واکاوی ماجرای ازدواج دوباره پس از فوت یا جدایی از همسر اول

  مساله ازدواج مجدد پس از فوت همسر یا جدایی از همسر یکی از دغدغه‌هایی است که برخی با آن روبه‌رو هستند.

خواستگار داشت و می‌خواست دوباره ازدواج کند، اما ترس همه وجودش را گرفته بود. نمی‌دانست این بار انتخاب درستی کرده است یا نه. چند سال از زندگی تلخی که با همسر قبلی‌اش داشت، گذشته بود. بچه‌هایش کمی‌بزرگ‌تر شده بودند.
اما تامین هزینه‌های زندگی و مدرسه بچه‌ها کمرش را خم کرده بود. سال‌ها بود در مترو دستفروشی می‌کرد و با همان درآمد اندک زندگی‌اش را می‌گذراند، اما دیگر کم آورده بود. چند بار هم دوست و آشنا برایش خواستگار پیدا کرده بودند، اما تجربه زندگی قبلی همیشه به جانش ترس می‌انداخت.
این بار احساس می‌کرد که خواستگار جدیدش با بقیه فرق دارد. مرد خوب و باخدایی بود. به او قول داده بود که زیر بال و پر بچه‌ها را بگیرد، اما با این وجود می‌ترسید انگار نگرانی‌هایش پایانی نداشت. فکر این که بچه‌ها با او سر ناسازگاری بگذارند، از حرف مردم، از این که اشتباه کند و این بار هم شکست بخورد مثل خوره به جانش افتاده بود.

مساله ازدواج مجدد پس از فوت همسر یا جدایی از همسر یکی از دغدغه‌هایی است که برخی با آن روبه‌رو هستند. اما کارشناسان حوزه ازدواج و خانواده معتقدند که این امر باید حتما انجام شود، اما به زمان مناسب نیاز دارد و نباید زودتر از یک سال پس از جدایی از همسر اتفاق بیفتد.

اصولا بعد از طلاق یا فوت همسر فرد به مدت زمانی برای بهبود روانی نیاز دارد به همین دلیل بعد از جدایی از همسر فرد چه به واسطه طلاق و چه به واسطه فوت، چه فرزند داشته باشد و چه نداشته باشد هیچ وقت توصیه نمی‌شود که در فاصله زمانی کمتر از یک سال ازدواج مجدد صورت گیرد، چون این یک سال باید صرف بازیابی فرد از دردها، غم‌ها و آسیب‌های روانی شود و همه این موارد مانع از شکل‌گیری سریع یک رابطه تازه خواهد شد.

یک ازدواج موفق
ازدواج برای هر مرد و زنی که تنها است- چه فرزند داشته باشد و چه نداشته باشد- به شدت توصیه می‌شود، زیرا وجود زن و مرد درکنار هم به خانواده شکل داده و یک جامعه کوچک می‌سازد. نبود هر کدام از اینها، هم شرایط روحی افراد را دچار مشکل می‌کند و هم این که فرزندان را با چالش‌های زیادی روبه‌رو می‌کند.
سیدمحمد هاشمی، مدیر کل خانواده و ازدواج نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها به جام‌جم می‌گوید: اصولا هر مرد در قالب ازدواج جایگاهش تعریف می‌شود و ازدواج در هر صورت می‌تواند نقص فرد را پر کند. به طور مثال وقتی چرخ یک خودرو پنجر می‌شود قادر به حرکت نخواهد بود، اما برای به حرکت‌درآوردن آن باید تایر مناسب با آن انتخاب شود تا استواری و امنیت و تعادل آن حفظ شود. او با اشاره به این موضوع که تربیت فرزند حتما باید بر روی دو ستون انجام شود، ادامه می‌دهد: در صورتی که فرزند با تک‌والد بزرگ شود حتما نیمی از تربیتش دچار مشکل می‌شود. اصولا بچه‌هایی که با مادر یا پدر خود به تنهایی زندگی کرده و بزرگ می‌شوند در بزرگسالی دچار چالش‌های متعدد می‌شوند. یک خانواده با وجود فرزند پدر و مادر هم تعریف شده است، شاید هر کدام از این‌ها با شاخصه‌های کامل همراه نباشند، اما این ماجرا خیلی بهتر از تک‌والدبودن است.

آمار بالای جدایی در خانواده
هاشمی به موضوع آمار بالای طلاق در عصر جدید اشاره کرده و تاکید می‌کند: متاسفانه برخی خانواده‌ها در این دوره دچار فروپاشی شده و عدم مسئولیت‌پذیری برخی افراد سبب می‌شود که یک خانواده گسسته شود و از هم بپاشد.
او معتقد است که در صورت مرگ یا جدایی زن و شوهر نباید هیچ کدام تنها بمانند و برای حفظ شاکله خانواده باید اقدام به ازدواج مجدد کنند. او در ادامه توضیح می‌دهد: در فرهنگ دینی ما به ازدواج مجدد افراد پس از جدایی همسر یا فوت او سفارش شده است. پیامبر بزرگوار اسلام پس از فوت همسر بزرگوار خود اقدام به ازدواج مجدد کردند و حضرت علی (ع) نیز بعد از وفات حضرت فاطمه (س) با توصیه خود این حضرت ازدواج مجدد کردند. این‌ها نشان می‌دهد هدف این بوده که شاکله خانواده حفظ شود، زیرا خانواده از پدر و مادر و فرزند تشکیل شده و نبود هر کدام از این‌ها می‌تواند خانواده را دچار تزلزل کند. او به انتخاب درست در ازدواج مجدد اشاره کرده و تصریح می‌کند: یک انتخاب درست می‌تواند چالش‌هایی را که خانواده با بچه‌ها پس از ازدواج مجدد رخ می‌دهد مدیریت کند و اگر انتخاب درست صورت نگیرد نه‌تن‌ها خانواده ترمیم نمی‌شود بلکه به مسائل و مشکلات آن اضافه خواهد شد.

او توصیه می‌کند افرادی که یک بار زندگی مشترک را امتحان کرده و به هر دلیلی جدا شده‌اند باید حتما قبل از اقدام به ازدواج مجدد دوره‌های مشاوره را طی کنند و چه خانم و چه آقا باید در انتخاب همسر خود شرایط فرزندان را کاملا لحاظ کنند؛ اگر قصد این را دارند که خانواده خود را ترمیم کنند.
او به این موضوع اشاره می‌کند که اگر بچه‌ها در سنین حساس کودکی یا نوجوانی باشند نسبت به ازدواج پدر یا مادرشان واکنش منفی نشان می‌دهند، اما نحوه رفتار فرزند در مقابل ناپدری یا نامادری بستگی زیادی به برخورد طرف مقابل دارد و این به انتخاب درست آن‌ها در ازدواج مجدد برمی‌گردد و می‌تواند نشاط را به این خانواده برگرداند.

مزایا و معایب ازدواج با همسن

یکی از مهم ترین معیارهای ازدواج سن می باشد. برخی افراد تمایل به ازدواج بدون اختلاف سنی و با دختر یا پسر همسن خود را دارند که مزایا و معایبی دارد که باید حتما قبل ازدواج بدانید.

مزایا و معایب ازدواج با همسن
یکی از معیارهای اولیه برای انتخاب همسرآینده، سن است. به اعتقاد برخی افراد ازدواج با همسن شرایط بهتری نسبت با ازدواج با اختلاف سنی در زندگی فراهم می کند. ملاک افراد نشان از ویژگی های شخصیتی آنها می دهد.
در گذشته های نه چندان دور اختلاف سنی بیش از 3 یا 4 سال مرسوم بود اما امروزه ازدواج با حداقل فاصله سنی، بیشتر رایج شده است. ازدواج با همسن به خودی خود ایرادی ندارد، اما بی توجهی به برخی نکات شرایط را برای بروز مشکلاات فراهم می کند. 

فواید ازدواج با همسن یا حداقل فاصله سنی
دوستی زن و شوهر
زن و مرد با یکدیگر مانند یک دوست برخورد می کنند و فردی به دیگری امر و نهی نمی کند. این زوج ها به راحتی با یکدیگر مشورت کرده و تصمیم مشترک می گیرند. معمولاً افراد همسن به دلیل کاهش اختلافات نسلی و تجارب مشترک بیشتر، از صمیمیت بیشتری برخوردار هستند. در نتیجه می توان گفت ازدواج با همسن می تواند شانس داشتن یک زندگی صمیمانه را بیشتر کند.

درک بیش تر
هنگامی که پسر و دختر با حداقل اختلاف سنی با یکدیگر ازدواج می کنند دارای تفاهم عاطفی، روحی، فکری، اجتماعی و جنسی بیش تری خواهند بود و درک بهتری از شرایط روحی و جسمی یکدیگر خواهند داشت؛ زیرا سن بلوغ جنسی و رشد اجتماعی ـ عاطفی دختران کمی سریع تر است.

انعطاف پذیری بیش تر
زوج هایی جوان که اختلاف سنی بسیار کمی دارند معمولا برای سازگاری و جلب رضایت بیشتر به نظرات همدیگر توجه می کنند و خود را طوری تطبیق می دهند که مقبول دیگری واقع شوند.

کمتر شدن توقع
ازدواج با اختلاف سنی کم موجب افزایش تناسب در قابلیت های جسمی می شود، به همین دلیل زوج ها توقع زیادی در مورد فعالیت های جسمی از یکدیگر نخواهند داشت. همچنین توقعات به یکدیگر نزدیک تر می شود زیرا بلوغ فکری، عقلی و حتی جهان بینی نزدیک و شبیه به هم دارند.

بیان مشکلات
دختر و پسر بدون رودربایستی، مشکلات و خواسته های خود را به راحتی بیان می کنند.

هیجان بیشتر
تحقیقات نشان میدهد زوج های همسن به طور معمول هیجان بیشتری را در زندگی مشترک تجربه می کنند، آنها با سفرهای غیرمنتظره و بی برنامه یا تغییرهای ناگهانی مانند تغییر محل زندگی و … به راحتی برخورد می کنند و با رضایت کامل آنها را انجام می دهند. زوج های همسن با انرژی که از همدلی و همراهی یکدیگر بدست می آورند توانایی انجام کارهای بزرگی دارند.

معایب ازدواج با همسن
بی میل به روابط جنسی
زنان معمولا زودتر از مردان نسبت به روابط زناشویی بی میل شده و از آن کناره گیری می کنند، همین موضوع می تواند در آینده مشکل ایجاد کند. در ازدواج هایی که سن مردان از زنان بیشتر است این اتفاق به ندرت به وجود می آید.

کم رنگ شدن شادابی زن
زن نبض زندگی مشترک است و شادی او نشاط را در زندگی اعضای خانواده تضمین می کند است. در ازدواج های همسن، معمولا زن به دلیل زایمان، بارداری، شیردهید و …زودتر از مرد شکسته می شو و طراوت و شادابی خود را سریعتر از مرد از دست می دهد، چه بسا محبوبیت خود را نزد شوهر از دست بدهد و این شکستگی ظاهری موجب بروز مشکلات زناشویی شود.

از بین رفتن اقتدار مردانه
در ازدواج با همسن اطاعت پذیری زن از مرد کمتر می شود و مرد آن حس اقتدار و تکیه گاه بودن را در نزد همسر خود ندارد، همین موضوع می تواند زمینه بروز مشکلات را فراهم کند. البته باید توجه داشت شایستگی و اقتدار در میان افراد مختلف، به ویژگی های شخصیتی و محیط تربیتی هر فرد بستگی دارد.

برخی از مردان با وجود سن کم از شایستگی و اقتدار لازم برای مدیریت فضای خانواده برخوردا نیستند و در مقابل مردانی با وجود سن کم توانایی اداره خانواده را به خوبی دارند و می توانند تکیه گاه محکمی برای همسر خود باشند.

ازدواج با همسن از نظر روانشناسی
از نظر روانشناسی ازدواج با همسن مشکلی ندارد و موفقیت در این نوع ازدواج ها، به شرایط دیگر بستگی دارد. در ازدواج با همسن بهتر است ابتدا دختر و پسر به بلوغ فکری و عقلی رسیده باشند و با در نظر گرفتن شرایط، مناسب بودن برای همدیگر را بررسی کنند.

بهترین روش برای آگاهی یافتن از این مسئله، مراجعه به مشاوره ازدواج است. افراد متخصص در ازدواج با تجربه خود تشخیص می دهند که آیا دختر و پسر از لحاظ طرز تفکر، فرهنگ و اخلاقیات با هم تفاهم دارند یا خیر؟ همچنین توانایی افراد برای اداره زندگی مشترک را برسی می کنند.

ازدواج با همسن از نظر روانشناسی مشکلی ندارد اما باید در نظر داشت که دختر به دلیل رسیدن زودتر به بلوغ عقلی و منطقی خود، بهتر است از پسر کوچکتر باشد تا از نظر فکری در یک سطح قرار بگیرند. اما در جامعه نمونه هایی وجود دارند که در اینگونه ازدواج ها موفق بوده اند. بنابراین شخصیت و تربیت افراد در موفقیت ازدواج تاثیر بسزایی دارد.

زنگ‌خطرهای ازدواجی برای دهه هفتادی‌‌‌ و‌ هشتادی‌ها

ازدواج‌ مجدد 17 درصد افزایش‌یافته و دهه هفتادی‌‌ و‌ هشتادی‌ها بیشترین آمار را به‌نام خود ثبت کرده‌اند، توصیه‌هایی برای ازدواج‌مجدد بعد از طلاق داریم

  تصمیم به تشکیل زندگی‌مشترک بعد از جدایی با همه تلخی‌ها و دردسرهایش، نیاز به رعایت یک سری اصول دارد تا دوباره به شکست ختم نشود. اطلاعات منتشر شده توسط سازمان ثبت‌احوال کشور نشان می‌دهد در سال۱۳۹۲، ۵ درصد از کل ازدواج‌های ثبت‌شده، برای بار دوم یا سوم بوده‌اند که این رقم در سال 99 به ۲۲ درصد افزایش یافته است و این یعنی افزایش 17 درصدی. در این بین، دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌ها بیشترین آمار طلاق و ازدواج مجدد را به نام خود ثبت کرده‌اند(منبع آمار: همشهری‌آنلاین). قبل از هر چیز، این ماجرا یک زنگ خطر بسیار مهم برای دهه هفتادی‌ها و هشتادی‌هاست که در انتخاب همسر دقت بیشتری به خرج دهند تا به طلاق ختم نشود. در این مطلب، چند توصیه برای ازدواج‌مجدد بعد از طلاق خواهیم داشت تا زندگی‌مشترک بادوام‌تری شکل بگیرد.
 از این فرصت‌دوباره، آگاهانه استفاده کنید
دلیل شما برای ازدواج باید عشق و علاقه باشد البته این اولین دلیل است اما کافی نیست. شما باید در مسیر علاقه و محبت، کم‌کم و آرام‌آرام پیش بروید تا فرصت کافی برای بررسی سایر جنبه‌های زندگی مشترک و ارزیابی موضوعات مهم دیگر را داشته باشید. باید پیش خودتان به این اطمینان برسید که دلیل‌تان برای ازدواج مجدد مثلا نیاز بچه‌ها به پدر یا مادر یا این که ازدواج می‌تواند زخم‌های‌تان را التیام بدهد یا شما را از اندوه برهاند، نیست. اگر زندگی به شما فرصتی دوباره داده است، پس تمام تلاش‌تان را بکنید تا بیشترین بهره را از آن ببرید.
 از طلاق‌تان، درس بگیرید
اگر به تازگی جدا شده‌اید، عجله نکنید و با اولین فردی که به شما توجه نشان داد و ابراز علاقه کرد، تصمیم به آشنایی بیشتر برای ازدواج نگیرید. در این برهه زمانی، شما هنوز با احساس ناامیدی درگیرید و شاید اضطراب دارید که ثابت کنید هنوز هم جذاب و خواستنی هستید. به خودتان فرصت بدهید تا درک کنید زندگی‌مشترک قبلی‌تان چرا و چگونه به پایان رسید. تجربیات رابطه قبلی‌تان را ارزیابی کنید و یاد بگیرید چگونه از آن‌ها برای کمک به بهبود ازدواج مجددتان استفاده کنید.
 کینه‌ورزی از همسر سابق را کنار بگذارید
درست است که قرار نیست دیگر با همسر سابق‌تان خرید بروید، شام صرف کنید و خوش بگذرانید اما گاهی امکان قطع ارتباط به طور کامل وجود ندارد به خصوص اگر فرزندانی هم داشته باشید. پدر و مادر‌هایی که از هم جدا می‌شوند، مجبورند به خاطر بچه‌ها گاهی با هم ارتباط برقرار کنند. این را بپذیرید که رفتار عاقلانه به نفع همه است؛ خودتان، بچه‌ها و البته همسر جدید و آینده‌تان. از یک جو آرام و صلح جویانه قطعا منتفع خواهید شد اما در فضایی از خشم و کینه‌ورزی، همه ضرر خواهند کرد. تنش را با آرامش و بدرفتاری و ستیزه جویی را با همدلی و درک جایگزین کنید تا خشم و دلخوری و انتقام‌جویی، وارد زندگی آینده‌تان نشود.

یک ماه بعد از طلاقم دوباره ازدواج کنم؟

یک ماه بعد از طلاقم دوباره ازدواج کنم؟

خراسان/ یک ماه پیش از خانمم جدا شدم. دلایل زیادی داشت و حتی مشاور هم، حق را به من داد. الان یک خانم خوب پیدا شده که معیارهایم برای ازدواج را دارد. این را هم بگویم که من 2 پسر دارم که قرار است در آینده پیش من باشند اما شرایط نگهداری‌شان را ندارم. به نظر شما، چه تصمیمی بگیرم؟
 پاسخ
مخاطب گرامی، قابل درک است که رفع دغدغه‌های عاطفی و روانی برای هر فردی در هر زمانی و با هر شرایطی، یک نیاز است و ازدواج یکی از بهترین راه‌های پاسخ به نیازهاست. گفته‌اید که تنها یک ماه از طلاق‌تان گذشته است. بهترین زمان برای انتخاب مجدد، حداقل شش ماه پس از طلاق است. این مدت را هم به این دلیل مطرح می‌کنیم چون وقتی شما از همسرتان جدا می‌شوید، ممکن است به دلیل خشم و ناراحتی که از زندگی‌تان دارید، تصمیم بگیرید با فردی ازدواج کنید که خصوصیات همسر قبلی‌تان را نداشته باشد. به طور مثال اگر او شاغل بوده و این مستقل بودن برای شما مشکلی ایجاد کرده، این بار زنی خانه‌دار انتخاب کنید یا اگر بیشتر دنبال تفریح بوده، این بار فردی را که کمتر اهل تفریح باشد، انتخاب کنید و مانند این موارد که بعد از گذشت مدتی، متوجه اشتباه بودن آن معیارها شوید.
آماده زندگی‌مشترک جدید هستید؟
جدایی دردناک است و این یک حقیقت تلخ است. فرد نیاز به زمان دارد، زمانی برای سپری کردن و التیام زخم‌هایش. اگر پنج احساسی را که در ادامه مطرح می‌شود به درستی درک، حس و تخلیه کنید، به شکل باورنکردنی خاطرات غم‌انگیز ناشی از جدایی‌تان را پشت سر خواهید گذاشت و برای شروع فصل جدیدی از زندگی شیرین بعد از جدایی آماده خواهید شد. هر زمان که احساسات مربوط به واقعه جدایی‌تان یعنی انکار، خشم، افسوس و سوگواری را به طور عمیق احساس کردید و مطمئن شدید که اشک یا خشمی باقی نمانده است، به مرحله زیبای پذیرش وارد شده‌اید.
موضوع فرزندان‌تان هم مهم است
موضوع دومی که مطرح کردید این است که همسر مناسبی را پیدا کرده‌اید. بهتر است معیارهایتان را همراه با یک روان شناس بررسی کنید چون اگر شما در شرایط قبل از مراحل سوگواری باشید، فرد جدید نمی‌تواند فرد مناسبی برای ازدواج با شما باشد. با این حال اگر خواستید از این خانم خواستگاری کنید، بهتر است همه شرایط فعلی و بعدی خود را مطرح کنید. حتی بهتر است ایشان با فرزندان‌تان هم آشنا شود. این نکته برای شما هم باید مهم باشد که اصلا شخصیت این خانم، مورد پذیرش فرزندان‌تان هست یا نه. گفته‌اید قرار است آن ها با شما باشند بنابراین باید هم این خانم و هم بچه‌ها، مشکلی با این ماجرا نداشته باشند وگرنه دردسرهای زیادی در این مسیر وجود خواهد داشت.
نویسنده : راهله فارسی | مشاور

بعد از جدایی با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

بیا نی نی/ بالاخره همه چیز تمام شد. برگه‌ی طلاق را امضا کردید و رابطه‌ای که با امید و آرزو شروع کرده بودید رسما به پایان رسید. داستان طلاقِ هر کسی متفاوت است. شاید فرزندانی داشته باشید یا نداشته باشید. ممکن است طلاق، تصمیم خود شما یا تصمیم همسرتان بوده باشد یا شاید با هم توافق کرده بودید که طلاق، بهترین راه حل است.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

شاید حالا دلشکسته باشید یا احساس راحتی و آرامش کنید؛ شاید هم ترکیبی از هر دو. حالا به هر صورتی که به اینجا رسیده باشید، سوال مهم این است که از این به بعد چه می‌شود؟ چه هویتی خواهید داشت و به‌عنوان کسی که تازه تنها و مجرد شده چه هدفی را دنبال خواهید کرد؟ زندگی جدیدتان قرار است چه شکلی باشد و مسیر زندگی‌تان را چطور ادامه خواهید داد؟

زندگی بعد از طلاق برای بسیاری از افراد نا ممکن به نظر می‌رسد. از روز طلاق به بعد احساسات جدید منفی یا مثبتی را تجربه خواهید کرد. این احساسات آنقدر دارای نوسان هستند که گاهی اوقات از متضاد بودن این احساسات، سردرگم و مبهوت می‌شوید. حتی اگر جدایی و طلاق حقوقی را به سادگی انجام داده‌باشید، گذر کردن و پذیرش این تغییر چالش‌هایی را برای شما به وجود می‌آورد.

اولین پیشنهاد به آقایان و خانم‌هایی که طلاق می‌گیرند

اولین پیشنهاد به کسانی که جدایی را تجربه می‌کنند این است که نزد یک مشاور و روانشناس خوب بروید و سعی کنید با این مساله که طلاق گرفته اید روبرو شوید و از اثرات ناخوشایند آن بکاهید و به زندگی دوباره برگردید. در کشور‌های پیشرفته استفاده از مشاور و روانشناس در امور زندگی امری عادی و پسندیده است منتها در ایران هنوز فرهنگ استفاده از مشاور جا نیفتاده است و علاوه بر آن اوضاع نامساعد اقتصادی مزید بر علت شده که افراد نتوانند در زندگی از حضور مشاور استفاده نمایند.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

راه‌های بازگشت به زندگی عادی پس از طلاق

طلاق لزوماً به معنای شکست و ناکامی شما در زندگی نیست و چه بسا دریچه‌ای باشد برای گشودن مسیر‌های دیگری از موفقیت. البته با توجه به آمار‌هایی که از مراجع رسمی و غیررسمی و دانشگاهی منتشر شده عموماً طلاق به دو دلیل اتفاق می‌افتد: عدم مهارت در انتخاب همسر و عدم مهارت در رفتار با همسر. حال اگر زندگی مشترک شما به بن بست رسید و طلاق گرفتید این به معنای پایان یافتن شما نیست. شما می‌توانید برای زندگی تان برنامه ریزی کنید و زندگی جدیدی برای خود بسازید. ساختن این زندگی جدید البته آسان نیست و شما نیاز به مقدماتی دارید:

برای ناکامی زندگی مشترکتان سوگواری کنید

این حقیقت که زندگی مشترک شما تمام شده و شما در این جریان ناکام و ناراحت هستید را بپذیرید. احساسات ناخوشایندتان را سرکوب نکنید، فرافکنی نکنید و مدام خودتان را سرزنش نکنید. بهتر است با این حقیقت تلخ روبرو شوید و دوره ماتم و سوگواری را طی کنید.

خودتان و همسر سابقتان را ببخشید

عموماً آقایان و خانم‌هایی که طلاق می‌گیرند نسبت به طرف مقابل احساسات منفی شدیدی دارند و با بغض و کینه نسبت به هم رفتار می‌کنند و حتی اگر تا آخر عمر هم همدیگر را نبینند در ذهن خودشان مدام با طرف مقابل درگیر هستند. این بزرگترین اشتباه شما بعد از طلاق خواهد بود. زیرا کینه و دشمنی خود شما را مدام آزار می‌دهد.

برای زندگی مشترک جدید مهارت‌های‌تان را افزایش دهید

ابتدا دلیل ناکامی تان در زندگی مشترک سابق را بیابید. اگر دریافتید در زمینه رفتاری اخلاقی جنسی و… نیاز به یادگیری دارید، برنامه ریزی کنید و آن مهارت‌ها را یاد بگیرید. تفاوت‌های زن و مرد در رفتار و شخصیت و امور جنسی را بیاموزید.

مدتی به خود فرصت دهید و سپس وارد رابطه شوید

خیلی از مواقع آقایان و خانم‌ها این اشتباه را مرتکب می‌شوند که برای رهایی از تنهایی سریعاً وارد یک رابطه دیگر می‌شوند. وقتی شما تازه از یک رابطه ناکام درآمده اید نیاز به زمان برای بازسازی روحی خود دارید و پیشنهاد ما به شما این است که حداقل تا شش ماه وارد رابطه با کسی دیگر نشوید.

بعد از طلاق با عکس‌ها و خاطرات‌مان چه کنیم؟

اگر فرزند مشترکی دارید در زمینه تربیت او مشارکت کنید

مساله مهم در زمان جدایی، وضعیت فرزندان مشترک است. اگر فرزند مشترکی دارید و طلاق گرفته اید سعی کنید وجهه پدر یا مادر را جلوی او خراب نکنید و اگر شما با همسرتان هر مشکلی داشته اید به خودتان مربوط است و سعی نکنید یارکشی کنید و به فرزندتان میان این دعوا از نظر روحی آسیب بزنید.

برای رهایی از احساسات آزار دهنده تلاش کنید

تا مدت‌ها پس از طلاق، احساسات آزار دهنده در زندگی شما وجود خواهد داشت. هر چه بیشتر به آن‌ها فکر کنید بدتر در این باتلاق فرو می‌روید. گاهی کارهایی همچون پرداختن به فعالیت‌های مورد علاقه، پیدا کردن یک شغل مناسب، ارتباط گرفتن با اطرافیان، ورزش، مطالعه کتاب‌های سودمند و… می‌تواند در این راه به شما کمک کند.

معیار‌های انتخاب شریک زندگی خود را تغییر دهید

بعد از طلاق باید بتوانید مجددا به زندگی مشترک با شخص دیگری فکر کنید. اما چیزی که در این جا اهمیت دارد این است که بتوانید معیار‌های خود را برای زندگی مشترک تغییر دهید. به طور مثال اگر در زندگی قبلی خود پول، طبقه اجتماعی، زیبایی و استقلال اقتصادی جز معیار‌های اصلی شما محسوب می‌شدند؛ سعی کنید چیز‌های دیگری را صدر این جدول قرار دهید. به طور مثال به اخلاق، شخصیت، تحصیلات، رفتار و… فکر کنید.

یادگاری‌های گذشته را در یک جعبه‌ گذاشته و قفل کنید

این یادگاری‌ها نشانه‌های محسوسی هستند که خاطرات رابطه را به یادمان می‌آورند. مجراها و مسیرهایی در حافظه شکل می‌دهند که در نهایت به خاطرات ریزودرشت رابطه می‌رسند. وقتی این یادگاری‌ها در معرض دیدمان نباشد، مشخصا احتمال این رخداد هم کمتر می‌شود. خاطرات رابطه عاطفی مثل هر تجربهٔ دیگری در زندگی در ذهن‌مان باقی می‌مانند و راه گریزی از آنها نیست؛ اما با کنارگذاشتن اشیا و یادگاری‌هایی که این خاطرات را زنده می‌کنند، می‌توانیم کمتر به گذشته فکر کنیم.

شاید بعدها دوست داشته باشید نگاهی به این یادگاری‌ها بیندازید؛ پس بهتر است از دورریختن یا سوزاندن‌شان منصرف شوید، حتی اگر فکر می‌کنید با این کار حال‌تان بهتر می‌شود و مرهم زخمی پیدا می‌کنید.

در ادامه و برای به پایان رسانیدن این مطلب با هم برخی پاسخ‌های کاربران درمورد اینکه بعد از جدایی با عکسهای‌تان چه کردید را بخوانیم:

کاربری به نام امید نوشت: عکسامو همه آرشیو کردم تو گوگل فوتوز و الانم دارمشون هنوز، نگه داشتم برای روزی که پسر ۴ ساله ام عکسای سه نفرمونو بخواد ببینه و داشته باشه

محبوبه نوشت: برای من پاک کردن یه آدم به واسطه پاک کردن عکس‌هاش و یا کارهایی شبیه این خیلی معنی‌دار نیست، خود پاک کردن رو می‌گم. صحبت از سال‌های طولانیه و خب غیرممکن. اما اگه بودن عکس روحت رو آزار می‌ده باید پاکشون کنی یا مثلا بریزی روی فلشی، چیزی و بذاری کناری.

کاربر دیگری به نام شیرین: همه رو دارم .چون بخشی از خاطرات بهترین دوران زندگیم بود که به بدترین دوران تبدیلش کرده …۱۸ سالگی تا ۲۵ سالگی Pensive faceآخرین بار که ایران رفتم میخواستم بریزم بره بازم دلم برای اون عروس کم سن توی عکسها سوخت که چطور توی اون سالها تبدیل شده بود به یه افسرده غمگین.

لیلی هم نوشت: همه توی کامپیوترم هستن. بی هیچ حس خاصی. گاهی میرم از توشون از عکسای خودم برمیدارم برا اینستا بقیه رو هم ممکنه نگاه کنم. بی حسرت بی نفرت خیلی عادی و معمولی.

یک کاربر دیگر: نگه داشتم، حتی اینستاگرام رو پاک نکردم. بخشی از زندگیم بود. اگر با هم مشکل داشتیم، دلیلی بر این نمیشد که هم رو دوست نداشتیم یا اینکه با هم از زندگی در برهه ای طولانی لذت نبردیم.

محمد: پیداشون کردم. نگاه کردم. از خوشیو لذت خاطره لبخند زدم. یهو یادم افتاده تموم شده، دیگه نیست… این لحظه‌ست که از گالری خارج شدم.

و کاربری دیگر نوشت: چاپ شده ها رو یک آلبوم کردم و گذاشتم کنار، برای دیجیتالیها هم یک فولدر ساختم و اونهم گذاشتم تو هارد یک گوشه برای خودش. بلاخره تو اون عکسها گذشته ی خودم هم هست دیگه.

سهراب نوشت: همه جیزش رو نگه داشتم. همیشه جدایی ها توام با ناراحتی نیست که. حتی می تونه بعدش تبدیل به یه رفاقت خوب شه. رفاقتی که در غالب اون رابطه نشدنی بود.

کاربری ناشناس: چاپ شده ها رو یک آلبوم کردم و گذاشتم کنار، برای دیجیتالیها هم یک فولدر ساختم و اونهم گذاشتم تو هارد یک گوشه برای خودش. بلاخره تو اون عکسها گذشته ی خودم هم هست دیگه.

سعیده: اگه نگه داری یعنی فقط جسمت جدا شده… اگه پاک کنی ینی گسستی و پریدی

بعد از طلاق، خانواده‌ام اصرار به ازدواج مجددم دارند

بعد از طلاق، خانواده‌ام اصرار به ازدواج مجددم دارند

خراسان/ چند وقت پیش با درخواست خانمم برای طلاق موافقت کردم. دیگر چاره‌ای نداشتم. او زنی بی‌وفا بود البته خیلی دوستش داشتم. جدایی از پسر 2 ساله‌ام باعث شده است که در 29 سالگی، امید و انگیزه‌ام را در زندگی از دست بدهم. حالا خانواده‌ام اصرار به ازدواج مجددم دارند. نمی‌دانم چه کنم.
پاسخ
مخاطب گرامی، بعد از طلاق ممکن است هر روز احساسات جدید منفی یا مثبتی را تجربه کنید که گاهی خودتان هم در متضاد بودن‌شان مبهوت می شوید. احساسات بعد از طلاق هرکدام مثل یک خشت می‌ماند. می‌توانید این خشت‌ها را به صورت هرمی روی هم قرار دهید و به اوج برسید، ولی همیشه این‌طور نیست. شما می‌توانید مانند برخی افراد تا آخر عمرتان در انکار بمانید یا در غار تنهایی خودتان فرو روید یا هیچ‌وقت به جنس مخالف خود اعتماد نکنید یا می‌توانید با پذیرش این اتفاق و کنترل افکار مخرب به سمت قله حرکت کنید. انتخاب با شماست.
 مراقب باشید افسرده نشوید
افسردگی نخستین اختلال روانی است که چه زن و چه مرد پس از دوران جدایی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. بنابراین تا اندازه‌ای داشتن احساس اندوه، غم، ناامیدی و حتی خشم بعد از طلاق، طبیعی به نظر می‌رسد اما انتظار می‌رود که با گذشت زمان این احساسات در شما کمتر شود، در غیر این صورت باید به مشاور مراجعه کنید.
 با طلاق زندگی شما به پایان نرسیده است
سراسر پیامک‌تان، جمله‌های ناامیدانه است. این جملات افکاری مسموم هستند که تاثیر بسیار قوی بر احساسات شما دارند و حتی ممکن است که خودتان هم متوجه آثار منفی این جملات نشوید هرچند شاید ریشه بسیاری از مشکلات شما همین خطاهای فکری باشد که مدام به سراغ‌تان می‌آید. بدانید که با طلاق زندگی شما به پایان نرسیده است بلکه باید انتظار زندگی بهتری  را داشته باشید.
 معیارهای‌تان برای انتخاب همسر را واکاوی کنید
به نظر می‌رسد که عجله در ورود به رابطه دیگر بعد از طلاق، مشکلات شما را چند برابر می‌کند. قبل از آن‌که دوباره عاشق شوید، به خودتان برای پذیرش شرایطی که دارید و اتفاقاتی که پشت سرگذاشته‌اید، فرصت دهید. اشتباهات خود و طرف مقابل‌تان را مرور کنید و ببینید که چه مسیری شما را به این پایان رسانده است. اجازه دهید که افسردگی و اضطراب‌تان کمرنگ‌تر شود و اهداف و آن‌چه را که از زندگی می‌خواهید یک بار دیگر مرور کنید. همچنین معیارهای‌تان برای انتخاب همسر را واکاوی کنید. با عجله در ساختن یک زندگی دیگر، شما در کنار فرد دیگری قرار می‌گیرید که باید بار خستگی شما را به دوش بکشد و گاهی به اشتباه، تنها با دیدن تفاوت‌های یک فرد با همسر سابق‌تان، گمان می‌کنید که فرد ایده آلی برای زندگی با شماست. اگر نمی‌خواهید دوباره به این نقطه برگردید، مدتی دست نگه دارید و به فردی دل نبندید. شما درباره مدت زمانی که از طلاق‌تان گذشته است، چیزی نگفته‌اید. اگر این مدت زمان بیشتر از یک سال است، از همراهی خانواده‌تان برای ازدواج مجدد کمک بگیرید.
نویسنده : مصطفی نجمی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

عاقبت عشق دختر خاله به پسر خاله اش

خراسان/  روزی که پزشک معالجم گفت: «شما هیچ گاه نمی توانید باردار شوید!» مثل یک مترسک خشک شدم! باورم نمی شد بعد از پنج سال زندگی مشترک تنها آرزویم به خاکستر یأس تبدیل شود، در حالی که فقط محبت های همسرم امیدبخش زندگی ام بود. ناگهان روزی …

زن 33ساله ای که با دیدن صحنه ای در خیابان، همه رویاها و آرزوهایش را بر باد رفته می دید، هراسان و نگران وارد کلانتری شد و با تشریح سرگذشت خود، به مشاور و مددکار اجتماعی گفت: 17ساله بودم که عاشق پسرخاله ام شدم. این عشق و علاقه هر روز عمیق تر می شد تا این که من دیپلم گرفتم. پسرخاله ام دو سال از من بزرگ تر بود و در دانشگاه تحصیل می کرد اما خانواده ها رضایت قلبی به این ازدواج نداشتند.در این شرایط من و «عارف» دست به دامان مادربزرگم شدیم و او را به عنوان بزرگ تر فامیل واسطه کردیم تا با پدر و مادر مان صحبت کند. مادربزرگم نیز که علاقه ما را به یکدیگر دید، پا پیش گذاشت و در نهایت، من و عارف پای سفره عقد نشستیم.

آن قدر به هم علاقه مند بودیم که ازدواج فامیلی را فراموش کردیم، به طوری که سراغ آزمایش های ژنتیکی هم نرفتیم. پدر عارف از وضعیت اقتصادی بسیار خوبی برخوردار بود و با کمک های هر دو خانواده خیلی زود صاحب خانه و ماشین شدیم. در حالی که همسرم در رشته مهندسی ساختمان دانش آموخته شده و شرکتی تجاری برای خودش راه اندازی کرده بود، من هم در رشته مهندسی رایانه وارد دانشگاه شدم. آن قدر در خوشبختی و سعادت غرق بودم که گذر زمان را حس نمی کردم. اگرچه به خاطر تحصیل من در دانشگاه و فراهم نبودن شرایط از بارداری اجتناب می کردم، اما از سوی دیگر هم می ترسیدم که با به دنیا آمدن یک فرزند فاصله ای بین من و همسرم ایجاد شود. در واقع از این وحشت داشتم که عارف همه محبت اش را نثار فرزندمان کند و من از این عشق و علاقه دور بمانم. 

با  این حال، پس از مشورت با خانواده ام و اندیشیدن به یک زندگی هدف دار تصمیم عاقلانه ای گرفتم، سپس به همراه همسرم نزد پزشک متخصص رفتیم تا اولین بارداری را تجربه کنم. پزشک معالج وقتی روز بعد نتیجه آزمایش هایی را دید که برایم نوشته بود، خیلی راحت به چشمانم خیره شد و گفت: شما به هیچ عنوان نباید باردار شوید چرا که فرزندتان معلول خواهد شد! 
با این جمله دکتر روح و روانم به هم ریخت، مثل یک مترسک خشک شده بودم و تنها اشک می ریختم. در این لحظه نوازش ها و جملات محبت آمیز عارف بود که آرامم می کرد. او می گفت دیگر هیچ گاه به بارداری فکر نکن. من و تو در کنار هم خوشبختیم و تا پایان عمر با عشق به یادماندنی زندگی خواهیم کرد. اگرچه حرف های همسرم آرامش بخش بود اما باز هم نزد چند پزشک متخصص دیگر رفتیم ولی نتیجه تغییری نکرد. 
خلاصه زمان می گذشت و زندگی من  و عارف دیگر آن گرمای سابق را نداشت. برخی از اطرافیان مان پیشنهاد می کردند دختری را از بهزیستی به فرزندخواندگی بپذیریم ولی عارف موافق نبود. برخی نیز به من پیشنهاد طلاق می دادند اما زندگی بدون عارف برای من معنی نداشت. تا این که سال ها به همین ترتیب سپری شد و من نمی دانستم بالاخره تقدیر مرا به کدام سو خواهد برد. 10سال از این ماجرا می گذشت تا این که روزی من تصمیم گرفتم با خودروی شاسی بلند همسرم به خرید بروم. به همین دلیل آن روز صبح خودروام را از پارکینگ بیرون نیاوردم و سوار خودروی همسرم شدم.

او را به شرکت رساندم و خودم با خودروی شاسی بلند به بولوارجانباز رفتم. در حالی که مشغول پارک خودرو مقابل یکی از مراکز خرید بودم، ناگهان پسربچه ای به سوی من دوید و فریاد زد: «مامان، ماشین بابا!» با این جمله لبخندی زدم و به آن خانم جوان گفتم حتما رنگ ماشین پدرش شبیه خودروی ماست اما پسرک دستش را از میان دست مادرش کشید و خطاب به من ادامه داد: نخیر، این ماشین باباعارف است! با شنیدن کلمه عارف با تعجب پرسیدم: فامیل پدرت چیست؟ آن کودک پنج ساله در حالی که شهرت همسرم را بر زبان جاری می کرد، بسیاری از مشخصات و نشانه های داخل خودرو را نیز بازگو کرد. زن جوان که با خشم دست پسرش را می کشید، سعی می کرد هر چه زودتر از این معرکه رهایی یابد اما من که دیگر به ماجرا حساس شده بودم، رهایش نکردم تا این که آن خانم جوان راز عجیبی را فاش کرد و گفت: «من از 9سال قبل هووی تو هستم و این هم پسر عارف است!»

دیگر نمی دانستم چه کار کنم. عارف فقط یک سال بعد از مشخص شدن آزمایش های پزشکی با زن دیگری ازدواج کرده بود و اکنون در حالی کودکی پنج ساله را در آغوش می فشرد که من هنوز از عشق او تب می کردم و…

ازدواج ۹ برابری پدربزرگ‌ها نسبت به مادربزرگ‌ها

ازدواج ۹ برابری پدربزرگ‌ها نسبت به مادربزرگ‌ها

جوان آنلاین/  فرقی نمی‌کند چه سن و سالی داشته باشید. تنهایی در هر سن و سال و هر مرحله از زندگی سختی‌های خودش را دارد.
جنس تنهایی در دوران سالمندی با تنهایی در دوران جوانی فرق می‌کند. دوران سالمندی دوران آرامش و نیاز است. وقتی گرد پیری روی مو‌های‌مان می‌نشیند بیشتر از دوره جوانی به همدم و همراه، هم‌صحبت و همدل نیاز داریم. اما دوران پیری اغلب با تنهایی و افسردگی همراه است. کمتر زوج سالمندی را می‌بینیم دعای به پای هم پیر شدن، برای‌شان مستجاب شده باشد. خیلی وقت‌ها همسفرانی که زندگی خود را به امید پیر شدن به پای هم تا پایان عمر آغاز می‌کنند در میانه راه یکدیگر را تنها می‌گذارند. اغلب موارد این تنها ماندن‌ها به خاطر پیاده شدن یکی از زوجین از قطار زندگی است.

در این بین خیلی وقت‌ها پدربزرگ‌ها به سراغ ازدواج مجدد می‌روند تا در دوران پیری از تنهایی دربیایند. جامعه هم کمتر نسبت به این ماجرا واکنش نشان می‌دهد و معمولاً خانواده پیرمرد‌ها این پذیرش را دارند که پدر یا پدربزرگ خانواده بعد از فوت مادر یا مادربزرگ به سراغ تجدید فراش برود، اما این مسئله در بین خانم‌ها بسیار کمتر دیده می‌شود به همین خاطر هم اغلب موارد با مرگ زوج همسرش تا پایان عمر تنها می‌ماند. آمار سخنگوی سازمان ثبت احوال هم این مسئله را تأیید می‌کند.

به گفته سیف‌الله ابوترابی سخنگوی سازمان ثبت احوال، ۱/ ۸ درصد ازدواج‌های انجام شده در سال ۱۳۹۸مربوط به مردان سالمند ۶۰ ساله و بیشتر از آن بوده است.

طبق آمار آقای سخنگو ۹ هزار و ۵۵۲ مورد از ازدواج‌های سال گذشته مربوط به مردان ۶۰ ساله و بیشتر از آن بوده است این در حالی است که فقط ۱۳۵۸ ازدواج (۲۶/ ۰ درصد از کل ازدواج‌ها) برای زنان سالمند در این سال ثبت شده است. نکته جالب این آمار ثبت ازدواج ۱۲۵۶ مرد و زن هر دو سالمند (۶۰ ساله و بیشتر) در سال ۱۳۹۸ است. البته از نگاه ابوترابی در بسیاری از موارد زن و شوهر به لحاظ شرعی در قید زوجیت هستند، اما ازدواج خود را با تأخیر ثبت کرده‌اند.

بر پایه داده‌های سال ۱۳۹۸، امید به زندگی مردان در بدو تولد ۳ /۷۳ سال و امید به زندگی زنان در بدو تولد ۵/ ۷۶ سال است. آمار بیشتر زنان سالمند نسبت به مردان سالمند خودش، عاملی مهم برای افزایش تنهایی مادربزرگ‌ها نسبت به پدربزرگ‌هاست، اما در کنار این، تابو‌های اجتماعی اغلب مانع می‌شود که زنان سالمند بتوانند ازدواج کنند. به همین خاطر هم بسیاری از مادربزرگ‌ها به رغم علاقه و آمادگی برای ازدواج مجدد به‌واسطه نگاه و قضاوت اطرافیانشان تا آخر عمر تنها می‌مانند. این در حالی است که ازدواج سالمندان یکی از بهترین راهکار‌هایی است که می‌تواند کیفیت زندگی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها را ارتقا دهد و نشاط و سرزندگی را به آنان بازگرداند. در این زمینه به خصوص برای ازدواج و تنها نماندن مادربزرگ‌ها نیازمند فرهنگ‌سازی هستیم.

تمام اعضای جامعه نه فقط فرزندان سالمندان باید بدانند ازدواج و داشتن شریک زندگی و همدم در ایام کهولت سن مهم‌تر از دوران جوانی است. سالمندان نیازمند هم‌صحبتی با کسی هستند که از جنس خودشان باشد و بتواند آن‌ها را درک کند. این اتفاق می‌تواند در ازدواج‌های میان پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی که فاصله سنی مناسبی هم دارند بهتر رخ دهد. اما تابو‌های فرهنگی به خصوص در میان زنان سالمند، موجب شده تا آنان از ازدواج مجدد خودداری کنند. در حالی که ازدواج مجدد علاوه بر از تنهایی درآوردن سالمندان زندگی آنان را سلامت‌تر و کیفی‌تر می‌کند و زوجین سالمند می‌توانند برای پایان عمری دلپذیر یکدیگر را همراهی کنند. این مهم نیازمند همراهی ما جوانان با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان است. اگر ما این مسئله را بپذیریم مسلماً آن‌ها هم برای ازدواج مجدد تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

بر پایه برآوردها، امید می‌رود به طور میانگین مردان سالمند گروه سنی ۶۵ تا ۶۹ سال، ۴/ ۱۵ سال و زنان سالمند ۶۵ تا ۶۹ ساله، ۲/ ۱۶ سال دیگر زندگی کنند. امید به زندگی برای هر یک از مردان و زنان سالمند گروه سنی ۷۰ تا ۷۴ سال، به‌طور متوسط ۶/ ۱۱ و ۱ /۱۲ سال و امید به زندگی در سن ۸۰ سالگی و بیشتر برای مردان و زنان به‌ترتیب ۵ /۷ و ۶/ ۷ سال است. با این اوصاف وقتی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها می‌توانند سال‌های پایانی عمرشان را با ازدواج مجدد کیفی‌تر کنند چرا باید در تنهایی و انزوا زندگی‌شان را پایان دهند؟

طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر امکان پذیر است؟

طلاق به دلیل ازدواج مجدد شوهر امکان پذیر است؟

بیا نی نی/ اختیار همسر دوم بدون رضایت زن اول از موجبات طلاق برای همسر اول است امااگر زوج به تجویز دادگاه و در اثر ناشزه بودن همسر اول و یا مریضی و امثالهم، حکم اجازه ازدواج مجدد از دادگاه اخذ کرده باشد، آیا همسر اول می تواند تقاضای طلاق کند؟
نظر حقوقدان ها چنین است که اگر مردی شرط ۱۲ عقدنامه را امضاء کرده باشد، شرط مذکور مقید نیست و مطلق است و هر ازدواجی بدون رضایت همسر اول را شامل می شود و لو این که با اجازه دادگاه باشد.
در نظریه مشورتی ۷/۳۶۴۲ مورخ ۱۳۸۲/۵/۴ اداره حقوقی آمده است: « سؤال: چنانچه در قباله نکاحیه به زوجه اختیار و وکالت تفویض شده باشد که در صورت ازدواج مجدد، زوجه بتواند خود را مطلقه نماید و زوج به علت عدم تمکین زوجه از دادگاه ازدواج دوم را بگیرد آیا این امر موجب محرومیت زوجه از حق استفاده از وکالت‌نامه برای طلاق می‌شود یا خیر؟
نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائیه : طبق ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی زوج و زوجه به شرایطی که ضمن عقد قرار داده‌اند مأخوذه و مقید می‌باشند و تحصیل اجازه ازدواج مجدد، به علت عدم تمکین زوجه از زوج از دادگاه، منافی شرط ضمن عقد بین زوج و همسر اول نیست. بنابراین، چنانچه به زوجه به موجب شروط مندرج در قباله نکاحیه، در صورت انتخاب همسر دوم از ناحیه زوج، وکالت جهت درخواست طلاق داده شده باشد می‌تواند از آن استفاده نماید.»
اما در حال حاضر در این مورد رای وحدت رویه ۷۱۶ مورخ ۸۹/۷/۲۰ تعیین تکلیف نهایی کرده است در این رای چنین آمده است: « نظر به اینکه مطابق ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تمکین از زوج تکلیف قانونی زوجه است.
بنابراین در صورتی که بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع و زوج این امر را در دادگاه اثبات و با اخذ اجازه از دادگاه همسر دیگری اختیار نماید، وکالت زوجه از زوج در طلاق که به حکم ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی ضمن عقد نکاح شرط و مراتب در سند ازدواج ذیل بند ب شرایط ضمن عقد در ردیف۱۲ قید گردیده،.
محقق و قابل اعمال نیست، لذا به نظر اکثریت اعضاء هیأت عمومی دیوان عالی کشور رأی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان همدان که با این نظر انطباق دارد مورد تأیید است. این رأی طبق ماده۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و کلیه دادگاه‌ها لازم‌ الاتباع است. »
با این توضیحات اگر مردی با اجازه دادگاه و به دلیل نشوز زن و عمل نکردن به وظایف زناشویی همسر اول، اجازه ازدواج مجدد اخذ کرده باشد، زن اول نمی تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند.
اگر اجازه ازدواج مجدد از دادگاه به دلیل عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی – ابتلا به جنون یا امراض صعب العلاج – محکومیت کیفری او – اعتیاد مضر – ترک زندگی و یا عقیم بودن زن باشد، زن اول می تواند به استناد بند ۱۲ شروط عقدنامه تقاضای طلاق کند زیرا رای وحدت رویه پیش گفته متصرف به زن ناشزه است.
اما در خصوص استفاده از شرط ۱۲ شروط سند ازدواج اگر به تشخیص دادگاه محقق شود و زن بتواند به استناد آن رای طلاق اخذ نماید با توجه به این که وکیل همسرش در طلاق می شود به وکالت از همسرش می تواند مقدار کمی از مهریه را بذل نماید و عمده آن را بر عهده (ذمه) شوهر باقی بگذارد.
آنچه در بالا گفته شد ازدواج مجدد زوج با اذن دادگاه و ایجاد حق طلاق برای زن بود .

ازدواج دائم شوهر بدون رضایت زن
اگر مردی بدون رضایت زن اول و اخذ اجازه دادگاه، ازدواج دائم مجدد انجام بدهد. زن اول می تواند از دادگاه تقاضای طلاق کند؛ به عبارت عامیانه حق طلاق برای زن در صورت ازدواج مجدد مرد به وجود می آید؛ در این خصوص چند نکته حائز اهمیت است:

چون سردفتران رسمی ازدواج مجاز به ثبت ازدواج دوم مرد بدون رضایت زن یا دادگاه نیستند. معمولاً در صورت ثبت، تخلفی صورت گرفته است و یا اینکه مرد در شناسنامه المثنی که نام زن اول نبوده ازدواج را ثبت کرده است. در هر حال از اداره ثبت احوال و از طریق دادگاه به درخواست زن اول استعلام می شود.
وقتی که مردی شروط ۱۲گانه عقدنامه را امضا کرده باشد و ازدواج مجدد بدون رضایت زن اول باشد زن وکیل شوهر در طلاق می شود و در این حالت قبول مقدار بذل مهریه با خود اوست. بنابراین در این مورد امکان طلاق با دریافت همه مهریه برای زن فراهم است.
ازدواج دوم مرد به هیچ عنوان قابل ابطال از سوی زن اول نیست.
ازدواج موقت (صیغه) زوج بدون رضایت زن اول
موضوع کمی اختلافی است و دادگاه ها در این خصوص رویه یکسانی ندارند؛ به طور قطعی نمی توان جواب صحیح داد و آراء متناقضی صادر شده است ولی به چند نکته باید توجه کرد:
اثبات ازدواج موقت مرد به دلیل عدم ثبت در اداره ثبت احوال دشوار است.
اگر هم مدت آن تمام شده باشد باز هم در فرض اثبات طلاق دشوار است.
دلیل کسانی که طرفدار صدور حکم طلاق به درخواست زوجه به دلیل ازدواج موقت شوهر هستند این است در هر صورت ازدواج موقت هم نوعی ازدواج است و شرط ضمن عقد نکاح به اصطلاح حقوقی اطلاق دارد، شامل هر دو ازدواج می شود.