برادرم 24 ساله است و اهل کار و زندگی نیست

برادرم 24 ساله است و اهل کار و زندگی نیست

خراسان/ فقط یک برادر دارم. پدر و مادرم از دستش به ستوه آمده اند. اهل کار و زندگی نیست. سیکل دارد و سربازی هم نرفته است. 24 ساله است. پدرم به سختی برایش کار پیدا می‌کند اما او هر روز مرخصی می‌گیرد یا وسط روز به خانه برمی‌گردد و می‌گوید حوصله کار ندارم، بعدش هم اخراج می‌شود. وضع مالی‌مان هم خوب نیست. چطور به برادرم کمک کنم؟
پاسخ
مخاطب گرامی، به این نکته توجه کنید: «برادر شما سرکار نمی‌رود، اگر هم برود کارش را وسط روز رها می‌کند.» در این حالت چه انتظاری می‌توان داشت؟! راه گریز برادر شما، داشتن نقطه امنی به نام «خانه پدر» است که می‌داند اگر سر کار هم نرود، جایی برای خوردن و خوابیدن دارد و تا وقتی که این خانه امن برای او فراهم است، اجباری برای رفتن به سرکار نخواهد داشت. فرار کردنش از خدمت هم به همین دلیل است چون نیازی به کار و داشتن کارت پایان خدمت احساس نمی‌کند. اگر این احساس به قدر کافی قوی باشد، باعث می‌شود از روی نیاز به دنبال کار برود و چون به طور معمول بیشتر کارها به کارت پایان خدمت نیاز دارد، مجبور می شود برای گرفتن کارت اقدام کند و خدمتش را به پایان برساند. با این حال، نکاتی که در ادامه مطرح می‌شود، می‌تواند در حل این مسئله به شما کمک کند.
 بگویید که قصد کمک به او را دارید
با برادرتان درباره عواقب کارهایش صحبت و پیامدهای نرفتن سر کار، غیبت از خدمت و سایر کارهایش را به او گوشزد کنید. به او بگویید صلاح او را می‌خواهید و قصد دارید به عنوان خواهر کمکش کنید. اگر توجه نکرد سعی کنید از تکنیک‌های دیگری مثل قانون‌گذاری استفاده کنید.
 از تکنیک قانون‌گذاری استفاده کنید
قانون گذاری کنید؛ برای مثال اگر قرار است برادرتان در آن خانه باشد، باید بداند که به قول معروف آن جا خانه خاله نیست که هرکاری دلش خواست انجام دهد؛ مثلا نتواند تا ظهر بخوابد یا بیکار نباشد یا در صورت غیبت از خدمت به راحتی اجازه ورود به خانه را نداشته باشد. وضع این قوانین به او نشان خواهد داد رفتارهایش برای اطرافیان مهم است و اعضای خانواده به او بی تفاوت نیستند البته مهم است بدانید قانون‌گذاری در خانواده فقط با حرف زدن امکان پذیر نیست و به ضمانت اجرایی نیاز دارد.
 همراه اعضای خانواده تان اقتدار داشته باشید
وجود منبع اقتدار در خانواده لازم است. باید یک یا چند نفر در خانواده وجود داشته باشند تا بتوانند قوانین را اجرا کنند. این منبع اقتدار باید بتواند ضمانت اجرایی قوانین وضع شده را ایجاد کند. بهتر است این منبع اقتدار، پدر خانواده باشد ولی اگر ایشان به دلیل بیماری یا ضعف جسمی از چنین اقتداری برخوردار نیست، سایر افراد مانند مادر و حتی برادرهای بزرگ‌تر هم می‌توانند چنین کنترلی داشته باشند. هرچند به یاد داشته باشید که اقتدار به معنای داشتن زور بازو نیست یعنی اگر فردی قدرت جسمی بیشتری داشته باشد، او رئیس باشد. اقتدار با نوعی احساس اعتماد به نفس و خودآگاهی همراه است که فرد از قوانین موجود در جامعه و حقوق خودش به درستی آگاه است و می تواند نحوه به کارگیری منابع حمایتی مانند پلیس را برای دفاع از آن به کار گیرد.
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی | روان‌شناس بالینی