ایده های جالب و کاربردی
اینجوری از بچه هاتون بخواین لباس تا کنن!
ایده جالب برای کمک گرفتن از بچه ها
یک بازی باحال برای تمرین تمرکز بچه ها
افزایش تمرکز بچه ها با بازی های خلاق
جعبه کبریتا رو دور نریزین!
ایده خلاق استفاده از جعبه کبریت
با تغییرات کوچک فضاسازی کنید در منزل
تغییرات کوچک تاثیرگذار
سلیقه ضایع شوهرم، آبرویمان را برده است
خانمی ۳۳ سالهام. زندگی خوبی با شوهرم داریم و یکدیگر را دوست داریم. مشکل اصلی من، سلیقه ضایع شوهرم است که آبرویمان را می برد. او وسایل و چیزهایی را برای خانه انتخاب میکند که از مد رفته یا اصلا قشنگ نیست. چه کار کنم که هم ناراحت نشود و هم این مشکل حل شود؟
پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، متاسفانه تصور بیشتر مردم از همسر، کسی است که دقیقا آن چیزی باشد که ما دلمان میخواهد. تمام رفتارها، نظرات و سلیقهاش باید همان گونه باشد که خودمان میپسندیم. واقعیت امر اینگونه آرمانی نیست. ما فردیت افراد را فراموش میکنیم. اصلا قرار نیست دو نفر عینا مانند یکدیگر باشند. بله، زمان ازدواج بهتر است دو نفر از نظر فرهنگی، اعتقادی و … با یکدیگر هم کفو باشند اما همین کفویت الزاما شباهت صددرصدی دوطرف نیست. با این مقدمه، چند توصیه به شما داریم.
به شوهرتان نگویید آبرویمان را بردی
گفتهاید مشکل اصلی من، سلیقه ضایع شوهرم است که آبرویمان را برده است. گفتن این جمله به شوهرتان، ماجرا را به یک بحران تبدیل میکند. برعکس باید به او بگویید که تو را دوست دارم حتی با تفاوت سلیقهها. نکته مهم این است که زن و شوهر نباید اختلافات سلیقهای را در حوزه محبت و صمیمیت بین خودشان دخالت دهند چراکه این اختلافنظرها در همه خانوادهها هست و نباید منجر به بحران و کدورت شود.
او را از سلیقهتان مطلع کنید
ویژگیهای زنان و مردان را بشناسید. بسیاری از اختلاف سلیقهها با همسرتان از جنسیت شما نشئت میگیرد و همانطور که میدانید ساختار فیزیکی و روانشناختی مرد و زن متفاوت است و طبعا نگاه آنها به موضوعات فرق میکند. با این حال، فرصتهایی فراهم کنید تا سلیقه شما را کشف کند. در زمان مناسب از علایقتان صحبت کنید و همچنین هنگامی که همسرتان طبق سلیقه شما رفتار میکند، از او تشکر کنید تا این رفتار در او تقویت شود. توصیه میشود که مثلا برای خرید وسایل خانه، با هم مشورت کنید و حتما از او بخواهید که این کار را باهم انجام دهید.
برای ضایعبودن سلیقهاش، سختگیری نکنید
هنگام اختلاف سلیقه، گفتوگو کنید تا به توافق برسید. گاهی این اختلاف سلیقه بین زوج ها مربوط به مسائل اساسی و مهم است که باعث تعارض بین آنها میشود. در این موقع حل خوب یک مسئله میتواند کشتی زندگی را به ساحل آرامش برساند. برای حل یک مسئله؛ این مراحل را در نظر داشته باشید: زمان و مکان مناسبی را برای گفتوگو انتخاب کنید تا بتوانید با آرامش با هم صحبت کنید؛ بیان اختلاف سلیقهها در حضور دیگران نباشد؛ مسئلهتان را روشن و واضح تعریف کنید؛ راهحلهایی را که به ذهنتان میرسد، بیان کنید؛ برای خرید بعضی وسایل طبق سلیقهاش هرچند از نظر شما ضایع است، سختگیری نکنید؛ بهترین راهحلی که بیشترین سود و کمترین هزینه را دارد و مورد توافق هر دو طرف است، انتخاب کنید و هر دو به اجرای آن متعهد شوید و در این مسیر یاریگر یکدیگر باشید.
نویسنده : فریبا البرز| کارشناسارشدمشاورهخانواده
حواستان باشد یلدا نزدیک است
صدایِ دلنشین بارش باران، موسیقیِ خانه شده است، مادر گرمِ آشپزی است و زیر لب خدا را شکر میکند بابت برکت باران. پدر هم ظاهرا در حال تماشای تلویزیون است، اما پیداست فکرش جای دیگری است. میپرسم: « بابایی چرا دمغی؟» آه بلندی میکشد و میگوید: «چیزی نیست بابا.یکم دلم گرفته.» کنارش مینشینم و جمله معروف مادر بزرگِ خدابیامرز را برایش نقل قول میکنم :« قربون دلت. حرف بزن، حرف نباید تو گلو گیر کنه وگرنه غم باد میشه ها!» از یادآوری اسم «مادر بزرگ» چهرهاش تغییر میکند، میگوید : «گل گفتی باباجان. دختر با معرفتی هستی که مادر بزرگ را از یاد نمیبری.» میگویم: «فکر کن من مادربزرگم. برام درد و دل کن، پسرم!» کمی سکوت میکند، انگار از این بازی خوشش آمده است. نطقش باز میشود؛

«اون موقع ها پاییز که میرسید، صدای خنده و دویدن منو و عمو و عمه هات تو کل خونه میپیچید، عاشق له شدن برگ ها بودیم، عاشق درختای افرای تو حیاطمون. سمفونی خِش خِش برگا زیر پامون، همراه با صدای جیغ و خنده اون روزا مارو تا آسمونا بالا می برد.
شب یلدا که میرسید، همه دور هم جمع میشدیم؛خانواده ما و خانواده عمو علی و سید نعمت خدا بیامرز و مامان بتول و آقاجون و دایی پرویز و بچه هاش و خاله هما و … هییییی یادش بخیر. هرکی یه کاری میکرد و یه خریدی رو گردن میگرفت. سید نعمت خدابیامرز انارهای سمنانی از باغشون میآورد، خاله هما شیرینی های خونگی با راهنمایی ننه میپخت، یکی هندونه میخرید. یکی کونوس( ازگیل). یکی انار دون میکرد. یکی کدو و باقالی میپخت. یکی هم نخودچی کشمش هارو تو ظرفا میریخت. ما هم که بچه تر بودیم مسئولیتهای کوچیک بهمون میدادن تا بگن شما هم بزرگ شدین …»
بابا نگاهش را به دیوار روبهرویی دوخته و پشت سر هم میگوید و میگوید. انگار اصلا من را نمیبیند و هرچه دلتنگی در دلش دارد روی زبانش در لحظه جاری میشود بیآنکه ببیند چطور بغض دلتنگی روزهای کودکی اش حالا بر گلوی من نشسته و راه نفسم را بند آورده … و باز هم میگوید :«اون وقتا یه صفای دیگهای داشت. خوراکیهای شبچله رو روی سفرهی کرسی میچیدیم و تا صبح شعر میخواندیم، قصه میگفتیم و فال حافظ میگرفتیم و بیدارمیماندیم. آخر شب میرفتیم رو تاب حیاط مینشستیم و آنقدر بازی میکردیم که از حال میرفتیم. اون وقتا قدر لحظه رو بیشتر میدونستیم. قدر یک دقیقه بیشتر بودن با هم رو میدونستیم. اما حالا .. یادم نمیاد کی و چطور این همه از هم دور شدیم؟ چی شد که دیگه دور هم جمع نشدیم؟ شاید بعد از فوت مامان فروغ و آقاجون بود.. دیگه کسی نبود ما رو کنار هم جمع کنه..»

من که هنوز در نقش مادر بزرگ بودم دستان پدر را در دست میگیرم و میگویم:« خب تو همه رو دور هم جمع کن پسرم! اینکه کاری نداره» به فکر فرو میرود. میگوید:« نه نمیشود..» مادر هم که صدای ما را میشنید از آشپزخانه بیرون میآید و وسط حرف پدر میگوید:« فکر خوبی است. چرا نشود؟! تا شب یلدا دو هفته ای مانده. به یاد قدیم و آقاجون و مادرجون دور هم جمع میشویم». پدر دفترچه تلفن همراهش را نگاهی میاندازد و میگوید:« پس از الان به همه شون زنگ میزنیم و خبر میدیم تا جای دیگری نروند». میگویم: «عالی است. تا دو هفته دیگه من با راهنمایی مامان، کیک کدو تنبل درست میکنم.» مادر هم میگوید :« منم باقالی و لبو بار میزارم.» پدر هم میخندد و میگوید : « من هم هندونه و کونوس میخرم». همگی به خنده میافتیم و پدر یکی یکی به عمه و عموها تلفن میزند. از صدایشان و رضایت بابت آمدن به خانهمان، پیداست، دل آنها هم لک زده برای یک دورهمی خانوادگی.
در دل خدا را شکر میکنم که پدر را در آن حال بد رها نکردم و پیگیر شدم تا خواسته دلش را به زبان بیاورد.
با تعریف های پدر از مهمانی های قدیمی دلمان عجیب هوس یک مهمانی خانوادگی بزرگ را کرده است.چیزی مثل شب یلدا . مهمانی که شاید نسل ما زیاد طعم آن را نچشیده، اما تعاریف بزرگترها روحت را سر ذوق می آورد. قرار است به زودی دور هم جمع شویم و بلندترین شب سال را کنار خانواده صبح کنیم و در این شب های سرد، دلمان را گرم کنیم به بودن آدم هایی که دوستشان داریم.
هندوانه میخریم.هندوانه ای که مثل آینده در بسته ست و از درونش خبر نداریم، اما به سرخ و شیرینیاش امید داریم! انار ها را دون می کنیم، آجیل میخوریم.حافظ میخوانیم.
چشم هایمان را میبندیم نیت میکنیم و حضرت حافظ ماهرانه حال و روز دلمان را با چند بیت، با چند کلمه نشان خواهد داد. اما همه این ها در جمع خانواده دلچسب تر است. یلدا یعنی همین، همین که چند ثانیه بیشتر حواسمان به زندگی و خانواده مان باشد. یلدا نزدیک است، خانواده تان را از یاد نبرید!
راهکارهایی برای منظم کردن کودکان
بیشتر شلوغی و به هم ریختگی ها به خاطر وجود بچه ها در خانه است. برای جلوگیری از این بی نظمی ها و آماده کردن کودک برای زندگی آینده چه کاری می توان کرد؟ به آنها بگویید وسایل همانند ما خانه دارند باید کودک فکر کند هر چیزی خانه دارد و با شناختن خانه ی آنها هربار بعد از استفاده راحت و سریع می تواند آنها را در جای خود قرار دهد .
باید در سن مناسب برای وسایل برچسب گذاری کنید تا کودک بتواند جای هر چیزی را به راحتی پیدا کند و علاوه بر آن مهارت خواندن او نیز تقویت شود . همیشه الگوی خوبی برای فرزندتان باشید مرتب بودن و نظم داشتن چیزی است که کودکان باید ببینند و یاد بگیرند . هر وقتی که فکر می کنید فرزندتان به اندازه کافی بزرگ شده است تا بتواند مسائل را به خوبی درک کند برای او مثال های خوب بزنید .
مثلا به او بگویید : مامان هر روز اسباب بازی ها را مرتب می کند زیرا با این کار روی آنها راه نمی رود و خراب نمی شوند. برای نظافت برنامه ی منظمی داشته باشید باید هر روز عصر از فرزندتان بخواهید تا اسباب بازی هایش را مرتب کند . بهترین زمان ساعت برگشت از مدرسه است تا به کودک خود مرتب کردن لباس ها را یاد دهید .
برای یادگیری کودک تان صبور باشید
بیشتر کودکان به جارو کشیدن علاقه ی زیادی دارند . شما می توانید چیزهای زیادی به کودک تان یاد دهید اما تا وقتی که کمی بزرگتر شوند و مسئولیت بپذیرند این کارها را خیلی خوب انجام نخواهند داد . در هر صورت به آموزش کودک تان ادامه دهید و این عادت را در او بوجود آورید و حتی منتظر دیدن نشانه های یادگیری در کودک باشید .
مناسب سن کودک یک تقویم درست کنید
در مدرسه به کودک تان برنامه هفتگی داده می شود و شما هم می توانید از آن کمک بگیرید و برای کودک تان برنامه ای داشته باشید و کارهای خودتان را در آن بنویسید . هر وقت کودک تان باید کاری را انجام دهد آن را روی کاغذ بنویسید و بعد از تمام شدن کار جلوی آن تیک بزنید تا کودک با دیدن کار انجام شده احساس رضایت داشته باشد.
چطور مانع رنگ پس دادن لباس ها شویم؟
رنگ پس دادن لباس از بدترین مشکلاتی است که در حین شست و شوی لباس ها با آن مواجه می شوید. اگر از این مشکل جلوگیری کنید، می توانید خودتان را از دردسرهای پاک کردن لکه های رنگی نجات دهید. در ادامه این مطلب یاد می گیرید چگونه مانع رنگ پس دادن لباس ها در هنگام شست و شو شوید و در نتیجه از وارد آمدن آسیب به لباس های دیگر جلوگیری کنید. قبل از شست و شو قبل از شستن لباس ها آن ها را بررسی کنید. همیشه هنگام شست و شوی لباسی برای بار اول، انتظار رنگ پس دادن آن را داشته باشید. انتظار بدترین چیزها را داشتن، مانع از این می شود که تصادفا همه لباس ها را در ماشین لباسشویی رنگی کنید. وقتی فهمیدید آن لباس مشکلی ایجاد نمی کند، می توانید آن را بدون نگرانی به شکل عادی بشویید. رنگ هایی مانند قرمز براق، سبز و آبی معمولا ناپایدارتر است و در اولین دفعه شست و شوی این گونه لباس ها باید توجه خاصی به آن ها داشت. همچنین تا جایی که امکان دارد لباس های سفید، روشن و رنگ های مشابه، تیره و حوله ها را جدا کنید. در هنگام شست و شو شاید درجایی این نکته را خوانده باشید که برای شستن لباس هایی که احتمال رنگ دادن دارند به آن ها نمک یا سرکه بزنید، اما این توصیه خوب نیست. درست است که برخی از رنگ ها با سرکه پایدار می شود، در واقع این توصیه نیز از همین جا نشات می گیرد اما معمولا استفاده از این گونه رنگ ها رایج نیست. به علاوه سرکه می تواند به رنگ های دیگر واقعا آسیب برساند. برای رنگ ندادن لباس ها، آن هایی را که فکر می کنید رنگ می دهند با آب سرد بشویید. چند نکته مهم پارچه های بادوام مانند کتان، نسبت به انواع ظریف تر در مقابل نگهداری رنگ مقاوم ترند. در لباس های تیره از رنگ های تیره استفاده شده است و پاک کردن رنگ های تیره زمانی که به لباس های دیگر منتقل می شود بسیار دشوار است؛ بنابراین هرگز لباس های سفید را با هیچ نوع لباس رنگی نشویید. اهمیتی ندارد لباس رنگی چقدر روشن است، اگر با لباس های سفید شسته شود، همیشه این احتمال وجود دارد که رنگ های پارچه به لباس سفید منتقل شود
چطور بعد از طلاق همسرم را فراموش کنم؟
مردی هستم 42 ساله. پرستارم و به تازگی با دو فرزند از همسرم جدا شدم و سطح اقتصادی خوبی دارم. فرزند بزرگم با من است. همیشه در فکر هستم و اعصابم خراب است. چه کار کنم بتوانم همسرم را فراموش کنم؟
پاسخ مشاور
در پیام شما، احساس نگرانی و ناآرامی به چشم می خورد. قابل درک است که فروپاشی یک زندگی مشترک، احساسات ناراحت کننده ای را به دنبال دارد. چالش های مردان بعد از طلاق اگر به مسئله طلاق از دید حقوقی نگاه شود، پایان زندگی مشترک است اما مسائل عاطفی آن، ناخودآگاه تا مدت ها در ذهن باقی می ماند. بعد از جدایی برای بیشتر مردان، یک دوره تضاد، دوگانگی عاطفی و تغییرات خلقی شدید ایجاد می شود. تضاد از این رو که مرد طلاق گرفته در درستی کاری که انجام داده، مردد است و همیشه با این سوال که آیا می توانسته کار بهتری انجام دهد یا نه مواجه است. مرد در عین حال که از همسر سابق خوشش نمی آید، همزمان به او احساس مثبتی هم دارد چون ممکن است بعضی جنبه های وجود او را که در گذشته دوست داشته، هنوز هم دوست داشته باشد.
احساسات بد مردان بعد از طلاق
پس از جدایی، گاهی اوقات مرد احساس تاسف می کند چون فکر می کند می توانسته بهتر رفتار کند یا احساس شرم در او به وجود می آید به این دلیل که در امر مهم ازدواج شکست خورده است. احساساتی نظیر ناامیدی، یاس، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس و زیر سوال بردن توانایی ها و قابلیت های شخصی بعد از متارکه در برخی مردان شکل می گیرد. به طور کلی در دوره پس از طلاق، خشم و تاسف، عشق و نفرت در هم می آمیزد.
توصیه هایی برای مدیریت شرایط فعلی تان
فرصت کافی به خود بدهید. زمان زیادی از طلاق شما نگذشته بنابراین طبیعی است که هنوز شرایط روحی مناسبی نداشته باشید. گذشت زمان در بهبود شما تاثیر گذار است.
از سرزنش خود دست بردارید. مطمئنا شما زمانی که تصمیم به طلاق گرفتید، دلایل خاص و موجه خود را داشته اید. سعی کنید دوباره آن ها را به یاد آورید. دلیلی ندارد از همسر سابق خود یک موجود بی عیب و نقص در ذهن تان بسازید.
حاصل زندگی گذشته شما دو فرزند است که هم اکنون یکی از آن ها با شما زندگی می کند. او حق دارد حداقل در زندگی فعلی خود احساس آرامش کند. مسئولیت این امر مهم با شماست.
با حفظ روحیه خود، اوقات شادی را برای فرزندتان ایجاد کنید. نگران قضاوت های اطرافیان خود نباشید و یادتان باشد آن چه دیگران درباره شما فکر می کنند، به خودشان مربوط است و قرار نیست زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.
به خودتان هم توجه بیشتری داشته باشید. ورزش، تفریح و سرگرمی های مناسب برای خود تولید کنید تا مشکلاتی که گفته اید، قابل حل باشد.