چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

چطور پسرم را از ازدواج غلط منصرف کنم؟

مشاوره 24/ سوال: سلام من سه تا پسر دارم  مشکل من پسر دوممه که ۲۱ساله هست دانشجو و هنوز سربازی هم نرفته حدود ۸ماهه که اصرار به ازدواج داره اونم با دختری که به گفته خودش ۸ساله با هم دوستن من از خانواده مذهبی هستم ولی این دختر اون طور که من عکساش رو تو اینستا و جاهای دیگه دیدم اهل حجاب نیست  کلا من و پدرش مخالف این ازدواج هستیم لطفا راهنماییم کنین چطور  با پسرم صحبت کنم تا از این ازدواج منصرف بشه.

مهدی وفانوش ( مشاور و رواندرمانگر دانشگاه علامه طباطبایی )
  با سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز به نظر میرسه که پسر شما آمادگیها و ملزومات اولیه ازدواج همچون استقلال مادی و عاطفی رو برخوردار نیستند و به تطابقهای فرهنگی بین دو خانواده نیز بی اعتنا هستند. این موارد باعث میشه که ریسک ازدواج بالا بره و احتمال موفقیت در این ازدواج کم باشه. اما با توجه به سن و سالی که دارند نمی توان اجبار به انجام دادن و یا ندادن کاری نمود. اما می تونید اعلام بکنید که در صورتی از این ازدواج حمایت خواهید کرد که حتما مشاوره ازدواج انجام بشه و بعد تصمیم به ازدواج بگیرید. خود این مشاوره خیلی حقایق رو برای پسرتون مشخص خواهد کرد و در تصمیم گیری درست به ایشان کمک خواهد کرد.
 
دلارام جمعیان ( روانشناس بالینی،دانشگاه علامه طباطبایی تهران)
با سلام خدمت شما دوست عزیز این مسئله‌ای که میفرمایید، مسئله بنیادین و ریشه‌ای هست اختلاف سنی بالا، در این سن، ناخوداگاه میتونه نشانه‌ای از جستجو برای کشف یه حامی، یه مراقب و… داشته باشه اما روش صحیح رسیدن به این موضوع، روش مخالفت و پند و اندرز نیست، بلکه شناساندن نیاز پسرتون به خودش هست که این انتخاب در خدمت کدام نیاز ناخودآگاه و نهفته‌ش قرار داره و بتونن به یه خودآگاهی برسن قطعا ایشون در سنی قرار دارند که حق خودشون میدونن انتخاب کردن سبک زندگیشون رو، بنابراین مخالفت باهاشون حتی میتونه واکنش شدیدتری رو به همراه بیاره و حتی از خودآگاهی‌شون هم دور بمانند بهتون پیشنهاد میکنم که در حد وجود یه گزینه‌ای باهاشون درمیون بگذارید که برای روشکن شدن این مسیر به روانشناس مراجعه کنن تا خودشون به سبک زندگیشون و نیازهای ناخوداگاهشون و سپس تصمیم گیری برسند موفق باشید

ازدواج به خاطر پول به کجا می‌انجامد؟

ازدواج به خاطر پول به کجا می‌انجامد؟

حامی هنر زندگی/ امروزه وجود مشکلات اقتصادی باعث شده معیارهای برخی از جوانان برای انتخاب همسر تغییر یابد و ازدواج به خاطر پول به موضوع بحث ‌برانگیزی تبدیل شود. شاخص‌هایی مثل میزان ثروتمندی و موقعیت اجتماعی بالا، جایگزین ارزش‌هایی چون اخلاق و وفاداری برای ازدواج شده است. بسیاری از جوانان سعی دارند با ازدواج کمبودهای مالی خود را جبران کنند و به رفاه اقتصادی دست یابند. ازدواج به خاطر پول یکی از عوامل عدم موفقیت در زندگی مشترک است. در ادامه به دلایل افراد برای ازدواج به خاطر پول و آسیب‌های ناشی از چنین ازدواج‌هایی پرداخته‌ایم. اگر شما هم چنین موردی دارید و راجع به نقش پول در انتخاب نهایی‌تان نیاز به کمک دارید، می‌توانید با مشاوره قبل از ازدواج به راهکارهایی عملی برسید. 

پول مهم است اما اولویت شما در زندگی چیست؟
اگر تا به حال معیارهای اصلی خود در ازدواج را مشخص نکرده‌اید، می‌توانید برای این کار از  یک مشاور متخصص کمک بگیرید. مهارت‌های لازم برای ازدواج موفق اکتسابی هستند. می‌دانیم که تربیت خانواده‌ها تاثیر بسزایی در آینده فرزندان دارد. خانواده‌هایی که فرزندان خود را به صورت تک بعدی تربیت می‌کنند، باعث می‌شوند در آینده فرزندان‌شان نیز به صورت تک بعدی به ازدواج فکر کرده و پول را تنها معیار در انتخاب شریک زندگی در نظر بگیرند. فرزندان نیز با این تفکر بزرگ می‌شوند که پول در زندگی همه چیز است و به دنبال همسری می‌گردند که رفاه مالی آنان را تامین کند. وضعیت اقتصادی سطح پایین خانواده نیز از عللی است که باعث می‌شود فرد برای جبران کمبودها به سمت ازدواج با همسری پولدار کشیده شود.

باور نادرست نسبت به قدرت پول
بسیاری از جوانان و به ویژه خانم‌ها تصور می‌کنند اگر با کسی ازدواج کنند که چندین خانه و ماشین دارد و همیشه از لحاظ مالی تامین باشند، می‌توانند تمام کمبودها و واقعیات ناخوشایند گذشته از جمله فقر و وضعیت اقتصادی نامطلوب خود را جبران کنند و به زندگی ایده آل خود برسند. آن‌ها انتظار و آرزوی تحولی عظیم در زندگی خود دارند.
اما این تصور غلط است؛ چرا که احتمال دارد این معیارها باعث نادیده گرفتن اصول اخلاقی و خصوصیات مهم‌تر طرف مقابل شود. توجه به وضعیت مالی و مادی گرایی بدون در نظر گرفتن معیارهای اخلاقی و تفاهمات باعث می‌شوند اختلافات بعد از ازدواج بروز کنند و مشکلات زیادی را به بار آورند. به نحوی که دیگر در آن وضعیت حتی مال و ثروت نیز اهمیتی ندارد. 

اهمیت استقلال مالی
ازدواج به خاطر پول و وابستگی به ثروت همسر باعث می‌شود تا شرایط مناسبی برای دخالت خانواده همسر در امور خصوصی زن و شوهر ایجاد شود. ضمن اینکه استقلال مالی زنان هنوز از نظر بسیاری از مردان مورد قبول نیست. ممکن است خانوده‌ای که از لحاظ مالی در سطح بالاتری قرار دارد، در نحوه ی استفاده از پول، مخارج زندگی، خرید کردن… دخالت کرده و یا به دلیل اختلاف سطح اقتصادی طرف مقابل را سرزنش و تحقیر کنند. 
در بسیاری موارد عدم استقلال مالی یکی از زوج‌ها باعث از بین رفتن مرزها، افزایش اختلافات میان زن و شوهر، تضعیف اعتماد به نفس، مداخلات زیاد خانواده‌ها و استرس‌های دائمی می ‌شود. متاسفانه در ازدواج‌هایی که تنها به خاطر ثروت صورت می‌گیرد، با کوچک‌ترین اختلافی انگیزه ادامه زندگی کاهش می‌یابد و زندگی مشترک بسیار سخت می‌شود.

اگر ثروت بر باد رود…
درباره انگیزه‌های ازدواج خود بیشتر بیاندیشید، ممکن است فردی که به خاطر پول با او ازدواج می‌کنید تمام ثروت خود را از دست بدهد، ورشکسته شود و یا خانواده‌اش حمایت مالی را از او قطع کنند. از خود سوال کنید آیا در این شرایط باز هم حاضر به ادامه‌ی زندگی با این فرد هستید؟ آیا واقعا ویژگی‌های لازم برای تشکیل خانواده را دارد؟
در چنین ازدواج‌هایی شاهد این هستیم که معمولا کوچکترین نوسانی در وضعیت مالی سبب اختلافات می شود. 
دخترانی که صرفا بر اساس ملاک مالی، تامین رفاه، رسیدن به رویاها و جبران کمبودهای گذشته ازدواج می‌کنند، علاوه بر آسیب روانی به خود باعث آسیب‌های روانی و عاطفی به شریک زندگی‌شان نیز می‌شوند. چرا که به هر حال این حقیقت برایش آشکار می‌شود که تنها به خاطر پول و بدون علاقه با او ازدواج کرده‌اید. 

آسیب های ناشی از ازدواج به خاطر پول
بسیاری از مردم عقیده دارند پول خوشبختی را به ارمغان می‌آورد. شکی نیست که پول و ثروت در زندگی لازم است و موجب رفاه نسبی می‌شود اما ضامن خوشبختی شما نیست. با پول و ثروت به تنهایی نمی‌توان آرامش و اصول اخلاقی را به دست آورد. ازدواج به خاطر پول باعث می‌شود که عشق در زندگی شرطی شود. در چنین ازدواج‌هایی صمیمیت واقعی بسیار کم اتفاق می‌افتد. چنین ازدواج‌هایی دوام و پایداری ندارد و معمولا به جدایی می‌انجامند.
در بسیاری موارد نیز زن و شوهر به زندگی خود ادامه می‌دهند اما پس از گذشت سال‌ها وجود یک خلا عاطفی را به دلیل عدم حضور شخصی که واقعا او را به خاطر خودش دوست داشته باشد، حس می‌کنند. بهتر است جوانان در امر ازدواج عاقلانه تصمیم بگیرند، تمام جوانب را بسنجند و یا از مشاور و راهنما کمک بگیرند

سخن آخر
ازدواج مساله بسیار مهم و پیچیده‌ایست. افراد معمولا انگیزه‌های مختلفی برای ازدواج کردن دارند اما برخی از این اهداف اشتباه هستند و زندگی زناشویی را به سوی شکست هدایت می‌کنند. ازدواج به خاطر پول یکی از اشتباه‌ترین انگیزه‌ها برای ازدواج است که مشکلات زیادی را برای هر دو طرف به وجود می‌آورد. به همین منظور توصیه می‌شود که قبل ازدواج با یک روانشناس مشورت کنید تا راه‌های رسیدن به یک ازدواج موفق را به شما آموزش دهد.

ازدواج دختر دم بخت در تهران قدیم!

ازدواج دختر دم بخت در تهران قدیم!

بانوی ایرانی/ در فاصله 1975 تا 1995 میلادی میزان تولید علم بشر برابر با تمامی علم و آگاهی انسان از ابتدای خلقت تا 1975 بوده و امروز هر پنج سال علم بشر دو برابر می‌شود و در آینده نزدیک هر دو سال این اتفاق خواهد افتاد.تهرانی‌ها هم از این چالش فکری مصون نماندند و با گذشت فقط چندین دهه حال که به اعتقادات و تفکرات نیاکان خود که تا همین نزدیکی‌ها حاکم بر جامعه بود بر می‌خورند، اعجاب خویش را از آن رفتارها و باورها به نمایش می‌گذارند.

یکی از اعتقادات تهرانیان قدیم، در بخت‌گشایی دختر، این بود که وقتی پنبه زنی را به خانه می‌آوردند، و مشغول کار می‌شد، پس از مدتی که کار می‌کرد، با تمهیدی از او می‌خواستند که دست از کار بکشد و برای صرف چای به داخل خانه آید، در این زمان به سرعت دختر دم بخت را می‌آوردند و به طوری که پنبه زن نبیند، دختر را از میان کمان پنبه زنی عبورش می‌دادند و اعتقاد داشتند که به زودی زه کمان هنگام کار پنبه‌زن پاره می‌شود و به این ترتیب بخت دخترشان هم باز می‌گردد.
یا عقیده دیگر این که هرگاه قرار بود، قصابی برای کشتن گوسفند نذری به خانه همسایه رود، مادر دختر چادر دخترش را برداشته، نزد قصاب می‌رفت و از او خواهش می‌کرد که پس از سر بریدن گوسفند، چادر دختر را از توی روده آن عبور دهد. با این امید که وقتی دختر چادر را سر کرد، به زودی بختش باز شود.
البته دستمزد قصاب هم در این ماموریت جدا از پول یک کله قند با ارزش بوده است.
کارهای زیادی در این زمینه انجام می‌شد که شرح مفصل همه آنها مدت‌ها زمان می‌خواهد که امکانش نیست، اما به قدر اشاره شنیدن آن‌ها خالی از لطف نیست. بنابراین فهرست وار اعتقادات تهرانی‌ها را در بخت گشایی دخترشان برمی‌شماریم:
1- سرکتاب باز کردن، مادر دختر بی خبر از او نزد رمال و دعانویس می‌رفت و از وی می‌خواست برای گشودن بخت دخترش یک سرکتاب باز کند.
2- تکان دادن سفره عقد بر سر دختر.
3- بردن دختر به حمام یهودی‌ها و داخل کردن وی در خزینه و پس از خروج از آن حمام دوباره بردن به حمام مسلمانان و شستن او از نجاست حمام یهودی.
4- گذراندن چادر نماز دختر از روده گوسفند که شرحش گذشت.
5- پیراهن مراد: تهیه پیراهن مراد از این قرار بود که روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل ابن ملجم است، زن‌ها آرایش می‌کردند و به مسجد می‌رفتند (تهرانی‌ها بیشترشان در مسجد شاه تجمع می‌کردند) و با پارچه‌هایی که از قبل تهیه کرده بودند، در بین دو نماز پیراهن مراد را می‌دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این پیراهن کلیه حاجات آن‌ها (از جمله بخت گشایی دخترشان) برآورده خواهد شد. اگر کسی این پیراهن را که با پول گدایی دوخته می شد، می پوشید تا سال دیگر حاجت و مرادش برآورده می شد. داستان از این قرار بود که دختران دم بخت از روز اول ماه رمضان دور کوچه و محله ها به راه می افتادند و از مردم گدایی می کردند و شب بیست وهفتم از صبح زود، چرخ خیاطی ها را به مسجد سپهسالار می بردند و با پارچه سفیدی که از آن پول می خریدند بین دو نماز ظهر و مغرب مشغول دوختن پیراهن می شدند و بعد از آن زمان، پیراهن مراد را می پوشیدند.
6- پلوی عروسی: پیر دخترها، قیمه پلوی می‌پختند و ته مانده پلوی عروسی را با آن قاطی می‌کردند و به فقرا می‌دادند که بختشان باز شود.
7- حنای سر عروس: از حنای سر عروس به قدر یک فندق برمی‌داشتند و با رنگ و حنا قاطی می‌کردند و سر دختر خانه مانده می‌بستند. مادران از حنای سر عروس در مراسم حنابندان، به اندازه ای کوچک برمی داشتند و با نیت آنکه دختران شان عروس شوند بر سر آنها می مالیدند.
8- وارونه سر کردن چادر نماز.
9- سبزه گره زدن که کمابیش امروزه انجام می‌شود. گره زدن سبزه در روز سیزدهم فروردین از جمله رسومی بود که تمام دختران دم بخت به آن پایبند بودند که حتی امروز نیز دیده می شود. دختران در این روز دو ساقه سبز را به هم هفت گره می زدند و نیت و حاجت شان را بیان می کردند. در هنگام گره زدن نیز دختران دلهره داشتند که مبادا گره پاره شود که در صورت پاره شدن، حاجت شان روا نمی شد.
10- گدایی کردن.

مراسم ازدواج در تهران قدیم
در قدیم الایام، مراسم خواستگاری در تهران دارای رسم و رسومات خاص خود بوده است آیین ازدواج به این صورت بوده که مادر فردی که تصمیم به ازدواج و همسرگزینی داشته به تنی چند از زنانی که کارشان پرس و جو و یافتن دختر مناسب و مورد نظر است، می سپرد. اگر دختری با شرایط مناسب سراغ دارند به وی معرفی نمایند پس از مدتی یکی از این زنان دختری را انتخاب و به همراه یک یا چند نفر از زنان خانواده داماد سرزده به خانه او می رفتند تا دختر را ببینند.
دختر دم بخت و مورد نظر مدتی پس از ورود خواستگاران با کاسه ای آب وارد اتاقی که در آنجا خواستگاران نشسته بودند می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و کناری می نشست، در این هنگام یکی از زنان خواستگار (که معمولاً مسن تر و با تجربه ترین بود) به نزد دختر رفته و چادر یا چارقد او را کنار می زد و دستی به سرش می کشید و موهایش را جابجا می کرد تا مطمئن شود دختر کم مو یا موهایش عاریتی نباشد. بعد از آن به نحوی زیرکانه از دهان، زیر بغل و بدنش، بو می کشید تا مطمئن شود آن دختر بوی بد نمی دهد.
پس از طی این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر، خواستگاران به خانه برگشته و آنچه را دیده و مشاهده کرده بودند با جوانی که قصد ازدواج داشت در میان می گذاشتند در صورت موافقت وی، پدر داماد همراه با چند تن از بزرگان و ریش سفیدان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند.
فردای آن روز مادر، خاله، عمه و دیگر اقوام نزدیک داماد برای «بله برون» به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و روز عقد و مسائلی از این قبیل صحبت می کردند. پس از چند روز از طرف خانواده داماد هدایایی که در چندین و چند مجمعه قرار داده شده بود به منزل عروس فرستاده می شد که از جمله هدایا می توان به شیرینی و میوه های فصل اشاره داشت.
پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم «بله برون» قرار خرید وسایل عروس، گذاشته می شد. برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند. معمولاً مادر و خواهر عروس و داماد از جمله کسانی بودند که حق حضور در مراسم خرید را داشتند. لازم به توضیح است این خرید بدون حضور عروس و داماد انجام شده و در عوض نمایندگان آنان به سلیقه خود وسایل مورد نیازشان را خریداری می کردند ضمن اینکه تمامی خرج خریدها به عهده داماد بود.
چند روز قبل از سر گرفتن مراسم عروسی، مراسم جهازبران بود.
برای بردن جهیزیه چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر شده تا جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند که عده ای نقاره زن نیز آنها را همراهی و در طول راه به هنرنمایی می پرداختند. قبل از رسیدن این گروه به خانه داماد، چند تن جلوتر به خانه داماد رفته و جاهایی از منزل داماد را که برای سکونت عروس در نظر گرفته شده بود نظافت و به اصطلاح آب و جارو می کردند.
هنگامی که جهیزیه به خانه داماد منتقل می شد فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی را که آورده بودند به داماد نشان می داد و از وی رسید می گرفت علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزء وظایف داماد محسوب می شد طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند نقل و پارچه های کف طبق ها را که به منظور تزیین، تدارک دیده شده بود برای خود بردارند. ضمن اینکه وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاً میان خانواده های عروس و داماد صورت پذیرفته بود تهیه می شد.

ازدواج بدون عشق

ازدواج بدون عشق

حامی هنر زندگی/ برای برخی از افراد ازدواج بدون عشق بدترین اتفاقی است که می‌توانند تجربه کنند. اما با این وجود شاهد طلاق‌های بسیاری هستیم که زوجین زندگی مشترکشان را با عشق شروع کرده‌اند. بسیاری از جوانان هنگام تصمیم گیری برای ازدواج دچار تردید ودلهره بسیاری می‌شوند؛ نداشتن ملاک‌های مشخص از مهم ترین عواملی است که می‌تواند به این تردیدها دامن زده و تصمیم گیری را سخت‌تر کند. خیلی از افراد در جلسات مشاوره عشق را به عنوان یکی از ملاک‌های اصلی خود مطرح می‌کنند اما به دلیل نداشتن تعریف درست از عشق تصویر دقیقی از زندگی با عشق یا بدون آن ندارند. با وجود این مساله، ازدواج‌های بسیاری بدون عشق شروع می‌شود که در آینده مشکلات زیادی را به همراه خواهد داشت. با آگاهی از تعریف دقیق عشق در رابطه و پیامدهای عدم وجود آن، می‌توانید تصمیم بهتری بگیرید. 

ازدواج با عشق یا بدون عشق؟
اگر از آن افرادی هستید که فکر می‌کنید شروع زندگی مشترک را یا باید با منطق شروع کرد یا عشق، احتمالا هنوز به تعریف درستی از عشق نرسیده‌اید. در واقع برخلاف تصورات عامه مردم، عشق و منطق در مقابل یکدیگر قرار نمی‌گیرند؛ بلکه یک عشق واقعی می‌تواند با عقل و منطق شما نیز هماهنگ باشد. به همین خاطر است که باید قبل از هر تصمیمی ابتدا به تعریف درست و جامعی ازعشق دست پیدا کنید.

تعریف عشق
صمیمیت، شهوت و تعهد، سه عنصر عشق واقعی هستند؛ در نتیجه روابط آتشینی که تنها میل شدید جنسی را شامل می‌شوند یا روابط طولانی که بدون صمیمیت و رابطه جنسی تنها متعهدانه سالیان سال ادامه پیدا می‌کنند نمونه‌های درستی از روابط عاشقانه نیستند. 
در حقیقت هیچ کدام از این فاکتورها به تنهایی نمی‌توانند تضمین کنندۀ یک رابطه رضایت بخش برای شما باشند. یک رابطه رضایت بخش رابطه‌ایست که در آن با شریک زندگیتان صمیمت داشته و می‌توانید با او مانند یک دوست رفتار کنید. به شریک خود میل و کشش جنسی دارید و همزمان افکار و عقاید او را درک می‌کنید و به این رابطه پایبند هستید. نادیده گرفتن هر یک از این عوامل در آینده می‌تواند برای شما و رابطه‌تان دردسرساز باشد.

آینده ازدواج های بدون عشق
بر اساس فاکتور عشقی که نادیده می‌گیرید، رابطه شما می تواند فراز و نشیب‌های مختلفی را تجربه کند. برای مثال ممکن است تنها به این فکر کنید که در ازدواج مساله اصلی تعهد و پایبندی به یکدیگر است، اما توجهی به رابطه صمیمانه با همسرتان ندارید یا به کیفیت رابطه جنسی خود بی توجه هستید. اینجاست که کمبودهای عاطفی و جنسی در رابطه منجر به سردی هرچه بیشتر می‌شود و چه بسا همان تعهد و پایبندی دو طرف را نیز تحت تاثیر خود قرار می‌دهند. چرا که ممکن است افراد برای جبران این کمبودها سراغ افراد دیگری بروند و به دنبال آن خیانت در رابطه اتفاق بیافتد.
البته هر کدام از این عوامل می‌تواند دارای شدت و ضعف باشد. مثلا ممکن است در شروع یک رابطه هنوز صمیمیت بین شما و شریک زندگیتان به سطح مطلوب خود نرسیده باشد، اما این عوامل با توجه و تمرین مشترک بین زوجین قابلیت بهبودی دارند و عوامل ثابت و غیر قابل تغییری نیستند.
در واقع برای یک ازدواج موفق باید عشق و رابطه خود را از زوایا و ابعاد مختلف در نظر بگیرید. وجود کیفیت بالای هریک از عوامل صمیمیت، شهوت و تعهد را به تنهایی برای نجات رابطه خود کافی ندانید و هم زمان بتوانید در همه ابعاد، رابطه با کیفیتی را با همسر خود برقرار کنید.

ازدواج بدون عشق | عشق قبل از ازدواج یا بعد از ازدواج
خیلی از افراد معتقدند اگر تجربه عاشق شدن به معنای عام (یعنی تجربۀ احساس و علاقۀ شدید) را به فردی نداشته باشند، نمی‌توانند ازدواج کنند و خیلی از افراد نیز دقیقا در نقطه مقابل این تفکر قرار گرفته و معتقدند عشقی که پس از ازدواج رخ می‌دهد دوام بیشتری خواهد داشت. اما بیشتر از این که زمان تجربه عشق در کیفیت رابطه تاثیر داشته باشد، باید دید که تجربه فرد دقیقا از چه نوعی است و به چه شکل ابراز می‌گردد.
برای مثال اگر عشق پرشوری که فرد قبل از ازدواج تجربه می‌کند بیشتر ناشی از تمایلات جنسی باشد، مسلما پس از ازدواج و رفع نیازهای جنسی، فرد به ابعاد منطقی رابطه توجه بیشتر کرده و متوجه شکاف‌های عمیقِ ناشی از تفاوت‌ها در رابطه خود می‌شود. پس بسیار مهم است که قبل از هرچیزی عشق و علاقه خود را بررسی‌ کرده تا بببینید همه ملاک‌های لازم را شامل می‌شود یا خیر.

عشق، وابستگی است یا دلبستگی؟
نحوه بروز عشق نیز در کیفیت و دوام رابطه بسیار اهمیت دارد. ممکن است شما تجربه عشق و دوست داشتن را با وابستگی بیش از حد به شریک زندگیتان مساوی بدانید درحالی که تفاوت بسیاری بین وابستگی و دلبستگی وجود دارد. با احساس وابستگی، شما بیش از حد به حضور فیزیکی شریکتان اهمیت داده و بدون او از پس زندگی روزمره خود برنمی‌آیید. در حالی که در دلبستگی شما در عین حال که شریک زندگی خود را دوست دارید، در نبود او استقلال خود را از دست نمی‌دهید و تمام امورات خود را به حضور او وابسته نمی‌کنید. برای کسب اطلاع بیشتر در این زمینه، مقاله وابستگی و دلبستگی را مطالعه فرمایید.
مسلما در رابطه ای که بیشتر از دلبستگی، وابستگی وجود دارد، دو طرف رفتارهای غیرمنطقی و افراطی بیشتری از خود بروز می‌دهند که در طول زمان آن‌ها را از یکدیگر دور می‌کند. پس لازم است که در هر کدام از انواع ازدواج از مشاوره استفاده نمایید تا هم منطق و هم احساسات خودتان را در آن رابطه بررسی نمایید. به این صورت می‌توانید از بروز مشکلات ازدواج بدون عشق پیشگیری کنید. 
تاثیر خدمات روانشناسی بر عشق و ازدواج
عشق و علاقه نقش بسیار مهمی در کیفیت رابطه عاطفی و زناشویی دارد و پس از ازدواج بدون عشق، با مشکلات متعددی مواجه خواهید شد. به همین دلیل ضروری است که با کمک گرفتن از یک متخصص این مشکل را برطرف سازید . روانشناس به شما کمک می‌کند تا ریشه بی‌علاقگی در رابطه را پیدا کرده و به رفع آن بپردازید. با کمک روانشناس می‌توانید ابعاد جدیدی از یکدیگر را کشف کرده و به این صورت عشق و علاقه میان خود را احیا نمایید.

7 نشانه اینکه برای ازدواج آمادگی دارید!

7 نشانه اینکه برای ازدواج آمادگی دارید!

بیا نی نی/ ازدواج مقوله مهمی است که باید در وقت مناسب و با دقت انجام شود اما گاهی برخی از افراد بدون اینکه شرایط لازم برای ازدواج را داشته باشند کورکورانه وارد زندگی زناشویی می شوند. در زندگی های زناشویی که زوجین آمادگی ازدواج از لحاظ روحی را ندارند مشکلات زیادی به وجود می آید که نه تنها زندگی خودشان را تحت الشعاع قرار می دهد بلکه آثار مخرب آن در زندگی اطرافیانشان نیز هویدا می شود. از شروط مهم ازدواج آمادگی روحی زوجین است که با نبودش اگر بهترین امکانات و شرایط مالی را هم داشته باشیم در زندگی موفق نمی شویم ، نشانه هایی که در ادامه این بخش آورده ایم. 

می خواهید بهتر از همیشه باشید
افرادی که آمادگی ازدواج دارند از خواسته های کوچکشان می گذرند و با تمام توان ضعف هایشان را برطرف می سازند و برای ساختن یک زندگی خوب تمام تلاش خود را به کار می برند . آن ها بیشتر از همیشه کار می کنند و پولشان را پس انداز می کنند و به پس اندازبه عنوان تلاش برای هموار کردن جاده ای که با همسر آینده شان قرار است از آن بگذرند، نگاه خواهند کرد.و در نهایت برای ساختن یک زندگی خوب انگیزه کافی را دارند و خود را تغییر می دهند.

پرونده های گذشته را بسته اید
اگر برای یک رابطه دیگر و ازدواج آماده باشید بدون آنکه متوجه شوید دیگر به خاطر شکست های قدیمی تان عذاب نمی کشید.

نمی ترسید
کسانی که آمادگی ازدواج دارند با اینکه می دانند ساختن یک زندگی تازه سختی های زیادی را به همراه دارد ، اما از ساختن یک زندگی مشترک نمی ترسند و آینده را مبهم و ترسناک تصور نمی کنند.

از تنهایی تان می گذرید
از ویژگی های افرادی که آمادگی ازدواج دارند این است که دوست دارند به جای تنهایی با خود در کنار فرد مورد نظرشان باشند و وقتشان را با او بگذرانند. افرادی که از لحاظ روحی آماده ازدواج نیستند ، تنهایی برای آن ها با ارزش تر از بودن با شریک زندگیشان است و از هر فرصتی برای تنها بودن استفاده می کنند.

می خواهید مادر یا پدر شوید
از ویژگی های افرادی که آمادگی ازدواج دارند این است که به بچه دار شدن علاقه پیدا می کنند و بیشتر از قبل به مادر/ پدر شدن فکر می کنند حتی اگر در گذشته علاقه نداشته اند و از بغل کردن کودکان امتناع ورزیده اند .

می توانید اعتماد کنید
هنگامی آماده ازدواج هستید که به دیگراعتماد کنید و قدرت اعتماد کردن به دیگران را پیدا کنید و علاقه داشته باشید به کسی اعتماد و اتکا پیدا کنید.
 
خودتان را تنها نمی بینید
هنگام فکر کردن به آینده خودتان را تنها نمی بینید و شریک زندگیتان را در کنار خود تصور می کنید.اگر شرایط ازدواج را داشته باشید در برنامه ریزی های زندگی مشترکتان خواسته ها و محدودیت های شریک زندگیتان را در نظر می گیرید.

 

تصورات اشتباه زوج ها درباره عشق

تصورات اشتباه زوج ها درباره عشق

خراسان/ آیا علاقه زوج ها به یکدیگر بعد از این‌که چندین سال زیر یک سقف با هم زندگی کنند، تمام می‌شود؟ 
درباره عشق و علاقه در زندگی‌مشترک، باورهای فرهنگی زیادی وجود دارد از جمله این که ازدواج باعث از بین رفتن عشق می‌شود یا رابطه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال سرد می‌شود. اما آیا واقعا عشق بعد از گذشت چند سال از شروع زندگی‌مشترک تمام می‌شود؟ پاسخ به این سوالات نیازمند داشتن یک دیدگاه چند جانبه به مسئله عشق و ازدواج است. برای مثال شاید یکی از علل این که زندگی‌های امروزی کم دوام‌تر و سست‌تر به نظر می‌آیند، تغییر سطح توقعات و آگاهی همسران به خصوص زن‌ها، درباره زندگی‌مشترک و از بین رفتن تدریجی تابوی طلاق و جدایی باشد. احتمالا چند دهه قبل، اگر زن و شوهرها از زندگی مشترک‌شان ناراضی بودند، به خاطر هنجارهای سفت و سخت اجتماعی کمتر به سمت جدایی و طلاق کشیده می‌شدند. در ادامه به تصورهای اشتباه درباره عشق در زندگی مشترک اشاره خواهیم کرد و توصیه‌هایی به زوج ها برای افزایش رضایتمندی از زندگی ‌مشترکشان خواهیم داشت. 
    عشق فقط شور و شوق نیست
آیا واقعا ازدواج و گذشت چند سال از زندگی‌مشترک، به کاهش عشق بین افراد منجر می‌شود؟ برای پاسخ به این سوال، بهتر است اشاره‌ای داشته باشیم به یک نظریه درباره عشق. عشق مفهومی انتزاعی است و بدون شک تعریف آن با استفاده از واژه‌ها یکی از دشوارترین کارهاست. این در حالی است که حتی درباره ماهیت عشق هیچ نظریه مشترک و عموماً پذیرفته شده‌ای وجود ندارد. در این میان نظریه عشق «رابرت جی استرنبرگ» بیش از دیگر نظریات مورد توجه روان‌شناسان قرار گرفته است. «استرنبرگ» نظریه‌ای ارائه داده است که در آن عشق را به شکل یک مثلث تصور می‌کند. او می‌گوید که عشق مرکب از سه بخش است: صمیمیت، شور و شوق(تمایلات) و تصمیم (تعهد). جالب است بدانید بیشتر مردم تنها مولفه شور و شوق را نشانه عشق می‌دانند و چون به صورت طبیعی در ابتدای زندگی‌مشترک این مولفه پررنگ‌تر و قوی‌تر است، این برداشت را دارند که اوایل زندگی بیشتر عاشق یکدیگر بوده‌اند و به مرور زمان از عشق آن‌ها کاسته شده است. این در حالی است که معمولا به مرور زمان دو جنبه دیگر عشق یعنی صمیمیت و تعهد پخته‌تر و قوی‌تر خواهد شد و آن‌چه تعیین کننده یک رابطه مشترک موفق است، تعادل بین این سه مولفه است.
   اوضاع دوام عشق خراب است؟
شور و شوق جنبه انگیزشی رابطه است و در واقع، آن چیزی است که باعث می‌شود زن و شوهرها برای یکدیگر جذاب و خواستنی باشند بنابراین بسیار طبیعی است که در ابتدای زندگی، بیشترین بخش رابطه زن و شوهرها را به خود اختصاص دهد. به مرور زمان و با شناخت بیشتر، زن و شوهرها در دیگر جنبه‌ها با یکدیگر صمیمیت پیدا می‌کنند. برای مثال صمیمیت عاطفی، روان‌شناختی، عقلانی، معنوی، اجتماعی و تفریحی، زیبایی‌شناختی و… یعنی زن و شوهرها بدون شور و هیجان اولیه می‌توانند در آرامش از صمیمیت چند جانبه در زندگی‌شان لذت ببرند و به این رابطه رضایت‌بخش احساس تعهد و تعلق داشته باشند. احتمالا بعد از گذشت چندین سال و گاهی چند دهه، دیگر تنها شور و هیجان نیست که برای آن‌ها لذت‌بخش است بلکه صحبت کردن با یکدیگر، درد دل کردن، کمک و همکاری کردن، تفریح کردن، در میان گذاشتن عمیق‌ترین احساسات و نیازها با یکدیگر، همدل بودن و… می‌تواند به اندازه شور و شوق اولیه برای زن و شوهرها رضایت‌بخش باشد. بنابراین همان‌طور که گفتم اوضاع دوام عشق آن‌قدرها هم بد نیست! لازم نیست با از بین رفتن شور و شوق اولیه ناامید شویم و احساس کنیم ازدواج‌مان دارد از دست می‌رود. کافی است دیدگاه متعادل‌تر و منطقی‌تری درباره عشق و دوست داشتن داشته باشیم و از باورهای منفی یا باورهای مثبت غیرواقع‌بینانه دست بکشیم.
4 توصیه‌ برای افزایش رضایتمندی در زندگی‌مشترک
تا این‌جای مطلب یاد گرفتیم عشق و دوست داشتن باید چند جانبه باشد و با کم رنگ شدن یک جنبه از آن، نباید از ازدواج‌مان ناامید شویم اما چه کار کنیم که در گذر زمان زندگی مشترک‌مان رضایت‌بخش باقی بماند؟
گفت‌و‌گو کنید |  در زندگی مشترک، تنها گفت و گوی دو نفره است که می‌تواند به حل مشکل و تعارض منجر شود اما گفت و گو کردن آداب و شرایط خاصی دارد. در یک گفت و گو شما باید هم گوینده خوبی باشید و هم شنونده خوبی. به خصوص خوب شنیدن را تمرین کنید. گفت و گو فرصتی است برای حل مسئله به گونه‌ای که تا حد امکان خواسته‌های دو طرف برآورده شود، نه این که میدانی باشد برای جنگ قدرت.
 با یکدیگر وقت بگذرانید |  کار زیاد، مشغله فرزندان و… بهانه‌های خوبی نیستند برای غافل شدن از یکدیگر. فعالیت‌های دو نفره مانند پارک رفتن، فیلم دیدن و هر فعالیتی که برای هر دوی شما جذاب است می‌تواند باعث افزایش رضایتمندی شما از زندگی مشترک شود.
 ابراز احساسات کنید |  این حرف‌ها که از ما گذشته، من با رفتارم دوست داشتنم را نشان می‌دهم و نیازی به گفتن نیست و… را فراموش کنید. با گفتن یک جمله محبت‌آمیز یا قدرشناسانه، خرید یک شاخه گل و… به همسرتان نشان دهید که چقدر به او علاقه دارید و معجزه آن را ببینید.
 مهارت‌آموزی کنید |  زندگی‌مشترک یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری نیازمند یادگیری است. در این باره می‌توانید به کلاس‌ها، سایت‌ها و کتاب‌های معتبر رجوع کنید. یکی از جامع‌ترین کتاب‌ها در این زمینه کتابی است با عنوان «مهارت‌های زندگی زناشویی»، نوشته «متیو مک کی» و ترجمه «دکتر شهرام محمدخانی». در هر مرحله و در هر مشکلی به یاد داشته باشید زندگی‌مشترک، بازی نیست که یک برنده و یک بازنده داشته باشد. در زندگی مشترک یا هر دو نفر می‌برند یا هر دو نفر می‌بازند. اگر همین یک نکته را در همه مراودات‌تان با همسر مدنظر قرار دهید، مشکلات‌تان  تا حد زیادی، حل خواهد شد.
نویسنده : دکتر پرستو امیری | متخصص روان‌شناسی سلامت

آیا ازدواج با فردی که از لحاظ اقتصادی خیلی متفاوت است درست است یا نه؟

آیا ازدواج با فردی که از لحاظ اقتصادی خیلی متفاوت است درست است یا نه؟

مشاوره 24/ سوال: سلام وخداقوت. برادر بنده کارمند هستن و مجرد و خیلی هم وضع مالی خوب و سرمایه دارو خیلی متشخص. البته خانودمون اینجوریه . عاشق یه دختری شده ایشون هم کارمند هستند ولی سطح مالی خانوادگیشون بسیار تا بسیار پایین و ضعیف و فقیر البته ناگفته نماند هنوز مستأجر هستند و دختر جهیزیه نداره. کاملا از دو خانواده متفاوت بنظرتون این ازدواج درستیه؟ شما چه راه حلی پیشنهاد میدید.
الهام داودی (روانشناس بالینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران)
سلام. شاید بهتر باشه خود برادرتون که مساله مال ایشونه مشورت بگیرند. به طور کلی می تونم بگم که این مساله بسیار به میزان پذیرش خانواده ها داره. یعنی اینکه چقدر می تونن آدمی که با اونها متفاوت هست رو بپذیرند، بدون اینکه تخریبش کنند. اگر خانواده شما پذیرش و انعطاف پذیری خوبی داشته باشه آدما می تونن از پس مشکلات شون بربیان

صداقت در ازدواج تا چه اندازه باید رعایت شود؟

صداقت در ازدواج تا چه اندازه باید رعایت شود؟

بیا نی نی/ یک روانشناس گفت: یکی از مواردی که باید در ازدواج رعایت شود، اصل صداقت است، چراکه همین مسأله می‌تواند حس اعتماد را در زوجین به وجود آورد.

یاسر مهدویان روانشناس و مشاور ازدواج، درباره حدود صداقت در ازدواج، اظهار کرد: وقتی پیوند ازدواج شکل می‌گیرد، در واقع طرفین متعهد می‌شوند که زندگی و آینده خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و این زیباترین حسی است که یک انسان می‌تواند در زندگی تجربه کند.

وی با اشاره به اینکه ازدواج سالم نیاز به رعایت قوانینی دارد که بتواند ماندگار و پر از عشق و محبت باشد، افزود: یکی از مواردی که در ازدواج باید رعایت شود، اصل صداقت است. صداقت و یکرنگی می‌تواند حس اعتماد به وجود آورد و قطعا حس اعتماد و آرامش خاطر از جمله بنیادی‌ترین شرایطی به شمار می‌آید که یک رابطه زناشویی ماندگار از آن برخوردار است.

مهدویان با بیان اینکه یکی از موقعیت‌های حساس زمان آشنایی است که طرفین در حال شناخت یکدیگر هستند تا بتوانند برای ازدواج تصمیم بگیرند، اضافه کرد: کوچکترین عدم صداقتی در این زمان می‌تواند عوارض فاجعه باری به همراه داشته باشد، مثلا به هیچ عنوان نباید در مورد خانواده، تحصیلات، شغل، میزان درآمد و دارایی، علایق و اهداف و … آنچه را که وجود ندارد، بیان کرد.

این روانشناس با تأکید بر اینکه بعضی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند اگر موردی را جابجا گفتند در آینده می‌توانند آن را اصلاح کنند، گفت: بسیاری از افراد به دلیل اینکه طرف مقابل را خیلی دوست دارند، در یک یا چند مورد مذکور صداقت لازم را ندارند که مبادا طرف مقابل را از دست بدهند، در حالی که نمی‌دانند نداشتن صداقت، مخصوصا در ابتدای ازدواج و در زمان تصمیم گیری، عواقب بسیار بدی را به همراه دارد. آن‌ها همیشه نگران هستند که مبادا طرف مقابل از همه چیز با خبر شود، برای همین مرتب باید نقش بازی کنند و در قالب شخصی قرار گیرند که خود را آن گونه معرفی کرده‌ است.

وی با بیان اینکه یکی از مواردی که حتما باید صداقت در آن رعایت شود، ازدواج قبلی است، افزود: بسیاری از زنان و حتی بعضی از مردان در گذشته ازدواجی داشته‌اند که به شکست منجر شده است که به هیچ عنوان نباید آن را از طرف مقابل پنهان کرد. متأسفانه شاهد آن هستیم که برخی افراد با تعویض شناسنامه سعی می‌کنند این مورد را پنهان کنند، اما این عدم صداقت در این مورد مهم، حتی می‌تواند در آینده، منجر به جدایی و یا عوارض جبران ناپذیری شود.

صداقت باید با درایت باشد

مهدویان بیان کرد: فرض کنید خانمی قبلا رابطه‌ای داشته که به ازدواج منجر نشده است، نباید این رابطه را از طرف مقابل پنهان کند، چون ممکن است در آینده طرف مقابل به هر دلیلی متوجه شود، بلکه بهتر است به صورت کاملا مختصر آن را بیان کند، اما نکته کلیدی اینجاست که به هیچ عنوان نباید جزئیات روابط قبلی را بیان کرد، گفتن جزئیات ذهنیت بدی در طرف مقابل ایجاد می‌کند که پذیرش آن بسیار سخت و سنگین است، پس کافی است فقط در حد اطلاع و بسیار مختصر این موضوع بیان شود، لذا باید بدانید که صداقتی که بدون درایت باشد، می‌تواند به ما آسیب برساند و منظور ما در اینجا دروغ مصلحتی نیست، بلکه صداقتی است که با تفکر و درایت همراه است.

مطالعه روی ۱۱۰۰۰ زوج، منجر به کشف راز خوشبختی در ازدواج شد

مطالعه روی ۱۱۰۰۰ زوج، منجر به کشف راز خوشبختی در ازدواج شد

بیا نی نی/ پژوهشگران بر این عقیده هستند که طول زندگی مشترک که همواره با مهر و محبت همراه است رازی دارد آن را کشف کردند.
در ابتدا باید گفت که زندگی مشترک، سبک زندگی سختی است. هر دو نفر باید به سختی تلاش کنند و شکیبایی بسیاری داشته باشند. بهتر است در ابتدا تصویر غلطی که از سبک زندگی مشترک در ذهن خود داریم را اصلاح کنیم سپس برای ساخت زندگی مشترک منحصر به فرد خود الگوسازی کنیم. گاهی اوقات برخی افراد، زندگی مشترک را در حد یک سرگرمی و بازی می‌بینند و پذیرای مسئولیت‌های جدی در این‌باره نیستند. لازم است حتما توجه کنید؛ شخصی که ما برای زندگی مشترک انتخاب می‌کنیم بیشتر از تلاش برای ساخت رابطه‌ی ایده‌آل، مهم است. زندگی آن هم از نوع مشترک، یک عامل پویا و در حال حرکت است. پس این موضوع که شما بتوانید با الگو برداری از زندگی دیگران، نتیجه‌ی یکسان بگیرید در زندگی خود بگیرید کاملا اشتباه است و شما را دچار مشکل می‌کند. زیرا شاید یک کنش در زندگی دیگری واکنشی خوب از طرف همسر داشته باشد ولی در زندگی شما همان کنش، واکنش فاجعه باری داشته باشد.

یافته پژوهشگران درباره زندگی خوشبخت
پژوهشگران رابطه، به این نتیجه رسیدند که هر کسی در رابطه خواسته‌ها و عوامل رضایتمندی متفاوتی با دیگران دارد. در واقع این موضوع به قدری مهم است که باید در درباره‌ی آن با شریک زندگی خود وارد گفت و گو شوید. در این گفت و گوها بسنجید که آیا می‌توانید در طول زندگی، خواسته‌های شریک زندگی خود را برآورده کنید یا خیر. آیا مایل هستید در این راستا تلاش کنید یا خیر. در واقع نیازی به فداکاری همیشگی نیست. تنها بهتر است بفهمید که آیا ایده‌آل‌های او با شما یکی است یا خیر. اگر باشد، شما از ادامه زندگی با آن شخص و تلاش‌هایی که برای بهتر ساختن زندگی خود می‌کنید، لذت خواهید برد و طعم خوشبختی را می‌چشید. پژوهشگران در این‌باره می‌گویند که اگر شخصی که مناسب عقاید و سبک زندگی شما باشد را پیدا نمی‌کنید، الگوهای رفتاری خود را تغییر دهید. در یک رابطه حدود ۴۰ الی ۶۰ درصد، ما هستیم که تعیین می‌کنیم چطوری با ما رفتار شود.
منبع: بست لایف

دردسرهای بزرگ یک ازدواج اجباری

دردسرهای بزرگ یک ازدواج اجباری

بیا نی نی/ ازدواج اجباری مسئله ای است که در بسیاری از کشورهای دنیا و کشور خودمان وجود دارد. برخی افراد به خواست افرادی همچون والدین و بدون رضایت قلبی خود تن به ازدواج با فرد دیگر می دهند.
ترس از خشونت خانواده، بسیاری از دختر و پسرها را به ازدواج اجباری مجبور می کند و در صورت مخالفت با این خواسته خانواده، فرد شدید ترین آسیب های جسمی و روحی قرار می گیرد. ممکن است این افراد به دلایل دیگری همچون مهاجرت و گرفتن اقامت مجبور به ازدواج شوند. معمولا این نوع ازدواج ها سرانجام مطلوبی نخواند داشت و در بسیاری از موارد به جدایی و طلاق ختم می شود. در این بخش از خانواده پلاس بیا نی نی با ما همراه باشید تا اطلاعات بیشتری در این زمینه کسب نمائید. 

ازدواج اجباری چه نوع پیوندی است؟ 
ازدواج اجباری نوعی پیوند میان زن و مرد است که در آن یک یا هر دو طرف راضی به این پیوند نیستند و بیشتر ازدواج مصلحتی نامیده می شود. معمولا در این نوع ازدواج، افرادی مانند پدر و مادر از طریق اعمال فشار و خشونت جهت کسب رضایت دختر و پسر استفاده می کنند. 
گاه برخی از والدین با کم توجهی به حقوق اولیه فرزندان باعث این ازدواج ها می شوند، به طور مثال فرزند خود را به طور غیر مستقیم طرد می کنند، مدام به او گوشزد می کنند که وقت ازدواجش فرا رسیده و دیگر نمی توانند پذیرای او در منزل باشند و غیره. در نهایت این روال منجر به وادار شدن او به ازدواج با فردی می شود که قلبا تمایلی به او ندارد.در جامعه جهانی امروزی سازمان ملل و گروههای حقوق بشری، ازدواج اجباری را نوعی برده داری و سوء استفاده می دانند کخ موجب نقض آزادی و استقلال افراد می شود. 

دلایل ازدواج اجباری 
دلایل مختلفی برای تبدلی ازدواج اجباری به یک فرهنگ وجود دارد، هر کدام از دلایل هر چقدر هم که منطقی باشد باز هم نیاز به مشاوره پیش از ازدواج ضروری است. این عوامل شامل موارد زیر می باشد:

حفاظت از ثروت خانوادگی 
خانواده های بزرگ و ثروتمند معمولا تمایل دارند که ازدواج فرزندان با افراد نزدیک به خانواده اتفاق بیفتد. این عامل به دلیل عدم اعتماد آنها به افراد غریبه و ترس از نفوذ و دسترسی آنها به قدرت و ثروت خانوادگی آنها انجام می شود. 

افزایش سن ازدواج 
برخی از پسرها و دختران با بالاتر رفت سن، احساس می کنند که دیگر جایی در خانه پدری خود ندارند و در حالیکه هنوز به آمادگی ازدواج نرسیده اند خانواد دیگر پذیرای آنها نمی باشد. در برخی موارد نیز حتی اگر دارای استقلال مادی و تحصیلات بالایی باشند،حس می کنند که جامعه به دلیل افزایش سن آنها ارزش کمتری برای آنها قائل است، حواشی مختلفی برای آنها ایجاد شده و مشکلات متعددی را تجربه می کنند. به همین دلیل برای حفظ امنیت بیشتر، خود را مجبور به ازدواج میکنند.

فقر و نیاز به امنیت مالی 
گاه افراد به دلیل فقر مالی و پیدا کردن سرپناه و داشتن امنیت مالی حاضر به ازدواج با کسی می شوند که به او علاقه ای ندارند. 

پیروی و حفظ هنجار های مذهبی و فرهنگی 
در برخی مذاهب و فرهنگ ها، ازدواج زودتر از سن قانونی و یا به انتخاب والدین انجام می پذیرد و دختر و پسرها توانایی مخالفت با این موضوع را ندارند ، زیرا در صورت مخالفت از خانواده و یا محل زندگی طرد خواهند شد. 
گاه خانواده ها از ترس به گناه افتادن فرزندان خود، آنها را وادار به ازدواج می کنند. این خانواده ها به دلیل مذهب و سنت ود آگاهی کمتری از روشهای تربیت و ایجاد ارتباط صمیمانه با فرزندان خود دارد. از سوی دیگر برخی افراد برای بدست آوردن خواسته خود اقدام به تجاوز جنسی می کنند و در چنین شرایطی، خانواده ها برای جلوگیری از آبروریزی و ترس از افکار منفی دیگران، به ازدواج دختر و فرد متجاوز رضایت می دهند.
از دلایل دیگر برای ازدواج اجباری می توان به جلوگیری از روابط نامشروع، کنترل رفتارهای ناخواسته و جنسی، احساس وظیفه خانواده ها برای تشکیل زندگی فرزندان، جلوگیری از عواقب بارداری های بدون ازدواج و مهاجرت به کشور های دیگر اشاره کرد. 

زندگی بعد از ازدواج تحمیلی به چه صورت خواهد بود؟ 
در ازدواج اجباری بیشتر افراد بدون داشتن علاقه تن به ازدواج با فرد دیگر می دهند و اعلب به انواع بیماریهای جسمی متعدد و اختلالات روانی مبتلا خواهند شد. از سوی دیگر برخی از خانواده ها نیز کمکی در رفع این مشکلات نمی کنند. تمام این فشارها و ناراحتی ها در نهایت باعث می شود تا زن یا مرد خودکشی را تنها راه حل آزادی خود بدانند. 
دخترانی که با اجبار ازدواج می کنند برنامه های بسیاری برای آینده خود ترتیب داده بودند که با این ازدواج نمی توانند به آنها برسند. حتی برخی از افراد برای دستیابی به استقلال و فرار از محیط خانواده حاضر به ازدواج تحمیلی می شوند، اما در زندگی جدید خود با مشکلات و انتظارت و محدودیت های جدیدی روبه رو می شوند.

در برخی موارد نیز برخی افراد از ادامه تحصیل و یا اشتغال خانمها جلوگیری می کنند. این افراد ممکن است مورد تجاوز و روابط خشونت آمیزی از سوی همسرشان قرار بگیرند زیرا تمایلی برای برقراری روابط جنسی با همسر خود ندارند. به تدریج فرد احساس تنهایی و انزوا کرده و زمینه ابتلا به بیماری های روحی و روانی در او ایجاد می شود. 
علاوه براین ازدواج اجباری خود دلیلی برای افزایش آمارخیانت یا طلاق می باشد زیرا اساس این ازدواج از ابتدا اشتباه است بنابراین نمی توان یک زندگی آرام و درست را در انتظار داشت. به همین دلیل فرزندان ماحصل این نوع ازدواج ها در خانواده ای رشد می کنند که اختلاف و دعوا کار هر روز والدین است، آنها بدون دریافت محبت و با تربیت ناصحیح بزرگ می شوند که باعث می شود در آینده دچار آسیب های متعددی می شوند.

آسیب و پیامدهای ازدواج اجباری 
برخی از پیامد های ازدواج های اجباری عباتند از: 

ضرب و شتم در خانواده 
برخی از افراد در صورت مخالفت با ازدواج اجباری، ممکن است مورد خشونت و ضرب و شتم خانواده قرار بگیرند. این ازدواجهای تحمیلی و مصلحتی خالی از هر گونه عشق و علاقه ای هستند، به همین دلیل ممکن است در زندگی مشترک فرد مورد تحقیر، خشم، توهین، تجاوز و آسیب های بدنی قرار بگیرد. در این گونه موارد احتمال ابتلا به افسردگی شدید، خودکشی و جدایی بیشتر می شود. 
فرار از منزل 
در موارد بسیاری مشاهده می شود که فرد در از خانه پدری و یا پس از ازدواج از خانه خود فرار می کند در حالی که می داند در صورت بازگشت آسیب های بسیاری در انتظار او خواهد بود. بسیاری از آنها پس از دستگیری و بازگردانده شدن به خانواده مورد خشونت و زندانی شدن قرار می گیرند. 
تولد فرزندانی بیمار 
یکی از پیامدهای ازدواج اجباری خشونت در روابط جنسی است که منجر به بارداری های ناخواسته و اجباری می شود. فرزندان این خانواده ها اغلب دچار کمبود محبت می شوندو در معرض خشونت و تنبیه والدین قرار می گیرند. بنابراین در آینده با آسیب های اجتماعی و بزهکاری روبه رو می شوند.
روش های جلوگیری از ازدواج اجباری 
پیامدهای ازدواج اجباری را به خانواده یا دیگر افراد گوشزد کنید 
همانطور که ذکر شد، ازدواج اجباری دارای پیامدهای جبران ناپذیری است و می تواند منجر به بروز افسردگی و عدم علاقه به زندگی شود. در این نوع زندگی معمولا افراد انرژی کمتری برای رفع مشکلات صرف می کنند و اطرافیان و مخصوصا فرزندان دچار آسیب های بسیاری می شوند. 

خواسته قلبی خود را بیان کنید 
به جای تسلیم شدن و پذیرفتن خواسته آنها، شرایط و خواسته خود را بگوئید. شاید آنها متوجه آزاردهنده بودن صحبت ها و رفتار خود نباشند. در یک موقعیت مناسب از آنها بخواهید که به شما کمک کنند تا در آرامش شریک زندگی خود را انتخاب کنید. به آنها بگوئید که برخی از رفتارها و حرف هایشان شما را آزرده خاطر می کند. از یک مشاور کمک بخواهید و شرایط خود را با تمام جزئیات برای او بازگو کنید تا بهترین روش مقابله با اطرافیان را به شما آموزش دهد. 

از تنهایی هراسی نداشته باشید 
حتی اگر قرار باشد تا آخر عمر مجرد بمانید بهتر است که درگیر یک انتخاب غلط شوید. اغلب والدین از بالا رفتن سن ازدواج فرزندان خود نگران می شوند و ترس خود را به آنها منتقل می کنند. با تسلط بر خود ترسی های بیهوده را دور بریزید. در بدترین حالت ممکن است که مجرد بمانید و مسئولیت های زندگی را بر عهده بگیریدتا زمانی که آزادی و امکانات کافی برای حل مشکلات داشته باشید مجرد ماندن نباید برای شما ترسناک باشد. زیرا در صورت ازدواج و انتخاب اشتباه تا چه زمانی می توانید زندگی مشترک را ادمه دهید؟ همه جوانب را بسنجید و تنها به دلیل ترس از تنهایی و مجرد ماندن تن به ازدواج اجباری ندهید. 

با افراد با تجربه و اقوام مشورت کنید 
در صورتی که نمی توانید با والدین خود صحبت کنید از کسانی کمک بگیرید که حرف آنها روی پدر و مادرتان تاثیر می گذارد. بزرگترها بهتر همدیگر را درک می کنند و راحت تر می توانند والدین شما را مجاب کنند.ان هم را بهتر می فهمند. آن ها خوب می دانند که چطور پدر مادرتان را راضی کنند.

صبور باشید
این درست است که یکی از ابتدایی ترین حقوق شما دارد پایمال می شود اما با دعوا و خشونت فقط اوضاع پیچیده تر می شود. اگر به هردلیلی خانواده به ازدواج شما اصرار می کنند با احترام و صبر سعی کنید نظر آنها را تغییر دهید و شرایط موجود را مدیریت کنید. خانواده پلاس بیا نی نی توصیه می کند با حفظ احترام والدین خود، جو را آرام نگه دارید و از حقوق طبیعی خود دفاع کنید. انتخاب شریک زندگی حق طبیعی شماست بنابراین اجازه ندهید تا به هر دلیلی دیگران با دخالت های بی جا شما را از حق خود محروم سازند. 

سرگذشت ازدواج های ناموفق دیگر را به آن ها گوشزد کنید
عشق و علاقه یکی از مهمترین اصول ازدواج موفق است و نبود آن منجر به شکست و فروپاشی ازدواج می شود، حتی اگز این زندگی به جدایی ختم نشود زوجین مجبور به ادامه زندگی به صورت کسل کننده و در کنار هم ماندن می شوند. اگر در اطرافیان خود نمونه ای از این زندگی ها دارید که به خاطر ازدواج اجباری و یا عدم علاقه دچار مشکل هستند، وضعیت آن ها را به پدر مادرتان یادآوری کنید و بگوئی که قادر به زندگی در کنار فردی نیستید که به او علاقه ای ندارید.

استقلال و قاطعیت خود را اثبات کنید 
برخی از والدین با این تصور که فرزندان مصلحت خود را نمی دانند ، آنها را به انتخاب خود روانه خانه بخت می کنند. شاید شما به خاطر اعتماد و علاقه ای که به پدر و مادر خود دارید با ان تصمیم مخالف نباشید اما کار شما صحیح نمی باشد چرا که آن ها با ملک و معیارهای خود برای شما همسر انتخاب می کنند. خود شما باید فردی را انتخاب کنید که قرار است با او زندگی نمائید. سعی کنید با این طرز تفکر غلط مقابله کرده و به آن بهایی ندهید زیرا در نهایت تاوان زندگی شکست خورده را شما خواهید داد. 

کلام آخر 
بدون تردید، تجربه و پختگی فکری پدر و مادرها یکی از عوامل مهم و موثر در خوشبختی فرزندان محسوب می شوداما نباید نباید تمایلات و انتظارات جوانان برای زندگی آینده اشان نادیده گرفته شود.
اعلام مخالفت والدین در ماردی که فرزندان بر اساس هیجانات و احساسات، تصمیمات غیر عاقلانه می گیرند و در نتیجه باید منتظر عواقب و مشکلات آتی آنها باشند، ضروری و اجتناب ناپذیر است، اما نباید این دغدغه ها منجر به اتخاذ تصمیمات و رویکردهای افراط گونه ای شود که جوانان را در ابتدای زندگی با چالش های مصیبت بار، لجاجت ها و بحران ها روبه رو کند. 
آگاه سازی خانواده ها درباره انتخاب آگاهانه و عواقب ازدواجهای نادرست از طریق رسانه ها و بخصوص رادیو و تلویزیون که مخاطبان بیشتری دارد کار مهمی است که باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد.