6 متهم ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها

6 متهم ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها

خراسان/ چه عواملی باعث شده که بر اساس آمار سازمان ثبت احوال طلاق در ایران به دهه هفتادی‌ها برسد؟
بر اساس آمارهای سازمان ثبت‌احوال کشور، 12.2 درصد ازدواج‌های صورت گرفته بین سال های ۹۱ تا ۹۷ به طلاق ختم شده است و 2.8 درصد این زوج‌های طلاق‌ گرفته فقط یک سال زندگی کرده‌اند. به تعبیری، میزان طلاق ثبت شده نسبت به ازدواج‌های ثبت شده حدود ۲۰ درصد است و میانگین سنی طلاق ۲۵ تا ۲۶ سالگی است یعنی نسل ازدواج‌هایی که به طلاق ختم شده به دهه هفتادی‌ها رسیده   و حدود نیمی از نسل ازدواج‌های زنان که به طلاق منجر شده ، مربوط به زنان دهه هفتادی است. (منبع خبر: روزنامه ایران). پر واضح است که همه دختر و پسرها به امید چشیدن طعم خوشبختی تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اما چه اتفاقی می‌افتد که مهر تلخ طلاق بر زندگی مشترکشان حک می‌شود؟ به بهانه آمار اعلام شده توسط سازمان ثبت‌احوال در ادامه به متهمان ردیف اول طلاق دهه هفتادی‌ها اشاره خواهیم کرد و این‌که دختر و پسرهای دم‌بخت باید چه کنند که در آینده نزدیک به این آمار اضافه نشود؟

 جدی نگرفتن جلسات خواستگاری
بعضی دختر و پسرهای دهه هفتادی بعد از گرفتن تصمیم‌نهایی برای ازدواج، نه تنها جلسات خواستگاری را جدی نمی‌گیرند بلکه اطلاعات خودشان را برای نحوه شناخت طرف مقابل و پرسیدن موارد کلیدی در این جلسه سرنوشت‌ساز بالا نمی‌برند. ازدواج بدون آگاهی کافی از خود و طرف مقابل، اولین دلیل برای بروز مشکلات در زندگی مشترک است چرا که وقتی دختر یا پسر از ویژگی‌های فردی و شخصیتی خود شناخت لازم را نداشته باشد، نمی‌تواند چشم انداز روشنی از اهداف و برنامه‌هایش ترسیم کند. بسیاری از دخترها و پسرها هیچ گونه اطلاعاتی راجع به جنس مخالف ندارند و نمی‌دانند که ویژگی‌های شخصیتی، سلیقه ها، انتظارات و دیدگاه‌های طرف مقابل‌شان با آن‌ها فرق می‌کند بنابراین آن‌ها را با دیدگاه خودشان در جلسات خواستگاری ارزیابی می‌کنند و این‌جاست که نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود و این یعنی شروع اختلافات و ناسازگاری‌ها.
 تصمیم به ازدواج به محض عاشق‌شدن
یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش آمار طلاق در این سال‌ها، ازدواج‌های نامناسب و ناهمگون بوده است. جالب این که در یک ازدواج نامناسب و ناهمگون حتی اگر مهارت آموزی هم انجام شود، باز هم نتیجه تغییر نمی‌کند چراکه خانه از پای بست ویران است. به طور قطع دخترها و پسرها برای این انتخاب مهم، به کمک و همراهی نیاز دارند تا بتوانند به درک درستی از ازدواج برسند و درگیر انتخاب‌های احساسی و عجولانه نشوند. بعضی دختر و پسرهای دهه هفتادی که به عاشق شدن در یک نگاه باور دارند، به محض مواجهه با آن، تصمیم به ازدواج می‌گیرند! حال این‌که چگونه به این دختر یا پسر کمک شود، می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد. در بسیاری از موارد حتی خانواده‌ها هم آگاهی و مهارت لازم را برای این کار ندارند یا به جای آن‌ها تصمیم می گیرند.
 مسئولیت‌پذیر نبودن
یکی دیگر از دلایل شکست در ازدواج و رسیدن به جدایی در چند سال گذشته، نداشتن بلوغ فکری و عاطفی و کاهش چشمگیر حس مسئولیت‌پذیری بین جوانان است. به نظر می‌رسد هر قدر شرایط ازدواج و انتخاب همسر، انتخاب شغل و اداره زندگی مشترک مشکل‌تر و سخت‌تر شده، به همان نسبت وابستگی افراد به خانواده‌هایشان بیشتر شده است زیرا احساس می‌کنند   به تنهایی از عهده این مسئولیت سنگین بر نمی‌آیند. به تدریج نداشتن استقلال باعث می‌شود که فرد بخشی از مسئولیت خود را به گردن خانواده و دیگران بیندازد و به محض قرار گرفتن در تنگنا به طلاق فکر ‌کند.
 درگیر شدن با یک‌سری توهمات درباره مسائل زناشویی
ما نمی‌توانیم درک متقابل زن و شوهر از یکدیگر را که سبب آرامش آن‌ها می شود، از غرایز جنسی تفکیک کنیم. این ها درهم تنیده هستند و روی هم تاثیر می‌گذارند. درک جنسی و عاطفی همسر، انسان را به آرامش می‌رساند و اگر در ارضای غرایز جنسی هر یک مشکلی وجود داشته باشد، روی روابط زناشویی آنان تأثیر فراوانی می‌گذارد. باید توجه کرد که ارضای غرایز جنسی در زندگی زناشویی  شبیه     چسب زندگی است و باعث می‌شود زن و شوهر بیشتر در کنار هم احساس صمیمیت و آرامش کنند و از یکدیگر لذت ببرند. عده‌ای تصور می‌کنند که با خواندن چند مطلب یا دیدن چند کلیپ از این ماجرا اطلاعات کافی کسب کرده‌اند در صورتی که نحوه ارضای غرایز جنسی در زن و مرد کاملا با هم متفاوت است و متاسفانه بعضی جوانان به خصوص دهه هفتادی‌ها، یک سری توهمات و باورهای اشتباه درباره مسائل زناشویی دارند که برای‌شان دردسرساز خواهد شد.
 آشنا نبودن با مهارت‌های همسرداری
یکی دیگر از دلایل شکست خوردن یک ازدواج، نداشتن مهارت‌های لازم از سوی زن و شوهر است. همان طور که اگر یک کارگر بدون ابزار کافی وارد محل کار شود، نمی‌تواند کار خود را پیش ببرد، زن و شوهر هم اگر بدون داشتن مهارت و توانایی‌های کافی در زمینه‌های ارتباطی و حل مسئله وارد زندگی مشترک شوند نمی‌توانند با یکدیگر ارتباط موثر برقرار کنند و در نتیجه مشکلات به جای حل شدن روز به روز پیچیده‌تر و گسترده‌تر می‌شود. زوج‌ها برای ادامه یک ارتباط رضایت بخش باید از مهارت‌های زندگی مانند گفت وگو، گوش دادن و توانایی حل مسئله آگاهی داشته باشند چرا که وجود   مشکل و اختلاف سلیقه در زندگی طبیعی است ولی نکته حائز اهمیت نحوه برخورد با این مشکلات است. گفت‌وگو یک عامل مهم در ازدواج موفق و زندگی مشترک است. زوج‌هایی که بیشتر اهل گفت وگو هستند، توانایی حل مسئله را نیز دارند.
 کم اهمیت دانستن معتاد بودن طرف مقابل
اگر مخاطب همیشگی صفحه خانواده و مشاوره باشید، به خصوص در چند وقت اخیر حتما پیامک‌های زن و شوهرهایی را دیده‌اید که یکی از آن‌ها معتاد است و پایداری زندگی مشترکشان به خطر افتاده است. اعتیاد همواره در صدر دلایل جدایی زن و شوهرها قرار داشته و دارد. به همین دلیل به هیچ‌وجه نباید به امید ترک کردن با مرد یا زنی ازدواج کرد و به قدرت عشق برای اصلاح طرف مقابل، ایمان آورد. وقتی یک عضو و به خصوص مرد خانواده گرفتار اعتیاد می‌شود، نمی‌تواند وظایف خود را در محل کار و محیط خانواده به درستی انجام دهد بنابراین نتیجه این کاهش عملکرد در محل کار ممکن است اخراج و بیکاری باشد و در خانواده هم بی‌توجهی به همسر و فرزندان که این بی‌توجهی مقدمه‌ای است برای بروز اختلاف و درگیری بین زن و شوهر.
نویسنده : دکتر حسین محرابی | مشاور خانواده

5 مقطع بحرانی زندگی مشترک و راه‌ جلوگیری از طلاق در آنها

5 مقطع بحرانی زندگی مشترک و راه‌ جلوگیری از طلاق در آنها

بیا نی نی/ رابرت لوییس استیونسون، نویسنده سرشناس بریتانیایی جمله ای جالب و ماندگار در زمینه ازدواج و زندگی مشترک دارد که بدین شرح است:” ازدواج مانند یک گفتگوی طولانی است که گاهی اوقات با مشاجره به تیرگی می انجامد”. دیر یا زود، زندگی مشترک یک زوج وارد مرحله ای بحرانی می شود و چنین بحران هایی در زندگی مشترک غیرقابل اجتناب هستند. خبر خوب این است که هنگام رخ دادن این بحران ها، زوجین به سطح تازه ای از رابطه و زندگی مشترک خود می رسند و راه های جدیدی برای داشتن زندگی شادی در کنار هم پیدا می کنند. بدین ترتیب می توان گفت که زوجین نباید از بروز بحران در زندگی مشترک واهمه ای داشت زیرا همین بحران ها و درگیری هاست که نشان دهنده شکل گیری یک رابطه عمیق است.
تنها راه معقول برای پیروزی بر این بحران ها بدون شک تسلیم نشدن و تلاش برای دستیابی به راه هایی برای غلبه و کنار آمدن با تفاوت هاست. در ابتدای آشنایی و پیش از رسمی شدن ازدواج دو نفر، آن ها قول می دهند که در تمامی شرایط و در سختی ها و خوشی ها در کنار یکدیگر باشند و زوجین باید در موارد بحرانی نشان دهند که این گفته هایشان تنها یک گفتمان پوچ و توخالی نبوده است. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۵ مرحله خطرناک و بحرانی در طول دوران زندگی مشترک زوجین آشنا کنیم که مدیریت آن ها باعث می شود شانس جدایی و طلاق گرفتن زوجین از یکدیگر به شدت کاهش یابد.

 اولین سال ازدواج: مرحله شناخت
پینک خواننده مشهوری است که بسیاری از علاقمندان به دنیای موسیقی او را می شناسند. او کسی بود که برای ازدواج با همسر آینده اش پیشقدم شد اما این دو پس از یک سال زندگی مشترک از هم جدا شدند و مدت کوتاهی بعد بار دیگر با هم ازدواج کرده و اکنون ۲ فرزند دارند. ریتا دی ماریا، یک کارشناس حوزه ازدواج و خانواده، این دوره بحرانی را «مرحله شناخت» می نامد. این بحران معمولاً پس از ۶ تا ۱۲ ماه زندگی مشترک رخ می دهد. دوران عشق و علاقه شدید و گاه کورکورانه اولیه دیگر سپری شده و رفته رفته متوجه نقص ها و نقاط ضعف شریک زندگی خود می شوید و رفتارهای ناخوشایندی از طرف مقابل که روزگاری به آن ها اهمیت نمی دادید برای شما جدی و گاه غیرقابل تحمل می شوند. به گفته دی ماریا «زمان آن رسیده که یاد بگیرید مانند یک تیم کار کنید».
در این مرحله بحرانی از زندگی مشترک چه باید کرد؟ بورلی هیمن، روانشناسی برجسته در این حوزه است که در جواب به این سوال چنین می گوید:” اگر قبل از ازدواج در مورد مسایل بسیار مهمی مانند مسایل مالی، بچه، دیدار با بستگان، اوقات فراغت و غیره صحبت نکرده اید اکنون زمان آن رسیده که این کار را بکنید”. باید بسیار صادقانه در مورد ارزش ها و اولویت های خود صحبت کنید. به احتمال فراوان بین ارزش ها و اولویت های شما و شریک زندگیتان تفاوت هایی کم و بیش وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی است که دو طرف باید سعی کنند با هم صلح کرده و به توافق برسند به نحوی که تنها یک طرف مجبور به کوتاه آمدن نباشد. بسیار مهم است که در طی این دوره بحرانی به توافقی محکم بر سر موضوعاتی مهم و گاه دردناک دست یابید.

۳ تا ۴ سال پس از ازواج: «منطقه آرامش» خطرناک
ازدواج شان پن و مدونا تنها ۳ سال دوام داشت اما این دو در مصاحبه هایشان بارها گفته اند که هنوز هم به یکدیگر علاقه دارند. شاید آن ها در تصمیمشان برای جدایی عجله کردند. تحقیقات انجام گرفته در بین ۲.۰۰۰ زوج بریتانیایی نشان می دهد که بعد از ۳ سال و نیم زندگی مشترک، زوجین دیگر همدیگر را پذیرفته و طرف مقابل را جزیی جداناپذیر از زندگی خود می داند. بعد از این مدت دیگر زوجین خوابیدن را به رابطه جنسی ترجیح داده و دیگر خبری از «دوستت دارم» گفتن به یکدیگر نخواهد بود. هر یک از زوجین «منطقه آرامش» مخصوص و مجزای خود را پیدا خواهد کرد.
از یک طرف چنین شرایطی، حسی فوق العاده دوست داشتنی از امنیت و آرامش را به زوجین هدیه می دهد و از طرف دیگر، که طرف منفی ماجرا نیز هست، موضوعات نسبتاً ناخوشایند در زندگی این دو مانند باز گذاشتن در هنگام دستشویی رفتن شبانه یا پوشیدن لباس های نامناسب هنگام خواب و یا هر عادت ناخوشایند دیگری از جانب زوجین دیگر طبیعی می شود. اگر چه ۸۲ درصد از زوجین مورد مطالعه قرار گرفته گفته بودند که از ازدواج خود راضی و خوشحالند اما ۴۹ درصد از آن ها گفته بودند که دوست دارند همسرشان رفتارهای رمانتیک بیشتری داشته باشد.
در این مرحله بحرانی از زندگی مشترک چه باید کرد؟ باید درجه ای از رمانتیک بودن را در زندگی خود حفظ کنید. سعی کنید نقاط ضعف یکدیگر را پوشش داده و به تحسین دستاوردهای طرف دیگر در زندگیتان بپردازید. بهتر است از گفتن هر آنچه که در ذهن شما می گذرد خودداری کنید و گاهی اوقات بهتر است ساکت بمانید. اگر حس می کنید بین شما و همسرتان مشکلی پیش آمده است بدون متهم کردن او و خیلی آرام بحث در مورد آن را شروع کنید. قبل از هر چیز باید به درون خود نگاه کنید و رفتارهای خودتان را قضاوت نمایید. بهبود شرایط در زندگی مشترک و رشد زندگی خانوادگی زمانی اتفاق می افتد که هر یک از زوجین بتواند خود را از دید دیگران دیده و میزان مشارکت و عدم مشارکت خود در پیشبرد رابطه زناشویی را به درستی درک نماید.

۵ تا ۷ سال پس از ازدواج: «درد ۷ سالگی»
دیوید شویمر، که همه او را به خاطر بازی در سریال محبوب «دوستان» می شناسند، و همسرش زوی باکمن اعلام کردند که پس از ۷ سال زندگی مشترک می خواهند مدتی دور از هم زندگی کنند و بسیاری امیدوارند که این جدایی موقتی باشد. در زمینه روانشناسی ازدواج یک عبارت بسیار مشهور وجود دارد با عنوان «درد ۷ سالگی». این دوره یکی از بحرانی ترین و سخت ترین دوران در زندگی مشترک هر زوجی به شمار می آید. بورلی هیمن می گوید بعد از ۷ سال زندگی مشترک، زوجین زندگی آرام و متوازنی دارند؛ رابطه آن ها کاملاً طبیعی بوده و طوری با هم رفتار می کنند که انگار روی سیستم خودکار قرار دارند که البته اشتباه بسیار بزرگی است.
ابراز علاقه و روابط جنسی بین طرفین تنها به یک امر روتین و از پیش برنامه ریزی شده تبدیل می شود. به نظر می رسد زوجین همه چیز را در مورد یکدیگر می دانند. در این برهه زمانی است که زوجین تصمیم می گیرند برای نجات زندگی خود و ایجاد تغییری مناسب و مثبت در آن، صاحب اولین و گاه دومین فرزند شوند. اما زوجین باید توجه داشته باشند که فرزند یک شخصیت سوم است و نه وسیله ای برای نجات زندگی زن و شوهر.
در این مرحله بحرانی از زندگی مشترک چه باید کرد؟ رابرت تیبی، که یک روانشناس خانوادگی است برای حل این مشکل و گذار از این مرحله بحرانی پیشنهادهایی به شرح زیر دارد:
ارتباطاتتان را با هم قطع نکنید. باید کمتر رسمی رفتار کند. به جای این که بگویید:”روزت چطور بود؟ خوب بود؟”. بهتر است مهربانانه تر و با صدقت بیشتری صحبت کنید.
به محض این که مشکلی بین شما پیش می آید برای حل آن اقدام کرده و نگذارید مشکلات، دلخوری ها و درگیری ها روی هم انباشته شوند.
 به خودتان گوش دهید. هرازچندگاهی شرایطتتان را مورد بررسی قرار دهید. فهرست خواسته ها و نیازهایتان و همچنین دیدگاه هایتان نسبت به آینده را بررسی و روزآمد کنید. افکار خود را با همسرتان در میان بگذارید.
در مورد آینده زندگی مشترک خود با همسرتان صحبت کنید. برای سال آینده چه برنامه هایی دارید، یا ۵ یا ۱۰ سال آینده؟ بار دیگر نکته مهم در تمامی این مراحل صداقت و بازگویی تمام خواسته ها و احساسات است. در این دوره باید از بیش از حد مودب بودن و بیان مبهم خواسته ها و مشکلات خودداری نمایید.

۱۰ تا ۱۵ سال پس از ازدواج: سن مشکل ساز
مگان فاکس و برایان آستین گرین بعد از ۱۱ سال زندگی مشترک نزدیک بود از هم جدا شوند اما این دو موفق شدند زندگی مشترکشان را نجات داده و اکنون دارای ۳ فرزند شده اند. بر اساس تحقیقی که اخیراً انجام شده، ۱۰ سالگی هر رابطه ای یک تاریخ آستانه ای بسیار مهم و سخت است. در مصاحبه ای که با ۲.۰۰۰ زن متاهل آمریکایی صورت گرفت مشخص شد که از دیدگاه آن ها ۱۱اُمین سال ازدواج سخت ترین و بحرانی ترین دوره در زندگی مشترک زوجین است.
در این دوره زنان حجم بسیار زیاد و گاه غیرقابل تحملی از مسئولیت را دارند: آن ها باید از فرزندانشان مراقبت کنند، وظیفه مدیریت فضای خانه را بر عهده دارند و همزمان بسیاری از آن ها باید خارج از خانه نیز کار کنند. از آنجایی که همواره با کمبود زمان مواجه می شوند؛ کیفیت رابطه آن ها با همسرشان به شدت کاهش می یابد. در همین دوره است که مرد دیگر زنش را یک زن جذاب، مانند آنچه که در گذشته به نظر می رسید، نمی بیند. مطالعات آماری نشان می دهد که عمر متوسط یک زندگی مشترک در اروپا ۱۱ سال است که این موضوع بحرانی بودن این دوره زندگی را نشان می دهد.
در این مرحله بحرانی از زندگی مشترک چه باید کرد؟ خبر خوب این است که اگر بر بحران این دوره از زندگی مشترک غلبه کنید، رضایتمندی شما از رابطه با همسر خود در ۲۰ سال آینده زندگی تان به طور مدام در حال افزایش خواهد بود. دانا فیلمور و ایمی بارنهارت، ۲ روانشناس فعال در حوزه خانواده، در این باره توصیه می کنند که در این دوره بهتر است کمی شوخ طبعی و ملاحت را وارد رابطه خود کنید. سعی کنید بیشتر با هم بخندید و سطح انتظاراتتان را کاهش دهید. اگر چه شاید زندگی مشترک و ازدواج شما بی نقص نباشد اما آن قدرها که فکر می کنید نیز بد نیست. تمرکز خود را بر روی جنبه های مثبت زندگی مشترک و همسرتان قرار دهید.

۲۰ تا ۳۰ سال پس از ازدواج: بحران میانسالی و «طلاق خاکستری»
دنی دویتو و ریا پرلمن پس از ۳۰ سال زندگی مشترک از هم جدا شدند که این موضوع باعث شوکه شدن طرفدارانشان شد. اما یک سال بعد این دو اعلام کردند که در تصمیم گیری برای جدایی دچار اشتباه شده و بار دیگر با هم ازدواج کردند. بحران ۲۰ سالگی زندگی مشترک و ازدواج به دلیل بحران میانسالی زوجین رخ می دهد. این تاثیر با یک حالت خاص به نام «سندروم آشیانه خالی» تشدید نیز می شود. این سندروم زمانی رخ می دهد که فرزندان بزرگ شده و راه خود را در زندگی دنبال می کنند و بدین ترتیب زن و شوهر پس از مدت های طولانی به یکباره تنها می شوند، درست مانند شرایطی که در ابتدای رابطه خود داشتند.
شاید زوجین فکر کنند به دلیل این که مهم ترین ماموریت آن ها به پایان رسیده، ازدواج آن ها طراوت سابق را ندارد از این رو از هم فاصله می گیرند. یک روانشناس آمریکایی این جدایی را «طلاق خاکستری» می نامد زیرا در این مرحله از زندگی مشترک، موهای زوجین رو به خاکستری شدن نهاده است. در دنیای مدرن تعداد طلاق ها در این مقطع زمانی از زندگی مشترک زوجین افزایش یافته است.
در این مرحله بحرانی از زندگی مشترک چه باید کرد؟ از یکدیگر فاصله نگیرید. به دنبال دلایل و انگیزه های دیگری برای در کنار هم ماندن بگردید. اگر زوجین مشکلاتشان را به دلیل فرزندانشان نادیده گرفته باشند، اکنون که دیگر تنها شده و خبری از فرزندان نیست، درگیری ها و اختلافات بین این دو شدت بسیار بیشتری خواهد داشت. از طرف دیگر زمان و فرصت بسیار بیشتری برای حل مشکلات و اختلافات دارید و زمان بسیار خوبی برای بازسازی ازدواجتان است. استیو سیبولد یک مشاور رفتاری زوجین است که در این باره می گوید: بهتر است با هم ورزش کنید یا اهداف مشترکی برای همدیگر تعیین کنید، برای مثال سفر، کسب و کار جدید، کلاس های زبان یا هر کاری که به شما کمک کند تجربه های فراموش نشدنی داشته باشید.

توصیه هایی برای غلبه کردن بر بحران های زندگی مشترک
مورت فرتل، یک روانشناس و مشاور روابط زوجین است بر این باور می باشد که در جریان گذاشتن احساسات با همسر و یا مشاوره گرفتن از یک روانشناس و مشاور همیشه نمی تواند باعث نجات زندگی مشترک زوجین شود زیرا این راه حل ها نمی توانند به طور دقیق به شما بگویند که چه کارهایی باید برای غلبه قطعی بر بحران انجام دهید. فرتل برای غلبه بر بحران های زناشویی توصیه هایی دارد که تعدادی از آن ها به شرح زیر می باشند:
۱- سعی کنید حتی به تنهایی زندگی مشترکتان را نجات دهید. همواره گفته می شود که زندگی مشترک تنها زمانی نجات داده می شود که هر دو طرف برای انجام این کار تلاش کنند. اما حتی تلاش های صورت گرفته توسط یکی از زوجین نیز می تواند شرایط کنونی رابطه زناشویی را تغییر داده و حتی سرسخت ترین و لجوج ترین همسران را نیز به مشارکت در فرآیند برون رفت از بحران ترغیب نماید.
۲- از خودتان سوال های اشتباه نپرسید. از خودتان نپرسید:” آیا برای انتخاب همسر بهترین انتخاب را داشته ام؟”. کلید موفقیت در ازدواج پیدا کردن همسر درست و بی نقص نیست، بلکه نکته کلیدی در این موضوع این است که توانایی دوست داشتن کسی که انتخاب کرده اید را داشته باشید. شانس هیچ تاثیری در عشق ندارد بلکه چیزی است که خودتان انتخاب می کنید و عشق را باید در انتخاب خود جستجو کنید نه در شانس.
۳- فاصله گرفتن موقت شما را از هم دور خواهد کرد نه نزدیک تر. گفته می شود که جدایی های موقتی یا فاصله گرفتن می تواند احساسات شما را بازیابی نماید اما واقعیت این است که این روش شما را بیش از پیش از همه دور خواهد کرد، به ویژه در شرایط بحرانی رابطه که هدف این است بار دیگر به هم نزدیک شوید.
۴- کمتر در مورد مشکلات صحبت کنید. صحبت کردن در مورد مشکلات زندگی زناشویی و ازدواج آن ها را حل نخواهد کرد بلکه باعث عمیق تر شدن آن ها خواهد شد. این گونه بحث ها باعث مشاجره و عصبانیت خواهد شد. صحبت کردن در مورد یک مشکل بدین معنا نیست که آن را حل کرده اید. کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید. برای حل مشکلاتتان راه حل های عملی و واقعی پیدا کنید.
۵- فکر نکنید که یک روان شناس جواب های بسیار دقیقی برای حل مشکلات زناشویی به شما خواهد داد. جلسات مشاوره ای به زوجین این امکان را خواهد داد که با هم صحبت کنند و دیدگاه فکری همدیگر را درک نمایند اما پاسخ قطعی در مورد این که چه باید کرد تا مشکلات زناشویی حل شوند به شما نخواهند داد. در نتیجه ممکن است زوجین حتی از نتیجه جلسات مشاوره نیز ناامید شوند.
۶- در مورد مشکلات و بحران های زناشویی خود با بستگان و دوستانتان صحبت نکنید. یکی از مهم ترین ارزش های بین زوجین در زندگی مشترک، حس اعتماد و محرمانه ماندن مشکلات بین زوجین است از این رو صحبت کردن در مورد رابطه مشترک با همسرتان با دوستان و آشنایان یک اشتباه بسیار بزرگ خواهد بود. این کار باعث می شود که اعتماد و اطمینان همسرتان را زیر پا بگذارید و کار نادرستی است که شرایط را برای طرفین بغرنج تر خواهد کرد.

پدران طلاق گرفته و هشت راه حل موثر برای موفقیت آنها

پدران طلاق گرفته و هشت راه حل موثر برای موفقیت آنها

کودکت/ شاید بعد از طلاق سخت‌ترین چالش برای هر پدری این باشد که خودش را پدری مجرد می‌بیند که دیگر با فرزندانش زندگی نمی‌کند. ممکن است این تجربه ویران‌کننده باشد. از آنجا که هر طلاقی وضعیت متفاوت و منحصربه‌فردی دارد، هرچه پدران طلاق گرفته درباره این شرایط و پیش‌آمد‌های آینده اطلاعات بیشتری داشته باشند، واکنش بهتری به این وضعیت نشان خواهند داد.

تاثیر طلاق بر کودکان و نحوه سازگاری با آن
گاهی ممکن است بعد از طلاق، به‌ویژه نوع دردناک و آزاردهنده آن، پدران متوجه تاثیر آن بر کودکان نباشند. بعد از طلاق والدین، زندگی کودک زیر و رو می‌شود، بنابراین عبور از این مرحله و سازگاری با شرایط جدید ممکن است بسیار رنج‌آور و سخت باشد. از متخصصان کمک بگیرید تا بدانید کودک قبل از سازگاری و پذیرش شرایط جدید ممکن است چه رفتارهایی از خود نشان دهد.

بعد از طلاق با کودک ارتباط داشته باشید
داشتن رابطه‌ای باکیفیت و کارآمد با کودکان بعد از طلاق نیازمند صرف زمان است، بهتر است تا حد امکان نزدیک خانه باشید. گاهی مشاغل یا برخی از شرایط مانع ارتباط شما با کودک خواهد شد، اما فداکاری و گذشت شما ارزش ثبات و پیوند بهتر با کودک را دارد. درباره دلایل و روش‌های ارتباط نزدیک با همسر سابق و فرزندان خود آگاهی کسب کنید.

آنچه باید درباره حمایت از فرزندان خود بدانید
حتی اگر بعد از طلاق حضانت کودک بر عهده شما نیست، شاید به‌زودی درگیر مسائل مربوط به سرپرستی کودک شوید. احتمالا قوانین حمایت از کودکان بسیار سفت و سخت عمل می‌کند و نادیده گرفتن آنها جریمه‌های مالی و عواقب سنگینی دارد. بسیاری از پدران مجرد برای چنین پرداخت‌هایی دچار مشکل می‌شوند، به‌ویژه که در اثر طلاق احتمالا شرایط زندگی و کاری‌شان به طور کلی تغییر کرده است. بنابراین، بهتر است درباره مسائل مالی، حضانت کودکان و مدیریت هزینه‌ها اطلاعات کسب کنید.

همکاری پدران طلاق گرفته در سرپرستی کودک
اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که سرپرستی کودک بین شما و همسر سابقتان تقسیم شده باشد، بهتر است کلید مدیریت این رابطه مهم را بدانید. گاهی هر قدر هم پدر و مادر بعد از طلاق روابط دوستانه و مسالمت‌آمیزی داشته باشند، جزئیات سرپرستی مشترک ممکن است شکاف و مشکلاتی ایجاد کند. تحقیق کنید که سایر پدر‌ها چگونه روابط ناشی از سرپرستی مشترک را مدیریت می‌کنند.

از راه دور با فرزندانتان در تماس باشید
مشاغل خاص مانند مشاغل نظامی ممکن است روابط شما را با کودکتان محدود کند. فقدان و غیبت همیشه باعث افزایش اشتیاق و علاقه کودک نسبت به پدر نخواهد شد. گاهی ممکن است احساسات ناخوشایندی را هم ایجاد کند. یاد بگیرید زمانی که دور از کودکید، از چه راه‌هایی می‌توانید پیوند بهتری بین خودتان ایجاد کنید.

از لحظات با کودک بودن بیشترین استفاده را ببرید
وقتی کودکان تعطیلات آخر هفته یا یک شب در هفته با شما هستند، چه کاری برای ارتباط بهتر و مفید‌تر می‌توانید انجام دهید؟ آیا می‌توانید بدون اینکه کاری خارق‌العاده انجام دهید تجربه‌ای خوب و خاطره‌انگیز برای خود و فرزندتان ایجاد کنید؟ بهتر است از همین الان برای ملاقات‌های پیش رو برنامه‌ریزی کنید تا اوقات خوشی با فرزندتان داشته باشید.

ازدواج مجدد
برای برخی پدران طلاق‌گرفته ممکن است بازگشت به روال زندگی عادی بسیار سخت و دردناک باشد، اما گاهی شرایط برای ازدواج مجدد فراهم است. این اتفاق نه تنها پدران طلاق‌گرفته را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد، بلکه برای فرزندان هم که همچنان امید پیوند دوباره پدر و مادر را دارند، بسیار رنج‌آور است. یاد بگیرید از چه روش‌هایی می‌توانید دوباره به زندگی عادی برگردید و به سازگاری کودکان با شرایط جدید کمک کنید.

تهیه برنامه اصولی برای فرزند‌پروری
داشتن برنامه فرزند‌پروری خوب برای پدران طلاق‌گرفته به منظور تقسیم وظایف سرپرستی با همسر سابق ضروری است. این برنامه وظایف، مسئولیت‌ها و روابط را مشخص می‌کند و برای جلوگیری از اختلافات در آینده، چارچوبی مناسب در اختیار والدین قرار می‌دهد.

سلفی طلاق؛ پدیده‌ای که شبکه‌های اجتماعی را پُر کرد

سلفی طلاق؛ پدیده‌ای که شبکه‌های اجتماعی را پُر کرد

اعتماد/ خبر سلفی گرفتن بعد از پایان فرایند رسمی طلاق آن هم در لحظه خروج از دادگاه‌های تونس شبکه‌های اجتماعی این کشور را فرا گرفته است.
رسانه‌های عربی از تونس خبر دادند، برگزاری جشن از سوی زوج‌های تازه طلاق‌گرفته در بیرون دادگاه آن هم از طریق ثبت سلفی با یکدیگر با پس‌زمینه دادگاه به صورت امری رایج در میان این زوج‌ها درآمده است.

در حالی که برخی از کاربران این کار را اقدامی مثبت و بیانگر درک متقابل خواسته‌های ۲ طرف تلقی می‌کنند، برخی دیگر آن را اقدامی غیرقابل قبول در جامعه سنتی این کشور می‌دانند.

همچنین یکی از فعالان اجتماعی با انتقاد از این پدیده اظهار کرده، این اتفاقی نامتعارف در جامعه سنتی کشورش است که ۲ طرف بخواهند واقعه طلاق خود را با انتشار تصویر سلفی در صفحات اجتماعی جاودانه کنند.

سلفیِ طلاق هم باب شد

از جمله اینکه، «اسماء فیاله» طی پستی که در صفحه فیس‌بوکش منتشر کرد زیر عکس سلفی‌ خود با شوهر سابقش که در لحظه خروج از دادگاه گرفته شده نوشت: این آخرین رخداد بود… چنین کاری در کشورهای دیگر جهان مرسوم است. ما هم به لحاظ فرهنگی رشد پیدا کرده‌ایم.

این در حالی است که یکی از فعالان امور خانواده در تونس در اعتراض به این اقدام نوشت: درست است که هر رابطه‌ای نباید با جنگ و دشمنی پایان یابد، اما این روش جشن گرفتن طلاق هم در تونس نگران‌کننده شده است.

قبل از طلاق این توصیه ها را در ارتباط با کودکان جدی بگیرید

قبل از طلاق این توصیه ها را در ارتباط با کودکان جدی بگیرید

کودکت/ یکی از سؤالاتی که والدین قبل از طلاق با آن مواجه‌اند این است که چه سنی برای کودکان بهترین زمان برای جدایی آن‌هاست. اگرچه سن دقیقی نمی‌توان تعیین کرد، اما زمانی را که کودکان انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به این اتفاق نشان می‌دهند باید جزو عوامل مؤثر در نظر گرفت. اگر در حال ورود مراحل طلاقید، ۱۰ نکته مهم وجود دارد که باید آن را به خاطر بسپارید.

کودک چقدر به والدین وابسته است؟
کودکانی که وابستگی زیادی به هر دو والد دارند سخت‌تر با طلاق آن‌ها کنار می‌آیند، زیرا فکر می‌کنند باید به هر دوی آن‌ها وفادار بمانند. به خاطر داشته باشید که کودکان حق دارند بعد از طلاق ارتباطشان را با والدین حفظ کنند. در صورتی که کودک وابستگی زیادی به شما و همسرتان دارد، لازم است درباره حضانت او حتما با هم به توافق برسید، بهتر است حضانت اشتراکی داشته باشید.

آیا اخیرا کودک واقعه ناگوار دیگری را تجربه کرده است؟
غم و اندوه ناشی از طلاق، با همان قوت و شدتی که بر والدین تاثیر می‌گذارد، کودکان را هم آشفته می‌کند. اگر کودک اخیرا عزیزی را، مثلا فرد مورد علاقه‌ یا حتی حیوان دوست‌داشتنی‌اش، از دست داده یا خانه یا مدرسه‌اش عوض شده است، طلاق در این وضعیت تاثیر مخرب و عمیق‌تری خواهد گذاشت.

کودک شاهد چه میزان و شدتی از اختلاف والدین بوده است؟
قرار گرفتن در معرض اختلافات شدید والدین جدایی را برای کودکان آسان‌تر نمی‌کند، اما تاحدودی از تاثیرات مخرب آن می‌کاهد.

طلاق چه تاثیرات کوتاه مدت و بلند‌مدتی بر ثبات اقتصادی کودکان بر جا می گذارد؟
براساس آمار و ارقام، کودکان و زنان بعد از طلاق بیشترین آسیب را از نظر اقتصادی و مالی می‌بینند. بهتر است، قبل از طلاق، توانایی‌های مالی خود را از نظر تامین مخارج و نیازمندی‌های ضروری کودک مانند هزینه‌های خانه، مدرسه، غذا و لباس بسنجید و ببینید مانند گذشته قادر به برآورده کردن انتظارات آن‌ها در این زمینه هستید یا نه.

آیا کودک نقل مکان یا تغییر مدرسه را تجربه می‌کند؟
 واضح است که جابه‌جایی مدرسه ممکن است تمام تغییرات در جریان طلاق را تشدید کند. قبل از طلاق، میزان وابستگی کودک به مدرسه و همکلاسی‌هایش را ارزیابی کنید و بررسی کنید که تغییر محل سکونت و مدرسه ممکن است چه تاثیراتی بر روابط کودک  داشته باشد.

آیا کودک به دلیل طلاق والدین دوستانش را از دست می‌دهد؟
هرچه قبل از طلاق درباره تجربه‌های احساسی و عاطفی کودکان اطلاعات بیشتری داشته باشید، می‌توانید به آن‌ها کمک کنید تا احساس انزوا و جداماندگی کمتری داشته باشند.

توانایی هر یک از والدین در سازگاری با شرایط جدید بعد از طلاق
بعد از طلاق، از خودتان مراقبت کنید تا توانایی و انعطاف‌پذیری‌تان را به فرزندتان نشان دهید.

توانایی شما در همکاری با همسرتان
نشان دادن تمایل به مشارکت مؤثر با همسر سابقتان می‌تواند احساس ثبات را به کودک منتقل کند. سعی کنید به خاطر فرزندتان از غرور دست بکشید و از موضع خودتان کوتاه بیایید و کاری کنید که به نفع فرزندتان است.

زمان سازگاری هر کودک با کودک دیگر متفاوت است
نحوه مواجهه و برخورد کودکان با طلاق با یکدیگر متفاوت است. اگر کودکی دارید که در مقابل تغییر مقاومت می‌کند، باید بدانید که احتمالا تجربه سختی را  پشت سر خواهید گذاشت.

سن کودکان
سن کودک یکی از عوامل مهم در سازگاری با طلاق والدین است. بچه‌های کوچک‌تر معمولا خاطرات کمتری از زندگی با والدین دارند و راحت‌تر می‌توانند با تحولات پیش رو سازگار شوند.
۱۰ نکته‌ای که در این مقاله به آن‌ها پرداخته شد به هیچ وجه جنبه قطعی ندارند و در جهت حمایت از طلاق یا بر ضد آن نیستند. این شمایید که باید در نقش پدر و مادر درباره طلاق تصمیم بگیرید و ببینید آیا این تصمیم به نفع خانواده و فرزندان شماست یا نه، این موضوع کاملا به اراده و انتخاب شما و همسرتان بستگی دارد.
اگر به این نتیجه رسیدید که طلاق تاثیرات مخربی بر وضعیت روحی فرزندانتان دارد، حتما قبل از طلاق همراه با خانواده در جلسات مشاوره و روان‌درمانی شرکت کنید. متخصص می‌تواند به شما کمک کند تصمیمتان را درباره طلاق بازنگری کنید، روابطتان را بهبود ببخشید و در مسیر تغییرات جاری، گام‌های مؤثرتری بردارید