سیره اخلاقی امام حسین(ع) در خانواده

سیره اخلاقی امام حسین(ع) در خانواده را می توان با بررسی اتفاقات تاریخی دارای چند ویژگی دانست:

  احترام و علاقه به همسر و دخترش

احترام به همسر از عواملی است که در تربیت فرزندان، تاثیر فراوانی دارد. مادری که در خانه، عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد با روحی سرشار از عاطفه و آرامش و احساسِ شخصیت، فرزندان را تربیت خواهد کرد. به عکس اگر همسر در خانه مورد آزار و اذیت روحی و جسمی قرار گیرد و شخصیتش در خانه و پیش فرزندان تحقیر شود، بدیهی است که از روان سالمی برخوردار نخواهد بود و در نتیجه، آرامش خود را از دست می‌دهد و اضطراب و نگرانی او در فرزندان نیز تاثیر خواهد گذاشت. امام حسین(ع) با همسران و فرزندان خویش در نهایت ادب، محبت و مهربانی معاشرت می کردند. یکی از یاران ایشان می نویسد: «حسین (ع) از آن افرادی بود که به فرزندان خویش، محکم ترین علایق را داشت و نیز نسبت به همسرانش بهترین عواطف را دارا بود.» گفته شده است امام درباره همسر باوفایش، رباب و دختر شیرین زبانش، سکینه چنین می گفتند: «من دخترم و مادرش را دوست می دارم و مالم را در راه آنان می دهم و فردی نمی تواند مرا بر این علاقه و دوستی ملامت کند.» واضح است که همین دوستی و صمیمیت است که بنای خانواده را محکم و استوار می گرداند و از تزلزل و فروپاشی آن جلوگیری می کند.

احترام به برادر بزرگ تر

امام حسین(ع) به برادرش امام مجتبی(ع) بسیار احترام می گذاشت و همواره با او، هم گام و همراه بود و هیچ گاه میان دو برادر شکافی رخ نداد. از امام باقر(ع) نقل شده است که امام حسین(ع) به قدری، برادرش امام مجتبی(ع) را گرامی می داشت و بزرگ می شمرد که در حضور او هیچ وقت سخنرانی نمی کرد. وحدت کلمه و اتفاق نظر، پیوسته در میان دو برادر برقرار بود و این برای اطرافیان، قابل توجه بود.

توجه به خواسته های همسر

امام حسین(ع) به خواست، علاقه و حس زیبایی دوستی همسرش، توجه خاصی می فرمود و برخی اوقات به همین دلیل با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد ولی به خواست طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می گذاشت. جابر از امام باقر(ع) نقل می کند که عده ای بر امام حسین(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرش و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده کردند. عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می کنیم که ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را مناسب نمی دانیم!) حضرت فرمود: پس از ازدواج، مهریه زنان را پرداخت می کنیم و آنها هر چه دوست داشتند، برای خود خریداری می کنند. هیچ یک از وسایلی که مشاهده کردید، از آنِ ما نیست. در روایت دیگر نقل شده است که از امام صادق (ع) سؤال شد که آیا خرید جواهرات برای زینت بچه ها درست است؟ حضرت فرمود: علی بن الحسین(ع) برای بچه ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می کرد و آنها را با آن زیورها می آراست. از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می شود که امام حسین(ع) به حس زیبایی دوستی همسر خود احترام می‌گذاشتند و امکانات لازم را در حد متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می کردند.

اظهار محبت به فرزندان

محبت به فرزندان امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعه نهاده است. اما آنچه در این میان مهم می شود و آثار تربیتی در پی دارد ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتوی آن زمینه تربیت صحیح رافراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده و تاثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد. امام حسین(ع)به عنوان الگوی تربیتی مطمئن و کامل، محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته و در قالب های گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسباندن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز. عبیدا… بن عتبه چنین می گوید: «نزد حسین بن علی(ع) بودم که علی بن الحسین(ع) وارد شد. امام حسین(ع)، او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسباند، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!» 

چطور به فرزندان خود احترام گذاشتن را بیاموزیم؟

احترام گذاشتن پدیده شگفت انگیزی است و یک ویژگی اکتسابی است که باید در طول زندگی فرا گرفته شود. یک اصل نیز در این ارتباط وجود دارد و آن اینکه اگر کسی می‌خواهد مورد احترام دیگران واقع شود باید به دیگران احترام بگذارد

اگر نگاهی به جوانان نسل حاضر بیندازیم مشاهده می‌کنیم که این نسل بی احترام ترین نسلی است که دنیا تا کنون به خود دیده است.
پیش از آن که جوانان را سرزنش کنیم بیایید صادقانه از خود بپرسیم که ما در مورد آموزش احترام برای فرزندان‌مان چه کرده ایم؟
این سوال را می‌پرسم زیرا یکی از کارهای مفید تربیتی مشاهده مردم است، منظور من نگاه بیمارگونه به مردم نیست بلکه توجه به راهها و روش‌هایی است که مردم با یکدیگر رفتار و تعامل می‌کنند. ا
ین دقت و توجه شامل تمام گروه‌های سنی می‌شود. یکی از مشکلات عمده‌ای که وجود دارد این است که والدین هیچگاه فرزندان خود را احترام نمی کنند، بنا بر این کودکان نه تنها والدین خود را مورد احترام قرار نمی‌دهند بلکه به هیچکس دیگر، حتی به خودشان هم احترام نمی‌گذارند.
اما این نقیصه هرگز به این معنی نیست که شما والدین خوب و مناسبی نیستید بلکه می‌خواهم توجه بیشتری به این موضوع مهم داشته باشید و بدانید که باید بیشتر با فرزندان‌ تعامل داشته باشید و در رفتار فرزندان با خودتان و دیگران بیشتر دقت کنید.

آموزش رفتار احترام‌آمیز یکی از مهمترین وظایفی است که بعهده والدین است و بهترین روش آموزش آن، نشان دادن احترام است آن هم نه احترام به دیگر بزرگسالان بلکه احترام به خود فرزندان.
احترام گذاشتن را با اطاعت و فرمانبرداری اشتباه نکنید و این نکته را نیز مد نظر داشته باشید که اگر کسی در خانه شخص محترمی نباشد بیرون از خانه نیز هرگز نمی‌تواند به دیگران احترام بگذارد. بیایید همراه هم روشهای آموزش احترام گذاشتن را مورد بررسی قرار دهیم:

 به کودکان گوش فرا دهید تا آنها نیز به شما گوش فرا دهند:
زمانی که فرزندتان با شما صحبت می‌‌کند با توجه به سخنانش گوش فرا می‌دهید یا اینکه هم‌زمان مشغول انجام چند کار دیگر هستید؟ انجام چند کار به طور همزمان یا مشغله داشتن اصلا بد نیست، اما فرزندان نیاز به توجه دارند هر چه را که می‌گویند یا انجام می‌دهند باید برای شما با ارزش و قابل توجه باشد. بدانید که هر کاری با هر درجه اهمیتی را می‌توان برای دقایقی تعطیل کرد یا به تعویق انداخت. به چشمان آنها نگاه کنید. از خودتان بپرسید تا کنون چند بار مجبور شده‌اید به دیگران بگویید ” وقتی باهات حرف می‌زنم به من نگاه کن ” وبعد ارزیابی کنید که آیا هر زمان که فرزندان‌تان با شما صحبت می‌کنند به آنها نگاه می‌کنید؟

به گونه‌ای رفتار کنید که بفهمند برای شما اهمیت دارند و شما برای ارتباط با آنها زمان می‌گذارید و به آنها توجه می‌کنید، اطمینان داشته باشید آنها هم همین رفتار را در مورد شما و دیگران انجام خواهند داد.

صداقت بهترین سیاست است
آیا یک فرد دروغگو قابل احترام است؟ و آیا شما به کسی که مورد احترام‌تان است دروغ می‌گویید؟ قطعا اینطور نیست.
اگر مرتکب اشتباهی شدید، آن را بپذیرید و عذرخواهی ‌کنید زیرا این نوع رفتار به خصوص در مورد فرزندان کم سن‌تر بسیار با ارزش است زیرا در نظر کودکان این گروه سنی والدین موجوداتی کامل و مطلق هستند و اگر ببینند والدین‌شان هم ممکن است اشتباه کنند و در صورت بروز اشتباه، آن را می‌پذیرند و عذرخواهی می‌کنند، از طریق رفتار و عملکرد والدین بهتر و موثرتر آموزش می‌بینند.

بیشتر به صفات مثبت فرزندان‌تان بپردازید تا اشاره به جنبه‌های منفی آنان
اگر فرزند شما مرتکب اشتباهی شد یا موفقیتی را که مورد توقع شما بود کسب نکرد، هرگز تحقیرش نکنید، خجل و شرمسارش نکنید و به هیچ عنوان به او توهین نکنید. این به معنی رابطه سرد و سخت با فرزند نیست.
زمان مناسب شوخی را رعایت کنید مثلا اگر با او می خواهید شوخی کنید یا سر به سرش بگذارید این کار را در حین بازی انجام دهید نه بعد از یک شکست یا زمان ناامیدی که او را به شدت تحت تاثیر قرار داده. از فرزندتان تعریف کنید اما مراقب باشید که در این زمینه زیاده‌روی نکنید که شکل حقیقی خود را از دست بدهد و دروغ شود و هر گاه خواستار ایجاد تغییری در فرزندتان هستید روی جنبه‌های مثبت وی تاکید کنید، همین امر باعث می‌شود که او هر چه بیشتر اعمال مثبت را انجام دهد.

 با دیگران همان گونه رفتار کنید که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند
در مورد فرزندتان محدودیت‌هایی را اعمال کنید که خود آنها را رعایت می‌کنید. آیا شما به فرزندتان نشان داده‌اید که هنگام ورود به حریم آنها یا زمان استفاده از لوازم آنها برای خود محدودیت‌هایی قایلید؟
در منزل فرزندان برای ورود به فضایی که در آن بسته است باید دربزنند و تا اجازه نگرفتند یا از طرف ما دعوت نشدند، نباید وارد اتاق خواب ما بشوند، بنا بر این ما هم دقیقا باید در مورد آنان همین طور عمل کنیم یعنی برای ورود به اتاق فرزندمان باید در بزنیم و هرگز به یکباره وارد اتاق آنان نشویم و زمانی که در اتاق‌شان حضور ندارند به لوازم شخصی‌ آنها دست نزنیم. باید به فرزندان‌مان اعتماد داشته باشیم و به آنها احترام بگذاریم. در کلام ساده این که اگر می‌خواهید فرزندان به حد و مرزها احترام بگذارند ابتدا خود ما باید به حد و حدودهای تعیین شده احترام بگذاریم.

 ارزش فردی = احترام
فرزند شما باید بداند به عنوان یک انسان صاحب ارزش است و مانند سایرین مورد احترام است. این حس به فرزندان می‌آموزد که اگر خود را محترم نشمارند، نمی‌توانند احترام دیگران را حفظ کنند. فرزندتان را تشویق کنید تا به خوبی از خودش مراقبت کند . اطمینان حاصل کنید که به اندازه کافی استراحت می‌کند. لباس آراسته و پاکیزه می‌پوشد و از خوراک مناسب و کافی برخوردار است. کودکان به همان چیزهایی اعتقاد پیدا می‌کنند که والدین به آن اعتقاد دارند.

 استقلال آنها را پایه ریزی کنید
برای پذیرفتن مسئوایت از طرف بچه‌ها باید با در نظر گرفتن شرایط سنی آنها اقدام به واگذاری امور به آنها کنیم که این مسئولیت پذیری گامی اساسی برای کسب استقلال و احترام است. لازمه انجام صحیح و درست کار توسط فرزندان، اعتماد والدین به آنها است.

 همواره به فرزندتان بگویید که دوستش دارید
عبارت ” بچه‌های من می‌دانند که من خیلی دوست‌شان دارم ” مناسب نیست. من هم اطمینان دارم که آنها می‌دانند، اما به این فکر کنید که وقتی حتی بدون دلیل آنها را در آغوش می‌کشید و می‌بوسید چه احساس خوبی در آنها ایجاد می‌کنید. هرگز از اینکه به فرزندتان نشان دهید که چقدر دوستش دارید، نترسید. مجبور نیستید دایم آنها را نوازش کنید بلکه یک بوسه شب به خیر، یک بوسه خداحافظی و یک در آغوش کشیدن، هنگامی که به خانه می‌آید، می‌تواند این راه به ظاهر سخت و طولانی را هموار کند.
احترام گذاشتن در واقع یک نوع نگرش است. احترام گذاشتن و رفتار احترام‌آمیز به یک کودک کمک می‌کند که در زندگی موفق باشد. اگر کسی برای همسالان خویش، اولیاءاش یا حتی برای خودش احترام قایل نباشد تقریبا موفقیت‌اش غیرممکن خواهد بود. یک فرزند مودب مراقب رفتارش با اعضای خانواده و تمام کسانی که با آنها ارتباط دارد، است و همراه خوبی برای همسالان خودش محسوب می‌شود.

در مدارس نیز آموزش‌هایی در مورد رفتار احترام‌آمیز به فرزندان می‌دهند اما فراموش نکنید که این شما هستید که بیشترین تاثیر و نفوذ را در تربیت فرزندان دارید.

بانو «لیلا»؛ خانواده و خاندان مادر علی اکبر(س)

به مناسبت چهاردهم شعبان، میلاد حضرت علی اکبر(س)، منابع تاریخی را مرور کردیم تا شناخت بهتری از همسر امام حسین(ع) و مادر سبط پیامبر(س) بیابیم.
بانو «لیلا» (علیها السلام) دختر «ابومرّة بن عروة بن مسعود ثقفی»، مادر حضرت علی اکبر(س) و همسر امام حسین(علیه السلام) بود. وی یکی از زنان شایسته و مادران برجسته تاریخ اسلام است که در تربیت حضرت علی اکبر(س)، فرزند برومند امام حسین(ع)  نقشی بسزایی داشت. حضرت علی اکبر، جوانی است که وجود مبارکش در حماسه شکوهمند کربلا با رشادت های قابل تحسینش، در تاریخ شناخته شده است.

در این نوشتار با شخصیّت خانوادگی بانو لیلا (علیها السلام)، و اصل و نسبش آشنا می شویم. بانو لیلا کیست و از چه خانواده و خاندانی بوده است؟

پدر بانو« لیلا» کیست؟
«لیلا»، دختر ابی مرّة بن عروة بن مسعود ثقفی است. (1)
ابو مرّه پدر لیلا در زمان رسول اکرم(ص) دیده به جهان گشود و از مصاحبت حضرتش بهره برده است. چون پدرش عروه کشته شده، او و برادرش ابوملیح نزد پیامبر(ص) آمـدند و حـضرت را از قتل پدر آگاه ساخته و مسلمان شدند و بـه طـائف بازگشتند.

ابی مرة بـن عـروة بـن مسعود ثقفی است و در نسب ابی مرة شخصیتی مثل عروة وجود دارد که در کتاب اصـابه ابـن حجر از حضرت پیامبر(ص) نقل شده مثال عروه مثال صاحب یاسین است که قوم خود را به سـوی خـدا خواند ولی او را کشتند و یا گفته شده سادات در اسلام چهار نفرند: 1.بـشر بـن الهلال العبدی، 2.عدی بن الحاتم الطائی، 3. سـراقةبن مـالک المـدلجی، 4. عروة بن مسعود الثقفی (2)

عروه در سـال نـهم هجرت مسلمان شد و در برگشت به سوی قوم خود و دعوت آن ها به اسلام در حـالی کـه اذان می گفت، توسط تیری که یکی از قـوم خود بـه سـوی او رهـا کرد کشته شد.

مادر بانو «لیلا» کیست؟
مادرش میمونه دختر ابی سفیان صـخر بـن حـرب بن امیه است و جده اش دختر ابی العاص و عمۀ پدرش برزه دختر مسعود ثقفی زوجـۀ صـفوان بن امیه است. (3)

«مـیمونه» دختر «ابی سفیان بن صخر بن حرب بن ابی امیه» است. از طرف مـادر نـیز از خانواده ای کریم و نجیب و شریف است. جـد مادریش عروة بن مـسعود ثـقفی در نزد قریش جایگاه ویژه و مـقام بـس عظیمی داشت. قریش مکه عروة بن مسعود را به عنوان نماینده مخصوص خود نـزد پیامبر گرامی اسلام(ص) فرستادند تا از جـانب آنـان عـقد صلح حدیبیه را امـضا نـماید. عروه در سال نهم هـجری مـسلمان گردید و برای هدایت قوم خود وتبلیغ دین اسلام به جانب آنها رفت لکن بـه دسـت قوم خود به شهادت رسید و هـنگامی کـه مشغول گـفتن اذان نـماز بـود یکی از طایفه اش تیری بـه او زد و او را به شهادت رسانید.

پیامبر اکرم(ص) از شهادت او متاثر شد و در وصفش فرمود: لیس مثله فی قومه الا کـمثل صـاحب یاسین فی قومه: در قومش کـسی مـشابه او نـبود، مـگر صـاحب یاسین در قوم و طـایفه اش. (4)

یعنی عروه مثل صاحب یاسین است که قوم خود را به توحید و یگانه پرستی دعوت نمود اما او را بـه قـتل رسـاندند. باز در وصف عروة بن مسعود ثقفی و مـقام والای او در اسـلام از نـبی گـرامی اسـلام(ص) نـقل است که فرموده اند: اربعة ساداة فی الاسلام …؛ (5)

جد مادری حضرت علی اکبر(ع)
بزرگان اسلام چهار نفرند: بشربن هلال عبدی و عدی بن حاتم و سراقة بن مالک مدلجی و عروة بن مسعود ثقفی.
بـه هر حال عروة بن مسعود که جد مادری حضرت علی اکبر(ع) است مقام والایی در میان قریش داشت، به گونه ای که وقتی پیامبر اسلام(ص) به پیامبری مبعوث شد قریش در عناد و لجـبازی مـی گفتند. اگر بناست پیغمبری از میان قریش مبعوث گردد، دو نفر بیشتر نمی توانند باشند، یا ولید بن مغیره مخزمی که اهل مکه است و یا عروة بن مسعود ثقفی که اهل طائف اسـت. قـرآن کریم نیز این حکایت و گفتار قریش را در سوره مبارکه زخرف آیه 31 نقل می نماید.

از همین روست که معاویه، حضرت علی اکبر را می ستاید و می گوید: در او سخاوت بنی امیه وجـود دارد یا این که در روز عاشورا؛ لشکر اعدا خـواست او را بـه طرف خود ببرد از این جهت به آن شاهزاده گفتند: میان تو و یزید بن معاویه قرابتی است و برای تو امانی وجود دارد. (رازی، 1409: 72).

همان گونه کـه کلام سهیلی در الروض الانـف بـیانگر آن است که میمونه دختر ابـی سـفیان جدۀ پدری لیلا بوده که عروه با او ازدواج کرده و ثمرۀ این وصلت ابومرّه و لیلا هـمسر امـام حسین(ع) دخت ابی مرّه اسـت.
ارتـباط نـَسَبی لیلا با ابـوسفیان از نـاحیۀ مادر، سبب شد طـبق نـقلی، معاویه، علی اکبر(ع) را شایسته ترین فرد برای خلافت بداند و نیز در روز عاشورا، اُمویان به وی امان دادند کـه عـلی اکبر(ع) با آن مخالفت ورزید.
بـه همین سـبب، نـسبت خـویشاوندی لیلا با میمونه اسـت که دشمن به علی اکبر(ع) در کربلا گفت: «تو با امیرالمؤمنین یزید پیوند خویشی داری» و با این کـلام مـی خواستند او را به لشکر کفر بکشانند؛ امّا او نـفس قـدسی اش فـرمود: پیوند خویشاوندی با رسول خدا(ص) سزاوارتر است که رعایت شود تا پیوند با فرزند هند جگرخوار(6)

بانو «لیلا»؛ خانواده و خاندان مادر علی اکبر(ع)

مقام همسری امام حسین(ع)
لیلا هـمسر امام حسین(ع) و مادر فرزند آن حضرت، علی (اولین شهید از آل ابی طالب در واقعه کربلا) مـشهور بـه عـلی اکبر است.(7)
شیخ مفید در ارشاد (1414: 2/110) و عده ای مورخان از قبیل ابن اثیر در کامل، یعقوبی در تـاریخ خـود، سهیلی در روض الانف، طبری در تاریخ خود، فخر رازی در الشجرة المبارکه، طبرسی در اعلام الوری، شیخ طوسی در رجـال الطـوسی، سـپهر در ناسخ التواریخ: مادر آن شاهزاده را «لیلا» بنت ابی مرۀ بن عروۀ بن مسعود ثقفی می دانند.

اگـر لیلا لیاقت ذاتی نداشت، به افتخار همسری سـید جـوانان بـهشت در نـمی آمد و مـادر چـنین جوان فداکاری نمی شد. 
بهره بانو لیلا از ایمان و پاکی موجب شد که او به همسری امام حسین(ع) درآید و  با زنان اهل بیت عصمت و طهارت همنشین باشد و بر سفره انسان های پاک و وارسته حاضر شود و در غم و شادی آنان شریک شود.
همچنین لیلا از خاندان اشرف و عظمت بود و جدش عروه یکی از آن دو بزرگ مکّه بود که قریش گفتند: (لَولا نُزّلَ هذا القُرآنُ عَلی رَجُلٍ مِنَ القَریَتَینِ عَظیمٍ)؛ چرا این قرآن بر مرد بـزرگ یکی از این دو شهر نازل نمی شود؟ (زخرف: 69)

مقصود از دو شهر، مکّه و طائف است و شخص بزرگ دیگر، ولید بن مغیره مخزومی ملقب به وحید بوده که به واسطۀ شرافتش در میان قومش و کثرت اموالش که زمـستان و تـابستان از املاک مزروعی اش بهره می جست، خانۀ کعبه را به تنهایی می پوشاند و پس از وفات عبدالمطلب از ناحیۀ خانه اش در برابر کعبه برایش فرشی می گستردند. این شیوه، نشانۀ بزرگی شـخص بـود که تاریخ این امر را در مـورد ابـن جرعان و سالار مکّه ابوطالب که جانشین پدرش عبدالمطلب بود، ثبت نموده است.

ابن ولید همان کسی است که خدای تعالی در قرآن می فرماید: (ذَرْنِی وَ مَنْ خـَلَقْتُ وَحـِیداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مـَمْدُوداً * وَ بـَنِینَ شُهُوداً)؛ [ای رسول من] واگذار مرا و آن که او را تنها آفریدم و برایش مال فراوان قرار دادم و پسرانی حاضر. (مدثر: 11 – 13)

نسبت بانو لیلا و مختار
نسب لیلا و مختار بن ابی عبید ثقفی در مسعود ثقفی به هم می رسد؛ زیرا لیلا، دخت ابـی مـرّة بن عروة بن مسعود است و مختار فرزند ابی عبید بن مسعود، و ابومرّه پدر لیلی با مختار عموزاده است.(8)
با وجود آن که قبیله ثقیف افرادی سرکش و خودخواه بودند، انسان های صالحی چون مـختار و عـروة بن مـسعود ثقفی از میان آنان برخاستند. البته سفاکان و ستمگرانی چون مغیرة بن شعبه ثقفی و حجاج بن یوسف ثقفی، بـه مثابه علف های هرزی بودند که در این طایفه روییدند.

خاندان مختار کـه بـا لیلا پیوند نسبی دارند از علاقه مندان و پیروان مخلص اهل بیت هستند. عموی وی سعد بن مسعود ثقفی از شخصیت های بارز صدر اسـلام و صـحابه عظیم الشأن پیامبر به شمار می رفت. شیخ طوسی او را در شمار اصحاب حضرت علی(ع) یاد کـرده اسـت .

سال وفات بانو لیلا
سال وفات این بانو و مقدار عمر او نیز حضورش در شهیدستان کربلا بر ما مشخص و محقق نگشته است؛ هـرچند دربـندی در «اسـرار الشهادة» از برخی کتب مجهول المؤلف متعرض این امر (حضور در کربلا) شـده اسـت، امّا مورخان از این موضوع یاد نکرده اند و بسا که قبل از واقعۀ عاشورا درگذشته باشد.
محدث و عالم بـزرگ شـیخ عـباس قمی در نفس المهموم (ص167) اظهار می دارد که من به مأخذی دست نیافتم کـه دال بـر آمـدن لیلا به کربلا باشد. سخن این حدیث شناس و محقق مسلّم برای آن که حقائق تاریخ را مـی جوید حـجت و سـند است.

سه نکته مهم درباره بانو لیلا در منابع تاریخی
بنا بر آن چه بیان داشتیم، درباره همسر امام حسین(ع) و مادر علی اکبر(ع)، سه مـطلب اسـاسی در منابع تاریخی وجـود دارد:

مطلب اول: دربـاره اصـل و نـسب و ازدواج ایشان با امام حسین(ع) است که ایشان را بانویی با فضیلت و کمالات دانسته اند و در ازدواجش بـا حـضرت نـیز شکی نیست و همه مورخان به آن تصریح کرده اند.
مطلب دوم: مهم ترین بحث درباره این بانوی بـافضیلت، حـضور یا عدم حضور ایشان در واقعه کربلاست که در میان دیدگاه های قائلان و منکران، قول بـه عـدم حـضور ایشان را با استناد به عدم نص تاریخی و همچنین انتساب اشعار و نقل های تاریخی به شـخصی دیگر به نام لیلا، اثبات کردیم.

مطلب سوم: درباره مقدار عمر و نحوه ارتحال ایشان اسـت. در این مطلب بر اساس سخن بزرگان و تاریخی نویسانی چون مرحوم شیخ عباس قمی، داوری قطعی نمی کنیم؛ زیرا مـستندات کـافی در دست نیست.
بنابراین ایشان از بانوان بافضیلت، همسر امام حسین(ع) و مادر علی اکـبر(ع) اسـت، ولی در کربلا حضور نداشت.

سروده شاعر قرن اول هجری درباره بانو لیلا:
«حارث بن خالد مخزومی»، شاعر قرن اول هجری در مکه درباره بانو لیلا سروده است:

اطاقت بنا شمس النهار و من رای 
من الناس شمسا فی المساء تطوف 
ابـو امـها اوفـی قریش بذمه 
و اعمامها اما سالت ثقیف
یعنی:
خـورشید جـهان افروز بر گرد ما گردش درآمد و چه کس از مردم دیده است که مهرتابان در شامگاهان بدرخشد. (لیلا) پدر و مادرش وفادارترین قـریش در حـفظ پیمان است و عموهایش اگر خواهان شناختشان شوی از تیرۀ ثقیف هستند.(9)

منابع:
1- عسقلانی، 1328: 3/ 412.
2- ابن اثیر، 1417: 1/191.
3- خلیفة بن خیاط، 1415: 145؛ واقدی، 1405: 5/53 – 6/392؛ یعقوبی، 1371: 2/ 246-247؛ ابن قتیبه، 1960: 213؛ ابن جوزی، 1426: 249؛ طبری، 1382: 3/343؛ ابن اثیر، 1399: 3/482.
4- عسقلانی، 1328: 4/ 177.
5- جزری، 1417: 1/ 191.
6- بخاری، 1381: 30؛ رازی، 1409: 7؛ ابـن منصور، 1404: 3/152.
7- طبری، 1382: 3/ 343؛ ابن اثیر، 1399: 3/ 482.
8- عسقلانی، 1328: 4/130.
9- مـقرم، 1406: 17؛ عسقلانی، 1328: 4/178.
منبع اصلی: برگرفته از مقاله بانوی زهد و فضیلت؛ لیلا، مادر حضرت علی اکبر (ع)، پژوهشی از زهرا زحمتکش و زهرا سمایی. منتشر شده در پژوهشنامه معارف حسینی. سال سوم. بهار 1397.
/6262