هفت توصیه برای صبحانه خوردن کوچولوها

هفت توصیه برای صبحانه خوردن کوچولوها

هفت توصیه برای صبحانه خوردن کوچولوها

 کودک شما هم جزء آن دسته از کودکانی است که هنگام خوردن صبحانه بهانه می‌گیرند و به اصطلاح ”جیم“ می‌شوند؟ نگران نباشید. توصیه‌های زیر را بخوانید و به‌کار ببندید. امیدوارم کودکان‌تان صبحانه‌خور حرفه‌ای شوند.


1
) میز را بچینید: به همراه فرزند خود، از شب قبل، میز صبحانه فردا را بچینید. البته هنگامی‌که کودک‌تان خوابید مواد فاسدشدنی را، دوباره در یخچال قرار دهید. صبح هنگام نیز، ابتدا میز را مثل شب پیش آماده کنید بعد کودکتان را 15 تا 20 دقیقه پیش از خوردن صبحانه بیدار کنید تا دستگاه گوارشی او کم‌کم شروع به‌کار کند.


2)  نوشیدنی‌های اشتهاآور: پیشنهاد می‌شود، وقتی کودک‌تان از خواب برخاست یک لیوان بزرگ آب یا آب پرتقال به او بدهید. به این ترتیب او به اشتها می‌آید. مطمئن باشید چند دقیقه بعد، شتابان به سمت میز صبحانه می‌آید.


3)  با بوفه موافقید؟ کوچولوها همیشه دوست دارند ادای بزرگ‌ترها را در بیاورند. آنها عاشق بوفه‌اند و دوست دارند غذاها روی میز چیده شده باشد تا آنها هر چه می‌خواهند بخورند. آب پرتقال، نان، بیسکوئیت، شکلات صبحانه، شیر، پنیر و… را روی میز بچینید و مطمئن باشید، چشمان کودک، بزرگ‌تر از معده‌اش خواهد شد و از تمام غذاهای روی میز تا جائی‌که بتواند می‌خورد.


4)  یک نمونه جالب: فراموش نکنید که بهترین راه یادگیری، مثال‌زدن است. شما نیز همراه کودکتان بنشینید و صبحانه کامل بخورید. کودکتان از شما الگو می‌گیرد و کارهای شما را تقلید می‌کند. وقتی چند لقمه خوردید، تازه اشتهای‌تان باز می‌شود، به‌خصوص اگر یک تلفن همراه داشته باشید.


5)  نان تازه، عالی است! آمار نشان داده است که از هر10 کودک، 4 نفر تنها به‌دلیل نبودن نان تازه سر میز صبحانه، رغبتی به خوردن ندارد. در صورتی‌که کودکتان نسبت به خوردن صبحانه بی‌میل است، نان تازه را امتحان کنید. بوی نان تازه همه را به اشتها می‌آورد. اگر وقت خرید نان را ندارید، پیشنهاد می‌کنیم مقداری شیر و شکر روی نان مانده بمالید و آن را 5 دقیقه در ماکروفر قرار دهید تا بوی نان تازه به‌خود بگیرد.


6)  از داستان‌های زیبا کمک بگیرید: سعی کنید سر میز صبحانه وقت را غنیمت شمرده و کتاب داستانی، درباره صبحانه‌خوردن برای کودکتان بخوانید. کاری کنید که آب از لب او آویزان شود.


7) اصرار نکنید: در صورتی‌که با وجود انجام تمامی این کارها، باز هم کودک شما صبح از خواب برخاست و میلی به خوردن صبحانه نشان نداد، به او فشار نیاورید. یک لیوان شیر یا آب پرتقال به او بنوشانید و تا ساعت ناهار در صورت تمایل، به او میوه بدهید. مطمئن باشید او فردا صبح بهتر از امروز، صبحانه می‌خورد.

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

چطور عشق خود به فرزندمان را نشان دهیم؟

بسیار تلاش کنید تا در خانه و جامعه، نمونه و الگوی خوبی باشید. از کلماتی مانند «متأسفم»، «لطفاً» و «متشکرم» استفاده کنید.

هنگامی که فرزندتان خشمگین است، بحث می‌کند یا بی‌حوصله است، او را در آغوش بگیرید، نوازش کنید، یا کارهای محبت‌آمیزی را که دوست دارد، انجام دهید.

شکل‌های خشونت‌آمیز تنبیه را به کار نبرید. پدر و مادر باید سال‌ها پیش از نوجوانی، قانون تشویق و تنبیه را همزمان آغاز کنند.

هنگامی که بچه‌ها به نوجوانی می‌رسند، اجازه دادن به آنها برای شکستن قوانین مهم، تنها خشونت را بیشتر می‌کند.

برنامه‌ریزی کنید تا بخشی از روز را با کودکان یا نوجوانانتان سپری کنید و کارها یا بازی‌هایی را انجام دهید که دوست دارند.

برای برخی شب‌ها، بازی خانوادگی درنظر بگیرید، به‌گونه‌ای که افراد خانواده بتوانند با هم باشند. برای هر شب، نام یک نفر را بنویسید که می‌تواند بازی را انتخاب کند.

یکی از بهترین راه‌های آشنایی فرزندتان با گزینش و انتخاب درست، تشویق او به آشپزی با شما است. به او اجازه دهید در همه مراحل، از تهیه لیست خرید تا پختن و سرو غذا، همکاری کند.

همانطور که فرزندتان بزرگ می‌شود، برای گسترش و بهبود مهارت‌ها و توانایی‌های گوناگون در محدوده زندگی‌اش، وقت بیشتری را صرف می‌کند. باید تا جایی که ممکن است با تشویق و فراهم‌کردن تجهیزات، ابزارها و آموزش‌های مورد نیازش، به او کمک کنید.

سلامتی و تندرستی فرزندتان به مراقبت و توجه شما در سال‌های نخست وابسته است. با معاینه منظم فرزندتان توسط پزشک، حفظ او از تصادفات و اتفاق‌ها، فراهم کردن رژیم غنی غذایی و تشویق او به ورزش در زمان کودکی، کمک می‌کنید بدنش را حفظ و نیرومند کند.

برای القای ارزش‌ها و باورهای خود به فرزندتان باید آنها را در زندگی با شما می‌بیند. به این توجه می‌کند که سر کار چگونه توبیخ می‌شوید، چگونه به باورهای‌ خود پایبند هستید و اینکه آیا به پندها و نصیحت‌هایتان عمل می‌کنید یا نه.

به‌عنوان پدر و مادر، یکی از مهم‌ترین هدیه‌های شما به فرزندتان این است که به بهبود اعتماد به نفس او کمک کنید. فرزندتان به پشتیبانی و تشویق همیشگی شما نیاز دارد تا بتواند نیرومند شود. دوست داشتن او، سپری کردن با او، گوش دادن به حرف‌هایش و ستایش از هنر و برتری‌هایش، همگی بخشی از هدیه‌های شما هستند.

فراموش نکنید که در هر سنی به فرزندتان بگویید: «دوستت دارم».

 

آثار تغذیه با شیر مادر بر دندان ها و سیستم جویدن

آثار تغذیه با شیر مادر بر دندان ها و سیستم جویدن

آثار تغذیه با شیر مادر بر دندان ها و سیستم جویدن

 شیر مادر یک غذای مغذی و کامل است و در روزهای اول تولد که به صورت آغوز است، استفاده از آن برای کودک شدیداً ضروری است.

کودکی که از شیر مادر تغذیه می کند، طی شش ماه اول زندگی تقریباً هرگزبه سرمازدگی و سایر بیماریهای رایج مبتلا نمی شود، زیرا سیستم ایمنی کاملی از سوی مادر (شیر مادر) از او حفاظت می کند.

کودکی که از شیر مادر تغذیه می کند، احتمال اعتیاد به مکیدن انگشت یا هر عادت نامطلوب دیگر را کمتر خواهد داشت، زیرا مادر همواره کودک را در مکیدن سینه خود آزاد می گذارد که هر قدر مایل باشد آن را بمکد. هنگامی که کودک سینه را می مکد، مادر نمی داند سینه اش خالی شده است، یا خیر لذا مدت مکیدن را به میل کودک واگذار می کند اما در کودکانی که از شیشه شیر استفاده می کنند چنین نیست. در حالی کودک شیشه را رها می سازد که دیگر چیزی جز هوا در آن نیست یا مادر، به این علت که شیر تمام شده است، بطری را از دهان کودک بیرون می کشد.

بنابراین، آنچه در تغذیه با شیر مادر بیش از همه برای کودک مطلوبیت دارد، ارضای عاطفی و روانی است، زیرا تماس کودک با مادر هنگام شیر خوردن باعث آرامش روانی او می گردد.
تحقیقات نشان داده است که بعد از چند دقیقه اولیه از شیر خوردن کودک، بتدریج ضربان قلب کودک کند می شود و کم کم از نظر تعداد به ضربان قلب مادر نزدیک می شود. (ضربان قلب کودک به طور طبیعی،3 برابر ضربان قلب مادر است).

از همین رو کودکی که در آ غوش مادر قرار می گیرد و شیر می خورد، احساس تنهایی نمی کند و به همین دلیل تمایل دارد حتی بعد از سیر شدن همچنان حالت شیر خوردن و مکیدن را ادامه دهد و در صورت جدا شدن از مادر بلافاصله گریه را آغاز می کند. این گریه به خاطر گرسنگی نیست، بلکه به خاطر از دست دادن پشتیبانی روحی است.

اثرات مطلوب تغذیه با شیر مادر بر دندانها و سیستم جویدنی

با توجه به اینکه بخش اعظم و اصلی از شکل گیری دندانهای دائمی در اوایل کودکی بویژه در دو سه سال اول زندگی کودک صورت می گیرد، تغذیه مناسب و کافی در این دوره فراوان است. شیر مادر بهترین غذا بویژه در اوایل کودکی است.

همه موارد و ترکیبات و عناصر ضروری در شیر مادر وجود دارد، به همین دلیل کودکانی که از شیر مادر تغذیه می کنند، بندرت در شکل گیری دندانها دچار مشکل می شوند.

هر گونه سوء تغذیه و یا بروز اشکال در سلامت بدن از جمله عفونتهای شدید یا تب دار تشکیل دندان را متوقف یا مختل می کند که آثار زیان بار آن نیز در سطح تاج دندان بعد از رویش دندان مشاهده می شود. نمونه بارز این نقص «خط تولد» است. در زمان تولد رشد نوزاد متوقف می شود و تا حدود 10 روز که نوزاد به محیط جدید عادت می کند رشدی را نخواهد داشت لذا تشکیل دندان هم متوقف می شود و این عارضه را به صورت یک خط تاج دندانهای در حال شکل گیری نشان می دهد.

از سوی دیگر، هر غذائی غیر از شیر مادر نمی تواند همه عناصر ضروری را از جمله کلسیم را که در ساختمان دندان اهمیت فوق العاده ای دارد تأمین کند و لذا دندانی که در حال شکل گیری است، دچار نقص ساختمانی شده و شدیداً در معرض پوسیدگی قرار می گیرد و عموماً ساختار ضعیفی دارد. این دندانها اغلب رنگ خوبی هم ندارند.

عوارض ناشی از عدم تغذیه با شیر مادر به طور خلاصه عبارتند از:

ایجاد پوسیدگی های وسیع در دندانهای شیری به خاطر کمبود کلسیم.
ایجاد پوسیدگی وسیع دندانی به خاطر استفاده از شیشه شیر بویژه هنگام شب و خواب کودک.
از دست رفتن فضای مورد نیاز برای دندانهای دائمی، به خاطر پوسیدگی و کشیدن دندانهای شیری به صورت زودهنگام.
توقف یا کاهش رشد فکین به خاطر از دست رفتن دندانها و حذف نیروهای جویدن.
ضعف عمومی کودک و همچنین کاهش رشد جسمی به خاطر وجود دندانهای پوسیده و دردناک و سوء تغذیه ناشی از آن.
ایجاد ناراحتی روحی و روانی در کودک بویژه در دوران مدرسه به خاطر نداشتن دندان و بی دندانی زودرس.
تأثیر مثبت تغذیه با شیر مادر بر تناسب صورت و فکین کودک

کودکی که از شیر مادر تغذیه می کند، به خاطر وضعیت خاص نوک سینه، نیاز به فعال کردن عضلات فک و صورت دارد (60 بار بیشتر از زمانی که شیشه شیر استفاده می شود). این فعالیت شدید و مناسب عضلات صورت و فکین سبب تقویت عضلات مزبور شده و حرکت مطلوب فک پائین را به دنبال دارد.

از آنجایی که یک کودک تازه متولد شده، فک پائین کوچک و عقب رفته ای دارد و همین موضوع دلیل نگرانی والدینی است که از وضعیت مطلوب فکین اطلاع دارند.

با تغذیه از شیر مادر و حرکات عضلانی مورد نیاز برای جاری شدن شیر، این کوچکی و عقب رفتگی فک پائین بتدریج جبران و اصلاح می شود. در کودکانی که از شیر استفاده می کنند این فعالیت خیلی کم بوده و لذا اگر کودک فک عقب رفته ای داشته باشد، اصلاحی نیز صورت نخواهد گرفت و در سن بالاتر به درمان فک نیاز خواهد داشت. تغذیه با شیر مادر باید بتدریج و در زمان مناسب با تغذیه مواد غذایی مناسب جایگزین گردد. البته شیر مادر به تنهایی فقط تا شش ماهگی کافی است. در هر حال، در صورتی که مادر به هر دلیلی (اعم از نداشتن شیر کافی یا…) نتواند کودک را از سینه های خود شیر بدهد، بهتر است از شیشه شیری که سرشیشه آن از نوع آناتومیک یا ارتدنتیکاست استفاده کند.

این نوع سرشیشه با توجه به شکل خاصی که دارد تا حدودی می تواند حرکت کلی فک را جبران کرده و حالت عقب رفته فک پائین را اصلاح نماید.

تهیه این نوع سرشیشه از طریق داروخانه به راحتی امکان پذیر است و استفاده از آن اکیداً توصیه می گردد. همچنین محل سوراخ بر روی سرشیشه به نحوی است که هدایت بهتر شیر را به داخل حلق کودک سبب شده و از ایجاد پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند.

شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

شکل دهی عادات غذایی سالم در کودکان خردسال

 کودک شما در حال دریافت همه پیغامهای تغذیه‌ی شما است. در اینجا راههایی برای تقویت عادات خوب مطرح می‌شوند:

• اگر کودک شما هنوز به میل خود شیر و آبمیوه را سر می‌کشد، او را از این عادت بیندازید. در این سن، مایعات را باید در حالت نشسته و تنها وقتی که به آنها داده شود بنوشند. آبمیوه را با نصف آب رقیق کنید، اگر این کار را کم کم انجام دهید کودکتان اصلا متوجه تفاوت نخواهد شد.
• 
چیپس و شیرینی را به جای مصرف روزانه به‌عنوان خوراکی‌های گاه به گاهِ استثنایی مصرف کنید. به جای آنها، همیشه لقمه‌های سالم را در دسترس داشته باشید، مثل قطعات پنیر کم چربی، میوه‌های خرد شده که به تنهایی یا خیسانده در ماست خورده شوند، کیک برنج، و یا کراکرهای سبوس دار.
• 
از کودک خود انتظار نداشته باشید بیشتر از 30 دقیقه سر میز بنشیند. او را مجبور به تمام کردن سیزبجات یا تمیز کردن بشقابش نکنید. به او کمک کنید زمان غذا خوردن را با احساس لذت سپری کند، نه اینکه درگیر مرافعه‌ی سختی بر سر غذا شود.
• 
وعده‌های و میان‌وعده‌های مغذی تهیه و به او پیشنهاد کنید، و به کودک خواجازه بدهید درباره چیزی که می‌خورد تصمیم بگیرد. اگر از یک میان‌وعده صرفنظر می‌کند یا یک وعده غذا را نمی‌خورد، به جای غذا رساندن به میل و هوس او تا برنامه غذاخوری بعدی صبر کنید. گرسنگی نخواهد کشید.

زندگی کنونی شما


می‌خواهید خودتان را عزیزِ یک پرستار بچه کنید؟ منصف باشید. برای ساعتهای خواب کودکتان قیمت پایین‌تری پیشنهاد نکنید؛ وقت پرستار همان اندازه ارزش دارد حال چه با کودک شما تله‌موش بازی کند و چه بعد از ساعت خواب به کارهای خانه برسد. درباره انتظارات خود روشن باشید، و به او بگویید که قدر کمکهایش را می‌دانید. دستمزدش را با ساعتهای کامل به نفع او رند کنید. برای کار در روزهای تعطیل پاداش در نظر بگیرید. میان‌وعده‌های خوب برایش بگذارید. بیشتر از ساعت مقرر بدون هماهنگ کردن با او بیرون از خانه نمانید.

 

افزودن غلات به شیشه شیر نوزاد

افزودن غلات به شیشه شیر نوزاد

افزودن غلات به شیشه شیر نوزاد

 پزشکان و متخصصان تغذیه نوزاد با افزودن هر نوع غلات یا غذای جامد به شیشه شیر نوزاد مخالف هستند. غذاهای جامد مانند غلات عموما به هیچ شکلی و تا زمانی که کودک 5 یا 6 ماهه نشده است توصیه نمی‌گردد. افزودن غذاهای جدید و زودتر از موعد مقرر احتمال حساسیت نوزاد را نسبت به مواد غذایی افزایش می‌دهد. زیرا پیش از موعد سیستم گوارشی وی به اندازه کافی رشد نکرده تا بتواند با این نوع مواد غذایی به طور مناسب کنار بیاید. بنابراین توصیه می‌شود که در ماه‌های اولیه از شیر مادر یا شیر خشک استفاده گردد. گذشته از این غلات باعث نمی‌شوند که نوزادان در طول شب بخوابند زیرا ظرفیت معده آنها در مقایسه با نیازهای تغذیه‌ای آنان به حدی کم و کوچک است که واقعا به میزان کالری‌ای که هر چند ساعت از طریق شیر خوردن به آنها می‌رسد, نیاز دارند.متخصصان در مورد نوزادانی که در طول شب بیدار هستند توصیه می‌کنند که شیر دهی به آنها در نور ضعیف و بدون هیچ گونه بازی و شوخی انجام گیرد. این کار به نوزاد کوچک کمک می‌کند تا آرام گرفته و بخوابد.

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

چگونه با فرزندانمان دوست شویم؟

همه ما تداوم وجود خویش را در فرزندان‌مان جستجو می‌کنیم. آنان میوه شیرین درخت حیات و ثمره تمام رنج و تلاش ما در زندگی این جهان می باشند، آنها آیینه وجود خود ما هستند که افکار، رفتار و روش های تربیتی درست یا غلطی را که در مورد آنان به کار برده ایم، منعکس می سازند. هرگز فراموش نکنید که باید فرزندانمان را برای زمانی غیر از زمانی که خود در آن زندگی می کنیم، تربیت نماییم. جامعه ای که از خیلی جهات با اجتماع کنونی ما تفاوت دارد.زبان فرزندان خود را بیاموزیم، زیرا شخصیت ما ثمره گذشته است و آنان متعلق به آینده هستند.


اصول برقراری ارتباط سالم با فرزندان:


فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید و از مقایسه آنان با دیگران خودداری کنید.

 علاقه خود را به صورت جملات شیرین و شیوه های غیرکلامی‌ محبت آمیز به او ابراز کنید.

 با کودکان با زبان کودکی سخن بگویید و در قالب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنید.

 با احترام و تشویق در فرزندانتان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنید.

 فاصله روحی خود را با درد دل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندانتان کم کنید.

 الگوی شخصیتی فرزندان خود باشید و بدون کلام رشد معنوی را در آنان تقویت کنید.

 اشتباهات فرزندان خود با بزرگواری، بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید.

  به او دستورندهید و نام فرزند خود را با احترام  به ویژه در حضور دیگران صدا کنید.

 دادن هدیه‌های کوچک و مناسب، به بهانه‌های مختلف به آنان. به صورتی که آنها را پرتوقع نسازید و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند.

 فاصله سنی خود را با فرزندانتان در ذهن خود به حداقل برسانید تا بتوانید زمینه‌هایی برای صحبت دوستانه فراهم کنید و او به راحتی مانند یک دوست نزدیک مسائل درونی خود را با شما مطرح کند. بدین منظور از روش عدد طلایی استفاده نمایید.


عدد طلایی ارتباط با فرزندان:

عددی است که باید از سن خود کم کرده و به سن فرزند خویش اضافه نمایید تا بتوانید به راحتی با وی ارتباط صمیمانه برقرار کنید : سن فرزند- سن خویش /۲=عدد طلایی


اصول تربیتی فرزندان

فرزندان ما آنچه را که می بینند یاد می گیرند، نه آنچه را که می شنوند. بنابراین به جای نصیحت و باید و نباید های تحکم آمیز تربیتی باید خود الگوی تربیتی فرزندانمان باشیم. بهترین شیوه و موثر ترین راه تربیت فرزندان و اولین مرحله تربیت شروع از خود است.

 فرزندان خود را با سختی و محرومیت آشنا کنید، تا دارای روحی قوی و محکم شوند.

 در مقاطع دشوار در کنارش باشید و با او هم دردی کنید، اما او را به خود وابسته نسازید.

در موقع انتقاد شخصیت وی را زیر سوال نبرید، بلکه عمل ناپسند او را مطرح کنید.

 توقعات و انتظارات خود را به صورت دقیق و در حد توان او برایش توضیح هید.

 اهمیت وی را در خانواده به او تفهیم کنید تا در حفظ و رشد شخصیت خود بکوشد.

 نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید. زیرا گرایش او به پذیرش در گروه همسالان و مشابهت با آنان، از عوامل اصلی تربیت نوجوانان است.


 با توجه به شخصیت هر کودک تنبیه او شکل و مراحل خاص خودش را دارد. مانند (محبت، کنایه، نصیحت، گذشت، محرومیت و… که تنبیه بدنی آن هم به صورت ضعیف، آخرین مرحله می‌باشد)


 
پرهیز از روش فرزند سالاری در تربیت (تربیت گل خانه‌ای) که نتیجه‌ای جز پرورش فرزندانی پرتوقع، ضعیف، زودرنج و شکننده در برابر حوادث زندگی را نخواهد داشت.

ایجاد حس مسوولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف آنان در خانواده.

شناخت محدودیت‌ها و کشف استعداد کودک و ایجاد زمینه رشد و بروز خلاقیت در او.

اهمیت صبحانه در 2 سال اول زندگی

اهمیت صبحانه در 2 سال اول زندگی

 ‌کودکانی که در دو سال نخست زندگی از نعمت صبحانه محروم باشند، در آینده به‌ ‌بیماری‌هایی همچون عفونت‌های تنفسی، مشکلات شنوایی، و عقب ماندگی ذهنی دچار خواهند‌ ‌شد.

مطالعات نشان می‌دهد تغذیه دو سال نخست زندگی نوزادان اهمیت بسیار زیادی بر سلامت آنان دارد. به گزارش سازمان بهداشت پان آمریکن دو سال اول زندگی مهم‌ترین دوران کودکی محسوب می‌شود و‌ ‌کودکانی که در دو سال نخست زندگی از نعمت صبحانه محروم باشند، در آینده به‌ ‌بیماری‌هایی همچون عفونت‌های تنفسی، مشکلات شنوایی، و عقب ماندگی ذهنی دچار خواهند‌ ‌شد.

در همین حال خبر گزاری فارس به نقل از دانشگاه کاردیف انگلستان گزارش داد:محققان دریافتند کودکانی که صبحانه کامل ازغذاهایی که حاوی غلات نظیر گندم و جو می باشد، مصرف می کنند نسبت به کودکانی که از خوردن صبحانه دوری می کنند، ازهوش و تمرکز فکری بالاتری برخوردارند.

بر اساس این گزارش، محققان دانشگاه کاردیف انگلستان به منظور درک دقیق تاثیرصبحانه مغذی حاوی غلات بر ذهن و جسم کودکان، مطالعه ای را بر رفتار ۲۱۳ کودک ۴ تا ۱۱ ساله از بین ۱۵۳ خانواده به مدت دوهفته انجام دادند.
این مطالعه نشان داد که خوردن صبحانه به کودکان کمک می کند آمادگی ذهنی بهتری برای رفتن به مدرسه و حضور در کلاس درس داشته باشند وهمچنین از خستگی و اضطراب آنان می کاهد.
محققان همچنین دریافتند کودکانی که صبحانه کامل حاوی غلات مصرف می کنند از توانایی ذهنی، فیزیکی و شناختی بالایی برخوردارند.

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

چگونه به کودکان انگیزه بدهیم؟

انگیزه همان چیزی است که اکثر ما احساس می‌کنیم به اندازه کافی دارای آن نیستیم، اما می‌دانیم که وجود آن مهم است چرا که به ما کمک می‌کند تا احساس رضایت خاطر کنیم، درباره خودمان احساس مسوولیت کنیم و بر زندگی خود مسلط باشیم. انگیزه یعنی تلاش برای رسیدن به هدف و شرط اساسی رشد شخصیت، رضایت‌ خاطر و موفقیت است

ما انسان‌ها برای پرورش رفتارهای جدید باید یاد بگیریم، اما برای عمل به آنچه یاد گرفته‌ایم نیازمند انگیزه هستیم. می‌توان گفت اهمیت انگیزه اگر بیشتر از یادگیری نباشد،‌ کمتر هم نیست. معمولا افراد بی‌انگیزه وقتی دچار مشکل می‌شوند هیچ‌کاری نمی‌کنند چرا که معتقدند نمی‌توانند کاری کنند یا شوقی به کار ندارند چون فکر می‌کنند نتیجه، ربطی به تلاش ندارد

برخی از آنان نیز از کارهای سخت گریزانند زیرا به توانایی خود شک دارند یا موفقیت را شانسی می‌‌دانند. در آموختن انگیزه، خودتوانا‌پنداری عامل مهم و موثری است. البته منظور از خود توانا پنداری، توانایی بالای یک فرد نیست بلکه پنداره‌ای است که فرد در مورد دست یافتن به موقعیت مورد نظر دارد. وقتی فرد بتواند بر موقعیت غلبه یابد و مهارت‌های لازم برای دستیابی به هدف را در خود بیابد، به این باور می‌رسد که توانمندی لازم برای انجام کارها را دارد


معمولا افرادی که خودتواناپنداری ضعیفی دارند، افرادی هستند تسلیم‌شونده که دچار بی‌حسی و بی‌عاطفی می‌شوند. این افراد گوشه‌گیرند و نمی‌توانند در موقعیت‌ها تاثیرگذاری خوبی داشته باشند، برای مثال آموزندگانی که دارای خود تواناپنداری پایین هستند و از موقعیت‌هایی که باید کار آموزشی را در آن به انجام رسانند اجتناب می‌ورزند یا وقتی از آنها پرسیده می‌شود که در کلاس چه چیزی شما را مضطرب و متنفر می‌کند و چگونه بر آن مسلط می‌شوید بیان می‌‌دارند که خواندن مطلب جلوی کلاس درس آنان را دچار احساس عصبانیت می‌کند و امیدوارند که از آنها درسی پرسیده نشود


برعکس افرادی که توانمندی‌هایشان را باور دارند به‌خوبی در انجام فعالیت‌ها مشارکت می‌‌کنند به‌خصوص وقتی که با مشکلی روبه‌رو می‌شـوند. برخلاف افـرادی کـه دارای خـودتواناپنــداری پایینی هستند و در برخورد با موقعیت‌های سخت و موانع، دچاراضطراب، تردد و گیجی می‌شوند افرادی با خود توانا‌پنداری بالا، این افکار و احساس‌های منفی را کنترل می‌کنند و می‌توانند بر وظیفه خود تمرکز داشته باشند

در واقع در تفسیر ارتباط میان خودتوانا‌پنداری و انگیزه، بندورا بیان می‌‌کند که وقتی خود تواناپنداری در فرد بالاست، وی برای انجام کارهای آموزشی متعهد است و برای پرورش توانایی‌ها و مهارت‌ها تلاش می‌کند، اما افرادی که دارای خودتواناپنداری پایینی هستند، دچار اضطراب می‌شوند و به خود شک می‌کنند و در روبه‌رو شدن با مشکلات، عقب‌نشینی می‌کنند


با تشویق و تحسین به کودکانمان انگیزه بدهیم 

کودکان تشویق و تحسین را دوست دارند و تقریبا در مورد همه آنان این موضوع مصداق دارد که تحسین و تشویق خیلی بیشتر از تنبیه و عیب‌جویی می‌تواند رفتاری را در کودک به وجود بیاورد که بزرگسالان خواهان آن هستند. کودکان به چیزی بیشتر از تحسین و تمجیدی که صرفا باعث لذت آنان می‌شود نیاز دارند. آنان نیاز دارند که کسی برای آنها اهمیت و احترام قائل شود

به این نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند نه این که چه کاری را نباید انجام دهند. همچنین آنان دوست دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدینشان شده‌اند. کودکانی که به آنها بی‌اعتنایی و بی‌توجهی می‌شود، نمی‌توانند حس کنند که عزیز شمرده می‌شوند چراکه مورد انتقاد قرار ‌گرفته و یاد می‌گیرند که چه کاری را نباید انجام دهند، ولی نمی‌دانند چه کار را باید انجام دهند


برخی والدین از تحسین و تشویق کودکان خود اکراه دارند چراکه مثلا بر این عقیده‌اند که تعریف و تمجید، کودکشان را پرمدعا و ازخودراضی خواهد کرد یا فقط زمانی باید از کودک تعریف شود که کاری دور از انتظار انجام داده باشد. در حالی که نمی‌دانند تعریف و تمجید به معنای نشان دادن توجه و قدردانی است و کودکان با تعریف و تحسین به جا شکوفا می‌شوند


والدین در تعریف و تمجید سازنده لازم است نکاتی را همیشه در نظر داشته باشند

ـ کردار و عملکرد کودک را مورد تحسین قرار دهید نه خودش را چراکه کودکان نیاز دارند به خاطر همان چیزی که هستند، صرف نظر از آنچه می‌توانند انجام دهند مورد تایید و پذیرش قرار گیرند

ـ کودک را با صراحت و صادقانه مورد تحسین قرار دهید. برای گرفتن بهترین نتیجه، تمجید و تحسین باید رک و صریح ابراز شود بدون اما و اگر

ـ تعریف و تمجید باید واقعی و صادقانه باشد، چراکه تمجید دروغین از کودکان نوعی اهانت ناخوشایند به او محسوب می‌شود و خودآگاهی کودک را زایل می‌کند

ـ روش‌های فیزیکی را فراموش نکنید. تماس بدنی و حالت چهره (در آغوش کشیدن، لبخند زدن و بوسیدن)‌ نیز می‌تواند بیانگر تحسین باشد.

 

 

 

چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟

چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟

چطور کودک‌مان را از مکیدن انگشت باز داریم؟

 زمانی که کودکان هنوز چند ماهه هستند، مکیدن انگشتشان با مزه به نظر می‌رسد، اما وقتی که به سن مهد کودک می‌رسند دیگر این کار اصلاً خوشایند نیست و تازه آن زمان است که نگران کودک‌مان می‌شویم. قیافه او در حالی که روی پاهای خودش ایستاده‌است و هنوز انگشتش را می‌مکد، برای‌مان عذاب‌آور است.

نگران نباشید

دانشمندان تخمین زده‌اند که بیش از 18 درصد کودکانی که بین 2 تا 6 سال سن دارند انگشت خود ـ که غالباً انگشت شست آنهاست ـ را می‌مکنداما چرا این اتفاق می‌افتد؟ ثابت شده که مکیدن انگشت، باعث آرام شدن کودک می‌شود و به‌همین خاطر وی این رفتار را همچنان ادامه می‌دهدتحقیقات همچنین حاکی از آن است که مکیدن انگشت اکثراً توسط کودکانی انجام می‌گیرد که در دوران نوپایی ساعات زیادی از روز را از مادرشان دور بوده‌انداین اتفاق در بین کودکانی که ماه‌های اولیه زندگی خود را در آغوش مادرشان طی کرده و تماس فیزیکی با او داشته‌اند، بسیار بسیار کم دیده می‌شوداکثر پزشکان توصیه می‌کنند تا زمانی که کودک خودش تصمیم به رها کردن این عمل نگرفته، والدین نباید وی را مجبور به این کار کنندبه کودک اجازه دهید، خود به اشتباهش پی ببرد ممکن است تذکر دادن به کودک در مورد مکیدن انگشتش کارساز باشد اما بهترین راه سپردن این مشکل به خود اوستاگر دوستانش در مهد کودک یا مدرسه یک بار او را در این حالت ببینند و مورد تمسخر او را قرار دهند کودک نا خوداگاه نسبت به این عمل اکراه پیدا می‌کند.

اینکه کودک خودش به این نتیجه برسد، بسیار بهتر از آن است که شما وی را مجبور به این کار کنیدبرایش جایزه تعیین کنید می‌توانید با او وارد بازی شوید. یک تقویم یک ماهه روی یخچال خود بگذارید و روزهایی که او را در حین این عمل ندیده‌اید را علامت‌گذاری کنید. در پایان ماه به‌خاطر پیشرفتش به او جایزه دهید.

روش معکوس/درمان با سختگیری
به کودک‌تان که در حال مکیدن انگشتانش است، بگویید که باید همه انگشتانش را بمکد و او را مجبور به این کار کنید و مطمئن باشید که او خیلی زود از این کار خسته می‌شوداز او بپرسید که چرا این کار را می‌کند و مجبورش کنید تا پاسخ دهد. تنها مشکل این کار این است که وی یک پیشنهاد نادرست را از زبان والدینش خواهد شنیدبه کودک‌تان بگویید که می‌تواند در خلوت به این کار ادامه دهد. اگر کودک‌تان دیگر جلوی شما انگشتش را نمی‌مکد، آن را یک پیشرفت بدانید. او زمانی را که باید در تنهایی برای این کار اختصاص دهد را کوتاه می‌کند و این مدت کوتاه برای او کمتر ضرر دارد.
با او منفی برخورد نکنید. اگر در انجام این کار از خودش پیشرفت کمی نشان داد، او را سرزنش نکنید. احساس ناتوانی در وی خود باعث ادامه دادن این کار می شود.

مایع یادآوری به انگشتش بزنید
گرچه اکثر پزشکان این کار را بی‌رحمانه توصیف می‌کنند، اما زدن محلول‌های بد مزه به انگشت می‌تواند به کودک یادآوری کند که نباید انگشتش را در دهان فرو ببردبه یاد داشته باشید که این کار را برای تنبیه انجام ندهید و به او بگویید که این کار تنها برای فراموش کردن این عادت استبه دست کردن دستکش روی انگشت هم می‌تواند به او این موضوع را گوشزد کند.

با مراحل آسان شروع کنید
در ابتدا از او بخواهید که در جمع دست از این کار بردارد و سپس برای مراحل سخت‌تر همچون زمان خواب پاداش بهتری در نظر بگیرید.

سرش داد نزنید
زمانی که متوجه شدید که او هنوز این کار را انجام می‌دهد، سرش داد نکشید. زیرا این کار او را بیشتر ناراحت می‌کند و این عمل در او تقویت می‌شود

صبر کنید
می‌دانید سر کودکانی که تا حتی 6 سالگی انگشت خود را می‌مکیده‌اند چه آمده‌است؟ آنها دیگر این کار را نمی‌کنند.
به گفته والدین آنها، بچه‌ها هر سال که می‌گذشته، به این کار رغبت کمتری نشان داده‌اند و کم‌کم آن را رها کرده‌اند و یا تنها در زمان‌های خاصی همچون تماشای تلویزیون، آن را ادامه داده‌اند.
هر چه سن بچه‌ها بالاتر می‌رود و در جمع دوستان خود قرار می‌گیرند، از ترس مسخره شدن توسط دوستان‌شان این کار را کمتر انجام می‌دهند تا کم‌کم از سر آنها می‌افتد.

مکیدن انگشت چقدر جدی است؟
مکیدن انگشت در کودکانی که سن بیشتری دارند، می‌تواند نشان استرس باشد. کودک ممکن است دچار ترس و یا ناراحتی بوده و این عمل را برای آرام کردن خود انجام دهد.

اگر احساس می‌کنید توقف کودک‌تان در این حالت، اوضاع روحی او را بدتر می‌کند، بگردید و ببینید مشکل اصلی کودک‌تان که ترس یا ناراحتی‌است، از کجا نشأت می‌گیرد.
اینکه پدر و مادرها با گذشتن سن کودک‌شان از مرز پنج سالگی، نگران این حرکت او می‌شوند، کاملاً طبیعی‌است. اجازه دهید تا کودک‌تان بفهمد که شما از این کار او ناراضی هستید.

حال اگر تا بعد از پنج سالگی این کار را رها نکرد چه ؟
تحقیقات نشان داده‌است که مکیدن انگشت باعث کج در آمدن دندان‌ها و حتی تأخیر در این مسئله می‌شود.
این عمل همچنین ممکن است که باعث گشاد شدن دهان کودک شود و این احتمالات بستگی به ندارد که او چطور و از کدام جهت انگشتش را می‌مکد.

 

وقتی کودک به سن مدرسه رفتن رسید، این کار او در ملأ عام باعث مسخره‌شدنش می‌شود. بچه‌ها معمولاً تصور می‌کنند کودکانی که انگشت خود را می‌مکند، باهوش، خوشحال و زیبا نیستند و همین موضوع باعث می‌شود کودک‌تان این کار را جلوی دیگران انجام ندهد.

یکی دیگر از خطرات مکیدن انگشت احتمال چرکی شدن آن است. حتی ممکن است کودک‌تان پس از لمس کردن ماده‌ای سمی با فرو بردن انگشتش در دهان، آنررا خورده و مسموم شود.
برخی وسایل دندان پزشکی هم هستند که شما می‌توانید آنها را به کودکتان پیشنهاد کنید. اگر او آنها را بپذیرد، خیلی زود این عادت را فراموش می‌کند.
به یاد داشته باشید که تنها اگر منشأ این رفتار کودک‌تان را کشف کنید، می‌توانید این عادت را از سر او بیندازید

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

چگونه تخیل کودک خود را پرورش دهیم؟

 مغز در حال رشد کودک شما

مغز کودک شما در زمان تولد، حدودا صد میلیارد سلول داشت. این مطلب به خودی خود شگفت انگیز و جالب توجه است، اما آنچه در مغز او در این دوران اتفاق می افتد، شگفت انگیزتر است. هر کدام از آن سلولها در حال ارسال و دریافت سیگنالهای الکتریکی است و همچنین این سلولها با یکدیگر پیوندهایی ایجاد می کنند که با تکرار و تمرین، نهایتا منجر به تشکیل شبکه هایی از سلولهای عصبی خواهد شد. این شبکه ها (که معمولا مدارهای عصبی نامیده می شوند)، امکان فکر کردن و یادگیری را برای کودک فراهم می سازند. هنگامی که سه سال از تولد او بگذرد، هزار هزار میلیارد پیوند عصبی در مغز او تشکیل شده است.

اکنون، مغز کودک شما در حال ایجاد مسیرهای عصبی است که در تمام طول عمر او مورد استفاده قرار خواهند گرفت. هر کدام از این پیوندها و مسیرها که مرتب مورد استفاده قرار گیرد به یک پیوند یا مسیر دائمی تبدیل می شود، در حالی که اگر برخی از این پیوندها مرتب مورد استفاده قرار نگیرند، ممکن است از بین بروند. به همین دلیل، متخصصین بر اهمیت سه سال اول زندگی، بسیار تاکید می کنند: هرکاری که شما به همراه کودک خود انجام دهید، از بازی کردن تا خوردن و راه رفتن و کتاب یا شعر و آواز خواندن، به مغز او کمک می کند تا فعالیت بیشتری انجام دهد.

هرگاه کودک خود را در برابر تصاویر، صداها و حسهای جدید قرار دهید، در واقع مغز او را در برابر دنیایی بزرگتر و هیجان انگیزتر قرار داده اید. هنگامی که تخیل خود را به همراه او به کار بگیرید؛ مثلا بگویید: «نگاه کن! من یک ببر هستم توی یک جنگل بزرگ!» یا «فرض کن می خواهیم به خانه مادربزرگ برویم»، در واقع مغز او را وادار می کنید تا پیوندها و مسیرهایی تشکیل دهد که به ایجاد خلاقیت و تخیل در او منجر خواهد شد.

تخیل کودک چگونه کار می کند؟

از آنجا که مهارتهای کلامی کودک شما هنوز چندان پیشرفت نکرده اند، به سختی می توان فهمید که او دقیقا به چه چیزی فکر می کند. اما شما می توانید نشانه های تخیل او را در تقلید کردن های او از آنچه که در اطرافش می بیند، تشخیص دهید؛ این رفتار عموما بین هجده تا بیست ماهگی شکل می گیرد. کودک شما ممکن است دقیقا کارهایی را که شما انجام می دهید تقلید کند؛ برنامه روزانه ای را که برای او ریخته اید، بر روی عروسکهایش پیاده کند، به آنها غذا بدهد یا آنها را بخواباند.

خیال پردازی های کودکانه چه کمکی به او می کند؟

تخیل قوی در کودک می تواند بسیار بیشتر از آنچه شما فکر می کنید، در مسیر زندگی به او کمک کند.

وسعت دامنه لغات: معمولا دامنه لغات کودکانی که به بازیهای تخیلی علاقه نشان داده یا به داستانها و کتابهایی که دیگران برایشان می خوانند گوش می دهند، بسیار وسعیتر و بهتر است. البته شما ممکن است نتایج چشمگیر این مطلب را سال آینده ببینید، هنگامی که تعداد لغات مورد استفاده کودک شما جهشی ناگهانی پیدا خواهد کرد؛ اما سنگ بنای این پیشرفت چشمگیر را باید در این دوره بریزید.

به دست آوردن کنترل: “نقش بازی کردن” و “وانمود کردن” این امکان را برای کودک فراهم می کنند تا آن کسی باشد که دوست دارد. احساسات منفی اش را کشف و بررسی کند، چیزهایی را که تا کنون یاد گرفته تمرین کند و اوضاع را به آن صورتی که دوست دارد در بیاورد. داستانهایی که مثلا در آن سه بره باهوش، جلوی گرگ بد را می گیرند، یا بازیهای تخیلی که در آنها عروسکش را به زور به حمام می برد، این حس را به او منتقل می کنند که او حتی در شرایط نا آشنا یا ترسناک نیز می تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد.

حل کردن مسائل: رویاپردازی پیرامون موقعیتهای تخیلی، نحوه تفکر خلاقانه را به کودک شما آموزش می دهند و می تواند یک ابزار بسیار مفید در فرآیند حل مساله توسط کودک باشد. مطالعات نشان می دهد افرادی که در زمان خردسالی از تخیل قوی برخوردار هستند، معمولا این قابلیت را در بزرگسالی نیز حفظ می کنند و در نتیجه، نتایج بهتری در فرآیندهای حل مسائل به دست می آورند. آزمایشهای بعدی در طول زندگی افرادی که در کودکی تخیل قوی تری داشتند مشخص کردند که این افراد هنگام برخورد با چالشها یا مشکلات غیرمترقبه (مثلا جا گذاشتن کتابی که برای مدرسه لازم دارند)، می توانند از منابع و گزینه های بیشتری برای پیدا کردن راه حل مناسب، استفاده کنند.

شما برای کمک به پیشرفت تخیل کودک خود چه می توانید بکنید؟

برای او کتاب بخوانید: کتاب خواندن برای کودک، یکی از بهترین راههایی است که می تواند مغز او را به خوبی تغذیه کند. کتابهایی را انتخاب کنید که عکسهای رنگی و بزرگ به تعداد زیاد داشته باشند و از این فرصت (تا زمانی که هنوز کودک شما خواندن را یاد نگرفته و اصرار نمی کند که دقیقا متن کتاب را برای او بخوانید)، استفاده کنید؛ چون می توانید هر داستانی که دوست دارید برای او سر هم کنید! عکس چیزهای مختلف، از سوسک گرفته تا فرفره را به او نشان بدهید؛ صدای حیوانات یا وسائل مختلفی را که در داستان به آنها اشاره شده، برای او در بیاورید؛ صداهای خاصی را برای شخصیتهایی که در داستان هستند، ابداع کنید؛ و درباره اینکه چه اتفاقاتی برای آدمها یا حیوانات کتاب داستان افتاده یا ممکن است بیفتد، صحبت کنید.

برای همدیگر داستانهای جدید بسازید و بگویید: می توانید از خودتان یک داستان بسازید و برای کودک بگویید؛ این کار به اندازه خواندن یک کتاب داستان می تواند برای او مفید باشد. همچنین اگر بتوانید از خود او به عنوان شخصیت اصلی داستان استفاده کنید، به کودک کمک خواهد کرد تا درک و احساسش را پیرامون خودش به عنوان یک موجود مستقل، پرورش دهد. البته او هم به زودی قادر خواهد بود که از خودش داستان بسازد و برای شما بگوید.

از موسیقی بهره بگیرید: هرچند سن کودک شما اجازه نمی دهد که بتوانید از کلاسهای منظم موسیقی برای او استفاده کنید، اما می توانید دنیای او را پُر از موسیقی کنید. با همدیگر به موسیقیهای مختلف گوش بدهید و او را تشویق کنید که با آواز خواندن، رقصیدن و یا نواختن موزیک به کمک پیانوی اسباب بازی یا وسایل خانگی دیگر، شما را همراهی کند.

کودک را تشویق کنید تا نمایش بازی کند: کودکان از تبدیل وقایع روزمره و یا تخیلاتشان به نمایشهای جالب و بازی کردن در این نمایشها، چیزهای زیادی می آموزند. هنگامی که کودک شما یک نمایشنامه ساده را طراحی می کند، افراد و شخصیتها را درون آن می چیند و نهایتا در این نمایش کوچک بازی می کند، مهارتهای کلامی و اجتماعی او افزایش می یابند. او با بازی کردن دوباره یا چندباره نمایشهایی که موضوع غم، شادی، ترس یا امنیت را در خود دارند، بر روی احساسات و عواطف خود تمرین می کند. هنگامی که او خود را به عنوان یک پدر، دکتر و یا معلم تصور می کند، احساس قدرت کرده و همچنین مسوول بودن را تمرین می کند.

لوازم نمایش را برای او فراهم کنید: تقریبا هر چیزی می تواند در یک نمایشنامه تخیلی مورد استفاده قرار گیرد و البته برای کودکان، هر چقدر این وسایل ساده تر باشند، بهتر هستند. یک جعبه مقوایی می تواند ماشین، کشتی یا قطاری باشد که کودک با آن به این سو و آن سو برود و یک حوله حمام هم می تواند نقش لباس سوپرمن را بازی کند. از آنجا که بخش عمده ای از این نمایشهای تخیلی در ذهن و مغز کودک اتفاق می افتد، او به لباسهای پر زرق و برق و مفصل (مثلا لباسهای شخصیتهای کارتونی) چندان نیاز ندارد.

اگر یک جعبه یا چمدان برای کودک خود آماده کنید تا ابزار و وسایل نمایشهای تخیلی اش را درون آن بگذارد، این بازی برای او هیجان انگیزتر خواهد شد. اگر هر از چند گاهی، وقتی کودک شما متوجه نیست، چیزهای جدیدی داخل جعبه بگذارید می توانید او را شگفت زده کنید: «بذار ببینیم امروز چی توی جعبه است؟».

مدت زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید: و اما در مورد تماشای تلویزیون، بهتر است میانه روی را پیش بگیرید. متخصصین توصیه می کنند که کودکان زیر دوسال نباید تلویزیون ببینند، اما برخی از والدین نهایتا مجبور می شوند به کودکان اجازه دهند که مدت کوتاهی را به تماشای تلویزیون بگذرانند. هنگامی که کودک، برنامه های تلویزیون را تماشا می کند، سعی کنید که بیش از ده تا پانزده دقیقه به طور مداوم پای تلویزیون ننشیند. شاید دچار این وسوسه شده باشید که از تلویزیون به عنوان پرستار مجانی برای کودک خود استفاده کنید، چون هنگامی که او تلویزیون می بیند، دردسر درست نمی کند، معمولا به کارهای خطرناک نیز نمی پردازد و شما می توانید به کارهای خودتان برسید؛ اما از این کار به شدت خودداری کنید. در عوض، هر وقت او می خواهد تلویزیون ببیند، با او به تماشای تلویزیون بنشینید؛ برای او سوالاتی را مطرح کنید؛ در مورد آنچه در نمایش یا فیلم گفته می شود با هم صحبت کنید؛ و سعی کنید پاسخ و واکنش او را به این موارد، بفهمید.

چگونه می توانید با خیالپردازی های کودکتان زندگی کنید؟

محدودیتهایی برای او تعیین کنید: تعریف و اجرای برخی قوانین (به عنوان مثال اینکه اجازه ندارد با شمشیر اسباب بازی اش، کسی را بزند)، جهت دستیابی به شادی و خوشحالی پایدار برای خود و کودکتان، ضروری است. اما هر وقت که می توانید اجازه دهید کودکتان با تخیلاتش زندگی کند. ممکن است کودک شما از میز ناهارخوری به عنوان کلبه اسکیموها استفاده کند! در نتیجه شما می توانید شام یا ناهار را روی زمین و در اطاق نشیمن صرف کنید.

دوست تخیلی کودک خود را قبول کنید: متخصصان بر این باورند که داشتن یک دوست تخیلی، نشانه خلاق و اجتماعی بودن کودکی است که راهی را برای غلبه بر ترسها و نگرانیهایش پیدا کرده است. برخی مطالعات نشان می دهند که تقریبا نیمی از کودکان در دوره ای از زندگی شان، یک دوست تخیلی داشته اند.

با این حال، اگر کودک شما یک اشتباه انجام داد و پس از آن دوست تخیلی اش را مقصر دانست و سرزنش کرد، شما باید با وارد شدن به این صحنه، سعی کنید حقیقت را به او نشان بدهید. البته نباید او را به دروغگویی متهم کنید، بلکه آن رفتار یا عمل را مورد توجه قرار دهید. کودک خود و دوست تخیلی اش را وادار کنید تا آن اشتباه را جبران کنند (مثلا آشغالها را از روی زمین جمع کنند، یا عذر خواهی کنند، یا هر چیز دیگر) و برای او روشن کنید که آن عمل یا رفتار، به هیچ وجه قابل قبول نیست.

از کارهای عجیب و غریب یا خنده دار او لذت ببرید: وقتی کودک شما برای سومین روز متوالی اصرار می کند که لباس آدم فضاییها را در مهدکودک بپوشد، ممکن است فکر کنید با یک مشکل جدی مواجه شده اید. افراد بزرگسال به قدری با اجتماع ارتباط داشته اند که قادر هستند مرز مشخصی بین محیطهای عمومی و محیطهای خصوصی قائل شوند (مثلا شما می دانید که پیژامه و دمپایی راحتی برای استفاده در داخل منزل مناسب است، اما برای رستوران مناسب نیست)، اما کودکان به این صورت فکر نمی کنند. هرگاه در اینگونه مواقع می خواهید کودک را مجبور به انجام کاری بکنید (مثلا بگویید: “لباسهای سیندرلا را همین حالا در بیاور”)، به یاد بیاورید که کودک شما هنوز قادر به درک این محدودیتها نیست و البته لازم هم نیست که چندان نگران طرز لباس پوشیدن کودک خود باشید.