یک غذای مقوی برای نوزاد 8 ماهه

یک غذای مقوی برای نوزاد 8 ماهه

یک غذای مقوی برای نوزاد 8 ماهه

در ماه هشتم یکی از غذاهای مقوی که می توان برای کودک شروع کرد، زرده تخم مرغ است. تخم مرغ را باید به مدت 20 دقیقه در آب جوشاند تا کاملا سفت شود و سپس سفیده آن را جدا کرد. در روز اول می توان به اندازه یک نخود از زرده تخم مرغ را در کمی آب جوشیده یا شیرمادر نرم و حل کرد و سپس به شیرخوار داد. می توانن کم کم مقدار زرده تخم مرغ را اضافه کرد تا ظرف 10 روز به یک زرده کامل برسد و از آن به بعد می توان هر روز نصف زرده تخم مرغ و یا یک روز در میان یک زرده تخم مرغ کامل را به کودک داد. توصیه می شود که باقیمانده زرده پخته شده کودک را مادر یا سایر افراد خانواده بخورند و هر روز برای کودک از تخم مرغ تازه استفاده شود.

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

چگونه کنجکاوی طبیعی کودک خود را تحریک کنید؟

 کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند، زیرا هرچه در این دنیا می بینند برای آنها جالب و تازه است: خواه یک مورچه باشد که خرده نانی را که چند برابر خودش است به سمت لانه می کشد، یا حلزونی باشد که در گوشه یک پیاده روی باران زده به راه خود ادامه می دهد. البته این حس کنجکاوی طبیعی کودک شما، در صورتی که با یکی از کارهای فوری شما (مثلا رساندن کودک به مهدکودک در اول صبح برای اینکه به موقع در محل کارتان حاضر شوید) همزمان شود، ممکن است حواس شما را از کارهای اصلی تان غافل کند؛ علاوه بر این شاید توجه به این نکته که در دنیای کودک، راه رفتن یک حلزون از کارهای شما مهمتر است، برایتان چندان خوشایند نباشد! در اینجا چند راه برای بهره بردن از کنجکاوی کودک و تبدیل کردن آن به یک تفریح شاد و هیجان انگیز، ارائه شده است:

سفرهای اکتشافی ترتیب دهید

وقتی می خواهید برای خرید یا انجام کاری از منزل بیرون بروید، به همراه بردن کودک ممکن است برایتان مصیبت باشد، اما از همین فرصت هم می توانید استفاده کنید و یک سفر اکتشافی هیجان انگیز و مفرح ایجاد کنید. نانوایی، میوه فروشی، قصابی، فروشگاه کفش و هر جای دیگر می تواند برای کودک دنیای تازه ای باشد که در آن افراد و موضوعات جالب را تجربه کند. می توانید از قبل او را برای رفتن به چنین جایی آماده کنید و بایدها و نبایدها را مشخص کنید؛ زمانی که در صف ایستاده اید یا منتظر تمیز کردن گوشت یا مرغ هستید، می توانید در مورد آنچه در محیط اتفاق می افتد با کودک خود حرف بزنید.

باران می آید؟ لازم نیست بداخلاقی کنید! بارانی و چکمه های پلاستیکی کودکتان را به او بپوشانید و برای خرید از خواروبار فروشی با هم بروید؛ در بین راه در چاله های آب لگد بزنید، شاخه های درختان را تکان دهید تا قطرات باران که روی آنها مانده اند بر سر و رویتان بپاشند و به کودکتان نشان دهید که چگونه می تواند قطره های باران را با زبانش بگیرد و به دهان ببرد! با هم به ابرها نگاه کنید؛ او ممکن است برای شما بگوید که چه شکلهای جالبی در ابرها می بیند و شما را شگفت زده کند. بعد به خانه بیایید، کاکائو درست کنید و با خامه هایی که به شکل ابر درآورده اید، روی آن را بپوشانید. برای شام هم می توانید پوره سیب زمینی ابری به او بدهید!

می توانید با تبدیل گردشهای بیرون شهر در پایان هفته به مسافرتهای هیجان انگیز و پرماجرا، حس ماجراجویی کودک خود را ارتقاء دهید. لباسهای مخصوص گردش بپوشید (می توانید کلاه ایمنی بچه گانه یا چراغ قوه به کودک خود بدهید) و خوراکیهای سبک مخصوص سفر را همراه ببرید (با به نخ کشیدن دانه های آجیل می توانید یک دستبند خوراکی درست کنید). اجازه دهید که کودکتان نیز یک عروسک را به عنوان همراه با خودش بیاورد. می توانید از سفر کوتاه خود، سوغاتی و یادگاری بیاورید (می توانید از این جعبه سوغاتیها برای سرگرم کردن کودک در یک روز بارانی استفاده کنید تا مجبور نشوید با او به خیابان بروید و خیس خیس برگردید!).

پدر و مادران شاغل معمولا از اینکه نمی توانند گردشها و فعالیتهای شاد و خلاقانه با کودک خود داشته باشند، بیشتر احساس گناه می کنند؛ ممکن است بگوئید من فقط دخترم را بعد از ظهرها می بینم، و ما دیشب تنها توانستیم برای شام و حمام در کنار هم باشیم. اما با قدری تخیل، همه پدر و مادرها (حتی آنهایی که خسته از سر کار بر می گردند) می توانند میز شام را به کلبه خوراکیها یا وان حمام را به یک اقیانوس پرهیجان تبدیل کنند! و در واقع، آنچه کودک شما بدان نیاز دارد، فقط همین است.

برای بوئیدن گلها، کمی تامل کنید

همانگونه که احتمالا خود شما هم متوجه شده اید، بچه ها زیاد وقت تلف می کنند. این بدان خاطر است که آنها در همین لحظه زندگی می کنند (به قبل و بعد کاری ندارند) و تنها به چیزهایی که جلوی رویشان قرار دارد، توجه می کنند. طبیعی است که شما نتوانید همواره پا به پای کودک راه بروید و در هر کاری که او دوست دارد، همراهی اش کنید؛ اما بهتر است هر وقت می توانید، کمی بیشتر برایش وقت بگذارید. او یک کفشدوزک دیده است؟ کفشدوزک را روی دست او (یا اگر او می ترسد، روی دست خودتان) قرار دهید. خالهای سیاه رنگ او را بشمارید. درباره اینکه کفشدوزک چه می خورد، کجا زندگی می کند و شبها کجا می رود، با هم حرف بزنید. اگر باغبانی می کنید و به یک کرم یا حشره برخورد کردید، آن را به کودک خود نشان دهید. اجازه دهید با آرامی با آن بازی کند، یا اینکه آن را در یک شیشه بگذارید تا کودک شما بتواند برای چند دقیقه آن را ببیند. سپس با کمک کودک، کرم یا حشره را در باغچه رها کنید. اگر با کودک خود در حال قدم زدن در خیابانهای شهر هستید و به یک تابلوی تبلیغاتی یا دیوار نوشته برخورد کردید، چند لحظه صبر کرده و به آن نگاه کنید. می توانید یک بازی ساده را شروع کنید: از او بپرسید که آیا می تواند مردی را که کلاه خنده دار دارد پیدا کند؟ ماشین قرمز را چطور؟ سگ بزرگ را چطور؟

ممکن است گاهی اوقات چیزهایی برای کودک جذاب باشند که برای شما جذاب نیستند. شما ممکن است در یک باغ وحش، شتر یا فیل را به او نشان بدهید، اما توجه او به کبوترها و موشهایی که به قوطی های کنسرو در زباله ها حمله می کنند، جلب شود. اشکالی ندارد. اجازه دهید تا به کبوترها و موشها نگاه کند. این حیوانات کوچکتر از فیل و شتر هستند (با قد و اندازه خود کودک متناسبند!) و بالاخره بخشی از طبیعت محسوب می شوند که می توانند همانند شتر یا فیل، علاقه او را به طبیعت تحریک کنند.

به تغییرات موجودات و محیط اطراف، توجه کنید

کودکان به تغییراتی که در دنیای اطراف ایجاد می شوند، علاقه نشان می دهند؛ که این شاید بدان خاطر است که خود آنها نیز به سرعت در حال تغییر هستند. از چیزهایی که در دسترس هستند شروع کنید: وقتی اولین ستاره شب در آسمان ظاهر شد، یک آرزو بکنید؛ یا ماه را در طول شبهای یک هفته، هر شب نگاه کنید و در مورد تغییر شکل آن با همدیگر صحبت کنید.

اما شما می توانید خودتان نیز چیزهایی را در خانه تولید کنید که دائم تغییر کنند. یک دانه لوبیا یا نخود فرنگی را که به سرعت رشد می کند در یک گلدان کوچک بکارید و تعداد روزهایی را که طول می کشد تا آن سبز شود، بشمارید. یا اینکه نور یک چراغ قوه قوی را داخل گلدان شیشه ای بیندازید تا او بتواند رشد ساقه و حرکت ریشه ها به سمت آب را ببیند. ساقه کرفس را در فنجانی که پر از آب است قرار دهید، رنگ قرمز خوراکی را به آب اضافه کنید و مدت زمانی را که طول می کشد تا رنگ قرمز به همراه آب وارد ساقه کرفس شود، اندازه گیری کنید. نشاسته ذرت را به آب اضافه کنید تا یک خمیر صدادار ایجاد شود، یا سرکه را به مایه کیک اضافه کنید و ایجاد حبابهای زیبا را در آن مشاهده کنید. با این حال بهتر است که خمیر کیک را به کیک تبدیل کنید؛ زیرا نتیجه آن برای کودک دوست داشتنی تر و خوشمزه تر است! وقتی هنوز شام آماده نیست بعضی از والدین، از حقه قدیمی ژلاتین استفاده می کنند: یک بسته پودر ژله یا دو ورقه ژلاتینی ساده را در آب حل می کنند، و آنگاه به کودک می دهند تا آن را آنقدر تکان دهد که ژله خودش را بگیرد. سپس کودک می تواند با دست یا قاشق به آن ضربه بزند و لرزش آن را نگاه کند! احتمالا در این مدت شام آماده می شود.

اگر بتوانید یک جوجه را در حال بیرون آمدن از تخم، یا یک پروانه را در حال پاره کردن پیله اش، به کودکتان نشان بدهید، فوق العاده خواهد بود. اما اگر امکان این کار را ندارید، نگران نباشید. آب شدن یک قالب یخ در یک پیاده روی گرم هم می تواند همانقدر هیجان انگیز باشد.

طعم فصلها را به کودک بچشانید

به کودک خود کمک کنید تا با کمک آنچه می بیند، می شنود، لمس می کند و بو می کند، تغییر فصلها را درک کند. هنگام برگشتن به همراه کودک از مهدکودک به خانه، برگهایی را که روی پیاده رو ریخته اند کنار بزنید و صبح که دوباره به مهدکودک می روید، برگهایی را که تازه روی زمین ریخته اند بشمارید. حبابهای آب صابون را به هوا بفرستید و با کمک آنها، جهت حرکت هوا را تشخیص دهید. یک جعبه در حیاط یا بالکن خانه بگذارید و با کمک یک تکه چوب یا یک خط کش، مقدار برف یا باران را اندازه گیری کنید. به او کمک کنید تا صدای اولین پرنده های مهاجر بهاری را بشنود و به اولین کرمهای شب تاب تابستانی نگاه کند.

البته تنها دلیل مهم بودن فصلها، تغییراتی نیست که با خود به همراه می آورند؛ بلکه کارهای مختلفی که ما در آنها انجام می دهیم، نیز قابل توجه هستند. شروع بهار با عید نوروز، مهمانی و شکلات و شیرینی همراه است. تابستان با طولانی شدن روزها، هنگام رفتن به پارک و سفر است و زمان دریا و ماسه بازی. پائیز با ریزش برگ و باران شناخته می شود و زمستان با برف بازی و جشن یلدا. البته ممکن است کودک شما هنوز آنقدر بزرگ نشده باشد که همه کارهایی را که پارسال انجام دادید، به یاد بیاورد؛ اما بچه ها از اینگونه مراسم خوششان می آید و بسیاری از متخصصین بر این باورند که حافظه بسیار زود شروع به فعالیت می کند. خواندن کتاب و آواز خواندن دسته جمعی، به کودک کمک می کند تا چیزهای بیشتری در مورد این مراسم یاد بگیرد و او هم به نوبه خودش، این مراسم (کریسمس برای مسیحیان، پسح برای یهودیان، یا رمضان برای مسلمانان) را جشن بگیرد. البته غذاهای هر فصل هم می توانند موجب جرقه زدن کنجکاوی او پیرامون بوها، مزه ها و بافتهای جدید این غذاها شوند.

اجازه دهید دنیای کوچک خودش را داشته باشد

بچه ها از چیزهای کوچک خوششان می آید: دکمه ها، مهره ها، سنگریزه ها. کسی علت این را نمی داند (شاید این بدان خاطر باشد که کودک در دنیای خودش نمی تواند چیزهای بزرگتر را ببیند و درک کند). البته، اشیا بسیار کوچک هم خطرناک هستند. اشیا کوچکتر از 3 در 6 سانتی متر (اشیائی که از اندازه دهان کودک کوچکتر باشند)، خطر خفه کردن کودک را به همراه دارند. اما زمانی که خطری وجود نداشته باشد، شمردن و قرار دادن مهره های چوبی یا دکمه های پلاستیکی بزرگ در جعبه های مختلف (و یا شمردن و قرار دادن سنگریزه ها یا صدفها در سطلهای مختلف) می تواند برای مدتی طولانی، کودک شما را سرگرم کند.

همچنین شاید مشاهده کرده باشید که کودک شما از فضاهای کوچک و دنج (که احساس خلوت، تنهایی و مالکیت را به او منتقل می کنند) خوشش می آید. می توانید چند پتو را از بالای تخت خواب او آویزان کنید تا محل خواب او به یک غار کوچک تبدیل شود، یا چند صفحه بزرگ را دور میز آشپزخانه قرار دهید تا آن را به یک چادر مسافرتی تبدیل کنید. یا اینکه اگر حیاط دارید، می توانید شاخه های پایینی چند درخت یا بوته را ببُرید تا یک مخفیگاه کوچک در وسط آنها درست کرده باشید؛ سپس اجازه دهید که کودکتان، مخفیگاه کوچکش را با چند بشقاب کوچولو یا اسباب بازیهای دیگر تزیین کند. کودکان از اشیا کوچک که بتوانند آنها را به راحتی نگه داشته و جابجا کنند خوششان می آید و این کار می تواند نهایتا به انجام کارهای آشپزخانه یا ساخت و ساز منتهی شود.

آنچه را برای کودکتان جذاب است، دنبال کنید

ممکن است برای صدمین بار از خودتان بپرسید: “چرا تراکتور؟” (یا چرا بازیکنان فوتبال، چرا لوازم پزشکی، چرا اسبها؟). شما پدر و مادر یک کوچولو هستید و البته توجه این کوچولو ممکن است به چیزهای مختلفی جلب شود. هیچ کسی به درستی نمی داند که چرا برخی چیزها توجه کودک را جلب می کنند؛ اما نکته مهم این است که این مسئله طبیعی است و همچنین فرصت مناسبی را برای یادگیری در اختیار کودک قرار می دهد. آیا کودک شما دائما در مورد آتش نشانها سوال می پرسد؟ او را به یکی از ایستگاههای آتش نشانی در نزدیکی محل سکونتتان ببرید؛ یا او را به فروشگاه تجهیزات آتش نشانی ببرید تا این وسایل را از نزدیک ببیند؛ یک کلاه آتش نشانی و یک شلنگ باغبانی برای او تهیه کنید تا بتواند در تابستان و در حیاط خانه از آن استفاده کند.

اگر کودک شما هر روز صبح به محض اینکه از خواب بیدار می شود، به سراغ کمد لباسهایش رفته و دامن چین دار محلی اش را می پوشد، می توانید او را برای تماشای تمرین یکی از گروههای رقص محلی ببرید.

کتابهای عکس دار بزرگ در انواع مختلفی وجود دارند که می توانند اطلاعات کافی در مورد زندگی یک آتش نشان یا پرستار در اختیار کودک قرار دهند. اگر کتابهای مخصوص کودکان در زمینه ای که مورد توجه کودک شما قرار گرفته است وجود ندارد، نگران نباشید. یک کتاب که عکسهای بزرگ و رنگی داشته باشد نیز کافی است. به عنوان مثال، اگر کودک شما به زندگی نهنگ ها علاقه پیدا کرده است، به دنبال یکی از کتابهای علمی که عکسهای جذابی از این حیوان داشته باشد، یا یکی از کتابهای عکس دار مربوط به دریانوردی، بگردید. یا می توانید برای صدمین بار، یکی از برنامه های مربوط به زندگی ماهیان دریایی را که برای کودکان تهیه شده است، ببینید!

سوالهای او را به یک پروژه تحقیقاتی علمی تبدیل کنید!

کودکان ممکن است سوالات متعددی از قبیل اینکه «چرا آسمان آبی است؟» یا «چرا وقتی آب می جوشد، بخار از دهانه کتری بیرون می آید؟» و یا صدها سوال دیگر بپرسند که والدین آنها هم جواب این سوالات را ندانند. اگر کودک شما با سوالاتش شما را از پا درآورده است، نگران نباشید؛ به او بگویید که دونفری با هم می توانید جواب سوال را پیدا کنید. سوالات او را بر روی یک برگه کاغذ بنویسید و به گونه ای این کار را بکنید که او هم بتواند نوشتن شما را ببیند. سپس به همراه او، لیست سوالهایتان را به کتابخانه یا کتابفروشی ببرید.

کودکان درباره موارد بسیار زیادی سوال می پرسند؛ در نتیجه امروزه صدها کتاب به طور اختصاصی طراحی و آماده شده اند که به والدین کمک می کنند تا به اینگونه سوالات کودکانشان پاسخ دهند

 

تغذیه کمکی کودک در ماه 7

تغذیه کمکی کودک در ماه 7

تغذیه کمکی کودک در ماه 7

اصول تغذیه تکمیلی:


1.
بعد از تغذیه شیرخوار با مادر،غذای کمکی به او داده شود.


2.
موادغدایی چه از نظر نوع و چه از نظر مقدار به تدریج به برنامه غذایی شیرخوار اضافه شود.


3.
از یک نوع ماده غذایی ساده شروع کرده و کم کم به مخلوطی از چند نوع برسانند.


4.
از یک قاشق مرباخوری شروع نموده و به تدریج بر مقدار آن اضافه نمایید.(به استثنا زرده تخم مرغ(

 

 

5.در شروع،غذاها نسبتا رقیق ولی کمی غلیظ تر از شیر مادر باشند و به تدریج بر غلظت آنها افزوده شود.

 

 

6.بین اضافه کردن مواد غذایی مختلف 7-5 روز فاصله بگذارند تا شیر خوار اول به یک غذا عادت کند بعد غذای جدیدی به او بدهند.این کار باعث می شود که اگر ناسازگاری به یک ماذده غذایی وجود داشته باشد شناخته شود و از طرف دیگر   دستگاه گوارش شیرخوار فرصت عادت به مواد غذایی را پیدا کند.

 

 

7.تنوع در غذای کمکی مورد توجه قرار گیرد

چگونه باید غذای کمکی را شروع کرد و ادامه داد؟

غذای کمکی در پایان 6 ماهگی (180 روزگی)شروع می شود و همزمان با شروع غذای کمکی تغذیه با شیرمادر همچنان مکرر و بر حسب میل و تقاضای شیرخوار،ادامه داشته و حتی دفعات تغذیه با شیر مادر افزایش می یابد.

 

 

 

هفته اول ماه هفتم

 

 

شروع غذای کمکی با فرنی آرد برنج است که روز اول از یک قاشق مرباخوری یک بار در روز (ظهر) شروع شده و م کم به مقدار دفعات آن اضافه می شود. به طوری که روز دوم به دو قاشق مربا خوری (یک قاشق ظهر و یک قاشق عصر)، روز سوم به سه قاشق مربا خوری (ظهر و عصر و شب هر بار یک قاشق)، روز چهارم به 4 قاشق مرباخوری (صبح،ظهر،عصر و شب هر با یک قاشق) روز پنجم به 8 قاشق مرباخوری (صبح،ظهر،عصرو شب هربا 2 قاشق) و روز هفتم 12 قاشق مربا خوری (صبح،ظهر،عصرو شب هربا 3 قاشق) می رسد.

 

 

 

هفته دوم ماه هفتم

 

 

در این هفته می توان علاوه بر فرنی،شیربرنج و حریر بادام نیز به کودک داد. این غذاها هم باید از مقدار کم و یک بار در روز شروع شوند و به تدریج افزایش یابند.

 

 

شروع حریر بادام:روز اول یک قاشق مرباخوری حریر بادام علاوه بر فرنی می دهیم،روز دوم 3 قاشق مربا خوری حریر بادام بجای یک نوبت فرنی داده و سپس روزی 2 نوبت حریر بادام و 2 نوبت فرنی می دهیم.

 

 


هفته سوم و چهارم ماه هفتم

 

 

تغذیه با فرنی ، شیر برنج و حریر بادام را بسته به غلاقه کودک می توان حتی تا یک سالگی و یا بیشتر از آن به عنوان وعده غذایی کمکی ادامه داد. در هفته سوم شروع تغذیهکمکی، مصرف انواع سبزیجات مثل سیب زمینی ، هویج ، جعفری ، گشنیز ، کدوسبز ، لوبیا سبز ، و .. برای تغذیه کودک شروع می شود . در این هفته علاوه بر فرنی ، می توان با مخلوط سبزیجات و برنج سوپ تهیه کرد و آن را به خوبی پخت و نرم کرد. بهتر استسبزیجات نامبرده شده را تک کت و به مرور به سوپ اضافه کرد. مثلا هر سه روز یک بار نوع سبزی را به سوپ اضافه کرد.علاوه بر این ، به سوپ کودک نباید نمک ، شکر و یا چاشنیاضافه کرد. بهتر است کدو ، کرفس و لوبیا سبز ، ابتدا پخته شده و بعد به سوپ کودک اضافه شوند. سبزی ها باید در آخرین لحظه های پخت سوپ اضافه شئند و در ظرف هم بسته شود تا ویتامین های آنها از بین نرود.بین تمام سبزی ها ، فقط اسفناج است که مصرف آن تا یک سالگی مجاز نبوده و نباید به سوپ شیر خوار اضافه شود. از همفته چهارم می توان مقدار کمی گوشت قرمز یا گوشت مرغ به سوپ اضافه کرد. گوشت را باید به قطعات بسیار کوچک تقسیم کرد و یا از چرخ کرده آن استفاده کرد که کاملا پخته باشد.غذاها در شروع باید نسبتا رقیق باسند و غلظت آنها کمی بیشتر از شیر باشد و بعد به تدریج به غلظت آنها افزوده شود. سفت کردن تدریجی غذاها به یاد گرفتن عمل جویدن کمک می کند. اگر در شروع تغذیه تکمیلی ، کودک به یک غذا بی میلی نشان داد، نباید پافشاری کرد باید آن غذا را برای یک تا دو هفته حذف کرد و سپس دوباره به او داد و وقتی غذلی جدیدی شروع می شود، غذلی قبلی هم ادامه پیدا می ند مگر اینکه کود آنرا نخورد یا به آن عدم تحمل نشان دهد.

 

توجه:
1-
با شروع غذای کمکی، دادن آب جوشیده خنک شده به دفعات مورد علاقه شیرخوار ، لازم است.


2-
علا وه بر مولتی ویتامین (25 قطره در روز) استفتده از قطره آهن (15 قطره در روز) با شربت آهن به مقدار 1/5 cc (معادل 12/5  میلی گرم ) ضروری است.


3-
توصیه می شود دادن قطره آهن و قطره مولتی ویتامین به کودک ، تا 2 سالگی ادامه داشته باشد.

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

چگونه کودکمان را از شیر بگیریم؟

 همانطور که می‌دانید شیر مادر تا یک سالگی غذای اصلی کودک به شمار می‌رود و کودکان تا 6 ماهگی بهتر است فقط از شیر مادر تغذیه کنند. اما در سال دوم زندگی که غذای سفره هم به کودک می‌دهید، شیر مادر بیشتر جنبه کمکی دارد و در ضمن نیازهای عاطفی فرزند شما را برآورده می‌کند. امروزه بسیاری از مادران با آگاهی از فواید شیر مادر سعی می‌کنند تا 2 سالگی به کودک شیر بدهند. بدیهی است کودکی که 2 سال شیر مادر را خورده و به آن وابستگی روحی و جسمی دارد به راحتی با از شیر گرفتن کنار نمی‌آید و ممکن است از نظر روحی آسیب ببیند و بهانه‌گیر و بداخلاق هم بشود. متاسفانه خیلی از مادران هنوز نمی‌دانند چطور می‌توان دادن شیر مادر را قطع کرد بدون اینکه به کودک لطمه‌ای وارد شود.

اگر کودک شما تا چند ماه دیگر 2 ساله می‌شود و تصمیم دارید دیگر به او شیر مادر ندهید، اگر به تازگی باردار شده‌اید و مجبورید فرزند شیرخوارتان را از شیر مادر محروم کنید، یا اگر به سبب بیماری و یا هر علتی ناچار هستید که شیر مادر را از فرزند شیر خوارتان بگیرید، بهتر است توصیه‌های پزشکی را در این باره بخوانید تا شما وفرزندتان در این مرحله دچار مشکل نشوید.

یکی از راه‌های از شیر گرفتن کودک، زمانی که محدودیتی برای شیر خوردن کودک وجود ندارد این است که به کودک اجازه دهید خودش درباره زمان قطع شیر مادر تصمیم بگیرد به این ترتیب که نه به او شیر تعارف کنید و نه مانع شیر خوردنش شوید. بدین ترتیب کودک شما تنها زمانهایی که نیاز جسمی و عاطفی زیادی به شیر مادر دارد از آن استفاده خواهد کرد. این روش اگر چه خیلی کند است اما اگر مادر با کودک ارتباط زیادی داشته باشد و کودک را تشویق کند و همچنین او را با غذاهای دیگر سیر کند، کودک خود به خود از راه‌های دیگر نیاز جسمی و عاطفی خود را برطرف می‌کند و کم‌کم بدون هیچ دردسری شیر مادر را رها می‌کند. با این حال ممکن است مجبور شوید کودک را با روشهای دیگری از شیر بگیرید بنابر این به توصیه‌های زیر توجه کنید:

زمان مناسبی برای این کار انتخاب کنید

اگر کودک بیمار است یا پرستار جدیدی به منزل آورده‌اید، اگر تازه اسباب‌کشی کرده‌اید و یا مشکلی در محل کارتان دارید که شما را کم طاقت کرده است بهتر است این کار را به زمان دیگری واگذار کنید. همانطور که می‌دانید کودکان در زمان‌هایی که بیمار می‌شوند و یا تغییراتی در شرایطشان ایجاد می‌شود وابستگی بیشتری به شیر مادر پیدا می‌کنند و به همین علت از شیر گرفتن آنها سخت‌تر می‌شود. زمانی که مادر فرصت بیشتری برای بیرون بردن و سرگرم کردن فرزندش دارد، بهترین زمان از شیرگیری کودک است، زیرا محدودیتهای محیط بیرون، مانعی برای شیر خوردن کودک محسوب می‌شود و سرگرم بودن او، اشتیاق به شیر خوردن را کم می‌کند. یادتان باشد از شیر گرفتن کودک نارس باید دیرتر از کودک عادی و سالم انجام شود.

حواس کودک را پرت کنید

برنامه روزانه تان را طوری بچینید که سر کودک حسابی گرم شود و یادش برود از شما شیر طلب کند. بخصوص در ساعتهایی که فرزندتان شیر شما را می‌خورد فعالیتهای جذاب و بازیهای سرگرم کننده و یا رفتن به پارک و گردش می‌تواند او را از یاد آوری آنچه از دست داده باز دارد. دادن غذاهای جذاب و رنگارنگ و مورد علاقه کودک هم در ساعاتی که عادت به شیر خوردن داشته می‌تواند نیاز جسمی او را کمتر کند و باعث شود که او کمتر بهانه بگیرد.

تنوع غذایی را از یاد نبرید:

پیش از آن که کودک را از شیر بگیرید، او را به غذا خوردن و نوشیدن مایعات با لیوان عادت دهید. این موضوع باعث می‌شود که برای ترک خوردن شیر مادر مجبور به تحمل سختی‌های غذا خوردن با قاشق و چنگال نشود. برای او سرویس غذاخوری جداگانه‌ای، با طرح‌های کودکانه و رنگ‌های شاد و تند بخرید.

برای اینکه کودک سیر شود و در ضمن کمتر بهانه بگیرد انواع مختلفی از غذاها را به او تعارف کنید. از غذاهای جامد رنگی با طعم‌های مختلف گرفته تا انواع نوشیدنی‌ها و میوه‌ها که بتواند توجه او را به خوردن جلب کند. البته یادتان باشد برنج و سیب زمینی و نان و انواع گوشت حتما در ترکیب غذاها باشد تا نیاز جسمی کودک به کربوهیدرات و پروتئین را برطرف کند. بهتر است کودک نوشیدنی و شیر خود را با لیوان یا فنجان بنوشد اما اگر کودک شما دوست دارد شیر را با نی بمکد می‌توانید برای او یک نی زیبا و عروسکی تهیه کنید تا نیاز کودک به مکیدن را هم تامین کرده باشید. دادن شیشه و پستانک توصیه نمی‌شود چون خود این‌ها هم وابستگی تازه‌ای برای کودک شما ایجاد می‌کند که بعدها ترک آن می‌تواند دردسر جدیدی ایجاد کند، مگر این که کودک شما کوچک باشد و در کمتر از یک سالگی مجبور شده باشید او را از شیر بگیرید که در این صورت لازم است با شیشه شیر خشک به او بدهید. در این حالت سعی کنید شیر خشکی انتخاب کنید که طعم آن به شیر مادر نزدیک باشد تا کودک بهتر آن را بپذیرد.

کودک را مجبور به غذا خوردن نکنید

اگر کودک شما از خوردن آنچه برایش تهیه کرده‌اید امتناع می‌کند و بهانه می‌گیرد، او را به زور مجبور به خوردن غذا و شیر گاو نکنید. حتی اگر احساس می‌کنید گرسنه است و بد اخلاقی او به علت گرسنگی است، اجازه بدهید کمی گرسنه‌تر بشود و خودش میل به این غذا پیدا کند. در برابر بهانه‌ها صبور باشید و اگر او غذا را رد کرد آن را از جلویش بردارید و ساعتی بعد دوباره به او تعارف کنید. یادتان باشد اگر در وعده‌های اصلی غذایی کودک از خوردن امتناع کرد، شکم او را با تنقلات و میان وعده پر نکنید و اجازه دهید که گرسنه شود و همان غذای اصلی را بخورد. در ضمن به کودک بالای یک ساله از غذای سفره بدهید. در ابتدا می‌توانید غذا را با پشت قاشق له کنید و کم کم او را با خوردن غذای خانواده آشنا کنید. اگراین کار را نکنید علاوه بر کمبود بعضی از ریز مغذی‌ها کودک 2 ساله هنگام از شیر گرفتن دچار مشکل خواهد شد چون نمی‌تواند غذاهای متنوع بخورد. البته بهتر است به غذای خانواده نمک کمتری بزنید تا کودک شما به غذاهای کم نمک عادت کند.

لباسهای شیردهی نپوشید

اگر شما لباسهای معمول شیر دهی بپوشید کودک‌تان مرتب به یاد گذشته می‌افتد و دلش می‌خواهد تجربه شیرین گذشته را تکرار کند، حتی زمانی که وقت شیر خوردنش نبوده است. با پوشیدن لباسهای تنگ که به راحتی باز نشود امکان شیر خوردن را برای کودک کمتر کنید. اگر در تخت خواب به او شیر می‌دادید و یا مکان خاصی برای شیر دهی داشتید کمتر به آن مکان بروید و به او امکان نشستن سر سفره و یا روی صندلی کنار دیگران را بدهید تا احساس بزرگی کند و بداند که باید دیگر مثل بزرگترها و در کنار خانواده غذا بخورد.

زمان بیشتری با کودک بگذرانید

شیر دادن بهترین بهانه برای گذراندن ساعاتی از روز با کودک بوده است. برای کودک همین کافی است که نخواهد این لحظات با مادر بودن را از دست بدهد. حتی شما دلتان تنگ خواهد شد برای اینکه کودکتان را مانند گذشته در آغوش بگیرید و به خود بچسبانید. بنابر این سعی کنید این لحظات سخت را با گذراندن ساعات بیشتری با کودکتان برای او و خودتان آسانتر کنید. برایش کتاب بخوانید و با او بازی کنید و به گردش وپارک بروید تا از شیر گرفتن کودک برایش چنین تصوری به وجود نیاورد که دیگر از عشق و محبت مادرانه محروم شده است.

اگر به علت بیماری، بارداری و یا مسافرت مادر، کودک به طور ناگهانی از شیر گرفته شود، اضطراب شدیدی در او ایجاد خواهد شد. در مواقعی که مادر شیرده، مجدداً باردار می‌شود، این بارداری به معنای قطع ناگهانی شیر برای کودک اول است. در این شرایط مادر فرصتی برای مراقبت از کودک ندارد. محروم شدن از گرمای محبت مادری موجب می‌شود تا کودک با انجام فعالیتها و رفتارهایی نظیر بد اخلاقی و گریه اعتراض خود را اعلام کند که البته چنین رفتاری برای کودکی نگران طبیعی است.

صبور باشید

در هنگام از شیر گرفتن کودکتان باید برنامه‌های ویژه‌ای تدارک ببینید زیرا بچه‌ها معمولاً پرخاشگر و بهانه‌گیر می‌شوند و مرتب نق می‌زنند. آرامش خود را حفظ و سعی کنید رفتاری آگاهانه در برابر آن‌ها داشته باشید. اگر قرار باشد با اولین گریه و فریاد دوباره به او شیر بدهید، هیچ وقت موفق نخواهید شد.

وعده‌های قبل از خواب و نزدیک صبح را آخر از همه حذف کنید

از شیر گرفتن ناگهانی ممکن است به کودک شما آسیب برساند، بنابر این بهتر است از روش تدریجی و کم کردن وعده‌های شیر دهی استفاده کنید تا کودک هم به این ترتیب کم‌کم با این قضیه کنار بیاید و عادت کند. صبح‌ها وقتی کودک از خواب بیدار شد به او شیر دهید و نوبت بعدی را تا جایی که امکان دارد به تأخیر بیندازید. بعضی متخصصان توصیه می‌کنند که هر هفته یکی از وعده‌های شیر روزانه را حذف کنید و بهتر است که ابتدا وعده‌های بعد از غذا را حذف کنید که کودک سیر باشد. وعده‌های قبل از خواب و شبانه آخرین وعده‌هایی هستند که باید حذف شوند. بعضی از کودکان عادت دارند که باشیر خوردن به خواب می‌روند. برای این کودکان حذف وعده قبل از خواب ممکن است به قیمت بر هم زدن خواب آنها تمام شود. بنابر این بهتر است قبل از حذف وعده قبل از خواب، روشهایی برای آرام کردن و خواباندن کودک قبل از خواب را یاد بگیرید. مثلا خواندن کتاب و بغل کردن یک عروسک نرم و خرس پشمالو یا گوش دادن به آهنگی ملایم و لالایی می‌توانند روشهای خوبی باشند. با این حال ممکن است بعضی از کودکان با این چیزها هم به خواب نروند و لازم شود از تکانهای ملایم روی پا و گهواره برای خواباندن آنها استفاده کنید.

از همسرتان کمک بگیرید

از همسرتان بخواهید وقت بیشتری را با فرزندتان بگذراند. در دورانی که قصد دارید او را از شیر بگیرید، از پدر خانواده بخواهید به او غذا بدهد یا وقت‌هایی که شیر می‌خواهد، او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد. پدر می‌تواند شب‌ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد تا کودک شما طبق عادت نخواهد با مکیدن سینه مادر خود به خواب برود.

خود را بیمار و سینه‌تان را زخمی نشان ندهید

با این کار کودک ناراحت می‌شود و ممکن است از وضعیت پیش‌آمده بترسد و وحشت کند. در این حالت نه‌تنها مشکلی حل نمی‌شود بلکه موضوع جدیدی به مشکلات خود اضافه کرده‌اید. بچه‌ها در دورانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، وابستگی‌های عاطفی شدیدی پیدا می‌کنند و این رفتار شما به آن‌ها صدمه می‌زند. او در تمام مدت شیر خوردن به بوی بدن مادر و صدای ضربان قلب او عادت کرده است؛‌ این عوامل به او آرامش می‌دهند. با او بازی کنید، او را در آغوش بگیرید تا آرام شود. در روش‌های سنتی، مادران موادی تلخ و تند مانند فلفل و صبر زرد را به نوک سینه خود می‌زدند تا کودک از خوردن شیر امتناع کند. بعضی از بچه‌ها چنان به شیر مادر وابسته‌اند که حاضرند تندی و تلخی را به جان بخرند اما دست از شیر خوردن برندارند. برای انجام این کار حتماً با متخصص اطفال مشورت کنید. داروهای گیاهی خواص و عوارضی دارند که ممکن است برای کودک شما مضر باشد. به جای این کارها مرتب تکرار کنید که او در حال بزرگ شدن است و باید بعضی از عادت‌هایش را ترک کند. در این حالت کمتر ضربه روحی می‌خورد و روابط مادر و فرزند هم دچار مشکل نمی‌شود.

در ضمن اگر کودک شما هنگام ترک شیر مادر انگشت خود را می‌مکد و یا پتو و بالش خود را همه جا همراه می‌برد این جایگزین‌های آرامش‌بخش را از او نگیرید و مانع کار او نشوید چون این عادتهای آرامش بخش می‌تواند به از شیر گرفتن کودک بدون آسیب روحی به او کمک کند. می‌توانید به جای انگشت به او پستانک بدهید چون ترک پستانک در آینده از ترک عادت انگشت مکیدن آسانتر خواهد بود.

تغذیه کودک 6 ماهه

تغذیه کودک 6 ماهه

تغذیه کودک 6 ماهه

 بهترین زمان شروع تغذیه تکمیلی نوزاد، زمانی است که کودک به خوردن غذای سر سفره علاقه نشان می دهد و بهترین زمان از 4 تا 6 ماهگی است. کودک دهان را به حالت جویدن تکان می دهد و حرکت زبانش تغییر می کند و در سن شش ماهگی دست دراز کرده و تمایل دارد که غذای والدین را بگیرد.

دلیل شروع غذای کمکی این است که از سن 6 تا 9 ماهگی کودک به منابع آهن احتیاج دارد و از سن 8 تا 9 ماهگی شیر مادر دیگر انرژی مورد نیاز کودک را تأمین نمی کند. اگر در فاصله 9 تا 12 ماهگی غذای جامد را شروع نکنید، در آینده کودک دچار مشکلات زیادی در زمینه قبول غذاهای جامد خواهد شد و اگر کمتر از 3 ماهگی به کودک غذای جامد بدهیم، خصوصاً اگر سابقه آلرژی در خانواده باشد، احتمال ایجاد آلرژی غذایی در کودک بسیار زیاد می شود.

حتی در بعضی موارد امکان دارد که غذای کمکی را از سن 3 ماهگی شروع کنیم، زمانی که کودک حتی پس از خوردن شیر هم گرسنه بنظر می رسد و یا رشد کودک با خوردن شیرمادر در حد کافی نیست. دراین زمان نباید سعی کنیم کودک را با شیر خشک سیر کنیم زیرا با خوردن شیرخشک کم کم علاقه اش را به خوردن شیرمادر از دست می دهد.

پس بر اساس تمایل و علاقه نوزاد تغذیه تکمیلی را شروع کنیم، نه در زمان و ساعت مشخص.
اصول تغذیه تکمیلی
حتماً از موادی استفاده شود که بعدها در سفره خانواده وجود دارد.
بعد از تغذیه شیرخوار با شیرمادر، غذای کمکی به او داده شود و هرگز قبل و یا در فواصل تغذیه با شیرمادر از غذای کمکی استفاده نشود.
از یک نوع ماده غذایی ساده شروع شود و کم کم به مخلوطی از چند نوع افزایش یابد.
از یک قاشق مرباخوری شروع و به تدریج بر مقدار آن اضافه شود( به استثنای زرده تخم مرغ که به اندازه یک نخود شروع می شود).
موادغذایی چه از نظر نوع و چه از نظر مقدار، باید به تدریج به غذای شیرخوار اضافه شود.

بین اضافه کردن موادغذایی مختلف 5 تا 7 روز فاصله باشد تا شیرخوار اول به یک غذا عادت کند، بعد غذای جدیدی به او داده شود. این کار باعث می شود که اگر ناسازگاری به یک ماده غذایی وجود داشته باشد شناخته شود و دستگاه گوارش شیرخوار نیز فرصت می یابد که به موادغذایی عادت کند.

در شروع، غذاها باید نسبتاً رقیق و غلظت آنها کمی بیشتر از شیرمادر باشد و به تدریج بر غلظت آنها افزوده گردد. این کار به یادگرفتن عمل جویدن کمک می کند.
تنوع در غذاهای کمکی رعایت شود.
غذاهای سرخ شده به کودک ندهد.
اگر کودک تمایل داشت به جای سبزیجات میوه های شیرین را شروع کنید. البته بهتر است ترتیب در دادن مواد غذایی رعایت شود، ولیکن به علایق کودک اهمیت دهید.
هیچ گاه کودک را با غذا تنها نگذارید، چون امکان دارد موجب خفگی او شود.
به غذای شیرخوار شکر زیاد یا نمک اضافه نکنید، زیرا حساسیت نوزاد به طعم ها با بزرگسالان متفاوت است.

بهتراست غذای کودک را با لعاب برنج شروع کنید. مزیت برنج این است که خیلی کم حساسیت زاست و تقریباً نشاسته خالص است، از این رو معده کودک براحتی آنرا هضم می کند. برای اولین بار، نیم تا یک ساعت پس از شیرخوردن، لعاب برنجی تهیه کنید که کمی غلیظ تر از شیر مادر باشد و با قاشق مناسب اندازه دهان کودک یک قاشق لعاب برنج به او بدهید. در روزهای بعد به مرور حجم و غلظت این غذا را اضافه کنید و براساس تمایل کودک به او غذا بدهید.

پس از دو هفته غذای دوم یعنی فرنی را شروع کنید. برای تهیه فرنی از شیر پاستوریزه و نشاسته استفاده کنید و غذای دوم فرنی است. از آخر ماه هفتم سوپ را شروع کنید.

باید توجه داشته باشید که غذای کمکی نوزاد باید، با حجم کم دارای بیشترین انرژی باشد یعنی غذای کودک نباید رقیق باشد، چون حجم معده کودک کم است و باید در کمترین حجم، بیشترین انرژی را داشته باشد. غذای او باید نرم باشد، ولی سعی کنید در مرحله شروع سوپ، فقط سبزیجات کاملاً پخته را با چنگال نرم کنید، چون اگر همیشه غذا له شده باشد کودک در یادگیری جویدن مشکل پیدا می کند. از مواد غذایی استفاده کنید که بطور معمول در غذای خانواده وجود دارد.

باید غذای کودک را یک بار در روز تهیه کنید و پس از رسیدن به حرارت مناسب و له کردن قطعه های درشت، به کودک بدهید. بقیه غذا را در یخچال نگهداری کنید و در زمان مناسب گرم کرده، به او بدهید.

غذای کمکی با فرنی آرد برنج شروع می شود( حساسیت شیرخوار به برنج کمتر است تا گندم). سپس در هفته دوم می توان حریره بادام را به رژیم غذایی کودک افزود.

در دو هفته آخر ماه هفتم می توان سوپ را به رژیم غذایی نوزاد افزود که این سوپ حاوی گوشت بدون چربی( که بترتیب اولویت و ارجحیت شامل گوشت گوسفند، مرغ و گوساله می باشد)، برنج و هویج است. سپس هر 3 روز یک بار، یک نوع سبزی به سوپ اضافه گردد؛ مانند جعفری، گشنیز، لوبیا سبز، کدوسبز، کرفس و… . ولی باید توجه داشت که سبزی در آخرین لحظات پخت سوپ، اضافه شود و اسفناج هم تا یک سالگی به سوپ اضافه نگردد. نباید به سوپ نمک، شکر یا چاشنی افزود.

در ماه هشتم زرده تخم مرغ به رژیم غذایی شیرخوار اضافه می شود. ( تا زیر یک سال از مصرف سفیده تخم مرغ توسط کودکان اجتناب شود) . در این زمان کم کم می توان از سبزی های نشاسته ای مثل سیب زمینی، کدو حلوایی و نخود فرنگی نیز در سوپ استفاده کرد( به فاصله هر 3 روز).

در دو هفته دوم ماه هشتم، ماست نیز داده می شود. بعلاوه از پوره های سیب زمینی و هویج نیز می توان استفاده کرد.

در ماه نهم در هفته اول می توان از حبوبات نیز در سوپ شیرخوار استفاده کرد . مصرف حبوبات از عدس و ماش که هضم آسان تری دارند، شروع می شود. در مورد لوبیا چیتی و لوبیا قرمز بهتر است از قبل آنها را خیس کرده، پوستشان را جدا نموده و بعد از پختن به سوپ اضافه نمود. اضافه کردن کره یا روغن مایع به سوپ برای شیرخوارانی که خوب وزن نمی گیرند، توصیه می شود.

در دو هفته آخر ماه نهم، آب میوه را نیز می توان شروع کرد( کیوی، توت ها، خربزه، آلبالو و گیلاس به علت ایجاد حساسیت درشیرخوار، تا یک سالگی توصیه نمی شود).
در دو هفته اول ماه دهم می توان از خود میوه استفاده نمود( پوست و هسته جدا شده و با پشت قاشق نرم گردد)
در دو هفته دوم ماه دهم، می توان از سبزی های سبز نیز در سوپ استفاده نمود(هر بار یک نوع سبزی افزوده شود) .
توجه نمایید که میوه ها و سبزی ها جزء غذاهایی هستند که در اواخر سال اول توصیه می شوند( بعد از دیگر گروه های غذایی)، چرا که کالری آنها نسبت به دیگر گروه های غذایی کمتر است.
در دو ماه دیگر نیز با توجه به اشتهای کودک از انواع سوپ، کته و پوره می توان استفاده نمود.
به خاطر داشته باشید که در این 6 ماه دوم سال اول، تغذیه با شیرمادر به طور مکرر و برحسب تقاضا و تمایل شیرخوار در تمام شبانه روز وقبل از هر وعده غذای کمکی باید مورد توجه قرار گیرد.

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

چگونه کودکی با هوش هیجانی (EQ) مناسب بپرورانیم؟

کودکان موجب می شوند که واژه “دمدمی مزاج” معنای جدیدی پیدا کند. یک لحظه کودک شما پادشاه جهان است و با شادی و خوشحالی به این سو و آن سو می دود؛ کمی بعد مثل یک گاو نر خشمگین شده است، از روی ناامیدی مطلق گریه می کند و اسباب بازیهایش را به این سو و آن سوی اتاق پرتاب می کند. مانند بسیاری دیگر از والدین ممکن است برای شما هم پیدا کردن راهی برای پاسخ دادن به احساسات و رفتارهای کودک در این لحظات سخت و دشوار، مشکل باشد.

متخصصان بر این باورند که این لحظات در اوایل دوران کودکی (زمانی که او محدودیتهای خود را در فرآیند رشد عاطفی اش تجربه می کند) بهترین فرصتهایی هستند که شما می توانید از آنها استفاده کرده و به کودک خود آموزش دهید که چگونه احساسات قدرتمند خود را مدیریت کرده و خود را آرام کند. محیط امن خانواده بهترین جایی است که می توان در آن این درسهای مهم زندگی را یاد داد و یاد گرفت.

هنگامی که شما به کودک خود کمک می کنید تا احساسات تند و تیز خود مانند عصبانیت ناامیدی یا آشفتگی ذهنی را درک کرده و آنها را مدیریت کند در واقع به او کمک می کنید تا بهره هوش عاطفی یا هوش هیجانی در او افزایش پیدا کند.

کودکی که بهره هوش عاطفی او بالاتر باشد قادر است ارتباط بهتری با احساسات خود برقرار کند؛ در هنگام اوج هیجانهای عاطفی خود را آرامتر کند؛ دیگران را بهتر درک کرده و با آنها بهتر ارتباط برقرار کند؛ و ایجاد روابط دوستانه محکمتر برای او آسان تر است.

متخصصان بر اهمیت بهره هوش هیجانی و نقش آن در کمک به کودکان برای افزایش سطح اعتماد به نفس و مسوولیت پذیری و نهایتا تبدیل شدن به بزرگسالانی که بتوانند با مهارت با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار کنند تاکید می کنند.

شما چگونه می توانید به کودک خود کمک کنید تا بهره هوش عاطفی اش افزایش پیدا کند؟ تکنیک هایی وجود دارند که “هدایت عاطفی” نامیده می شوند و در واقع یک دستورالعمل گام به گام است که شما می توانید با استفاده از آن به کودک خود آموزش دهید که احساساتش را تجزیه و تحلیل کرده و در هنگام برخورد با مشکلات روحی و عاطفی آنها را مدیریت کند. یک تکنیک در اینجا شرح داده شده است.

با توجه و ابراز احساسات به حرفهای او گوش بدهید

هنگامی که کودک از احساسات خودش برای شما می گوید با دقت به حرفهای او گوش بدهید سپس همه آنچه را با شما در میان گذاشته است مجددا برایش بازگو کنید. مثلا اگر فکر می کنید که بواسطه اینکه شما زمان زیادی را به مراقبت از نوزاد جدید خود اختصاص می دهید کودک شما احساس می کند ترک و رها شده است همین مطلب را با او در میان گذاشته و بپرسید که آیا واقعا چنین احساسی دارد؟ در صورتی که پاسخ او مثبت بود می توانید بگویید: «درسته. مامان باید وقت زیادی برای کوچولو می گذاشت».

آنگاه مثالهایی از زندگی خودتان را برای او بگویید تا به او نشان دهید که حرفهای او را می فهمید. به او بگویید که زمانی که برادر یا خواهرتان با پدرتان به شهر بازی می رفتند و شما نمی توانستید بروید چه احساسی داشتید؛ بگویید که مادر یا پدرتان چگونه به شما کمک می کردند تا احساس بهتری پیدا کنید. این کار موجب می شود کودک شما بفهمد که همه افراد اینگونه احساسات را تجربه می کنند و نهایتا هم از این مرحله عبور می کنند.

به کودک خود کمک کنید تا احساسات خود را نامگذاری کند

دامنه لغات کودک شما ضعیف بوده و درک او نیز از علت و معلولها بسیار ابتدایی و اولیه است؛ در نتیجه او برای تشریح احساسات خودش با مشکل مواجه می شود. شما می توانید به او کمک کنید تا نامهایی را برای احساسات مختلف خودش انتخاب کند و در نتیجه یک لغتنامه برای احساساتش ایجاد کند. اگر او به خاطر اینکه نمی تواند به پارک برود احساس ناامیدی یا ناکامی می کند شما می توانید بگویید: «احساس می کنی ناراحت هستی؟».

همچنین می توانید به او کمک کنید تا بفهمد که داشتن احساسات متضاد یا متعارض پیرامون یک چیز طبیعی است. مثلا او می تواند در هفته اولی که به مهدکودک می رود هم هیجان زده باشد و هم کمی بترسد.

اگر به نظر می رسد که کودک شما بدون دلیل مشخصی ناراحت یا آشفته است سعی کنید به اتفاقات اخیر فکر کنید و علت احتمالی مشکل او را پیدا کنید. آیا اخیرا خانه خود را عوض کرده اید؟ آیا شما و همسرتان در حضور کودک دعوا کرده اید؟ اگر مطمئن نیستید که عامل ناراحتی او چیست هنگام بازی کردن حرکات او را نگاه کرده و به حرفهایی که می زند گوش دهید. اگر او در هنگام بازی با عروسکهایش عروسک مادر را مرتب در حال داد و بیداد کردن بازی می دهد مطمئنا می توانید بفهمید که علت ناراحتی او چیست!

احساسات کودک خود را با ارزش شمرده و آنها را تائید کنید

هنگامی که کودک شما نمی تواند پازل را کامل کند و در نتیجه عصبانی می شود و کج خلقی می کند به جای اینکه به او بگویید: «دلیلی وجود ندارد که اینقدر ناراحت باشی» بهتر است تصدیق کنید که واکنش او کاملا طبیعی است. بگویید: «وقتی آدم نمی تونه پازل را کامل کنه واقعا حوصله اش سر می ره. مگه نه؟». اگر به او بگویید که واکنشهایش بیمورد یا بیش از حد هستند او احساس می کند که گویی باید جلوی بروز احساسات خودش را بگیرد.

کج خلقی ها و بد اخلاقی های او را به یک ابزار آموزشی مفید تبدیل کنید

اگر کودک شما پس از اینکه می فهمد باید توسط دندانپزشک معاینه شود، ناراحت و آشفته می شود با آماده شدن برای ویزیت دکتر به او کمک کنید تا کنترل خودش را به دست بیاورد. درباره اینکه چرا از معاینه توسط دندانپزشک می ترسد، اینکه انتظار دارد یا پیش بینی می کند که در زمان معاینه چه اتفاقاتی بیفتد و اینکه چرا او باید توسط دندانپزشک معاینه شود با او صحبت کنید. درباره زمانی که می خواسته اید با گروه سرود روی صحنه بروید و سرود بخوانید و ترسیده بودید یا زمانی که می خواستید یک کار جدید را شروع کنید و از آن می ترسیدید و یکی از دوستانتان به شما کمک کرد تا احساس بهتری پیدا کرده و ترس خود را کنار بگذارید با او صحبت کنید. صحبتهای عاطفی و صحبت کردن پیرامون احساسات برای کودکان (همانند بزرگسالان) بسیار مفید است.

از مشکلات عاطفی برای آموزش نحوه حل مشکلات استفاده کنید

هنگامی که کودک با شما یا یک بچه دیگر مشکل پیدا می کند محدودیتهای او را به وضوح برایش توضیح دهید سپس او را به سمت پیدا کردن راه حل مناسب راهنمایی کنید. مثلا شما می توانید بگویید: «می دانم از اینکه خواهرت ساختمانی را که با آجرهای اسباب بازی ساخته بود خراب کرد عصبانی هستی. اما نباید او را بزنی. پس وقتی عصبانی می شوی چه کار دیگری می توانی بکنی؟».

اگر کودک شما ایده ای در مورد راه حل مناسب ندارد چند گزینه در اختیار او قرار دهید. متخصصین در زمینه مدیریت عصبانیت، توصیه می کنند که در چنین شرایطی به کودک خود بگویید اول شکم، آرواره و مُچ دستهایش را چک کند و ببیند که آیا آنها سالم هستند، سپس یک نفس عمیق بکشد تا عصبانیت را از بدن خود بیرون کند و همچنین احساس بهتری از به دست آوردن مجدد کنترل خودش پیدا کند. آنگاه به کودک خود کمک کنید تا با صدای بلند و محکم درباره عصبانیتش حرف بزند؛ او می تواند با یک جمله شبیه به این حرفش را آغاز کند: «وقتی داد می زنی من عصبانی می شوم». کودکان باید بدانند که عصبانی شدن طبیعی است اما فقط تا جایی که به دیگران به این خاطر آزار و آسیب نرسانند.

با حفظ آرامش خودتان یک الگوی مناسب برای کودک باشید

همچنین شما می خواهید بدانید که در برابر ابراز احساسات کودک خودتان چگونه واکنش نشان می دهید. بسیار مهم است که در زمان عصبانیت جملات و حرفهای نامناسب، تند و زننده به کار نبرید. بهتر است به جای گفتن اینکه «تو من رو دیوونه می کنی» بگویید: «وقتی این کار را می کنی من عصبانی می شوم»؛ در این صورت کودک شما می فهمد که مشکل به رفتار او بر می گردد نه به خود او. از انتقاد بیش از حد خودداری کنید زیرا موجب می شود که کودک اعتماد به نفس خود را از دست بدهد.

بیشتر و پیشتر از هر چیز دیگر سعی کنید احساسات خودتان را نیز در نظر بگیرید. برخی از والدین احساسات منفی خودشان را در نظر نمی گیرند تا شاید بتوانند ناراحتی یا مشکلات کودکشان را کاهش دهند. اما پنهان کردن احساسات واقعی خودتان تنها موجب گیج شدن کودک می شود. مثلا در صورتی که به کودک بگویید که ناراحت هستید اما رفتار نامناسبی از خودتان بروز ندهید به کودک نشان داده اید که می توان شدیدترین احساسات را نیز به خوبی سرکوب کرد.

 

تغذیه مادر در دوران شیردهی

تغذیه مادر در دوران شیردهی

تغذیه مادر در دوران شیردهی

 اگر مادری هستید که به تازگی فرزندی به دنیا آورده اید و قصد دارید خودتان به او شیر بدهید باید مراقب تغذیه خودتان هم باشید . تجه به تغذیه مادران شیر ده از آنجا اهمیت پیدا می کند که باید هم نیاز های مادر و هم نیاز های کودک او را تامین کند . دوران شیردهی به خصوص شش ماه اول که تغذیه نوزاد منحصرا از شیر مادر است و کودک غذای دیگری نمی خورد توجه به این امر اهمیت بیشتری دارد.

توجه به نیازهای تغذیه ای مادر شیرده اهمیت داردزیرا تغذیه مناسب و متعادل: 

مادر را برای حفظ و مراقبت از کودک، سالم نگاه می دارد.

انرژی کافی مورد نیاز را برای انجام کارهای دیگری غیر از مراقبت از کودک تأمین می نماید.

از مصرف بافتهای بدن برای ایجاد انرژی و تولید شیر جلوگیری می کند.

 مادر را برای حاملگی های بعدی همراه با سلامت و ذخیره کافی مواد غذایی آماده می کند.

 مقادیر مجاز سفارش شده درشت مغذی ها

بر اساس برآوردهای متخصصین ، مادران شیرده علاوه بر انرژی مورد نیاز روزانه باید 500 کیلوکالری بیشتر در روز استفاده کنند. نیاز مادران شیرده به پروتئین در 6 ماهه اول پس از زایمان 65 گرم و در شش ماهه دوم 62 گرم در روز است

انرژی

مانند سایر مواد مغذی انرژی مورد نیاز مادر باید از طریق مصرف مواد غذایی تامین شود .البته به طور طبیعی و در طی دوران بارداری مقادیری ذخیره چربی در بدن مادر جمع می شود که بخشی از نیاز او را به انرژی تامین می کند. تولید شیر به 800 کیلوکالری انرژی اضافی در روز نیاز دارد که 500 کیلوکالری آن از راه دریافت غذا تأمین می شود .

در 3-2 ماه اول 300 کیلوکالری باقیمانده از متابولیسم ذخیره چربی دوران بارداری (4-2 کیلوگرم) تأمین می شود. شیر دهی صحیح به مادر در مصرف این منابع چربی کمک می‌کند و علاوه بر کمک به تامین انرژی از بافت چربی به مادر در بازگشت به وزن قبل از بارداری کمک می کند.به همین دلیل کاهش وزن و رسیدن به وزن مناسب یکی از ویژگی های شیرمادر است.

در دوران شیردهی، کاهش وزن به میزان نیم تا دو کیلوگرم در ماه مناسب است.

 مقادیر اضافی مورد نیاز از مواد مغذی در دوران شیردهی

 همانطور که گفته شد به دلیل خروج بخشی از مواد مغذی از طریق شیر از بدن مادر باید مقدار اضافی علاوه بر نیاز روزانه مادر مواد مغذی در اختیار بدن وی قرار گیرد.

این مقدار اضافی شامل مقادیر برآورد شده زیر است:

پروتئین:                      15گرم در روز    

ویتامین آ:                    500 میکروگرم در روز

 ویتامین ث :               30میلی گرم در روز

روی :                        7میلی گرم در روز

ید :                      50 میکروگرم در روز

رزیم غذایی مناسب روزانه برای مادر شیرده

استفاده از وعده غذای معمولی برای تأمین انرژی اضافی مورد نیاز برای شیردهی کافی است.
رژیم غذایی متعادل برای یک زن شیرده، حاوی 2200 کیلوکالری انرژی و مقدار متناسبی چربی است.خودداری از مصرف غذای زیاد از چاق شدن مادر پیشگیری می کند.استفاده از رژیم متناسب و رعایت تعادل و تناسب مانند سایر گروه ها برای مادران شیرده هم ضروری است . استفاده متعادل و متنوع از تمام گروه های غذایی باعث تعادل در تغذیه و افزایش میزان موفقیت در شیردهی می شود. انواع فرآورده های شیــری، میوه ها، سبزی ها و غلات جزء ضروری رژیم غذایی است

بر اساس توصیه های متخصصین تغذیه نیازهای غذایی مادر شیرده بر اساس جدول زیر تنظیم می شود.

 گروه نان و غلات: 11-9 سهم (این گروه شامل نان، ماکارونی ، برنج و انواع غلات و آردهاست که هر سهم آن 30 گرم در نظر گرفته می شود.

گروه شیر و فرآورده های آن: 4-3 سهم

گروه سبزی ها: 5-3 سهم

گروه میوه ها: 4-2 سهم

گروه گوشت، حبوبات و مغزها: 6-4 سهم

در عین حال رعایت نکات زیر تنوع رژیم غذایی را افزایش داده و کمک می کند که تمام مواد مغذی مورد نیاز در اختیار مادر قرار گیرد.
مصرف روزانه حداقل یک واحد میوه یاسبزی غنی از ویتامین ث و یک روز درمیان یک واحد میوه یا سبزی غنی از ویتامین آ

منابع غنی ویتامین A: طالبی، انبه، زردآلو، هلو، سبزیهای برگ سبزتیره ، هویج

 
منابع غنی ویتامین C: مرکبات، گوجه فرنگی، فلفل سبز، توت فرنگی

 
توصیه های غذایی در دوران شیردهی

      مایعات : مصرف مقدار مناسب مایعات تشنگی مادررا برطرف کرده و مکانیزم حفظ حجم شیررا فعال نگاه می دارد.

      ویتامین ها: ویتامینها برای فعل و انفعالات شیمیایی مختلف در بدن کاربرد دارند.با افزایش متابولیسم بدن و از جمله اضافه شده فرایند های شیر سازی نیاز به ویتامین‌ها افزایش می یابد. علاوه بر آن بخشی از ویتامین مورد نیاز کودک از طریق شیرمادر تامین میشود.

      مواد معدنی : در بین مواد معدنی نیاز مادر به کلسیم، آهن، و ید بیشتر است.
   بهتر است مادران شیرده از مصرف غذاهای نفاخ، مواد بو دارو مقادیر زیاد کافئین خودداری کنند.زیرا ترکیبات موجود در این مواد غذایی ممکن است از طریق شیر وارد بدن نوزاد شده و او را دچار ناراحتی های گوارشی و … کند

موفقیت در شیردهی

 اولین تماس مادر و کودک (تا 12 ساعت پس از زایمان)

   عوامل فرهنگی

 کمک مادربزرگ

   همراهی همسر در مراقبت

   دید مثبت جامعه

   نگرش جامعه بهداشتی و پزشکی

   آگاهی مادر از فیزیولوژی شیردهی و مزایای تغذیه با شیر مادر

رابطه وضعیت تغذیه ای مادر و شیراو

  سوء تغذیه مزمن و شدید، تأثیر کمی روی حجم شیر دارد ولی در کیفیت آن تغییراساسی ایجاد نمی کند.

  کمبود چربی در ترکیب شیر مادر مربوط به عدم دریافت انرژی کافی و ذخیره چربی در دوران بارداری است.

   لاکتوز-اساسی ترین قند شیر مادر- تحت تأثیر رژیم غذایی نیست.

   از میان ریز مغذیها فقط منیزیم، فلوئور و ید تحت تأثیر غذای دریافتی است.

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

چگونه ‌کودکی باهوش تربیت کنیم؟

هر پدر و مادری به هوش فرزند خود افتخار می‌کنند. کافیست فرزندشان گوشه‌ای از توانایی ذهنی خود را به نمایش بگذارد که از نظر والدینش، بالاتر از سن وی و قوه ادراک همسالانش باشد تا والدین به قول معروف ذوق کنند و این هوش غیرعادی به نقل محافل مختلف تبدیل شود

مطلوبیت هوشی نزد افراد در جوامع امروزی با موفقیت‌های آینده پیوند دارد و این اعتقاد عمومی وجود دارد که باهوش‌ترها موفق‌ترند. آنان می‌توانند مدارج علمی و تحصیلی را براحتی و با سرعت بیشتر طی کنند، تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، تخصص‌های مختلف پیدا کنند، زندگی اقتصادی بهتری داشته باشند و به واسطه هوش برتر و جایگاهی برتر داشته باشند. اگر نوابغ را استثناء کنیم هوش عموم افراد بیش از آن که ارثی و ژنتیکی باشد اکتسابی است. محققان 3 تا 11 سالگی را سن شکل‌گیری هوش برتر در افراد می‌دانند و معتقدند در صورتی که شرایط مختلفی برای افزایش ضریب هوشی یک کودک در محدوده این سن مهیا باشد وی فرد باهوشی خواهد بود. این شرایط برای والدین فرصتی پدید می‌آورد تا آنچه برای فرزندشان دوست ‌دارند و آرزو می‌کنند خود محقق سازند. توصیه متخصصان برای پرورش ذهنی کودک و افزایش بهره هوشی وی چنین است


ورزش و تحرک 

بزرگ‌ترها از این که فراغتی بیابند و دقایقی یا حتی ساعاتی یک جا بنشینند و وقت بگذرانند، لذت می‌برند. کودکان از این کار متنفرند و سوخت و ساز فعال بدن آنها اجازه چنین کاری نمی‌دهد. بالطبع کودکانی که به قدر کافی تحرک نداشته باشند یا از فعالیت بدنی بویژه برای بازی منع شوند بدن، روحیه و ذهن سالمی نخواهند داشت. بهتر است همزمان با سن تحصیل کودکان به فعالیت‌های ورزشی سبک، هدفمند و دائمی تشویق شوند. انرژی مصرف نشده در بدن کودکان به جای آن‌که مانند بزرگ‌ترها به افزایش قدرت ذهنی یا تمرکز فکری منجر شود، نقشی مخرب خواهد داشت. هنگامی هم که شرایط برای فعالیت ذهنی مهیا نباشد، از هوش و ذکاوت خبری نیست. عقل سالم در بدن سالم است


فراغت 

درس و تحصیل از سوی برخی والدین باعث شکوفایی فکر و روان فرزندان می‌شود. تعادل در درس خواندن موضوعی است که باید از سوی والدین به کودک آموخته شود. اصرار بر گرفتن نمره‌های درسی عالی و کامل می‌تواند فشار روانی شدیدی بر کودکی وارد کند که عملا وی را به ماشین درس خواندن و نمره آوردن تبدیل می‌کند. فراغت باید روزانه و ملموس باشد و با فعالیت‌هایی پر شود که کودک به انجام آنها علاقه‌مند باشد. بازی‌های فکری به‌تنهایی نیاز کودک به بازی را برطرف نمی‌کند و لازم است تنها بخشی از فراغت کودک را به خود اختصاص دهد


گروه دوستان 

برخلاف تصور عمومی که خلاقیت، هوش و نبوغ را محصول انزواطلبی یا قرین‌ آن می‌پندارد، باهوش‌ها روابط اجتماعی سالم‌تر و عمیق‌تری با سایرین بویژه گروه همسالان خود دارند. رابطه با دیگران و بازی‌های جمعی قدرت تصمیم‌گیری، درک مفاهیم و حل مشکلات را در کودک بالا می‌برد


آگاهی‌ها و اطلاعات 

اطلاعات، پایه دانش است و بالطبع افراد باهوش و خلاق، آگاهی‌های عمومی و اختصاصی بیشتری نسبت به سایرین دارند. این اطلاعات می‌تواند از طریق رسانه‌ها، بازی‌ها، مطبوعات، کتاب‌ها، صحبت‌های والدین و… به کودک منتقل شود. در این‌باره پیش از هر اقدامی لازم است علاقه کودکی به حوزه خاصی از آگاهی‌ها شناسایی شود. ممکن است کودکان به داستان‌های واقعی یا تخیلی، علوم ریاضی، نجوم، ادبیات، اطلاعات عمومی و… علاقه نشان دهند و خواهان دریافت آگاهی‌های مقدماتی در حوزه این رشته‌ها باشند


هنر 

موسیقی، نقاشی، خطاطی، هنرهای نمایشی، تجسمی و… رشته‌هایی هستند که نقش پرداختن به آنها در افزایش توان ذهنی کودکان اثبات شده است.در این باره باید موسیقی را هنری ویژه دانست. ریاضیات پایه و مایه اصلی موسیقی است و این هنر در حقیقت بیش از آن‌که با عواطف و احساسات سر و کار داشته باشد نزد هنرجو با تمرین و ورزیدگی ذهنی همراه است. بی‌دلیل نیست که موسیقی را ورزش ذهن نامیده‌اند


قدرت تصمیم‌گیری 

تحمیل اراده والدین به فرزند در همه زمینه‌ها و کارها نه‌تنها تصمیم‌گیری بلکه قدرت تصمیم‌گیری را از کودک می‌گیرد. هنگامی که کودکان احساس کنند برای انتخاب و تصمیم‌گیری مختارند ذهنشان فعال می‌شود و تلاش می‌کنند انتخابی درست داشته باشند. هرچند این انتخاب ممکن است اغلب برای به دست آوردن منفعتی آنی باشد که والدین آن را نمی‌پسندند. این‌که لباس کودک زرد باشد یا قرمز موضوعی نیست که والدین در آن دخالت کنند و باید به خود کودک سپرده شود. تصمیم‌گیری و سنجیدن انتخاب‌های متفاوت، موتور ذهن کودک را روشن می‌کند و تمایل وی به دانایی و زیرکی را افزایش می‌دهد


گفت‌وگو 

کلام آغاز اندیشه است. در میان هر بحث و گفت‌وگویی فکرهای جدید، ایده‌های تازه و روش‌های نوین کشف می‌شود. صحبت کردن با کودک درباره کارهایی که انجام داده، رفتاری که در مقابل دوستان و مربیان از خود نشان داده،‌ حرف‌هایی که به زبان آورده و آنچه به آن می‌اندیشد و باور دارد او را به قضاوت وامی‌دارد. علاوه بر آن به وی کمک می‌کند تا ذهنش را فعال سازد، نظر واقعی‌اش را بگوید، موضع بگیرد و تعاریف تازه ارائه دهد. صحبت والدین با فرزند درباره مسائل ساده و روزمره به وی آرامش عاطفی می‌بخشد و از شکل‌گیری عقده‌ها و هیجانات مخرب جلوگیری می‌کند.

تغییر غذای کودک از شیر به غذای جامد

تغییر غذای کودک از شیر به غذای جامد

تغییر غذای کودک از شیر به غذای جامد

 از شیر گرفتن، تغییر تد‌ریجی تغذیه کود‌ک از شیر به غذاهای ترکیبی است. شیر تا پیش از 4 ماهگی، کلیه مواد‌ غذایی لازم را برای کود‌ک فراهم می‌کند‌. بین سنین 4 تا 6 ماهگی،‌ د‌ستگاه گوارش کود‌ک به حد‌ی از رشد‌ و تکامل می‌رسد‌ که برای هضم غذاهای پیچید‌ه تر نیز آماد‌ه می شود‌. د‌ر این سنین، علائم گرسنگی بعد‌ از شیرخورد‌ن و تقاضا برای افزایش د‌فعات تغذیه د‌ید‌ه می شود‌. این علایم نشانه آماد‌گی کود‌ک جهت از شیرگرفتن است.

غذاهای اولیه : تغییر غذای کود‌ک از شیر به غذاهای جامد‌، یک روند‌ تد‌ریجی است که تکمیل آن به 3 تا 4 ماه یا حتی بیشتر زمان نیاز د‌ارد‌. بعضی کود‌کان سریعاً به غذاهای جامد‌ عاد‌ت می‌کنند‌، ولی عد‌ه‌ای د‌یگر نیاز به زمان بیشتری د‌ارند‌. نمود‌ار زیر یکی از روش‌های از شیرگرفتن را ارائه می‌کند‌. البته موارد‌ ذکر شد‌ه باید‌ با شرایط کود‌ک و موقعیت زند‌گی و معیشتی والد‌ین منطبق شود‌. هیچ قانون و زمان خاصی برای از شیرگرفتن شیرخوار وجود‌ ند‌ارد‌. طول مد‌ت روند‌ تغییر غذا از شیر به جامد‌ات،‌ یا نوع غذای پیشنهاد‌ی نیز متغیر است.

مهمترین مسأله، د‌ارا بود‌ن د‌ید‌گاه مثبت و انعطاف‌پذیر د‌ر این مورد‌ است. د‌ر خلال چند‌ هفته اول بعد‌ از شیر گرفتن، کار شما تهیه غذاهای جامد‌ و د‌اد‌ن آنها به کود‌ک با استفاد‌ه از قاشق است. کود‌ک شما احتمالاً د‌ر مراحل اولیه از این راه فقط مقاد‌یر کمی مواد‌ غذایی به‌د‌ست می‌آورد‌. برای د‌اد‌ن مواد‌ غذایی به کود‌ک زمانی را انتخاب کنید‌ که هم ماد‌ر و هم کود‌ک د‌ر آرامش به‌سر می‌برند‌. اغلب موقع نهار بهترین زمان برای د‌اد‌ن مواد‌ غذایی جامد‌ به کود‌ک است.

ممکن است اشتیاق کود‌ک شما برای خورد‌ن مواد‌ غذایی جد‌ید‌ د‌ر زمان صبحانه نسبت به سایر اوقات کمتر باشد‌. همچنین د‌ر زمان گرسنگی و یا زمانی که کود‌ک خسته است، اشتیاقی برای استفاد‌ه از مواد‌ غذایی جامد‌ ند‌اشته باشد‌.
کود‌ک را د‌ر آغوش بگیرید‌ و کار خود‌ را با د‌اد‌ن نیمی از شیر هر وعد‌ه، ‌سپس یک قاشق غذا و د‌وباره شیر د‌اد‌ن به مقد‌اری بیشتر نسبت به د‌فعه اول شروع کنید‌. برای شروع، برنج یا سبزیجات و میوه ها (به غیر از مرکبات)، بهترین غذا برای کود‌ک است.
زیرا این مواد‌ کمتر باعث ایجاد‌ واکنش‌های زیان‌آور د‌ر کود‌ک می‌شوند‌.
د‌ر صورت امتناع کود‌ک از خورد‌ن غذا و یا ابتلا به اسهال، ‌استفراغ و ‌بثورات، از د‌اد‌ن آن غذا برای چند‌ هفته اجتناب کنید‌. به‌تد‌ریج از مقد‌ار شیر بکاهید‌ و تا قبل از یک‌سالگی، جهت تأمین نیاز کود‌ک به شیر فقط از شیر ماد‌ر یا شیرخشک استفاد‌ه کنید‌.

* روش صحیح از شیر گرفتن: برای تغذیه صحیح کود‌ک باید‌ از غذاهایی که د‌ر هنگام بلوغ نیز به فرزند‌ان د‌اد‌ه می‌شود‌، استفاد‌ه کنید‌. همیشه از غذاهای خانگی که از مواد‌ تازه تهیه شد‌ه‌‌اند‌، استفاد‌ه کنید‌. به غذای کود‌ک نمک اضافه نکنید‌.

جهت جلوگیری از پوسید‌گی د‌ند‌ان،‌ استفاد‌ه از مواد‌ قند‌ی و شیرین را محد‌ود‌ کنید‌. جهت آشنایی کود‌ک با انواع مختلف مواد‌ غذایی و چاشنی‌ها د‌ر مواد‌ غذایی کود‌ک تنوع ایجاد‌ کنید‌. این عمل از بهانه‌گیری د‌ر امر غذاخورد‌ن د‌رآیند‌ه جلوگیری می‌کند‌.

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

چگونه کودکی شاد و خوشحال بزرگ کنیم؟

هر پدر و مادری که بهترین آرزوها را برای فرزندان خود دارند، همه تلاش خود را می کنند تا اطمینان حاصل نمایند که کودکانشان سالم هستند و در شرایط روحی و جسمی مناسبی بسر می برند. بسیاری از مادران ممکن است کارهای مهیج زیادی را برنامه ریزی کنند که می تواند تمام روز کودکان را پُر کند و به آنها ثابت کند که مادرشان بدون قید و شرط به آنها علاقه دارد. با این حال مانند بسیاری دیگر از والدین دغدغه اصلی این است: آیا کودکان من واقعا شاد و خوشحال هستند؟

ممکن است دانستن اینکه چه چیزی کودکان را شاد و خوشحال می کند شما را شگفت زده کند. متخصصان رشد کودک که در این زمینه تحقیق می کنند می گویند: “شادی” چیزی نیست که شما بتوانید مثل یک هدیه زیبا با کاغذ کادوی جذاب به کودک خود “بدهید”. یک روانشناس و نویسنده کتاب «شادی بزرگسالان و ریشه های آن در دوران کودکی» می گوید: در واقع کودکان والدینی که در به دست آوردن دل آنها بیش از حد افراط کرده باشند (مثلا کوهی از اسباب بازی برای آنها خریده باشند یا اینکه جلوی بروز هرگونه ناراحتی عاطفی را در آنها گرفته باشند) به احتمال زیاد در دوران نوجوانی خسته، عیبجو و غمگین (بدون شادی و خوشحالی) خواهند بود. وی با تاکید بر اینکه «باید به کودکان کمک کرد تا برخی ابزارهای روحی و درونی را در خود ایجاد کنند که بتوانند در تمام طول عمر به آنها اعتماد کرده و از آنها استفاده کنند» می گوید: بهترین عواملی که می توانند نشانه شاد بودن فرد باشند درونی هستند نه بیرونی.

البته نکته مهم این است که لازم نیست شما یک متخصص در زمینه روانشناسی کودکان باشید تا بتوانید هوش و قوه درونی آنها را به قدری تقویت کنید که بتوانند فراز و نشیبهای زندگی را تحمل کنند. با کمی حوصله و انعطاف پذیری، هر پدر و مادری می تواند زمینه های یک عمر شادی را برای کودک خود فراهم کند.

یاد بگیرید که نشانه ها را به خوبی درک کنید

به احتمال زیاد کودک شما می تواند غم یا شادی خود را به خوبی به شما نشان بدهد. وقتی شما به خانه برمی گردید یک لبخند بزرگ بر روی صورت او می نشیند؛ و هنگامی که نتواند عروسک محبوبش را پیدا کند با بغض گریه می کند. اما شاید شما هنوز هم نتوانید تشخیص دهید که آیا او در مجموع شاد و راضی هست یا خیر؟ نشانه های این مورد معمولا واضح هستند: یک کودک شاد و خوشحال می خندد، بازی می کند، از خود کنجکاوی نشان می دهد، به ارتباط با سایر بچه ها علاقه نشان می دهد و به تحریک و تهییج دائمی نیاز ندارد. برعکس نشانه های خوشحال نبودن کودک نیز واضح هستند؛ این کودک خجالتی و ساکت است، کم غذا می خورد، دوست ندارد به جمع کودکان دیگر بپیوندد، بازی نمی کند، سوال نمی پرسد، نمی خندد یا لبخند نمی زند و بسیار کم صحبت می کند.

البته اگر کودک شما ذاتا خجالتی یا درون گرا باشد بدین معنا نیست که شاد و خوشحال نیست. خجالتی بودن به هیچ وجه مساوی با غمگین بودن نیست؛ اما شما باید بیشتر سعی کنید تا بتوانید نشانه های هر کدام از این حالتها را به خوبی بفهمید. شما باید مراقب تغییرات عمده رفتاری در کودک خود (مانند منزوی شدن یا ترسیدن دائمی و بیش از حد) باشید؛ زیرا این نشانه ها ممکن است بیانگر آن باشند که کودک مشکلاتی دارد که شما باید به آنها توجه کنید.

را که کودکان برای ابراز احساساتشان نشانه های فطری را مورد استفاده قرار می دهند. شما هم می توانید این نشانه ها را در کودک خود تشخیص دهید. دو نشانه از این مجموعه یعنی “علاقه” و “لذت بردن” مثبت هستند؛ اما نشانه های منفی از جمله “اضطراب” “خشم” و “ترس” در مورد کودکان غمگین صدق می کنند.

اکثر والدین می فهمند کودکی که دائما دچار ترس بی دلیل یا بیش از حد است و به سادگی آشفته یا مضطرب می شود نمی تواند یک کودک شاد و خوشحال باشد؛ اما بسیاری از والدین متوجه نیستند که یک کودک عصبانی در واقع غم و ناراحتی خود را ابراز می کند. صرف نظر از سن، عصبانیت را می توان نتیجه اضطراب بیش از حد دانست. هنگامی که کودک شما برادرش را می زند یا اسباب بازیهایش را به این طرف و آن طرف پرتاب می کند در واقع بیش از حد توانش مضطرب است.

احتمالا کودک شما می تواند هنگامی که دچار مشکلات حادی است با شیوه های مخصوص به خودش این مطلب را به شما انتقال بدهد. برخی کودکان ممکن است از سکوت استفاده کنند و برخی دیگر ممکن است بداخلاقی کنند یا به شما بچسبند و شما را رها نکنند. هرچه بیشتر با اخلاق و مزاج کودک خود آشنا بشوید شناسایی نشانه های مشکلات احتمالی کودک در دنیای خودش برای شما آسانتر خواهد شد. برای دریافت اطلاعات بیشتر پیرامون اخلاق و مزاج کودک خود به مقاله “آیا کودکان شاد به دنیا می آیند؟” مراجعه کنید.

موقعیت شوخی و تفریح را فراهم کنید

هرچند تفریح و بازی دائمی یا خوردن بستنی به جای شام آرزوی همه کودکان است اما عاملی که می تواند موجب به وجود آمدن بیشترین شادی برای کودک شود، در دسترس تر و بدیهی تر است؛ آن عامل خود شما هستید! توجه به این نکته مهمترین مرحله برای شاد کردن کودک است. با آنها ارتباط برقرار کنید؛ با آنها بازی کنید. اگر شما با آنها تفریح کنید آنها هم واقعا تفریح می کنند. اگر شما بتوانید فضایی فراهم کنید که فرزند شما در دوران کودکی در ارتباط و دلبسته به والدین باشد، بهترین گام را برای تضمین شادی کودک خود برداشته اید.

بازی می تواند موجب شادی شود اما همچنین کودک شما از طریق بازی مهارتهای ضروری برای شادی در دورانهای بعدی زندگی اش را فرا می گیرد. بازیهای ساخت نیافته، که به کودک امکان تعیین یا انتخاب جزئیات بازی را می دهند، او را قادر می سازند تا آنچه را دوست دارد کشف کند. مثلا او می تواند با بلوکهای اسباب بازی یک بُرج بسازد؛ با عروسکهایش بیمارستان بازی کند و این بازیها نهایتا می تواند او را به سمت حرفه و شغلی راهنمایی کند که برای او مانند یک بازی مادام العمر و سراسر تفریح و شادی باشد. در واقع کلاسهای موسیقی، ورزشهای منظم و دیگر فعالیتهای ساخت یافته و پرمحتوا را نمی توان “بازی” دانست. کودکان هنگامی “بازی” می کنند که بتوانند ابتکار داشته باشند، بسازند و رویاپردازی کنند.

به کودک کمک کنید تا استعداد خود را پرورش دهد

نسخه ای که برای ایجاد شادی مادام العمر تجویز می شود یک نکته حیرت آور دارد: افراد شاد کسانی هستند که یک مهارت را به خوبی فرا گرفته اند. به عنوان مثال هنگامی که کودک در حال تمرین پرتاب توپ به سمت شما است از خطاهایش یاد می گیرد، نظم و تداوم و سماجت را فرا می گیرد و نهایتا از موفقیتی که ناشی از تلاش خودش است لذت می برد.

همچنین اطرافیان نیز موفقیت او را تشویق و تائید می کنند؛ که این نیز دستاورد دیگری برای کودک است. مهمتر از همه اینکه کودک فرا می گیرد که تا حدی بر زندگی خودش کنترل دارد: اگر او تلاش کند تا کاری را انجام دهد، می فهمد که نهایتا با اصرار و تداوم می تواند موفق شود و این موفقیت رضایتمندی را برای او به ارمغان می آورد. تحقیقات نشان می دهند که این احساس کنترل بر زندگی از طریق دستیابی به یک مهارت عامل مهمی در شادی و خوشحالی در دوران بزرگسالی است.

کارشناسان اخطار می دهند که کودکان (همانند بزرگسالان) باید به دنبال علایق خودشان بروند وگرنه از موفقیتهای خود لذت نخواهند برد و این موفقیتها موجب بروز شادی و خوشحالی در آنها نخواهد شد. مادر دو کودک می گوید که اولین علاقه پسر سه ساله اش ساخت و ساز است! او می گوید: «پسرم دوست دارد هم خودش یک چیزی بسازد و هم در ساختن چیزهای ساده به پدرش کمک کند. این کار موجب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند. ما سعی می کنیم به او کمک کنیم تا بر روی استعداد ذاتی خودش متمرکز شود که در این صورت می توانیم بگوییم واقعا خوشحال و شاد است».

کودکان شاد در بدنهای سالم زندگی می کنند

خواب کافی، ورزش و رژیم غذایی مناسب در سلامتی هر کس (خصوصا کودکان) اهمیت دارند. کودکان به طور طبیعی زیاد ورزش می کنند: در صورتی که زمان کافی در اختیار کودک خود قرار دهید تا در حیاط خانه یا پارک بدود، اخلاقش هم بهتر می شود. همچنین بهتر است به ساختار روحی و شخصیتی کودک خود نیز توجه کنید: هرچند برخی از کودکان آسان گیرند، اما برخی دیگر تنها زمانی شاد هستند و پیشرفت می کنند که برنامه منظمی داشته و بدانند در طول روز چه کارهایی باید انجام دهند.

همچنین ممکن است بخواهید بین مصرف یک غذای خاص و اخلاق کودکتان ارتباط برقرار کنید. برخی از والدین متوجه می شوند که هرچند مصرف شکر موجب می شود که انرژی کودک تا حد زیادی افزایش پیدا کند اما ممکن است موجب نوسانات اخلاقی یا رفتارهای پرخاشگرانه نیز شود. پس حساسیتهای غذایی نیز ممکن است در رفتار و اخلاق کودک شما نقش بازی کنند.

اجازه دهید با مشکلاتشان بجنگند

اما شما خواهید گفت: «من وظیفه دارم که کودکم را شاد کنم. آیا نباید سعی کنم که همه شرایط را به بهترین نحو برای او فراهم کنم؟». در واقع این حرف یک اشتباه بزرگ از سوی والدینی است که به کودک خود علاقه داشته و نیت خیر دارند.

والدین دائما سعی می کنند تا شرایط بهتری را برای کودک خود فراهم کرده و آنها را دائما شاد نگه دارند. اما این کار واقع بینانه نیست. سعی نکنید به محض بروز مشکل دخالت کرده و آن را برطرف کنید. کودکان باید یاد بگیرند که برخی مشکلات یا ناراحتی ها را تحمل کنند. بگذارید با مشکلاتش بجنگد و خودش چیزهای مختلف را کشف کند زیرا این کار موجب می شود کودکان نحوه برخورد با مشکلات را یاد بگیرند.

اگر کودکان بتوانند محدوده مشخصی از تجارب، حتی برخی تجارب سخت یا ناامیدکننده، را به صورت فردی و شخصی کسب کنند به آنها کمک می کند تا منبعی از تواناییهای درونی را به دست آورند که نهایتا آنها را به سمت شادی و خوشحالی هدایت خواهد کرد. دست و پنجه نرم کردن با مشکلات (مثلا چهار دست و پا راه رفتن برای یک کودک هفته ماهه یا عمل تفریق برای یک بچه هفت ساله) و حل موفقیت آمیز آنها موجب می شود که کودکان در برخورد و حل مشکلات خود ورزیده تر شوند.

البته این بدان معنا نیست که کودکان نباید هرگز از دیگران کمک بخواهند، اما نقش شما این است که به آنها کمک کنید تا راه حل را پیدا کنند نه اینکه مستقیما راه حل را در اختیار آنها قرار دهید. یادگیری نحوه برخورد با مشکلات و فشارهای اجتناب ناپذیر زندگی یک نکته بسیار مهم برای شادی و خوشحالی کودک در آینده است.

به دست آوردن احساس استقلال و اعتماد به نفس توسط کودک منجر به افزایش احترام به خود و شادی در او خواهد شد. یکی از راههایی که می توانید با آن به کودک خود کمک کنید تا استقلال و اعتماد به نفس به دست بیاورد این است که او را وادار کنید چند بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقیقه به تنهایی بازی کند.

اجازه دهید بعضی وقتها ناراحت یا عصبانی باشند

هنگامی که در یک جشن تولد کودک شما یک گوشه می ایستد و کز می کند ممکن است واکنش طبیعی شما این باشد که او را به پیوستن به جمع شاد مهمانها ترغیب یا وادار کنید. اما مهم است که به او اجازه دهید تا بعضی وقتها ناراحت باشد. وقتی کودک با عدم پذیرش توسط دیگران مواجه می شود، به یک جشن تولد دعوت نمی شود یا چون چیزی را که می خواسته به دست نیاورده است و ناراحت می شود، برخی از والدین فورا نگران می شوند و سعی می کنند با اقدامی عجولانه مشکل کودکشان را بسرعت برطرف کنند.

اما کودکان باید بدانند که اگر بعضی وقتها ناراحت باشند احساسشان کاملا طبیعی است؛ در واقع ناراحتی هم بخشی از زندگی است. اگر ما به عنوان والدین تلاش کنیم تا همه ناراحتیها را از بین ببریم در واقع این پیام را به کودک می دهیم که: “نباید ناراحت باشی. ناراحت بودن یک اشتباه است”. در صورتی که ما در زندگی واقعی می بینیم که احظاتی وجود دارد که از صمیم قلب غمگین می شویم یا شاید خشمگین باشیم. ما باید به آنها اجازه دهیم که احساسات مختلفشان را تجربه کنند؛ و غم و خشم نیز بخشی از این احساسات هستند.

شما می توانید به کودک خود کمک کنید تا برای هر یک از احساساتش یک اسم مناسب انتخاب کند تا بتواند در مورد احساسات مختلف صحبت کند. حتی اگر کودک شما هنوز حرف نمی زند شما می تواند چند عکس از صورتهای افراد مختلف به او نشان داده و از او بپرسید که کدام عکس احساسی مشابه با او را نمایش می دهد. کودکان کلمات عاطفی مانند “خوشحال” یا “عصبانی” را به سرعت یاد می گیرند. هنگامی که آنها بتوانند بین این کلمات و احساسات خودشان ارتباط برقرار کنند توانایی بسیاری زیادی برای درک و مدیریت احساسات خود پیدا خواهند کرد.

اگر کودک عصبانی باشد اما علت عصبانیتش را نداند، برایش بسیار ترسناک خواهد بود. بنابراین اگر وقتی بداخلاقی می کند یا دیگران را می زند به او بگوییم «می دانم که خسته یا عصبانی هستی» در نتیجه کودک یاد می گیرد که احساساتش را بشناسد و آنها را نامگذاری کند. آنگاه می توانیم به او یاد بدهیم که به جای زدن دیگران از کلمات استفاده کرده و حرف بزند.

واکنش شما نسبت به احساسات منفی کودک نباید شدید و بیش از حد باشد. اگر کودکان بواسطه بروز برخی موارد در محیط اطرافشان حساسیت بیش از حد، وابستگی شدید به والدین یا عصبانیت از خود بروز بدهند کاملا طبیعی است؛ اما این را نمی توان و نباید غم و غصه نامید.

برای کودک خود یک الگوی مناسب باشید

تحقیقات نشان می دهند که خلقیات و مزاج شما می تواند به کودکتان نیز منتقل شود؛ اما این انتقال صرفا از طریق ژنها صورت نمی گیرد بلکه توسط رفتارها و روش تربیت کودک توسط شما صورت می پذیرد.

خواه بد و خواه خوب، کودکان معمولا خلقیات و روحیات والدین خود را اکتساب می کنند. حتی نوزادان نیز مدل روحی والدین خود را تقلید می کنند که در واقع مسیرهای عصبی خاصی را در آنها فعال می کند. به عبارت دیگر وقتی شما می خندید کودک شما نیز می خندد و می توانید تصور کنید که چند عصب خاص در مغز او برای خندیدن ساخته می شوند. اما بهتر است صادق باشید: کودک شما می تواند احساسات شما را از روی رفتارهایتان درک کند. اگر شما از چیزهای کوچک لذت ببرید و بگویید که مدیون چه کس یا چه چیز هستید می توانید یک مدل مثبت و مناسب برای کودک خود باشید.

شما می توانید به کودک خود کمک کنید تا نیمه پر لیوان را ببیند نه نیمه خالی آن را. مثلا اگر باران آنقدر شدید است که نمی توانید به پارک یا شهربازی بروید، می توانید به فرصت مناسبی که برای پختن کیک یا کلوچه پیش آمده است اشاره کنید. می توانید به کودکانتان بگوئید: «خوشحال باشید برای آنچه که دارید به جای آنکه ناراحت باشید برای آنچه که ندارید». یک صحبت ساده قبل یا بعد از دعا هنگام شام می تواند فرصت مناسبی برای تک تک اعضای خانواده (حتی کودک شما) باشد تا بگویید که بهترین اتفاقی که در این روز برای شما افتاده است چه بوده است.

هر وقت بیش از حد مضطرب باشید کودکان شما به سرعت واکنش نشان می دهند. آنها ممکن است ساکت شوند و یک گوشه کز کنند. ممکن است با صحبت کردن با شما به همان روشهایی که شما به آنها آاموخته اید بخواهند شما را خوشحال کنند. بنابراین دقت کنید که چه رفتاری را برای کودکان تان به نمایش می گذارید.

اما لازم نیست که احساسات منفی تان را مخفی کنید. شما می توانید به کودکتان نشان دهید که از اینکه گلدان زیبا و محبوبتان را شکسته اید ناراحتید. اگر اضافه کنید که می توانید یک گلدان بزرگتر بخرید، هم به او یاد داده اید که ناراحتی بخشی از زندگی است و هم روش پیدا کردن راه حلهای مناسب را آموزش داده اید.

با این حال اگر دائما حس می کنید که مضطرب یا افسرده هستید بهتر است به دنبال کمک بروید. والدینی که مدت زیادی افسرده باشند در اغلب موارد نمی توانند نظم و انضباط را به خوبی رعایت کنند یا نمی توانند به اندازه کافی کودکان خود را تشویق کرده و با آنها بازی و تفریح کنند. همه این موارد می توانند به بروز مشکلات عاطفی در کودکان منجر شوند.

به آنها یاد بدهید که کارهای خوب انجام دهند

با بزرگتر شدن کودک او می تواند یاد بگیرد که کمک به دیگران چقدر می تواند برای خودش ارضاکننده باشد. تحقیقات نشان می دهند افرادی که در زندگی کارهای خوب انجام می دهند کمتر احساس افسردگی می کنند. انجام کارهای خیر و کمک به دیگران می تواند بخشی از زندگی خانوادگی باشد. حتی کودکان نیز می توانند از این نکته درس گرفته و بهره ببرند.

شرکت دادن کودکان در جشن های نیکوکاری یا جمع آوری لوازم و اغذیه برای آسیب دیدگان بلایا می تواند بعنوان یک سنت خانوادگی درآید. حتی کمک کردن در کارهای منزل مانند گذاشتن لباسهای کثیفش در سبد لباسها می تواند این احساس را به کودک منتقل کند که او هم دارد به دیگران کمک می کند.