ماجرای مخوف‌ترین زن قاتل؛ زنی که هفت شوهرش را کشت!

اسم قاتلان سریالی که می‌آید، همه یاد مردهایی می‌افتند که قربانی‌هایشان را تا سرحد مرگ می‌ترساندند و بعد به قتل می‌رساندند.

شاید به همین دلیل به قاتلانی مثل جفری دامر، لقب جنایتکاران مخوف سریالی را داده‌اند؛ اما در صفحات حوادث روزنامه‌ها و درفهرست قاتلان سریالی، نام تعدادی زن هم دیده می‌شود؛ زنانی که با خونسردی تمام در یک دوره محدود با به قتل رساندن زنجیره‌ای افرادی مشخص، باعث شده بودند ترس در دل مردم رخنه کند.

کنتس خون آشام

«الیزابت باتری» قدیمی‌ترین قاتل سریالی زن در تاریخ لقب گرفته است، نام او در دهه ۱۶۰۰ آن‌قدر در مجارستان، خوف و وحشت آفریده بود که به کنتس خون آشام مشهور شد. اصل و نصب الیزابت به خانواده سلطنتی باز می‌گشت. او در قلعه کاچتیس مجارستان زندگی می‌کرد.

همه چیز با ناپدید شدن خدمتکاران الیزابت لو رفت. شاید عجیب باشد، اما عطش الیزابت برای جوان ماندن او را وادار کرد تا دستانش را به خون دختران جوان زیادی آلوده کند. در بعضی از آمار‌ها تعداد قربانیان تا ۶۰۰نفر هم تخمین زده می‌شود. او برای کشتن قربانی‌هایش روش خاصی داشت؛ به این ترتیب که اول دختران جوان را به قلعه‌اش دعوت می‌کرد تا برای یک ماه هم‌صحبت و خدمتکارش باشند. چند شب که می‌گذشت، الیزابت آن‌ها را می‌کشت و از زنجیر آویزان می‌کرد تا تمام خون بدنشان به درون محفظه‌ای شبیه به وان حمام ریخته شود.

هنگامی که وان پر از خون می‌شد، کنتس خون آشام در آن می‌خوابید تا خون این دختران جوان مانع از پیر شدنش شود. خانواده بعضی از این دختر‌ها با ناپدید شدن فرزندشان ازقضات دادگاه خواستند تا محل زندگی الیزابت را وارسی کنند. هنگامی که مامورین وارد قلعه شدند، نمی‌توانستند آنچه را که با چشمان خود دیده بودند، باور کنند.

آن‌ها اتاق شکنجه را با وسیله‌هایی عجیب در حالی که یک زن جوان در آن آویزان بود، کشف کردند. به دلیل اینکه الیزابت از خانواده‌ای سلطنتی بود، دادگاه نمی‌توانست حکم او را مانند افراد معمولی صادر کند، اما در عوض قاضی او را محکوم کرد که تا آخر عمر در قلعه مخوفش زندانی شود. به‌این ترتیب در و پنجره‌های قلعه کاملا بسته شد و تنها روزنه‌ای کوچک برای رساندن آب و غذا به الیزابت در آن تعبیه شد. چند سال بعد، الیزابت در تنهایی جان داد و پس از آن دیگر دختران مجاری ناپدید نشدند. 

قاتل سریالی مرد‌ها

نام «آیلین وورنوس» با کشتن هفت مرد در کمتر از یک سال، بین مشهورترین قاتلان زن سریالی تاریخ به ثبت رسیده است. آیلین ادعا می‌کرد که هر کدام از قربانیانش به تنهایی قصد جانش را کرده بودند و او به این بهانه هفت مرد را به کام مرگ کشانده است.

البته داشتن نوعی روان‌پریشی در خانواده وورنوس‌ها موروثی بود چرا که پدر آیلین هم در دوران کودکی او، به اتهام کودک آزاری به زندان افتاد و در همان‌جا خودش را کشت. به این ترتیب خانواده آیلین خیلی زود از هم پاشید و او از ۱۴ سالگی آواره کوچه وخیابان‌شد. او پس از اینکه به فلوریدا رفت به جوانی به اسم «تیریا مور» علاقه‌مند شد، اما این وابستگی و علاقه شدید هم چندان دوام نیاورد و پس از یک‌سال باز هم زندگی او از هم پاشید. تا اینکه در ۳۰ نوامبر سال ۱۹۸۹، آیلین با کشتن «ریچارد مالوری» اولین قتل را در پرونده سیاهش به ثبت رساند.

هنوز دو ماهی نگذشته بود که در اول ژوئن سال ۱۹۹۰، باز هم گزارش قتلی با هویت «دیوید اسپرز» به ماموران پلیس رسید و دقیقا پنج روز بعد جسد «چارلز کارزکادون» کشف شد. در همان سال به ترتیب در چهارم جولای، چهارم آگوست و ۱۲ سپتامبر، مقتولانی با نام‌های «پیتر سیمز»، «تروی بورس» و «دیک هامفریز» به فهرست پرونده قتل‌های زنجیره‌ای اضافه شدند.

آخرین قربانی این زنجیره شوم «والتر جنو آنتونیو» بود که در نوزدهم نوامبر ۱۹۹۰ کشته شد. هنوز چند ماهی از پیدا شدن آخرین جسد نگذشته بود که آیلین به جرم آدمکشی دستگیر شد. دادستان توانست تا فوریه سال ۱۹۹۳، شش قتل دیگر را هم به او نسبت بدهد. آیلین تا سال ۲۰۰۱ در زندان بود و به دلیل اینکه هر روز از گوشه و کنار خبر‌ها و شایعه‌های ضد و نقیضی درباره‌اش به گوش می‌رسید، دیگر تاب نیاورد و از دادگاه خواست تا اجرای حکم اعدامش را به تعجیل بیندازند. دادگاه فلوریدا هم با این درخواست آیلین موافقت کرد و سرانجام در نه اکتبر سال ۲۰۰۲ با تزریق مواد کشنده به آیلین وورنوس، پرونده این قاتل سریالی بسته شد. 

قاتلان زنان جوان

قاتل دیگری که نامش در فهرست مخوف‌ترین قاتلان زن سریالی به ثبت رسیده «رزماری وست» نام دارد. رزماری اهل انگلستان بود، البته او به تنهایی دست به قتل نمی‌زد بلکه بعضی وقت‌ها شریک جرم هم داشت و به کمک همسرش، «فرد وست» از آوریل ۱۹۷۳ تا آگوست ۱۹۷۹، ۱۲ زن جوان را پس از شکنجه بسیار به کام مرگ فرستاد.

هنگامی که هوس کشتن یک نفر به سر رزماری می‌زد، به همراه همسرش در منطقه گلوسستر انگلستان آن‌قدر پرسه می‌زد تا زن جوانی را به دام بیندازد که البته یکی از این قربانیان برحسب اتفاق، «هیتر» – دختر «فرد» از همسر سابقش- بود. در پرونده او و همسرش اشاره شده است که هر دو نفر دچار سادیسم بودند.

با این حال آن‌ها ۲۰سال آزادانه زندگی کردند تا اینکه در سال ۱۹۹۴، تحقیقات پلیس با یافتن بقایای مدفون شده اجساد در محل وقوع جنایت‌ها یعنی خانه رزماری به نتیجه رسید و رزماری وست در سال ۱۹۹۵ متهم به قتل ده زن شد، اما به دلیل داشتن بیماری روانی به اعدام محکوم نشد و گفته می‌شود که قاضی حکم زندان او را تا سال ۲۰۱۹ صادر کرده است. رزماری در آن زمان ۶۶ ساله خواهد شد. 

رزماری

رزماری به کمک همسرش ۱۲ زن جوان را به کام مرگ می‌فرستاد

مادری که قاتل بود

شاید فکر کنید که قاتلان سریالی قربانیان خودشان را از بین افراد غریبه انتخاب می‌کنند، اما «وانتا هویت» زنی بود که خلاف این موضوع را ثابت کرد. او مادر شش کودک بود که پنج تای آن‌ها را طی چند روز مختلف خفه کرد. او پس از اینکه فرزندانش را یکی یکی در زمان‌های مختلف خفه می‌کرد، با بیمارستان تماس می‌گرفت و مدعی می‌شد که کودکش دیگر نفس نمی‌کشد.

پزشکان هم علت چنین خفگی‌ای را «سندروم مرگ ناگهانی کودک» تشخیص می‌دادند. بااین حال یک بار نزدیک بود مچ وانتا باز شود وادعای دروغ او به همه ثابت شود، چون یکی از کودکان وانتا کاملا خفه نشده بود و هیات پزشکی تشخیص دادند که می‌توان با اتصال دستگاه اکسیژن به کودک از او در خانه هم پرستاری کرد، اما چند روز بعد، کودک بخت برگشته در خانه جان باخت و وانتا ادعا کرد که به دلیل درست عمل نکردن دستگاه او دچار خفگی شده است. با اینکه پلیس برای انجام تحقیقات وارد عمل شد، باز هم به نتیجه‌ای نرسید.

اما وانتا در سال ۱۹۹۴ در یک اقدام عجیب به قتل فرزندان خود اعتراف کرد و به این ترتیب دستگیر شد. با این حال یک‌سال بعد رسما حرف خود را پس گرفت و مدعی شد که اعترافاتش تحت‌تاثیر توهم بوده است، اما دادگاه او را به حبس ابد محکوم کرد.

یک مورد مشابه دیگر

«دیانا لومبررا» هم مادر دیگری است که نامش در فهرست قاتلان سریالی قرار گرفته است. او هم شش کودک خود را با سنگدلی تمام طی چند سال متوالی به قتل رساند؛ بدین ترتیب که پس از خفه کردن کودکانش، در حالی‌که آن‌ها را در آغوش می‌گرفت، سراسیمه وارد بیمارستان می‌شد و از پرستاران کمک می‌خواست. کادر پزشکی هم به سرعت وارد عمل می‌شدند، درحالی که کار از کار گذشته و کودک پیش از این‌ها جان باخته بود. پس از چند بار گزارش چنین اتفاقی از سوی بیمارستان، بالاخره پلیس به دیانا مشکوک شد و طی یک سری تحقیقات تخصصی در بخش جنایی، او به عنوان قاتل فرزندانش شناخته شد و به سه بار مرگ محکوم شد.

زنی که شوهرانش را می‌کشت

«مارجی ولما بارفیلد» ۵۳ ساله یکی دیگر از قاتلان سریالی است که در طول چند سال متوالی، مادرش و هفت نفر از همسرانش را در شهر لومبرتون واقع در شمال کالیفرنیا به قتل رساند. او چهار نفر از همسرانش را هنگامی که در خواب بودند به قتل رساند؛ به این ترتیب که با به آتش کشیدن تختخواب وانمود می‌کرد که آن‌ها در حال سیگار کشیدن به خواب رفته‌اند و تخت آتش گرفته است.

این قاتل مخوف، در غذای باقی مقتولانش هم آرسنیک و مواد کشنده دیگر اضافه می‌کرد. بعد از دستگیری، مارجی به قتل‌هایش اعتراف کرد و در سال ۱۹۸۴ با تزریق مواد کشنده اعدام شد. از سال ۱۹۷۶ به بعد، مارجی ولما اولین زنی بود که در آمریکا محکوم به مرگ می‌شد.

قاتلی با سم آرسنیک

بین قاتلان سریالی روش‌های مختلفی برای کشتن افراد وجود دارد. «بلانش تیلر مور» یکی از آنهاست که با استفاده از سم آرسنیک قربانی‌هایش را کشته است. در پرونده این قاتل خونسرد، نام افراد آشنایی به چشم می‌خورد، چون او قربانی‌هایش را از بین دوستان و اعضای خانواده‌اش انتخاب می‌کرد.

بلانش تیلر

بلانش تیلر مور برای کشتن افراد از سم استفاده می‌کرد

به همین دلیل، قتل دو همسر، یک دوست و پدر و مادر شوهرش در پرونده‌اش به ثبت رسیده است. از آنجایی که مسمومیت توسط سم بسیار شبیه به داشتن دل درد شدید است، او تصمیم گرفت قربانی‌هایش را با مسموم کردن توسط این سم به قتل برساند. بلانش هم سرنوشتی مانند دیگر قاتلان سریالی داشت؛ کمی بعد از پیدا شدن جسد ششمین قربانی‌اش دستگیر شد و در سال ۱۹۹۱ به مرگ با تزریق آمپول هوا محکوم شد.

پرستار قاتل

«جینن جونز» زن ۲۷ساله‌ای بود که عاشق پرستاری از کودکان بیمار بود، اما این پرستار در سال ۱۹۸۴ به اتهام قتل ۱۱ کودک در سان‌فرانسیسکو به حبس ابد محکوم شد. البته از آنجا که این پرستار در مراکز بهداشتی مختلفی کار می‌کرد، ماموران پلیس در ابتدا فکر کردند که ممکن است جینن مسؤول به قتل رسیدن هر ۴۶ مورد گزارش شده از این کلینیک‌ها باشد، اما در نهایت فقط قتل ۱۱ نفر از آن‌ها توسط جینن ثابت شد.

جینن جونس

۱۱ کودک بی‌گناه قربانی جینن جونس پرستار شدند

او به کودکان بیمار داروی قوی‌ای را تزریق می‌کرد که مستقیما بر قلبشان اثر می‌گذاشت، بعد با تلاش بسیار وانمود می‌کرد که سعی داشته کودک را احیا کند تا در چشم دیگران قهرمان هم نشان داده شود. این قاتل بی‌رحم حتی زمانی که تحقیقات پلیس برای یافتن قاتل آغاز شده بود، همچنان به ترفند خود ادامه می‌داد تا اینکه بالاخره دستش برای سرپرست بخش رو شد و راز پرستار قهرمان برای همگان برملا شد. 

بانوی خاموش قاتل

«جوآن بارازا» – گرداننده یکی از سیرک‌های معروف مکزیک- که به بانوی خاموش شهرت داشت، پس از چندی لقب دیگری را با نام «پیرزن قاتل» به خود اختصاص داد. او در دهه ۱۹۹۰ به خانه‌های سالمندان مکزیک می‌رفت و وانمود می‌کرد که کارگر اجتماعی است و برای کمک به سالخوردگان نزد آن‌ها رفته. به محض اینکه جوآن وارد این خانه‌ها می‌شد و برای کمک‌رسانی به یک پیرمرد یا پیرزن فرستاده می‌شد، آن‌چنان سر و صورت مقتول بیچاره را فشار می‌داد که خون از چشم و گوش‌هایشان سرازیر می‌شد.

در یکی از قتل‌هایش، جوآن پس از اینکه آناماریای ۸۲ ساله را به قتل رساند، مثل همه قاتل‌های دیگر از صحنه جرم فرار کرد. پس از گزارش قتل، نیرو‌های پلیس به محل وقوع جرم سرازیر شدند و به این نتیجه رسیدند که اثر انگشت به دست آمده با اثر انگشت قتل‌های پیشین مطابقت می‌کند. به خاطر همین دایره تحقیقاتشان را وسیع‌تر کردند، با این حال هنوز مطمئن نبودند که قاتل زن است یا مرد؛ گرچه بیشتر افراد گروه تجسس معتقد بودند که شیوه کشته شدن مقتولان بیشتر شبیه کار یک قاتل سریالی مرد است. با این حال بالاخره پلیس او را دستگیر کرد، اما هیچ‌گاه انگیزه او از قتل‌هایش روشن نشد.

مادربزرگ قاتل

«نانی داس» یکی دیگر از قاتلان سریالی آمریکاست که به خاطر خنده‌های عجیبش در جریان جلسه‌های دادگاه به «مادربزرگ خوش‌خنده» شهرت یافت. او طی سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۵۴، دو نفر از خواهرانش، مادر و مادرشوهر، نوه، خواهرزاده و چهار همسر خود را به قتل رساند. اما سرانجام در سال ۱۹۵۵ راز قتل‌های این مادربزرگ خوش‌خنده فاش شد و در ایالت اوکلاهاما به حبس ابد محکوم شد. 

این قاتلان سریالی حتی بعد از دستگیری هم به انگیزه‌هایشان اعتراف نکردند.

در 4 مرحله دوش حمام را رسوب زدایی کنید

برای رسوب گیری دوش و تمیز کردن انواع دوش حمام روش‌های متفاوتی وجود دارد که اکثرا بسیار ساده بوده و زیاد هم وقت شما را نخواهند گرفت. برای آشنایی با انواع روش‌های رسوب زدایی سردوش حمام و نکات آن با ما همراه باشید.
روش اول: رسوب زدایی سردوش حمام با سرکه
رسوب زدایی سردوش حمام با سرکه از روش‌های خانگی و رایج برای رسوب گیری دوش و حتی رسوب زدایی داخل شیرآلات اهرمی است. به‌طور کلی همان‌طور که می‌دانید، سرکه برای تمیز کردن و ضد عفونی کردن نقاط مختلف منزل و انواع وسیله‌ها کاربردهای بسیار زیادی دارد.
برای رسوب زدایی سردوش حمام با سرکه تنها به یک کیسه‌ی پلاستیکی، یک کش، فرچه یا مسواک استفاده شده و مقداری سرکه (سفید) احتیاج خواهید داشت. مراحل تمیز کردن سردوش حمام با سرکه شامل مراحل زیر است:
سرکه را داخل کیسه‌ی پلاستیکی بریزید؛ توجه داشته باشید که مقدار سرکه مورد نیاز برای رسوب زدایی سردوش حمام در این روش باتوجه به سایز دوش حمام شما متفاوت خواهد بود.
کیسه را دور سردوش حمام ببندید؛ به‌طوری که سردوش تماما درون سرکه قرار بگیرد. حداقل 8 الی 10 ساعت یا ترجیحا یک شب به آن زمان بدهید تا سرکه کاملا رسوبات را حل کند.
بعد از گذشت این زمان و در مرحله آخر رسوب زدایی سردوش حمام با سرکه، سردوش حمام را با فرچه کاملا بشویید و آبکشی کنید.
رسوب زدایی سردوش حمام شما بدون اینکه لازم باشد از خود بپرسید چگونه سردوش را باز کنیم، به پایان رسید. بهتر است این کار را هر 1 ماه یا 2 ماه یکبار تکرار کنید. تمیز کردن سردوش حمام با سرکه علاوه بر ساده و به‌صرفه بودن، موجب درخشندگی سردوش حمام و شیرآلات شما نیز خواهد شد. به‌خاطر داشته باشید که این روش برای رسوب زدایی داخل شیرآلات اهرمی نیز موثر خواهد بود.
روش دوم: رسوب زدایی سردوش حمام با جوشاندن
استفاده از این روش برای رسوب زدایی سردوش حمام و حتی رسوب زدایی داخل شیرآلات اهرمی بسیار موثر است؛ اما باید توجه کنید که تنها برای سردوش‌هایی قابل انجام است که قابل باز شدن هستند. در این روش برای تمیز کردن سردوش حمام تنها به سرکه و آب احتیاج دارید. تمیز کردن سردوش حمام با این روش شامل مراحل زیر است:
ابتدا سردوش را باز کنید و آن را در یک ظرف مناسب و تا حد امکان کوچک قرار دهید.
در ادامه یک لیوان سرکه و یک لیوان آب را به ظرف اضافه کنید (اگر لازم است مواد را به میزان بیشتری اضافه کنید، حواس‌تان به نسبت‌ها باشد).
سردوش را به مدت 10 الی 15 دقیقه در این محلول بجوشانید و بعد اجازه دهید تا کاملا خنک شود. سردوش را آبکشی و آن را نصب کنید.
روش سوم: رسوب زدایی سردوش حمام با خیساندن
یکی دیگر از راه‌های رسوب زدایی سردوش حمام (برای سردوش‌های قابل باز شدن)، خیساندن آن در محلولی تشکیل شده از 1 لیوان سرکه، 1/3 لیوان جوش شیرین و چند قاشق چایخوری نمک است.
برای کسب بهترین نتیجه اجازه دهید سردوش برای یک شب در این محلول خیس بخورد. بعد از این مدت، سردوش را آبکشی و آن را مجددا ببندید. اکنون می‌توانید از سردوش فشار قوی حمام خود بدون تعمیر دوش آب لذت ببرید. این روش را برای رسوب زدایی داخل شیرآلات اهرمی نیز می‌توانید به‌کار ببرید.
روش چهارم: رسوب زدایی سردوش حمام با شوینده
همانطور که کمی بالاتر اشاره کردیم، سردوش فشار قوی و بهترین سردوش‌ها هم هرچند مدت یکبار احتیاج به رسوب‌ زدایی دارند. درصورتی که روش‌های بالا مشکل شما را حل نکردند، برای تمیز کردن سردوش حمام می‌توانید از محلول‌ها و اسپری‌های مخصوص استفاده کنید. این محصولات می‌توانند آهک و کلسیم را از بین ببرند و به شما در تمیز کردن سردوش حمام کمک کنند.
منبع: khedmatazma

سناریوی کثیف برای کسب‌ درآمد

بحث کودکان‌ کار اینستاگرامی و آسیب های زیاد این ماجرا با پربازدید شدن ویدئوهای هنجارشکنانه پسربچه اینستاگرامی و 2 دختر دوباره داغ شده است
  ویدئوهایی از یک پسر نوجوان و دو دختر کم‌سن‌وسال که به‌عنوان «ملکه‌های زیبای او» در کنارش با پوششی نامناسب حضور دارند و دیالوگ‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی دارد. این اتفاق حتی واکنش منفی کاربران به‌خاطر تولید چنین محتواهای سخیفی را در پی داشت هرچند به نظر می‌رسید این بچه‌ها؛ صرفاً مجریان سناریوهای از پیش تعیین ‌شده‌ای هستند که تیمی بزرگ سال برای آن‌ها نوشته است تا مخاطب  و در نتیجه درآمد تبلیغاتی جذب شود  . تا همین چند وقت پیش، بحث کودکان ‌کار اینستاگرامی به مدل ‌بودن، تستر غذا و … محدود می شد اما حالا، با این کلیپ ها وارد فاز تلخ تری هم شده . روز گذشته، سرهنگ «رامین پاشایی» معاون فرهنگی‌اجتماعی پلیس فتای انتظامی کشور با تأکید بر این که در بسیاری از این صفحات، کودکان تنها بازیگر هستند و نقش‌گردان اصلی و بازی گردان پشت صحنه، افراد دیگر یا خانواده این کودکان اند، گفت: «برای افراد دخیل در این موضوع، پرونده قضایی تشکیل شد اما چون در حوزه کودک و نوجوان برخورد می‌کنیم، نوع برخورد ما متفاوت است. اقدام قضایی پلیس فتا علیه فردی که صفحه اصلی اینستاگرامی در این پرونده در اختیار وی قرار داشت، در حال انجام است و ان‌شاءا… به‌زودی نتیجه آن اعلام می‌شود»(منبع خبر: تسنیم). انتشار تصاویری از پشت‌ صحنه ضبط و تولید محتوای خاص این صفحه، نشان می‌داد که یک تیم حرفه‌ای با برنامه‌ریزی قبلی برای تولید این پست‌های خاص با هزینه‌کردهای سنگین مالی در عقبه این صفحه حضور دارد و این کودکان تنها مجریان دیدگاه‌های آن‌ها هستند. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگی‌سلام از میزان درآمد صاحبان این پیج، آسیب‌های فعالیت کودکان و نوجوانان روی روان و آینده‌شان و واکنش کاربران فضای مجازی به پربازدید شدن چنین محتواهایی گفتیم.

سوءاستفاده‌های اینستاگرامی نابخشودنی والدین
پربازدید شدن ویدئوهایی از رفتارهای هنجارشکنانه کودکان و نوجوانان در فضای ‌مجازی، آسیب‌های روانی متعددی برای خود و دیگر همسالان‌شان خواهد داشت
ویدئوهای اینستاگرامی یک پسر نوجوان که در کنار دو دختر دوقلو با پوشش نامناسب و رفتارهایی که با فرهنگ ما هیچ سنخیتی ندارد، در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های منفی کاربران مواجه شده است. صفحه اینستاگرامی این پسر نوجوان و صفحه دخترهای دوقلو، این روزها به سرعت در حال پربازدید شدن و افزایش فالوئر است. چند وقتی ا‌ست کاربران، ویدئوهایش را با هم رد و بدل می‌کنند، تا بقیه هم شاهد رفتارها و اداهای بزرگ‌تر از سن او باشند. این توجهات اغلب در قالب کامنت‌های تاسف و ناراحتی بابت این حجم از محتوای نامناسب برای این سه نوجوان خودش را نشان می‌دهد. تصاویری که از پشت صحنه تولید این محتواها منتشر شده، نشان می‌دهد که والدین آن‌ها نه تنها در جریان این ماجرا هستند بلکه به آن‌ها کمک هم می‌کنند. حالا سوال این است که چرا چنین کارهایی که تا حدودی رایج هم شده، نباید توسط والدین انجام شود؟ چه آسیب‌های روانی برای نوجوان و کودک خواهد داشت؟ و … .
  لایک ‌گرفتن با سوء استفاده از کودکان
اینستاگرام بستری شده که بعضی والدین در آن با بیان و به نمایش گذاشتن جنبه‌های مختلف زندگی بیولوژیکی فرزندشان کسب درآمد می‌کنند و امروزه متاسفانه بلاگرهای کودک رو به افزایش است. ماجرای کودکان اینستاگرامی دیگر ماجرای تازه‌ای نیست. کودکانی که با حضور در ویدئوهای رنگارنگ پدر و مادرهایشان نقش کارگری را ایفا می‌کنند که قرار است با پوشیدن لباس‌های مختلف و قرار گرفتن در موقعیت‌های متفاوت پول در بیاورند و در جیب خانواده بریزند.
  انحراف‌های جنسی در کمین چنین نوجوانانی
کودکان و نوجوانانی که به واسطه نظارت یا حتی ناآگاهی والدین‌شان از مزایایی مانند شهرت و درآمدزایی در شبکه‌های اجتماعی بهره‌مند می‌شوند، با حضور زود هنگام و اجباری و انجام یک سری فعالیت در فضایی که همه امور در آن برای سال‌ها ثبت خواهد شد و باقی خواهد ماند، آسیب‌های زیادی را متحمل خواهند شد. مثلا در همین مورد اخیر، روابط دختر و پسر بدون هیچ ضابطه‌ای باعث انحراف‌های جنسی و اخلاقی این سه نوجوان خواهد شد. آن‌ها در این دوره از زندگی‌شان با مسائل و موضوعاتی آشنا می‌شوند که اصلا مناسب سن‌شان نیست و این قطعا آسیب زا خواهد شد.
   خیانت به سلامت روان خود و همسالان
ظاهر جذاب این تصاویر و ویدئوهای ایده‌آل از روابط دختر و پسر، نه تنها سلامت روان این نوجوانان را در حساس‌ترین سال‌های زندگی نشانه خواهد گرفت، بلکه باورها و تصورهای اشتباهی را در ذهن همسالان‌شان هم به وجود خواهد آورد. کودکی و نوجوانی، سال‌هایی است که شکل‌گیری زیربنای شخصیت و سلامت فرد در حال ایجاد است. آسیب‌هایی که سنگ بنای آن در جایی گذاشته شده که خود کودک کمترین نقش را در آن داشته و دلیل این انتشار هرچه باشد، ورای خواست و انتظار اوست.
  مسابقه پرآسیب اینستاگرامی بین والدین
امروزه متاسفانه بعضی والدین به دلیل سرخوردگی‌ها، ترس ها و شکست هایی که در زندگی فردی و اجتماعی تجربه کرده‌اند، به نوعی به دنبال رشد و شکوفایی و موفقیت فرزندان خود به هر شیوه‌ و قیمتی هستند. مسئله تا جایی دامنه‌دار و تلخ‌تر شده که در بدعتی ناپسند بسیار دیده می‌شود که چهره کودکانه فرزند خود را به مسابقه می‌گذارند و برخی از والدین با ارسال پیام‌هایی به اطرافیان و آشنایان از آن‌ها می‌خواهند تا به سایت یا صفحه ای بروند و به عکس فرزندشان رای بدهند و بدتر آن که بچه را در جریان مسابقه می‌گذارند و دنیای او را به این استرس می‌کشانند! کودکی که دست کم هنوز برای لذت بردن از زندگی هیچ نیازی به لایک و کامنت ندارد.

  چرا والدین نباید در دام تولید چنین محتواهایی بیفتند؟
چرا نباید در دام تولید چنین محتواهایی در اینستاگرام بیفتیم و به خاطر دیده شدن یا کسب درآمد، ویدئو و عکس‌های کودک و نوجوان‌مان را با پوشش‌های مختلف، در موقعیت‌های گوناگون یا حتی به نوعی با بازیگری و گفتن یک سری جملات و رفتارها، در فضای ‌مجازی منتشر کنیم؟
نابود کردن حریم ‌خصوصی کودک| لحظات کودک شما بسیار خصوصی است. مثلا حضور نوزاد شما در حمام برای شما دیدنی است اما به احتمال زیاد فرزند شما از دیدن تصویر برهنه خود توسط دیگران لذت نخواهد برد. بیشتر انسان‌ها در انتشار لحظات خصوصی خود حساس هستند، آیا برای فرزند شما این‌ گونه نخواهد بود؟
 مایه خجالت و سرخوردگی| ما اگر از زندگی خودمان هم عکس بگیریم شاید لحظات و شرایطی وجود داشته باشد که عکس‌مان را دوست نداشته باشیم مثلا زمانی که خمیازه می‌کشیم یا عطسه می‌کنیم. کودکان چندان اهل ژست گرفتن جلوی دوربین نیستند، همین باعث می‌شود بدون در نظر گرفتن عکس به رفتار خود ادامه دهند. آیا عکس فرزند شما که 10 سال دیگر می‌خواهد ببیند، باعث سرخوردگی‌اش نخواهد شد؟ یا از این که شما آن را پست کرده‌اید، عصبانی می‌شود و خجالت می‌کشد؟
  
وسواسی‌شدن روی ظاهر| بسیاری از افراد برای قرار دادن عکس‌های خودشان در شبکه‌های اجتماعی سخت‌گیر هستند. آن‌ها می‌خواهند عکسی که منتشر می‌کنند با نورپردازی صحیح و لباس فاخر باشد. حتی افراد به روتوش تصاویر خود در برنامه‌های ویرایش عکس مانند فتوشاپ روی می‌آورند. برای فرزندشان هم همین‌طور است. شما با این کار به فرزند خود یاد می‌دهید که هرچه لایک بیشتری بگیرد، روی ظاهرش وسواس بیشتری داشته باشد، دوست‌داشتنی‌تر و موفق‌تر خواهد بود. این نوع از پرورش که کودک با آن رشد می‌کند، در بزرگ سالی و حتی ازدواج او تاثیر می‌گذارد.
 اختلال‌های شخصیتی| فرزند شما با فعالیت در اینستاگرام و تولید محتوا مانند همین مورد اخیر، دیگر در لحظه زندگی نمی‌کند و فرایند تکاملی خود را طی نمی‌کند. طی نشدن این مراحل تکاملی باعث مغفول ماندن برخی نیازهای کودک یا سرکوب آن‌ها می‌شود. به اصطلاح فرد از دوره کودکی یا نوجوانی به بزرگ سالی جهش می‌کند. یعنی در مرحله کودکی به جای رفتار شبیه همسالان خود رفتارهای بزرگ سالی دارد و درواقع نه کودکی را تجربه می‌کند و نه نوجوانی را و مستقیما وارد دوره بزرگ سالی می‌شود! برطرف نشدن این نیازها، عامل ابتلا به بسیاری از اختلال‌های شخصیتی و روانی است.
  نکته پایانی
بسیاری از والدین به دلیل نداشتن سواد رسانه‌ای لازم، ناخواسته کودکان خود را به این گونه فعالیت‌ها سوق می‌دهند. این کار هرچند با شوق و اشتیاق کودک همراه است ولی به دلیل این که کودک هیجانات منفی بیش از حد تصوری را تجربه می‌کند به نوعی بیشتر از کودک کار در فضای حقیقی دچار آسیب می‌شود. چه به عنوان مدل باشد، تستر و حتی سرگرمی و تفریح، باز هم مصداق کودک کار اینستاگرامی است.

هر استوری، 2.5 میلیون تومان!
در قالب یک پیج کاری به ادمین این صفحه برای تعرفه استوری و پست دایرکت زدیم تا از درآمدشان سردربیاوریم

برای هماهنگی تبلیغات و اطلاع از تعرفه‌های پیج اصلی این پسر نوجوان که فقط یک پیجش حدود 463 هزار فالوئر دارد، باید به پیج دیگری مراجعه کنید. آن صفحه با شش هزار فالوئر فقط یک پست دارد که در آن، قوانین تبلیغات را نوشته است. در آن‌جا اشاره شده که «لطفا با پیج کاری فقط دایرکت بدین و کلمه تبلیغات رو بفرستید» و از مبلغ و تعرفه، چیزی ذکر نشده است . جالب است بدانید این پسر نوجوان با اضافه کردن عددهای یک و 3 به انتهای نشانی پیج اصلی برای دو پیج دیگرش هم در کنار این صفحه، فالوئر جذب کرده است. یکی از آن‌ها 92 هزار و دیگری 53 هزار فالوئر دارد. پیج دخترهای دوقلوهم که هم اکنون اصلا تبلیغات نمی‌گیرد، 157 هزار فالوئر دارد. با این مقدمه، با یک پیج کاری به آن‌ها برای تعرفه تبلیغات دایرکت زدیم که بعد از 24 ساعت پاسخ دادند. طبق چیزی که در بنر ارسالی نوشته‌اند، تعرفه تبلیغ در پیج اول برای تک استوری بین 700 تا 900 هزار تومان، دو استوری سریالی یک میلیون و 200 هزار تومان و پرسش و پاسخ با 2 تگ و با صدای همین پسر نوجوان، یک میلیون و 900 هزار تومان است. تعرفه‌های پیج دوم که تقریبا 90 هزار فالوئر دارد، تقریبا نصف این‌هاست. به عبارت دیگر با یک استوری بین 400 تا 600 هزار تومان، دو استوری سریالی 900 هزار تومان و پرسش و پاسخ یک میلیون و 200 هزار تومان است. نکته دیگر هم این‌که تعرفه تبلیغ در هر دو پیج به صورت همزمان با هزینه کمتر انجام می‌شود. مثلا برای استوری پرسش و پاسخ با صدای این نوجوان به جای مجموع سه میلیون و 100 هزار تومان، 2.5 میلیون تومان می‌شود. همچنین در این پیج‌ها، تبلیغ به صورت پست به طور کلی انجام نمی‌شود.

 
یکی بگه اینا واقعی نیستن!
مروری بر واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی و کامنت‌های‌شان درباره ویدئوهایی که این 3 نوجوان منتشر می‌کردند
 
بعد از مورد توجه قرار گرفتن ویدئوهای پسری که ادای مردان طرفدار چندهمسری را درمی‌آورد، کاربران شبکه‌های اجتماعی به انتقاد از آن‌ها حتی در زیر کامنت‌های پیج خودشان پرداختند. بعضی‌ها هم از ساخته شدن چنین محتواهایی توسط این سه نوجوان، متعجب شده بودند و باورشان نمی شد که پدر و مادرهایی هستند که راضی شوند به خاطر پول درآوردن بیشتر، این چنین با آینده فرزندان‌شان بازی کنند. در ادامه، مروری خواهیم داشت بر کامنت‌هایی که کاربران شبکه‌های‌اجتماعی درباره این سه نوجوان و رفتارهای مبتذل و هنجارشکنانه‌شان در ویدئوهای منتشر شده، گذاشته‌اند.

* یکی بگه اینا واقعی نیستن! چی میگن اینا! مگه نباید اینا الان سر درس و مشقشون باشن!
* بچه‌ها، شماهایی که لایک می‌کنید، اصلا کامنت نذارید، اصلا لایک نکنید و فالو، چون اینا دنبال جلب توجه شما هستن و شما هرچی کامنت، لایک، فالو کنید اینا هی براشون بهتر میشه. ازتون خواهش می‌کنم.
* خدایا منو بکوب به دیوار. دیگه تحمل دیدن چنین چیزهایی رو ندارم.
* چقدر اینا سمن دیگه. برای جذب فالوئر! خجالت هم خوب چیزیه.
* اینا هر چی درمیارن که باید هزینه آرایش سنگین و عکاس‌های آتلیه‌ای شون بدن!
* یعنی یک نفر از خانواده و آشنایان این سه تا بچه، کامنت‌های این پیج رو نمی‌بینن؟ یک بزرگتری، کسی نیست بره به اینا تذکر بده و بگه این راه پول درآوردن نیست.
* حیف شما نیست بازیچه دست خانواده‌هاتون هستید واسه درآمد؟ مگه اسباب‌بازی‌اید شما؟ بکشید کنار! بایستید جلوی خانواده‌هاتون! به خودتون بیاین.
* من تازه پیج رو فالو کردم، واقعا اینا 250 تا پست دارن و این همه ویدئو مسخره ساختن؟
* من که خیرسرم روشنفکرم، از دیدن این ویدئوها دارم خجالت می‌کشم. واقعا متاسفم.

ویدا ادبی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی‌بالینی

نویسنده : مجید حسین زاده | روزنامه‌نگار

تباه‌کردن عشق در اینستاگرام

انتشار پست‌هایی از ابراز علاقه عجیب‌و‌غریب بعضی زن‌و‌شوهرها به‌یکدیگر و اشتراک‌گذاری آن در فضای‌مجازی چه عواقبی برای‌شان خواهد داشت؟ رونق شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر باعث شده برخی مردم احساس کنند باید خبرنگار زندگی شخصی خودشان باشند و لحظه‌لحظه زندگی شخصی‌شان را در آن گزارش کنند. در این بین، بعضی زوج ها هم ابراز علاقه‌های عجیب‌و‌غریب‌شان به همسر را در فضای‌مجازی به اشتراک می‌گذارند. مثلا خانمی نوشته است: «بافت شلوار همسری، فداش بشیم همه‌مون»، «دستم زخم شد، به همسری گفتم یه دونه چسب زخم بگیر ولی یک بسته کامل برام گرفت. مرد لارج من…» به نظر شما این حجم از علاقه به دیده‌شدن از کجا نشئت می‌گیرد؟ تاثیراتش بر زندگی‌مشترک چطور خواهد بود؟ این رفتارها چه پیامدهای بدی دارد و چرا نباید این کار را انجام داد؟
 

  ریشه‌های اشتراک‌گذاری خصوصی‌ترین مسائل زندگی‌ مشترک
به اشتراک‌گذاشتن خصوصی‌ترین مسائل زندگی‌مشترک برای دیده شدن، تایید گرفتن و لایک گرفتن از افراد در فضای‌مجازی علت‌های مختلفی داردکه در ادامه به اصلی ترین آن ها اشاره خواهدشد.
تله رهاشدگی و   وابستگی
بعضی از افراد در زندگی‌شان دچار تله رهاشدگی هستند و هر لحظه احساس می‌کنند شوهران شان آن ها  
را ترک خواهند کرد و در نهایت به تنهایی و بی‌پناهی دچار می‌شوند یا فکر می‌کنند شوهران شان فرد دیگری را به آن ها  ترجیح خواهند داد به همین دلیل به افراد زندگی‌شان به گونه‌ای افراطی وابسته می‌شوند و همین رفتارهای حاکی از وابستگی بیمارگونه، باعث دور شدن همسرشان می‌شود و در آینده یک عامل جدایی از همدیگر خواهد بود. یکی از دلایل وجود تله رهاشدگی و وابستگی ، روابط عاطفی ناپایدار دوران کودکی با افراد مهم زندگی مثل پدر و مادر یا دعواهای بین آن‌هاست و این تله در بزرگ سالی با انجام رفتار نمایشی و تایید گرفتن از مخاطبان و شوهر همراه است.

 رفتارهای نمایشی افراطی
افرادی که دارای ویژگی‌های اختلال شخصیت نمایشی هستند، الگویی از هیجان‌پذیری افراطی و توجه طلبی دارند و همیشه به‌دنبال این هستند که با عشوه‌گری از وضعیت ظاهری خود برای جلب توجه استفاده کنند و در روابط با همسر و دیگران، تشنه تعریف و تمجید درباره طرز پوشش خود هستند. همچنین رفتارهایی خارج از عرف را در خصوصی‌ترین مسائل زندگی به اشتراک می‌گذارند.

شخصیت‌های خودشیفته و وابسته
چنین افرادی معمولا به دلیل این که تعداد زیادی آن‌ها را لایک می‌کنند، فکر می‌کنند که خاص یا بی‌همتا هستند و با خیال‌پردازی در زمینه هوش، استعداد و زیبایی یا عشق ایده‌آل دیگران را آزار می‌دهند. نیاز مفرط به رفتارهای مطیعانه و سلطه‌پذیری دارند چون می‌ترسند حمایت و تایید دیگران را از دست بدهند بنابراین در بروز احساسات زیاده‌روی می‌کنند.

 عواقب نمایش افراطی زندگی‌مشترک در فضای‌مجازی
موارد مطرح شده، شاید از دلایل رفتارهای افراطی در به اشتراک‌گذاشتن زندگی شخصی افراد در فضای‌مجازی باشد. در ادامه عواقب این رفتار بیان می‌شود.

 حریم‌خصوص بی معنا خواهد شد
شما وقتی در حال انجام یک کار جالب هستید، شاید دل‌تان بخواهد آن را در رسانه‌های اجتماعی پست کنید و با دیگران به اشتراک بگذارید که در نگاه اول، بد هم نیست اما افراط در این موضوع می‌تواند تبعات بدی داشته باشند. گاهی به عمل اشتراک‌گذاری مسائل شخصی در شبکه های اجتماعی می‌توان «oversharing»  گفت یعنی عملی که سرریز شده است. به‌طور کلی، بی‌توجهی به حریم‌خصوصی زندگی مشترک آسیب زاست. بعضی از مردم نمی‌توانند این حجم از عشق را ببینند و شروع به شایعه‌پراکنی درباره شما خواهند کرد. به طور کلی فقط کسانی که به حریم خصوصی‌شان اهمیت می‌دهند لذت ناشی از آن را می‌چشند. چنین افرادی از شبکه به عنوان جایی برای تخلیه احساسات‌شان استفاده می‌کنند، مدام از روابط و مسائل شخصی‌شان می‌نویسند و روزی چندبار درباره کارهایی که در حال انجام هستند، پست می‌گذارند. همین رفتارها می‌تواند شرایطی را برای سوء استفاده از آن‌ها فراهم کند.

  زندگی که همه‌اش نمایشی می‌شود
میل به تولید محتواهای خصوصی و حرف زدن درباره رفتارهای همسر در محتواهای شما ممکن است نارضایتی وی را در پی داشته باشد و رابطه‌تان را دچار خدشه کند. بسیاری از کسانی که عکس‌های زن و شوهری عاشقانه داشتند و توانسته بودند مخاطبان زیادی را هم جذب خودشان کنند به دلیل چالش‌ها و مشکلات به وجود آمده از پیامدهای تلخ همین انتشار عکس‌های خصوصی مجبور به طلاق و جدایی از هم شدند. چنین زندگی‌هایی، همه‌اش نمایشی می‌شود و روح واقعیت و آرامش از آن‌ها رخت برمی‌بندد.

شبکه‌های اجتماعی فراموشکار نیست!
وقتی شما سریع همه چیز را در شبکه‌های اجتماعی پست می‌کنید، این امکان وجود دارد که بتوانید یک چیز را اشتباه پست کنید. وقتی از ناراحتی‌تان می‌گویید، ممکن است بعد از فرونشستن آن پشیمان شوید و حتی پست‌تان را پاک ‌کنید اما همچنان رد آن در فضای مجازی باقی می ماند. وقتی بیش از حد از زندگی شخصی‌تان عکس و فیلم می‌گذارید و از عشق‌های آتشین‌تان می‌گویید، بعد از ایجاد مشکل، خودتان را در معرض قضاوت‌های تلخ و پرشمار دیگران قرار خواهید داد که برای‌تان دردسرساز خواهد شد.
 

نویسنده : دکتر حسین شرافتی | مشاور خانواده

روزمرگی پرآسیب من و همسری

زندگی لاکچری و درآمد بالای تبلیغات ، خیلی از زوج ها را وسوسه می کند که زندگی شان را در اینستاگرام به اشتراک بگذارند

  تنها کافی است کمی اهل اینستاگرام باشید تا چشمتان به صفحاتی که حول زندگی مشترک دو نفر و کارهای روزمره آن‌ها می‌چرخد، افتاده باشد. این صفحات به طور معمول حول کارهای روزمره و آشپزی،‌ خرید خانه، سفر و خلاصه زندگی روزمره یک زوج و فرزندانشان می‌چرخد. در کنار این محتوای مشترک اما برخی زوج‌ها موضوعات دیگری را هم در صفحه خود رو می‌کنند؛ از داستان آشنایی با همسر (که برخی اوقات داستان‌ها به صورتی اغراق‌آمیز تعریف می‌شود) تا اختلافات جزئی بین خود و البته کارهایی که همسران به صورت معمول و در زندگی روزمره انجام نمی‌دهند مانند سورپرایز کردن‌های پرهزینه و آن چنانی. شاید   با دیدن این صفحات وسوسه شده باشید که شما هم چنین صفحه‌ای ایجاد و با تولید محتوایی از فعالیت‌های روزمره، مخاطب جذب   و از تبلیغات درآمدزایی کنید. اگر چنین وسوسه‌ای سراغ شما هم آمده، پس همراه ما باشید تا کمی بیشتر درباره این موضوع صحبت کنیم.

  چرا رونمایی از زندگی خصوصی این قدر جذاب است؟
بسیاری از افراد تصور می‌کنند تنها دلیل راه‌اندازی چنین صفحاتی، جذب فالوئر و به دنبال آن گرفتن تبلیغ و کسب درآمد است. البته که اهمیت این بخش را نمی‌توان کتمان کرد اما واقعیت این است که این تمام ماجرا و داستان نیست. به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی با افراد غریبه، جذابیت‌های دیگری هم دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهد به اشتراک گذاشتن مسائل خصوصی در شبکه‌های اجتماعی به فرد احساس خوبی می‌دهد. یکی از دلایل این حس خوب آن است که فرد احساس تعلق بیشتری به آن فضا می‌کند و این موضوع خوشایند است. بهتر است بدانید روان‌شناسان احساس تعلق را یکی از نیازهای مهم روانی می‌دانند که البته پاسخ مناسب دادن به این نیاز می‌تواند به حفظ بهداشت روانی هم کمک کند. اما آیا این نکته که این سبک به اشتراک گذاشتن زندگی خصوصی در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند پاسخی به یکی از نیازهای روانی ما باشد، به آن معناست که این کار عوارض خاصی ندارد؟
  وقتی سلامت روان به خطر می‌افتد
مزاحمت‌ها و آزارها| بیان کردن مسائل زندگی خصوصی همیشه با واکنش‌های مثبت روبه رو نمی‌شود. دریافت پیام‌های منفی، سرزنشی، توهین و … هم بخشی از ماجراست. موضوعی که گاهی می‌تواند سلامت روان صاحب صفحه را با خطراتی جدی روبه‌رو کند.
کاهش عزت نفس| یکی از اولین عوارض دریافت نظرات منفی به دفعات، کاهش عزت نفس و احساس ارزشمندی است. این موضوعی است که در بسیاری از افرادی که در زندگی خصوصی خود مطالب متعددی را به اشتراک می‌گذارند، زیاد دیده می‌شود.
متهم شدن به روراست نبودن| غالب صفحاتی که با نمایش زندگی خصوصی خود، مخاطب جذب می‌کنند، در نهایت ناچارند زندگی خود را بهتر از آن چه هست و خود را قوی‌تر و موفق‌تر از آن چه هستند، ‌نمایش دهند چراکه زندگی پردردسر و اتفاقات تلخ، در طولانی مدت مخاطب را پس می‌زند. اما از طرف دیگر نمایش بیش از حد مثبت زندگی هم عوارض منفی خود را دارد چرا که گروهی از مخاطبان موضوع روراست نبودن را مطرح می‌کنند و همین موضوع تبدیل به اهرمی برای فشار آوردن به صاحب صفحه می‌شود.
  وقتی زندگی مشترک آسیب می‌بیند
تغییر جایگاه همسر| اما عوارض داشتن چنین صفحاتی فقط فشار روانی بر صاحب صفحه نیست. یکی دیگر از موضوعات، تحت تاثیر قرار گرفتن رابطه همسران است. تغییر جایگاه همسر و القای احساس ابزار بودن، فشار بر همسر برای عمل کردن به شکلی خاص، فشار برای گرفتن عکس و … همه و همه می‌تواند رابطه همسران را با چالش‌های اضافه‌تری روبه‌رو کند.
مرزهای مخدوش‌شده زندگی‌مشترک| ما برای این که زندگی خانوادگی مستحکمی داشته باشیم، نیاز داریم مرزهایی برای خود و زندگی مشترک خودمان ترسیم کنیم و بین فضای‌خصوصی خود با دیگران فاصله بیندازیم. تولید محتوا بر اساس زندگی روزمره و مسائل خصوصی می‌تواند این مرزها را کم رنگ کند. این موضوع جدای از اظهارنظرهای نامناسب دیگران و افزایش احتمال دخالت دیگران، تاثیری منفی بر صمیمیت همسران هم دارد.
احساس خاص‌بودن| گاهی اما در این بین یکی از همسران که بازخورد بیشتری را از مخاطب دریافت می‌کند، بعد از مدتی درگیر احساس مهم و خاص بودن می‌شود. احساسی که شکل‌گیری آن البته با وجود برخی تعریف و تمجیدهای اغراق‌آمیز شبکه‌های اجتماعی چندان عجیب نیست. اما این احساس مهم بودن می‌‌تواند به منزله آغاز دردسر در زندگی مشترک و حتی پیش کشیده شدن موضوع طلاق و جدایی باشد.
  نکته پایانی
در نهایت این که هرچند این روزها دیگر چه خوشمان بیاید و چه نیاید، بلاگر بودن یک حرفه است که ناچاریم آن را به رسمیت بشناسیم اما یادمان باشد برخی زیرشاخه‌های این حرفه می‌تواند عوارضی بسیار جدی برای سلامت روان و زندگی ما ایجاد کند.

نویسنده: نرگس عزیزی| کارشناس‌ارشد مشاوره

شکایت از اینستاگرام و اسنپ چت به خاطر خودکشی دختر 

سال گذشته دختر ۱۱ ساله آمریکایی دست به خودکشی می‌زنه و حالا مادرش از اینستاگرام و اسنپ چت شکایت کرده. این مادر توی شکایتش گفته که این دو شبکه اجتماعی با هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها از نوجوان‌ها سوءاستفاده می‌کنند و نه تنها کاری برای محافظت از نوجوانان و کودکان نمی‌کنند بلکه با نمایش محتوای مخرب و مضر زندگی اونها رو خراب می‌کنند.

اینا رو آنفالو کن؛ راهنمای زندگی بهتر در اینستاگرام

اینا رو آنفالو کن؛ راهنمای زندگی بهتر در اینستاگرام

تبیان/ اینستاگرام هم مثل یه شهر یا کشوره،همون طورکه ما هرمحله‌ای رو برای زندگی انتخاب نمی‌کنیم،اینجا هم باید برای چیزهایی که می‌بینیم برنامه‌ریزی داشته باشیم. مثلا

4⃣ لاکچری‌ها! با دنبال کردن این‌ها نه تنها حس خوبی پیدا نمی‌کنین، بلکه بخاطر مقایسه ظاهر زندگی اونا با باطن زندگی خودتون، احساس ناخوشایندگی به زندگی خودتون دارین.

5⃣ بچه‌های اینستاگرامی! صفحاتی که توسط والدین برای اشتراک‌گذاری عکس بچه‌ها ساخته میشه رو دنبال نکنین و در «کودک کار» شدن اون طفل معصوم شریک نباشین!

6⃣ آرایشچی‌ها؛ «تو زشت نیستی، فقط پول نداری!» حتی این جمله رو هم پیش خودتون نگین، این روزها زیبایی چیزیه که اونا به ما القا می‌کنن، کافیه تو گوگل عکس قدیمی‌شون رو سرچ کنین تا بفهمین چهره الان‌شون هم فقط این روزها زیباست و با تغییر مد، چند سال دیگه چهره‌شون هم عوض میشه!

7⃣ دلال‌ها؛ اگر آدمی هستین که از طریق اینستاگرام خرید می‌کنین بهتره بگردین و تولیدکننده‌ها روپیدا کنید،فروشنده‌ها و تبلیغاتچی‌ها رودنبال نکنین ونذارین این پولی که به‌سختی به دست میاد،دست آدم‌های بدردنخور بیوفته!

اینستاگرام کودکان چیست و چرا حامیان حقوق کودکان در رابطه با آن احساس نگرانی می‌کنند؟

اینستاگرام کودکان چیست و چرا حامیان حقوق کودکان در رابطه با آن احساس نگرانی می‌کنند؟

بیا نی نی/ شرکت فیس‌بوک با هدف اضافه کردن به تعداد کاربران خود در حال ساخت نسخه کودکان از برنامه اینستاگرام است. آدام موسری رئیس اینستاگرام این موضوع را در حدود یک ماه قبل تایید کرده و گفت: «هنوز برنامه دقیقی برای ساخت این برنامه وجود ندارد، اما ما می‌دانیم که بسیاری از کودکان دوست دارند تا از برنامه اینستاگرام استفاده کنند. بخشی از برنامه ما، ساخت برنامه‌ای برای کودکان است که والدین به فعالیت آن‌ها نظارت دارند.»
هدف اصلی این برنامه اجازه دسترسی افراد زیر ۱۳ سال به اینستاگرام است چرا که از قوانین برنامه فعلی اینستاگرام حق ورود به افراد بالای ۱۳ سال در این برنامه است. جو آزبورن سخنگوی فیس‌بوک نیز در این رابطه می‌گوید: «روزانه شمار بیشتری از کودکان از والدین خود اجازه می‌گیرند تا در این برنامه عضو شوند و با دوستان خود در ارتباط باشند. فعلا گزینه‌های زیادی در این رابطه وجود ندارد پس ما در حال توسعه محصولات جدیدی هستیم که مناسب بچه‌ها بوده و والدین بتوانند بر روی آن‌ها نظارت کنند.»
حال به تازگی و پس از تایید ساخته شدن اینستاگرام برای کودکان، گروهی متشکل از ۳۵ سازمان و ۶۴ کارشناس حوزه بهداشت عمومی کودک، در نامه‌ای به مارک زاکربرگ از خطرهای جسمی و روحی این برنامه برای کودکان گفتند. در بخشی از این نامه گفته شده است که تحقیقات نشان می‌دهد استفاده زیاد از وسائل دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی برای کودکان مضر است. حال این ضرر در اینستاگرام به خاطر ترغیب کودکان به انتشار و به اشتراک‌گذاری تصاویر و حضور دائم در این شبکه اجتماعی به اوج خود می‌رسد.
همچنین در این نامه سرگشاده، به توانایی کم کودکان در مواجهه با چالش‌های شبکه اجتماعی اشاره شده و می‌گوید کودکان با به اشتراک‌گذاری تصاویر خود بر ظاهر و نحوه معرفیشان به یکدیگر متمرکز شده و این موضوعات چالش‌هایی برای حریم خصوصی و سلامت آن‌ها ایجاد می‌کند.
در این نامه گفته شده است که بعید به نظر می‌رسد کودکان و نوجوانانی که تاریخ تولد خود را تقلبی و به دروغ وارد کرده‌اند تا وارد اپلیکیشن اینستاگرام شوند بخواهند تصمیم بگیرند به اپلیکیشن مختص به کودکان آن بروند و این با هدف اصلی از انتشار این برنامه در تضاد است.