کودکان؛ گمشدگان هزارتوی اینترنت

پدر و مادرها این سوال دو کلمه ای “بچه کجاست؟” را چند بار در طول روز ممکن است از خود، یکدیگر و البته دیگرانی که به هر دلیل کودک خود را به آنها سپرده اند، بپرسند؛ در واقع محور این سوال، درخصوص حضور فیزیکی کودک است، بویژه اینکه آنها معتقدند “هر وقت دیدی سروصدایی از بچه نیست، بدون داره یه خرابکاری میکنه!” تجربه نشان داده است که این اصل نانوشته چندان هم غلط نیست، اما جای این سوال مهم دو کلمه ای در جای دیگری خالی است.

در واقع اگر راه ورود کودکتان به اینترنت و شبکه های اجتماعی و مجازی را باز گذاشته اید بهتر است که این سوال مهم را که به بعد غیر فیزیکی حضور فرزندان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت مربوط می شود را هر لحظه و هر ساعت از خودتان بپرسید وگرنه باید تبعات بی توجهی به پاسخ این سوال را بپذیرید.

امروزه شاهد رشد چشمگیر استفاده کاربران فضای مجازی از شبکه های اجتماعی هستیم که محدودیت سنی هم ندارد، از کودک یک ساله تا افراد مسن در این شبکه ها از جمله شبکه نامتناهی اینستاگرام حضور دارند و روز به روز وابستگی آنها به این شبکه ها افزایش پیدا می کند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

کودکان یکی از گروه های سنی هستند که بدون کسب هر گونه آگاهی و مهارتی در این حوزه که طبیعتا باید از سوی خانواده و محیط های آموزشی به آنها ارائه شود ولی نمی شود، از سنین بسیار پایین حتی پیش از ورود به مدرسه، وارد شبکه های اجتماعی می شوند که البته این حضور با آغاز تابستان افزایش می یابد.

بلوغ زودرس، بحران های هویتی، عدم شناخت کافی نسبت به افراد حاضر در این شبکه، اعتیاد به این شبکه ها و کاهش تعامل و تحرک فیزیکی کودکان از جمله آسیب هایی است که شخصیت بالغ نشده و کنجکاو آنان را در این شبکه ها تهدید می کند و چه بساکه آسیب های روحی و حتی فیزیکی زیادی نیز بدنبال این حضور، برای کودک ایجاد خواهد شد.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

با توجه به گستردگی و نامتناهی بودن شبکه های اجتماعی، می طلبد در ابتدا والدین در این رابطه آموزش لازم را فراگرفته و گاها برای حضور در این شبکه ها با کودکان خود همراه شوند اما متاسفانه گاهی اوقات دیده می شود که والدین برای اینکه ساعات یا دقایقی را به تنهایی بگذرانند یا به کارهای خود برسند، گوشی موبایل را با امکان استفاده از اینترنت به راحتی در اختیار کودک خود قرار می دهند و نظارتی نیز بر نحوه استفاده کودک از آن ندارند.

کودکان ذهنی کنجکاو و جستجوگر دارند و همین خصیصه آنها سبب می شود با ورود به شبکه های اجتماعی در دنیایی از اطلاعات واقعی و بیشتر غیرواقعی غوطه ور شده و در واقع گم شوند. آنها در مواردی حتی گرفتار افراد سودجو شده و آسیب های بزرگتری را نصیب خود و خانواده می کنند. حضور این کودکان در شبکه های اجتمای بر پایه درستی بنا نشده و کودکان نمی توانند اطلاعاتی که از این شبکه ها به سوی آنها هجوم می آورد را تجزیه و تحلیل کرده و دروغ را از راست تشخیص دهند، لذا دچار ساختار ذهنی غلط و غیرواقعی شده و در این فضا به سادگی اثرپذیر خواهند بود.

موبایل، گریزگاه والدین!

گلریز السادات طیبی، مشاور خانواده و کودک در این خصوص بیان کرد: برخی والدین برای سرگرم کردن کودکان شان و در مواردی برای کاهش وابستگی آنها به خود و گاه برای اینکه به سرگرمی های شخصی شان برسند، گوشی های موبایل، تبلت و … را در اختیار کودکان قرار داده یا حتی این وسایل را برای آنها تهیه می کنند و اجازه می دهند که کودک به تنهایی و بدون نظارت از این ابزارها استفاده کند.

وی با اشاره به شیوع کرونا و تاثیرگذاری آن در میزان دسترسی کودکان و نوجوانان به ابزارهای یاد شده و در پی آن ورود بیش از حد کودکان به دنیای اینترنت و شبکه های اجتماعی، ادامه داد: در دوران کرونا برخی والدین مجبور شدند این امکانات را در اختیار کودکان قرار دهند، اما اکنون این دوران سپری شده و این وابستگی باید با مدیریت لازم، کنترل شود. اگر قرار است بچه ها از این شبکه ها استفاده کنند باید اینکار در زمان محدود و مدیریت شده انجام شود. بسیاری از کشورهای پیشرفته این امکانات را برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع می کنند چراکه کودکان در این سنین کنجکاو و احساساتی هستند و مهارت های لازم را برای حضور در چنین فضاهایی ندارند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

دام شبکه های اجتماعی

طیبی تاکید کرد: کودکان نمی دانند که اطلاعاتی که سایر افراد در این شبکه ها در اختیار آنها قرار می دهند، گاهی عاملی برای سوءاستفاده از آنهاست و گاها حتی آنان را وارد رابطه های نامناسب می کند.

وی اضافه کرد: والدین باید اطلاعات درست را در اختیار کودکان قرار دهند و اگر قرار است از امکاناتی استفاده شود، والدین باید به طور صحیح از این امکانات در مقابل کودکان خود استفاده کنند تا آنها نیز روش صحیح را فرا بگیرند.

تفاوت استفاده دختران و پسران از شبکه های مجازی

طیبی با بیان اینکه انتظار داریم کودکان ما کتابخوان شوند یا با همسالان خود بازی کنند، گفت: علیرغم این انتظار، شرایط لازم را در اختیار آنها قرار نمی دهیم تا استعدادهای خود را بروز دهند و به مرور زمان، کودکان و نوجوانان انتخاب می کنند که با حضور در شبکه های اجتماعی و فضای مجازی جذابیت هایی را برگزینند و در گوشه ای، اوقات خود را در این شبکه ها سپری کنند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

وی فعالیت دختران در این شبکه ها را بیشتر از پسران دانست و گفت: دختران تمایل دارند خود را نشان دهند و عکس هایی از خود در این شبکه ها منتشر می کنند چراکه نیاز به دیده شدن دارند و پسران نیز بیشتر به سمت بازی های آنلاین و گروه های چت روی می آورند. البته ممکن است میزان استفاده آنها از این فضاها به یک میزان باشد اما نوع استفاده متفاوت است.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

ذهن کودکانی که مدام آنلاین هستند، کندتر از سایر کودکان است

طیبی اظهار کرد: باید برای هر گروه سنی تایم مخصوصی برای حضور در فضای اینترنت در نظر گرفته شود و برای افراد زیر ۱۲ سال نباید موبایل یا سیم کارت شخصی تهیه و استفاده از فیلترشکن را تعریف کرد، همچنین استفاده از قسمت آموزشی و سودمند این شبکه ها نیز باید با نظارت کامل والدین انجام شود. گاهی اوقات چون بزرگترها استفاده زیادی از گوشی موبایل می کنند بچه ها نیز به این سمت کشیده می شوند. فضای بسیاری از بازی های آنلاین نامناسب و ناشناخته است و اطلاعات نامناسب در اختیار کودکان قرار می دهد که آسیب زیادی را برای آنها به همراه خواهد داشت.

وی ذهن کودکانی که مدام آنلاین هستند را کندتر از سایر کودکان دانست و افزود: حضور در این فضاها و شبکه ها باعث می شود که فعالیت ذهن از شرایط نرمال خارج شده و هوش کودکان تحت تاثیر قرار بگیرد، لذا والدین هوشیار باید آموزش‌های لازم را به کودکان ارائه کرده و خود الگویی مناسب برای کودکان خود باشند و همراهی با آنها در این فضا را فراموش نکنند.

کودک را با اینترنت تنها نگذارید

وی اظهار کرد: نرم افزارهایی وجود دارد که بر روی موبایل ها نصب می شوند تا در نتیجه بتوان حضور کودکان در شبکه های اجتماعی را از سوی والدین کنترل کرد و کمک می کنند که کودکان بتوانند از قسمت سودمند این شبکه ها استفاده کنند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

یکجانشینی اینترنتی قاتل بهزیستی کودکان

طیبی اضافه کرد: والدین عموما تاثیر مخرب هروئین بر سیستم بدنی و بهزیستی نوجوانان را به راحتی می پذیرند، اما شاید بسیاری از آنها نپذیرند که استفاده از شبکه های اجتماعی و فضای مجازی بر بهزیستی روانی دختران و وضعیت جسمی پسران تاثیر مخرب دارد.

وی افزود: در واقع در صورت استفاده نامناسب کودکان و نوجوانان از این امکانات، به جایی می رسیم که تایم طلایی کودکان در روز و شب به یکجانشینی و عدم تحرک فیزیکی می گذرد چراکه اوقات خود را در شبکه های اجتماعی و فضاهای مجازی می گذرانند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

به گزارش بیا نی نی، اینترنت و جذابیت های فراوان آن در کنار مشغله های زیاد والدین، کودکان را از بازی هایی که آنان را به تحرک فیزیکی، جمع پذیری، فعالیت های گروهی و بسیاری آموزه های تجربی که در فضای فیزیکی باید دریابند محروم کرده است.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

ذکر فواید بازی هایی که در فضای فیزیکی انجام می شود، کتاب خواندن، به پارک رفتن و بازی های گروهی کودکانه حتی در کوچه در مقابل فرو رفتن طولانی مدت در دنیای اینترنت، تکرار مکررات است، این واقعیتی است که همه می دانیم اما اینکه چه تعداد از والدین آنرا جدی می گیرند مسئله دیگری است.

در واقع مشاهده روابط فرزندان و والدین نشان می دهد که دلیل ورود کودک به این دنیا، بیش از آنکه مرتبط با علاقه‌مند شدن او به این دنیا باشد، با بی حوصلگی و بی تجربگی والدین در خصوص تعامل با فرزندان‌شان است، مشغله های بسیاری که آنها برای خود ایجاد کرده اند تا زندگی بهتری برای فرزندشان بسازند نیز باعث شده است، که او را تنها گذاشته و وادار کنند تا برای سرگرم شدن به اینترنت، شبکه های اجتماعی و البته بازی های آنلاین پناه ببرد، هرچند کودکانی که آلوده تنهایی در فضای مجازی هستند در ارتباط گیری با همنوعان شان هم موفق نبوده و تنهایی را حتی در گروه هم ترجیح می دهند.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

در گذشته با توجه به وجود انواع بازی ها و تعاملات کودکان با یکدیگر، قوه تخیل و مقایسه کودکان قوی تر بود و این مهم را از تنوع بازی ها می توانستیم دریابیم، اما امروزه حضور در این شبکه ها تاحدودی قوه تخیل را از کودکان سلب کرده و طبق گفته کارشناسان، کودکان و نوجوانانی که از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند بیشتر از سایرین به افسردگی مبتلا می شوند و این مسئله را از گوشه نشینی آنها می توان دریافت.

البته فضای مجازی و شبکه های اجتماعی قطعا مزایایی نیز دارند اما متاسفانه کودکان بدون کسب آموزش و همراهی والدین قاعدتا کمتر از این مزایا بهره مند می شوند پس می طلبد که والدین ابتدا خود آموزش دیده و اطلاعات لازم را فرا گیرند و ثانیا برای حضور در این فضا و شبکه ها کودک خود را همراهی کنند. ایجاد محدودیت از سوی والدین در این حوزه اهمیت بسزایی دارد.

به نظر می رسد کوتاهی آموزش و پرورش نیز در این حوزه بی تاثیر نیست چراکه این نهاد آموزشی می‌تواند از همان دوران ابتدایی یا حتی قبل از آن برنامه های آموزشی را در این حوزه تدوین و ارائه کند. آموزش و پرورش نقش مهمی در اجتماعی کردن کودکان و نوجوانان دارد و می تواند مهارت آموزی و فرهنگ سازی و آگاهی بخشی به نوجوانان و کودکان در خصوص استفاده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را در دستور کار داشته باشد، لذا این نقش و اهمیت آن نیز باید مورد توجه این دستگاه عریض و طویل باشد.

به گزارش بیا نی نی، قطعا هیچ چیز برای کودکان و نوجوانان جذاب تر از وقت گذراندن و بازی و تفریح با پدر و مادرشان نیست، کافی است امتحان کنید، آنها در نهایت جست و خیز و حتی بازی های فکری را حتی در گروه های کوچک دونفره با پدر یا مادر یا هر دو را به جذاب ترین شبکه های اجتماعی ترجیح می دهند، حداقلش این است که اگر هم کار به بازی های آنلاین کشید همبازی کودک شما خودتان باشید نه موجودات ناشناخته در دهلیزهای تاریک اینترنت.

تبعات حضور کودکان در دهلیزهای هزارتوی اینترنت

ماجرای ارتباط سیاه زن جوان با برادر شوهرش

رابطه پنهانی زن جوان با برادرشوهرش کار دستش داد.

 فکر نمیکردم تا این حد با برادر شوهرم صمیمی شوم. برادر شوهرم حرکاتی نشان داد که من فهمیدم او عاشق من است و حتی بعد از مدتی با او رابطه جنسی داشتم. اما بعد از مدتی کار به جاهای باریک کشید…

 غیاب فرشید بخاطر مشغله های کاری موجب شد تا رفته رفته برادرش جای او را بگیرد و نقش شوهر را برای همسرش ایفا کند.

ماجرای ارتباط سیاه زن جوان با برادر شوهرش

در یک خانواده متوسط بزرگ شده و پس از دیپلم گرفتن به دلیل قبول نشدن در کنکور و چند سالی در پشت کنکور ماندن، سرانجام با فرشید که او نیز مانند خودم از جامعه ای نه چندان مرفه بود، برخلاف میل باطنیم به دلیل اصرارهای مکرر پدرم و مادرم مبنی بر همان طرز فکر همیشگی که دختر باید زود ازدواج کند وگرنه باید ترشیش را گرفت، ازدواج کرده و وارد دنیای ناخواسته ای شدم که چندان میل وارد شدن به آن را نداشتم.

دیگر چاره ای نبود، بنابراین پس از این ازدواج ناخواسته، پیوسته سعی کردم به اشکال مختلف از قبیل این که دارای همسر خوبی هستم و تا اندازه ای نیز با این درآمد بگیر و نگیر ساخت و ساز ساختمانیش یا به قول خودش بساز و بفروش، به دهانش می رسد، به خودم دلگرمی داده و سعی می کردم مدار زندگیم را بر اساس امید به آینده به پیش ببرم.

اما چه سود که به هر دری که زدم راه به جایی نبردم وهرگامی که برای گرم شدن فضای مه آلود زندگیم طی می کردم، همواره آب در هاونگ کوبیدن و به تمامی بی فایده بود.

فرشید پیوسته از این شهر به آن شهر در حال سفر بود ودر هرجایی که می توانست زمین می خرید و با دیگر همکارانش شروع به ساختن آن می کرد.

گرچه مجبور بودم به دلیل موقعیت شغلی او گاهی مدت ها از او به دور باشم ولی چندان دوری او آسیبم نمی داد زیرا ما تنها از نظر جسمی با یکدیگر در ارتباط بودیم و از ابتدا روح از کالبد زندگی ما رخت بر بسته بود وبسان ساختمان هایی که همسرم می ساخت جنسش از سنگ و سیمان شده بود.

چند سالی گذشت تا در فراسوی گذشت زمان خدا فاطیما دخترم را به ما ارزانی داشت و من باز هم خود را برای اندک زمانی به خواب خرگوشی زده و به امور تربیتی فرزندم و نیازهای مختلف او سرگرم شده تا شاید روح گم گشته زندگی خود را بار دیگر دریافته و در بستر گرمابخش عاطفه های مهربانیش دلگرم بشوم.

روزها همچنان می گذشت و من هنوز در اندر خم کوچه های سرگردانی روز به روز از همسر و روند جاری زندگیم دورتر می شدم و فرشید نیز که شاید خود دریافته بود چندان علاقه ای به او ندارم چندان توجهی به من نداشت و به جای عشق ورزیدن به زندگی تنها سرگرم ساخت و ساز آسمان خراش های بی انتهای خود بود.

در غیاب و نبود فرشید، در بیشتر اوقات این سهیل برادر او که دانشجو و مجرد بود که گاهی به من و برادر زاده اش سری می زد و در برخی از موارد که دخترم بیتابی می کرد ما را با خود به سینما وسایر مراکز تفریحی و گردشی می برد و و همسرم نیز خود از این موضوع با خبر بود و چندان بدش هم نمی آمد که از انجام تکالیفش در قبال خانواده خود شانه خالی کرده و خود را به کوچه های ندیدن و نفهمیدن سراب گونه بزند.

روزها به سرعت در حال عبور از زندگی ناخوشایند من بودند که ناباورانه از نوع نگاه ها و رفتار سهیل دریافتم که او به من علاقمند است و پنداری که چندان بی رغبت نیست که در نبود برادرش، جای خالی او را برای من پر کرده و نقش همسر نداشته ام را برایم بازی کند.

او چندین بار حضوری وغیر حضوری سعی کرد به من بفهماند که باید با او رابطه داشته باشم و من که مدتی بود در شک و تردید رابطه ای پنهانی با او به سر می بردم، سرانجام دل به سرابی دیگر زدم و با او رابطه پنهانی و ویرانگر خود را آغاز کردم.

رفته رفته حس کردم که گویی این بار حسی دیگر به سراغم آمده و در وجودم طنین عشق و محبت به سهیل را طنین انداز کرده است.

دیگر ارتباطم با سهیل بسیار صمیمی و گرم شده بود تا جایی که از هر فرصتی و نبود همسرم سعی می کردیم بیشترین استفاده را کرده و روزها را در کنار یکدیگر بگذرانیم و فکر می کردم چون اغلب بستگان نیز به مانند دیگران فکر می کنند که او به دلیل نبود برادرش با ما در ارتباط است و سعی می کند جای خالی برادرش را در نبود او برای ما پر کند، کسی هرگز به رابطه نامشروع و پنهانی من و سهیل، هرگز پی نخواهد برد و من می توانم هر آنچه را که در مسیر زندگی با همسرم از دست داده بودند در روزهای با او بودن بار دیگر یافته و در آن سوی آسمان خوشبختی با رویاها و آرزوهای زیبایم.

در گذشت زمان چندان درنگی حاصل نمی شد و من خود را به عشق سهیل سرگرم و همسرم نیز که شاید از فضای مه آلود زندگیش خسته شده بود، دل به اعتیاد داده و به تدریج خود را غوطه ور در گرداب مصرف غول آسای مواد مخدر می دید.

دریغ و هزار افسوس که مصرف مواد چه بلای خانمان سوزی است باور پذیر نبود ولی فرشید چنان در سراب مصرف مواد مخدر گرفتار شده که کارش از ساخت وساز به مسافر کشی با ماشینی اوراقتر از خودش رسید و چوب حراج را به تمامی به داشته های زندگی خود زد.

من شاید از سخت تر شدن شرایط زندگیم از نظر مادی اندکی در مضیقه قرار گرفته بودم ولی چندان از اعتیاد همسرم ناراحت نبودم زیرا می دانستم هر اندازه که او در افیون مصرف مواد مخدر فرو رود، من خواهم توانست به آسانی و با فراغ بال بیشتری دلدادگی های خود را با سهیل تقسیم کنم.

گویی گذشت زمان دیگر وجود فرشید را که اکنون چندین بار سابقه زندان وانجام کارهای خلاف را نیز در کوله بار ننگین خود داشت، برایم غیر قابل تحمل کرده بود تا جایی که سعی کردم به هر ترفندی شده سهیل را طعمه خود قرار داده و برای از بین بردن فرشید و رهایی از دست او و رسیدن به سهیل، نقشه ای بکشم، نقشه ای که هرگز در بستر افکار هوس آلود، دیگر چندان به این نمی اندیشیدم که چه فرجامی را برای من و دخترم به ارمغان خواهد اورد.

آری، به سهیل پیشنهاد دادم که اگر علاقمند است که از این نقشه های عروسکی رها شده و برای همیشه در زیر یک سقف با یکدیگر زندگی کنیم، بهتر است وجود برادرش را از صفحه روزگار پاک کند.

سهیل در ابتدا این پیشنهاد من برایش غیر قابل هضم بود و به هیچ عنوان حاضر نبود که تن به کشتن برادرش بدهد اما امان از هوای نفس امارّه که او را نیز به زانو درآورد، تا جایی که من توانستم سرانجام با ترفندهای مختلف، او را به کشتن برادرش راضی کنم.

شبی دخترم فاطیما را بر داشته و به خانه پدرم رفتم و با سهیل نیز از قبل هماهنگ کردم که در نبود من از فرصت نهایت استفاده را کرده و کار را تمام کند، سهیل بیچاره نیز که در برابر عشق هوس آلود من، مدت ها بود که سخت به زانو درآمده بود، آمپول هوا را در رگ های دور از احساس برادرش جاری کرده و پس از آن او را در باغی در اطراف حومه شهرشان دفن کرده بود.

دیری نگذشت که پس از آن که خبر فقدان فرشید در کوچه های شهر پیچید و همگان از فقدان او با خبر شدن، پلیس توانست با سرنخ هایی که از روابط نابه هنجار من وسهیل بدست آورد، هر دوی ما را دستگیر کرده وطبل هوس آلود رسوایی ما در سراسر گیتی طنین انداز و نفرین دوست و غریبه به سوی ما روانه شد.

اکنون دیر زمانیست که هر دوی ما در پشت میله های زندان روز گار تلخ و گناه آلود خود را سپری کرده و در حسرت های بی انتها تنها چشم به آینده مبهم خود دوخته و روزی هزاران بار در درون ناخودآگاه وجدان خود، به محاکمه افکار پلیدمان می اندیشیم که چرا در نامنتهای هوس های پی در پی، تمامی پل های آینده را خراب و دیگران را نیز به اجبار با این گناه نابخشودنی به بازی گرفتیم.