دلایل ترس از تاریکی در کودکان و راهکارهای کمک به آنها

بیشتر بچه‌ها از  مواجهه با فضاهای تاریک می‌ترسن و ازش فرار می‌کنن، ترسی که می‌تونه عوارض منفی هم برای اون‌ها به همراه بیاره به خاطر همین باید برای برطرف کردن این ترس از راهکارها و روش‌های مختلف استفاده کرد

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

چرا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟

اکثر والدین توسط گریه یک کودک ترسیده بیدار شده و فریاد می‌زنند که چیزی در تاریکی وجود دارد. با در نظر گرفتن این موضوع بسیاری از والدین از خود می‌پرسند که آیا کودکشان از تاریکی می‌ترسد و آیا این دلیلی است که آن‌ها در طول شب بی‌قرار هستند. اما یک سؤال که بسیاری از والدین می‌پرسند این است که آیا کودکان از تاریکی می‌ترسند؟ بنابراین اجازه دهید این سؤال را به همراه چند نکته و ترفند ممکن برای شما توضیح دهیم. کودکان زیر دو سال هنوز از نظر رشدی قادر به ترس از تاریکی نیستند. از این گذشته آن‌ها چیزی ندارند که بر اساس آن ترس خود را پایه‌گذاری کنند. برخلاف کودکان بزرگتر و بزرگسالان که تصور می‌کنند یک هیولا یا سایه می‌تواند در کمد یا زیر تخت آن‌ها کمین کند. اما این برای نوزادان صادق نیست.

تاریکی ضروری است زیرا باعث ترشح هورمونی به نام ملاتونین می‌شود که برای خواب راحت کودک شما ضروری است.

یک راه عالی برای کمک به فرزندتان برای درک تفاوت بین شب و روز و  تنظیم ریتم شبانه روزی اوست. می‌توانید این کار را با بیدار کردن آن‌ها و خواباندن آن‌ها در یک زمان مشخص انجام دهید.

کودکی که در روز خوب می‌خوابد شب هم خوب می‌خوابد. خواب ضعیف در طول روز مستقیماً بر خواب شبانه آن‌ها تأثیر می‌گذارد.

 

اگر تاریکی نباشد مشکل چیست؟

گاهی اوقات یک کودک ممکن است بیش از حد خسته شود و در نتیجه بی‌قرار شود زیرا مغز او مواد شیمیایی ضد خواب ترشح می‌کند.

اجازه دادن به کودک برای تماشای تلویزیون قبل از خواب ممکن است در لحظه‌ ایده خوبی به نظر برسد، اما در واقع می‌تواند خواب او را مختل کند. کودکانی که شب‌ها تلویزیون تماشا می‌کنند دیرتر به خواب ‌می‌روند اما در بیدار شدن نیز مشکل دارند.

 

چگونه به کودک خود کمک کنیم تا با ترس تاریکی مقابله کند؟

نویز سفید:

یکی از راه‌های کمک به یک کوچولوی بی‌قرار این است که آن‌ها را در یک اتاق تاریک قرار دهید که در پس‌زمینه صدای سفید پخش می‌شود. این رحم را شبیه‌سازی می‌کند، اگرچه تاریک است.

 چراغ خواب:

بسیاری از کودکان با چراغ خواب احساس امنیت بیشتری می‌کنند، این نه تنها به تاریکی کمک می‌کند، بلکه به کودک شما کمک می‌کند تا خواب خود را کنترل کند.

 آن‌ها را در معرض نور قرار دهید:

با قرار دادن آن‌ها در معرض نور طبیعی می‌توانید از ساعت بیولوژیکی حمایت کرده و هورمون ملاتونین را تنظیم کنید و به نوزادتان کمک کنید شب بهتر بخوابد.

 اعتماد به نفس داشته باشید:

شما باید این اعتماد به نفس را در زمانی که او را در رختخواب می‌گذارید به او نشان دهید تا انرژی مطمئن و آرام شما را تغذیه کند.

 شب بخیر بگویید:

مطمئن شوید که همیشه شب بخیر می‌گویید. تصور کنید چقدر برای کودک‌تان ترسناک است که شما یک دقیقه آنجا باشید و بعد از آن لحظه‌ای دیگر بروید.

 صبور باشید و به کودک خود زمان بدهید:

مانند بسیاری از چیز‌ها این به سادگی مرحله دیگری است. صبور باشید و به یاد داشته باشید که نیاز‌های خواب کودک شما تغییر نکرده است. اما در حال حاضر آن‌ها به کمی حمایت و همدلی بیشتر نیاز دارند. می‌توانید سعی کنید آن‌ها را کمی زودتر از حد معمول در گهواره خود قرار دهید و به آن‌ها زمان بیشتری بدهید تا آرام شوند و بخوابند.

 

نتیجه‌گیری:

به یاد داشته باشید که کودک شما از تاریکی نمی‌ترسد. این ترس‌ها بیشتر مربوط به نوعی اضطراب جدایی و همچنین فقط یک مرحله است. اما در حالی که با آن‌ها در این سفر حرکت می‌کنید به یاد داشته باشید که آن‌ها هنوز بسیار کوچک هستند و به خواب خود نیاز دارند. هنگامی که آن‌ها خسته هستند بدن آن‌ها هورمون‌های ضد خواب تولید می‌کند که بازگرداندن آن‌ها به خواب را برای شما دشوارتر می‌کند.

 

منبع:

mominformed.com

تقویت توانایی ذهنی کودکان با راهکارهای ساده

تقویت توانایی ذهنی کودکان با راهکارهای ساده

تقویت توانایی ذهنی کودکان با راهکارهای ساده

کودکانی که از نظر ذهنی قوی هستند برای رویارویی با چالش های آینده آماده شده اند. آنها قادرند به شکل مولد با مشکلات مقابله کنند، از اشتباهاتشان به شکل موثر درس می گیرند و به شایستگی با سختیها رو در رو میشوند. یاری رساندن به کودکان برای ایجاد توانایی ذهنی کودکان را برای مواجهه با چالشهای کوچک و بزرگ زندگی آماده میکند. کودکانی که از نظر ذهنی قوی هستند تحت تاثیر فشار هیجانات عمل نمی کنند. آنها همچنین اهل لجبازی نیستند. 

سه راه حل تقویت توانایی ذهنی کودک

 راهکارهای مختلف فرزندپروری، تکنیک های نظم و انظباط و ابزارهای آموزشی مختلفی وجود دارند که می توانند به کودک کمک کنند تا قوی تر رشد کند. سه رویکرد یا راه حل را برای تقویت ذهنی کودک در نظر بگیرید:

  • آموزش جایگزین کردن افکار منفی با افکاری که واقع بینانه تر هستند
  • کمک به آنها برای یادگیری کنترل هیجاناتشان تا هیجانات کنترل آنها را در دست نگیرد
  • نشان دادن اینکه چگونه می‌توانند با توجه به شرایطی که دارند به شکل مولد رفتار کنند

در این مقاله راهکارهایی مهم برای کمک به شکل دهی توانایی ذهنی کودک را مورد مطالعه قرار میدهیم.                             

به کودک اجازه بدهید اشتباه کند 

به کودک اجازه بدهید تا با اشتباه کردن فرصت یادگیری درسهای مهم زندگی را به دست بیاورد. به او یاد بدهید که این اشتباهات بخشی از روند یادگیری هستند و به همین علت نباید به خاطر انجام کار اشتباهی احساس شرمندگی یا خجالت زدگی کند. تا جایی که خطری کودک را تهدید نمی کند به او امکان تجربه عواقب طبیعی اشتباهاتش را بدهید و در مورد چگونگی جلوگیری از تکرار همان اشتباه در آینده با کودک حرف بزنید. 

 منفی بافی را کم رنگ کنید

برای کودکان دشوار است که از نظر ذهنی احساس قدرت کنند در حالی که خودشان را با افکار منفی بمباران میکنند یا پیش بینی می‌کنند که کارها همانطور که میخواهند پیش نخواهد رفت. به کودک یاد بدهید افکار منفی را در ذهنش خاموش و ساکت کند و کمی بیشتر واقع بین باشد. نگاه واقع بینانه به موانع دشوار زندگی هنوز هم به شکل خوشبینانه ای به کودکان کمک میکند تا بهترین عملکرد خودشان را داشته باشند.

به کودک کمک کنید با ترسهایش مواجه شود

اگر کودک از چیزهایی که ترسناک هستند دوری بکند، هیچ وقت فرصت به دست آوردن اعتماد به نفس در خصوص توانایی رویارویی با استرس را نخواهد داشت. حتی اگر کودک از تاریکی میترسد یا از مواجهه با چیزهای جدید وحشت دارد، به او کمک کنید با ترسهایش مواجه شود. وقتی کودک با موفقیت با ترسهایش رو به رو شود، عزت نفس کافی را برای خروج از منطقه امن خود پیدا میکند و میتوانند قویتر رشد کنند.

به کودک اجازه بدهید ناراحتی را احساس کند

ممکن است کمک به کودک زمانی که در حال تلاش است، وسوسه برانگیز باشد، نجات او از همه فشارها فقط باعث میشود کودک احساس ناتوانی کند. حتی اگر کودک از انجام تکالیف ریاضی خسته و ناامید شده است یا تلاش می کند به شکل کاملا مستقل بحثی را با دوستش به نتیجه برساند، به کودک فرصت دهید تا ناراحتی را تجربه کند و اجازه بدهید مشکلش را بدون مداخله شما حل کند. کسب موفقیت در یادگیری به ساخت توانایی ذهنی آنها کمک می کند و در نتیجه می توانند با احساسات و هیجاناتشان به شکل موثر رو در رو شوند.

بر ویژگی های سازنده تمرکز کنید

کودکان برای کسب توانایی تصمیم گیری سالم به یک راهنمای اخلاقی قوی نیاز دارند تا با کمک آن تصمیمات صحیح و سلامتی بگیرند. تلاش کنید تا ارزش ها را به تدریج به کودک القا کنید. فرصت هایی ترتیب دهید تا کودک بتواند از اهمیت ارزش هایی که به او آموزش می دهید، آگاه شود. برای مثال به جای اینکه به کودک یاد بدهید که باید به هر قیمتی برنده باشد، بر اهمیت صداقت و مهربانی تاکید کنید. کودکانی که ارزش هایشان را می شناسند حتی در صورت مخالفت دیگران با اعمال آنها، بیشتر موفق به تصمیم گیری های درست و سلامت می شوند.

قدرشناسی را به یک اولویت تبدیل کنید

قدرشناسی یک داروی شگفت انگیز برای عادات بدی مانند دلسوزی برای خود است که می تواند کودک را از کسب توان و قدرت ذهنی باز دارد. به کودک کمک کنید حتی در بدترین روزهایی که تجربه می کند هم قادر به دیدن چیزهای خوب اطرافش هم باشد. با کسب این توانایی کودک متوجه می شود چیزهای زیادی وجود دارند که می تواند به خاطر آنها شاکر باشد. قدرشناسی می تواند خلق و خوی کودک را بهبود ببخشد و مهارت حل مسئله فعال را تقویت کند.          

بر مسئولیت های فردی و شخصی تاکید کنید

 شکل دهی و ساخت قدرت و توانایی ذهنی نیازمند پذیرش مسئولیت های شخصی است. اگر کودک مرتکب خطایی می شود یا رفتار نادرستی انجام می دهد به او فرصت بدهید تا در مورد اشتباهاتش توضیح بدهد و اگر کودک تلاش می کند دیگران را برای احساسات، رفتارها و افکارش مقصر بداند و سرزنش کند، او را تصحیح کنید. 

توانایی های ذهنی کودک

مهارت های تنظیم هیجان را آموزش دهید

ساخت قدرت و توانایی ذهنی نیازمند این است که کودک کاملا نسبت به هیجاناتش آگاه باشد. البته این به معنی سرکوب احساسات آنها نیست بلکه باید به کودکان یاد بدهید تا با شیوه های صحیح با این احساسات مواجه شوند. به کودک یاد بدهید که چطور می تواند با هیجانات ناخوشایندی مانند خشم، ناراحتی و ترس مواجه شود. وقتی کودکان نسبت به احساساتشان آگاه می شوند و متوجه می شوند که چطور باید با آنها رو در رو شوند، بهتر می توانند برای رویارویی با چالش های آتی آماده شوند. 

الگوی توانایی ذهنی باشید

به جای حرف زدن در مورد قدرت و توانایی ذهنی، سعی کنید به شکل عملی به کودک نشان دهید که از نظر ذهنی قوی هستید چون بهترین راه تشویق کودک برای رشد قدرت ذهنی اوست. با او در مورد اهداف شخصی خودتان حرف بزنید و به کودک نشان دهید که شما هم در جهت قوی تر شدن در حال حرکت و رشد هستید. پیشرفت شخصی و قدرت ذهنی را در زندگی خودتان به عنوان یک اولویت قرار دهید تا کودک با مشاهده شما از یک الگوی مناسب پیروی کند.

کودک را از چیزها و جانداران نترسانید

کودک را از چیزها و جانداران نترسانید

آقامشاور/ ترساندن کودک از چیزها و جانداران یکی از نادرست‌ترین رفتارهایی است که با کودک خردسال انجام می‌شود. ترسیدن یکی از عوامل بنیادین بروز اختلالات روانی در کودکان است و زمینه‌ساز پدید آمدن اضطراب، استرس، استرس پس از سانحه یا PTSD، فوبیا و… می‌شود. شوربختانه کسانی که با کودک سر و کار دارند و او را می‌ترسانند واکنش کودک به ترس را جدی نمی‌گیرند. برخی از کسانی که دست به ترساندن کودک می‌زنند بر این باورند که کودک از آن چیز یا جاندار نمی‌ترسد و این چیزها را یک شوخی می‌پندارد. اما چنین نیست در چنین شرایطی واکنش کودک از سوی بزرگسالان به درستی درک نمی‌شود.

چه کسانی و چرا کودکان را از چیزها و جانداران می‌ترسانند؟
گاهی کودکان بزرگ‌تر، کودکان خردسال را می‌ترسانند. این ترساندن با هدف دیدن واکنش عصبی و ترسیدن کودک انجام می‌شود. کودکان بزرگ‌تر این کار را یک شوخی می‌دانند و بر این باورند که این شوخی‌ها زیانی برای کودک خردسال به همراه ندارد. کودکان بزرگسال از دیدن واکنش عصبی و رفتاری کودک خردسال در برابر محرک ترس‌آور احساس لذت می‌کنند. پدر و مادر نیز دست به ترساندن کودک می‌زنند. ترساندن کودک از سوی پدر و مادر بیش‌تر با هدف پرورش و تربیت فرزند و جلوگیری از آسیب رسیدن به اوست. این یک تناقض بسیار بزرگ است. گاهی والدین برای انجام کار دلخواهشان کودک را می‌ترسانند. اگر کودک شب‌ها دیر بخوابد او را از چیزهایی مانند روح، هیولا و مردگان می‌ترسانند تا بخوابد. کودک به دلایل گوناگونی ممکن است نخوابد. شاید او در طول روز خوابیده است یا دچار اختلال خواب یا insomnia باشد. پس رفتار کودک بی‌دلیل نیست و باید دنبال حل مسئله بود نه این‌که او را ترساند. ترساندن کودک از ابزارهایی مانند چاقو، فندک، چرخ گوشت و … با هدف جلوگیری از آسیب جسمانی انجام می‌شود. این یک رفتار متناقض از والدین است. به جای ترساندن کودک از ابزارها بهتر است این ابزارها را از دسترس او دور نگه داشت. اگر امکان جلوگیری از دسترسی کودک را نداریم باید به او بگوییم که دست زدن به این چیزها خطرناک است و کودک را از پیامدهای کار با آن آگاه کنیم نه این‌که او را بترسانیم. گاهی بزرگسالان هم مانند کودکان بزرگ‌تر، کودک خردسال را می‌ترسانند تا واکنش عصبی و رفتاری او را ببینند. این رفتار، گونه‌ای از کودک‌آزاری است که از سوی برخی از والدین و بزرگسالان با هدف شاد شدن و لذت بردن انجام می‌شود.

کودک را از چیزها و جانداران نترسانید تا دچار آسیب روانی نشود.
پیامدهای ترساندن کودک از چیزها و جانداران
ترساندن کودک از سوی بزرگسالان به ویژه والدین، بزرگ‌ترین ضربه‌ی روحی و روانی را به کودک می‌زند. کودکان به پدر و مادر اعتماد دارند و هر چیزی که آن‌ها می‌گویند را می‌پذیرند. کودک بر این باور است که پدر و مادرش هرگز به او دروغ نخواهند گفت برای همین است که محرک‌های ترس‌آوری که پدر و مادر برایشان می‌سازند را به عنوان موضوعی ترسناک می‌پذیرند. بی‌اعتمادی، نخستین آسیبی است که کودک از ترسیدن می‌بیند. کودک بر این باور است که پدر و مادرش از او نگه‌داری می‌کنند. هنگامی که والدین کودک، او را از چیزی می‌ترسانند؛ کودک به این باور می‌رسد که پدر و مادرش در برابر آن محرک ترسناک از او پشتیبانی نخواهند کرد و او در برابر آن چیز تنهاست. این باور، کودک را نسبت به پدر و مادرش بی‌اعتماد می‌کند. استرس و اضطراب، اختلالات روانی هستند که به دلیل ترساندن، به مرور زمان در کودک پدید می‌آید و به سادگی درمان‌پذیر نیست. چون درک کودک از عوامل استرس‌زا با یک بزرگسال متفاوت است. کابوس‌های شبانه، شب‌ادراری و بی‌خوابی نیز می‌توانند در اثر همین استرس‌ها در کودک پدید آیند. ترساندن زمینه را برای بروز اختلالی همانند استرس پس از سانحه یا PTSD در کودک فراهم می‌کند. و یا ممکن است به فوبیا بیانجامد. با پایان یافتن کودکی ممکن است بخشی از ترس‌ها فراموش شوند اما برخی از این ترس‌ها در بزرگسالی هم دنباله خواهند داشت که ما آن‌ها را با نام اختلال فوبیا می‌شناسیم.

کودک‌ من از چیزها یا جانداران می‌ترسد چه کار باید کرد؟
اگر کودکتان از چیزها یا جانداران می‌ترسد. از روان‌شناس کودک در این زمینه کمک بگیرید. روان‌شناس کودک پس از بررسی و ریشه‌یابی ترس‌های کودک، با بهره‌گیری از روش‌های روان‌درمانی مناسب کودک، ترس‌های کودک را درمان خواهد کرد. نباید کودک با درس‌هایش بزرگ شود چون این ترس‌ها در آینده بزرگ‌تر و چالش‌های روانی گسترده‌تر خواهند شد.

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

ترس بچه‌ها را به این روش فراری بدهید

آیا از جمله والدینی هستید که متوجه بروز ترس از موضوعی خاص در رفتار فرزندتان شده‌اید؟ ترسی که به جانش افتاده و حالا از یک مسئله ساده فراتر رفته و به یک مشکل تبدیل شده؟ در اینصورت درباره فراری دادن ترس‌ها از طریق بازی درمانی چقدر شنیده‌اید؟

بازی درمانی چطور به فرزند شما کمک می‌کند؟

بازی کردن برای رشد هر کودکی به لحاظ اجتماعی، احساسی، شناختی، فیزیکی، خلاقیت و زبان از ضروریات است. در واقع بازی درمانی به کودکی که نمی‌تواند به راحتی ارتباط کلامی برقرار کند و به شما بگوید دقیقا از چه چیزی می‌ترسد و احساساتش را نشان دهد کمک می‌کند. گاهی اوقات بچه‌ها در بازی درمانی صدمه روحی را که از اتفاقی خورده‌اند یا ترسی را که به دلیل وقوع یک حادثه به جانشان افتاده نمایش می‌دهند؛ در واقع آنها تجربه سختی را که منشا این ترس و اضطراب یا مشکل فعلی‌شان است بازی می‌کنند، به این ترتیب گذشته و اتفاقاتش برای آنها قابل درک می‌شود و خب حالا طبیعیست که بتوانند خیلی بهتر خودشان را با آینده تطبیق دهند.

رفع ترس و استرس در بازی درمانی

بعضی وقت‌ها کودکان تجربیات پر استرسی را در زندگی پشت سر می‌گذارند که برای آنها تبدیل به یک ضربه روحی، چه بسا در قالب ترس و اضطراب می‌شود. این تجربیات معمولا به صورت یک اتفاق طبیعی وارد ذهن بچه‌ها نمی‌شود بلکه می‌تواند به عنوان یک واقعه در ناخودآگاه آنها گیر بیفتد. در نتیجه این احساسات که بچه‌ها در بند آنها محصور شده‌اند و ناشی از همان تجربیات تلخ هستند در رفتارها و احساسات کودکان به صورت مشکل نمود پیدا می‌کنند.
برای اینکه بچه‌ها از ترس‌ و اضطرابشان عبور کنند و احساسات بهتری داشته باشند نیاز دارند تا معنای آن واقعه ترسناک یا استرس‌زا را درک کنند و آن را با آنچه که از دنیای فعلی خود می‌شناسند مطابقت دهند. این موضوع تحت عنوان تجربه در حال پردازش شناخته می‌شود که معمولا شامل بیان احساسات و افکار بچه‌ها به همراه درک جدید از آن تجربه یا همان منشا ترس و اضطراب است. این همان روندی است که یک بزرگسال در مواجه با یک درمانگر پیش می‌برد و درباره‌اش حرف می‌زند.

برای بچه‌ها اما اوضاع متفاوت است. حرف زدن درباره مشکلی مانند ترسیدن و استفاده از کلمات برای برای آنها کار سختی است. موضوع اینجاست که بچه‌ها با بازی کردن به جای حرف زدن خیلی بهتر می‌توانند خودشان را ابراز کنند. در بازی، بچه‌ها با استفاده از تصوراتی که دارند احساساتشان را نشان می‌دهند و این اتفاق به طور نمادین با اسباب‌بازی‌ها واقع‌ می‌شود؛ به این معنا که آنها تجربه‌ای یا دلیلی را که منشا مشکلشان محسوب می‌شود در قالب بازی نمایش می‌دهند. به عنوان مثال کودکی که در یک تصادف رانندگی بوده و حالا از این موضوع وحشت دارد در بازی تصادف دو خودروی اسباب‌بازی را تکرار می‌کند. کودکی که شاهد دعوای والدینش بوده جر و بحث بین عروسک‌هایش را نشان می‌دهد. به این ترتیب است که در بازی درمانی بچه‌ها این موقعیت را دارند تا هر چیزی را که نمی‌توانند درباره‌اش حرف بزنند به معرض نمایش بگذارند.
بچه‌ها از اسباب‌بازی بهره می‌برند و موقعیت‌های سخت و وقایع ناخوشایند زندگی‌شان را بازی می‌کنند؛ این استفاده نمادین برای ابراز احساسات به خودی خود یک درمان است که به ایجاد تغییرات مثبت در بچه کمک می‌کند. زمانیکه کودک در محیط درمانی و همراه تراپیست در موقعیت بازی درمانی قرار می‌گیرد، این شانس را دارد که تجربیات ناخوشایند خود را در طول بازی پردازش کند، در نتیجه ظرفیت‌های رشد ذهنی طبیعی کودک فعال می‌شود و احساسات و خاطرات گیر افتاده در ناخودآگاه او آزاد شده و رها می‌شوند. در واقع بازی درمانی توانایی فطری بچه‌ها در خود بهبودی را فعال می‌کند.

بازی با کودک برای مواجه او با ترس از دکتر

افکار جدید می‌آیند و ترس‌ها ناپدید می‌شود!

در طول بازی افکار خلاق شکل می‌گیرند و کودکان یاد می‌گیرند با درک محیط پیرامون خود مشکلات روز به روزشان را حل کنند. کودک ممکن است پایان جدیدی برای داستانی که او را می‌ترساند و باعث تشویشش شده بسازد. به عنوان مثال کودک این بازی را نمایش می‌دهد؛ کسی مثل یک هیولا یا یک شخصیت خطرناک دیگر عروسک او را هل داده و عروسک از بالای پله‌ها پرتاب شده. (ترس از افتادن می‌تواند ترس خود کودک باشد) حالا بازی بچه ممکن است تغییر مسیر دهد به طوریکه عروسک دیگری برای امداد رسانی سراغ عروسک اول بیاید. عروسک ناجی می‌تواند یک ابر قهرمان،‌ پلیس یا پزشک باشد. زمانی که کودک با عروسک مجروح مواجه می‌شود این را درک می‌کند که افتادن تقصیر او نیست؛ از این موضوع آگاه می‌شود که وقتی جراحتی اتفاق می‌افتد افرادی هستند که برای کمک به او بیایند و اوضاع را درست کنند.
در واقع این بچه‌ها هستند که با خلق پایان‌های پیروزمندانه و خوش در بازی‌ها قدرت درونی خود را پیدا می‌کنند و تصویر ذهنی‌ آنها از خودشان بهبود پیدا می‌کند طوریکه به این درک می‌رسند که دنیای ذهنی و روانی خود را قدرتمند کنند و از ترس‌ها رد شوند.
 

راه حل درمان ترس کودک از تنها خوابیدن و تاریکی

راه حل درمان ترس کودک از تنها خوابیدن و تاریکی

شفاف/ خیلی از پدر و مادرها از این مساله گله‌مند هستند که کودکشان خیلی می‌ترسد و حاضر نیست شب‌ها در اتاقش بخوابد یا اگر اتاق تاریک باشد، به هیچ‌وجه زیر بار نمی‌رود که در اتاق بماند یا همین که شب می‌شود، کودک به مادر می‌چسبد و می‌گوید من می‌ترسم…
پریسا قیاسی، روانشناس کودک و مشاور فرزندپروری در این باره گفت: «علل متفاوتی می‌تواند منجر به ترس شبانه در کودکان شود. با این حال یکی از عمده‌ترین دلیل آن، تخیلات ذهنی کودک به‌خصوص در سنین زیر شش سال است.»
وی در ادامه افزود: «در سنین زیر شش سال ممکن است کودک فیلم یا کارتونی می‌بیند که در آن موجودات تخیلی نقش‌آفرینی کرده‌اند یا اینکه شاهد تماشای صحنه‌های ترسناکی بوده که البته هر چند از نظر ما ترسناک نیست، ولی با توجه به سن و موقعیت کودک که این تصاویر برایش ترس‌آور بوده، به واسطه تخیلات قوی‌‌اش، به تصاویری که دیده، بال و پر می‌دهد و صحنه ترسناکی در ذهنش نقش می‌بندد. به همین خاطر وقتی در اتاقی تاریک است، هر لحظه فکر می‌کند که از پشت در یا از توی کمد یا پشت جالباسی قرار است که موجود وحشتناکی بیرون بیاید. به همین دلیل حاضر نمی‌شود در اتاق تنها بماند و دائم به والدینش می‌چسبد.»
این روانشناس کودک با اشاره به اینکه از دیگر علل ترس‌های شبانه کودک می‌تواند صحبت‌های رد و بدل‌ شده بین او و دوستانش یا بزرگسالان باشد که به گوشش شنیده، توضیح داد: «علت دیگر در شکل‌گیری ترس کودک، می‌تواند حرف‌ها و داستان‌هایی باشد که طی روز کودکان برای هم تعریف می‌کنند. البته گاهی هم این بچه‌ها در جمع بزرگسالان، مطالبی را می‌شنوند که باعث ایجاد ترس و وحشت بیشتر در آنها می‌شوند مثلا صحبت درباره موجودات افسانه‌ای یا جن یا اتفاق عجیب و غریبی که برای فردی افتاده است و… بنابراین طبیعی است در این شرایط به کمک تخیلات قوی‌ای که دارد، صحنه‌های ترسناکی را در ذهن خودش مجسم کند و همین که شب می شود منتظر باشد که در تاریکی، اتفاقات ناخوشایندی برایش بیفتد.»
وی همچنین اشاره کرد که ترس‌ و اضطراب‌ کودک می‌تواند به دلیل مسائل دیگری هم باشد که به این شکل نمود پیدا کرده است، مثلا در خانواده‌هایی که والدین اختلافات شدید دارند، به دلیل اینکه کودک می‌ترسد که مبادا پدر یا مادر را از دست بدهد یا کودکانی که به تازگی وارد محیط مهدکودک و مدرسه شده‌اند یا در محیط مدرسه توسط کودک قلدری اذیت می‌شوند یا تحت آزار جسمی یا جنسی قرار دارند، ممکن است ترس و اضطرابشان به شکل ترس از تنهایی یا تاریکی تظاهر پیدا کند.
قیاسی به والدینی که دارای چنین فرزندانی هستند، توصیه کرد که برای درمان و کمک به این کودکان در مرحله اول با کودکشان صحبت کنند و بدانند در ذهن او چه می‌گذرد. به عنوان مثال اگر فرزندشان از موجودات تخیلی می‌ترسد، چراغ را روشن کنند و همه اطراف خانه را به او نشان دهند. کنارش بمانند به خصوص موقع خواب و این اطمینان خاطر را بدهند که چیزی نیست و مراقبش هستند تا زمانی که به خواب برود. در صورتی هم که لازم باشد چراغ خوابی در اتاق روشن کنند.
این کارشناس ارشد روانشناسی از دانشگاه تهران درنهایت با هشدار اینکه والدین باید مراقب عکس‌العمل‌های رفتاری خود در برابر کودکانی که دچار ترس‌های شبانه می شوند باشند، گفت: «والدین نباید هیچ‌وقت ترس کودک را مسخره کنند یا دست‌کم بگیرند و بگویند که «اینکه ترس نداره!»، «تو بزرگ شدی این رفتارها چیه» و… در این سنین، ترس کودک طبیعی است و باید این مساله را پذیرفت و با او حس همدری و همدلی داشت. در این شرایط بهتر است به کودک بگویید «می‌دونم که احساس ترس می‌کنی، ولی مامان جون اینجا چیزی نیست و برای اینکه مطمئن شی با هم همه جا رو نگاه می‌کنیم»
معمولا این ترس‌ها بعد از چند روز برطرف می‌شود. ولی اگر بعد از مدتی دیدید که مشکل همچنان وجود دارد یا برای زمانی طولانی است که دچار این ترس‌هاست، حتما به یک روانشناس کودک مراجعه کنید. چراکه در بسیاری از موارد ترس کودک نشان از اضطراب او از مسائل دیگری است که حتما لازم است ریشه‌یابی شود.»