اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

 قبل‌ترها، همه‌چیز محدود به مکانی برای جمع شدن شرط‌بندان بود؛ شرط بر سر برد و باخت مسابقه، شرط‌های سیاسی و شرط‌بندی بر سر بازی! اما حالا دیگر همه‌چیز فرق کرده است. پای قمار و شرط‌بندی به سایت‌ها و صفحات مجازی رسیده و شرایط برای درگیر شدن در چنین ماجرایی، از آنچه بود، آسانتر شده است. یک گوشی تلفن دست شان می‌گیرند و خیال می‌کنند قرار است در عرض چند دقیقه میلیاردر شوند. اما به دور از اینکه چه کسانی پولدارتر می‌شوند و چه کسانی ندارتر، این‌بار می‌خواهیم از ابعاد اجتماعی و خانوادگی چنین جریانی بگوییم؛ شرط‌بندی‌های که به معنای واقعی، خانمان برانداز شده‌اند. 

به قیمت برنده بودن

راستش را بخواهید همه چیز قابل حدس و پیش‌بینی است؛ اینکه وقتی سرحال و خوشحال به خانه می‌آیند، به هر خواهشی بله می‌گویند و با روی خوش با همه افراد خانواده رفتار می‌کنند، یعنی بازی، مسابقه و یا شرط را برده‌اند و حالا حسابی سر کیف هستند. یک کیف موقت و توخالی .اما خدا نکند در دور بعدی بازی‌ها، آنچه که می‌خواستند نشود؛ آن‌وقت است که کیف‌شان حسابی ناکوک می‌شود. این رایج‌ترین حال و احوال کسانی است که خوب و بد حالشان، به برد و باخت شرط‌بندی‌شان بستگی دارد؛ موضوعی که قریب به اتفاقات افرادی که با آن‌ها معاشرت دارند، آن را تایید می‌کنند.

می‌گوید شرط کوچک و بزرگ ندارد؛ هر کسی که شرطی را ببازد، از کمترین تا بیشترین، ساعت‌ها بعد از برد و باختش، حال متفاوتی از همیشه دارد. یا خیلی خوشحال است و با همه به خوبی رفتار می‌کند یا اینکه باخته و همش در فکر و خیال است که دفعه بعدی چطور پیش برود که بازنده نباشد. این را همسر یکی از کسانی که معتاد به بازی‌های گروهی مثل مافیا است می‌گوید:« می‌دانید؟ خیلی بحث پول این میان نیست. برای همسر من، هرچه هست، تفریح و سرگرمی است اما همین سرگرمی هم می‌تواند خواب و خوراک را از آدم بگیرد. اینکه همه فکر و ذکر و زندگی‌اش، بردن در این بازی شود.» می‌گوید همه وقت‌های خالی‌اش را قرار بازی می‌گذارد؛ زمان حضورش در خانه هم، مدام از توانایی‌هایش در شکست حریف و بردن بازی تعریف می‌کند:« خلاصه اینکه همه زندگی‌مان شده است راه و روش بردن و دور زدن مسیرهای منهتی به شکست!»  مدام فیلم بازی‌های خارجی را دانلود می‌کند تا از راه و روش آن‌ها در بازی استفاده کند؛ انگار دیگر کار از یک بازی ساده گذشته است. آن‌ها آموزش می‌بینند که بتوانند برنده شوند:« قدیم‌ترها می‌گفتند برد و باخت مهم نیست؛ اصل بازی مهمه. ولی انگار حالا فقط برای بردن بازی می‌کنند.» همین شوق و یا اعتیاد به برنده شدن و همیشه برنده بودن هم همه‌چیز را خراب می‌کند؛ حتی روابط خانوادگی‌اش را. 

فوتبال ببین، پولدار شو

عرشیا شانزده ساله است و عاشق فوتبال؛ تیم ایرانی و خارجی هم برایش فرقی ندارد:« پسر ما بیشتر از اینکه خودش به زمین بازی برود و فوتبال بازی کند؛ می‌نشیند مسابقات فوتبال را می‌بیند و سر برد و باخت تیم‌ها، با دوستانش شرط‌بندی می‌کند. البته حالا چند وقتی هست که کار از شرط‌بندی‌های حضوری و دوستانه گذشته و پایش به سایت‌های پیش‌بینی و شرط‌بندی باز شده است.» این را پدر عرشیا می‌گوید که مدت‌ها است با درخواست‌های مکرر عرشیا برای قرض گرفتن پول روبرو می‌شود؛ پول‌هایی که گاهی از دست می‌روند و گاهی هم برمی‌گردند، یا خودش یا چند برابرش:« کم پیش نیامده که برنده شرط‌بندی شده باشد اما اینکه شب و روزش تحلیل مسابقات شده و فقط به بردن شرط فکر می‌کند، نظم و هدف  زندگی‌اش را بر هم زده و دیگر خیلی به درس و مشقش توجهی ندارد.» اینطور که معلوم است، انگار که زیان‌های مالی، در مرحله دوم و سوم به بعد قرار می‌گیرد. در واقع آن‌چیزی که شرط‌بندی را بیشتر از هرچیزی بد جلوه می‌دهد، اعتیاد و وابستگی به آن است؛ خدانکند که چندباری هم شانس با فرد یار باشد و برنده شود. دیگر چه کسی می‌تواند مانع حضور افسارگسیخته‌اش در چنین جریان پرریسک و اعتیادآوری شود؟   

اعتیاد به شرط‌بندی، با زندگی چه می‌کند؟

وقتی که هدر می‌رود؛ پولی که ماندنی نیست!

وقت و پول؛ این دو، اصلی‌ترین دارایی‌هایی هستند که افراد برای شرکت درشرط بندی وسط می‌گذارند و اصلا تضمینی هم برای بازگشتشان وجود ندارد. غفور شیخی، جامعه شناس، شرط‌بندی را یکی از رایج‌ترین اعتیادهای این روزها می‌داند و معتقد است که می‌تواند به اندازه اعتیاد به مواد مخدر، نگران‌کننده باشد:« بسیاری از خانواده‌ها، تنها نگرانی‌شان از عضو جوان و نوجوان خانواده‌شان نسبت به اعتیاد، مصرف و اعتیاد آن‌ها به مواد مخدر است، در حالی که اعتیاد به مسائل جنسی و اعتیاد به شرط‌بندی، جدیدترین نوع خطرات برای اعضای جوان خانواده‌های ایرانی است.» جوان‌هایی که اگر ببازند، خلق‌شان تنگ می‌شود و به قول شاعر، میل سخنی با هیچ‌کس ندارند:« روزهای اول کمتر خطر می‌کنند؛ مثل مواد مخدر که کم و تفریحی می‌کشند. اما از یک‌جایی به بعد، دل و جرئت بیشتری پیدا می‌کنند. آن‌وقت است که بیشترین دارایی‌هایشان را وسط میدان می‌گذارند. اگر ببازند، امید و انگیزه‌شان به زندگی و آینده کم می‌شود و غصه پول از دست رفته‌شان را می‌خورند و اگر هم ببرند که اعتماد به نفس کاذب می‌گیرند و نسبت به افراد خانواده و جامعه، رفتار درستی نخواهند داشت.» شیخی می‌گوید ممکن است دیگر پدر و مادرشان را قبول نداشته باشند و نسبت به خواهر و برادرهایشان هم احساس بالا به پایینی داشته باشند. آن‌ها نه‌تنها پولدار نمی‌شوند که حتی دارایی‌های درونی و شخصیتی‌شان را هم از دست می‌دهند. 

 هر چه پیشتر می رود احتیاطش کمتر می شود

قرار است پولشان دو برابر و سه برابر و چند برابر شود؛ اولش هم می‌شود. همین هم معتادشان می‌کند به ادامه دادن! اما در ادامه ماجرا، ورق برمی‌گردد؛ این تجربه مشترکی از همسران این افراد که روزهای سختی را گذرانده‌اند است:« روزهای اول همه‌چی خوب بود؛ با احتیاط پیش می‌رفت و حد و حدود خودش را نگه می‌داشت اما کم‌کم به ریسک‌های بزرگ روی آورد.» این را قریب به اتفاق همسرانی می‌گویند که روزهای خوشی و ناخوشی شوهرشان در برد و باخت شرط‌بندی‌هایشان را دیده‌اند:« همین ریسک کردن‌هایش هم باعث می‌شد یک روزهایی خیلی داشته باشیم و یک روزهایی حتی توانایی خرید یک کیلو میوه را هم نداشته باشیم.»  اما انگار کنار گذاشتن شغل و غرق چنین درآمدی شدن، از بدیهی‌ترین تبعات گیر افتادن در چاله شرط‌بندی است:« دیگر سرکار نمی‌رفت؛ می‌گفت حقوق یک ماهم را اینجا یک روزه بدست می‌آورم.» راست هم می‌گویند؛ اولش هزار تومان‌شان می‌شود صد هزار تومان اما گاهی پنجاه میلیون‌شان صفر می‌شود:« خب وقتی پنجاه میلیون از دارایی خانواده‌مان را از دست می‌دهیم، همه‌چیز به هم می ریزد.اعتماد ها کم می شود و جایش را به غرولند های دائمی می دهد .در این شرایط دیگر صمیمیتی باقی نمی ماند و زوج ها کم کم از هم فاصله می گیرند.بدترین اتفاقی که ممکن است در یک زندگی مشترک بیفتد.»

این اعتیاد را جدی بگیرید

مشاوران و زوج درمان ها راهکارهای مختلفی برای ترک اعتیاد های رفتاری دارند .بسیاری از آن ها برای ترک رفتارهایی که زندگی مشترک را تهدید می کنند درمان مرحله ای را پیشنهاد می کنند .اما در مورد شرط بندی انگار همه چیز متفاوت است .«زهرا اعرابی »کارشناس و مشاور خانواده در این باره می گوید این اعتیاد درمان مرحله ای ندارد :« مسئله جدی در باره شرط بندی این است که گاهی میزان ریسک پذیری در آن به حدی می رسد که تمام ارکان خانواده را تهدید می کند.وقتی کسی اعتیاد به مواد مخدر دارد ممکن است آرام آرام و به اندازه ای که مواد مصرفی روزانه اش تامین شود اقدام به فروش لوازم خانه ،قرض گرفتن و خرج پس انداز کند اما بارها دیده ایم در یک شرط بندی با میزان ریسک بسیار بالایی یک خانواده به خاطر سهل انگاری کسی که معتاد شرط بندی شده ناگهان تا بن دندان مقروض شده و تمام دارایی خود را از دست داده است .یعنی مرحله ای در کار نبوده و این اتفاق ممکن است هر لحظه امکانات بدیهی و ابتدایی برای یک زندگی مشترک را از بین ببرد.بنابراین لازم و ضروری است که این اعتیاد جدی گرفته شود و به سرعت مورد درمان قرار بگیرد.»

شما فقط پول نمی بازید

تصور بسیاری از ما این است که هنگام شرط بندی کسی که بازنده می شود تنها دارایی مادی اش را از دست می دهد اما این کارشناس امور خانواده نظر دیگری دارد:«فرد بازنده مدام از اطرافیانش سرکوفت می شوند.تشنه بردن است برای همین در قمار بعدی سرمایه بیشتری را وسط می گذارد.با هر بار بازنده شدن میزان اضطراب او تشدید می شود .کم کم اعتماد بین زوج ها از بین می رود .استرس و نگرانی بین اعضای این خانواده ها حالتی مسری پیدا می کند.حتا در صورت بردن هم باز نگرانی از باخت بعدی وجود دارد.پس بنابراین در شرط بندی فرد بازنده تنها مادیات را نمی بازد بلکه چیزهای ارزشمندی مثل اعتماد دیگران و آرامش و مورد احترام بودن در بین اعضای خانواده و اطرافیانش را نیز از دست می دهد.»اعرابی می گوید این افراد باید مورد مشاوره قرار بگیرند:«شیرینی برد ها تلخی باخت ها را به طور موقت از بین می برد اما همان طور که اشاره شد شرط بندی یک تهدید تمام عیار است و این افراد باید آن را کنار بگذارند.برای این کار افراد خانواده صلاحیت مشورت دادن را ندارند و حتما این افراد به دلیل اضطراب بالایی که دارند حتما باید در جلسات مشاوره حضور داشته باشند تا برای شان روشن شود در چه نوع گرفتاری دست و پا می زنند و ممکن است چه عاقبتی در انتظار آن ها باشد.شرط بندی باید به شکل یک تهدید به آن ها معرفی شود و تنها روانشناسان مجرب هستند که می توانند این بازبینی را به صورت عقلانی و منطقی برای این افراد ایجاد کنند.»

نصایح ماندگار پیامبر برای زن و شوهرها

وقتی ‌حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) و امیرالمومنین(علیه‌السلام) با همدیگه ازدواج کردن، پیامبر اکرم(صل‌الله‌علیه‌و‌آله) با سفارش و توصیه بدرقه‌شون کردن، نصیحت‌هایی که تو دنیای امروز برای زوج‌ها می‌تونه حسابی کاربردی باشه

سبک زندگی امام رضا (ع) در ارتباط با خانواده

سبک زندگی امام رضا (ع) در ارتباط با خانواده

تابناک/ یکی از وجوه سبک زندگی اهل بیت (ع) رفتار آنان با خانواده به معنای همسر و فرزندان و پدر و مادر و نوع تعامل آنان با اهل خانه است. در این نوشتار با اشاره به روایاتی از حضرت رضا (ع) به دنبال یافتن سبک زندگی حضرت در رابطه با خانواده هستیم. 
یکی از وجوه سبک زندگی اهل بیت (ع) رفتار آنان با خانواده به معنای همسر و فرزندان و پدر و مادر و نوع تعامل آنان با اهل خانه است. در این نوشتار با اشاره به روایاتی از حضرت رضا (ع) به دنبال یافتن سبک زندگی حضرت در رابطه با خانواده هستیم. 
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در سال 183 ه.ق. به امامت رسید. امام تا سال 201 ه.ق. در مدینه بود. در رمضان آن سال وارد مرو شده و به اجبار ولایت عهدی مأمون را پذیرفت. بر خلاف انتظار مأمون روز به روز محبوبیت امام در دلها فزونی می یافت. لذا تصمیم به قتل آن حضرت گرفت. آن حضرت در سن 55 سالگی، آخر صفر سال 203 ه.ق. به شهادت رسید و در طوس به خاک سپرده شد.
یکی از وجوه سبک زندگی اهل بیت (ع) رفتار آنان با خانواده به معنای همسر و فرزندان و پدر و مادر و نوع تعامل آنان با اهل خانه است. در این نوشتار با اشاره به روایاتی از حضرت رضا (ع) به دنبال یافتن سبک زندگی حضرت در رابطه با خانواده هستیم.
 

حسن رفتار در خانواده

خانواده کانونی است که هر چه با صفا و گرم تر باشد، زندگی شیرین تر و توفیقات انسان بیشتر خواهد شد. از این رو امام رضا(ع) در اشاره به اهمیت این کانون، به بیان برخی از عواملی که در صفا و گرما بخشیدن به کانون خانواده مؤثر است، می پردازند.

آن حضرت در سخنی نورانی از قول رسول خدا، هم به حسن رفتار در خانواده توصیه کرده و هم از نوع رفتار ایشان با همسرشان خبر داده و می فرمایند: قَالَ رَسُولُ اللَّه (ص): أَحْسَنُ النَّاسِ إِیمَاناً أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَلْطَفُهُمْ بِأَهْلِهِ وَ أَنَا أَلْطَفُکمْ بِأَهْلِی؛(عیون اخبارالرضا: ج2، ص 38) رسول خدا (ص) فرمودند: کسی که ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیکوتر و به خانواده اش مهربان تر است و من نسبت به خانواده خود، مهربان ترم.

ایشان در فرمایش دیگری از قول رسول خدا (ص) می فرمایند: أَقْرَبُکمْ مِنِّی مَجْلِساً یوْمَ الْقِیامَةِ أَحْسَنُکمْ خُلُقاً وَ خَیرُکمْ لِأَهْلِهِ؛ (همان) نزدیک ترین شما به من در روز قیامت کسی است که خوش خلق تر باشد و برای خانواده خود بهترین باشد.

بنابراین یکی از اصول اولیه که لازم است هر مسلمان به کار گیرد، خوش خلقی در جامعه و مهربانی و رأفت با خانواده است.

 

خودآرایی در خانه

نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، بایستگی آراستگی و خودآرایی مردان در خانواده است؛ یعنی همان طور که مردان، از همسران خود توقع دارند تا خود را برای آنان بیارایند، آنها نیز باید در حد معمول، به ظاهر خود برسند و برای ایجاد محبت در همسر، خود را بیارایند.

این دستور دینی و انسانی و عملی ساختن آن را از بزرگواری چون امام رضا(ع)بیاموزیم که آراستگی در منزل را، نه برای خود که برای خانواده و برای تربیت درست، امری بایسته می دانستند.

حسن بن جَهْم می گوید: نزد امام رضا (ع) رفتم و او موهایش را رنگ سیاه زده بود، گفتم: فدایت شوم، با رنگ سیاه موهایت را رنگ کردی؟ فرمود: در رنگ آمیزی مو پاداش است. رنگ کردن موی و آمادگی (با آراستن ظاهر) از چیزهایی است که پاکدامنی زنان را افزون می سازد، زنان پاکدامنی ها را رها کردند چون همسرانشان خود را برای ایشان آماده نکردند. (بحارالانوار: ج 73، ص100)

آن حضرت در حدیثی دیگر به نقل از پدران خود، نزدیک به همین مضمون فرمودند: «زنان بنی اسرائیل از عفت و پاکی دست برداشتند و این مسئله هیچ سببی نداشت جز آن که شوهرانشان، خود را نمی آراستند». سپس افزود: «زن نیز از مرد همان را انتظار دارد که مرد از او دارد». (همان:147)

از این احادیث و دیگر آموزه های اسلامی استفاده می شود که حقوق زن و مرد در خانواده باید دو سویه باشد و هرکدام با دیگری باید رابطه ای درست و انسانی داشته باشد. آراستگی و خودآرایی و پرهیز از ژولیدگی، از جمله این حقوق است که اگر به درستی صورت پذیرد طرفین را به زندگی زناشویی دلگرم می کند و آرامش لازم را به ارمغان خواهد آورد.

اما امروز مردان و برخی زنان که به دلیل مشکلات اقتصادی در خارج از منزل کار می کنند، چنان غرق کار می شوند که وقتی به منزل باز می گردند، نه نشاط روحی دارند و نه احساسی باقی مانده است که بخواهند به همسر خود ابراز احساسات کنند. اینجاست که زندگی مشترک رو به خمودگی می رود و خانه برای زن و شوهر، به زندانی مخوف تبدیل می شود که درصدد فرار از آن برمی آیند. این فرار، گاه با ترک منزل و گاه با ترک زندگی مشترک حاصل می شود.

 

امنیت روانی و اطمینان قلبی

وقتی آرایش و پیرایش برای یکدیگر صورت گیرد، علاوه بر ایجاد روابط پسندیده اخلاقی و روانی و ازدیاد عواطف قلبی، موجبات اطمینان زوجین نسبت به هم را پدید می آورد. اینجاستکه نه زن به مردی غیر از شوی خویش نظر خواهد داشت و نه مردی نسبت به زن دیگریمی اندیشد و امنیتی که از این رفتار متقابل به دست می آید همه ابعاد زندگی زن و مرد را تحت پوشش قرار می دهد و هرگونه بدبینی و بی اطمینانی در روابط خانوادگی را محو می کند.

بدین گونه پایه های نظام خانواده بر اساس حُسن روابط و سلامت روحی استوار خواهد شد و این همان است که قرآن می فرماید: «هُنّ لباسٌ لَکُمْ و انتم لباسٌ لَهُنّ»؛ (بقره / 178)یعنی هر کدام حافظ امنیت دیگری و مایه زینت و افتخار همسر می گردد.

کلینی در فروع کافی حدیثی را بدین مضمون از امام رضا(ع) نقل می کند: عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا (ع) قَال: مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَیراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ وَ إِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِی نَفْسِهَا وَ مَالِه؛ (کافی: ج5، ص 327) هیچ فایده ای به کسی نمی رسد بهتر از اینکه برایش بانویی باشد که نگاه کردن به او و مصاحبت با او موجب شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانت دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است.

از آنجا که مسئولیت امنیت روانی خانواده برعهده زن است و کلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی به دست اوست، اسلام از زن انتظاری متناسب با این جایگاه دارد و در واقع چون سعادت و شقاوت خانواده به بانوی خانه وابسته است، در روایات ائمه هدی بالاترین زینت و نهایت سعادت برای مرد، برخورداری از همسری شایسته، معرفی شده است.

 

ابراز محبت و ایجاد مودت

اصل محبت را خداوند در قلب زن و شوهر قرار می دهد و بر آنان است که این نعمت باطنی و حالت قلبی را که موجب آرامش زندگی و صفا و پاکی است به وسیله جانبداری از هم، گذشت و فداکاری، خوش اخلاقی، توقع در اندازه و ظرفیت لازم، حفظ شئون و شخصیت طرفین و اجتناب از بگو مگوهای بیهوده حفظ کنند و از عواملی که به محبت و عاطفه خلل وارد می کند بپرهیزند؛ زیرا تبدیل این عاطفه و شوق به کینه و نفرت و بغض در صورتی که ملاک شرعی و عقلی در کار نباشد مبدل کردن نعمت به نقمت و بلاست و خود نوعی ناسپاسی به شمار می آید.

البته به فرمایش حضرت امام رضا(ع) دل ها را رغبت و نفرت و نشاط و سستی می باشد؛ هنگامی که دل، میل و اقبال می کند بینش و ادراک دارد و زمانی که بی میل است افسرده و ناتوان می باشد. از این رویهنگامی که درون با نشاط توأم می باشد باید دل ها را به کار گرفت و زمانی که حالت سستی و رخوت دارد باید آن را رها کرد تا توان و آرامش خود را بازیابد.

زن و شوهر در روابط عاطفی با یکدیگر باید این بیان گُهربار امام رضا(ع) را در نظر گیرند که می فرمایند: «اگر مؤمنی خشمگین شود عصبانیت، وی را از طریق حق بیرون نمی برد و اگر شادمانییابد این خرسندی وی را دچار باطل نمی سازد و چون به اقتداری می رسد بیشتر از آنچه حق دارد، نمی گیرد». (فقه الرضا: ص14)

حضرت امام رضا(ع) در سیره عملی خویش در جهت تقویت عواطف و تکریم شخصیت حاضران در خانه و در جمع معاشران این گونه بودند. ابراهیم بن عباس می گوید: هرگز شخصیتی برتر از امام رضا(ع) ندیدم، هرگز پای خویش را در مقابل همنشین خویش دراز نمی کرد و پیش از او تکیه نمی داد. به خدمتگزاران دشنام نمی گفت، صدایش به خنده بلند نمی شد و همواره با غلامان و زیردستان خود کنار سفره غذا می نشست. (عیون اخبار الرضا: ج2، ص 427)

روابط از سرچشمه ای عالی و پاکیزه متأثرند که در آن هر دو طرف در زندگی مشترک به عاطفه و محبت وابسته اند. عطوفتی که یک احساس ناگهانی و زودگذر نبوده و بر ارزش های والا و خردهای مقدس استوار است؛ زیرا عواطف ناگهانی و هیجانی در برابر امیال و هواهای متضاد تاب مقاومت ندارد و به سرعت رنگ می بازد.

 

گشایش برای اهل خانه

تأمین معاش حلال و فراهم بودن امکانات زندگی برای اهل خانه در ایجاد آرامش و افزایش صمیمیت دخالت مهمی دارد. امام علی بن موسی الرضا(ع) فرموده اند: مَنْ أَصْبَحَ مُعَافًی فِی بَدَنِهِ مُخَلًّی فِی سَرْبِهِ عِنْدَهُ قُوتُ یوْمِهِ فَکأَنَّمَا حِیزَتْ لَهُ الدُّنْیا؛ (من لایحضره الفقیه، ج4، ص 419) هر کس صبح کند در حالی که تنش سالم و خاطرش آسوده و معاشش تأمین باشد از مواهب یک زندگی مطلوب و آرام برخوردار است.

امام رضا(ع) در روایتی دیگر از پیروان خود می خواهد برای ایجاد گشایش در زندگی و رفاه اهل خانه بکوشند: «صاحبُ النّعمةِ یَجِبُ انْ یُوَسّع علی عیالهِ؛ افرادی که از نعمتی برخوردارند باید بر زن و فرزند خود گشایش دهند)»مجلسی، بحارالانوار: ج 75، ص 335)

حکمت این تأکید آن است که اهتمام و تکاپو در این خصوص اثری مهم در پیوند عاطفی اعضای خانواده دارد و روابط محبت آمیزافراد خانه را تحکیم و قوت می بخشد.

در فرهنگ اهل بیت (ع) یکی از نشانه های سعادت انسان این است که بتواند به وضع خانواده خود رسیدگی کند. در این باره نیز هشتمین ستاره درخشان آسمان امامت چنین گوهر افشانی کرده اند:

ینْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یوَسِّعَ عَلَی عِیالِهِ لِئَلَّا یتَمَنَّوْا مَوْتَه؛ (من لایحضره الفقیه: ج2، ص 68)

شایسته است مرد بر اهل خانه (از لحاظ مخارج زندگی) گشاده دستی کند تا آنان مرگ او را از خداوند درخواست نکنند.

البته گشاده دستی موجب نمی شود آدمی از اعتدال، قناعت و کسب رزق حلال دوری گزیند. حضرت امام رضا(ع) در این باره تأکیدکرده اند: مَنْ رَضِی مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْقَلِیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِی اللَّهُ مِنْهُ بِالْقَلِیلِ مِنَ الْعَمَلِ؛(بحارالانوار: ج 75، ص 353) هرکس در مقابل روزی اندک از خداوند متعال راضی باشد، خداوند نیز در مقابل عمل اندک او از وی راضی خواهد شد.
 

مهرورزی به زن و دختر

یکی از دستورات مؤکد اسلام، عطوفت و مهربانی بیشتر نسبت به زن و دختر است؛ چرا که آنان از احساساتی ظریف تر و شکننده تر برخوردارند. امام رضا (ع)در ضرورت رعایت این اصل، به نقل از رسول خدا(ص) فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی عَلَی الْإِنَاثِ أَرَقُ مِنْهُ عَلَی الذُّکورِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ یدْخِلُ فَرْحَةً عَلَی امْرَأَةٍ بَینَهُ وَ بَینَهَا حُرْمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَةِ.(وسائل الشیعه: ج 21، ص 367) خداوند بزرگ نسبت به زنان مهربان تر از مردان است و مردی نیست که زنی از محارم خویش را شاد کند مگر آنکه خداوند او را در قیامت شاد خواهد کرد.

 

احترام به پدر و مادر

پدر و مادر از احترامی ویژه برخوردارند تا جایی که قرآن کریم نیکی به والدین را در کنار توحید و اصل یکتاپرستی قرار داده است؛ همان گونه که سپاس نهادن و احترام برای آنان را در کنار سپاس و احترام برای خداوند آورده است. از این رو در اسلام تأکید شده است که فرزندان در رعایت حقوق والدین بکوشند و با کوتاهی در این باره مورد عاق آنان قرار نگیرند؛ چرا که عاق والدین گناهی بزرگ و نابخشودنی است. این سخن پیامبر اکرم (ص)است که در این باره فرمودند: یقَالُ لِلْعَاقِ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنِّی لَا أَغْفِرُ لَک؛ (بحارالانوار: ج 71، ص80) به کسی که مورد عاق والدین قرار گرفته است گفته می شود هرطور می خواهی عمل کن، من تو را نمی بخشم.

امام رضا (ع)در تأکید بر حفظ حرمت پدر و مادر و در اشاره به فلسفه این دستور، بی توجهی به پدر و مادر را نوعی بی توجهی به خدا و فرمان شکنی او می دانند و می فرمایند: حَرَّمَ اللَّهُ عُقُوقَ الْوَالِدَینِ لِمَا فِیهِ مِنَ الْخُرُوجِ مِنَ التَّوْفِیقِ لِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خداوند نافرمانی پدر و مادر را به این دلیل حرام کرد کهموجب بیرون رفتن از توفیق اطاعت خداوند می شود. (همان: ص 74)

آن حضرت(ع) در حدیثی جامع، ضرورت اطاعت از پدر و مادر را گوشزد می کنند و در حفظ احترام آنان می فرمایند: بر تو باد که پدرت را اطاعت و نیکی کنی، در برابر او تواضع و خضوع به خرج دهی، او را بزرگ شماری و اکرام کنی، در نزد او صدای خود را آهسته گردانی؛ چرا که پدر اصل و ریشه فرزند است و فرزند فرع بر اوست، اگر او نبود فرزند نیز نبود…در دنیا با بهترین صورت ممکن پدران خود را اطاعت کنید و پس از مرگ آنان را دعا و برایشان طلب رحمت کنید؛ زیرا روایت شده است اگر کسی در حیات پدر، به او نیکی کند ولی پس از مرگش، او را دعا نکند، خداوند او را عاق پدر می نامد. (همان: ص77)

آن حضرت(ع) در ادامه این سخن نورانی، در باره حق مادران تأکید فراوان می کنند و آن را لازم ترین حقوق برمی شمرند و می فرمایند: بدان که حق مادر لازم ترین و واجب ترین حقوق است؛ زیرا این مادر است که آنچه دیگران تحملش را ندارند، تحمل کرده است و با چشم، گوش و تمام اعضای بدن خود، از فرزندش با خرسندی و شادمانی نگهداری می کند. کودک خویش را با تمام مشکلاتی که کسی یارای پذیرش آن نیست حفظ می کند، او به این رضایت داده است که خود گرسنگی را تحمل کند تا فرزندش سیر شود. او تشنگی را تحمل می کند تا کودک او سیراب شود، او خود برهنه می ماند تا فرزندش با لباس پوشانده شود، فرزندش در سایه قرار گیرد و او آفتاب سوزان را به جان می خرد. از این رو باید به اندازه زحمت مادر، از او تقدیر شود، به او نیکی کرد و با او مدارا کرد، البته جز با کمک خدا شما توان ادای حق مادر را ندارید. (همان)

 

معلم و برادر بزرگ در حکم پدر

امام رضا (ع)معلم و برادر بزرگ را به منزله پدر دانسته و رعایت حقوق آنان را نظیر حقوق پدر لازم می دانند. آن حضرت(ع) درباره ضرورت تکریم استاد فرمودند: مُعَلِّمُ الْخَیرِ وَ الدِّینِ یقُومُ مَقَامَ الْأَبِ وَ یجِبُ لَهُ مِثْلُ الَّذِی یجِبُ لَهُ فَاعْرِفُوا حَقَّه (همان) معلم خیر و آموزنده دین به مثابه پدر است و رفتاری همچون رفتار با پدر نسبت به معلم واجب است پس حق معلم را یاد بگیر و آن را به موقع، ادا کن.

همچنین درباره ضرورت تکریم برادر بزرگ نیز فرمودند: «الْأَخُ الْأَکبَرُ بِمَنْزِلَةِ الْأَب؛ برادر بزرگ جایگزین و به منزله پدر خواهد بود)»وسائل الشیعه: ج20، ص 283)