آموزش روش های تمیز کردن آدامس از روی فرش

اگر شما هم تا به حال با پاک کردن آدامس از روش فرش مشکل داشته اید، روش های قدیمی را از ذهن خود پاک کنید. روشی که در این قسمت آورده شده است، برای انواع فرش ها از جمله کنفی، پشمی، با الیاف طبیعی و مصنوعی کاربرد دارد. همچنین به یاد داشته باشید که هرچه سریع تر آدامس را پاک کنید، راحت تر تمیز می شود، آماده اید؟ نفس عمیق بکشید و شروع به پاک کردن آدامس از روی فرش کنید.

روش اول :استفاده از یخ

برای پاک کردن آدامس از روی فرش می توانید از یخ به طریقه زیر عمل کنید:

مرحله1:آماده سازی

یک مقوا نازک تهیه کنید و یک سوراخ کوچک به اندازه آدامس در آن ایجاد کنید. به عنوان مثال می توانید از جلد مقوایی دفاتر خود استفاده کنید. مقوا را روی قسمت مورد نظر از فرش قرار دهید تا از فرش شما محافظت می کند.

مرحله 2 :فریز کردن آدامس

یک قطعه یخ را داخل کیسه قرار دهید و آن را روی آدامس بکشید. کیسه مانع خیس شدن فرش توسط یخ می شود. این کار را تا جایی ادامه دهید که آدامس سفت شود. تمیز کردن آدامس یخ زده راحت تر است زیرا این کار باعث انقباض مولکول های آدامس شده و خاصیت چسبندگی آن را کاهش می دهد. 

آموزش روش های تمیز کردن آدامس از روی فرش

مرحله 3:برداشتن آدامس

وقتی که آدامس به اندازه کافی سفت شد، با یک چاقو یا تیغ آن را به دقت از روی فرش بردارید. اگر ذره ای از آن باقی ماند و کنده نشد، مراحل زیر را انجام دهید. 

مرحله 4:تمیز کردن آدامس باقی مانده

با استفاده از یک اسفنج، مقداری تینر روی باقی مانده آدامس بریزید. موارد احتیاط روی تینر را بخوانید زیرا تینر قابل اشتعال است و گازهای سمی از خود منتشر می کند. همچنین می توانید از مواد پاک کننده چسب استفاده کنید و با احتیاط تکه های باقی مانده آدامس را جدا کنید.

آموزش روش های تمیز کردن آدامس از روی فرش

مرحله 5:پاک کردن لکه

حتی بعد از ازبین بردن آدامس، ممکن است مقداری فرش لک شده باشد. یک قاشق روغن پارافین را با 8 قاشق پودر لباسشویی یا مایع شستشوی بدون نیاز به آب ترکیب کنید. مقدار کمی را روی لکه بریزید و با یک اسفنج روی آن فشار دهید. در این مرحله مقوا را بردارید اما لکه را با اسفنج پخش نکنید زیرا باعث بدتر شدن لکه خواهد شد. این مرحله را تا جایی انجام دهید که لکه کاملا پاک شود. 

مرحله 6:شستن قسمت مورد نظر

در آخر، آن ناحیه را با کمی آب بشویید و رطوبت اضافی را با حوله پاک کنید تا خشک شود.

روش دوم :استفاده از سرکه

سرکه سفید کاربرد های مختلفی دارد که یکی از آن ها، تمیز کردن آدامس از روی فرش است. در این بخش از بیا نی نی مراحل پاک کردن آدامس از روی فرش با استفاده از سرکه آورده شده است.

  • یک فنجان سرکه سفید را در مایکروویو گرم کنید.

  • یک پارچه یا حوله تمیز را داخل سرکه بزنید و روی آدامس بکشید.

  • با استفاده از چاقوی تیز و یا سر قاشق آدامس را جدا کنید.

  • برای تمیز کردن باقی مانده آدامس از یک مسواک قدیمی استفاده کنید. ( ممکن است آدامس به مسواک بچسبد، بنابراین از مسواک قدیمی استفاده کنید که بتوانید آنرا دور باندازید)

آموزش روش های تمیز کردن آدامس از روی فرش

روش سوم:استفاده از روغن

استفاده از روغن سبب می شود ضخامت آدامس از روی فرش کاهش یافته و شما راحتتر آدامس را از روی فرش پاک کنید. برای این کار نمی توان از همه روغن ها استفاده نمود. برای پاک کردن آدامس از روی فرش ، از روغن های زیر و از روش های زیر استفاده کنید:

  • برای پاک کردن آدامس از روی فرش، از روغن اکالیپتوس، روغن زیتون و کره بادام زمینی استفاده کنید. 

  • قبل از استفاده از روغن برای پاک کردن آدامس، ابتدا قسمتی از فرش را تست کنید زیرا برخی روغن ها به بافت فرش آسیب می رسانند. 

  • برای پاک کردن آدامس روی یک دستمال تمیز مقداری روغن ریخته و با آن آدامس را از روی فرش پاک کنید.

  • بعدازاعمال روغن ، با یک تیزی و به آرامی اقدام به پاک کردن آدامس از روی سطح فرش کنید.

  • بعد از پاک کردن آدامس از روی فرش، برای از بین بردن ذرات ریز آدامس و اثرات روغن، آن قسمت از فرش را آبکشی کنید.

کوله پشتی نامناسب این بلاها را سرتان می‌آورد

اگر تا به حال هنگام انتخاب کوله پشتی یا کیف فقط به زیبایی ظاهر آنها توجه می‌کردید؛ فراموش نکنید موارد دیگری را هم برای انتخاب مناسب‌تر باید در نظر داشته باشید. همچنین نحوه استفاده از کوله پشتی یا کیف نیز می‌تواند در جلوگیری از درد کمر و شانه مؤثر واقع شود. این کار چند لحظه بیشتر وقت شما را نمی‌گیرد، اما این عادت ساده می‌تواند مانع از بروز مشکلات زیادی شود. خرید کوله پشتی برای ورزشگاه، مدرسه یا محل کار فرقی ندارد. در هر صورت باید یاد بگیرید کدام کوله پشتی‌ها کمتر به شما آسیب می‌زنند و چگونه به درستی از آنها استفاده کنید. درباره عوارض استفاده از کوله پشتی‌های سنگین و استفاده صحیح از کوله پشتی با دکتر مهرداد بهرامیان، فیزیوتراپیست صحبت کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

بروز دردهای ناشی از کوله پشتی‌های سنگین

دکتر مهرداد بهرامیان، فیزیوتراپیست درباره عوارض استفاده از کوله پشتی‌های سنگین می‌گوید: استفاده از کوله پشتی‌های سنگین عوارض زیادی ازجمله درد در بازو، شانه و گردن، سوزش، سوزن‌سوزن شدن و بی‌حسی در امتداد بازو به همراه دارد. درد ناشی از استفاده از کوله پشتی‌های سنگین زمانی بروز می‌کند که اعصاب یا رگ‌های خونی زیر گردن، در میان عضلات گردن و شانه یا بین دنده اول و ترقوه فشرده شود.

این فیزیوتراپیست در ادامه می‌افزاید: وقتی ترقوه به دلیل ضعف عضلانی توسط عضلات اطراف شانه و قفسه سینه پشتیبانی نشود، این استخوان به سمت جلو و پایین می‌لغزد و سبب فشرده شدن عروق و رشته‌های عصبی شبکه بازویی می‌شود و می‌تواند علائمی مثل احساس سنگینی در بازو، درد در ناحیه گردن و شانه، اختلالات حسی مثل سوزن سوزن شدن یا خواب رفتن بازو و دست‌ها ایجاد کند.

به گفته این فیزیوتراپیست، دانش آموزان برای حمل لوازم‌التحریر و کتاب‌های خود ناچار به استفاده از کوله پشتی هستند که متاسفانه گاهی آنها را بسیار سنگین می‌کنند. ضمن آنکه استفاده نادرست از کوله‌پشتی‌ها نیز موجب ایجاد درد و گاهی نیز ناهنجاری‌های ستون فقرات در بچه‌ها و بزرگسالان خواهد شد.

با توجه به نزدیک شدن به فصل بازگشایی مدارس دکتر مهرداد بهرامیان چند نکته را در این باره یادآوری کرد که با رعایت آنها می‌توان تا حد بسیار زیادی به حفظ سلامت ستون فقرات کمک و از بروز درد و آسیب‌های ستون فقرات در طولانی مدت جلوگیری کرد؛ نخست آنکه کوله پشتی دانش آموزان نباید سنگین باشد و همچنین از چگونگی استفاده از آن هم آگاه باشند. البته پیشنهاد می‌شود در صورت امکان در مدارس، کمد وسایلی برای دانش آموزان در نظر گرفته شود تا بچه‌ها بتوانند وسایلی را که هر روز استفاده می‌کنند و در خانه به آنها نیازی ندارند در این کمدها قرار دهند و از حمل هر روز آنها خودداری کنند.

افزایش قوس ستون فقرات و گرد شدن شانه‌ها

این فیزیوتراپیست درباره تغییر حالت ستون فقرات بر اثر استفاده مداوم از کوله‌پشتی‌های سنگین و غیر استاندارد بیان می‌کند: ممکن است دانش‌آموز برای جبران وزن اضافی کوله‌پشتی به جلو خم شود که این موضوع می‌تواند بر میزان قوس ستون فقرات اثرگذار باشد و حتی باعث گرد شدن شانه‌های وی به سمت داخل شود.

دکتر مهرداد بهرامیان با بیان اینکه بهتر است وزن کیف و محتویات آن بیشتر از ۱۵ درصد وزن بچه‌ها نباشد توضیح می‌دهد که این وزن در واقع یعنی وزن کوله پشتی برای یک دانش‌آموز با وزن ۲۷ کیلوگرم باید کمتر از ۴ کیلوگرم باشد.

کوله پشتی نامناسب این بلاها را سرتان می‌آورد

استفاده صحیح از کوله‌پشتی

دکتر بهرامیان با بیان اینکه استفاده صحیح از کوله پشتی تا حد زیادی عوارض آن را کاهش خواهد داد، می‌گوید: یکی از نکات مهم در استفاده صحیح از کوله پشتی آن است که حتماً از دو بند برای حمل آن استفاده شود. انداختن کوله پشتی روی یک شانه موجب می‌شود فرد برای کنترل جبران این وزن نامتقارن به یک طرف خم شود که این کار به مرور می‌تواند باعث قوی شدن عضلات یک سمت و ضعف عضلات سمت دیگر بدن شود که در طولانی مدت باعث ایجاد تغیرات ساختاری در ستون فقرات و ایجاد اسکولیوز می‌شود. و در نهایت فرد مبتلا به ناهنجاری اسکولیوز یا انحراف ستون فقرات، انحنای جانبی C یا S شکلی در ستون فقرات خود پیدا خواهد کرد.

استفاده از کوله پشتی‌هایی با بند پهن

به گفته این فیزیوتراپیست، بهتر است از کوله پشتی‌هایی با بند پهن استفاده کنیم. چون بندهای پهن و دارای پد نرم در شانه‌ها فرو نمی‌روند و راحت‌تر هستند. بندهای باریک می‌تواند گردش خون را مختل کند و باعث بی حسی یا گزگز و به مرور زمان نیز ضعف در کل اندام فوقانی شود.

وی توصیه می‌کند: اگر کوله پشتی بندهایی باریک دارد می‌توانید با تهیه کردن پد یا فوم‌های نرم و قرار دادن آنها در زیر بندهای کوله پشتی فشار بندها را بر روی شانه‌ها تقسیم کنید. تا جایی که امکان دارد کوله پشتی‌ها نزدیک بدن حمل شوند و آویزان نباشند چون باعث ایجاد فشار مضاعف خواهند شد.

کوله پشتی‌های چند بخشی و دارای کمربند

دکتر بهرامیان ویژگی‌های کوله‌پشتی مناسب را اینگونه تشریح می‌کند: کوله پشتی‌ها اگر کمربند کمری داشته باشند می‌توانند بهتر به ستون فقرات و بدن وصل شوند که موجب تحمل وزن راحت‌تر می‌شود. بهتر است اندازه و طول بندها نیز در دو طرف کوله پشتی به یک اندازه باشد و کوله پشتی حتماً صاف بسته شود. استفاده از کوله پشتی‌های چند بخشی نیز گزینه بهتری در انتخاب کوله پشتی است. بنابراین حتماً هنگام انتخاب این نکات را در نظر بگیرید و کوله پشتی‌هایی با جیب‌ها و بخش‌های زیادی انتخاب کنید. این کار به ویژه برای دانش آموزان باعث می‌شود بتوانند وسایل خود را در جاهای مختلف آن به گونه‌ای قرار دهند که وزن کوله پشتی در دو سمت راست و چپ به یک اندازه پخش شود تا برای حمل آن مجبور نباشند خود را کج کنند.

مشکل کوله پشتی‌های خورجینی

این فیزیوتراپیست درباره کوله‌پشتی‌های مدل خورجینی نیز می‌گوید: بهتر است از کوله پشتی‌های خورجینی استفاده نکنیم. چون در این کوله پشتی‌ها همه وسایل در یک قسمت انباشته می‌شوند یا نیرو را به روی کمر انتقال می‌دهند یا با تقسیم نامتناسب نیرو موجب فشار بیش از حد به شانه‌ها و قفسه سینه می‌شوند.

توجه به جنس کوله پشتی

به گفته دکتر بهرامیان، جنس کوله پشتی نیز تأثیر زیادی در وزن خود کیف دارد. بنابراین بهتر است هنگام انتخاب به وزن کوله پشتی بدون وجود وسایل توجه و کوله‌های با جنس سبک‌تر انتخاب کنید. مثلاً کیف‌های پارچه‌ای سبک‌تر از مدل‌های چرمی هستند. همان طور که در مقایسه با کیف‌های دستی، کوله پشتی انتخاب بهتری برای حمل وسایل به ویژه توسط بچه‌هاست.

کیف‌های دستی

این پزشک فیزیوتراپیست در مورد کیف‌های دستی می‌گوید: در حمل کیف‌های دستی احتمال کشیدگی لیگامان های شانه و آرنج بیشتر است که در طولانی مدت می‌تواند موجب آسیب به این نواحی شود. هرچند جابه‌جا کردن کیف بین دو دست می‌تواند راه حل مناسبی برای تقسیم نیرو بین اندام فوقانی راست و چپ باشد. اما به طور کلی برای استفاده طولانی مدت کوله پشتی‌ها انتخاب بهتری خواهد بود.

دومین پیروزی زنان بسکتبال ایران در کاپ آسیا

تیم ملی بسکتبال زنان ایران در دومین دیدار خود از رقابت‌های دسته دوم کاپ آسیا (دیویژن B) امروز (دوشنبه، ۲۳ مرداد) به مصاف مغولستان رفت و با نتیجه  ۷۰ بر ۳۳ به پیروزی رسید. 

شاگردان النی کاپوچیانی در تیم ایران کوارتر اول این دیدار را با برتری ۱۶ بر ۸ به پایان رساندند، در کوارتر دوم هم ۱۲ بر ۶ جلو افتادند تا نیمه اول را با برتری ۲۸ بر ۱۴ به پایان برسانند. در کوارتر سوم دو بازیکن ایران به هم برخورد کردند که فرناز خدامرادی مصدوم شد و از زمین بیرون رفت. این کوارتر هم ۲۶ بر ۱۰ برای ایران بود. در کوارتر چهارم ایران ۱۶ بر ۹ برنده شد تا در نهایت بازی ۷۰ بر ۳۳ به سود ایران تمام شود.

دلارام وکیلی با ۱۳ امتیاز،  امتیازآورترین بازیکن زمین شد.

از تیم مغولستان هم نیامجاو ناندیدخوسل با کسب ۹ امتیاز، بیشترین امتیاز را برای تیم خود کسب کرد.

فائزه شهریاری، معصومه اسماعیل‌زاده، آیدا گل‌محمدی، نگین رسولی‌پور و شیدا شجاعی در ترکیب ابتدایی ایران قرار داشتند.  

این دومین پیروزی زنان بسکتبال ایران در این رقابت‌هاست؛ ملی‌پوشان ایران روز گذشته(یکشنبه، ۲۲ مرداد) مالزی را شکست دادند.  

تیم ایران سه‌شنبه، ۲۴ مرداد در آخرین دیدار دور گروهی به مصاف اندونزی می‌رود که این تیم نیز در دو دیدار قبلی خود به پیروزی رسیده است. برنده این مسابقه به صورت مستقیم به نیمه‌نهایی صعود می‌کند و تیم دوم هم باید برای صعود به نیمه‌نهایی به مصاف تیم سوم گروه B برود.  

در پایان این رقابت‌ها تیم قهرمان به دسته اول آسیا صعود می‌کند.

مردی که برای همسرِ تازه فارغ شده‌اش گل نبُرد و دردسر شد

چند روز قبل کاربری به نام «دون مارلون» در توئیتر از مساله‌ای خانوادگی نوشت که ذهن کاربران زیادی را مشغول کرده، ماجرا را بخوانید تا بعد برسیم به واکنش‌ها:

«خانمم قبل تولد بچه چندباری گفته بود موقع زایمان دسته گل یادت نره و منم تو ذهنم بود که حتما انجامش بدم. بعد تولد دخترک چون خانواده همسرم از شهر دیگه میومدن، برا وعده غذاییشون غذا پختم وباخودم بردم بیمارستان که اذیت نشن و برای همین فراموشم شد تو مسیر دسته گل در اون لحظه بخرم. توهر بحثی که بعد اون روز داشتیم این قسمتش انگار فراموش نشدنی بود. جالب اینه که اون غذایی که تایم گذاشتم تا خانواده‌اش اذیت نشن اصلا اهمیت نداشت! اما دست گل خیلی مهم بود! با آدمایی وارد رابطه بشین که زبون عشق و ابراز علاقه‌تون رو بفهمن…

مردی که برای همسرِ تازه فارغ شده‌اش گل نبُرد و دردسر شد

پ.ن: دوستان عزیز، هر مرد و زنی تو زندگیش اشتباه می‌کنه، گاهی سهوی و گاهی عمدی

این که یه اشتباه رو اونم به صورت سهوی پتکی کنیم برای تخریب طرف مقابل، به نظرم جز خرابی اون رابطه سودی دیگه ای نداره نظر بقیه دوستان که مخالف نظر بنده‌اند قابل احترامه»

توضیحات اضافه لازم :

گل رو صبح سفارش دادم و تحویلش رو فراموش کردم. 

زایمان شب بوده و امکان برگشت نبوده، صبح روز بعد گل تقدیم شده

دست تنها بودم تو کارهای بیرون و فقط صرفا غذا نبوده

منتی در کار نبوده، این توییت صرفا بیان احساساتم در اون لحظه بوده»

در ادامه نظرات کاربران را می‌خوانیم: 

فرزاد در همان ابتدا نوشت: چیزی که من از توییت متوجه شدم شما اگر گل می‌خریدی و غذا درست نمی‌کردی هم همین بحث ادامه داشت. شما اگر همه کارها رو انجام می‌دادی سر راه میرفتی گل می‌خریدی و  یکم تاخیر می‌کردی تو رسیدن هم بحث به شکل دیگه ادامه داشت. به عنوان کسی که ۵ سال عینا چنین زندگی رو داشتم نظرمو گفتم فقط

یکی از کاربران خانم هم نوشت: خانومی‌که تازه زایمان کرده اصلا نمی‌تونه حواسش و به این که الان فلانی غذا نداشته یکی باید براش غدا تهیه کنه نیست که آخه… بعدم اصلا همین که به یکی بگی برام گل بگیر خودش قشنگ نیست چه برسه به اینکه بگی و نگیره بازم خیلی اشتباهت غیرقابل بخشش بوده دیگه

مردی که برای همسرِ تازه فارغ شده‌اش گل نبُرد و دردسر شد

یاشو انتقاد کرد: این کاری که کردی بهش میگن تشکیل مثلث، دنبال نفر سومی برای قضاوت ماجرا (اونم چیزی که یه طرفه تعریف کردی) و شدیدا کار سمی‌ایه تو یه رابطه، این همه وقت و انرژی که گذاشتی اینجا رو بذار توی همون رابطه و راجع به اون موضوع حرف بزنین تا حالتون بهتر بشه، دنبال تشکیل دادگاه بیرونی نباش

پری هم نوشت: واسشون مهم بوده و چندبار تکرار کردن، الویتشون دست گل بوده و نه غذا براى اقوام، کاش به الویت ایشون اهمیت مى‌دادین نه چیزى که خودتون فک کردید درسته و الویته، کار شما قشنگ بود ولى اینجا مبحث ارجح بودن خواست همسرتون بود.

یکی دیگر از کاربران هم در ادامه نوشت: من درکتون می‌کنم. فقط به این هم فکر کنید حمله هورمون‌ها و… می‌تونه آدم رو غیر منطقی کنه بعد بحث بشه و حرفای اون بحث تو ذهن آدم بمونه و دیگه مواقع غیر هورمونی هم کینه بشه بیاد بالا. اما من واقعا درکتون می‌کنم. امیدوارم به طریقی فراموشش بشه.

می‌می گفت: وقتی یکی بهتون میگه من گرسنمه، شما می‌رید براش کتاب بخرید؟ بعدم می‌گید صلاحت رو می‌خواستم؟ ضمنا مسئولیت غذای خانواده همسرتون به عهده خودشون بوده، شما مسئول خواسته همسرتون بودید

مردی که برای همسرِ تازه فارغ شده‌اش گل نبُرد و دردسر شد

گلی درباره درک خانم‌ها نوشت: شما آدم اشتباه رو انتخاب نکردین فقط زبون خانم‌ها رو بلد نیستین. قطعا هر زنی تک تک لحظات و رفتار و گفتار همه افراد زمان زایمانش یادش می‌مونه. حاضرم شرط ببندم حتما با خودش میگه شوهر مردم بدون گفتن گل می‌خره ولی من اون همه تاکید کردم بازم یادش رفت و این رو بی‌اهمیتی شما به خودش تلقی می‌کنه

دریا هم گفت: مسئله این نیست که یه گل ارزششو نداشت. مسئله اینه که شما به طریق‌های مختلف نشون داده بودین که تقریبا هیچ‌وقت هیچ بهانه‌ای شما رو به این فکر وا نمیداره که یه دسته گل برای همسرتون بگیرین و از‌ این طریق خوشحالش کنین وگرنه وسط اصلا صد تا کار تو همچون موقعیتی هیچ‌وقت گل فراموشتون نمی‌شد

جابر از درد مشترکش نوشت: می‌دونم چی میگی ، دقیقا این داستان سرم اومد منتهی به دلیل اینکه وضع مالیم بحرانی بود یک گل مصنوعی کوچک ارزان قیمت تهیه کردم اما از گل خانواده خودش بهتر بود ، هنوزم که هنوزه دارم طعنه‌هاش رو می‌چشم با وجود اینکه دخترم نه سالشه، کامنت‌های زن‌ها فقط یک طرفه است بیخیال شو رفیق دنیا همینه

لئوناردو هم از زاویه متفاوتی وارد شد: ببین مرد ایرانی یه بار غذا درست میکنه چه منتی میزاره سر زنش اونوقت زنها بدون‌ منت هرروز براتون غذا درست میکنن کوفت میکنین :)) واقعا خاک بر سر زنها که انقد شماهارو پررو کردن

مردی که برای همسرِ تازه فارغ شده‌اش گل نبُرد و دردسر شد

حسین از تجربه خودش گفت: واسه من داستان به شکل دیگه شد، واسه زایمان خانومم رو بردم شهر خودشون ، موقع زایمان هم که ماشین پدر خانومم و با مادرش رفتیم، این وسط دوندگی و استرس باعث شد کلا گل و حتی شیرینی رو یادم رفت ، چندین بار به روم آورد،  کلا خانوما تو یه سری موارد کینه شتری رفتار میکنن و بقیه موارد کشک

لیلی هم در انتها نوشت: توضیح اشتباهتون فقط فراموشیه که اوکیه اما چاره‌اش یه «معذرت‌خواهی» و دیگه تکرار نمیشه بود! کاری که شما کردی توجیه اشتباه با یه کار از نظر شما سخت‌تر بوده ودادن اجساس گناه دادی چرا قدرتو نمیدونه! اگه بدون عذر و بهانه معذرت‌خواهی می‌کردی و دیگه تکرار نمیشد اونم سال‌ها ادامه‌اش نمی‌داد.

ماجرای باورنکردنی کودکانی که در میان حیوانات رشد کردند

زندگی در میان حیوانات وحشی و خطرناک جنگل یا حتی بودن در میان آن‌ها و زندگی کردن به شیوه حیوانات، حرف زدن به زبان آن‌ها و… همه آن چیز‌هایی است که کودکان جنگل می‌آموزند.

به نظر شما آیا زندگی در جنگل همان‌طور که در داستان پسر جنگل گفته شده بود، آسان و لذت‌بخش است؟ اگر فکر می‌کنید که زندگی و بزرگ شدن نزد حیوانات بدون اینکه به انسان آسیبی برسانند، تنها یک داستان است و نمی‌تواند حقیقت داشته باشد، حتما ماجرای این کودکان را که در دنیای وحش رشد کرده‌اند و با آداب و رسوم انسانی غریبه‌اند بخوانید.

آن‌ها حیواناتی را که در میانشان زندگی کرده‌اند، به عنوان خانواده خود قبول دارند. این کودکان نه‌تن‌ها نمی‌توانند صحبت کنند بلکه از نعمت خندیدن و گریه کردن نیز محرومند. تحقیقات نشان داده است که در بیشتر موارد این کودکان عمر کوتاهی دارند که دلیل آن می‌تواند خوردن غذای ناسالم و نداشتن بهداشت باشد. همچنین آن‌ها تمایلی به زندگی با انسان‌ها ندارند و در اولین فرصت دوباره به جنگل فرار می‌کنند.

دختر جنگلی

روچام پنگینگ- دختری که تا به حال موضوع خبر‌های بسیاری از خبرگزاری‌ها بوده است- ۱۸ سال از عمر خود را در جنگل‌های شمال شرق کامبوج در نزدیکی تایلند و در کنار حیوانات گذرانده است. تا قبل از گم شدن پنگینگ، آن‌ها خانواده‌ای شاد و خوشبخت بودند که در دهکده‌ای نزدیک جنگل زندگی می‌کردند، اما آن‌ها هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند که زندگی در کنار جنگل می‌تواند زندگیشان را به شکلی عجیب دگرگون کند.

دختر جنگلی

پیدا شدن دختر جنگل

در سیزدهم ژانویه ۲۰۰۷ اهالی روستای راتاناکری که در حدود ۳۵۰ کیلومتری شمال شرق پنوم پن- پایتخت کامبوج- قرار دارد، به پلیس منطقه گزارش دادند که انسانی عجیب و غریب در حالی که لباس‌هایی پاره به تن دارد، چند روزی است که از خانه‌هایشان غذا می‌دزدد، ولی قبل از اینکه پلیس بخواهد اقدامی انجام دهد، یکی از روستاییان که روچام غذای ناهارش را خورده بود، او را گرفته و تحویل پلیس داده.

به خاطر اینکه پنگینگ مدت زیادی از عمر خود را با حیوانات و به دور از مردم گذرانده بود، تکلم را فراموش کرده و دیگر قادر به صحبت کردن نبود. همین امر باعث شده بود تا پلیس در ارتباط برقرار کردن با او دچار مشکل شود و نتواند هویت او را تشخیص دهد.

چند روز گذشت و تحقیقات پلیس به جایی نرسید تا اینکه خبر در روستا‌های اطراف منتشر شد. در این زمان بود که مردی ۴۵ ساله به نام سال لوئو که خود مأمور پلیس بود و در یکی از روستا‌های اطراف سکونت داشت، مدعی شد که مشخصات این دختر با فرزند آن‌ها که حدود ۱۸ سال پیش در جنگل مفقود شده است مطابقت دارد.

مأموران پلیس برای فهمیدن راز این دختر جنگلی از ادعای تنها کسانی که می‌گفتند او را می‌شناسند به سادگی نگذشتند و برای تحقیقات بیشتر از همسر سال لوئو به نام راچام سوی نیز خواستند تا به اداره پلیس بیاید و در صورت لزوم تست دی‌ان‌ای انجام دهد. اما به محض ورود راچام سوی همه از دیدن این همه شباهت بین این زن و دختر جنگل متحیر شدند و همین شباهت باعث شد تا از آن‌ها تست گرفته نشود.

قبل از پیدا شدن خانواده دختر، پلیس‌ها قصد داشتند او را در قفسی گذاشته و در تمام روستا‌های اطراف بگردانند تا شاید کسی او را بشناسد. پدر پنگینگ می‌گوید: «خدا را شکر می‌کنم که قبل از انداختن دخترم به داخل قفس و ما از موضوع اطلاع پیدا کردیم و او را به خانه بازگرداندیم.»

دختر

بازگشت به آغوش خانواده

زمانی که دختر جنگلی نزد خانواده‌اش باز می‌گشت، همه آن‌ها با ناباوری از بازگشت او اشک شادی می‌ریختند و نمی‌دانستند که این دختر دیگر مانند گذشته نیست و می‌تواند برایشان مشکلات بزرگی به وجود آورد. سال‌ها دوری از انسان‌ها و زندگی با حیوانات خلق و خوی این دختر را وحشی ساخته بود، ولی خانواده او امیدوار بودند بتوانند دوباره صحبت کردن و زندگی به طریقه انسان‌ها را به او بیاموزند و به همین دلیل از بردن روچام به بیمارستان برای تحقیقات جلوگیری کردند.

سال لوئو گم شدن دختر خود را این‌گونه شرح داد: «یک روز همراه با روچام و خواهر کوچکش برای چراندن گاو‌ها به جنگل رفته بودیم. او در آن زمان تنها هشت سال داشت و در کنار من مشغول دویدن و بازی کردن بود. یک لحظه از او غافل شدم و وقتی به خود آمدم، دیدم که دخترم آنجا نیست. من او را گم کرده بودم و تلاش برای یافتنش هم بی‌نتیجه بود. به سرعت به روستا بازگشتم و عده‌ای را برای کمک همراه خود بردم، اما گویا هر چه می‌گشتیم، کمتر می‌یافتیم. به گمان اینکه حتما او توسط حیوانات وحشی شکار شده و به لانه آن‌ها برده شده است به خانه برگشتم.

در تمام این سال‌ها من خودم را مسبب گم شدن و از دست دادن دخترمان می‌دانستم.» وقتی که خبرنگاران روزنامه گاردین برای گرفتن گزارش به روستای آن‌ها آمدند، پنگینگ با دیدن آن همه خبرنگار و دوربین‌هایشان بسیار ترسیده بود و از آن‌ها فرار می‌کرد. در ابتدا مادرش نمی‌گذاشت تا از او فیلم بگیرند، زیرا فکر می‌کرد که ممکن است با این کار او را عصبی کنند و پا به فرار بگذارد، اما کم‌کم پنگینگ آرام شد و دیگر نمی‌ترسید، اما همچنان پشت خانواده‌اش پنهان می‌شد.

خبرنگاران از یک روز زندگی او فیلم گرفتند. در موقع غذا پنگینگ نمی‌توانست با قاشق غذا بخورد، حتی نمی‌توانست آن را در دست بگیرد و به همین خاطر با دست غذا می‌خورد و بیشتر از اینکه بخواهد غذا را در دهانش بگذارد، روی خودش می‌ریخت. 

یک هفته بعد

تنها یک هفته بعد پنگینگ بسیاری از کار‌های شخصی را یاد گرفته بود و خانواده‌اش از این بابت بسیار خوشحال بودند. همچنین او سه کلمه پدر، مادر و دل‌درد را نیز می‌توانست بگوید. او به زبانی خاص صحبت می‌کرد و تنها چیزی که خیلی او را خوشحال می‌کرد و لبخند به لبش می‌نشاند، بازی با چند حیوان عروسکی و یک آینه بود.

روچام

روچام ۱۸ سال از زندگی‌خود را در جنگل و با حیوانات وحشی گذرانده است

پنگینگ وقتی تشنه یا گرسنه می‌شد، به دهانش اشاره می‌کرد، اما هنوز به جای راه رفتن روی دو پا، ترجیح می‌داد خود را روی زمین بکشد یا روی چهاردست و پا راه برود. همچنین هنوز در هنگام عصبانیت فریاد می‌کشید. خانواده پنگینگ لحظه‌ای او را از نظر دور نمی‌کردند تا دوباره به جنگل نگریزد، اما تمام تلاش‌ها بی‌نتیجه بود.

بازگشت به جنگل

در فوریه سال ۲۰۰۸ خبری از بازگشت این دختر به جنگل منتشر شد که خانواده‌اش نیز این خبر را تایید کردند، اما تنها چند روز بعد دوباره پنگینگ به خانه بازگشت. در گزارش بعدی که گاردین در جولای ۲۰۰۸ از او به چاپ رساند، این‌چنین آمده بود: «پنگینگ دیگر می‌تواند به تنهایی غذا بخورد و لباس‌های خود را عوض کند. حرف زدن او نیز تا حدی بهتر شده و منظور او قابل فهم است.

او حتی توانسته خود را با دیگران وفق داده و با خواهرزاده و برادرزاده‌هایش بازی کند، اما تمام این موضوعات چیزی نیستند که اندیشه فرار را از سر پنگینگ دور کنند.» در بیست و پنجم می‌۲۰۱۰، پنگینگ به بهانه حمام کردن از خانه خارج شد و بازنگشت. در اوایل ماه ژوئن همسایه‌ها او را در ۱۰۰ متری خانه در حالی که در گوشه‌ای نشسته و گریه می‌کرد یافتند.

داستان او باورنکردنی بود، زیرا او از آن مکان جایی نرفته بود و، چون راه خانه را گم کرده بود، مجبور شد ۱۱ روز را در آنجا سپری کند بلکه کسی رد شود و او را ببیند. اما تنها چند روز بعد او دوباره به جنگل گریخت و این بار دیگر کسی نتوانست او را پیدا کند. 

اولین انسان جنگلی

اولین و مشهورترین انسانی که در جنگل پیدا شد، پیتر وحشی بود. او با چهره‌ای خاص و مو‌هایی قهوه‌ای با سنی در حدود ۱۲ سال در ۲۷ جولای ۱۷۲۴ در جنگل هلپنسون در هانوور پیدا شد. او قادر بود به راحتی و مانند میمون‌ها از درخت‌ها بالا برود و از روی شاخه‌ها بپرد. او با ناخن‌هایش پوسته درختان را می‌کند و شیره‌ای را که از آن خارج می‌شد می‌مکید.

مرد

پس از اینکه پیتر به دست شکارچیان گرفته شد، برای انجام تحقیقات بیشتر به مرکزی در انگلیس انتقال داده شد. در این مرکز به او زندگی به روش انسان‌ها آموخته شد. پیتر ۶۷ سال در این مرکز زندگی کرد، دیگر تمام کارهایش را خودش انجام می‌داد، اما هیچ‌گاه نتوانست به خوبی صحبت کند و به‌جز نام خود و شاه جورج هرگز کلمه‌ای دیگر به زبان نیاورد، اما قدرت شنوایی او فوق‌العاده بود و مانند حیوانات بوی همه چیز را به خوبی متوجه می‌شد. هیچ‌کس داستان زندگی او و این را که چگونه در جنگل زندگی می‌کرد نفهمید.

پیتر وحشی

پیتر وحشی پس از مرگ در همان جنگلی به خاک سپرده شد که در آنجا زندگی‌کرده بود

بزرگ شده با گرگ‌ها

یکی دیگر از داستان‌های مربوط به انسان‌های بزرگ شده با حیوانات، داستان دو دختر است که با گرگ‌ها زندگی می‌کردند. این دو دختر در حالی که کنار هم در لانه یک گرگ خوابیده بودند، پیدا شدند. البته برخی معتقدند که این دو خواهر نبودند و دو دختر از خانواده‌های متفاوت بودند که توسط گرگ‌ها ربوده شده‌اند. زمانی که آن‌ها پیدا شدند آمالا ۱۸ ماهه بود و کامالا هشت سال داشت. در سال ۱۹۲۶ در بین مردم بنگال زمزمه‌های بسیاری از وجود شبح در جنگل‌های میدناپور شنیده می‌شد. 

کودکان

در این زمان بود که کشیش جوزف آمریتو لال سینگ تصمیم گرفت برای خاتمه بخشیدن به این شایعات به جنگل برود. او در نزدیکی لانه گرگ‌ها مخفی شد. وقتی گرگ‌ها یکی یکی از لانه خارج شدند، سینگ با صحنه‌ای باورنکردنی مواجه شد؛ دو موجود بسیار ترسناک که هم شبیه انسان بودند و هم نبودند در آنجا بودند.

سینگ می‌گوید: «دست و پایشان شبیه انسان بود، ولی سرهایشان بیشتر به گرگ‌ها شباهت داشت و چشم‌هایشان بسیار مخوف بود. آن‌ها روی چهار دست و پا راه می‌رفتند.» سینگ پس از اینکه از انسان بودن آن‌ها اطمینان پیدا کرد، در فرصتی مناسب که در لانه به خواب رفته بودند و گرگ‌ها نیز در لانه نبودند، آن‌ها را گرفته و با خود به شهر آورد.

سینگ نام آن‌ها را آمالا و کامالا گذاشت و به آن‌ها لباس و غذا داد، اما دختر‌ها دائم لباس‌های خود را پاره می‌کردند و تمایلی به خوردن غذای پخته نداشتند و تنها گوشت خام می‌خوردند. مانند گرگ‌ها می‌خوابیدند و در هنگام طلوع و غروب خورشید زوزه می‌کشیدند. این دو آن‌قدر چهار دست و پا راه رفته بودند که دیگر مفاصلشان به همان صورت شکل گرفته بود و حتی قادر نبودند روی دو پای خود بایستند، چه برسد به اینکه به وسیله آن‌ها راه بروند.

 آمالا و کامالا از بودن با انسان‌ها بیزار بودند و از آن‌ها دوری می‌کردند. اگر کسی آن‌ها را آزار می‌داد با گاز گرفتن از خودشان دفاع می‌کردند. سینگ می‌گوید: «حتی قدرت بینایی و شنوایی آنان نیز مانند گرگ‌ها قوی شده بود و کوچک‌ترین صدا‌ها را از دور تشخیص می‌دادند.»

سینگ که فردی تحصیل کرده بود، با وجود فقر تمام تلاش خود را برای بهبود حال آن‌ها و دور کردنشان از خلق و خوی گرگی به کار بست، اما آمالا در ۲۱ سپتامبر ۱۹۲۱ از دنیا رفت. این برای کامالا ضربه بزرگی بود و انسان‌ها را مقصر مردن خواهر خود می‌دانست. او برای مدت‌ها غذا نخورد و دائم ناله‌وار زوزه می‌کشید، اما پس از مدتی دوباره به حال عادی بازگشت، ولی گویا زندگی کامالا هم دور از خانواده گرگیش دوامی نداشت و او نیز در ۱۴ نوامبر ۱۹۲۹ با وجود تلاش پزشکان برای‌مداوای وی، از دنیا رفت.

انسان شامپانزه‌ای

بیلو- پسری اهل نیجریه که به تعبیر رسانه‌ها پسر شامپانزه‌ای است- در سال ۱۹۹۶ در جنگل‌های فالگور در نیجریه توسط شکارچیان در حالی که در میان شامپانزه‌ها بود و مانند آن‌ها رفتار می‌کرد، پیدا شد و به همین دلیل پسر شامپانزه‌ای لقب گرفت. زمانی که بیلو پیدا شد، درست مثل شامپانزه‌ها راه می‌رفت و دست‌هایش را روی زمین می‌کشید.

پوست

به همین خاطر پوست دستانش از بین رفته بود. هیچ‌کس نمی‌دانست که او در واقع چند سال دارد، ولی کسانی که او را یافته بودند، می‌گویند: «زمانی که او را یافتیم، در حدود دو سال داشت.» معلوم نبود که او چه مدت را با شامپانزه‌ها به سر برده بود، ولی محققان با بررسی رفتار‌های او این مدت را چیزی در حدود شش ماه دانستند.

اینکه چگونه بیلو به جنگل رفته بود یا چه کسی او را بی‌سرپناه در جنگل رها کرده بود، موضوعی بود که هرگز حل نشد، اما به خاطر ناتوانی‌های رفتاری بیلو، یکی از فرضیه‌هایی که می‌توانست به حقیقت بسیار نزدیک باشد، رها شدن او در جنگل توسط والدینش به خاطر عقب‌ماندگی او بود. بیلو به شهر آورده شد و، چون هیچ اطلاعی از خانواده‌اش به دست نیامد، به مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست در کانو در آفریقای جنوبی سپرده شد.

اما در آنجا نیز بچه‌ها را آزار می‌داد و وسایل آن‌ها را این‌سو و آن‌سو پرتاب می‌کرد، دائم بی‌قرار بود و به جای خوابیدن روی تختخوابش دائم روی آن جست و خیز می‌کرد. در سال ۲۰۰۲ و بعد از گذشت شش سال از زندگی در میان انسان‌ها و بازی با کودکان عادی، بیلو بسیار آرام‌تر شده بود و بسیاری از کار‌های خود را می‌توانست انجام دهد، اما او هرگز نتوانست صحبت کند یا بخندد.

 در مدتی که بیلو در شهر نگهداری شد، هرگز خوب نخوابید و از دیدن چهره خود در آینه نیز وحشت داشت. بسیاری از محققان معتقد بودند که دوری از مکانی که بیلو در آن رشد کرده است، ممکن است صدمه شدیدی به او وارد کند، اما با آرام‌تر شدن روز به روز بیلو همه فکر می‌کردند که او دارد با زندگی انسان‌ها خو می‌گیرد تا اینکه بالاخره در سال ۲۰۰۵، بیلو به دلایل نامعلومی‌که هرگز گفته نشد از دنیا رفت.

زندگی با میمون‌ها

جان سبونیا که البته به نام پسر میمونی نیز شناخته می‌شود، یکی دیگر از کودکانی است که در جنگل بزرگ شد. او با میمون‌ها زندگی می‌کرد. جان در سال ۱۹۸۰ به دنیا آمد. زمانی که او فقط سه سال داشت شاهد یکی از تلخ‌ترین خاطرات زندگیش بود که هیچ‌گاه از ذهنش پاک نمی‌شود. پدر و مادرش طبق معمول با هم مشاجره داشتند و جان در گوشه‌ای ایستاده و آن‌ها را نگاه می‌کرد و به جز گریه کردن کاری از دستش برنمی‌آمد. اما این بار با دفعات قبل فرق می‌کرد؛ او شاهد قتل مادرش به دست پدرش بود.

میمون

جان که بسیار ترسیده بود، بی‌هدف به سمت جنگل آگاندان که به خاطر داشتن تعداد زیادی میمون سبز آفریقایی معروف است فرار کرد و هیچ‌گاه بازنگشت. در سال ۱۹۹۱ وقتی میلی- که یکی از زنان قبیله‌ای ساکن در آن حوالی بود- در جنگل پرسه می‌زد، او را که در شکاف یک درخت پنهان شده بود پیدا کرد. میلی جان را با خود به دهکده آورد. جان نیز در برابر آمدن هیچ مقاومتی از خود نشان نداد. خانواده میلی، سرپرستی جان را به‌عهده گرفتند و حتی با چوب و سنگ از او در برابر دیگران دفاع می‌کردند.

وقتی خانواده میلی قصد تمیز کردن او را داشتند، با تعجب فراوان دیدند که بدن او با مو‌هایی به نام‌هایپر تریکاسیس که معمولا روی بدن حیوانات می‌روید، پوشیده شده است. همین‌طور روی تمام بدنش جای زخم و خراش بود. زانوهایش هم به دلیل راه رفتن روی چهار دست و پا زخمی شده و پینه بسته بودند. او برای معالجه و نگهداری به پل و مولی واسوا که مدیریت یک موسسه خیریه را برعهده داشتند، سپرده شد.

پسر جنگلی 

جان به خاطر زندگی به شیوه میمون‌ها و راه‌رفتن مانند آنها مدت‌ها طول کشید تا بتواند مانند انسان‌ها رفتار کند

در آن زمان هنوز هویت جان مشخص نبود و، چون او نمی‌توانست صحبت کند چیزی در مورد سرگذشتش نمی‌توانست بگوید. خانم و آقای واسوا عکس او را به رسانه‌ها دادند و در کل شهر پخش کردند. پدرش که به اتهام قتل درجه دو هنوز در زندان به سر می‌برد، تصویر پسرش را در خبر‌ها دید و پلیس را از ماجرا آگاه کرد. در مرکزی که جان نگهداری می‌شد، همه‌جور امکانات رفاهی برای کودکان وجود داشت. همچنین پزشکانی که در آنجا حضور داشتند، به وضع سلامت بچه‌ها رسیدگی می‌کردند.

بعد از معاینات و انجام یک‌سری آزمایش‌ها مشخص شد که در بدن جان کرم‌هایی به وجود آمده است که اگر از بین نرود، باعث مرگ او می‌شوند. تمام این بیماری‌ها به خاطر تغذیه نادرست بود و همین امر باعث شد تا پزشکان اطمینان پیدا کنند که او در جنگل همراه میمون‌ها زندگی می‌کرده است و از غذای آن‌ها می‌خورده. جان که تا آن روز تنها بلد بود از خود صدا‌های عجیب درآورد و در هنگام ناراحتی فریاد می‌کشید، کم‌کم صحبت کردن، خندیدن و گریه کردن را می‌آموخت و یاد می‌گرفت چطور با دیگران ارتباط برقرار کند.

پسر

وقتی جان پیدا شد به خاطر تغذیه نادرست در شرایطی بحرانی به سر می‌برد و به همین دلیل مدتی در بیمارستان بستری بود

محققان یادگیری او در زمانی کوتاه را به خاطر آن دانستند که او قبل از زندگی در جنگل می‌توانسته صحبت کند. طبق اخباری که از او در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، او نه‌تن‌ها می‌توانسته حرف بزند بلکه در گروه کر کودکان بی‌سرپرست به نام مروارید آفریقا آواز می‌خوانده و برای جمع کردن کمک‌های مردمی به شهر‌های مختلف نیز با آن گروه سفر کرده است. شبکه خبری بی‌بی‌سی نیز مستندی از زندگی این پسر به نام گواه زنده ساخت که این فیلم در سیزدهم اکتبر ۱۹۹۹ نمایش داده شد.

پسر گرگی

دینا سانیچار نام پسری هندی بود که به خاطر شباهتش به گرگ‌ها به او لقب پسر گرگی داده بودند. داستان این پسر یکی از قدیمی‌ترین داستان‌هایی است که در مورد انسان‌های بزرگ شده با حیوانات شنیده شده و در همان زمان در سراسر دنیا غوغایی به‌پا کرد. وقتی دینا در سال ۱۸۶۷ در میان جنگل‌های بولندایر توسط شکارچیان گرفته شد، تقریبا پنج، شش سال داشت.

دینا سانیچار

دینا سانیچار به دلیل زندگی با گرگ‌ها مانند آنها شده و به پسر گرگی معروف شده بود  

شکارچیان شاهد بودند که گروهی از گرگ‌ها وارد یک غار شدند؛ در حالی که موجودی عجیب‌الخلقه که هم شبیه انسان و هم شبیه به گرگ بود و مانند گرگ‌ها روی چهار دست و پا راه می‌رفت، همراهشان وارد غار شد.

آن‌ها برای دور کردن گرگ‌ها از غار، آتش روشن کرده و با ترساندنشان، گرگ‌ها را فراری دادند، اما تا دینا خواست فرار کند او را گرفتند. وقتی او را به بولند شایر آوردند، بسیار عصبی بود و دائم می‌خواست از دست انسان‌ها فرار کند. 

مرد

حتی چند بار کسانی را که نگهش داشته بودند به شدت گاز گرفت. اهالی دهکده مجبور به زندانی کردن او در یک اتاق کوچک شدند. دینا فقط گوشت خام می‌خورد، نمی‌توانست در بشقاب غذا بخورد و اگر در ظرف به او غذا می‌دادند روی زمین برمی‌گرداند و از روی زمین می‌خورد. طاقت پوشیدن لباس نداشت و هرچه تنش می‌کردند، با چنگ و دندان پاره می‌کرد و درمی‌آورد. بعد از مدتی بالاخره یاد گرفت لباس بپوشد و غذای پخته شده بخورد، اما هیچ‌گاه نتوانست حرف بزند.

شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

عکسی از جشن تولد یک والدین ایرانی برای فرزندشان با تم و تشکیلات عجیب و ذکر کادو در فضای مجازی سوژه شده است.

این روزها باب شده است که برخی والدین برای تولد فرزندان کوچکشان جشن‌های پر سروصدا و لاکچری می‌گیرند و در فضای مجازی منتشر می‌کنند این در حالی است که بسیاری از پدر و مادرهای ایرانی توانایی برگزاری یک جشن ساده برای فرزندانشان را هم ندارند.شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

شاهکار یک پدر مادر ایرانی در تولد فرزندشان

 

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

حالا شاید باورش سخت باشد اما برند ویکتوریا سکرت در واقع برای مردان ساخته شد. و این تنها یک نمونه از باریک بودن مرز میان دو جنس زن و مرد است.

در ادامه از چیرهایی خواهیم گفت که گرچه حالا متعلق به زنان دانسته می شوند، اما در ابتدا برای مردان ساخته شدند.

۱- نوار بهداشتی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

نوار بهداشتی های یک بار مصرف توسط فردی به نام بنجامین فرانکلین تولید شدند. کارکرد اصلی آن ها کمک به توقف خونریزی در سربازان زخمی بود و بعدها پرستاران زن به استفاده از این نوارهای بهداشتی روی آورند چرا که از قدرت جذب برخوردار بودند و استفاده از آن ها راحت بود.

2- کفش پاشنه بلند

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

قدمت کفش های پاشنه بلند می تواند به ایران قرن پانزدهم میلادی بازگردد. در حقیقت، سربازان ایرانی کفش های پاشنه بلند به پا می کردند تا پاهایشان در رکاب اسب محکم بماند. بعدها مهاجران ایرانی کفش های پاشنه بلند را به اروپا آوردند و اشرافیون مرد برای بلندتر دیده شدن قدشان از آن استفاده می کردند.

3- یوگا

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

تصور می شود ریشه ی یوگا به برهمین ها بازمی گردد که روحانیون سیستم طبقاتی هند بودند. بعداً یوگا توسط مردان به غرب آورده شد و رفته رفته میان زنان محبوبیت پیدا کرد.

4- کراپ تاپ

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کراپ تاپ این روزها محبوبیت زیادی میان زنان دارد. با این حال، این لباس در ابتدا توسط مردان و برای مردان به وجود آمد و پیش از آنکه زنان شروع به پوشیدن آن کنند، سال ها در مُد آقایان وجود داشت. مردان بدنساز برای در رفتن از قوانین پوشش آن زمان باشگاه های ورزشی، پایین پیراهن های خود را را می بریدند، چون اجازه نداشتند بدون لباس ورزش کنند.

5- کیف دستی

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

کارکرد اولیه کیفی دستی برای حمل پول بود. این کیف ها به دلیل کاربردی بودن شان میان مردان محبوبیت داشتند. به مرور زمان، زنان شروع به استفاده ی هر چه بیشتر از این کیف ها کردند و اینگونه شد که کیف های دستی به جزئی از مُد بدل شدند.

6- جوراب شلواری

۸ چیز زنانه که در ابتدا برای مردان ساخته شده بودند

جوراب شلواری ها و جوراب های بالای زانو در ابتدا برای مردان بودند. مردان اروپایی هنگام اسب سواری از آن ها استفاده می کردند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

والدین اغلب به دنبال بهترین راه‌ها برای قوی و سالم نگه داشتن فرزندان خود هستند. بزرگترین چالشی که در این زمینه وجود دارد، تغذیه کودک است که چه بخورد تا باهوش‌تر و قوی‌تر شود؟ تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته که کودکان در حال رشد چه غذاهایی مصرف کنند تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای داشتن سلامت جسمانی را دریافت کنند. در خصوص تغذیه لازم برای تقویت مغز هم باید گفت غذایی جادویی‌ای وجود ندارد که یک‌شبه کودک را به یک نابغه تبدیل کند، اما غذاهایی وجود دارند که مصرف منظم آنها، به رشد مغز و تقویت توانایی‌های شناختی در کودکان کمک می‌کند. مواد مغذی موجود در غذاها منبع سوختی برای مغز هستند. آنچه برای تغذیه کودک خود انتخاب می‌کنید می‌تواند در یادگیری، درک و حافظه کودک مؤثر باشد.

در ادامه چند ماده غذایی مقوی که به افزایش بهره‌وری مغز کودکان کمک می‌کند، معرفی می‌شود.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۱. توت‌ها

یکی از بهترین خوراکی‌هایی که به تقویت عملکرد مغز کودکان کمک می‌کند، توت‌های خوشمزه و مغذی هستند. تحقیقات نشان می‌دهد خوردن توت سفید با تقویت قدرت مغز و حافظه مرتبط است. این میوه به دلیل داشتن ترکیبات مفید، دوره ماندگاری اطلاعات و خاطرات در مغز را افزایش می‌دهد. هم‌چنین توت‌ها منبع خوبی از چربی‌های امگا ۳ هستند.

بر اساس مطالعات، مصرف توت فرنگی نیز می‌تواند به مرور زمان کاهش حافظه را به تعویق بیندازد و به بهبود حافظه کمک کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۲. سیب

بر اساس مطالعات، سیب می‌تواند به کاهش آسیب‌های شیمیایی در سلول‌های مغز کمک کند. سیب حاوی کوئرستین است که یک آنتی‌اکسیدان مفید برای بهبود مهارت‌های ذهنی محسوب می‌شود. اگر کودک شما روزانه یک سیب مصرف کند، مقاومت مغز او در آسیب‌های شیمیایی بیشتر می‌شود و ذهن پویاتری خواهد داشت.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۳. تخم‌مرغ

محققان دریافته‌اند که خوردن تخم‌مرغ به عنوان وعده صبحانه در کودکان، اسیدهای امگا ۳ مورد نیاز را تأمین می‌کند و باعث تقویت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز کودک می‌شود. هم‌چنین تخم‌مرغ حاوی ویتامین E است که به مبارزه با افسردگی کمک می‌کند. تخم مرغ منبع خوبی از مواد مغذی برای رشد و نمو است و به طور قابل توجهی فرایند رشد را در کودکان خردسال بهبود می‌بخشد.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۴. گیاهان و سبزیجات

سبزیجات برگ‌دار: مانند اسفناج، کلم پیچ و کلم سرشار از ویتامین های B۶، B۱۲، آهن و فولات هستند. مطالعات نشان می‌دهد خوردن تنها یک وعده سبزیجات برگ‌دار در روز خطر زوال عقل و پیری مغز را تا چهار سال کاهش می‌دهد.

تخم کدو تنبل: خوردن روزانه یک مشت تخم کدو تنبل به بهبود مهارت‌های شناختی و حافظه در سنین پایین کمک می‌کند.

غلات کامل: سبوس، بلغور جو دوسر، برنج قهوه‌ای و جوانه گندم همگی حاوی مقدار زیادی ویتامین B۶ و فولات هستند که جریان خون را به مغز افزایش می‌دهد.

دانه‌ها و مغزها: مغزها با فراهم کردن اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ به بهبود خلق و خو کمک کرده و تیامین و منیزیم موجود در آنها حافظه را تقویت می‌کند.

کلم بروکلی: منبع فوق العاده ویتامین K است که عملکرد شناختی و قدرت مغز را بهبود می‌بخشد.

گوجه فرنگی: این میوه حاوی لیکوپن است، یک آنتی اکسیدان قوی که با آسیب رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها مبارزه کرده و از خطر ایجاد زوال عقل و به ویژه آلزایمر می‌کاهد. آب گوجه فرنگی نیز منبع خوبی از آهن است.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۵. شکلات تلخ

هرچقدر رنگ شکلات تیره‌تر باشد، فواید آن نیز بیشتر است، چرا که مقادیر بیشتری فلاونوئید در خود دارد. فلاونوئید، آنتی‌اکسیدانی است که از آسیب سلولی جلوگیری می‌کند و میزان التهاب را کاهش می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف متعادل شکلات تلخ که حاوی ۷۰ درصد کاکائو است به بهبود سلامت مغز و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند. شکلات تلخ گردش خون در مغز را افزایش می‌دهد و در حفظ سلامت مغز و افزایش هوش معجزه می‌کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

 

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

والدین اغلب به دنبال بهترین راه‌ها برای قوی و سالم نگه داشتن فرزندان خود هستند. بزرگترین چالشی که در این زمینه وجود دارد، تغذیه کودک است که چه بخورد تا باهوش‌تر و قوی‌تر شود؟ تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفته که کودکان در حال رشد چه غذاهایی مصرف کنند تا تمام مواد مغذی مورد نیاز برای داشتن سلامت جسمانی را دریافت کنند. در خصوص تغذیه لازم برای تقویت مغز هم باید گفت غذایی جادویی‌ای وجود ندارد که یک‌شبه کودک را به یک نابغه تبدیل کند، اما غذاهایی وجود دارند که مصرف منظم آنها، به رشد مغز و تقویت توانایی‌های شناختی در کودکان کمک می‌کند. مواد مغذی موجود در غذاها منبع سوختی برای مغز هستند. آنچه برای تغذیه کودک خود انتخاب می‌کنید می‌تواند در یادگیری، درک و حافظه کودک مؤثر باشد.

در ادامه چند ماده غذایی مقوی که به افزایش بهره‌وری مغز کودکان کمک می‌کند، معرفی می‌شود.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۱. توت‌ها

یکی از بهترین خوراکی‌هایی که به تقویت عملکرد مغز کودکان کمک می‌کند، توت‌های خوشمزه و مغذی هستند. تحقیقات نشان می‌دهد خوردن توت سفید با تقویت قدرت مغز و حافظه مرتبط است. این میوه به دلیل داشتن ترکیبات مفید، دوره ماندگاری اطلاعات و خاطرات در مغز را افزایش می‌دهد. هم‌چنین توت‌ها منبع خوبی از چربی‌های امگا ۳ هستند.

بر اساس مطالعات، مصرف توت فرنگی نیز می‌تواند به مرور زمان کاهش حافظه را به تعویق بیندازد و به بهبود حافظه کمک کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۲. سیب

بر اساس مطالعات، سیب می‌تواند به کاهش آسیب‌های شیمیایی در سلول‌های مغز کمک کند. سیب حاوی کوئرستین است که یک آنتی‌اکسیدان مفید برای بهبود مهارت‌های ذهنی محسوب می‌شود. اگر کودک شما روزانه یک سیب مصرف کند، مقاومت مغز او در آسیب‌های شیمیایی بیشتر می‌شود و ذهن پویاتری خواهد داشت.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۳. تخم‌مرغ

محققان دریافته‌اند که خوردن تخم‌مرغ به عنوان وعده صبحانه در کودکان، اسیدهای امگا ۳ مورد نیاز را تأمین می‌کند و باعث تقویت انتقال‌دهنده‌های عصبی در مغز کودک می‌شود. هم‌چنین تخم‌مرغ حاوی ویتامین E است که به مبارزه با افسردگی کمک می‌کند. تخم مرغ منبع خوبی از مواد مغذی برای رشد و نمو است و به طور قابل توجهی فرایند رشد را در کودکان خردسال بهبود می‌بخشد.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۴. گیاهان و سبزیجات

سبزیجات برگ‌دار: مانند اسفناج، کلم پیچ و کلم سرشار از ویتامین های B۶، B۱۲، آهن و فولات هستند. مطالعات نشان می‌دهد خوردن تنها یک وعده سبزیجات برگ‌دار در روز خطر زوال عقل و پیری مغز را تا چهار سال کاهش می‌دهد.

تخم کدو تنبل: خوردن روزانه یک مشت تخم کدو تنبل به بهبود مهارت‌های شناختی و حافظه در سنین پایین کمک می‌کند.

غلات کامل: سبوس، بلغور جو دوسر، برنج قهوه‌ای و جوانه گندم همگی حاوی مقدار زیادی ویتامین B۶ و فولات هستند که جریان خون را به مغز افزایش می‌دهد.

دانه‌ها و مغزها: مغزها با فراهم کردن اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ به بهبود خلق و خو کمک کرده و تیامین و منیزیم موجود در آنها حافظه را تقویت می‌کند.

کلم بروکلی: منبع فوق العاده ویتامین K است که عملکرد شناختی و قدرت مغز را بهبود می‌بخشد.

گوجه فرنگی: این میوه حاوی لیکوپن است، یک آنتی اکسیدان قوی که با آسیب رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها مبارزه کرده و از خطر ایجاد زوال عقل و به ویژه آلزایمر می‌کاهد. آب گوجه فرنگی نیز منبع خوبی از آهن است.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

۵. شکلات تلخ

هرچقدر رنگ شکلات تیره‌تر باشد، فواید آن نیز بیشتر است، چرا که مقادیر بیشتری فلاونوئید در خود دارد. فلاونوئید، آنتی‌اکسیدانی است که از آسیب سلولی جلوگیری می‌کند و میزان التهاب را کاهش می‌دهد. تحقیقات نشان می‌دهد که مصرف متعادل شکلات تلخ که حاوی ۷۰ درصد کاکائو است به بهبود سلامت مغز و تقویت سیستم ایمنی بدن کمک می‌کند. شکلات تلخ گردش خون در مغز را افزایش می‌دهد و در حفظ سلامت مغز و افزایش هوش معجزه می‌کند.

۵ ماده غذایی برای بهبود عملکرد مغزی در کودکان

 

بارداری زن 72 ساله‌ از شوهر 25 ساله اش!

یک مرد ۲۵ ساله به دلیل اینکه از همسر ۷۲ ساله ‌اش بزرگتر به نظر می‌رسد، در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر و پیام های توهین آمیز قرار گرفت. این زوج در انتظار به دنیا آمدن اولین فرزند خود هستند.

کوران مک کین (Quran McCain) ۲۵ ساله که با شریل مک گرگور (Cheryl McGregor) ۷۲ ساله ازدواج کرده است، پس از آپلود ویدیویی از رقص خودشان در تیک تاک (TikTok)، بارها این پیام را گرفت که کم کم دارد پیرتر از همسرش به نظر می‌رسد.مرد ۲۵ساله و همسر ۷۲ساله‌اش منتظر اولین فرزندشان هستند

این زوج متاهل از جورجیای آمریکا که ۴۷ سال فاصله سنی دارند، اغلب ویدئوهایی از زندگی خود در رم، ایتالیا در TikTok منتشر می‌کنند. اخیرا وقتی کوران و شریل ویدیویی را آپلود کردند، کاربران تیک تاک اشاره کردند که از نظر سنی به طور فزاینده ای در حال شبیه شدن به یکدیگر هستند. در این کلیپ که اکنون بیش از ۲۲۴ هزار نفر آن را دیده‌اند، این دو یک قطعه رقص اجرا می‌کنند، اما ظاهرا مردم نمی‌توانند از نگاه کردن به موهای کوران دست بردارند.

کاربران به سرعت به این واقعیت اشاره کردند که ظاهر جدید او را پیر نشان می‌دهد. یک نفر گفت: «کم کم داری پیرتر از او به نظر میرسی، چطور ممکنه؟» یک نفر دیگر نوشت: «همین حالا هم پیر به نظر میرسه. مثل زنش.»

نفر سوم نوشت: «خواهر و بردارند یا زن و شوهر؟» و دیگری گفت: «پسر بیچاره. احتمالا موهاش رو رنگ کرده که پیرتر به نظر برسه.»

کوران و شریل حالا در انتظار اولین فرزند مشترک خود از طریق رحم اجاره ای هستند. شریل در حال حاضر مادر هفت فرزند است و ۱۷ نوه دارد.

بارداری زن 72 ساله‌ از شوهر 25 ساله اش!

بارداری زن 72 ساله‌ از شوهر 25 ساله اش!

این زوج اولین بار در سال ۲۰۱۲ زمانی که کوران تنها ۱۵ سال داشت و در یک رستوران فست فود کار می‌کرد با هم ملاقات کردند؛ جایی که توسط کریس، پسر شریل مدیریت می‌شد. اما رابطه عاشقانه آنها در نوامبر ۲۰۲۰ آغاز شد؛ بعد از اینکه کوران متوجه شد شریل به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار است.

 

آنها شروع به قرار گذاشتن کردند و کوران در جولای ۲۰۲۱ با یک حلقه نامزدی ۳۰۰۰ دلاری از شریل خواستگاری کرد. این زوج در سپتامبر همان سال به تنسی گریختند و تنها با دو دوست و شاهد به عقد هم درآمدند.

کوران پیش‌تر درباره روزی که از شریل درخواست ازدواج کرد گفته بود: «قبل از آن به شدت عصبی بودم و تمام تلاشم را می‌کردم که خونسردی‌ام را حفظ کنم اما به محض اینکه وارد پارکینگ شدیم گریه‌ام گرفت. شریل شوکه شده بود چون نمی‌دانست من می‌خواهم خواستگاری کنم، اما این باعث شد احساس خاص بودن کند.»