زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

عشق مادر به فرزندانش هیچ حد و مرزی ندارد و به ظاهر آن‌ها محدود نمی‌شود. با این حال، زندگی با غافلگیری‌هایی همراه است که به غیرمنتظره‌ترین شکل ممکن رخ می‌دهند، مثل تولد دوقلو‌هایی با دو رنگ پوست متفاوت. این اتفاق گرچه در ابتدا جودیت انووکوچا، مادر این دوقلو‌ها را شگفت زده کرد، اما او حالا نگاه دیگری به این تفاوت دارد.

جودیت انووکوچا، زن نیجریه‌ای ساکن کانادا، ۱۰ سال را در آرزوی مادر شدن سپری کرد. او در اعماق وجودش فهمیده بود که ممکن است مجبور شود برای مادر شدن بیشتر صبر کند. او در اینباره می‌گوید: «وقتی ازدواج کردم، روز‌ها تبدیل شد به هفته ها، هفته‌ها تبدیل شد به ماه‌ها و ماه‌ها تبدیل شده به سال ها. اضطراب و ناامیدی وجودم را گرفته بود.»

وقتی به نظر می‌رسید که دیگر هیچ راه چاره‌ای باقی نمانده است، به راز و نیاز متوسل شد. جودیت دوستانی حمایتگر پیدا کرد و او و آن‌ها معتقد بودند معجزه امکان پذیر است. جودیت به ویژه دعا می‌کرد که صاحب یک دختر و پسر دوقلو شود و حتی نام آن‌ها را انتخاب کرده بود: کامسی و کاچی.

بعد از ۸ سال، جودیت و همسرش تصمیم گرفتند بار دیگر شیوه‌ی لقاح مصنوعی را امتحان کنند. درمان‌های قبلی بی نتیجه بودند، اما آن‌ها امید خود را از دست ندادند. در کمال تعجب، تلاش دوباره‌ی آن‌ها موفقیت آمیز بود. جودیت می‌گوید: «فهمیدم که بالاخره دوقلوهایم قرار است در وجودم رشد کنند. آنقدر خوشحال بودیم که حد نداشت. اولین سونوگرافی مان فقط یکی از جنین‌ها را نشان داد، ولی من فوراً به دکتر گفتم که اشتباه شده است.»

سونوگرافی دوم نشان داد حق با جودیت بود. با این حال، سونوگرافی‌های بعدی حاوی خبر‌های نگران کننده‌ای بودند. به جودیت گفتند که دخترش در معرض ریسک خونریزی است و ممکن است دوام نیاورد. جودیت در طول بارداری اش به راز و نیاز ادامه داد، اما نمی‌توانست اضطراب مداومش را کنار بگذارد.

دوقلو‌ها به دنیا آمدند، اما چیز نامتعارفی در مورد یکی از آن‌ها وجود داشت.

فرزندان جودیت بالاخره پس از سال‌ها انتظار به دنیا آمدند، پسرش کامسی و دخترش کاچی. شادی مادر شدن برای جودیت بی حد و حصر بود، اما چیزی در مورد فرزندان تازه متولد شده‌ی جودیت وجود داشت که توجه او را به خود جلب کرد.

وقتی چشم جودیت به کاچی افتاد، با خود فکر کرد که نکند در بیمارستان به اشتباه با نوزاد دیگری جا به جا شده باشد. تا چند ماه بعد جودیت به این فکر می‌کرد که مبادا فرزند کس دیگری را به او داده باشند. او در اینباره می‌گوید: «من از سفیدی زیاد پوستش واقعاً شگفت زده بودم، ولی شادی سالم بودن به دنیا آمدن شان فوراً به هر احساس دیگری غلبه می‌کرد. از خوشحالی از خود بی خود شده بودم.»

جودیت تصور می‌کرد ظاهر کاچی تنها به این خاطر است که پوست خیلی روشنی دارد و اصلاً به احتمال زال بودن او فکر نمی‌کرد.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

در خانواده‌ی جودیت کسی به آلبینیسم یا زالی دچار نبود. کاچی پس از تولد به مراقبت ویژه نیاز یافت و به بخش مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستان منتقل شد و مدتی بیشتر از برادرش در آنجا ماند تا وزنش بالاتر رود، تا اینکه بالاخره مانند برادرش به خانه رفت.

جودیت دلش می‌خواست برای فرزندان تازه متولد شده اش تنها خوشحال باشد، اما حس نگرانی بر او غلبه کرد. او در اینباره می‌گوید: «نگرانی کم کم تبدیل شد به ناراحتی. نگران آینده اش شده بودم، اینکه جامعه چه برخوردی با او خواهد داشت و اینکه پذیرفته خواهد شد یا خیر. به بچه‌های سیاهپوست دیگر حسادت می‌کردم و با خودم فکر می‌کردم: “چرا من؟ چرا من باید یک بچه‌ی زال داشته باشم؟ چی شد که دوقلوهایم یکی سفید پوست و یکی سیاه پوست شدند؟ ”»

به اذعان جودیت، هم او و هم همسرش در ابتدا برای کنار آمدن با واقعیت با مشکل رو به رو بودند و دائماً ان را انکار می‌کردند. آن‌ها در نهایت از یک مشاور برای مدیریت احساسات شان کمک گرفتند. با این حال، تا تولد یک سالگی فرزندشان طول کشید تا جودیت و همسرش نگاه متفاوتی به جودیت پیدا کنند.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

او در اینباره می‌گوید: «کم کم نگاه متفاوتی به دخترم پیدا کردم. کم کم زیبایی‌ای که در زال بودنش بود را می‌دیدم، مو‌های طلایی، چشم‌های قهوه ای، لب‌های صورتی و همه چیزش را تحسین می‌کردم. فهمیدم که هر وقت بچه‌ها را بیرون می‌بریم کاچی چقدر برای مردم جذاب است.»

جودیت می‌گوید او حالا دائماً زیبایی‌های درونی و ظاهری کاچی را به خود یادآوری می‌کند و تأکید دارد که شرایط ویژه‌ی او را با هیچ چیز دیگری در دنیا عوض نمی‌کند.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

دوقلو‌ها حالا رابطه‌ای ناگسستنی با یکدیگر دارند و بی توجه به تفاوت‌های ظاهری شان به یکدیگر عشق می‌ورزند و باهم بازی می‌کنند. جودیت می‌گوید: «مطمئن نیستم که کاچی خودش حالا از خاص بودن ظاهرش باخبر باشد، اما بالاخره یک روز این را می‌فهمد و وظیفه‌ی من این است که به او یاد دهم خودش را همانطور که هست دوست داشته باشد.»

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

عشق مادر به فرزندانش هیچ حد و مرزی ندارد و به ظاهر آن‌ها محدود نمی‌شود. با این حال، زندگی با غافلگیری‌هایی همراه است که به غیرمنتظره‌ترین شکل ممکن رخ می‌دهند، مثل تولد دوقلو‌هایی با دو رنگ پوست متفاوت. این اتفاق گرچه در ابتدا جودیت انووکوچا، مادر این دوقلو‌ها را شگفت زده کرد، اما او حالا نگاه دیگری به این تفاوت دارد.

جودیت انووکوچا، زن نیجریه‌ای ساکن کانادا، ۱۰ سال را در آرزوی مادر شدن سپری کرد. او در اعماق وجودش فهمیده بود که ممکن است مجبور شود برای مادر شدن بیشتر صبر کند. او در اینباره می‌گوید: «وقتی ازدواج کردم، روز‌ها تبدیل شد به هفته ها، هفته‌ها تبدیل شد به ماه‌ها و ماه‌ها تبدیل شده به سال ها. اضطراب و ناامیدی وجودم را گرفته بود.»

وقتی به نظر می‌رسید که دیگر هیچ راه چاره‌ای باقی نمانده است، به راز و نیاز متوسل شد. جودیت دوستانی حمایتگر پیدا کرد و او و آن‌ها معتقد بودند معجزه امکان پذیر است. جودیت به ویژه دعا می‌کرد که صاحب یک دختر و پسر دوقلو شود و حتی نام آن‌ها را انتخاب کرده بود: کامسی و کاچی.

بعد از ۸ سال، جودیت و همسرش تصمیم گرفتند بار دیگر شیوه‌ی لقاح مصنوعی را امتحان کنند. درمان‌های قبلی بی نتیجه بودند، اما آن‌ها امید خود را از دست ندادند. در کمال تعجب، تلاش دوباره‌ی آن‌ها موفقیت آمیز بود. جودیت می‌گوید: «فهمیدم که بالاخره دوقلوهایم قرار است در وجودم رشد کنند. آنقدر خوشحال بودیم که حد نداشت. اولین سونوگرافی مان فقط یکی از جنین‌ها را نشان داد، ولی من فوراً به دکتر گفتم که اشتباه شده است.»

سونوگرافی دوم نشان داد حق با جودیت بود. با این حال، سونوگرافی‌های بعدی حاوی خبر‌های نگران کننده‌ای بودند. به جودیت گفتند که دخترش در معرض ریسک خونریزی است و ممکن است دوام نیاورد. جودیت در طول بارداری اش به راز و نیاز ادامه داد، اما نمی‌توانست اضطراب مداومش را کنار بگذارد.

دوقلو‌ها به دنیا آمدند، اما چیز نامتعارفی در مورد یکی از آن‌ها وجود داشت.

فرزندان جودیت بالاخره پس از سال‌ها انتظار به دنیا آمدند، پسرش کامسی و دخترش کاچی. شادی مادر شدن برای جودیت بی حد و حصر بود، اما چیزی در مورد فرزندان تازه متولد شده‌ی جودیت وجود داشت که توجه او را به خود جلب کرد.

وقتی چشم جودیت به کاچی افتاد، با خود فکر کرد که نکند در بیمارستان به اشتباه با نوزاد دیگری جا به جا شده باشد. تا چند ماه بعد جودیت به این فکر می‌کرد که مبادا فرزند کس دیگری را به او داده باشند. او در اینباره می‌گوید: «من از سفیدی زیاد پوستش واقعاً شگفت زده بودم، ولی شادی سالم بودن به دنیا آمدن شان فوراً به هر احساس دیگری غلبه می‌کرد. از خوشحالی از خود بی خود شده بودم.»

جودیت تصور می‌کرد ظاهر کاچی تنها به این خاطر است که پوست خیلی روشنی دارد و اصلاً به احتمال زال بودن او فکر نمی‌کرد.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

در خانواده‌ی جودیت کسی به آلبینیسم یا زالی دچار نبود. کاچی پس از تولد به مراقبت ویژه نیاز یافت و به بخش مراقبت‌های ویژه‌ی بیمارستان منتقل شد و مدتی بیشتر از برادرش در آنجا ماند تا وزنش بالاتر رود، تا اینکه بالاخره مانند برادرش به خانه رفت.

جودیت دلش می‌خواست برای فرزندان تازه متولد شده اش تنها خوشحال باشد، اما حس نگرانی بر او غلبه کرد. او در اینباره می‌گوید: «نگرانی کم کم تبدیل شد به ناراحتی. نگران آینده اش شده بودم، اینکه جامعه چه برخوردی با او خواهد داشت و اینکه پذیرفته خواهد شد یا خیر. به بچه‌های سیاهپوست دیگر حسادت می‌کردم و با خودم فکر می‌کردم: “چرا من؟ چرا من باید یک بچه‌ی زال داشته باشم؟ چی شد که دوقلوهایم یکی سفید پوست و یکی سیاه پوست شدند؟ ”»

به اذعان جودیت، هم او و هم همسرش در ابتدا برای کنار آمدن با واقعیت با مشکل رو به رو بودند و دائماً ان را انکار می‌کردند. آن‌ها در نهایت از یک مشاور برای مدیریت احساسات شان کمک گرفتند. با این حال، تا تولد یک سالگی فرزندشان طول کشید تا جودیت و همسرش نگاه متفاوتی به جودیت پیدا کنند.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

او در اینباره می‌گوید: «کم کم نگاه متفاوتی به دخترم پیدا کردم. کم کم زیبایی‌ای که در زال بودنش بود را می‌دیدم، مو‌های طلایی، چشم‌های قهوه ای، لب‌های صورتی و همه چیزش را تحسین می‌کردم. فهمیدم که هر وقت بچه‌ها را بیرون می‌بریم کاچی چقدر برای مردم جذاب است.»

جودیت می‌گوید او حالا دائماً زیبایی‌های درونی و ظاهری کاچی را به خود یادآوری می‌کند و تأکید دارد که شرایط ویژه‌ی او را با هیچ چیز دیگری در دنیا عوض نمی‌کند.

زنی بعد از ۱۰ سال صاحب نادرترین دوقلوی دنیا شد

دوقلو‌ها حالا رابطه‌ای ناگسستنی با یکدیگر دارند و بی توجه به تفاوت‌های ظاهری شان به یکدیگر عشق می‌ورزند و باهم بازی می‌کنند. جودیت می‌گوید: «مطمئن نیستم که کاچی خودش حالا از خاص بودن ظاهرش باخبر باشد، اما بالاخره یک روز این را می‌فهمد و وظیفه‌ی من این است که به او یاد دهم خودش را همانطور که هست دوست داشته باشد.»

افتخارآفرینی یک بانوی ایرانی در ناسا

یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی – آمریکایی به عنوان فرمانده ماموریت فضایی ناسا انتخاب شد.

ناسا روز چهارشنبه اعضای تیم ماموریت «کرو-۷» برای سفر به فضا در ماه آینده را اعلام کرد.

سازمان فضانوردی ایالات متحده، ناسا، اعلام کرد هفتمین ماموریت اعزام فضاپیمای اسپیس‌ایکس به ایستگاه فضایی بین‌المللی به فرماندهی یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی-آمریکایی حدود چهل روز دیگر در ۱۵ اوت انجام خواهد شد.

افتخارآفرینی یک بانوی ایرانی در ناسا

تولدی نوزاد عجیب شبیه به دایناسور!

بر اساس گزارش های محلی، پزشک بیمارستان اعلام کرده که این نوزاد عجیب‌ الخلقه نارس بوده و وزن آن تنها یک کیلوگرم است؛ یعنی بسیار کمتر از وزن متوسط نوزاد معمولی.

تولدی نوزاد عجیب شبیه به دایناسور!

 این نوزاد با ساختاری شاخ مانند در زیر تنه خود در مرکز بهداشت اولیه Manpura در منطقه Shivpuri در مرکز هند به دنیا آمد. پزشکان مرکز بهداشت بلافاصله نوزاد و مادر را به بیمارستان منطقه شیوپوری معرفی کردند.

با وجود این، وضعیت کودک همچنان پایدار است. نوزاد از زمان تولد تحت نظر پزشکان خاص در بخش ویژه مراقبت از نوزادان (SNCU) بیمارستان نگهداری می شود.

این نوزاد در ۲۶ آگوست به دنیا آمد. هنوز مشخص نیست که آیا او به دلیل نادر بودن شرایط پزشکی وضعیت نامطلوبی دارد یا خیر.

مادر ‌زاهدانی با اهدای کلیه، جان فرزندش را نجات داد

معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زاهدان گفت: مادر ۴۶ ساله فاقد شناسنامه در این شهرستان برای نجات جان فرزندش کلیه خود را اهدا کرد.

مادر ‌زاهدانی با اهدای کلیه، جان فرزندش را نجات داد

علی خواجه اظهارکرد: بیمار گیرنده عضو، دختری ۲۲ ساله است که از ۱۳ سالگی به علت عفونت کلیه و عدم درمان دچار نارسایی شدید کلیوی شده و از چهار سال قبل تاکنون نیز تحت درمان دیالیز بوده است.

وی ادامه داد: با توجه به هزینه‌های بالای خرید کلیه و عدم توانایی مالی این خانواده، مادر این دختر که فاقد شناسنامه بود داوطلب اهدای کلیه به فرزندش و نجات جان او شد.

معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان گفت: عمل پیوند کلیه در بخش پیوند کلیه بیمارستان علی بن ابی طالب(ع) زاهدان با موفقیت انجام شد.

وی بیان کرد: از سال ۸۶ با راه‌اندازی بخش پیوند کلیه در بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) زاهدان تاکنون ۲۲۹ پیوند کلیه انجام شده است.

۹ زن در دام این مرد؛ آزار زنان از هتل تا دستشویی بیمارستان!

مرد میانسالی با چهره‌ای موجه که خودش را سردار یک ارگان نظامی معرفی می‌کرد و با ترفند‌های مختلف ـ بیشتر ـ زنان را هدف نیت شوم خود قرار می‌داد، دستگیر شد.

۹ زن در دام این مرد؛ آزار زنان از هتل تا دستشویی بیمارستان!

اوایل شهریور ماه سال ۱۳۹۹ بود و زن ۲۸ ساله‌ای در پیاده‌روی خیابان خلیج فارس تهران در حال پیاده‌روی بود که مردی با چهره فریبنده که ریش سفید داشت و قوی هیکل بود جلوی راهش را گرفت. مرد که خود را مأمور معرفی کرده بود در خصوص پوشش و حجاب به نسترن اعتراض و تأکید کرد که باید همراه او به مقر پلیس برود.

زن جوان شوکه شده بود و مرد مأمورنما، نسترن را به یک ساختمان که در نزدیکی محل بود کشاند و زن جوان که فکر می‌کرد در طبقه بالای ساختمان مقر پلیس است قصد داشت از راه پله‌ها بالا برود که ناگهان مرد شیطان صفت او را غافلگیر کرد و با تهدید در راه پله‌های ساختمان هدف نیت شوم خود قرار داد و گریخت.

روباه پیر کیست؟

بدین ترتیب ماجرای تجاوز به زن جوان به مأموران کلانتری ۱۷۹ خلیج فارس مخابره شد و مأموران با دستور مقام قضایی پرونده را برای رسیدگی ویژه در اختیار مأموران اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران قرار دادند.

کارآگاهان پس از تحقیقات ابتدایی از زن جوان به سراغ دوربین‌های مداربسته در اطراف محل حضور مرد شیطان صفت رفتند و در این مرحله دوربین‌های مداربسته بیمارستان فیاض بخش مورد بازبینی قرار گرفت.

تیم پلیسی در این مرحله مشاهده کردند که مرد شیطان صفت ابتدا در بیمارستان فیاض بخش در کمین یک زن بوده و زمانی‌که زن جوان وارد سرویس بهداشتی زنانه می‌شود این مرد به دنبال او وارد سرویس بهداشتی شده است، اما خیلی زود این مرد از محل خارج شده و پا به فرار می‌گذارد که بررسی نشان از آن داشت با توجه به شلوغی بیمارستان و مقاومت زن جوان در سرویس بهداشتی، متهم از محل گریخته و بعد از این ماجرا به سراغ زن جوان دیگری که در پیاده‌رو در حال قدم زدن بود، می‌رود.

تصاویر به دست آمده کیفیت پایینی داشت و هیچ ردی از روباه پیر به دست نیامد، اما تحقیقات برای دستگیری این مرد ادامه داشت.

۹ زن در دام این مرد؛ آزار زنان از هتل تا دستشویی بیمارستان!

گره معما باز شد

تجسس‌ها ادامه داشت تا اینکه بعد از ۳ سال یعنی اوایل اردیبهشت ماه امسال یک زن دستفروش با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و عنوان کرد مردی با چهره‌ای فریبنده خودش را سردار یک ارگان نظامی معرفی کرده و ادعا می‌کند می‌تواند برایم وام جانبازی بگیرد و با این ترفند و اعتمادسازی قصد نیت شومی داشت که متوجه نقشه‌اش شدم.

اپراتور پلیس پس از شنیدن اظهارات زن دستفروش از وی خواست کمی صبر کند و او را به اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران وصل کرد. زن جوان در این مرحله مشخصات ظاهری مرد فریبکار را در اختیار افسر اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران قرار داد و وی با توجه به پرونده قدیمی روباه پیر و مشخصاتی که از زن دستفروش می‌شنید احتمال داد که مرد فریبکار دوباره دست به کار شده باشد و از زن جوان خواست به پلیس آگاهی تهران مراجعه کند تا سرنخ‌های جدیدی از متهم فراری به دست آورد.

روباه پیر شناسایی شد

افسر پرونده در این مرحله تصویر دوربین مداربسته مرد شیطان صفت را که از دوربین‌های بیمارستان فیاض بخش به دست آورده بود پیش روی زن دستفروش قرار داد و زن جوان او را همان شخص معرفی کرد. کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات با اطلاعاتی که از زن دستفروش به دست آوردند پی بردند این مرد ۶۰ ساله در گذشته نیز دست به تبهکاری زده است.

همین کافی بود تا با هماهنگی مقام قضایی، عملیات دستگیری مرد شیطان صفت کلید زده شود و کارآگاهان در این مرحله محل تردد مرد فریبکار را در نزدیکی یک مسافرخانه در میدان فردوسی شناسایی کردند و در یک عملیات غافلگیرانه متهم دستگیر شد. مرد شیطان صفت خود را بی‌گناه می‌دانست، اما نسترن با حضور در اداره پلیس وقتی این مرد را در بین دیگر متهمان دید انگشت اتهام را به سمتش گرفت و مرد شیاد وقتی خود را در برابر مدارک پلیسی دید به ناچار لب به اعتراف گشود.

کلاهبرداری‌های شیطانی

تیم پلیسی در این مرحله با بررسی گوشی موبایل متهم به قربانیان این مرد شیطان صفت رسیدند و پرونده پیچیده‌ای در برابر مأموران قرار گرفت و زنان فریب خورده از شهر مشهد، رشت، شیراز و… با حضور در اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران شکایت خود را مطرح کردند.

یکی از شاکیان پرونده که دخترعموی پدر این مرد شیطان صفت است به مأموران گفت: سال‌ها بود که از خانواده پسرعمویم خبری نداشتم تا اینکه پسرش به سراغم آمد و ادعا کرد که جانباز و سردار یک ارگان نظامی است و می‌تواند برای من یک حواله خرید خودروی دنا بگیرد و به همین خاطر با توجه به اعتمادی که داشتم ۲۲۰ میلیون تومان برایش واریز کردم، اما پس از آن ناپدید شد.

خواستگاری شیطان

در ادامه زن دیگری عنوان کرد این مرد که خود را جانباز و سردار معرفی کرده بود پس از اعتمادسازی به خواستگاری‌ام آمد و این در حالی بود که شوهرم فوت کرده بود و فرزندانم با ازدواج من مشکلی نداشتند و جالب اینکه این مرد با وعده‌های دروغینی که می‌داد اعتماد همه را جلب کرده بود.

زن تنها گفت: این مرد حتی در زمان خواستگاری برایم یک انگشتر طلا آورد و همه چیز عادی به نظر می‌رسید، اما این مرد که خودش را همسر من می‌دانست پس از مدتی زناشویی وقتی دید نمی‌تواند از من پولی بگیرد ناپدید شد و آبروی من نزد خانواده‌ام رفت و حتی طلایی را که برایم خریده بود به سرقت برد.

تجاوز به یک زن در هتل

زن جوان دیگری که از مشهد به تهران آمده بود وقتی در برابر این مرد شیطان صفت قرار گرفت به مأموران گفت: در هتل بودم که مرد با چهره فریبنده به سراغم آمد و وقتی فهمید تنها هستم شروع به اعتمادسازی و خودش را سردار معرفی کرد و می‌گفت می‌تواند برایم وام میلیونی بگیرد و در یک اقدام غافلگیرانه به من تجاوز کرد و سپس گوشی موبایل و مدارکم را به سرقت برد.

کلاهبرداری در شاهچراغ

زن جوانی که از شیراز به تهران آمده بود به مأموران گفت: در حرم مطهر شاهچراغ بودم که این مرد خودش را سردار یک ارگان نظامی و تاجر کفش معرفی کرد و پیشنهاد داد با پرداخت ۲ میلیون تومان سه جفت کفش چرم برایم از تبریز می‌فرستد که من هم پول را واریز کردم، اما خبری از کفش‌ها نشد.

شیادی به بهانه حواله خودرو

در میان زنان یک مرد جوان نیز حضور داشت که از گرگان به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران مراجعه کرده بود و گفت: این مرد فریبکار که خود را سردار معرفی کرده بود ادعا کرد می‌تواند حواله خرید یک خودرو را تهیه کند به همین خاطر مبلغ ۳۰ میلیون تومان به حسابش واریز کردم، اما او ناپدید شد تا اینکه خبر رسید او را دستگیر کرده‌اند.

۹ زن با حضور در اداره پلیس از این مرد شیطان صفت که با نقش پردازی و با تهدید دست به اقدام شوم و کلاهبرداری زده بود شکایت کردند و تحقیقات برای شناسایی دیگر طعمه‌های این مرد در دستور کار مأموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است.

قاضی منافی‌آذر از شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران با درخواست چاپ عکس بدون پوشش این متهم خواست کسانی‌که هدف نیت شوم و کلاهبرداری این مرد شیاد قرار گرفته‌اند به اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

زیبای خفته سوئد؛ ماجرای عجیب دختری که بعد از یک دندان درد به خوابی ۳۲ ساله فرو رفت.

تصور کنید یک شب به خواب بروید، اما وقتی از خواب بیدار شدید نه صبح روز بعد، بلکه سال ها بعد باشد. بیشتر شبیه به قصه های پریان می ماند. اما این اتفاق واقعاً برای یک دختر نوجوان سوئدی رخ داد که متوجه شد بخشی از عمر خود را در خواب سپری کرده است. ماجرای شگفت انگیز این دختر تا به امروز یک معما باقی مانده است.

کارولینا اولسون در سال ۱۸۶۲ متولد شد و در جزیره ی اوکنوی سوئد به همراه ۴ خواهر و برادرش زندگی آرامی داست. با این حال، زندگی او و خانواده اش بعد از یک زمین خوردگی چرخشی غیرمنتظره کرد. کارولینا یک روز سرد زمستانی در فوریه ی سال ۱۸۷۲ در راه مدرسه لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد.

وقتی جراحت کارولینا التیام یافت همه تصور می کردند او دیگر خوب شده است. با این حال، از همان روز همه چیز تغییر کرد. وقتی کارولینا که آن زمان ۱۴ سال داشت، گفت که دندانش درد می کند، خانواده اش آن را جدی نگرفتند و او را به رختخواب فرستادند. اما هیچکس تصورش را نمی کرد کارولینا ۳۲ سال بعد از این خواب بیدار شود.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

پزشکی به جزیره ی اکنو آمده بود، چندین روز به معاینه ی کارولینا پرداخت اما همه چیز گیج کننده بود. برخلاف کمایی که بعد از یک سانحه رخ می دهد، کارولینا ظاهر مرده اما در حقیقت زنده بود. چیزی که عجیب موها و ناخن های کارولینا اصلاً رشد نمی کرد و وزن او هم پایین نمی آمد.

در سال ۱۸۸۲، بعد از ۶ سال، کارولینا به شهر برای شوک درمانی به شهری دیگر برده شد اما این روش هم کارساز نبود. پزشکان دوباره او را به خانه فرستادند و به خانواده ی او گفتند که تنها امیدشان به معجزه باشد. در تمام آن مدت کارولینا در خواب به سر می برد و هیچ غذای جامدی نمی خورد و تنها شیر و شکر به او داده می شد.

تشخیص پزشکان بیمارستان این بود که کارولینا به نوعی فلج مرتبط با زوال عقل دچار شده است. نکته ی عجیب درباره ی کارولینا این بود که علیرغم وضعیت جسمانی اش، ذهن او فعال بود، چرا که می توانست به محیط پیرامون خود واکنش نشان دهد. والدین کارولینا سال ها بعد متوجه این موضوع شدند، زمانی که یکی از برادران کارولینا از دنیا رفت. کارولینا گرچه کماکان در خواب به سر می برد، اما اشک از چشمانش جاری شده بود.

روز بیداری

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

بالاخره در سال ۱۹۰۸ یک خدمتکار کارولینا را در حالی پیدا کرد که خود را روی زمین می کشید. او لاغر و رنگ پریده بود، به نور حساس بود و صحبت کردن برایش سخت بود. خبر به هوش آمدن کارولینا سر و صدای زیادی به پا کرد. خبرنگاران، پزشکان و مردم کنجکاو خود را به جزیره ی اوکنو رساندند تا از کارولینا درباره ی تجربه ی ویژه اش سؤال کنند، اما او بعد از به هوش آمدن گفت که از ۳۲ سال گذشته هیچ چیز به خاطر ندارد.

از نظر خودش، هنوز یک دختر ۱۴ ساله بود که بعد از یک خواب شبانه بیدار شده بود، اما در حقیقت، حالا دیگر زنی ۴۶ ساله بود. با این حال، ظاهر بسیار جوان تری داشت و چیزی بین ۲۵ تا ۳۰ سال به نظر می رسید. او در استکهلم تحت آزمایشات روانپزشکی قرار گرفت و آن زمان بود که معلوم شد کارولینا همه ی توانایی هایی که تا پیش از به خواب رفتنش داشت را حفظ کرده بود.

ماجرای عجیب زیبای خفته در دنیای واقعی

امروزه نیز مواردی از افرادی که مدت زیادی از زمان خود را در خواب سپری می کنند وجود دارد. یک نمونه بت گودیر، زن انگلیسی مبتلا به سندرم کلاین – لوین (Kleine-Levin Syndrome) است که تنها چند ساعت میان بازه های خوابش را بیدار است که هر کدام چندین ماه به طول می انجامند. نظریه ای هست که می گوید کارولینا هم در دورانی که در خواب به سر می برد، لحظات بیداری ای داشته، با این حال، نمی توان با قطعیت این را گفت. آنچه می دانیم این است که کارولینا پس از به هوش آمدن، ۴۰ سال دیگر نیز بدون مشکل زندگی کرد و خوشبختانه ماجرای او پایان خوشی داشت.

بایدها و نبایدهای رفتار با فرزندان در شب امتحان

حرف از خاطرات بچه‌های دیروز و امروز است. خاطراتی از آخرین ماه فصل زیبای بهار که بخواهد و نخواهد آخرین ماه سال تحصیلی است و نامش با امتحانات پایان ترم گره خورده. حالا که به قول معروف این شتری است که درب هر خانه‌ای خوابیده و این فصل پرماجرا و پراضطراب، آش کشکی است که بخوریم و نخوریم پایمان است، چند کلامی از راه‌های مدارا برای خاطره‌انگیز کردن این برهه، شنیدنی است.

فصل امتحان؛ یک بازه زمانی کوتاه و نیازمند برنامه ای مدوّن و منظّم 

*یک بازه زمانی، پر از اضطراب

 بسیاری از خانواده‌ها این روزها، شاهد هیجانات حاصل از نگرانی فرزندانشان هستند.  دل‌شوره‌هایی که با گرفتن برنامه‌ امتحانی آغاز می‌شود و تا گرفتن نتیجه تلاش‌ها و به اصطلاح «کارنامه»، پایان می‌یابد. یک بازه زمانی نه‌چندان کوتاه که با نداشتن برنامه مدوّن و منظّم می تواند سرشار از اضطراب‌هایی شود که بدون شک بسیار مخرب و سوهان روح بوده و با تنش و آشفتگی‌های فراوان می تواند محیط گرم خانواده را آلوده کند. 

* وای به حال «شب امتحانی» ها!

بسیاری از دانش‌آموزان در طول سال تحصیلی گام‌به‌گام با معلمان و مباحث درسی پیش می‌روند و سؤالات و اشکالاتی را که در مسیر یادگیری و مطالعه با آن‌ها مواجه می‌شوند به وقت خود، حل‌وفصل می‌کنند. این قبیل دانش‌آموزان دغدغه یادگیری ندارند و با مرور کردن و تمرین مباحث درسی به نتیجه ایده‌آل می‌رسند. اما عده‌ای به «شب امتحانی» ها معروفند! عنوان و اصطلاحی که چندان خوشایند نیست و صاحبانش برای نتیجه ایده‌آل فشار و نگرانی زایدالوصفی را بر دوش می‌کشند. حجم فراوان از اطلاعات علمی که در زمانی کوتاه باید به حافظه دانش‌آموز سپرده شود و این گنجاندن اجباری و پرفشار اطلاعات در یکی دو شب و زمان محدود قطعاً اضطراب آور خواهد بود و ماندگاری زیادی هم نخواهد داشت. در نهایت هم متأسفانه یکی از بهترین سال‌های عمر دانش‌آموز قربانی بی‌توجهی، شیطنت، قصور در توجه و یادگیری و امثال این‌ها خواهد شد؛ عمری که حتی یک ثانیه از آن، هرگز برنخواهد گشت.

 باید شب قبل از آزمون به اندازه کافی استراحت کرد 

* سر جلسه امتحان خواب آلود نباشیم!

مادر برای نماز صبح بیدار شد. چراغ اتاق «یاسین» روشن بود، اما صدایی نمی‌آمد! در را باز کرد. شک نداشت، خوابش برده است. به بهانه نماز صبح دستی به سر و صورتش کشید و آهسته صدایش زد. پسر با اضطراب از جا پرید. نفس‌نفس می‌زد. کتاب را تندوتند ورق می‌زد و درحالی‌که اشک‌هایش روی صفحه‌های کتاب می‌ریخت مدام پشت‌سرهم، غُر می‌زد و می‌گفت: چرا خوابیدم؟! چرا کسی مرا صدا نزد؟! چرا… . کم خوابی این روزها که به جای خود! شیر، بیسکویت، چای، خرما و لقمه صبحانه را هم  مثل شام شب گذشته رد کرد و سعی می‌کرد به سرعت محفوظاتش را همراه با ورق زدن صفحه‌های کتاب ورق بزند. فقط خدا می‌داند که با این همه ضعف و خواب آلودگی، در جلسه امتحان چه خواهد گذشت!

دکتر «سمیرا غیبی»، مشاور و دبیر آموزش و پرورش 

«سمیرا غیبی» دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، معتقد است شب امتحان زمان درس خواندن نیست، بلکه فرصتی برای مرور دروس است و دانش‌آموز در این فرصت باید تنها به تَورّق کتاب‌های درسی و یادداشت‌برداری نکات مهم بپردازد؛ یادداشت‌هایی که به‌عنوان چکیده‌ای از مهم‌ترین مطالب کتاب درسی می‌تواند در زمان محدودِ شب امتحان آن‌ها را مطالعه کند و مطالب کتاب به‌ اصطلاح برایش جا بیفتد. او شب امتحان را شب درس خواندن و حفظ کردن مطالب جدید نمی‌داند و تأکید می‌کند دانش‌آموز نباید در شب امتحان تازه به سراغ مطالبی برود که آن‌ها را بلد نیست و هرگز نباید فکر کند که در این زمان می‌تواند چیزی را از صفر یاد بگیرد. 

*شب امتحان در پرس و جوی پیشرفت تحصیلی فرزندمان نباشیم

غیبی در پاسخ به این سوال که پرس‌وجوی خانواده‌ها از وضعیت یادگیری و محفوظات دانش‌آموز در شب امتحان چه محاسن و معایبی دارد می‌گوید:« وقتی بچه‌ها درس را خواندند و کتاب را کنار گذاشتند هرگز نباید راجع‌به امتحان با آن‌ها حرف بزنیم. سؤالاتی همچون خواندی؟ نخواندی؟ بلدی؟ بلد نیستی؟… این‌ حرف ها دیگر برای شب امتحان نیست.»او می‌گوید:« دانش‌آموزان مقطع دبستان صبح روز امتحان نباید کتاب را باز کنند. اینکه دانش آموزی بگوید صبح بیدار می‌شوم و یک دور دیگر می‌خوانم ممنوع است و برای مرور و رفع نگرانی کافیست قبل‌از آزمون، وقتی در مدرسه با دوستانشان دور هم جمع می‌شوند، مباحثه داشته باشند.»

 صبح امتحان شرایط را برای مرور کوتاه مهیا کنید 

البته این دکترای مشاوره تأکید می‌کند توصیه مذکور مربوط به دانش‌آموزان مقطع دبستان است و درباره مقاطع بالاتر این مسئله متفاوت است. آن‌ها مرور صبح را نیاز دارند و چه‌بسا خوب و لازم است که حتماً قبل‌از امتحان یک ساعت به آن بپردازند .

شب امتحان باید دانش آموز را با کتابش تنها گذاشت

* سین جیم کردن دانش آموز در شب امتحان ممنوع

دکتر غیبی که در کارنامه شغلی خود، تجربه سال‌ها تدریس دارد، درباره پیگیری خانواده‌ها و رصد کردن فرزندان محصّل توسط والدین می‌گوید:« تمام پیگیری‌های والدین برای شب امتحان و تا قبل‌از رسیدن تاریخ آزمون است. یعنی از همان زمانی‌که برنامه‌ آزمون از طرف مدرسه به دانش‌آموز و خانواده او اعلام می‌شود، مادر و پدر باید وضعیت درسی فرزندشان را بررسی کنند. محک بزنند که چقدر خوانده یا نخوانده است. چقدر به مطالب درسی اشراف دارد و برای امتحان آماده است. به او گوشزد کنند که هر چقدر آمادگی داشته باشد به همان اندازه نتیجه خواهد گرفت، اما شب امتحان که فرا رسید، باید فرزندان را با کتابشان تنها بگذارند، چراکه هرچقدر فشار شب امتحان بیشتر شود اندوخته‌های ذهنیِ طول سال، از بین خواهد رفت.» او معتقد است سین جیم کردن فرزندان توسط والدین در شب امتحان معنا ندارد، زیرا بچه‌ها در این زمان تمرکز و تسلط کافی و توانایی جمع‌بندی افکار خود را ندارند و گاه دچار اضطراب می‌شوند. حتی فکر می‌کنند آن چیزهایی را که بلد هستند فراموش کرده‌اند و پرس‌وجوی خانواده این فشار و حجم نگرانی را زیاد می‌کند و هرگز نباید اتفاق بیفتد. بنابراین بررسی و رصد کردن خانواده مربوط به پیش‌از شب امتحان است.

«جلسه آزمون»؛ ساعاتی آرام اما پر هیاهو

*امتحان روز قبل را فراموش کنید
 غیبی همچنین تأکید دارد؛ از آنجا که معمولاً فاصله بین امتحانات  یکی دو روز است و یا فاصله‌ای وجود ندارد، امتحان قبلی نباید به چالش کشیده شود، زیرا اگر دانش‌آموزی از نتیجه امتحان قبل ناراضی باشد، خاطرات او باعث می‌شود در امتحان بعدی نیز خلل وارد شود. بنابراین پرس‌وجو در این‌جا هم جایز نیست و چنانچه دانش‌آموز امتحانش را خوب داده باشد قطعاً خودش آن را به خانواده اعلام می‌کند.

* سر امتحان قبراق باشید 

در پایان این دکترای مشاوره و دبیر آموزش و پرورش، به دانش‌آموزان توصیه می کند:« شب امتحان غذای سنگین میل نکنید و تا می‌توانید زودتر به رختخواب بروید تا قبراق و سرحال، سر جلسه امتحان حاضر شوید.»

*با یاد خدا دلها آرام می گیرد

در آیه 28 از سوره مبارکه رعد می‌خوانیم: «اَلا بِذِکرِ الله تَطمَئنُّ القُلوب؛ آگاه باشید، تنها با یاد خداوند دل‌ها آرام می‌گیرد.» چقدر خوب است که دانش‌آموزان عزیز پیش‌از شروع پاسخ‌گویی به سوالات، با استعانت از خداوند متعال وجودشان را سرشار از آرامش کنند. به امید موفقیت همه فرزندان ایران اسلامی.

این دختر ۱۳ ساله توانست کوسه را شکست بدهد

  یک دختر ۱۳ ساله وقتی در ساحل شهر فورت‌پیرس فلوریدا قدم می‌زد، مورد حمله یک کوسه قرار گرفت و شجاعانه با کوسه جنگید و خود را نجات داد. کوسه چند قسمت از بدن این دختر، از جمله شکم، دست،‌ انگشت و زانوی او را گاز گرفته و زخمی کرده بود.

الا رید (Ella Reed)، در آب‌های کنار ساحل قدم می‌زد که با یک کوسه، البته به‌گفته الا، گاوکوسه، رودررو شد. الا می‌گوید، «در ساحل قدم می‌زدم که صدای سنگین تنفسی را شنیدم و قبل از اینکه واقعا بفهمم چه اتفاقی افتاده، کوسه‌ای خودش را روی شکمم انداخت. کوسه آنقدر سنگین بود که نمی‌توانستم به‌راحتی نفس بکشم.»

کوسه ابتدا شکم الا را گاز می‌گیرد که الا با تمام قوا دستش را جلوی شکمش می‌برد که این بار کوسه دست او و پایش را گاز می‌گیرد. الا سپس با دست دیگرش به صورت و دماغ کوسه ضربه می‌زند و با تلاش بسیار از آب بیرون می‌پرد و خود را نجات می‌دهد.

این دختر ۱۳ ساله توانست کوسه را شکست بدهد

 او بعد از این اتفاق با مادرش تماس می‌گیرد و می‌گوید که چه اتفاقی برایش افتاده است. مادر الا، ابتدا تصور می‌کند او دارد شوخی می‌کند و بعد زخم‌های الا را که می‌بیند، او را به سرعت به اورژانس بیمارستان می‌رساند. ۵ تا بخیه روی شکم و ۱۴ تا بخیه روی دست و پاهای الا می‌خورد.

مادر الا می‌گوید، این حادثه باعث نشده که او دوباره به ساحل نرود و اینکه الا به جای زخم‌هایش افتخار هم می‌کند.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!

در هند نوزادی با ۳ دست به دلیل شرایط نادر پزشکی به دنیا آمده است که همه را شگفت‌زده کرد.

در اوایل ماه آوریل، پسری در یک بیمارستان محلی در ایالت راجستان در شمال هند به دنیا آمد که دارای سه دست بود. دست سوم این پسر بچه به طور کامل رشد نداشته و به صورت آویزان در پشتش قرار گرفته است.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!

تولد این نوزاد سه دست که بسیاری از هندی‌ها آن را معجزه می‌دانند، بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های هند داشته است.

تصاویری تعجب‌برانگیز از تولد نوزاد پسر با سه دست!