چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

یکی از نگرانی های هر پدر و مادری احتمالاً این است که چطور به کودک خود یاد دهند تا هنگام آشنایی و ملاقات با دیگران ادب و احترام را رعایت کند، مثلاً سلام کند، «لطفاً» و «ممنون» بگوید و هنگام خطاب قرار دادن بزرگ ترها از عنوان های رسمی استفاده کند.

اما آیا در مورد اعضای خانواده هم استفاده از این عناوین رسمی مهم است؟ برخی پدر و مادرها ترجیح می دهند فرزندشان آن ها را «مامان» و «بابا» صدا کند اما برخی هم هستند که معتقدند تا زمانی که احترام و ادب در رفتار و کردار فرزندشان مشهود باشد، ایرادی ندارد که او با نام کوچک شان آن ها را صدا بزند.

در ادامه می خواهیم ببینیم چرا بعضی بچه ها پدر و مادر خود را به اسم کوچک صدا می زنند.

۱- کودکان امروزی اخلاق و عقاید متفاوتی دارند

چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

اختلاف نظر زیادی میان نسل های مختلف درباره ی موضوع احترام به بزرگ ترها وجود دارد. درست است که رعایت ادب و احترام به آموزش های پدر و مادر به فرزند یا فرهنگ بستگی دارد، اما عوامل بیرونی، شرایط را اندکی تغییر داده است.

ما هنوز هم شاهد احترام به بزرگ ترها هستیم، اما شیوه ی انجام آن دیگر به شکل سابق نیست. بچه ها حالا می توانند به بزرگ ترها نزدیک شوند و با آن ها آزادانه صحبت کنند، عقاید خود را در میان بگذارند، گفتگو کنند و به شکلی هدفمند معاشرت کنند، امری که قبلاً چندان معمول نبود. علاوه بر این، حالا بچه ها احساس می کنند احترام را می توان از طریق عمل و نه صرفاً با کلام نشان داد.

۲- به دنبال یک رابطه ی خودمانی و دوستانه میان خود و والدین شان هستند

چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

برخی بچه ها به این دلیل تصمیم به صدا کردن پدر و مادر خود با نام کوچک شان می گیرند که می خواهند یک رابطه ی کمتر رسمی با آن ها داشته باشند. از آنجایی که می توانند دوستان نزدیک خود را با نام کوچک صدا بزنند، یعنی کسانی که می توانند همه چیز را با آن ها درمیان بگذارند، تصور می کنند اولین قدم برای داشتن یک رابطه ی دوستانه با پدر و مادر خود هم همین کار است.

۳- تقلید می کنند

چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

فرزندتان ممکن است به این خاطر شما را با نام کوچک صدا می زند که این چیزی است که در خانه شاهد آن بوده است. به گفته ی برخی متخصصان، بچه ها می بینند که پدر و مادر و دیگر بزرگ ترها همدیگر را با نام کوچک صدا می زنند و دل شان می خواهد از آن ها تقلید کنند.

آن ها سعی می کنند به شما بفهمانند که هر آنچه در اطراف شان رخ می دهد را به خاطر می سپارند. بنابراین صدا کردن همسر خود با نام کوچک در مقابل بچه ها هم ممکن است آن ها را به انجام این کار سوق دهد.

۴- با دنیای بزرگسالی آشنا می شوند

چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

این مورد در کنار رفتار تقلیدآمیزی که بچه ها اغلب دارند، قرار می گیرد. آن ها بر اساس مشاهدات خود، در رفتاری بزرگسالانه دیگران را با نام کوچک شان صدا می زنند، امری که به آن ها کمک می کند زودتر بزرگ و مانند الگوهای خود یعنی پدر و مادرشان شوند. آن ها می خواهند با پیروی از همه ی اصول به سرعت بزرگ شوند و از دید آن ها صدا کردن بزرگ ترها با نام کوچک شان، یکی از این اصول است.

برخی پدر و مادرها از این موضوع لذت می برند

چرا بچه‌ها والدین خود را با نام کوچک صدا می‌زنند؟

بعضی پدر و مادرها با آنکه خود متعلق به دورانی هستند که صدا کردن والدین با نام کوچک یک تابو بود، اما خود از این موضوع لذت می برند. برخی با نقش پدری یا مادری خود درگیر هستند و به همین دلیل خطاب نشدن با کلمه ی مامان یا بابا برای آن ها خوشایندتر است. گویی این موضوع فشار یک پدر یا مادر بی نقص بودن برای فرزند خود را از دوش آن ها برمی دارد.

دختر ربوده شده پس از ۵۰ سال پیدا شد

۵۰ سال پس از ربوده شدن دختر بچه یک ساله‌ای به نام ملیسا های‌اسمیت در ایالت تگزاس آمریکا، پدر و مادرش به طرز ناباورانه‌ای او را پیدا کردند. ملیسا های‌اسمیت زمانی که ربوده شده یک سال بیشتر نداشت. در آن زمان مادرش که در یک رستوران مشغول به‌کار بود، تصمیم گرفت برای مراقبت از دختر یک‌ساله‌اش پرستار بچه‌ استخدام کند.

دختر ربوده شده پس از ۵۰ سال پیدا شد

او ۵۰سال پیش در یک روزنامه محلی آگهی استخدام پرستار بچه منتشر کرد و کمی بعد زنی با او تماس گرفت. این زن می‌گفت که در خانه‌اش که حیاط بزرگی دارد از چند کودک نگهداری می‌کند و می‌تواند در کنار آنها از ملیسا هم مراقبت کند.

مادر ملیسا تلفنی با زن ناشناس برای پرستاری از دختر یک‌ساله‌اش به توافق رسید و اما زن ناشناس پس از اینکه ملیسا را تحویل گرفت، ناپدید شد و دیگر خبری از او نشد.

زن ناشناس که خودش را پرستار جا زده بود، دختر یکساله را ربود و با خودش برد و مادر ملیسا وقتی فهمید که چه اتفاق هولناکی برایش رخ داده با پلیس و همسرش تماس گرفت و ماجرا را به آنها اطلاع داد.

از آن زمان تحقیقات گسترده‌ای برای پیداکردن دختر گمشده و دستگیری آدم‌ربا آغاز شد اما این تحقیقات هرگز به نتیجه نرسید.

پلیس حتی برای مدتی به مادر ملیسا مشکوک شد و با این احتمال که وی دخترش را به قتل رسانده و سعی دارد صحنه‌سازی کند، او را زیرنظر گرفت اما معلوم شد که او بی‌گناه است و زن ناشناسی ملیسا را ربوده و با خود برده است. زنی که به‌گفته شاهدان دستکش سفید به‌دست و کلاهی به سر داشت و چهره‌اش قابل شناسایی نبود.

سال‌ها از این حادثه می‌گذشت و پدر و مادر ملیسا صاحب فرزندان دیگری هم شدند اما هرگز دختر ربوده ‌شده‌شان را فراموش نکردند.

آنها هرسال و در ماه نوامبر که تولد ملیسا بود، برای او جشن تولد می‌گرفتند و منتظر بودند که شاید روزی خبری از او به‌دست آورند.

در نهایت مدتی قبل پدر ملیسا تصمیم گرفت تلاش‌هایش برای یافتن سرنوشت دختر ربوده‌اش را از طریق یک شرکت خصوصی که در زمینه دی‌ان‌ای و ژنتیک فعالیت داشت پیگیری کند.

او نمونه دی‌ان‌ای خود را در اختیار این شرکت قرار داد و خواست که با بانک اطلاعاتی آنها مطابقت داده شود. پس از بررسی‌ها معلوم شد که ۴دی‌ان‌ای مشابه و یکسان با دی‌ان‌ای او ثبت شده است. یکی از آنها متعلق به ملیسا بود و ۳تای دیگر متعلق به فرزندان وی.

پدر ملیسا وقتی فهمید که دخترش زنده است و ۳فرزند دارد، از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. او نشانی وی را گرفت و برایش پیام فرستاد اما ملیسا که در ابتدا تصور می‌کرد این پیام، کلاهبرداری است توجهی به آن نکرد. با این حال وقتی پیام‌ها و اصرار پدر ملیسا بیشتر شد، حقیقت فاش شد و دختر ربوده شده پس از ۵۰سال پی به سرنوشت خود برد و به ملاقات پدر و مادرش رفت و آنها را در آغوش کشید.

این در حالی است که با توجه به مسائل حقوقی، اطلاعات زیادی درباره زنی که ملیسا را دزدیده بود منتشر نشده و فقط به این مسئله اشاره شده که این زن پس از ربودن ملیسا، او را بزرگ  و برایش نقش مادر را بازی کرده و هرگز چیزی از حقیقت به او نگفته است.

چطور دختر و پسرمان را مسئولیت‌پذیر بار بیاوریم؟

والدین باید با سپردن وظایف مختلف به فرزندان آن‌ها را وظیفه مدار و مسئولیت‌پذیر بار بیاورند. مثلا از آن‌ها بخواهند نان بخرند یا ظرف‌ها را بشورند یا در کارها و تمیز کاری‌های خانه همکاری کنند. یا غذای سبکی را بپزند. با دادن مسئولیت به فرزندان به آنها هویت می‌دهید و به او کمک می‌کنید که در زندگی مشترکش موفق تر باشد.

 از دیدگاه حضرت علی (ع) فرزندان انسان تربیت پذیرند و اگر پدر و مادر از شیوه‌ها و اصول تربیتی آگاه باشند، از این ویژگی و تربیت‌پذیر بودن انسان به خوبی بهره می‌برند و فرزندان خویش را در رسیدن به بالاترین درجه‌های علمی و معنوی یاری می‌رسانند. آن حضرت بر اساس اصل «تربیت‌پذیر بودن انسان»، یکی از حقوق فرزندان بر پدر را، تربیت شایسته فرزند می‌داند و می‌فرماید: «حق الولد ان یحسن اسمه و یحسن ادبه و یعلمه القرآن؛ حق فرزند بر پدرش این است که نام نیکو برای او برگزیند و به خوبی ادب و تربیتش کند و به وی قرآن بیاموزد». بنابراین مقوله تربیتی فرزندان از جمله وظایف مهم پدر و مادر است.

*آموزش دادن به فرزندان را از کودکی آغاز کنید

برای پاسخ به این سوال به سراغ دکتر «امان الله قرایی مقدم» استاد جامعه‌شناس دانشگاه خوارزمی تهران و آسیب‌شناس اجتماعی رفتیم. این آسیب‌شناس اجتماعی می‌گوید: «برای داشتن فرزندان مسئولیت‌پذیر باید از کودکی به آن‌ها آموزش‌های لازم را داده شود و والدین در خانواده فرهنگ‌سازی کنند. در دوران کودکی و طفولیت شخصیت بنیادی فرزند شکل می‌گیرد. بنابراین شخصیت فرزند در درجه اول در خانواده شکل می‌گیرد و این مسئولیت خطیر بر عهده والدین است که به فرزندان آموزش دهند. 

*دوست صمیمی فرزندتان باشید

دکتر قرایی مقدم در ادامه می‌گوید: والدین باید با فرزندان‌شان زیاد حرف بزنند و با آن‌ها دوست باشند. آدم‌ها بیشتر از دوستانشان الگو برداری می‌کنند. بنابراین دوست صمیمی فرزندتان باشید.

*به فرزندان در خانه مسئولیت دهید

استاد جامعه‌شناس دانشگاه خوارزمی تهران با اشاره به راهکارهای مسئولیت‌پذیر بار آوردن فرزند، می‌گوید: والدین باید با سپردن وظایف مختلف به فرزندان آن‌ها را وظیفه مدار و مسئولیت‌پذیر بار بیاورند. مثلا از آن‌ها بخواهند نان بخرند یا ظرف‌ها را بشورند یا در کارها و تمیز کاری‌های خانه مشارکت کنند. یا غذای سبکی بپزند. در خانه یکی از مسئولیت‌ها با فرزندان باشد. اتاق‌شان را حتما خودشان مرتب و تمیز کنند. در واقع شما با دادن مسئولیت به فرزندان به آنها هویت و شخصیت می‌دهید و به او کمک می‌کنید که در زندگی مشترکش هم موفق تر باشد.

*بچه را پر توقع و تنبل بار نیاورید

دکتر قرایی مقدم می‌گوید: برخی از والدین چون در کودکی هر چیزی که می‌خواستند، فراهم نشده است و کمبودی احساس می‌کنند، در شیوه تربیتی فرزندشان سعی می‌کنند برای آن‌ها هرچیزی که مطالبه می‌کند را فراهم کنند و به اصطلاح در پرِ قو بزرگشان کنند در حالی که این شیوه غلط است و بچه را پرتوقع و تنبل و غیر مسئول بار می‌آورد و این بچه نمی‌تواند در زندگی مشترکش هم گلیمش را از آب بیرون بکشد. 

*سنت های ایرانی را به فرزندان آموزش دهید

این  آسیب‌شناس اجتماعی می‌گوید: برای مسئولیت‌پذیر بار آوردن فرزندان برای آنچه کتاب‌های آموزشی و برای آمادگی ازدواج هم برای آن‌ها کتاب‌های مربوط به این مقوله خریداری شود و راه و رسم زندگی را به دختران و پسران آموزش داده شود، علاوه بر این باید فرزندان‌مان را ایرانی بار بیاوریم وبه سنت‌های ایرانی را به آن‌ها آموزش دهیم.

در خوابگاه‌های دختران دانشجوی ایرانی چه می‌گذرد؟

قوانین سخت و محدودکننده خوابگاه‌ها به‌ویژه خوابگاه‌های دختران طی این سال‌ها همیشه مورد بحث و انتقاد بسیاری بوده است، قوانینی که در اغلب موارد درون‌مایه‌های جنسیت‌زده در آنها به‌خوبی ملموس بوده و همین باعث تشدید تفاوت رفتار بین دانشجوهای پسر و دختر می‌شود.

نسترن فرخه در روزنامه شرق نوشت: «من تا قبل شیوع کرونا در خوابگاه دانشگاه سراسری گیلان زندگی می کردم، ما حتی نور آفتاب را هم نمی‌دیدیم، تمام پنجره‌ها با صفحه‌های بزرگ آلومینیومی پوشانده شده بود و یادم است بیشتر شب‌ها فقط از صدای پشت پنجره می‌فهمیدم باران می‌آید، من همیشه احساس خفگی داشتم و خوابگاه برای من زندان ترسناکی بود که هیچ‌وقت توان مالی برای گرفتن خانه‌ای مستقل را هم نداشتم». قوانین سخت و محدودکننده خوابگاه‌ها به‌ویژه خوابگاه‌های دختران طی این سال‌ها همیشه مورد بحث و انتقاد بسیاری بوده است، قوانینی که در اغلب موارد درون‌مایه‌های جنسیت‌زده در آنها به‌خوبی ملموس بوده و همین باعث تشدید تفاوت رفتار بین دانشجوهای پسر و دختر می‌شود. از ساعت ورود و خروج تا محدودیت‌های مربوط به نوع آرایش و ظاهر این جوان‌ها که حتی در مواردی هم مسئولان خوابگاه از اهرم فشاری به نام خانواده‌ برای کنترل بیشتر استفاده می‌کنند، طبق گفته اغلب دانشجوها گاهی حتی با نیم ساعت تأخیر ورود به خوابگاه، خانواده را از این موضوع با‌خبر می‌کنند که در بیشتر موارد باعث دردسر و فشار روحی برای دختران جوان خواهد شد.

در خوابگاه‌های دختران دانشجوی ایرانی چه می‌گذرد؟

با وجود این دانشگاه تهران قوانین جدیدی را با شروع بازگشایی دانشگاه‌ها تصویب کرده که بخش زیادی از محدودیت‌های آن شامل حال دختران خواهد شد. دخترانی که سعی بر استقلال فردی خود دارند، اما سیستم دانشگاهی با نگاه پدرسالارانه سعی بر کنترل این جوان‌ها دارد، از کاورکردن کامل پنجره اتاق‌ها تا نوع پوشش و حضور و غیاب شبانه. حتی دانشجوهای متأهل هم برای اینکه شبی بیرون از خوابگاه باشند باید رضایت‌نامه همسر خود را به خوابگاه ارائه دهند که همه این قوانین به فشار روانی و سردرگمی بیشتر دختران دانشجو می‌افزاید.

همچنین علی نیکجو، روان‌پزشک و عضو انجمن روان‌پزشکان ایران، به این موضوع اشاره می‌کند که این نسل دیگر مثل نسل ما نیست که فریب بخورد، این نسل عاشق زندگی است و هر آنچه مظاهر زیستن را ازشان بگیرد، آنها را به احساس استیصال و به دنبال آن خشم می‌رساند که دود آن به چشم خود این بچه‌ها و کل جامعه می‌رود.

در خوابگاه‌های دختران دانشجوی ایرانی چه می‌گذرد؟

خوابگاه پسرها را تمیز می‌کردند ولی به ما می‌گفتند، شما دخترید و خودتان انجام دهید

سارا دانشجوی دانشگاه علامه است که چند سالی در خوابگاه زندگی کرده و خاطرات تلخ بسیاری برای روایت‌کردن دارد، تا قبل از شیوع کرونا در خوابگاه بوده و می‌گوید: شرایط ما با پسرها خیلی متفاوت بود، ساده‌ترینش اینکه سوئیت‌ و خوابگاه ما را تمیز نمی‌کردند ولی برای پسرها را هفته‌ای دو، سه بار تمیز می‌کردند، وقتی هم که اعتراض می‌کردیم می‌گفتند شما دختر هستید و دو روز دیگر باید خانه خودتان را تمیز کنید که آخر من گفتم این موضوع را رسانه‌ای می‌کنم و هفته‌ای یک بار تمیز می‌کردند. در کنارش برای ساعت ورود و خروج خیلی اذیت می‌کردند و منطق‌شان این بود که خانواده‌ها از ما خواسته‌اند حواسمان به فرزندانشان باشد و برای همین وقتی دخترها حتی نیم ساعت دیر می‌کردند هم به خانواده‌ها اطلاع می‌دادند، گاهی هم پیازداغش را زیاد می‌کردند و بچه‌ها استرس می‌گرفتند و نگران می‌شدند که خانواده فکر می‌کند به دور از آنها چه می‌کنند، ولی پسرها حتی دوازده یا یک شب هم به خوابگاه می‌آمدند کسی کاری به آنها نداشت، خیلی وقت‌ها دخترها را بیرون از خوابگاه هم کنترل می‌کردند، مثلا در کوچه خوابگاه که با مردی دیده نشوند، اما بخش دردناکش این بود که بقیه با وجود اینکه تحت فشار بودند اما خیلی واکنش جمعی نشان نمی‌دادند، از ترسشان بود یا چیز دیگر نمی‌دانم.

اما روایت‌های بی‌شمار دیگری هم از محدودیت‌های خوابگاه دختران وجود دارد، همچون منیژه که روایت کرده است اتاق سمت چپی ما در خوابگاه آتش گرفت و بچه‌های اتاق سمت راستی با ۱۲۵ تماس گرفتند، مسئول خوابگاه آمد دعوا که شما آبروی خوابگاه را بردید و نباید زنگ می‌زدید، می‌سوختید هم دیه‌هایتان را می‌دادیم که بچه‌ها با او بحث کردند و آخر یکی را اخراج کردند یا سرمه که گفته است زنگ زدیم ۱۱۰ بیاید تا به صدای دزدگیر ماشینی که یک ساعت است می‌آید رسیدگی کند، گشت‌شان تماس گرفت که شماره پلاک ماشین را بگوییم تا صاحب ماشین ساکتش کند که گفتیم ما در خوابگاه هستیم و در روی ما قفل است.

در خوابگاه‌های دختران دانشجوی ایرانی چه می‌گذرد؟

این نسل عاشق زندگی است

علی نیکجو، روان‌پزشک و عضو انجمن روان‌پزشکان ایران، درباره تأثیر محدودیت‌های سیستم دانشگاهی و خوابگاه بر ایجاد مشکلات روحی و روانی جوان‌ها، بر این باور است که: زمانی این قوانین در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ وجود داشت که خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر از اینها بود، اما برای آن نسل ایدئولوژیک تا حدی قابل تحمل‌تر بود، چون بیرون آن خوابگاه هم شرایط همین بود، تمام شهر پر از شعارهای مذهبی بود و همه در دوران جنگ بودند و در شرایط آن زمان زیست می‌کردند. همچنین دغدغه‌های آن نسل هم فرق می‌کرد، نسلی که تا حدی ایدئولوژیک فکر می‌کرد و تحت تأثیر شرایط حاکم قرار داشت، اما این نسلی که الان می‌بینیم اساسا زندگی خود را از ایدئولوژی تهی کرده است و به دنبال یک زندگی عادی می‌گردد. برای این نسل این نوع از قوانین خیلی آزاردهنده‌تر از نسل‌های پیشین است و آن چیزی که ایجاد می‌شود یک احساس تحقیر به تمام معناست، البته به دنبال آن خشم هم وجود دارد.

وی ادامه می‌دهد: توجه کنید که این قوانین به‌هیچ‌وجه متضمن امنیت بچه‌ها نیست، بلکه بیشترین حسی که در آنها ایجاد می‌کند این است که به ‌طور سیستماتیک تحقیر می‌شوند و این خشمی است که روی هم تلنبار می‌شود و به‌ لحاظ ذهنی و روانی روی این دانشجوها اثر می‌گذارد و آنها را مضطرب می‌کند، آنها را دچار هراس از فضای بسته می‌کند و به آنها احساس استیصال می‌دهد، همچنین آنها را افسرده می‌کند و روی کارکردشان برای درس‌خواندن و حضور در جامعه اثر می‌گذارد، یکی از مهم‌ترین کارهایی که دولت باید انجام دهد این است که اجازه دهد یک زیست عادی برای این نسل فراهم شود.

در خوابگاه‌های دختران دانشجوی ایرانی چه می‌گذرد؟

نیکجو اضافه می‌کند: یک موضوع دیگر این است که چه کسانی خوابگاه می‌روند؟ بچه‌هایی که از شهرستان می‌آیند، یعنی همین‌طوری هم چیزی را با خودشان حمل می‌کنند و آن یک احساس تبعیض میان شهرنشینان است، چه کسانی خوابگاه می‌آیند؟ کسانی که پدر و مادر آنها قدرت لازم مالی برای تهیه منزل را ندارند که تعداد کثیری در این شرایط قرار دارند، چون به شکل وحشتناکی خانه افزایش قیمت پیدا کرده، شما از یک طرف معیشت مردم را تنگ کرده‌اید و عرصه را بر آنها سخت‌تر کرده‌اید، حتی تهیه مسکن را که از لوازم اولیه احساس امنیت یک انسان است، سخت و پیچیده‌تر کرده‌اید و از آن طرف به جای اینکه کمک کنید این خوابگاه و خانه‌های اشتراکی فضایی برای نفس‌کشیدن این بچه‌ها باشد، راه نفس آنها را هم می‌بندید، مسلم است که شما جوان‌ها را دچار یک خشم و احساس تبعیض و بی‌عدالتی می‌کنید و همه اینها باعث انواع و اقسام مسائل روان‌شناختی می‌شود، روی خواب آنها، زندگی روزمره، کار و تحصیل‌شان اثر می‌گذارد.

اتفاقی که افتاده این است که سخت‌گیری در عرصه‌های مختلف خودش را بروز و ظهور می‌دهد، البته من متوجه هستم که عمق این مسائل در دهه ۶۰ چقدر بیشتر بوده است، ولی همچنان وجود دارد و در دوره‌هایی هم بدتر شده، این تفکر که در حوزه‌های مختلف هست، از اقتصاد تا ورزش و فرهنگ و سینما تا دانشگاه و خوابگاه دانشجویی موجب خشونت کور علیه پدر و حتی استاد دانشگاه باشد. نتیجه می‌شود خشونت آسیب‌زننده برای خود فرد و جامعه.

با این 8 راه برای پدر شدن آماده شوید

با این 8 راه برای پدر شدن آماده شوید

بیا نی نی/ از لحظه‌ای که خبر پدر شدن‌ را می‌شنوید، احساسات مختلفی مانند شادی ناب و نگرانی آشکار را تجربه می‌کنید. نگرانیی که به خاطر ترس از خوب بر آمدن از عهده مسئولیت‌ها در شما شکل می‌گیرد. همه‌ی ما به طور غریزی احساس مسئولیت می‌کنیم. این موضوع خیلی ابتدایی است که پدرها تنها نیازهای اقتصادی فرزند خود را تامین کنند. بهتر است بدانیم تامین نیازهای عاطفی به مراتب بیشتر از تامین نیازهای اقتصادی اهمیت دارد. در ادامه شما را با مسئولیت‌های پدر شدن، آشنا می‌کند.

۱. شروع به تحقیق کنید

پدر شدن از زمانی شروع می‌شود که می‌فهمید همسرتان باردار است. یعنی وظایف شما از همان لحظه شروع می‌شود نه زمانی که بچه به دنیا می‌آید و نیاز به پوشک دارد. باید از لحاظ احساسی و عاطفی پشتوانه همسر و فرزندتان باشید. کتاب‌ها و خبرنامه‌های آنلاین خوبی برای این موضوع وجود دارند که می‌توانند کمک‌تان کنند. از زمان بارداری که مادر از خواب بیدار می‌شود و سوزش سر معده دارد تا مراقبت از نوزاد جزو وظایف پدر محسوب می‌شود.

۲. سلامت بمانید

بهتر است پدری سالم باشید تا بتوانید وظایف پدری خود را انجام دهید. در واقع باید ورزش‌های روزانه خود را مرتب انجام دهید تا از نظر فیزیکی و روانی شاداب باشید. این موضوع قبل از بارداری نیز اهمیت دارد؛ زیرا پدرانی که ورزش نمی‌کنند بیشتر امکان دارد که فرزندشان به مشکلات قلبی مادرزادی دچار شوند. بهتر است از سیگار کشیدن و برنامه‌های غذایی نامناسب دوری کنید.

۳. با همسر خود درباره نقش «پدر و مادر» صحبت کنید

ممکن است اینطور به نظر برسد که غذای نوزاد تنها شیر مادر است و وظیفه مادر است که به این نیاز نوزاد رسیدگی کند؛ اما آیا می‌دانستید که گاهی اوقات نیاز است در طول شیر خوردن نوزاد، کنار مادر بنشینید. برخی مادران به دلایل گوناگون نمی‌توانند به فرزند خود شیر دهند و نیاز است که از شیر خشک مصرف کنند. بهتر است که در این بخش هم شریک شوید و چند وعده در روز شیر درست کردن و به نوزاد دادن را به عهده گیرید. برای چگونه عوض کردن پوشک و لباس هم نیاز است چند فیلم آموزشی ببینید. بدن نوزاد انعطاف بهتری نسبت به بدن انسان‌های بالغ دارد بنابراین باید بیشتر مراقب باشید.

۴. کار گروهی خانواده را یاد بگیرید

نیازی نیست که تمام مسئولیت‌ها را تنهایی به عهده گیرید. همین که خود را در انجام کارها دخیل کنید احساس خوبی به مادر باردار می‌دهد. دقت کنید که مادرهای بارداری که اغلب کار می‌کنند ممکن است بیشتر دچار ضعف بدنی شوند. کمک به مادر، برای بهتر شدن، کمک به فرزند هم هست. از ابراز احساسات خود به همسرتان دریغ نکنید و حتی بیشتر از گذشته بر این موضوع دقیق باشید.

۶. با همکارهایی که پدر هستند بیشتر ارتباط بگیرید

یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری درباره پدر شدن همیشه استفاده از تجربیات دیگران است. در نهایت اگر خواستید موضوعی را قبول کنید، ابتدا سنجش کنید و ببینید آیا کارهایی که همکارتان می‌گوید همسر شما خوشحال می‌کند یا ناراحت. بهتر است در همه مسائل از همسرتان مشورت بگیرید. زنان در دوران بارداری به علت اختلالات هورمونی، احوالات حساس‌تری دارند و مراقبت از این حساسیت به عهده شما است.

۷. همراه بودن را انتخاب کنید

بهتر است در جلسات غرلبالگری، سونوگرافی و ملاقات‌های ماهانه یا هفتگی پزشک، همراه همسر خود باشید. اگر اطلاعاتی درباره بارداری ندارید مطالعه کنید. گاهی اوقات نیاز است که فقط شرایط فیزیکی و روحی همسر باردارتان را درک کنید. همین موضوع می‌تواند برای او آرامش خاطر بیاورد.

8. آغوش خود را برای نوزادتان آماده کنید

بهتر است فرم صحیح بغل کردن نوزاد را یاد بگیرید و بدانید با لمس کردن او می‌توانید احساس آرامش را به نوزاد القا کنید.