نترسید دهه هشتادی‌ها هیولا نیستند!

اگر بخواید روی عکسی که روز گذشته از دو نوجوون با پوشش غیرمعمول و عجیب منتشر شد اسم بذارید چی می‌ذارید؟ 
در هر دهه و زمانی که باشیم، نوجوون نوجوونه و از ویژگی‌های بارز رشدی اون،نیاز به دیده‌شدنه اونم گاهی به هر قیمتی که شده! اینجا به بهونه انتشار این عکس این موضوع رو براتون بررسی کردیم

چرا رفتار چهره‌های مشهور در جامعه مهم است؟

تاثیر سلبریتی‌ها و اینفلوئنسر‌ها روی سبک زندگی و علایق و سلایق نوجوان‌ها و جوان‌ها در سراسر جهان غیرقابل انکار است. آن‌ها حتی می‌توانند روی زندگی کسانی که دنبالشان نمی‌کنند تاثیر بگذارند. این تاثیر پذیری می‌تواند روی نحوه نگرش نوجوانان نسبت به خودشان و جهان پیراموشان تغییرات جدی ایجاد کند. به طوری که حتی آن‌ها نسبت به بدن و اندام و صورتشان دودل شوند؛ بنابراین تاثیر رفتار افراد مشهور اهمیت بسیاری دارد و نوجوان‌ها در این موضوع نیاز با راهنمایی دارند.

جایزه زیبایی به جای جایزه صلح

تحقیقات نشان می‌دهد تصویر ذهنی نوجوانان از بدن‌شان توسط عوامل زیادی مثل دوستان، خانواده و محل زندگی و حتی پیشینه فرهنگی آن‌ها شکل می‌گیرد، اما با این حال تصاویر افراد مشهور تاثیر عمیقی روی این تصور و نگرش دارد.

یک نظر‌سنجی نشان داد ۸۰ درصد از دختران نوجوان ظاهر خود را با تصاویر افراد مشهور مقایسه می‌کنند و نیمی از آن‌ها تحت‌تاثیر تصاویری که از افراد مشهور می‌بینند ظاهر خودشان را دوست ندارند و از آن ناراضی هستند. یکی از دغدغه‌های اصلی نوجوانان به خصوص دختران ظاهر آنهاست که وقتی نسبت به خودشان حس خوبی ندارند باقی توانایی‌هایشان را ممکن است نادیده بگیرند و از این بابت در زندگی احساس شکست می‌کنند.

«لیزا بلوم» نویسنده آمریکایی می‌گوید ۲۵ درصد زنان جوان آمریکایی ترجیح می‌دهند به جای اینکه جایزه صلح نوبل ببرند، جایزه مدل برتر آمریکا را تصاحب کنند.

وقتی لاغری افراطی یک ارزش می‌شود!

نوجوانانی که تحت‌تاثیر ظاهر سلبریتی‌ها و افراد مشهور قرار می‌گیرند و از بدن خود احساس نارضایتی می‌کنند با چالش‌های سلامت روان مانند اختلالات در خوردن، افسردگی و یا حتی اعتماد به نفس پایین روبرو می‌شوند. مطالعات نشان می‌دهد که زنان جوانی که اغلب در رسانه‌ها با تصاویر غیرواقعی از «ایده‌آل لاغری» روبرو هستند و آن‌ها را به عنوان الگوی خود در لاغری در نظر دارند، احتمال بیشتری دارد که علائم اختلال غذا خوردن را نشان دهند. علاوه بر این، مؤسسه تحقیقاتی Girl Scouts دریافته که تقریباً نیمی از دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله آرزو می‌کنند که مانند مدل‌های مجلات مد لاغر باشند.

سلبریتی‌ها زمانی که درباره رژیم غذایی افراطی خود صحبت می‌کنند می‌توانند روی افراد مبتلا به اختلالات خوردن تاثیر داشته باشند. در واقع آن‌ها گاهی نقش چیزی را بازی می‌کنند و یا حرف‌هایی درباره خودشان می‌زنند که واقعیت ندارد. «کیم کارداشیان» مدل و یک شخصیت تلویزیونی در آمریکا از کسی که به او گفته بود «بی‌اشت‌ها به نظر می‌رسد» تشکر و قدردانی کرد. خبرگزاری‌های مختلفی به این رفتار کارداشیان واکنش نشان دادند. چون یک سلبریتی مشهور که داشت اختلال بی‌اشت‌هایی را تایید می‌کرد. همچنین بسیار دیده شده که سلبریتی‌ها مصرف محصولات ناسالمی که موجب سرکوب اشتها می‌شود را تایید می‌کنند و همین دارد یک الگوی غلط به جامعه نوجوان می‌دهد.

از طرفی او دارد با برخوردش به نوجوانان نشان می‌دهد که لاغر به نظر رسیدن برای شما یک ارزش است. این یک پیام بسیار سطحی و نا امید‌کننده است و برای کسانی که از اختلالات غذایی تهدید‌کننده در زندگی رنج می‌برند حتی می‌تواند کشنده باشد. البته این فقط دختران نوجوان نیستند که تحت تأثیر قرار می‌گیرند. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان جوان نیز در نتیجه تماشای تصاویر رسانه‌ها دچار نارضایتی از بدن خود و افسردگی می‌شوند؛ و این نارضایتی از بدن می‌تواند منجر به ورزش ناسالم و بیش از حد در بین پسران نوجوان شود.

هر حرکت یک سلبریتی می‌تواند مهم باشد

سلبریتی می‌تواند با کوچک‌ترین عکسی که از خودش منتشر می‌کند و یا از او درز می‌کند روی جمع کثیری از نوجوانان تاثیر بگذارد. به گونه‌ای که ْآن‌ها تلاش می‌کنند حتی استایل عکس آن‌ها را تقلید کنند و شکل آن‌ها لباس بپوشند و رفتار کنند. از همین رو وقتی سلبریتی در یک عکس با سیگار دیده می‌شود به طور ناخودآگاه جمع زیادی از دنباله‌کنندگانی که دوست دارند مانند او رفتار کنند را به سیگار تشویق می‌کند.

به عنوان مثال، یک مطالعه در دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ، نوجوانانی را بررسی نمود که اغلب به موسیقی گوش می‌دادند که در آن اشاراتی به ماری جوانا شده است. آن‌ها دریافتند که این نوجوانان بیشتر از نوجوانانی که کمتر در معرض چنین اشعاری قرار دارند، از مواد مخدر استفاده می‌کنند.

سلبریتی می‌تواند به کاهش باور‌های منفی و افزایش باور‌های مثبت کمک کند

وقتی سلبریتی از مشکلاتی که پشت سرگذاشته حرف می‌زند و یا درباره ترس‌ها و ابهاماتی که برایش پیش آمده با طرفدارانش صادقانه برخورد می‌کند می‌تواند اثرات مثبتی روی آن‌ها داشته باشد. «دمی لواتو» خواننده و آهنگساز آمریکایی بعد از مصرف بیش از حد مواد‌مخدر و پیش از دوره بازپروری یه آهنگ به نام «saber» منتشر کرد که الهام بخش جوانان سراسر آمریکا در مورد سوءمصرف مواد مخدر و چالش‌های آن شد. سلبریتی‌ها می‌توانند به جای آنکه آسیب‌های اجتماعی که به آن مبتلا می‌شوند را ترویج و تبلیغ کنند به شکل برعکس نماد مبارزه با آن آسیب شوند و هم خودشان از آن خلاص شوند و هم الهام‌بخش طرفدارانشان باشند و به روند بهبود آسیب‌های اجتماعی کمک کنند و به جای یک فرد صرفا مشهور در زمینه‌های مختلف تبدیل به یک قهرمان شود.

چرا نوجوان‌های امروز به جای ابرقهرمان سلبریتی‌ها را دوست دارند؟

نوجوانان سلبریتی‌ها را دوست دارند. این حرف غیرقابل انکار است. آن‌ها حتی تلاش می‌کنند کوچکترین رفتار‌ها و حرکات سلبریتی مورد‌علاقه‌شان را تکرار کنند. فیلم‌ها و کتاب‌های موردعلاقه سلبریتی را می‌بینند و می‌خوانند و حتی تلاش می‌کنند غذای موردعلاقه‌اش را دوست داشته باشند. برای بسیاری از والدین این سوال پیش می‌آید که یک سلبریتی مگر چه چیزی دارد که فرزندشان او را دوست دارد و تلاش می‌کند از آن الگو بگیرد. حتی در سطح بالاتر یک سلبریتی که خودش با افسردگی و اضطراب و اختلالات مختلف روبروست چه چیزی می‌تواند بیاموزد.

نکته جالب درباره سلبریتی‌ها این است که وقتی یک نوجوانان از چالش‌های یک سلبریتی مطلع می‌شوند واقعا ناراحت می‌شوند. بار‌ها پیش آمده که سلبریتی داستان‌های خود را با مخاطبانش به اشتراک گذاشته و با مخاطبانش درد دل کرده‌است و مخاطبان با پیام‌های زیادی به دل‌داری داده‌اند و او را حمایت کرده‌اند. این موضوع نه تنها او را از چشم مخاطبانش نینداخته بلکه او را محبوبتر و قوی‌تر جلوه داده‌است، چون در دنیای امروز نوجوان‌ها دنبال ابر قهرمان‌های شکست‌ناپذیر خیالی نیستند. بلکه کسانی را الگو قرار می‌دهند که زندگی‌شان مثل زندگی آدم‌های واقعی بالا و پایین و تاریک و روشن داشته باشد و بتوانند با آن‌ها ارتباط احساسی عمیق برقرار کنند.

چرا رضایت دخترهای ۱۱ تا ۱۳ ساله از زندگی کمتر شده؟  

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد هرچه دخترهای ۱۱ تا ۱۳ ساله ،زمان بیشتری را در شبکه‌های اجتماعی بگذرانند، بعد از گذشت یک سال احتمال رضایت‌شان از زندگی کمتر خواهد بود. این تحقیق که در انگلیس انجام و در مجله نیچر کامیونیکیشن منتشر‌شده، الگوی مشابهی را برای پسران ۱۴ تا ۱۵ساله و پسران و دختران ۱۹ساله نشان می‌دهد.

 رابطه پیچیده سلامت‌روان و استفاده از شبکه‌های اجتماعی
محققان جمعیت آماری بزرگی شامل ۷۲ هزار نوجوان را که به این تحقیق پیوسته بودند  بررسی کردند. محققان از آن‌ها خواستند میزان رضایت از زندگی‌شان و مقدار زمانی را که در شبکه‌های اجتماعی برای ارتباط با دوستانشان می‌گذرانند گزارش بدهند. دانشمندان گمان می‌کنند میزان آسیب‌پذیری نوجوانان در سن‌های مختلف این دوران به رشد مغزی، تغییرات هورمونی و تغییرات اجتماعی که در دوران بلوغ رخ می‌دهد ربط دارد. محققان دانشگاه کمبریج، آکسفورد و انستیتوی مغز، درک و رفتار داندرز می‌گویند شرکت‌هایی که صاحب این شبکه‌های اجتماعی هستند باید اطلاعات بیشتری از داده‌هایی که دارند، در اختیار دانشمندان بگذارند تا آن‌ها بتوانند تحقیق دقیق‌تری انجام دهند.«امی اوربن»، هدایت‌کننده این تحقیق می‌گوید ارتباط بین سلامت روانی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی بسیار پیچیده است و تحقیقات تا این جا نتایج متناقضی داشته‌اند. او اضافه می‌کند: «تغییرات بدنی مانند رشد و تکامل مغز که در دوران بلوغ رخ می‌دهند و همین‌طور تغییر وضعیت اجتماعی می‌تواند ما را در دوره‌های خاصی در زندگی آسیب‌پذیرتر کند. ما حالا می‌توانیم تحقیق‌مان را بر دوران نوجوانی که میزان آسیب‌پذیری‌اش بالاست، متمرکز کنیم و سعی کنیم از این نقطه، جواب‌هایی برای سؤال‌های بسیار جالب‌تری که مطرح‌اند پیدا کنیم.»
 

ساده‌ترین راه برای تشخیص مشکلات روانی در نوجوانان

نوجوانی با تغییرات فیزیکی و احساسی همراه است. تمایل برای استقلال و روبه‌رو شدن با تصمیمات برای فعالیت‌های اجتماعی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره محسوب می‌شود. علاوه بر تمام مسائل دوره نوجوانی، همه‌گیری کرونا هم مشکلات دیگری اضافه کرده و اضطراب را افزایش داده است. اما چطور می‌توانید در این زمان حساس از فرزندانتان آن‌طور که نیاز دارند، حمایت کنید؟
 این که تفاوت‌های رفتاری بین نوجوانان را که مناسب سن آنهاست، درک کنید و نشانه‌های بیماری‌های روحی مثل افسردگی را در آنها تشخیص دهید، کمک بزرگی به گذار سالم آنها از دوره نوجوانی است.

جان هرتزر، مدیر بخش روانپزشکی کودکان و نوجوانان در بیمارستان نوزادان و کودکان UH و مشاور روانپزشکی در برنامه Highland Springs Changes به بعضی از سوالات درباره شناخت علائم مشکلات احساسی و روانی در نوجوانان و این که چه زمانی لازم است کمک بگیریم، جواب می‌دهد:

برای کمک به سلامتی روانی فرزندم چه کار می‌توانم بکنم؟
► یک رابطه باز و با مهر که مبتنی بر اعتماد، صداقت و احترام باشد، با او برقرار کنید و این رابطه را ادامه دهید.

► در خلال آموزش از او تعریف کنید و تشویقش کنید وقتی استرس دارد یا سردرگم است، با شما صحبت کند.

► ایجاد یک محیط خانواده امن، حمایتگر و ساختارمند به رشد مثبت و انعطاف‌پذیری در میان نوجوانان کمک می‌کند.

گفته می‌شود حتی در حامی‌ترین و قدرتمندترین خانواده‌ها، جوانان می‌توانند مشکلات روحی داشته باشند. بنابراین مهم است که تغییرات احساسی و رفتاری فرزندانتان را زیر نظر داشته باشید و به عنوان والدین آنها متوجه باشید این مسئله با سرزنش و شرم ارتباطی ندارد.

نشانه‌های افسردگی نوجوانی چیست؟
مشکلات سلامت روانی مثل افسردگی با توانایی کارکرد نوجوانان در خانه یا مدرسه نمود پیدا می‌کند. شناخت این مشکلات برای سلامت روانی نوجوانان حیاتی است. این نشانه‌ها شامل این‌ها هستند:

پریشانی
اضافه یا کم کردن وزن
مشکل داشتن با انجام کارهای مدرسه مثل افت نمرات
ناراحتی و بداخلاقی
نبود انگیزه یا از دست دادن علاقه به افراد یا فعالیت
انرژی پایین
رفتارهای مخرب
مصرف مواد مخدر
اظهار ناامیدی یا گفتن این که علاقه‌ای به زندگی ندارند.
اگر نوجوانانمان نشانه‌های مشکلات روحی را نشان داد، چه کار کنیم؟
اگر تغییرات نگران‌کننده‌ای در خلق‌وخو، تفکرات یا رفتار فرزندتان مشاهده کردید، نزدیک شدن به او اولین قدم اساسی است. اجازه دهید بدون این که قضاوت شود با شما صحبت کند. اگر مشکلات جدی‌تر بود، حتما با یک مشاور یا روانشناس مشورت کنید.

خودتان هم البته می‌توانید در خانه به او کمک کنید. بسته به نوع تشخیص وضعیت روانی فرزندتان ممکن است با مشاوره و یا ترکیبی از  و دارو بهتر شود. بعضی از درمان‌های موثر این‌ها هستند:

۱- رفتار درمانی شناختی که هدفش این است الگوهای فکری آسیب‌زننده را با احساسات مثبت جایگزین کند.

۲- خانواده‌درمانی که به والدین، نوجوانان و خواهر و برادرانشان کمک می‌کند عملکرد مثبت‌تری داشته باشند.

۳- گروه‌درمانی که در این شکل درمان، گروهی از نوجوانان با درمانگر در کنار هم جمع می‌شوند تا تعاملات مثبت شکل بگیرد و حمایت گروه را دریافت کنند.

آیا باید از اصطلاحات نوجوانانه بترسیم؟

آن چه والدین باید درباره اقتضائات و نقاط پنهان‌ زبان‌ساختگی نسل جدید و عبارت‌هایی مثل «فازت چیه؟»، «باز قفلی زده»، «ستون مایی» و … بدانند
 ما وقتی می‌خواهیم بگوییم فلانی در حوزه خودش حرفی برای گفتن دارد و کسی روی دستش نیست، او را با صفت‌هایی مثل «کاربلد»، «ماهر» و «توانمند» توصیف می‌کنیم؛ نوجوان‌ها این‌طور وقت‌ها می‌گویند «فلانی خیلی گنگش بالاست». وقتی کسی شور تکرار کردن حرف یا عملی را درمی‌آورد، ما می‌گوییم «سوزنش گیر کرده» و نوجوان‌ها می‌گویند «باز قفلی زده». ما برای ابراز محبت و ارادت به دوست‌مان، او را «عزیز» و «سرور» خطاب می‌کنیم و نوجوان‌ها می‌گویند «ستون». ما بزرگ سال‌ها وقتی که نوجوانان برای بیان منظورشان از کلمات و اصطلاحاتی متفاوت استفاده می‌کنند، واکنش‌های مختلفی نشان می‌دهیم؛ بعضی‌های‌مان نگران از دست رفتن زبان فارسی می‌شویم و تشر می‌زنیم که «این چه طرز حرف زدنه؟» و بعضی‌های‌مان می‌ترسیم این زبان ناشناس، نشانه‌ای باشد از بی‌ادب و بی‌نزاکت شدن قریب‌الوقوع متکلمان آن و می‌توپیم که «این چه طرز حرف زدنه؟» فرض کنیم این توپ‌ و تشر زدن‌ها اندک تأثیری در نحوه حرف زدن نوجوان‌ها داشته‌باشد، آیا لزومی هم دارد؟ آیا باید از زبان خاص نوجوان‌ها بترسیم؟

   راهی برای ابراز تمایز
در تمام زبان‌ها بعضی طبقات اجتماعی خاص، واژگان و اصطلاحات ویژه‌ای به‌کار می‌برند که فهم آن برای افراد خارج از طبقه خودشان دشوار است. به این فرهنگ کلامی منحصربه‌فرد که از گونه‌های اجتماعی زبان به‌شمار می‌رود، در فرانسوی «آرگو» می‌گویند. آرگو، زبان ساختگی و مخفی بین گروه‌هایی است که تمایل دارند هنجارهای گروهی خودشان را به‌رسمیت بشناسند. در همه فرهنگ‌ها رایج‌ترین متکلمان این زبان مخفی نوجوان‌ها و جوان‌ها هستند. آرگو به آن‌ها اجازه می‌دهد میل‌شان به متمایز شدن از بیشتر افراد جامعه و نشان دادن این تمایز را ارضا کنند؛ راجع به آن‌چه هنجارهای رسمی جامعه نمی‌پسندد، بدون ترس از سرزنش، صحبت و با اتخاذ این راه ارتباطی خاص، تعلق‌شان به یک گروه را اثبات کنند. در هر دوره زمانی، جوانان زبان مخفی خودشان را می‌سازند. دهه پنجاهی‌ها و شصتی‌ها که امروز والدین نسل جدید هستند، کلماتی مثل «ضایع»، «تابلو» و «قاط زدن» را باب کردند و دهه هفتادی‌ها «خفن»، «آنتن» و «گیر دادن» را سر زبان‌ها انداختند. قبل‌تر از آن، زبان زرگری به‌عنوان نوعی زبان مخفی ابداع شده‌بود که ازنظر کاربرد بی‌شباهت به آرگو نبود. پس اگرچه اصطلاحات نوجوانانه برای ما تازگی دارند اما نحوه و هدف ساختن این دایره واژگانی، پدیده جدیدی نیست. بنابراین آرگو را با این سابقه و فراگیری، نمی‌توان تهدیدی برای زبان مادری دانست بلکه شاخه‌ای است منشعب از درخت زبان رسمی که به‌طور طبیعی رشد می‌کند و با اقتضائات اجتماعی، آبیاری می‌شود. این کاربران هر زبان هستند که تصمیم می‌گیرند نظام ارتباطی مدنظرشان را چطور متناسب با مقاصدشان به‌کار بگیرند؛ کدام کلمه‌ها و ساخت‌های زبانی را دور بریزند و کدام‌ها را جذب و حفظ کنند. پس به‌نظر نمی‌رسد نحوه حرف زدن نسل جوان، به منظور آسیب زدن به زبان فارسی باشد و لازم نیست از این بابت دغدغه‌ای داشته‌باشیم. به‌علاوه معلوم هم نیست که اگر نگرانی‌مان به‌جا باشد، مخالفت‌مان با نحوه حرف زدن نسل جوان، تأثیری در تغییر این روند خواهدداشت یا خیر.
   تلاش برای شناختن زبان تازه و ناشناخته
همه والدین دغدغه‌های زبان‌شناسانه ندارند. بعضی از آن‌ها، همان‌طور که گفتیم، آرگو را مساوی بی‌ادبی می‌دانند. این گروه اخیر دربرابر هر واژه نامأنوس، با ابروهای درهم و چشم‌های گردشده واکنش نشان می‌دهند. از آن‌جایی‌که آرگو قرار است یک راه ارتباطی خاص باشد، طبیعی است که از آن سردرنیاوریم ولی الزاما به‌معنای بی‌ادبانه بودنش نیست. درواقع آن‌چه باعث اعتراض بزرگ‌ترها می‌شود، ناشناس بودن این زبان است؛ از این نقطه می‌توانیم به راهکار برسیم. تا الان سعی داشتیم به این سوال پاسخ بدهیم که «چرا نباید از اصطلاحات خاص نوجوان‌ها بترسیم؟» و در پاسخ استدلال کردیم که زبان مخفی این نسل، نه پدیده‌ای تازه و الزاما آسیب‌زاست و نه مشخصا بی‌ادبانه. اگر این فرض‌ها را بپذیریم، خودبه‌خود نیمی از راه را رفته‌ایم چون از این‌به‌بعد موقع شنیدن «ایستگاه کردن» و «فازت چیه؟» رو ترش نمی‌کنیم. همین واکنش تند نشان ندادن، گام مهمی است که فاصله بین نوجوان ها  و بزرگ‌ترها را کمتر می‌کند. در گام بعدی با نشان دادن کنجکاوی بدون قضاوت، سعی می‌کنیم زبان نسل جدید را بفهمیم. آن وقت است که می‌توانیم درباره اصول معاشرت و نزاکت با نوجوان حرف بزنیم؛ برای مثال به این فهم مشترک برسیم که زبان خاص نوجوانانه، بهتر است در گروه‌های دوستانه به‌کار برده‌شود و درارتباط با بزرگ‌ترها مثلا در جمع‌های فامیلی به‌دلیل آن‌که ممکن است باعث سوء‌تفاهم شود، باید به زبان معیار پایبند بود.

نویسنده : الهه توانا| روزنامه‌نگار
 

۵ تاثیر مهمی که ترس بر شخصیت افراد می‌گذارد

بیا نی نی/ به نقل از very well mind، یک هراس خاص به طور ذاتی، توسط یک شی، مکان یا موقعیت خاص ایجاد می‌شود. برخلاف اختلال اضطراب عمومی، افراد مبتلا به هراس خاص درگیر نگرانی و ترس فراگیر نمی‌شوند. با این حال، هراس می‌تواند تأثیر بسیار واقعی بر عملکرد روزمره و کیفیت زندگی فرد داشته باشد.

تأثیرات عاطفی هراس

در اینجا پنج نمونه از تأثیرات عاطفی هراس را بر افراد مشاهده می‌کنید.

محدودیت زندگی و اضطراب شدید

یکی از معیار‌های اصلی تشخیص هراس این است که ماهیت آن محدود کننده زندگی است. بسته به اینکه هراس شما چیست، ممکن است برای انجام کار‌ها و بیرون رفتن با دوستان هر روز با آن مبارزه کنید. به عبارت دیگر، هراس خاص می‌تواند به میزان قابل توجهی به تحصیلات، حرفه و کیفیت کلی زندگی شما آسیب برساند.

انزوا
محدودیت‌های مرتبط با هراس می‌تواند باعث شود شما انزوای اجتماعی را تجربه کنید. ممکن است تعجب کنید که چرا مثل بقیه نیستید؟ این مسئله می‌تواند بر روابط شما با خانواده و دوستان تأثیر بگذارد و به گوشه‌گیر شدن و افسردگی شما کمک کند.

خجالت

فوبیا می‌تواند شرایط ناخوشایند و شرم آوری ایجاد کند. به عنوان مثال، چگونه به بهترین دوست خود توضیح می‌دهید که به دلیل داشتن سگ هرگز نمی‌توانید به خانه وی سر بزنید؟ چگونه می‌توانید سفر به باهاما با همسرتان را رد کنید، زیرا نمی‌توانید سوار هواپیما شوید؟

احساس عدم کنترل

شاید یکی از بدترین مولفه‌های عاطفی فوبیا احساس عدم کنترل باشد. ممکن است درک کنید که فوبیای شما غیر منطقی و یا بیش از حد است، اما هر چقدر تلاش کنید، نمی‌توانید آن را کنترل کنید.

اگر وقت خود را صرف فکر کردن به این موضوع می‌کنید که زندگی بدون ترس از تماس با شی یا موقعیت خاص هراس انگیز چگونه خواهد بود، تنها نیستید.

درماندگی

درماندگی ممکن است زمانی به وجود آید که فهمیدید ترس شما چندین یا حتی همه جنبه‌های زندگی را تحت تأثیر قرار داده است، مانند شغل، زندگی اجتماعی و خوشبختی. ممکن است احساس کنید که هیچ کاری برای بهبودی نمی‌توانید انجام دهید و همیشه ترس خود را دارید و همچنین ممکن است آرزو کنید کاش همه چیز متفاوت بود، اما احساس کنید که هرگز نخواهد شد.

خبر خوب این است که اگر فوبیای شما باعث ایجاد هر یک از این افکار یا احساسات ناراحت کننده شده است، اطمینان حاصل کنید که با درمان مناسب می‌توانید بهتر شوید.

نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود!

نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود!

خراسان/ پسر نوجوانی دارم که اهل کار نیست. برای آینده‌اش خیلی نگران هستم. در همین حد بگویم که راضی نمی‌شود حتی هر شب آشغال‌ها را دم در بگذارد! می‌خواهم او را کاری بار بیاورم. نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود، به خاطر آینده خودش نمی‌خواهم. چه کنم؟
 
مخاطب گرامی، در پیامک شما گلایه‌هایی از تنبلی یا بی‌مسئولیتی پسرتان به چشم می‌خورد. مسئولیت پذیر و کاری بار آوردن فرزندان در سن 3 تا 5 سالگی شکل می‌گیرد. والدین با دادن مسئولیت به کودک خود برای مرتب کردن اتاقش یا دادن کارهای کوچکی مثل آب دادن به گل‌ها و… می‌توانند فرزند خود را مسئولیت‌پذیر تربیت کنند. این در حالی است که فرزند شما نوجوان است و در نوجوانی و جوانی، بخش اعظم شخصیت فرد شکل گرفته است. اکنون تنها می‌توانید با گفت‌و‌گوی صحیح و رفتارهای محبت‌آمیز، خواسته‌های خود را مطرح و رفتار مناسب را از او مطالبه کنید. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.
 مسئولیت‌هایی را به پسرتان واگذار کنید
روش دیگری که برای تغییر دادن رفتار فرزندتان مناسب به نظر می‌رسد، تغییر دادن الگو است. شما می‌توانید یک جلسه با اعضای خانواده بگذارید و کارهای خانه را تقسیم کنید تا هرکسی مسئولیت یک کار را به عهده بگیرد؛ برای مثال زباله‌ها را هر شب چه کسی و در چه ساعتی ببرد یا خرید خانه را چه کسی انجام دهد و مواردی از این قبیل. در ادامه بهتر است اگر مسئولیتی به عهده پسرتان است و فراموش می‌کند یا عمداً انجام نمی‌دهد، با محبت و آرامش به او گوشزد کنید. در صورتی که باز هم انجام نداد، به جای دعوا و سروصدا و اجبار، می‌توانید در انجام خواسته‌های او کمی تعلل کنید تا بیشتر با اهمیت احترام و ارزش رفتار متقابل آشنا شود.
 دلیل تنبلی‌هایش را کشف کنید
به طور کلی تنبلی یعنی به تعویق انداختن کارهای از پیش تعیین‌شده در برنامه یا حذف اهداف از پیش تعیین شده در زندگی. یکی از مسائل ایجاد کننده تنبلی، صفات شخصیتی افراد است. در حیطه روان شناختی از کمبود اعتماد به نفس می‌توان به عنوان یکی از علل تنبلی نام برد. حتی در شرایطی فرد بدون آن‌که دچار علایم بارز افسردگی باشد، نشانه‌ها و خصوصیتی از این بیماری مانند پایین بودن اعتماد به نفس را دارد. همچنین رفتارهای ناصحیح می‌تواند باعث تشدید این مشکل شود؛ برای مثال وقتی وابستگی فرد به دریافت پاداش بالا باشد، شاهد بروز تنبلی هستیم، یعنی فرد کارها را صرفاً به این دلیل انجام می دهد که زودتر به نتیجه‌ای عینی برسد و در صورتی که پاداشی در کار نباشد، از انجام وظایف خود سرباز می زند، از طرفی ممکن است شخصیتی داشته باشد که از ضرر و زیان هم اجتناب می کند؛ در نتیجه فردی که به پاداش وابستگی دارد و از طرفی، دلش نمی‌خواهد از حاشیه امنی که دارد خارج شود، انگیزه‌های درونی پایینی خواهد داشت؛ یعنی پیوسته تلاش کردن چندان برای فرد اهمیت ندارد و مهم ترین مسئله، نتیجه است. این افراد احساس رضایت درونی از تلاش خود ندارند و تنها به این نگاه می کنند که از بیرون به چه میزان پاداش دریافت می‌کنند تا بر اساس آن تلاش کنند. پس به طور کلی داشتن برخی صفات شخصیتی در فرد، به همراه رفتار ناصحیح اطرافیان با وی، باعث بروز و دامن زدن به مشکل تنبلی خواهد شد. در پایان با توجه به نکاتی که بیان شد، توصیه می‌کنم که برای برخورد با تنبلی جوانتان، به هیچ وجه او را سرزنش، تحقیر یا مقایسه نکنید. از گفتن جملاتی که بار منفی دارند مثل دوست ندارم که مفت بخوری و راه بروی، خودداری کنید چون این موارد رفتارهای کنترلی هستند و بیشتر او را برای حرکت در جهت خلاف میل شما سوق می دهد.
 
نویسنده : راهله فارسی | مشاور خانواده

پسرم فیلم‌های خون‌آشامی می‌بیند، چه کنم؟

پسرم فیلم‌های خون‌آشامی می‌بیند، چه کنم؟

خراسان/ مادری هستم که سواد آن چنانی ندارم. نگران پسر 20 ساله‌ام هستم. پسر خوبی است و اهل کار اما هر شب تا دیروقت، فیلم خارجی می‌بیند. یک بار از او پرسیدم این‌ها چیست که تو را از خواب و زندگی انداخته؟ گفت که فیلم خون‌آشامی است، تو هم بیا ببین! ولی من 56 ساله هستم و حوصله این چیزها را ندارم. نگران پسرم باشم یا نه؟

دسترسی آسان و متنوع به انواع منابع با فرمت‌های مختلف اعم از فیلم، بازی، وب‌سایت و همین‌طور برقراری ارتباط صوتی و تصویری آسان بین افراد، می‌تواند مانند شمشیر دو لبه‌ای برای فرزندان و عزیزان‌مان عمل کند. نحوه استفاده  یا سوء استفاده از این منابع یکی از دغدغه‌های جدی والدین و خانواده‌هاست به خصوص پس از شیوع پاندمی کرونا این موضوع رایج‌تر هم شده است. بی‌شک دیدن فیلم‌هایی با محتوای غیرمعمول یا انجام بازی‌های خشن رایانه‌ای بر روحیه فرزند شما تاثیر خواهد داشت. موضوع وقتی نگران‌کننده می‌شود که فرزند شما رفتار اعتیادگونه به این کار پیدا کند، با این علایم که وقت زیادی را صرف دیدن آن ها کند، گفته‌ها و رفتارهای غیر معمول پیدا کند و امور روزمره و معمول خود را به تعویق بیندازد یا تعطیل کند مثلا کمتر سرکار برود یا کلا نرود. افت تحصیلی، عصبی و زود رنج شدن، میل به تنهایی و انزوا و … از دیگر علایم نگران کننده این ماجراست.

 3 دلیل احتمالی فرزندتان برای دیدن چنین فیلم‌هایی
یادآوری می شود معمولا نوجوانان در دیدن و بازی کردن انواع محتواها ممکن است هر از   گاهی تغییراتی بدهند مثلا امروز به انواع فیلم‌ها یا بازی‌های ژانر وحشت و قتل عام علاقه دارند و چند ماه بعد محتوای دیگری را انتخاب می کنند. اما چه کاری از دست والدین بر می‌آید؟ دانستن این که  چرا فرزندان ما به سمت چنین پدیده‌هایی کشانده می‌شوند، خود مسیر درمان و مدیریت ماجرا را به ما نشان خواهد داد.
1- بن‌بست لذت: اگر دقت کنید این موضوع معمولا در خانواده‌هایی بسیار شایع‌تر و جدی‌تر است که روابط قوم و خویشی و بین اعضا به شدت مختل و گاه حذف شده است. لذت دیدن و ملاقات و بازی  با همسن و سالان و فامیل و همسایه جای خود را به لذت بردن از دنیای مجازی داده است.
2-  فرار از واقعیت با پناه بردن به فضای‌مجازی: شیوه‌های کاهش ناکامی و درد در  دنیای جدید تغییر کرده است که یکی از آن‌ها لذت حضور در دنیای‌مجازی است، برای مثال یکی از علایم بارز افسردگی یا اضطراب بالا میل افراطی فرد به دنیای مجازی با انواع محتواست؛ حال بازی باشد یا فیلم و سریال.
3- همرنگی با جمع: فرزند شما از بسیاری جوانان دیگر مبتلا به این اعتیاد تقلید می کند، گاه صرف این که موضوعی شایع است و همه به آن مشغول .
 اما شما باید چه کنید؟
بر اساس دلایل طرح شده، هرچه فرصت‌ها و امکانات بیشتری در اختیار نوجوان یا جوان ما قرار گیرد تا لذت های دنیای واقعی را بچشد، بی‌شک احتمال رجوع به دنیای مجازی کاهش می‌یابد؛ از تغییر سبک ارتباطی نظام خانواده بگیرید تا تغییر در نوع تفریحات سالم و طبیعت محور. فرزندان ما نیاز به بودن با ما دارند ولی وقتی به دلایل بی شمار این فرصت کم  وگاه حذف می‌شود، انتظار نداشته باشید به دنیای مجازی پناه نبرند که متاسفانه گاه این مجاز را با انواع روان‌گردان هم خلق می کنند. همچنین داشتن زندگی با برنامه و درخواست مسئولیت از نوجوان حتی اگر قدری با چالش روبه‌رو شود، توصیه می‌شود، نه رها کردن وی با این توجیه که درست بشو نیست.

نویسنده : رضا زیبایی | روان‌شناس عمومی و استاد دانشگاه