یک فرمول ساده برای سلامت روانی آقایان!

مطالعه جدیدی که توسط دانشگاه آکسفورد انجام شده است نشان می دهد که گذران اوقات فراغت با دوستان برای آقایان از جمله مهم ترین کارهایی است که نه تنها به سلامت روانی، بلکه به بهزیستی جسمی آنها نیز یاری می رساند.

اما به دور از هرگونه شوخی آیا واقعا “تفریح با دوستان” برای آقایان ضروری است؟ هرچند ممکن است بانوان از این موضوع متعجب شوند، اما دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ملاقات منظم با دوستان آن هم حداقل دو بار در هفته برای آقایان از اهمیت زیادی برخوردار است.

مردان و نیاز به ملاقات با دوستان

این مطالعه که توسط رابین دانبار، روانشناس و مدیر گروه تحقیقاتی علوم اعصاب اجتماعی و تکاملی دانشگاه آکسفورد انجام شده نشان داد که مردان باید نه تنها یک بار، بلکه دو بار در هفته با دوستان خود ملاقات کنند تا از مزایای کامل دوستی مردانه بهره مند شوند. دانبار می‌ گوید: «این پیوندها می‌ توانند از طریق طیف وسیعی از فعالیت‌ های عمومی از انواع ورزش‌ های تیمی گرفته تا شوخی‌ های مردانه ایجاد شوند. در صورتی که فرد به هیچ یک از این فعالیت ها علاقه مند نباشد، صرفا یک شب نشینی ساده دوستانه نیز راهگشا خواهد بود». در مجموع کلید حفظ دوستی‌ های قوی این است که حداقل هفته ‌ای دو بار با دوستان خود ملاقات کنید. برای مثال بهتر است با چهار نفر از نزدیک‌ ترین دوستان خود به انجام فعالیت های تفریحی مشترک بپردازید»

 یک فرمول ساده برای سلامت روانی آقایان!

بر اساس این مطالعه، مردانی که روابط اجتماعی خود را حفظ می کنند، کمتر دچار افسردگی ناشی از نگرانی در مورد پول و عدم امنیت شغلی می شوند. آنها حتی در مقایسه با کسانی که تماس اجتماعی کمتری دارند هم‌ با سرعت بیشتری از بیماری‌ های مختلف بهبود می یابند. مزایای دوستی های قوی مردانه شامل سیستم ایمنی قوی تر، ترشح اندورفین، کاهش کلی سطح اضطراب و سطوح بالاتر همدلی است.

یافته های همین مطالعه نشان داده که بیشتر مردان زمان ملاقات های مردانه بسیار کمتری نسبت به آنچه که نیاز دارند را تجربه می کنند و تنها 40 درصد آنها می‌ توانند «یک روز دیدار دوستانه» را به رابطه ای هفتگی و منظم تبدیل کنند. دانبار توصیه می‌ کند که با وجود سپری کردن متوسط 20 درصد از زمان روزمره خود در تعامل با دیگران از طریق روش‌ های مختلف، مردان نیاز به برقراری ارتباط به صورت چهره به چهره خواهند داشت تا بتوانند عمق روابط دوستانه خود را حفظ کنند و در این میان دیدار یکدیگر به صرف قهوه و یک تکه کیک یا هر چیز دیگری در یک کافه دنج در نزدیکی محل کار بهترین راه برای رسیدن به این هدف است.

بنابراین به نظر می‌ رسد مردانی که معمولا برای گرفتن «جواب مثبت» از سوی همسرانشان برای گذران وقت با دوستان خود به مشکل بر می خورند، بیش از سایر همتایان خود به افسردگی دچار می شوند.

 

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

پرسشِ این مقاله البته با پرسش‌های معمول متفاوت است و تنها بخش کوچکی از کاربران ردیت در جایگاهی قرار داشتند که بتوانند به آن پاسخ دهند. یکی از کاربران ردیت از بقیه پرسید:” آن دسته از کاربران که تجربه زندگی مشترک بسیار کوتاه (کمتر از یک سال) را دارید به ما بگویید چه اتفاقی باعث شد آن‌قدر سریع به جدایی فکر کنید؟”

طبق معمول در ادامه قرار است تعدادی از پاسخ‌ها به این پرسش را با هم مرور کنیم و طبق معمول شما مخاطبان بیا نی نی هم اگر مایل هستید می‌توانید در بخش نظرات به این پرسش پاسخ دهید یا نظرتان را درباره کلیت موضوع مطرح کنید.

تو زیادی چاق هستی

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

تنها دو ماه از ازدواج من و شوهر سابقم گذشته بود که اولین چراغ هشدار برایم روشن شد. شوهرم به من اعلام کرد که از نظر او من زیادی چاق هستم و به همین دلیل دیگر خبری از رابطه جنسی نخواهد بود. من در عرض سه ماه با روشی اشتباه که آسیب زیادی به همراه داشت توانستم 30 کیلو از وزنم را کم کنم اما چراغ‌های هشدار بعدی در حال روشن شدن بودند. من و شوهر سابقم در ملکی زندگی می‌کردیم که متعلق به والدین من بود و اساسا همه مخارج زندگی ما از طریق آن‌ها تامین می‌شد. اندکی بعد شوهرم به من گفت که با زن دیگری وارد رابطه شده است و در همین نقطه اشتباهم را پذیرفتم. کمتر از 30 روز بعد در حالی که تنها چند ماه از ازدواجمان می‌گذشت برای طلاق درخواست دادم و طبق قانون ایالتِ ما او از خانه بیرون انداخته شد.

شروعِ تغییرِ رفتار از همان ماه عسل

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

راستش در همان مسافرت ماه عسل به این نتیجه رسیدم که رفتار زنی که به تازگی با او ازدواج کرده بودم تغییر کرده است. همه چیز آن‌قدر بد پیش رفت که دو روز زودتر از ماه عسل به خانه برگشتم تا پیش سگم باشم. خیلی زود متوجه شدم او از حلقه ازدواجمان استفاده نمی‌کند و در اکثر مواقع من را به جای همسرش به عنوان دوست پسرش معرفی می‌کند. آخرین نشانه برای من اما زمانی بود که به خاطر بیماری شدید پدربزرگم بسیار تحت فشار و ناراحت بودم و همسر سابقم در دومین ماه ازدواجمان به من گفت:”ای کاش پدربزرگت زودتر شرش را کم کند چرا که دیگر توان تحمل این خانه پر از غم و اندوه را ندارم.” تنها 4 ماه پس از ازدواجم با آن زن، درخواست طلاق دادم.

یک تجربه تلخ

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

راستش حالا که به آن زمان نگاه می‌کنم می‌بینم که من اصلا علاقه‌ای به ازدواج نداشتم. در آن زمان من تنها 24 سال سن داشتم و با نزدیک به 70 ساعت کار در هفته و البته مشکلات مربوط به سلامت روان، آن‌قدر از تنهایی می‌ترسیدم که وقتی دوست دخترم پس از چند ماه دوستی درباره علاقه‌اش به ازدواج گفت نتوانستم مخالفت کنم. خیلی زود پس از جشن عروسی همه چیز تغییر کرد. در آن زمان به خاطر مخارج عروسی من مجبور بودم بیشتر کار کنم و هر روزی که می‌گذشت فاصله بیشتری بین ما به وجود می‌آمد. در پنجمین ماهِ زندگیمان فهمیدم همسرم چند ماه پیش از عروسی به من خیانت کرده است. فهمیدم دقیقا در آن زمانی که من برای تحقق جشنِ رویاییِ او 16 ساعت در روز کار می‌کردم، دقیقا در آن زمانی که من برای خریدن لباس عروس مورد علاقه‌اش زیر قرض می‌رفتم، او با شخص دیگری رابطه داشته است. همان طور که در ابتدا گفتم آن وقت‌ها من خیلی جوان بودم و وضعیت روحی مناسبی هم نداشتم و وقتی از این قضیه باخبر شدم انگار دچار فروپاشی روانی شدم و سعی کردم به زندگی خودم پایان دهم. البته خوشبختانه من زنده ماندم اما علاوه بر آن خودکشی ناموفق، آن ازدواج باعث شد چند سالِ دیگر از عمرم را با افسردگی و سرزنش کردنِ خودم بگذرانم.

یک بازیگر تمام عیار

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

راستش حالا که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم رفتار آن زن به محض اینکه به صورت رسمی ازدواج کردیم شروع به تغییر کرد. او از همان فردای عروسی شروع به تحت کنترل گرفتن تمام ابعاد زندگی من گرفت. او به راحتی دروغ می‌گفت و برای رسیدن به هدفش از هیچ رفتاری دریغ نمی‌کرد. ما پیش از ازدواج زمان کمی را با هم گذرانده بودیم اما او در این زمان یک دختر مهربان، دلسوز، شیرین ومتین به نظر می‌رسید. زندگی مشترک ما تنها 10 ماه دوام آورد و من از این اشتباه این درس را گرفتم که انسان‌ها می‌توانند در زمان کم نقش بازی کنند و به جای نشان دادن واقعیت شخصیتشان، فقط آن چیزی را به شما نشان دهند که دوست دارید ببینید.

و منِ ساده‌لوح

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

رابطه من و شوهرِ سابقم تنها 10 ماه دوام داشت. ازدواج ما زمانی واقعا به پیچ آخر رسید که او در نهمین ماه از زندگی مشترکمان، برای سومین بار به من خیانت کرد. می‌توانم حدس بزنم به چه چیزی فکر می‌کنید. راستش حتی وقتی خودم به گذشته نگاه می‌کنم متعجب می‌شوم که چرا پس از دو بار خیانت هنوز برای تمام کردن آن رابطه به دلیلِ دیگری احتیاج داشتم.

کاش پیش از ازدواج فقط کمی حرف می‌زدیم

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

البته این داستان نه برای من بلکه برای برادر شوهرم اتفاق افتاده است. او چند سال پیش با دختری ازدواج کرد و آن‌ها تنها پس از 100 روز از هم جدا شدند و آن‌هم تنها به این دلیل احمقانه که پیش از ازدواج با هم درباره مسائل مهم حرف نزده بودند. برادرِ شوهرِ من در ارتش مشغول به کار است و به خاطر شغلش مجبور است بسیار سفر کند و در سال چند بار محل زندگی‌اش را تغییر می‌دهد. همسر او هرچند که از شغل او خبر داشت اما هیچ آشنایی با این سبک زندگی نداشت و از طرف مقابل برادر شوهرم چون فکر می‌کرد این قضیه بسیار بدیهی و واضح است به خودش زحمت مطرح کردن آن را نداده بود. به همین راحتی 100 روز پس از جشن عروسی همه‌چیز تمام شد.

یک روانی تمام‌عیار

مردی که به یک دلیل عجیب رابطه جنسی با همسرش را متوقف کرد

مردی که من با او ازدواج کردم به سرعت نور از مردی بامزه و ماجراجو به یک روانی واقعی تبدیل شد. از فردای ازدواجمان او دیگر از نام من استفاده نکرد و حتی وقتی از او خواستم این رفتار را تمام کند همچنان من را “همسر” صدا می‌کرد. تنها اندکی بعد سعی کرد من را قانع کند که دیگر به دوست‌ها و آشناهایم احتیاجی ندارم و معتقد بود دیگر دلیلی برای دیدن آن‌ها وجود ندارد. بدون شک اما بدترین مرحله از زندگی مشترک کوتاه ما از زمانی آغاز شد که شک کردن‌های شوهر سابقم شروع شد. کافی بود با یک همکار مرد حرف بزنم و او به مرز دیوانگی برسد. اگر با یکی از همسایه‌ها احوال‌پرسی می‌کردم او به این نتیجه قطعی می‌رسید که من مشغول خیانت کردن به او هستم. روزی چند بار تلفن همراهم را زیر و رو می‌کرد تا به قول خودش سند خیانت من را پیدا کند. در نهایت اما رفتار او در یک کنسرت باعث شد همه‌چیز به پایان خودش برسد. او در میان جمعیت به این دلیل که پرسشِ یک مردِ مسن را پاسخ داده بودم به من حمله کرد و مردم به زور توانستند او را از من جدا کنند. همان موقع فهمیدم که صبر بیشتر ممکن است به قیمت جانم تمام شود وخیلی زود برای طلاق اقدام کردم.

محتویات خطرناکی که در سینک‌ها مخفی شده‌!

در مطالعه جدیدی که توسط محققان دانشگاه ریدینگ و مرکز اکولوژی و هیدرولوژی بریتانیا انجام شد، دانشمندان با بررسی بیش از ۲۵۰ “جامعه قارچی سینک” در محوطه دانشگاه، به بررسی عمیق این اکوسیستم تیره پرداختند.

تیم تحقیقاتی به رهبری Soon Gweon، بیوانفورماتیک دانشگاه ریدینگ، نمونه‌هایی را از زهکشی سینک توالت و تله P در ۲۰ ساختمان در سراسر محوطه اصلی دانشگاه جمع‌آوری کرد؛ محققان از سواب‌های پنبه‌ای استریل برای جمع‌آوری نمونه‌ها از زهکشی‌ها و تله‌های P استفاده کردند و جزئیات مربوط به کیفیت هر سینک را ثبت کردند که شامل مکان، هدف، برچسب جنسیت حمام و گرم یا سرد بودن آبی بود. آنها با استخراج DNA از نمونه ها، از تقویت واکنش زنجیره ای پلیمراز (PCR) و پردازش بیوانفورماتیک برای کمک به شناسایی ساکنان میکروبی سینک استفاده کردند.

نتایج جنگل های کپک زده با تنوع قارچی، مانند جنگل های بارانی کوچک در زهکش ها را نشان داد.

ممکن است بدیهی به نظر برسد که مکان‌های تاریکی مانند این از حیات میکروبی پشتیبانی می‌کنند، اما صرف حضور قارچ‌ها مهم‌ترین چیز نیست. محققان گزارش می دهند که این جوامع قارچی متنوع هستند و در عین حال بسیار شبیه به یکدیگر هستند.

سینک ها میزبان ۳۷۵ جنس از قارچ ها بودند. محققان گزارش می دهند که علیرغم تنوع زیستی بالا در هر سینک، همه جوامع قارچی پروفایل های طبقه بندی به طور شگفت انگیزی مشابهی را نشان دادند، به این معنی که فهرست و نسبت قارچ ها از سینک به سینک یا حتی از ساختمانی به ساختمان دیگر تفاوت چندانی نداشت.

محققان خاطرنشان کردند که مطمئن نیستند که چه چیزی باعث این شباهت می شود، اما توجه داشته باشید که شباهت قارچ های سینک از سرویس های بهداشتی و ساختمان های مختلف می تواند منعکس کننده “استفاده مشابه” توسط افراد جامعه باشد.

محتویات خطرناکی که در سینک‌ها مخفی شده‌!

گوئون می گوید: ما ۹۰ درصد زمان خود را در داخل خانه می گذرانیم، بنابراین در خانه و محل کار خود در معرض قارچ ها هستیم.

برای اکثر مردم، این مشکلی نیست، اما برای کسانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، گونه‌های قارچی خاص می‌توانند باعث عفونت‌های جدی شوند.

این مطالعه نشان می‌دهد که زهکش‌ها و تله‌های P نه تنها مکان‌های خوبی برای زندگی میکروب‌ها هستند، بلکه می‌توانند به عنوان مخزن برخی از کپک‌ها، مخمرها و سایر قارچ‌ها عمل کنند و به طور بالقوه گونه‌هایی را که می‌توانند انسان را بیمار کنند، در خود جای دهند و به آنها کمک کنند.

گوئون می‌گوید: پیدا کردن قارچ‌ها در یک محیط گرم و مرطوب تعجب‌آور نیست. اما سینک‌ها و تله‌های P تا کنون به عنوان مخازن بالقوه این میکروارگانیسم‌ها نادیده گرفته شده‌اند.

این می تواند یک یافته واقعاً مهم برای کسانی باشد که سعی می کنند به افراد دارای نقص ایمنی کمک کنند تا از عفونت های برخی از پاتوژن های فرصت طلبی که ممکن است در کمین سینک ها مانند فوزاریوم هستند جلوگیری کنند.

گوئون و همکارانش خاطرنشان می‌کنند که زهکش‌ها و لوله‌های سینک به لطف رطوبت مداوم، تغییرات موقت دما، pH بالای مواد شوینده و تجمع بالقوه مواد آلی، زیستگاه منحصربه‌فردی را برای قارچ‌ها در محیط ساخته شده ارائه می‌کنند.

با این حال، قارچ های موجود در سینک نیز باید سخت باشند. برای مثال، آن‌ها با انفجار آب داغ، به‌علاوه سطوح متغیر اسیدیته و در دسترس بودن غذا مواجه می‌شوند. برخی از قارچ‌ها ممکن است از مواد شوینده موجود در صابون به عنوان منبع غذایی غنی از کربن استفاده کنند.

محققان گزارش می دهند که فراوان ترین و فراگیرترین جنس موجود در مطالعه جدید Exophiala بود، یک “مخمر سیاه” که شامل گونه های خشکی زی و آبزی است.

آنها می نویسند: “گونه های Exophiala را می توان پاتوژن های فرصت طلبی در نظر گرفت که باعث عفونت های پوستی و سطحی می شوند.” اینها ممکن است به طور کلی خطر بالایی نداشته باشند، اما “عفونت های سیستمیک کشنده مستند شده اند.”