به چه علت کودکان به‌اشیا وابسته می‌شوند؟

به چه علت کودکان به‌اشیا وابسته می‌شوند؟

بسیاری از کودکان خردسال چیزی دارند که نمی‌توانند بدون آن باشند. این ممکن است یک حیوان عروسکی، یک اسباب بازی یا یک پتو باشد. نوزادان آن‌ها را همه جا حمل می‌کنند، نیاز دارند همیشه آن‌ها را در معرض دید خود داشته باشند و پیوند بسیار خاصی با آن‌ها ایجاد می‌کنند. تخمین‌زده می‌شود که حدود 70 درصد از کودکان دارای یک عروسک هستند. برخی از والدین نگران وابستگی ظاهری فرزندشان به این عنصر هستند. با این حال آن‌ها باید بدانند که نقش اساسی در رشد عاطفی کودک دارد.

شیء پیوست چیست؟

شی دلبستگی به هر وسیله مادی گفته می‌شود که کودک به آن وصل می‌کند و در مواقع چالش برانگیز باعث اطمینان و آرامش می‌شود. این اولین دارایی است که کودک به عنوان چیزی جدا از خودش تشخیص می‌دهد.  اشیاء پیوست دارای ویژگی‌های خاصی هستند که باید از آن‌ها آگاه باشید مانند:

 آن‌ها بافت دلپذیری دارند:  

معمولاً نرم و گرم هستند. به همین دلیل برای بسیاری از کودکان رایج است که حیوانات عروسکی یا پتو را انتخاب کنند.  

 آن‌ها خودسرانه و آزادانه توسط کودک انتخاب می‌شوند:

والدین نمی‌توانند موضوع دلبستگی را تحمیل کنند. بنابراین حتی اگر به نظرتان می‌رسد که کودکتان اسباب بازی‌های بسیار زیباتر یا جدیدتری دارد باید وسیله دلبستگی او همان چیزی باشد که انتخاب می‌کند.

 آن‌ها غیر قابل تعویض هستند:

اگر کودک شما شیء مورد علاقه خود را از دست بدهد غم و اندوه زیادی را متحمل می‌شود و هیچ نوع اسباب بازی دیگری قادر به جایگزینی آن نخواهد بود، حتی اسباب بازی مشابهی که او داشت. این موضوع دلبستگی ارزش بسیار ویژه‌ای دارد.  

 بوی خاصی دارد:  

این به نوزاد کمک می‌کند تا آن را به عنوان آشنا احساس کند. به همین دلیل نباید شسته شود.

کودک شیء دلبستگی خود را همه جا با خود حمل می‌کند:

آن‌ها از آن جدا نمی‌شوند و به ویژه در مواقع استرس، غم و اندوه یا زمانی که زمان خواب فرا می‌رسد می‌تواند ضروری باشد.

اشیای دلبستگی چقدر در زندگی کودکان دوام می‌آورند؟

 مهم است که به زمان کودک احترام بگذاریم و درک کنیم که شی در یک فرآیند نقش دارد.  اشیاء دلبستگی معمولاً بین چهار تا شش ماهگی ایجاد می‌شوند و تا حدود سه تا چهار سالگی کودک را همراهی می‌کنند. همانطور که کودک بالغ می‌شود و امنیت به دست می‌آورد، این لوازم جانبی به یک عملکرد ساده از بازی تبدیل می‌شود و شروع به ایفای نقش کوچک‌تری در زندگی او می‌کند زیرا آن‌ها دیگر به آن نیاز ندارند. با این حال ممکن است در موقعیت‌های معارض خاص مانند طلاق والدین یا آمدن خواهر یا برادر دوباره به آن متوسل شوند.

نتیجه‌گیری:

در هر صورت هر کودکی متفاوت است و باید اجازه داد تا با سرعت خودش پیشرفت کند. وقتی کودک شما آماده باشد به طور طبیعی این شی دلبستگی را ر‌ها می‌کند.  

 

منبع:

youaremom.com

 

 

با بچه‌ای که به مدرسه نمی‌رود چه کنیم؟

با بچه‌ای که به مدرسه نمی‌رود چه کنیم؟

با بچه‌ای که به مدرسه نمی‌رود چه کنیم؟

بسیاری از بچه‌ها از رفتن به مدرسه هراس دارند؛ شاید دو سه روز اول را با ترس راهی مدرسه شوند اما گاهی پدر و مادرها با یک معضل جدی روبه‌رو می‌شوند؛ آن هم درست وقتی که فرزندشان مقابل آنها می‌ایستد و می‌گوید دیگر خیال مدرسه رفتن ندارد!
برخی از بچه‌ها بر اثر مواجهه با مشکل طولانی مدت ترس از مدرسه دچار علائم فیزیکی و احساسی می‌شوند که به دلیل امتناع و خودداری از رفتن به مدرسه و چه بسا فوبیای مدرسه شکل می‌گیرد.

علائم ترس یا فوبیای مدرسه را شناسایی کنید

کودکانی که دچار فوبیای مدرسه هستند معمولا به لحاظ عاطفی احساس ناامنی می‌کنند. آنها می‌خواهند نزدیک والدینشان باشند و وقتی قرار است از آنها جدا شوند اضطراب به سراغشان می‌آید. بنابراین والدین باید نشانه‌های ترس بچه‌ها از مدرسه را که با عنوان فوبیای مدرسه هم شناخته می‌شود بشناسند و اگر در فرزند خود مشاهده کردند برای رفع آن اقدام کنند.

  • نشانه‌های مکرر فیزیکی مانند دل درد، حالت تهوع و استفراغ، اسهال و خستگی بیش از حد. این علائم بدون دلیل پزشکی مشخصی بروز می‌کنند.
  • کج خلقی، وابستگی بیش از حد به والدین، احساس نگرانی در زمان‌های دور بودن از والدین
  • ترس بیش از حد از تنها بودن یا ترس‌های غیر منطقی
  • بدخوابی و کابوس دیدن‌های مکرر
  • بروز این علائم در روزهای مدرسه و رفع آنها در آخر هفته که به مدرسه نمی‌روند و دیگر تعطیلات

کودک به همراه پدر در حال رفتن به مدرسه

چه چیزی باعث ترس بچه‌ها از مدرسه می‌شود؟

نتایج یک تحقیق 5 عامل را به عنوان فاکتورهای اصلی ترس بچه‌ها از مدرسه معرفی می‌کند؛

  • متغیرهای سوشیو دموگرافیک
  • اضطراب
  • افسردگی
  • فاکتورهای آکادمیک
  • فاکتورهای خانوادگی

همچنین برخی دلایل اساسی در این زمینه وجود دارند که والدین باید نسبت به آنها آگاه باشند؛ از جمله:

  • تغییر و گذار؛ مانند رفتن به یک مدرسه جدید، یک کلاس بالاتر و شروع کلاس‌های جدید
  • تغییرات در زندگی خانوادگی مانند اسباب کشی، جدایی، مرگ یا دیگر اتفاقات بالقوه آسیب‌زا
  • نگرانی برای وضعیت یکی از اعضای خانواده (بیماری یک عضو خانواده)
  • خجالتی بودن یا اضطراب اجتماعی
  • اذیت شدن در مدرسه توسط هم‌کلاسی‌ها
  • ترس از ضعف در دروس و نمرات بد
  • ترس از تمسخر یا تنبیه در مدرسه
  • بهره‌مندی از والدین خوب اما بیش از حد حمایت کننده

 

مدرسه رفتن

چطور به کودکی که از مدرسه می‌ترسد کمک کنیم؟

  • با فرزند خود صحبت کنید؛ گاهی اوقات بچه‌ها احساسات خود را بروز نمی‌دهند مگر اینکه در این باره از آنها سوال کنید. از فرزند خود سوالاتی با پایان باز بپرسید تا بتوانند همه احساساتشان را ابراز کنند؛ سراغ پرسش‌هایی که پاسخ آری/نه دارند نروید. به عنوان مثال سوال خود را اینطور مطرح کنید: چه چیزی بیشتر از همه تو را در مدرسه ناراحت می‌کند؟
  • موانع یادگیری را شناسایی کنید؛ اگر ضعفی در مهارت‌های آکادمیک یا ناتوانی در یادگیری به مشکل ترس فرزند شما از مدرسه کمک کرده آن را مشخص کنید. ترس از شکست یکی از دلایل اساسی فوبیای مدرسه است؛ حتی برای بچه‌هایی که شرایط درسی خوبی دارند.
  • به او اطمینان خاطر بدهید؛ همیشه به فرزندتان یادآوری کنید که اوضاع برای او خوب پیش می‌رود. از رفتارهای خودتان هم برای انتقال این اطمینان استفاده کنید اما مراقب باشید سهوا نشانه‌های نگرانی را ابراز نکنید.
  • یک متحد پیدا کنید! یک معلم یا فرد بزرگسال قابل اعتماد دیگری را در مدرسه پیدا کنید که می‌تواند در مواقعی که فرزند شما مضطرب شده، ترس به سراغش می‌آید یا به کمک نیاز دارد برای او یک منبع قابل اطمینان باشد.
  • به شکل گرفتن دوستی‌هایش کمک کنید؛ با دعوت کردن از دیگر بچه‌ها به خانه، ثبت نام فرزندتان در کلاس‌های مختلف از جمله ورزشی و اقداماتی مانند اینها به پیدا کردن دوست‌های بیشتر توسط کودک خود کمک کنید.
  • برنامه داشته باشید؛ مطمئن باشید فرزند شما از فرصت‌های لازم برای کسب موفقیت در مدرسه بهره می‌برد در همان حالی که فعالیت‌هایی را که برایش جالب است نیز انجام می‌دهد.
  • به فرزند خود قدرت بدهید؛ استراتژی‌های مختلف را برای کمک به بازگرداندن قدرت به فرزندتان جستجو کنید. در این زمینه خودتان را از کمک یک متخصص محروم نکنید.
  • وقتی ضرورت دارد، دخالت کنید! اگر واقعا تهدیدی در مدرسه یا هر جای دیگری برای فرزند شما وجود دارد که ترس از مدرسه را به جان او انداخته حتما قدم‌های جدی برای شناسایی این مشکل بردارید. یادتان باشد متاسفانه همیشه توصیه‌های اشتباهی که منجر به قلدری بچه‌ها در مدرسه می‌شود وجود دارد!
  • آهسته و پیوسته پیش بروید؛ اگر فوبیای مدرسه فرزندتان را اذیت می‌کند ابتدا ساعت‌های حضور او در مدرسه را کوتاه کنید و به مرور زمان حضورش را افزایش بدهید تا در نهایت بتواند بدون ترس و اضطراب زمان کامل را در مدرسه سپری کند.
  • از پاداش استفاده کنید! از گزینه سیستم اصلاح رفتار برای پاداش دادن به فرزندتان بابت حضورش در مدرسه بهره ببرید. از طرف دیگر وقتی کودک شما در دوران ترس از مدرسه است، از انجام فعالیت‌های تفریحی در خانه تا حدودی پرهیز کنید تا مشکل او برطرف شود چون این اقدام می‌تواند باعث شود فرزندتان از رفتن به مدرسه سر باز بزند.