چگونه اضطراب کودکان را کاهش دهیم؟

چگونه اضطراب کودکان را کاهش دهیم؟

اضطراب یکی از شایع‌ ترین اختلالات روانی دوران کودکی است. حدود 7 درصد از کودکان در هر زمان از آن رنج می‌برند و تقریباً از هر 3 نوجوان 1 نفر آن را در دوران نوجوانی خود تجربه می‌کند. برای یک کودک مضطرب فعالیت‌های به ظاهر عادی می‌تواند سخت باشد. بچه‌های نگران در سازگاری با مدرسه، دوست‌یابی و یادگیری مشکل دارند. آن‌ها می‌توانند احساس بازدارندگی کنند و با فرار یا عقب نشینی از چالش‌ها اجتناب کنند. به عنوان مثال تلاش برای حذف احساسات کودکان یا دور نگه داشتن آن‌ها از موقعیت‌های ایجاد اضطراب ممکن است به طور ناخواسته اضطراب را بدتر کند. اضطراب در کودکان در سنین پیش دبستانی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات آینده باشد و پیش درآمدی برای اختلالات بعدی مانند اضطراب اجتماعی، فوبیا یا اختلال وسواس فکری.

اضطراب چگونه شناسایی می‌شود؟

وقتی در زندگی با موقعیت‌های چالش برانگیز یا ترسناک روبرو می‌شویم مغز ما به طور طبیعی وارد عمل می‌شود. آمیگدال مواد شیمیایی عصبی را می‌فرستد تا قلب ما را به تپش برساند و بدن ما را آماده کند. مواجهه با موقعیت‌های استرس‌زا و در عین حال از بین بردن پاسخ ترس کلید غلبه بر اضطراب در بزرگسالان و همچنین کودکان بزرگ‌تر است. به عنوان مثال کودکان 4 تا 7 ساله در «موقعیت‌های خنثی» واکنش مبهوت‌کننده‌ای بالاتر از حد معمول دارند جایی که هیچ چیز تهدید‌کننده‌ای اتفاق نمی‌افتد. یک کودک خردسال با کنترل شناختی پایین نیز احتمال بیشتری دارد که بعداً در دوران کودکی دچار اضطراب شود، در حالی که کودکی با ظرفیت بالاتر در برابر استرس انعطاف پذیرتر است. افزایش کنترل شناختی می‌تواند اضطراب را در کودکان خردسال درمان کند و به طور بالقوه از بدتر شدن آن در طول زمان جلوگیری کند.

چه زمانی والدین باید نگران شوند؟

  • از فعالیت‌ها، موقعیت‌ها یا افراد خاص اجتناب می‌کند
  • تمایل دارد روی آنچه ممکن است اشتباه پیش بیاید تمرکز کند
  • ترس‌هایی دارد که در فعالیت‌های روزانه اختلال ایجاد می‌کند
  • با وجود اطمینان یک بزرگسال مضطرب است
  • در خواب شبانه مشکل دارد یا اصرار دارد با والدین بخوابد
  • سردرد یا درد معده دارد

زمانی که کودک مضطرب است چه کاری را انجام ندهیم؟

تحت فشار قرار دادن کودک برای داشتن احساسی خاص ممکن است باعث شود که او احساسات واقعی خود را پنهان کند. این می‌تواند تشخیص جدی بودن مشکل را دشوارتر کند. اگر بچه‌های ما نتوانند احساسات خود را به ما بیان کنند و ندانند که شنیده می‌شوند، ما هرگز متوجه نمی‌شویم که آیا آن‌ها اضطراب واقعی را تجربه می‌کنند که نیاز به توجه دارد یا خیر. سایر والدین ممکن است برای کاهش استرس فرزندان خود بسیار آماده باشند. صرفاً اجتناب از موقعیت‌هایی که باعث ایجاد اضطراب می‌شوند نیز می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. وقتی کودکان به دلیل ترس از آب استخر رفتن را متوقف می‌کنند یا به دلیل ترس از تاریکی از خوابیدن پرهیز می‌کنند این محدودیت‌ها ممکن است بر اضطراب آن‌ها بی‌افزاید.

اگر استرس کودک درمان نشود چه پیام‌هایی به همراه دارد؟

اگر کودک مبتلا به اختلال اضطراب درمان نشود در معرض خطر بیشتری برای درگیر شدن در رفتار‌های خطرناک است. این‌ها شامل خودآزاری، سوء مصرف مواد است.

چگونه اضطراب را برطرف کنیم؟

برخی از کودکان ممکن است به یک درمانگر ارجاع داده شوند یا نیاز به دارو داشته باشند. دیگران ممکن است در تمرینات تمرکز حواس یا کشیدن تصاویر آرامش پیدا کنند. متخصصان برای کمک به حمایت از برنامه مراقبت مناسب برای فرزند شما وجود دارند. اغلب صحبت با پزشک اطفال فرزندتان بهترین قدم است.

 

منبع:

www.aetna.com

 

چگونه به کودکانی از دکتر رفتن ترس دارند کمک کنیم؟

چگونه به کودکانی از دکتر رفتن ترس دارند کمک کنیم؟

چگونه به کودکانی از دکتر رفتن ترس دارند کمک کنیم؟

واقعیت را به کودک بگویید:

برای بچه هایی که از رفتن به دکتر می ترسند دانستن اینکه چه چیزی باید انتظار داشته باشد می تواند کمک بزرگی باشد. وقتی بچه ها در مورد رفتن به دکتر مضطرب هستند اغلب تصور می کنند چیزی بسیار بدتر از چیزی که واقعاً قرار است اتفاق بیفتد. آنها ممکن است نگران باشند که بیمار هستند. از به کار بردن اصطلاحات یا توضیحات مبهم مانند:پزشک شما را معاینه می کند خودداری کنید. درعوض هر مرحله را به روشی واضح و با جزئیات توضیح دهید که فرزندتان به راحتی بفهمد بعد از اینکه وارد اتاق معاینه شدیم پزشک با ابزاری به نام گوشی پزشکی به ضربان قلب شما گوش می‌دهد.

قول الکی به کودک ندهید:

دروغ نگفتن مهم است. بهتر است بگویید مطمئن نیستم که آمپول میزند اما می‌توانیم در حین رسیدن به آنجا از پزشک بپرسیم. رک بودن به ایجاد اعتماد کمک می کند و اطمینان حاصل می کند که اگر همه چیز طبق برنامه پیش نرود فرزند شما احساس خیانت یا چشم پوشی نخواهد کرد.

کودک را آرام کنید:

هنگامی که در مورد نحوه انجام قرار ملاقات با پزشک صحبت کردید به فرزندتان فرصت دهید تا درباره دلیل عصبی بودنش با شما صحبت کند و هر سؤالی ممکن است داشته باشد بپرسد.کودکان همیشه نمی دانند چگونه احساس خود را توضیح دهند. اگر فرزندتان فقط بگوید من نمی‌خواهم بروم یا من می ترسم به او کمک کنید تا به جزئیات چیزی که در مورد آن احساس اضطراب می کند رسیدگی کنند. به این ترتیب می توانید به طور موثرتری به آن رسیدگی کنید. اگر کودک شما در بیان نگرانی های خود مشکل دارد سعی کنید با پرسیدن سوالاتی به او کمک کنید تا نگرانی های خود را محدود کند. به عنوان مثال: بیایید همه چیزهایی که قرار است فردا اتفاق بیفتد را مرور کنیم. به این ترتیب می‌توانیم قبل از رفتن در مورد اینکه چگونه آن را کمتر ترسناک کنیم صحبت کنیم.

اضطراب خود را مدیریت کنید:

اگر کودک شما احساس خوبی ندارد ممکن است تنها او نباشد که مضطرب است. وقتی بچه ها بیمار هستند طبیعی است که عصبی باشند اما مهم است که اضطراب خود را به روشی مناسب مدیریت کنید. اگر احساس اضطراب می‌کنید یا سؤالاتی دارید که ممکن است پرسیدن آنها در حضور فرزندتان مناسب نباشد از او بخواهید که بعد از معاینه بیرون از اتاق منتظر شما باشد.

کودک را سرگرم کنید:

فرزند شما هر بار به موقع ویزیت می شود اما به احتمال زیاد شما حداقل مدتی را در اتاق انتظار پزشک خود خواهید گذراند. بهتر است اسباب بازی یا کتاب مورد علاقه کودک را بیاورید تا او را سرگرم کنید.

 

هنگامی که کودک مضطرب است چه نشانه‌هایی دارد؟

فرزند شما هفته‌ها یا حتی ماه‌ها قبل از برنامه‌ریزی برای معاینه نگران ویزیت پزشک است

او مدتها پس از پایان ویزیت در مورد قرار ملاقات با پزشک یا سلامتی خود وسواس دارد

اضطراب در مورد مراجعه به پزشک بر توانایی او برای تمرکز بر فعالیت های دیگر تأثیر می گذارد

اگر اضطراب پزشک کودک شما بیش از حد به نظر می رسد ممکن است زمان آن رسیده باشد که او را توسط یک متخصص ارزیابی کنید

نتیجه‌گیری:

رفتن به دکتر ممکن است هرگز تبدیل به چیزی نشود که کودک شما از آن لذت می برد اما بخشی ضروری از سالم ماندن در طول زندگی او است. کمک به او برای توسعه ابزارها و انعطاف‌پذیری مورد نیاز برای مدیریت اضطراب بازدیدهای آتی را برای همه افراد درگیر کم‌تر می‌کند.

 

منبع:

childmind.org

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

اکثر والدین توسط گریه یک کودک ترسیده بیدار شده و فریاد می‌زنند که چیزی در تاریکی وجود دارد. با در نظر گرفتن این موضوع بسیاری از والدین از خود می‌پرسند که آیا کودکشان از تاریکی می‌ترسد و آیا این دلیلی است که آن‌ها در طول شب بی‌قرار هستند. اما یک سؤال که بسیاری از والدین می‌پرسند این است که آیا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟ بنابراین اجازه دهید این سؤال را به همراه چند نکته و ترفند ممکن برای شما توضیح دهیم. کودکان زیر دو سال هنوز از نظر رشدی قادر به ترس از تاریکی نیستند. از این گذشته آن‌ها چیزی ندارند که بر اساس آن ترس خود را پایه‌گذاری کنند. برخلاف کودکان بزرگتر و بزرگسالان که تصور می‌کنند یک هیولا یا سایه می‌تواند در کمد یا زیر تخت آن‌ها کمین کند. اما این برای نوزادان صادق نیست.

تاریکی ضروری است زیرا باعث ترشح هورمونی به نام ملاتونین می‌شود که برای خواب راحت کودک شما ضروری است.

یک راه عالی برای کمک به فرزندتان برای درک تفاوت بین شب و روز و  تنظیم ریتم شبانه روزی اوست. می‌توانید این کار را با بیدار کردن آن‌ها و خواباندن آن‌ها در یک زمان مشخص انجام دهید.

کودکی که در روز خوب می‌خوابد شب هم خوب می‌خوابد. خواب ضعیف در طول روز مستقیماً بر خواب شبانه آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

 

اگر تاریکی نباشد مشکل چیست؟

گاهی اوقات یک کودک ممکن است بیش از حد خسته شود و در نتیجه بی‌قرار شود زیرا مغز او مواد شیمیایی ضد خواب ترشح می‌کند.

اجازه دادن به کودک برای تماشای تلویزیون قبل از خواب ممکن است در لحظه‌ ایده خوبی به نظر برسد، اما در واقع می‌تواند خواب او را مختل کند. کودکانی که شب‌ها تلویزیون تماشا می‌کنند دیرتر به خواب ‌می‌روند اما در بیدار شدن نیز مشکل دارند.

 

چگونه به کودک خود کمک کنیم تا با ترس تاریکی مقابله کند؟

نویز سفید:

یکی از راه‌های کمک به یک کوچولوی بی‌قرار این است که آن‌ها را در یک اتاق تاریک قرار دهید که در پس‌زمینه صدای سفید پخش می‌شود. این رحم را شبیه‌سازی می‌کند، اگرچه تاریک است.

 چراغ خواب:

بسیاری از کودکان با چراغ خواب احساس امنیت بیشتری می‌کنند، این نه تنها به تاریکی کمک می‌کند، بلکه به کودک شما کمک می‌کند تا خواب خود را کنترل کند.

 آن‌ها را در معرض نور قرار دهید:

با قرار دادن آن‌ها در معرض نور طبیعی می‌توانید از ساعت بیولوژیکی حمایت کرده و هورمون ملاتونین را تنظیم کنید و به نوزادتان کمک کنید شب بهتر بخوابد.

 اعتماد به نفس داشته باشید:

شما باید این اعتماد به نفس را در زمانی که او را در رختخواب می‌گذارید به او نشان دهید تا انرژی مطمئن و آرام شما را تغذیه کند.

 شب بخیر بگویید:

مطمئن شوید که همیشه شب بخیر می‌گویید. تصور کنید چقدر برای کودک‌تان ترسناک است که شما یک دقیقه آنجا باشید و بعد از آن لحظه‌ای دیگر بروید.

 صبور باشید و به کودک خود زمان بدهید:

مانند بسیاری از چیز‌ها این به سادگی مرحله دیگری است. صبور باشید و به یاد داشته باشید که نیاز‌های خواب کودک شما تغییر نکرده است. اما در حال حاضر آن‌ها به کمی حمایت و همدلی بیشتر نیاز دارند. می‌توانید سعی کنید آن‌ها را کمی زودتر از حد معمول در گهواره خود قرار دهید و به آن‌ها زمان بیشتری بدهید تا آرام شوند و بخوابند.

 

نتیجه‌گیری:

به یاد داشته باشید که کودک شما از تاریکی نمی‌ترسد. این ترس‌ها بیشتر مربوط به نوعی اضطراب جدایی و همچنین فقط یک مرحله است. اما در حالی که با آن‌ها در این سفر حرکت می‌کنید به یاد داشته باشید که آن‌ها هنوز بسیار کوچک هستند و به خواب خود نیاز دارند. هنگامی که آن‌ها خسته هستند بدن آن‌ها هورمون‌های ضد خواب تولید می‌کند که بازگرداندن آن‌ها به خواب را برای شما دشوارتر می‌کند.

 

منبع:

mominformed.com

علائم استرس در کودکان چیست؟

علائم استرس در کودکان چیست؟

علائم استرس در کودکان چیست؟

شاید واژه استرس برای کودکان کمی نا آشنا باشد، اما کودکان در شرایط مختلف دچار استرس و اضطراب می شوند. اما مهترین دلیل استرس کودکان چیست و این استرس را چگونه می توان تشخیص داد؟

استرس در کودکان چگونه است؟

به گفته روانشناسان تغییرات هر چند کوچک می‌تواند آرامش و امنیت کودکان را به خطر بیندازد، این تغییرات همیشه با واکنش کودکان همراه می‌شود. بیشتر نشانه‌های استرس در دوران کودکى به قدرى حساس و ظریف است که ممکن است مادر و پدرها هم متوجه آن نشوند. گاهی بیشتر عواملی که باعث استرس‌ می‌شوند، برای بزرگسالان قابل ‌مدیریت هستند، اما برای کودکان بسیار پیچیده و آزاردهنده به نظر می‌رسند. البته تشخیص اینکه کودکان چه زمانی استرس دارند کار آسانی نیست ولی تغییرات رفتاری کوتاه ‌مدت مثل تغییر خلق‌وخو، تخلیه‌ی هیجانی، تغییر در الگوی خواب یا شب ادراری می‌تواند از علائم آن باشد. ممکن است بعضی از آنها رفتارهای جدیدی داشته باشند مثل کشیدن و تاباندن موها، مکیدن انگشت و انگشت کردن در بینی. کودکی که دچار استرس است ممکن است نسبت به مشکلات کوچک واکنش شدید نشان دهد، کابوس ببیند، وابسته ‌شود و یا افت تحصیلی پیدا ‌کند.

ناخن جویدن یکی از علائم استرس در کودکان

نشانه‌های استرس در کودکان چیست؟

علائم استرس در سنین مختلف کودکی متفاوت است. گروه سنی یک تا پنج سال و گروه سنی ۶ تا ۱۱ سال ر. در گروه سنی ۱ تا ۵ سال علائم استرس به شرح زیر است:

  • شروع عادت‌های جدید

جویدن ناخن، پیچاندن مو یا خاراندن پوست ممکن است از علائم استرس در کودکان باشد.ممکن است در این دوران رفتار جدیدی از فرزندتان ببینید که تا حالا ندیده اید.

  • خواب بد و نا آرام

تغییرات ناگهانی در الگوی خواب کودک نشانه استرس است. کودکانی که استرس و اضطراب دارند نمی‌توانند راحت بخوابند و کابوس‌های شبانه و راه رفتن در خواب را تجربه می‌کنند.

  • هراس جدایی از مادر و پدر

گریه کردن و جیغ کشیدن در زمان جدایی از مادر و پدر از علائم استرس است. کودکی که هیچ وقت این واکنش را نشان نمی داده حتما دچار استرس و اضطراب شده است.

استرس در کودکان هنگام جدایی از والدین
 

  • شب ادراری

شب ادراری هم یکی از علائم استرس در کودکان است. اگر کودکتان به تازگی دچار این مشکل شده حتما باید به فکر درمان باشید.

  • انجام کارهای قبل و بازگشت به گذشته

ممکن است کودک کارهایی را تکرا کند که مربوط به قبل است. مثلا ممکن است انگشت شست خود را بمکد. یا شروع کند به کودکانه حرف زدن و…

  • عصبانیت و پرخاشگری

از دیگر علائم استرس مي توان به عصبانيت، رفتار هاي پر خطر و حتی واكنش نا متعارف به صداهای ناگهانی و بلند اشاره كرد. این واکنش تکان خوردن یک عامل بارز وجود استرس در نوزادان و كودكان نوپااست.

علائم استرس در گروه سنی ۶ تا ۱۱ سال

استرس در این کودکان راحت تر شناسایی می شود. این گروه نسبت به گروه سني کوچکتر مي توانند درباره استرس خود صحبت کنند . البته چه بگويند كه استرس دارند يا نه در صورت مواجه شدن با استرس بازهم رفتارهای غیرعادی از خود نشان می دهند مثل:

  • دل درد و سردرد
  • مشکلات تنفسی
  • مشکلات خواب
  • بی اشتهایی یا پر اشتهایی
  • لکنت زبان
  • دندان قروچه
  • شب ادراری
  • جویدن ناخن
  • پرخاشگری
  • بچه گانه حرف زدن
  • گریه کردن

استرس در کودکان با علائمی مانند گریه خشم و ناراحتی میتواند همراه باشد

چه عواملی باعث ایجاد استرس در کودکان می‌شوند؟

  • مرگ یا بیماری در خانواده
  • سو استفاده فیزیکی،هیجانی و جنسی
  • بی توجهی جسمی یا احساسی
  • بیماری روانی والدین
  • اعتیاد والدین
  • طلاق و جدایی والدین
  • خشونت های خانگی
  • وجود مشکلات مالی در خانواده
  • استرس موجود در مدرسه
  • نقل مکان و جابه جایی

استرس روی کودکان چه تاثیری می گذارد؟

اثرات منفی فشار روانی و استرس ممکن است با عوارض خطرناکی برای کودکان همراه باشد مثل:

  • اختلال در رشد طبیعی و ذهنی کودک
  • تاثیر منفی در توانایی‌های کودک و کاهش میزان عملکرد
  • ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن. هورمون استرس باعث ضعف سیستم ایمنی بدن می شود. به همین دلیل بدن مستعد عفونت و ابتلا به انواع بیماری ها میشود.

چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کرد؟

شاید شناسایی استرس در کودکان کار راحتی نباشد، اما اگر علائمی که در بالا گفته شد بیش از یک هفته طول کشید و هیچ بهبودی حاصل نشد حتما باید به روانشناس مراجعه کنید. یادتان باشد استرس و مشکلات این چنینی با آغوش گرفتن و قربان صدقه رفتن و اسباب بازی خریدن درمان نمی شود. دلایل ایجاد استرس در کودک باید پیدا و برطرف شود.

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

آیا از جمله والدینی هستید که متوجه بروز ترس از موضوعی خاص در رفتار فرزندتان شده‌اید؟ ترسی که به جانش افتاده و حالا از یک مسئله ساده فراتر رفته و به یک مشکل تبدیل شده؟ در اینصورت درباره فراری دادن ترس‌ها از طریق بازی درمانی چقدر شنیده‌اید؟

بازی درمانی چطور به فرزند شما کمک می‌کند؟

بازی کردن برای رشد هر کودکی به لحاظ اجتماعی، احساسی، شناختی، فیزیکی، خلاقیت و زبان از ضروریات است. در واقع بازی درمانی به کودکی که نمی‌تواند به راحتی ارتباط کلامی برقرار کند و به شما بگوید دقیقا از چه چیزی می‌ترسد و احساساتش را نشان دهد کمک می‌کند. گاهی اوقات بچه‌ها در بازی درمانی صدمه روحی را که از اتفاقی خورده‌اند یا ترسی را که به دلیل وقوع یک حادثه به جانشان افتاده نمایش می‌دهند؛ در واقع آنها تجربه سختی را که منشا این ترس و اضطراب یا مشکل فعلی‌شان است بازی می‌کنند، به این ترتیب گذشته و اتفاقاتش برای آنها قابل درک می‌شود و خب حالا طبیعیست که بتوانند خیلی بهتر خودشان را با آینده تطبیق دهند.

رفع ترس و استرس در بازی درمانی

بعضی وقت‌ها کودکان تجربیات پر استرسی را در زندگی پشت سر می‌گذارند که برای آنها تبدیل به یک ضربه روحی، چه بسا در قالب ترس و اضطراب می‌شود. این تجربیات معمولا به صورت یک اتفاق طبیعی وارد ذهن بچه‌ها نمی‌شود بلکه می‌تواند به عنوان یک واقعه در ناخودآگاه آنها گیر بیفتد. در نتیجه این احساسات که بچه‌ها در بند آنها محصور شده‌اند و ناشی از همان تجربیات تلخ هستند در رفتارها و احساسات کودکان به صورت مشکل نمود پیدا می‌کنند.
برای اینکه بچه‌ها از ترس‌ و اضطرابشان عبور کنند و احساسات بهتری داشته باشند نیاز دارند تا معنای آن واقعه ترسناک یا استرس‌زا را درک کنند و آن را با آنچه که از دنیای فعلی خود می‌شناسند مطابقت دهند. این موضوع تحت عنوان تجربه در حال پردازش شناخته می‌شود که معمولا شامل بیان احساسات و افکار بچه‌ها به همراه درک جدید از آن تجربه یا همان منشا ترس و اضطراب است. این همان روندی است که یک بزرگسال در مواجه با یک درمانگر پیش می‌برد و درباره‌اش حرف می‌زند.

برای بچه‌ها اما اوضاع متفاوت است. حرف زدن درباره مشکلی مانند ترسیدن و استفاده از کلمات برای برای آنها کار سختی است. موضوع اینجاست که بچه‌ها با بازی کردن به جای حرف زدن خیلی بهتر می‌توانند خودشان را ابراز کنند. در بازی، بچه‌ها با استفاده از تصوراتی که دارند احساساتشان را نشان می‌دهند و این اتفاق به طور نمادین با اسباب‌بازی‌ها واقع‌ می‌شود؛ به این معنا که آنها تجربه‌ای یا دلیلی را که منشا مشکلشان محسوب می‌شود در قالب بازی نمایش می‌دهند. به عنوان مثال کودکی که در یک تصادف رانندگی بوده و حالا از این موضوع وحشت دارد در بازی تصادف دو خودروی اسباب‌بازی را تکرار می‌کند. کودکی که شاهد دعوای والدینش بوده جر و بحث بین عروسک‌هایش را نشان می‌دهد. به این ترتیب است که در بازی درمانی بچه‌ها این موقعیت را دارند تا هر چیزی را که نمی‌توانند درباره‌اش حرف بزنند به معرض نمایش بگذارند.
بچه‌ها از اسباب‌بازی بهره می‌برند و موقعیت‌های سخت و وقایع ناخوشایند زندگی‌شان را بازی می‌کنند؛ این استفاده نمادین برای ابراز احساسات به خودی خود یک درمان است که به ایجاد تغییرات مثبت در بچه کمک می‌کند. زمانیکه کودک در محیط درمانی و همراه تراپیست در موقعیت بازی درمانی قرار می‌گیرد، این شانس را دارد که تجربیات ناخوشایند خود را در طول بازی پردازش کند، در نتیجه ظرفیت‌های رشد ذهنی طبیعی کودک فعال می‌شود و احساسات و خاطرات گیر افتاده در ناخودآگاه او آزاد شده و رها می‌شوند. در واقع بازی درمانی توانایی فطری بچه‌ها در خود بهبودی را فعال می‌کند.

بازی با کودک برای مواجه او با ترس از دکتر

افکار جدید می‌آیند و ترس‌ها ناپدید می‌شود!

در طول بازی افکار خلاق شکل می‌گیرند و کودکان یاد می‌گیرند با درک محیط پیرامون خود مشکلات روز به روزشان را حل کنند. کودک ممکن است پایان جدیدی برای داستانی که او را می‌ترساند و باعث تشویشش شده بسازد. به عنوان مثال کودک این بازی را نمایش می‌دهد؛ کسی مثل یک هیولا یا یک شخصیت خطرناک دیگر عروسک او را هل داده و عروسک از بالای پله‌ها پرتاب شده. (ترس از افتادن می‌تواند ترس خود کودک باشد) حالا بازی بچه ممکن است تغییر مسیر دهد به طوریکه عروسک دیگری برای امداد رسانی سراغ عروسک اول بیاید. عروسک ناجی می‌تواند یک ابر قهرمان،‌ پلیس یا پزشک باشد. زمانی که کودک با عروسک مجروح مواجه می‌شود این را درک می‌کند که افتادن تقصیر او نیست؛ از این موضوع آگاه می‌شود که وقتی جراحتی اتفاق می‌افتد افرادی هستند که برای کمک به او بیایند و اوضاع را درست کنند.
در واقع این بچه‌ها هستند که با خلق پایان‌های پیروزمندانه و خوش در بازی‌ها قدرت درونی خود را پیدا می‌کنند و تصویر ذهنی‌ آنها از خودشان بهبود پیدا می‌کند طوریکه به این درک می‌رسند که دنیای ذهنی و روانی خود را قدرتمند کنند و از ترس‌ها رد شوند.