بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

 اما بعید است هرگز به ذهنتان رسیده باشد که یک زن، انحصار این شغل مردانه را بشکند و پای ثابت مسافرت‌های دور و دراز جاده‌ای شود.  

پروین عابدی اولین زن که نه، اما جزو معدود زنانی است که از حصار آشپزخانه و خیاط‌خانه، به گستره پیچ در پیچ جاده‌های ترانزیتی رسیده تا برای خانواده ۵نفره‌اش هم مادر باشد هم پدر. او با اینکه به‌خاطر شغل پدرش از ۱۵سالگی رانندگی را فوت آب بوده تا ۱۸سالگی صبر کرده و بعد یکی از هزاران نفری شده که با برگه قبولی از شهرک آزمایش بیرون آمده‌اند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  نفر اول سمت چپ ، خدابخشی مکانیک مخصوص بهار است . نفر سمت راستی او هم پسرش است. او همراه با یک تیم حرفه‌ای مکانیک ماشین‌های سنگین را برعهده دارد

پروین ۴۰ساله درباره‌ آن سال‌ها می‌گوید: «هم رانندگی بلد بودم، هم مکانیکی. آن وقت‌ها مثل الان این همه آموزشگاه رانندگی نبود؛ هر کس گواهینامه می‌خواست باید می‌رفت شهرک آزمایش. نه استرس داشتم، نه هول شده بودم. وقتی نشستم داخل ماشین، فرمان را یک دستی گرفتم. هنوز روشن نکرده بودم که افسر گفت: «ردی! ۳بار امتحان دادم تا بالاخره گواهینامه گرفتم. آن‌قدر خوشحال بودم که همان شب به همه سور دادم».

با اینکه پدرش از این همه عشق و علاقه او به رانندگی به شدت استقبال می‌کرد، اما برادرهایش به خاطر همین علاقه پسرانه حسابی با او لج و لجبازی می‌کرده‌اند تا جایی که خودش می‌گوید: «پدرم عاشق این بود که یکی کارش را ادامه بدهد و به قول معروف چراغ شغلش را روشن نگه دارد اما هر سه برادرم علاقه‌ای به این کار نداشتند.

ما همیشه با هم کل کل داشتیم. این را هم بدانید که هیچ کدام از آنها دست فرمان من را ندارند. خدا بیامرز آن‌قدر من را تشویق کرد که بالاخره راننده شدم. ازدواج کردم. شوهرم هم مرد جاده بود. خودش ماشین نداشت اما یک آشنایی داشت که روی ماشین سنگین او کار می‌کرد و دستمزد می‌گرفت. آخرش هم جانش را بالای همین جاده‌ها داد و با یک ماشین سواری در اتوبان تهران- کرج تصادف کرد و رفت». دختر نوجوان ۲۸سال پیش هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد که آن‌قدر زود وارد این حرفه بشود.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

عابدی همین جور که تر و فرز از پله‌های بلند تریلی‌اش بالا می‌رود، می‌گوید: «عاشق کارهای سخت و مردانه‌ام. کار هر چقدر سخت‌تر باشد، وسوسه انجام دادنش بیشتر گرفتارم می‌کند. آن سال‌هایی که خانه بودم و بچه‌داری می‌کردم همه آموزش‌ها و هنرهایی که لازم است یک خانم بلد باشد را یاد گرفته بودم؛ از آشپزی و خیاطی بگیر تا هویه‌کاری و گل‌چینی اما انگار رانندگی شوق دیگری در من ایجاد می‌کند». 

پروین خانم از دورانی تعریف می‌کند که به عنوان مربی به جوان‌هایی که مثل خودش عشق رانندگی داشته‌اند رانندگی یاد می‌داد؛ «۵سال مربی بودم. توی این ۵سال یک بار هم تصادف نکردم. کارم را دوست داشتم اما درآمدش کفاف زندگی‌مان را نمی‌داد. قسم خورده بودم به ارثیه بچه‌ها دست نزنم». 

انگار قرار نبود زندگی روی خوش خودش را به عابدی نشان بدهد؛ گرفتاری پشت گرفتاری و گره بعد از گره اما او هم بیدی نبود که با این بادها بلرزد. خودش می‌گوید چون متولد دی‌ماه است هیچ در بسته‌ای برایش وجود ندارد؛ برای همین ۲سال بیشتر از فوت همسرش نگذشته بود که یکه و تنها با ۳ تا بچه قد و نیم قد راهی کرج شد تا روزی‌اش را آنجا طلب کند.

آن روی سکه

«فامیل کلا با کارهای من موافق نبودند. مادرم می‌گفت کله شقی هم حدی دارد؛ تو حد و اندازه استانداردش را شکسته‌ای. یک مدت مربی رانندگی بودم و بعد خودم یک آموزشگاه تاسیس کردم». 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
حسین- پسر پروین عابدی- هم حالا کامیون‌دار شده و آنچنان با اشتیاق از مدل‌های جدید ماشین سنگین حرف می‌زند که بیا و ببین. اسم کامیونت حسین «ترانزیت کوچولو» است

خاطرات آموزشگاه او را هنوز هم خیلی‌ها به یاد دارند؛ مربی بچه به بغلی که از ۶صبح تا ۸شب پشت ماشین، دور دو فرمان و پارک دوبل آموزش می‌داد؛ «بالاخره ما هم روی خوش زندگی را دیدیم و افتادیم توی کفی جاده. چرخ آموزشگاه خوب می‌چرخید و کلی هنرجو داشتم. ۲تا ماشین‌ سواری هم خریده بودیم و داده بودیم دست مربی. رفتن به کرج برایم آمد داشت؛ هم اجاره خانه کمتری می‌پرداختم هم اینکه به دلیل دوری راه کسی کاری به کارم نداشت.

دخترهایم هم دیگر از آب و گل بیرون آمده بودند و کمکم می‌کردند. پسر کوچکم را هم هر روز با خودم می‌بردم سرکار. تمام کودکی حسین داخل ماشین و پشت فرمان سپری شد؛ به خاطر همین هم او علاقه شدیدی به رانندگی دارد؛ درست مثل خودم دیوانه رانندگی است؛ هر چند تا وقتی که از سفر برگردد و ببینمش دلم هزار راه می‌رود». 

   ناسازگاری روزگار

زندگی پروین عابدی پر از فراز و نشیب است. درست در روزهایی که همه چیز رو به راه شده بود یک اتفاق دوباره او را به دردسر انداخت؛ «۵سال پیش بود که سر هیچ و پوچ ۴۰ میلیون تومان سرمایه‌ام به باد رفت. این‌بار دیگر هیچ کاری نمی‌توانستم انجام بدهم دفعه اول آن‌قدر از خودم غدبازی درآورده بودم که خانواده به کل بی‌خیالم شده بودند. نه راه پس داشتم نه راه پیش. اما بالاخره خدا بنده‌اش را تنها نمی‌گذارد».

همین‌جا بود که پروین عابدی تصمیم گرفت به عنوان هنرجو در دوره آموزشی رانندگی پایه یک ثبت‌نام کند و دور از چشم دخترها و بدون اینکه کسی متوجه شود سر کلاس برود؛ «شاگرد بدی نبودم. مربی‌ام باورش نمی‌شد دفعه اولم است که پشت کامیون می‌نشینم. فرمان کامیون آن‌قدر برایم نرم بود که یک‌بار هم فکر نکردم کار شاقی می‌کنم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  این هم عکس یادگاری خانم عابدی با کامیون معروفش «بهار»است. این کامیون رفیق جاده راننده‌اش است

او با این همه سخت‌کوشی بالاخره بعد از ۳بار امتحان دادن، گواهینامه پایه یک می‌گیرد؛ هر چند هنوز هم قاطعانه می‌گوید: «حقم بود که همان دفعه اول قبول می‌شدم؛ سرهنگ ممتحن هم همین عقیده را داشت اما به خاطر اینکه مردها ناراحت نشوند ردم کرد. آن دفعه‌ای هم که قبول شدم ۲ نفر از من امتحان گرفتند.

آن‌قدر دنده کم و زیاد کردم که کف دستم تا ۲ روز زق‌زق می‌کرد». یک هفته بعد از گرفتن گواهینامه بود که خانم راننده کار با ماشین سنگین را شروع کرد؛ اول تریلر ۵تنی بعد هم یواش‌یواش پیشرفت کرد تا رسید به ۱۸چرخ و تریلر ۴۰تنی، «الان ۴ سال است که توی جاده‌ام؛ تهران، اصفهان، شیراز، سیستان، بندرعباس؛ هر جایی که فکرش را بکنید رفته‌ام. من و بهار (ماشینم) را همه توی جاده‌ها می‌شناسند. جان کندم تا سری توی سرها درآوردم و شدم خانم عابدی!». 

راننده کرایه‌ای

روزهای یخ‌بندان و بستن زنجیر چرخ به غول ۱۸ چرخی که حرف آدمیزاد حالی‌اش نمی‌شود، شب‌های گرم در جاده‌هایی که محض رضای خدا یک لامپ هم در آنها پیدا نمی‌شود و زندگی در شرایط سخت علاوه بر اینکه روی دست‌های عابدی تاثیر گذاشته، خوی و منش او را هم حسابی تغییر داده  و از او یک انسان سخت کوش و شکست ناپذیر ساخته است.  

او با گلایه از رفتار بد بعضی از راننده‌های ترانزیت‌ می‌گوید: «نمی‌دانم چرا مردها با رانندگی زن‌ها مشکل دارند! حسودی‌شان می‌شود خانم‌ها با احتیاط‌تر و نرم‌تر رانندگی می‌کنند. حالا که شناخته‌تر شده‌ام کمتر، اما قدیم‌ترها راننده‌های گذری هم با من کل می‌انداختند و هم اذیتم می‌کردند. تصورش را بکنید؛ یک غول ۱۸ چرخی که بارش شیشه است و یک خطای کوچولو باعث انحرافش می‌شود، تبدیل به وسیله بازی و تفریح بعضی راننده‌ها می‌شد. سر همین شیطنت‌ها یک مدت تصمیم گرفتم راننده اتوبوس باشم؛ دفترچه‌اش را هم گرفتم؛ ۲تا سفر هم تا سوریه رفتم و آمدم اما زیاد به دلم ننشست.» 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
    او رانندگی اتوبوس را هم تجربه کرده است. ولی راننده اتوبوس علاوه بر جان خودش مسؤولیت جان مسافرها را هم برعهده دارد. عابدی ترجیح می‌دهد که  راننده ترانزیت باشد

او حالا می‌رود سراغ روزهایی که مجبور بوده لاستیک کم‌باد و پنچر ۱۵۰ کیلویی تریلی‌اش را تنها عوض کند و می‌رسد به لجبازی راننده‌ها برای حرکت کردن در شب. خانم راننده از هر دری می‌گوید تا می‌رسد به امنیت جاده‌ها. اینجا که می‌رسیم تازه سر درددلش باز می‌شود؛ «جاده‌هایمان جاده‌های مرگ هستند. از رانندگی بی‌ملاحظه بعضی‌ها که فاکتور بگیریم نبود چراغ روشنایی و کمبود علائم راهنمایی و رانندگی، جاده‌ها را به جاده‌های بسیار پرخطری تبدیل می‌کند». 

الان با کامیون اجاره‌ای در خط بندرعباس- عسلویه کار می‌کند و سفرهای خارجی هم می‌رود. پروین می‌گوید: «می‌توانید از پلیس راه آمار بگیرید تا حالا شکر خدا تصادف نکرده‌ام».

عابدی که دلش از دست خارجی‌ها حسابی خون است می‌گوید: «با اینکه راننده ترانزیت بودن در کشورهای دیگر کاری عادی محسوب می‌شود اما راننده‌های کشور ترکیه با دیدن خانم‌های راننده به شدت بد رانندگی می‌کنند. از سوریه پیشنهاد کار داشتم اما خودم قبول نکردم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
گیرافتادن در بیابان زن و مرد نمی‌شناسد. برای عبور از این مشکل باید مکانیکی را هم بلد بود. گرچه کار بسیار سخت و سنگینی است

تعریف از جاده و نوع رانندگی راننده‌ها ادامه دارد تا اینکه نوبت به پلیس راه می‌رسد. عابدی از برخورد نیروهای پلیس راهور کاملا راضی است؛ «پلیس، همه جا هست. با این صفحات کامپیوتری و گشت‌های نامحسوس چیزی از قلم نمی‌افتد. البته راننده‌هایمان هم بد نمی‌رانند اما جاده‌هایمان هنوز خطرناکند. دوست دارم کم‌کم بروم سراغ خلبانی. می‌خواهم آسمان را هم تجربه کنم!» راننده بودن یک شغل موروثی در خانواده عابدی‌هاست.

رانندگی در بیابان از آدم یک همه‌فن حریف می‌سازد 

پروین عابدی برای خودش یک پا استاد مکانیک هم هست. او هم مثل مردها برای به دست آوردن یک لقمه نان حلال تاریکی و تنهایی جاده‌های ترانزیت را انتخاب کرده است؛ بچه‌هایش به مادرشان افتخار می‌کنند و آرزو داشتند آن‌قدر پولدار بودند که برایش یک کامیون می‌خریدندتا به جای کار کردن و زحمت‌کشیدن روی ماشین غریبه‌ها برای خودش کار کند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  او باید بتواند از عهده خیلی از کارهای مربوط به تروخشک کردن «بهار» بربیاید
مثل عوض کردن آب باتری و یا روغن موتور و …

 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

 اما بعید است هرگز به ذهنتان رسیده باشد که یک زن، انحصار این شغل مردانه را بشکند و پای ثابت مسافرت‌های دور و دراز جاده‌ای شود.  

پروین عابدی اولین زن که نه، اما جزو معدود زنانی است که از حصار آشپزخانه و خیاط‌خانه، به گستره پیچ در پیچ جاده‌های ترانزیتی رسیده تا برای خانواده ۵نفره‌اش هم مادر باشد هم پدر. او با اینکه به‌خاطر شغل پدرش از ۱۵سالگی رانندگی را فوت آب بوده تا ۱۸سالگی صبر کرده و بعد یکی از هزاران نفری شده که با برگه قبولی از شهرک آزمایش بیرون آمده‌اند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  نفر اول سمت چپ ، خدابخشی مکانیک مخصوص بهار است . نفر سمت راستی او هم پسرش است. او همراه با یک تیم حرفه‌ای مکانیک ماشین‌های سنگین را برعهده دارد

پروین ۴۰ساله درباره‌ آن سال‌ها می‌گوید: «هم رانندگی بلد بودم، هم مکانیکی. آن وقت‌ها مثل الان این همه آموزشگاه رانندگی نبود؛ هر کس گواهینامه می‌خواست باید می‌رفت شهرک آزمایش. نه استرس داشتم، نه هول شده بودم. وقتی نشستم داخل ماشین، فرمان را یک دستی گرفتم. هنوز روشن نکرده بودم که افسر گفت: «ردی! ۳بار امتحان دادم تا بالاخره گواهینامه گرفتم. آن‌قدر خوشحال بودم که همان شب به همه سور دادم».

با اینکه پدرش از این همه عشق و علاقه او به رانندگی به شدت استقبال می‌کرد، اما برادرهایش به خاطر همین علاقه پسرانه حسابی با او لج و لجبازی می‌کرده‌اند تا جایی که خودش می‌گوید: «پدرم عاشق این بود که یکی کارش را ادامه بدهد و به قول معروف چراغ شغلش را روشن نگه دارد اما هر سه برادرم علاقه‌ای به این کار نداشتند.

ما همیشه با هم کل کل داشتیم. این را هم بدانید که هیچ کدام از آنها دست فرمان من را ندارند. خدا بیامرز آن‌قدر من را تشویق کرد که بالاخره راننده شدم. ازدواج کردم. شوهرم هم مرد جاده بود. خودش ماشین نداشت اما یک آشنایی داشت که روی ماشین سنگین او کار می‌کرد و دستمزد می‌گرفت. آخرش هم جانش را بالای همین جاده‌ها داد و با یک ماشین سواری در اتوبان تهران- کرج تصادف کرد و رفت». دختر نوجوان ۲۸سال پیش هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد که آن‌قدر زود وارد این حرفه بشود.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند

عابدی همین جور که تر و فرز از پله‌های بلند تریلی‌اش بالا می‌رود، می‌گوید: «عاشق کارهای سخت و مردانه‌ام. کار هر چقدر سخت‌تر باشد، وسوسه انجام دادنش بیشتر گرفتارم می‌کند. آن سال‌هایی که خانه بودم و بچه‌داری می‌کردم همه آموزش‌ها و هنرهایی که لازم است یک خانم بلد باشد را یاد گرفته بودم؛ از آشپزی و خیاطی بگیر تا هویه‌کاری و گل‌چینی اما انگار رانندگی شوق دیگری در من ایجاد می‌کند». 

پروین خانم از دورانی تعریف می‌کند که به عنوان مربی به جوان‌هایی که مثل خودش عشق رانندگی داشته‌اند رانندگی یاد می‌داد؛ «۵سال مربی بودم. توی این ۵سال یک بار هم تصادف نکردم. کارم را دوست داشتم اما درآمدش کفاف زندگی‌مان را نمی‌داد. قسم خورده بودم به ارثیه بچه‌ها دست نزنم». 

انگار قرار نبود زندگی روی خوش خودش را به عابدی نشان بدهد؛ گرفتاری پشت گرفتاری و گره بعد از گره اما او هم بیدی نبود که با این بادها بلرزد. خودش می‌گوید چون متولد دی‌ماه است هیچ در بسته‌ای برایش وجود ندارد؛ برای همین ۲سال بیشتر از فوت همسرش نگذشته بود که یکه و تنها با ۳ تا بچه قد و نیم قد راهی کرج شد تا روزی‌اش را آنجا طلب کند.

آن روی سکه

«فامیل کلا با کارهای من موافق نبودند. مادرم می‌گفت کله شقی هم حدی دارد؛ تو حد و اندازه استانداردش را شکسته‌ای. یک مدت مربی رانندگی بودم و بعد خودم یک آموزشگاه تاسیس کردم». 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
حسین- پسر پروین عابدی- هم حالا کامیون‌دار شده و آنچنان با اشتیاق از مدل‌های جدید ماشین سنگین حرف می‌زند که بیا و ببین. اسم کامیونت حسین «ترانزیت کوچولو» است

خاطرات آموزشگاه او را هنوز هم خیلی‌ها به یاد دارند؛ مربی بچه به بغلی که از ۶صبح تا ۸شب پشت ماشین، دور دو فرمان و پارک دوبل آموزش می‌داد؛ «بالاخره ما هم روی خوش زندگی را دیدیم و افتادیم توی کفی جاده. چرخ آموزشگاه خوب می‌چرخید و کلی هنرجو داشتم. ۲تا ماشین‌ سواری هم خریده بودیم و داده بودیم دست مربی. رفتن به کرج برایم آمد داشت؛ هم اجاره خانه کمتری می‌پرداختم هم اینکه به دلیل دوری راه کسی کاری به کارم نداشت.

دخترهایم هم دیگر از آب و گل بیرون آمده بودند و کمکم می‌کردند. پسر کوچکم را هم هر روز با خودم می‌بردم سرکار. تمام کودکی حسین داخل ماشین و پشت فرمان سپری شد؛ به خاطر همین هم او علاقه شدیدی به رانندگی دارد؛ درست مثل خودم دیوانه رانندگی است؛ هر چند تا وقتی که از سفر برگردد و ببینمش دلم هزار راه می‌رود». 

   ناسازگاری روزگار

زندگی پروین عابدی پر از فراز و نشیب است. درست در روزهایی که همه چیز رو به راه شده بود یک اتفاق دوباره او را به دردسر انداخت؛ «۵سال پیش بود که سر هیچ و پوچ ۴۰ میلیون تومان سرمایه‌ام به باد رفت. این‌بار دیگر هیچ کاری نمی‌توانستم انجام بدهم دفعه اول آن‌قدر از خودم غدبازی درآورده بودم که خانواده به کل بی‌خیالم شده بودند. نه راه پس داشتم نه راه پیش. اما بالاخره خدا بنده‌اش را تنها نمی‌گذارد».

همین‌جا بود که پروین عابدی تصمیم گرفت به عنوان هنرجو در دوره آموزشی رانندگی پایه یک ثبت‌نام کند و دور از چشم دخترها و بدون اینکه کسی متوجه شود سر کلاس برود؛ «شاگرد بدی نبودم. مربی‌ام باورش نمی‌شد دفعه اولم است که پشت کامیون می‌نشینم. فرمان کامیون آن‌قدر برایم نرم بود که یک‌بار هم فکر نکردم کار شاقی می‌کنم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  این هم عکس یادگاری خانم عابدی با کامیون معروفش «بهار»است. این کامیون رفیق جاده راننده‌اش است

او با این همه سخت‌کوشی بالاخره بعد از ۳بار امتحان دادن، گواهینامه پایه یک می‌گیرد؛ هر چند هنوز هم قاطعانه می‌گوید: «حقم بود که همان دفعه اول قبول می‌شدم؛ سرهنگ ممتحن هم همین عقیده را داشت اما به خاطر اینکه مردها ناراحت نشوند ردم کرد. آن دفعه‌ای هم که قبول شدم ۲ نفر از من امتحان گرفتند.

آن‌قدر دنده کم و زیاد کردم که کف دستم تا ۲ روز زق‌زق می‌کرد». یک هفته بعد از گرفتن گواهینامه بود که خانم راننده کار با ماشین سنگین را شروع کرد؛ اول تریلر ۵تنی بعد هم یواش‌یواش پیشرفت کرد تا رسید به ۱۸چرخ و تریلر ۴۰تنی، «الان ۴ سال است که توی جاده‌ام؛ تهران، اصفهان، شیراز، سیستان، بندرعباس؛ هر جایی که فکرش را بکنید رفته‌ام. من و بهار (ماشینم) را همه توی جاده‌ها می‌شناسند. جان کندم تا سری توی سرها درآوردم و شدم خانم عابدی!». 

راننده کرایه‌ای

روزهای یخ‌بندان و بستن زنجیر چرخ به غول ۱۸ چرخی که حرف آدمیزاد حالی‌اش نمی‌شود، شب‌های گرم در جاده‌هایی که محض رضای خدا یک لامپ هم در آنها پیدا نمی‌شود و زندگی در شرایط سخت علاوه بر اینکه روی دست‌های عابدی تاثیر گذاشته، خوی و منش او را هم حسابی تغییر داده  و از او یک انسان سخت کوش و شکست ناپذیر ساخته است.  

او با گلایه از رفتار بد بعضی از راننده‌های ترانزیت‌ می‌گوید: «نمی‌دانم چرا مردها با رانندگی زن‌ها مشکل دارند! حسودی‌شان می‌شود خانم‌ها با احتیاط‌تر و نرم‌تر رانندگی می‌کنند. حالا که شناخته‌تر شده‌ام کمتر، اما قدیم‌ترها راننده‌های گذری هم با من کل می‌انداختند و هم اذیتم می‌کردند. تصورش را بکنید؛ یک غول ۱۸ چرخی که بارش شیشه است و یک خطای کوچولو باعث انحرافش می‌شود، تبدیل به وسیله بازی و تفریح بعضی راننده‌ها می‌شد. سر همین شیطنت‌ها یک مدت تصمیم گرفتم راننده اتوبوس باشم؛ دفترچه‌اش را هم گرفتم؛ ۲تا سفر هم تا سوریه رفتم و آمدم اما زیاد به دلم ننشست.» 

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
    او رانندگی اتوبوس را هم تجربه کرده است. ولی راننده اتوبوس علاوه بر جان خودش مسؤولیت جان مسافرها را هم برعهده دارد. عابدی ترجیح می‌دهد که  راننده ترانزیت باشد

او حالا می‌رود سراغ روزهایی که مجبور بوده لاستیک کم‌باد و پنچر ۱۵۰ کیلویی تریلی‌اش را تنها عوض کند و می‌رسد به لجبازی راننده‌ها برای حرکت کردن در شب. خانم راننده از هر دری می‌گوید تا می‌رسد به امنیت جاده‌ها. اینجا که می‌رسیم تازه سر درددلش باز می‌شود؛ «جاده‌هایمان جاده‌های مرگ هستند. از رانندگی بی‌ملاحظه بعضی‌ها که فاکتور بگیریم نبود چراغ روشنایی و کمبود علائم راهنمایی و رانندگی، جاده‌ها را به جاده‌های بسیار پرخطری تبدیل می‌کند». 

الان با کامیون اجاره‌ای در خط بندرعباس- عسلویه کار می‌کند و سفرهای خارجی هم می‌رود. پروین می‌گوید: «می‌توانید از پلیس راه آمار بگیرید تا حالا شکر خدا تصادف نکرده‌ام».

عابدی که دلش از دست خارجی‌ها حسابی خون است می‌گوید: «با اینکه راننده ترانزیت بودن در کشورهای دیگر کاری عادی محسوب می‌شود اما راننده‌های کشور ترکیه با دیدن خانم‌های راننده به شدت بد رانندگی می‌کنند. از سوریه پیشنهاد کار داشتم اما خودم قبول نکردم».

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
گیرافتادن در بیابان زن و مرد نمی‌شناسد. برای عبور از این مشکل باید مکانیکی را هم بلد بود. گرچه کار بسیار سخت و سنگینی است

تعریف از جاده و نوع رانندگی راننده‌ها ادامه دارد تا اینکه نوبت به پلیس راه می‌رسد. عابدی از برخورد نیروهای پلیس راهور کاملا راضی است؛ «پلیس، همه جا هست. با این صفحات کامپیوتری و گشت‌های نامحسوس چیزی از قلم نمی‌افتد. البته راننده‌هایمان هم بد نمی‌رانند اما جاده‌هایمان هنوز خطرناکند. دوست دارم کم‌کم بروم سراغ خلبانی. می‌خواهم آسمان را هم تجربه کنم!» راننده بودن یک شغل موروثی در خانواده عابدی‌هاست.

رانندگی در بیابان از آدم یک همه‌فن حریف می‌سازد 

پروین عابدی برای خودش یک پا استاد مکانیک هم هست. او هم مثل مردها برای به دست آوردن یک لقمه نان حلال تاریکی و تنهایی جاده‌های ترانزیت را انتخاب کرده است؛ بچه‌هایش به مادرشان افتخار می‌کنند و آرزو داشتند آن‌قدر پولدار بودند که برایش یک کامیون می‌خریدندتا به جای کار کردن و زحمت‌کشیدن روی ماشین غریبه‌ها برای خودش کار کند.

بانوی ایرانی که تریلی ۱۸چرخ می‌راند
  او باید بتواند از عهده خیلی از کارهای مربوط به تروخشک کردن «بهار» بربیاید
مثل عوض کردن آب باتری و یا روغن موتور و …

 

آمار کودک‌همسری فقط در یک سال!

تازه عروس به خیال شوخی خندید ولی عطا انگشت شست خود را زیر چانه‌اش گذاشته بود و فشار می‌داد. فردای جشن بود و عروس هنوز 13 سال داشت. یک سال قبل، خانواده داماد با کله قند و مجمع به خانه‌شان آمده بودند تا طاهره را به خانه بخت ببرند. طاهره نمی‌خواست عروس شود و از خانه پدری برود. برای همین روز بله برون رفته بود گوشه اتاق، پشت رختخواب‌های ننه جان گریه کرده بود ولی گریه دوای درد او نبود. نامزدش کردند و بعد شد زن عطا. بچه اول آمد و بچه دوم هم. روزهای اول عروسی هر چه از آن رفتارهای خشن به پدر می‌گفت، فقط اخم می‌دید و آن جمله معروف لباس عروس و کفن را می‌شنید. سال‌های بعد کتک کاری و بد و بیراه را فقط به خاطر بچه‌ها تحمل کرد. بچه‌ها که بزرگ شدند پنهان از پدر و مادرش و به سختی طلاق گرفت. کل مهریه‌اش را بخشید تا بتواند حضانت یکی از بچه‌ها را بگیرد و با حسرت پسربچه سه‌ساله‌اش دنبال زندگی برود. مدرسه را تمام نکرده بود، تمام کرد. دانشگاه نرفته بود، رفت و حالا حدود 10 سال پس از جدایی یک کارگاه تولیدی دارد.

آمار کودک‌همسری فقط در یک سال!

طاهره آدم خوش‌شانسی است که خود را از آن شبیخون بلا بیرون کشانده است ولی بسیاری از این زنان چنین شانس و توانی ندارند و حتی ممکن است جان خود را از دست بدهند مانند منا حیدری، کودک‌همسری که بهمن ۱۴۰۰ در ۱۷ سالگی توسط همسر و پسر عمویش کشته شد. 

دست‌کم ۲۷ هزار کودک‌همسر در یک سال 

 براساس آخرین گزارش مرکز آمار ایران از زمستان سال ۱۴۰۰ تا آخر پاییز سال ۱۴۰۱ دست‌کم ۲۷ هزار و ۴۴۸ مورد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در نقاط مختلف ایران به وقوع پیوسته است. اگرچه این روند از سال ۹۶ شکل نزولی پیدا کرده بود ولی از سال ۹۸ به همان روال قبلی بازگشت و صعودی شد. بررسی‌های «اعتماد» از گزارش وضعیت اجتماعی و فرهنگی ایران در پاییز ۱۴۰۱ که اسفند سال گذشته روی خروجی مرکز آمار ایران قرار گرفت، نشان می‌دهد که از سال ۹۶ ازدواج دختران زیر ۱۵ سال روند نزولی داشت و از ۳۳ هزار و ۴۲۱ مورد در سال ۱۳۹۶ به ۲۸ هزارو ۴۷۲ مورد در سال ۹۸ رسید. این روند اما تنها دو سال دوام آورد و از سال ۹۹ دوباره به ریل قبلی بازگشت و در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ به ترتیب به ۳۱ هزارو ۶۴۶ و ۳۲ هزار و ۶۵۵ مورد رسید. همچنین جمع ازدواج‌های زیر ۱۵ سال در ۴ فصل منتهی به ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که در این یک سال ۲۷ هزار و ۴۴۸ دختر زیر ۱۵ سال در ایران ازدواج کرده‌اند. براساس اطلاعات این جدول آمار ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در پاییز ۱۴۰۱ نسبت به تابستان همان سال ۹۳۳ مورد افزایش یافته است. همچنین در بازه سنی ۱۵ تا ۱۹ ساله نیز بیش از ۵ هزار و ۵۰۰ دختر بیشتر نسبت به فصل گذشته یعنی تابستان ۱۴۰۱ ازدواج کرده‌اند. نکته مهم ماجرا اینکه؛ بیشتر زنان کودک‌همسر در همان سنین پایین مادر می‌شوند و طبق آخرین اعلام سازمان ثبت‌احوال در اردیبهشت ۱۴۰۱، در سال ۱۴۰۰ دست‌کم ۶۹ هزار و ۱۰۳ نوزاد از مادران گروه سنی ۱۰ تا ۱۹ ساله متولد شدند و هزار و ۴۷۴ نوزاد از مادرانی در بازه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال متولد شده‌اند. 

مسوولان درباره کودک‌همسری  پاسخگو شوند

فعالان و جامعه‌شناسان حوزه زنان و کودکان بارها درباره آسیب‌ها و تبعات کودک‌همسری سخن گفته‌اند و با اینکه می‌دانند گوشی بدهکار هشدارها نیست، حرف‌ها و دیدگاه‌های خود در این باره را همچنان دارند. ژاله شادی‌طلب، جامعه‌شناس و مدیر اسبق گروه مطالعات زنان دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» از پاسخگو نبودن مسوولان در این زمینه انتقاد کرده و می‌گوید که معاونت امور زنان باید پاسخگو شود و باید روی پاسخگو کردن این حضرات کار کرد، چراکه بارها از پیامدهای منفی کودک‌همسری گفته شده اما گوش شنوایی برای آن نیست: «نمی‌خواهند بشنوند و بخوانند.» او با استناد به گفته دکتر حسین عظیمی، اقتصاددانی که حدود دو دهه پیش به واسطه سرطان فوت کرده، ادامه می‌دهد: «او می‌گفت که ایران هر ۳۰ سال یک‌بار شخم می‌خورد اما من فکر می‌کنم هر هشت سال یک‌بار شخم می‌خورد و وقتی این اتفاق می‌افتد طبیعی است که دیگر توانایی تحمل افرادی چون من را ندارند.» شادی‌طلب معتقد است که در این سال‌ها بسیاری از خانواده‌ها از عواقب کودک‌همسری آگاه شده‌اند ولی ناچار به انجام آن هستند، چراکه جایگزینی برای آن ندارند: «تا زمانی که حضرات پاسخگو نشوند حرف‌های ما آب در هاون کوبیدن است.» 

 

انسیه خزعلی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری ترجیح می‌دهد سئوالات «اعتماد» درباره کودک همسری را پس از بیش از دو هفته پیگیری به صورت بسیار عجیبی در پیام رسان فیلتر شده تلگرام از سوی روابط عمومی برای اعتماد ارسال کند و در اقدامی عجیب‌تر حتی قبل از چاپ در روزنامه در سایت معاونت نیز آن را منتشر کند در شرایطی که به درخواست روابط عمومی، نامه رسمی درخواست مصاحبه در تاریخ ۹ اردیبهشت به این معاونت ارسال شد.  او البته خود نیز در ۱۶ سالگی ازدواج کرده و شاید به واسطه طبقه اجتماعی که در آن قرار داشته، همان زمان شرط ادامه تحصیل و مکان فعالیت اجتماعی را برای خود درنظر گرفته است. خزعلی در نشست خبری تابستان سال ۱۴۰۰ درباره کودک‌همسری گفته بود که «با هر نوع ظلمی که به زنان شود و ازدواج قبل از بلوغ که این ظلم را به زنان مضاعف کند موافق نیستیم.» او یک سال بعد در نشست خبری دیگری موضع خود را تکمیل کرد: «اگر بخواهم ازدواج زیر ۱۸سال را محکوم کنم باید خودم را محکوم کنم، چون زیر ۱۸ سال ازدواج کرده‌ام. اما الان معتقد نیستم که زمانی که ازدواج کردم بالغ نبودم و قدرت مدیریت زندگی را نداشتم.» چند روز پس از این نشست هم در آیین روزه‌اولی‌های دختران مدرسه ایران خطاب به دختران ۹ ساله گفت: «از اکنون برای زندگی و خانواده‌ای که می‌خواهید تشکیل دهید، برنامه‌ریزی داشته باشید تا پرورش‌دهنده شهید سلیمانی‌‌ها باشید.» همان زمان این سخنان معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری در میان دختران دانش‌آموز دبستانی حاشیه‌ساز شد و بسیاری آن را تشویق کودک‌همسری دانستند. خزعلی در لفافه و ذیل کلماتی چون «ازدواج بالغانه» و «بالغ همسری» هیچ‌وقت کودک‌همسری را به ‌طور کامل رد نکرده و به نوعی با گذاشتن شرط از آن دفاع کرده است اما افراد دیگری کاملا شفاف از آن دفاع کرده‌اند. آذر ۱۴۰۰ حسن نوروزی، نایب‌رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس یازدهم از اطلاق عنوان کودک‌همسری به دختران ۱۳ یا ۱۴ ساله که ازدواج می‌کنند، انتقاد کرد و گفت که کودک‌همسری به موارد ازدواج بچه ۹ یا ۱۰ سال گفته می‌شود، اما دختر ۱۳ ساله دیگر کودک‌همسر نیست. این صحبت‌ها همزمان با انتشار گزارش مرکز آمار ایران درباره رشد ۳۲درصدی ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در بهار ۱۴۰۰ نسبت به آمار بهار سال قبل مطرح شده بود.

فقر، کودک‌همسری را افزایش خواهد داد

شهلا کاظمی‌پور، جامعه‌شناس و دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تحلیل شرایط کودک‌همسری در ایران روند کاهشی آن نسبت به دهه‌های گذشته (دهه ۳۰ به بعد) را مثبت ارزیابی کرده و به «اعتماد» می‌گوید که اگر در آن زمان ۷۰درصد ازدواج‌ها در این دسته قرار می‌گرفت حالا به ۲۰درصد رسیده است. «نکته اساسی درباره کودک‌همسری این است که طبق قانون، سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال درنظر گرفته شده بنابراین عملا کار غیرقانونی انجام نمی‌شود اما هدف از طرح این موضوع توجه به پیامدهای آن است. مطالعات نشان می‌دهد ازدواج‌های زودرس، عمدتا ناشی از فقر است. سن ازدواج در استان‌های توسعه نیافته‌تر هم که میزان فقر و بیسوادی در آن بیشتر است، پایین‌تر است. همچنین ازدواج دختران در سنین کودکی در سیستان و بلوچستان، هرمزگان، خوزستان، مناطق کردنشین و مناطق مرزی نسبت به استان‌های مرکزی و توسعه یافته بالاتر است.» او معتقد است که احتمال افزایش ازدواج‌های زودرس در یکی، دو سال اخیر افزایش فقر است، بنابراین با افزایش وام و تسهیلات ازدواج، خانواده‌های فقیر ترغیب می‌شوند برای دریافت وام هم که شده، دختران‌شان را مجبور به ازدواج کنند و چه بسا درباره پسران هم این‌طور است. خانواده‌های فقیر روی رقم‌های کوچک نیز حساب می‌کنند و بدون توجه به آینده کودک و مشکلاتی که به آن دچار خواهد شد، این کار را انجام می‌دهند. در گذشته هم که وام مطرح نبود در ازای ازدواج دخترشان با عنوان‌های مختلف، رقم‌هایی از خانواده داماد در ازای ازدواج با دخترشان دریافت می‌کردند. تمام این اتفاقات ناشی از فقر فکری، فرهنگی و اقتصادی است.»

ترک تحصیل مهم‌ترین پیامد ازدواج زودرس

به گفته کاظمی‌پور ترک تحصیل دختران از مهم‌ترین تبعات ازدواج‌های اجباری است؛ معضلی که با سرعت پیشرفت دانش در جهان و انباشت علمی درنهایت وضعیت بدی را رقم خواهد زد. «فرد در اغلب موارد هیچ مهارت و دانشی برای اداره خانواده و تربیت فرزند ندارد و چه بسا مشکلات حال حاضر زنان سرپرست خانوار به دلیل ازدواج‌های زودرس است. زنانی که به دلیل ازدواج زودهنگام امکان کسب مهارت ندارند و در مواجهه با مشکلات و طلاق بلافاصله به زیر خط فقر سقوط می‌کنند. در گذشته جامعه کوچک بود و در همان سنین پایین هم فرد قادر به اداره خود بود. سطح سواد یک زن ۱۳ ساله با زن ۲۰ ساله چندان تفاوتی نداشت ولی الان دخترها تحصیلات عالی دارند و مدام در حال پیشرفت هستند بنابراین فاصله با دیگر زنان جامعه بیشتر می‌شود و در اداره زندگی خود و تربیت فرزند سالم و اصلح ناکام و ناتوان می‌مانند. بنابراین هر فردی باید از اولین حق شهروندی خود یعنی سواد و تغذیه برخوردار باشد. بارداری زودرس از تبعات دیگر ازدواج در سنین پایین است درحالی که مادر هنوز رشد کافی پیدا نکرده و از نظر جسمی، فرهنگی و اقتصادی توان پشتیبانی کودک را ندارد. تقصیری هم متوجه او نیست، چراکه هنوز کودک است. در گذشته جامعه کوچک بود و دانش و آگاهی‌ها به قدری اندک بود که زنان در همان سن قادر به اداره خود بودند ولی الان توانایی آن را ندارند.» بسیاری معتقدند باید از طریق قانون سن ازدواج را افزایش داد درحالی که او می‌گوید؛ لزوما این‌طور نیست و اگر کسی قصدی داشته باشد حتما به‌ طور زیرزمینی آن را انجام خواهد داد. «مهم‌ترین راهکار برای حل این مشکل، توسعه و افزایش آگاهی است و تا زمانی که انسان‌ها از نظر فکری و فرهنگی توسعه پیدا نکنند، محدودیت‌ها آنها را به این سمت سوق خواهد داد.»

 

سیاست‌های تشویقی دولت

افزایش مشکلات اقتصادی در سال‌های گذشته به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل نزولی شدن ازدواج‌ها و موالید مطرح بود و دولت‌ها برای حل آن، بالا بردن رقم وام‌ ازدواج و درنظر گرفتن شرط سنی برای دریافت مبلغ بیشتر به عنوان وام و تسهیلات فرزندآوری را دستور کار قرار دادند و در روی دیگر سکه سیاست‌های فرهنگی تشویقی را دنبال کردند. اسفند سال گذشته از قرارگاه کوثر در همین زمینه رونمایی شد و صادقی، مشاور رییس سازمان نوسازی مدارس کشور گفت که این قرارگاه با هدف آماده‌سازی دانش‌آموزان برای ایفای نقش همسری و مادری تشکیل شده است. چند روز بعد هم ویدیوی دو روحانی در جشن تکلیف دختران ۹ ساله از رسانه ملی در فضای مجازی پخش شد. آنها شعری با مضمون «ازدواج» و «شوهر» خواندند و دختران نیز با آنها هم‌صدایی کردند. این برنامه‌ واکنش زیادی  در پی داشت و مانند ماجرای پر سر و صدای انسیه خزعلی در مراسم افطاری کودکان، بسیاری معتقد بودند که این قبیل برنامه‌ها در راستای ترویج کودک‌همسری است. به گفته سیمین کاظمی، جامعه‌شناس هم افزایش آمار کودک‌همسری نشان می‌دهد، با وجود هشدارها و اطلاع‌رسانی‌های مکرر درباره خطرات و تبعات فردی و اجتماعی آن، هنوز این مساله توسط مسوولان جدی گرفته نشده و بعضا از آن دفاع یا حتی آن را تشویق می‌کنند. او چند روز پیش به خبرآنلاین گفته بود: «برخی مسوولان بدون توجه به تغییرات اجتماعی و بدون توجه به نتایج پژوهش‌ها، با استناد به تجربه خودشان یا مثلا بستگان‌شان که در کودکی ازدواج کرده‌اند و به‌زعم آنها مشکلی نداشته‌اند، خطرات و تبعات کودک‌همسری را انکار می‌کنند. این نگاه غیرعلمی و اشتباه درباره یک مساله اجتماعی مهم باعث شده است که آینده و سلامت جسمی و روانی و اجتماعی دختران به خطر بیفتد.»

رویکرد دادگاه‌ها  در پرونده‌های کودک‌همسری

اسفند سال ۷۲ با تصویب پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک در مجلس، ایران رسما به آن پیوست. براساس این کنوانسیون بین‌المللی فرد زیر سن‌ ۱۸ سال‌ کودک محسوب می‌شود. در ماده‌ ۹ آن از سوی کشورهای عضو تضمین شده است که کودکان‌ از والدین‌ خود جدا نشوند، مگر در مواردی‌ که‌ مقامات‌ ذی‌صلاح‌ مطابق‌ قوانین‌ و مقررات‌ و پس‌ از بررسی‌های‌ قضایی‌ مصمم‌ شوند که‌ این‌ جدایی‌ به‌ نفع‌ کودک‌ است‌. نه تنها ازدواج کودک مغایر با مفاد این پیمان‌نامه است که سازمان ملل هم ازدواج کودکان یعنی افراد زیر ۱۸ سال را ضد حقوق بشر می‌داند، چراکه می‌تواند باعث یک عمر درد کشیدن شود، احتمال ترک تحصیل دختران زیر ۱۸ سال را افزایش می‌دهد و از سوی دیگر احتمال تجربه خشونت خانگی در این گروه بیشتر است. در قانون ایران اما سن ازدواج برای دختران ۱۳ و برای پسران ۱۵ سال است و تاکنون تلاش‌ها برای اصلاح آن بی‌نتیجه مانده است بنابراین منعی برای ازدواج دختران زیر ۱۸ سال وجود ندارد. فقر اقتصادی و فرهنگی از مهم‌ترین دلایل گسترش کودک‌همسری است و اگر برای آن منعی وجود نداشته باشد افزایش افسارگسیخته آمار آن دوراز انتظار نیست و حتما تبعاتی را به همراه خواهد داشت. شیما قوشه، حقوقدان در گفت‌وگو با «اعتماد» درباره تبعات احتمالی این روند می‌گوید: «در چنین شرایطی آمار پرونده‌های خانواده، خشونت علیه زنان، زن‌کشی و حتی شوهرکشی افزایش خواهد یافت. متاسفانه اغلب، زنانی به سمت همسرکشی می‌روند که نمی‌توانند طلاق بگیرند؛ اقدامی که به‌ شدت آثار بسیار جبران‌ناپذیری دارد.» و فارغ از تبعات باید دید رویکرد دادگاه در زمان طرح پرونده‌های خانواده و موضوعات مرتبط برای قربانیان کودک‌همسری چیست؟ به گفته این وکیل دادگستری دادگاه‌های خانواده در مواجهه با این پرونده‌ها، هیچ‌گونه تبعیض مثبت یا امتیازی برای زنانی که کودک‌همسر بوده‌اند، درنظر نمی‌گیرند: «پرونده این زنان چه در حوزه خانواده، مهریه، نفقه یا طلاق و چه در حوزه خشونت خانگی از نظر دادگاه شبیه پرونده دیگر زنان است. نگاه این‌طور نیست که فرد قربانی کودک‌همسری است و با او مانند زنی که در چهل سالگی ازدواج کرده، برخورد می‌شود و رویکرد در اعلام رای نیز همان است. در قانون، امتیاز مثبتی در صورت طلاق برای زن وجود ندارد، اگر حق طلاق نداشته باشد و درخواست طلاق بدهد باید به‌ طور قانونی وجود ادله طلاق را به دادگاه اثبات کند. در واقع نظر و رویکرد دادگاه در بحث عسر و حرج بیشتر موضوعیت دارد. در پرونده‌هایی که فرد کودک‌همسر بوده و در زمان ازدواج شرایط خاصی داشته است و به واسطه جهل، اجبار یا هیجان تصمیم گرفته باشد، نگاه مثبت دادگاه، به زنان کمک خواهد کرد در صورتی که این‌طور نیست و هیچ تفاوتی برای آنها قائل نیستند.»

عوامل زمینه‌ساز و تبعات کودک‌همسری

پژوهش‌های دانشگاهی همچنان اطلاعات مهمی درباره عوامل زمینه‌ساز کودک‌همسری دارند. نتایج یک پژوهش با عنوان تجربه زیسته زنان در ازدواج زودهنگام که بهار ۹۴ در پژوهشنامه مددکاری اجتماعی به چاپ رسیده، نشان می‌دهد که ازدواج زودهنگام عامل مثبتی در بروز خشونت خانگی و ترک تحصیل دختران و از منظر روابط زناشویی یکی از مصادیق آزار جنسی کودکان است و باعث استثمار زن در کار خانگی، روستایی یا اشتغال خارج از منزل می‌شود در شرایطی که اکثریت زنان کودک‌همسر همزمان کودک مادر هم هستند. «فقر و عوامل اقتصادی، فرهنگ خانوادگی، محلی و قومی و ترس از بی‌آبرویی مهم‌ترین عوامل رخداد ازدواج زودهنگام در نمونه مورد مطالعه بوده است.» در این مقاله از رشد اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها به عنوان عامل پیشگیری‌کننده این پدیده یاد شده اگرچه همچنان به‌تنهایی کافی نیست و مستلزم تغییر نگرش‌ها، فرآیندها، فرهنگ و قانون است.

 

کودک‌همسری در قرآن تجویز نشده است

صدیقه شکوری‌راد در پژوهش دیگری با تمرکز بر آموزه‌های قرآنی و با استفاده از روش تحلیلی-تفسیری قرآن از کودک‌همسری نوشته است. پژوهشگر در مقاله کودک‌همسری برمبنای قرآن که در پاییز ۹۹ در پژوهش‌نامه زنان منتشر شده است، براساس استدلال‌ها می‌نویسد: «کودک‌همسری در قرآن تجویز نشده و حتی به آن اشاره‌ای نرفته است و آموزه‌های قرآنی درباره ازدواج و ارتباط شوهران با زنان‌شان با آن سازگاری ندارد. بنابر این، به نظر می‌رسد که ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی درباره ازدواج کودکان هیچ دلیل قرآنی ندارد. این پدیده از احکام تاسیسی اسلام نبوده و حکم به جواز آن در فقه باید در بافت فرهنگی، اجتماعی و تاریخی فهمیده شود. باتوجه به آثار و تبعات ناگوار آن برای کودکان و جامعه، بازنگری در ماده قانونی مذکور و اصلاح آن ضروری و ممکن به نظر می‌رسد.» براساس ماده ۱۰۴۱ عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳سال تمام شمسی و پسر ‌قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت ‌مصلحت با تشخیص دادگاه صالح. این ماده قانونی به نوعی دست خانواده‌ها را باز گذاشته تا حتی دختر ۹ ساله را به عقد مرد میانسال در آورند. 

کودک‌همسری جرم‌انگاری شود

در جریان برگزاری همایش کنفرانس بین‌المللی فقه، حقوق و پژوهش‌های دینی در سال ۱۴۰۰ ذیل مقاله دیگری به پیامدها و آسیب‌های کودک‌همسری پرداخته شد. براساس مطالعات پژوهشگر همچنان افزایش مشکلات اقتصادی، باقی ماندن باورهای غلط از نسل‌های پیش و دوستی‌هایی که در سنین پایین رخ می‌دهد از دلایل اصلی این اتفاق است. «ازدواج در سنین پایین مشکلات بسیاری را برای کودک و جامعه ایجاد خواهد کرد و با افزایش آسیب‌های جسمی و روانی همراه خواهد بود. آسیب‌های وارده بر کودک در اتفاق تلخ کودک‌همسری می‌تواند آینده او را کاملا تحت‌الشعاع قرار داده و دنیای کودکانه او را به تلخی‌های واقعیت‌هایی که متناسب با سن کودک نیستند پیوند بزند. نهاد حقوقی-اجتماعی ازدواج ابعاد بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تری دارد و تعیین فاکتور بلوغ جنسی به تنهایی، صرف‌نظر از مناقشاتی که درباره ملاک تعیین سن بلوغ وجود دارد، مفید به فایده نیست.» در پایان چکیده این مقاله به توجه ویژه قانونگذار و حمایت حقوقی از کودکان در این مورد تاکید شده است: «قانونگذار در بازنگری خویش، ناگزیر است به آسیب‌ها و تهدیدات ناشی از ازدواج کودکان و پدیده «کودک‌همسری» نگاهی ویژه داشته باشد.» نحوه پیشگیری کیفری از ازدواج در سنین کودکی از گذر تطبیق آن با جرم ازدواج اجباری مقاله دیگری است که دو سال پیش 

به مناسبت کنفرانس بین‌المللی و ملی مطالعات مدیریت، حسابداری و حقوق نوشته شد. در این مقاله پژوهشگر امکان تطبیق کودک‌همسری با عناصر وصف مجرمانه ازدواج اجباری براساس قوانین داخلی و بین‌المللی را مورد سنجش قرار داد. «جهت صیانت از عنصر رضایت در ازدواج، علاوه بر اکراه و اجبار به عنوان عیوب رضا، قوانینی در منع کودک‌همسری در قوانین کیفری موجود است و بر همین مبنا، رضایت کودکان در ازدواج به دلایلی چون نقص در رضایت کامل، عدم بلوغ، تخطی از حداقل سن ازدواج یا روابط جنسی، عدم استقلال در تصمیم‌گیری، مصداقی از ازدواج اجباری قلمداد می‌شود بدین جهت، در برخی اسناد بین‌المللی، عناصر ازدواج در کودکی در مواردی با عناصر ازدواج اجباری به صورت مستتر تطبیق داشته و مبنایی برای جرم‌انگاری قرار گرفت.»

ازدواج در ایران در یک قرن گذشته، مسیرهای مختلفی را طی کرده است. سال ۱۳۱۳ با اصلاحات در قانون مدنی سن ازدواج برای دختران و پسران ۱۵ و ۱۸ سال تعیین شد و دختران و پسران برای ازدواج بین سنین ۱۳ تا ۱۵ سال و ۱۵ تا ۱۸ سال نیاز به اجازه دادگاه داشتند. سال ۱۳۵۳ در قانون حمایت از خانواده سن ازدواج دختران و پسران به ۱۸ و ۲۰ سال افزایش پیدا کرد و ازدواج بین ۱۵ تا ۱۸ سال منوط به اجازه والدین و حکم دادگاه شد. در سال ۱۳۵۸ آن ماده قانونی در قانون حمایت از خانواده لغو شد و دوازده سال بعد سن ازدواج برای دختران و پسران به ۹ و ۱۵ سال رسید. این پایان تغییرات نبود و سال ۱۳۷۱ سن ازدواج برای دختران و پسران به ۱۳ و ۱۵ سال تغییر یافت. از آن پس تلاش‌های زیادی برای تغییر این رویه انجام شد اما ناموفق بود از جمله در سال ۸۱ که شورای نگهبان با آن مخالفت کرد یا در سال ۹۷ که فراکسیون نمایندگان زن مجلس در طرح ممنوعیت ازدواج دختران زیر ۱۳ سال و پسران زیر ۱۵ سال ناکام ماندند. در جریان تصویب کلیات لایحه «پیشگیری از آسیب‌دیدگی زنان و ارتقای امنیت آنان در برابر سوءرفتار» در فروردین امسال هم تنها به جرم‌انگاری اجبار ازدواج پرداخته شد که اگرچه قدم مثبتی است اما تا اصلاح روند ازدواج کودکان راه زیادی باقی مانده است. 

خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان

کانال تلگرامی ریحانه خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان برای دیدار با امام (ره) را منتشر کرد.

یک بار هم من خودم [دخترم را برای زیارت امام]بردم. چهار پنج ساله بود. خانواده ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای اینکه بیاید امام را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم.

یک دستی هم که نمیشود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم، اما با یک دست نمیشود؛ دودستی باید ببافند، چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم.

روزدختر

۱۳۸۶/۱۲/۲۶

خاطره رهبر انقلاب از بافتن موی دخترشان

عکس اولین زن فضانورد عربستانی که به فضا رفت

اسپیس‌ایکس دومین مأموریت خصوصی شرکت اکسیوم موسوم به Ax-۲ را راهی ایستگاه فضایی بین‌المللی کرد.

اسپیس‌ایکس و اکسیوم‌اسپیس با موفقیت دومین مأموریت تماماً خصوصی ناسا موسوم به Ax-۲ را پرتاب کردند تا چهار نفر را که شامل دو آمریکایی و دو عربستانی می‌شوند، به ایستگاه فضایی بین‌المللی برسانند. این اولین‌باری است که یک زن عربستانی به فضا می‌رود.

اسپیس‌ایکس ساعت ۰۱:۰۷ بامداد امروز به وقت ایران چهار فضانورد را سوار بر کپسول دراگون روی راکت فالکون ۹ از مرکز فضایی کندی در فلوریدا راهی فضا کرد. این عملیات در حدود ۶۰ ثانیه پس از پرتاب به نقطه Max Q رسید که طی آن راکت بیشترین فشار را تحمل می‌کند.

سپس در ثانیه ۱۵۰، موتور اصلی راکت خاموش شد و بعد مرحله اول فضاپیما از کپسول حامل سرنشینان جدا گردید. آنگاه فالکون ۹ به‌سمت زمین برگشت تا درنهایت پس از حدود ۷ دقیقه ۴۵ ثانیه از زمان پرتاب، فرود بیاید. این بوستر حالا پس از دریافت سرویس‌های لازم می‌تواند برای مأموریت‌های بعدی اسپیس‌ایکس استفاده شود.

فضانوردان Ax-۲ چه زمانی به ایستگاه فضایی می‌رسند؟

کپسول دراگون اکنون در مدار زمین قرار دارد و طبق برنامه در حوالی ساعت 5 عصر امروز به وقت ایران به ایستگاه فضایی بین‌المللی می‌رسد. چهار سرنشین این کپسول پس از اتصال به ایستگاه، به مدت 10 روز در این پایگاه بین‌المللی حضور خواهند داشت تا بیش از 20 آزمایش مربوط به علم و فناوری را در حوزه‌های مختلف انجام دهند.

همان‌طور که پیش‌تر اعلام شده بود، فرمانده عملیات، «پگی ویتسون» آمریکایی و فضانورد بازنشسته ناساست که پیش‌تر حدود 665 روز را در فضا گذرانده بود. او از این حیث در میان زنان فضانورد رکورددار به‌حساب می‌آید. اما سه سرنشین بعدی عملیات Ax-2 فضانورد حرفه‌ای نبوده‌اند.

«جان شافنر» یک تاجر و سرمایه‌گذار آمریکایی است که به‌عنوان خلبان برای این مأموریت آموزش دیده. در کنار او، «علی القرنی» و «ریانه برناوی» از عربستان هم در مأموریت Ax-2 حضور دارند و کمیسیون فضایی عربستان سعودی هزینه پرواز آن‌ها را تأمین کرده است. برناوی نخستین زن از این کشور است که در طول تاریخ یک سفر فضایی را تجربه می‌کند.

عکس اولین زن فضانورد عربستانی که به فضا رفت

 

گران‌ترین هنرمند زن جهان کیست؟

«جورجیا اوکیف» زندگی خود را وقف نقاشی کردن بخشی از زیبایی طبیعت کرد که شاید همه مردم قادر به دیدن آن زیبایی‌ها نیستند.

«جورجیا اوکیف» در بیست و پنجم نوامبر سال ۱۸۸۷ میلادی در ایالات متحده آمریکا متولد شد. او در سن ۱۸ سالگی تحصیل رشته هنر در مدرسه هنر موسسه شیکاگو را آغاز کرد.

«اوکیف» در حوالی ۱۹۱۰ میلادی با روش‌های «آرتور ویزلی دو» آشنا شد که به جای نمایش دقیق طبیعت، برای خلق آثار هنری از عناصر اصلی طراحی همچون، خطوط، رنگ و ترکیب استفاده می‌کرد.

در نتیجه «اوکیف» این جسارت را پیدا کرد که هنر انتراعی را تجربه کند و به سراغ سبک ویژه خود برود. سبک او تاثیر بسیار زیادی در جنبش مدرنیست ایالات متحده آمریکا به جای گذاشت.

«جورجیا اوکیف» در دوران اقامتش در نیویورک این فرصت را داشت که از نمایشگاه هنرمندان پیشرویی همچون «پیکاسو»، «ماتیس» و «سزان» در گالری «۲۹۱» دیدن کند. «آلفرد اشتیگلیتس» که یک فروشنده آثار هنری، عکاس و صاحب این گالری بود بعد از گذشت چند سال به شخصیت پررنگی در زندگی شخصی و حرفه‌ای «اوکیف» تبدیل شد.

«اختریان قرمز» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۲۷

در سال ۱۹۱۶ «اشتیگلیتس» تحت تاثیر چند نقاشی «اوکیف» قرار گرفت. این دو پس از ازدواج با یکدیگر به نیویورک نقل مکان کردند و تا زمان درگذشت «اشتیگلیتس» در سال ۱۹۴۶ با همدیگر زندگی کردند.

«گل ختمی و پلومریا» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۳۹

«اوکیف» نخستین‌بار در اواخر دهه ۲۰ میلادی از «نیو مکزیکو» بازدید کرد و منظره صحرا‌های این مکان او را به شدت تحت تاثیر قرار داد. او ۲۰ سال هر تابستان به «نیو مکزیکو» باز می‌گشت. «اوکیف» در نهایت در سال ۱۹۴۹ به شهر «سانتافه» نقل مکان کرد و تا پایان عمرش در همان شهر باقی ماند.

«اوکیف» برخی از مشهورترین آثار هنری خود را با الهام از محوطه بایر و نورگیر اطراف خانه و کارگاه هنری‌اش خلق کرد. او کوه‌ها، رودخانه‌ها و جمجمه‌های حیوانات را در ترکیب‌بندی‌هایی از رنگ‌های سیر و خطوط و عناصر اصلی به تصویر می‌کشید. اغلب آثار هنری که این هنرمند در «نیو مکزیکو» خلق کرده است، نه تنها منظره‌های طبیعی بلکه سبک زندگی خاص این منطقه را نیز به تصویر می‌کشد.

«آسمان بالای ابرها» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷

در دهه ۵۰ میلادی بود که «اوکیف» سفر به سراسر جهان را آغاز کرد و نما‌های هوایی از هواپیما‌ها به موضوع جدیدی از آثار هنری او تبدیل شد. نما‌هایی از آسمان، ابر‌ها و افق الهام‌بخش او شد و «اوکیف» اغلب این موضوعات را به سبک انتزاعی به تصویر کشید.

«بدون عنوان» (شب شهر) اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۷۰

«جورجیا اوکیف» از جمله هنرمندانی بود که در طول حیات به موفقیت و شهرت بزرگی دست پیدا کرد. موزه هنر مدرن نیویورک در سال ۱۹۴۶ نمایشگاه جامعی از آثار هنری او برگزار کرد. «اوکیف» نخستین زنی بود که به چنین افتخاری دست پیدا کرده بود. او نه تنها برای آثار هنری که خلق می‌کرد بله برای جسارت در سبک زندگی نیز تحسین می‌شد. با اینکه او شخصا دوست نداشت یک فمینیست خطاب شود، اما بدون شک مسیر را برای بسیاری از زنان هنرمند نسل‌های بعد هموار کرد.

«جورجیا اوکیف» سال ۱۹۴۴

خانه و کارگاه نقاشی «اوکیف» پس از درگذشت او در سال ۱۹۸۶ میلادی به «موزه جورجیا اوکیف» تبدیل شد تا از میراث او نگهداری و آثار هنری او معرفی شوند. علاوه بر این با توجه به اینکه گاهی اوقات از او به عنوان «مادر مدرنیسم» در ایالات متحده آمریکا یاد می‌شود، آثار هنری «اوکیف» را در مجموعه موزه‌های بزرگ سراسر جهان می‌توان یافت.

«تاتوره» اثر «جورجیا اوکیف»

در سال ۲۰۱۴ تابلو نقاشی «تاتوره» اثر «جورجیا اوکیف» به قیمت ۴۴.۴ میلیون دلار در حراجی فروخته شده و همچنان گران‌ترین اثر هنری یک هنرمند زن محسوب می‌شود.

گران‌ترین هنرمند زن جهان کیست؟

«جورجیا اوکیف» زندگی خود را وقف نقاشی کردن بخشی از زیبایی طبیعت کرد که شاید همه مردم قادر به دیدن آن زیبایی‌ها نیستند.

«جورجیا اوکیف» در بیست و پنجم نوامبر سال ۱۸۸۷ میلادی در ایالات متحده آمریکا متولد شد. او در سن ۱۸ سالگی تحصیل رشته هنر در مدرسه هنر موسسه شیکاگو را آغاز کرد.

«اوکیف» در حوالی ۱۹۱۰ میلادی با روش‌های «آرتور ویزلی دو» آشنا شد که به جای نمایش دقیق طبیعت، برای خلق آثار هنری از عناصر اصلی طراحی همچون، خطوط، رنگ و ترکیب استفاده می‌کرد.

در نتیجه «اوکیف» این جسارت را پیدا کرد که هنر انتراعی را تجربه کند و به سراغ سبک ویژه خود برود. سبک او تاثیر بسیار زیادی در جنبش مدرنیست ایالات متحده آمریکا به جای گذاشت.

«جورجیا اوکیف» در دوران اقامتش در نیویورک این فرصت را داشت که از نمایشگاه هنرمندان پیشرویی همچون «پیکاسو»، «ماتیس» و «سزان» در گالری «۲۹۱» دیدن کند. «آلفرد اشتیگلیتس» که یک فروشنده آثار هنری، عکاس و صاحب این گالری بود بعد از گذشت چند سال به شخصیت پررنگی در زندگی شخصی و حرفه‌ای «اوکیف» تبدیل شد.

«اختریان قرمز» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۲۷

در سال ۱۹۱۶ «اشتیگلیتس» تحت تاثیر چند نقاشی «اوکیف» قرار گرفت. این دو پس از ازدواج با یکدیگر به نیویورک نقل مکان کردند و تا زمان درگذشت «اشتیگلیتس» در سال ۱۹۴۶ با همدیگر زندگی کردند.

«گل ختمی و پلومریا» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۳۹

«اوکیف» نخستین‌بار در اواخر دهه ۲۰ میلادی از «نیو مکزیکو» بازدید کرد و منظره صحرا‌های این مکان او را به شدت تحت تاثیر قرار داد. او ۲۰ سال هر تابستان به «نیو مکزیکو» باز می‌گشت. «اوکیف» در نهایت در سال ۱۹۴۹ به شهر «سانتافه» نقل مکان کرد و تا پایان عمرش در همان شهر باقی ماند.

«اوکیف» برخی از مشهورترین آثار هنری خود را با الهام از محوطه بایر و نورگیر اطراف خانه و کارگاه هنری‌اش خلق کرد. او کوه‌ها، رودخانه‌ها و جمجمه‌های حیوانات را در ترکیب‌بندی‌هایی از رنگ‌های سیر و خطوط و عناصر اصلی به تصویر می‌کشید. اغلب آثار هنری که این هنرمند در «نیو مکزیکو» خلق کرده است، نه تنها منظره‌های طبیعی بلکه سبک زندگی خاص این منطقه را نیز به تصویر می‌کشد.

«آسمان بالای ابرها» اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۷

در دهه ۵۰ میلادی بود که «اوکیف» سفر به سراسر جهان را آغاز کرد و نما‌های هوایی از هواپیما‌ها به موضوع جدیدی از آثار هنری او تبدیل شد. نما‌هایی از آسمان، ابر‌ها و افق الهام‌بخش او شد و «اوکیف» اغلب این موضوعات را به سبک انتزاعی به تصویر کشید.

«بدون عنوان» (شب شهر) اثر «جورجیا اوکیف» ۱۹۷۰

«جورجیا اوکیف» از جمله هنرمندانی بود که در طول حیات به موفقیت و شهرت بزرگی دست پیدا کرد. موزه هنر مدرن نیویورک در سال ۱۹۴۶ نمایشگاه جامعی از آثار هنری او برگزار کرد. «اوکیف» نخستین زنی بود که به چنین افتخاری دست پیدا کرده بود. او نه تنها برای آثار هنری که خلق می‌کرد بله برای جسارت در سبک زندگی نیز تحسین می‌شد. با اینکه او شخصا دوست نداشت یک فمینیست خطاب شود، اما بدون شک مسیر را برای بسیاری از زنان هنرمند نسل‌های بعد هموار کرد.

«جورجیا اوکیف» سال ۱۹۴۴

خانه و کارگاه نقاشی «اوکیف» پس از درگذشت او در سال ۱۹۸۶ میلادی به «موزه جورجیا اوکیف» تبدیل شد تا از میراث او نگهداری و آثار هنری او معرفی شوند. علاوه بر این با توجه به اینکه گاهی اوقات از او به عنوان «مادر مدرنیسم» در ایالات متحده آمریکا یاد می‌شود، آثار هنری «اوکیف» را در مجموعه موزه‌های بزرگ سراسر جهان می‌توان یافت.

«تاتوره» اثر «جورجیا اوکیف»

در سال ۲۰۱۴ تابلو نقاشی «تاتوره» اثر «جورجیا اوکیف» به قیمت ۴۴.۴ میلیون دلار در حراجی فروخته شده و همچنان گران‌ترین اثر هنری یک هنرمند زن محسوب می‌شود.

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند

در این مطلب هشت تصویر متفاوت از هشت زن خاص از نقاط مختلف جهان می‌بینید، تصاویری که هر کدام روایت خاص خودشان را دارند.

سارایوو، سال ۱۹۹۴، Sedija Katica زنی که هر دو پاش رو با نارنجک از دست داده با دختر ۵ ساله‌ش در جایی نزدیک به خط مقدم سارایوو بازی می‌کنه

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


بوسنی، سال ۱۹۹۵، Maliha Varesenovic در روزهای اشغال سارایوو شجاعانه می‌ره سر کار

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


ترکیه ۱۹۹۱، زن کردی که در انتهای جنگ خلیج‌فارس از ترس صدام به ترکیه فرار کرده و در کمپ زندگی می‌کنه.

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


ارمنستان، ۱۹۹۰. زن ارمنی ١٠٦ ساله که با اسلحه از خونه‌ش محافظت می‌کنه

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


آمریکا، ۱۹۵۷. الیزابت آکفورد از جمله اولین سیاه‌پوستانی که بعد از حکم دادگاه عالی آمریکا مبنی بر ممنوعیت جداسازی مدارس بین سفیدپوستان و سیاه‌پوستان، به مدرسه سفیدپوستان می‌ره.

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


بوستون، ۱۹۶۷، کاترین سوئیتزر اولین زنی که در ماراتون بوستون دوید وقتی که شرکت زنان مجاز نبود

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


۱۹۴۱، زنی مسلمان با نقابش ستاره زرد همسایه یهودیش رو می‌پوشونه

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند


مری وینزور پلاکاردی برای آزادی زندانیانی‌که برای حق رای زنان زندانی بودن گرفته که روش نوشته خواست آزادی جرم نیست و با زندانیان حق رای نباید به صورت مجرم برخورد بشه

این زنان در این هشت عکس، زیباترین زنان تاریخ جهان هستند

 

بانوان تیرانداز مازندرانی نیازمند سالن‌های تخصصی و استاندارد

ناهید شمسی با اشاره به اینکه نیمی از ورزشکاران تیرانداز را بانوان تشکیل می‌دهند بر ضرورت حمایت از زنان ورزشکار تاکید کرد.

وی با اعلام‌ اینکه با حضور دکتر اسکندرنیا در راس هیات تیراندازی استان شاهد اتفاقات خوبی در این ورزش هستیم، نوید روزهای خوبی برای بانوان تیرانداز داد.

نایب رئیس هیات تیراندازی مازندران با گرامیداشت دهه کرامت و میلاد حضرت معصومه(س)، این ایام را به دختران مازندرانی تبریک گفت و افزود: استان مازندران دخترانِ توانمندی همچون هانیه رستمیان دارد که می توانند در عرصه های مختلف همچون ورزش بدرخشند.

شمسی خواستار حمایت اداره کل ورزش و جوانان از بانوان تیرانداز شد و تاکید کرد: متولیان ورزش می توانند با سرکشی و بازدید از امکانات تیراندازی، تنگناها را شناسایی و گام های اساسی‌تر بردارند.

وی خاطرنشان کرد: با راه اندازی ساختمان جدید هیات تیراندازی، بیشتر در خدمت مربیان، داوران و ورزشکاران هستیم و تلاش می‌کنیم با تبادل نظر و هم‌اندیشی اتفاقات خوبی را رقم بزنیم.

مادر و دختری که همزمان باهم دانشگاه را تمام کردند

آلیسا مایر ۵۰ ساله و دختر ۲۵ ساله‌اش الیزابت مایر، با هم در یکی از دانشگاه‌های تگزاس فارغ التحصیل شدند. الیزابت مایر می‌گوید: «مادرم بهترین دوست من است و همه همکلاسی‌های ما در دانشکده، او را مامان صدا می‌زنند.»

مادر و دختری که همزمان باهم دانشگاه را تمام کردند/ عکس
از چپ به راست: الیزابت مایر ۲۵ ساله و مادرش آلیسا مایر ۵۰ ساله.

الیزابت و مادرش پس از اتمام مقطع کارشناسی ارشد رشته مددکاری اجتماعی، به اتفاق یکدیگر کلاه و لباس فارغ‌التحصیلی را پوشیدند. هر دوی آنها این مقطع را با معدل ۴.۰ به پایان رساندند و هر کدام دارای سه مدرک کاردانی (در مطالعات عمومی، مطالعات بین رشته‌ای و علوم اجتماعی) از کالج مرکزی تگزاس و یک مدرک لیسانس از یک دانشگاه خصوصی مسیحی (Mary Hardin-Baylor) در مرکز تگزاس هستند.

۴۷۲۳۲