سناریوی کثیف برای کسب‌ درآمد

بحث کودکان‌ کار اینستاگرامی و آسیب های زیاد این ماجرا با پربازدید شدن ویدئوهای هنجارشکنانه پسربچه اینستاگرامی و 2 دختر دوباره داغ شده است
  ویدئوهایی از یک پسر نوجوان و دو دختر کم‌سن‌وسال که به‌عنوان «ملکه‌های زیبای او» در کنارش با پوششی نامناسب حضور دارند و دیالوگ‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی دارد. این اتفاق حتی واکنش منفی کاربران به‌خاطر تولید چنین محتواهای سخیفی را در پی داشت هرچند به نظر می‌رسید این بچه‌ها؛ صرفاً مجریان سناریوهای از پیش تعیین ‌شده‌ای هستند که تیمی بزرگ سال برای آن‌ها نوشته است تا مخاطب  و در نتیجه درآمد تبلیغاتی جذب شود  . تا همین چند وقت پیش، بحث کودکان ‌کار اینستاگرامی به مدل ‌بودن، تستر غذا و … محدود می شد اما حالا، با این کلیپ ها وارد فاز تلخ تری هم شده . روز گذشته، سرهنگ «رامین پاشایی» معاون فرهنگی‌اجتماعی پلیس فتای انتظامی کشور با تأکید بر این که در بسیاری از این صفحات، کودکان تنها بازیگر هستند و نقش‌گردان اصلی و بازی گردان پشت صحنه، افراد دیگر یا خانواده این کودکان اند، گفت: «برای افراد دخیل در این موضوع، پرونده قضایی تشکیل شد اما چون در حوزه کودک و نوجوان برخورد می‌کنیم، نوع برخورد ما متفاوت است. اقدام قضایی پلیس فتا علیه فردی که صفحه اصلی اینستاگرامی در این پرونده در اختیار وی قرار داشت، در حال انجام است و ان‌شاءا… به‌زودی نتیجه آن اعلام می‌شود»(منبع خبر: تسنیم). انتشار تصاویری از پشت‌ صحنه ضبط و تولید محتوای خاص این صفحه، نشان می‌داد که یک تیم حرفه‌ای با برنامه‌ریزی قبلی برای تولید این پست‌های خاص با هزینه‌کردهای سنگین مالی در عقبه این صفحه حضور دارد و این کودکان تنها مجریان دیدگاه‌های آن‌ها هستند. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگی‌سلام از میزان درآمد صاحبان این پیج، آسیب‌های فعالیت کودکان و نوجوانان روی روان و آینده‌شان و واکنش کاربران فضای مجازی به پربازدید شدن چنین محتواهایی گفتیم.

سوءاستفاده‌های اینستاگرامی نابخشودنی والدین
پربازدید شدن ویدئوهایی از رفتارهای هنجارشکنانه کودکان و نوجوانان در فضای ‌مجازی، آسیب‌های روانی متعددی برای خود و دیگر همسالان‌شان خواهد داشت
ویدئوهای اینستاگرامی یک پسر نوجوان که در کنار دو دختر دوقلو با پوشش نامناسب و رفتارهایی که با فرهنگ ما هیچ سنخیتی ندارد، در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های منفی کاربران مواجه شده است. صفحه اینستاگرامی این پسر نوجوان و صفحه دخترهای دوقلو، این روزها به سرعت در حال پربازدید شدن و افزایش فالوئر است. چند وقتی ا‌ست کاربران، ویدئوهایش را با هم رد و بدل می‌کنند، تا بقیه هم شاهد رفتارها و اداهای بزرگ‌تر از سن او باشند. این توجهات اغلب در قالب کامنت‌های تاسف و ناراحتی بابت این حجم از محتوای نامناسب برای این سه نوجوان خودش را نشان می‌دهد. تصاویری که از پشت صحنه تولید این محتواها منتشر شده، نشان می‌دهد که والدین آن‌ها نه تنها در جریان این ماجرا هستند بلکه به آن‌ها کمک هم می‌کنند. حالا سوال این است که چرا چنین کارهایی که تا حدودی رایج هم شده، نباید توسط والدین انجام شود؟ چه آسیب‌های روانی برای نوجوان و کودک خواهد داشت؟ و … .
  لایک ‌گرفتن با سوء استفاده از کودکان
اینستاگرام بستری شده که بعضی والدین در آن با بیان و به نمایش گذاشتن جنبه‌های مختلف زندگی بیولوژیکی فرزندشان کسب درآمد می‌کنند و امروزه متاسفانه بلاگرهای کودک رو به افزایش است. ماجرای کودکان اینستاگرامی دیگر ماجرای تازه‌ای نیست. کودکانی که با حضور در ویدئوهای رنگارنگ پدر و مادرهایشان نقش کارگری را ایفا می‌کنند که قرار است با پوشیدن لباس‌های مختلف و قرار گرفتن در موقعیت‌های متفاوت پول در بیاورند و در جیب خانواده بریزند.
  انحراف‌های جنسی در کمین چنین نوجوانانی
کودکان و نوجوانانی که به واسطه نظارت یا حتی ناآگاهی والدین‌شان از مزایایی مانند شهرت و درآمدزایی در شبکه‌های اجتماعی بهره‌مند می‌شوند، با حضور زود هنگام و اجباری و انجام یک سری فعالیت در فضایی که همه امور در آن برای سال‌ها ثبت خواهد شد و باقی خواهد ماند، آسیب‌های زیادی را متحمل خواهند شد. مثلا در همین مورد اخیر، روابط دختر و پسر بدون هیچ ضابطه‌ای باعث انحراف‌های جنسی و اخلاقی این سه نوجوان خواهد شد. آن‌ها در این دوره از زندگی‌شان با مسائل و موضوعاتی آشنا می‌شوند که اصلا مناسب سن‌شان نیست و این قطعا آسیب زا خواهد شد.
   خیانت به سلامت روان خود و همسالان
ظاهر جذاب این تصاویر و ویدئوهای ایده‌آل از روابط دختر و پسر، نه تنها سلامت روان این نوجوانان را در حساس‌ترین سال‌های زندگی نشانه خواهد گرفت، بلکه باورها و تصورهای اشتباهی را در ذهن همسالان‌شان هم به وجود خواهد آورد. کودکی و نوجوانی، سال‌هایی است که شکل‌گیری زیربنای شخصیت و سلامت فرد در حال ایجاد است. آسیب‌هایی که سنگ بنای آن در جایی گذاشته شده که خود کودک کمترین نقش را در آن داشته و دلیل این انتشار هرچه باشد، ورای خواست و انتظار اوست.
  مسابقه پرآسیب اینستاگرامی بین والدین
امروزه متاسفانه بعضی والدین به دلیل سرخوردگی‌ها، ترس ها و شکست هایی که در زندگی فردی و اجتماعی تجربه کرده‌اند، به نوعی به دنبال رشد و شکوفایی و موفقیت فرزندان خود به هر شیوه‌ و قیمتی هستند. مسئله تا جایی دامنه‌دار و تلخ‌تر شده که در بدعتی ناپسند بسیار دیده می‌شود که چهره کودکانه فرزند خود را به مسابقه می‌گذارند و برخی از والدین با ارسال پیام‌هایی به اطرافیان و آشنایان از آن‌ها می‌خواهند تا به سایت یا صفحه ای بروند و به عکس فرزندشان رای بدهند و بدتر آن که بچه را در جریان مسابقه می‌گذارند و دنیای او را به این استرس می‌کشانند! کودکی که دست کم هنوز برای لذت بردن از زندگی هیچ نیازی به لایک و کامنت ندارد.

  چرا والدین نباید در دام تولید چنین محتواهایی بیفتند؟
چرا نباید در دام تولید چنین محتواهایی در اینستاگرام بیفتیم و به خاطر دیده شدن یا کسب درآمد، ویدئو و عکس‌های کودک و نوجوان‌مان را با پوشش‌های مختلف، در موقعیت‌های گوناگون یا حتی به نوعی با بازیگری و گفتن یک سری جملات و رفتارها، در فضای ‌مجازی منتشر کنیم؟
نابود کردن حریم ‌خصوصی کودک| لحظات کودک شما بسیار خصوصی است. مثلا حضور نوزاد شما در حمام برای شما دیدنی است اما به احتمال زیاد فرزند شما از دیدن تصویر برهنه خود توسط دیگران لذت نخواهد برد. بیشتر انسان‌ها در انتشار لحظات خصوصی خود حساس هستند، آیا برای فرزند شما این‌ گونه نخواهد بود؟
 مایه خجالت و سرخوردگی| ما اگر از زندگی خودمان هم عکس بگیریم شاید لحظات و شرایطی وجود داشته باشد که عکس‌مان را دوست نداشته باشیم مثلا زمانی که خمیازه می‌کشیم یا عطسه می‌کنیم. کودکان چندان اهل ژست گرفتن جلوی دوربین نیستند، همین باعث می‌شود بدون در نظر گرفتن عکس به رفتار خود ادامه دهند. آیا عکس فرزند شما که 10 سال دیگر می‌خواهد ببیند، باعث سرخوردگی‌اش نخواهد شد؟ یا از این که شما آن را پست کرده‌اید، عصبانی می‌شود و خجالت می‌کشد؟
  
وسواسی‌شدن روی ظاهر| بسیاری از افراد برای قرار دادن عکس‌های خودشان در شبکه‌های اجتماعی سخت‌گیر هستند. آن‌ها می‌خواهند عکسی که منتشر می‌کنند با نورپردازی صحیح و لباس فاخر باشد. حتی افراد به روتوش تصاویر خود در برنامه‌های ویرایش عکس مانند فتوشاپ روی می‌آورند. برای فرزندشان هم همین‌طور است. شما با این کار به فرزند خود یاد می‌دهید که هرچه لایک بیشتری بگیرد، روی ظاهرش وسواس بیشتری داشته باشد، دوست‌داشتنی‌تر و موفق‌تر خواهد بود. این نوع از پرورش که کودک با آن رشد می‌کند، در بزرگ سالی و حتی ازدواج او تاثیر می‌گذارد.
 اختلال‌های شخصیتی| فرزند شما با فعالیت در اینستاگرام و تولید محتوا مانند همین مورد اخیر، دیگر در لحظه زندگی نمی‌کند و فرایند تکاملی خود را طی نمی‌کند. طی نشدن این مراحل تکاملی باعث مغفول ماندن برخی نیازهای کودک یا سرکوب آن‌ها می‌شود. به اصطلاح فرد از دوره کودکی یا نوجوانی به بزرگ سالی جهش می‌کند. یعنی در مرحله کودکی به جای رفتار شبیه همسالان خود رفتارهای بزرگ سالی دارد و درواقع نه کودکی را تجربه می‌کند و نه نوجوانی را و مستقیما وارد دوره بزرگ سالی می‌شود! برطرف نشدن این نیازها، عامل ابتلا به بسیاری از اختلال‌های شخصیتی و روانی است.
  نکته پایانی
بسیاری از والدین به دلیل نداشتن سواد رسانه‌ای لازم، ناخواسته کودکان خود را به این گونه فعالیت‌ها سوق می‌دهند. این کار هرچند با شوق و اشتیاق کودک همراه است ولی به دلیل این که کودک هیجانات منفی بیش از حد تصوری را تجربه می‌کند به نوعی بیشتر از کودک کار در فضای حقیقی دچار آسیب می‌شود. چه به عنوان مدل باشد، تستر و حتی سرگرمی و تفریح، باز هم مصداق کودک کار اینستاگرامی است.

هر استوری، 2.5 میلیون تومان!
در قالب یک پیج کاری به ادمین این صفحه برای تعرفه استوری و پست دایرکت زدیم تا از درآمدشان سردربیاوریم

برای هماهنگی تبلیغات و اطلاع از تعرفه‌های پیج اصلی این پسر نوجوان که فقط یک پیجش حدود 463 هزار فالوئر دارد، باید به پیج دیگری مراجعه کنید. آن صفحه با شش هزار فالوئر فقط یک پست دارد که در آن، قوانین تبلیغات را نوشته است. در آن‌جا اشاره شده که «لطفا با پیج کاری فقط دایرکت بدین و کلمه تبلیغات رو بفرستید» و از مبلغ و تعرفه، چیزی ذکر نشده است . جالب است بدانید این پسر نوجوان با اضافه کردن عددهای یک و 3 به انتهای نشانی پیج اصلی برای دو پیج دیگرش هم در کنار این صفحه، فالوئر جذب کرده است. یکی از آن‌ها 92 هزار و دیگری 53 هزار فالوئر دارد. پیج دخترهای دوقلوهم که هم اکنون اصلا تبلیغات نمی‌گیرد، 157 هزار فالوئر دارد. با این مقدمه، با یک پیج کاری به آن‌ها برای تعرفه تبلیغات دایرکت زدیم که بعد از 24 ساعت پاسخ دادند. طبق چیزی که در بنر ارسالی نوشته‌اند، تعرفه تبلیغ در پیج اول برای تک استوری بین 700 تا 900 هزار تومان، دو استوری سریالی یک میلیون و 200 هزار تومان و پرسش و پاسخ با 2 تگ و با صدای همین پسر نوجوان، یک میلیون و 900 هزار تومان است. تعرفه‌های پیج دوم که تقریبا 90 هزار فالوئر دارد، تقریبا نصف این‌هاست. به عبارت دیگر با یک استوری بین 400 تا 600 هزار تومان، دو استوری سریالی 900 هزار تومان و پرسش و پاسخ یک میلیون و 200 هزار تومان است. نکته دیگر هم این‌که تعرفه تبلیغ در هر دو پیج به صورت همزمان با هزینه کمتر انجام می‌شود. مثلا برای استوری پرسش و پاسخ با صدای این نوجوان به جای مجموع سه میلیون و 100 هزار تومان، 2.5 میلیون تومان می‌شود. همچنین در این پیج‌ها، تبلیغ به صورت پست به طور کلی انجام نمی‌شود.

 
یکی بگه اینا واقعی نیستن!
مروری بر واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی و کامنت‌های‌شان درباره ویدئوهایی که این 3 نوجوان منتشر می‌کردند
 
بعد از مورد توجه قرار گرفتن ویدئوهای پسری که ادای مردان طرفدار چندهمسری را درمی‌آورد، کاربران شبکه‌های اجتماعی به انتقاد از آن‌ها حتی در زیر کامنت‌های پیج خودشان پرداختند. بعضی‌ها هم از ساخته شدن چنین محتواهایی توسط این سه نوجوان، متعجب شده بودند و باورشان نمی شد که پدر و مادرهایی هستند که راضی شوند به خاطر پول درآوردن بیشتر، این چنین با آینده فرزندان‌شان بازی کنند. در ادامه، مروری خواهیم داشت بر کامنت‌هایی که کاربران شبکه‌های‌اجتماعی درباره این سه نوجوان و رفتارهای مبتذل و هنجارشکنانه‌شان در ویدئوهای منتشر شده، گذاشته‌اند.

* یکی بگه اینا واقعی نیستن! چی میگن اینا! مگه نباید اینا الان سر درس و مشقشون باشن!
* بچه‌ها، شماهایی که لایک می‌کنید، اصلا کامنت نذارید، اصلا لایک نکنید و فالو، چون اینا دنبال جلب توجه شما هستن و شما هرچی کامنت، لایک، فالو کنید اینا هی براشون بهتر میشه. ازتون خواهش می‌کنم.
* خدایا منو بکوب به دیوار. دیگه تحمل دیدن چنین چیزهایی رو ندارم.
* چقدر اینا سمن دیگه. برای جذب فالوئر! خجالت هم خوب چیزیه.
* اینا هر چی درمیارن که باید هزینه آرایش سنگین و عکاس‌های آتلیه‌ای شون بدن!
* یعنی یک نفر از خانواده و آشنایان این سه تا بچه، کامنت‌های این پیج رو نمی‌بینن؟ یک بزرگتری، کسی نیست بره به اینا تذکر بده و بگه این راه پول درآوردن نیست.
* حیف شما نیست بازیچه دست خانواده‌هاتون هستید واسه درآمد؟ مگه اسباب‌بازی‌اید شما؟ بکشید کنار! بایستید جلوی خانواده‌هاتون! به خودتون بیاین.
* من تازه پیج رو فالو کردم، واقعا اینا 250 تا پست دارن و این همه ویدئو مسخره ساختن؟
* من که خیرسرم روشنفکرم، از دیدن این ویدئوها دارم خجالت می‌کشم. واقعا متاسفم.

ویدا ادبی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی‌بالینی

نویسنده : مجید حسین زاده | روزنامه‌نگار

چرا رفتار چهره‌های مشهور در جامعه مهم است؟

تاثیر سلبریتی‌ها و اینفلوئنسر‌ها روی سبک زندگی و علایق و سلایق نوجوان‌ها و جوان‌ها در سراسر جهان غیرقابل انکار است. آن‌ها حتی می‌توانند روی زندگی کسانی که دنبالشان نمی‌کنند تاثیر بگذارند. این تاثیر پذیری می‌تواند روی نحوه نگرش نوجوانان نسبت به خودشان و جهان پیراموشان تغییرات جدی ایجاد کند. به طوری که حتی آن‌ها نسبت به بدن و اندام و صورتشان دودل شوند؛ بنابراین تاثیر رفتار افراد مشهور اهمیت بسیاری دارد و نوجوان‌ها در این موضوع نیاز با راهنمایی دارند.

جایزه زیبایی به جای جایزه صلح

تحقیقات نشان می‌دهد تصویر ذهنی نوجوانان از بدن‌شان توسط عوامل زیادی مثل دوستان، خانواده و محل زندگی و حتی پیشینه فرهنگی آن‌ها شکل می‌گیرد، اما با این حال تصاویر افراد مشهور تاثیر عمیقی روی این تصور و نگرش دارد.

یک نظر‌سنجی نشان داد ۸۰ درصد از دختران نوجوان ظاهر خود را با تصاویر افراد مشهور مقایسه می‌کنند و نیمی از آن‌ها تحت‌تاثیر تصاویری که از افراد مشهور می‌بینند ظاهر خودشان را دوست ندارند و از آن ناراضی هستند. یکی از دغدغه‌های اصلی نوجوانان به خصوص دختران ظاهر آنهاست که وقتی نسبت به خودشان حس خوبی ندارند باقی توانایی‌هایشان را ممکن است نادیده بگیرند و از این بابت در زندگی احساس شکست می‌کنند.

«لیزا بلوم» نویسنده آمریکایی می‌گوید ۲۵ درصد زنان جوان آمریکایی ترجیح می‌دهند به جای اینکه جایزه صلح نوبل ببرند، جایزه مدل برتر آمریکا را تصاحب کنند.

وقتی لاغری افراطی یک ارزش می‌شود!

نوجوانانی که تحت‌تاثیر ظاهر سلبریتی‌ها و افراد مشهور قرار می‌گیرند و از بدن خود احساس نارضایتی می‌کنند با چالش‌های سلامت روان مانند اختلالات در خوردن، افسردگی و یا حتی اعتماد به نفس پایین روبرو می‌شوند. مطالعات نشان می‌دهد که زنان جوانی که اغلب در رسانه‌ها با تصاویر غیرواقعی از «ایده‌آل لاغری» روبرو هستند و آن‌ها را به عنوان الگوی خود در لاغری در نظر دارند، احتمال بیشتری دارد که علائم اختلال غذا خوردن را نشان دهند. علاوه بر این، مؤسسه تحقیقاتی Girl Scouts دریافته که تقریباً نیمی از دختران ۱۳ تا ۱۷ ساله آرزو می‌کنند که مانند مدل‌های مجلات مد لاغر باشند.

سلبریتی‌ها زمانی که درباره رژیم غذایی افراطی خود صحبت می‌کنند می‌توانند روی افراد مبتلا به اختلالات خوردن تاثیر داشته باشند. در واقع آن‌ها گاهی نقش چیزی را بازی می‌کنند و یا حرف‌هایی درباره خودشان می‌زنند که واقعیت ندارد. «کیم کارداشیان» مدل و یک شخصیت تلویزیونی در آمریکا از کسی که به او گفته بود «بی‌اشت‌ها به نظر می‌رسد» تشکر و قدردانی کرد. خبرگزاری‌های مختلفی به این رفتار کارداشیان واکنش نشان دادند. چون یک سلبریتی مشهور که داشت اختلال بی‌اشت‌هایی را تایید می‌کرد. همچنین بسیار دیده شده که سلبریتی‌ها مصرف محصولات ناسالمی که موجب سرکوب اشتها می‌شود را تایید می‌کنند و همین دارد یک الگوی غلط به جامعه نوجوان می‌دهد.

از طرفی او دارد با برخوردش به نوجوانان نشان می‌دهد که لاغر به نظر رسیدن برای شما یک ارزش است. این یک پیام بسیار سطحی و نا امید‌کننده است و برای کسانی که از اختلالات غذایی تهدید‌کننده در زندگی رنج می‌برند حتی می‌تواند کشنده باشد. البته این فقط دختران نوجوان نیستند که تحت تأثیر قرار می‌گیرند. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان جوان نیز در نتیجه تماشای تصاویر رسانه‌ها دچار نارضایتی از بدن خود و افسردگی می‌شوند؛ و این نارضایتی از بدن می‌تواند منجر به ورزش ناسالم و بیش از حد در بین پسران نوجوان شود.

هر حرکت یک سلبریتی می‌تواند مهم باشد

سلبریتی می‌تواند با کوچک‌ترین عکسی که از خودش منتشر می‌کند و یا از او درز می‌کند روی جمع کثیری از نوجوانان تاثیر بگذارد. به گونه‌ای که ْآن‌ها تلاش می‌کنند حتی استایل عکس آن‌ها را تقلید کنند و شکل آن‌ها لباس بپوشند و رفتار کنند. از همین رو وقتی سلبریتی در یک عکس با سیگار دیده می‌شود به طور ناخودآگاه جمع زیادی از دنباله‌کنندگانی که دوست دارند مانند او رفتار کنند را به سیگار تشویق می‌کند.

به عنوان مثال، یک مطالعه در دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ، نوجوانانی را بررسی نمود که اغلب به موسیقی گوش می‌دادند که در آن اشاراتی به ماری جوانا شده است. آن‌ها دریافتند که این نوجوانان بیشتر از نوجوانانی که کمتر در معرض چنین اشعاری قرار دارند، از مواد مخدر استفاده می‌کنند.

سلبریتی می‌تواند به کاهش باور‌های منفی و افزایش باور‌های مثبت کمک کند

وقتی سلبریتی از مشکلاتی که پشت سرگذاشته حرف می‌زند و یا درباره ترس‌ها و ابهاماتی که برایش پیش آمده با طرفدارانش صادقانه برخورد می‌کند می‌تواند اثرات مثبتی روی آن‌ها داشته باشد. «دمی لواتو» خواننده و آهنگساز آمریکایی بعد از مصرف بیش از حد مواد‌مخدر و پیش از دوره بازپروری یه آهنگ به نام «saber» منتشر کرد که الهام بخش جوانان سراسر آمریکا در مورد سوءمصرف مواد مخدر و چالش‌های آن شد. سلبریتی‌ها می‌توانند به جای آنکه آسیب‌های اجتماعی که به آن مبتلا می‌شوند را ترویج و تبلیغ کنند به شکل برعکس نماد مبارزه با آن آسیب شوند و هم خودشان از آن خلاص شوند و هم الهام‌بخش طرفدارانشان باشند و به روند بهبود آسیب‌های اجتماعی کمک کنند و به جای یک فرد صرفا مشهور در زمینه‌های مختلف تبدیل به یک قهرمان شود.

چرا نوجوان‌های امروز به جای ابرقهرمان سلبریتی‌ها را دوست دارند؟

نوجوانان سلبریتی‌ها را دوست دارند. این حرف غیرقابل انکار است. آن‌ها حتی تلاش می‌کنند کوچکترین رفتار‌ها و حرکات سلبریتی مورد‌علاقه‌شان را تکرار کنند. فیلم‌ها و کتاب‌های موردعلاقه سلبریتی را می‌بینند و می‌خوانند و حتی تلاش می‌کنند غذای موردعلاقه‌اش را دوست داشته باشند. برای بسیاری از والدین این سوال پیش می‌آید که یک سلبریتی مگر چه چیزی دارد که فرزندشان او را دوست دارد و تلاش می‌کند از آن الگو بگیرد. حتی در سطح بالاتر یک سلبریتی که خودش با افسردگی و اضطراب و اختلالات مختلف روبروست چه چیزی می‌تواند بیاموزد.

نکته جالب درباره سلبریتی‌ها این است که وقتی یک نوجوانان از چالش‌های یک سلبریتی مطلع می‌شوند واقعا ناراحت می‌شوند. بار‌ها پیش آمده که سلبریتی داستان‌های خود را با مخاطبانش به اشتراک گذاشته و با مخاطبانش درد دل کرده‌است و مخاطبان با پیام‌های زیادی به دل‌داری داده‌اند و او را حمایت کرده‌اند. این موضوع نه تنها او را از چشم مخاطبانش نینداخته بلکه او را محبوبتر و قوی‌تر جلوه داده‌است، چون در دنیای امروز نوجوان‌ها دنبال ابر قهرمان‌های شکست‌ناپذیر خیالی نیستند. بلکه کسانی را الگو قرار می‌دهند که زندگی‌شان مثل زندگی آدم‌های واقعی بالا و پایین و تاریک و روشن داشته باشد و بتوانند با آن‌ها ارتباط احساسی عمیق برقرار کنند.

آیا نوشیدن قهوه برای نوجوانان ضرری ندارد؟

فواید قهوه به عنوان یکی از نوشیدنی‌های پر مصرف در سطح جهان موضوعی اثبات شده است و همین امر باعث شده است که این نوشیدنی بی‌نظیر در گذر زمان جایگاه خود را در برنامه غذایی بسیاری از مردم جهان حفظ کند. در همین راستا جالب است بدانید که بعد از نفت بزرگترین صنعت جهان در اختیار قهوه است.

اما در خانواده‌ها بیشتر والدین با اینن تصور روبرو هستند که مصرف قهوه برای نوجوانان موجب توقف رشد آنها می‌شود و همواره به دنبال کسب منابعی برای مطلع شدن از تاثیرات کافئین بر روی نوجوانان هستند تا بتوانند به این سوال آنها پاسخ دهند. بسیاری از کودکان و نوجوانان کافئین را از مواد غذایی مختلف دریافت می‌کنند؛ منبع اصلی این ماده شیمیایی برای کودکان زیر ۱۲ سال در نوشابه است. کولاها نیز کافئین دارند اما میزان آن نسبت به چای یا قهوه، کمتر است.

بسیاری از خوراکی‌ها و نوشیدنی‌ها، از جمله شکلات، شیر شکلات و چای سرد نیز از منابع کافئین برای کودکان و نوجوانان هستند. علاوه بر این، برخی از داروهای که بدون نسخه به فروش می‌رسند نیز کودکان را در معرض دریافت کافئین قرار می‌دهند که از آن جمله می‌توان به داروی «اکسدرین» اشاره کرده که یه ضد درد و ضد تب است. اما قهوه منبع اصلی دریافت کافئین در میان نوجوانان ۱۲ سال به بالا است.

آیا نوشیدن قهوه برای نوجوانان ضرری ندارد؟

محققانی که در زمینه کافئین تحقیق می‌کنند، می‌گویند که مصرف یک فنجان قهوه در روز به نوجوانان بالای ۱۲ سال آسیبی نمی‌رساند اما این موضوع در صورتی صادق است که آنها مصرف سایر منابع کافئین پرهیز کنند. طبق اعلام انجمن پزشکان متخصص کودکان و نوجوانان آمریکا، نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله باید مصرف روزانه کافئین را به ۱۰۰ میلی گرم محدود کنند  که این میزان معادل حدود یک فنجان قهوه، یک تا دو فنجان چای یا دو تا سه قوطی نوشابه است. اما برای کودکان زیر ۱۲ سال، هیچ آستانه ایمن مشخصی وجود ندارد.

بنابراین اگر نوجوانان بالای ۱۲ سال علاوه بر مصرف یک فنجان قهوه در روز، چای و نوشابه و شکلات نیز مصرف کنند از این حد مجاز عبور می کنند. همچنین بزرگسالان نیز نباید روزانه بیش از ۴۰۰ میلی گرم کافئین مصرف کنند که این میزان معادل مصرف چهار فنجان قهوه در روز است. اما از آنجایی که کافئین در بسیاری از غذاها و نوشیدنی‌های مختلف وجود دارد، نوجوانان یا بزرگسالان می توانند بدون اینکه متوجه شوند، بیشتر از آنچه که توصیه شده است، کافئین مصرف کنند.

*** اثرات جانبی

مصرف بیش از حد کافئین می‌تواند اثرات منفی زیادی بر روی نوجوانان داشته باشد که از آن جمله می توان به  ایجاد روحیه بد، از بین بردن خواب  و کمک به بروز رفتارهای نادرست، مانند ریسک‌پذیری و پرخاشگری در آنها اشاره کرد. قهوه همچنین می‌تواند برخی از بچه‌ها را عصبانی، عصبی و مضطرب  کند و یا باعث بروز حالت تهوع در آنها شود. مصرف بیش از حد کافئین همچنین می تواند ضربان قلب و فشار خون آنها را تغییر دهد. 

آیا نوشیدن قهوه برای نوجوانان ضرری ندارد؟

ممکن است از بین بردن خواب نوجوانان از جدی ترین عوارض جانبی مصرف قهوه به نظر نرسد. درحالیکه این موضوع بسیار حائز اهمیت است چرا که بر اساس توصیه های «بنیاد ملی خواب آمریکا» که تحقیقات زیادی را در مورد خواب انجام می دهد، نوجوانان باید حدود ۹ ساعت در شب بخوابند. اما مطالعات نشان می‌دهد که بچه ها به‌طور متوسط خیلی کمتر از آن می‌خوابند.

*** روایت های قدیمی 

برخی از بزرگسالان ممکن است به بچه ها بگویند که نوشیدن کافئین رشد آنها را متوقف می کند که دو دلیل برای چنین تصوری وجود دارد ؛ اول، آنکه کافئین می‌تواند مقدار کلسیم را در استخوان‌های بدن کاهش دهد، که مردم قبلاً فکر می‌کردند باعث می‌شود قد رشد نکند. دوم اینکه مصرف کافئین در ساعت های اواخر روز می تواند موجب کاهش خواب شبانه شود و این در حالی است که هورمون رشد که باعث رشد نوجوانان می شود، در اوایل خواب ترشح می شود، بنابراین تصور این بود که خواب کمتر باعث رشد کمتر می شود.

آیا نوشیدن قهوه برای نوجوانان ضرری ندارد؟

این در حالی است که هیچ یک از این نگرانی ها معتبر نیستند. یک مطالعه که ۸۱ نوجوان را به مدت شش سال تحت نظر داشت، هیچ ارتباطی بین مصرف کافئین و تراکم استخوان پیدا نکرد. مطالعه دیگری هیچ ارتباطی بین طول مدت خواب و رشد پیدا نکرد. بر اساس مدارک علمی مستند کودکان ۱۲ ساله می توانند روزی یک فنجان قهوه مصرف کنند اما مهم است که این موضوع را نیز در نظر گرفت که این نوجوانان با قهوه خود چیز دیگری مصرف نکنند. برخی از نوشیدنی‌های قهوه سرد و شیرین که در بین بچه‌ها محبوب هستند، بیش از ۵۰ گرم شکر دارند که مصرف قند اضافه نیز می تواند عواقب منفی برای سلامتی داشته باشد.

همچنین باید این موضوع را نیز مد نظر قرار داد که این کودکان نباید یک فنجان قهوه را بعد از ساعت ۳ بعد از ظهر به بعد مصرف کنند تا از ایجاد اختلال در خواب آنها پیشگیری شود.

ساده‌ترین راه برای تشخیص مشکلات روانی در نوجوانان

نوجوانی با تغییرات فیزیکی و احساسی همراه است. تمایل برای استقلال و روبه‌رو شدن با تصمیمات برای فعالیت‌های اجتماعی از مهم‌ترین ویژگی‌های این دوره محسوب می‌شود. علاوه بر تمام مسائل دوره نوجوانی، همه‌گیری کرونا هم مشکلات دیگری اضافه کرده و اضطراب را افزایش داده است. اما چطور می‌توانید در این زمان حساس از فرزندانتان آن‌طور که نیاز دارند، حمایت کنید؟
 این که تفاوت‌های رفتاری بین نوجوانان را که مناسب سن آنهاست، درک کنید و نشانه‌های بیماری‌های روحی مثل افسردگی را در آنها تشخیص دهید، کمک بزرگی به گذار سالم آنها از دوره نوجوانی است.

جان هرتزر، مدیر بخش روانپزشکی کودکان و نوجوانان در بیمارستان نوزادان و کودکان UH و مشاور روانپزشکی در برنامه Highland Springs Changes به بعضی از سوالات درباره شناخت علائم مشکلات احساسی و روانی در نوجوانان و این که چه زمانی لازم است کمک بگیریم، جواب می‌دهد:

برای کمک به سلامتی روانی فرزندم چه کار می‌توانم بکنم؟
► یک رابطه باز و با مهر که مبتنی بر اعتماد، صداقت و احترام باشد، با او برقرار کنید و این رابطه را ادامه دهید.

► در خلال آموزش از او تعریف کنید و تشویقش کنید وقتی استرس دارد یا سردرگم است، با شما صحبت کند.

► ایجاد یک محیط خانواده امن، حمایتگر و ساختارمند به رشد مثبت و انعطاف‌پذیری در میان نوجوانان کمک می‌کند.

گفته می‌شود حتی در حامی‌ترین و قدرتمندترین خانواده‌ها، جوانان می‌توانند مشکلات روحی داشته باشند. بنابراین مهم است که تغییرات احساسی و رفتاری فرزندانتان را زیر نظر داشته باشید و به عنوان والدین آنها متوجه باشید این مسئله با سرزنش و شرم ارتباطی ندارد.

نشانه‌های افسردگی نوجوانی چیست؟
مشکلات سلامت روانی مثل افسردگی با توانایی کارکرد نوجوانان در خانه یا مدرسه نمود پیدا می‌کند. شناخت این مشکلات برای سلامت روانی نوجوانان حیاتی است. این نشانه‌ها شامل این‌ها هستند:

پریشانی
اضافه یا کم کردن وزن
مشکل داشتن با انجام کارهای مدرسه مثل افت نمرات
ناراحتی و بداخلاقی
نبود انگیزه یا از دست دادن علاقه به افراد یا فعالیت
انرژی پایین
رفتارهای مخرب
مصرف مواد مخدر
اظهار ناامیدی یا گفتن این که علاقه‌ای به زندگی ندارند.
اگر نوجوانانمان نشانه‌های مشکلات روحی را نشان داد، چه کار کنیم؟
اگر تغییرات نگران‌کننده‌ای در خلق‌وخو، تفکرات یا رفتار فرزندتان مشاهده کردید، نزدیک شدن به او اولین قدم اساسی است. اجازه دهید بدون این که قضاوت شود با شما صحبت کند. اگر مشکلات جدی‌تر بود، حتما با یک مشاور یا روانشناس مشورت کنید.

خودتان هم البته می‌توانید در خانه به او کمک کنید. بسته به نوع تشخیص وضعیت روانی فرزندتان ممکن است با مشاوره و یا ترکیبی از  و دارو بهتر شود. بعضی از درمان‌های موثر این‌ها هستند:

۱- رفتار درمانی شناختی که هدفش این است الگوهای فکری آسیب‌زننده را با احساسات مثبت جایگزین کند.

۲- خانواده‌درمانی که به والدین، نوجوانان و خواهر و برادرانشان کمک می‌کند عملکرد مثبت‌تری داشته باشند.

۳- گروه‌درمانی که در این شکل درمان، گروهی از نوجوانان با درمانگر در کنار هم جمع می‌شوند تا تعاملات مثبت شکل بگیرد و حمایت گروه را دریافت کنند.

آیا باید از اصطلاحات نوجوانانه بترسیم؟

آن چه والدین باید درباره اقتضائات و نقاط پنهان‌ زبان‌ساختگی نسل جدید و عبارت‌هایی مثل «فازت چیه؟»، «باز قفلی زده»، «ستون مایی» و … بدانند
 ما وقتی می‌خواهیم بگوییم فلانی در حوزه خودش حرفی برای گفتن دارد و کسی روی دستش نیست، او را با صفت‌هایی مثل «کاربلد»، «ماهر» و «توانمند» توصیف می‌کنیم؛ نوجوان‌ها این‌طور وقت‌ها می‌گویند «فلانی خیلی گنگش بالاست». وقتی کسی شور تکرار کردن حرف یا عملی را درمی‌آورد، ما می‌گوییم «سوزنش گیر کرده» و نوجوان‌ها می‌گویند «باز قفلی زده». ما برای ابراز محبت و ارادت به دوست‌مان، او را «عزیز» و «سرور» خطاب می‌کنیم و نوجوان‌ها می‌گویند «ستون». ما بزرگ سال‌ها وقتی که نوجوانان برای بیان منظورشان از کلمات و اصطلاحاتی متفاوت استفاده می‌کنند، واکنش‌های مختلفی نشان می‌دهیم؛ بعضی‌های‌مان نگران از دست رفتن زبان فارسی می‌شویم و تشر می‌زنیم که «این چه طرز حرف زدنه؟» و بعضی‌های‌مان می‌ترسیم این زبان ناشناس، نشانه‌ای باشد از بی‌ادب و بی‌نزاکت شدن قریب‌الوقوع متکلمان آن و می‌توپیم که «این چه طرز حرف زدنه؟» فرض کنیم این توپ‌ و تشر زدن‌ها اندک تأثیری در نحوه حرف زدن نوجوان‌ها داشته‌باشد، آیا لزومی هم دارد؟ آیا باید از زبان خاص نوجوان‌ها بترسیم؟

   راهی برای ابراز تمایز
در تمام زبان‌ها بعضی طبقات اجتماعی خاص، واژگان و اصطلاحات ویژه‌ای به‌کار می‌برند که فهم آن برای افراد خارج از طبقه خودشان دشوار است. به این فرهنگ کلامی منحصربه‌فرد که از گونه‌های اجتماعی زبان به‌شمار می‌رود، در فرانسوی «آرگو» می‌گویند. آرگو، زبان ساختگی و مخفی بین گروه‌هایی است که تمایل دارند هنجارهای گروهی خودشان را به‌رسمیت بشناسند. در همه فرهنگ‌ها رایج‌ترین متکلمان این زبان مخفی نوجوان‌ها و جوان‌ها هستند. آرگو به آن‌ها اجازه می‌دهد میل‌شان به متمایز شدن از بیشتر افراد جامعه و نشان دادن این تمایز را ارضا کنند؛ راجع به آن‌چه هنجارهای رسمی جامعه نمی‌پسندد، بدون ترس از سرزنش، صحبت و با اتخاذ این راه ارتباطی خاص، تعلق‌شان به یک گروه را اثبات کنند. در هر دوره زمانی، جوانان زبان مخفی خودشان را می‌سازند. دهه پنجاهی‌ها و شصتی‌ها که امروز والدین نسل جدید هستند، کلماتی مثل «ضایع»، «تابلو» و «قاط زدن» را باب کردند و دهه هفتادی‌ها «خفن»، «آنتن» و «گیر دادن» را سر زبان‌ها انداختند. قبل‌تر از آن، زبان زرگری به‌عنوان نوعی زبان مخفی ابداع شده‌بود که ازنظر کاربرد بی‌شباهت به آرگو نبود. پس اگرچه اصطلاحات نوجوانانه برای ما تازگی دارند اما نحوه و هدف ساختن این دایره واژگانی، پدیده جدیدی نیست. بنابراین آرگو را با این سابقه و فراگیری، نمی‌توان تهدیدی برای زبان مادری دانست بلکه شاخه‌ای است منشعب از درخت زبان رسمی که به‌طور طبیعی رشد می‌کند و با اقتضائات اجتماعی، آبیاری می‌شود. این کاربران هر زبان هستند که تصمیم می‌گیرند نظام ارتباطی مدنظرشان را چطور متناسب با مقاصدشان به‌کار بگیرند؛ کدام کلمه‌ها و ساخت‌های زبانی را دور بریزند و کدام‌ها را جذب و حفظ کنند. پس به‌نظر نمی‌رسد نحوه حرف زدن نسل جوان، به منظور آسیب زدن به زبان فارسی باشد و لازم نیست از این بابت دغدغه‌ای داشته‌باشیم. به‌علاوه معلوم هم نیست که اگر نگرانی‌مان به‌جا باشد، مخالفت‌مان با نحوه حرف زدن نسل جوان، تأثیری در تغییر این روند خواهدداشت یا خیر.
   تلاش برای شناختن زبان تازه و ناشناخته
همه والدین دغدغه‌های زبان‌شناسانه ندارند. بعضی از آن‌ها، همان‌طور که گفتیم، آرگو را مساوی بی‌ادبی می‌دانند. این گروه اخیر دربرابر هر واژه نامأنوس، با ابروهای درهم و چشم‌های گردشده واکنش نشان می‌دهند. از آن‌جایی‌که آرگو قرار است یک راه ارتباطی خاص باشد، طبیعی است که از آن سردرنیاوریم ولی الزاما به‌معنای بی‌ادبانه بودنش نیست. درواقع آن‌چه باعث اعتراض بزرگ‌ترها می‌شود، ناشناس بودن این زبان است؛ از این نقطه می‌توانیم به راهکار برسیم. تا الان سعی داشتیم به این سوال پاسخ بدهیم که «چرا نباید از اصطلاحات خاص نوجوان‌ها بترسیم؟» و در پاسخ استدلال کردیم که زبان مخفی این نسل، نه پدیده‌ای تازه و الزاما آسیب‌زاست و نه مشخصا بی‌ادبانه. اگر این فرض‌ها را بپذیریم، خودبه‌خود نیمی از راه را رفته‌ایم چون از این‌به‌بعد موقع شنیدن «ایستگاه کردن» و «فازت چیه؟» رو ترش نمی‌کنیم. همین واکنش تند نشان ندادن، گام مهمی است که فاصله بین نوجوان ها  و بزرگ‌ترها را کمتر می‌کند. در گام بعدی با نشان دادن کنجکاوی بدون قضاوت، سعی می‌کنیم زبان نسل جدید را بفهمیم. آن وقت است که می‌توانیم درباره اصول معاشرت و نزاکت با نوجوان حرف بزنیم؛ برای مثال به این فهم مشترک برسیم که زبان خاص نوجوانانه، بهتر است در گروه‌های دوستانه به‌کار برده‌شود و درارتباط با بزرگ‌ترها مثلا در جمع‌های فامیلی به‌دلیل آن‌که ممکن است باعث سوء‌تفاهم شود، باید به زبان معیار پایبند بود.

نویسنده : الهه توانا| روزنامه‌نگار
 

چه کنیم با دهه هشتادی‌ها؟ پررو‌های قرنیه مشکی!

چه کنیم با دهه هشتادی‌ها؟ پررو‌های قرنیه مشکی!

همشهری/ فتانه احدی:خیلی‌ها معتقدند دهه هشتادی‌ها برخلاف سایر نسل‌ها چندان سیاست‌زده نیستند و بیشتر به‌دنبال تغییر در سبک زندگی خود هستند؛ نسلی که تا چشم باز کرده با تبلت بازی کرده و موبایل به‌دست گرفته و به‌راحتی به اینترنت پرسرعت وصل شده؛ نسلی که اسیر آپارتمان‌نشینی شده و از فضای بسته و کوچک پای به دنیای بزرگ گذشته است؛ نسلی که به‌جای بازی با هم سن و سالانش کلش‌آف‌کلنز بازی کرده؛ نسلی که ارتباطات با دوستان هم سنش بعد از مدرسه تلفنی که نه، وایبر و واتساپ و تلگرامی بوده.

این نسل معنی فیلترینگ را خوب می‌داند؛ نسلی که توی کوچه بازی کردن را حتی تصور هم نکرده؛ نسلی که حنا و هایدی و آن شرلی و جودی آبوت هم نداشته و نسلی که تقریبا اسیر تکنولوژی بوده و در این فضا قد کشیده. به‌راستی بچه‌های این نسل چگونه‌اند؟ این نسل در همه امور عجیب و پیچیده به‌نظر می‌رسد؛ از سبک و سیاق لباس پوشیدن‌شان گرفته تا ادبیات روزمره‌شان. به آن‌ها انتقاد می‌شود که لذت‌جو و خوشگذرانند، وقت خود را صرف امور بیهوده می‌کنند و از همه مهم‌تر اینکه مانند نوجوانان نسل قبل اغلب آرمان و اهداف بزرگی ندارند.

علاوه بر این هرازگاهی هم دست به اقدامات گروهی عجیب و غریبی می‌زنند که نه‌تن‌ها موجب شوک و نگرانی مسئولان سیاسی و تحلیل‌گران اجتماعی می‌شوند بلکه بسیاری از افراد جامعه را هم نگران و درگیر این پرسش می‌کنند که این نوجوانان که زنان و مردان آینده‌ساز دهه‌های آتی خواهند بود، چه سرنوشتی را برای خود و جامعه تدارک خواهند دید؟ برای اینکه در مورد این نسل بیشتر بدانیم با دکتر پریسا ارجمندی، روانشناس کودک و نوجوان به گفتگو نشسته‌ایم.

مختص یک دهه خاص بودن و در قالب آن دهه درآمدن چگونه صورت می‌گیرد؟

کسب هویت از اجتماعی که به محیط‌های خاص وابسته است و این محیط‌ها در نسلی که در حال بالیدن است و مدارس و حتی تکنولوژی آن دوره صورت می‌گیرد. فقط نوع و روش هویت‌یابی این افراد به محیط‌ها بستگی ندارد بلکه نحوه قرار گذاشتن و جایی که ایشان گرد هم می‌آیند نیز وابسته به همان است. در واقع این شیوه هویت‌یابی جریان زندگی جدید و جذاب‌تری را برای نسل نو آفریده که از خلال آن آزادی اجتماعی مورد توجهش را در فضای مجازی و در تودرتوی اینترنت نیز یافته است؛ زندگی‌ای که به جوان آموخته هیچ اقتداری را نپذیرد و دخالت در زندگی و سبک زندگی‌اش را برای هیچ فردی حتی خانواده حق نداند.

براساس آمار‌های رسمی وزارت جوانان، دهه هشتادی‎ها از دولت و بزرگ‌تر‌ها تنها تسهیلات می‌خواهند و بس؛ تسهیلاتی که امنیت و آینده‌شان را به جهت فراغت و لذت بیشتر در زندگی بسازد. نسلی که هرچند اجتماع نسلی را می‌پذیرند، اما دغدغه‌هایشان فعالیت‌های اجتماعی و حضور در نهاد‌های مدنی را برنمی‌تابد.

چه کنیم با دهه هشتادی‌ها؟ پررو‌های قرنیه مشکی!

نوجوانان دهه هشتادی‌چگونه‌اند؟

فضای مجازی و اینترنت، برای نوجوان اغلب ناراضی از وضع زندگی و اقتصادی، زندگی دوم را می‌سازد و البته استفاده‌ای ۷۰ درصدی از اینترنت که بیشتر صرف ارتباطات اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی شده تسهیل‌کننده آن است. طبیعی است که این درصد در شهر‌های بزرگ، بیشتر هم خواهد بود. نسلی که در فضای مجازی از فیلترشکن استفاده می‌کنند (بیش از ۹۰ درصد) و این دنیا را بیشتر برای سرگرمی و تفریح (۵۳ درصد) و ارتباط متنوع و جدید (۳۰ درصد) می‌پذیرند، حتی اگر ارتباط حقیقی و حضوری فراگیر دارند، آن را در امتداد همان زندگی خویش یافته‌اند.

در فضای زندگی مجازی (Virtual Life)، سبک زندگی خاصی که هیچ‌گاه رنگ و بوی واقعیت و تجسم مادی را به‌خود نخواهد گرفت، شکل می‌گیرد. در این فضا که مرز هم نمی‌شناسد، همه به نوعی یک متعامل (interactor) به‌حساب می‌آیند و هیچ‌کس، به‌خاطر آنکه از طبقه‌ای خاص است، مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد بلکه بیشتر به‌خاطر آنچه هست، مورد توجه قرار می‌گیرد.

می‌توان چنین ارزیابی کرد که ریسک‌پذیری، انتقالی بودن احساسات و عواطف، دادن فرصت بازاندیشی، تقویت فردیت و استقلال عمل و انتخابی بودن، سیال ساختن هویت، ایجاد تعارض، دوسویگی و بحران در هویت، جبران کردن برخی کاستی‌های فضای عمومی و حقیقی، خصوصی‌کردن دنیای زندگی، فراغتی ساختن رسانه و فردی ساختن هویت، پیچیدگی در هویت، زیباسازی زندگی روزمره، کسب سریع تجارب مربوط به بزرگسالی، جز‌جز کردن هویت، افسون‌زدایی از برخی جاذبه‌های زندگی غربی، ایجاد تمایز، ارزشمند کردن تمایز و اهمیت دادن به سبک زندگی ازجمله تأثیرات این فضا بر ارزش‌ها، هویت و گرایش‌های این جوانان به‌حساب می‌آیند.

در مراجعه دهه هشتادی‌ها چه اختلالی چشمگیر و شایع است؟

براساس مراجعه‎هایی که به ما می‌شود، این نسل درگیر و درخطر ابتلا به اعتیاد به اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای هستند. در واقع اعتیاد به اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای از نوع بدرفتاری‌های فزون کنشی است؛ بنابراین باید کمک کنیم این رفتار‌ها با رفتار‌های دیگر جایگزین شوند. طبق تحقیقات صورت گرفته، میانگین اعتیاد به اینترنت و بازی‎های رایانه‌ای ۵۸/۷ است، در آسیا این رقم ۵۳/۶ درصد است که ۵ درصد از میانگین جهانی کمتر است. در واقع آمریکای شمالی ۹۰ درصد است که بیشترین استفاده از اینترنت را دارد و ما خوشبختانه کمتر از میانگین جهانی هستیم.

چه کنیم با دهه هشتادی‌ها؟ پررو‌های قرنیه مشکی!

چگونه متوجه اعتیاد به اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای در کودکان و نوجوانان شویم؟

براساس آموزش‎هایی که داریم، از اینترنت می‌توانیم برای حل کردن مسائل مهم زندگی کمک‎های زیادی بگیریم و این در حد نرمال مشکلی ایجاد نمی‌کند، اما وابستگی خطرناک است. وابستگی اینگونه اتفاق می‌افتد، اگر فرد رفتاری را انجام ندهد یا شخصی را نبیند یا غذایی را نخورد و…، دچار آشفتگی و بدرفتاری می‌شود؛ پس زمانی که وابستگی ایجاد شود و منجر به دگرگونی احوال و رفتار شود، آن وقت است که می‌گوییم اعتیاد است. در کتاب «دی اس‌ام ۵»، منبع و مرجع روانشناسان دنیا، ملاک تشخیص اختلال بازی‎های اینترنتی در ۱۲ مورد تعریف شده است که ۵ مورد از آن حتما باید وجود داشته باشد تا مشخص شود که این اختلال و اعتیاد ایجاد شده است.

ازجمله این موارد: اشتغال ذهنی به بازی‎های اینترنتی، بروز نشانه‌های ترک که اضطراب اندوه و تحریک‌پذیری است، موقعی که به بازی اینترنتی دسترسی نداشته باشد، تلاش‎های ناموفق برای مهار کردن شرکت در بازی‎های اینترنتی، از دست دادن علاقه به سرگرمی‎ها و تفریحات جز بازی‎های اینترنتی، فریب دادن اعضای خانواده یا درمانگر درباره زمان پرداختن به این بازی‎ها و از دست‌رفتن یا به خطر افتادن فرصت‌های شغلی و تحصیلی و… به‌خاطر پرداختن به این بازی‌ها. این موارد در یک آزمون پرسشنامه‌ای بررسی می‌شود که در نتیجه آن متوجه اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای خواهیم شد.

چگونه باید این اعتیاد را درمان کرد؟

بروز و حل و فصل این اختلال زمانبر است. ما می‌توانیم زمان زمینه تفریح و گپ و گفت را فراهم کنیم. غر نزنیم، به بچه‌ها پیله نکنیم. سرزنش نکنیم. آرام آرام بچه‌ها را از این فضا دور کنیم. ما می‌توانیم به آن‌ها فقط اطلاعات دهیم و هیچ کنترلی روی آن‌ها نداشته باشیم.

در واقع می‌توانیم بگوییم نرخ شیوع اعتیاد به اینترنت در دنیا ۵ درصد است؛ پس این نرخ خیلی پایین است، اما بسیاری از والدین معتقدند کودکانشان معتاد شده‌اند؛ بنابراین می‌توان با قاطعانه، دوستانه و منصفانه رفتار کردن، بدون کنترل‌گری، زمان زیاد استفاده از اینترنت را کم کرد.

نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود!

نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود!

خراسان/ پسر نوجوانی دارم که اهل کار نیست. برای آینده‌اش خیلی نگران هستم. در همین حد بگویم که راضی نمی‌شود حتی هر شب آشغال‌ها را دم در بگذارد! می‌خواهم او را کاری بار بیاورم. نمی‌خواهم پسرم مفت بخورد و راه برود، به خاطر آینده خودش نمی‌خواهم. چه کنم؟
 
مخاطب گرامی، در پیامک شما گلایه‌هایی از تنبلی یا بی‌مسئولیتی پسرتان به چشم می‌خورد. مسئولیت پذیر و کاری بار آوردن فرزندان در سن 3 تا 5 سالگی شکل می‌گیرد. والدین با دادن مسئولیت به کودک خود برای مرتب کردن اتاقش یا دادن کارهای کوچکی مثل آب دادن به گل‌ها و… می‌توانند فرزند خود را مسئولیت‌پذیر تربیت کنند. این در حالی است که فرزند شما نوجوان است و در نوجوانی و جوانی، بخش اعظم شخصیت فرد شکل گرفته است. اکنون تنها می‌توانید با گفت‌و‌گوی صحیح و رفتارهای محبت‌آمیز، خواسته‌های خود را مطرح و رفتار مناسب را از او مطالبه کنید. در ادامه نکاتی در همین باره مطرح خواهد شد.
 مسئولیت‌هایی را به پسرتان واگذار کنید
روش دیگری که برای تغییر دادن رفتار فرزندتان مناسب به نظر می‌رسد، تغییر دادن الگو است. شما می‌توانید یک جلسه با اعضای خانواده بگذارید و کارهای خانه را تقسیم کنید تا هرکسی مسئولیت یک کار را به عهده بگیرد؛ برای مثال زباله‌ها را هر شب چه کسی و در چه ساعتی ببرد یا خرید خانه را چه کسی انجام دهد و مواردی از این قبیل. در ادامه بهتر است اگر مسئولیتی به عهده پسرتان است و فراموش می‌کند یا عمداً انجام نمی‌دهد، با محبت و آرامش به او گوشزد کنید. در صورتی که باز هم انجام نداد، به جای دعوا و سروصدا و اجبار، می‌توانید در انجام خواسته‌های او کمی تعلل کنید تا بیشتر با اهمیت احترام و ارزش رفتار متقابل آشنا شود.
 دلیل تنبلی‌هایش را کشف کنید
به طور کلی تنبلی یعنی به تعویق انداختن کارهای از پیش تعیین‌شده در برنامه یا حذف اهداف از پیش تعیین شده در زندگی. یکی از مسائل ایجاد کننده تنبلی، صفات شخصیتی افراد است. در حیطه روان شناختی از کمبود اعتماد به نفس می‌توان به عنوان یکی از علل تنبلی نام برد. حتی در شرایطی فرد بدون آن‌که دچار علایم بارز افسردگی باشد، نشانه‌ها و خصوصیتی از این بیماری مانند پایین بودن اعتماد به نفس را دارد. همچنین رفتارهای ناصحیح می‌تواند باعث تشدید این مشکل شود؛ برای مثال وقتی وابستگی فرد به دریافت پاداش بالا باشد، شاهد بروز تنبلی هستیم، یعنی فرد کارها را صرفاً به این دلیل انجام می دهد که زودتر به نتیجه‌ای عینی برسد و در صورتی که پاداشی در کار نباشد، از انجام وظایف خود سرباز می زند، از طرفی ممکن است شخصیتی داشته باشد که از ضرر و زیان هم اجتناب می کند؛ در نتیجه فردی که به پاداش وابستگی دارد و از طرفی، دلش نمی‌خواهد از حاشیه امنی که دارد خارج شود، انگیزه‌های درونی پایینی خواهد داشت؛ یعنی پیوسته تلاش کردن چندان برای فرد اهمیت ندارد و مهم ترین مسئله، نتیجه است. این افراد احساس رضایت درونی از تلاش خود ندارند و تنها به این نگاه می کنند که از بیرون به چه میزان پاداش دریافت می‌کنند تا بر اساس آن تلاش کنند. پس به طور کلی داشتن برخی صفات شخصیتی در فرد، به همراه رفتار ناصحیح اطرافیان با وی، باعث بروز و دامن زدن به مشکل تنبلی خواهد شد. در پایان با توجه به نکاتی که بیان شد، توصیه می‌کنم که برای برخورد با تنبلی جوانتان، به هیچ وجه او را سرزنش، تحقیر یا مقایسه نکنید. از گفتن جملاتی که بار منفی دارند مثل دوست ندارم که مفت بخوری و راه بروی، خودداری کنید چون این موارد رفتارهای کنترلی هستند و بیشتر او را برای حرکت در جهت خلاف میل شما سوق می دهد.
 
نویسنده : راهله فارسی | مشاور خانواده

حرف زدن با یک نوجوان هوادار دوآتشه چگونه است؟

حرف زدن با یک نوجوان هوادار دوآتشه چگونه است؟

فارس/ آیا واقعاً برای جلوگیری از اثرات سوء هواداری راهکاری وجود دارد؟ آیا صرفاً اعمال محدودیت می‌تواند راهگشا باشد یا باید با زبان و ادبیات نسل جدید با آن‌ها وارد تعامل شد؟
 
هوادار، طرفدار، فن، حامی، کراش و واژه‌های جدید دیگر در سال‌های اخیر کنار نام افراد و گروه‌های مختلفی قرار گرفته و نوجوانان و جوانان زیادی با این ادبیات علاقه خود را به تیم و گروه هنری مورد علاقه یا بازیگر و خواننده محبوب شان نشان می‌دهند.

اگر در دهه ۵۰، ۶۰ و اوایل ۷۰ این هواداری‌ها و علاقه مندی‌ها خود را به شکل پوستر در اتاق خواب یا یک پیراهن در تن نشان می‌داد طی سال‌های اخیر جای خود را به تغییر سبک زندگی، باور‌ها و اعتقادات و حتی تغییر در شکل ظاهری نوجوان و جوانان داده تا جایی که دغدغه و نگرانی را در دل خانواده‌ها بیشتر کرده است.

اما آیا واقعاً برای جلوگیری از اثرات سوء این هواداری‌ها راهکاری وجود دارد؟ آیا صرفاً اعمال محدودیت می‌تواند راهگشا باشد یا باید با زبان و ادبیات نسل جدید یا آن‌ها وارد تعامل شد؟

در همین راستا با دکتر لیلا سلیقه دار، مشاور و جویشگر حوزه تعلیم و تربیت به گفتگو نشستیم تا در خصوص پدیده هواداری و راهکار‌های مناسب برای برخورد با هواداری‌های افراطی میان نوجوانان و جوانان گفتگو کنیم.

در ادامه مشروح صحبت‌های خبرنگار ما با دکتر لیلا سلیقه دار را می‌خوانید.

چرا در ایران بحث هوادارای از گرو‌های ورزشی و هنری و سلبریتی‌ها بروز شدیدی به خصوص در میان قشر نوجوان داشته است؟

سلیقه دار: در گذشته ادبیات هواداری مثلاً در مورد فوتبال در همان محل مسابقه باقی می‌ماند، یا در قلب و ذهن هوادار بود یا در نهایت اطرافیان نزدیک فرد اقدامات و رفتار‌های هوادارانه اش را می‌دیدند، اما امروزه و با گسترش فضای مجازی همه متوجه این هواداری‌ها می‌شوند.

همین امر هم باعث می‌شود که بر اساس شکل هواداری فرد مورد تشویق یا نقد قرار بگیرد و باعث شود تا ما با یک خلاء اساسی مواجه شویم و نیاز به کارشناسانی داشته باشیم که به طور مشخص رفتار و فرهنگ هواداری و مهم‌تر ا‌ز آن ادبیات آن را مورد بررسی قرار دهند.

در واقع انگار که گسترش این هواداری‌های افراطی درحال تبدیل به علمی است که ضرورت شناخت آن بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

 بسیاری از خانواده‌ها نگرانی‌هایی درباره هواداری‌های افراطی دارند، مثلاً نمونه آن کی‌پاپ‌ها و اینکه می‌توانند چه تأثیری در تربیت فرزندانشان داشته باشند، خانواده‌ها چطور می‌توانند این دغدغه‌ها را مدیریت کنند؟

سلیقه دار: مدتی پیش با مراجعه کننده‌ای صحبت می‌کردم که می‌گفت نوجوانی در خانه دارم که طرفدار کی پاپ‌ها شده و این طرفداری تا جایی پیشرفته که ما خودمان هم بدون این که بفهمیم «کی پاپر» شده ایم. در واقع ناخواسته در محیطی قرار گرفتیم که مدام با صدای این گروه و تصاویرشان رو به رو بودیم و هرجا برنامه‌ای داشته باشد ما باید کنار بکشیم تا بچه‌ها برنامه مطلوب شان را تماشا کنند؛ بنابراین این موضوع نشان می‌دهد که اگر مدیریتی در این میان نباشد خود خانواده هم‌ها به صورت کاملاٌ ناخودآگاه وارد این جریان می‌شوند.

اگر بخواهیم به صورت کلی بحث طرفداری را بررسی کنیم باید بدانیم که در هیچ دوره‌ای از دوره‌های مختلف که نوجوانی وجود داشته نمی‌توانیم دوره‌ای را پیدا کنیم که نوجوانی دنبال هواداری از فرد یا گروهی نبوده باشد، در واقع همیشه این هواداری‌ها وجود داشته، اما الان شکل و شمایل آن تغییر کرده است.

 

 آیا در زمان ما هم به این شدت بوده است؟

سلیقه دار: این نکته مهمی است، ما می‌گوییم این میزان شدت از کجا می‌آید، چون در ایام قدیم هواداران به نصب ۴ پوستر در اتاق خواب بسنده می‌کردند یا به دوستان شان می‌گفتند که من فلان فرد یا گروه را دوست دارم و از شدت علاقه لباس آن‌ها را خریده ام.

اما فضای مجازی با قدرتی که به فرد می‌دهد محدودیت‌ها را می‌شکند، یعنی وقتی دختر نوجوانی به تبعیت از سلبریتی مورد علاقه اش مو‌های سرش را می‌تراشد همه این حرکت را می‌بینند.

باید بدانیم که به صورت کلی رفتار هوادارنه، پیدا کردن الگو، داشتن هیرو یا قهرمان در زندگی به ویژه در دوره نوجوانی و حتی جوانی جزو ویژگی‌های اجتناب ناپذیر و طبیعی در این دوره از زندگی است، اما گاهی اوقات منِ مادر یا پدر فراموش می‌کنم که اصل داستان را نمی‌توانم پاک کنم و بخواهم که فرزندم از کسی تبعیت نکند و دوستش نداشته باشد.

حالا اگر خانواده‌ای صرفاً نگران است و می‌گوید با شنیدن اسم کشور کُره کهیر می‌زنم باید بداند که این نگرانی صرف راهکاری پیش رویش نمی‌گذارد، پس اگر خانواده‌ای نوجوان یا جوان دارند باید بدانند که بچه‌ها در این دوره به دلایل گوناگون علاقه دارند به دنبال سوپر قهرمان در زندگی شان باشند، آن‌ها را دوست داشته باشند و به گروه‌های هواداری بپیوندند.

پس باید چه کار کرد؟

سلیقه دار: اولین نکته مهم این است که مطابق روان شناسی رشد خانواده‌ها برخی ویژگی‌های طبیعی را بپذیرند و بدانند که با ممانعت کردن چیزی عوض نمی‌شود، چه آن دوره که پوستر اتاق پاره می‌کردند یا پروسه اخراج از مدرسه رخ می‌داد چه الان که می‌خواهند چیزی را در خانه ممنوع کنند.

ما باید در ابتدا زمینه‌ها و دلایل بروز این هواداری را بدانیم، یکی از آن‌ها احساس نیاز به قدرت است.
بچه ما احتیاج دارد که در موقعیت‌های مختلف احساس قدرت و آزادی عمل داشته باشد، چیزی که در فضای مجازی به دلیل سرکوب‌ها خود را به شکل شکستن چارچوب‌ها نشان می‌دهد، حالا اگر در قالب گروه‌های هواداری باشد که خیلی هم بیشتر لذت می‌برد.

دلیل دیگر هویت یابی است، هر بچه‌ای دوست دارد یک هویتی از خودش و یک هویت اجتماعی داشته باشد و زمانی که وارد گروهی مثل هواداری موسیقی می‌شود این هویت جمعی حالش را خوب می‌کند.

جنس نوجوانی شوق و هیجان است، به همین خاطر آن شوق و تعصب در کلام و رفتار در نوجوانی بیشتر بروز و ظهور دارد، مثلاً اگر هواداران برآشفته شوند واقعاً می‌توانند ویرانگر باشند، این قدرت از کجا می‌آید؟ از یک هیجان شدید! و زمانی که تأیید همسالان را می‌گیرد همه چیز برای یک اثرگذاری مهیا می‌شود.

چرا کی پاپ‌ها در ایران نسبت به سایر کشور‌ها بیشتر مورد توجه قرار گرفتند؟

سلیقه دار: کره‌ای بودن خاستگاه دارد، وقتی خانواده‌ها مثلاً با فیلمی مثل جومونگ آشنا می‌شوند شب و روزشان را می‌گیرد و کاملاً با آن درگیر می‌شوند، در واقع این کره‌ای دوست بودن از سال‌ها قبل ریشه دوانده و حالا شاخ و برگ داده است.

اما اگر از این موضوع بگذریم باید دو نکته مهم را مدنظر قرار دهیم، اول اینکه نوجوانان و جوانان خیلی زیاد همزاد پنداری را دوست دارند، شما خیلی از خوانندگان یا بازیگران ایرانی خارج از کشور را دیده اید که هنجار شکنی و کج رفتاری در آن‌ها زیاد است، اما با این حال خیلی‌ها آن‌ها را دنبال می‌کنند.

این از باب فرهیخته بودن آن افراد نیست که حجم زیادی دنبال کننده دارند، دلیلش این است که می‌گویند کاری که من به عنوان نوجوان نمی‌توانم انجام دهم او انجام می‌دهد و به همین جهت همزاد پنداری می‌کنند.
نکته دوم این است وقتی احساس می‌کنند در توان شان نیست یا قوانین اجازه نمی‌دهد و حس می‌کنند دیگری دارد به جای آن‌ها فریاد می‌زند پس هواداری می‌کنند و آن فریاد در هواداری شان دیده می‌شود.

شما بار‌ها دیده اید نوجوان سراغ کسی می‌رود که ممکن است هنجارشکن باشد یا وقتی حرکات عجیب و غریب از سمت آدمی تحت عنوان فرد مشهور مثل سلبریتی‌ها زیاد می‌شود که با عقل آدم جور در نمی‌آید ناگهان تبدیل به یک چالش مجازی می‌شود که همه آن را انجام می‌دهند.

فریاد از گلوی دیگری ناشی از سرکوب جامعه است یا خانواده؟

سلیقه دار: هردو، من سالی نبوده که نوجوان مراجعه کننده دختر نداشته باشم که تمایل و اصرار به پسر شدن نداشته باشد، چون در وجود خودش حس می‌کند من محدودم و نمی‌توانم خیلی کار‌ها را انجام بدهم و به همین دلیل یک جایی این سرکوب‌ها سر باز می‌کند که نمود آن در هواداری‌های افراطی خود را نشان می‌دهد.

خیلی اوقات حتی خود نوجوان می‌گوید من کار فلان سلبریتی را قبول ندارم، اما چون جرأت داشته فریاد بزند من او را دنبال می‌کنم.

مثل اتفاقی که در مورد تتلو افتاد؟
سلیقه دار: دقیقاً، یا وقتی داریم راجع به تتلو حرف می‌زنیم وقتی در جلسات نقادی هستیم بچه‌ها آنقدر خودشان قشنگ رفتار‌های این فرد را نقد می‌کنند که واقعاً تعجب برانگیز است، اما در نهایت می‌گویند، چون توانسته یک ساختار را بشکند او را دنبال می‌کنیم.

یکی از مراجعان من نوجوان ١٣-١٤ ساله‌ای دارد که تمام راه‌های دسترسی او به موسیقی و فیلم‌های کره‌ای را مسدود کرده، خب این حرکت یک سرکوب است، آیا واقعاً باید جلوی این علاقه مندی را گرفت یا از طریق این علاقه مندی و شناخت آن خوراک مناسب برای نوجوان تهیه کرد؟ هیچ کس با محدود شدن رشد نمی‌کند.

خیلی اوقات بحث هواداری به سمتی می‌رود که نوجوان با یک رفتار یا گفتار هنرمند یا سلبریتی مورد علاقه اش نابود می‌شود و انگار بتی که از او ساخته شکسته شده، نمونه آن راه اندازی سایت شرط بندی از سوی یک از خواننده‌های ایرانی خارج از کشور که باعث شد بسیاری از فن پیج‌ها فعالیت شان را متوقف کنند.

سلیقه دار: باید دید من از چه چیزی در آن آدم خوشم آمده، این اولین سوالی است که وقتی با یک خانواده نگران مواجه می‌شوم به آن‌ها می‌گویم، اینکه بدانند مثلاً در مورد کره ای‌ها فرزندشان از چه چیزی خوشش می‌آید، از مدل موهایشان، زیبایی شان یا قیافه‌های بامزه‌ای که دارند؟

البته این چیزی است که خود کره از سال‌ها قبل روی آن کار کرده که سادگی را در عین زیبایی ارائه دهد، ما باید برای کودک و نوجوان از همان اول جا بیندازیم که کسی در دنیا وجود ندارد که صدِ مطلق باشد.

ما آموزه‌های دینی خوبی در این زمینه داریم که متأسفانه در صندوق‌ها خاک می‌خورد، آموزه‌هایی که به ما می‌گوید هیچ مخلوقی صد و بی نقص نیست.

ما همیشه می‌گوییم اگر می‌خواهید فرزندتان یک الگوی ایده آل داشته باشد بیشتر باید با او در مورد علایق اش حرف بزنید، خیلی‌ها امید دارند نوجوانی بگذرد و این علایق از سر فرزندشان بیفتد، خب به جای این طرز تفکر با او حرف بزنید.

مثلاً وقتی موسیقی را گوش می‌دهد که شما علاقه‌ای به آن ندارد و حتی از شنیدن آن اذیت می‌شوید به جای اینکه بگویید «چه جوری صدای این را تحمل می‌کنی؟» بگویید «معنی شعری که می‌خواند چیست؟»

در واقع با ادبیات خودش با او وارد صحبت شوید، نوجوان وقتی می‌بیند اطرافیانش خواننده یا بازیگر مورد علاقه اش را می‌شناسند تمایل به گفتگو پیدا می‌کند. احساس تان را به شکلی درست بیان کنید و احساس او را هم بشنوید تا از این طریق افکار نقادانه را در فرزندتان رشد دهید.

راجع به فیلم یا موسیقی مورد علاقه اش با او گفتگو کنید تا از جوانب مختلف موضوع را یاد بگیرد و بررسی کند، همیشه این مشارکت، تعامل و گفت و‌های غیر مستقیم اثرگذارتر بوده است.

برای امتحان کردن این شیوه می‌توانید مثلاً وقتی می‌خواهید از یه رستوران غذا سفارش دهید بگویید من فلان غذای این رستوران را دوست دارم، اما رنگ بندی دیوار‌ها و محیط داخلی آن را نمی‌پسندم، فرزند شما از این طریق یاد می‌گیرد که قرار نیست ١٠٠ درصد چیزی را دوست داشته باشد؛ بنابراین اولین و مهمترین نکته این است که نگران یک امر طبیعی نباشید، روی ریشه‌ها کار کنید و به او توانایی نقادی و جدا کردن مسائل از یکدیگر را بدهید و نکته مهم اینکه در بعضی گروه‌های هواداری با حضور بچه‌ها شرکت کنید، مثلاً باشگاه هواداران محیط زیست یا خیریه یا کار‌های مثبت دیگر تا فرزندتان بداند که می‌تواند هواداری‌های مثبت و اثرگذاری هم داشته باشد.