فواید علمی نوازش کسی که دوستش دارید

یکی از خوشایند ترین حس ها، نوازش شدن توسط کسی است که دوستش دارید همچنین نوازش فواید و تاثیرات بسیار مثبتی بر زندگی افراد میگذارد.
فواید نوازش؛ انتقال حس خوب به نخاع و مغز
شاید جالب باشد اگر بدانید حس خوشایند لمس شدن انسان و سایر حیوانات اجتماعی از دوران نوزادی تا پیری تاثیرات مثبتی بر روی‌ آن ها می گذارد. یک مسیر خاص نخاعی که توسط نوروپپتید های PROK2 هدایت می‌ شود، فقط حس‌های خوشایند را از پوست به مغز می ‌فرستد اما این که چطور این کار انجام می شود را در این مطلب متوجه خواهیم شد و در مورد اثرات مثبت نوازش توسط فردی که دوستش دارید، همسر یا والدین خود اطلاعات مفیدی کسب خواهید کرد.
فواید و اثرات مثبت نوازش نوزاد
تحقیقات نشان داده است که لمس آرام و نوازشگر ‌نقش مهمی در رشد اولیه دوران کودکی دارد؛ اما هر شکلی از محبت جسمانی مثل نوازش، در آغوش گرفتن، گرفتن دست و نوازش آرام بخش که لمس خوشایندی را برانگیزد، باعث می شود تا در هر مرحله از زندگی احساس امنیت و حمایت کنیم.
به طور مثال در دوران سلطنت نیکولای چائوشسکو؛ نوزادان رومانیایی در یتیم خانه‌هایی نگهداری می ‌شدند که در گهواره‌های شان تنها می ماندند و از سنین جوانی از تماس پوست با پوست محروم شدند و در دهه 2000 محققان تشخیص دادند که نداشتن تماس محبت آمیز با کودک با رشد غیرعادی مغز و افزایش خطر مشکلات روانی اجتماعی در دوران بزرگسالی مرتبط است.
اثر شگفت انگیز نوازش روی مغز
اینکه چه طور لمس دلپذیر توسط همسر یا عضوی از خانواده تان، سیگنال های حس خوبی را از پوست به مغزتان می فرستد را با نتایج تحقیقات می توانید متوجه شوید. تحقیقات جدید روی موش ‌ها نشان می دهد که لمس آنها چه از طریق در آغوش گرفتن و چه نوازش اطلاعاتی که مربوط به لذت بردن است؛ رمزگذاری می شود که البته نحوه رمزگذاری و انتقال این اطلاعات لمسی از نورون های حسی به نخاع ناشناخته باقی مانده است. نتایج اثرات شگفت انگیز نوازش را در مغز این حیوانات به خوبی نشان داد و ثابت کرد.
معمولا اگر حیوانی شما را نشناسد از هر نوع تماسی دوری می کند، زیرا می تواند آن را به عنوان یک تهدید تلقی کند. اما محققان دانشکده پزشکی دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس یک فضای پرورشی ایجاد کرده اند که با کشیدن برس نرم روی بدن موش ها مانع از ترسیدن آن ها شدند و حس بهتری را به آن ها منتقل کردند.
انتقال حس خوشایند لمس و حس ناخوشایند خارش
در طی یک سری آزمایش ‌های پیچیده، محققان یک مدار عصبی و نوروپپتید خاص به نامپروکین‌کتیسین 2 را شناسایی کردند که صرفا به ارسال سیگنال‌ های حس خوب از پوست به مغز از طریق یک مسیر نخاعی اختصاص دارد.
جالب اینجاست که وقتی محققان امکان ارسال این سیگنال‌ ها به ستون فقرات را مسدود کردند، حیواناتی که قبلا برای نوازش ملایم به یک مکان خاص در زیستگاه شان می آمدند؛ علاقه خود برای بازدید از این منطقه را از دست دادند. در مقابل یک سری از نوروپیتیدهای دیگر مختص ارسال احساسات ناخوشایندی هستند که از خارش پوست ناشی می شوند.
پروکینکتیسین 2 و گیرنده های نخاعی آن بسیار مهم هستند
در مجموع PROK2 همان نوروپپتیدی است که حس خوشایند لمس را به نورون ‌های PROKR2 ستون فقرات منتقل می ‌کند. در آینده ای نه چندان دور، شاید از درمان ‌های مبتنی بر PROK2 برای مشکلات سلامت روان مثل اوتیسم استفاده شود.

زایش سینک ظرف شویی آدم بچه دار!

‌من که به جز مردِ خونه، که داره آخر شب آشپزخونه رو برق می‌ندازه، چیز عجیب دیگه‌ای توی این کلیپ نمی‌بینم.
وگرنه به دنیا اومدنِ ظرف‌های کثیف توی شکم سینک اونم ده بار در ثانیه که چیز عجیبی نیست.
خیلی هم معمولیه.
اینو دیگه همه‌ میدونن.
همممه 😁

منبع: mamanhatv

واکنش جالب زنی که انتشار تصویرش به عنوان مراقب کنکور پربازدید شد

چند روز پیش انتشار عکسی از یک خانم مراقب در حین نگهداری فرزند یکی از دانشجویان در سرجلسه امتحان بازخوردهای منفی و مثبت زیادی در برداشت، جدا از حواشی‌های ایجاد شده این عکس نشانگر این بود که بانوان جوان ما در کنار تحصیل و کار به خانواده پایبند بوده و به مسئولیت مهم همسرداری و مادر بودن خود واقف هستند.
یکی از مهمترین دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی هویت‌بخشی به زنان بوده که توانسته‌اند با اتکا به نفس و توانمندی خود در عرصه‌های مختلف اجتماعی فعالیت کنند.

با توجه به اینکه تقریبا نیمی از جمعیت کشور را بانوان تشکیل داده و نقش پررنگی در شرایط مختلف انقلاب اسلامی داشتند دشمن تلاش دارد تا با توطئه‌های خود بانوان ایرانی را از اجتماع دور کرده و در خانواده نیز با کاهش فرزندآوری آن را متزلزل کند.

افزایش جمعیت و فرزندآوری نقش مهمی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی دارد و بانوان ایرانی ما باید به این مهم پی برده و در این راستا گام بردارند.
چند روز پیش  انتشار عکسی از یک خانم مراقب در حین نگهداری فرزند یکی از دانشجویان در سرجلسه امتحان بازخوردهای منفی و مثبت زیادی در برداشت. جدا از حواشی‌های ایجاد شده این عکس نشانگر این بود که بانوان جوان ما در کنار تحصیل و کار به خانواده پایبند بوده و به مسئولیت مهم همسرداری و مادر بودن خود واقف هستند.
گفت و گوی متفاوتی با خانم «کاملیا طریک» مراقب امتحانات انجام شده که با هم می‌خوانیم.

در ابتدا کامل خودتان را معرفی کنید؟

من کاملیا طریک هستم. متولد ۱۳۵۵ از سال ۱۳۸۰ در دانشکده فنی و حرفه‌ای دخترانه کوثر تدریس می‌کنم‌، سه سال است که استخدام رسمی شدم و تقریبا ۲۰ سال به عنوان مراقب در آزمون‌ها و امتحانات حضور داشتم.

در مورد انتشار عکس شما و اینکه در جلسه آزمون از فرزند خردسال مراقبت کردید که کامل توضیح دهید؟

بیش از دو سال بیماری کرونا در کشور و استان شیوع پیدا کرده بود و این بیماری سیستم اموزشی را به صورت مجازی فعال کرد، بعد از بیش از دو سال آزمون‌ها حضوری شدند و دانشجویان دانشکده فنی و حرفه‌ای کوثر ملزم به حضور در امتحانات بودند، قبل از هرچیز این نکته را بیان کنم که این امتحانات داخلی دانشکده بوده و مربوط به آزمون کنکور نبود.

در روز امتحان با بانوان جوانی روبرو بودیم که فرزندان خردسالی را همراه داشتند، این دانشجو فرزند خود را با وسیله آغوشی همراه داشت و از همان ابتدای ورود به جلسه آزمون توجه‌م را جلب کرد.

این مادر جوان نگران فرزند خردسال خود بود و در درب ورودی وقتی خواستیم مانع وی با فرزند شویم عنوان کردند که کسی را برای نگهداری از فرزند نداشتن و اگر فرزندشان در کنارشان نباشد نمی‌توانند با آرامش در امتحانات حضور پیدا کنند.

در ابتدا توانستم فرزند ایشان را گرفته و در نمازخانه نگهداری کنم تا وی با خیال راحت در آزمون شرکت کند اما دیدم این بانو اعتماد قلبی به این حرکت بنده ندارد. جرقه‌ای در ذهنم خطور کرد و به وی گفتم من به عنوان  مراقب در امتحانات هستم و باید در سالن ناظر باشم شما می‌توانید فرزندتان را از وسیله آغوشی در آورده و به بنده دهید تا از وی مراقبت کنم و شما با خیال راحت آزمون خود را دهید.

واقعیت در چشمان این خانم یک نوع نگرانی موج می‌زد و بنده هم به خاطر اینکه این اعتماد و آرامش را به وی برگردانم در کنار وی ایستاده و از فرزندشان مراقبت کردم.

در آن زمان چه حسی داشتید و انگیزه خود را از این کار بیان کنید؟

ببینید بنده یک خانم هستم و با اینکه شاغل هستم مسئولیت خانه داری و همسرداری را دارم، در آن لحظه چشمان نگران این زن به من به عنوان یک همنوع و بانو منتقل شد و در ذهنم تلاش کردم تا راهی پیدا کنم که یک مادر در کنار وظیفه مادرانه خود بتواند به فعالیت اجتماعی‌ش در جامعه ادامه دهد، بی‌شک این بانو برای گذراندن امتحان با داشتن فرزند خردسال تلاش‌های زیادی کرده بود و آن روز باید حاصل این تلاش را ارائه می‌داد.

به نظر من هر فرد دیگری نیز در جایگاه من قرار داشت همین کاری که انجام دادم را می‌داد و من در حس دلسوزی و کمک بانوان ایرانی به همنوع خود شکی ندارم.

دشمن در سال‌های اخیر کانون خانواده و زنان ایرانی را نشانه گرفته تا آنها را از فعالیت‌های اجتماعی و حضور در عرصه‌های مختلف دور کند؟ به نظر شما موفق بوده است؟

کانون خانواده ایرانی برگرفته از آموزه‌های دینی بوده و از استحکام و بنیان قوی برخوردار است، به طور قطع و یقین دشمن نمی‌تواند هجمه‌ای به بانوان اصیل ایرانی اسلامی وارد کند زیرا این بانوان به خوبی می‌دانند که در کنار رعایت موازین شرعی خود، وظایف خانه‌داری، همسرداری و تربیت فرزندان را به خوبی انجام دهند و هریک از وظایف نمی‌تواند مانع انجام وظیفه دیگر شود، البته هر کاری با برنامه‌ریزی اصولی امکان‌پذیر است.

در حال حاضر نیز بانوان جوان ما با تحصیل، ازدواج و فرزندآوری ثابت کردند که یک زن  می‌تواند در کنار فعالیت‌های اجتماعی به وظایف خود در کانون خانواده نیز عمل کند.

یکی از تاکیدات رهبر معظم انقلاب افزایش جمعیت و فرزندآوری است نقش بانوان و اهمیت این طرح را بیان کنید؟

متاسفانه در دهه‌های گذشته توطئه دشمن در لایه‌های درونی جامعه بر کاهش جمعیت با شعار معروف «فرزند کمتر و زندگی بهتر» بوده است و در این سال‌ها به رسیدن جمعیت کشور به سالمندی توجه نشده است. با توجه به تدابیر آینده‌نگرانه رهبر معظم انقلاب در حوزه‌های مختلف در این سال‌ها، ایشان تاکید جدی بر افزایش جمعیت دارند. قبل از پرداختن به این موضوع باید به این نکته مهم اشاره کنم که خداوند زن را با ظرافت و ظرفیت‌های گوناگون آفریده تا ستون خانواده در کنار آن محکم و قوی باشد.

با توجه به این نکته می‌توان بیان کرد که یک زن در کنار فعالیت‌های خانه‌داری و اجتماعی می‌تواند به تربیت و پرورش کودکان و فرزندان خود بپردازد و وجود فرزند در خانواده نه تنها مانع فعالیت‌های مادر خواهد شد بلکه انگیزه‌ای در بانوان ایجاد می‌شود تا با انرژی بیشتر به وطایف خود بپردازند.

در روایات آمده است که به دنیا آمدن فرزند در خانواده سبب حس جوانی در زن شده و انگیزه وی را در فعالیت‌ها و وظایف خود دو چندان می‌کند.

به عنوان یک بانوی ایرانی به توصیه‌ای برای زوج‌های جوان در ایجاد انگیزه برای فرزندآوری دارید؟

به عنوان یک بانوی شاغل و خانه‌دار به همنوعان و بانوان جوان ایرانی پیشنهاد می‌کنم که با یک برنامه‌ریزی اصولی و صحیح می‌توان همه وظایف خود را به نحو احسن انجام داد و هیچ یک از فعالیت‌های مانع فعالیت دیگر بانوان ما نخواهد بود. اجازه بدهید یک مثال بزنم هر فرد یا خانواده برای رسیدن به اهداف خود برنامه‌ریزی دارد، مثلا یک زوج جوان برای اینکه منزل یا خودرویی بخرند با حقوق و شرایط مالی خود برنامه‌ریزی کرده تا در یک بازده زمانی بتوانند به هدف خود برسند.

در مورد فعالیت‌های خانه‌داری و اجتماعی هم اینگونه است، زن ایرانی با کمک همسر خود می‌تواند با برنامه‌ریزی ضمن تحصیل یا کار در اجتماع، دارای فرزند شده و همه حس‌های خوب را در کنار هم تجربه کند. داشتن فرزند این مزیت را برای خانم دارد که با افزایش سن خود می‌تواند ثمره ازدواج خود را تجربه کرده و در میانسالی و بازنشستگی وجود نوه‌ها در خانواده سبب شادابی و نشاط وی شود.

افزایش جمعیت در کشور سبب استحکام و تثبیت نظام جمهوری اسلامی خواهد شد و هریک از ما وظیفه داریم در راستای تثبیت نظام در هر حوزه و عرصه گام برداریم. البته دولت نیز باید زیرساخت‌ها و شرایط لازم را برای زوج‌های جوان فراهم کند تا در این شرایط اقتصادی جوانان ما با انگیزه بیشتری به افزایش جمعیت و فرزندآوری فکر و عمل کنند.

راه کنترل کودک در هواپیما برای سفر هوایی آرام

زمانی که وارد هواپیما می شوید و یک سفر طولانی در پیش دارید، احتمالاً می‌دانید که باید از ابتدا تا انتهای سفر را استراحت کنید اما اگر بچه کوچک همراه تان باشد، شرایط برایتان سخت می شود.
 
ترسیم صورت حیوانات
شما می توانید برای کودکتان صورت حیوانات مختلف را ترسیم کنید یا آواهای آن ها را تکرار کنید. انجام این کار باعث می شود که او حیوانات را بهتر بشناسد.‌ روی یک برگه، صورت، چشم، بینی و دهان حیوانات مختلف را برای فرزندتان بکشید یا عکس حیوانات را به او نشان دهید.

ساخت دستبند
شما می توانید برای کودک خود دستبند هایی با رنگ های مختلف را درست کنید. می توانید تعدادی نخ را با خود به هواپیما ببرید و از طریق آن ها با فرزندتان دستبند بسازید تا سرگرم شود.


نمایش عروسکی
چندین اسباب بازی کوچک را با خودتان به داخل هواپیما ببرید و نمایش کوتاه و کوچکی برای فرزندتان ترتیب دهید و او را سرگرم کنید.

نوشتن یادداشت های مختلف
یک دسته کاغذ را با خودتن ببرید و از کودک تان بخواهید که چیزی روی آن ها بنویسد یا اشکال مختلف را روی کاغذ دربیاورد؛ بعد قالب آن اشکال را از روی کاغذ برش دهید و آن را به پنجره یا میز جلوی خود بچسبانید.

عروسک های انگشتی
اگر عروسک های انگشتی دارید، آنها را با خودتان به سفر ببرید؛ درغیر اینصورت نوک هر انگشت صورت های ریز بکشید. حالا هر یک از انگشتان یا عروسک های خود را نام گذاری کنید و داستانی را برای کودک تان تعریف نمایید.

خوردن میان وعده
می توانید میز جلوی کودک را آماده کنید و تعدادی خوراکی یا میوه مقابل او بگذارید و به او یاد دهید که چگونه برای خودش میان وعده داشته باشد و با خوراکی‌ های مختلف و رنگ های متفاوت آشنایش کنید و اهمیت داشتنِ زندگی سالم و رژیم غذایی مناسب را برایش توضیح دهید.

پازل
کافی است که یک عدد پازل با خودتان به داخل هواپیما ببرید. آن را به کودک بدهید و از او بخواهید که تکه ها را کنار هم گذاشته و معما را حل کند.


بازی های تخته ای آهنربایی
بازی مار و پله و منچی که روی تخته های آهنربایی تعبیه شده اند و مانع از افتادن مهره ها خواهند شد؛ بسیار کارآمد بوده و فرزندتان را سرگرم می کند.

ساخت هواپیما با چوب بستنی
برای این کار؛ به تعدادی چوب بستنی و چسب نیاز دارید. از کودک تان بخواهید چوب ها را مرتب کند، یک هواپیما درست کند و شما آنها را به هم بچسبانید.

ساختِ هواپیمای کاغذی
با استفاده از یک کاغذ هواپیما بسازید و مراحل ساخت را به کودکتان هم نشان دهید؛ پس از رسیدن به مقصد؛ با او بازی کنید تا شاهد پرواز هر چند کوتاه کاردستی شما باشد.

خواندن شعرهای کودکانه
تمرین شعرهای مهد کودک ساده‌ترین راه برای مشغول نگه داشتن یک کودک است، اما مطمئن شوید که صدای شما زیاد نیست زیرا ممکن است باعث مزاحمت مسافران دیگر شود.

خمیربازی
یک مقدار از خمیر بازی کودکتان را با خود به هواپیما ببرید تا با آن شکل های مختلفی درست کرده و بازی کند. این کار مطمئناً کوچولوی شما را هیجان زده خواهد کرد.

فلش کارت
فلش کارت را می توانید به عنوان یک کار مفید برای فرزند تان انتخاب کنید و آن را برایش به داخل هواپیما ببرید. اجازه دهید که کودک موضوع مورد علاقه خود را انتخاب کند. فلش کارت را با یک تصویر به او نشان دهید و بخواهید که نامش را بگوید.

بازی با آهنربا
کافی است که یک جفت آهنربا را با خودتان همراه کنید تا کودک را برای مدت طولانی سرگرم و درگیر نگه دارید. به او اجازه دهید با این آهنرباها بازی کند و سطوح مختلف یا اشیایی که آهنربا را جذب می کنند را کشف نماید.

حدس حرف نوشته شده
با انگشت خود روی پشت کودک تان حرفی را بکشید و از او بخواهید حرف نوشته شده را حدس بزند. هر بار که کودک آن را اشتباه حدس زد، دوباره نقاشی بکشید. وقتی درست حدس زد، نوبت اوست که روی پشت شما نقاشی بکشد.

دفتر رنگ آمیزی
دفتر رنگ آمیزی یکی از بهترین کارهایی است که می‌ توانید برای کودکان داخل هواپیما انجام دهید و شرایط را برایش طوری فراهم کنید که کاملا سرگرم‌کننده باشد؛ کافیست که یک جعبه مداد رنگی و یک دفتر نقاشی را به همراه داشته باشید.

بازی حافظه
می توانید لیستی از اجسام یا نام مکان ها یا غذاها را انتخاب کنید؛ سپس به نوبت از کودکتان سوالات را بپرسید. مثلاً این که نام ها را به ترتیب حفظ کرده و بگوید؛ که انجام این کار باعث تقویت حافظه می شود و یک کار سرگرم‌کننده برای داخل هواپیما است.

سنگ؛ کاغذ و قیچی
سنگ، کاغذ و قیچی بازی است که نیاز به هیچ وسیله اضافه ای ندارد و خیلی راحت می توانید در هر محیطی از جمله هواپیما آن را انجام دهید‌‌.

گل یا پوچ
یک جسم ریز را داخل دست تان پنهان کنید و از کودک بخواهید که تشخیص دهد کدام دستتان پر و کدام دست تان خالی است. این بازی به شدت معروف است و خیلی راحت داخل هواپیما انجام داده می شود.

بازیِ آینه
برای این بازی، از کودک تان بخواهید هر کاری که شما انجام می دهید را او هم تکرار کند و بالعکس؛ هر کاری که او انجام داد را تقلید کنید. این بازی خنده دار و سرگرم‌کننده است.

بازیکن تیم فوتبال زنان: دوست داشتم «مادر» شوم!

الهام فرهمند بازیکن تیم فوتبال زنان ذوب‌آهن اصفهان: “در تمام بازی ها فرزندم همراه من است؛ دوست داشتم هم طعم مادر شدن را بچشم و هم ورزش حرفه‌ای را ادامه بدهم. سختی‌ها را به خاطر این لذت‌ها تحمل می‌کنم”

مادر استاد دانشگاه عشق است

مادر من فقط یک چشم داشت و من همیشه بابت این موضوع خجالت می کشیدم. او به خاطر تأمین هزینه هاى زندگی برای معلمان مدرسه غذا می پخت. دوست نداشتم بچه های مدرسه بدانند که او مادر من است. یک روز که دم در مدرسه منتظر من بود، بچه ها مرا با او دیدند، خیلی خجالت کشیدم. با خشم به او نگاه کردم. روز بعد یکی از همکلاسی ها مرا مسخره کرد و گفت: مامانت فقط یک چشم داره؟! دلم می خواست زمین دهن باز کند و مرا فرو ببرد. همیشه دوست داشتم زودتر به استقلال برسم و از او جدا شوم. سخت درس خواندم تا موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور بروم. همان جا ازدواج کردم و اندکی بعد پدر شدم، خانه ای خریدم و از زندگی و آسایشی که داشتم راضی بودم تا این که روزی مادرم برای دیدار من و نوه هایش به سنگاپور آمد چرا که سال های زیادی مرا ندیده بود. وقتی فرزندانم او را دیدند به او خندیدند. خیلی از آمدنش خوشحال نشدم. به او گفتم: چرا بی خبر آمدی؟! من خودم به زودی به دیدار تو می آمدم. او به آرامی جواب داد: معذرت می خواهم؛ مثل این که آدرس را اشتباهی آمدم و بعد فورا رفت. یک روز که برای انجام کاری به ایران رفتم، به خانه قدیمی مادرم سری زدم؛ همسایه ها گفتند که او مدتی پیش از دنیا رفته است. نامه ای را زیر بالش او یافتم که خطاب به من نوشته بود: پسر عزیزم! من همیشه به فکر تو بودم؛ مرا ببخش که به سنگاپور آمدم و باعث رنجش تو و خانواده ات شدم؛ در انتظار یک لحظه دیدارت عمرم را سپری کردم. وقتی خیلی کوچک بودی، در حادثه ای یک چشمت را از دست دادی؛ نمی توانستم فرزندم را ناقص ببینم، تصمیم گرفتم چشم خودم را به تو بدهم تا بتوانی با دو چشم دنیا را کامل ببینی! آری! وقتی که دیگر نبود، به بودنش محتاج شدم. وقتی که دیگر رفت، به انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد، من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد، من تازه شروع کردم. وقتی که او تمام شد، من آغاز کردم. مادر استاد دانشگاه عشق است. عشق را در وجود بی توقع او می توان به خوبی تجربه کرد. عشق حیات خود را مرهون مادر است. گویا نطفه عشق در قلب مادر منعقد شد و همان جا پرورش یافت. وقتی نوزاد عشق متولد شد، هر کسی مدعی عشق شد و از او دم زد. ولی باید دانست که عشق، وطنی جز قلب مادر ندارد. عشق مادر پیرایه ای ندارد. دل مادر خشم را نمی شناسد و با کینه بیگانه است. مادر با گذشت و عفو، هم پیمانی قدیمی است. وقتی زنی تاج زرین مادری بر سر می نهد، خودخواهی و کبر از او فرسنگ ها فاصله می گیرد. وقتی زنی بر تخت سلطنت مادری می نشیند، همیشه بی قرار فرزندانش خواهد بود. مادری تنها مقامی است که هیچ مردی بدان دست نمی یابد. بهشت مفتخر است که گام های مادران را بر دیده خود بنشاند. ﻣﻌﻠﻤﯽ از ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺵ پرسید: آیا مى توانى مشتى خاک ﺍز ﺑﻬﺸﺖ برایم بیاورى؟ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ پاسخ داد: آری! و اندکی بعد با ﺧﺎکی خوشبو و نرم بازگشت. ﻣﻌﻠﻢ پرسید: این خاک معطر از کجاست؟! دانش آموز ﮔﻔﺖ: از خاک زیر پای ﻣﺎﺩﺭﻡ برداشتم.

سید مهدی واعظ موسوی

چند پرده از مادرانگی در شب‌های قدر

خیلی از مادرها در شب های احیاء ماه مبارک رمضان تمایل دارند فرزندانشان را با اهل بیت(ع) پیوند بیشتری بدهند و آنها را به درک شب‌های قدر برسانند. خیلی‌های دیگر هم هستند که در همین شب ها حاجت‌روا شده اند و برایشان خاطره ای مانده است از نزدیکی دل‌هایشان با معبود.

 برای رفتن به مراسم شب قدر  مهیا می شوم.اما و اگرها برای رفتن به مراسم  که آیا می شود کودک  نوپا را با خودم همراه کنم یا نه ؟! دست از سرم برنمی‌داشت ؛می روم . مراسم هنوز شروع نشده است .خانم ها درباره روزمرگی ها  صحبت می‌کنند برخی چشم به آسمان دوخته  و برخی کتاب به دست دعا می‌خوانند، بیشتر از همه مادرانی  توجه ام را جلب می کنند که با فرزندانشان  به این مراسم آمده اند ، با این اوصاف من تنها نیستم  با تعدادی از مادران  هم کلام می‌شوم که نتیجه اش گفت وگو یی است که از خاطرتان می‌گذرد.

 

«مریم سادات زینعلی» مادر سی و پنج ساله با دو فرزند تعریف می‌کند: «از دو سال پیش که ویروس منحوس کرونا به دنیا حمله کرد، بساط هیئت ها هم کم و بیش کمرنگ شد، هیئت ما هم در غرب تهران منطقه بیست و یک جمع شد و ما هم در منازلمان با بچه ها عزاداری ماه محرم و ماه رمضان در شب های قدر را برگزار می‌کردیم، امسال اول ماه به مکان همیشگی هیئت رفتم تا ببینم آیا خبری از برپایی هیئت برای شب های قدر هست یا خیر ؟!گفتند خیر امسال هم برگزار نمی شود، با خانم های همسایه بودیم همه خیلی ناراحت شدیم ، نگه داشتن بچه ها در خانه خیلی سخت بود، هر چند در هیئت هم کار راحتی نیست، اما آستین بالا زدیم  تا هیئت برگزار شود.

*هیئتی که سقفش آسمان شد

به خانم ها گفتم اینطور نمی توان دست روی دست گذاشت، باید کاری بکنیم ، تصمیم گرفتیم از چند شب باقی مانده تا شب های احیاء خانم ها و بچه ها در پارک جمع شویم، همان جایی که هر سال بساط هیئت علم می شد، یک سری زیرانداز و چادر بیاوریم و خودمان خیمه هایی برپا کنیم و به خواندن دعا بپردازیم. از چند شب قبل که آقایان دیدند ما در پارک چنین کاری کردیم، شنیدیم که تصمیم گرفته شده تا هیئت در شب های احیاء برای آقایان و خانم ها دایر شود ، ما هم خیلی خوشحال شدیم که قرار است  بعد از چند سال هیئت برپا شود.در مراسم شرکت می کنیم و بچه ها هم گاهی در کنار ما و گاهی در پارک بازی می کنند».

*نذر مولایم علی(ع) جواب داد

یکی دیگر از خانم ها که مشغول دعا خواندن بود و گاهی هم قطره اشکی در چشمش جمع می شد، توجه اش به ما جلب شد که در حال صحبت بودیم، او هم خاطره اش از شب های قدر را برایمان مرور کرد. «مهدیه ثابتی» مادر علیِ یک ماهه می گوید: «پانزده سال منتظر یک جواب آزمایش مثبت بودم تا خودم ، همسرم و خانواده هایمان خوشحال شوند، همیشه می گفتم این چیزها چه معنی می دهد؟ دکترها پس برای چه هستند؟ حتما مداوا می شویم، اما پانزده سال مداوا نشدیم، سال پیش ماه مبارک رمضان در خانه بودم، مراسم احیاء از تلویزیون پخش می شد، من هم نشسته بودم و تماشا می کردم ، حرم امام علی(ع) را نشان می داد، ناگاه دلم شکست و گفتم من هر سال شب های احیا بیدار هستم و برای شهادت امام گریه می کنم ، حال حتما باید می گفتم که نذر امام می کنم تا به ما بچه بدهد؟ دیگر خسته شدم و از این صحبت ها و شروع به گریه کردم.

دو ماه از ماه محرم گذشته بود ، همه چیز را فراموش کرده بودم که متوجه بارداری ام شدم، هنوز باورم نمی شد، چند بار آزمایش دادم و حتی دکترم هم تعجب کرده بود، بعد از این همه سال یاد نذر شب قدرم افتادم که نام پسرم را «علی» بگذارم. همان دل شکستگی و نذر امام جوابم را داد. علی الان یک ماه دارد. گاهی او را همراه خود می آورم ،گاهی هم  او را در منزل به مادرم می سپارم».

*نذری که به فقرا رسید

خانم دیگری به نام «حوریه محمدی» نیز درباره خاطره اش از نذری شب های قدر برایمان می گوید: «هر سال در یکی از شب های قدر مراسم نذری داشتم و فامیل را دعوت می کردم، البته این برای قبل از شرایط کرونایی است که همه راحت می توانستند رفت و آمد کنند. خاطرم است که سه سال پیش بود فامیل را که خواستم دعوت کنم اکثرشان یک مشکلی داشتند یا سرشان گرم بود و گفتند که نمی توانند بیایند .همسرم پیشنهادی به من داد که تا به حال به آن فکر نکرده بودم، گفت امسال نذری ات را بپز ، آن را در یکی از محله های کم برخوردار  پخش می کنیم .

من هم با ذوق و شوق همان اندازه که هر سال هزینه می کردم، غذا درست کردم . همه را ظرف ظرف جدا کردیم و به محله مورد نظر رفتیم. حس و حال عجیبی بود . سه سال است که غذا درست می کنم و به محله های  مختلف می بریم خداوند هم برکتش را زیاد می‌کند.»

*شب های احیاء در منزل

«سهیلا آقابابایی» مادر سه کودک است   نذری (حلوا) پخش می کند، در بحث ما مشارکت می‌کند و می‌گوید: «از وقتی که بچه هایمان سه ـ چهار ساله شدند، شلوغی هیئت و ناآرامی کودکانم  من را  اذیت می‌کرد، نمی توانستم بچه ها را بند نشستن بکنم و خودم به دعا و نماز بپردازم، همش باید دنبالشان یا می دویدم یا به زور آنها را می‌نشاندم که نتیجه خوبی نداشت، همیشه ناراحت بودم و می گفتم ای کاش کسی بود بچه ها را نگه می داشت . از زمانی که کرونا آمد و میهمان ناخوانده شد، دیگر همه خانه نشین شدند ، من هم تصمیم گرفتم در منزل با بچه ها عزاداری را برگزار کنیم . البته مقدماتی فراهم کردم تا بچه ها هم جذب شوند.

برای هر یک از آنها رحل قرآن تهیه کردم و با مفاتیح های کوچک جلویشان گذاشتم، بچه هایم دیگر یکی دبستانی (ابوالفضل) و دو تای دیگر (محمد و فاطمه) هم پیش دبستانی بودند، خواندن و نوشتن بلد بودند  به آنها گفتم که شما هم مشارکت کنید و دعا بخوانید خیلی خوشحال شدند و استقبال کردند. در خانه پرچم عزا زدم و لباس های بچه ها را عوض کردم تا متوجه شوند که شرایط تغییر کرده است و یک امام عزیزی از بین ما رفته است. برایشان داستان حضرت علی را هر سال می گویم و آنها هم با اشتیاق گوش می دهند. دیگر الان در خانه بدو بدو هم بکنند مشکلی ندارم و راحت به کارهایم می رسم. حالا بزرگ شدند  و راحت  در این مراسم شرکت می‌کنند.

 کار دیگری  که بچه ها را جذب کرد، پختن حلوا و شربت نذری بود. به بچه ها گفتم که بین همسایه ها و در کوچه نذری ها را پخش کنند و هر کس وظیفه ای را برعهده بگیرد از دو سال  پیش تا به حال هر سال منتظر هستند که به نذری شب های احیا برسیم ، الان دیگر خوشحالم که بچه ها بزرگ شدند و می توانیم در مراسم ها شرکت کنیم و با کمک آنها در هیئت نذری بدهیم.»