چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

چگونه به کودکان خود بیاموزیم که اتاق خود را تمیز نگه دارند؟

تمیز کردن اتاق کودک شما می‌تواند یک چالش بزرگ باشد و این چیزی است که فکر می‌کنید با بزرگتر شدن بچه‌ها با گذشت زمان آسان‌تر می‌شود. فقط یک وظیفه کلی را به فرزندانتان محول نکنید. درعوض آن را به کار‌های کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانند در طول روز لیست خود را حذف کنند. در این مقاله مواردی را که ممکن است بخواهید در چک لیست قرار دهید به شما معرفی می‌کنیم.

جارو برقی بکشید:

اگرچه جارو برقی کشیدن منظم ممکن است راهی عالی برای تمیز کردن به نظر برسد اما گرد و غبار همچنان در جو شناور است و در نهایت دوباره وسایل شما را می‌پوشاند.

ضد عفونی کنید:

بعد از اینکه گرد و غبار و کثیفی را از بین بردید نوبت به ضدعفونی کردن می‌رسد. ضدعفونی کردن اتاق کودک اطمینان حاصل می‌کند که آن‌ها از آلرژن‌ها و کثیفی در‌امان هستند. برخی از حیاتی‌ترین قسمت‌های خانه کودک شما برای ضدعفونی کردن شامل حمام،‌ روبالشی و ناحیه اطراف تخت و جا کفشی است.

 روتختی کودک را عوض کنید:

تخت‌ها اغلب از مواد فوم اسفنجی ضخیم ساخته شده‌اند که اگر مراقب نباشید می‌تواند محل نگهداری باکتری‌ها باشد. به یاد داشته باشید که کودک شما کمی بیش از 8 ساعت در روز را در رختخواب می‌گذراند. همراه با هر کثیفی که با ملحفه‌ها از آنجا پاک نمی‌شود. حتماً ملحفه‌ها را به‌صورت هفتگی یا دو هفته‌ای تعویض کنید تا از عفونت جلوگیری کنید و تخت‌ها را از جذب کنه‌های گرد و غبار و ساس‌ها دور نگه دارید.

نتیجه‌گیری:

راه‌های مختلفی برای تشویق بچه‌ها برای تمیز کردن اتاق‌شان وجود دارد که می‌توانید آن را به عنوان یک چک لیست و یک بازی درآورید. این همیشه کار آسانی نیست اما با این چک لیست وقتی از کودکتان می‌خواهید اتاقش را مرتب کند اولویت‌های خود را در ذهن نگه خواهید داشت. به یاد داشته باشید که تمیز نگه داشتن یک اتاق نیز نیاز به نگهداری زیادی دارد.

 

منبع:

www.mysleepymonkey.com

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

با حسادت فرزند بزرگتر چه کنیم؟

به یاد دارم روزی یکی از دوستانم ماجرای نه‌چندان جالبی از یکی از همکارانش که صاحب فرزند دوم شده بود، برایم تعریف می‌کرد. می‌گفت زمانی که نوزاد نورسیده در اتاق‌خواب بود کودک بزرگ‌تر به دوستش می‌گفت: «وقتی مامان در آشپزخانه است برویم اذیتش کنیم!» وقتی این ماجرا را شنیدم ترسیدم که مبادا روزی این حجم از حسادت برای فرزندان من هم اتفاق بیفتد. در مورد فرزندانم اتفاق مشابه این ماجرا نیفتاد؛ ولی قطعاً نوعی از حسادت همچنان وجود داشت.
حسادت در خصوص بچه اولی‌هایی که برادر یا خواهر جدید دارند اتفاقی طبیعی است. بااین‌حال این شما هستید که شرایط را طوری درست می‌کنید که خواهر یا برادر جدید تبدیل به دوست شود یا دشمن. راهنمایی‌هایی که اینجا برای شما در نظر گرفته‌ایم کمکتان می‌کند تا در هر فاصله سنی که بین بچه‌ها هست، بتوانید بهترین راهکار را انتخاب کنید.

1. وقتی سن فرزند بزرگ‌تر زیر ۲۴ ماه است

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

در این سن کودکتان درک درستی از شرایط ندارد و نسبت به کودک تازه به دنیا آمده کمی گیج است. زمانی که کودک بزرگ‌تر زیر دو سال، به برادر یا خواهر بزرگ‌تر تبدیل می‌شود، شرایط سختی را خواهد داشت و پذیرش یک بچه جدید برایش دشوار است.
هر کودکی نیاز به توجه تمام و کمال مادر دارد. در نظر داشته باشید اگر فرزند شما با آمدن نوزاد جدید به‌طور آشکار ناراحتی خودش را بروز نداده، ممکن است به این معنا باشد که هنوز در غم از دست دادن زندگی قبلی خود است. اغلب این ناراحتی بعد از مدت‌زمانی (معمولاً وقتی‌که فرزند کوچک‌تر شروع به حرکت می‌کند و سراغ اسباب‌بازی‌هایش می‌رود) خودش را به‌صورت حسادت و کج‌خلقی نشان می‌دهد.

چطور شرایط را کنترل کنیم

الآن فقط از آرامش لذت ببرید و حتماً دقایقی از روز را برای خلوت کردن با فرزند اولتان کنار بگذارید. حواستان باشد که هر وقت به اتاق شما می‌آید به او لبخند بزنید. مطمئن باشید لبخند زدن و بوسیدن و در آغوش کشیدن کودکتان که به شما نیازمند است، آن‌قدرها هم از شما انرژی نخواهد گرفت. او مرتب پیش شما می‌آید و وقتی می‌بیند که در حال پرستاری از نوزاد هستید شروع می‌کند به بهانه گرفتن و نق زدن، در این زمان حواستان باشد که شروع به سخنرانی و توجیه او نکنید. او فقط می‌خواهد که بغلش کنید و به او توجه کنید، پس به او بگویید که «منم خیلی ناراحتم که نمی‌توانم الآن بغلت کنم و با تو بازی کنم. بیا فعلاً اینجا کنار من و نی‌نی دراز بکش. وقتی کارم تمام شد حسابی بغلت می‌کنم.»

2. سن فرزند بزرگ‌تر دو تا سه سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

بیشتر بچه‌ها در این سن نق‌نقو و گریان هستند، به‌خصوص زمانی که یک نوزاد جدید هم در کار باشد. ازآنجایی‌که بچه‌ها می‌بینند که شما چطور از نوزاد پرستاری می‌کنید، دوست دارند که همان کارها را با آن‌ها نیز انجام دهید. آن‌ها در این سن آن‌قدر دادوفریاد می‌کنند تا به آن چیزی که می‌خواهند برسند. همچنین گریه‌های نوزاد در طول شب می‌تواند مشکلاتی را به همراه داشته باشد؛ برای مثال کودک بزرگ‌تر که در تخت خودش خوابیده ناگهان تصمیم می‌گیرد که بیاید و پیش شما بخوابد. به‌خصوص زمانی که نوزاد در اتاق شما باشد. اغلب بچه‌ها در این سن درباره برادر یا خواهر جدیدشان کمی گیج هستند، بخشی از آن‌ها می‌خواهد همچنان یک نوزاد باقی بماند و بخش دیگری از آنان می‌گوید که من خودم می‌توانم کارهایم را انجام دهم و می‌خواهد مستقل باشد.

چطور شرایط را کنترل کنیم

با فرزندتان که دچار چنین احساسات دوگانه‌ای شده، صحبت کنید. این‌طور بگویید که به نظر می‌رسد دوست داری نی‌نی باشی و بعد بگذارید که نقش بچه‌های خیلی کوچک را بازی کند؛ مثلاً مثل نوزادان او را در گهواره بگذارید. بغلش کنید و تکانش دهید. کلی از این شرایط باهم لذت ببرید و بخندید. برای اینکه کودکتان با شرایط جدید بهتر کنار بیاید، بهتر است مجموعه‌ای از اقدامات را قبل از زایمان و در زمان بارداری فرزند دوم انجام دهید. اگر عادت کرده که شما صبح‌ها بیدارش کنید و به او صبحانه بدهید، قبل از زایمان این عادت را به پدرش محول کنید تا زودتر به او عادت کند. پدر باید خودش را خیلی مشتاق و هیجان‌زده نشان دهد.
 

3. سن فرزند بزرگ‌تر چهار تا شش سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

کودکان در این سن اغلب خیلی بهتر شرایط را درک می‌کنند و بهتر پذیرای ورود یک خواهر یا برادر جدید هستند. پس اگر نوزاد روی او شیر بالا بیاورد، شما خیلی راحت‌تر می‌توانید به او توضیح دهید که این کار را از قصد انجام نداده است. اگر اسباب‌بازی‌هایش را از او گرفت به او کمک کنید تا اسباب‌بازی‌های موردعلاقه‌اش را درجایی دور از دسترس نوزاد قرار دهد. در این سن دنیای فرزند شما بزرگ‌تر شده و دیگر مثل قبل تماماً به شما وابسته نیست. بااین‌حال هنوز بیشترین ارتباطش با شماست؛ اگر او توجهی را که لازم دارد از شما دریافت نکند ممکن است مضطرب و سرخورده شود.

چطور شرایط را کنترل کنیم

بهترین روش این است که زمانتان را با دقت بین او و فرزند جدید تقسیم کنید تا او سرخورده یا مضطرب نشود. حتی زمانی که به خرید می‌روید یک‌بار فقط با او بروید و اگر امکانش هست فرزند کوچک‌تر را پیش همسرتان در خانه بگذارید. اگر فرزند کوچک‌تر کاری کرد که او ناراحت و عصبانی شد طرف او را بگیرید و عصبانیتش را با چیزی که دوست دارد جایگزین کنید و بعد به او بگویید می‌دانم شرایط سخت است؛ بیا باهم نفس عمیق بکشیم و آرام باشیم.

4. سن فرزند بزرگ‌تر هفت تا هشت سال

باید منتظر چه اتفاقاتی باشید

اگر از او بپرسید که روزش چطور بود، ممکن است در جواب بگوید: «خوب بود.» معمولاً خیلی باید تلاش کنید تا بچه را در این سن به حرف زدن بیشتر وادار کنید و بتوانید از احساسات او آگاه شوید. چالش اصلی این است که از او بخواهید که احساساتش را در خصوص حس حسادتی را که منجر به یک رفتار ناخوشایند مانند حاضرجوابی، دعوا و بی‌توجهی آشکار نسبت به کودک کوچک‌تر شده، بیان کند.

چطور شرایط را کنترل کنیم

یکی از راه‌هایی که می‌تواند سودمند باشد خلوت‌های قبل از خواب است تاکمی باهم درد دل کنید. از او بخواهید هنگامی را تنها فرزند خانواده بود، به یاد آورد و آن شرایط را مرور کند. بپرسید که حس حال حاضرش چطور است. از او بپرسید آمدن فرزند جدید چه سختی‌ها و شادی‌هایی با خودش به همراه داشته است. اگر با شما از حس حسادتش چیزی گفت به او اطمینان بدهید که عاشقش هستید و از او بپرسید که در چه خصوصی می‌توانید کمکش کنید یا از دورانی که شما هم نسبت به خواهر یا برادر کوچک‌ترتان حسادت می‌کردید، به او بگویید. تمام تلاشتان را به کار ببرید تا رابطه آن‌ها را باهم تقویت کنید و آن‌ها باهم متحد شوند. از او بخواهید تا در قسمتی از کارهایی که مربوط به کودک کوچک‌تر است، سهیم باشد؛ مثلاً زمانی که شما کنارشان هستید از او بخواهید برای برادر یا خواهر کوچک‌ترش داستان بخواند یا زمانی که شما مشغول عوض کردن پوشک برادر یا خواهرش هستید، برایش آهنگی بگذارد تا حواس نوزاد را پرت کند و او را بخنداند.

 

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

چگونه فرزند حرف شنو داشته باشیم؟ با این بازی ها!

حرف‌شنوی کودکان احتمالاً یکی از آرزوهای هر پدر و مادری است. شاید وقت آن رسیده که اجبار و عصبانیت را کنار بگذارید و با کمی خلاقیت و سرگرمی فرزندتان را حرف‌گوش‌کن بار بیاورید. پنج بازی که در ادامه به شما آموزش می‌دهیم، کمکتان می‌کند فرزندتان در عین سرگرم شدن، مهارت حرف‌شنوی را نیز یاد بگیرد.

چرا گوش نمی‌دهد؟

ممکن است شما هم مادری باشید که تصمیم دارد فرزندش را به مهدکودک ببرد؛ ولی این سؤال ذهنش را درگیر کرده: چطور کودکم به حرف‌های مربی مهد گوش می‌دهد؟ درحالی‌که وقتی از او می‌خواهم اسباب‌بازی‌اش را داخل سبد بیندازد، او ترجیح می‌دهد آن را پشت کامیونش سوار کند!
به نظر می‌رسد مشکلی در این بچه‌ها وجود ندارد. بنا بر نظر متخصصان، کودکان نوپا در تمرکز بر آنچه می‌گویید مشکل دارند. دکتر «راحیل بریگز» معتقد است کودکان کم سن و سال به‌صورت ذاتی ذهنشان منحرف به موضوعی دیگر می‌شود. آن‌ها نمی‌توانند به اندازه بچه‌های بزرگ‌تر روی موضوعی تمرکز کنند و بعد از چند دقیقه توجهشان به موضوع دیگری جلب می‌شود. فرض کنید فرزند 15 ماهه‌تان در حال رفتن به سمت کتابخانه است و در همان حال شما کتابی را با صدای بلند برایش می‌خوانید؛ در این صورت اینکه حواسش به سمت شما معطوف شود اتفاقی طبیعی است.
دلیل دیگری که باعث می‌شود او نسبت به درخواست‌هایتان بی‌توجه باشد این است که او به‌تازگی اولین گام‌ها برای مستقل شدن را برمی‌دارد؛ درنتیجه ممکن است به حرف‌هایی که به او می‌زنید توجهی نکند و حتی ممکن است دقیقاً خلاف آن را انجام دهد تا استقلالش را ثابت کند!
خوشبختانه، اگر از همین حالا تمرین کردن با فرزندتان را شروع کنید، او را برای مرحله پیش‌دبستانی آماده خواهید کرد و با تمرکز بر علاقه ذاتی‌اش به بازی کردن می‌توانید توانایی حرف‌شنوی را در او تقویت کنید. بازی‌های زیر به افزایش تمرکز و توجه بچه‌ها کمک می‌کنند.

بازی با کودکان در سنین مختلف
  • در جست‌وجوی گنج باشید!

برای یک کودک کنجکاو هیچ‌چیزی وسوسه کننده تر از پیدا کردن یک جایزه پنهان‌شده نیست! حتی اگر جایزه ساده‌ای مثل عروسک همیشگی‌اش باشد. معمولاً بچه‌ها نمی‌توانند در برابر پیدا کردن وسیله و جست‌و‌جو مقاومت کنند؛ درنتیجه سراغ شی پنهان شده می‌روند. سعی کنید جایی که عروسک را پنهان می‌کنید، خیلی سخت نباشد. مثلاً می‌توانید از پشت مبل استفاده کنید. بعد به فرزندتان برای پیدا کردن نشانه‌هایی دهید و او را راهنمایی کنید.

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ اگرچه فرزندتان برای یافتن جایزه‌ای که پنهان کرده‌اید ترغیب شده و به راهنمایی‌هایتان توجه می‌کند؛ هم‌زمان در حال پیروی کردن تقویت حافظه‌اش نیز هست. قطعاً اگر این بازی را ادامه دهید متوجه تفاوت فرزندتان در یک‌سالگی با دوسالگی‌اش می‌شوید. هر چه او بزرگ‌تر می‌شود تمرکزش را بیشتر تقویت کنید و بازی را برایش پیچیده‌تر کنید. مثلاً بگویید اول باید به اتاق بازی برود و بعد توپ آبی را پیدا کند یا حتی از این سخت‌تر!

  • عروسک‌ها را دعوت کنید!

جذابیتی که عروسک‌ها دارند توجه همه بچه‌ها را به خود جلب می‌کند. حتی استفاده از عروسکی که با یک لنگه جوراب درست‌شده و چشم‌های درشت و لبخندی بانمک دارد برای سرگرم کردن فرزندتان کافی است. یک صدای جالب برای عروسک بسازید و درخواست‌هایتان را از کودک از زبان عروسک بیان کنید. برای مثال از فرزندتان بخواهید دست بزند، پاهایش را به زمین بکوبد، دایره‌وار بچرخد یا اسباب‌بازی‌هایش را از روی زمین جمع کند.
این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ ممکن است وقتی مستقیماً از فرزندتان می‌خواهید حیوانات اسباب‌بازی‌اش را جمع کند، این کار را انجام ندهد! اما وقتی عروسکی به شکل شیر از او این درخواست را داشته باشد، به نظر او کار سرگرم‌کننده‌ای برسد. حالا سؤال اینجاست که چرا این اتفاق می‌افتد؟ در این حالت فرزندتان این درخواست را از طرف مادرش نمی‌بیند و استقلالش را در معرض تهدید کمتری حس می‌کند. هنگامی‌که از جانب یک عروسک با او حرف می‌زنید حس می‌کند دوست تازه‌ای پیدا کرده است؛ درنتیجه علاقه بیشتری به گوش دادن به درخواست‌های دوست جدیدش پیدا می‌کند. احتمالاً این که به جای یک عروسک حرف بزنید به نظرتان احمقانه می‌رسد اما یادتان باشد: شما سعی می‌کنید از اعمال زور جلوگیری کنید و کودکتان با علاقه یاد می‌گیرد که چطور از دستورات پیروی کند؛ بنابراین ارزشش را دارد.

فرزند حرف شنو تربیت کنید
  • حس تقلید او را درگیر کنید

یکی از صداهایی را که به‌طور غیرمستقیم در اطرافتان می‌شنوید، انتخاب کرده و توجه کودکتان را به آن جلب کنید. برای مثال صدای گربه‌ای که از کوچه می‌آید. از او سؤال بپرسید: صدای گربه را می‌شنوی؟ بعد کمی ساکت بنشینید و چهره‌تان را طوری نشان دهید که با دقت در حال گوش کردن به صدای گربه هستید. از کودکتان بخواهید صدایی را که می‌شنود، تقلید کند اگر در انجام این کار مردد بود خودتان صدایی شبیه آن دربیاورید.‌

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ بااینکه گوش کردن به صدایی که منبع آن دیده نمی‌شود برای فرزندتان سخت است؛ اما این کار به‌مرورزمان گوش دادن با دقت را به او یاد می‌دهد و باعث بهبود مهارت تمرکزش می‌شود. تلاش‌های او را ببینید و تشویقش کنید. مثلاً به او بگویید: «وای، چقدر خوشحالم که صدای گربه را شنیدی و می‌توانی تقلیدش کنی!»

  • بازی چراغ‌قوه را انجام دهید

بعدازظهرها، وقتی هوا تاریک می‌شود در اتاقی کم‌نور، با کودکتان روی کاناپه لم دهید و دو چراغ‌قوه کنارتان داشته باشید. نور چراغ‌قوه را روی اشیای مختلف بیندازید و از او بخواهید شما را دنبال کند. این‌طور بگویید: «نور چراغ‌قوه من روی قفسه کتاب‌هاست. تو هم می‌توانی همین کار را انجام بدهی؟»

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ تازگی داشتن بازی چراغ‌قوه باعث می‌شود فرزندتان در این بازی درگیر باشد و منتظر دستور بعدی شما بماند. به‌علاوه تاریکی اتاق باعث می‌شود تا توجهش کمتر به اشیای موردعلاقه‌اش در اتاق جلب شود. برای کودکانی که بزرگ‌ترند بازی را جذاب‌تر کنید. مثلاً نور چراغ‌قوه را بچرخانید و حرکت دایره یا زیگزاگ ایجاد کنید. به‌علاوه این بازی می‌تواند به کاهش ترس از تاریکی فرزندتان نیز کمک کند.

حرف شنوی فرزندان در حین بازی
  • ​​​​​​​با یکدیگر آهنگ‌های بی‌سروته بخوانید!

چه شعر «یه روز یه آقا خرگوشه» را بخوانید چه شعری درباره مسواک زدن که از خودتان درآورده‌اید، ترکیب موسیقی با حرکات بدن، برای کودکان نوپا سرگرم‌کننده است. این حرکت‌ها باعث می‌شود کلمات را بهتر به خاطر بیاورند. اگر می‌خواهید فرزندتان به کاری مانند لباس پوشیدن یا جمع‌کردن اسباب‌بازی‌هایش انجام دهد، این درخواست را با شعر بیان کنید. برای بچه‌های کوچک‌تر شعر را آرام‌تر و با حرکت‌های بیشتری انجام دهید تا بیشتر خوششان بیاید.

این روش چطور تأثیر می‌گذارد؟ اینکه فرزندتان را با دادوفریاد یا زور به انجام کاری وادار کنید، معمولاً نتیجه عکس دارد و او مقاومت بیشتری برای انجام ندادنش می‌کند. اگر درخواستتان را با یک شعر انجام دهید و از او بخواهید با شما هم‌نوایی کند، بیشتر برای انجام آن کار ترغیب می‌شود.