یک مرد ۲۵ ساله به دلیل اینکه از همسر ۷۲ ساله اش بزرگتر به نظر میرسد، در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر و پیام های توهین آمیز قرار گرفت. این زوج در انتظار به دنیا آمدن اولین فرزند خود هستند.
کوران مک کین (Quran McCain) ۲۵ ساله که با شریل مک گرگور (Cheryl McGregor) ۷۲ ساله ازدواج کرده است، پس از آپلود ویدیویی از رقص خودشان در تیک تاک (TikTok)، بارها این پیام را گرفت که کم کم دارد پیرتر از همسرش به نظر میرسد.مرد ۲۵ساله و همسر ۷۲سالهاش منتظر اولین فرزندشان هستند
این زوج متاهل از جورجیای آمریکا که ۴۷ سال فاصله سنی دارند، اغلب ویدئوهایی از زندگی خود در رم، ایتالیا در TikTok منتشر میکنند. اخیرا وقتی کوران و شریل ویدیویی را آپلود کردند، کاربران تیک تاک اشاره کردند که از نظر سنی به طور فزاینده ای در حال شبیه شدن به یکدیگر هستند. در این کلیپ که اکنون بیش از ۲۲۴ هزار نفر آن را دیدهاند، این دو یک قطعه رقص اجرا میکنند، اما ظاهرا مردم نمیتوانند از نگاه کردن به موهای کوران دست بردارند.
کاربران به سرعت به این واقعیت اشاره کردند که ظاهر جدید او را پیر نشان میدهد. یک نفر گفت: «کم کم داری پیرتر از او به نظر میرسی، چطور ممکنه؟» یک نفر دیگر نوشت: «همین حالا هم پیر به نظر میرسه. مثل زنش.»
نفر سوم نوشت: «خواهر و بردارند یا زن و شوهر؟» و دیگری گفت: «پسر بیچاره. احتمالا موهاش رو رنگ کرده که پیرتر به نظر برسه.»
کوران و شریل حالا در انتظار اولین فرزند مشترک خود از طریق رحم اجاره ای هستند. شریل در حال حاضر مادر هفت فرزند است و ۱۷ نوه دارد.
این زوج اولین بار در سال ۲۰۱۲ زمانی که کوران تنها ۱۵ سال داشت و در یک رستوران فست فود کار میکرد با هم ملاقات کردند؛ جایی که توسط کریس، پسر شریل مدیریت میشد. اما رابطه عاشقانه آنها در نوامبر ۲۰۲۰ آغاز شد؛ بعد از اینکه کوران متوجه شد شریل به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار است.
آنها شروع به قرار گذاشتن کردند و کوران در جولای ۲۰۲۱ با یک حلقه نامزدی ۳۰۰۰ دلاری از شریل خواستگاری کرد. این زوج در سپتامبر همان سال به تنسی گریختند و تنها با دو دوست و شاهد به عقد هم درآمدند.
کوران پیشتر درباره روزی که از شریل درخواست ازدواج کرد گفته بود: «قبل از آن به شدت عصبی بودم و تمام تلاشم را میکردم که خونسردیام را حفظ کنم اما به محض اینکه وارد پارکینگ شدیم گریهام گرفت. شریل شوکه شده بود چون نمیدانست من میخواهم خواستگاری کنم، اما این باعث شد احساس خاص بودن کند.»
یک مرد ۲۵ ساله به دلیل اینکه از همسر ۷۲ ساله اش بزرگتر به نظر میرسد، در شبکه های اجتماعی مورد تمسخر و پیام های توهین آمیز قرار گرفت. این زوج در انتظار به دنیا آمدن اولین فرزند خود هستند.
کوران مک کین (Quran McCain) ۲۵ ساله که با شریل مک گرگور (Cheryl McGregor) ۷۲ ساله ازدواج کرده است، پس از آپلود ویدیویی از رقص خودشان در تیک تاک (TikTok)، بارها این پیام را گرفت که کم کم دارد پیرتر از همسرش به نظر میرسد.مرد ۲۵ساله و همسر ۷۲سالهاش منتظر اولین فرزندشان هستند
این زوج متاهل از جورجیای آمریکا که ۴۷ سال فاصله سنی دارند، اغلب ویدئوهایی از زندگی خود در رم، ایتالیا در TikTok منتشر میکنند. اخیرا وقتی کوران و شریل ویدیویی را آپلود کردند، کاربران تیک تاک اشاره کردند که از نظر سنی به طور فزاینده ای در حال شبیه شدن به یکدیگر هستند. در این کلیپ که اکنون بیش از ۲۲۴ هزار نفر آن را دیدهاند، این دو یک قطعه رقص اجرا میکنند، اما ظاهرا مردم نمیتوانند از نگاه کردن به موهای کوران دست بردارند.
کاربران به سرعت به این واقعیت اشاره کردند که ظاهر جدید او را پیر نشان میدهد. یک نفر گفت: «کم کم داری پیرتر از او به نظر میرسی، چطور ممکنه؟» یک نفر دیگر نوشت: «همین حالا هم پیر به نظر میرسه. مثل زنش.»
نفر سوم نوشت: «خواهر و بردارند یا زن و شوهر؟» و دیگری گفت: «پسر بیچاره. احتمالا موهاش رو رنگ کرده که پیرتر به نظر برسه.»
کوران و شریل حالا در انتظار اولین فرزند مشترک خود از طریق رحم اجاره ای هستند. شریل در حال حاضر مادر هفت فرزند است و ۱۷ نوه دارد.
این زوج اولین بار در سال ۲۰۱۲ زمانی که کوران تنها ۱۵ سال داشت و در یک رستوران فست فود کار میکرد با هم ملاقات کردند؛ جایی که توسط کریس، پسر شریل مدیریت میشد. اما رابطه عاشقانه آنها در نوامبر ۲۰۲۰ آغاز شد؛ بعد از اینکه کوران متوجه شد شریل به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه بزرگ مشغول به کار است.
آنها شروع به قرار گذاشتن کردند و کوران در جولای ۲۰۲۱ با یک حلقه نامزدی ۳۰۰۰ دلاری از شریل خواستگاری کرد. این زوج در سپتامبر همان سال به تنسی گریختند و تنها با دو دوست و شاهد به عقد هم درآمدند.
کوران پیشتر درباره روزی که از شریل درخواست ازدواج کرد گفته بود: «قبل از آن به شدت عصبی بودم و تمام تلاشم را میکردم که خونسردیام را حفظ کنم اما به محض اینکه وارد پارکینگ شدیم گریهام گرفت. شریل شوکه شده بود چون نمیدانست من میخواهم خواستگاری کنم، اما این باعث شد احساس خاص بودن کند.»
طی سالهای اخیر آمار طلاق به شدت افزایش یافته، واکنش نهادها و رسانههای رسمی خب طبیعتا قابل پیشبینی بوده، آنها در ابتدا انکار میکنند، اما واقعیت چیز دیگریست و سرریز نابه سامانیهای اجتماعی و اقتصادی، زندگی مشترک را مخاطرهبرانگیز کرده، از طرفی انسان امروز بیشتر از گذشتهها مراقب فردیت خودش هست و تن به هر نوع سازگاری مخربی نمیدهد. این روایت را که یک کاربر از تجربه طلاقش منتشر کرده، بخوانید، فوقالعاده متفاوت و عجیب است. البته برخی واکنشها به این ماجرا را هم در ادامه آوردهایم، جالب است.
این کاربر نوشت: امشب زنگ زدم به همسر سابقم تا حالشو بپرسم،حرفامون رفت سمت حرفای بدی که راجب جداییمون بهش میزنن! پیش خانوادهاش زندگی میکنه محل کارشم همونجاست بیشتر اذیت میشه (هیچکس دلیل جداییمونو نمیدونه) داشتم دلداریش میدادم که زد زیر گریه!گفتم خونهم تراس خوبی برای سیگار کشیدن داره بیا اینجا. وقتی اومد دستشو گرفتم گفتم به خاطر هیچی عذاب وجدان نداشته باش! این دختر شجاع مستقلی که الان اینجاست به خاطر توئه، من با دوست داشتن تو خیلی به خودم لطف کردم، این حس ناکافی بودن برای تو، باعث میشد من همش بدوام که خودمو به تو برسونم، اطلاعاتمون راجب سیاست، نجوم، تاریخ و هزارتا چیز دیگه بیشتر کنم که تو همصحبتی با تو چیزی برای گفتن داشته باشم.
تو از زنای جسور، مستقل خوشت میاومد پس شدم!تو اهل مطالعه، ریسکی سعی کردم بشم! من هرچیزی که الان هستم و ازش راضیام مدیون توام! خانوادهام از دست شیطنتام عاصی بودن ولی تو هیچوقت منو محدود نکردی،تو مسیر درست بهم بال پر دادی. من همیشه ناراحت بودم که توچرا بیشتر منو دوست نداری!چرا اون عشقی که باید از طرف تو احساس نمیکنم ولی هیچوقت نفهمیدم که توام همه این سالها یه عشق بچهگانه رو تحمل کردی، رابطه با یه فرد نابالغ که مطمئنم خیلی حوصله سربر و پرچالش بوده! به خاطر همه این سالها ازت ممنونم تو باعث شدی من رشد کنم.
و در ادامه گفت: طلاق ما هیچ دعوا، تنشی نداشت من حتی تا چند روز بعد طلاق تو خونهش تا وقتی خونه ی مناسبی پیدا کنم زندگی میکردم (خودش خونه نمیاومد از مدتها قبلترش)
در ادامه نظرات کاربران را میخوانیم:
آتنا در همان ابتدا نوشت: چقدر خوشحالم که از این موضوع برای خودت آوار نساختی و چقدر خوب تونستی برای یکی دیگه همدم و مرهم بشی و درکش کنی امیدوارم همیشه بهترینها برات اتفاق بیوفته
بلک سان گفت: چه خفن نوشته! البته به نظرم این چیزا به جنسیت مربوط نمیشه، برای من نابالغی و پرت بودن طرف مقابل علت اصلی قطع رابطههام بوده و هست، یه جوری حوصلهم سر میره که بدون هیچ تنشی کنارهگیری میکنم
شاهین هم ابراز خوشحالی کرد: اینکه میبینم یه سریها هستن اینقدر درک و شعور بالایی دارن امیدم به ادامه دادن بیشتر میشه
زهرا اما نوشت: واقعا هیچوقت درک نکردم آدمایی رو که به هر دلیلی جدا شدن باز بتونن مسالمتآمیز با هم در ارتباط باشن. هیچوقت هیچکس مثل آدم از من جدا نشد یا خشونت بود یا خیانت در مورد آخر هم هر دو. من نمیتونم زنگ بزنم حتی وسایل شخصیمو بخوام ازش حس انزجار از شنیدن صداش منو قانع میکنه که قید وسایلمو بزنم.
فروزان در ادامه گفت: دقیقا منم هیچ وقت طلاق این مدلی رو درک نکردم و بعد طلاق در ارتباط بودن رو!!!
مارکیوس نوشت: همیشه خودمو از بیرون نگاه میکنم؛ اینجوری بهتر میتونم ببینم چه کارهایی اشتباهن؛ تا حالا از این زاویه خودمو نگاه نکرده بودم “رابطه با یک فرد نابالغ” چقدر میتونه به طرف مقابل آسیب بزنه. احساس میکنم بالغانهترین حرف اینه که باور داشته باشی نابالغ بودی
سمانه هم از تجربه خودش گفت: همینقدر که تو راحت جدا شدی من جداشدنم پر از مشکل بود ولی مثل تو همون مشکلات ازم یه ادم بهتر ساخت چقد حس خوب گرفتم از این توییت و اینکه طلاق ی درد نیست واقعا گاهی درمان زندگی دو نفره
انسیه هم نوشت: منم همیشه فکر میکردم طلاق با دعوا و کتک کاری و خیانته ولی برام جالب بود ک اینجوری هم هست خوشحالم انقد یک خانم بعد طلاق قوی مستقله چون ما خانما اکثرا از بعد طلاق میترسیم سعی میکنیم سازش کنیم حتی اگه طرف دوستمون نداشته باشه
برای اینکه با چند و چون این کلاسها و نحوه آموزش هنرجوها آشنا شویم، سری به یکی از مراکز آموزش دفاع شخصی در شرق تهران زدیم؛ در حالی که حدود ۱۰ زن و دختر جوان مشغول آموزش دیدن در آنجا بودند.
با اولین زنگ، گوشی را جواب میدهند. منشی یک آقای خشن است که اصلا منتظر سؤال نمیماند و تند تند همه اطلاعات را در اختیارمان میگذارد؛ «کلاسهای آموزشی برای خانمها و آقایان مجزا برگزار میشود. اگر دوست داشته باشید کلاس خصوصی هم داریم که هم زمانش دست هنرجوست و هم انتخاب مربی با اوست. کلاسهای تضمینی ۱۰ جلسهای هم داریم که هزینه کلاسها با توافق مربی و هنرجو تعیین میشود».
کلاس آموزش دفاع شخصی، دریک واحد از یک مجتمع مسکونی در شرق تهران برپا شده که دستاندرکارانش برای جلو گیری از اعتراض همسایهها و درز نکردن صدا، در و دیوار را حسابی باندپیچی کردهاند. مژگان جعفر زاده فقط ۲۲ سالش است اما با همین سن و سال کم، یک دوجین هنرجوی رزمی کار دارد که به غیر از سوسک از هیچ چیز دیگری نمیترسند.
کتک کاری با سایهها
ساعت حدود ۵ بعد از ظهر است و کلاس آموزش دفاع شخصی خانم مربی مثل همیشه شلوغ. هنرجوها ۲ نفری روبهروی هم میایستند و تمرین را شروع میکنند. همان قدر که از مردها موقع ورزشهای رزمی دقت و خشونت دیدهاید، خانمها هم حسابی رفتهاند توی حس و با هر مشتی که در هوا رها میکنند فریاد میزنند. جعفر زاده میگوید: «بچههای اینجا ۲ دستهاند؛ یک سری با برنامه پیش رفته و پله پله بالا آمدهاند و دسته دیگر آنهایی هستند که فقط آمدهاند تا بعضی چیزها را یاد بگیرندکه یک وقت در خیابان و در برابر دزدها کم نیاورند».
از روی حرکات هنرجوها میشود فهمید که کاملا حرفهای هستند. مربی به آنها تذکر میدهد که سایه کار کنند؛ یعنی به طور جدی به هم ضربه نزنند.
مینا از هنرجوهای اینجا قدیمیتر است و برای همین هم حرفه ایتر ضربه میزند؛ «تا حالا برای خودم اتفاقی نیفتاده اما برای خواهر شوهرم چند وقت پیش یک مورد پیش آمده که اگر او فقط بلد بود چطور کیفش را از دست سارقهای کیف قاپ در بیاورد همه سرمایه زندگی اش را از دست نمیداد». مینا یک ضربه کاری به کیسه بوکس میزند و بعد درست مثل یک رزمی کار حرفهای روی پاشنه میچرخد و میگوید: «اگر هر خانمی دفاع شخصی را بلد باشد احساس امنیت بیشتری میکند».
حریف تمرینی او یک دختر دانشجوی ریز نقش است که تازه ساکن تهران شده. محبوبه میگوید خواندن خبرهای سرقت و کیفقاپی و زورگیری درروزنامهها باعث شده احتیاط بیشتری به خرج بدهد؛ برای همین بعد از درست شدن کارهای اداری خوابگاهش در کلاسهای رزمی ثبت نام کرده تا اگر یک وقت اتفاقی افتاد جلوی سارقها کم نیاورد.
یک سطل یخ
بچهها در راندهای ۵ دقیقهای با هم مبارزه میکنند و بعد یک زنگ تفریح کوچک دارند. همین فرصتهای چند دقیقهای کافی است تا آنها با مربیشان تبادل اطلاعات کنند. مرجان مستوفی دیر به کلاس رسیده اما خیلی زود آماده میشود و یکراست میرود سراغ سطل یخ گوشه کلاس برای اینکه کوفتگیای را که چند روز قبل در جریان تمرینات روی صورتش به وجود آمده بیحس کند.
مربی میگوید: «بچهها سایه تمرین میکنند اما یک وقتهایی هم ضربههای اشتباهی میزنند و کار به کوفتگی و خون مردگی میرسد؛ برای همین از کمپرس آب سرد و یخ برای کم کردن درد و رفع خونمردگیها استفاده میکنیم». مرجان تنها کسی در جمع است که یک خاطره بد از موبایل قاپی آن هم در خیابان دارد؛ «چند وقت پیش در یک کوچه خلوت داشتم با موبایل حرف میزدم که یک نفر از پشت سر موبایلم را از دستم قاپید. گوشیام زیاد ارزش نداشت اما اطلاعات و شماره تلفنهایش را دیگر نتوانستم پیدا کنم.
اگر فقط بلد بودم یک ضربه یا مشت به سارق بزنم این همه حسرت نمیکشیدم». حالا که مرجان یاد گرفته از خودش دفاع کند به شوخی میگوید هر روز از همان کوچه خلوت رد میشود، به این امید که در صورتی که دزد جوان را دوباره دید حقش را کف دستش بگذارد.
کتک کاری علمی
حالا نوبت یک آموزش جدید است. مربی روی کیسه بوکس چند تا ضربه میزند و بعد درباره فرایند دردناکی که توسط همان ضربهها در آدمها ایجاد میشود توضیح میدهد. جعفرزاده میگوید: «بچهها کاملا میدانند چه ضربهای را چه وقت و چطوری باید بزنند. مثلا روی ساعد یک رگ عصبی هست که میدانند چطور به آن ضربه بزنند تا از حریف امتیاز بگیرند و در مبارزه مغلوب نشوند یا مثلا میدانند چطور به بینی حریف ضربه بزنند که چشمهایش پر از اشک شود اما برای بینی اتفاقی نیفتد.
همه شاگردان کلاس آموزشی دفاع شخصی، خودشان مربی رشتههای تکواندو، کونگ فو و آیروبیک هستند
چشم روی ضربه بینی حساس است و اگر ضربه درست باشد آن قدر اشک میآید که انگار طرف دارد گریه میکند. روی گردن هم یک رگ عصبی هست که اگر به صورت حرفهای آن را بگیرند، طرف مقابل احساس خفگی میکند و از حال میرود اما صدمهای نمیبیند. آنها حتی به فنونی آگاهی دارند که ممکن است باعث فلج لحظهای شود».
تکواندو بهتر است
در این کلاس آموزشی، هنرجوها مبارزات رینگی با سلاح سرد را هم یاد میگیرند. این ورزش رزمی، چیزی شبیه «کیکبوکس» است. فکرش را بکنید، هنرجوهای این کلاس بهجای آینه، کیف پول و عینک آفتابی، داخل کیف دستیهایشان نانچیکو و توپک که وسیلهای ژاپنی برای دفاع شخصی است، دارند.
مربی میگوید: «بعضی از سلاحها را باید بخرند اما بعضیهای دیگر ساختنی است و فقط کمی ذوق و سلیقه میخواهد». بعد خیلی سریع اضافه میکند که آموزش ضربههای طلایی برای فرار از موقعیت خطر کافی است.
«همه بچهها کارت عضویت در باشگاه رزمی را دارند؛ به خاطر همین، مجوز حمل وسایل دفاع شخصی هم به آنها داده میشود. اما با وجود این فقط از خانه تا باشگاه این وسایل را حمل میکنند. حمل این وسایل برای کسی که مجوز ندارد، جرم است و قانون برای آن حکم زندان و شلاق در نظر گرفته است».
البته کیک بوکس و مبارزات رینگی که همراه با فنون دفاع شخصی در این کلاسها آموزش داده میشوند، از ورزشهای رزمی خارجیای هستند که هنوز در ایران زیاد جا نیفتادهاند؛ مخصوصا خانمها به خاطر اینکه این ورزشها ضربه مشت توی صورت دارد و در این تمرینات باید از سلاح سرد استفاده شود، زیاد به اینجور ورزشهای رزمی گرایش ندارند و کاراته و تکواندو را ترجیح میدهند.
استادها به صف
همه شاگردان کلاس آموزشی دفاع شخصی خودشان مربی رشتههای تکواندو، کونگ فو و آیروبیک هستند و چون از قبل با ورزش آشنا بودهاند، به دفاع شخصی هم علاقهمند شده و در این کلاسها ثبتنام کردهاند. مربی میگوید: «حالا که کلاسهای دفاع شخصی این همه متقاضی پرو پا قرص پیدا کرده، چند سالی است که برای بالا نگه داشتن آمادگی هنرجوها مسابقههای بین باشگاهی هم انجام میشود». خود جعفرزاده از کودکی به ورزشهای رزمی علاقه داشته است. پدر و برادرش هم رزمیکار بودهاند و همین باعث شده او هم به این ورزش علاقه پیدا کند؛ «از کودکی ژیمناستیک کار میکردم. ۱۲ ساله بودم که تمرینات رزمی را آغاز کردم. حالا هم دان ۳ ورزشهای رزمی با گرایش هنرهای دفاع شخصی از کشور چین را دارم».
دختر فولادی
۲ ساعت مشت و لگد بازی تمام میشود. حالا دیگر بچهها آنقدر با ما صمیمی شدهاند که راحت درباره تجربههایشان حرف میزنند. بین هنرجوها زهرای ۲۱ ساله از همه قویتر است و بقیه معتقدند که او اگر ضربه تکنیکی به کسی بزند حریف ناکار میشود اما خودش میگوید: «تا به حال در خیابان با هیچ کس درگیر نشده و از فنهایم استفاده نکردهام». همه شاگردان و مربی آن قدر پیشرفتهاند که فکر میکنند اگر بدترین حالتها هم برایشان پیش بیاید- مثل درگیری در سرقت یا سوء قصد به نیت قتل- میتوانند پیروز شوند. البته در عین حال هر قدر قدرتشان در تمرین بالا برود، فروتنیشان هم زیاد میشود. آنها به اصل خویشتنداری کاملا معتقدند و با اینکه میدانند ضربههای آنها میتواند خطرآفرین باشد اما از این فنون فقط در مواقع خطر استفاده میکنند.
به گفته خانم مربی، هنرجوها یاد گرفتهاند که دلیل روی آوردن آنها به هنرهای رزمی روحیه خشنشان نیست بلکه دلیلش انرژی بالایی است که آنها دارند و باید تخلیهاش کنند. آنها دفاع شخصی را برای همه لازم میدانند اما در حدی که بتوانند از خودشان دفاع کنند، نه اینکه به دیگران آسیب جدیای برسانند.
حتما افرادی را دور و بر خودتان دیدید که از لحاظ رفتار و منش متفاوت از دیگران هستند یا به اصطلاح امروزی، باکلاس رفتار می کنند. این افراد معمولاً آرامش زیادی دارند، با اعتماد بنفس هستند و خیلی شجاعانه رفتار می کنند. در این قسمت قصد داریم که به ترتیب به شما معرفی کنیم؛ این ویژگی یعنی باکلاسی و سطح بالا بودن در برخی از رفتارها، در متولدین کدام ماه بیشتر دیده می شود.
دی
دی ماهی ها دیسیپلین مخصوص به خودشان را دارند. خیلی سخت کوش هستند و روی دیگران حساب باز نمی کنند. خیلی مستقل عمل می کنند و از نظر دیگران خیلی باکلاس جلوه می کنند. آن ها افراد با اعتماد به نفسی هستند. تفکر عاقلانه و بالغانه ای دارند و هرگز تحت تاثیر حواشی و حرف های منفی دیگران قرار نمی گیرند و راه خودشان را پیش می برند و خیلی در مورد حرف ها و اقدامات دیگران حساسیت به خرج نمی دهند. آن ها عاشق یادگیری چیز های جدید هستند و رفتار محترمانه ای هم با اطرافیان شان دارند.
آذر
چیزی که باعث جذابیت و یا باکلاس به نظر رسیدن آذر ماهی ها می شود، این است که عاشق سفر هستند و دوست دارند مکان های جدید، فرهنگ ها، غذا ها و افراد جدید را ملاقات کنند. آن ها از آنچه که هستند لذت می برند و نیاز به تغییر خودشان نمی بینند و با احترام با دیگران رفتار می کنند. همیشه هیجان برای چیز های جدید دارند و از زندگی لذت می برند.
اردیبهشت
زمانی که یک اردیبهشتی وارد یک مکان جدید می شود، همه به استایل و طرز رفتار او جذب می شوند. اردیبهشت ماهی ها افراد با اعتماد به نفسی هستند و به دنبال تقلید کردن از دیگران نمی باشند. چیزی در درون آن هاست که باعث تحسین و احترام دیگران می شود. کاری که دوست نداشته باشند را به هیچ وجه انجام نمی دهند اما اگر اراده کنند؛ از پس همه کار ها بر می آیند.
مرداد
مرداد ماهی ها افراد جذابی هستند. معمولاً در مکان های شلوغ به گونهای رفتار می کنند که توجه دیگران به آن ها جلب می شود. جذابیت و باکلاسی آن ها فقط منحصر به ظاهر لباس شان نیست، بلکه درونا هیجانات و احساسی دارند که باعث کاریزماتیک بودنشان می شود. آن ها افراد با اعتماد به نفسی هستند و میدانند که چگونه هر شرایطی را تحت کنترل بگیرند.
مهر
مهر ماهی ها هم جزء افراد باکلاس و جذاب دسته بندی می شوند. برایشان خیلی مهم است در هر جایی که وارد می شوند، احساس راحتی داشته باشند. اگر احساس سختی به آن ها دست بدهد، سریعاً آنجا را ترک می کنند. آن ها به دنبال هارمونی و هماهنگی در زندگی هستند و می خواهند همه چیز را در حد متعادل نگه دارند.
اسفند
اسفند ماهی ها لحظات جذابی را برای دیگران خلق می کنند. کاری نمی کنند که به خودشان و دیگران حس ناراحتی و ناخوشایندی را القا کنند. به هنر و فرهنگ علاقه زیادی دارند و تنها چیزی که باعث می شود باکلاس به نظر نرسند، این است که گاهی اوقات حس نا امنی و رودروایسی بسیار زیاد به آن ها غلبه می کند؛ اما در کل آن ها افراد باکلاسی هستند.
تیر
تیر ماهی ها نسبتاً جزو افراد باکلاس محسوب می شوند؛ به شرطی که بتوانند احساسات خود را کنترل کنند و در شرایطی که خیلی احساسی شده اند جلوی گریه شان را بگیرند. آن ها در ابراز احساسات خیلی اغراق نمی کنند و گاهی اوقات صادق نیستند اما از لحاظ باکلاسی تقریباً معمولی هستند.
آبان
آبان ماهی ها از لحاظ ظاهری، زیبایی های منحصر به فرد خودشان را دارند. معمولاً هر جایی که بروند باعث جلب توجه دیگران می شوند اما گاهی اوقات آسیب پذیری بیش از حد یا حسادت زیاد باعث می شود که از میزان جذابیت شان کم شود. گاهی روی یک مسئله وسواس پیدا می کنند و همین باعث می شود که دیگران بفهمند حال شان با خودشان خوب نیست.
شهریور
شهریور ماهی ها به خودشان خیلی ایراد می گیرند و مدام در درون با خودشان درگیر هستند. کاری می کنند که دیگران در کنارشان احساس راحتی داشته باشند و خیلی رفتار رسمی و خاصی ندارند که باعث می شود باکلاس به نظر برسند.
خرداد
خرداد ماهی ها به اندازه کافی جذابیت دارند اما نمی دانند که چگونه باید آن را ابراز کنند. خرداد ماهی ها معمولاً خیلی آن تایم نیستند و شاید خیلی از جاها دیر سر قرار بروند که همین از میزان جذابیت و باکلاسی آنها کم می کند. آن ها مدام تاخیر دارند و پر مشغله هستند و زندگی شان پر از هرج و مرج و شلوغی است که همین از شدت جذابیت شان کم می کند.
فروردین
فروردین ماهی ها از آنچه که هستند رضایت ندارند. به خاطر همین گاهی اوقات رفتارهای پرتنشی از خودشان نشان می دهند و دیگران متوجه می شوند که پر از استرس و ناراحتی هستند. رفتارشان گاهی آنقدر بد می شود که اصلا برای شان مهم نیست چه کسی نظاره گر آن ها باشد. البته که روحیه ماجراجویی و سرگرمکننده ای هم دارند که به جذابیت شان کمک می کند اما به هر حال جزء افراد باکلاس محسوب نمی شوند.
بهمن
بهمن ماهی ها افراد باهوشی هستند. از سفر کردن به شدت لذت می برند اما لجبازی و مقایسه بیش از حد خودشان با دیگران از میزان جذابیت شان کم می کند. سعی می کنند که همیشه حرف آخر را بزنند و خودشان را ابراز کنند و همین باعث می شود که از شدت جذابیت شان کم شود.
حتما افرادی را دور و بر خودتان دیدید که از لحاظ رفتار و منش متفاوت از دیگران هستند یا به اصطلاح امروزی، باکلاس رفتار می کنند. این افراد معمولاً آرامش زیادی دارند، با اعتماد بنفس هستند و خیلی شجاعانه رفتار می کنند. در این قسمت قصد داریم که به ترتیب به شما معرفی کنیم؛ این ویژگی یعنی باکلاسی و سطح بالا بودن در برخی از رفتارها، در متولدین کدام ماه بیشتر دیده می شود.
دی
دی ماهی ها دیسیپلین مخصوص به خودشان را دارند. خیلی سخت کوش هستند و روی دیگران حساب باز نمی کنند. خیلی مستقل عمل می کنند و از نظر دیگران خیلی باکلاس جلوه می کنند. آن ها افراد با اعتماد به نفسی هستند. تفکر عاقلانه و بالغانه ای دارند و هرگز تحت تاثیر حواشی و حرف های منفی دیگران قرار نمی گیرند و راه خودشان را پیش می برند و خیلی در مورد حرف ها و اقدامات دیگران حساسیت به خرج نمی دهند. آن ها عاشق یادگیری چیز های جدید هستند و رفتار محترمانه ای هم با اطرافیان شان دارند.
آذر
چیزی که باعث جذابیت و یا باکلاس به نظر رسیدن آذر ماهی ها می شود، این است که عاشق سفر هستند و دوست دارند مکان های جدید، فرهنگ ها، غذا ها و افراد جدید را ملاقات کنند. آن ها از آنچه که هستند لذت می برند و نیاز به تغییر خودشان نمی بینند و با احترام با دیگران رفتار می کنند. همیشه هیجان برای چیز های جدید دارند و از زندگی لذت می برند.
اردیبهشت
زمانی که یک اردیبهشتی وارد یک مکان جدید می شود، همه به استایل و طرز رفتار او جذب می شوند. اردیبهشت ماهی ها افراد با اعتماد به نفسی هستند و به دنبال تقلید کردن از دیگران نمی باشند. چیزی در درون آن هاست که باعث تحسین و احترام دیگران می شود. کاری که دوست نداشته باشند را به هیچ وجه انجام نمی دهند اما اگر اراده کنند؛ از پس همه کار ها بر می آیند.
مرداد
مرداد ماهی ها افراد جذابی هستند. معمولاً در مکان های شلوغ به گونهای رفتار می کنند که توجه دیگران به آن ها جلب می شود. جذابیت و باکلاسی آن ها فقط منحصر به ظاهر لباس شان نیست، بلکه درونا هیجانات و احساسی دارند که باعث کاریزماتیک بودنشان می شود. آن ها افراد با اعتماد به نفسی هستند و میدانند که چگونه هر شرایطی را تحت کنترل بگیرند.
مهر
مهر ماهی ها هم جزء افراد باکلاس و جذاب دسته بندی می شوند. برایشان خیلی مهم است در هر جایی که وارد می شوند، احساس راحتی داشته باشند. اگر احساس سختی به آن ها دست بدهد، سریعاً آنجا را ترک می کنند. آن ها به دنبال هارمونی و هماهنگی در زندگی هستند و می خواهند همه چیز را در حد متعادل نگه دارند.
اسفند
اسفند ماهی ها لحظات جذابی را برای دیگران خلق می کنند. کاری نمی کنند که به خودشان و دیگران حس ناراحتی و ناخوشایندی را القا کنند. به هنر و فرهنگ علاقه زیادی دارند و تنها چیزی که باعث می شود باکلاس به نظر نرسند، این است که گاهی اوقات حس نا امنی و رودروایسی بسیار زیاد به آن ها غلبه می کند؛ اما در کل آن ها افراد باکلاسی هستند.
تیر
تیر ماهی ها نسبتاً جزو افراد باکلاس محسوب می شوند؛ به شرطی که بتوانند احساسات خود را کنترل کنند و در شرایطی که خیلی احساسی شده اند جلوی گریه شان را بگیرند. آن ها در ابراز احساسات خیلی اغراق نمی کنند و گاهی اوقات صادق نیستند اما از لحاظ باکلاسی تقریباً معمولی هستند.
آبان
آبان ماهی ها از لحاظ ظاهری، زیبایی های منحصر به فرد خودشان را دارند. معمولاً هر جایی که بروند باعث جلب توجه دیگران می شوند اما گاهی اوقات آسیب پذیری بیش از حد یا حسادت زیاد باعث می شود که از میزان جذابیت شان کم شود. گاهی روی یک مسئله وسواس پیدا می کنند و همین باعث می شود که دیگران بفهمند حال شان با خودشان خوب نیست.
شهریور
شهریور ماهی ها به خودشان خیلی ایراد می گیرند و مدام در درون با خودشان درگیر هستند. کاری می کنند که دیگران در کنارشان احساس راحتی داشته باشند و خیلی رفتار رسمی و خاصی ندارند که باعث می شود باکلاس به نظر برسند.
خرداد
خرداد ماهی ها به اندازه کافی جذابیت دارند اما نمی دانند که چگونه باید آن را ابراز کنند. خرداد ماهی ها معمولاً خیلی آن تایم نیستند و شاید خیلی از جاها دیر سر قرار بروند که همین از میزان جذابیت و باکلاسی آنها کم می کند. آن ها مدام تاخیر دارند و پر مشغله هستند و زندگی شان پر از هرج و مرج و شلوغی است که همین از شدت جذابیت شان کم می کند.
فروردین
فروردین ماهی ها از آنچه که هستند رضایت ندارند. به خاطر همین گاهی اوقات رفتارهای پرتنشی از خودشان نشان می دهند و دیگران متوجه می شوند که پر از استرس و ناراحتی هستند. رفتارشان گاهی آنقدر بد می شود که اصلا برای شان مهم نیست چه کسی نظاره گر آن ها باشد. البته که روحیه ماجراجویی و سرگرمکننده ای هم دارند که به جذابیت شان کمک می کند اما به هر حال جزء افراد باکلاس محسوب نمی شوند.
بهمن
بهمن ماهی ها افراد باهوشی هستند. از سفر کردن به شدت لذت می برند اما لجبازی و مقایسه بیش از حد خودشان با دیگران از میزان جذابیت شان کم می کند. سعی می کنند که همیشه حرف آخر را بزنند و خودشان را ابراز کنند و همین باعث می شود که از شدت جذابیت شان کم شود.
در این مقاله قرار است همراه هم نگاهی گذرا بیندازیم به سنتهای خاص و جالب مراسم عروسی در کشورها و فرهنگهای مختلف و ببینیم به هم رسیدن عروس و داماد در نقاط مختلف دنیا چگونه جشن گرفته میشود.
آلمان؛ عروس و دامادِ اره به دست
در کشور آلمان این مراسم با رسمی جالب همراه است که هم عروس و هم داماد در آن نقش دارند. در این کشور از گذشتههای دور در شب عروسی برای عروس و داماد تنه درخت یا تکه الواری آورده میشود و آنها همراه هم این تکه چوب را اره میکنند. ظاهرا این رسم قرار است سمبلی باشد از همراهی و اتحاد زن و شوهر و البته مقابله با مشکلات زندگی و به این شکل به زوج جوان یادآوری میشود که فقط با اتحاد و هماهنگیِ کامل به موفقیت خواهند رسید.
ایتالیا؛ هدر دادن آجیل
رسم ریختن نقل یا کاغذ رنگی بر سر عروس و داماد از طرف مهمانها رسمی است که تقریبا در تمام نقاط دنیا انجام میشود اما این رسم در ایتالیا شکل منحصربفردی دارد. در کشور ایتالیا در مراسم عروسی به تمام مهمانهای حاضر در مراسم بادام داده میشود و حاضرین به جای ریختن نقل یا کاغذ رنگی، بر سر عروس و داماد بادام میاندازند. البته این بادامها بیشتر شبیه به نقل هستند و رویهای شیرین و سفیدرنگ دارند.
کِنیا؛ تعبیرِ متفاوت از تف
احتمالا عجیبترین سنتِ مردمِ این کشور آفریقایی در مراسم عروسی برای ما رسمِ آبِ دهان انداختنِ پدرِ عروس بر روی لباس عروس است. برای درک بهتر این رسم باید به این موضوع توجه داشته باشید که در کشور کنیا آبِ دهان سمبل و نمادی از باور و ایمان به موفقیت و عاقبت به خیر شدن است و به همین دلیل است که در شب عروسی پدرِ عروس با این حرکت به نوعی برای زندگی مشترک دخترش آرزوی خیر و برکت میکند.
هندوستان؛ فرصتطلبی خواهران عروس
رسم و رسوم کلی مردم هند به دلیل نزدیکی جغرافیایی شباهتهایی به رسوم برخی نقاط از کشورمان دارد و رسمی که قرار است درباره آن حرف بزنیم در این کشور “جوتا چوپای” نامیده میشود. طبق این رسم وقتی داماد برای نشستن کنار عروس در جای مخصوص کفشهایش را درآورد، ساقدوشها یا خواهران عروس کفشهای داماد را میدزدند. همانطور که احتمالا میتوانید حدس بزنید در نهایت داماد بیچاره برای فرار از گذراندنِ شبِ عروسی به صورت پابرهنه مجبور میشود رضایت کفشدزدها را به دست بیاورد و معمولا با پرداخت وجه نقد این اتفاق میافتد.
چین؛ یک ماه گریه و زاری
در کشور چین مراسم عروسی با رسم عجیبی همراه است. طبق این رسم عروسِ بینوا باید در سی روزِ قبل از مراسم، هر روز یک ساعت اشک بریزد. بسیاری از عروسهای جوان اما سنتی یا خرافاتی هنوز برای اطمینان از خوشبختی و موفقیتِ ازدواجشان در یک ماهِ منتهی به مراسم این رسم را اجرا میکنند. جالب است بدانید پس از بیست روز اشک ریختنِ عروس، در ده روزِ پایانی مادر و یا حتی مادربزرگِ عروس هم به او ملحق میشوند و همه همراهِ هم روزی یک ساعت اشک میریزند.
کره جنوبی؛ فلک کردن داماد!
در کشور کره جنوبی در شب عروسی عروس و داماد طبق یک رسم قدیمی به یکدیگر مجسمههای غاز یا اردکِ ساخته شده از چوب میدهند. این مجسمهها ظاهرا قرار است نمادی باشند از احترام و وفاداری عروس و داماد به یکدیگر. رسم بامزه دیگرِ مردم کره زمانی اتفاق میافتد که مراسم عروسی به پایان رسیده و قرار است داماد همراه عروس جمعیت را ترک کند. در این لحظه دوستان یا اقوام داماد مچِ پای او را با طنابی میبندند و با یک ترکه سبک یا ماهی خشک شده شروع به زدن داماد میکنند و در حقیقت داماد را فلک میکنند. این رسم ظاهرا برای آزمایش قدرت و مقاومت داماد انجام میشود.
مالزی؛ عروس و داماد بینوا
در کشور مالزی طبق رسمی که از قضا حسابی هم از طرف اطرافیان و اقوام جدی گرفته میشود عروس و داماد در طی سه روز پس از عروسی حقِ خارج شدن از خانه و یا حتی استفاده از سرویس بهداشتی را ندارند. در طی این سه روز اقوام و آشنایانِ عروس و داماد به شدت مراقب آنها خواهند بود و مردم مالزی اعتقاد دارند اگر اقوام در انجام این مراقبت موفق نباشند، بدشانسی بزرگی گریبانِ عروس و داماد را خواهد گرفت.
کوبا؛ اگر میخواهی با عروس برقصی باید پول بدهی
در کشور کوبا رسم عجیب و جالبی وجود دارد که البته میتوان حدس زد برای کمک مالی به زوج جوان و تامین خرج مراسم عروسی اتفاق میافتد. طبق این رسم هر مهمان مردی که در شب عروسی همراه یا در کنارِ عروس برقصد باید چند اسکناس به لباس عروس سنجاق کند و به این ترتیب در نهایت لباس عروس پوشیده از اسکناس میشود.
ونزوئلا؛ فرار برای خوششانسی
طبق رسم جالبی که در کشور ونزوئلا انجام میشود عروس و داماد در انتهای مراسم باید بدون جلب توجه و البته بدون خداحافظی کردن با مهمانها، مراسم را ترک کنند. مردم ونزوئلا اعتقاد دارند اگر زوج جوان بتوانند بدون جلب توجه مراسم و مهمانها را ترک کنند خیالشان از خوشبخت شدن راحت میشود.
استرالیا؛ گرامیداشت مهمانها
طبق رسم جالب مردم استرالیا در مراسم عروسی به همه مهمانها سنگهای کوچکی داده میشود و مهمانها باید در تمام طول مراسم این سنگها را با خود داشته باشند. در نهایت در انتهای مراسم مهمانها این سنگها را در یک کاسه انداخته و به زوج جوان تحویل میدهند. عروس و داماد کاسه و سنگهای داخلش را برای احترام به حضور مهمانهای در مراسم عروسیشان، در خانه خود نگاه خواهند داشت.
فیجی؛ رسم عجیب و مقدس
طی رسمی جالب و البته مقدس از نظر مردم فیجی، داماد و خانوادهاش باید در زمان جلب رضایتِ عروس و خانوادهاش به پدر عروس یک هدیه جالب بدهند. در این زمان داماد و خانوادهاش باید به پدر عروس یک عدد دندان نهنگ هدیه بدهند و البته نه هر نهنگی. دندان هدیه شده حتما باید متعلق به نوع خاصی از نهنگها به نام Sperm Whale باشد و مردم این جزیره تعصب خاصی روی این رسم دارند.
دو خواهر دوقلوی همسان هر دو در پنج سال گذشته از نشانه ها و عوارض ابتلا به سرطان رنج برده اند اما نکته عجیب این است که تنها یکی از آن ها به این بیماری مرگبار مبتلاست. در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۷ مشخص شد که سوفی واکر ۱۶ ساله به تومور ویلمز، نوعی سرطان کلیه، مبتلاست و بعد از آن یک دوره شیمی درمانی چهار هفته ای را آغاز کرد.
در پنج سال اخیر بعد از تشخیص ابتلای سوفی به این بیماری مرگبار، او چهار بار با عود کردن بیماری اش مواجه شده در حالی که دو بار اعلام شده بود بدن وی عاری از سلول های سرطانی است. در این مدت، خواهر دوقلویش، مگان، نیز بسیاری از علائم و عوارض مشابه این بیماری را حس کرده است. بعد از اینکه بدنبال مشکلاتی در معده و شکم و احساس درد، مشخص شد که سوفی به سرطان کلیه مبتلاست، مگان نیز علائم مشابهی را تجربه کرد، مانند درد در معده و پشت، رنگ پریدگی و حتی کاهش وزن.
مادر این دو خواهر، ربکا واکر اهل ادینبورو، اسکاتلند، در این باره می گوید: «وقتی برای اولین بار ابتلای سوفی تشخیص داده شد، مگان نیز تمام نشانه ها را داشت. مردم همیشه می گفتند که او همیشه بیمار به نظر می رسد و حتی از خواهرش رنگ پریده تر بود. هر آزمایشی که روی این کره خاکی باشد روی او انجام شده است و مطلقاً هیچ مشکلی در مورد او وجود ندارد. خیلی عجیب است». بعد از ۲۷ هفته شیمی درمانی اولیه، سوفی تا ژانویه ۲۰۲۰ از سلول های سرطانی خلاص شده بود، وقتی که یک ام آر آی روتین نشان داد که موضوعی نگران کننده در ستون فقرات او وجود دارد.
بعد از مشاوره با پزشک مشخص شد که سرنگی که وارد تومور اولیه سوفی شده بود کمی تغییر موقعیت داده و سلول های سرطانی را به دیگر نقاط بدن او منتقل کرده است. بعد از سه هفته رادیوتراپی، در دسامبر ۲۰۲۱ بار دیگر شاهد بازگشت سرطان به بدن سوفی بودیم و در دسامبر ۲۰۲۲ گفته شد که بدن او عاری از سرطان است. اما سه ماه پیش بود که بار دیگر به سوفی اطلاع داده شد سرطانش بازگشته است. ربکا در این باره می گوید: «یک روز رفتیم که از سوفی آزمایش بگیریم و توسط مشاور به ما گفته شد که هیچ احساسی در آن نقطه دارد. اما روز بعد، بار دیگر ما را فرا خواندند. تمام مشاوران گفتند که نتایج خوب نیستند و او شروع به گریه کرد. سوفی صورت او را دید و فرو ریخت، برای اولین بار در شش سال گذشته».
جیمی واکر ۴۴ ساله، پدر سوفی، همراه با سوفی اتاق پزشک را ترک کرد تا او را دلداری دهد، در این حین ربکا در اتاق ماند تا سوالات بیشتری از پزشک بپرسد. بعد از آن گفته شد که او می تواند به کمک تیمی از پزشکان، تومور را از ستون فقراتش بیرون بیاورد. علیرغم این امید، سوفی هنوز با افسردگی و اضطراب دست و پنجه نرم می کند و مگان دقیقاً همین احساسات را دارد. ربکا در این مورد می گوید: «مگان نمی تواند زندگی کند اگر سوفی نباشد. ما خانواده بزرگی هستیم و همه به دنبال کمک به هم هستند و مگان به شدت با مشکل مواجه بوده است». سوفی و مگان هشت خواهر و برادر دیگر دارند که بزرگ ترین آن ها ۲۰ ساله و کوچکترین شان ۸ ماهه است. پزشکان گفته اند که این احساس مشترک درد و ناراحتی به دوقلو بودن این دو باز می گردد هر چند بسیار عجیب است.
اگر یکی از مخاطبان همیشگی بیا نی نی باشید احتمالا دیگر با سبک و سیاق این دست مقالهها آشنا هستید. مقالههایی که معمولا جرقه اولیهشان با طرح یک پرسش بین کاربران شبکههای اجتماعی زده میشود و انبوه و متنوع بودن پاسخها مقاله را کامل میکند. پرسش اولیه این مقاله اما مربوط به موضوعی است که شاید جای صحبت بسیاری داشته باشد. موضوعی مرتبط با استریوتایپها یا کلیشههایی که برای جنسیتها در جامعه وجود دارد و فشار افکار عمومی گویی از زنان و مردان میخواهد حتما مطابق آنها رفتار کنند.
شخصی در ردیت از کاربران مرد پرسید:”کدام کلیشههای رفتاری مربوط به مردان، در مورد شما صدق نمیکند؟” پاسخها از طرف کاربران مرد آنقدر زیاد و البته جالب بود که بسیاری زنان و مردان در سراسر دنیا را قانع کرد که بسیاری از این کلیشههای فرهنگی را دوباره ارزیابی کنند. در ادامه قرار است تعدادی از پاسخها به این پرسش را با هم مرور کنیم. مانند همیشه شما کاربران مرد بیا نی نی میتوانید پاسخ به همین سوال را درباره خودتان در بخش نظرات با ما و بقیه کاربران به اشتراک بگذارید.
مردها و احساسات؟ بیخیال
احساس میکنم در شبکههای اجتماعی، همه به این نتیجه رسیدهاند که برای مردان احساس و رابطه جنسی ارتباطی با هم ندارند. من یک مرد هستم و دوست ندارم جز با زنی که میشناسمش و دوستش دارم رابطه جنسی داشته باشم. با شناختی که از دوستان و آشنایان همجنسم دارم میدانم که بسیاری از مردها مانند من هستند.
اگر طرفدار ورزش نیستی پس مرد نیستی
من یک مرد هستم و هیچوقت در طول زندگیم کوچکترین اهمیتی به هیچ ورزشی ندادم و حالا که داریم درباره کلیشهها حرف میزنیم باید بگویم سرسختترین طرفدار تیمهای ورزشی در خانواده من یک خانمِ 60 ساله است.
مرد و عروسک؟ شوخی میکنی؟
من یک مرد بالغ هستم و هر شب با در آغوش گرفتن عروسک پارچهایم به خواب میروم. عروسکِ من یک بروکلیِ بزرگ است که بروک صدایش میکنم و راستش ما حسابی از همراهی هم خوشحالیم.
فیلم رمانتیک میبینی و گریه میکنی؟ تو یک مرد نیستی!
من یک مرد هستم و در هنگام تماشای فیلمهای رمانتیک یا سکانسهای احساسیِ باقی فیلمها به طرز احمقانهای به سرعت اشکم در میآید.
عاشق بچه گربهها هستی؟ متاسفم تو یک مرد نیستی!
من یک مرد هستم و نه اینکه اهمیتی داشته باشد اما از آن دست مردهای خیلی احساساتی هم نیستم اما وقتی پای طبیعت به وسط بیاید من به یک دختر 5 ساله تبدیل میشوم. هرچیزی مربوط به طبیعت من را از خود بیخود میکند. تماشای بارش برف و باران، تماشای درختان جنگل، یک پروانه یا یک بچه گربه، همه و همه من را به نهایت ذوق و شوق میرساند.
مردها همه خیانتکار هستند
من یک مرد هستم و از ته تهِ قلبم عاشق همسر و خانوادهام هستم. راستش حتی نمیدانم چطور ناگهان همه به این نتیجه رسیدند که همه مردهای متاهل دنبال خیانت هستند چرا که دستکم در اطراف من تعداد زنان و مردان خیانتکار برابر است. در هر صورت من عاشق همسرم، ازدواجم و رابطهام هستم و هیچچیزی در دنیا آنقدر برایم جذاب نیست که بخواهم به خاطر آن روی این مسائل ریسک کنم.
یک مرد واقعی از محبت کردن و محبت دیدن متنفر است
من یک مرد هستم و عاشق این هستم که همسرم بغلم کند، به من حرفهای محبتآمیز بزند یا نوازشم کند. البته من در این مورد وضعیت خوبی دارم اما دردناک است وقتی میبینم به بسیاری از مردهای اطرافم چقدر کم محبت میشود. انگار همه فراموش کردهاند که مردها هم انسان هستند و به محبت احتیاج دارند. گاهی از آخرین باری که یک مرد مجرد یا حتی متاهل محبتی دریافت کرده یا تعریف و تحسینی شنیده سالها میگذرد و این فقط دردناک است.
یعنی امکان دارد؟
من یک مرد هستم و
– به صورت کلی علاقهای به ورزش ندارم.
– هیچوقت میلی به شرطبندی نداشتهام.
– برای من هیچ اهمیتی ندارد که یک زن درآمد بیشتری از من داشته باشد و آنقدر کندذهن نیستم که فکر کنم جای زن در آشپزخانه است.
– دوست ندارم با هرچیزی که زنده است و نفس میکشد رابطه جنسی داشته باشم.
مرد یعنی نانآورِ خانواده
من یک مرد هستم و نانآور خانواده ما همسرم است. من تقریبا در بیشتر زمان روز در خانه هستم و علاوه بر رسیدگی به بچهها، کارهای خانه را هم انجام میدهم. این تصمیمی بود که من و همسرم پیش از تولد بچهها گرفتیم و راستش حاضرم هرکاری بکنم تا وقتی همسرم از شغل پر استرسش(او یک پرستار است) به خانه برگشت احساس آرامش کند.
ممکن است مردها به گل و گیاه علاقه داشته باشند؟
من یک مرد هستم و به شدت عاشق باغبانی و کاشتن گلها هستم. هر سال ثانیه شماری میکنم تا باغچه خانهمان را پر از گلهای رنگارنگ کنم و راستش احساس میکنم علاقهام به گل آفتابگردان حتی از عشق هم عبور کرده باشد.
به خیاطی چطور؟
من یک مرد هستم و بزرگترین سرگرمی من خیاطی کردن است. البته شغل من چیز دیگری است اما نمیتوانم احساسم به خیاطی را پنهان کنم. در حال حاضر در وقتهای فراغتم کار دوخت یک روتختیِ بسیار پرجزییات را آغاز کردهام و حتی از فکر کردن به نتیجه نهایی ذوقزده میشوم.
جای مرد در آشپزخانه نیست!
من یک مرد هستم و به دفعات در هفته برای خودم و همسرم آشپزی میکنم. از همان روزهای ابتدایی آشناییمان مشخص بود که علاقه من به آشپزی بسیار بیشتر از علاقه همسرم به غذا پختن است و حالا مدتهاست که از پختن غذاهای خوشمزه برای همسرم لذت میبرم.
همه مردها عاشق ماشین هستند
من یک مرد هستم و هیچوقت در طول زندگی هیچ علاقهای به ماشین نداشتم. هیچوقت مدل ماشینهای گران قیمت و خفن را از بر نبودم و هیچوقت کوچکترین ایدهای نداشتم که اساسا ماشینها چطور کار میکنند. راستش حالا که فکر میکنم میبینم در بیشتر روابطم، دوست دخترهایم از من در تعمیر ماشین واردتر بودند و هیچوقت حتی ذرهای بابت این موضوع خجالت نکشیدم.
مرد یعنی لباس سوراخ و بوی عرق
من یک مرد هستم و سلیقه خیلی خوبی در لباس پوشیدن دارم. از خوب لباس پوشیدن لذت میبرم و به طور کلی رسیدگی به خودم از نظر ظاهری را دوست دارم.
اگر نمیتوانی وسایل خانه را تعمیر کنی پس …
من یک مرد هستم و نه هیچوقت استعدادی در تعمیر وسایل خانه و کارهایی از این دست داشتهام و نه علاقهای به این موضوع داشتهام. زمانی در نوجوانی و جوانی سعی کردم برای پیروی از انتظارات دیگران این کارها را یاد بگیرم اما حالا سالهاست که دیگر حتی ثانیهای از عمرم را صرف انتظارات دیگران نمیکنم.
اگرچه هنجارهای اجتماعی و روایاتی که صنعت فیلم و سریال به تصویر میکشند همواره احتمال خیانت مردان را بیشتر از زنان نشان میدهند اما مطالعات نشان میدهد که شکاف جنسیتی خیانت، بهویژه در بین جوانان در حال کاهش است.
به عنوان مثال، یک مطالعه تحقیقاتی در دانشگاه ایندیانا نشان داد که در میان شرکت کنندگان با میانگین سنی ۳۱ سال تفاوت جنسی قابل توجهی در گزارش خیانت وجود ندارد. (۲۳ درصد مردان در مقابل ۱۹ درصد زنان). مطالعه دیگری مربوط به سال ۲۰۱۸ نشان داده بود که زنان بین سنین ۱۸ تا ۲۹ سال اندکی بیشتر از مردان همین گروه سنی خیانت میکنند (۱۱ درصد در مقابل ۱۰ درصد).
همچنین داده های بیشتر نشان میدهد که درصد زنانی که خیانت میکنند از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۰ تقریبا ۴۰ درصد افزایش یافته است، در حالی که این نرخ در مردان در همان رقم ۲۱ درصد ثابت مانده است.
چرا زن ها خیانت میکنند؟
زنان در چند دهه گذشته تغییرات زیادی در جوامع ایجاد کرده و تغییرات پایداری به وجود آوردهاند. اعتماد به نفس زنان در این سالها در مسائل اجتماعی و همچنین روابط جنسی افزایش یافته و بنابراین بیش از قبل به رابطه جنسی میپردازند و درست مانند مردان در روابط خود دچار خیانت میشوند. اینطور است که زنان در رابطه با خیانت نه تنها به مردان رسیدهاند، بلکه از آنها پیشی گرفتهاند.
با آنکه احتمال نشان دادن ضعف در مردان بیشتر از زنان است، اما وقتی از آنها پرسیده شد «آیا تا به حال در یک رابطه متعهدانه خیانت کردهاید؟» تقریبا یک پنجم مردان پاسخ دادند: «نه، اما وسوسه شدهام.» اما مردان بیشتر از زنان به افراد مختلف بهطور همزمان خیانت میکنند. از سوی دیگر زنان بیشتر احتمال دارد که یک بار خیانت کنند.
با همه اینها خیانت همیشه بخش جدایی ناپذیر عشق خواهد بود. اما چرا؟ چرا خیانت میکنیم؟ پاسخ زنان و مردان به این سوال تفاوت های چشمگیری دارد.
اصلی ترین دلیل خیانت زنان و مردان چیست؟
در نظرسنجی ها شایع ترین دلیل خیانت زنان این بود که «از رابطهام ناراضی بودم» (۵۲ درصد)، پس از آن ابتدا این جمله که «در رابطهام خیلی کم مورد توجه قرار میگرفتم» (۳۳ درصد) به عنوان دلیل خیانت ذکر شد و سپس خیلی ساده: «عاشق شدم!»
در مقابل سه دلیل اصلی مردان برای خیانت چنین بود: «جذب یک چیز جدید شدم» (۳۸ درصد)، در جایگاه دوم، «از نظر جنسی جذب شدم» و «یک فرصت بهطور اتفاقی به وجود آمد» (هر دو ۳۲ درصد)
شاید به نظر کلیشه ای برسد اما ظاهرا درست است: زنان به دلایل احساسی تمایل به خیانت دارند اما مردان به این دلیل که اغلب بهصورت بسیار کوتاه مدت تسلیم تکانه های فیزیکی میشوند.