توصیه هایی برای بچه ای که تازه شروع به راه رفتن میکنه
ورزشهایی برای زایمان بهتر و راحت تر

این تمرینها با افزایش قدرت و کشش عضلات موجب افزایش استقامت و توان ماهیچه های شما می شود که در نتیجه قادر خواهید بود راحت تر از مراحل زایمان عبور کنید. برای اینکه وضعیت بدنی خود را در حالت مناسب نگه دارید، باید مجموعه ای از تمرینها را با استفاده از وزنه یا دستگاههای استقامتی (مشابه آنهایی که در باشگاههای بدنسازی می یابید) انجام دهید.
از آنجا که حامله هستید، باید از برخی تمرینها و همچنین از قرار گرفتن در برخی وضعیتهای بدنی مانند مانور والسالوا (وضعیتی مانند زور زدن هنگام اجابت مزاج که در آن با نگه داشتن نفس، فشار شدیدی به وزنه یا دستگاه وارد می کنید) خودداری کنید؛ زیرا این تمرینها موجب افزایش فشار شکمی شده و ممکن است بر فشار خون نیز تأثیر بگذارند. شما باید از وزنه های سبکتر (حداکثر 2.5 کیلوگرم)استفاده کنید و برای جبران آن تعداد تکرار تمرینهای خود را افزایش دهید.
بهتر است ابتدا در مورد برنامه ورزشی خود با پزشک یا مامایتان مشورت کنید، با از یک فیزیوتراپ (با تجربه کاری در مورد خانمها و بویژه در دوران بارداری) کمک بخواهید تا اطمینان حاصل کنید که برنامه ورزشی مورد نظر شما برای دوران حاملگی ایمن و سالم است. قبل از آغاز هر گونه برنامه ورزشی در دوران حاملگی، راهنمای مربوط به سلامتی و امنیت را مطالعه و رعایت کنید.
سه ماهه اول: احتمالا شما می توانید به برنامه منظم ورزشی خود را ادامه دهید، اما دقت کنید که از چه تمرینهایی استفاده می کنید. به جای اینکه با شتاب زیاد سعی در بلند کردن وزنه داشته باشید، از حرکات آرام و کنترل شده برای بلند کردن آنها استفاده کنید. این کار مفاصل شما را (که در اثر ترشح هورمون ریلکسین در دوران حاملگی، سست و شل شده اند) از صدمه و جراحت حفظ می کند.
سه ماهه دوم: با آغاز سه ماهه دوم، شما باید از بلند کردن وزنه ها در حالت ایستاده خودداری کنید و این حرکات را به صورت نشسته انجام دهید، زیرا حجم خون شما افزایش یافته است. هورمونهای دوران حاملگی بر دیواره رگها تأثیر گذاشته اند و احتمال ابتلای شما به واریس و جمع شدن خون در اندامهای تحتانی افزایش می یابد. این عارضه ممکن است منجر به بروز سرگیجه شود.
سه ماهه سوم: مراقبتهایی را که در سه ماهه اول و دوم انجام می دادید، ادامه دهید.
تمرینات پیشنهادی :
پرس نظامی: بر روی لبه یک صندلی بزرگ بنشینید، زانوها را خم کرده و پاها را روی زمین قرار داده و آنها را به اندازه کمر خود از یکدیگر باز کنید. در هر دست خود یک دمبل (با وزنی بین 0.5 تا 2.5 کیلوگرم) بگیرید. در حالی که کف دست شما به طرف بدنتان قرار گرفته است، وزنه ها را تا بالای بازوها بالا آورده و سپس به حالت عادی بازگردانید. پس از چند بار تکرار این عمل، کمی استراحت کرده و مجددا تمرین را آغاز کنید. ماهیچه های شکمی خود را در حین تمرین منقبض کرده و کتفهای خود را به یکدیگر نزدیک کرده و در همان حالت نگه دارید. در حین تمرین، به طور منظم تنفس کنید.
نکته: اگر به حمایت بیشتری نیاز دارید، پشت خود را به صندلی تکیه دهید.
ردیف نشستن: با استفاده از یک طناب یا کش مقاوم، صاف بر روی زمین بنشینید، پاهایتان را در مقابل خود به صورت کشیده قرار دهید و زانوها را کمی خم کنید. طناب را دور هر دو پای خود بپیچید و هر یک از دو انتهای آن را در یکی از دستان خود نگه دارید. آرنجهای خود را به صورت خمیده در دو طرف خود نگه دارید به نحوی که کف دستها در مقابل یکدیگر قرار گرفته باشند. با استفاده از ماهیچه های میانی پشت خود، طناب را به طرف کمر خود بکشید تا جایی که آرنجها پشت بدن شما قرار بگیرند. ماهیچه های شکمی خود را در حین تمرین منقبض کرده و کتفهای خود را به یکدیگر نزدیک کرده و در همان حالت نگه دارید. در حین تمرین، به طور منظم تنفس کنید.
نکته: بدن خود را به طرف جلو خم نکنید. اگر لازم است که میزان مقاومت را افزایش دهید، این کار را با گره زدن بخشی از طناب و کوتاه کردن آن انجام دهید. در صورت نیاز به حمایت بیشتر، از یک صندلی استفاده کنید.
آیا دوقلوهای همسان همیشه هم جنس هستند؟

دوقلوهای همسان تقریباً همیشه همجنس هستند اگرچه استثناهای نادری برای این قانون وجود ندارد اما از آنجایی که بارداری دوقلوهای همسان زمانی اتفاق میافتند که یک تخمک بارور شده منفرد تقسیم میشود و دو جنین تشکیل میدهد در نتیجه هر جنین کروموزومهای یکسانی دارد. باید به یاد داشته باشید که جنسیتها یکسان نیستند و مجموعهای از دوقلوهای همسان معمولاً در بدو تولد به یک جنس اختصاص داده میشوند اما ممکن است با افزایش سن با هویت جنسی آنها همخوانی نداشته باشد.
انواع مختلف دوقلوها بر اساس زیگوسیتی یا تعداد زیگوتها به جنین طبقهبندی میشوند. دوقلوهای برادر یا دو تخمکی از دو تخمک مجزا تشکیل شده که توسط دو اسپرم مجزا بارور میشوند. اصطلاحات یکسان و برادرانه به شکل ظاهری دوقلوها توضیح نمیدهند بلکه در واقع نحوه تشکیل آنها را توصیف میکنند. دوقلوهای دو تخمکی ممکن است هم جنس یا متفاوت باشند درست مانند خواهر و برادرهایی که در حاملگیهای جداگانه متولد شدهاند و ممکن است مانند هر خواهر و برادری بسیار شبیه به نظر برسند یا خیلی شبیه هم نباشند.

دوقلوهای همسان و برادر چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
دوقلوهای یکسان (مونوزیگوت) از یک تخمک بارور شده به وجود میآیند که به دو قسمت تقسیم میشود که هر دو قسمت تخمک بارور شده در رحم کاشته میشوند و هر کدام یکی از دوقلوها را تولید میکنند. دوقلوهای همسان منشأ ژنتیکی یکسانی دارند. دوقلوهای مونوزیگوتیک تقریباً یک سوم دوقلوها را تشکیل میدهند. آنها ممکن است به طور قابل توجهی شبیه به نظر برسند زیرا DNA مشابهی دارند و ممکن است تشخیص آنها از هم سخت باشد اما فقط شبیه هم بودن دلیل بر این نیست که آنها دوقلوهای همسان هستند. دوقلوهای برادر از نظر ژنتیکی منحصر به فرد هستند زیرا از دو تخمک مجزا میآیند که توسط اسپرم جداگانه بارور میشوند. دوقلوهای برادر رایجترین شکل دوقلوها هستند که تقریباً دو سوم کل دوقلوها را تشکیل میدهند. دوقلوزایی دو تخمکی میتواند ارثی باشد زیرا اکثر دوقلوها و چند قلوهایی که از درمانهای تقویتکننده باروری مانند داروها یا روشهایی مانند لقاح آزمایشگاهی حاصل میشوند تک تخمکی و دو تخمکی هستند.
برای دوقلوهای همسان چه استثاهایی وجود دارد؟
جهش ژنتیکی:
چند مورد از جهش ژنتیکی در دوقلوهای نر و تک تخمکی گزارش شده است و به دلایلی که مشخص نیست پس از تقسیم زیگوت یکی از دوقلوها کروموزوم Y را از دست میدهد و به عنوان یک ماده رشد میکند. دوقلوهای ماده دارای سندرم ترنر هستند که با قد کوتاه و عدم رشد تخمدان مشخص میشوند.
دوقلوهای نیمه همسان:
در این مورد یک تخمک تنها توسط دو اسپرم بارور میشود. سپس تخمک تقسیم میشود و به دو نوزاد تبدیل خواهد شد که ممکن است از جنسهای متفاوت باشند. این نوزادان چیزی بین 50 درصد از DNA یکسان (مانند دوقلوهای دو تخمکی) و 100 درصد (مانند دوقلوهای تک تخمکی) مشترک دارند.
دوقلوهای دو تخمکی:
بارداری دوقلوهای دو تخمکی زمانی اتفاق میافتند که دو تخمک در زمان تخمکگذاری آزاد میشوند و سپس توسط دو اسپرم بارور میشوند و این دوقلوها نیز نیمه همسان خواهند بود. با این حال این فقط یک نظریه است و هیچ مورد مستندی از این نوع دوقلوزایی وجود ندارد.

دوقلوهای ناهمسان ژنتیکی چه ویژگیهایی دارند؟
متولد شده از تخمکهای اهدایی:
دوقلوها را میتوان در شرایط آزمایشگاهی با تخمکهای اهدایی باردار کرد که میتواند در دو فرد متفاوت باشد. اگر آنها توسط اسپرم از یک والدین بارور شوند دوقلوها خواهر و برادر ناتنی خواهند بود.
متولد شده از دو والد:
هنگامی که دو تخمک از یک والد توسط اسپرم دو والدین مختلف بارور میشوند ممکن است دوقلوهای برادر ایجاد شوند. این میتواند با لقاح بدون کمک و با لقاح آزمایشگاهی اتفاق بیافتد. در این صورت دوقلوها خواهر و برادر ناتنی خواهند بود.
متولد شده از اسپرم و تخمک دو دالد:
تخمکهای اهدایی از دو فرد مختلف را میتوان با اسپرم دو اهدا کننده مختلف بارور کرد. در این مورد دوقلوها ممکن است هیچ DNA مشترکی نداشته باشند مگر اینکه اهداکنندگان اسپرم و تخمک با هم مرتبط باشند که شبیه خواهر و برادر ناتنی خواهند بود.
نتیجهگیری:
اگر شما والدین دوقلو هستید احتمالاً مجبور خواهید بود به سؤالات مشابهی در مورد فرزندان خود پاسخ دهید. بسیاری از مردم میپرسند که آیا دوقلوهای دختر و پسر همسان هستند. با داشتن اطلاعاتی در مورد دوقلوها میتوانید تصمیم بگیرید و اقدام به بارداری دوقلوها کنید.
منبع:
www.verywellfamily.com
شنیون زیبا با هنر بافت مو
آموزش شنیون زیبا با هنر بافت مو
عشق با طعم ترکش و خمپاره
پرستاری و زندگی با مردی که زخمهای ناشی از ترکش در بدنش همیشه تازهاند
تکتک خانهها داستانهایی در دل خود دارند که هرکدام از جایی شروع میشود. در جایی اوج میگیرد و جایی ساکت و آرام میشود تا اهالی خانه کمی نفس چاق کنند، داستانهایی که خاطره میشوند و یاد آنها هرچند تلخ و هرچند شیرین، عمقی عاطفی به زندگی میدهند. زندگی خانم و آقای جعفری یکی از همین داستانهاست که هرچند با جنگ و دفاع مقدس اوج گرفته، با پرستاریهای زن و صبوریهای مرد تداوم داشته است و همچنان در جریان است، جریانی که گاه سخت است و گاه تلخ و گاهی هم شیرین.
ابوطالب جعفری از آنهایی است که دوران انقلاب و جنگ مصادف با دوران نوجوانی و جوانیاش بوده است و مثل خیلی از همسنوسالهای خود، وقتی پیام امامخمینی(ره) را میشنود، بدون هیچ درنگی لباس رزم میپوشد و راهی جبهه میشود. خودش میگوید: وظیفه ما این بود که به تبعیت از فرمان رهبری، به سوی جبههها بشتابیم و از مملکت دفاع کنیم.
سر صحبت آقای جعفری که باز میشود، چشمهای خود و همسرش سرخ میشوند. نگاه آنها گواه خاطراتی میشود که هرچند چندین دهه از آنها گذشته است، همچنان در دل این زن و مرد زنده است. دلیل و بهانه حضور ما در این خانه گفتوگو با زنی است که سعادت پرستاری از مردی جهادگر را داشته است و دارد. از همان دوران مجردی، برنامه زندگیاش را بر این هدف پایهگذاری میکند که با یک جانباز ازدواج کند. زهرا سادات حسینی میگوید: از قبل در ذهنم این بود که با یک جانباز ازدواج کنم. حتی تصمیم گرفته بودم بیمارستان بروم و خودم انتخاب کنم. به جانبازی و اسیری و شهادت فکر کرده بودم و همه سختیهایش را به جانم خریده بودم.
آنها سال 64 ازدواج میکنند در حالی که همه بدن آقای جعفری پر از ترکش است. زهراخانم پای حرف خود میایستد و با جانبازی پنجاهدرصدی ازدواج میکند در حالی که میداند این 50 درصد گواه دردهای بسیاری است.
ترکشها میهمان تن او میشوند و از پشت تا شکم و زانوهای او را تسخیر میکنند. زهرا خانم که رفیقی شفیق در این سالها بودهاست، درباره روزهای بیماری و دردهایی که همسرش تحمل می کند زیاد صحبت نمیکند. او از رنجهای خودش نمیگوید مبادا همسرش ناراحت شود. «من گلهای ندارم. حتی اگر شدیدتر از این هم میشد، باز هم کنارش میماندم. آقای جعفری عمل زیاد داشته است، از عمل قلب باز بگیرید تا پیگیری برای درآوردن ترکشها. من از همسرم بدی ندیدهام و با همه دردهایی که دارد هیچوقت بداخلاقی نمیکند ولی بعضی افراد تا حرف میزنیم، میگویند: میخواستید نروید.
زهرا سادات در ادامه حرفهایش میگوید: خیلی از شبها به علت درد ترکشها خوابش نمیبرد و بیدار است. زخمها از درون مدام سر باز میکنند و عفونت میکنند. من تا جایی که بتوانم پابهپایش بیدارم ولی راستش را بخواهید، آنقدر فشار عصبی رویم بوده است که خودم هم دارو مصرف میکنم اما با همه مشکلات افتخار میکنم که در این زندگی در راه خدا قدم برمیدارم. شاید بیشترین افتخارم همین باشد که من هم یک پرستارم.
آن دو زندگی عاشقانهشان را حفظ کردهاند. کمتر از مشکلات و درد درونی که جسمشان را نابوده کرده است میگویند ولی این زن و شوهر همیشه الگویی از یک زندگی برای دیگران بودهاند، زندگیای آزمونشده با عشق و صبوری.
پرستاران نجات روان
تحمل شرایط بیماران از آنچه فکر میکنیم هم سختتر است. انگار بیمارستان روان و درمان یک جزیره متفاوت یا بخشی از زندگی است و آنها را که برای کمک به این بیماران عمرشان را وقف کردهاند نباید از جنس آدمهای معمولی محسوب کرد. پرستارانی که میدانند با آدمهایی در ظاهر سالم روبهرو هستند اما عفونت زخمهای روحی این بیماران تمام زندگیشان را کدر کرده است. قطعا نمیشود با پرستاران صبور و مهربان بخش زنان این بیمارستان روبهرو شد و حرفی از حقوق و مزایا زد زیرا شرافت این بانوان قیمت ندارد.
زنانی که فریادهای بلند سر میدهند
قبل از ورود به بخش حاد بیمارستان، صدای فریادهای بلند و گوشخراش زنی به گوش میرسد، زنی که روی تخت خوابیده است و خانم اکبری که سالها پرستار و میزبان این زنان است، قبل از اینکه صحبتش را با ما شروع کند به سمت بیمار میرود.
چند جملهای با او صحبت میکند اما انگار بیمار قانع نمیشود سکوت کند. علتش را که جویا میشوم، میفهمم به یک اخلال روانی ژنتیکی مبتلاست. خانم اکبری که برمیگردد، در حالی که میتوان آثار غم و ناراحتی را در صورتش مشاهده کرد، انگار سؤالم را بیآنکه بپرسم از نگاهم میخواند. توضیح میدهد: در بخش حاد زنان، از این دست بیماران زیاد داریم، کسانی که دیگر خانوادهها هم نمیتوانند تحملشان کنند.
حتی وقتی هم ترخص میشوند، باز هم خانوادهها رغبتی به نگهداری ندارند. این بیماران ممکن است هر لحظه به خودشان یا دیگری آسیب وارد کنند. فریاد میزنند و خسته نمیشوند. حتی گاهی الفاظ رکیک به کار میبرند ولی چون ما میدانیم که شرایط خاصی دارند، سعی میکنیم تحمل کنیم.
خانم اکبری شانزده سال سابقه کار دارد. خودش مادر سه فرزند است و بعد از بیمارستان، تازه کارش در خانه و کمک به تحصیل بچهها شروع میشود و میگوید: «اصلا نمیتوان گفت کار با بیماری که مشکل روان دارد آسیب روحی به پرستار نمیزند. قطعا استرس ناشی از این کار زیاد است. سختی کار فراوان است. ما با افرادی روبهرو هستیم که گاهی حتی مادرشان هم نمیتواند آنها را تحمل کند. این کار صبر خاصی میخواهد که هر پرستاری هم نمیتواند انجام دهد بهویژه در بخش حاد که برخی از بیماران حتی پرستار و بهیار را کتک میزنند. بارها اتفاق افتاده بیمار در حالت طبیعی بوده اما یکباره به سمت پرستار آمده و او را گاز گرفته است یا اینکه کبودی و ضربه شدیدی در حد دررفتگی در استخوان ایجاد کرده است.»
تنها حمایتگر آنهاییم
زینب محمدکریمی از دیگر پرستاران بیمارستان روانپزشکی ابنسیناست. او مادر یک دوقلوی هشتساله پسر و یک دختر پنجساله است. انتخاب پرستاری برای او از سر عشق و علاقه بوده است و در کنکور سال 82 پرستاری را در اولویت انتخابهای خود قرار میدهد. او که در این حرفه پانزده سال سابقه کار دارد، طرح خود را از کار در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان در بیمارستان امالبنین شروع میکند. یک سالی به اورژانس بیمارستان قائم میرود. بعد برای کار به این بیمارستان منتقل میشود و تاکنون مشغول فعالیت است، فعالیتی که با ترس و استرس شروع میشود. «در دوران دانشجویی یک بازدید از این بیمارستان داشتیم. من بیماران بدحال را دیدهبودم و برای کار در این بیمارستان واقعا استرس داشتم. برای اینکه مشکلم را حل کنم شروع به تحقیق کردم و با چند نفر از پرستاران اینجا صحبت کردم. خاطرههایی تعریف کردند که باعث علاقه من به این کار شد. وقتی با بیماران روان کار کنی، واقعا به آنها علاقهمند میشوی زیرا تنها حمایتگر آنها تو هستی. بسیاری از بیماران در شرایطی هستند که هیچکسی را ندارد و تشنه محبتاند و با کوچکترین محبتی کلی ذوق میکنند. متأسفانه خیلی از آنها خانوادهای ندارند یا بعد از بهبودی کسی دنبال آنها نمیآید و خانوادهها جواب تلفن نمیدهند.»
بیماران تشنه محبتاند
حرف از محبت که میشود، از محبتهای خودش سؤال میکنم. میگوید: «یکی از مریضهای بخش مردان که خیلی سال است اینجاست، نوشابه با قوطی فلزی را خیلی دوست دارد. وقتی برایش میخرم، کلی ذوق میکند و خوشحال میشود. یا وقتی برای بچهها شکلات یا چیپس میخرم کلی ذوق میکنند و خوشحال میشوند. اگر صبر داشته باشی، کار در این بیمارستان خیلی سخت نیست. فقط باید شرایط را درک کنی و با آن کنار بیایی و تحمل کنی و روحیه قوی داشته باشی. من که فکر میکنم از وقتی اینجا کار میکنم صبرم بیشتر شده است و در برخوردهایم صبوری بیشتری بهخرج میدهم و زود عصبانی نمیشوم.»
کاشیهای سرویس بهداشتی را کنده بود
بخشهای مردان، زنان، حاد زنان، اطفال پسر و آموزشی زنان و مردان بخشهای مختلفی بوده که او این سالها در آنها فعالیت کرده و اکنون مشغول به کار در بخش اطفال دختر است. از کار در این بخش خاطرات زیادی دارد. «پارسال در بخش اطفال بیمارستان که تا هجدهسالهها را شامل میشود یک دختر شانزدهساله داشتیم که با سابقه خودزنی اینجا منتقل شدهبود. مدتی گذشته بود و حال روبهراهی داشت. شب تا حدود ساعت 10 با من صحبت میکرد و خوب بود و بعد برای خواب به اتاقش رفت. تا ساعت 12 چندبار به او سر زدم و خواب بود ولی یک دفعه ساعت 12 که اتاقش رفتم دیدم کاشیهای سرویس بهداشتی را کنده و روی تخت نشسته و تازه شروع به خودزنی کرده بود. صحنه خیلی بدی بود. همه بچهها با جیغ از خواب بیدار شدند. بهسختی توانستیم او را مهار کنیم و تلخی این اتفاق همیشه در ذهن من میماند. البته خاطرات شیرین هم در این میان زیاد است. یک دختر شاگرداولی داشتیم که دوست داشت پسر باشد و رفتارهای خیلی بدی بروز میداد. یک ماه که اینجا تحت درمان بود آنقدر خوب شد که یادش نمیآمد قبلا چه کارهایی کردهاست. این حال خوب و بازگشت او به خانواده و زندگی برای من خیلی شیرین و لذت بخش بود. این بیماران به قدری جذب محبت میشوند که بهراحتی نمیتوانی از کنار آنها عبور کنی. کمکم مانند اعضای خانواده خودت، برایت مهم میشوند و به هر طریقی سعی میکنی به آنها کمک کنی زیرا در این شرایط تنها حمایتگر آنها ماییم.»
آن شب خیلی دیر صبح شد
فرشته نصراللهی از پرستاران با سابقه بیمارستان ابنسیناست که از سال 90 در بخشهای مختلف این مرکز درمانی فعالیت کردهاست. او سال 82 رشته پرستاری را انتخاب میکند و طرح خود را در بیمارستان قائم میگذراند. چهارده ماه در بیمارستان رضوی پرستاری میکند. بعد از آن، به بیمارستان ابنسینا منتقل میشود و کار خود را به این نیت در این بیمارستان شروع میکند که سریع درخواست انتقالی بدهد و جابهجا شود اما ماندگار میشود و هیچوقت هم درخواست انتقالی نمیدهد! خودش میگوید: «در زمان کارآموزی به این بیمارستان آمده بودم. دوست داشتم بیمارستان قائم خدمت کنم ولی زمان توزیع نیروها گفتند باید به این بیمارستان بیایم. سال 90 به این نیت که جایم را سریع عوض کنم آمدم ولی ماندگار شدم و هیچوقت درخواست انتقالی ندادم. هرچند کار در این بیمارستان سخت است، آنقدر هم که نگاه بیرونی بد است بد و خطرناک نیست!»
آمپول را گرفت و شکست
او در این سالها در بخشهای مختلف فوریت، حاد مردان و اطفال کار کرده است. اکنون هم در بخش جانبازان است. وقتی حرف از کتک خوردن میشود میخواهم خاطرهاش را تعریف کند. «در بخش فوریت بودم که یک دختر بیمار برایم آوردند. اضطراب زیادی داشت. آن زمان من دخترم را باردار بودم. تا آمدم به او آمپول بزنم، به من حمله کرد و آمپول را گرفت و شکست و شروع کرد به زدن من. فقط مراقب بودم توی شکمم نزند. جثه ریزی داشت و فکر نمیکردم چنین توانی داشته باشد ولی آنقدر اضطراب داشت که نمیتوانست خودش را کنترل کند. یا اینکه یک بار دیگر یکی از مردان بیمار دچار توهم شده بود و با مشت زد و شیشه روی میز را شکست. یک نفر دیگر از بیماران هم رفته بود داخل سرویس بهداشتی و لوله آب را کنده و با آن توالت فرنگی را خرد کردهبود. بهسختی و چندنفری تواستیم او را مهار کنیم. در این شرایط که تعادل روانی وجود ندارد، افراد زور زیادی دارند. از این موارد پیش میآید ولی ما عادت کردهایم. باید خیلی مراقب باشیم و حواسمان به بیماران باشد که یکدفعه کاری نکنند و داروها را بهموقع مصرف کنند. در همین بخش جانبازان، خیلی از بیماران به صدا حساس هستند و وقتی بیمارستان کسی را پیج میکند گوشهای خود را میگیرند که اذیت نشوند. کار با بیماران اعصاب و روان بهمراتب خیلی سختتر از بیماران جسمی است اما نکتهای که درباره خیلی از این بیماران برای من آزار دهندهاست نداشتن همراه و خانوادهای پایه برای آنهاست. خیلیها بعد از بهبودی، کسی را ندارند که دنبالشان بیاید و آنها را ببرد! چنانچه حمایتگر داشته باشند و بهموقع دارو مصرف کنند کارشان به اینجا نمیکشد.»
خودش را به در و دیوار میکوبید
از لابهلای خاطرات خانم نصراللهی به سختی کاری که او هیچوقت درخواست انتقال از آن را نداده است پی میبرم. پرستاران این بیمارستان هرچند در طول سال دو ماه مرخصی دارند و سختی کار میگیرند، کمک روحی میتواند جای این محیط سرد و البته پرخطر را که در آن هر آن ممکن است بیماری ناخودآگاه و ناخواسته کاری انجام دهد بگیرد! این پرستاران بیش از آنکه خستگی جسمی داشته باشند، روحشان خسته میشود. «در بخش اطفال که بودم، یک دختربچه چهارساله برای ترک اعتیاد آوردند. تحمل شرایط این بچه برایم خیلی سخت بود چون خودم یک دختربچه دارم. با اینکه دارو گرفته بود، از سرشب تا 3 صبح مدام خودش را به در و دیوار میکوبید و آرام و قرار نداشت. برای اینکه به خودش آسیب نزند، چند ساعتی او را در بغل خودم گرفتهبودم. شرایط بدی بود و آن شب خیلی دیر صبح شد. از این موارد زیاد پیش میآید که واقعا ناراحتکننده است و احتمالا آثار روانی روی ما دارد که آن را باید از اطرافیان خود بپرسیم. با همه این ناراحتیها وقتی بیماری با برانکارد میآید ولی با پای خودش از بیمارستان میرود، برای من و همکارانم یکی از بهترین و شادترین لحظات رقم میخورد.»
پرستار، بهترین رفیق
یسنا حسنپور شانزده سال سابقه کار در بیمارستان روان دارد. او تلاش کرده است در کنار کار، چنانچه فرصت داشته باشد، حتما به برنامههای دیگر زندگی مانند ادامه تحصیل، ورزش و هر چیزی که استرس ناشی از کار را از او دور کند فکر کند. هرچند معتقد است با اینکه کار در اینگونه بیمارستانها با صبوری همراه است، یک جوری پرستار را پاگیر میکند. یعنی با اینکه پرستارها میتوانند درخواست انتقال دهند، باز هم به علت شرایط بیماران و مظلومیت خاص آن، این مرکز را ترک نمیکنند. در بیمارستان ابنسینا در بهترین حالت هر پرستار مسئول هشت بیمار است. او میگوید: بیماریهای روان در افراد دلایل متعددی دارند که به تشخیص پزشک، به بخشها فرستاده میشوند. ما بیشتر از این نگران هستیم که سن بیماریهای روان و درمان پایین آمده است. شاید هر کسی نداند حتی بخش اطفال هم در این بیمارستان وجود دارد و نگرانی من همیشه بابت بیمارانی است که دوباره برمیگردند. این مسئله همه پرستاران را ناراحت میکند زیرا ما همه تلاشمان را برای بهبود بیمار انجام میدهیم اما همین که پایش را بیرون میگذارد، فشارهای روانی جامعه و خانواده او را دوباره به استرس وادار میکنند و درمان باید از سر گرفته شود.
هزینه درمان در بیمارستان امام رضا(ع) برای خانوادهها زیاد نیست. با این حال، باز هم برخی از بیماران خرید دارو را لازم نمیدانند. همین سهلانگاری موجب میشود دوباره اختلالات به سراغ بیمار بیاید. «گام اول ارتباط با بیمار است. برخی از بیماران دارو مصرف نمیکنند. بنابراین هر پرستار باید رابطهای خواهرانه با آنها داشته باشد، سپس به فکر درمان و کمک باشد.»
بیماران روسریکوتاه
خانم حسنپور از نگرانیها برای جان بیماران پرخطر میگوید: گاهی شرایط به اندازهای سخت است که بیمار را پذیرش میکنیم و برای اینکه دوباره خودکشی نکند، هیچ چیزی همراهش نمیگذاریم. باید فقط لباس بیمارستان را بپوشد. زنها غالبا با روسری کوتاه هستند تا مبادا خودشان را خفه کنند. روشهای درمانی روی افراد مدام تکرار میشود و تلاش میشود حتما بهبود پیدا کنند. «همه موارد خودکشی از بیمارستانهای مختلف به این مرکز آورده میشوند تا روی مشکلشان کار شود. این روزها باید حواسمان به همدیگر باشد زیرا بیماری اضطراب زیاد شده است.»
بیمار نیست؛ جنی شده !
آزاده رجبی که خودش صاحب دو فرزند است و حدود سیزده سال در بیمارستان ابنسینا مشغول به کار بوده است هم شغل پرستاری را فراتر از پول و حقوق میداند. او معتقد است اگر کسی روحیه همدلی نداشته باشد، اصلا نمیتواند در اینگونه مراکز طاقت بیاورد. میگوید: «بیمار جسمی خودش عفونت را میبیند اما بیمار روان دردی ندارد. بنابراین یکی از مشکلات ما با این افراد همین است که با کسانی روبهرو هستیم که نمیدانند چطور به جامعه آسیب میزنند. همینطور با خانوادههایی مواجهیم که به جای درمان سراغ دعانویس یا رمال میروند. اینها معتقدند بیمارشان جنی یا سحر و جادو شده است. خیلی وقتها آب میآورند و میخواهند بهزور به بیمار بدهند. میگویند روی آب دعا خواندهاند. ما میدانیم که اینگونه بیماران دیرتر خوب میشوند زیرا خانواده با روشهای غلط به سراغ این افراد میروند.»
کاش رسانهها شرایط پرستاران بیماریهای روان را اطلاعرسانی کنند
خانم رجبی مشکلات پرستاران و کادر درمان در بیمارستان روان را خیلی عجیبتر از دیگر جاها میداند. میگوید: «همه دوست دارند زودتر از بیمارستان خلاص شوند اما اینجا شرایط متفاوت است. برخی از خانوادهها از بیماران خستهاند، بهویژه درباره بیمارانی که چندین مرتبه درگیرند. دلشان نمیخواهد بیمار را ببرند. با این حال، هر پرستار باید درک کند که آنها در چه شرایطی زندگی میکنند. همینطور ناآگاهی مردم درباره پرستاران روانپزشکی غمگینمان میکند. مثلا اینکه هیچ فیلمی دراینباره ساخته نمیشود تا مردم بدانند پرستاران روان در چه شرایطی کار میکنند جای تعجب دارد. تصور مردم از پرستار این است که در کنار پزشک راه میرود و فشار خون را بررسی میکند. این در حالی است که در این مکان پرستار ضربه جسمی هم میخورد.»
خانوادهها مراقب مواد مخدر توهمزا باشند
خاطره خوب از بیمارستان روان کمتر پیش میآید. در این فضا پرستاران با دردهایی روبهرو هستند که از جسم به روان منتقل شده است. خانم رجبی میگوید: «در بخش کاردرمانی، اگر پزشک صلاح بداند، فقط دو ساعت سرش به کار بند است. با این حال، مدام باید به این فکر کنیم با بچهای روبهرو هستیم که ممکن است بلایی سر خودش و دیگران بیاورد. گاهی بیماران یک سؤال را بیست مرتبه از پرستار میپرسند و پرستار باید مثل خواهری دلسوز پاسخگو باشد. اگر هم بیمار دچار آسیب شود و پرستار حواسش نباشد، حتما این مسئله از طرف مدیریت بیمارستان علتیابی میشود و به حقوق بیمار و خانواده رسیدگی میشود.»
خانم رجبی نگران مواد توهمزایی که این روزها در جامعه زیاد شده است هم هست. تأکید دارد حتما بنویسیم خانوادهها باید این روزها مراقب مواد مخدی که بین نوجوانان رواج پیدا کرده است باشند. «این روزها این بیمارستان با دختران و پسران بسیاری روبهروست که مصرف مواد روی ذهن و آنها تأثیر مخربی گذاشته است و نیاز شدید به حمایت خانوادهها دارند.»
تفاوت جراحی بینی استخوانی و بینی گوشتی چیست؟
تقسیم بندیهای مختلفی برای بینی وجود دارد. برخی افراد بینیها را بر اساس نژاد و قوم تقسیم بندی میکنیم و برخی هم بر اساس نوع بافت و غضروف به ۲ دستهی استخوانی و گوشتی.
جراحی بینی استخوانی و بینی گوشتی
دسته بندی بینیها به استخوانی و گوشتی، تقسیم بندی علمیای نیست، اما پزشکان از این اصطلاحات برای برقراری بهتر رابطه با بیماران استفاده میکنند. اصلیترین تفاوت میان بینیهای گوشتی و استخوانی، ضخامت پوست بینی است. بینی گوشتی پوست ضخیمی دارد و بینی استخوانی پوست و لایهی چربیای نازک تر. بینی گوشتی شکل پذیری بیشتری دارد و کوچک کردن بینی استخوانی راحتتر است. برای انجام عمل زیبایی بینی، به هر دوی این ویژگیها نیاز است. جراح باید بتواند اندازهی بینی را کوچک کند که کار ساده تری است، اما شکل دادن به نوک بینی کار دشوارتری محسوب میشود.
ویژگیهای بینی استخوانی
بینی استخوانی پوست نازکی دارد که به جراح کمک میکند به استخوان بینی به خوبی شکل دهد. به طور کلی، بینی استخوانی ۳ ویژگی اصلی دارد:
* برآمدگی روی پل بینی
* پوست نازک و منعطف
* بافت و غضروف سفت
ساختار بینی، ۳ لایهی اصلی دارد. اولی، یک لایهی ماهیچهای نازک است که به قسمت تحتانی بینی متصل است. دومی، یک لایهی استخوانی – غضروفی است و سومی، لایهای که مخاط درون قسمت داخلی بینی را میپوشاند. همانطور که پیشتر اشاره شد، جراحان زیبایی بینیها را بر اساس نوع بافت و غضروف به ۲ دستهی استخوانی و گوشتی تقسیم میکنند. یعنی تفاوت آنها در بافت و غضروف آنها است. در بینیهای استخوانی غضروف مقاومت بیشتری دارد و در بینیهای گوشتی مقاومت کمتر. بینی استخوانی اغلب انحراف و قوز بیشتری در قسمت پل دارد.
رشد بیش از حد غضروف بینی ممکن است به دلیل عوامل ارثی یا شکستگی بینی بر اثر حوادث باشد. همین رشد زیاد غضروف بینی دلیل ایجاد بینی استخوانی است. گاهی به دلیل صدمات دوران کودکی، شکل بینی تغییر چندانی نمیکند، اما با بزرگ شدن کودک شکل بینی تغییر مییابد. اصلیترین کار جراح زیبایی در رابطه با بینی استخوانی، حذف قوز آن است. جراح شکل بینی را به بهترین حالت ممکن درمی آورد.
جراحی بینی استخوانی
در جراحی بینی استخوانی، جراح اندازهی بینی را که شکل خمیدهای دارد، تغییر میدهد. جراحی بینی استخوانی به دلیل پیچیدگی کمتر، نتیجهی بهتری در مقایسه با بینی گوشتی دارد. هر چه پوست نازکتر و غضروف سفتتر باشد، نتیجهی حراحی بهتر خواهد بود.
در جراحی بخشهایی از استخوان و غضروف برداشته میشود و اندازهی سوراخهای بینی متناسب با دیگر اجزای صورت تنظیم میشود. جراح قوز بینی را با استفاده از ابزارهای مخصوص از میان میبرد.
بینی گوشتی
گرفتن نتیجهی خوب از جراحی بینی گوشتی دشوارتر از بینی استخوانی است و به جراح بسیار مجربی نیاز دارد.
بینی گوشتی برخلاف نام آن، گوشت یا ماهیچهی زیادی در خود ندارد. اصلیترین ویژگیهای آن عبارتند از:
* پوست ضخیم و چرب با منافذی بزرگ
* نوک بینی پهن
* تیغهی بینی نازک
* پهنتر بودن قسمت تحتانی بینی
* ضعیفتر بودن غضروف بینی
* بلند بودن طول تیغهی بینی از نیم رخ
انواع بینی گوشتی و جراحی آنها
بینی گوشتی خود به ۲ دسته تقسیم میشود:
* بینی گوشتی با منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پُر کار
* بینی گوشتی با غدد چربی کم کار
بینی گوشتی با منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پر کار
بعضی بینیهای گوشتی منافذ پوستی بزرگ و غدد چربی پُر کاری در زیر پوست دارند. این افراد پوست چربی دارند و به آنها توصیه میشود با استفاده از لیزر یا رژیم غذایی کم نمک، پوست خود را لایه برداری کنند. جراح معمولاً به بیمار پیشنهاد میکند تا ۶ ماه پس از شروع درمانهای کنترل چربی، برای انجام جراحی صبر کند.
بینی گوشتی با غدد چربی کم کار
برخی افراد با بینی گوشتی و غدد چربی کم کار، بینی قرمز رنگی دارند. برای جراحی این نوع بینی، جراح با استفاده از استخوان و اسکلت محکم زیر پوست ضخیم بینی، شکل زیباتری به بینی میدهد. گاهی هم جراح پوست بینی و غضروف را به هم نزدیکتر میکنند تا بافت اضافه و ترشحی در نوک بینی به وجود نیاید.
جراحی بینی گوشتی
روشهای جراحی قدیمی برای بینیهای گوشتی مؤثر نبود، چون بعد از مدتی غضروف به شکل قبلی خود بازمی گشت. امروزه، اما احتمال بازگشت شکل غضروف یا افتادگی بینی نزدیک به صفر است، چون کار تقویت غضروف همزمان با شکل دهی به ساختار بینی انجام میشود. در تکنیکهای جدیدتر، جراح غضروف را از وسط تیغه به نوک بینی میبرد تا غضروف نوک بینی محکم شود.
در جراحی بینی گوشتی، حفظ تناسب چهره اهمیت بیشتری دارد، چون اگر بینی خیلی کوچک یا انحراف آن به میزان قابل توجهی بیشتر شود، ممکن است فرد دچار مشکلات تنفسی شود.
همانطور که پیشتر اشاره شد بینی گوشتی پوست ضخیم، غدد چربی و غضروف ضعیفی دارد. این ساختار شکننده، جراحی بینی گوشتی را حساستر میکند. به همین دلیل است که از بیمار خواسته میشود بعد از جراحی مدت زمان بیشتری در مقایسه با بینی استخوانی، به بینی خود چسب بزند. یک چالش دیگر جراحی بینی گوشتی، بهبود شکل نوک بینی است.
مزایا و معایب جراحی بینی گوشتی
جراحی بینی گوشتی همچون شمشیری دو لبه است. از یک سو، پوست ضخیم آن عیوب ساختار بینی را میپوشاند و از سویی دیگر، دوران ریکاوری طولانی تری دارد. اما ناامید نشوید. با یک جراح مجرب میتوانید به نتایج خوبی دست یابید.
جراح هنگام شکل دهی به نوک بینی از مادهی مخصوصی برای پُر و محکم کردن آن استفاده میکند؛ در غیر اینصورت، ممکن است نوک بینی بعد از جراحی دفرمه شود. این ماده ممکن است یک ایمپلنت یا از خود بافت باشد. برای این کار گاهی از غضروف گوش هم استفاده میشود. پوست ضخیم بینی گوشتی ناهمواری استخوان بینی را میپوشاند. اما در بینی استخوانی، به دلیل نازک بودن پوست بینی، هر ناهمواری ناچیزی قابل مشاهده است.
برای اثربخشی بیشتر جراحی بینی گوشتی از تکنیکهای ویژهای استفاده میشود:
* پیوند غضروف: از آنجایی که بینی گوشتی پوست ضخیمی دارد، بهتر است از پیوند غضروف استفاده شود تا نوک و پل بینی مشخص شود.
* کاهش چربی موجود در قسمت بافت نرم: چربیهایی که در قسمت بافت نرم بینی، به ویژه نوک آن وجود دارد باید به شکل ماهرانهای کاهش یابد تا بینی ویژگیهای خود را بهتر نشان دهد.
* کاهش نسبی در اندارهی بینی: اگر فاصلهی میان پوست و اسکلت بینی بیش از اندازه باشد، احتمال ماندن جای زخم جراحی یا ایجاد چربی اضافه بالا میرود، امری که باعث دفرمه شدن بینی میشود.
* تقویت ساختاری بینی: پوست ضخیم به دلیل وزن بالاترش به ساختار قوی تری نیاز دارد. به همین دلیل، جراح تناسب صحیحی میان اندازهی بینی و ساختار آن ایجاد میکند. بعد از بازگرداندن پوست بینی به محل طبیعی اش، تقویت ساختار کمک میکند پوست بهتر قرار گیرد.
به طور کلی، جراحی بینی گوشتی به مهارت و تجربهی زیادی نیاز دارد، چرا که درک مناسب جراح از اندازهی مناسب بینی برای دستیابی به نتیجهای رضایت بخش ضروری است.
جراحی بینی گوشتی پیچیدگی بیشتری دارد
بیشتر تلاشهای جراحان در جراحی بینی گوشتی معطوف به تغییر شکل غضروف و استخوان بینی است تا بتوانند به ساختار بینی شکل دهند. از سویی دیگر، کیفیت و ضخامت بینی عوامل تعیین کنندهای در نتیجهی جراحی هستند، به همین دلیل نتیجهی نهایی جراحی بعد از جمع شدن بافت نرم پوست به سمت ساختار بینی قابل مشاهده است، امری که ماهها ممکن است زمان ببرد.
بعد از جراحی بینی گوشتی برای مشاهدهی نتیجهی نهایی، بهتر است چند هفته یا حتی چند ماه، تا از میان رفتن کامل ورم و کبودی ناشی از جراحی صبر کنید.
آیا بینی گوشتی بعد از جراحی به حالت اول بازمی گردد؟
از میان رفتن ورم و کبودی ناشی از جراحی در بینی گوشتی بیشتر از بینی استخوانی طول میکشد، اما برخلاف باور عمومی، بینی گوشتی بعد از جراحی به حالت اول خود بازنمی گردد. میزان موفقیت جراحی بینی گوشتی در زنان بیشتر از مردان است.
به طور کلی، کسانی که بینی گوشتی دارند باید انتظارات واقع بینانهای از جراحی بینی خود داشته باشند، چون ممکن نیست همان نتیجهی بینی استخوانی را از جراحی بینی بگیرند.
در جلسات پیش از جراحی، جراحان به بیماران میگویند که بهتر است انتظار یک بهبود ۴۰ تا ۷۰ درصدی از جراحی بینی خود داشته باشند، اما افراد دارای بینی استخوانی به نتیجهی بهتری دست مییابند.
مراقبتهای پس از جراحی بینی گوشتی
بعد از جراحی باید به سفارشهای جراح به دقت عمل کنید:
* استفاده از کمپرس سرد برای کاهش ورم و کبودی
* مصرف به موقع داروهای تجویز شده
* مصرف داروهای ضد سرماخوردگی برای جلوگیری از سرماخوردگی
برای جلوگیری از تشکیل یک پوست جدید و دستیابی به نتیجهای بهتر در دراز مدت، معمولاً لازم است چسبهای بینی را به مدت دست کم ۲ ماه روی بینی خود نگه دارید. برای برخی بیماران، تزریق کورتیکواستروئید به بالای نوک بینی تجویز میشود تا از ضخامت پوست کاسته شود. این تزریق توسط جراح صورت میگیرد و ممکن است لازم به تکرار چندین بارهی آن باشد.
فعالیت بدنی و کاهش درد های عضلانی در بارداری

فعالیت بدنی نه تنها منجر به آسیب به شما و فرزندتان نمی شود بلکه با اثرات زیر به شما و جنین تان کمک می کند :
بهبود وضعیت گوارشی با کاهش یبوستbloating
بهبود وضعیت خلقی و میزان انرژی کاهش واریس و گرفتگی عضلانی
بهبود خواب
کاهش درد های عضلانی و مفصلی
وضع حمل راحت تر و سریع تر
پیشگیری از دیابت حین بارداری
بهبود سریع تر پس از زایمان و بازگشت سریع تر به وزن قبل از احاملگی
پس همه زنان می توانند و باید در طول بارداری فعال باشند .
با انجام حرکات فیزیوتراپی به نشستن کودک کمک کنید

همه نوزادان به طور یکسان رشد نمیکنند و کودکان مختلف در سنین مختلف به نقاط عطف یکسانی میرسند. با این حال نرسیدن به نقاط عطف نیز میتواند نشانهای از مشکلات پیچیدهتر رشدی باشد بنابراین پیشرفت کودک خود را با پزشک اطفال در میان بگذارید. والدین میتوانند با ترکیب تمرینات توسعه یافته توسط فیزیوتراپیستها که به عنوان فیزیوتراپی نیز شناخته میشود به فرزندان خود کمک کنند تا به نقاط عطف رشد جسمانی برسند.
شما همچنین باید این موارد را با متخصص اطفال کودک خود در میان بگذارید. به دلیل خطر ابتلا به سندرم مرگ ناگهانی نوزاد پزشکان توصیه میکنند که نوزادان به پشت بخوابند اما در ساعات بیداری ضروری است که همه نوزادان روی شکم بخوابند. این باعث رشد عضلات گردن و پشت میشود که برای نشستن ضروری هستند. در کنار نوزاد خود بنشینید، او را روی شکم و روی زمین قرار دهید و مطمئن شوید که صورت، دهان و بینی او گرفته نشده است. همچنین اگر کودک را روی زمین نمیخواهید بگذارید میتوانید روی شکم خود قرار دهید. بازی و صحبت کردن با کودک در حالی که او روی شکم میباشد سرگرمکننده است.

از لوازم جانبی نشستن کمک بگیرید:
از زمانی که کودک شما در حدود ۳ تا ۴ ماهگی است میتوانید او را در حالت نشسته نگه دارید. در حالتی که روی زمین به صورت چهارزانو نشستهاید کودک را روی پاهای خود قرار دهید. همچنین میتوانید از لوازم جانبی برای کمک به کودکتان در نشستن کمک کنید.
کودک را تمرین دهید:
برای تشویق وضعیت بدنی خوب و ادامه رشد عضلات گردن و پشت کودک میتوانید با یک تمرین هدایت شده به او کمک کنید تا بنشیند. این کار را در حدود ۳ تا ۴ ماهگی با قرار دادن نوزاد روی پشت و در حالی که دستانش را گرفتهاید شروع کنید و او را به حالت نشسته بگذارید. این نه تنها به تقویت عضلات گردن و پشت کمک میکند بلکه به کودک شما کمک میکند تا وضعیت بدنی مناسبی داشته باشد زیرا سرش را در یک راستا با بدنش نگه میدارد.
ازاشیا کمک بگیرید:
رسیدن بهاشیاء همچنین باعث رشد عضلات سر، گردن و پشت شما میشود که کودک برای نشستن و حفظ وضعیت مناسب به آن نیاز دارد. شما میتوانید هر زمان که بخواهید با کودک بازی و او را تشویق کنید تا وسایل را در دستش بگیرد.
برای تقویت بازوی کودک چه تمریناتی را انجام دهیم؟
تمرین شکمی:
این به کودک کمک میکند تا عضلات گردن و کمر و همچنین عضلات بازو را تقویت کند. وقتی روی شکم است یاد میگیرد که برای دیدن بهتر بازوهای کوچک را بالا بکشد. پزشکان توصیه میکنند از بدو تولد نوزاد را حداقل دو تا سه بار در روز روی شکمش قرار دهید. سه تا پنج دقیقه تمرین شکمی در هر جلسه کافی است. با بزرگتر شدن کودک مدت هر جلسه شکم را افزایش دهید.
استفاده از اسباب بازی:
تمرین شکمی ممکن است خستهکننده شود بنابراین کودک را با کتاب و اسباب بازی سرگرم کنید. او میخواهد آن بازوها را بالا بکشد و دید بهتری از محیط اطراف خود داشته باشد، به خصوص آن اسباب بازیهای رنگارنگ و تصاویر موجود در کتابها. چند اسباب بازی و کتاب مورد علاقهاش را دور از دسترس او قرار دهید تا او را تشویق کنید که دستش را دراز کند.

کمک به کودک:
انگشت خود را در دستان کودک قرار دهید و به او اجازه دهید تا انگشتتان را بگیرد. او عضلات دست و بازو را در حالی که انگشتان شما را نگه میدارد تقویت میکند. شما همچنین میتوانید دستهای کوچک کودک را بگیرید و به آرامی دستها را به سمت بالا، پایین و روی سینه کودک حرکت دهید.
استفاده از موسیقی:
حتی نوزادان کوچک عاشق آهنگ هستند و نمیتوانند از نرقصیدن خودداری کنند. موسیقی مورد علاقه خود را روشن کنید که شما را به رقصیدن وادار میکند، شروع کنید به کف زدن و دست زدن با کودک. بگذارید کودک بنشیند یا دراز بکشد و سعی کنید جغجغهای را در دست او قرار دهید. به او اجازه دهید آن را تکان دهد و بازوهایش را به سمت بالاحرکت دهد. او عضلات بازو را تقویت میکند و هماهنگی خود را نیز بهبود میبخشد.
تمرین دادن:
وقتی کودک شما میتواند بنشیند به او کمک کنید تا در حالتایستاده بایستد. دستهای کودک را بگیرید و به آرامی کودک را از حالت نشسته به حالتایستاده بکشید. میتوانید بشمارید یا بگویید “بالا میرویم!” یا چیزی که لبخند بر لبانش بیاورد. او فکر میکند که این یک بازی سرگرمکننده است.
منبع:
www.livestrong.com
۱۷ سلبریتی مشهوری که در سال ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند
بسیاری از زنان سلبریتی در طول یک سال گذشته بارداری خود را اعلام کردند و تعدادی نوزاد زیبا به خانواده های مشهور اضافه شدند. تولد نوزاد یکی از هیجان انگیزترین تجربیات زندگی است. در زیر فهرستی از تمام افراد مشهوری را که امسال نوزادی به جمع خانواده آنها اضافه شده است را خواهید دید.
۱. کریس پرت و کاترین شوارتزنگر در ماه می امسال به استقبال دومین دخترشان رفتند.
۲. سومین فرزند پیپا میدلتون و همسرش جیمز متیوز که دختر هم بود در جولای امسال به دنیا آمد.
۳. میشل ویلیامز بازیگر ۴۲ ساله اکنون مادر ۳ فرزند است. او و همسرش توماس کیل برای دومین بار در ۲ نوامبر ۲۰۲۲ صاحب فرزند شدند.
۴. کمدین استرالیایی، ربل ویلسون، اخیراً مادر یک دختر دوست داشتنی شده است که از طریق رحم اجاره ای متولد شده است. او آمدن دخترش را معجزه ای شگفت انگیز توصیف کرد.
۵. زک رولوف و همسرش توری رولف، در آوریل امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.
۶. آرون پال و همسرش، لورن پارسکیان، از دومین فرزند خود، پسری به نام رایدن که در ماه آوریل به دنیا آمد، استقبال کردند.
۷. نیکلاس کیج، که در حال حاضر یک پدربزرگ نیز هست، صاحب اولین فرزندش با ریکو شیباتا شد. دختر آنها آگوست فرانسیس نام دارد و در ماه سپتامبر به دنیا آمد.
۸. آدریانا لیما که در حال حاضر ۲ دختر از ازدواج قبلی خود دارد، در آگوست امسال با آندره لمرز صاحب یک دختر دیگر شد.
۹. کوئنتین تارانتینو کارگردان سینما و همسرش دنیلا پیک امسال در ماه جولای برای دومین بار صاحب فرزند شدند.
۱۰. پریانکا چوپرا و نیک جوناس با اعلام خبر آمدن نوزاد دخترشان از طریق رحم اجاره ای در ژانویه امسال، طرفداران خود را خوشحال کردند.
۱۱. نیکی هیلتون و جیمز روچیلد با آمدن پسرشان در جولای امسال برای سومین بار صاحب فرزند شدند.
۱۲. تریستان تامپسون و کلویی کارداشیان که در حال حاضر یک دختر دارند، در ۲۸ ژوئیه از طریق رحم اجاره ای صاحب یک پسر شدند.
۱۳. اندرسون کوپر مجری مشهور CNN نیز در ماه ژوئن به استقبال دومین پسر خود رفت.
۱۴. رافائل نادال و همسرش ماریا فرانسیسکا پرلو، برای اولین بار در اکتبر صاحب یک پسر شدند.
۱۵. سوفی ترنر، ستاره سریال بازی تاج و تخت، دومین دخترش را در ماه جولای با همسرش جو جوناس به دنیا آورد.
۱۶. برایان آستین گرین که در حال حاضر پدر ۴ فرزند است با شارنا برگس در ماه ژوئن صاحب اولین فرزند خود شدند.
۱۷. میا گاث برای اولین بار مادر شد. در ماه مارس امسال، او و همسرش، شایا لاباف، صاحب یک دختر شدند.