ناگفته‌هایی از زنان درون باند‌های مواد مخدر

نکات زیادی در مورد سلاطین تجارت مواد مخدر شناخته شده که به لطف موجی از کتاب‌ها، آهنگ‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در سالیان اخیر امکان پذیر شده اند. خوانندگان، شنوندگان و بینندگان از سوء استفاده‌های قاتلانه “پابلو اسکوبار” معروف‌ترین قاچاقچی مواد مخدر کلمبیا که در سال ۱۹۹۳ بر روی پشت بام کشته شد آگاه هستند.

به نقل از اکونومیست؛ “خواکین گوزمان” مردی که بیشتر با نام “ال چاپو” شناخته می‌شود نیز مانند رئیس سابق بدنام بوده است. او که رئیس کارتل سینالوآ در مکزیک بود اکنون در امریکا در حال سپری کردن مجازات حبس ابد است. مردم حتی ممکن است “اِما کرونل” همسر ال چاپو که یک مدل بود را در دادگاه او در نیویورک در سال ۲۰۱۹ میلادی به خاطر آورند. او سپس به سه اتهام مرتبط با مواد مخدر اعتراف است.

با این وجود، زنانی که مواد مخدر قاچاق می‌کنند اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرند. این تا حدی بدان خاطر است که زنان کم تری در مقایسه با مردان در آن تجارت پرخشونت مشارکت می‌کنند. همان طور که فرهنگ بوچونا (نمای دوست دختری که در حال اسراف و پول خرج کردن است) سینالوآ بر می‌آید بسیاری از آن زنان نقش اکسسوری را برای مردان کارتل ایفا می‌کنند و در واقع بسیاری از زنان و دختران آرزو دارند که در چنین نقشی باشند.

“دبورا بونلو” روزنامه نگار باسابقه در آمریکای لاتین که برای وایس نیوز کار می‌کند در کتاب تازه ۱۷۶ صفحه‌ای تازه خود تحت عنوان “نارکوها: ظهور مخفی زنان در کارتل‌های آمریکای لاتین” قصد دارد نشان دهد که زنان نقش‌های مهمی نیز در باند‌های مواد مخدر دارند و حتی گاهی اوقات بازیگران اصلی هستند.

ناگفته‌هایی از زنان درون باند‌های مواد مخدر

زنان نارکو همواره به این شکل نادیده گرفته نشده اند. “ماریا دولورس استوز زولتا” به دشمن شماره یک دولت مکزیک و قاچاقچی مواد مخدر تبدیل شده بود. بونلو برخی از زنانی را که در سالیان اخیر در تجارت مواد مخدر دخیل بودند با سفر در سراسر منطقه برای بازدید از شهر‌های زادگاه آنان ردیابی کرد. اکنون بسیاری از آنان در زندان دوران حبس خود را می‌گذرانند.

او در مورد “دیگنا واله” یکی از روسای زن هندوراسی کارتل مواد مخدر می‌نویسد فردی که برای افرادی از جمله ال چاپو کوکائین را به مرز گواتمالا قاچاق می‌کرد. او می‌توانست از هر محموله ۸۰۰۰۰۰ دلار درآمد داشته باشد.

بونلو از شهر خود و عمارت‌هایی که احتمالا با درآمد حاصل از تلاش‌های واله ساخته شده اند بازدید به عمل آورده است. او در آنجا موفق به برقراری تماس تلفنی کوتاهی با واله شد. واله در سال ۲۰۱۴ میلادی بازداشت شد و مدتی را در زندان در آمریکا گذراند و اکنون در هیوستن زندگی می‌کند.

بونلو در گواتمالا با خواهران “لموس” دیدار داشت. آنان قاچاق مواد مخدر را در سراسر آن کشور گسترش می‌دادند و گهگاه در اعمال خشونت آمیز وحشتناکی شرکت داشتند. نویسنده این کتاب در کولیاچان در مکزیک در مورد زنان مختلفی نوشت که در صفوف کارتل ال چاپو ارتقا یافته اند. یکی از آنان اطلاعاتی برای محاکمه سلطان مواد مخدر ارائه کرد. برخی از خبرچین‌ها در آمریکا زندگی می‌کنند، اما اکثر آنان یا مرده اند و یا پشت میله‌های زندان به سر می‌برند.

بونلو اشاره می‌کند که زنان در باند‌های مواد مخدر همانند کاری که در جامعه انجام می‌دهند در حال کسب قدرت هستند. سوژه‌های او دلایل مختلفی برای درگیر شدن در یک تجارت غیرقانونی داشتند و برخی از آنان مجبور به انجام آن کار شده بودند، اما برخی دیگر از آنان این کار خطرناک را هیجان‌انگیز می‌دانستند. یکی از زنان فعال در قاچاق مواد مخدر می‌گوید:”خطر را دوست داشتم”.

یک نفر دیگر از آنان می‌گوید: “من آدرنالین را دوست داشتم. گاهی اوقات زنان از نامرئی بودن ظاهری خود سود می‌برند از پنهان شدن در پشت کلیشه دختر خوب که قادر به انجام کار‌های بد نیست”.

گزارش تحقیقی در این کتاب چشمگیر است. بونلو مخفیانه به زندانی در گواتمالا رفته تا با “ماریکسا لموس” صحبت کند. وقتی او به شهر زادگاه واله می‌رود یک کشیش را برای حفاظت از امنیت اش با خود همراه می‌کند. نتیجه آن کار دسترسی به حجمی قابل توجه از جزئیات است.

بونلو اشاره می‌کند که در حوزه ادبیات مواد مخدر کمبود اطلاعات در مورد روسای زن باند‌های مواد مخدر وجود دارد. او به ندرت قادر است در طول کتاب تصویر واضحی از شخصیت‌ها ترسیم کند: این که برای مثال، آیا واله شخصیتی خشن و افتضاح داشت یا خیر؟ متاسفانه او و خواننده نمی‌توانند در این باره سخنی بگویند. در عین حال بونلو درک خواننده را از باند‌های مواد مخدر غنی می‌کند. این کتاب مقدمه‌ای ارزشمند برای موضوعی است که سزاوار تحقیق بیش‌تر است.

چرا ابروی ما این شکلی است؟

چهره‌ی انسان می‌تواند بیانگر دنیایی از احساسات باشد؛ اما این‌کار بدون وجود ابروها ممکن نیست. ابروها بخش بزرگی از چیزی هستند که ما را به انسان تبدیل می‌کنند؛ بااین‌حال هنوز نمی‌دانیم که این دو کرم کوچک متشکل از موهای درهم‌تنیده از کجا آمده‌اند و چرا روی صورت ما قرار دارند؟

چرا ابروی ما این شکلی است؟

به‌گزارش ساینس آلرت، اکنون محققان در اروپا موفق به شناسایی ژن‌های عامل ایجاد طیف وسیعی از ابروها شدند؛ از ابروهای ضخیم و پرپشت گرفته تا نازک و کم‌پشت و همان‌طور که انتظار می‌رود، بسیاری از این ژن‌ها در سطح جهانی مشترک هستند.

ابروهای ما، علاوه بر محافظت از چشم‌ها درمقابل ورود عرق و نور، کمک می‌کنند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم. آن‌ها بسته به اندازه و شکلی که دارند، می‌توانند به‌طور جدی برای دیگران جذاب باشند؛ به‌همین دلیل دانشمندان سال‌ها در این فکر بودند که آیا ضخامت ابروهای انسان تحت‌تاثیر انتخاب طبیعی بوده یا انتخاب جنسی. اما داده‌های بسیار کمی درمورد عوامل ژنتیکی دخیل در شکل ابروهای ما وجود دارند.

مانفرد کایسر، زیست‌شناس مولکولی از مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس روتردام در هلند می‌گوید: «با وجود تلاش‌های فراوان در نقشه‌برداری از ژن‌های اساسی صفات پیچیده‌ی انسان، هنوز هم درمورد ژن‌هایی که ما را بیمار می‌کنند خیلی بیشتر از ژن‌های می‌دانیم که پشت ظاهر سالم‌مان هستند. مطالعه‌ی ما با افزایش تعداد ژن‌های شناخته‌شده از ۴ به ۷ و ارائه‌ی اهداف جدید برای مطالعات عملکردی آینده، دانش ژنتیکی ابروی انسان را به‌طور قابل‌توجهی بهبود می‌بخشد.»

پیش‌ازاین مطالعاتی به بررسی ژنتیک پشت ضخامت ابرو در مردم آمریکای لاتین و چین پرداخته بودند؛ اما تحقیق جدید، اولین پژوهشی است که اروپایی‌ها را نیز دربر می‌گیرد. این تحقیق با بررسی نمونه‌ای ۹۹۴۸ نفره انجام شد که به ۴ تبار مختلف تعلق داشتند؛ مردمی از اروپا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و استرالیا.

محققان در این پژوهش سه ژن ناشناخته را شناسایی کردند که با ضخامت ابرو مرتبط بودند و در نژاد اروپایی وجود داشتند: SOX۱۱، MRPS۲۲ و SLC۳۹A۱۲. آن‌ها موفق به شناسایی دو ژن دیگر نیز شدند که در تحقیقات قبلی ابرو روی افراد غیراروپایی، کشف شده بودند: SOX۲ و FOXD۱. درهمین‌حال، دو ژن شناسایی‌شده‌ی دیگر در غیراروپایی‌ها به نام‌های EDAR و FOXL۲ هیچ اثر آشکاری در اروپایی‌ها نداشتند.

کایسر در بخشی اظهارات خود می‌گوید: «یافته‌های ما با نشان‌دادن اینکه تنوع ابرو توسط عوامل ژنتیکی مشترک و متمایز میان جمعیت‌های قاره‌ای تعیین می‌شود، بر نیاز به مطالعه‌ی جمعیت‌های دارای تبار مختلف برای آشکارکردن اساس ژنتیک صفات انسانی (نه صرفا ظاهر فیزیکی) تاکید می‌کند.»

ضخامت ابروها به‌عنوان یک ویژگی به‌شدت ارثی شناخته شده است؛ اما مطالعات پیشین درمورد تکامل ضخامت ابرو نشان می‌دهند که ژن‌های SOX۲، FOXD۱ و EDAR تحت فشار انتخاب چشمگیری نیستند. این امر می‌تواند بدان معنا باشد که ضخامت ابروی انسان ازطریق انتخاب جفت یا بقاء شکل نمی‌گیرد، بلکه خصوصیتی خنثی است که ظاهرا هیچ ارتباطی با تناسب اندام فردی یا جذابیت ندارد.

کشف اخیر، یافته‌ای شگفت‌انگیز برای چنین ساختار ذاتی مفیدی به‌شمار می‌رود؛ اگرچه این احتمال وجود دارد که دانشمندان درحال بررسی ژن‌های مناسب نباشند.

ژن‌های جدید ابرو که به‌تازگی کشف شده‌اند، هنوز باید برای نشانه‌های انتخاب طبیعی یا جنسی مورد بررسی قرار گیرند؛ اما این احتمال وجود دارد که بتوانند در وهله‌ی اول توضیحی برای این پرسش ارائه دهند که چرا ما صاحب چنین زائده‌های پرپشتی در پیشانی خود شدیم.

این مطالعه در ژورنال درماتولوژی تحقیقی منتشر شده است.