مشکلات مرتبط با سلامت روان بسیارکمک کننده باشد و به بهبود وضعیت سلامت و کیفیت زندگی مادر و کودک در سال‌های بعد بیانجامد.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

بالا رفتن سن یک فرایند طبیعی است و شما نمی‌توانید پروسه پیری را متوقف کنید اما راهکار هایی هستند که به شما کمک می‌ کنند تا جوان‌ تر از سن تان دیده شوید و بتوانید صورت، بدن و ذهن خود را جوان تر از آن چیزی که هستید نشان دهید.

موهایتان را صاف کنید

صاف کردن موها باعث می‌ شود که سن تان کمتر نشان داده شود. موی صاف ظاهر موهایتان را مرتب تر نشان می دهد. بهتر است که موهای خود را با مدل های مختلف امتحان کنید و در هر حالتی موهایتان را صاف نگه دارید تا از گره خوردگی و پریشانی مو جلوگیری شود.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

موهایتان را رنگ کنید

قطعا اگر لابلای موهایتان سفیدی وجود نداشته باشد، ظاهرتان جوان تر نشان می‌ دهد. البته می‌ توانید از رنگ‌ های روشن و یکدست استفاده کنید اما رنگ های تیره‌تر باعث می شود که صورت تان جوان تر نشان داده شود. البته مراقب باشید که در استفاده از این رنگ ها زیاده روی نکنید. پیشنهاد ما این است رنگ مویی را انتخاب کنید که با صورت تان همخوانی بیشتری داشته باشد.

میکاپ چشم را فراموش نکنید

خط چشم های مختلف را روی صورت تان امتحان کنید و ببینید که کدام یک برای تان مناسب تر است. معمولا خط چشم های گربه ای می توانند گزینه مناسبی برای میکاپ چشم باشند.‌ توصیه ما این است که سعی کنید اول با آرایش، چین و چروک های اطراف چشم را محو کنید و سپس با خط چشم هایی که برای تان مناسب تر است، چشمان خود را بشاش تر و جوان تر نشان دهید‌. هرچقدر خط چشم، چشمان تان را بالاتر نشان دهد، ظاهر جوان تری خواهید داشت.

کانسیلر را فراموش نکنید

کانسیلر می تواند بهترین گزینه برای شاداب کردن صورت باشد، زیرا با بالا رفتن سن، زیر چشم گود و تیره می‌ شود که با کانسیلر می‌ توانید این وضعیت را بهبود ببخشید.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

مراقبت از پوست را فراموش نکنید

کم‌کم که سن بالا می‌ رود، باید مراقبت از پوست جدی تر انجام شود. لایه بردار و پاک کننده باعث روشن شدن پوست می شود‌؛ همچنین باعث می شود که پوست کلاژن سازی بیشتری انجام دهد که عامل جلوگیری کننده برای پیر شدن پوست است. سعی کنید که پوست خود را همیشه تمیز نگه دارید‌، تا روشن‌تر و زیباتر نشان داده شود.‌ ورزش هم می‌ تواند در سلامت و زیبایی و جوانی پوست مؤثر باشد.

مرتب ضد آفتاب استفاده کنید

حتما در صورت بیرون رفتن از ضد آفتاب استفاده کنید و غذاهایی بخورید که برای پوست تان مناسب است.

سموم رژیم غذایی و محیط را از بین ببرید

باید مراقب باشید که هیچ سمی از هیچ جایی به بدن و پوستتان نرسد. فرقی ندارد آب و هوا چطور است. در هر صورت در معرض نور خورشید قرار نگیرید‌ و همیشه کلاه آفتابی و عینک دودی داشته باشید و ضدآفتاب به پوست تان بزنید. اگر سیگاری هستید؛ هر چه سریعتر آن را ترک کنید تا سموم موجود از آن، روی پوست تان خانه نکند و باعث پیری پوست تان نشود.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

زمانی که در ترافیک هستید، شیشه ها را بالا بکشید تا در معرض گرد و خاک و مواد آلوده تولیدی حاصل از ماشین ها نباشید‌. صورت خود را از هر گونه عرق و چربی پاک کنید و برای سالم نگه داشتن پوست، کافئین نخورید.

ورزش کنید

ورزش برای سلامت بدن و پوست بسیار مهم است. در طول روز 20 دقیقه ورزش کنید و به طور منظم این کار را انجام دهید. ورزش باعث می‌ شود که پوست تان شاداب‌تر و سفت‌تر باشد. حتماً در طول روز پیاده‌روی انجام دهید یا یک ورزش سبک را به کار بگیرید‌؛ سپس خواهید دید که چقدر پوست زیباتر و جوان تری دارید.

رژیم غذایی خود را اصلاح کنید

سعی کنید که در رژیم غذایی خود به اندازه متعادل، کربوهیدرات و پروتئین داشته باشید و تمام ویتامین ها از جمله ویتامین آ، ویتامین c، ویتامین d و ویتامین e را به بدن برسانید که باعث می‌ شود پوست تان جوان تر شود. به عنوان مثال مواد غذایی مثل سیب زمینی شیرین، هویج، اسفناج، فلفل دلمه ای، مرکبات، گوجه ‌فرنگی، بروکلی، توت فرنگی، انواع آجیل، دانه ها، روغن سبزیجات، تخم مرغ، گوشت ماهی، قارچ و شیر، محصولات بسیار عالی برای زیبایی پوست هستند.

آبرسانی به بدن را فراموش نکنید

آبرسانی مناسب به بدن باعث کاهش خستگی، بهبود ضربان قلب و افزایش سلامت جسمی می شود و زمانی که بدنتان سالم باشد، قطعاً پوست تان جوان تر و زیباتر خواهد بود. آبرسانی به بدن از سفید شدن زود هنگام مو ها، ریزش مو و چروک روی پوست و لابه لای ابرو ها جلوگیری می کند و پوست تان صاف تر به نظر خواهد رسید.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

به اندازه متعادل نور خورشید به بدن برسانید

درست است که نباید خیلی در معرض نور خورشید بایستید؛ اما کمبود نور هم باعث می شود که کمی پژمرده به نظر برسید‌. باید سعی کنید در طول روز چند دقیقه ای، به عنوان مثال نیم ساعت در روز با استفاده از ضد آفتاب به بیرون بروید تا نور بیرون به شما بخورد و ویتامین دی جذب کنید.

خواب خود را تنظیم کنید

در کنار این که باید فعالیت داشته باشید و ورزش کنید، باید سعی کنید که 7 الی 8 ساعت هنگام شب بخوابید. خواب با کیفیت و مناسب می‌ تواند بهترین عامل جوان نگه داشتن پوست و زیباتر کردن صورت تان باشد.

چند ترفند برای اینکه جوان‌تر از سن‌تان دیده شوید!

مراقب سطح هورمون ها باشید

گاهی اوقات خانم ها به دلایل مختلفی مثل یائسگی با به هم ریختگی هورمونی مواجه می‌ شوند که این ناتعادلی برای مردان هم اتفاق می افتد و باعث می شود که پوست پیر و پژمرده شود و سن تان بالاتر نشان داده شود. اگر چنین حسی دارید، حتما می توانید با مراجعه به پزشک، تعادل هورمونی را ایجاد کنید.

سطح استرس تان را کاهش دهید

استرس بزرگترین عامل پیری زود هنگام است. سعی کنید که با انجام مدیتیشن و تمرینات تنفسی و ورزش و همچنین رژیم غذایی سالم، استرس را کنترل کنید و مهم تر از همه این که تمرینات ذهنی مانند شکر گزاری را هم انجام دهید و از مصرف زیاد کافئین دوری کنید که استرس و تپش قلب را افزایش می دهد و زود شما را از کار می‌ اندازد.

عشق دختر جوان به پسر همسایه وایرال شد

یک دختر جوان به دلیل انجام عمل های زیبایی پی در پی، سوژه رسانه ها شد.

او که با چهره‌ای غیرعادی به دنیا آمده بود و صورتی متفاوت داشت با درخواست ازدواج از سی پسر همسایه که همبازی دوران کودکی اش بود، غافلگیر شد. این دختر که خواستگاری پسر همسایه را با پاسخ منفی خود، ناموفق گذاشت؛ از کرده اش چندان راضی نبود.

عشق به پسر همسایه در وجود او بقدری زیاد بود که نمیخواست ادامه عمر پسر را با چهره غیر عادی خود تباه کند برای همین تصمیم گرفت بالاخره تن به انجام عمل های زیبایی سخت و دشوار داده و به زیبایی دلخواهش برسد.

کودی هیل، که به دلیل ابتلا به یک بیماری مادرزادی، چهره‌ای زخمی و آسیب دیده داشت و پزشکان در شهر نورتهامشایر قادر به درمان او نبودند؛ از بازگشت به شرایط عادی نا امید شده بود اما با اعلام آمادگی یک پزشک آمریکایی در شهر نیویورک، امید به زندگی بهتر برای کودی متولد شد.

عشق دختر جوان به پسر همسایه وایرال شد

درمان نقص های صورت کودی 14 سال طول کشید و پس از انجام 18 عمل جراحی پی در پی، چهره اش به تدریج به شرایط طبیعی و عادی بازگشت و بالاخره به چهره‌ای بدون زخم و زیبا دست یافت.

کودی پس از 14 سال با صورتی زیبا و طبیعی، به خانه بازگشت. خیلی چیزها تغییر کرده بود اما درخواست ازدواج پسر همسایه همچنان پابرجا بود و اینبار کودی به خواستگاری عاشق دلباخته اش پاسخ مثبت داد.

روش پیشنهادی امام رضا(ع) برای نمازخوان شدن فرزندانمان!

خوب که نگاه می‌کنیم می‌بینیم برای ما ایرانی‌ها دهه کرامت نه فقط ده روز، که به بلندای همه ۳۶۵ روز سال است. همیشه ذره ذره عرض ارادت را اقیانوس اقیانوس پاسخ داده‌اند، پاسخی سراسر نور و محبت رضوی. چه خوب اوقاتمان نبات می‌شود آنجا که می‌گوییم و می‌شنویم از رفتارهای امامانمان؛ و اینبار هم از امام رئوفمان. در همین راستا گفت‌وگویی کرده‌ایم با حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»، استاد سطح عالی حوزه و شاگرد نخبه آیت الله اراکی. یک گفت‌وگوی کوتاه و کاربردی حول دو رفتار شاخصه ساز از امام رضا علیه السلام. 


 «مراقب وقت‌ نماز باشید، انسان از حوادثی که مانع انجام نماز در وقت می‌شود، ایمن نیست.» 

*روش پیشنهادی امام رضا برای نمازخوان شدن فرزندانمان

چه بسیار خانواده‌های حتی مذهبی، که دغدغه بی‌اهمیتی فرزند یا نوه شان، سوهان روحشان شده است. حجت الاسلام هدایت در این باره می‌گوید: «یکی از نکات مهمی که باید در سبک زندگی مورد توجه قرار بگیرد، توجه دادن بچه‌ها به نماز است، نماز محور دین و نردبان رسیدن به خداست. و ما باید بچه‌های خود را از دوران کودکی با این فضا آشنا کنیم.امام رضا فرموده‌اند؛ بچه‌هایتان را از هفت سالگی امر به نماز کنید تا آشنا بشوند و عادت کنند. «حسن بن قارون» می‌گوید:« از امام رضا(ع) شنیدم که وقتی مردی گزارش داد که پسر من اهل نماز نیست و به نماز بی‌توجه هست، اصلا برایش مهم نیست بخواند یا نخواند، حضرت پرسیدند چند سالش هست، گفت هشت سال. امام رضا فرمودند سبحان الله، پسر تو باید اهل نماز باشد. گفت آقا اگر من به او بگویم گوش نمی‌کند. امام رضا فرمودند: در هر حالتی که هست، به هر صورتی که می‌تواند نماز بخواند. این جمله امام رضا یک جمله‌ی کلیدی تربیتی مهم هست برای آموزش نماز به بچه‌ها و تمرین کردن نماز.»


حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»؛ دکتری کلام امامیه،  شاگرد نخبه آیت الله اراکی.

* یک تجربه در مواجهه با بی‌میلی فرزند برای نماز خواندن 

این روش امام رضا یعنی مجوز دادن برای خواندن نماز در هر حالتی که هست و به هر صورتی که می‌تواند، کار سختی نیست، اما شرطش اقدام به موقع و قبل از سن تکلیف فرزندمان است. تجربه شخصی حجت الاسلام هدایت در این زمینه خواندنیست: «من یک تجربه برای شما بگویم که این تجربه خیلی عملیاتی هم هست. من وقتی این روایت را از امام رضا در کتاب وسائل الشیعه جلد سیزدهم دیدم، گفتم آزمایش می‌کنم. یک موقعی دختر من در سنّ قبل از تکلیف، وقتی که هفت‌ساله بود، تلویزیون تماشا می‌کرد، اذان شد گفتم دخترم بلند شو نماز بخوان، گفت بابا الان حال و حوصله‌اش را ندارم، الان نمی‌توانم.
من گفتم: «اشکالی نداره حال نداری بلند شی، همین طور که جلوی تلویزیون خوابیدی نمازت را خوابیده بخون!‌ با تعجب گفت بابا میشه؟ گفتم آره چه اشکالی داره، نمازت را خوابیده بخوان.

گفت باشه.اگر خوابیده میشه نماز خواند که من نماز می‌خوانم همین الان. همین طوری خوابیده گفت الله اکبر، یک دفعه گفت بابا خجالت می‌کشم بگذار بایستم، لااقل ایستاده نمازم را بخوانم. گفتم باشه خوبه، ایستاده بخوان. ایستاد و گفت الله اکبر، دوباره یک نگاهی به من کرد و گفت آخه وضو نگرفتم، گفتم حالا اشکال ندارد شما به تکلیف نرسیدی، گفت نه میرم وضو می‌گیرم. رفت وضو گرفت و آمد گفت الله اکبر، باز یکدفعه گفت بابا چادر هم سرکنم دیگه تا اینجا که آمدم.

این یک نمودی از روایت امام رضا بود که فرمودند فرزندت را امر به نماز کن به هر صورتی که می‌تواند نمازش را بخواند. چون هنوز آن پسر بچه هشت‌ساله هم به سن تکلیف نرسیده بود. ولی این که فرزند به هر صورت که می‌تواند و در هر حالتی که دوست دارد می‌تواند نماز بخواند او را آرام آرام آشنا می‌کند که بگوید من باید نمازم را بخوانم در هر صورتی که شده است. و حیای کودکان اجازه نمی‌دهد آن‌ها نماز را بی‌اهمیت کنند. یعنی یک وقتی که مثلا توی حالت بازی هست بگوید همین جوری من نمازم را می‌خوانم، آرام آرام خودش خجالت می‌کشد و سمت اقامه درست نماز می‌رود. ان شاء الله که بتوانیم با همین نکته زیبا و کاربردی از سیره امام رضا علیه السلام، کاری کنیم که بچه‌ها به نماز اهمیت بدهند.» 


امام رضا (ع) فرمود: «هر گاه سختی ای به شما رسید، به واسطه ما از خدا کمک بجویید.»

*به کار بگویید نماز دارم!

می‌گویند دوصد گفته چون نیم کردار نیست، حالا بخوانید روایت جالب حجت الاسلام هدایت را از اینکه امام رضا(ع) نماز اول وقت را بر هر کاری مقدّم می‌دانست: «می‌دانید که امام رضا(ع) به مناظره با فرقه‌های الحادی اهتمام ویژه‌ای داشت، عمران صابی اهل یکی از مکتب‌های انحرافی بود، آمد خدمت امام رضا و امام با ایشان مناظره و گفت‌وگو کردند، بحث به اوج خود رسید و چیزی به تحوّل درونی این دانشمند بزرگ صابئین نمانده بود که وقت نماز شد، امام فرمودند وقت نماز باید نماز خواند و مناظره را رها کردند تا بروند نماز بخوانند.

«عمران صابی» با التماس به امام گفت:« یاسیّدی! لا تَقطَع عَلَیَّ مَسئَلَتی فَقَد رَقَّ قَلبی؛ آقای من! گفت‌وگو و پاسخ به پرسش من را قطع نکن! قلب من آماده پذیرش حق شده است. حضرت فرمودند: نُصَلّی و نَعُود؛ نمازمان را می‌خوانیم؛ دوباره برای مناظره بر می‌گردیم. قطعا این نوع تربیت انسان را به اینجا خواهد رساند که آدم نگوید الان وقت کار است و نماز را عقب بیندازد، بلکه بگوید الان وقت نماز است و کارش را عقب بیندازد. »

خوب است بدانید بالاخره عمران صابی اسلام آورد و مسلمان شد، در واقع باید بپذیریم که عمل به وظیفه شخصیِ خود، نتایج مثبت اجتماعی را نیز به دنبال دارد. همین است که شیرینی برخی رفتارها به جان آدم می‌نشیند، مثلا وقتی همین چند روز پیش، در یک جلسه رسمی، با فرا رسیدن وقت نماز، مهمان اصلی جلسه می‌گوید: «از این جا به بعد جلسه برکتی ندارد.» و همان لحظه می‌رود برای نماز خواندن. سخت است؟ قطعا. می‌ارزد؟ حتما.

روش پیشنهادی امام رضا(ع) برای نمازخوان شدن فرزندانمان!

خوب که نگاه می‌کنیم می‌بینیم برای ما ایرانی‌ها دهه کرامت نه فقط ده روز، که به بلندای همه ۳۶۵ روز سال است. همیشه ذره ذره عرض ارادت را اقیانوس اقیانوس پاسخ داده‌اند، پاسخی سراسر نور و محبت رضوی. چه خوب اوقاتمان نبات می‌شود آنجا که می‌گوییم و می‌شنویم از رفتارهای امامانمان؛ و اینبار هم از امام رئوفمان. در همین راستا گفت‌وگویی کرده‌ایم با حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»، استاد سطح عالی حوزه و شاگرد نخبه آیت الله اراکی. یک گفت‌وگوی کوتاه و کاربردی حول دو رفتار شاخصه ساز از امام رضا علیه السلام. 


 «مراقب وقت‌ نماز باشید، انسان از حوادثی که مانع انجام نماز در وقت می‌شود، ایمن نیست.» 

*روش پیشنهادی امام رضا برای نمازخوان شدن فرزندانمان

چه بسیار خانواده‌های حتی مذهبی، که دغدغه بی‌اهمیتی فرزند یا نوه شان، سوهان روحشان شده است. حجت الاسلام هدایت در این باره می‌گوید: «یکی از نکات مهمی که باید در سبک زندگی مورد توجه قرار بگیرد، توجه دادن بچه‌ها به نماز است، نماز محور دین و نردبان رسیدن به خداست. و ما باید بچه‌های خود را از دوران کودکی با این فضا آشنا کنیم.امام رضا فرموده‌اند؛ بچه‌هایتان را از هفت سالگی امر به نماز کنید تا آشنا بشوند و عادت کنند. «حسن بن قارون» می‌گوید:« از امام رضا(ع) شنیدم که وقتی مردی گزارش داد که پسر من اهل نماز نیست و به نماز بی‌توجه هست، اصلا برایش مهم نیست بخواند یا نخواند، حضرت پرسیدند چند سالش هست، گفت هشت سال. امام رضا فرمودند سبحان الله، پسر تو باید اهل نماز باشد. گفت آقا اگر من به او بگویم گوش نمی‌کند. امام رضا فرمودند: در هر حالتی که هست، به هر صورتی که می‌تواند نماز بخواند. این جمله امام رضا یک جمله‌ی کلیدی تربیتی مهم هست برای آموزش نماز به بچه‌ها و تمرین کردن نماز.»


حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»؛ دکتری کلام امامیه،  شاگرد نخبه آیت الله اراکی.

* یک تجربه در مواجهه با بی‌میلی فرزند برای نماز خواندن 

این روش امام رضا یعنی مجوز دادن برای خواندن نماز در هر حالتی که هست و به هر صورتی که می‌تواند، کار سختی نیست، اما شرطش اقدام به موقع و قبل از سن تکلیف فرزندمان است. تجربه شخصی حجت الاسلام هدایت در این زمینه خواندنیست: «من یک تجربه برای شما بگویم که این تجربه خیلی عملیاتی هم هست. من وقتی این روایت را از امام رضا در کتاب وسائل الشیعه جلد سیزدهم دیدم، گفتم آزمایش می‌کنم. یک موقعی دختر من در سنّ قبل از تکلیف، وقتی که هفت‌ساله بود، تلویزیون تماشا می‌کرد، اذان شد گفتم دخترم بلند شو نماز بخوان، گفت بابا الان حال و حوصله‌اش را ندارم، الان نمی‌توانم.
من گفتم: «اشکالی نداره حال نداری بلند شی، همین طور که جلوی تلویزیون خوابیدی نمازت را خوابیده بخون!‌ با تعجب گفت بابا میشه؟ گفتم آره چه اشکالی داره، نمازت را خوابیده بخوان.

گفت باشه.اگر خوابیده میشه نماز خواند که من نماز می‌خوانم همین الان. همین طوری خوابیده گفت الله اکبر، یک دفعه گفت بابا خجالت می‌کشم بگذار بایستم، لااقل ایستاده نمازم را بخوانم. گفتم باشه خوبه، ایستاده بخوان. ایستاد و گفت الله اکبر، دوباره یک نگاهی به من کرد و گفت آخه وضو نگرفتم، گفتم حالا اشکال ندارد شما به تکلیف نرسیدی، گفت نه میرم وضو می‌گیرم. رفت وضو گرفت و آمد گفت الله اکبر، باز یکدفعه گفت بابا چادر هم سرکنم دیگه تا اینجا که آمدم.

این یک نمودی از روایت امام رضا بود که فرمودند فرزندت را امر به نماز کن به هر صورتی که می‌تواند نمازش را بخواند. چون هنوز آن پسر بچه هشت‌ساله هم به سن تکلیف نرسیده بود. ولی این که فرزند به هر صورت که می‌تواند و در هر حالتی که دوست دارد می‌تواند نماز بخواند او را آرام آرام آشنا می‌کند که بگوید من باید نمازم را بخوانم در هر صورتی که شده است. و حیای کودکان اجازه نمی‌دهد آن‌ها نماز را بی‌اهمیت کنند. یعنی یک وقتی که مثلا توی حالت بازی هست بگوید همین جوری من نمازم را می‌خوانم، آرام آرام خودش خجالت می‌کشد و سمت اقامه درست نماز می‌رود. ان شاء الله که بتوانیم با همین نکته زیبا و کاربردی از سیره امام رضا علیه السلام، کاری کنیم که بچه‌ها به نماز اهمیت بدهند.» 


امام رضا (ع) فرمود: «هر گاه سختی ای به شما رسید، به واسطه ما از خدا کمک بجویید.»

*به کار بگویید نماز دارم!

می‌گویند دوصد گفته چون نیم کردار نیست، حالا بخوانید روایت جالب حجت الاسلام هدایت را از اینکه امام رضا(ع) نماز اول وقت را بر هر کاری مقدّم می‌دانست: «می‌دانید که امام رضا(ع) به مناظره با فرقه‌های الحادی اهتمام ویژه‌ای داشت، عمران صابی اهل یکی از مکتب‌های انحرافی بود، آمد خدمت امام رضا و امام با ایشان مناظره و گفت‌وگو کردند، بحث به اوج خود رسید و چیزی به تحوّل درونی این دانشمند بزرگ صابئین نمانده بود که وقت نماز شد، امام فرمودند وقت نماز باید نماز خواند و مناظره را رها کردند تا بروند نماز بخوانند.

«عمران صابی» با التماس به امام گفت:« یاسیّدی! لا تَقطَع عَلَیَّ مَسئَلَتی فَقَد رَقَّ قَلبی؛ آقای من! گفت‌وگو و پاسخ به پرسش من را قطع نکن! قلب من آماده پذیرش حق شده است. حضرت فرمودند: نُصَلّی و نَعُود؛ نمازمان را می‌خوانیم؛ دوباره برای مناظره بر می‌گردیم. قطعا این نوع تربیت انسان را به اینجا خواهد رساند که آدم نگوید الان وقت کار است و نماز را عقب بیندازد، بلکه بگوید الان وقت نماز است و کارش را عقب بیندازد. »

خوب است بدانید بالاخره عمران صابی اسلام آورد و مسلمان شد، در واقع باید بپذیریم که عمل به وظیفه شخصیِ خود، نتایج مثبت اجتماعی را نیز به دنبال دارد. همین است که شیرینی برخی رفتارها به جان آدم می‌نشیند، مثلا وقتی همین چند روز پیش، در یک جلسه رسمی، با فرا رسیدن وقت نماز، مهمان اصلی جلسه می‌گوید: «از این جا به بعد جلسه برکتی ندارد.» و همان لحظه می‌رود برای نماز خواندن. سخت است؟ قطعا. می‌ارزد؟ حتما.

بایدها و نبایدهای رفتار با فرزندان در شب امتحان

حرف از خاطرات بچه‌های دیروز و امروز است. خاطراتی از آخرین ماه فصل زیبای بهار که بخواهد و نخواهد آخرین ماه سال تحصیلی است و نامش با امتحانات پایان ترم گره خورده. حالا که به قول معروف این شتری است که درب هر خانه‌ای خوابیده و این فصل پرماجرا و پراضطراب، آش کشکی است که بخوریم و نخوریم پایمان است، چند کلامی از راه‌های مدارا برای خاطره‌انگیز کردن این برهه، شنیدنی است.

فصل امتحان؛ یک بازه زمانی کوتاه و نیازمند برنامه ای مدوّن و منظّم 

*یک بازه زمانی، پر از اضطراب

 بسیاری از خانواده‌ها این روزها، شاهد هیجانات حاصل از نگرانی فرزندانشان هستند.  دل‌شوره‌هایی که با گرفتن برنامه‌ امتحانی آغاز می‌شود و تا گرفتن نتیجه تلاش‌ها و به اصطلاح «کارنامه»، پایان می‌یابد. یک بازه زمانی نه‌چندان کوتاه که با نداشتن برنامه مدوّن و منظّم می تواند سرشار از اضطراب‌هایی شود که بدون شک بسیار مخرب و سوهان روح بوده و با تنش و آشفتگی‌های فراوان می تواند محیط گرم خانواده را آلوده کند. 

* وای به حال «شب امتحانی» ها!

بسیاری از دانش‌آموزان در طول سال تحصیلی گام‌به‌گام با معلمان و مباحث درسی پیش می‌روند و سؤالات و اشکالاتی را که در مسیر یادگیری و مطالعه با آن‌ها مواجه می‌شوند به وقت خود، حل‌وفصل می‌کنند. این قبیل دانش‌آموزان دغدغه یادگیری ندارند و با مرور کردن و تمرین مباحث درسی به نتیجه ایده‌آل می‌رسند. اما عده‌ای به «شب امتحانی» ها معروفند! عنوان و اصطلاحی که چندان خوشایند نیست و صاحبانش برای نتیجه ایده‌آل فشار و نگرانی زایدالوصفی را بر دوش می‌کشند. حجم فراوان از اطلاعات علمی که در زمانی کوتاه باید به حافظه دانش‌آموز سپرده شود و این گنجاندن اجباری و پرفشار اطلاعات در یکی دو شب و زمان محدود قطعاً اضطراب آور خواهد بود و ماندگاری زیادی هم نخواهد داشت. در نهایت هم متأسفانه یکی از بهترین سال‌های عمر دانش‌آموز قربانی بی‌توجهی، شیطنت، قصور در توجه و یادگیری و امثال این‌ها خواهد شد؛ عمری که حتی یک ثانیه از آن، هرگز برنخواهد گشت.

 باید شب قبل از آزمون به اندازه کافی استراحت کرد 

* سر جلسه امتحان خواب آلود نباشیم!

مادر برای نماز صبح بیدار شد. چراغ اتاق «یاسین» روشن بود، اما صدایی نمی‌آمد! در را باز کرد. شک نداشت، خوابش برده است. به بهانه نماز صبح دستی به سر و صورتش کشید و آهسته صدایش زد. پسر با اضطراب از جا پرید. نفس‌نفس می‌زد. کتاب را تندوتند ورق می‌زد و درحالی‌که اشک‌هایش روی صفحه‌های کتاب می‌ریخت مدام پشت‌سرهم، غُر می‌زد و می‌گفت: چرا خوابیدم؟! چرا کسی مرا صدا نزد؟! چرا… . کم خوابی این روزها که به جای خود! شیر، بیسکویت، چای، خرما و لقمه صبحانه را هم  مثل شام شب گذشته رد کرد و سعی می‌کرد به سرعت محفوظاتش را همراه با ورق زدن صفحه‌های کتاب ورق بزند. فقط خدا می‌داند که با این همه ضعف و خواب آلودگی، در جلسه امتحان چه خواهد گذشت!

دکتر «سمیرا غیبی»، مشاور و دبیر آموزش و پرورش 

«سمیرا غیبی» دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، معتقد است شب امتحان زمان درس خواندن نیست، بلکه فرصتی برای مرور دروس است و دانش‌آموز در این فرصت باید تنها به تَورّق کتاب‌های درسی و یادداشت‌برداری نکات مهم بپردازد؛ یادداشت‌هایی که به‌عنوان چکیده‌ای از مهم‌ترین مطالب کتاب درسی می‌تواند در زمان محدودِ شب امتحان آن‌ها را مطالعه کند و مطالب کتاب به‌ اصطلاح برایش جا بیفتد. او شب امتحان را شب درس خواندن و حفظ کردن مطالب جدید نمی‌داند و تأکید می‌کند دانش‌آموز نباید در شب امتحان تازه به سراغ مطالبی برود که آن‌ها را بلد نیست و هرگز نباید فکر کند که در این زمان می‌تواند چیزی را از صفر یاد بگیرد. 

*شب امتحان در پرس و جوی پیشرفت تحصیلی فرزندمان نباشیم

غیبی در پاسخ به این سوال که پرس‌وجوی خانواده‌ها از وضعیت یادگیری و محفوظات دانش‌آموز در شب امتحان چه محاسن و معایبی دارد می‌گوید:« وقتی بچه‌ها درس را خواندند و کتاب را کنار گذاشتند هرگز نباید راجع‌به امتحان با آن‌ها حرف بزنیم. سؤالاتی همچون خواندی؟ نخواندی؟ بلدی؟ بلد نیستی؟… این‌ حرف ها دیگر برای شب امتحان نیست.»او می‌گوید:« دانش‌آموزان مقطع دبستان صبح روز امتحان نباید کتاب را باز کنند. اینکه دانش آموزی بگوید صبح بیدار می‌شوم و یک دور دیگر می‌خوانم ممنوع است و برای مرور و رفع نگرانی کافیست قبل‌از آزمون، وقتی در مدرسه با دوستانشان دور هم جمع می‌شوند، مباحثه داشته باشند.»

 صبح امتحان شرایط را برای مرور کوتاه مهیا کنید 

البته این دکترای مشاوره تأکید می‌کند توصیه مذکور مربوط به دانش‌آموزان مقطع دبستان است و درباره مقاطع بالاتر این مسئله متفاوت است. آن‌ها مرور صبح را نیاز دارند و چه‌بسا خوب و لازم است که حتماً قبل‌از امتحان یک ساعت به آن بپردازند .

شب امتحان باید دانش آموز را با کتابش تنها گذاشت

* سین جیم کردن دانش آموز در شب امتحان ممنوع

دکتر غیبی که در کارنامه شغلی خود، تجربه سال‌ها تدریس دارد، درباره پیگیری خانواده‌ها و رصد کردن فرزندان محصّل توسط والدین می‌گوید:« تمام پیگیری‌های والدین برای شب امتحان و تا قبل‌از رسیدن تاریخ آزمون است. یعنی از همان زمانی‌که برنامه‌ آزمون از طرف مدرسه به دانش‌آموز و خانواده او اعلام می‌شود، مادر و پدر باید وضعیت درسی فرزندشان را بررسی کنند. محک بزنند که چقدر خوانده یا نخوانده است. چقدر به مطالب درسی اشراف دارد و برای امتحان آماده است. به او گوشزد کنند که هر چقدر آمادگی داشته باشد به همان اندازه نتیجه خواهد گرفت، اما شب امتحان که فرا رسید، باید فرزندان را با کتابشان تنها بگذارند، چراکه هرچقدر فشار شب امتحان بیشتر شود اندوخته‌های ذهنیِ طول سال، از بین خواهد رفت.» او معتقد است سین جیم کردن فرزندان توسط والدین در شب امتحان معنا ندارد، زیرا بچه‌ها در این زمان تمرکز و تسلط کافی و توانایی جمع‌بندی افکار خود را ندارند و گاه دچار اضطراب می‌شوند. حتی فکر می‌کنند آن چیزهایی را که بلد هستند فراموش کرده‌اند و پرس‌وجوی خانواده این فشار و حجم نگرانی را زیاد می‌کند و هرگز نباید اتفاق بیفتد. بنابراین بررسی و رصد کردن خانواده مربوط به پیش‌از شب امتحان است.

«جلسه آزمون»؛ ساعاتی آرام اما پر هیاهو

*امتحان روز قبل را فراموش کنید
 غیبی همچنین تأکید دارد؛ از آنجا که معمولاً فاصله بین امتحانات  یکی دو روز است و یا فاصله‌ای وجود ندارد، امتحان قبلی نباید به چالش کشیده شود، زیرا اگر دانش‌آموزی از نتیجه امتحان قبل ناراضی باشد، خاطرات او باعث می‌شود در امتحان بعدی نیز خلل وارد شود. بنابراین پرس‌وجو در این‌جا هم جایز نیست و چنانچه دانش‌آموز امتحانش را خوب داده باشد قطعاً خودش آن را به خانواده اعلام می‌کند.

* سر امتحان قبراق باشید 

در پایان این دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، به دانش‌آموزان توصیه می کند:« شب امتحان غذای سنگین میل نکنید و تا می‌توانید زودتر به رختخواب بروید تا قبراق و سرحال، سر جلسه امتحان حاضر شوید.»

*با یاد خدا دلها آرام می گیرد

در آیه 28 از سوره مبارکه رعد می‌خوانیم: «اَلا بِذِکرِ الله تَطمَئنُّ القُلوب؛ آگاه باشید، تنها با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌گیرد.» چقدر خوب است که دانش‌آموزان عزیز پیش‌از شروع پاسخ‌گویی به سوالات، با استعانت از خداوند متعال وجودشان را سرشار از آرامش کنند. به امید موفقیت همه فرزندان ایران اسلامی.

دردسر تقلید دختربچه از مادرش در آرایشگاه زنانه

در یک آرایشگاه زنان در جنوب چین، زنی که برای کوتاه کردن مو‌های خود روی صندلی نشسته بود به دلیل تقلید یک دختر شش ساله از مادرش به مشکل خورد.

دردسر تقلید دختربچه از مادرش در آرایشگاه زنانه

دوربین مدار بسته این حادثه را در حالی ثبت کرد که دختر قیچی را برداشت و مو‌های زن را از پشت به سرعت کوتاه کرد.

صاحب این آرایشگاه که در استان گوانگدونگ در جنوب چین قرار دارد، مادر کودک است و زمانی که دخترش به تقلید از کاری که او در سالن انجام می‌دهد، دست به انجام این کار زد او درحال کار دیگری بود.

پس از اینکه مشتری متوجه شد چه اتفاقی افتاده است، با پلیس تماس گرفت و مادر دختر به عنوان غرامت ۱۱۵۰۰ یوان جریمه شد. در ابتدا انتظار می‌رفت که سالن ۱۶۰۰۰ یوان به زن شاکی غرامت بدهد، اما در نهایت مادر دختر با پرداخت ۱۱۵۰۰ یوان موافقت کرد.

صاحب سالن زیبایی با این زن موافقت کرد که به جای پرداخت پول، ۸ جلسه در آرایشگاه در مدت دو سال به او خدمات اکستنشن و مراقبت مو ارائه کند.

برای پوشاندن قسمت کوتاه شده مو‌های زن، صاحب سالن از موی مصنوعی استفاده کرد.

خرده روایت‌های بانوی آمریکایی از ازدواجش با یک ایرانی

روایت‌های صدیقه بانوی آمریکایی که ۴۰ سال قبل با مرد ایرانی ازدواج کرد خواندنی است.

ازدواج دختر آمریکایی با یک پسر ایرانی حتما با ماجرا‌ها و داستان‌های متفاوتی همراه خواهد شد. جملاتش را با بسم‌الله‌شروع می‌کند و چاشنی آن الحمدالله رب العالمین است. در آمریکا متولد شده و کاتولیک بوده است. در جوانی با کمک برادرش مطالعات فراوانی درباره دین انجام داده تا اینکه ابتدا برادرش به این نتیجه می‌رسد که دین اسلام کامل‌ترین دین است و او هم پس از بررسی‌های دقیق، دین برادر را می‌پذیرد. پس از ازدواج با یک مرد ایرانی به ایران سفر می‌کند و حالا نزدیک ۴۰ سال است که مسلمان شده است.

جالب اینکه او در حسینیه بیت‌الزهرا (س) تهرانپارس به تدریس قرآن و در برخی مراکز فرهنگی به تدریس زبان انگلیسی مشغول است. به سوره یاسین علاقه ویژه‌ای دارد و اکنون می‌خواهد فقط به نام «صدیقه جمیله الفرقان»، نامی که پس از انتخاب آگاهانه اسلام انتخاب کرده شناخته شود نه نامی دیگر. با زبان فارسی آمیخته به زبان مادری به کنجکاوی‌هایم پاسخ می‌دهد.

 پیش از هر چیزی دوست دارم بدانم در دین اسلام چه چیزی دیدید که این‌طور جذب و در نهایت مسلمان شدید؟ 

قبل از من برادرم مسلمان شد و زمانی که دید من در پی گم‌گشته‌ای هستم راهنمایی‌ام کرد و اسلام را برایم خیلی زیبا توضیح داد. به من پیشنهاد داد که به انجمن‌های اسلامی در آمریکا بروم، همین کار را انجام دادم و در آنجا هم به مطالعه درباره دین‌های مختلف پرداختم. با مطالعاتی که انجام دادم دریافتم که اسلام جای هر شک و شبهه‌ای را بر من بسته است و یکی از آرامش بخش‌ترین دین‌هاست. آنجا بود که آن را انتخاب کردم. اسلام جذابیت‌های زیادی دارد. همین که روزی ۵ دفعه با خدای خود صحبت می‌کنیم و او همواره در هر جا همراه ما است یکی از جذابیت‌های بی‌نظیرش است. در آمریکا هر یکشنبه ما در کلیسا جمع می‌شدیم و همانجا یادی از خدای خود می‌کردیم و تا هفته بعد دیگر یادمان می‌رفت که خدایی داریم. 

 خانواده در برابر مسلمان شدن شما چه واکنشی نشان دادند؟ مخالف کارشما نبودند؟ 

چون قبل از من برادرم مسلمان شد، خانواده هیچ مخالفتی نشان ندادند. حتی وقتی حجاب کامل بر سر کردم پدرم با لبخند و تشویق به من گفت که این لباس حضرت مریم مقدس (س) است و چقدر من در این پوشش زیباتر شده‌ام. 

 چطور با یک ایرانی ازدواج کردید؟ 

چند روز هفته به انجمن اسلامی که در آمریکا فعالیت می‌کرد می‌رفتم و به تحقیق و مطالعه می‌پرداختم. همانجا بود که با همسرم آشنا شدم و پس از اینکه بیشتر همدیگر را شناختیم با یکدیگر ازدواج کردیم.

خیلی هم خوشحال بودم که با یک ایرانی مؤمن و معتقد این پیمان را بسته‌ام؛ و احتمالاً تصمیم گرفتید به ایران سفر کنید تا در یک کشور مسلمان زندگی کنید؟ 

من ۴۰ سال است که مسلمان شده‌ام و ۲ سال پس از مسلمان شدن با همسرم ازدواج کردم. از آنجا بود که علاقه پیداکردم به ایران سفر کنم و یک کشور کاملاً اسلامی را از نزدیک ببینم. پس از اینکه نخستین فرزندم متولد شد به همراه او و همسرم به ایران آمدیم. آن زمان هنوز انقلاب نشده بود و در آن شرایط زندگی برای من سخت بود. چند سال را در مشهد و تهران زندگی کردیم و در ایران ۲ فرزند دیگرم هم به دنیا آمدند. تا اینکه بر اثر تصادف بسیار سختی که داشتیم، صدمات زیادی دیدم و مدت‌ها بستری بودم. از طرفی خانواده‌ام در آمریکا می‌گفتند که مدتی برای استراحت و مداوای بیشتر به آمریکا برگردم و دوباره به کشورم سفر کردم. فکر می‌کردم که دیگر دوست ندارم به ایران سفر کنم، اما وقتی راهپیمایی‌ها و اعتراضات مردمی نسبت به رژیم شاهنشاهی شروع شد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید به همسرم گفتم که ایران الان جای زندگی برای ماست. کم‌کم کارهایمان را انجام دادیم و همراه ۵ فرزند پسرم به ایران سفر کردیم و از آن تاریخ تا به حال من در ایران مانده‌ام و اینجا مشغول فعالیت هستم. 

 نگاهتان به پیروزی انقلاب چگونه بود؟ 

الحمدالله رب العالمین مردم ایران با انقلاب خود سبب شدند که از گمراهی که رژیم گذشته برایشان رقم زده بود نجات پیدا کنند و به تبعیت از ایران، مسلمانان کشور‌های دیگر هم بیدار، هوشیار و قوی شدند. 

 شما در آمریکا به دنیا آمده‌اید، اما سال‌های زیادی از عمرتان را در ایران گذرانده‌اید؟ کدام کشور را وطن اصلی خود می‌دانید؟ 

 آمریکا فقط زادگاه من است، ولی ایران وطن من است. به این دلیل که من چیزی را که در ایران مشاهده کرده‌ام فقط می‌شود در ایران دید. من مسلمان شده‌ام و زندگی در ایران را که مناسب‌ترین فضا برای اسلام است انتخاب کرده‌ام. به عبارتی معتقدم که این مردم راست‌ترین پیروان حضرت رسول اکرم (ص) هستند. 

 پس شما زمان جنگ تحمیلی میان ایران و عراق وارد ایران شدید؟ 

بله. ما زمانی که جنگ شروع شد به ایران آمدیم. جنگ ناعادلانه‌ای که علیه ایران صورت گرفت و آمریکا که کشور من است با ناجوانمردی این جنگ را هدایت و به عراق کمک‌های تسلیحاتی می‌کرد و سبب شد که جوان‌های زیادی به شهادت برسند. 

 اینجا به چه‌کاری مشغول شدید؟ 

زمانی که به ایران آمدم در محافل قرآنی شرکت کردم و سعی من بر این بود که قرآن خواندن به زبان انگلیسی را فرا بگیرم. تا اینکه در خواندن قرآن مهارت پیدا کردم و از آن پس در مراکز قرآنی مناطقی که زندگی می‌کردم به آموزش قرآن به زبان انگلیسی پرداختم. طی چند سال اخیر هم در حسینیه بیت‌الزهرا (س) واقع در تهرانپارس قرآن را آموزش می‌دهم. البته من در این مرکز، کنار استادان بزرگی که تدریس می‌کنند شاگردی می‌کنم و خیلی مطالب گرانبهایی از این دوستان فرا گرفته‌ام. مدتی هم هست که به من پیشنهاد داده شده که در برخی مراکز فرهنگی زبان انگلیسی تدریس کنم و اگر شرایط مهیا شود حتماً این کار را انجام می‌دهم. 

 بیش از ۴۰ سال است که ساکن ایران هستید آیا دوست ندارید به وطنتان بازگردید؟ 

نه! دوست ندارم. با اینکه ۲ پسر به همراه عروس و نوه‌هایم آنجا هستند، اما دوست ندارم که دیگر به آمریکا برگردم. من در اینجا در کنار دیگر فرزندانم روزگار را با آرامش می‌گذرانم و از این انتخابم راضی هستم. 

 آیا آشپزی ایرانی را یاد گرفته‌اید؟ 

بله، اما اگر خورشت بپزم سعی می‌کنم با نان آن را بخوریم و برعکس دوستان خوب ایرانی که زیاد از سبزیجات و حبوبات در وعده‌های غذایی استفاده نمی‌کنند من رژیم غذایی را در خانواده رعایت می‌کنم. آبگوشت را هم خیلی خوب درست می‌کنم. 

 به‌عنوان آخرین سؤال برایمان از رفتار همسایه‌ها و کسانی که شما را می‌شناسند بگویید. 

خدا را شکر من در محله‌هایی که زندگی کرده‌ام دوستان و همسایگان خوبی داشته‌ام. الان هم همسایه‌ای دارم که مرا همیشه برای خرید همراهی می‌کند و افراد محل هم به من خیلی احترام می‌گذارند. این رفتار‌ها در همه جای دنیا دیده نمی‌شود.