تصویری نایاب از تی‌پارتی زنان قاجار!

در اواخر دوران قاجار چای به نوشیدنی اول مردم ایران تبدیل شد؛ به طوری که مردم در میهمانی چای برای نوشیدن چای دور هم جمع می‌شدند.

تصویری نایاب از تی‌پارتی زنان قاجار!

در زمان مظفرالدین شاه، یکی از رجال آن دوره به نام محمد میرزا کاشف السلطنه که به عنوان ژنرال کنسول ایران در هند مأمور به خدمت بود، توانست در بازگشت به ایران، چند بوته چای را با زحمت فراوان وارد ایران کند.

وی با توجه به مطالعاتی که بر روی انواع چای و نحوه کشت آن‌ها کرده بود، شهر لاهیجان را به دلیل وجود هوای مناسب برای کشت چای انتخاب کرد. در زمان ناصرالدین شاه هم که شنیده بود روس‌ها و انگلیسی‌ها موفق شده‌اند چای را در کشور خود کشت کنند از ایده محمدمیرزا استقبال کرد و پس از آنکه وی موفق به تولید چای شد لقب کاشف السلطنه به وی اعطا کرد.  

بنابراین نوشیدن چای کم کم در زمان قاجار رواج یافت و حتی در میهمانی‌هایی اعیان و مردم عادی نوشیدن چای روال شد.  

عکسی که در زیر مشاهده می‌کنید یکی از همین میهمانی‌ها را نشان می‌دهد که «آلفرد هینکن» عکاس و شرق شناس آلمانی گرفته است. این عکس که عکاس آن را «تی‌پارتی» زنان عنوان کرده است چند زن محجبه را نشان می‌دهد که در فضای باز گرد هم آمده‌اند و مشغول نوشیدن چای هستند.  

همچنین این عکس‌ همراه با عکس‌های دیگری از اواخر دوران قاجار در آوریل ۱۹۲۱ (۱۳۰۰) در مورد ایران و ایرانی‌ها در مجله نشنال جیوگرافیک نیز به چاپ رسید.  

دختر ۱۸ساله‌ ۴کیلو طلای پدرش را دزدید

چند روز قبل مرد میانسالی نزد مأموران پلیس رفت و خبر از سرقت ۴کیلو طلا از خانه‌اش داد. او می‌گفت که سارق طلاها کسی جز دخترش نیست، اما وی پس از سرقت طلاها به دام دزدان دیگری افتاده و همه طلاها توسط آنها به سرقت رفته است.

با این شکایت، مأموران سراغ دختر شاکی رفتند و به تحقیق از او پرداختند. دختر ۱۸ساله که باورش نمی‌شد همه سرمایه پدرش را تقدیم دزدان کرده است، در تشریح ماجرا گفت: مدتی قبل و در فضای مجازی با پسری به نام عرفان آشنا شدم. رفته رفته به او دل بستم و وقتی به من پیشنهاد ازدواج داد، قبول کردم اما خانواده‌ام با این ازدواج مخالفت کردند.

دختر جوان ادامه داد: عرفان می‌گفت که دلباخته من است و اگر از خانه فرار کنم، برایم زندگی رؤیایی می‌سازد. من از قبل به او گفته بودم که پدرم مقدار زیادی طلا در خانه نگهداری می‌کند. عرفان گفت که اگر طلاها را سرقت کنم، می‌توانیم خانه دلخواهمان را بخریم و زندگی رویایی‌مان را شروع کنیم. من که به وی اعتماد پیدا کرده بودم، قبول کردم و یک روز که در خانه تنها بودم، سراغ گاوصندوق پدرم رفتم و همه ۴کیلو طلایی را که داخل آن بود سرقت کردم. طلاها را درون کوله‌پشتی‌ام قرار دادم و با برداشتن مدارک شناسایی‌ام از خانه فرار کردم. همزمان به عرفان زنگ زدم و گفتم که طلاها را دزدیده‌ام و او هم آدرسی فرستاد و خواست که به آنجا بروم.

دختر ۱۸ساله گفت: درحالی‌که کوله‌پشتی پر از طلا پشتم بود، راهی نشانی مورد نظر شدم اما وقتی به آنجا رسیدم و منتظر بودم، ۳پسر که سوار موتور بودند به من حمله کردند و به زور و تهدید چاقو کوله‌پشتی طلاها را دزیدند و فرار کردند. من هم گریه‌کنان به خانه برگشتم و ماجرا را برای پدرم تعریف کردم و تصمیم گرفتیم برای دستگیری دزدان از پلیس کمک بگیریم.

خواستگار سارق

ماموران پلیس در همان ابتدا حدس زدند که پشت‌پرده این سرقت کسی نیست جز خواستگار دختر جوان. این احتمال وجود داشت که سارقان از سوی وی اجیر شده باشند و به همین دلیل دستور بازداشت عرفان صادر شد. با سرنخ‌هایی که از دختر جوان به‌دست آمده بود، مخفیگاه متهم شناسایی و وی در یک عملیات ضربتی دستگیر شد. متهم پس از انتقال به اداره آگاهی منکر سرقت شد اما در ادامه بازجویی‌ها اعتراف کرد که با هدف سرقت طلاها، به دختر جوان پیشنهاد ازدواج و فرار از خانه را داده و پس از آن نیز با اجیر کردن 3نفر از دوستانش، نقشه سرقت طلاها را عملی کرده است.

به‌گفته سرهنگ ولی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران، با اعترافات متهم، مأموران 3 سارق موتورسوار را نیز دستگیر کردند. متهمان برای ادامه تحقیقات در اختیار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی قرار گرفتند

 

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

مشخص شد که دانش‌آموزان این مدرسه در دقهلیه سال‌هاست که برخلاف مصوبات وزارت آموزش و پرورش که یونیفرم دیگری را الزامی کرده، از این چادر‌ها استفاده می‌کنند و این به خواست و موافقت مدیریت مدرسه با اولیای مدرسه بوده است.

 ناصر شعبان، معاون وزارت آموزش و پرورش در دقهلیه نیز با تایید این که این رویداد به تحقیقات ارجاع شده و مسئولین مورد بازخواست قرار گرفتند، خاطرنشان کرد: پوشش دانش آموزان دختر تغییر می‌کند و آن‌ها ملزم به پوشیدن یونیفرم مشخص شده توسط وزارت آموزش و پرورش می‌شوند.

در پی انتشار این تصاویر کاربران این چادر‌ها را ایرانی معرفی کردند. برخی چادر را بیگانه با هویت مردم مصر دانستند. اما برخی از حق والدین برای انتخاب لباس مدرسه مناسب برای دخترانشان دفاع کردند. برخی نیز از ایده تحمیل لباس فرم مدارس برای دختران را به بهانه محافظت از آن‌ها در برابر آزاردهنده‌هایی که در خیابان‌ها هستند تمجید کردند.

در همین حال، روانشناسان و جامعه شناسان مصری می‌گویند: تحمیل لباس سیاه بر دختران دانش آموز که در اوایل نوجوانی قرار دارند، خطرات و اثرات منفی روانی و اجتماعی زیادی به همراه دارد.

عمرو ادیب مجری شبکه ام بی سی مصر هم واکنش تندی به مسئولان مدرسه داشت و خطاب به آن‌ها گفت: اگر دختر‌ها را به زور به این لباس بپوشانید، چه چیزی در کلاس درس می‌دهید؟ وی افزود: من مخالف حجاب یا پوشش سر نیستم، اما این لباس مصر نیست. برای کشور‌های شناخته شده دیگر است!

اما یک اکانت توئیتری به نام ابو احمد به عمرو ادیب پاسخ داد و گفت که او پدر یکی از دانش آموزان مدرسه است. وی گفت: همه دختران مدرسه مسلمان هستند و همه والدین موافق هستند که دختران خود چادر بپوشند.

از سوی دیگر، گروهی دیگر با انتقاد از آنچه افراط در تقلید از غرب توصیف کردند، پوشش دانش آموزان مدرسه دقهلیه را تحسین کردند و آن را لباس عفت و حیا دانستند.

برخی دیگر پیشنهاد کردند به جای منحرف کردن جامعه با مسائل جانبی، بر مشکلات دیگری که مدارس مصر از آن‌ها رنج می‌برند تمرکز شود.

دکتر تامر شوقی احمد، استاد روانشناسی تربیتی در مصر هم گفت: تحمیل یونیفرم مدرسه که به شکل چادر سیاه به دختران مدرسه‌ای در اوایل نوجوانی خطرات بسیاری از اثرات منفی روانی را به همراه دارد.

وی افزود: لباس فرم مدارس باید قبل از شروع سال تحصیلی در هر بخش آموزشی اعلام شود و اجرای آن به صورت دوره‌ای از سوی وزارتخانه نظارت شود. ارزش‌های تربیتی اخلاقی از یک سو و ارزش‌های زیبایی‌شناختی از یک سو و همچنین از سوی دیگر رنگ و طرح.

در همین حال، دکتر سعید صادقق، استاد جامعه شناسی سیاسی در مصر، گفت: وزارت آموزش و پرورش باید در برابر گرایش برخی افراد به ویژه در مورد پوشش دانش آموزان دختر، بیشتر و سخت‌تر عمل کند.

وی به الشرق الاوسط گفت: لازم است با همه دست اندرکاران آن حادثه (قاطعانه) برخورد شود.

خیری رمضان یک روزنامه نگار در اظهارنظری در برنامه تلویزیونی خود، این لباس جنجالی را مخالف هویت مصری توصیف کرد و افزود: این تصویر ممکن است به شما نشان دهد که ما در افغانستان هستیم.

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

جنجال چادر ایرانی بر سر دختران در مصر!

شرط قانونی شدن موتورسواری بانوان در ایران

بعد از اینکه اظهارات رییس مرکز اطلاع‌رسانی پلیس راهور تهران مبنی بر ممنوعیت رانندگی زنان با موتور برقی با واکنش‌ها و انتقادهای فراوانی مواجه شد، وی مجبور شد زیر فشارهای افکار عمومی با انتشار اصلاحیه‌ای اعلام کند: «قانون درباره موتورسواری خانم‌ها سکوت کرده و ما هم سکوت می‌کنیم».

شرط قانونی شدن موتورسواری بانوان در ایران

سرهنگ علی‌اصغر شریفی در این زمینه اضافه کرده بود: قانون گفته هر کسی که گواهینامه موتوسیکلت دارد می‌تواند رانندگی کند اما هیچ خانمی گواهینامه موتوسیکلت ندارد؛ تبصره ماده 20 صدور گواهینامه موتوسیکلت برای مردان را بر عهده نیروی انتظامی گذاشته است. این سخنان اما به هر حال آغازی بود برای بازگشایی پرونده‌ای خاک گرفته که طی چند دهه اخیر بارها مطرح و نیمه‌کاره و بدون نتیجه رها شده است.

منعی که وجود ندارد

اولین گام برای بررسی اینکه آیا صدور گواهینامه برای زنان ممنوع است یا خیر، بی‌شک رجوع به خود قانون است. بر طبق تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی «صدور گواهینامه رانندگی موتوسیکلت برای «مردان» برعهده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است»؛ به بیانی از آنجایی‌که کلمه «زنان» در این تبصره قید نشده است، راهنمایی و رانندگی از صدور گواهینامه موتور برای بانوان طفره می‌رود! شاید به همین دلیل بود که حقوقدان‌ها در همان زمان که قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی تصویب شد، ماده ۲۰ آن را مغایر با رعایت حقوق شهروندان زن می‌دانستند.

فاقد وجاهت قانونی

این آیین‌نامه حتی از سوی قوه قضاییه نیز بررسی شده است به‌طوری‌که اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز درباره دوچرخه‌سواری و موتورسواری بانوان در ملأ عام نظریه مشورتی صادر کرد و این اعمال را فاقد وصف مجرمانه دانست.

براساس این نظریه به دلیل اینکه برای دوچرخه‌سواری یا موتورسواری بانوان مجازاتی پیش‌بینی نشده است، صرف دوچرخه‌سواری یا موتورسواری بانوان فاقد وصف کیفری دانسته شده است.

شکایت بی‌سابقه

با تمام این تفاصیل در مرداد سال ۹۸ یکی از بانوان اصفهانی که اصرار فراوانی داشت به خاطر ممانعت راهنمایی و رانندگی از صدور گواهینامه به دیوان عدالت اداری شکایت بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد؛ شکایتی که براساس رای شعبه‌ دیوان عدالت اداری در اصفهان، حکم «الزام پلیس راهور ناجا به صدور گواهینامه رانندگی موتوسیکلت برای زنان واجد صلاحیت» برای آن صادر شد.

در رای آن شعبه آمده بود «قید مقرر در ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی که بیان کرده «صدور گواهینامه برای مردان بر عهده نیروی انتظامی است» نافی صلاحیت آن مرجع مبنی بر اختیارات و وظایف صدور گواهینامه برای زنان نیست و به عبارت دیگر اثبات شی نفی ماعدا نمی‌کند. از آنجا که رانندگی موتوسیکلت قائم به جنسیت نبوده و طرف شکایت تنها ارگان نظارتی موجود در کشور جهت احراز صلاحیت متقاضیان صدور گواهینامه‌های رانندگی است و اصل بر صلاحیت آن مرجع جهت صدور گواهینامه بوده و قید مقرر در تبصره ماده ۲۰ قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی نیز به معنای محرومیت زنان از رانندگی موتوسیکلت نیست.»

همان سال حجت‌الاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی، رییس وقت دیوان عدالت اداری درباره رای «الزام راهنمایی و رانندگی به صدور گواهینامه برای خانمی که شکایت کرده بود»، به بیا نی نی گفته بود «رای مخالف این موضوع را هم در دیوان عدالت داریم و اینها رای غیرقطعی است. آرای قطعی اگر متعارض باشند، موضوع به هیات عمومی می‌رود. ولی چون این رای به مرحله قطعیت نرسیده طبعا زمینه آن برای اینکه به هیات عمومی برده شود، هنوز فراهم نیست.»

ورود نصفه و نیمه مجلس

این واکنش‌ها و جنجالی که حکم دیوان عدالت صادر کرده بود نهایتا باعث شد تا مجلس نیز به این موضوع ورود پیدا کند. همان زمان فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی از نیروی انتظامی دعوت کرد در جلسه‌ای با نمایندگان زن مجلس موضوع صدور گواهینامه موتوسیکلت برای زنان و خلأهای قانونی آن را مورد بررسی قرار دهد. این در حالی بود که برخی نمایندگان همان سال معتقد بودند موتورسواری زنان همانند دوچرخه سواری منع شرعی و قانونی ندارد.

شرع یا قانون؟

شرع و قانون دو بال رودررو در این پرونده محسوب می‌شوند. اینکه آیا شرع نافی صدور گواهینامه موتور برای بانوان است یا قانون؟ معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رییس‌جمهوری دولت دوازدهم هم در همان سال‌ها با اعلام اینکه به‌طور خاص در زمینه ارایه گواهی‌نامه موتوسیکلت برای زنان نشست‌ها و مذاکراتی را برگزار کردیم، پیگیری‌ها و مکاتباتی را نیز در این راستا انجام دادیم و به این جمع‌بندی رسیدیم که هیچ مغایرت قانونی در این زمینه وجود ندارد، به بیا نی نی گفته بود: «مغایرت قانونی وجود ندارد و اگر زنان تمایل و نیاز داشته باشند باید بتوانند گواهی‌نامه موتوسیکلت دریافت کنند و اگر هم در آیین‌نامه‌ای مشکل یا سیاست نانوشته‌ای داریم، امید است که برطرف شود.» محمدمهدی تندگویان، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان در دولت دوازدهم نیز که به صراحت اظهارنظرهایش معروف است در واکنش به ممنوعیت صدورگواهینامه موتور برای زنان، با طرح این پرسش که «اگر این موضوع شرعی است چرا آن را منع می‌کنید؟» درباره صدور گواهینامه موتور برای زنان گفته بود: اگر این امر شرعی نیست یک بار باید این موضوع با دلایل عدم مشروعیت آن برای مردم شرح داده شود و احکام و حدود آن برای مردم مشخص شود. باید احکام را برای مردم باز کنیم. در ابتدای اسلام هم زنان مرکب سوار داشتیم و امروزه نیز موتور به عنوان مرکب امروزی محسوب می‌شود که حتی برای آن مسابقات جهانی هم پیش‌بینی شده است.»

با این وجود هنوز و بعد از ۱۲ سال این پرونده هیچ نتیجه مشخص و اجرایی خاصی را به دنبال نداشته است و زنان همچنان یا مجبورند از خیر موتورسواری بگذرند یا مانند آنچه این روزها فراوان دیده می‌شود، بدون اخذ گواهینامه موتورسواری کنند.

بدین‌ترتیب به نظر می‌رسد این پرونده، این‌بار نیز مانند دفعات قبل به نتیجه‌ای از سوی مسوولان نرسد و زنان همچنان در حسرت دریافت گواهینامه موتور باقی بمانند، مگر آنکه عزمی جزم کنند و در قالب شکایتی قانونی از دیوان عدالت اداری بخواهند تا این آیین‌نامه را اصلاح یا ابطال کند.