معجزه‌ هایی که از روضه‌ خانگی در زندگی‌تان می‌بینید

 «این همه هیئت بزرگ با بهترین مداحان و سخنرانان. فضای خانه ما که مناسب نیست. اصلا کسی می‌آید! واقعا لازم است ما هم هیئت بگیریم؟» شاید شما هم هربار که فکر روضه‌خانگی به سرتان افتاده، این همه دلیل پشت سر هم برایتان ردیف شده و دست آخر هم منصرف شده‌اید. اما به قول شما و این بهانه‌ها، واقعا چه لزومی دارد بین این همه هیئت شناخته شده که در هر محله‌ای جاخوش کرده. میان مراسم مسجد و حسینیه و تکیه‌ها ماهم چندشبی بیرق عزا به درخانه‌مان بزنیم و هیئت بگیریم؟ 

عنایت‌خاص امام حسین به روضه خانگی!

قبل از هرچیز شیرینی این روضه‌‍‌های کوچک خانگی را با عنایت بزرگی از امام حسین علیه‌السلام به جانتان بنشانیم و نشان‌تان دهیم صاحب این روضه‌ها تا چقدر حساب و کتابش دقیق است و حواسش به ما و شماست. آیت‌الله «احمد مجتهدی تهرانی» عالم ربّانی، سفارش زیادی به آنکه در خانه برای زن و فرزند و یا مادر و پدر خود روضه بخوانید داشتند. این استاد اخلاق درباره توصیه‌اش این طور می‌گفت:« زمانی یکی خواب دیده بود که امام حسین(ع) از قمر بنی‌هاشم(ع) می‌پرسند که روضه‌خوان‌ها چند نفر هستند؟ می‌خواهم صورتشان را ببینم. لیست را که به امام حسین(ع) می‌دهند، بعضی روضه‌خوان‌ها را قلم می‌زنند اما نام سیدعبدالهادی (شیرازی) که مرجع بود در لیست می‌ماند. کسی که این خواب را دیده است، تعجب می‌کند و نزد سیدعبدالهادی می‌رود و می‌گوید این خواب را دیده‌ام. شما روضه می‌خوانید؟
ایشان می‌فرماید: درست است. من کتاب و روایاتی در خصوص فضیلت گریاندن برای امام حسین(ع) می‌خواندم. روایت این بود: «مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین وَجَبَت لَهُ الجَنَّه ؛‌ هرکس در مصیبت امام حسین بگرید یا بگریاند و یا (اگر گریه‌اش نیامد) خود را به حالت گریه بزند، بهشت بر او واجب می‌شود.» سیدعبدالهادی می‌گوید من این روایت را خواندم و پیش خود گفتم من چرا این کار را نکنم. هفته‌ای یک شب کتاب مقتل را دست می‌گرفتم و برای زن و بچه‌ام روضه می‌خواندم. آن‌ها گریه می‌کردند و من ثواب می‌بردم. ایشان فرمودند: معلوم که این کار من مورد قبول واقع شده است.»

 


هیچ چیز مثل روضه خانگی تربیت کننده نسل آینده نیست.

تربیت فرزندتان را بسپارید به روضه‌خانگی! 

گرچه ما و نسل شیعه در مکتب امام حسین علیه‌السلام و پای همین هیئت‌ها بزرگ می‌شویم و شور و شعور حسینی را از همان کودکی به جان می‌کشیم اما این روضه‌خانگی است که صفر تا صد تربیت فرزندتان را به عهده می‌گیرد. روضه‌خانگی است که بچه‌ها را حسینی بار می‌آید و حسینی بودن‌شان را به نسل‌های آینده منتقل می‌کند. این که فرزند ما ببیند بنای دور هم جمع شدن ما در خانه به گناه و آلودگی نیست. بنا و بهانه ما امام حسین علیه‌السلام است برایش یک ارزش شیرین و ماندگار است ارزشی که زندگی‌اش را می‌سازد. اینکه بچه‌ها از کودکی با اهل بیت«ع» آشنا شوند تاثیر زیادی بر آینده و مسیری که انتخاب می‌کنند دارد. اگر بچه‌ها از اول در خانه امام حسین  علیه‌السلام بزرگ شوند تا آخر عمر تربیت یافته مکتب اهل‌بیت«ع» خواهند بود. 

حجت‌السلام علیرضا پناهیان می‌گوید:«هیچ چیز مثل روضه خانگی تربیت کننده نسل آینده نیست. آن طور که شخصیت بچه‌ها در روضه خانگی شکل می‌گیرد جای دیگری شکل نمی‌گیرد. هنوز بعد از چهل سالی که از جمهوری اسلامی گذشته این روش سنتی روضه‌های خانگی کماکان یکی از موثر ترین روش های تربیت نفوس، تزکیه جان‌ها، تعالی ایمان و معرفت مردم ماست. هیچ وقت نمی‌خواهم نقصی بر این جمعیت‌های بزرگ  و آثار و برکات هیئت‌های بزرگ وارد کنم اما به هیچ وجه این مجالس تاثیرشان به اندازه یک روضه خانگی نیست. به این دلیل که وقتی این حرکت‌ها در خانه انجام می‌گیرد. بچه‌ها آن را جدی‌تر می‌گیرند. خدمت اهالی خانه برای روضه‌ها مخصوصا بانوان برای بچه‌ها سازنده است. فرزندان محبت و خدمت به اهل‌بیت را آنجا یاد می‌گیرند. این کودک با تمام هوشیاری این صحنه‌های خدمت را ثبت می‌کند. مادر چای می‌برد، خانه را تمیز می‌کند. نشسته و عزاداری می‌کند. همه این تصاویر را کودک ثبت می‌کند. نمی‌شود که روضه خانگی نگرفت.  امام باقر علیه السلام به تکرار سفارش فرمودند و امام صادق به کسی که در بصره بوده و نمی‌توانسته به کربلا برود می‌گوید در خانه خودت برای حسین ما گریه می‌کنی و جزئیات کربلا را ذکر می‌کنی؟!»


خانه‌ای که در آن روضه‌ خوانده شود. ملائکه وارد آن می‌شوند

قفل‌های سرسخت زندگی و این کلید طلایی! 

بخشی از وصیت‌نامه «آیت الله قاضی» همین سفارش به روضه‌خانگی است و تاثیر گره‌گشایی آن. این استاد اخلاق پس از تاکید بر نماز اول وقت و واجبات می‌فرماید:«در مستحبات تعزیه‌داری و زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عمر تا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هرگز حق آن بزرگوار ادا نمی‌شود.»
 روضه‌خانگی جز آن نوری که وارد زندگی و خانه‌هایمان می‌کند و قفل‌های سرسخت زندگی را می‌شکاند. جز آنکه کلاس اخلاق است برای خانواده‌مان. فرصتی است برای همدلی. همین دور هم جمع شدن‌های ساده، بسیاری از گرفتاری‌های زندگی امروز را حل می‌کند. این روضه‌ها غیر از آن نور معنوی همیشه باعث شده‌اند  این عاشقان اهل‌بیت علیه‌السلام میان صحبت‌هایشان مشکلات مالی، معنوی، خانوادگی کسی را برطرف کنند و یا تجربه و توصیه‌های بسیار مفیدی را در تربیت فرزند، روابط خانوادگی، همسرداری و… در اختیار هم بگذارند. از طرفی حجت‌الاسلام فرحزاد می‌گوید:« خانه‌ای که در آن روضه‌ خوانده شود. ملائکه وارد آن می‌شوند و شیاطین از آن دور می‌شوند.» 


روضه‌خانگی فقط مخصوص محرم نیست

خانه کوچک و برکت بزرگ!

اگر هنوز بهانه‌ها قرار است از فیض روضه‌خانگی محروم‌تان کند. اگر حرف‌تان این است که خانه کوچک است و فضایی برای برگزاری مراسم ندارید باید بگوییم. همین خانه‌های کوچکی که در آن مراسم عزای اهل‌بیت برپا می‌شود. برکت‌های بزرگ به همراه دارد. مرحوم «علامه طهرانی» در نجف، در منزل کوچکی که داشت هر هفته برای مادر و مادربزرگ خود روضه می‌خواند و بعد با چای پذیرایی می‌کرد. وی معتقد بود این چای از مجلس روضه متبرک شده و مورد عنایت است و خوردن دارد. ایشان می‌گفت مجلس ذکر و یاد ائمه علیهم‌السلام بسیار مهم است و برگزاری آن در خانه‌ای که زندگی می‌کنید بسیار مطلوب و با برکت است و انسان نباید به شرکت کردن در مجالس روضه در بیرون از خانه قناعت بورزد. 

 روضه را تک جنسیتی نکنید

روضه‌خانگی فقط مخصوص محرم نیست اما از همین محرم شروع کنید و چراغ روضه را در خانه‌تان روشن کنید. اگر ساکن آپارتمان هستید سعی کنید. مراسم را طوری مدیریت کنید که مزاحم همسایه‌ها نشوید. تقویم را بردارید و برای هر ماه یک یا چند روز را برای روضه‌خانگی‌تان مشخص کنید. حتی می‌توانید با هم‌فکری فامیل روضه دوره‌ای داشته باشید و هر هفته یکی از اقوام مجلس عزا را در خانه به پا کند. بهانه‌ها را کنار بزنید. اگر خانه کوچکی دارید. مهمان‌های کمتری دعوت کنید اما روضه را تک جنسیتی نکنید. با برگزار روضه خانوادگی هم بستر رشد را برای اهالی خانه خودتان هم دیگر خانواده‌ها مهیا کنید. 

پیغام شهید «مهدی رضوان» برای مادرش از بهشت!

 همیشه و هر مناسبتی مسیرتان اگر به قطعه 50 بهشت‌زهرا بخورد. مادر شهید دهه هفتادی«محمدمهدی رضوان» بالای سر مزار پسرش نشسته و با هدیه‌های کوچک به مهمان‌های محمدمهدی خوش‌آمد می‌گوید. هدیه‌هایی با پیوست عکس لبخند شهید. با مادر شهید تماس می‌گیرم و برای عید غدیر می‌پرسم اینکه باز به رسم همیشه برای عید غدیر هم می‌شود مهمان مزار شهید شد یا نه؟! سوالم بغض گلوی مادر محمدمهدی می‌شود. از پشت خط صدای لرزانش به گوشم می‌رسد :«امسال اولین سالی است که برای غدیر مراسم داریم آن هم به سفارش خود آقا محمدمهدی!» این«سفارش آقامحمدمهدی» می‌شود بهانه ساعت‌ها حرف و مصاحبه. صدای لرزانش هم رسالتی است برای نوشتن، مخصوصا آنجا که می‌گوید:« احساس می‌کنم این سفارش غدیر و این تماس شما، همه کار خود شهید است.» 


۱۰ روز قبل از شهادتش، به مادرش این‌گونه گفته بود که «دوست داری زنگ خانه ما را بزنند و بگویند که پسرت تصادف کرد و مُرد! یا این قشنگ‌تر است که بیایند و بگویند که پسرت شهید شد؛ پس برای من دعای شهادت کن و من را با دعا‌های خود بیمه نکن!»

تولد من مهم نیست مامان! 

می‌نشینم پای صحبت‌های « الهه عسگری»  و برایم از سفارش پسرش می‌گوید:« این چندوقت همه حواسم به تولد محمدمهدی بود. متولد ۱۳۷۹/۴/۲۶ است. مدام فکر می‌کردم تولدش را چطور برگزار کنم و چطور از مهمان‌هایش پذیرایی. می‌خواستم برایش سنگ‌تمام بگذارم. تا این که همین چند شب پیش خوابش را دیدم. تا مرا دید اولین سوالش این بود مامان حواست به عیدغدیر هست؟! بهش گفتم بله مامان خیالت راحت! سرش را تکان داد و گفت نه! حواست نیست. عید غدیره باید از جان مایه بگذاری. داشتم به حرف‌هایش فکر می‌کردم که یک بغل تسبیح، عیدی،نبات و…دستم داد. همه آن هدیه‌ها رویش نام مبارک امیرالمومنین حکاکی شده بود. دوباره سفارش کرد مامان حواست باشه! عید غدیر خیلی بزرگه! کم و کسر نگذاری! بعد از این خواب از فکر تولد محمدمهدی بیرون آمدم. گفتم هرچه توان داشته باشم به جای تولد پسرم برای عید غدیر و امیرالمومنین انجام می‌دهم حالا که خودش هم اینطور دوست دارد. مثل همیشه از محمدمهدی کمک خواستم و  برایش خط و نشان کشیدم که آقا مهدی خودت قول دادی همیشه پشت و پناهم باشی. شهید شدی خب مبارکت باشد اما دلیل نمی‌شود که من را دست تنها بگذاری. همین شد که امسال برای اولین بار و به سفارش مهدی قرار است در منزل‌مان بیرق شادی ولایت حضرت علی را علم کنیم و در این عید بزرگ شریک باشیم. البته راستش را بخواهید سال‌های قبل به اندازه پخش کردن شیرینی یا شکلات، شادی غدیر را جشن می‌گرفتیم. محمدمهدی هم از این موضوع خبر داشت. وقتی در خوابم می‌گفتم حواسم هست منظورم همین بود که دوباره قرار است این رسم را تکرار کنم. اما محمدمهدی مدام اصرار می‌کرد نه غدیر خیلی بزرگ است باید از جان مایه بگذاری! از همان لحظه که نیت کردیم. جشن غدیر را در خانه‌مان مهمانی بگیریم. همه چیز با عنایت امیرالمومنین به راحتی آماده شد. اولش می‌خواستیم جشن را در بهشت زهرا و کنار مزار شهید بگیریم اما چون سفارش محمدمهدی بود که برای مهمان‌های آقا کم و کسر نگذاریم،تصمیم شد که در بیت شهید میزبان مهمان‌های مولا باشیم. البته کمک‌های پسرم هم کم نبود تا به اینجا.» 


شهید محمدمهدی رضوان در طرح «امنیت پایدار» به منظور برخورد با اراذل و اوباش به شهادت رسید

مامان غصه نخور! 

محمدمهدی برای مادر تعبیر و تفسیر همان آیه قرآن است که می‌فرماید:« :« وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ؛(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.». گرچه مادر، تنها پسرش را با همه آرزوهایی که برایش داشته 19 سالگی، لباس شهادت به تنش کرده و به آغوش خاک سپرده. اما باز دلش آرام است و چهره‌اش همیشه خندان. از غم دلتنگی که گریزی نیست. حرف دلش این است که شاید محمدمهدی را دیگر نداشته باشد. اما این نداشتن‌ها فقط و فقط ظاهری است. هر راهی که می‌خواهد برود، هر کاری که می‌خواهد شروع کند،غصه‌دار باشد یا ناراحت محمدمهدی کنارش است و پشتش را خالی نمی‌کند.
صدای پشت تلفن دوباره می‌لرزد. بغض این بار میان سینه نمی‌ماند و اشک می‌شود. می‌نشیند روی کلمات ومرا هم بی‌تاب می‌کند:« واقعیت را بخواهم بگویم. ما تازه اسباب کشی کردیم و این چند وقت درگیر جابه جایی منزل‌مان بودیم به همین خاطر شرایط اقتصادی‌مان، زیاد مناسب نبود. از روزی که نیت کردم عید غدیر خانه‌مان مولودی بگیریم. هر لحظه به این فکر می‌کردم که خدایا هیچ‌جوره نگذار من شرمنده آقا امیرالمومنین بشوم. مخصوصا که محمدمهدی آنقدر سفارش کرده مراسم بی کم و کسر باشد. خدایا تو شرمنده‌ام نکن! دوباره محمدمهدی آمد به خوابم. دست پر بود. یک سبد شکلات برایم آورده بود و گفت مامان غصه نخور! همه چیز رو خودشون جور می‌کنند. راست می‌گفت آنقدر قشنگ هزینه مراسم رسید که اصلا نمی‌دانم چه بگویم!» حرف‌ها ختم می‌شود به اشک. صدای گریه است و صدای زمزمه‌هایش که می‌‍گوید:« الحمدالله که به من اجازه دادند برای مولا جشن بگیریم!» 


تولد 20 سالگی شهید و مادری که مدام می‌گفت:«محمدمهدی من هدیه به علی اکبر امام حسین علیهم السلام» 

 

راز غدیر و آنها که عند ربهم یرزقون‌اند 

شهید رضوان را همه به تولدش می‌شناسند به آن جمله معروفی که قبل از تولد 20 سالگی‌به مادرش گفته:« مامان امسال تولد من متفاوته! شما باید واسه من  یک تولد خاص بگیری. می‌خوام همه را دعوت کنم!» جمله‌ای که مادر شاید آن‌لحظه راحت از کنارش گذشت اما  چندوقت بعد وقتی سنگ مزار پسرش را تزئین می‌کرد و شمع‌های 20 سالگی‌اش را کنار عکس محمدمهدی می‌نشاند تازه متوجه شد منظور محمدمهدی از تولد خاص 20 سالگی‌اش را. البته به قول مادر تولدهای محمدمهدی همیشه متفاوت بوده. مثلا همین پارسال عید غدیر و روز تولدش باهم همزمان شد و تولدش با چاشنی غدیر و عید ولایت برگزار شد.
به اصرار‌های محمدمهدی فکر می‌کنم. به اینکه چندبار به خواب مادرش آمده تا از غدیر بگویید. از اینکه به قول مادر همه چیز را همین‌قدر کنار هم چیده تا برای عید ولایت امیرالمومنین سنگ تمام بگذارند. به حرف‌هایی که رد و بدل شد و اینجا نوشته شد. فکر می‌کنم شاید این پیام محمدمهدی برای همه‌مان باشد:«حواستان به غدیر هست؟!»  بالاخره هرچه باشد محمدمهدی عند ربهم یرزقون‌ است و بهتر از ما این سخن امام صادق علیه‌السلام را متوجه می‌شود:«شاید فکر کنید که خدا روزی محترم تر از عید غدیر دارد!؟ نه به خدا، نه به خدا، نه به خدا.»  

توصیه‌های امام باقر(ع) برای پدر و مادرهای آینده

یک سالی می‌شود که زیر یک سقف رفته‌اند، از اینکه در آینده کودکی به جمعشان اضافه شود،‌ یک مقدار دلهره دارند، با این وجود امام باقر(ع) برای این دسته از زوجین توصیه‌هایی دارند که آینده کودک نیامده آن‌ها را، تضمین می‌کند.

امروز سالروز شهادت بزرگ مردی از تبار آل‌الله بود، او که روزگاری کوچک‌ترین شاهد صادق مصیبت عظیم کربلا بود، حدود چهار سال ابتدایی زندگانیش را در پرتو سیره عملی جد بزرگوارش امام حسین (ع) سپری کرد. او نخستین کسی است که از سوی پدر و مادر؛ فاطمی و علوی است. «محمد بن علی زین‌العابدین» که رسول خاتم او را باقر آل‌محمد (ص) شکافنده علوم خواند، در زمان حیات پر برکتش نهضت علمی را پایه‌گذاری کرد که از خیر و برکات امام باقر (ع) همچنان بهره می‌‌‌بریم. این امام همام که در اثر کید و دسیسه خلفای بنی‌امیه با زهر مسموم شد،‌ در هفتم ذ‌ی‌الحجه سال ۱۱۴ هجری در مدینه منوره به شهادت رسید و پیکر مطهرش در کنار پدرش و امام حسن مجتبی (ع) در قبرستان بقیع آرام گرفت.  


مزار امام باقر (ع) در بقیع

امام باقر (ع) در زمان امامتشان علاوه بر تشریح و تبیین سیره نبوی تلاش کردن در قالب نهضت علمی  تلاش کردند سطح فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی جامعه را بالا ببرند. پنجمین امام شیعیان ضمن توجه دادن مسلمانان به نقش و اهمیت خانواده در تحقق تمدن اسلامی، نکات تربیتی را  به عنوان یک میراث گرانبها فراروی آن‌ها قرار داد تا نسل به نسل بچرخد. اموری که این روزها شاید حلقه مفقوده سبک زندگی ما باشد، اینکه والدین قبل از ولادت فرزندشان چگونه در آینده زندگی او نقش دارند یا هنگامی که دلبندشان پا به هستی گذاشت چه آدابی را باید انجام دهند تا آینده او را در دوران کودکی و نوجوانی تضمین کنند، دغدغه والدین است. 

تا ۷ سالگی دوره سروری کودکمان است

«فروغ نیلچی‌زاده»؛ کارشناس تربیت کودک درباره دوران طلایی زندگی کودکان و نقش والدین در شکل‌گیری آینده پر امید برای کودکانشان می‌گوید:‌« بچه‌‌ها تا هفت سالگی که دوره سروری آن‌ها است، آن‌ها نیاز دارند که از پدر و مادر و آن‌هایی که دوستشان دارند، یک صداقت خیلی زلال ببینند. این حس راستگویی اگر خوب تقویت شود، گرایش بچه‌ها به زشتی‌‌ها فوق‌العاده کم می‌‌شود، چرا که از همین جا تربیت حس دوم، حس زیبایی‌‌شناسی، زیبایی‌‌خواهی و خیرخواهی به وجود می‌‌آید. بنابراین به عنوان پدر و مادر باید این مسائل را خوب بدانیم و باور کنیم که بخش‌هایی از پازل خوشبختی کودک در دستان ما است».

حال اگر می‌خواهید در آینده نزدیک پدر یا مادر شوید، یا اکنون نوزادی در آغوش دارید و دوست دارید پازل خوشبختی کودکتان را بچینید، برخی توصیه‌های تربیتی امام باقر (ع) را در ادامه بخوانید: 

قبل از ولادت فرزندتان این دعا را بخوانید

همیشه یکی از مواردی که ذهن عروس و دامادها را به خودش مشغول می‌کند، این است که اگر بچه‌دار شوند، آینده فرزندشان چه خواهد شد یا چه سرنوشتی برای فرزندشان نوشته می‌شود. این دل‌ نگرانی‌های قبل از تولد هر فرزندی همیشه وجود دارد، امام باقر (ع) در این زمینه دعایی را به همسران یاد دادند تا آینده‌ای نیکو برای کودک آینده آن‌ها رقم بخورد. از آن حضرت (ع) روایت شده که فرمود: «هرگاه بخواهى با همسرت آمیزش کنى این دعا را بخوان: «اَللّهُمَّ ارْزُقْنی وَلَدآ وَاجْعَلْهُ تَقِیّآ زَکِیّآ لَیْسَ فی خَلْقِهِ زِیادَةٌ وَلا نُقْصانٌ وَاجْعَلْ عاقِبَتَهُ اِلى خَیْرٍ»؛ بار خدایا، فرزندى روزى‌ام کن و او را پرهیزکار و پاک قرار ده، در خلقتش زیاد و کمى نباشد و عاقبت او را نیک گردان».


امام باقر (ع): از خدا بخواهید فرزندى روزى‌تان کند و او را پرهیزکار و پاک قرار دهد

دعایی برای بچه‌دار شدن

از آنجایی که کودک یک هدیه آسمانی است که خداوند سبحان در دامان مادر و پدر قرار می‌‌دهد، همان کودکی که یکی از بهترین‌های نمک زندگی است  و حضورش طراوتی در زندگی پدر و مادر است که نشاط معنوی را با خود به همراه می‌آورد. حال برخی همسران از وجود نعمت کودک محروم هستند،‌ امام باقر(ع) که لطف و مهربانی‌اش عالم‌گیر است، این دسته از زوجین را نیز فراموش نکردند و راهکاری را ارائه کردند: «سه روز بعد از نماز صبح و بعد از نماز عشا، ۷۰ مرتبه «سبحان الله» و ۷۰ مرتبه « استغفرالله» و یک مرتبه این دعا را بخواند: «استَغِرُوا رَبِّکُم اِنَّهُ کانَ غفّارا یُرسَلُ السّماءُ عَلَیکُم مِدرارا وَ یُمِدُّکُم بِاَموالٍ وَ بَنینَ وَ یَجعَلُ لَکُم جَنّاتٍ وَ یَجعَلُ لَکُم اَنهارا».

وقتی نوزاد به دنیا آمد

امام باقر(ع) درباره اولین‌‌های لحظات زندگی نوزاد اشاره کردند: «شایسته است کام نوزاد با آب فرات بازگردد و در گوشش اقامه گفته شود».

همچنین توجه به سنت عقیقه در همان روزهای ابتدایی زندگی نوزاد یکی دیگر از آداب اسلامی است که امام باقر (ع) به آن اهتمام داشتند و فرمودند:‌ «هرگاه برای شما فرزندی به دنیا آمد، در روز هفتم اگر پسر است گوسفند نر و اگر دختر است گوسفند ماده برایش عقیقه کنید و از گوشت آن به قابله بدهید و در روز هفتم او را نامگذاری کنید.


توصیه امام باقر (ع) برای انجام سنت عقیقه در روز هفتم ولادت نوزاد

بهترین نام برای فرزند

یکی از حقوقی که کودکان بر گردن والدین دارند، انتخابی نام نیکو و پرهیز از نام‌های ناخوشایند است،‌ زیرا ثابت شده است نام نیکو علاوه بر اینکه مایه سرور فرزند می‌شود، حتی آینده او را هم به نوعی تحت شعاع قرار می‌دهد، در این زمینه امام باقر (ع) توصیه‌ای داشتند و فرمودند: «أَصدَقُ الأَسماءِ ما سُمِّیَ بِالعُبودِیَّةِ، و أَفضَلُها أَسماءُ الأَنبِیا»؛ صادق‌ترین نام‌‌ها، نام‌هایی است که بندگی خداوند را تداعی کند و بهترین آن‌ها نام‌های پیامبران است. 

برنامه‌ای برای کودکان از ۳ سالگی تا ۹ سالگی

یکی از دغدغه‌های والدین این است که قبل از سنین مدرسه آموزش‌های خاصی برای کودکانشان در نظر بگیرند، از کلاس‌های زبان گرفته تا کلاس‌های ورزشی یا رباتیک و تقویت حافظه و از همه مهم‌تر آموزش قرآن، مولای ما امام محمد باقر (ع) حداقل‌هایی را برای این دوران خطاب به والدین بیان کردند که توجه به آن خالی از لطف نیست: 


تربیت دینی کودک از سه سالگی شروع می‌شود

«إذا بَلَغَ الغُلامُ ثَلاثَ سِنینَ، یُقالُ لَهُ: قُل لا إلهَ إلاَّ اللّه سَبْعَ مَرّاتٍ. ثُمَّ یُترَکُ حَتّى یَتِمَّ لَهُ ثَلاثُ سِنینَ و سَبعَةُ أشهُرٍ و عِشرونَ یَوما، فَیُقالُ لَهُ: قُل: «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّه» سَبعَ مَرّاتٍ. و یُترَکُ حَتّى یَتِمَّ لَهُ أربَعُ سِنینَ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ قُل: سَبعَ مَرّاتٍ: «صَلَّى اللّه ُ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِهِ». ثُمَّ یُترَکُ حَتّى یَتِمَّ لَهُ خَمسُ سِنینَ، ثُمَّ یُقالُ لَهُ: أیُّهُما یَمینُکَ و أیَّهُما شِمالُکَ؟ فَإِذا عَرَفَ ذلِکَ حُوِّلَ وَجهُهُ إلى القِبلَةِ و یُقالُ لَهُ: أسجُد. ثُمَّ یُترَکُ حَتَّى یَتِمَّ لَهُ سَبعُ سِنینَ، فَإِذا تَمَّ لَهُ سَبعُ سِنینَ قیلَ لَهُ: اغسِل وَجهَکَ و کَفّیکَ، فَإِذا غَسَلَهُما قیلَ لَهُ: صَلِّ. ثُمَّ یُترَکُ حَتّى یَتِمَّ لَهُ تِسعُ سِنینَ، فَإِذا تَمَّت لَهُ عُلِّمَ الوُضوءَ، و ضُرِبَ عَلَیهِ، و اُمِرَ بِالصَّلاةِ، و ضُرِبَ عَلَیها. فَإِذا تَعَلَّمَ الوُضوءَ وَالصَّلاةَ غَفَرَ اللّه ُعزوجل لَهُ و لِوَالِدَیهِ إن شاءَ اللّه»؛ 

چون پسر به سه سالگى رسید، باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «لا إله إلا اللّه». سپس، رهایش کنند تا سه سال و هفت ماه و بیست روز او کامل شود. سپس باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «محمد رسول اللّه»؛ و او را رها کنند تا چهار سال او تمام شود. آنگاه باید به او بگویند: هفت مرتبه بگو «صلى اللّه على محمد وآله». سپس رهایش کنند تا پنج سال او تمام شود. آنگاه از او بپرسند: دست چپ و راستت کدام است؟ اگر شناخت، باید صورتش را به سمت قبله برگردانده، به او بگویند: سجده کن. سپس، رهایش کنند تا هفت سال او تمام شود. پس وقتى هفت سال او تمام شد، باید به او بگویند: صورت و دو دستت را بشوى وقتى آن دو را شست، باید به او بگویند: نماز بخوان. سپس، رهایش کنند تا ۹ سال او تمام شود. وقتى تمام شد، وضو به او یاد داده شود و بر ترک آن، تنبیه و به نماز، امر شود و بر ترک آن، تنبیه شود. وقتى وضو و نماز را فراگرفت، خداوند، او و پدر و مادرش را مى‌آمرزد؛ إن شاء اللّه.


روش تربیتی امام باقر (ع) را در تربیت کودکانتان به کار ببرید

نیلچی‌زاده درباره این روایت می‌گوید:« از این روایت استفاده می‌شود تا سه سالگی کودک آموزش خاصی ندارد،‌ همین که بازی مشغول باشد یا شعر و هم‌خوانی داشته باشد، کفایت می‌کند، همچنین توجه داشته باشیم که مراد حضرت (ع) از رها کردن این نیست که کودک بعد از سه  سالگی به حال خودش رها شود و والدین نسبت به تربیت او بی‌تفاوت باشند، بلکه منظور امام باقر (ع) این است که والدین بیش از این به ذهن کودک فشار نیاورید. البته توجه کنید این دستور، یک دستور غالب برای کودکان است، اما اگر توانایی فرزند شما بیش از این است، در این زمینه کوتاهی نکنید و استعدادهای او را پرورش دهید.»

امام باقر(ع) در مقابل توهین یک نصرانی به مادرشان چه کردند؟

نقل است نصرانی خدمت امام باقر(ع) آمد، عمدا به جای کلمه باقر، گفت بقر. مثل همین افرادی که گاهی در فضای جامعه امروز با آن‌ها روبرو هستیم، بخوانید تا بدانید که امام باقر با این افراد چه برخوردی داشتند؟ مطمئن باشید به کارتان می‌آید!
گفته شده در شنیدن اثری هست که در دانستن نیست. با همین مبنا بود که وقتی قرار شد در آستانه سالروز شهادت امام باقر علیه السلام، در مورد گوشه‌ای از سیره و سبک زندگی امام باقر(ع) بیشتر بیاموزیم، موضوع صحبتمان شد؛ اهمیت زود از کوره در نرفتن، تند مزاج نبودن و زود عصبانی نشدن. در این گزارش حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»، با توضیح چند شاهد رفتاری از سبک زندگی امام باقر(ع) در رابطه با این موضوع و نیز دکتر شیرازی، با ارائه چند راهکار عملی برای تبعیت و پیروی از امام باقر در این زمینه، موضوع مورد اشاره را روشن‌تر می‌کنند. 


حجت الاسلام «محمد هادی هدایت»؛ دکتری کلام امامیه- شاگرد  آیت الله اراکی

*استخراج تمام دین فقط از یک کلمه

بارها شنیده‌ایم که باقر به معنای به عمق رسیدن، باز شدن و شکافتن هست و امام باقر را از آن جهت باقرالعلوم می‌گویند که در واقع به واسطه استنباط کردن و باز کردن دامنه علوم، علم را توسعه می‌دادند. اما حجت الاسلام هدایت؛ استاد سطح عالی حوزه، در مورد باقرالعلوم بودن امام، یک مثال قابل توجه می‌زند و می‌گوید: «استاد محمد ابو زهره الازهر، استاد دانشگاه الازهر در کتابش در مورد امام باقر می‌گوید؛ مردم از سراسر دنیا خدمت امام باقر می‌رسیدند و علوم را از ایشان دریافت می‌کردند. از امام علی(ع) تا امام حسن عسکری، مجموعه روایاتی که به دست ما رسیده است ۶۰ هزار روایت است، و این در حالی است که امام باقر فقط به یکی از شاگردانش به نام محمدبن مسلم ۴۵هزار روایت و به شاگرد دیگری به نام زراره ۳۰ هزار روایت یاد دادند.

عده‌ای از فلسطین آمدند نزد امام باقر و در مورد مسائلی از حضرت سوال کردند، بعد در مورد کلمه «صمد» در الله الصمد از امام سوال کردند. حضرت فرمود‌: ای کاش کسی بود که من علوم را به او می‌گفتم و همه دین را، توحید، اسلام، ایمان و همه احکام را از همین کلمه «صمد» برایش توضیح می‌دادم. یعنی من کلمه صمد را می‌شکافتم، باز می‌کردم و همه علوم را همین کلمه صمد در الله الصمد برای این افراد بیان می‌کردم. یعنی امام باقر ما این قدرت را دارد که از یک کلمه قرآنی، یک کلمه توحیدی، همه دین را، همه احکام را، همه زیبایی‌ها را استخراج کند. »


امام محمد باقر (ع) در قبرستان بقیع کنار مرقد پدرش امام سجاد (ع) و عموی پدرش حسن بن علی (ع) تدفین شده است

*مسلمان شدن یک نصرانی؛ نتیجه حفظ آرامش در انتقال دین

حجت الاسلام هدایت در ادامه صحبت‌هایشان با بیان اینکه امام باقر در برابر هر گونه سوال و شبهه و کلامی، آرامشی پر از علم و دانش و یک بیان استدلالی دارند. می‌گوید: «این خیلی مهم است، چون ما در جامعه گاهی با جریانات و افراد و فضاهایی روبرو می‌شویم که از شدت بی‌منطقی، از شدت ندانستن یا جهالت پرخاشگری می‌کنند. نقل است که یک نفر نصرانی خدمت امام باقر آمد، عمدا به امام باقر به جای کلمه باقر، گفت بقر. مثل همین افرادی که گاهی در فضای جامعه امروز با آن‌ها روبرو هستیم، انسان‌های ناسزاگو و بد زبان و فحاش که به قولی تیکه می‌اندازند به فرد مقابلشان.

حالا امام باقر وقتی شنیدند که آن فرد به جای باقر به معنای شکافنده‌ علوم از کلمه بقر به معنای گاو استفاده کردند چکار کردند؟ بدون عصبانیت و تندی، آرام و منطقی منطقی گفتند: «لا، بَل اَنَاالباقر.» همین! یعنی نه من باقر هستم. این فرد ناامید شد که از این طریق بتواند حضرت را عصبانی کند. بعد به مادر حضرت ناسزا گفت: «انتَ اِبنُ الطَباخه». یعنی تو فرزند کسی هستی که آشپز هست. حضرت آرام فرمود: «ذاک حِرفَتُها». این شغل مادرم بود، این که جرم نیست، کار مادرم بود. خانه داری و تربیت فرزند و خدمت به همسر محور رفتار مادرم بود. این که جرم نیست.

از این راه هم نا امید شد که بتواند حضرت را نا امید کند. زین پس به حرف‌های خیلی زشت و بسیار ناسزا روی آورد. گفت: «انت ابنُ السَّوداءِ الزنجیّهُ البذِیّهُ.» یعنی تو فرزند خانمی هستی که چهره سیاه دارد و از قبیله زنجی هست یعنی آفریقایی هست و بی‌حیاست. امام باقر فرمودند: «اِن کنتَ صَدَقتَ غَفَراللهُ لَها، وَ اِن کُنتَ… غَفَراللهُ لَک.» یعنی اگر تو راست می‌گویی و مادر من این خصوصیات را دارد خداوند از گناهان مادر من بگذرد و اگر تو دروغ می‌گویی خداوند از گناهان تو بگذرد و تو را ببخشد.

خب، حالا ببینید نتیجه این آرامش در بیان و حوصله کردن و تندی نکردن امام با فرد نصرانی چی شد؟ «فَاَسلَمَ نَصرانی» یعنی همون لحظه نصرانی مسلمان شد. عزیزان یک تاملی کنید ببینید به امام معصوم توهین کردند، ناسزا گفتند، به مادر حضرت تهمت زدند، اما دقت کنید امام چگونه برخورد کردند. اما واقعا ما گاهی با تند مزاجی و زود عصبانی شدنمان آبروی دین را می‌بریم. در ماجرای مورچه‌ها و حضرت سلیمان، وقتی که مورچه به حضرت سلیمان گفت: شما باریک بین نیستید و نمی‌توانید ما را درک کنید، عکس العمل حضرت سلیمان چه بود؟ فَتَبَسَّمَ ضاحِکا. یعنی سلیمان تبسم کرد، خندید. یعنی مورچه به پیغمبر خدا به اصطلاح گفت: بی‌شعورید (لا یشعرون) اما سلیمان تند و عصبانی نشد، چون مومن هست، عاقل هست.»

*بیان دندان‌شکن امام باقرِ ۵ساله در حضور یزید

حجت الاسلام هدایت ماجرای بیان مستدل و دندان‌شکن امام باقر در سن پنج سالگی در حضور یزید را این گونه توضیح می‌دهد: «در کتاب الوصیة مسعودی آمده است که یزید با اطرافیانش در مورد اسرا مشورت می‌کند، آنان می‌گویند: همه را بکش! اینجا امام باقر شروع به صحبت می‌کند و بعد از حمد و ثناء الهی به یزید خطاب می‌کند: سفارش اطرافیانت بر خلاف سفارش اطرافیان فرعون در کار موسی و هارون است، زیرا آنان در مشورت گفتند به آن دو مهلت بده. ولی اینان کشتن ما را به تو سفارش کردند، و این هم علتی دارد! یزید گفت: علتش چیست؟ حضرت که فقط پنج سال داشت فرمود: آنان حلال زاده بودند و اینان حرام زاده؛ چون پیامبران و فرزندانشان را جز حرام‌زادگان نمی‌کشند! یزید در مقابل این استدالل کودک یک لحظه درمانده می‌شود و جوابی ندارد جز اینکه مدتی در فکر فرو می‌رود و بعد هم دستور می‌دهد با بردن آنان از مجلس، مجلس را تمام کنند.»

* سه راهکار برای کنترل عصبانیت و تندمزاجی در برابر افراد و جریانات مخالف و ناخوشایند

روزهای پر شور و پر تکاپوی دانشجویی بود؛ در یک دوره فرهنگی مهم در مشهد مقدس شرکت کرده بودیم. دوره‌ای که رعایت نظم در آن اهمیت ویژه‌ای داشت، آن قدر مهم بود که دیر حاضر شدن در کلاس‌هایش، انگار بی‌حرمتی بزرگی به کلاس و استاد به چشم می‌آمد. آن روز بنا به دلیلی با دوستم دیر به کلاس رسیدیم، خیلی دیر، آن قدر که تصور مبهم برخورد استاد  با دیر آمدنمان، وسوسه‌مان می‌کرد که کلا قید آن کلاس را بزنیم. اما رفتیم. استاد یک نگاهی به ساعت انداخت و یک نگاهی به ما و با لحنی آرام و محترم گفت: «ما زِیاران، چشمِ یاری داشتیم، بفرمایید.» همین! آن قدر شیرینی این تذکر محترمانه به جانمان نشست که باقی روزهای دوره، جزء اولین کسانی بودیم که در کلاس آن استاد، مشتاقانه حاضر می‌شدیم. 


دکتر «علی شیرازی»؛ دکتری اندیشه سیاسی در اسلام، ایران و غرب از دانشگاه تهران

حالا برای گفت‌وگو در مورد راهکارهایی برای الگوگیری از امام باقر(ع) در خصوص زود عصبانی نشدن و از کوره در نرفتن در مقابل افراد و جریانات ناخوشایندمان، به سراغ همان استاد رفته‌ایم و می‌پرسیم چه کنیم تا ما هم بتوانیم با تبعیت از امام باقر، با کوچکترین مورد ناخوشایندمان به هم نریزیم و اوقات تلخی راه نیندازیم؟ دکتر «علی شیرازی»؛ دکتری اندیشه سیاسی در اسلام، ایران و غرب می‌گوید: «یکی از راهکارهای کنترل عصبانیت و تندی، خصوصا در برابر افراد بدگو و مخالف، ایجاد آمادگی قبلی در خود انسان هست. ما عموما زود رنجیم، زودرنجی معمولا انسان‌ها را به سمت گمراهی می‌برد، خیلی زود اوقاتمان تلخ می‌شود، خیلی زود به ما برمی‌خورد وقتی که می‌بینیم با نظر ما مخالفت می‌شود و یا آنچه که مورد انتظار ما بود پیش نیامد.

ریشه‌ این زودرنجی در منیّت هست. باید روی این زود رنجی‌مان کار کنیم. راهش هم این است که «هی برنجیم و هی ادای آن‌هایی که نرنجیدند را در بیاوریم برای خدا». یعنی تا رنجیدیم زود تقابل نکنیم، چهار تا چهار تا جواب ندهیم، مقابله به مثل نکنیم. البته نه اینکه نگه‌داریم توی دلمان و بگوییم حالا بالاخره یک جا تلافی‌اش را در می‌آورم. این دیگر خیلی بدتر است. مثلا شما اگر بدانید قرار است سفری بروید با هتل چهار ستاره و هواپیما و همه جور امکانات، یک جور انتظار دارید و اگر هم بنا باشد بروید سفر اربعین که می‌دانید خستگی دارد، تشنگی دارد، گرما دارد، تاول زدن پا دارد، معطلی دارد، آن را هم یک جور دیگری انتظار دارید.

بنابراین ما اگر از اول انتظارمان را در مواجهه با دیگران از هتل چهار ستاره بیاوریم در حد مسافرتی مثل سفر اربعین، و در واقع آمادگی قبلی را در خودمان ایجاد کنیم، آن وقت اگر حرف بی‌ربط و ناخوشایند هم شنیدیم به هم نمی‌ریزیم. به یکی از بزرگان گفتند فلانی می‌خواهد بیاید به دیدن شما، ایشان گفته بودند بگویید بیاید. گفته بودند آخه طرف از مخالفان شماست و اگر بیاید بدو بیراه می‌گوید، ایشان گفته بودند: «خب ما هم بد و بیراه می‌شنویم». بنابراین وقتی انتظار این باشد سعه صدر انسان بالا می‌رود.  البته شرط همه‌اش هم این است که برای خدا باشد.»

*مشو غافل زِ تنبیه و زِ تمرین/گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را عقب می‌اندازد!

دکتر شیرازی با تاکید بر تمرین و تنبیه در این زمینه، ادامه می‌دهد: « در این رابطه دو راه اساسی و کلیدی هم پیشنهاد می‌شود. «مشو غافل زِ تنبیه و زِ تمرین/ که مفتاحی نباشد بهتر از این». یعنی مرتب تمرین کنیم و مرتب خودمان را تنبیه کنیم. مثلا بگوییم هر بار که در مواجهه با فرزند یا همسر یا افراد جامعه اوقات تلخی راه انداختم، عصبانی شدم و از کوره در رفتم، باید یک روز روزه حتی بی‌سحری در تابستان بگیرم. چند بار که خودمان، خودمان را جریمه کردیم، کم کم به این راحتی‌ها اوقاتمان تلخ نمی‌شود، سریع به هم نمی‌ریزیم، زود عصبانی نمی‌شویم و تندی نمی‌کنیم. در واقع باید تمرین و تنبیه داشت برای رهایی از این بلای خانمان سوز بشریت و بهترین مستمسک .شیطان یعنی غضب و عصبانیت. تعبیر استاد از عصبانیت به عنوان بلای خانمان سوز بشریت، این جمله از علامه طباطبایی را در ذهن زنده می‌کند: «گاهی یک عصبانیت، بیست سال انسان را عقب می‌اندازد!»