«۴۰۰هزار ایرانی در تجرد قطعی بهسرمیبرند که ۳۰۰هزار نفر از آنها زن و ۱۰۰هزار نفر هم مرد هستند. از ۲۵ میلیون خانوار ایرانی هم ۱۳درصدشان تکنفرهاند، اما ۴درصد از این جمعیت، تجرد اختیاری دارند و ۹درصد دیگر امکان ازدواج ندارند.»
به گزارش همشهری آنلاین، این آماری غیررسمی است درباره کسانی که ۵۰ سالگی را رد کردهاند و دیگر تمایلی به ازدواج ندارند. البته خبرگزاری بیا نی نی هم اردیبهشت امسال از کاهش ثبت ازدواج در ایران خبر داده و نوشته بود: «میزان ثبت شده در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹، نشان میدهد تعداد ازدواجها روندی کاهشی داشته و این رقم بیش از ۳۶درصد افت دارد.» البته به تأکید برخی جامعهشناسان با افزوده شدن افرادی که بعد از طلاق دیگر ازدواج نمیکنند، آمار تجردهای قطعی به ۵ میلیون نفر هم افزایش خواهد یافت.
در اینباره عواملی ازجمله کمالگرایی، افزایش استانداردهای ازدواج، فرهنگهای غلط و فرایندهای مهندسی نشده مانند تحصیلات عالی و اشتغال، مسائل اقتصادی و فرهنگی، تأکید بر رعایت سنتهایی ازجمله مهریه، جهیزیه و… مطرح میشود که میل به ازدواج را در جامعه ایرانی کاهش داده است؛ هر چند که ارقام اعلام شده را برخی جامعهشناسان تأیید نمیکنند و میگویند طی دهههای اخیر آمار تجرد افراد بالای ۵۰ سال تغییر چندانی نداشته، درباره آقایان همچنان ۲ درصد است و درباره زنان با کمی افزایش به ۴ درصد رسیده، اما بیان این آمارها به جای تمرکز بر اصلاح زیرساختها و ترویج ازدواج آسان، آسیب عادیانگاری را به همراه خواهد داشت.
فردیت افراطی و تجرد قطعی
«طبق آماری که در اختیار داریم افرادی که در تجرد قطعی بهسرمیبرند به ۴۰۰هزار نفر رسیدهاند؛ ۳۰۰ هزار زن و ۱۰۰ هزار مرد.» صالح قاسمی، پژوهشگر حوزه جمعیت با بیان این مطلب درباره افزایش تمایل افراد به مجرد ماندن میگوید: «در دهه ۶۰ و ۷۰، ایران با بحران مضیقه ازدواج روبهرو شد. دلیل آن هم این بود که تعداد مردهایی که در سن مقابل خانمها برای ازدواج وجود داشت، کم شد و این امر فرصت ازدواج را از خانمها سلب کرد، اما امروز در کشور با بحران مضیقه ازدواج روبهرو نیستیم.»
او کمالگرایی را یکی از عوامل مجرد ماندن افراد عنوان میکند و ادامه میدهد: «برخی فرهنگهای غلط و فرایندهای مهندسی نشده مانند تحصیلات عالی و اشتغال معمولاً میل زنان به ازدواج را کم میکند و استانداردها و سطح توقع آنها را در مقوله ازدواج بالا میبرد. البته تجرد قطعی علاوه بر ریشههای جمعیتشناختی یعنی ایجاد تعادل در تعداد فرزندان دختر و پسر، ریشههای فرهنگی نیز دارد؛ یعنی بهدلیل فرهنگسازیهای نادرست که استانداردهای ازدواج را افزایش میدهد، افراد در فرصت مناسب ازدواج نمیکنند و در معرض تجرد قطعی قرار میگیرند.»
این پژوهشگر به تفاوت تجرد قطعی با تجرد اختیاری اشاره میکند و میگوید: «تجرد اختیاری یعنی افرادی که با اختیار خود تصمیم به ازدواج ندارند و قصد دارند مجرد زندگی کنند. هماکنون در ایران ۲۵میلیون خانوار داریم که براساس دادهها نزدیک به ۱۳درصد آنها تکنفره هستند؛ یعنی خانوادههایی که تعداد اعضای آنها بهدلیل هرگز ازدواج نکردن، طلاق یا فوت همسر، یکنفره باقی مانده است. از این ۱۳درصد، ۴درصد کسانی هستند که تجرد اختیاری دارند، اما ۹درصد باقیمانده کسانی هستند که تمایل به ازدواج دارند، اما امکان ازدواج برای آنها وجود ندارد.»
او تأکید میکند: «در مجموع اگر نگاه کنیم، تعداد جوانانی که در سنین متعارف ازدواج، تصمیم اختیاری برای تجرد میگیرند، زیاد نیست و حتی بیش از ۲ درصد از کل خانوار را تشکیل نمیدهد. طبق آمار، این افراد حداکثر ۲۵۰ تا ۳۰۰هزار نفر میشوند که این تعداد در مقابل سایر گروهها آمار چشمگیری نیست.»
قاسمی به اهمیت مسائل فرهنگی و فردیت افراطی بر تجرد قطعی هم تأکید میکند و ادامه میدهد: «در راهحل برای کاهش آمار تجرد قطعی، مسائل اقتصادی و فرهنگی دخیل هستند؛ چه بسا که نگرشهای فرهنگی و سبک زندگی، تأثیرگذارتر از مسائل اقتصادی است. انسان براساس روح حاکمی که در دنیا شکل گرفته متمایل بر فردیت و فردگرایی افراطی شده و همهچیز را در منیت میبیند، در قانون جوانی جمعیت، راهکارهای اقتصادی وجود دارد که تا حدودی اجرا شده، اما در کنار آن باید در پیوستهای رسانهای و فرهنگی تلاش کنیم تا اصالت و اهمیت خانواده و تشکیل خانواده در ایران پا بر جا بماند.»
جمعیت چندمیلیونی مجردهای قطعی
البته به تأکید فعالان حوزه اجتماعی، با افزایش جمعیت زنان و مردانی که طلاق گرفته و تمایلی به ازدواج دوباره ندارند، آمار جمعیت مجردهای قطعی کشور به بیش از ۵ میلیون نفر هم میرسد. امیرمحمود حریرچی، آسیبشناس اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه علامهطباطبایی در اینباره میگوید: «اگر سن دختران و پسران از ۳۵ سال بگذرد و تا این سن ازدواج نکرده باشند، با توجه به اینکه احتمال ازدواجشان پایین میآید، احتمال اینکه مجرد باقی بمانند هم بسیار زیاد است و تجرد قطعی خواهند داشت.» حریرچی درباره آمار تجرد زنان هم میگوید: «حدود ۳۶درصد از جمعیت زنان را طیف سنی ۱۵تا ۳۴ سال تشکیل میدهند که هنوز ازدواج نکردهاند. همچنین حدود ۲.۳درصد از زنان بالای ۴۵ سال در گروه تجرد قطعی قرار دارند. باید به آمار تجرد قطعی در کشور، زنان و مردانی را هم که طلاق گرفتهاند و دوباره ازدواج نکردهاند اضافه کنیم. در این صورت آمار مجردان قطعی به بیش از ۵میلیون نفر خواهد رسید و حتما از سال ۹۹ تا به امروز به تعداد جوانانی که تجرد قطعی داشته و خانواده مستقلی ندارند، اضافه شده است.»
اصلاح زیرساختها ضروریتر از بیان آمار
اما افزایش تجردهای قطعی و بیان این آمارهای چند صد هزار و چند میلیون نفری را شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس و استاد دانشگاه تهران تأیید نمیکند. او میگوید: «بهنظر نمیرسد که تغییر چندانی در کاهش آمار ازدواج در ایران وجود داشته باشد. بررسیها نشان میدهد که هماکنون حدود ۲ درصد از مردان و ۴ درصد از زنان در رنج سنی ۴۹ تا ۵۰ سال مجرد باقی ماندهاند. آمار ازدواج مردان طی دهههای اخیر روی همین ۲ درصد باقی مانده و تنها همین بخش از جمعیت به دلایل مختلف تمایلی به ازدواج نداشتهاند، اما درباره زنان با کمی افزایش به ۴ درصد رسیده است.»
بهگفته کاظمیپور، درباره زنان بحث تأخیر در ازدواج وجود دارد و نفی ازدواج بهمعنای تجرد قطعی مطرح نیست: «یک رویکرد متفاوت در زنان رخ داده که آنها ازدواج را به بعد از دوران تحصیل و داشتن یک شغل مناسب موکول میکنند، اما توجهی ندارند که چنین رویکردی میتواند آسیبهایی هم داشته باشد؛ ازجمله اینکه شانس ازدواج را بهشدت کاهش دهد.» او در پاسخ به این سؤال که چرا میل به ازدواج در گروههای سنی مختلف بهویژه متولدان دهههای ۶۰ و ۷۰ کاهش پیدا کرده، میگوید: «این دو گروه سنی هنوز به ۵۰ سال نرسیدهاند و شاید تا آن زمان ازدواج برایشان محقق شود؛ بنابراین تجرد قطعی درباره آنها مطرح نیست. البته درباره دهه شصتیها شانس ازدواج کاهش پیدا کرده است. جوانان ما امروز با وجود اینکه تصورات غربی در روابط دارند، اما سنتها را هم رها نکرده و انتظارشان این است که جهیزیه و مهریه بالا هم داشته باشند.»
این جمعیتشناس، مشکلات اقتصادی را دلیل اصلی تأخیر در ازدواج نمیداند و تأکید میکند: «اینطور عنوان میشود که دختران بدون تمکن مالی از قافله ازدواج عقب ماندهاند، اما آمارها نشان میدهد که دختران شاغل هم هنوز مجردند؛ بنابراین صرف اینکه کاهش میل به ازدواج را به مسائل اقتصادی ربط دهیم، صحیح نیست و تغییر در تفکرات و فرهنگ خانوادهها هم بر این مسئله اثر گذاشته است.» این استاد دانشگاه درباره آسیبهای تجرد قطعی هم میگوید: «در وهله اول جدیترین آسیب برای خود فرد است.
ذات انسان دوستدار تشکیل خانواده است و درصورتی که محقق نشود، میتواند مشکلات روحی و روانی برای او بهوجود آورد. بر فرض اینکه از نظر اقتصادی هم مشکلی نداشته باشند، اما در محیط اجتماعی و در سنین بالا تنها خواهند ماند که خود عامل مشکلات روانی و اجتماعی است. برخی از جامعه زنان ایران بهدنبال این هستند که بعد از ارتقای موقعیت اجتماعی، ازدواج کنند، اما در حقیقت نوعی فرصتسوزی درباره خودشان رقم میزنند.» کاظمیپور معتقد است اعلام این آمارها درباره تجردهای قطعی نهتنها منجر به اصلاح ساختار نمیشود، بلکه میتواند عادیانگاریهایی را هم رقم بزند و منجر به تأسی دیگر افراد شود: «در اعلام چنین اعدادی علاوه بر کسانی که به ۵۰ سالگی رسیدهاند، افراد مطلقه و همسر فوت شده هم که در سنین بارداری هستند، گنجانده میشوند و آمارها را افزایش میدهند، اما بهتر است به جای اعلام این آمارها به فکر اصلاح زیرساختها باشیم و البته گسترش فرهنگ ازدواج آسان.»
چند «رسم» باورنکردنی از نقاط مختلف دنیا که نمیدانستید
یکی از راههای موثر و مناسب برای مطالعه مردم هر منطقه و فرهنگشان، مطالعه آیینها و رسومی است که در طی قرنها شکل گرفته است. این مطالعه البته فقط برای افراد متخصص چون مردم شناسان و جامعه شناسان جذابیت ندارد و بسیاری از رسوم و سنتهای مردم دنیا آنقدر جالب و بعضا عجیب است که نظر هر انسانی را به خود جلب میکند. در این مقاله سراغ همین موضوع رفتیم قرار است همراه هم از برخی از رسم و رسوم جالب و متفاوتِ مردم نقاط مختلف دنیا آگاه شویم.
انجماد موها در منفی ۳۰ درجه
یوکن، کانادا

با وجود اینکه مردم بیشتر نقاط دنیا دل خوشی از زمستان و سرمای سختش ندارند اما مردم یوکن در کانادا به خاطر انجام رسمی عجیب، بیصبرانه انتظار سردترین روزهای زمستان را میکشند. مردم این منطقه برای انجام این سنت قدیمی ابتدا سرهایشان را در چشمههای جوشانِ آبِ گرمِ همان منطقه فرو میکنند و بعد فقط منتظر میمانند تا سرمای هوا بقیه کار را انجام دهد. جالب است بدانید این رسم در روزهایی از سال انجام میشود که ممکن است دمای هوا به منفی 30 درجه سانتی گراد برسد و به این ترتیب خیلی زود موهای خیسِ اهالی یوکن یخ میزند و قندیل میبندد.
پولترابِند یا نابود کردن زندگی تازه عروس و داماد
آلمان

اگر اندکی از فرهنگ مردم آلمان اطلاع داشته باشید حتما میدانید آلمانیها به طور کلی درباره ازدواج، کم رسم و رسوم عجیب ندارند و پولترابند هم یکی از همین رسوم است. بنابر این رسم که در نقاط متفاوتی از آلمان هم اجرا میشود دوستان و آشنایان عروس و داماد در روز قبل از جشن عروسی به خانه آنها میروند و تقریبا هرچیزی که به دستشان بیاید را روی زمین خرد میکنند. بنابر این رسم این افراد از پیش دستی و بشقاب گرفته تا گلدان و کوزه را روی زمین کوبیده و میشکنند و بعد از پایان مراسم، عروس و داماد باید همراه هم خانه را تمیز کنند. البته باید اضافه کنم که در طی این رسم به بخشی از اسباب و وسایل زوج جوان که قیمتیتر هستند آسیبی وارد نمیشود.
فستیوالِ پرش از روی نوزاد
کستریلو دِ موریسا، اسپانیا

در بسیاری از فرهنگها در سراسر دنیا، تولد یک نوزاد امری مبارک و فرخنده محسوب شده و بنابر سنتهای آن منطقه خاص به انحای مختلف جشن گرفته میشود. مردم منطقه کستریلو د موریسا اما پا را از این فراتر گذاشته و هم برای گرامیداشتِ تولد و هم آماده کردن نوزاد برای آینده در فستیوالی عجیب شرکت میکنند. در طی این رسم مردم محلی نوزادهای تازه متولد شده را روی زمین قرار میدهند و افرادی با لباس خاص که نقش شیطان را بازی میکنند از روی این نوزادان بینوا و از همه جا بیخبر میپرند. البته جای نگرانی نیست چرا که در طی این رسم که از قرن هفدهم در این منطقه اجرا میشود تابحال مصدومیت یا حادثهای گزارش نشده است.
مهمانی گرفتن برای میمونها
لوپبوری، تایلند

اگر به رسم و رسوم مردم نقاط مختلف دنیا نگاهی بیندازید حتما متوجه نقش پر رنگِ طبیعت و حیوانات و ارتباط انسانها با آن خواهید شد. مردم منطقه لوپبوری در تایلند میمونها را سمبل خوششانسی میدانند و به همین دلیل در روز خاصی از سال برای به دست آوردن دل این حیوانات و در نتیجه داشتن سالی مملو از شانس، یک وعده غذاییِ حسابی برای میمونها تدارک میبینند. برای انجام این رسم مردم محلی در نزدیکی محل زندگی میمونها میز و صندلی قرار داده و روی میز انواع مختلف و متنوعی از غذاها را میچینند. بیشتر این خوراکیها از میوه و سبزی تشکیل شده و به این ترتیب میمونها که یک وعده غذایی بی دردسر نصیبشان شده دلی از عزا درمیآورند.
ماری لوید؛ رسمی که غریبهها را زهره ترک میکند
ولز

کریسمس برای ما ایرانیها با نشانههایی چون بابانوئل و درخت کاج و کلی رسم رنگارنگ و شاد شناخته میشود اما مردم نقاط خاصی از دنیا برای جشن گرفتن کریسمس آداب متفاوت و عجیبی دارند. برای نمونه مردم کشور ولز در این زمان از سال سراغ رسمی عجیب به نام ماری لوید میروند. در این رسم تعدادی از افراد محلی جمجمه ترسناکِ یک اسب را به چوبی وصل میکنند و فردی که بدنش را با پارچهای مخفی کرده این چوب را به دست میگیرد. به این ترتیب جمجمه و فردی که حملش میکند از بیرون شبیه به موجودی ترسناک به نظر میرسد. این موجود عجیب با سری که در واقع جمجمه یک اسب است، در نهایت سراغ تک تک خانههای محل رفته و با خواندن شعرهای عجیب و غریب که بیشباهت به بتِلِ رپ نیست از میزبان اجازه ورود به خانه را میگیرد.
پارتیتا اِ اسکاکی؛ شطرنج با مهرههای انسانی
ماروستیکا، ایتالیا

مردم منطقه ماروستیکا در ایتالیا، هر دو سال یکبار در ماه سپتامبر در جشنی بسیار شاد و مفرح شرکت میکنند و در انتها به تماشای یک بازی شطرنج مینشینند، البته نه یک بازی شطرنجِ عادی. مردمِ این شهرِ شمالیِ ایتالیا بنابر افسانهای راجع به یک مثلث عشقی از قرن پانزدهم این رسم را به جا میآورند. مردم محلی و دستاندرکاران جشن از مدتها قبل به آماده کردن لباسهایی شبیه به مهرههای شطرنج برای افراد مشغول میشوند و در نهایت در حالی که اغلب اهالی شهر تماشاچی هستند این مسابقه شطرنج انجام میشود، مسابقه شطرنجی که مهرههایش را انسانهایی با لباسهای عجیب و غریب تشکیل میدهند.
اگر دانمارکی باشید باید خیلی جدی به ازدواج فکر کنید
دانمارک

کشور دانمارک از لحاظ جغرافیایی در نقطهای قرار گرفته که اقیانوس اطلس و دریای بالتیک را از هم جدا میکند و به همین دلیل اِلمانهای متفاوتی از شرق و غرب وارد فرهنگ این کشور شده است از جمله ادویه. ادویههایی مانند دارچین و فلفل سیاه که زمان زیادی از ورودشان به این کشور نمیگذرد به شکل جالبی وارد فرهنگ و رسم و رسوم دانمارکیها شده است. بنابر رسمی شاد و شیطنت آمیز در کشور دانمارک، اگر شما به سن ازدواج رسیدهاید و هنوز مجردید، قبل از خروج از منزل باید حسابی روی جنبهتان کار کنید. در این رسم مردم محلی به هر فردی که با وجود سن بیشتر از 25 سال هنوز مجرد است، دارچین میپاشند. البته اوضاع برای افراد مجردِ بالای 30 سال از این هم وخیمتر میشود و به صورت و لباسِ این افراد فلفلِ سیاه پاشیده میشود.
جنگ تا پای جان با پرتقال!
ایوریا، ایتالیا

مردم محلی در منطقه ایوریا در کشور ایتالیا هر سال سه روز مانده به جشن ماردی گرا، رسم عجیبی را به جا میآورند که ریشه تاریخی نامشخصی دارد. در این رسم که از قضا از طرف مردم محلی بسیار هم جدی گرفته میشود، داوطلبان شرکت در جنگ پرتقالی در غالب تیمهای مختلف به مبارزه با هم میپردازند. پیش از آغاز این جدل، داوطلبان که بیشتر مردم ایوریا را تشکیل میدهند، به 9 تیم مختلف تقسیم میشوند و اعضای هر تیم علاوه بر مجهز شدن به انواع وسایل ایمنی، لباس خاصِ تیمش را هم به تن میکند. در نهایت پس از اعلام آغاز رسمی، اعضای هر تیم سعی میکند با پرتاب پرتقال بازیکنانِ تیمهای رقیب را حذف کرده و در نهایت به پیروز شدن تیمش کمک کند. این مبارزه پرتقالی معمولا چند روز طول میکشد و پس از پایان آن و مشخص شدن تیم برنده، بیشتر نقاط شهر به رنگ نارنجی درآمده است.
وقتی زن از شوهر بزرگتر باشد چه مشکلاتی پیش میآید؟

به نقل از اقتصاد آنلاین: این جمله را بسیار شنیدهایم«سن رشد عقلی مهم است، نه سن شناسنامهای» سن نشاط، احساسی است که فرد درباره سن خود دارد، مثلاً مردی در ۴۰ سالگی حسی مشابه حس پسری بیست و چند ساله دارد و شرط درست بودن این احساس این است که دیگران هم دقیقاً همین نظر را داشته باشند؛ در زمینه سن عاطفی- عقلانی هم زمانی میتوانیم فردی را بالغ بدانیم که وابستگی بیمارگونه و شدید به خانواده نداشته و حل مسأله را بلد باشد مثلاً هنگامی که مشکل اقتصادی به وجود آمد دنبال راه درآمد دیگری باشد و بتواند در هر زمینهای در برخورد با مسائل مختلف به جای بحث و دعوا و روشهای کودکانه، روش مذاکره را در پیش بگیرد.
علیرغم اینکه نمیتوان سن تقویمی را در زمینه ازدواج ملاک قرار دارد ولی بهتر است پسران در سنین بین ۲۰ تا ۳۰ زندگیشان، برای ازدواج حدود ۳ تا ۷ سال بزرگتر از طرف مقابلشان باشند اما در سنین ۳۰ تا ۴۰ سالگی اصلاً اهمیتی ندارد که مرد از زن بزرگتر باشد (حتی میتواند برعکس هم باشد و مرد از زن کوچکتر باشد).
جالب است بدانید که بر اساس آمارهای قوه قضائیه تعداد طلاق در این نوع ازدواج که زن بزرگتر از مرد بوده، اتفاقاً پایینتر است.
سمیرا درویشی روانشناس بالینی ؛ در خصوص اینکه آیا اختلاف سن در ازدواج مهم است، اظهار کرد: بحث اختلاف سن در ازدواج موضوع مهمی است که ذهن بسیاری افراد را به خود مشغول کرده و از اینکه این کار را انجام دهند پشیمان شوند، میترسند؛ یادمان باشد زمانی که کسی را از ته دل دوست داشته باشیم سنمان و سن طرف مقابل دیگر چندان اهمیتی پیدا نمیکند، اما یک واقعیت هم وجود دارد در بعضی از مواقع تفاوت سنی واقعا مهم میشود.
این روانشناس بالینی بیان کرد: زمانی که نوجوان هستید، اقدام به ازدواج با کسی که میانسال است ایده چندان جالبی به نظر نمیرسد؛ تجربیات زندگی یک نوجوان هنوز بچهگانه است اما فرد میانسال فردی بالغ و با تجربه است و پستی و بلندی زندگی را پشت سر گذاشته، این تفاوتها میتواند چالش بزرگی در رابطه ایجاد کند، که گاهی جبران ناپذیر است و نمیتوانید به عقب برگردید، پس اشتباه نکنید.

درویشی ادامه داد: موفقیت یک ازدواج به سطح بلوغ و تجربیات دو طرف بستگی دارد؛ واقعیت این است زمانی که پای عشق و ازدواج به میان میآید فاصله سنی چندان اهمیتی ندارد اما تجربه به ما میگوید هر چه فاصله سنی دو طرف کم باشد شانس ساختن عشقی ماندگار برایشان بیشتر است.
وی افزود: عشق حسی است که بر همه چیز غلبه میکند، تفاوت سنی چه یکسال باشد، چه هفت سال و یا حتی بیشتر مسئلهای است که به رقابت با عشق برخواسته اما در بیشتر موارد در این رقابت شکست خورده است؛ مسئله این است باید ببینید آیا واقعا عاشق هستید یا خیر؟، نه اینکه ببینید کسی که دوستش دارید چند ساله است، عاشق بودن خیلی مهمتر از تفاوت سنی بین دو طرف است.
این روانشناس بالینی تشریح کرد: به یک مثال خوب اشاره میکنیم؛ مهدی و مهسا زوجی هستند که تفاوت سنی ۱۵ ساله دارند، هر دو طلاق گرفتهاند و ازدواجهایی واقعا بد را تجربه کردهاند، خوشبختانه آنها همدیگر را پیدا و عاشق هم هستند؛ به زندگی امیدوارتر شدهاند و به ساختن آیندهای سرشار از عشق فکر میکنند.
درویشی ادامه داد: این دو نفر نه تنها عاشق هم هستند بلکه فهمیدهاند مورد احترام قرار گرفتن، اعتماد کردن به هم، صادق بودن و ارزش گذاشتن بر هم دیگر چه ارزشی دارد؛ اول رابطه کمی در مورد اختلاف سنیشان تردید داشتند اما دیگر اینطور نیست الان فقط به عشقشان فکر میکنند و بس، سنشان دیگر اهمیتی ندارد، عاشق بودن و دوست داشتن همدیگر بر همه چیز غلبه میکند.

این روانشناس بالینی بیان کرد: در اغلب ازدواجها زمانی که تفاوت سنی بین دو طرف کمتر از ۱۰ سال باشد موفقتر هستند اما وقتی اختلاف بیشتر از ۱۰ سال باشد احتمال موفقیت ازدواج به تدریج کمتر میشود، به عبارت دیگر اگر اختلاف سنی بین دو طرف کمتر باشد احتمال موفق بودن رابطه بیشتر و بهتر میتوانند زندگی خود را اداره کنند و از زندگی کنار هم لذت ببرند، اما زمانی که اختلاف سنی زیاد باشد فردی که سن کمتری دارد شیطنتهای خاص خود را دارد که فرد دیگر توان تحمل این شیطنتها را ندارد در نتیجه زندگی به تدریج سرد میشود.
درویشی ادامه داد : عشق جادویی است که هر کسی تمایل دارد آن را در زندگی تجربه کند؛ عشق در زندگی خیلی مهمتر از اختلاف سن است چرا که سن یک مسئله نسبی و مهمتر از آن سن در رابطه خیلی کمتر از عشق اهمیت دارد، عشق بیحد و مرز است پس عاشق باشید و تا ابد به هم بمانید.
وی گفت: وقتی ۲ زوج جوان تصمیم میگیرند با یکدیگر زندگی کنند، به دلیل حس جوانی آنها انعطاف پذیری بیشتری در زندگی دارند، فرد در سنین پایینتر به دلیل وجود حس جوانی و تازهتر امکان تغییر فراوانی دارد اما افرادی که سن بیشتری دارند، مجال کمتری برای تغییر باقی گذاشتهاند.
این روانشناس بالینی یاد آوری کرد: وقتی که ۲ نفر جوان با هم ازدواج می کنند، برای دست یافتن به سازگاری تلاش میکنند و به نظر همدیگر توجه و خود را طوری تطبیق میدهند که مورد پسند دیگری واقع شوند و بدین ترتیب رضایت طرف مقابل را جلب کنند، حال آنکه با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش یافته و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین است.

سارا گلستانی مشاور خانواده در گفتوگو با خبرنگار حوزه بهداشت و درمان گروه علمی پزشکی بیا نی نی جوان؛ اظهار کرد: در یک رابطه بیش از هر چیز درک طرفین از یکدیگر مهم است و زوجین باید درک درستی از یکدیگر در رابطه داشته باشند، در گذشته رسم بر این بوده که آقایان باید سنشان بالاتر از خانم باشد چرا که دیرتر بلوغ میشوند و این بلوغ باعث شده که مراحل رشد کمتری نسبت به خانم داشته باشند.
این مشاور خانواده ادامه داد: در حال حاضر در شرایطی هستیم که به عصر اطلاعات معروف است و خیلی از مسائل نسبت به قبل متفاوت است؛ بنابراین رشد و بلوغ افراد دیگر با سنشان خیلی میانهای ندارد و فقط سن در افراد زیر ۱۸ سال اهمیت دارد چرا که سن رشدی کافی نداشتهاند اما بعد از ۱۸ سالگی باید تجربیات فرد را در نظر گرفت تا بتوان به رشد عقلی او پی برد.
گلستانی یادآوری کرد: اختلاف سن در حال حاضر دیگر خیلی معیار اصلی در ازدواج نیست به خصوص اگر افراد بالای ۳۰ سال باشند و درک از یکدیگر داشته باشند دیگر این مسئله اهمیتی در زندگی ندارد و به درک طرفین از زندگی بستگی دارد، اگر خانم بزرگتر باشد مشکلی نیست فقط نباید تفاوت درک داشته باشند.
مطلب پیشنهادی: زن بزرگتر از شوهر، بچه دار میشیم؟
چه مواردی افسردگی پس از زایمان را تشدید می کند؟
افسردگی پس از زایمان نه به دلیل بارداری ناخواسته و اجباری اتفاق میافتد و نه در پی باخبر شدن از داشتن نوزاد ناقص و مشکلدار به وجود میآید بلکه درصد بالایی از زنان، پس از زایمان به دلیل تغییرات هورمونی دچار یک دوره خفیف غم و اندوه میشوند.
برخی زنان به دلیل تجربه تلخ افسردگی در بارداری اول نگران هستند که این خاطره ناخوشایند مجدداً برای فرزند دوم تکرار شود و گاهی حتی بهاینعلت برای همیشه قید آوردن فرزند دوم را میزنند؛ از اینرو در گفتوگو با دکتر الهام روحی روانپزشک و متخصص اعصاب و روان در خصوص این بیماری و مدیریت علائم ناشی از آن به گفتوگو پرداختیم.

تفاوت غم و اندوه با افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان تفاوتهایی با علائم تکرار شونده این بیماری دارد. دکتر روحی در توضیح افسردگی پس از زایمان میگوید: «دو نوع اختلال خلقی بعد از زایمان وجود دارد؛ یک نوع از این اختلالات، غم و اندوه بعد از زایمان است که یک دوره کوتاه یک هفته تا 10 روز دارد که دارای علائمی ازجمله گریه، تحریکپذیری، از دست دادن اشتها، عدم تمرکز و مشکل در خواب است که به دلیل تغییرات هورمونی بعد از زایمان بهطور طبیعی فرد با آن مواجه میشود؛ نوع دوم تغییرات خلقی، افسردگی پس از زایمان است. افسردگی پس از زایمان ممکن است از دوران بارداری شروع شود اما معمولاً در یک ماه اول بعد از زایمان به وجود میآید و گاهی تا یک سال بعد از زایمان هم ادامه پیدا میکند.»
این متخصص اعصاب و روان ادامه میدهد: «معمولاً علائم غم و اندوه سه روز پس از زایمان شروع میشود، روز پنجم به حداکثر میرسد و تا روز دهم برطرف میشود؛ با این اوصاف ما انتظار داریم که بعد از یک هفته الی 10 روز روحیه خانمی که زایمان کرده به عالت عادی برگردد اما بعد از گذشت این مدت گاهی میبینیم علائم غم و اندوه در فرد بیش از حد میشود بهگونهای که گریههایش بیشتر میشود، در ارتباط با کودک، غذا خوردن و خوابیدن دچار مشکل میشود، احساس ناامیدی، بیارزشی، بیانگیزگی میکند و سریع عصبانی میشود، افکار منفی چه از گذشته و چه درباره آینده به ذهنش میآید و در نهایت هیچچیز او را خوشحال نمیکند؛ این علائم در حقیقت نشانههای افسردگی است که وقتی در زمان مشخص پس از زایمان به وجود بیایید به آن افسردگی پس از زایمان میگویند.»

وی تأکید میکند: «گاهی شدت افسردگی پس از زایمان در زنان بهقدری شدید میشود که افکار آسیب به خود و فرزند در ذهن فرد خطور میکند یعنی فرد فکر میکند باید خودش و فرزندش را بکُشد که در این صورت حتماً باید بهصورت اورژانسی برای درمان ارجاع شود و حتی گاهی شوک تجویز میشود که فرد آسیبی به خود و فرزندش وارد نکند. به هر ترتیب، چنانچه علائم افسردگی شدت پیدا کرد یا ادامهدار شد، حتماً برای درمان به یک روانشناس (در موارد خفیف) یا روانپزشک (در موارد شدید) ارجاع شود.»
عوامل تأثیرگذار در ایجاد افسردگی پس از زایمان
این روانپزشک معتقد است که درصد کمی از زنان دچار افسردگی میشوند: «معمولاً 50 تا 80 درصد زنان دچار ملال پس از زایمان و علائم ناشی از غم و اندوه میشوند و حدود 10 تا 15درصد زنان افسردگی پس از زایمان را تجربه میکنند اما در خصوص بعضی از زنان که دچار جنون پس از زایمان میشوند احتمالش در حد 1 الی 2 درصد است.»
دکتر روحی میگوید اگرچه درصد کمی از زنان دچار افسردگی پس از زایمان میشوند اما برخی عوامل میتوانند در ایجاد این اختلال تأثیرگذار باشند: «اگر شخص سابقه افسردگی، اختلالات خلقی قبل از قاعدگی، مشکلات بین فردی (مثل اختلال شخصیت، مشکل زناشویی و…) یا تجربه افسردگی پس از زایمان در دوره حاملگیهای قبل را داشته باشد احتمال اینکه دچار افسردگی پس از زایمان شود بیشتر است. علاوه بر عوامل فردی، عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی مثل اشتغال زن، شرایط کرونا و کاهش تعاملات اجتماعی، عدم توجه به زن پس از زایمان نیز میتواند در ایجاد افسردگی پس از زایمان تأثیرگذار باشد.»
دکتر روحی برخی عوامل را در افزایش شدت افسردگی پس از زایمان دخیل می داند: «معمولاً اطرافیان علائم افسردگی پس از زایمان را جدی نمیگیرند و بیش از آنکه در این دوران بحرانی حواسشان به مادر باشد، سرگرم بچه میشوند. بیتوجهی اطرافیان به مادر و نگرانیهایی که مادر بابت فرزندش دارد مثل احتمال زردی، مشکل خواب، دردهای شکم و … باعث میشود تا فرد احساس تنهایی و ناراحتی بیشتری کند.»

درمانهای افسردگی پس از زایمان
اگر فرد پس از زایمان دچار غم و اندوه شود مواردی مثل استراحت، صحبت درباره تنشها و دوری از آنها، خواب کافی، بیرون رفتن از خانه و تغذیه مناسب در بهبود علائم کمککننده است اما چنانچه فرد پس از زایمان دچار افسردگی شود برحسب شدت افسردگی نیاز به درمانهای مختلفی دارد. روحی در اینباره توضیح میدهد: «اگر شدت افسردگی کم باشد رواندرمانی بهتنهایی کفایت میکند اما اگر شدت افسردگی زیاد باشد بین دارو درمانی و رواندرمانی انتخاب با خود بیمار است که البته اغلب در موارد شدید دارودرمانی اولیه وجود دارد و در کنار آن از سایر درمانهای غیر دارویی مثل نوروفیدبک، تی دی سی اس و آر تی ام اس استفاده میشود.»
تأثیر مخرب افسردگی مادر در نوزاد
افسردگی پس از زایمان نهتنها بر مادر بلکه بر نوزاد نیز تأثیرگذار است. متأسفانه برخی زنان از ترس تجویز قرص برای درمان این اختلال و تأثیر آن بر نوزاد از مراجعه به روانپزشک اجتناب میکنند؛ روحی دراینباره توضیح میدهد: «درمانهای دارویی که برای افسردگی پس از زایمان وجود دارد داروهایی هستند که ترشح بسیار ناچیزی در شیر مادر دارند و بدون هیچگونه عارضه جانبی میتوان در دوران شیردهی آنها را استفاده کرد. طبیعتاً وقتی مادر درمان میشود و به یک مادر باحوصله و توانمند تبدیل میشود خیلی بهتر میتواند از عهده تربیت فرزندش بربیایید؛ بنابراین، خیلی مهم است که افسردگی پس از زایمان درمان شود. بسیاری از روانشناسان بر این عقیده هستند که افسردگی اختلالی است که زمینه آن از یک سال اول عمر شروع میشود بنابراین، شکلگیری دید نوزاد نسبت به دنیا، افراد و جهانی که به آن پا گذاشته تا حد زیادی بستگی به واکنشی دارد که از طرف مادر دریافت میکند؛ به همین دلیل، درمان افسردگی پس از زایمان کمک میکند تا نوزاد سلامت روان خوبی را تجربه کند.»

با همسری که دچار افسردگی پس از زایمان شده چگونه باید برخورد کرد؟
تحقیقات نشان داده که افسردگی زنان بهطور قابلتوجهی با حمایت همسر بهبود مییابد اما اغلب چیزی که شما در دوران افسردگی پس از زایمان همسرتان با آن مواجه هستید این است که اگر به او بگویید دوستش دارید ممکن است حرف شما را باور نکند، اگر به او بگویید مادر خوبی است ممکن است فکر کند برای اینکه حالش بهتر شود این را میگویید، اگر بگویید نگران هیچچیز نباش فکر میکند که نمیدانید چقدر احساس بدی دارد، اگر بگویید که باید تا دیروقت سرکار باشید ممکن است فکر کند دیگر او را دوست ندارید و…پس در چنین شرایطی در مواجه با همسری که دچار افسردگی پس از زایمان شده چه برخوردی باید کرد؟
روحی در پاسخ به این سؤال میگوید: «کاری که در شرایط افسردگی پس از زایمان لازم است انجام شود آموزش روانی به همسر و اطرافیان است تا بتوانند بهراحتی شرایط را درک کنند. یکی از روشهای مؤثر در مواجهه با افسردگی پس از زایمان شنونده بودن و ایجاد فضای امن توسط همسر است یعنی سعی کنید در این دوران به حرفهای همسرتان گوش کنید، احساسات او را تأیید کنید و تا جایی که میتوانید همدلی کنید، همسرتان را سرزنش نکنید چون افسردگی پس از زایمان نه تقصیر آنهاست و نه شما، به شریک زندگی خود کمک کنید تا بفهمد چیزی که تجربه میکند گذرا است و جای نگرانی نیست.»
روحی نقش اطرافیان را در کمک به بهبودی فرد بسیار مؤثر می داند: «اطرافیان بهویژه همسر میتوانند با کمک در کارهای خانه و نگهداری کودک به مادری که بهتازگی زایمان کرده کمک کنند تا او با استراحت بیشتر، خواب منظم، ورزش و بیرون رفتن از خانه سریعتر بهبود یابد و به حالت عادی برگردد.»
این متخصص بیماری های اعصاب و روان ادامه می دهد: «گاهی برخی زنان و حتی مردان به دلیل تغییر شرایط ایجادشده پس از زایمان دچار افسردگی میشوند؛ ازاینرو، فراهم کردن شرایط برای بیرون رفتنهای دو نفره و حفظ روابط زناشویی میتواند کمک کند تا طرفین تغییرات را بهصورت تدریجی بپذیرند.»
چه مدت پس از زایمان میتوانید دوباره باردار شوید؟
بارداری پس از زایمان پدیدهای است که اطلاعات نادرستی درمورد آن وجود دارد. برخی نظریههای نابجا و تصورات نادرست درباره این سؤال ارائه شده است. این مقاله تصورات نادرست و فرضیات را حذف میکند و اطلاعاتی را براساس شواهد و اطلاعات علمی فعلی درمورد این موضوع ارائه میدهد.
آیا قبل از اولین پریود پس از زایمان باردار خواهید شد؟
پاسخ ساده این است، بله! احتمال بارداری پس از زایمان، حتی قبل از اولین فاصله زمانی زایمان تا آمادگی دوباره برای بارداری (postpartum periods)، وجود دارد. یعنی میتوانید در چهار هفته اول پس زایمان باردار شوید. باردار شدن قبل از اولین دورههای زمانی پس از زایمان تا آمادگی برای بارداری مجدد نیز از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برای مثال، برخی از زنان پس از تولد یک دوره ناباروری را تجربه میکنند ــیعنی تخمکگذاری ندارندــ درحالیکه برخی دیگر ممکن است قبل از پریود خود تخمکگذاری کنند، به این معنی که میتوانند طی چند روز پس از زایمان باردار شوند. دشوار است که گفته شود زنان ابتدا پریود میشوند یا قبل از اولین قاعدگی خود تخمکگذاری میکنند. زنانی که قصد بارداری برنامهریزیشده دارند نباید از مصرف داروهای ضدبارداری خودداری کنند.
احتمال بارداری پس از زایمان
برای اکثر مادران شیرده، شروع چرخه قاعدگی طبیعی، یعنی اولین قاعدگی بعد از زایمان، بهطور متوسط بین ۴ تا ۶ ماه طول میکشد، اما برای زنانی که شیر نمیدهند، شروع چرخه قاعدگی طبیعی میتواند زودتر اتفاق بیفتد. تقریباً ۶ تا ۱۲ هفته پس از زایمان. بااینحال لازم به ذکر است که بدن هر خانمی متفاوت است و حتی با توجه به ملاحظات فوق برخی از خانمها ممکن است دیرتر یا زودتر تخمکگذاری کنند، بنابراین تعیین بازه زمانی بارداری بعدی پس از زایمان عملاً غیرممکن است.
آیا میتوان در دوران شیردهی باردار شد؟
در شرایط عادی، شیردهی باعث ترشح اکسی توسین میشود، هورمونی که تخمکگذاری را مهار میکند. همچنین بهطورکلی مشاهده شده است که زنان شیرده دیرتر از زنانی که شیرده نیستند تخمکگذاری میکنند. بااینحال، این امر مطلق نیست و استفاده از آن بهعنوان مقدمهای برای کنترل بارداری ایده خوبی نخواهد بود. مشخص شده است که مادران شیرده ۶ هفته پس از زایمان پریود میشوند، درحالیکه در برخی موارد دیگر این عادت ماهانه تا ۱۸ ماه به تعویق میافتد.
زمان ایدهآل بارداری پس از زایمان
یک زن چه زمانی پس از زایمان میتواند دوباره باردار شود؟ این سؤالی است که باعث سردرگمی بسیاری از خانوادههایی میشود که قصد داشتن بیش از یک بچه را دارند. پزشکان، متخصصان زنان و زایمان معتقدند که باید فاصله زمانی حداقل یکسالهای بین حاملگیها وجود داشته باشد و برخی نیز ۱۸ ماه فاصله بین بارداریها را توصیه میکنند. باردار شدن در طول ۱۸ ماه پس از زایمان میتواند احتمال بروز عوارض خاصی را در بارداری بعدی افزایش دهد. این عوارض ممکن است شامل زایمان زودرس برای نوزاد جدید یا تولد نوزاد جدید با وزن کم باشد که بهنوبهخود نوزاد را در معرض خطر ناتوانیهای مادرزادی ازجمله آسم، نقص شنوایی یا محدودیت رشد قرار میدهد.
یکی دیگر از عواملی که باید در نظر گرفت این است که بدن زن به زمانی برای بهبودی از استرس ناشی از زایمان قبلی نیاز دارد. این استرس شامل هرگونه التهاب باقیمانده در رحم میشود. بدن زن همچنین برای جایگزینی مواد مغذی و ویتامینهای مصرفشده در بارداری قبلی به زمان نیاز دارد.
زنانی که مایل به داشتن بیش از یک فرزند هستند، برای جلوگیری از هرگونه عارضهای برای خود و نوزادشان، باید بدن خود را سالم نگه دارند. استفاده از داروهای ضدبارداری بهترین راه برای جلوگیری از بارداریهای ناخواسته پس از زایمان است که به همه مادران، چه مادران شیرده و چه مادرانی که به نوزادانشان شیر مادر نمیدهند، توصیه میشود.
چگونه برای بارداری مجدد آماده شوید؟
تربیت و پرورش فرزند میتواند کار دلهرهآوری باشد. بنابراین لازم است والدین قبل از برنامهریزی برای بچهدار شدن مسئولیت مراقبت از یک فرزند را کاملاً درک کنند. رعایت فاصله زمانی نیز برای اطمینان از اینکه نیازهای پرورشی فرزند اول قبل از آمدن فرزند بعدی بهطور کامل برآورده شده است بسیار مهم است. داشتن چند نوزاد و مراقبت از آنها میتواند استرسهای فیزیولوژیکی و روانی زیادی را بر والدین تحمیل کند. علاوهبراین، اطمینان از اینکه مادر قبل از برنامهریزی برای بارداری بعدی بهطور کامل از زایمان قبلی بهبود یافته باشد بسیار مهم است.
خطر بچهدار شدن مجدد با فاصله کمی از زایمان قبلی
متخصصان فاصله ۱۲ تا ۱۸ ماهه بین بارداریها را توصیه میکنند. مطالعات متعدد نشان داده است که زنانی که در عرض ۶ ماه پس از زایمان دوباره باردار میشوند در معرض افزایش خطر عوارضاند. این عوارض شامل زایمان زودرس، سقط جنین و نوزادان کموزن است. حفظ فاصله توصیهشده بین بارداریها برای اطمینان از سلامت و رفاه مادر و کودک بسیار مهم است.
درحالیکه بارداری پشتسرهم امکانپذیر است و زنان نیز به این تجربه دست یافتهاند، رعایت احتیاط لازم است ــبرای ایمنی مادران و نوزادانشانــ باید ملاحظات خاصی درباره فاصله بین بارداریها در نظر گرفته شود.