اصول مهم دادن پول تو جیبی به کودک

تصویر زندگی/ پول تو جیبی دادن به کودکان صرفا یک وظیفه از طرف والدین یا یک حق برای کودکان نیست بلکه هدفی در آن نهفته است. دادن پول توجیبی به شیوه ای هدفمند و آگاهانه بر توانایی مدیریت مالی در کودکی و بزرگسالی و یادگیری مهارت هایی مثل تصمیم گیری، حل مساله، هدف گذاری و برنامه ریزی، تمرین صبر و استقلال بسیار تأثیر گذار است.
۱۲ اصل مهم درباره پول توجیبی دادن به کودک
1.توانایی مدیریت مالی مانند هر مهارت دیگری ناگهانی به دست نمی آید و نیازمند یادگیری و تمرین در گذر زمان است، بنابراین، پول تو جیبی دادن به کودک نیز باید از نظر میزان مخارج و مسئولیت های محول شده به کودک و همچنین برنامه زمانی دریافت آن متناسب با توانایی های کودک باشد و به صورت قدم به قدم پیش برود
2.در آغاز زمان پول توجیبی دادن به کودکان، والدین باید بازه زمانی کوتاهی را در نظر بگیرند و مسئولیت مخارج موارد کمتری را به کودک محول کنند. پیشنهاد می شود هر روز یا هر دو روز یکبار به کودک برای خرید اقلامی مثل خوراکی مبلغی داده شود. به مرور زمان و پس از اینکه کودک در مهارت مدیریت پول تو جیبی خود پیشرفت کرد می توان بازه زمانی بلند مدت تری را در نظر گرفت (به طور مثال، هفتگی، دو هفته یک بار و سپس ماهانه) و مسئولیت مخارج بیشتری را به کودک داد (مثلا، خوراکی، اسباب بازی، سپس لباس یا مخارج جانبی مثل اردو رفتن یا تهیه ی هدیه تولد برای دوستان).
3. در مواردی کودک بسیار سریع پول توجیبی خود را خرج می کند. در این شرایط والدین می توانند با کودک به گفت و گو بپردازند و با هم به راه حلی برای مدیریت بهتر پول خود دست پیدا کنند. به طور مثال، یکی از راه حل ها می تواند این باشد که والدین بازه زمانی کوتاه تری را برای دادن پول تو جیبی به فرزند خود در نظر بگیرند.
4. میزان پول توجیبی بستگی به عواملی مثل سن کودک، وضعیت اقتصادی والدین، میزان مسئولیت ها و هزینه هایی که با پول توجیبی به کودک محول می شود دارد. پول تو جیبی نباید به قدری زیاد باشد که کودک هر زمان هر چه اراده کند را بتواند بخرد چون توان مدیریت مالی را از کودک می گیرید و می تواند منجربه زیاده خواهی و ناشکیبایی او شود. از طرفی دریافت پول توجیبی به میزان کم تر از حد معقول می تواند باعث احساس ناتوانی و ناامیدی درکودک شود.
5. برای فرزند خود توضیح دهید که پول تو جیبی برای خرید چه چیزهایی هست و چه چیزهایی نیست. به عنوان مثال، اگر پول توجیبی برای پوشش هزینه‌های مربوط به سرگرمی است، درباره انواع سرگرمی‌های مناسب توافق کنید. ممکن است لازم باشد لیستی از این موارد را تهیه کنید.
6. درباره‌ دستورالعمل‌های مربوط به میزان پولی که می‌توانند پس انداز، خرج و کمک مالی کنند، با هم صحبت کنید. به عنوان مثال، شما و فرزندتان ممکن است توافق کنید که فرزندتان ۵۰ درصد پول جیبی خود را پس‌انداز، ۴۰ درصد را خرج و ۱۰ درصد را کمک مالی کند.
7.پول تو جیبی فرزند بزرگتر خود را مستقیماً به حساب بانکی او واریز کنید. این کار می‌تواند به او  کمک کند تا با پول دیجیتال آشنا شود و او را برای استفاده از عابر کارت آماده کند.
8. پول تو جیبی باید به صورت مستمر و منظم به کودک پرداخت شود تا بتواند با خیالی آسوده در مورد آن برنامه ریزی کند.
0.میزان پول توجیبی باید ثابت باشد و وابسته به حال خوب و بد والدین نباشد. همچنین پول توجیبی به عنوان حقی برای کودک در نظر گرفته می شود و نباید از آن به عنوان ابزاری برای تنبیه یا تشویق استفاده شود.
10.سعی کنید بیشتر از حدی که تعیین کرده بودید پول توجیبی ندهید یا زودتر از موعد آن را پرداخت نکنید. اگر چنین کردید، برنامه‌ای با فرزند خود برای بازپرداخت تهیه کنید تا قرض گرفتن و قرض دادن را به او آموزش دهید.
11.کودکان باید در استفاده کردن پول توجیبی خود آزادی نسبی داشته باشند. نظارت و دخالت بیش از حد والدین مانع از کسب مهارت های لازم برای مدیریت مالی مناسب در آینده کودکان می شود. گاهی باید به آن ها اجازه داد اشتباهات کوچکی را در کودکی تجربه کنند تا اشتباهات بزرگ تری را در دوران بزرگسالی مرتکب نشوند.
12.اگر فرزندان ببینند که پولشان در حال جمع شدن و زیاد شدن است، انگیزه‌ بیشتری برای پس‌انداز پیدا می‌کنند. سعی کنید پس‌انداز را در یک جعبه یا شیشه بگذارید تا فرزند شما بتواند این بیشتر شدن را مشاهده کند یا اینکه می‌توانید از چندین شیشه برای تقسیم پول توجیبی فرزند خود استفاده کنید؛ یک شیشه برای خرج کردن و خریدن چیزهای کوچک که فرزند شما اکنون لازم دارد و دیگری برای پس‌انداز و خرید چیزهای بزرگتر.

5 قانون تربیت کودک که باید از ژاپنی ها بیاموزیم!

کودکان ژاپنی به علت روش تربیت خاصی که دارند بی نظیر هستند. در خصوص تربیت کردن فرزندان شان دارند که بد نیست ما هم از آن ها الهام بگیریم
قوانین تربیت کودک در فرهنگ ژاپن
آن ها قانونمند و مودب هستند و رفتار دوستانه و محبت آمیزی دارند به علاوه اجازه نمی دهند احساسات شان بر آن ها غلبه کند به همین دلیل است که به ندرت در فروشگاه ها و سوپرمارکت های ژاپن کودکی را در حال گریه کردن می بینید. پدر و مادرهای ژاپنی اصول خاصی در خصوص تربیت کردن فرزندان شان دارند که بد نیست ما هم از آن ها الهام بگیریم.
در ژاپن روابط مادر و فرزندی بسیار نزدیک است
در ژاپن روابط بین مادر و فرزند بسیار قوی است. مادر و فرزند کنار هم می خوابند و مادر هنگام بیرون رفتن همیشه کودک را همراه خود می برد. در گذشته مادران ژاپنی از پارچه ای برای بستن کودک به خود استفاده می کردند. ارتباط بین مادر و فرزند بسیار عاطفی است. مادر تمام کارهایی که کودک انجام می دهد را می پذیرد و به او به چشم یک کودک بدون نقص و کامل نگاه می کند.
یکی از قوانین اصلی آن ها این است که کودک تا ۵ سالگی اجازه دارد هر کاری که دلش می خواهد انجام دهد. از نظر کشورهای دیگر این کار افراط است اما در واقع کودک با این روش تربیت درک می کند که بچه خوب و مقبولی است.
این قانون در فرهنگ ژاپن amae نام دارد. این واژه در هیچ زبانی واژه مترادف ندارد اما می توان آن را به این شکل ترجمه کرد: “رویای یک شخص برای دوست داشته شدن” یا “دلبستگی” amae ستون ارتباط بین مادر و فرزند است یعنی کودک می تواند به والدین و عشق و محبت آن ها تکیه کند و والدین سالخورده نیز در آینده از حمایت فرزندشان برخوردار می شوند.
در تحقیقی که دانشمندان آمریکایی و ژاپنی در رابطه با ارتباط بین روش تربیت تشویقی فرزند و رفتار فرزندان انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که نگرش مثبت والدین نسبت به کودک رفتارهای مشکل ساز در کودک را کاهش می دهد.
سیستم تربیت فرزند در ژاپن
طبق سیستم تربیت فرزند در ژاپن “کودکان تا قبل از ۵ سالگی کامل هستند، از ۵ تا ۱۵ سالگی مطیع هستند، و در ۱۵ سالگی با والدین برابر هستند. اما بسیاری کشورها این روش تربیت را اشتباه می دانند.
فلسفه و هدف این روش تربیت پرورش یک عضو از جامعه ای است که در آن جامعه منافع شخصی مهم ترین چیز نیست. در واقع والدین ژاپنی شخصی را تربیت می کنند که بتواند هدفش را پیدا کند و در عین حال ارزش های خود را بی ارزش تلقی نکند.
در مرحله اول : والدین عشق بی انتهای خود را نثار کودک می کنند و از او مراقبت می کنند.
در مرحله دوم : عشق آن ها پایانی ندارد. کودک یاد می گیرد که با قوانین جامعه زندگی کند و هدفش را در دنیا پیدا کند. رابطه مادر و فرزند قوی است و کودک سعی می کند تمام تلاش خود را به کار ببرد تا والدینش را ناامید نکند.
در مرحله سوم : کودک عضو کاملی از جامعه می شود.
خانواده در درجه اول اهمیت قرار دارد
در ژاپن تربیت کودک به عهده مادر است و زمان بیشتری را با کودک می گذراند. ژاپنی ها معتقدند که کودک تا قبل از ۳ سالگی نباید به مهد کودک فرستاده شود. آن ها هیچوقت پرستار کودک استخدام نمی کنند و یا کودک را نزد پدربزرگ و مادربزرگ نمی فرستند.
اما کودک زمان زیادی را با والدین و پدر و مادر بزرگ خود می گذرانند و رابطه آن ها با خانواده بسیار گرم و صمیمی است. در ژاپن خانواده ها از همدیگر حمایت می کنند.
در آزمایشی که روی مادرهای ژاپنی و اروپایی انجام شده است از آن ها خواستند که یک اهرام بسازند. مادران ژاپنی ابتدا خودشان اهرام را ساختند سپس از کودک خواستند که اهرام را بسازد. اگر کودک اشتباه می کرد دوباره به او کمک می کردند که اهرام را بسازد. اما مادران اروپایی ابتدا به کودک روش ساختن اهرام را توضیح می دادند سپس از او می خواستند که امتحان کند.
مادران ژاپنی از قانون “مثل من انجام بده” پیروی می کنند. اما مادران اروپایی بدون نشان دادن نمونه از کودک می خواهند هر کاری را خودش انجام دهد. مادران ژاپنی کودک را مجبور نمی کنند هر کاری را مثل آن ها انجام دهد آن ها در واقع با نشان دادن نمونه روش کار را به او نشان می دهند.
توجه به احساسات
برای این که به کودک نشان دهیم چگونه در یک جامعه زندگی کند باید احترام به عواطف و احساسات دیگران را به او بیاموزیم. مادران ژاپنی به احساسات کودک احترام می گذارند و به آن ها یاد می دهند که احساسات دیگران را به خوبی درک کنند. به عنوان مثال وقتی کودک سعی دارد ماشین اسباب بازی خود را بشکند مادر می گوید: ماشین بیچاره الان از ناراحتی گریه میکنه” اما مادر اروپایی کودک را سرزنش کرده می گوید: “بسه این کار بدیه”
ژاپنی ها ادعا نمی کنند که روش آن ها بهترین است و امروزه ارزش های غربی تاثیر زیادی در رسم و رسومات قدیمی آن ها گذاشته است اما یکسری ارزش ها مثل نگرش محبت آمیز و آرام بخش نسبت به کودک هرگز تغییر نخواهد کرد.

چرا کودک من خودش را می‌زند؟

چرا کودک من خودش را می‌زند؟

چرا کودک من خودش را می‌زند؟

همانطور که کودکان از نوزادی به کودکان نوپا تبدیل می‌شوند شروع به کاوش در محیط اطراف خود و برقراری ارتباط با خواسته‌ها و نیاز‌های خود می‌کنند. با این حال توانایی‌های آن‌ها کاملاً با تمایل آن‌ها برای انجام هر دوی این کار‌ها مطابقت ندارد. در نتیجه ناتوانی آن‌ها در بیان خواسته‌ها یا نیاز‌هایشان همراه با تلاش‌شان برای هدایت موفقیت‌آمیز محیطشان می‌تواند دستور العملی برای یک عصبانیت باشد. اگر تحمل ناامیدی پایینی داشته باشند ممکن است به عنوان راهی برای ابراز خشم خود به خود ضربه بزنند. اگر متوجه این اتفاق شدید به هر محرکی که منجر به عصبانیت می‌شود توجه داشته باشید. شاید شما به چیزی که فرزندتان واقعاً می‌خواست انجام دهد نه گفتید یا شاید آن‌ها بیش از حد خسته یا گرسنه بودند.

 

چگونه با خودآزاری کودک کنار بیاییم؟

هنگامی که والدین نمی‌توانند از ضربه زدن فرزندان خود به خود جلوگیری کنند راه‌های مؤثری برای مقابله با عصبانیت وجود دارد. در اینجا چندین کار وجود دارد که ممکن است سعی کنید برای ایمن نگه داشتن فرزندتان انجام دهید.

 یک محیط امن ایجاد کنید:

وقتی بچه‌ها راه‌های متعددی برای آسیب رساندن به خود پیدا می‌کنند مانند کوبیدن سرشان به دیوار.

 کودک نوپا شما ممکن است درد داشته باشد:

نوزادانی که در حال دندان درآوردن هستند ممکن است گاهی اوقات برای مقابله با درد لثه خود به خود ضربه بزنند. مراقب علائمی باشید که ممکن است فرزندتان درد فیزیکی داشته باشد. به جایی که خودشان را می‌زنند دقت کنید. گاهی اوقات بچه‌ها سعی می‌کنند در جایی که درد دارد با هم ارتباط برقرار کنند.

چه زمانی باید نگران شویم؟

گاهی اوقات خودآزاری ممکن است با اوتیسم همراه باشد. کودکان مبتلا به اوتیسم علاوه بر ضربه زدن به خود ممکن است خود را خراش دهند، نیشگون بگیرند یا گاز بگیرند یا سرشان را بکوبند به جایی. به عنوان مثال ضربان ریتمیک سر تحریک دهلیزی را فراهم می‌کند. همچنین زمانی که کودکان به خود آسیب فیزیکی وارد می‌کنند نیز نگران‌کننده است. اگر آنقدر به خود ضربه می‌زنند که کبودی یا ردی از خود به جای می‌گذارند یا آسیب‌های دیگری به خود وارد می‌کنند به پزشک اطفال مراجعه کنید. اگر فکر می‌کنید رفتار فرزندتان نشانه‌ای از یک مشکل بزرگ‌تر است زمانی که متوجه بروز آن شدید آن را یادداشت کنید و یادداشت‌های خود را نزد پزشک کودکتان بیاورید تا از او راهنمایی بخواهد. پزشک ممکن است غربالگری اضافی را برای تعیین آنچه در حال وقوع است توصیه کند. صحبت کردن با یک پزشک در مورد رفتار فرزندتان نیز ممکن است به شما آرامش خاطر بدهد.

 

نتیجه‌گیری:

معمولاً وقتی کودکان نوپا به خود ضربه می‌زنند یا سرشان را می‌کوبند جای نگرانی نیست. با این حال مشاهده اینکه این رفتار چه زمانی و چند بار اتفاق می‌افتد هرگز آزاردهنده نیست.

 

منبع:

www.verywellfamily.com

راه‌هایی برای متوقف کردن جیغ زدن کودک نوپا

راه‌هایی برای متوقف کردن جیغ زدن کودک نوپا

راه‌هایی برای متوقف کردن جیغ زدن کودک نوپا

فریاد زدن و جیغ زدن بین 18 ماهگی تا 2 سالگی به اوج خود می‌رسد. این رفتار برای لج کردن کودک با شما نیست. در عوض کودک نوپای شما در حال امتحان کردن صدای خود است که می‌تواند به آن برسد. کودکان نوپا به زودی متوجه می‌شوند که چقدر قدرت در صدای خود دارند. اگر این صدا‌های گوش‌خراش رفتار معمول کودکان نوپا قبل از کلامی است به این معنی نیست که رفتار قابل قبولی است. در اینجا چند ترفند وجود دارد که ما برای جلوگیری از فریاد زدن کودک نوپا استفاده می‌کنیم.

 

 کودک را سرگرم کنید:

از آنجایی که کودکان نوپا دوست دارند حرکات صورت را تقلید کنند هر صدایی را که شما در بیارید کودک نیز آن را در می‌آورد چه داد زدن باشد چه صحبت کردن. در نتیجه بهتر است جلوی کودک شروع به داد و فریاد نکنید.

 فضای مناسبی را انتخاب کنید:

اگر نمی‌توانید جلوی جیغ زدن کودک نوپا را بگیرید فضای مناسبی برای تخلیه خشونت کودک پیدا کنید. بهتر فضایی خلوت و ساکت باشد تا باعث اذیت شدن دیگران نشود. کودک را به طبیعت و یک جای خلوت ببرید و بگذارید هرچه قدر دوست دارد جیغ بزند.

 ارتباط کلامی مستقیم داشته باشید:

کودکان نوپا باید یاد بگیرند که صدا‌های خوشایند پاسخ‌های دلپذیری دریافت می‌کنند. وقتی فرزندتان با صدای ناخوشایند و فریاد شما را خطاب می‌کند سریعاً پاسخ دهید تا بفهمد که این بهترین صدا برای اقدام سریع است. کودکان نوپا به یادآوری‌های کلامی و اشاره‌ای مکرر برای بازگرداندن آن‌ها به مسیر اصلی نیاز دارند.

 با رفتار نادرست کودک مقابله کنید:

اگر در صف تسویه حساب خرید خود هستید و کودک نوپایتان برای یک تکه آب نبات فریاد می‌زند از اینکه خریداران دیگر ممکن است به شما به عنوان والدین بی‌فکر نگاه کنند خجالت نکشید. سعی کنید کودک نوپای خود را به بیرون از فروشگاه ببرید. به کودکان در حال رشد باید آموزش داده شود که چه رفتار‌هایی در چه شرایط اجتماعی قابل قبول است و چه رفتار‌هایی قابل قبول نیست. علاوه بر این نادیده گرفتن جیغ همیشه کارساز نیست.

 

منبع:

www.askdrsears.com

مادر اولین کسی که «شرمندگی از ظاهر» رو به دخترش یاد میده!

آنچه بچه‌های ما از ما یاد می‌گیرن، با اون چیزهایی که می‌خوایم به اونا یاد بدیم، تفاوت‌های زیادی داره. 
🔸ما می‌خوایم بچه‌هامون اشتباهات ما رو نکنن یا ضعف‌ها و وسواس‌ها و اضطراب‌های ما رو نداشته باشن. می‌خوایم اونا مثل ما نشن، اما نتیجه دقیقا برعکس این می‌شه: بچه‌هامون معمولا شبیه خودمون می‌شن. 

🔸«ترجمان» با انتشار مجموعه‌ای از تحقیقات تازه میگه که قضاوت‌های یک مادر درباره بدن خودش تا کجا می‌تونه بر ذهنیت دخترش درباره این مسئله تأثیر بذاره.
🔸مطالعه‌ای روی دختران ۵ تا ۷ ساله که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، نشون داد وقتی مادران و دختران کم سن و سال‌شون کنار هم جلوی آینه قرار می‌گیرن، دخترها نحوه صحبت مادرها درباره بدن خودشون رو تقلید می‌کنن.

🔸ماریسول پرز، مدیر این مطالعه، میگه «حتی یک بچه هم نبود که بعد از شنیدن حرف مادرش، جوابش رو در جهت مثبت یا منفی تغییر نده. وقتی مادر می‌گفت موی خودش رو دوست داره، بچه هم تکرار می‌کرد. مادر که می‌گفت فلان چیز رو دوست نداره، به همین ترتیب».

 با اینکه در سال‌های اخیر بعضی از مشاوران به مادرها توصیه می‌کنن که مکررا به دخترانشون بگن «تو زیبایی»، اما واقعیت تلخ اینه که حرف‌های مادر درباره خودش معمولا تأثیر پایدارتری روی فرزندش می‌ذاره.

آیا کارتون‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود مناسب کودکان مان است؟

معمولا ذهن کودکان را به یک زمین آماده کشت تشبیه می کنند. زمینی که ما قرار است در آن بذری بکاریم و برداشت کنیم. حالا در این زمین چه می‌کاریم؟ ذهن کودکان دقیقا به اندازه همین زمین بدون محصول، قابلیت کاشتن دارد و هر آن چیزی که در روزها و ماه‌ها و سال‌های اول زندگی‌اش با آن مواجه می‌شود، حکم همان بذری را دارد که در سال‌های نوجوانی و جوانی، برداشت می‌کند. این همه آن‌چیزی است که درباره مراقبت از ورودی‌های ذهن کودکان و فرزندانمان باید بدانیم؛ آن‌وقت است که شاید پایمان را فراتر از محدودیت معمول و مرسوم محتواهای کاملا نامناسب برای بچه‌ها بگذاریم و بر برخی مفاهیم عادی اما خارج از دنیای کودکی فرزندمان بیشتر دقت می‌کنیم. این را دکتر مهری موسوی، روانشناس و مشاور خانواده می‌گوید که معتقد است بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و یا حتی کارتون‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود، مناسب درک و فهم کودکان نیست؛ آنقدر که بهتر است یک فیلتر دستمان بگیریم و با سختگیری فراوان، اجازه ورود تصاویر و اطلاعات دنیای بیرون را به ذهن سفید فرزندمان بدهیم.

برای اولین سوال، می‌خواهیم درباره اهمیت رسانه تصویری در تاثیرگذاری بر ذهن مخاطب به خصوص کودکان بدانیم؛ چرا ابزارهای تصویری مانند تلویزیون، نسبت به دیگر ابزارها تاثیرگذاری بیشتری بر مخاطب کم سن و سال خودشان دارند؟

واقعیت این است که تلویزیون، نمایشگری است که اطلاعات صادر می‌کند و فرصت پردازش و تحلیلی به مخاطب خردسال و کودک خود نمی‌دهد. در واقع همه بیننده‌ها تلویزیون، صرفا گیرنده هستند و اطلعات صادرشده را دریافت می‌کنند و دیگر نقشی ندارند. اتفاقی که در کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر است و آن‌ها بعد از دریافت اطلاعاتی که از برنامه‌های تلویزیونی گرفته‌اند، قدرتی برای تجزیه و تحلیل آن ندارند.

یعنی به نظر شما ممکن است کتاب این خاصیت را نداشته باشد؟

در کتاب خواندن، تنها چشم ما است که درگیر آن می‌شود  و بعد از خواندن، فرصت برای استنباط آنچه خواندیم داریم اما در تلویزیون، چشم و گوش و حافظه به صورت همزمان فعالیت می‌کند و می‌شود گفت همه را با هم قفل و زنجیر می‌کند؛ آن‌وقت است که این حال درون کودک رخ می‌دهند که هرچه من می‌گویم، تو بپذیر. این اتفاق به طور ویژه در کودکان صورت می‌گیرد که قدرت تحلیلگری ندارند. در واقع بزرگسالان انتخابگر هستند اما قشر کودک، این توانایی را ندارد. در واقع از زمانی که ارتباط کودک از پایان بیست و چهار ماهگی با دنیای بیرون برقرار می‌شود، هرچیزی که ببینند و برایشان ملموس باشد را می‌پذیرند.

 فیلترینگ در خانه

این پذیرش شامل حال نوجوان‌ها هم می‌شود؟

کمتر! چرا که در سن نوجوانی تفکر انتزاعی شکل می‌گیرد اما کودک شامل این قضیه نمی‌شود.

می‌توانید برای روشن تر شدن این مفهوم مصداقی بیاورید؟

بله؛ بگذارید برایتان یک مثال ساده بزنم. گاهی تماشای کارتون بزبز قندی هم می‌تواند دلهره‌ای ناخواسته برای کودک به همراه داشته باشد؛ چرا که یک کودک چهار پنج ساله ممکن است این همانند سازی را در ذهنش شکل بدهد و خودش را جای شنگول و منگول بگذارد و فکر ند که هر بار که مادر در خانه نیست، ممکن است گرگ بیاید و من را بخورد. در واقع آن‌ها این درک را ندارند که در لزوما تنهایی بد نیست و قرار نیست خطری من را تهدید کند. حالا این برقراری ارتباط با شخصیت‌های این قصه را به هر فیلم و سریال و برنامه تلویزیونی و تصویری دیگری ربط بدهید! چه تصوری از نتیجه آن دارید؟

 فیلترینگ در خانه

یعنی می‌گویید گاهی ترس از تنهایی در کودکان، می‌تواند نتیجه یک برنامه تلویزیونی باشد؟

دقیقا همین‌طور است! ترس از تنهایی، قبح‌زدایی از مسائل ناهنجار در خانواده، به هم ریختن خواب کودکان و … همه از نتایج تماشای برنامه‌ای نامناسب سن آن‌ها است. اما به نظر می‌رسد که بسیاری از والدین تنها مراقب این هستند که کودکانشان برنامه‌ای با محتوای نامناسب جنسی و یا موضوعاتی شبیه به این نبینند.

 فیلترینگ در خانه

دقیقا ایراد کار همین است. اینکه بسیاری از فیلم‌ها، سریال‌ها و یا حتی کارتون‌هایی که فرزند ما به صورت آزادانه آن را می‌بیند و ما نگران نیستیم، می‌تواند سلامت روحی و ذهنی کودک‌مان را به خطر بیندازد. شما کودک پنج شش ساله‌ای را تصور کنید که به همراه پدر و مادرش، تماشاگر فیلمی از تلویزیون است که شخصیت‌های اصلی، زن و مرد و بزرگسال و نوجوان، به طور مداوم و بی‌محابا سیگار می‌کشند. آن‌وقت ما انتظار داریم که بعد از تماشای این فیلم که ظاهرا محتوای نامناسبی ندارد، قبح سیگار کشیدن برای فرزندمان نریخته باشد و آن را عملی عادی نداند؟

خب  پس با این اوصاف، خیلی از برنامه‌ها و فیلم‌های از نظر ما معمولی، نباید در معرض دید کودکان قرار بگیرد!

طبیعتا همین‌طور است. بهترین روش این است که پیش از در دسترش تماشا بودن هر محتواهایی، والدین آن را ببینند و نسبت به محتوایش کاملا نظارت داشته باشند. آن‌وقت است که با توجه به فرهنگ خانوادگی و از آن مهمتر، با توجه به شناختی که از فرزندشان دارند، می‌توانند اجازه تماشای آن را به کودک بدهند. در واقع پدر و مادر در چنین سنینی، باید به عنوان فیلتر عمل کنند و اجازه خروج هر برنامه‌ و سریال و فیلمی را از این فیلتر ندهند.

 فیلترینگ در خانه

اما بسیاری از سریال‌هایی که از تلویزوین پخش می‌شوند، طبیعتا موضوعات مختلفی مانند اعتیاد، طلاق، دعوا و … را شامل می‌شوند. چه باید کرد؟

بله این موضوعات دائما در فیلم ها و سریال ها تکرار می شوند.باید توجه داشت بسیاری از آن ها مناسب سن کودک نیستند.یکی  از موضوعاتی که امنیت روانی کودک را بر هم می‌زند، در معرض قرار گرفتنش در چالش‌ها و دعواهای زن و شوهر است که می‌تواند آن را به پدر و مادر خودش هم نسبت بدهد. نکند دعوایشان شود؟ نکند سر هم داد بزنند؟ فراموش نکنیم که مغز کودکان مدام در حال اسکن کردن از اطلاعات دریافتی است و چه بهتر که همه خوبی‌های دنیا را به او انتقال بدهیم.

شخصا فکر می‌کنم که پدر و مادرها باید بپذیرند که بعد از ورود کودک، زندگی‌شان دچار تغییر شده است و باید برای سبک زندگی‌شان، محدودیت‌هایی جدید مطابق با سن فرزندشان اعمال کنند. آن‌ها دیگر نباید بی‌محابا در هر ساعتی از شبانه‌روز، تلویزیون را روشن کنند و برنامه مورد علاقه‌شان حتی اخبار ببیند.

این موضوع در رابطه با پخش اخبار در فضای خانه نیز صدق می کند؟

اخبار قرار است چه چیزی به ما بدهد جز حجم زیادی از وقایع  سخت، جدی و گاهی ناخوشایندی که در سراسر دنیا رخ داده است؟ شنیدن همه این اتفاقات می‌تواند آسیب‌های روانی و روحی کاملا جدی بر کودکان‌مان وارد کند. امید به آینده را در سن نوجوانی و جوانی از آن‌ها بگیرد و نسبت به دنیا بدبین شوند؛ در صورتی که دنیا پر است از قشنگی‌هایی که می‌توانیم آن‌ها را به فرزندمان نشان بدهیم. برای همین است که به طور جدی معتقدم که بهتر است والدین فیلترینگ زمانی برای تماشای تلویزیون، فیلم و یا حتی کار با تلفن همراه‌شان داشته باشند.

 فیلترینگ در خانه

اما این روزها، اگر تلویزیونی هم روشن نباشد، بچه‌ها به راحتی به ابزارهایی مانند تلفن همراه و تبلت دسترسی دارند!

متاسفانه این واقعیت جامعه ما است که ابزارها زودتر از فرهنگ استفاده از آن به دست ما می‌رسند. مثلا فرهنگ استفاده از تلفن همراه و تبلت‌ها برای کودکان کاملا متفاوت از آن چیزی است که امروز با آن روبرو هستیم. چه بسیار مراجعانی داشته‌ام که تلفن همراه‌شان به راحتی در اختیار کودک‌شان بوده است و کودک به واسطه اینترنت روشن، با تصاویر و کلیپ‌های یکی دو دقیقه‌ای مواجه شده است که درباره آن از پدر و مادرش سوال پرسیده است اما با این وجود باز هم اثرات عمیقی بر روح او داشته است.والدین باید در این زمینه دقت نظر بیشتری داشته باشند و در باره مسائلی که مناسب سن کودک نیستند با آن ها صحبت کنند و در این شرایط سعی شود سرگرمی های مناسب در اختیار کودک قرار بگیرد تا او به طور خواسته و داوطلبانه دیگر خواهان محتوای نامناسب برای سن خود نباشد.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند
کلمات می‌توانند زخم بزنند یا مرهم درد باشند. کلمات گاهی معجزه می‌کنند و با توجه به لحن مناسبی که ادا می‌شوند می‌توانند به ایجاد آرامش و رفع عصبانیت کودکان خردسال کمک کنند. توجه کنید که گفت‌وگو یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های والدین برای داشتن یک رابطه خوب با فرزندشان است. پس تا می‌توانید از کلمات نهایت استفاده را ببرید.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

به نقل از همشهری آنلاین: یادتان باشد که کودکان هنوز راه کنترل خشم خود را بلد نیستند و این شما هستید که باید او را آرام کنید. در نتیجه به جای اینکه خودتان نیز کنترل‌تان از دست بدهید و اوضاع را بدتر از آنچه هست بکنید نفس عمیق بکشید و با کودکتان صحبت کنید.

کلمات می‌توانند زخم بزنند یا مرهم درد باشند. کلمات گاهی معجزه می‌کنند و با توجه به لحن مناسبی که ادا می‌شوند می‌توانند به ایجاد آرامش و رفع عصبانیت کودکان خردسال کمک کنند. توجه کنید که گفت‌وگو یکی از مهم‌ترین استراتژی‌های والدین برای داشتن یک رابطه خوب با فرزندشان است. پس تا می‌توانید از کلمات نهایت استفاده را ببرید.

«بیا هر دوتامون آروم باشیم، باشه؟»

برای هر پدر و مادری پیش می‌آید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد می‌کشد، لگد پرت می‌کند و با بچه‌های دیگر دعوا می‌کند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در می‌برد و آنها را در خجالت‌زده می‌کند.

برای هر پدر و مادری پیش می‌آید که با صحنه عصبانیت فرزندش مواجه شود در حالی که فریاد می‌کشد، لگد پرت می‌کند و با بچه‌های دیگر دعوا می‌کند. این صحنه آشنا والدین را نیز از کوره به در می‌برد و آنها را در خجالت‌زده می‌کند.

در اکثر موارد ماجرا با داد و بیداد شما، بغل کردن کودک و دور کردن او از نگاه دیگران خاتمه می‌یابد. اما در این شرایط کودک به تنها چیزی که نیاز دارد درک شدن است. بنابراین به جای هر کار دیگری نفس عمیق بکشید و بگویید: «دخترم/پسرم! من هم عصبانی هستم اما بیا هر دو تامون سعی کنیم آروم باشیم». در این‌صورت کودک احساس می‌کند درک شده است و شما نشان داده‌اید که می‌خواهید به او کمک کنید.

«من هم عصبانی می‌شوم اما جور دیگه‌ای عصبانیتم را نشان می‌دهم»

کودک در مقابل این جمله، احساس می‌کند که با او همدردی کرده‌اید. او به شدت عصبانی است و باید خود را خالی کند اما متوجه می‌شود باید جور دیگری رفتار کند. در مقابل خشم کودک به او نگویید «بچه» شده است.

به او بگویید کاملا طبیعی است که عصبانی بشود و ما بزرگترها هم عصبانی می‌شویم. اما باید یاد بگیرد که عصبانیتش را به گونه دیگری نشان دهد. به عنوان مثال نفس عمیق بکشد، برای چند لحظه چشمانش را ببندد، نقاشی بکشد یا هر کار دیگری که در آن لحظه به ذهنش می‌رسد.

«بیا با هم یه راه‌حلی برای مشکلت پیدا کنیم»

معمولا کودکان زمانی عصبانی و کج‌خلق می‌شوند که به آنچه می‌خواستند نرسیده‌اند یا به‌درستی از پس انجام کاری برنیامده‌اند. اگر در این لحظه به آنها جملاتی مانند: «خوب تلاش نکردی» یا «به جای گریه کارت را درست انجام بده» بگویید کمکی به کنترل عصبانیت او نخواهید کرد و حتی ممکن است اوضاع بدتر شود. در این مواقع کودک به جملات تشویقی، انگیزشی و اعتماد به نفس نیاز دارد. اگر وارد عمل شوید و به او کمک کنید تا مشکل را حل کند عصبانیت او نیز فروکش خواهد کرد.

«اگر آرام و بدون داد و فریاد صحبت کنی بهتر می‌فهمم چه می‌گویی!»

اگر کودکی عصبانی است و در نتیجه جیغ می‌زند بدون شک اعصاب والدین را نیز به هم می‌ریزید. اما در این مواقع شما به عنوان پدر یا مادر باید بر اعصاب خود مسلط باشید. به او بگویید زمانی که جیغ می‌زند نمی‌فهمید چه می‌گوید. مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او به‌آرامی صحبت کنید.

مهم است که در این شرایط فرزندتان را آرام کنید و با او به‌آرامی صحبت کنید.

«عصبانی هستی؟ بغلت کنم خوب بشی؟»

گاهی کودکان نیز همانند بزرگسالان روز بدی پشت سر می‌گذارند و به دلیل هر اتفاقی از کوره در می‌روند. در نتیجه داد و بیداد می‌کنند و گاهی حتی نمی‌دانند چه می‌خواهند. اما در این شرایط آنچه لازم دارند درک شدن و عشق است. در این لحظات می‌توانید به او بگویید یک داروی معجزه‌گر برای درمان عصبانیت او دارید و این دارو چیزی جز یک آغوش محکم و التیام‌بخش نیست. بنابراین او را در آغوش کشیده و آرام کنید.

۶ جمله که کودک عصبانی‌تان را آرام می‌کند

«چرا اسباب‌بازی‌هایت را پرت میکنی؟ آنها را دوست نداری؟ از دستشان عصبانی هستی؟»

اکثر کودکان زمانی که عصبانی می‌شوند با پرت کردن هر آنچه دم دستشان است و معمولا پرتاپ اسباب‌بازی‌هایشان واکنش نشان می‌دهند. در این مواقع ممکن است شما نیز پا به پای او عصبانی شوید و صدایتان را بالا ببرید. اما باید تمام تلاش‌تان را برای پرهیز از این کار انجام دهید.

کودک عصبانی است و احتمالا حتی دلیل آن‌را هم نمی‌داند. بنابراین نیاز دارد تا کسی به او بگوید چه کاری انجام می‌دهد تا متوجه شود که این کار درست نیست. وقتی از او سوال می‌کنید چرا اسباب‌بازی‌هایت را پرت می‌کنی آیا از دست آنها عصبانی هستی تازه متوجه می‌شود که آنها هیچ گناهی ندارند و مسئول عصبانیت او نیستند. در نتیجه متوجه می‌شود نباید آنها را پرت کند.

جمع‌بندی

گاهی برقراری ارتباط با فرزندانمان از آنچه که فکر می‌کنیم به مراتب آسان‌تر خواهد بود، کافی است بدانیم که چگونه می‌توانیم آن‌ها را درک کنیم و در نهایت هم به برطرف کردن مشکلات و اختلاف‌هایمان بپردازیم. 

مطلب پیشنهادی: درمان عصبانیت کودکان، آرامششان دست شماست

دادن کار‌های روزمره به کودکان چه فوایدی دارد؟

دادن کار‌های روزمره به کودکان چه فوایدی دارد؟

دادن کار‌های روزمره به کودکان چه فوایدی دارد؟

دادن کار‌هایی که در خانه به بچه‌ها می‌دهند مزایای زیادی دارد. در حالی که اغلب ساده‌تر است که فقط کار‌های خانه را خودتان انجام دهید به خصوص زمانی که پنج برابر بیشتر طول می‌کشد تا به کودک 5 ساله خود توضیح دهید که چه کاری باید انجام شود و سپس در حین انجام آن بر او نظارت کنید واقعیت این است که کمک به کار‌های روزمره برای رشد کودک شما مهم است. کار‌هایی را که فرزندتان بتواند در مرحله رشد خاص خود انجام دهد (برخی برای بچه‌های کوچکتر مناسب‌تر هستند در حالی که برخی دیگر برای بچه‌های بزرگتر مناسب هستند تا خودشان انجام دهند) به کودک بسپارید.

 

چرا دادن کار‌های روزمره به بچه‌ها می‌تواند برای آن‌ها خوب باشد؟

کار‌های کوچکی که کودک 5 ساله شما می‌تواند در خانه انجام دهد ممکن است زیاد به نظر نرسد اما آن‌ها می‌توانند درس‌های ارزشمندی را به کودک شما بیاموزند که تا سنین پیش از نوجوانی و بعد از آن ادامه خواهد داشت. زمانی کودک 9 یا 10 ساله شود می‌تواند سهم قابل توجهی در کار‌های خانه داشته باشد. چند نمونه از روش‌هایی که کار‌های روزمره می‌تواند برای بچه‌ها مفید باشد:

 

 باعث می‌شود وسایلشان را تمیز نگه دارند:

عادت دادن به فرزندتان به اینکه مرتباً خودش را جمع کند راه بسیار خوبی است نه تنها برای ساختن یک روال خوب که برای او تا آخر عمر مفید خواهد بود بلکه به شما کمک می‌کند تا هرج و مرج را در خانه خود کاهش دهید و آن را بیشتر کنید.

 

به شما در خانه کمک می‌کنند:

هنگامی که فرزند خود را به عادت کار‌های خانه درآورید این به بخشی از زندگی او تبدیل می‌شود که تا سال‌های نوجوانی و بعد از آن ادامه خواهد داشت.

 

منبع:

www.verywellfamily.com

روانشناسی کودکان تک‌فرزند، آنها چگونه اند؟

روانشناسی کودکان تک‌فرزند، آنها چگونه اند؟
برخی از افرادی که تک‌فرزند هستند، از بینشی که درباره آنها وجود دارد آگاهند، آنها می‌دانند که اجتماع تک‌فرزندان را خودخواه و ضد اجتماعی می‌داند. اما این برچسب‌ها چقدر صحیح‌اند؟ در ادامه نگاهی داریم به روانشناسی کودک تک‌فرزند.

روانشناسی کودکان تک‌فرزند، آنها چگونه اند؟

برخی از افرادی که تک‌فرزند هستند، از بینشی که درباره آنها وجود دارد آگاهند، آنها می‌دانند که اجتماع تک‌فرزندان را خودخواه و ضد اجتماعی می‌داند. اما این برچسب‌ها چقدر صحیح‌اند؟ در ادامه نگاهی داریم به روانشناسی کودک تک‌فرزند.

چیزهایی که نیستند
کلیشه‌هایی درباره تک‌فرزندان وجود دارد که در برخی افراد صدق می‌کند، اما همگانی نیست و در واقع می‌تواند به عنوان یک رویکرد کلی، اشتباه باشد. آنها را با هم مرور می‌کنیم:

آنقدرها هم عجیب نیستند
افسانه عجیب بودن تک‌فرزندان از سال 1895 میلادی آغاز شد. زمانی که یک روانشناس به نام EW Bohannon ، از بیش از هزار کودک (که فقط 46 نفر از آنها تک‌فرزند بودند) نظرسنجی کرد و کودکان بدون خواهر و برادر را بدرفتار نامید.
این کلیشه با وجود شواهد زیادی که بر خلاف آن هست، بیش از صد سال وجود داشته است.
یک مطالعه در سال 2008 میلادی نشان داد که کودکان دارای خواهر و برادر روابط بهتری با همسالان خود در سن مهد کودک دارند.
با این حال، محققان دیگر این موضوع را رد کردند.
بیایید واقعی باشیم: همه افراد، خصوصیات و عادت‌های عجیب و غریب دارند، اما بزرگ شدن بدون خواهر و برادر شما را بیشتر یا کمتر عجیب نمی‌کند.

چندان لوس نیستند
همانطور که دکتر «سوزان نیومن» در کتاب خود می‌نویسد، تحقیقات گسترده‌ای نشان می‌دهد که تک‌فرزندان بیشتر از بقیه جامعه لوس نیستند.
امروزه کودکان با وجود خواهر و برادر زیادی که دارند، در خطر لوس شدن زیاد قرار دارند. بیشتر والدین (طبق یک نظرسنجی 59 درصد) اعتراف می‌کنند که بچه‌هایشان را بدون توجه به تعداد آنها لوس می‌کنند.

تنها نیستند
ممکن است که تک‌فرزندان خیلی اجتماعی نباشند، اما آنها هم دوستان زیادی دارند، بنابراین تنها نیستند. آنها هم به اندازه دیگران دوستانی دارند. حتی تنها فرزند بودن به این گروه کمک می‌کند تا بیشتر روی دوستی‌هایشان تمرکز کنند. از آنجا که خواهر و برادری ندارند، برای توسعه و حفظ دوستانشان سخت تلاش می‌کنند. 

چیزهایی که می‌توانند باشند
تک‌فرزندان دارای ویژگی‌هایی هستند که می‌توان برشمرد:

می‌توانند فشار زیادی به خود وارد کنند
همانطور که دکتر Carl Pickhardt، روانشناس و نویسنده کتاب «آینده تنها فرزند شما» می‎گوید، تک‌فرزندان می‌توانند خودشان را خیلی سخت تحت فشار قرار دهند و در صورتی که عملکرد خوبی نداشته باشند، می‌توانند نسبت به خود منتقد باشند.
آنها همچنین ممکن است در آزمون های ضریب هوشی نمره بالاتری کسب کنند.

آنها دوست دارند کارها را به روش خودمان انجام دهند
تک‌فرزندان می‌دانند که چگونه غذا یا سایر وسایلشان را با دیگران به اشتراک بگذارند.

وقتی صحبت از پروژه‌های مدرسه باشد، این گروه پیش‌قدم می‌شوند، نقش رهبری را بر عهده می‌گیرند و نسبت به سهمشان کارهای بیشتری را انجام می‌دهند.

شاید به خاطر اینکه خواهر و برادری نداشته‌اند که وسایلشان را خراب کند، عادت نداشته باشند که کسی در کارهایشان دخالت کند. شاید کمی رئیس‌ماب به نظر برسند، اما وقتی صحبت از پروژه‌های مدرسه باشد، این گروه پیش‌قدم می‌شوند، نقش رهبری را بر عهده می‌گیرند و نسبت به سهمشان کارهای بیشتری را انجام می‌دهند.

با بزرگسالان به خوبی کنار می‌آیند
در حالی که بچه‌های دیگر در مهمانی‌ها با خواهر و برادرشان تلویزیون تماشا می‌کنند، یا بازی می‌کنند، تک‌فرزندان با والدینشان حرف می‌زنند. نتیجه این است که از سن کم در معاشرت با افراد بزرگ‌تر راحت‌ترند. حتی شاید این توانایی را داشته باشند که با افرادی در سنین مختلف، دوست شوند.

روانشناسی کودکان تک‌فرزند، آنها چگونه اند؟
توانایی‌های زبانی زیادی دارند
گفتیم که تک‌فرزندان خیلی خوب می‌توانند با بزرگ‌ترها ارتباط برقرار کنند، به همین دلیل هم دایره لغاتشان خیلی بیشتر از فرزندانی است که خواهر و برادر دارند.

از درگیری متنفرند
دکتر Carl Pickhardt، روانشناس یکی از افرادی است که تک‎فرزند بوده. او می‌گوید: «این‌طور نیست که کسی واقعا دوست داشته باشد دعوا کند، اما مشاجره در بین دوستان، یا همکاران من را فوق‌العاده ناراحت می‌کند. من هرگز مجبور نبودم که با دعوای میان خواهران و برادرهایم کنار بیایم، بنابراین به دعوا یا مقابله عادت ندارم. هر چند که گاهی درگیری‌ها می‌تواند به رشد فرد کمک کند.»

تک‌فرزندان می‌توانند بسیار حساس باشند
بر خلاف آنچه درباره لوس بودن تک‌فرزندان رایج شده، آنها می‌توانند در روابطشان بسیار حساس باشند و به این موضوع فکر کنند که رفتارشان چه حس‌هایی را در دیگران ایجاد می‌کند.

بر خلاف آنچه درباره لوس بودن تک‌فرزندان رایج شده، آنها می‌توانند در روابطشان بسیار حساس باشند و به این موضوع فکر کنند که رفتارشان چه حس‌هایی را در دیگران ایجاد می‌کند.

ممکن است تک‌فرزندان هم گاهی لوس باشند، اما این فقط مختص آنها نیست.

دوست دارند حریم خصوصی خودشان را داشته باشند
در دنیای اجتماعی امروز، طبیعی است که افراد هر دقیقه بخواهند جزئیات زندگی روزمره‌شان را با دیگران به اشتراک بگذارند، اما این میل در تک‌فرزندان کمتر است. از آنجا که به قدر کافی کانون توجه خانواده بوده‌اند، دیگر علاقه‌مند به جلب توجه‌های اینچنینی نیستند و دوست دارند حریم خصوصی خودشان را حفظ کنند.

ممکن است در گروه‌های بزرگ خجالتی باشند
تک‌فرزندان ممکن است در گروه‌های بزرگ، بخصوص در گروه‌هایی که اعضای آن را به خوبی نمی‌شناسند، ساکت و آرام باشند، اما این به معنای خجالتی بودن نیست، بلکه فقط به بودن در محیط‌های پر سر و صدا عادت نکرده‌اند.

نگران پیرتر شدن والدینشان هستند
تک‌فرزندی یعنی با پیر شدن پدر و مادر تنها مراقب آنها هستی که می‌تواند برای تک‌فرزندان بسیار ترسناک باشد. خواهرها و برادرها می‌توانند از نظر عاطفی در بیماری، یا مرگ والدین در کنار هم باشند، اما در خانواده‌های تک فرزند، این کار فقط و فقط بر دوش تک‌فرزند می‌افتد.

روابط خانوادگی منحصر به فردی دارند
روابط خانوادگی در خانواده‌هایی که فقط یک فرزند دارند، کاملا منحصر به فرد است. همه توجه پدر و مادر صرف یک فرزند شده، بنابراین به خوبی با همه خصوصیات او آشنا هستند و فرزند هم به خوبی والدینش را می‌شناسد.
البته در صورت بروز اختلاف نظر در چنین خانواده‌هایی اوضاع می‌تواند کمی سخت شود چون فرد دیگری نیست که تنش‌ها را از بین ببرد.

روانشناسی کودکان تک‌فرزند، آنها چگونه اند؟
روانشناسی کودکان تک‌فرزند، نتیجه کلی
بله! تک‌فرزند بودن یعنی فقط خودت و خودت. در خانواده، خواهر و برادری نداری، بنابراین حمایت اضافی خواهر و برادر را از دست می‌دهی، در صورت بیماری پدر یا مادر، بار عاطفی فقط بر دوش تک‌فرزند می‌افتد، حتی تک‌فرزند بودن برچسب‌هایی مانند لوس و خودخواه بودن را به همراه دارد، اما واقعیت این است که این ویژگی‌ها می‌تواند در کودکانی هم که خواهر و برادر دارند، وجود داشته باشد. هیچ‌یک از برچسب‌هایی که به تک‌فرزندان می‌زنند، فقط مختص آنها نیست.

شاید اگر تک‌فرزند دارید، نگرانی‌هایی برایتان وجود داشته باشد. می‌توانید دراین‌باره از روانشناسان کلینیک بیا نی نی کمک بگیرید.