اهمیت مشاوره قبل از ازدواج، چقدر است؟

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج، چقدر است؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که مشاوره قبل از ازدواج چقدر در زندگی بهتر زوجین نقش دارد؟

 

سوال : مشاوره قبل از ازدواج چقدر در زندگی بهتر زوجین نقش دارد؟

پاسخ : ما همیشه معتقدیم پیشگیری بهتر از درمان است. در پروسه مشاوره های قبل از ازدواج هم همینطور است اگر شما به اندازه کافی طرف مقابل را بشناسید، یک شناخت حوب و عالی که روانشناس به شما کمک میکند تا به آن دست یابید مثل شناخت شخصیت، اختلالات شخصیت، مشکلات روانشناختی که طرف مقابل شما دارد. اگر در آینده با این فرد ازدواج کردید مشکلات و تعارضات شما کمتر میشود.
اگر شما به تنهایی در پروسه آشنایی های قبل از ازدواج وارد شوید احساسات میتوانند شما را درگیر کنند و هر اندازه که احساس شما بیشتر درگیر شود از نظر منطقی افت پیدا میکنید، روانشناس به شما کمک میکند که به طور کافی و به اندازه راجع به همه ابعاد شخصیت طرف مقابل اطلاعات کسب کنید و در نهایت با جمع بندی همه اطلاعات تصمیم بگیرید که میخواهید ازدواج کنید یا خیر.

ازدواج امر بسیار مهمی در زندگی افراد است و در ازدواج باید با مطالعه و براساس معیار های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد همه خانواده ها بر این باورند که ازدواج را نباید سرسری گرفت بلکه باید با مطالعه و براساس معیار های حقیقی؛ همسر را انتخاب کرد. از همین روست که مشاوره قبل از ازدواج با یک متخصص یا یک مشاور خبره که در امور خانواده از اطلاعات امروزی برخوردار است امر مهمی به نظر می رسد. اگر در آستانه ازدواج هستید بهتر است سری هم به دفاتر مشاوره ازدواج بزنید. این روزها کارشناسان بسیاری توصیه می کنند که زوج های جوان قبل از آغاز زندگی مشترک حتماً بامشاور معتمد مشورت کنند. بی شک زندگی مشترک افقی روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره است مشروط بر آن که وجوه ضروری این اشتراک، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رویت و ملاحظه شود.

مشاوره قبل از ازدواج گامی در جهت زندگی بهتر

سن ازدواج عامل مهمی است که میتواند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمیتواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. اگر زوجین قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند این امر به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم ترین نکته ای است که به افراد کمک می کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هرگونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چرا که پایه و اساس ازدواج بر مبنای معیار های عقلانی استوار است. جوانان بسیاری در زمان عقد یا نامزدی یا آشنایی قبل از ازدواج؛ یک زندگی ایده آل و بدون هرگونه اختلاف و درگیری را تصور می کنند و با چنین دیدگاهی بر این باورند که بین شان 100 درصد تفاهم وجود دارد، غافل از این که در نخستین مشکلی که برایشان هنگام زندگی مشترک به وجود می آید، آرمان ها و رویاهایشان به یکباره فرو می ریزد و سریع از زیر بار مسئولیت زندگی مشترک شانه خالی می کنند و تصمیم به جدایی می گیرند. به همین لحاظ مراجعه به مشاور قبل از ازدواج روند مطلوبی در شناخت فرد مقابل و شناخت خود فرد به هنگام قرار گرفتن در چالش های دونفره را ایجاد کرده و شناختی نسبی از شرایط روحی، فکری، اجتماعی هر دو نفر به آنها داده و درصد موفقیت زندگی زیر یک سقف آنها را بیان میکند. در همین راستا مشاوران به مراجعه کنندگان خود توصیه هایی می کنند. طبیعتاً افراد به لحاظ شرایط خانوادگی و تربیت دارای فرهنگ و مسائل اخلاقی خاص هستند. بنابراین توجه به مسائل زیر هنگام ازدواج الزامی است:
  • در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
  • چنانچه پدر و مادر و خانواده های وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاور خانواده کمک بگیرید.
  • در انتخاب همسر پس از بررسی معیار های طرف مقابل، وضع خود را با وی مقایسه کنید و در صورت هماهنگی تصمیم گیری کنید. یعنی باید دختر یا پسر هنگام ازدواج سراغ موردی بروند که حداقل اختلافات فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و… را با خود و خانواده اش داشته باشند تا زندگی شان پایدار باقی بماند. همچنین مشاوران اختلافاتی را که ممکن است بین خانواده های داوطلبان ازدواج به وجود بیاید به آنها گوشزد می کنند و در واقع اختلافات را برای آنها ترسیم می کنند تا با چشم باز برای زندگی مشترک تصمیم بگیرند.

مشاوره قبل از ازدواج

نکات مهم قبل از ازدواج

مشاوره قبل از ازدواج دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود.

  • صداقت داشتن دو طرف در حضور مشاور

    مشاوره قبل از ازدواج دریچه ای است که به سوی شناخت از یکدیگر گشوده می شود. مشاوره قبل از ازدواج اگر بر اساس معیارها و شرایط مناسب انجام شود و فرد مشاوره دهنده از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار باشد، به دو طرف کمک زیادی خواهد کرد. بنابراین دو نفری که برای مشاوره مراجعه می کنند، باید با صداقت کامل مسائل خود را با مشاور در میان بگذارند و به عبارتی تسلیم مشاور باشند و به این نکته توجه داشته باشند که مشاوران هیچ گاه توصیه به ازدواج نمی کنند، همان طور که توصیه به طلاق نمی کنند.در واقع آن ها با استفاده از تعاریف و فرمول های علمی و بررسی مولفه های تاثیرگذار در ازدواج، مسائل پیش روی جوانان را به آنان یادآوری و درصد موفقیت یک ازدواج و ریسک های آن را گوشزد می کنند. مشاوران هیچ گاه اطلاعات خصوصی افراد را در اختیار طرف مقابل نمی گذارند بلکه دو طرف را متوجه تناقض ها می کنند، بنابراین بهتر است جوانان قبل از ازدواج از مشاوران حاذق حوزه خانواده کمک بگیرند.در سالهای اخیر مشاوره قبل از ازدواج به یک فرآیند تخصصی تبدیل شده که البته در همه جای دنیا مرسوم است. اهمیت این مشاوره زمانی مشخص می شود که به این نکته توجه داشته باشیم انسان ها از یکدیگر شناخت کافی ندارند، بنابراین به منظور دستیابی به این شناخت برای ازدواج به کمک مشاور نیاز داریم.از آنجا که  ازدواج تولد اختیاری است و فرد به اختیار خود تصمیم به تشکیل زندگی مشترک می گیرد. بنابراین یک مشاور حاذق می تواند به فرد در انتخاب احسن کمک کند.

  • چگونگی بررسی ملاکهای ازدواج سالم توسط مشاور

    اگر زوجین قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کنند این امر به زندگی بهتر و دوام آن کمک شایانی خواهد کرد. مشاوره قبل از ازدواج به عنوان مهم ترین نکته ای است که به افراد کمک می کند واقع بینانه به ازدواج نگاه کنند و از هرگونه احساسات غیرعقلانی بپرهیزند چراکه پایه و اساس ازدواج بر مبنای معیار های عقلانی استوار است.مشاوره قبل ازدواج در اولویت اول به روشن ساختن ملاکهایی میپردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی میشوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش میشود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.

اهمیت مشاوره قبل از ازدواج

  • سنجش آمادگی طرفین برای ازدواج

    سن ازدواج عامل مهمی است که میتوانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمیتواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر میرسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر میرسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج میرسند. یک فرد 25 ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن 35 سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد. قطعا موارد بی شماری هستند که یک مشاور با توجه به روحیات و خصوصیات افرادی که در مقابل او قرار میگیرند، گزینش می کند و این تست ها برای هر شخص با فرد دیگر متفاوت است. اما آنچه که نتیجه کار مشاور را در مورد همه مراجعان یکسان نشان می دهد، کمک در یک انتخاب موفق و شایسته برای تمام افرادی است که قدم در راه ازدواج گذاشته اند.

رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

 

سوال : حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

پاسخ : یکی از مواردی که میتواند برای تازه عروس و دامادها با خانواده های جدیدشان اختلاف ایجاد کند میزان صمیمیتی است که با خانواده همسرشان برقرار میکنند.
بعضی اوقات فکر میکنیم خانواده جدیدی که وارد میشویم مثل خانواده خودمان هستند در صورتی که اینطور نیست شما با خانواده خودتان حدودا 20 – 30 سال کنار هم زندگی کردید از خیلی از اخلاقیات و خصوصیات جزئی هم خبر دارید ولی از جزئیات اخلاق خانواده جدید آگاهی ندارید. اینکه احساس کنیم فرزند این خانواده هستیم خوب است ولی اگر این فرزند بودن را با صمیمیت های بیش از اندازه اشتباه بگیریم میتواند برای ما آسیب رسان باشد، از طرفی دیگر بعضی افراد فکر میکنند خانواده همسر هیچ وقت خانواده خود آدم نمیشود و این افراد یک فاصله زیادی را بین خود و خانواده همسرشان ایجاد میکنند.
چیزی که باعث میشود ما در روابط بین فردی همیشه موفق باشیم نگه داشتن حد و مرز بین ما و اطرافیان است. در خانواده جدید حد و مرز را نگه دارید، نه خیلی صمیمی شوید و جزئیات موارد را توضیح دهید و نه خیلی دور، هر چیزی به اندازه میتواند مفید باشد.

حدود رابطه با خانواده همسر چگونه باید باشد؟

ازدواج کردن شروع یک ارتباط است. خانواده همسر شما، بخش بسیار مهمی از زندگی او هستند که باید به آن‌ها احترام بگذارید همان طور که توقع دارید همسرتان به خانواده شما و وابستگی‌تان به آن‌ها ارزش قائل شود. اما در عین اینکه ملزم به ارتباط با خانواده همسرتان هستید، لازم است تا حد و حدودی را نیز رعایت کنید. چرا که اگر این رابطه حدود و مرز مشخصی نداشته باشد ممکن است منجر به دلخوری‌ و دخالت آن‌ها در زندگی شما و یا اختلاف در روابط زناشویی شما بشود.

دلایل اهمیت حدود رابطه با خانواده همسر

ازدواج دو نفر یعنی پیوند بین دو خانواده که در اکثر مواقع این دو خانواده با هم تفاوت‌هایی دارند. عدم مدیریت این تفاوت‌ها باعث بروز مشکلاتی بین زوجین می‌شود. دو مشکل زیر به شما می‌گویند که چرا باید نسبت به رابطه خود با خوانواده همسر حد و مرز قائل شوید:

انتقاد از خانوادهها

طبیعی است که خانواده هریک از زوجین متفاوت از خانواده دیگری باشد و در بعضی مواقع زن و شوهر انتقادهایی از خانواده یکدیگر بکنند. هر فرد نمایندهی خانواده خودش است و زمانی که از خانوادهاش انتقاد بشنود آرزده میشود و آن را توهینی به خود میپندارد. برای جلوگیری از این مورد لازم است تا حدود رابطه با خانواده همسرتان را مشخص کنید.

قوانین متفاوت هر خانواده

هر خانوادهای برای خود قوانین و چهارچوب مشخصی دارد که اعضا متناسب با آن رفتار میکنند. این تفاوتهای خانوادگی ممکن است در رابطه زوجین ایجاد مشکل نکند؛ چرا که زن و شوهر قوانین خاص خود را در زندگی مشترک وضع میکنند. اما زمانی که حد و حدودی برای رابطه با خانواده همسر وجود نداشتهباشد و دخالت صورت بگیرد، چهارچوبها و قوانین بهم میریزند و مشکلات زیادی در زندگی زوجین بروز پیدا میکند. برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله دعوای بین زوجین مراجعه کنید.

رابطه با خانواده همسر

راه‌هایی برای حفظ حدود رابطه با خانواده همسر

برای این که بتوانید تفاوت‌های ذکر شده را کنترل کنید باید حد و حدودی برای روابط خود مشخص کنید. راه‌های ایجاد مرز با خانواده همسر به شرح زیر می باشد:

1) حفظ استقلال

اگر شرایط مهیا است بهترین کار این است که زندگی مستقلی داشته باشید. اگر با خانواده همسرتان زندگی کنید مسلم است که راه برای ارتباط بیشتر باز می‌شود و احتمال این که مشکلاتی به وجود بیاید بالا می‌رود. در این شرایط ممکن است زندگی برای شما بسیار سخت باشد و آمادگی لازم برای نقل مکان را هم نداشته‌باشید. در این زمینه تنها استفاده از مشاوره خانواده می‌تواند راه‌گشای شما باشد.

2) ارتباط هر فرد با خانواده‌اش

بهتر است اجازه دهید همسرتان با خانواده خود بیش تر در ارتباط باشد. البته نه به این معنی که مثل زمان مجردی تمام وقت خود را با خانواده‌اش بگذراند ولی اجازه دهید زمان‌هایی را به تنهایی با خانواده‌اش بگذراند چرا که به هر حال وابستگی هر فرد به خانواده‌اش امری انکار ناپذیر است و محدود کردن بیش ازحد مشکلات جدی به وجود می‌آورد.

برای مثال می‌توانید توافق کنید که شوهرتان بعضی شب‌ها بعد از کار به تنهایی به ملاقات خانواده‌اش برود یا اجازه دهید خانم‌تان بعضی روزها که شما در خانه نیستید برای ساعت مشخصی به ملاقات خانواده‌اش برود.

3) برنامه ریزی برای ارتباط با خانواده‌ها

در ابتدای زندگی این مسئله را با همسر خود مشخص کنید که چه وقت‌هایی با هم به ملاقات خانواده‌تان بروید. در این برنامه ریزی به رعایت انصاف توجه داشته‌باشید و برنامه‌ای بریزید که در هفته، روز مشخصی برای ملاقات با خانواده هر یک اختصاص یابد. مطالعه مقاله رابطه با خانواده همسر می‌تواند در این زمینه بسیار کمک کننده باشد.

رابطه با خانواده همسر چگونه باشد؟

4) داشتن ارتباط محدود

اگر با خانواده همسر خود مشکل دارید، بهتر است زمان‌های محدود و مشخصی داشته باشید که به همراه همسرتان به ملاقات خانواده‌اش بروید. بهترین زمان هفته‌ای یک بار یا دو هفته‌ای یک بار است که این زمان نیز بهتر است خیلی طولانی نشود. وقتی که زمان‌های دیدار زیاد باشد حرف‌های خاصی برای صحبت وجود ندارد و توجه به تفاوت‌ها و ایراد گیری و دخالت بیشتر می‌شود. پس بهتر است زمان محدود باشد تا فرصتی برای بحث‌هایی که منجر به دلخوری می شوند، نباشد.

5) احترام گذاشتن

لازم نیست که حتما خانواده همسر خود را دوست داشته باشید و یا با آن‌ها بسیار صمیمی شوید ولی باید به آن‌ها احترام بگذارید. احترام گذاشتن به این معنی نیست که فردی منفعل باشید و هرچه به شما گفتند انجام دهید اما به صحبت‌هایشان گوش دهید و آن‌ها را درک کنید.

می‌توانید به خانواده همسر خود به عنوان خانواده خود نگاه کنید و همان طور که به آن‌ها احترام بگذارید به خانواده همسر تان نیز احترام بگذارید. یکی از مهم‌ترین تأثیرات ایجاد حد و مرز با خانواده همسر کاهش دخالت‌های آن‌هاست. مطمئنا قطع رابطه با خانواده همسر نمی‌تواند راه‌حل مناسبی باشد.

مادر کافی یا کامل، کدام بهتر است؟

مادر کافی یا کامل، کدام بهتر است؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که مادر کافی کیست و چرا مادر بهتری نسبت به مادر کامل است؟

 

سوال : مادر کافی کیست و چرا مادر بهتری نسبت به مادر کامل است؟

پاسخ : گاهی اوقات مادران احساس میکنند به اندازه کافی نیستند و همیشه یک عذاب وجدانی دارند، در صورتی که وقتی به زندگیشان نگاه میکنیم به اندازه کافی از کودکشان مراقبت میکنند یعنی به اندازه کافی به غذا و رشد و … کودک توجه میکنند.
مادرانی که فکر میکنند کافی نیستند دو دسته هستند، بعضی از مادران وسواس دارند و سختگیرانه نگهداری میکنند و بیش از اندازه از بچه ها حمایت میکنند که باعث میشوند بچه ها نه تنها به صورت مناسب رشد نکنند بلکه اضطراب بیشتری را تجربه کنند. بعضی از مادران هم افسردگی دارند و چون به اندازه کافی از بچه ها حمایت نمیکنند ممکن است دچار عذاب وجدان زیادی شوند.
اگر من به عنوان یک مادر سلامت روان داشته باشم، افسرده و مضطرب و وسواسی و … نباشم میتوانم یک مادر کافی باشم. مادران کافی در مواردی که بچه ها صدایشان میکنند به موقع پاسخ میدهند، نیازهای اولیه بچه مثل تغذیه و پوشاک را به موقع پاسخگو هستند. مادران کافی همشه به اندازه بچه ها را در آغوش میگیرند و میبوسند.
سعی کنید مادر کافی باشید نه مادر بیش از اندازه و نه مادری که هیچوقت کافی نیست.

مقایسه مادر کافی و مادر کامل

ویژگی های مادر کامل و مادر کافی:

مادر کامل

  • هر لحظه از کودکش مراقبت می کند.
  • حتی یک لحظه از او غافل نمی شود.
  • خود را وقف کودک می کند و در سخت ترین لحظه زندگیش نیز خواسته های کودک را در اولویت قرار می دهد.
  • قبل از آنکه فرزند خواسته ای داشته باشد، آن را برآورده می کند.
  • اجازه نمی دهد کودک از خودش دفاع کند و مشکلاتش را همیشه سریع رفع می کند.
  • کودک به شدت به والدین وابسته است.
  • کودک فرصتی برای شناخت و کشف به تنهایی ندارد.
  • بدون مادر احساس تنهایی و خطر می کند و احساس می کند نمی تواند با خطر روبه رو شود.
  • مادر کامل، همزمان نقش پلیس، معلم، آشپز، قاضی، راننده و ارائه دهنده خدمات را بازی می کند.
  • مادر هیچ وقت احساس آرامش ندارد و عملا فشار زیادی برای مراقبت از کودک و ایده آل بودن روی او وجود دارد.

مادر کافی یا کامل

مادر کافی

  • کودکش را بی قید و شرط دوست دارد.
  • او را تشویق می کند، اما به موقع بی توجهی می کند و خواسته های فرزندش را نادیده می گیرد.
  • به خود و همسرش توجه دارد.
  • برای تفریح و شادی کل خانواده برنامه ریزی می کند.
  • زمانی را به تفریح خود اختصاص می دهد.
  • به کودک کمک می کند که مشکلاتش را بشناسد و خودش آنها را حل کند.
  • مادر حضور دارد، اما حضورش به قدری پررنگ و مداخله گر نیست که کودک احساس ناکامی کند و فرصتی برای خلاقیت نداشته باشد.
  • حضور امنش به کودک شجاعت رویارویی با خطر را می دهد.
  • مادر کافی نقش ناظر را دارد و از امنیت محیط برای کودک اطمینان حاصل می کند

یک مادر کافی همچنان به نیازهای فرزندانش توجه دارد. اما با پایین تر آوردن استاندارهای فرزندپروری، کودک باید مهارت های خود را سازگار کرده و توسعه دهد تا از پس ناامیدی هایش برآید. البته، این بدان معنا نیست که با شروع دبستان کودک را در جاده زندگی پیاده کنیم و برای او آرزوی موفقیت کنیم.

نه، هنوز هم باید از فرزند مراقبت کرد. این بدان معناست که فضا و انعطاف پذیری کافی برای بروز اشتباهات و محدودیت های واقعی در زندگی و توانایی های فرزندپروری وجود دارد.

چطور می توان مادر کافی بود؟

این چند نکته را فراموش نکنید:

  • خودتان را دوست داشته باشید و قبول داشته باشید.
  • به خودتان استراحت بدهید. اگر روز بدی داشته اید، نفسی بگیرید. پخش یک قسمت دیگر از کارتون محبوب کودک یا سفارش دادن فست فود برای شام، هیچ وقت مانعی بر سر راه رسیدن فرزندتان به دانشگاه نیست!
  • به فرزندتان اجازه ابراز نظر بدهید. شاید با نظر او موافق نباشید، اما با گوش دادن به حرف هایش و دادن فضا برای ابراز نظر، مسیر پیشرفت و اعتماد به نفس را برایش هموار می کنید.
  • نگران حرف های سایر والدین یا کارهایی که انجام می دهند، نباشید. کاری را انجام دهید که برای خانواده خودتان خوب است. خوب و کافی.
  • احساساتتان را نشان دهید، اما الگویی برای کنترل آن باشید. وقتی روز بدی داشته اید، به فرزندتان بگویید که از چیزی ناراحت هستید و امروز کمی ساکت تر خواهید بود. این روش نه تنها مدیریت سالم خلقیات را به فرزندتان نشان می دهد، بلکه به او نشان می دهد که بدخلقی شما نتیجه انجام کار بدی توسط او نیست.
  • یک زندگی شخصی جدا از فرزندتان برای خودتان درست کنید. به عبارت دیگر، تمام شادی و لذت زندگیتان را به فرزندتان محدود نکنید. او روزی بزرگ می شود و از خانه شما می رود. پس در عین اینکه در دسترس بودن برای فرزندتان اهمیت دارد، باید یک زندگی مستقل شامل دوستان، علایق و فعالیت های مورد علاقه داشته باشید.
  • به بچه نیز استراحت بدهید. او نیز کامل و ایده آل نیست. حفظ بچه در یک سطح از استاندارد بالا بیشتر از خوب بودن به او آسیب می زند.
  • بدرفتاری و آزارهای جزئی کودک را نادیده بگیرید. این کار از شکل گیری منازعه قدرت بین والدین و کودک جلوگیری می کند و به کودک فرصتی برای بهبود رفتارش می دهد.

مادر کافی مادر خوب

نتیجه گیری

  • به تعادل برسانید.
  • مادر کافی بودن خیلی پیچیده است.
  • باید عملتان تعادلی بین دو روند مهم برای توسعه شناختی سالم کودک و حتی شادی آینده او برسید.
  • در ابتدا، مادر باید به طور کامل به نیازهای نوزاد، و تمام آنها، توجه کند تا به او القا کند که جهان جای امنی است.
  • مادر باید به تدریج از کودک فاصله بگیرد تا به او این امکان را بدهد که نیازهایش بلافاصله برآورده نشود. در ابتدا این فاصله برای برآورده کردن نیازها باید کم باشد و به تدریج افزایش یابد.
  • به طور خلاصه، با تربیت فرزند به روش مادر کافی بودن، کودک به این توانایی می رسد که در دو دنیا زندگی کند: دنیای از فانتزی و جادو که در آن در ایمنی کامل است و همه نیازهایش برآورده می شود و دنیایی از واقعیت که در آن لزوما به همه آرزوهایش نمی رسد.

روش تربیتی شما چیست؟ آیا از تمام زندگی خود گذشته اید تا مادری کامل و ایده آل برای فرزندتان باشید و تمام خواسته هایش را برآورده می کنید؟ آیا از خودتان به عنوان والدین یک کودک راضی هستید؟

افسردگی پس از زایمان، اندوه مادرانه را تجربه کرده اید؟

افسردگی پس از زایمان، اندوه مادرانه را تجربه کرده اید؟

در این ویدئو به این سوال پاسخ داده می‌شود که افسردگی پس از زایمان را چطور درمان کنیم؟

 

سوال : افسردگی پس از زایمان را چطور درمان کنیم؟

پاسخ : فردی که تازه زایمان کرده ممکن است تجربه افسردگی پس از زایمان را داشته باشد یعنی خوابش نامنظم شود، درست غذا نخورد، نتواند به خوبی از نوزاد نگهداری کند و … .
پروسه بارداری به خودی خود باعث تغییرات هورمونی در زنان میشود حالا اگر کسی سابقه افسردگی و اضطراب قبل از بارداری داشته باشد احتمال اینکه دچار افسردگی پس از زایمان شود بیشتر است.
درمان های دارویی و در کنار روان درمانی که غیر دارویی هستند به رفع مشکل کمک میکند.

برای آگاهی بیشتر از درمان افسردگی پس از زایمان به سراغ کلینیک مشاوره و روانشناختی مرهم رفتیم. از شما دعوت میکنیم ویدئو زیر را تماشا کنید. برای مراجعه به کلینیک مشاوره و روانشناختی مرهم یا دریافت نوبت از کلینیک مشاوره و روانشناختی مرهم کلیک کنید.

بر اساس آمار موجود، حدوداً تا ۸۰ درصد از تازه‌ مادران ممکن است اندوه مادرانه، یعنی شکلی از افسردگی را تجربه کنند که به فاصلهٔ کوتاهی بعد از زایمان شروع می‌شود و بیشتر از دو هفته طول نمی‌کشد اما مادرانی که علائمشان حدود شش هفته پس از زایمان شروع می‌شود ممکن است احتمال بیشتری برای افسردگی پس از زایمان داشته باشند. در این مطلب می‌توانید بیشتر با این موضوع آشنا شوید.

افسردگی بعد زایمان چه علائمی دارد؟

افسردگی پس از زایمان یک افسردگی بالینی کامل است که حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از تازه‌مادرها را مبتلا می‌کند. در صورت ابتلا به این افسردگی، شما اغلب در کنار علائم مشابه اندوه مادرانه، مثل در آستانهٔ گریه بودن و اضطراب، ممکن است اندوهگین و تحریک‌پذیر هم باشید. زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان می‌توانند اشتها یا توانایی خوابیدن را از دست بدهند و برخی از آنها حملات هراس دارند. تعداد کمی از زنان معتقدند که نمی‌توانند ‌به طور مناسب از فرزندشان مراقبت کنند. دیگران میل به خودکشی یا داشتن افکار منفی مغشوش دربارهٔ کودکشان را گزارش کرده‌اند.
متأسفانه، جامعهٔ پزشکی مدت‌ها افسردگی پس از زایمان را به شکلی نادرست عنوان می‌کرد و به خوبی تشخیص نمی‌داد. امروزه می‌دانیم که افسردگی پس از زایمان می‌تواند هر زنی را مبتلا کند، ‌خواه بلافاصله پس از تولد کودک و خواه ماه‌ها بعد از آن باشد.
گاهی، پزشکان نگرانی‌های تازه‌مادران را جدی نمی‌گیرند و علائم آن را به عنوان تغییرات هورمونی و مشکل در تطبیق با نقش مادری تلقی می‌کنند و اطرافیان مادر هم اعتراف کردن به داشتن این احساسات منفی دربارهٔ مادر بودن یا دربارهٔ کودکتان را دشوار می‌کند. مثلاً وقتی مادران احساساتی چون تردید، ترس یا خشم را بیان می‌کنند ممکن است خود و نزدیکانشان را بترسانند.

افسردگی پس از زایمان

چرا برخی زنان افسردگی بعد زایمان دارند و برخی ندارند؟

بیشتر کارشناسان توافق دارند که این افسردگی از ترکیب تأثیرات بیوشیمیایی، روانی-اجتماعی و محیطی ریشه می‌گیرد. اگرچه کارشناسان حدس می‌زنند که هورمون‌ها نقش بزرگی در افسردگی پس از زایمان بازی می‌کنند، اما ما این را هم می‌دانیم که پدرها و زنانی که کودکی را به فرزندی گرفته‌اند هم می‌توانند دچار افسردگی پس از زایمان شوند و این به ما می‌گوید که این عارضه فقط هورمونی نیست. بنابراین، آگاهی داشتن و آماده شدن خیلی قبل از زایمان مفید است. اما برخی زنان بیشتر از دیگران احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان دارند:

  • شما یا کسی از اعضای خانواده‌تان سابقهٔ افسردگی یا دیگر مشکلات سلامت روان را دارید.
  • اگر در طول بارداری مستعد حمله‌های اضطراب شدید یا افسردگی بوده‌اید.
  • بارداری شما برنامه‌ریزی‌شده نبود و از اینکه فهمیدید باردار هستید ناراحت شدید.
  • همسرتان حمایتگر و پشتیبان نیست.
  • اخیراً از همسرتان جدا شده‌اید.
  • یک تغییر جدی در زندگی مثل یک تغییر شغلی بزرگ یا از دست دادن شغلتان را در حوالی زمان به دنیا آمدن کودک تجربه کردید.
  • عارضه‌ای مرتبط با زایمان داشتید.
  • در دورهٔ کودکی، در معرض ضربهٔ روانی و تروما بوده‌اید.
  • سوءفتار را تجربه کرده‌اید.
  • در یک خانوادهٔ ازهم پاشیده و دچار مشکل زندگی کرده‌اید.

با این وجود، به خاطر داشته باشید که این عوامل خطر، الزاماً افسردگی پس از زایمان را ایجاد نمی‌کنند. بسیاری از زنان ممکن است تعدادی از این موارد را داشته باشند و هرگز افسرده نشوند و برخی دیگر ممکن است تنها یک عامل خطر داشته باشند یا حتی هیچ‌کدام را نداشته باشند ولی باز هم به یک افسردگی جدی دچار شوند. پزشکان دقیقاً نمی‌دانند چرا افسردگی پس از زایمان یک زن را مبتلا می‌کند و دیگری را خیر، اما می‌دانند که این عوامل خطر، زنان را نسبت به آن آسیب‌پذیرتر می‌کند.

درمان افسردگی پس از زایمان

راهکار درمان افسردگی پس از زایمان چیست؟

ابتدا مهم است که تفاوت بین تغییرات عاطفی طبیعی پس از زایمان و نیاز به دریافت مراقبت‌های حرفه‌ای را بدانید. اگر زنی بداند که ریسک افسردگی پس از زایمان دارد می‌تواند اقدامات پیشگیرانه مثلاً پیوستن به یک شبکهٔ حمایتی آنلاین و افزایش منابع کمکی خود را از قبل از تولد کودکش شروع کند.
همچنین فقط احساستان نیست که نشان می‌دهد ممکن است مشکلی وجود داشته باشد، بلکه دفعات، شدت و طول احساسات شما هم تعیین‌کننده است. به عبارت دیگر، تازه‌مادران در طول ماه‌های اول پس از زایمانشان اغلب به طور دوره‌ای احساس غم و اضطراب می‌کنند. اما اگر شما تمام روز را گریه می‌کنید و شب‌ها بیدار می‌‌مانید و حملات هراس دارید، باید با پزشکتان تماس بگیرید.
علاوه بر صحبت کردن با پزشک، می‌توانید کارهایی برای بهبود روحیه‌ٔ خودتان انجام دهید. این ایده‌ها ممکن است ساده به نظر برسند اما اغلب در انتهای فهرست کارهایی هستند که یک تازه‌مادر ممکن است انجام دهد. به عنوان مثال، مهم است که نیازهای ابتدایی شما مثل استراحت کافی و تغذیهٔ خوب تأمین ‌شود، سعی کنید در کارهای خانه کمک بگیرید. همچنین صحبت کردن با تازه‌مادران دیگر که آنها هم فراز و نشیب‌های مادر بودن را تجربه می‌کنند می‌تواند مفید باشد.

آیا در صورت احساس افسردگی پس از زایمان، با پزشکم تماس بگیرم؟

اگر احساس می‌کنید نسبت به کودکتان خشونت یا پرخاشگری دارید یا اگر فکر می‌کنید ناتوان از مراقبت مسئولانه از کودکتان هستید، فوراً به پزشکتان اطلاع دهید یا به یک درمانگر مراجعه کنید.
یادتان هم باشد شما دیوانه نشده‌اید و هرگز هم مادر بدی نیستید، فقط افسردگی پس از زایمان یک بیماری واقعی است و درمان آن به راحتی و آسانی هم در دسترس است. مطمئن باشید به زودی حال شما دوباره خوب خواهد شد.