صحنه هایی که نباید اجازه دهید کودکتان ببیند

صحنه های نامناسب

صحنه ها و اتفاقاتی که فرزند شما هرگز نباید شاهد آن باشد

بسیاری از مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در دوران کودکی دارند. محیطی که کودک در آن زندگی کرده و رشد می نماید، شیوه رفتار و تربیت فرزندان، دیدن برخی صحنه ها و… تاثیر بسیار زیادی بر تکامل و سلامت او خواهند داشت.

روحیه کودکان مانند بزرگسالان تکامل نیافته و آنها روحیه لطیف و حساسی دارند، بنابراین دیدن برخی تصاویر و صحنه ها بر روی کودک تاثیر فراوان گذاشته و ممکن است کودک را دچار مشکلاتی مانند ترس، افسردگی، اضطراب و… نماید. در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به شما والدین گرامی توصیه می کنیم بیشتر مراقب کودکان خود (به خصوص کودکان زیر ده سال) باشید و اجازه ندهید آنها صحنه های زیر را ببینند.

تماشای تلویزیون

بچه زیر ده سال نباید این صحنه ها رو ببینه

کودکان شما به دلیل روحیه و ساختار ذهنی که دارند هرگز نباید صحنه های زیر را ببینند:

ذبح حیوان

کودکان به هیچ عنوان نباید ذبح یک حیوان را ببیند زیرا  تفکر کودکان عینی است و در اثر مشاهده اینگونه صحنه ها به این نتیجه دست خواهند یافت که به راحتی می توان جان موجود دیگری را گرفت. مشاهده اینگونه رفتارها، حیوان آزاری را در کودک نهادینه می کند.

یکی دیگر از عوارض دیگر مشاهده این صحنه ها توسط کودکان،  کابوس های فراوان و شب ادراری است، کودکان اتفاق خوب و بد طول روز خود را بصورت خواب در ذهن خود بایگانی می کنند و همین امر موجب می شود کودک در صورت مشاهده این صحنه ها با کابوس های فراوانی در طول شب مواجه شود.

یکی  دیگر از عوارض مشاهده قربانی کردن حیوان، ترس و هیجان شدید است که او نمی تواند این احساسات را مدیریت نماید، ترس و هیجان شدید عوارضی مانند سردرد، لکنت زبان، شب ادراری، ترس از خون ، عدم تکلم را در کودک ایجاد می کند.

اگر قرار است حیوانی قربانی شود، بهتر است در مکان بهداشتی و به دور از چشم کودکان این امر صورت گیرد. از والدین گرامی خواهشمندیم اجازه ندهند که کودکانشان صحنه قربانی کردن یک حیوان را ببینند. بعد از 13 سالگی تفکر استدلالی در فرد رشد می کند و می تواند اینگونه رفتارها و اقدامات را درک کند. 

وحشت کودک

مراسم تدفین یا ختم

متاسفانه برخی کودکان به دلیل سهل انگاری والدین ، جسد بی جان اطرافیان خود را مشاهده کرده و این تصویر تا سالیان سال همراه آنان خواهد ماند. کودکان نباید دفن شدن یک انسان و یا اطرافیان خود مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ و… را ببیند زیرا درکی از مفهوم مرگ و درکی از برگشت ناپذیری افراد فوت شده ندارند و موجب ترس از دست دادن پدر و مادر می شود.

حضور کودک در مراسم ختم و تدفین که اغلب در کشور ما بسیار عاطفی برگزار می شود، باعث افزایش سطح اضطراب در آنها می شود و می تواند میزان وابستگی کودک را به اطرافیان افزایش دهد و باعث بروز اختلال هایی مانند شب ادراری، ناخن جویدن و… شود پس به هیچ عنوان کودک را به مراسم تدفین یا ختم نبرید. 

صحنه هایی از خودکشی

بسیاری از ما والدین با به وجود آمدن برخی از مشکلات در زندگی، درباره خودکشی صحبت می کنیم و همسر خود را به این طریق تهدید می کنیم و اصلا حواسمان نیست که این حرف در نزد کودک بازگو شده است. گاهی نیز در نزد کودک فیلم هایی را می بینیم که در آن صحنه هایی از خودکشی وجود دارد. کودکان به این صحنه ها فکر می کنند و تمایل به خودکشی افزایش می یابد پس بچه ها نباید صحنه هایی از خودکشی مانند طناب دار و… را ببینند و باید حواستان به فیلم هایی که با کودک می بینید، باشد.

دیدن صحنه نامناسب

کودکی که به مرحله تهدید به از بین بردن خود می کند، شدیدا مضطرب و آسیب دیده است پس هرچیزی که به خودکشی مربوط می شود را جدی بدانید و هرگز با غفلت و بی محلی با آن برخورد نکنید.

دعوای شدید و زد و خورد

یکی از صحنه هایی که کودکان هرگز نباید ببیند، دعوای شدید و زد و خورد بین والدین است زیرا مشاجره والدین بر فرزند به صورت کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و افسردگی بروز می کند و این کار سبب می شود او از پدر یا مادر خود متنفر شود.

کودکانی که در معرض منازعات شدید، مداوم و طولانی مدت والدین خود قرار می گیرند، می توانند به افرادی تهاجمی، متخاصم و خشن بدل شوند. مشاجرات والدین بر پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی و حتی عملکرد تحصیلی او نیز تاثیر می گذارد، پس خواهش می کنیم جلوی کودک خود اینکار را نکنید.

فیلم های ترسناک

روح کودکان بسیار لطیف است و دیدن صحنه های ترسناک، دلخراش، ناراحت کننده، یا صحنه هایی که به نوعی آزاردهنده باشند ممکن است تا مدت ها فکر آنها را مشغول کرده، یا حتی بر اشتها و خواب آنها اثر سوء بگذارد. کودکان تفاوت بین خیال و واقعیت را به خوبی تشخیص نمی دهند، بنابراین فیلم های ترسناک روی کودکان تاثیر زیادی بر آنها می گذارد.

ترسیدن کودک

کودکانی که فیلم های ترسناک تماشا می کنند ممکن است، دچار مشکلاتی مانند استرس ، کابوس های شبانه، شب ادراری، از خواب پریدن و حتی گریه های ناشی از دیدن خواب های وهم آلود شوند و رفتارهای پرخاشگرانه یا خشونت آمیزی را از خود نشان دهند، زیرا قادر به درک عواقب آن در جهان واقعی نیستند.

روابط زناشویی

سهل انگاری والدین ممکن است موجب مواجه شدن فرزند با صحنه رابطه زناشویی شان شود. دیدن صحنه رابطه جنسی پدر و مادر برای بچه به منزله یک تهدید و احساس خطر و ناامنی است و این خاطرات در ذهن کودک می ماند، منجر به بروز اختلالات اضطرابی و مشکلات روانی متعددی در آنها مانند اضطراب و افسردگی، شهوانی شدن کودک، ابهامات سادومازوخیستی (آزارگری-آزارخواهی) در مورد رابطه جنسی، ترس از تنهایی، آسیب پذیری و… می شود.

هنگامی که فرزندتان به دلیل عدم توجه شما شاهد رابطه زناشویی بود. خونسردی خود را حفظ نمایید و مسئولیت آن را برعهده بگیرید و هرگز فرزندتان را سرزنش نکنید تا او در خود احساس گناه کند. گاهی اوقات کودکان مشاهده ی این رفتارها را نوعی خشونت تعبیر می کنند پس او را مطمئن کنید همه چیز روبراه است واحساس خوبی دارید که در کنار پدرش هستید. 

کودک

صحنه های تصادف

متاسفانه بسیاری از ما ایرانی ها بعد از دیدن صحنه تصادف به آنجا رفته و همراه کودک خود این صحنه را دیده و به کنکاش ماجرای تصادف می پردازیم. دیدن صحنه تصادف برای کودک جالب نیست و این تصویر در ذهن او حک می شود و عواقب جبران ناپذیری را در او ایجاد می کند پس والدین گرامی اگر کاری از دست شما ساخته نیست و نمی توانید کمکی به مصدومان تصادف کنید، هرگز برای تماشای این صحنه همراه کودک خود نایستید و فقط با اورژانس تماس بگیرید.

صحنه هایی که نباید اجازه دهید کودکتان ببیند

صحنه های نامناسب

صحنه ها و اتفاقاتی که فرزند شما هرگز نباید شاهد آن باشد

بسیاری از مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در دوران کودکی دارند. محیطی که کودک در آن زندگی کرده و رشد می نماید، شیوه رفتار و تربیت فرزندان، دیدن برخی صحنه ها و… تاثیر بسیار زیادی بر تکامل و سلامت او خواهند داشت.

روحیه کودکان مانند بزرگسالان تکامل نیافته و آنها روحیه لطیف و حساسی دارند، بنابراین دیدن برخی تصاویر و صحنه ها بر روی کودک تاثیر فراوان گذاشته و ممکن است کودک را دچار مشکلاتی مانند ترس، افسردگی، اضطراب و… نماید. در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به شما والدین گرامی توصیه می کنیم بیشتر مراقب کودکان خود (به خصوص کودکان زیر ده سال) باشید و اجازه ندهید آنها صحنه های زیر را ببینند.

تماشای تلویزیون

بچه زیر ده سال نباید این صحنه ها رو ببینه

کودکان شما به دلیل روحیه و ساختار ذهنی که دارند هرگز نباید صحنه های زیر را ببینند:

ذبح حیوان

کودکان به هیچ عنوان نباید ذبح یک حیوان را ببیند زیرا  تفکر کودکان عینی است و در اثر مشاهده اینگونه صحنه ها به این نتیجه دست خواهند یافت که به راحتی می توان جان موجود دیگری را گرفت. مشاهده اینگونه رفتارها، حیوان آزاری را در کودک نهادینه می کند.

یکی دیگر از عوارض دیگر مشاهده این صحنه ها توسط کودکان،  کابوس های فراوان و شب ادراری است، کودکان اتفاق خوب و بد طول روز خود را بصورت خواب در ذهن خود بایگانی می کنند و همین امر موجب می شود کودک در صورت مشاهده این صحنه ها با کابوس های فراوانی در طول شب مواجه شود.

یکی  دیگر از عوارض مشاهده قربانی کردن حیوان، ترس و هیجان شدید است که او نمی تواند این احساسات را مدیریت نماید، ترس و هیجان شدید عوارضی مانند سردرد، لکنت زبان، شب ادراری، ترس از خون ، عدم تکلم را در کودک ایجاد می کند.

اگر قرار است حیوانی قربانی شود، بهتر است در مکان بهداشتی و به دور از چشم کودکان این امر صورت گیرد. از والدین گرامی خواهشمندیم اجازه ندهند که کودکانشان صحنه قربانی کردن یک حیوان را ببینند. بعد از 13 سالگی تفکر استدلالی در فرد رشد می کند و می تواند اینگونه رفتارها و اقدامات را درک کند. 

وحشت کودک

مراسم تدفین یا ختم

متاسفانه برخی کودکان به دلیل سهل انگاری والدین ، جسد بی جان اطرافیان خود را مشاهده کرده و این تصویر تا سالیان سال همراه آنان خواهد ماند. کودکان نباید دفن شدن یک انسان و یا اطرافیان خود مانند پدر بزرگ و مادر بزرگ و… را ببیند زیرا درکی از مفهوم مرگ و درکی از برگشت ناپذیری افراد فوت شده ندارند و موجب ترس از دست دادن پدر و مادر می شود.

حضور کودک در مراسم ختم و تدفین که اغلب در کشور ما بسیار عاطفی برگزار می شود، باعث افزایش سطح اضطراب در آنها می شود و می تواند میزان وابستگی کودک را به اطرافیان افزایش دهد و باعث بروز اختلال هایی مانند شب ادراری، ناخن جویدن و… شود پس به هیچ عنوان کودک را به مراسم تدفین یا ختم نبرید. 

صحنه هایی از خودکشی

بسیاری از ما والدین با به وجود آمدن برخی از مشکلات در زندگی، درباره خودکشی صحبت می کنیم و همسر خود را به این طریق تهدید می کنیم و اصلا حواسمان نیست که این حرف در نزد کودک بازگو شده است. گاهی نیز در نزد کودک فیلم هایی را می بینیم که در آن صحنه هایی از خودکشی وجود دارد. کودکان به این صحنه ها فکر می کنند و تمایل به خودکشی افزایش می یابد پس بچه ها نباید صحنه هایی از خودکشی مانند طناب دار و… را ببینند و باید حواستان به فیلم هایی که با کودک می بینید، باشد.

دیدن صحنه نامناسب

کودکی که به مرحله تهدید به از بین بردن خود می کند، شدیدا مضطرب و آسیب دیده است پس هرچیزی که به خودکشی مربوط می شود را جدی بدانید و هرگز با غفلت و بی محلی با آن برخورد نکنید.

دعوای شدید و زد و خورد

یکی از صحنه هایی که کودکان هرگز نباید ببیند، دعوای شدید و زد و خورد بین والدین است زیرا مشاجره والدین بر فرزند به صورت کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و افسردگی بروز می کند و این کار سبب می شود او از پدر یا مادر خود متنفر شود.

کودکانی که در معرض منازعات شدید، مداوم و طولانی مدت والدین خود قرار می گیرند، می توانند به افرادی تهاجمی، متخاصم و خشن بدل شوند. مشاجرات والدین بر پرورش مهارت های عاطفی و اجتماعی و حتی عملکرد تحصیلی او نیز تاثیر می گذارد، پس خواهش می کنیم جلوی کودک خود اینکار را نکنید.

فیلم های ترسناک

روح کودکان بسیار لطیف است و دیدن صحنه های ترسناک، دلخراش، ناراحت کننده، یا صحنه هایی که به نوعی آزاردهنده باشند ممکن است تا مدت ها فکر آنها را مشغول کرده، یا حتی بر اشتها و خواب آنها اثر سوء بگذارد. کودکان تفاوت بین خیال و واقعیت را به خوبی تشخیص نمی دهند، بنابراین فیلم های ترسناک روی کودکان تاثیر زیادی بر آنها می گذارد.

ترسیدن کودک

کودکانی که فیلم های ترسناک تماشا می کنند ممکن است، دچار مشکلاتی مانند استرس ، کابوس های شبانه، شب ادراری، از خواب پریدن و حتی گریه های ناشی از دیدن خواب های وهم آلود شوند و رفتارهای پرخاشگرانه یا خشونت آمیزی را از خود نشان دهند، زیرا قادر به درک عواقب آن در جهان واقعی نیستند.

روابط زناشویی

سهل انگاری والدین ممکن است موجب مواجه شدن فرزند با صحنه رابطه زناشویی شان شود. دیدن صحنه رابطه جنسی پدر و مادر برای بچه به منزله یک تهدید و احساس خطر و ناامنی است و این خاطرات در ذهن کودک می ماند، منجر به بروز اختلالات اضطرابی و مشکلات روانی متعددی در آنها مانند اضطراب و افسردگی، شهوانی شدن کودک، ابهامات سادومازوخیستی (آزارگری-آزارخواهی) در مورد رابطه جنسی، ترس از تنهایی، آسیب پذیری و… می شود.

هنگامی که فرزندتان به دلیل عدم توجه شما شاهد رابطه زناشویی بود. خونسردی خود را حفظ نمایید و مسئولیت آن را برعهده بگیرید و هرگز فرزندتان را سرزنش نکنید تا او در خود احساس گناه کند. گاهی اوقات کودکان مشاهده ی این رفتارها را نوعی خشونت تعبیر می کنند پس او را مطمئن کنید همه چیز روبراه است واحساس خوبی دارید که در کنار پدرش هستید. 

کودک

صحنه های تصادف

متاسفانه بسیاری از ما ایرانی ها بعد از دیدن صحنه تصادف به آنجا رفته و همراه کودک خود این صحنه را دیده و به کنکاش ماجرای تصادف می پردازیم. دیدن صحنه تصادف برای کودک جالب نیست و این تصویر در ذهن او حک می شود و عواقب جبران ناپذیری را در او ایجاد می کند پس والدین گرامی اگر کاری از دست شما ساخته نیست و نمی توانید کمکی به مصدومان تصادف کنید، هرگز برای تماشای این صحنه همراه کودک خود نایستید و فقط با اورژانس تماس بگیرید.

عکس باورنکردنی دختر جوان بعد از شکست عشقی

دختری که همیشه به دلیل زیباتر بودن نامزدش، در میهمانی ها و جمع های دوستانه مورد طعنه قرار میگرفت پس از شکست عشقی و از دست دادن پسر مورد علاقه اش، دست به اقدامی زد و تصاویرش به سرعت در رسانه های اجتماعی ویتنامی وایرال شد است.

تصویر قبل و بعد از عمل زیبایی این دختر که مشاهده می کنید، یکی از پربازدیدترین عکسهای فضای مجازی شد و به سرعت داستانش همه جا منتشر گشت.

عکس باورنکردنی دختر جوان بعد از شکست عشقی

چهره دختر جوان قبل و بعد از جراحی زیبایی

نگوین توونگ وی در 17 سالگی، پس از مدت کوتاهی نامزدی عاشقانه با پسرس که دوستش داشت، از او جدا شد. دلیل این جدایی چهره نازیبای این دختر و به قول معروف سرتر بودن نامزدش بود که همیشه او را با رفتار و نگاههای آزاردهنده اطرافیان روبرو میکرد.

پس از این شکست عشقی و جدایی تلخ، مادر “توونگ” به او امیدواری داده و گفت که با پرداخت هزینه ها و همراهی اش در مراحل درمان جراحی زیبایی، به او کمک خواهد کرد تا به چهره ایده آل خود برسد و خیلی زود این شکست را فراموش کند.

توونگ وی در سن 19 سالگی، به محض فارغ التحصیلی از دبیرستان، جراحی پلاستیک خود را آغاز کرد و تحت چندین جراحی از جمله عمل بینی، فیلر لب و چانه و غیره قرار گرفت و چهره اش به شکلی که دیدید، دگرگون شد.

۴ خواهری که روستا ساخته‌اند

اعضای یک خانواده در بوسنی با ساخت روستایی به سبک خانه‌های هابیت‌های داستان «ارباب حلقه‌ها» یک مقصد گردشگری جدید خلق کرده‌اند.
چهار خواهر روند ساخت نخستین روستای «هابیتی» در جنوب شرقی اروپا را در تپه‌های سرسبز بوسنی آغاز کرده و امیدوارند بتوانند طرفداران مجموعه کتاب‌ها و فیلم‌های «ارباب حلقه‌ها» را جذب کنند.

بزرگترین خواهر خانواده «میلیچویچ» با اشاره به منظره چشم‌نواز دره و دریاچه واقع در این تپه‌های سرسبز بیان کرد: «ما معمولا گردهمایی‌های خانوادگی را در این مکان برگزار می‌کردیم و همیشه درباره این گفتگو می‌کردیم که بهترین راه برای استفاده از این فضا برای مقاصد گردشگری چه چیزی می‌تواند باشد.»

این روستای «هابیتی» که «کریسیوو هابیتون» نام دارد در روستایی واقع در ۴۰ کیلومتری «سارایوو»، پایتخت کشور بوسنی ساخته شده است.

سال گذشته بود که یکی از خواهران فارغ‌التحصیل رشته مهندسی زمین‌شناسی ایده ساخت روستایی به سبک خانه‌های «هابیت‌ها»‌ی داستان «ارباب حلقه‌ها» نوشته «تالکین» را مطرح کرد. با اجرای این ایده تمام خانه‌ها باید همچون خانه‌های این داستان داخل زمین ساخته می‌شدند.

تاکنون دو خانه با در‌ها و پنجره‌های دایره‌ای‌شکل برای این روستا ساخته شده است و تعداد خانه‌ها با ادامه روند ساخت‌وساز این روستای «هابیتی» بیشتر خواهد شد.

به گفته این خانواده، از همین حالا نیز گردشگرانی از بوسنی و سایر کشور‌های اروپایی از این روستا بازدید می‌کنند.

پاپ اسمیر در دوران بارداری

پاپ اسمیر در دوران بارداری

پاپ اسمیر در دوران بارداری

اگر باردار هستید و در چند سال گذشته آزمایش پاپ اسمیر انجام نداده‌اید احتمالاً پزشک شما در اولین ویزیت قبل از زایمان به شما توصیه می‌کند که این آزمایش را انجام دهید. اگر تمام آزمایش‌های پاپ اسمیر را انجام داده‌اید باید در دوران بارداری نیز مجدد انجام شود. پزشک شما ممکن است یکی را در سه ماهه دوم یا در دوره پس از زایمان انجام دهد. درست مانند زمانی که باردارید آزمایش پاپ اسمیر در دوران بارداری می‌تواند تغییرات غیرطبیعی دهانه رحم را در اوایل تشخیص دهد. غربالگری همچنین برخی از عفونت‌های مقاربتی و سایر عفونت‌ها را بررسی می‌کند.

نحوه‌ی انجام پاپ اسمیر چگونه است؟

شما به پشت دراز می‌کشید و پا‌های خود را در رکاب قرار می‌دهید و یک اسپکولوم در ناحیه تناسلی شما قرار می‌گیرد تا به پزشک شما دید واضحی از دهانه رحم شما بدهد. پزشک شما یک برس را روی دهانه رحم شما می‌مالد و سلول‌ها را جمع‌آوری می‌کند که برای کشت و تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه فرستاده می‌شود.

آیا جهت تشخیص بیماری‌های مقاربتی از پاپ اسمیر استفاده می‌شود؟

از آنجایی که زنان گاهی اوقات نمی‌دانند چه زمانی به یک عفونت مقاربتی مبتلا می‌شوند پزشکان توصیه می‌کنند که زنان باردار در مراحل اولیه برای بیماری‌های مقاربتی مختلف از جمله هپاتیت C، هپاتیت B، HIV و سیفلیس آزمایش شوند. برخی از بیماری‌های مقاربتی علاوه بر معاینه واژینال به آزمایش خون برای تشخیص نیاز دارند. اگر آزمایش شما برای STI مثبت بود خیالتان راحت باشد که بیشتر آن‌ها حتی در دوران بارداری کاملاً قابل درمان هستند. اگر یک عفونت باکتریایی مانند سوزاک یا کلامیدیا دارید قبل از زایمان یک آنتی بیوتیک بخورید تا از مبتلا شدن به عفونت جلوگیری شود. اگر در دوران بارداری زگیل تناسلی دارید که به نظر می‌رسد به خودی خود از بین نمی‌رود پزشک شما می‌تواند با خیال راحت آن‌ها را با انجماد، حرارت الکتریکی یا لیزر درمانی از بین ببرد.

اگر جواب تست در دوران بارداری غیر طبیعی باشد چه کار کنیم؟

اگر در اولین ویزیت قبل از زایمان در طی آزمایش پاپ اسمیر معمولی سلول‌های غیر طبیعی پیدا شد نگران نباشید. آزمایش پاپ گاهی اوقات می‌تواند به دلیل تحریک، عفونت، پولیپ یا کیست‌های خوش خیم غیر طبیعی باشد. تغییرات هورمونی در دوران بارداری همچنین می‌تواند باعث ایجاد یک نتیجه غیر طبیعی پاپ در برخی از زنان شود. اگر تست پاپ شما نرمال نباشد ممکن است پزشک شما کولپوسکوپی را انتخاب کند.

پاپ اسمیر در دوران بارداری چه خطراتی دارد؟

ممکن است شنیده باشید که آزمایش پاپ اسمیر می‌تواند باعث سقط جنین یا مشکلات دیگری در بارداری شما شود اما نگران نباشید زیرا انجام تست پاپ اسمیر در دوران بارداری کاملاً بی‌خطر است و خطر سقط جنین را افزایش نمی‌دهد. جهت اطلاع برخی از زنان پس از تست پاپ لکه بینی یا خونریزی خفیف را تجربه می‌کنند. همین امر ممکن است بعد از رابطه جنسی یا معاینه لگن یا در دوران بارداری اتفاق بی‌افتد. دلیل آن این است که در طول بارداری دهانه رحم حساس و متورم می‌شود و می‌تواند به راحتی تحریک شود. معمولاً خونریزی خفیف بعد از معاینه پاپ به معنای وجود مشکل نیست. می‌تواند یک تا دو روز طول بکشد تا قهوه‌ای رنگ شود. برای اطمینان بیشتر با پزشک خود تماس بگیرید.

نتیجه‌گیری:

آزمایش پاپ اسمیر بارداری همراه با آزمایش STI و بسیاری از غربالگری‌های دیگر برای مادران باردار همگی بخشی از مراقبت‌های معمول دوران بارداری هستند که به حفظ سلامت شما و کودکتان تا حد امکان کمک می‌کنند.

 

منبع:

www.whattoexpect.com

 

روایت دختری که ۱۴ روز بی‌ حجابی را تجربه کرد

روایتی از یک دختر که بعد از ۱۴ روز بی‌حجابی، حجاب را دوباره انتخاب کرد. همه‌چیز از درج پیام یک دختر ۲۲ساله در قسمت نظرات یک گفت‌وگوی خاص شروع شد. در میان نظرات موافق و مخالف مصاحبه حجت‌الاسلام «پورعلی»، مدیرعامل مجموعه فرهنگی تبلیغی «بقیة الله (عج)» اینجا یک پیام جلب توجه می‌کرد؛ پیام دختری به نام «بیتا» که از تجربه بی‌حجابی‌اش و بازگشت دوباره‌اش به حجاب گفته بود.

خوش‌اقبال بودم که بیتا، یک راه ارتباطی در قسمت اطلاعات مخاطبان درج کرده بود. این بار من برای او پیام ارسال کردم؛ پیامی حاوی دعوت برای گفتگو. پیشنهاد مصاحبه، اما با قاطعیت از طرف بیتا رد شد. چرا؟ چون شک کرده بود مبادا خبرنگار یکی از رسانه‌های معاند آن طرف آبی باشم. خیالش که از خودی بودن خبرگزاری فارس راحت شد، با یک آرزو با آغوش باز از گفتگو استقبال کرد؛ با این امید که بیان تجربه‌اش بتواند حتی یک نفر را از سردرگمی‌های این روز‌های جامعه نجات دهد.

با دغدغه‌مندی بیتا نسبت به نوجوانان و جوانان جامعه و اطلاعات خوبش، مصاحبه عمیق‌تر از آنی شد که پیش‌بینی کرده بودم. اگر شما هم مشتاق شده‌اید ماجرای حجاب را از زاویه نگاه دختر جوانی ببینید که با یک انتخاب آگاهانه از میانه مسیر بی‌حجابی برگشته، با این گفتگو همراه باشید.

بی‌مقدمه، ما را ببر به آن روزی که برای اولین بار بدون حجاب از خانه بیرون رفتی. چه اتفاقی افتاد که چنین تصمیمی گرفتی؟

– تمام ماجرا زیر سر خواهر کوچک‌ترم بود. راستش من یک تیپ معمولی داشتم. چادری و محجبه نبودم، اما حجاب و ظاهرم آنقدر معمولی و قابل قبول بود که هیچ‌وقت کسی در خیابان به من تذکر نداده بود. تا اینکه خواهر ۱۴ساله‌ام وارد ماجرا شد. این خواهر به‌اصطلاح دهه هشتادی من، با اینکه در سال‌های قبل با اشتیاق در برنامه‌هایی مثل نسل سلیمانی در مدرسه‌اش شرکت می‌کرد، اما در جریان اتفاقات چند ماه گذشته، تحت تأثیر دوستان و هم‌کلاسی‌هایش، نگاه و رفتارش تغییر کرد. به طور کلی، خواهرم خیلی دهن‌بین است و از حرف اطرافیان به‌شدت تأثیر می‌پذیرد. مثلاً ما هیچ‌وقت ماهواره نداشتیم، اما اغلب دوستان خواهرم در خانه‌هایشان ماهواره داشتند. می‌آمدند برای او تعریف می‌کردند و او هم جذب آن‌ها می‌شد.

خلاصه از یک جایی به بعد، اصرار‌های خواهرم به من و مادرم شروع شد که: «همه مادران و خواهران دوستانم بدون حجاب بیرون می‌آیند. شما هم روسری و شال‌تان را بگذارید کنار. این مدلی که الان هستید، خوب نیست. آبروی من پیش دوستانم می‌رود!» مادرم که اصلاً زیر بار این حرف‌ها نرفت، اما من وقتی دیدم خواهرم دست‌بردار نیست و خیلی ابراز ناراحتی می‌کند، تسلیم شدم و تصمیم گرفتم طبق خواست او، بدون حجاب بیرون بروم.

ماجرای بی‌حجابی، همین‌قدر سریع و غیرارادی برای تو اتفاق افتاد؟! بدون اینکه به آن فکر کرده باشی و خواسته قلبی خودت باشد؟

– بله. فقط به خواست خواهرم بود. آنقدر هم از به نتیجه رسیدن حرف‌هایش خوشحال بود که هر روز با شوق و ذوق یک تز جدید می‌داد؛ «بیتا! امروز موهایت را اینطوری کن. فردا فلان چیز را به موهایت بزن و با لباست ست کن و…»

البته من آنقدر‌ها هم سریع و یکدفعه حجاب را کنار نگذاشتم. روز‌های اول، شالم روی شانه‌ام بود و با ترس و لرز در خیابان راه می‌رفتم. اما کم‌کم نگرانی‌ام رفع شد و به‌کلی شال را کنار گذاشتم. بعد از آن، دیگر هر روز با یک شکل و شمایل جدید بیرون می‌رفتم. یک روز موهایم را باز می‌گذاشتم، یک روز بالا می‌بستم و… خلاصه برای خودم خوش بودم و همه‌چیز برایم تازگی داشت. مثلاً فکر کن باد می‌وزید توی موهایم. خب، این حس جدیدی بود. من چنین تجربه‌ای نداشتم. در عمر ۲۲ساله من، ما فقط یک بار مسافرت خارج از کشور داشته‌ایم. درست است در آن سفر، حجاب نداشتم، اما آنجا همه همین‌طوری هستند و این مسائل خیلی عادی است. این بار، اما من در کشور خودم بی‌حجاب بودم…

نظر پدر و مادرت چه بود؟ با پوشش جدید تو موافق بودند یا مخالف؟

– پدرم استاد دانشگاه و مادرم خانه‌دارند. نگاه مادرم وقتی با خواسته خواهرم برای همرنگ شدن با مادران دوستانش مخالفت کرد، مشخص شد. شیوه تربیتی پدرم، اما متفاوت است. هیچ‌وقت اینطور نبوده که پدرم بخواهد نظر خودش را به من و خواهرم تحمیل و حکم کند که باید این کار را بکنید و آن کار را نباید انجام دهید. اجازه می‌دهد خودمان تجربه کنیم. البته اگر ببیند خواسته ما، چیز بدی است یا داریم سراغ تجربه خطرناکی می‌رویم که ممکن است به خودمان آسیب بزند، مانع می‌شود. این دفعه هم همینطور شد. پدرم اجازه داد بی‌حجابی را تجربه کنم و خودم به نتیجه برسم.

خب، با بیتای بدون حجاب همراه شویم. صرفنظر از آن هیجانات اولیه، از حضور بی‌حجاب در میان مردم جامعه، چه بازخورد‌هایی گرفتی؟

– مردم دو دسته بودند: بعضی‌ها با نگاهشان، تحسین و تشویقم می‌کردند. انگار که من با بی‌حجابی‌ام، از آن‌ها طرفداری و حمایت کرده‌ام. در مقابل، بعضی‌ها هم با نگاه و زبان، سرزنشم می‌کردند و با حالت بدی می‌گفتند: این چه وضعی است؟ خجالت نمی‌کشی؟… از یک جایی به بعد، اتفاقاتی افتاد که باعث شد احساس ناخوشایندی در من ایجاد شود و آن سرخوشی اولیه به‌کلی از بین برود.

چطور؟ مگر چه اتفاقی افتاد؟

– من از موقعی که به دنیا آمده‌ام، در همین خانه زندگی می‌کنیم و به‌عبارتی از قدیمی‌های محله به حساب می‌آییم؛ بنابراین همسایه‌ها و کسبه محله ما را می‌شناسند. اتفاقی که افتاد، این بود که از وقتی بدون حجاب بیرون می‌رفتم، نگاه و رفتار اهالی محله نسبت به من تغییر کرد. مثلاً همان کاسب محله که همیشه در رفتارش با من مراعات می‌کرد، احترام می‌گذاشت و مثلاً سرش همیشه در مقابل من پایین بود، رفتاری انجام داد که تا آن موقع از او ندیده بودم. اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم او بتواند به یک خانم متلک بگوید. خیلی برایم عجیب بود و فکرم مشغول شد که چرا رفتار او تغییر کرده؟! فقط به یک نتیجه رسیدم؛ تغییر رفتار او به خاطر تغییر ظاهر خودم بود. من همان آدم سابق بودم، رفتارم هم مثل همیشه، رسمی بود. فقط حجاب نداشتم.

واقعیت این است که ما خانم‌ها، کاملاً سنگینی نگاه‌ها را نسبت به خودمان حس می‌کنیم. در آن ۱۴روز آنقدر این سنگینی نگاه‌ها روی من بود که معذب و ناراحت می‌شدم؛ حتی اگر چیزی هم نمی‌گفتند، حتی اگر پشتم به آن‌ها بود. آنقدر به این خاطر در مترو و فضا‌های عمومی اذیت می‌شدم که سعی می‌کردم سریع به خانه برگردم و زیاد بیرون نباشم.

این تجربه ۱۴ روزه باعث شد تو به طور موقت به دختران و زنان بی‌حجاب شبیه شوی و از نزدیک شاهد حال و هوا و رفتار آن‌ها باشی. حالا کنجکاوم نظرت را درباره آن‌ها بدانم. اصلاً آیا همه افراد بی‌حجاب، مثل هم هستند و باید قضاوت یکسانی درباره آن‌ها داشت؟

– نه. یکسان نیستند. به نظر من دختران و زنانی که حجاب را کنار گذاشته‌اند هم، دو دسته‌اند: یک گروه، افرادی هستند که می‌خواهند شبیه غربی‌ها باشند. بی‌حجابی را عامل خوشگلی و قشنگی می‌دانند؛ بنابراین متأسفانه کورکورانه از آن‌ها تقلید می‌کنند و برای قشنگ به نظر آمدن، دست به هرکاری می‌زنند. اما گروه دوم، هدفمند وارد ماجرای بی‌حجابی شده‌اند و مسائل سیاسی پشت کارهایشان است. هدف این‌ها ضربه زدن به ایران و مخالفت با حاکمیت است و برای این منظور، آمده‌اند از حجاب استفاده کرده‌اند؛ و متاسفانه گروه اول نمی‌دانند ماجرای بی‌حجابی، فقط خوشگلی و قشنگی نیست. نمی‌دانند با ورود به این ماجرا، بازیچه و مهره دست گروه اول شده‌اند. تمام فراخوان‌هایی که منتشر می‌شود، نشانه همین است که گروه هدفمند دوم، دختران گروه اول را به بازی گرفته‌اند. اگر برای دختران جامعه، این موضوع باز شود و توضیح داده شود که پشت ماجرای کشف حجاب، چه جریاناتی وجود دارد و هدف آن‌ها فقط ضربه زدن به ایران است، شاید خیلی‌ها پشیمان شوند و از این مسیر برگردند، مثل من که بعد از ۱۴ روز برگشتم.

برایمان بگو چطور شد ماجرای بی‌حجابی برای تو، حتی وارد هفته سوم هم نشد. چه شد که تصمیم گرفتی برگردی؟

– من زود خودم را از این جریان بیرون کشیدم، چون احساس کردم تمام این اتفاقات، شعار‌ها و تمام این فراخوان‌هایی که می‌دهند، هدفمند است و می‌خواهد به کشور ما آسیب بزند. با خواهرم هم مفصل صحبت کردم. گفتم: من نمی‌توانم اینطوری باشم. من آدم این مدلی زندگی کردن نیستم. تو هم نباید باشی.

گفتم: تو می‌گویی همه بی‌حجاب هستند، اینجوری قشنگ است، ما هم باید مثل آن‌ها باشیم. اما به نظر من، ما که مدام می‌رویم باغ کتاب و عضو کتابخانه ملی و اهل مطالعه هستیم، نمی‌توانیم اینطوری کورکورانه از دیگران تقلید کنیم. ما یاد گرفته‌ایم قبل از انجام هر کاری، فکر کنیم. ما اینطور تربیت نشده‌ایم که، چون دیگران به فلان جا رفتند، ما هم باید برویم… خلاصه در سطح اطلاعات و آگاهی خودم، این توضیحات را به خواهرم دادم و گفتم: من دوست ندارم بی‌حجاب باشم. اگر ناراحت هم می‌شوی، اشکالی ندارد. اصلاً به دوستانت بگو خواهر من، اُمُل است…

واکنش خواهرت چه بود؟

– گفت: «باشه. اشکالی نداره. فقط پیش دوستان من نیا!»

البته او هم همان یک هفته اول، خیلی تند بود، ولی الان برای او هم عادی شده. دیگر الان آنقدر حساس نیست که هر روز بخواهد به مادرم بگوید همه مادران دوستانم بی‌حجاب هستند، تو هم اینطوری باش. اما در این میان برای خودم سؤال شده چرا قریب به اکثریت مادران دوستان خواهرم، حجاب را کنار گذاشته‌اند؟! درحالی‌که تا چند وقت قبل اینطور نبودند.

تحلیل خودت چیست؟ فکر می‌کنی چرا اینطور تغییر کرده‌اند؟

– انگار یک سری از خانم‌ها، جوانی نکرده‌اند و حالا آزاد شده‌اند. ببخشید اینطور می‌گویم، ولی نمونه‌اش را دیده‌ام. مثلاً شوهر هم دارند، ولی آن زمانی که بیرون هستند، زمان خوشگذرانی‌شان است. یعنی وقتی اینطوری بیرون می‌روند، بهشان خوش می‌گذرد و راضی می‌شوند. بعد، برمی‌گردند سر زندگی‌شان و دوباره همان شخصیت قبلی خودشان را دارند. یعنی این مسئله بی‌حجابی، مختص دختران جوان مجرد نیست. بعضی زنان متأهل هم این رفتار را دارند. خیلی‌ها حتی شوهرهایشان هم از بی‌حجابی‌شان خبر ندارند! من خیلی‌ها را دیدم که اینطوری بیرون می‌روند و به شوهرشان نمی‌گویند. یعنی وقتی با شوهرشان بیرون می‌روند، یک جور دیگر هستند.

کاش سر راه همه این افراد، کسی مثل همان طلبه‌هایی که شما از فعالیت‌هایشان گزارش تهیه کرده بودید، قرار می‌گرفت…

اعضای موسسه فرهنگی بقیه الله (عج) و ایده تبلیغ دین در سواحل شمال کشور

منظورت گروه فرهنگی تبلیغی بقیه‌الله (عج) است که ایده تبلیغ در سواحل شمال کشور را اجرا کرده‌اند؟ مگر آن‌ها چه ویژگی دارند؟

– بله. از روش کارشان خیلی خوشم آمد؛ مخصوصاً آن قسمتی که بین زوج‌ها مسابقه گذاشتند. یک خاطره گفته بودند که: «یک بار یک خانم و آقایی در مسابقه شرکت که آقا دستانش را خالکوبی کرده بود و خانم هم حجاب درستی نداشت. این طلبه‌ها نه‌تن‌ها مانع شرکت آن‌ها نشده بودند بلکه از آن‌ها استقبال کرده بودند. رفتار خوب آن‌ها باعث شده بود در آخر برنامه، آن زوج هم آمده بودند در نماز جماعت آن گروه طلبه در کنار ساحل شرکت کرده بودند. بعد هم گفته بودند: حاجی دم شما گرم. بالاخره ما را هم آوردی وسط…»

این خیلی به من چسبید. روششان خیلی خوب بود. اصلاً امری نبود. به نظر من رفتار درست، همین است و تأثیر مثبت می‌گذارد. خود من در آن مدتی که بی‌حجاب بودم، فقط یک بار چنین برخورد خوبی را در مترو از یک خانم دیدم.

مشتاقم از رفتار خوبی که در مترو دیدی، بگویی. آن خانم چه کار کرد که فکر کردی روش درست، همین است؟

– در ورودی ایستگاه مترو تئاتر شهر یک غرفه زده بودند و میز و صندلی گذاشته بودند. چند تا خانم چادری هم آنجا نشسته بودند. یکی از همان روز‌هایی که بی‌حجاب بودم، وقتی با دوستم خواستیم وارد ایستگاه مترو شویم، یکی از خانم‌ها صدایمان کرد. آن روز هم موهایم را باز گذاشته بودم و خیلی از دور جلب توجه می‌کرد. وقتی ما را صدا زد، خیلی نگران شدم. با خودم گفتم: وای بدبخت شدم. چه کار می‌خواهد بکند؟ عجله هم داشتم. گفتم الان نگهمان می‌دارند. حالا بابا رو چه کار کنم؟…، چون پدرم گفته بود: «ببین بیتا! هر طور میل خودت است. دوست داری بی‌حجاب بروی بیرون، برو، اما اگر مشکلی پیش بیاید یا گرفتار شوی، من قدمی برایت برنمی‌دارم. من آبرو دارم. باید به عمویت یا مادرت بگویی بیایند دنبال کارت.»

بعدش چه اتفاقی افتاد؟ کار به آنجا کشید؟

– آن خانم ما را به داخل غرفه دعوت کرد. برایمان چای ریخت و بیسکوییت تعارفمان کرد. اما من بیشتر نگران شدم! گفتم: خدایا یعنی منظورش چیست؟! چه کار می‌خواهد بکند؟ بالاخره آن خانم شروع به صحبت کرد و گفت: «به نظرتان بهتر نیست یک مقدار از نظر ظاهری بهتر در جامعه حضور پیدا کنید که خودتان امنیت بیشتری داشته باشید؟» …

به نظرم این خیلی قشنگ بود. از ما سؤال کرد که آیا بهتر است یا بهتر نیست؟ امر نکرد. نگفت: باید آن کار را می‌کردی یا چرا این کار را کردی؟ بعد از تمام شدن صحبتش هم، یک یادگاری به ما داد. یک بسته که داخلش تسبیح و مهر نماز بود و خیلی قشنگ با روبان تزیینش کرده بودند. من هنوز هم آن را دارم. هدیه را به ما داد و گفت: «باز هم میل خودتان است.» صحبتش در همین حد بود و به نظرم خیلی خوب بود.

این اتفاق چه تاثیری روی تو داشت؟

– این اتفاق وقتی افتاد که من دیگر زیاد خوشم نمی‌آمد که بی‌حجاب باشم. درواقع از روز چهارم و پنجم، دیگر دلم می‌خواست برگردم به شرایط قبل و روسری و شالم را سرم کنم. درواقع، آن تجربه ۱۴روزه، تجربه بدی بود و خیلی زود از این جریان‌ها خسته شدم؛ به خاطر نگاه‌های بد و البته رفتار‌های نامناسبی که دیدم. مثلاً فروشنده دکه روزنامه نزدیک خانه‌مان که گهگاه از او خرید می‌کنم، به خودش اجازه داد علناً یک پیشنهاد بی‌شرمانه به من بکند! وقتی آن پیشنهاد زشت را مطرح کرد، خشکم زد. نه می‌توانستم جوابی به او بدهم و نه توان حرکتی داشتم. فقط با عصبانیت نگاهش کردم و رفتم. دیگر هم از او خرید نمی‌کنم.

یعنی بی‌حجابی خانم‌ها تا این حد ممکن است مردان بیمار را وقیح کند؟

– بله، درواقع مجوز این رفتار‌های بد را خودم با برداشتن حجابم به آن‌ها دادم. همان‌جا بود که تصمیم نهایی‌ام را گرفتم و دوباره شال سر کردم. از ترسم به خانواده‌ام نگفتم چه اتفاقی افتاده. وقتی هم پدرم پرسید: چی شد؟ چرا دوباره شال سرت کردی؟ گفتم: اینطوری بهتر است. به خاطر حفظ آبروی شما (با خنده) …

نظر پدرت چه بود؟

– گفت: «می‌دانستم آخر سر خودت به این نتیجه می‌رسی. می‌دانستم بالاخره از آن حالت آتشی بیرون می‌آیی و هیجانت می‌خوابد.»

رفتار پدرم واقعاً خوب بود. در آن ۱۴ روز حتی یک‌بار هم به من نگفت: «چون حجابت را کنار گذاشتی، دیگر دختر من نیستی و ازت ناامید شدم.» مادرم حرص می‌خورد و دور از چشم من به پدرم می‌گفت: «تو چقدر خونسردی! چرا اجازه می‌دهی اینطور بیرون برود؟ اگر بگیرند ببرندش چه؟»، اما پدرم می‌گفت: «اشکالی ندارد. چیزی نمی‌شود.»

ماجرا برای خواهرت هم همین‌قدر خوب پیش رفت؟

– خب، خواهرم در سن بلوغ است و هنوز ثبات شخصیت ندارد. الان هم که می‌بینید بچه‌های ۱۳، ۱۴ساله انگار از مریخ آمده‌اند! اصلاً نمی‌دانم چرا اینطوری هستند؟ خب من هم این سنی بوده‌ام، ولی اینطوری نبودم…

چطور؟ نوجوانان امثال خواهرت مگر چه جوری هستند؟

– به شکل عجیبی دنبال چیز‌های بد هستند. در نوجوانی ما در جو دوستانه‌مان، اصلاً حرف زشت زده نمی‌شد یا فقط مختص بعضی بچه‌های بی‌ادب مدرسه بود که دوست داشتند خودشان را شبیه لات و لوت‌ها کنند. اما الان اغلب بچه‌های هم‌سن و سال خواهرم، خیلی راحت در خیابان بلند بلند حرف زشت می‌زنند. آن هم نه حرف‌های زشت معمولی مثل زمان ما. این‌ها بلند بلند، حرف‌های ناموسی می‌زنند! اتفاقاً خواهرم و همه دوستانش از خانواده‌های خوب هستند و پدر و مادرهایشان، معلم و دکتر و حتی پلیس هستند، ولی نمی‌دانم این بچه‌ها چرا به سمت بدی می‌روند؟ چرا در این سن، به سمت سیگار و اینطور چیز‌های بد تمایل پیدا کرده‌اند؟!

برخی معتقدند این نسل، قربانی دوگانگی میان زندگی واقعی و آنچه در فضای مجازی می‌گذرد، شده‌اند…

– دقیقاً. من هم به پدرم همین را گفتم. از وقتی که کرونا آمد و مدرسه آنلاین شد و به‌اجبار برای خواهرم گوشی گرفتیم، اینهمه تغییر کرد. قبل از آن، هیچی بلد نبود. الان اینستاگرام می‌رود و خیلی چیز‌های دیگر از فضای مجازی می‌داند. یعنی هر کاری ما می‌کنیم، این بچه ۱۴ ساله راه دور زدنش را بلد است!

من واقعاً نگران خواهرم و هم سن و سالانش هستم، چون خیلی راحت سراغ کار‌های بد و خطرناک می‌روند. مثلاً در خیابان دست اغلب‌شان سیگار است! تا همین چند سال قبل، اگر دست یک خانم سیگار بود، خیلی جلوه بدی داشت. اگر یک خانم اینطوری بود، آدم‌های ناجور به خودشان اجازه می‌دادند به او نزدیک شوند. ولی الان دختر‌های نوجوان علنی در خیابان سیگار می‌کشند! می‌روند به پسر‌ها می‌گویند: آقا آتیش داری؟… من اصلاً این‌ها را دیدم، خشکم زد! ببینید این موضوع خیلی مهمی است. الان دغدغه خانواده ما همین است، چون خواهر نوجوان من با اینکه از سیگار بدش می‌آید، اما می‌خرد و ژستش را می‌گیرد تا پیش دوستانش خودی نشان بدهد و در جمع آن‌ها کم نیاورد! یعنی یک چیز بد، برای این بچه‌ها، ابزار افتخار شده.

این همان تقلید کورکورانه‌ای است که ابتدای صحبت‌هایت گفتی نوجوانان و جوانان جامعه ما گرفتارش شده‌اند؟

– بله؛ و به نظر من، همه معضلات از همین سیگار شروع می‌شود. یک نخ سیگار می‌شود چند نخ و آرام آرام بچه‌ها را به سمت مواد مخدر می‌کشاند. قبلاً فقط تریاک بود، اما الان ۲۰ مدل مواد مخدر هست که خواهر من در این سن و سال اسم همه‌شان را بلد است و برای من توضیح می‌دهد این چیه، اون چیه، این چه اثری داره!… نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که این چیز‌های بد در نظر نوجوانان ما، خوب شده!

واقعاً خانواده‌هایی که بچه‌های نوجوان دارند، در شرایط سختی قرار گرفته‌اند. بچه‌های این سن دوست دارند تمام چیز‌های بد را یاد بگیرند. خانواده هم از پس آن‌ها برنمی‌آید. ببینید، الان ناراحت هستیم چرا دختران جوان و خانم‌های جامعه‌مان دچار این ناهنجاری‌ها در حجاب و پوشش‌شان شده‌اند. درست است؟ خب این دختران دهه هشتادی، خانم‌های آینده جامعه ما می‌شوند با هزار جور مشکل و ناهنجاری. از الان باید آن روز را ببینیم و با روش‌های درست، از بیشتر خطا کردن این بچه‌ها جلوگیری کنیم.

تو که در متن ماجرا‌ها و گرفتاری‌های مبتلابه خواهرت و هم‌سن و سالانش هستی، فکر می‌کنی برای کمک به این بچه‌ها چه کار باید کرد؟

– من سر همین موضوع سیگار، با چند دکه روزنامه‌فروشی نزدیک خانه خودمان دعوا کردم. قبلش در اینترنت جست‌وجو کرده و قانون را خوانده بودم. می‌دانستم هر مغازه یا دکه‌ای که به زیر ۱۸ سال سیگار بفروشد، مرتکب جرم شده. خب، ولی عملاً کسی نمی‌رود جلوی آن‌ها را بگیرد. من خودم یک تنه رفتم با تمام دکه‌های محله دعوا کردم. وقتی دیدند خیلی سفت ایستاده‌ام و پیگیر هستم و کار دارد می‌کشد به قانون و پلیس، ظاهراً دیگر به زیر ۱۸ سال سیگار نمی‌فروشند. ولی من با این چند دکه برخورد کردم، بقیه دکه‌ها و مغازه‌ها را چه کنم؟ تکلیف بچه‌های بقیه محله‌ها چه می‌شود؟ اگر قانون به‌درستی اجرا شود و همه مغازه‌ها و دکه‌ها خودشان را ملزم بدانند به زیر ۱۸ سال سیگار نفروشند، این مشکل تا حد زیادی حل می‌شود، چون این بچه‌ها در خانه‌شان که سیگار نمی‌کشند. وقتی بیرون هستند، یک نخ می‌گیرند و می‌روند گوشه‌ای با دوستان‌شان می‌کشند. واقعاً یکی از آرزو‌های من این است که روزی برسد که هیچ‌کس به بچه‌ها سیگار نفروشد…

برگردیم به بحث اصلی‌مان. تا چند ماه قبل، عده‌ای در نقد قانون حجاب در کشور، مدام می‌گفتند: چرا فکر می‌کنید اگر ما این یک وجب روسری را برداریم، جامعه دچار مشکل می‌شود؟ اما در همین چند ماه نشان دادند هرگز در حد برداشتن روسری متوقف نخواهند ماند و قدم به قدم جامعه را به سمت برهنگی و مشکلات اخلاقی خواهند برد. نظرت درباره این گروه چیست؟

– بله. من گاهی که در خیابان قدم می‌زنم، باورم نمی‌شود اینجا ایران است! تا همین چند ماه قبل اگر دختران با یک سوم این تیپی که الان دارند، بیرون می‌آمدند، نه‌تن‌ها سر و کارشان با گشت ارشاد می‌افتاد، بلکه برایشان پرونده تشکیل می‌شد و باید به دادسرا می‌رفتند.

به نظر من بعضی‌ها انگار یک کمبود یا عقده‌ای در زندگی‌شان داشته‌اند و الان که فضا کمی باز شده، نمی‌دانند چه باید بکنند. مثل مرغی که هی پرپر می‌زند و آخر هم خودش را می‌کشد، دقیقاً مثل آن شده‌اند. دختر جوان را می‌بینی که بی‌حجاب و با پوشش آنچنانی آمده بیرون و مدام از این طرف به آن طرف می‌رود و خودش را توی شیشه مغازه‌ها نگاه می‌کند که ببیند چه شکلی شده! این رفتارها، مال کسانی است که خودشان را کم می‌دانستند و الان با این بی‌حجابی و پوشش نامناسب می‌خواهند خودی نشان بدهند. در این میان تعجب می‌کنم چرا با این‌ها برخورد نمی‌شود؟!

طرح‌هایی شروع و اقداماتی انجام شده است، اما حتماً خودت شاهد مقاومت‌ها در مقابل قانون حجاب هستی. مراجع قانونی با هر شیوه‌ای برای برخورد با این بی‌حجابی‌ها اقدام می‌کنند، از گوشه‌ای صدای اعتراض بلند می‌شود…

– بله. نمی‌دانم از کجا حمایت می‌شوند که تا یک برخورد با آن‌ها می‌شود، فوری ۱۰ تا دوربین سراغشان می‌رود و سر و صدا راه می‌اندازند که: آی مرا زدند و فلان کار را کردند! من فکر می‌کنم بیشتر این‌ها ساختگی است، چون من نه‌تن‌ها در آن ۱۴ روز بی‌حجابی بلکه حتی در اوج تجمعات و اغتشاشات چند ماه قبل، هیچ رفتار بدی از ماموران پلیس و یگان ویژه ندیدم. خانه ما نزدیک میدان انقلاب و چهارراه، ولی عصر (عج) است و در آن شلوغی‌ها هم مدام در این محدوده تردد داشتم. نیرو‌های یگان ویژه خیلی محترمانه برخورد می‌کردند و فقط می‌گفتند: «بروید، نایستید». هیچ‌وقت اینطور نبود که بیایند با چوب و چماق به جان ما بیفتند.

ببینید، من این چیز‌ها را درک می‌کنم، اما امثال خواهرم که هنوز شخصیت و نگاه و ایدئولوژی‌شان شکل نگرفته، هیچ‌کدام از این مسائل را نمی‌دانند و تحت‌تاثیر فضای مجازی قرار می‌گیرند. من واقعاً نگران آن‌ها هستم.

در میان صحبت‌هایت گفتی اگر برای دختران جامعه توضیح داده شود که صحنه‌گردانی ماجرای کشف حجاب در دست افراد و گروه‌های سیاسی است که هدفشان ضربه زدن به ایران است، خیلی‌ها خودشان را از این جریان کنار می‌کشند.

– بله. خواهر ۱۴ ساله من، دختران بی‌حجاب را می‌بیند و به چشمش قشنگ می‌آیند. خب، کم‌سن و سال است. ندیده. نشناخته. بنیان‌های فکری‌اش هنوز شکل نگرفته است. فکر می‌کند این دختران بی‌حجاب با ظاهر زیبا، بهترین هستند و ما هم باید شبیه آن‌ها شویم. در صورتی که اینطور نیست. البته انسان، تکاملش یا انسانیتش به داشتن یا نداشتن نیم متر پارچه روی سرش نیست. اصلاً بحث ما هم بر سر این نیست. هم در میان گروه باحجاب و هم در میان گروه بی‌حجاب، خوب و بد وجود دارد. اما مسئله این است که، چون ما در کشوری زندگی می‌کنیم که اسلامی است و قانون آن این است که خانم‌ها در جامعه باید حجاب داشته باشند، لازم است به این قانون احترام بگذاریم. هرکس برخلاف این قانون عمل کند، درواقع در مقابل کشور خودش قرار گرفته است. این یک موضوع کلی است. شما حتی وقتی به دانشگاه، کلاس فرهنگی یا هر مرکز دیگری می‌روید، باید به قوانین آنجا احترام بگذارید. اگر بخواهید برخلاف قوانین آن مرکز عمل کنید، رفتارتان می‌شود ناهنجاری؛ بنابراین ما تا وقتی در ایران هستیم، باید به قانونش احترام بگذاریم و حجاب داشته باشیم. اصلاً مگر داشتن این نیم متر پارچه روی سر، چه سختی دارد؟ ما که در تمام عمرمان به همین شیوه زندگی کرده و پذیرفته بودیم در زندگی اجتماعی‌مان باید حجاب داشته باشیم. از حالا به بعد هم، این پذیرش را داشته باشیم. به نظرم این مسائل به صورت منطقی و با شیوه درست باید برای دختران جامعه به‌ویژه نوجوانان توضیح داده شود. دوگانگی که الان در جامعه ما وجود دارد، نوجوانان را سردرگم می‌کند. آن‌ها نمی‌توانند درست تشخیص بدهند. باید کمکشان کرد. البته به نظرم بخش زیادی از این مشکلات هم، به دلیل عدم شناخت دین است. من خودم به شخصه، بدون اینکه کسی بگوید، از مدتی قبل شروع به خواندن قرآن کرده‌ام…

چه اتفاق خوبی. چرا چنین تصمیمی گرفتی؟

– اتفاقات یک سال اخیر و تغییرات فکری خواهرم، مرا در این مسیر قرار داد. همان‌طور که گفتم، متاسفانه خواهرم به‌شدت تحت‌تاثیر جمع دوستانش و همه آن‌ها تحت‌تاثیر فضای مجازی هستند. به همین دلیل، مدام موضوعات القایی فضای مجازی را در خانه تکرار می‌کند و مثلاً می‌گوید: «چرا ما مسیحی نشدیم؟ چرا من از یک پدر و مادر مسلمان به دنیا آمدم؟ می‌خواهم دینم را عوض کنم و از ایران بروم. خارج از کشور، یوتیوبر می‌شوم و کلی پول درمی‌آورم.» پدرم با حوصله برایش توضیح می‌دهد: «دخترم! یک مسیحی می‌تواند دینش را تغییر بدهد و مسلمان شود، اما یک مسلمان نمی‌تواند مسیحی شود، چون اسلام، آخرین و کامل‌ترین دین است.» گاهی که حرف‌های خواهرم به سمت بی‌ادبی و توهین می‌رود، من برخلاف پدرم عصبانی می‌شوم. یک‌بار پدرم گفت: «اگر دوست داری از دین اسلام دفاع کنی یا مثلاً دلت می‌خواهد طرف مقابلت را قانع کنی که دین اسلام نسبت به دین مسیحیت، برتری دارد و کامل‌تر است، باید هم دین اسلام و هم دین مسیحیت را بشناسی.»

وقتی پدرم آن حرف‌ها را زد، تشویق شدم قرآن را بخوانم و ببینم چه می‌گوید. همین حالا که دارم این‌ها را به شما می‌گویم، احساساتی شده‌ام. در یک سال گذشته، آرامش‌بخش‌ترین و بهترین لحظات زندگی من، زمانی بوده که قرآن و ترجمه‌اش را می‌خوانم. به نظرم قشنگ‌ترین حرف‌ها و جواب هر چیزی که انسان دنبال آن می‌گردد، در قرآن هست. من فکر می‌کنم اگر انسان بتواند قرآن را سرلوحه و مبنای تمام کارهایش در زندگی قرار دهد، هیچ‌وقت دچار لغرش و خطا نمی‌شود.

چقدر قشنگ… آیا قرآن در ماجرای آن بی‌حجابی ۱۴ روزه هم به تو کمک کرد؟

– بله. خدا بخشنده‌ترین و مهربان‌ترین است. همه ما دچار خطا می‌شویم و فقط خداست که کامل است؛ و همین خدا به ما گفته: «اگر خطا کردی، اشکالی ندارد. برگرد و توبه کن. من می‌بخشم. تو فقط مرا صدا کن. من نزدیک تو هستم» … اینطوری شد که من برگشتم.

می‌دانید، من با لطف خدا فهمیدم آخرِ این ماجرا‌های بی‌حجابی، هیچ چیزی نیست. مثل حباب قشنگی است که بالا و بالاتر می‌رود، اما به یک جایی که می‌رسد، می‌ترکد و چیزی از آن باقی نمی‌ماند. امیدوارم دختران دیگری هم که گرفتار این ماجرا شده‌اند، زودتر به ماهیت این ماجرا پی ببرند و برگردند.

به‌عنوان آخرین سئوال، فکر می‌کنی بهترین شیوه برای آگاه کردن دخترانی که در مسیر بی‌حجابی قرار گرفته اند، چیست؟

– به نظر من، نباید از روش‌های کلیشه‌ای استفاده کرد؛ اینکه مدام بگوییم حجاب، خوب و بی‌حجابی، بد است. بلکه باید واقعیت حجاب را معرفی کنیم. اینکه حجاب، چه تأثیر و چه حسن‌هایی دارد. مدام نگوییم باید حجاب داشته باشید. بیاییم دلیلش را بگوییم. مثلاً با بیان خوب بگوییم قرآن گفته زنان اگر حجاب داشته باشند، خودشان در امنیت خواهند بود و مورد سوءاستفاده قرار نمی‌گیرند. یعنی حکم نکنیم و دستور ندهیم که اگر حجاب نداشته باشید، فلان کار را می‌کنیم. نباید حالت تعصبی و امری داشته باشد، چون به نظرم نتیجه نخواهد داد و ممکن است بعضی‌ها را سر لج بیندازد و اجازه ندهد آن‌ها راه درست را پیدا کنند.

فعالیت تبلیغی طلبه‌های مؤسسه بقیه‌الله (عج) در سواحل شمال کشور

متاسفانه باید بگویم ما چنین رفتار‌های غیرامری ملایم را زیاد در جامعه‌مان نداشته‌ایم. در مدرسه‌هایمان نداشته‌ایم. باز هم می‌گویم روشی که آن آقایان طلبه در شمال انجام دادند، به نظر من خیلی خوب بود. رفتند میان مردم، آن‌ها را شاد کردند، با جوانان مسابقه والیبال دادند و با بچه‌ها بازی کردند. یعنی اول به مردم نشان دادند یکی از خودشان هستند و بعد، با مهربانی با آن‌ها حرف زدند. مردم هم استقبال کردند و حتی در نماز جماعت آن‌ها شرکت کردند. به نظرم کارشان دست مریزاد دارد. من آن گزارش را خیلی پسندیدم و ذخیره کردم که هر وقت خواستم در این زمینه روی کسی تأثیر بگذارم، از آن کمک بگیرم. نشانش بدهم و بگویم ببین چه کار قشنگی کرده‌اند…

یعنی ممکن است بیتا هم یک روز برای صحبت و تذکر به دختران بی‌حجاب پیشقدم شود؟

من با نگاهم، حرفم را به آن‌ها می‌رسانم؛ البته نه با نگاه تحقیرآمیز. با نگاهم به آن‌ها نشان می‌دهم که کارشان قشنگ نیست. درواقع اصلاً توجهی به آن‌ها نمی‌کنم. وقتی توجه نکنم، یعنی این بی‌حجابی تو چیزی نیست که برق بزند و نگاه من سمت تو برگردد. چون بعضی‌ها واقعاً تشنه این هستند که خودشان را نشان بدهند و مردم به آن‌ها توجه کنند. وقتی به آن‌ها بی‌توجهی کنیم، آن‌ها هم کم‌کم از این حالت آتشی و هیجانی بیرون می‌آیند.

روایت دختری که ۱۴ روز بی‌ حجابی را تجربه کرد

روایتی از یک دختر که بعد از ۱۴ روز بی‌حجابی، حجاب را دوباره انتخاب کرد. همه‌چیز از درج پیام یک دختر ۲۲ساله در قسمت نظرات یک گفت‌وگوی خاص شروع شد. در میان نظرات موافق و مخالف مصاحبه حجت‌الاسلام «پورعلی»، مدیرعامل مجموعه فرهنگی تبلیغی «بقیة الله (عج)» اینجا یک پیام جلب توجه می‌کرد؛ پیام دختری به نام «بیتا» که از تجربه بی‌حجابی‌اش و بازگشت دوباره‌اش به حجاب گفته بود.

خوش‌اقبال بودم که بیتا، یک راه ارتباطی در قسمت اطلاعات مخاطبان درج کرده بود. این بار من برای او پیام ارسال کردم؛ پیامی حاوی دعوت برای گفتگو. پیشنهاد مصاحبه، اما با قاطعیت از طرف بیتا رد شد. چرا؟ چون شک کرده بود مبادا خبرنگار یکی از رسانه‌های معاند آن طرف آبی باشم. خیالش که از خودی بودن خبرگزاری فارس راحت شد، با یک آرزو با آغوش باز از گفتگو استقبال کرد؛ با این امید که بیان تجربه‌اش بتواند حتی یک نفر را از سردرگمی‌های این روز‌های جامعه نجات دهد.

با دغدغه‌مندی بیتا نسبت به نوجوانان و جوانان جامعه و اطلاعات خوبش، مصاحبه عمیق‌تر از آنی شد که پیش‌بینی کرده بودم. اگر شما هم مشتاق شده‌اید ماجرای حجاب را از زاویه نگاه دختر جوانی ببینید که با یک انتخاب آگاهانه از میانه مسیر بی‌حجابی برگشته، با این گفتگو همراه باشید.

بی‌مقدمه، ما را ببر به آن روزی که برای اولین بار بدون حجاب از خانه بیرون رفتی. چه اتفاقی افتاد که چنین تصمیمی گرفتی؟

– تمام ماجرا زیر سر خواهر کوچک‌ترم بود. راستش من یک تیپ معمولی داشتم. چادری و محجبه نبودم، اما حجاب و ظاهرم آنقدر معمولی و قابل قبول بود که هیچ‌وقت کسی در خیابان به من تذکر نداده بود. تا اینکه خواهر ۱۴ساله‌ام وارد ماجرا شد. این خواهر به‌اصطلاح دهه هشتادی من، با اینکه در سال‌های قبل با اشتیاق در برنامه‌هایی مثل نسل سلیمانی در مدرسه‌اش شرکت می‌کرد، اما در جریان اتفاقات چند ماه گذشته، تحت تأثیر دوستان و هم‌کلاسی‌هایش، نگاه و رفتارش تغییر کرد. به طور کلی، خواهرم خیلی دهن‌بین است و از حرف اطرافیان به‌شدت تأثیر می‌پذیرد. مثلاً ما هیچ‌وقت ماهواره نداشتیم، اما اغلب دوستان خواهرم در خانه‌هایشان ماهواره داشتند. می‌آمدند برای او تعریف می‌کردند و او هم جذب آن‌ها می‌شد.

خلاصه از یک جایی به بعد، اصرار‌های خواهرم به من و مادرم شروع شد که: «همه مادران و خواهران دوستانم بدون حجاب بیرون می‌آیند. شما هم روسری و شال‌تان را بگذارید کنار. این مدلی که الان هستید، خوب نیست. آبروی من پیش دوستانم می‌رود!» مادرم که اصلاً زیر بار این حرف‌ها نرفت، اما من وقتی دیدم خواهرم دست‌بردار نیست و خیلی ابراز ناراحتی می‌کند، تسلیم شدم و تصمیم گرفتم طبق خواست او، بدون حجاب بیرون بروم.

ماجرای بی‌حجابی، همین‌قدر سریع و غیرارادی برای تو اتفاق افتاد؟! بدون اینکه به آن فکر کرده باشی و خواسته قلبی خودت باشد؟

– بله. فقط به خواست خواهرم بود. آنقدر هم از به نتیجه رسیدن حرف‌هایش خوشحال بود که هر روز با شوق و ذوق یک تز جدید می‌داد؛ «بیتا! امروز موهایت را اینطوری کن. فردا فلان چیز را به موهایت بزن و با لباست ست کن و…»

البته من آنقدر‌ها هم سریع و یکدفعه حجاب را کنار نگذاشتم. روز‌های اول، شالم روی شانه‌ام بود و با ترس و لرز در خیابان راه می‌رفتم. اما کم‌کم نگرانی‌ام رفع شد و به‌کلی شال را کنار گذاشتم. بعد از آن، دیگر هر روز با یک شکل و شمایل جدید بیرون می‌رفتم. یک روز موهایم را باز می‌گذاشتم، یک روز بالا می‌بستم و… خلاصه برای خودم خوش بودم و همه‌چیز برایم تازگی داشت. مثلاً فکر کن باد می‌وزید توی موهایم. خب، این حس جدیدی بود. من چنین تجربه‌ای نداشتم. در عمر ۲۲ساله من، ما فقط یک بار مسافرت خارج از کشور داشته‌ایم. درست است در آن سفر، حجاب نداشتم، اما آنجا همه همین‌طوری هستند و این مسائل خیلی عادی است. این بار، اما من در کشور خودم بی‌حجاب بودم…

نظر پدر و مادرت چه بود؟ با پوشش جدید تو موافق بودند یا مخالف؟

– پدرم استاد دانشگاه و مادرم خانه‌دارند. نگاه مادرم وقتی با خواسته خواهرم برای همرنگ شدن با مادران دوستانش مخالفت کرد، مشخص شد. شیوه تربیتی پدرم، اما متفاوت است. هیچ‌وقت اینطور نبوده که پدرم بخواهد نظر خودش را به من و خواهرم تحمیل و حکم کند که باید این کار را بکنید و آن کار را نباید انجام دهید. اجازه می‌دهد خودمان تجربه کنیم. البته اگر ببیند خواسته ما، چیز بدی است یا داریم سراغ تجربه خطرناکی می‌رویم که ممکن است به خودمان آسیب بزند، مانع می‌شود. این دفعه هم همینطور شد. پدرم اجازه داد بی‌حجابی را تجربه کنم و خودم به نتیجه برسم.

خب، با بیتای بدون حجاب همراه شویم. صرفنظر از آن هیجانات اولیه، از حضور بی‌حجاب در میان مردم جامعه، چه بازخورد‌هایی گرفتی؟

– مردم دو دسته بودند: بعضی‌ها با نگاهشان، تحسین و تشویقم می‌کردند. انگار که من با بی‌حجابی‌ام، از آن‌ها طرفداری و حمایت کرده‌ام. در مقابل، بعضی‌ها هم با نگاه و زبان، سرزنشم می‌کردند و با حالت بدی می‌گفتند: این چه وضعی است؟ خجالت نمی‌کشی؟… از یک جایی به بعد، اتفاقاتی افتاد که باعث شد احساس ناخوشایندی در من ایجاد شود و آن سرخوشی اولیه به‌کلی از بین برود.

چطور؟ مگر چه اتفاقی افتاد؟

– من از موقعی که به دنیا آمده‌ام، در همین خانه زندگی می‌کنیم و به‌عبارتی از قدیمی‌های محله به حساب می‌آییم؛ بنابراین همسایه‌ها و کسبه محله ما را می‌شناسند. اتفاقی که افتاد، این بود که از وقتی بدون حجاب بیرون می‌رفتم، نگاه و رفتار اهالی محله نسبت به من تغییر کرد. مثلاً همان کاسب محله که همیشه در رفتارش با من مراعات می‌کرد، احترام می‌گذاشت و مثلاً سرش همیشه در مقابل من پایین بود، رفتاری انجام داد که تا آن موقع از او ندیده بودم. اصلاً فکرش را هم نمی‌کردم او بتواند به یک خانم متلک بگوید. خیلی برایم عجیب بود و فکرم مشغول شد که چرا رفتار او تغییر کرده؟! فقط به یک نتیجه رسیدم؛ تغییر رفتار او به خاطر تغییر ظاهر خودم بود. من همان آدم سابق بودم، رفتارم هم مثل همیشه، رسمی بود. فقط حجاب نداشتم.

واقعیت این است که ما خانم‌ها، کاملاً سنگینی نگاه‌ها را نسبت به خودمان حس می‌کنیم. در آن ۱۴روز آنقدر این سنگینی نگاه‌ها روی من بود که معذب و ناراحت می‌شدم؛ حتی اگر چیزی هم نمی‌گفتند، حتی اگر پشتم به آن‌ها بود. آنقدر به این خاطر در مترو و فضا‌های عمومی اذیت می‌شدم که سعی می‌کردم سریع به خانه برگردم و زیاد بیرون نباشم.

این تجربه ۱۴ روزه باعث شد تو به طور موقت به دختران و زنان بی‌حجاب شبیه شوی و از نزدیک شاهد حال و هوا و رفتار آن‌ها باشی. حالا کنجکاوم نظرت را درباره آن‌ها بدانم. اصلاً آیا همه افراد بی‌حجاب، مثل هم هستند و باید قضاوت یکسانی درباره آن‌ها داشت؟

– نه. یکسان نیستند. به نظر من دختران و زنانی که حجاب را کنار گذاشته‌اند هم، دو دسته‌اند: یک گروه، افرادی هستند که می‌خواهند شبیه غربی‌ها باشند. بی‌حجابی را عامل خوشگلی و قشنگی می‌دانند؛ بنابراین متأسفانه کورکورانه از آن‌ها تقلید می‌کنند و برای قشنگ به نظر آمدن، دست به هرکاری می‌زنند. اما گروه دوم، هدفمند وارد ماجرای بی‌حجابی شده‌اند و مسائل سیاسی پشت کارهایشان است. هدف این‌ها ضربه زدن به ایران و مخالفت با حاکمیت است و برای این منظور، آمده‌اند از حجاب استفاده کرده‌اند؛ و متاسفانه گروه اول نمی‌دانند ماجرای بی‌حجابی، فقط خوشگلی و قشنگی نیست. نمی‌دانند با ورود به این ماجرا، بازیچه و مهره دست گروه اول شده‌اند. تمام فراخوان‌هایی که منتشر می‌شود، نشانه همین است که گروه هدفمند دوم، دختران گروه اول را به بازی گرفته‌اند. اگر برای دختران جامعه، این موضوع باز شود و توضیح داده شود که پشت ماجرای کشف حجاب، چه جریاناتی وجود دارد و هدف آن‌ها فقط ضربه زدن به ایران است، شاید خیلی‌ها پشیمان شوند و از این مسیر برگردند، مثل من که بعد از ۱۴ روز برگشتم.

برایمان بگو چطور شد ماجرای بی‌حجابی برای تو، حتی وارد هفته سوم هم نشد. چه شد که تصمیم گرفتی برگردی؟

– من زود خودم را از این جریان بیرون کشیدم، چون احساس کردم تمام این اتفاقات، شعار‌ها و تمام این فراخوان‌هایی که می‌دهند، هدفمند است و می‌خواهد به کشور ما آسیب بزند. با خواهرم هم مفصل صحبت کردم. گفتم: من نمی‌توانم اینطوری باشم. من آدم این مدلی زندگی کردن نیستم. تو هم نباید باشی.

گفتم: تو می‌گویی همه بی‌حجاب هستند، اینجوری قشنگ است، ما هم باید مثل آن‌ها باشیم. اما به نظر من، ما که مدام می‌رویم باغ کتاب و عضو کتابخانه ملی و اهل مطالعه هستیم، نمی‌توانیم اینطوری کورکورانه از دیگران تقلید کنیم. ما یاد گرفته‌ایم قبل از انجام هر کاری، فکر کنیم. ما اینطور تربیت نشده‌ایم که، چون دیگران به فلان جا رفتند، ما هم باید برویم… خلاصه در سطح اطلاعات و آگاهی خودم، این توضیحات را به خواهرم دادم و گفتم: من دوست ندارم بی‌حجاب باشم. اگر ناراحت هم می‌شوی، اشکالی ندارد. اصلاً به دوستانت بگو خواهر من، اُمُل است…

واکنش خواهرت چه بود؟

– گفت: «باشه. اشکالی نداره. فقط پیش دوستان من نیا!»

البته او هم همان یک هفته اول، خیلی تند بود، ولی الان برای او هم عادی شده. دیگر الان آنقدر حساس نیست که هر روز بخواهد به مادرم بگوید همه مادران دوستانم بی‌حجاب هستند، تو هم اینطوری باش. اما در این میان برای خودم سؤال شده چرا قریب به اکثریت مادران دوستان خواهرم، حجاب را کنار گذاشته‌اند؟! درحالی‌که تا چند وقت قبل اینطور نبودند.

تحلیل خودت چیست؟ فکر می‌کنی چرا اینطور تغییر کرده‌اند؟

– انگار یک سری از خانم‌ها، جوانی نکرده‌اند و حالا آزاد شده‌اند. ببخشید اینطور می‌گویم، ولی نمونه‌اش را دیده‌ام. مثلاً شوهر هم دارند، ولی آن زمانی که بیرون هستند، زمان خوشگذرانی‌شان است. یعنی وقتی اینطوری بیرون می‌روند، بهشان خوش می‌گذرد و راضی می‌شوند. بعد، برمی‌گردند سر زندگی‌شان و دوباره همان شخصیت قبلی خودشان را دارند. یعنی این مسئله بی‌حجابی، مختص دختران جوان مجرد نیست. بعضی زنان متأهل هم این رفتار را دارند. خیلی‌ها حتی شوهرهایشان هم از بی‌حجابی‌شان خبر ندارند! من خیلی‌ها را دیدم که اینطوری بیرون می‌روند و به شوهرشان نمی‌گویند. یعنی وقتی با شوهرشان بیرون می‌روند، یک جور دیگر هستند.

کاش سر راه همه این افراد، کسی مثل همان طلبه‌هایی که شما از فعالیت‌هایشان گزارش تهیه کرده بودید، قرار می‌گرفت…

اعضای موسسه فرهنگی بقیه الله (عج) و ایده تبلیغ دین در سواحل شمال کشور

منظورت گروه فرهنگی تبلیغی بقیه‌الله (عج) است که ایده تبلیغ در سواحل شمال کشور را اجرا کرده‌اند؟ مگر آن‌ها چه ویژگی دارند؟

– بله. از روش کارشان خیلی خوشم آمد؛ مخصوصاً آن قسمتی که بین زوج‌ها مسابقه گذاشتند. یک خاطره گفته بودند که: «یک بار یک خانم و آقایی در مسابقه شرکت که آقا دستانش را خالکوبی کرده بود و خانم هم حجاب درستی نداشت. این طلبه‌ها نه‌تن‌ها مانع شرکت آن‌ها نشده بودند بلکه از آن‌ها استقبال کرده بودند. رفتار خوب آن‌ها باعث شده بود در آخر برنامه، آن زوج هم آمده بودند در نماز جماعت آن گروه طلبه در کنار ساحل شرکت کرده بودند. بعد هم گفته بودند: حاجی دم شما گرم. بالاخره ما را هم آوردی وسط…»

این خیلی به من چسبید. روششان خیلی خوب بود. اصلاً امری نبود. به نظر من رفتار درست، همین است و تأثیر مثبت می‌گذارد. خود من در آن مدتی که بی‌حجاب بودم، فقط یک بار چنین برخورد خوبی را در مترو از یک خانم دیدم.

مشتاقم از رفتار خوبی که در مترو دیدی، بگویی. آن خانم چه کار کرد که فکر کردی روش درست، همین است؟

– در ورودی ایستگاه مترو تئاتر شهر یک غرفه زده بودند و میز و صندلی گذاشته بودند. چند تا خانم چادری هم آنجا نشسته بودند. یکی از همان روز‌هایی که بی‌حجاب بودم، وقتی با دوستم خواستیم وارد ایستگاه مترو شویم، یکی از خانم‌ها صدایمان کرد. آن روز هم موهایم را باز گذاشته بودم و خیلی از دور جلب توجه می‌کرد. وقتی ما را صدا زد، خیلی نگران شدم. با خودم گفتم: وای بدبخت شدم. چه کار می‌خواهد بکند؟ عجله هم داشتم. گفتم الان نگهمان می‌دارند. حالا بابا رو چه کار کنم؟…، چون پدرم گفته بود: «ببین بیتا! هر طور میل خودت است. دوست داری بی‌حجاب بروی بیرون، برو، اما اگر مشکلی پیش بیاید یا گرفتار شوی، من قدمی برایت برنمی‌دارم. من آبرو دارم. باید به عمویت یا مادرت بگویی بیایند دنبال کارت.»

بعدش چه اتفاقی افتاد؟ کار به آنجا کشید؟

– آن خانم ما را به داخل غرفه دعوت کرد. برایمان چای ریخت و بیسکوییت تعارفمان کرد. اما من بیشتر نگران شدم! گفتم: خدایا یعنی منظورش چیست؟! چه کار می‌خواهد بکند؟ بالاخره آن خانم شروع به صحبت کرد و گفت: «به نظرتان بهتر نیست یک مقدار از نظر ظاهری بهتر در جامعه حضور پیدا کنید که خودتان امنیت بیشتری داشته باشید؟» …

به نظرم این خیلی قشنگ بود. از ما سؤال کرد که آیا بهتر است یا بهتر نیست؟ امر نکرد. نگفت: باید آن کار را می‌کردی یا چرا این کار را کردی؟ بعد از تمام شدن صحبتش هم، یک یادگاری به ما داد. یک بسته که داخلش تسبیح و مهر نماز بود و خیلی قشنگ با روبان تزیینش کرده بودند. من هنوز هم آن را دارم. هدیه را به ما داد و گفت: «باز هم میل خودتان است.» صحبتش در همین حد بود و به نظرم خیلی خوب بود.

این اتفاق چه تاثیری روی تو داشت؟

– این اتفاق وقتی افتاد که من دیگر زیاد خوشم نمی‌آمد که بی‌حجاب باشم. درواقع از روز چهارم و پنجم، دیگر دلم می‌خواست برگردم به شرایط قبل و روسری و شالم را سرم کنم. درواقع، آن تجربه ۱۴روزه، تجربه بدی بود و خیلی زود از این جریان‌ها خسته شدم؛ به خاطر نگاه‌های بد و البته رفتار‌های نامناسبی که دیدم. مثلاً فروشنده دکه روزنامه نزدیک خانه‌مان که گهگاه از او خرید می‌کنم، به خودش اجازه داد علناً یک پیشنهاد بی‌شرمانه به من بکند! وقتی آن پیشنهاد زشت را مطرح کرد، خشکم زد. نه می‌توانستم جوابی به او بدهم و نه توان حرکتی داشتم. فقط با عصبانیت نگاهش کردم و رفتم. دیگر هم از او خرید نمی‌کنم.

یعنی بی‌حجابی خانم‌ها تا این حد ممکن است مردان بیمار را وقیح کند؟

– بله، درواقع مجوز این رفتار‌های بد را خودم با برداشتن حجابم به آن‌ها دادم. همان‌جا بود که تصمیم نهایی‌ام را گرفتم و دوباره شال سر کردم. از ترسم به خانواده‌ام نگفتم چه اتفاقی افتاده. وقتی هم پدرم پرسید: چی شد؟ چرا دوباره شال سرت کردی؟ گفتم: اینطوری بهتر است. به خاطر حفظ آبروی شما (با خنده) …

نظر پدرت چه بود؟

– گفت: «می‌دانستم آخر سر خودت به این نتیجه می‌رسی. می‌دانستم بالاخره از آن حالت آتشی بیرون می‌آیی و هیجانت می‌خوابد.»

رفتار پدرم واقعاً خوب بود. در آن ۱۴ روز حتی یک‌بار هم به من نگفت: «چون حجابت را کنار گذاشتی، دیگر دختر من نیستی و ازت ناامید شدم.» مادرم حرص می‌خورد و دور از چشم من به پدرم می‌گفت: «تو چقدر خونسردی! چرا اجازه می‌دهی اینطور بیرون برود؟ اگر بگیرند ببرندش چه؟»، اما پدرم می‌گفت: «اشکالی ندارد. چیزی نمی‌شود.»

ماجرا برای خواهرت هم همین‌قدر خوب پیش رفت؟

– خب، خواهرم در سن بلوغ است و هنوز ثبات شخصیت ندارد. الان هم که می‌بینید بچه‌های ۱۳، ۱۴ساله انگار از مریخ آمده‌اند! اصلاً نمی‌دانم چرا اینطوری هستند؟ خب من هم این سنی بوده‌ام، ولی اینطوری نبودم…

چطور؟ نوجوانان امثال خواهرت مگر چه جوری هستند؟

– به شکل عجیبی دنبال چیز‌های بد هستند. در نوجوانی ما در جو دوستانه‌مان، اصلاً حرف زشت زده نمی‌شد یا فقط مختص بعضی بچه‌های بی‌ادب مدرسه بود که دوست داشتند خودشان را شبیه لات و لوت‌ها کنند. اما الان اغلب بچه‌های هم‌سن و سال خواهرم، خیلی راحت در خیابان بلند بلند حرف زشت می‌زنند. آن هم نه حرف‌های زشت معمولی مثل زمان ما. این‌ها بلند بلند، حرف‌های ناموسی می‌زنند! اتفاقاً خواهرم و همه دوستانش از خانواده‌های خوب هستند و پدر و مادرهایشان، معلم و دکتر و حتی پلیس هستند، ولی نمی‌دانم این بچه‌ها چرا به سمت بدی می‌روند؟ چرا در این سن، به سمت سیگار و اینطور چیز‌های بد تمایل پیدا کرده‌اند؟!

برخی معتقدند این نسل، قربانی دوگانگی میان زندگی واقعی و آنچه در فضای مجازی می‌گذرد، شده‌اند…

– دقیقاً. من هم به پدرم همین را گفتم. از وقتی که کرونا آمد و مدرسه آنلاین شد و به‌اجبار برای خواهرم گوشی گرفتیم، اینهمه تغییر کرد. قبل از آن، هیچی بلد نبود. الان اینستاگرام می‌رود و خیلی چیز‌های دیگر از فضای مجازی می‌داند. یعنی هر کاری ما می‌کنیم، این بچه ۱۴ ساله راه دور زدنش را بلد است!

من واقعاً نگران خواهرم و هم سن و سالانش هستم، چون خیلی راحت سراغ کار‌های بد و خطرناک می‌روند. مثلاً در خیابان دست اغلب‌شان سیگار است! تا همین چند سال قبل، اگر دست یک خانم سیگار بود، خیلی جلوه بدی داشت. اگر یک خانم اینطوری بود، آدم‌های ناجور به خودشان اجازه می‌دادند به او نزدیک شوند. ولی الان دختر‌های نوجوان علنی در خیابان سیگار می‌کشند! می‌روند به پسر‌ها می‌گویند: آقا آتیش داری؟… من اصلاً این‌ها را دیدم، خشکم زد! ببینید این موضوع خیلی مهمی است. الان دغدغه خانواده ما همین است، چون خواهر نوجوان من با اینکه از سیگار بدش می‌آید، اما می‌خرد و ژستش را می‌گیرد تا پیش دوستانش خودی نشان بدهد و در جمع آن‌ها کم نیاورد! یعنی یک چیز بد، برای این بچه‌ها، ابزار افتخار شده.

این همان تقلید کورکورانه‌ای است که ابتدای صحبت‌هایت گفتی نوجوانان و جوانان جامعه ما گرفتارش شده‌اند؟

– بله؛ و به نظر من، همه معضلات از همین سیگار شروع می‌شود. یک نخ سیگار می‌شود چند نخ و آرام آرام بچه‌ها را به سمت مواد مخدر می‌کشاند. قبلاً فقط تریاک بود، اما الان ۲۰ مدل مواد مخدر هست که خواهر من در این سن و سال اسم همه‌شان را بلد است و برای من توضیح می‌دهد این چیه، اون چیه، این چه اثری داره!… نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که این چیز‌های بد در نظر نوجوانان ما، خوب شده!

واقعاً خانواده‌هایی که بچه‌های نوجوان دارند، در شرایط سختی قرار گرفته‌اند. بچه‌های این سن دوست دارند تمام چیز‌های بد را یاد بگیرند. خانواده هم از پس آن‌ها برنمی‌آید. ببینید، الان ناراحت هستیم چرا دختران جوان و خانم‌های جامعه‌مان دچار این ناهنجاری‌ها در حجاب و پوشش‌شان شده‌اند. درست است؟ خب این دختران دهه هشتادی، خانم‌های آینده جامعه ما می‌شوند با هزار جور مشکل و ناهنجاری. از الان باید آن روز را ببینیم و با روش‌های درست، از بیشتر خطا کردن این بچه‌ها جلوگیری کنیم.

تو که در متن ماجرا‌ها و گرفتاری‌های مبتلابه خواهرت و هم‌سن و سالانش هستی، فکر می‌کنی برای کمک به این بچه‌ها چه کار باید کرد؟

– من سر همین موضوع سیگار، با چند دکه روزنامه‌فروشی نزدیک خانه خودمان دعوا کردم. قبلش در اینترنت جست‌وجو کرده و قانون را خوانده بودم. می‌دانستم هر مغازه یا دکه‌ای که به زیر ۱۸ سال سیگار بفروشد، مرتکب جرم شده. خب، ولی عملاً کسی نمی‌رود جلوی آن‌ها را بگیرد. من خودم یک تنه رفتم با تمام دکه‌های محله دعوا کردم. وقتی دیدند خیلی سفت ایستاده‌ام و پیگیر هستم و کار دارد می‌کشد به قانون و پلیس، ظاهراً دیگر به زیر ۱۸ سال سیگار نمی‌فروشند. ولی من با این چند دکه برخورد کردم، بقیه دکه‌ها و مغازه‌ها را چه کنم؟ تکلیف بچه‌های بقیه محله‌ها چه می‌شود؟ اگر قانون به‌درستی اجرا شود و همه مغازه‌ها و دکه‌ها خودشان را ملزم بدانند به زیر ۱۸ سال سیگار نفروشند، این مشکل تا حد زیادی حل می‌شود، چون این بچه‌ها در خانه‌شان که سیگار نمی‌کشند. وقتی بیرون هستند، یک نخ می‌گیرند و می‌روند گوشه‌ای با دوستان‌شان می‌کشند. واقعاً یکی از آرزو‌های من این است که روزی برسد که هیچ‌کس به بچه‌ها سیگار نفروشد…

برگردیم به بحث اصلی‌مان. تا چند ماه قبل، عده‌ای در نقد قانون حجاب در کشور، مدام می‌گفتند: چرا فکر می‌کنید اگر ما این یک وجب روسری را برداریم، جامعه دچار مشکل می‌شود؟ اما در همین چند ماه نشان دادند هرگز در حد برداشتن روسری متوقف نخواهند ماند و قدم به قدم جامعه را به سمت برهنگی و مشکلات اخلاقی خواهند برد. نظرت درباره این گروه چیست؟

– بله. من گاهی که در خیابان قدم می‌زنم، باورم نمی‌شود اینجا ایران است! تا همین چند ماه قبل اگر دختران با یک سوم این تیپی که الان دارند، بیرون می‌آمدند، نه‌تن‌ها سر و کارشان با گشت ارشاد می‌افتاد، بلکه برایشان پرونده تشکیل می‌شد و باید به دادسرا می‌رفتند.

به نظر من بعضی‌ها انگار یک کمبود یا عقده‌ای در زندگی‌شان داشته‌اند و الان که فضا کمی باز شده، نمی‌دانند چه باید بکنند. مثل مرغی که هی پرپر می‌زند و آخر هم خودش را می‌کشد، دقیقاً مثل آن شده‌اند. دختر جوان را می‌بینی که بی‌حجاب و با پوشش آنچنانی آمده بیرون و مدام از این طرف به آن طرف می‌رود و خودش را توی شیشه مغازه‌ها نگاه می‌کند که ببیند چه شکلی شده! این رفتارها، مال کسانی است که خودشان را کم می‌دانستند و الان با این بی‌حجابی و پوشش نامناسب می‌خواهند خودی نشان بدهند. در این میان تعجب می‌کنم چرا با این‌ها برخورد نمی‌شود؟!

طرح‌هایی شروع و اقداماتی انجام شده است، اما حتماً خودت شاهد مقاومت‌ها در مقابل قانون حجاب هستی. مراجع قانونی با هر شیوه‌ای برای برخورد با این بی‌حجابی‌ها اقدام می‌کنند، از گوشه‌ای صدای اعتراض بلند می‌شود…

– بله. نمی‌دانم از کجا حمایت می‌شوند که تا یک برخورد با آن‌ها می‌شود، فوری ۱۰ تا دوربین سراغشان می‌رود و سر و صدا راه می‌اندازند که: آی مرا زدند و فلان کار را کردند! من فکر می‌کنم بیشتر این‌ها ساختگی است، چون من نه‌تن‌ها در آن ۱۴ روز بی‌حجابی بلکه حتی در اوج تجمعات و اغتشاشات چند ماه قبل، هیچ رفتار بدی از ماموران پلیس و یگان ویژه ندیدم. خانه ما نزدیک میدان انقلاب و چهارراه، ولی عصر (عج) است و در آن شلوغی‌ها هم مدام در این محدوده تردد داشتم. نیرو‌های یگان ویژه خیلی محترمانه برخورد می‌کردند و فقط می‌گفتند: «بروید، نایستید». هیچ‌وقت اینطور نبود که بیایند با چوب و چماق به جان ما بیفتند.

ببینید، من این چیز‌ها را درک می‌کنم، اما امثال خواهرم که هنوز شخصیت و نگاه و ایدئولوژی‌شان شکل نگرفته، هیچ‌کدام از این مسائل را نمی‌دانند و تحت‌تاثیر فضای مجازی قرار می‌گیرند. من واقعاً نگران آن‌ها هستم.

در میان صحبت‌هایت گفتی اگر برای دختران جامعه توضیح داده شود که صحنه‌گردانی ماجرای کشف حجاب در دست افراد و گروه‌های سیاسی است که هدفشان ضربه زدن به ایران است، خیلی‌ها خودشان را از این جریان کنار می‌کشند.

– بله. خواهر ۱۴ ساله من، دختران بی‌حجاب را می‌بیند و به چشمش قشنگ می‌آیند. خب، کم‌سن و سال است. ندیده. نشناخته. بنیان‌های فکری‌اش هنوز شکل نگرفته است. فکر می‌کند این دختران بی‌حجاب با ظاهر زیبا، بهترین هستند و ما هم باید شبیه آن‌ها شویم. در صورتی که اینطور نیست. البته انسان، تکاملش یا انسانیتش به داشتن یا نداشتن نیم متر پارچه روی سرش نیست. اصلاً بحث ما هم بر سر این نیست. هم در میان گروه باحجاب و هم در میان گروه بی‌حجاب، خوب و بد وجود دارد. اما مسئله این است که، چون ما در کشوری زندگی می‌کنیم که اسلامی است و قانون آن این است که خانم‌ها در جامعه باید حجاب داشته باشند، لازم است به این قانون احترام بگذاریم. هرکس برخلاف این قانون عمل کند، درواقع در مقابل کشور خودش قرار گرفته است. این یک موضوع کلی است. شما حتی وقتی به دانشگاه، کلاس فرهنگی یا هر مرکز دیگری می‌روید، باید به قوانین آنجا احترام بگذارید. اگر بخواهید برخلاف قوانین آن مرکز عمل کنید، رفتارتان می‌شود ناهنجاری؛ بنابراین ما تا وقتی در ایران هستیم، باید به قانونش احترام بگذاریم و حجاب داشته باشیم. اصلاً مگر داشتن این نیم متر پارچه روی سر، چه سختی دارد؟ ما که در تمام عمرمان به همین شیوه زندگی کرده و پذیرفته بودیم در زندگی اجتماعی‌مان باید حجاب داشته باشیم. از حالا به بعد هم، این پذیرش را داشته باشیم. به نظرم این مسائل به صورت منطقی و با شیوه درست باید برای دختران جامعه به‌ویژه نوجوانان توضیح داده شود. دوگانگی که الان در جامعه ما وجود دارد، نوجوانان را سردرگم می‌کند. آن‌ها نمی‌توانند درست تشخیص بدهند. باید کمکشان کرد. البته به نظرم بخش زیادی از این مشکلات هم، به دلیل عدم شناخت دین است. من خودم به شخصه، بدون اینکه کسی بگوید، از مدتی قبل شروع به خواندن قرآن کرده‌ام…

چه اتفاق خوبی. چرا چنین تصمیمی گرفتی؟

– اتفاقات یک سال اخیر و تغییرات فکری خواهرم، مرا در این مسیر قرار داد. همان‌طور که گفتم، متاسفانه خواهرم به‌شدت تحت‌تاثیر جمع دوستانش و همه آن‌ها تحت‌تاثیر فضای مجازی هستند. به همین دلیل، مدام موضوعات القایی فضای مجازی را در خانه تکرار می‌کند و مثلاً می‌گوید: «چرا ما مسیحی نشدیم؟ چرا من از یک پدر و مادر مسلمان به دنیا آمدم؟ می‌خواهم دینم را عوض کنم و از ایران بروم. خارج از کشور، یوتیوبر می‌شوم و کلی پول درمی‌آورم.» پدرم با حوصله برایش توضیح می‌دهد: «دخترم! یک مسیحی می‌تواند دینش را تغییر بدهد و مسلمان شود، اما یک مسلمان نمی‌تواند مسیحی شود، چون اسلام، آخرین و کامل‌ترین دین است.» گاهی که حرف‌های خواهرم به سمت بی‌ادبی و توهین می‌رود، من برخلاف پدرم عصبانی می‌شوم. یک‌بار پدرم گفت: «اگر دوست داری از دین اسلام دفاع کنی یا مثلاً دلت می‌خواهد طرف مقابلت را قانع کنی که دین اسلام نسبت به دین مسیحیت، برتری دارد و کامل‌تر است، باید هم دین اسلام و هم دین مسیحیت را بشناسی.»

وقتی پدرم آن حرف‌ها را زد، تشویق شدم قرآن را بخوانم و ببینم چه می‌گوید. همین حالا که دارم این‌ها را به شما می‌گویم، احساساتی شده‌ام. در یک سال گذشته، آرامش‌بخش‌ترین و بهترین لحظات زندگی من، زمانی بوده که قرآن و ترجمه‌اش را می‌خوانم. به نظرم قشنگ‌ترین حرف‌ها و جواب هر چیزی که انسان دنبال آن می‌گردد، در قرآن هست. من فکر می‌کنم اگر انسان بتواند قرآن را سرلوحه و مبنای تمام کارهایش در زندگی قرار دهد، هیچ‌وقت دچار لغرش و خطا نمی‌شود.

چقدر قشنگ… آیا قرآن در ماجرای آن بی‌حجابی ۱۴ روزه هم به تو کمک کرد؟

– بله. خدا بخشنده‌ترین و مهربان‌ترین است. همه ما دچار خطا می‌شویم و فقط خداست که کامل است؛ و همین خدا به ما گفته: «اگر خطا کردی، اشکالی ندارد. برگرد و توبه کن. من می‌بخشم. تو فقط مرا صدا کن. من نزدیک تو هستم» … اینطوری شد که من برگشتم.

می‌دانید، من با لطف خدا فهمیدم آخرِ این ماجرا‌های بی‌حجابی، هیچ چیزی نیست. مثل حباب قشنگی است که بالا و بالاتر می‌رود، اما به یک جایی که می‌رسد، می‌ترکد و چیزی از آن باقی نمی‌ماند. امیدوارم دختران دیگری هم که گرفتار این ماجرا شده‌اند، زودتر به ماهیت این ماجرا پی ببرند و برگردند.

به‌عنوان آخرین سئوال، فکر می‌کنی بهترین شیوه برای آگاه کردن دخترانی که در مسیر بی‌حجابی قرار گرفته اند، چیست؟

– به نظر من، نباید از روش‌های کلیشه‌ای استفاده کرد؛ اینکه مدام بگوییم حجاب، خوب و بی‌حجابی، بد است. بلکه باید واقعیت حجاب را معرفی کنیم. اینکه حجاب، چه تأثیر و چه حسن‌هایی دارد. مدام نگوییم باید حجاب داشته باشید. بیاییم دلیلش را بگوییم. مثلاً با بیان خوب بگوییم قرآن گفته زنان اگر حجاب داشته باشند، خودشان در امنیت خواهند بود و مورد سوءاستفاده قرار نمی‌گیرند. یعنی حکم نکنیم و دستور ندهیم که اگر حجاب نداشته باشید، فلان کار را می‌کنیم. نباید حالت تعصبی و امری داشته باشد، چون به نظرم نتیجه نخواهد داد و ممکن است بعضی‌ها را سر لج بیندازد و اجازه ندهد آن‌ها راه درست را پیدا کنند.

فعالیت تبلیغی طلبه‌های مؤسسه بقیه‌الله (عج) در سواحل شمال کشور

متاسفانه باید بگویم ما چنین رفتار‌های غیرامری ملایم را زیاد در جامعه‌مان نداشته‌ایم. در مدرسه‌هایمان نداشته‌ایم. باز هم می‌گویم روشی که آن آقایان طلبه در شمال انجام دادند، به نظر من خیلی خوب بود. رفتند میان مردم، آن‌ها را شاد کردند، با جوانان مسابقه والیبال دادند و با بچه‌ها بازی کردند. یعنی اول به مردم نشان دادند یکی از خودشان هستند و بعد، با مهربانی با آن‌ها حرف زدند. مردم هم استقبال کردند و حتی در نماز جماعت آن‌ها شرکت کردند. به نظرم کارشان دست مریزاد دارد. من آن گزارش را خیلی پسندیدم و ذخیره کردم که هر وقت خواستم در این زمینه روی کسی تأثیر بگذارم، از آن کمک بگیرم. نشانش بدهم و بگویم ببین چه کار قشنگی کرده‌اند…

یعنی ممکن است بیتا هم یک روز برای صحبت و تذکر به دختران بی‌حجاب پیشقدم شود؟

من با نگاهم، حرفم را به آن‌ها می‌رسانم؛ البته نه با نگاه تحقیرآمیز. با نگاهم به آن‌ها نشان می‌دهم که کارشان قشنگ نیست. درواقع اصلاً توجهی به آن‌ها نمی‌کنم. وقتی توجه نکنم، یعنی این بی‌حجابی تو چیزی نیست که برق بزند و نگاه من سمت تو برگردد. چون بعضی‌ها واقعاً تشنه این هستند که خودشان را نشان بدهند و مردم به آن‌ها توجه کنند. وقتی به آن‌ها بی‌توجهی کنیم، آن‌ها هم کم‌کم از این حالت آتشی و هیجانی بیرون می‌آیند.

عوارض خطرناک مصرف زیاد اسید فولیک در بارداری برای جنین

عوارض اسید فولیک در بارداری

عوارض اسید فولیک در بارداری

آیا مصرف فولیک اسید اضافی در دوران بارداری برای جنین خطرناک است ؟

فولیک اسید اضافی ممکن است به نوزاد آسیب برساند که این آسیب از طریق سیستم عصبی ( منتهی به اوتیسم )، مقاومت انسولین ، چاقی یا مشکلات ذهنی می باشد و همچنین ممکن است که خطرات تومورها را برای مادر افزایش دهد .

مصرف مکمل فولیک اسید به صورت روزانه برای خانم های باردار باید بین 400 تا 800 میلی گرم باشد. فولیک اسید به صورت طبیعی در سبزیجات با برگ سبز تیره ، میوه ها، آجیل و لوبیا ها آسیب زا نخواهد بود.

یک بارداری سالم اغلب از میزان متناسبی فولیک اسید استفاده می کند , بیشتر متخصصان پیشنهاد می کنند که این مرحله را قبل از باردار شدن برنامه ریزی کنید . فولیک اسید مسئول رشد سلول ها است و باید مقدار کافی آن در رژیم فرد وجود داشته باشد تا کودک را از آسیب های مغزی و نخاعی حفظ کند.

همچنین برای رشد و عملکرد سالم مغز نیز ضروری می باشد اما فولیک اسید نیز مانند اجزای دیگر مواد مغذی ممکن است که زیاد از حد در بدن فرد ذخیره شود , مقدار زیاد آن می تواند به مادر و رشد کودک آسیب وارد کند.

قرص اسید فولیک بارداری

اختلال اوتیسم

چنانچه در بیا نی نی گفته شده است تحقیقات اخیر نشان می دهد که مقدار زیاد فولیک اسید می تواند باعث آسیب به بافت عصبی و در نتیجه اوتیسم شود و محققان در یک مطالعه 1391 مادر و فرزند را مورد مطالعه قرار دادند . مصرف بیش از حد فولیک اسید این اختلال را تا حد زیادی افزایش می دهد که در تعاملات اجتماعی ، ارتباطات غیر طبیعی و رفتار غیر معمول افراد تاثیر می گذارد.

خطر سرطان

مطالعات روی حیوانات نشان می دهد که مصرف بالای فولیک اسید در رژیم باعث افزایش تومورهای پستانی می شود. سطح بالای فولیک اسید همچنین با سرطان های زنانه نیز مرتبط است. نقش فولیک اسید در سرطان کلسترول و دیگر سرطان ها نیز نشان داده شده است ، اگرچه که این مطالعات هنوز در مراحل اولیه هستند و بیشتر آن ها بر حسب شواهد می باشد.

سرطان زنان

کمبود توانایی ذهنی

سطح بالای فولیک اسید همچنین می تواند افت ذهنی را سرعت ببخشد و مطالعات به این موضوع اشاره می کند که فولیک اسید موجود در مکمل ها و غذا ها می تواند کمبود ویتامین ب 12 را افزایش دهد که با ناتوانی ذهنی در نوجوانان نیز مرتبط است.

سایر خطرات مصرف فولیک اسید اضافی برای سلامتی

  • مصرف بیش از حد فولیک اسید در خانم های باردار می تواند خطر مقاومت انسولین و چاقی در کودکان را افزایش دهد.
  • میزان زیاد فولیک اسید در بدن ممکن است کم خونی را نیز افزایش دهد که اگر این موضوع در فرد تشخیص داده نشود ، خطرات آن به مغز ، عصب و نخاع دائمی خواهد بود.

اسید فولیک در بارداری

مواد مصرفی پیشنهادی برای خانم های باردار

فولیک اسید را می توان در غذاهای زیادی مثل سبزیجات ، میوه ها ، لوبیا ، آجیل، بادام زمینی، محصولات لبنی ، غذاهای دریایی و غلات پیدا کرد و جدا از این فولیک اسید همچنین در مولتی ویتامین ها یا در مکمل های تک منظوره نیز وجود دارد.

پس می توان نتیجه گرفت که فولیک اسید موجود در غذاهای طبیعی مضر نیست ، پس نباید هیچ نگرانی در مصرف غذاهای مغذی و سبزیجات داشته باشید اما قضیه مکمل ها کمی فرق دارد .

البته که تحقیقات در مورد میزان مصرف این مکمل ها همچنان ادامه دارد اما در هر صورت برای امنیت بیشتر هرگز نباید در آهن زیاده روی کنید .

عوارض خطرناک مصرف زیاد اسید فولیک در بارداری برای جنین

عوارض اسید فولیک در بارداری

عوارض اسید فولیک در بارداری

آیا مصرف فولیک اسید اضافی در دوران بارداری برای جنین خطرناک است ؟

فولیک اسید اضافی ممکن است به نوزاد آسیب برساند که این آسیب از طریق سیستم عصبی ( منتهی به اوتیسم )، مقاومت انسولین ، چاقی یا مشکلات ذهنی می باشد و همچنین ممکن است که خطرات تومورها را برای مادر افزایش دهد .

مصرف مکمل فولیک اسید به صورت روزانه برای خانم های باردار باید بین 400 تا 800 میلی گرم باشد. فولیک اسید به صورت طبیعی در سبزیجات با برگ سبز تیره ، میوه ها، آجیل و لوبیا ها آسیب زا نخواهد بود.

یک بارداری سالم اغلب از میزان متناسبی فولیک اسید استفاده می کند , بیشتر متخصصان پیشنهاد می کنند که این مرحله را قبل از باردار شدن برنامه ریزی کنید . فولیک اسید مسئول رشد سلول ها است و باید مقدار کافی آن در رژیم فرد وجود داشته باشد تا کودک را از آسیب های مغزی و نخاعی حفظ کند.

همچنین برای رشد و عملکرد سالم مغز نیز ضروری می باشد اما فولیک اسید نیز مانند اجزای دیگر مواد مغذی ممکن است که زیاد از حد در بدن فرد ذخیره شود , مقدار زیاد آن می تواند به مادر و رشد کودک آسیب وارد کند.

قرص اسید فولیک بارداری

اختلال اوتیسم

چنانچه در بیا نی نی گفته شده است تحقیقات اخیر نشان می دهد که مقدار زیاد فولیک اسید می تواند باعث آسیب به بافت عصبی و در نتیجه اوتیسم شود و محققان در یک مطالعه 1391 مادر و فرزند را مورد مطالعه قرار دادند . مصرف بیش از حد فولیک اسید این اختلال را تا حد زیادی افزایش می دهد که در تعاملات اجتماعی ، ارتباطات غیر طبیعی و رفتار غیر معمول افراد تاثیر می گذارد.

خطر سرطان

مطالعات روی حیوانات نشان می دهد که مصرف بالای فولیک اسید در رژیم باعث افزایش تومورهای پستانی می شود. سطح بالای فولیک اسید همچنین با سرطان های زنانه نیز مرتبط است. نقش فولیک اسید در سرطان کلسترول و دیگر سرطان ها نیز نشان داده شده است ، اگرچه که این مطالعات هنوز در مراحل اولیه هستند و بیشتر آن ها بر حسب شواهد می باشد.

سرطان زنان

کمبود توانایی ذهنی

سطح بالای فولیک اسید همچنین می تواند افت ذهنی را سرعت ببخشد و مطالعات به این موضوع اشاره می کند که فولیک اسید موجود در مکمل ها و غذا ها می تواند کمبود ویتامین ب 12 را افزایش دهد که با ناتوانی ذهنی در نوجوانان نیز مرتبط است.

سایر خطرات مصرف فولیک اسید اضافی برای سلامتی

  • مصرف بیش از حد فولیک اسید در خانم های باردار می تواند خطر مقاومت انسولین و چاقی در کودکان را افزایش دهد.
  • میزان زیاد فولیک اسید در بدن ممکن است کم خونی را نیز افزایش دهد که اگر این موضوع در فرد تشخیص داده نشود ، خطرات آن به مغز ، عصب و نخاع دائمی خواهد بود.

اسید فولیک در بارداری

مواد مصرفی پیشنهادی برای خانم های باردار

فولیک اسید را می توان در غذاهای زیادی مثل سبزیجات ، میوه ها ، لوبیا ، آجیل، بادام زمینی، محصولات لبنی ، غذاهای دریایی و غلات پیدا کرد و جدا از این فولیک اسید همچنین در مولتی ویتامین ها یا در مکمل های تک منظوره نیز وجود دارد.

پس می توان نتیجه گرفت که فولیک اسید موجود در غذاهای طبیعی مضر نیست ، پس نباید هیچ نگرانی در مصرف غذاهای مغذی و سبزیجات داشته باشید اما قضیه مکمل ها کمی فرق دارد .

البته که تحقیقات در مورد میزان مصرف این مکمل ها همچنان ادامه دارد اما در هر صورت برای امنیت بیشتر هرگز نباید در آهن زیاده روی کنید .

دلیل و فواید مهم همکاری کودکان در کارهای خانه

همکاری کودکان در خانه

فواید کمک کردن کودک در کارهای خانه

بسیاری از والدین ترجیح می دهند که خودشان خیلی سریع تمام کارهای خانه را انجام دهند اما محول کردن کارهای خانه به کودک با توجه به سن و علاقمندی آنها یک فرصت ارزشمند برای بالا بردن توانایی و رشد و تربیت کودکان است.

شاید با کمک گرفتن از کودک، کارهایتان به کُندی پیش برود اما در عوض یک عادت خوب را در کودک نهادینه کرده و رفتارهای مثبت زیادی را به او یاد خواهید داد که در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی به بیان فواید کمک کردن کودک در کارهای خانه پرداخته ایم.

تقویت و آموزش غیرمستقیم مهارت های حرکتی

هنگام رسیدگی به کارهای خانه از قبیل جارو کردن زمین، تا کردن لباس یا پاک کردن سطوح، کودکان مهارت های هماهنگی را همزمان با حرکات دست و پا یاد می گیرند. کودکی که در انجام کارهای منزل به والدین خود کمک می کند، بدون آنکه بداند مهارت های مختلف مرتبط با هماهنگی اعضای بدن را در خود تقویت می کند.

همکاری کودکان در خانه

درک ارزش زحمات والدین

وقتی تمام مسئولیت ها و کارها را برای فرزندانمان انجام می دهیم، ممکن است بسیاری از چیزها را بدیهی بدانند زیرا آنها ارزش تلاش و زمانی را که باید برای نظم دادن به همه چیز انجام دهد، نمی دانند پس همیشه تصور می کنند وقت و انرژی که والدین در انجم کارهای منزل صرف میکنند، مسئله ای عادی است اما زمانی که خود در جریان انجام این کارها قرار گرفته و متوجه اهمیت آن شوند، بیش از پیش متوجه و قدردان زحمات پدر و مادرشان خود میشوند.

حس مهم بودن

اگر به کودکتان کارهای ساده ای را بسپارید، او حس مهم بودن می کند و با خود فکر می کند او نیز عضو مهمی از خانواده است و می تواند باری از دوش خانواده بردارد و شما به او نیاز دارید. جس برتری جویی و مهم بودن سبب می شود کودک در آینده بیشتر به کمک کردن در خانه تمایل داشته باشد.

نظم و انضباط

اگر به کودکان از همان ابتدا وظایفی مانند جمع کردن لباس و وسایل خود را محول نمایید، کودکان شما یاد می گیرد که چیزهای اطراف خود را مرتب نگه دارد و به این ترتیب نظم و انضباط را می آموزد و فردی نظم پذیر در بزرگسالی خواهد شد.

آموزش انظباط به کودک

آموزش مهارت های زندگی

کارهایی مانند شستن لباس، تا کردن لباس، نظافت، آشپزی، جمع کردن وسایل و غیره، مهارت های اولیه زندگی را به کودکان آموزش می دهد. آنها را در معرض کارهایی قرار دهید که با سن شان مطابقت داشته باشد تا بتوانند کارهای اولیه را شروع کرده و با بزرگ شدن به کارهای بزرگتری برسند.

مراقبت از خود

اگر برخی کارها را به کودک خود محول کنید، او یاد می گیرد که چطور خودش کارهایش را انجام دهد و بتواند روی پای خودش بایستد و چگونه خودکفا باشد و در شرایط خاص به شما متکی نباشد.

ایجاد حس اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری

هر کودکی این توانایی را دارد که کارهایی را برای خود انجام دهد، پس با سپردن مسئولیت در انجام امور منزل، به آنها اجازه دهید تا توانایی های خود را افزایش داده و به خود متکی باشند.

علاوه بر این، مشارکت در کار در خانه ممکن است باعث شود که آنها نیز احساس خوبی نسبت به خود داشته باشند پس با سپردن کارهای مناسب به آنها، در ایجاد حس مسئولیت پذیری از سنین پایین کمک کنید.

همکاری بچه ها در خانه

افزایش مشارکت و موفقیت

اگرکارهایی را به کودک خود محول کنید که به خوبی می تواند از پس انجام آنها برآید، نگرش “من می توانم” را در او ایجاد خواهید کرد. اینگونه کودکان در بزرگسالی به دلیل داشتن این دیدگاه در کارها بیشتر مشارکت کرده و در روابط فردی موفق تر هستند.

ایجاد پیوند و یکپارچگی

زمانی که همه ی اعضای خانواده در انجام امور منزل بهم کمک می کنند و جوری کنار هم قرار میگیرند که به شکلی یکپارچه مسئولیت ها را پیش می برند، کودک با حضور در این جمع به خوبی اهمیت اتحاد را درک کرده و نقش خود را در این مسیر درمی یابند.

اینگونه آنها از جامعه ی کوچک خانواده چگونگی یکپارچگی را دریافته و به خود وارد جوامع بزرگتر می کند تا به وظایفی که در جوامع بزرگتر به او محول میشود بهتر عمل کند.

کمک کودکان به بزرگترها

نکات مهم

  1. والدین در سپردن کارهای خانه به کودک باید به سن ، توانایی جسمی، روحیات و علایق او توجه کنند.
  2. والدین نباید کودکان را مجبور به انجام کاری کنند.
  3. والدین باید با تشویق انگیزه انجام کارهای خانه را در کودک ایجاد نمایند.
  4. والدین برای اینکه کودک سردرگم و بی علاقه نشود، نباید همزمان چند کار را به کودک محول کنند.
  5. والدین باید دقیقا کاری که می خواهند کودک انجام دهد را به او توضیح دهند.
  6. والدین نباید در محول نمودن کارهای خانه به کودک تفکیک جنسیتی قائل شوند. گاهی سپردن کارهای بیرون به دختر سبب ایجاد استقلال در او شده و گاهی سپردن کارهای خانه به پسر باعث می شود تا او از مسئولیت های خانه داری آگاه شود.
  7. والدین نباید از کارِ کودک ایراد بگیرند.
  8. والدین نباید به کودک استرس وارد کنند که سریع تر کارها را انجام دهد.
  9. والدین نباید توقع تمیز کار کردن را از کودک داشته باشند.
  10. والدین باید کودک را در کارهایی مانند آشپزی شرکت دهند و در حین انجام کارها تفریح و شادی داشته باشند.
  11. والدین باید از کودک به خاطر کمک در کارهای خانه قدردانی کنند تا در او انگیزه ایجاد کنند.