در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟
اهمیت در آغوش گرفتن کودک را نمی‌توان نادیده گرفت. در آغوش گرفتن به‌ویژه برای رشد کودک، فواید بسیاری به همراه دارد. بیایید در این‌باره اطلاعات بیشتری کسب کنیم.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

اهمیت در آغوش گرفتن کودک را نمی‌توان نادیده گرفت. در آغوش گرفتن به‌ویژه برای رشد کودک، فواید بسیاری به همراه دارد. بیایید در این‌باره اطلاعات بیشتری کسب کنیم.
بدون شک در آغوش گرفتن به ما احساس خوبی می‌دهد.
وقتی غمگین یا ناامید هستیم، نوازش می‌تواند تا حدودی درد و ناراحتی ما را کاهش دهد. وقتی خوشحالیم، می‌خواهیم با در آغوش گرفتن دیگران، شادی خود را با آن‌ها شریک شویم. بنابراین ما به طور شهودی می‌دانیم که در آغوش گرفتن و بوسیدن خوب است.
اما علاوه بر این‌ها فواید دیگری هم وجود دارد.
یک در آغوش گرفتن 20ثانیه‌ای می‌تواند به کودک شما کمک کند تا باهوش‌تر، سالم‌تر، شادتر، انعطاف‌پذیرتر و به شما نزدیک‌تر شود.

فواید در آغوش گرفتن کودک
فواید در آغوش گرفتن کودک عبارتند از:

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟
1- کودکان باهوش‌تر می‌شوند
یک کودک خردسال برای رشد طبیعی به تحریکات حسی متفاوت زیادی نیاز دارد. تماس پوستی، یا لمس فیزیکی مانند در آغوش گرفتن، یکی از مهم‌ترین محرک‌های مورد نیاز برای رشد مغزی سالم و بدنی قوی است.
در یتیم‌خانه‌های اروپای شرقی، نوزادان به ندرت لمس می‌شوند. آن‌ها اغلب 22 تا 23ساعت از روز را در گهواره خود می‌گذرانند.
از بطری‌های نگهدارنده برای تغذیه آن‌ها استفاده می‌شود و مراقبت از آن‌ها با حداقل تعامل انسانی صورت می‌گیرد. این کودکان اغلب با مشکلات زیادی از جمله اختلال در رشد شناختی و تاخیر در رشد مهارت‌های حرکتی روبرو هستند.
در مطالعه‌ای که در مونوگراف‌های روان‌شناسی ژنتیک منتشر شد، محققان دریافتند که نوزادانی که به مدت 10هفته برای 20دقیقه اضافی در روز در آغوش گرفته می‌شوند، در ارزیابی‌های رشدی نمرات بالاتری نسبت به آن‌هایی که این شرایط را نداشته‌اند، دریافت کرده‌اند.
محققان همچنین دریافتند که همه انواع لمس مفید نیستند. فقط یک لمس محبت‌آمیز مانند در آغوش گرفتن ملایم می‌تواند تحریک مثبتی را که مغز جوان برای رشد سالم نیاز دارد، فراهم کند.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

2- در آغوش گرفتن به رشد بچه‌ها کمک می‌کند
تماس فیزیکی برای رشد فیزیکی کودک هم ضروری است.
پزشکان دریافته‌اند که وقتی کودکان از تماس فیزیکی محروم می‌شوند، علی‌رغم دریافت طبیعی مواد مغذی، رشد بدن‌شان متوقف می‌شود. به این حالت عدم رشد می‌گویند.

وقتی کودکان از تماس فیزیکی محروم می‌شوند، علی‌رغم دریافت طبیعی مواد مغذی، رشد بدن‌شان متوقف می‌شود. به این حالت عدم رشد می‌گویند.

ناکامی در رشد، یک نوع کمبود رشد است. سلامت کودکانی که از عدم رشد رنج می‌برند، زمانی بهبود می‌یابد که لمس‌ها و آغوش‌های مراقبتی به آن‌ها ارائه شود.
در آغوش گرفتن باعث ترشح اکسی توسین می‌شود که از آن به عنوان هورمون عشق هم نام می‌برند.
این هورمون احساس خوب، اثرات مهم بسیاری بر بدن ما دارد که یکی از آن‌ها تحریک رشد است.
مطالعات نشان می‌دهد که در آغوش گرفتن می‌تواند فورا سطح اکسی توسین را افزایش دهد.
هنگامی که اکسی توسین افزایش می‌یابد، چندین هورمون رشد مانند فاکتور رشد شبه انسولین I (IGF-1) و فاکتور رشد عصبی (NGF) هم افزایش می‌یابد. در نتیجه، لمس محبت‌آمیز و در آغوش گرفتن، رشد کودک را افزایش می‌دهد.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

3- در آغوش گرفتن بچه‌ها را سالم نگه می‌دارد
در آغوش گرفتن نوزاد، فواید زیادی برای سلامتی دارد. در آغوش گرفتن می‌تواند سلامت ما را تقویت و به بهبودی ما کمک کند.
اکسی توسین که هنگام در آغوش گرفتن ترشح می‌شود، هورمونی است که قدرت شگفت‌انگیزی دارد و دارای فواید زیادی است.
مثلا افزایش سطح اکسی توسین می‌تواند سیستم ایمنی بدن ما را با کاهش سطح پلاسمایی هورمون‌های تیروئید و کاهش التهاب تقویت کند و باعث بهبود سریع‌تر زخم‌ها شود.
اکسی توسین همچنین حمایت اجتماعی را تسهیل می‌کند و نتایج انواع شرایط مرتبط با سلامت را بهبود می‌بخشد.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

4- در آغوش گرفتن، کج‌خلقی را متوقف می‌کند
در آغوش گرفتن برای سلامت عاطفی کودک مفید است. هیچ‌چیز نمی‌تواند سریع‌تر از آغوش پدر و مادر، کودک نوپا را که عصبانی می‌شود، آرام کند.
بسیاری از والدین نگران این هستند که در آغوش گرفتن کودکی که عصبانی می‌شود، به رفتار بد او پاداش می‌دهد، اما اینطور نیست.
در آغوش گرفتن کودک با تسلیم شدن یکسان نیست.
در آغوش گرفتن بدون تسلیم شدن به کودک کمک می‌کند تا خودتنظیمی انجام دهد. تنظیم احساسات مانند رانندگی با ماشین است.
در بدن ما، دو مکانیسم جداگانه وجود دارد که احساس ما را کنترل می‌کند. شاخه برانگیختگی در سیستم عصبی ما احساس ما را تسریع می‌کند، در حالی که شاخه آرامش‌بخش می‌تواند انگیختگی ما را کم کند.
بی‌نظمی هیجانی، زمانی اتفاق می‌افتد که شاخه برانگیختگی بیش از حد فعال و شاخه آرامش‌بخش، کم‌کار است.
یعنی در حالی که ترمز شکسته است، پدال گاز تا انتها فشار داده می‌شود. بنابراین، وقتی کودکی به شدت گریه می‌کند، در حال رانندگی با ماشین فراری احساسی است.
کودکی که یک ماشین فرار واقعی را رانندگی می‌کند باید نجات یابد، نه اینکه نادیده گرفته شود، یا با اجازه تصادف، مجازات شود.
به طور مشابه، یک کودک در یک ماشین فراری عاطفی هم باید ابتدا نجات یابد.
در آغوش گرفتن می‌تواند کودک را از یک تصادف عاطفی نجات دهد. اکسی توسین، شاخه برانگیختگی را آرام می‌کند تا استرس را کاهش دهد و اضطراب را از بین ببرد.
همچنین با ایجاد اثر ضد اضطراب، شاخه آرام‌بخش را فعال می‌‌کند.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

5- در آغوش گرفتن، انعطاف‌پذیری ایجاد می‌کند
در بدو تولد، سیستم عصبی کودک به اندازه کافی بالغ نیست که بتواند حس‌های بزرگ را به خودی خود تنظیم کند.
کودکان نوپا که دارای احساس شدید هستند، به سختی می‌توانند به این دلیل متوقف شوند. آن‌ها سرکشی نمی‌کنند.
در هنگام پریشانی، سطح بالایی از کورتیزول آزاد می‌شود که در بدن و مغز در گردش است.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض هورمون‌های استرس می‌تواند سیستم ایمنی کودک را به خطر بیاندازد و در نتیجه باعث بیماری بیشتر شود.

هنگامی که کودک خردسال برای مدتی پریشان باقی بماند، این سطح سمی هورمون استرس بر سلامت کودک چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی تاثیر می‌گذارد.
به همین دلیل است که نباید اجازه دهیم کودک دچار یک تصادف عاطفی شود.
مطالعات نشان می‌دهد که قرار گرفتن بیش از حد در معرض هورمون‌های استرس می‌تواند سیستم ایمنی کودک را به خطر بیاندازد و در نتیجه باعث بیماری بیشتر شود.
استرس بیش از حد بر حافظه و قابلیت‌های استدلال کلامی در مراحل بعدی زندگی او تاثیر می‌گذارد.
همچنین زمانی که کودک 18 ساله شود، می‌تواند منجر به افسردگی شود.
در آغوش گرفتن یک کودک نه تنها به او کمک می‌کند تا تنظیم شود، بلکه به او اجازه می‌دهد تا کنترل احساس خود را هم تجربه کند.
این تجربه حیاتی در اوایل زندگی باعث می‌شود که کودک یاد بگیرد چگونه مهارت‌های خودتنظیمی را توسعه دهد و تاب‌آوری ایجاد کند.
در آغوش گرفتن همچنین با کاهش تاثیر منفی درگیری‌ها به کودکان کمک می‌کند تا انعطاف‌پذیرتر شوند.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

6- در آغوش گرفتن، بچه‌ها را خوشحال می‌کند
در آغوش گرفتن، منابع روانی فرد را تقویت می‌کند.
منابع روانشناختی مانند خوش‌بینی، تسلط و عزت نفس به تفاوت‌های فردی اشاره دارد که مستقیما سلامت جسمی و روانی را پیش‌بینی می‌کند.
خوش‌بینی به میزان انتظارات مطلوب مردم از آینده اشاره دارد. تسلط، شامل این باور است که فرد می‌تواند رفتار خود را تعیین کند، بر محیط خود تاثیر بگذارد و نتایج دلخواه را به دست بیاورد.
عزت نفس به ارزیابی کلی فرد از ارزش خود اشاره دارد.
این سه منبع، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و می‌توانند اثرات رویدادهای استرس‌زا در زندگی را مهار کنند.
اکسی توسین آزادشده در طول بغل کردن، این منابع را تقویت می‌کند و باعث می‌شود کودک احساس کند که دوستش دارند و در زندگی خوشحال است.

در آغوش گرفتن کودک، چرا مهم است؟

7- در آغوش گرفتن به پیوند کودک و والدین کمک می‌کند
در آغوش گرفتن، اعتماد را افزایش می‌دهد. اعتماد در ایجاد یک رابطه بین فردی قوی، ضروری است.
اکسی توسین تمایل فرد را برای کاهش ترس، پذیرش ریسک و اعتماد به دیگران برای بهبود روابط افزایش می‌دهد.
همچنین امنیت دلبستگی کودک را افزایش می‌دهد که منجر به دلبستگی ایمن و بهبود پیوند والدین و فرزند می‌شود.
این تمرین خوب فرزندپروری را بخشی از فرزندپروری روزمره خود قرار دهید.

حرف آخر
در آغوش گرفتن، همه نوع فایده‌ای دارد، اما احترام به استقلال بدن هم مهم است. به کودکان آموزش دهید چگونه با مهربانی از در آغوش گرفته شدن خودداری کنند و با موقعیت‌های ناراحت‌کننده کنار بیایند.
دفعه بعد، البته با اجازه فرزندتان او را در آغوش بگیرید و فواید شگفت‌انگیز در آغوش گرفتن را به او بدهید.

به کلینیک بیا نی نی سر بزنید تا متخصص مورد نظر خود را پیدا کنید.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟
کودکانی که در خانواده خود دچار آسیب و اختلال در عملکرد می‌شوند، اغلب برای یادگیری همان مرزها و رفتارهایی که برای افراد دیگر بدیهی به نظر می‌رسد، بسیار تلاش می‌کنند. در این مقاله به عوارض ترومای دوران کودکی می‌پردازیم.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

کودکانی که در خانواده خود دچار آسیب و اختلال در عملکرد می‌شوند، اغلب برای یادگیری همان مرزها و رفتارهایی که برای افراد دیگر بدیهی به نظر می‌رسد، بسیار تلاش می‌کنند. در این مقاله به عوارض ترومای دوران کودکی می‌پردازیم.
همانطور که کودک در حال رشد و تکامل است، به مراقبان خود به عنوان نمونه‌هایی از نحوه تعامل با دنیای اطراف خود نگاه می‌کند. اگر مراقبان او به شیوه‌های ناکارآمد یا ناسالم رفتار کنند، این احتمال وجود دارد که کودکان یاد بگیرند که از همان رفتارهای ناسالم تقلید کنند.

روش‌هایی که پدر و مادر، یا مراقبان ما برای تعامل با یکدیگر دارند، دیدگاه ما را نسبت به جهان و اطرافیانمان شکل می‌دهد که به نوبه خود بر سه ساختار اساسی تاثیر می‌گذارد.

بازگشت به دوران کودکی و نوجوانی و تحلیل این دوره، معمولا علت رفتار بزرگسالان را روشن می‌کند.
روش‌هایی که پدر و مادر، یا مراقبان ما برای تعامل با یکدیگر دارند، دیدگاه ما را نسبت به جهان و اطرافیانمان شکل می‌دهد که به نوبه خود بر سه ساختار اساسی تاثیر می‌گذارد: 1- احساس ما از خود، 2- نحوه برقراری ارتباط و 3- نحوه ایجاد روابط.
ما معمولا این الگوها را تا بزرگسالی تکرار می‌کنیم، مگر اینکه خودآگاهی بیشتری نسبت به رفتارهایمان ایجاد کنیم.

عوارض ترومای دوران کودکی
در ادامه به 10 مورد از عوارض ترومای دوران کودکی که در روابط بزرگسالان ظاهر می‌شود، می‌پردازیم:

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

1- ترس از رها شدن
کودکانی که توسط پدر، یا مادر نادیده گرفته یا رها شده‌اند، اغلب در بزرگسالی با ترس از رها شدن دست و پنجه نرم می‌کنند.
در حالی که ترس اساسی این است که شریک زندگی‌شان در نهایت آن‌ها را ترک کند، این افکار اغلب خود را در موقعیت‌های روزمره نشان می‌دهند، مانند ترسیدن زمانی که همسر به تنهایی از خانه بیرون می‌رود، یا ناتوانی در تسکین خود در صورت ترک اتاق در حین مشاجره.
این ترس اغلب به صورت حسادت یا در موارد شدید، مالکیت ظاهر می‌شود.

2- تحریک‌پذیر شدن، یا به راحتی از دیگران آزرده‌خاطر شدن
وقتی در محیط‌هایی بزرگ می‌شویم که اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیریم، یا شاهد انتقاد از دیگران هستیم، می‌آموزیم که این یک راه طبیعی برای ابراز نارضایتی در روابط است.
ما می‌آموزیم که نقص‌ها و ویژگی‌های ما غیرقابل تحمل هستند و این عدم تحمل را به شرکای خود یا اطرافیانمان نشان می‌دهیم.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

3- نیاز به فضا یا زمان زیادی برای خود
بزرگ شدن در یک محیط پر هرج و مرج، یا غیرقابل پیش‌بینی، استرس زیادی ایجاد می‌کند و اغلب سیستم عصبی مرکزی کودکان را در حالت دائمی هوشیاری قرار می‌دهد.
این کودکان در بزرگسالی برای آرام کردن این علائم اضطراب، عصبی بودن و ترس به زمان زیادی برای خود نیاز دارند.
این افراد در خانه می‌مانند؛ جایی که بتوانند محیط اطراف خود را کنترل کنند و احساس امنیت بیشتری و آرامش داشته باشند.
در موارد شدید، برخی از بزرگسالان حتی دارای ویژگی‌هایی از اضطراب اجتماعی یا حتی «آگورافوبیا» هستند.

4- نابرابری مسئولیت‌های مالی و خانگی
گاهی اوقات به دلیل ترس از وابستگی به شخص دیگر، فرد تمایلی ندارد که به شریک زندگی خود تکیه کند.
در برخی مواقع این افراد مسئولیت مالی، یا مسئولیت خانگی کاملی را در زندگی خود به عهده می‌گیرند، یا به طور کامل از شخص دیگر مراقبت می‌کنند تا جایی که این رفتار باعث می‌شود دیگران از فرد سوء‌استفاده کنند.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

5- ماندن در یک رابطه بسیار بیشتر از تاریخ انقضای آن
وقتی در محیط‌های ناپایدار بزرگ می‌شویم، با مراقبانی که با اعتیاد به مواد مخدر، بیماری روانی، یا حتی بیماری یا مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند، بچه‌ها اغلب احساس گناه می‌کنند.
این مشکل در بزرگسالی باعث می‌شود این افراد بسیار بیشتر تمایل داشته باشند تا در رابطه‌هایی که مناسب آن‌ها نیست باقی بمانند.
ماندن با کسی که مناسب نیست، نسبت به تنهایی احساس امنیت بیشتری به این افراد می‌دهد.

6- مشاجره یا دعوای مداوم در روابط، یا اجتناب از درگیری به هر قیمتی
همه روابط دارای تعارض هستند، اما کودکانی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که پدر و مادر همیشه در حال بحث با یکدیگر بوده‌اند، یا از هر نوع تعارض اجتناب می‌کرده‌اند، اغلب مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباط سازنده و سالم را نمی‌آموزند.
آن‌ها در روابط خود یا در حال مشاجره مداوم هستند، یا این‌که از درگیری اجتناب می‌کنند.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

7- ندانستن نحوه ترمیم رابطه بعد از دعوا
وقتی یاد نگیریم چگونه تعارض را مدیریت کنیم، همچنین نمی‌دانیم چگونه یک رابطه را پس از تعارض‌های اجتناب‌ناپذیر، ترمیم کنیم.
این مشکل می‌تواند شبیه به این باشد که وانمود کنید هیچ اتفاقی نیفتاده.

شما می‌ترسید دیگران هم همان‌طور که پدر و مادر به شما صدمه زدند، به شما صدمه بزنند. برای اجتناب از این مشکل و برای این‌که احساس امنیت بیشتری داشته باشید، از داشتن رابطه اجتناب می‌کنید.

8- تک‌همسری سریالی
این مشکل اغلب به این دلایل رخ می‌دهد: ترس از آسیب دیدن دوباره، ترس از تنها ماندن، یا حتی تلاش برای اثبات این موضوع که شما شایسته عشق و محبتی هستید که در کودکی دریافت نکرده‌اید.
با هر شریک جدید، امیدهای جدیدی به وجود می‌آید تا تایید کند که شما شایسته عشقی هستید که از دست داده‌اید.

9- نگرانی از تعهد، یا اجتناب از روابط
این مشکل به خاطر پدر و مادری است که قابل اعتماد نبودند، یا شما را رها کردند که باعث می‌شود نسبت به افرادی که ادعا می‌کنند مراقب شما هستند، بی‌اعتماد شوید.
شما می‌ترسید دیگران هم همان‌طور که پدر و مادر به شما صدمه زدند، به شما صدمه بزنند.
برای اجتناب از این مشکل و برای این‌که احساس امنیت بیشتری داشته باشید، از داشتن رابطه اجتناب می‌کنید.

ترومای دوران کودکی، چه عوارضی دارد؟

10- تلاش برای تغییر شریک زندگی خود
بچه‌ها در تغییر دادن افرادی که مراقبشان هستند ناتوان‌اند، بنابراین یاد می‌گیرند سعی کنند به آنچه دارند بسنده کنند.
در بزرگسالی، این الگو به روابط عاطفی ما منتقل و باعث می‌شود که به تغییر شریک زندگی خود تمایل داشته باشیم تا ترس خود را از روابط، آرام کنیم.
اگر بتوانیم آن فرد را به شریک بهتری تبدیل کنیم، می‌توانیم به نوعی به خود ثابت کنیم که شایسته و توانایی داشتن یک رابطه موفق هستیم.

آیا این الگوهای رفتاری قابل تغییر هستند؟
بله! درمان می‌تواند به این روند کمک کند. بسیاری از مردم به راه‌های دیگری مانند خاطره‌نگاری روزانه، حمایت گروهی و … پناه می‌برند. اما بهترین روش، کمک گرفتن از یک مشاور است.

به کلینیک بیا نی نی سر بزنید.