دلایل شب ادراری و توصیه های عملی در درمان آن

دلایل شب ادراری و توصیه های عملی در درمان آن

دلایل شب ادراری و توصیه های عملی در درمان آن

 


ادرار در تخت‌خواب یا شب ادراری به یک مسئله روتین در 10 تا 13 درصد از کودکان 6 ساله و 7 تا 10 درصد از کودکان 8 ساله تبدیل شده است. پسرها مخصوصاً آنهایی که در خانواده‌شان به صورت ارثی سابقه شب ادراری داشته‌اند  بیشتر مستعد این عارضه هستند. اگر شما یا همسرتان در این زمینه از رشد تاخیر داشته‌اید احتمال اینکه کودک‌تان نیز این گونه باشد، زیاد است. برای این که  او دچار این عارضه نشود یا باید مغزش قادر به نگه‌داشتن مثانه‌ای پر در حالِ سرریز در هنگام شب باشد و یا سیگنالی قوی از مثانه‌اش بیاید که بتواند وی را ازخواب بیدار کند.

چه‌کار می‌توانید بکنید ؟


سعی کنید از یک مشکل گاهگاه مسئله‌ای بزرگ نسازید. اگر کودک شما مرتباً تخت‌خواب خود را خیس می‌کند زیاد روی آن تاکید نکنید و مطمئن شوید که او درک کرده است که خطای او نیست. تنبیه‌و مسخره‌اش نکنید؛ او واقعاً کاری از دستش برنمی‌آید و شما با این کار تنها خجالت ‌زدگی او را بیشتر می‌کنید. همچنین برای برادران و خواهران او هم روشن کنید که مسخره ‌کردنش ممنوع است. خیس‌نکردن تخت‌خواب در تمام طول شب یک مهارت رشدی ا‌ست که تقریباً تمامی کودکان در زمان خود با خیس‌نکردن تخت‌خواب در زمان خواب یا با بیدار شدن برای رفتن به دستشویی به آن می‌رسند.
در حالی که منتظرید تا کودکتان ادرار در تخت‌خواب را متوقف کند مطمئن شوید که تشکش به اندازه‌ی کافی با یک ملافه‌ی پلاستیکی پوشیده شده است و او را وادار کنید تا به محض این که متوجه شد جایش را خیس کرده است بلند شده و به دستشویی برود. اگر خود را خیس کرد هرچه سریعتر ملافه و پیژامه‌ی او را عوض کنید تا پوستش سوزش نگیرد و او به خوابیدن با پیژامه‌ی خشک عادت کند.
او را به عوض کردن ملافه‌ی خود تشویق کنید اگر این کار به تسکین اضطراب و یا خجالتش کمک می‌کند ولی او را با این کار تنبیه نکنید. همچنین می‌توانید به پوشیدن لباس‌های زیرِ جذب‌کننده همچون کتان ضخیم یا شلوارهای تمرین قابل ‌تعویض تشویقش کنید ( این به کودک کمک می‌کند که بفهمد بعضی اوقات بزرگ تر ها هم چنین چیزهایی می‌پوشند.) برای بعضی کودکان، مخصوصاً کودکانی که برای مدت طولانی خود را خیس نمی‌کنند و بعد خود را خیس می‌کنند، برگشت به شلوارهای تمرینی ممکن است فکر خوبی نباشد. رفتار خود را بر اساس خلق و خوی کودکتان تنظیم کنید.
شاید حتی استفاده از یک تقویم یا سیستم برنامه‌دار برای مشخص کردن موفقیت‌های آنها (شب‌های خشک) مناسب باشد اما دقت کنید که هیچ‌گاه او را  تنبیه و سرزنش نکنید. به گفته‌ی دنیل کسلر، متخصص رشد و رفتار کودکان در فونیکس آریزونا ” مشاهده‌ی افزایش تعداد شبهای خشک به مرور زمان معمولاً عاملی مثبت است که والدین می‌توانند در تشویق‌های خود از آن استفاده کنند.”
بعضی والدین متوجه می شوند که بیدار کردن کودک برای دفع – اگر به مدت یک ساعت یا بیشتر خواب بوده باشد – می‌تواند پایانی برای این مشکل باشد. می‌توانید حتی متوجه شوید که در چه ساعتی از شب  احتیاج به دفع دارد و زنگ ساعت را برای نیم ساعت پیش از آن کوک کنید. با انداختن مسئولیت بیدارشدن و به دستشویی رفتن به گردن خود او می‌توانید به او کمک کنید تا بر این وضعیت کنترل پیدا کند.
مشخص شده که تمرینات انبساط مثانه می‌تواند هم می تواند به حل مشکل کمک کند. با متخصص کودک خود صحبت کنید تا مطمئن شوید که کودکتان باید از این تمرین استفاده کند یا نه. یکی از تمرینات این است: کودکی را که احساس دفع  در طول روز می‌کند را تشویق کنید تا ادرار خود را برای مدت 10 ثانیه یا بیشتر نگه دارد، با این کار انقباضات مثانه متوقف خواهد شد. در مر حله بعد، وقتی که پیغام‌های ادرار بازگردد، او باید سعی کند پاسخ به آنها را بیشتر و بیشتر به تعویق بیاندازد تا جایی که دیگر مجبور به رفتن به دستشویی باشد.

مراقب چه‌چیز باید باشید ؟
اگر کودک شما ادرارش را مرتباً بی موقع دفع می‌کند، در زمان دفع تقلا می‌کند یا از سوزش یا درد شکوه می‌کند، ممکن است بیماری داشته باشد. در این صورت هرچه سریعتر با متخصص اطفال تماس بگیرید. همچنین اگر ادرارش کدر یا صورتی باشد یا اگر در اطراف آلت دفعی‌اش قرمزی یا خارش داشته باشد ، باید با پزشکش تماس بگیرید. این قوانینن برای پسرها و دخترها فرقی نمی‌کند و در مورد هردو یکی است.
اگر کودکی پس از یک دوره‌ی طولانی خشکی تخت‌خواب خود را خیس کند، ممکن است یک عامل مخفی احساسی وجود داشته باشد. با پزشکش در مورد هر گونه عامل احساسی که فکر می‌کنید نقش داشته باشد صحبت کنید، عواملی مثل رفتن به مدرسه‌ای جدید، تغییرات در خانواده ( همچون جدایی یا طلاق) یا سوء استفاده‌ی فیزیکی.

آینده شب ادراری چیست ؟
اگر متخصص اطفال به وجود عارضه‌ی التهاب ادراری (UTI) مشکوک شود نمونه‌ای از ادرار کودک را برای آزمایش می گیرد و اگر کودک  دچار یک عارضه است  آنتی بیوتیک تجویز می کند تا آن را از بین ببرد. اگر UTI عامل ایجاد ادرار شبانه بوده باشد مشکل کودک  باید به این ترتیب از بین برود. 
 
ممکن است آزمایش های بیشتری انجام شود (مانندعکس برداری با اشعه‌ی ایکس از مثانه یا کلیه‌ها) تا اطمینان حاصل شود مشکلی وجود ندارد و اگر مشکلی وجود داشت احتمالاً به متخصص  کودکان معرفی خواهید شد. البته این هم به ندرت پیش می آید .
اگر هیچ علت فیزیکی برای علائم کودک شناخته نشد،و ادرار شبانه همچنان ادامه یافت یک راه حل مناسب استفاده از آژیر ادرار است. این آژیرها با اتصال حس‌گرهایی به پوشک یا تشک کودک کار می‌کنند. با اولین نشانه‌ی خیسی، آژیر به صدا در می‌آید و کودک را بیدار می‌کند تا در نهایت کودک را در مورد این که کی مثانه‌اش پر می‌شود شرطی می‌کند، حتی وقتی که خواب است. این آژیرها به خوبی اثرگذار هستند و به اغلب کودکان کمک می‌کند در عرض 4 تا 6 ماه بهبود پیدا کنند.
اگر آژیر مفید واقع نشود پزشک ممکن است به عنوان  آخرین راه‌حل داروهایی تجویز کند که معمولاً قرص یا اسپری بینی هستند. ایمی پیرامین معمولاً اولین دارو است، و تقریباً نیمی از کودکان به آن واکنش نشان می‌دهند. کسلر توصیه‌می‌کند که والدین در مورد معایب و مزایای این داروها  با متخصص مشورت کنند.
تنها درصد بسیار کمی از کسانی که به ادرار شبانه مبتلا هستند به هیچگونه درمانی پاسخ نمی‌دهند. با این حال، این کودکان تقریباً همیشه در  نوجوانی از عهده‌ی کنترل ادرار خود برمی‌آیند.

 

    شب ادراری در کودکان معمولا به دلیل تاخیر در شکل گیری و رشد مکانیزمی است که تخلیه ی ادرار را کنترل می کند. در بیشتر مواقع این مشکل به خودی خود حل خواهد شد اما می توان به کودک کمک کرد تا این مشکل زودتر برطرف شود.

شب ادراری به معنای تخیله ی ناخواسته ی ادرار در طول شب می باشد. این مسئله معمولا علل چندگانه ای دارد که به هم پیوسته هستند اما عامل اصلی تاخیر در رشد کارکردهایی است که تخلیه ادرار را کنترل می کنند

در سال های اولیه زندگی، کودک در صورت پر بودن مثانه اقدام به تخلیه ی ادرار می کند و این مسئله در طول روز یا شب برایش تفاوتی ندارد. با بزرگتر شدن کودک و رشد مکانیزم های مربوط به کنترل ادرار، کودک در حدود 2 تا 3 سالگی به تدریج قادر می شود تا در طول شب بدون آنکه خودش را خیس کند، بخوابد. اما در بعضی موارد کودک این توانایی را با تاخیر و در سنین بالاتر کسب می کند

یکی از مواردی که می تواند باعث بروز شب ادراری شود این است که بدن کودک در شب آب زیادی تولید می کند. در بدن انسان ماده ی خاصی به نام ADH ( هورمون ضد ادرار ) تولید می شود که میزان آب تولیدی بدن را در کلیه ها تنظیم می کند. در کودکان از حدود 2 سالگی این هورمون با چرخه ی تولید متغیر در روز و شب ترشح می شود به طوری که در طول شب به میزان بیشتری از این ماده تولید می شود و در نتیجه کلیه ها در طول شب آب کمتری تولید می کنند اما در عین حال به تصفیه ی ضایعات ادامه می دهند. به همین علت ادرار در صبح غلیظ تر و تیره تر است و بوی تندتری دارد. در بسیاری از کودکان شکل گیری این چرخه ی تولید با تاخیر صورت می گیرد و به همین علت میزان تولید ادرار در طول شب کاهش نمی یابد و معمولا مثانه ی کودکان در نیمه شب پر می شود.

عامل دیگری که در بروز شب ادراری نقش دارد، عمیق تربودن خواب کودکان در مقایسه با بزرگسالان است و به همین علت کودکان در صورت پر شدن مثانه تحریک کافی را دریافت نمی کنند در حالی که بزرگسالان با پر شدن مثانه از خواب بیدار می شوند.

عامل دیگر این است که کودکان مایعات بیشتری را در مقایسه با بزرگسالان مصرف می کنند و حتی در بسیاری از موارد این مقدار از نیاز واقعی آنها بیشتر است. اگر چه کودک در طول روز دفعات بیشتری به دستشویی می رود اما نوشیدن زیاد مایعات باعث می شود تا در شب و بعد از گذشت حدود 3 یا 4 ساعت از خواب، مثانه مجددا پر شده و کودک خودش را خیس کند

در بعضی از موارد شب ادراری می تواند نشانگر وجود یک آسیب روانشناختی در کودک باشد. البته معمولا عامل روانشناختی تنها علت بروز این عارضه نیست اما می تواند احتمال وقوع شب ادراری را افزایش دهد. وجود مشکل در مدرسه، اشکال در ایجاد ارتباط با همسالان، جرو بحث های خانوادگی، تغییر و جابه جایی های مکانی و یا تولد خواهر و برادر کوچکتر می توانند سبب ساز آسیب های روانی در کودک شوند.در بعضی از کودکان این آسیب های روانی به شکل دل درد، حالت تهوع، استفراغ و یا شب ادراری بروز پیدا می کنند.

 

اگر شب ادراری تا 4 یا 5 سالگی ادامه پیدا کرد، بهتر است تا میزان مایعات مصرفی کودک را نه تنها در شب بلکه در طول روز نیز کاهش دهید و از کودک بخواهید تا در طول روز و قبل از خواب با فواصل منظمی به دستشویی برود. در صورت ادامه ی شب ادراری تا 5 یا 6 سالگی بهتر است تا برخی آزمایشات را برای اطمینان از عدم وجود عفونت، ناهنجاری های جزیی در دستگاه ادرار و نیز عدم ابتلای کودک به دیابت انجام دهید.

 

چند توصیه ی عملی برای درمان شب ادراری  

1.           حدود نیمه شب، قبل از آنکه خودتان به رختخواب بروید، کودک را بیدار کنید و او را به دستشویی ببرید. این کار علاوه بر آنکه باعث تخلیه ی مجدد مثانه ی کودک می شود، به تدریج به او یاد می دهد تا در طول شب هرازچند گاهی از خواب بیدار شود و اگر لازم باشد به دستشویی برود. با بالاتر رفتن سن کودک می توانید از او بخواهید تا هر شب به کمک زنگ ساعت در زمان معینی بیدار شود و به دستشویی برود.  

2.            از حدود 5 تا 7 سالگی می توانید به کودک آموزش دهید تا ادرارش را کنترل کند. برای آموزش این مسئله از کودک بخواهید تا قبل از تخلیه ی ادرار از 3 تا 5 شماره و یا بیشتر بشمارد و ادرارش را در این مدت نگه دارد تا با این روش کنترل مثانه اش را یاد بگیرد.

3.            به کودک یاد بدهید تا در نوشیدن مایعات زیاده روی نکند. از او بخواهید تا مایعات را به آرامی بنوشد و قبل از قورت دادن، چند لحظه در دهانش نگه دارد. نوشیدن چای و نوشابه را قدغن کنید.

4.            اگر همه ی روش هایی که تا کنون استفاده کرده اید بی نتیجه بوده اند، بهتر است تا از شیوه ی “زنگ هشدار” استفاده کنید. در این روش یک زنگ هشدار را که به رطوبت حساس است، داخل تشک کودک قرار می دهند. زمانی که کودک تشک را خیس می کند زنگ به صدا در می آید. با این شیوه کودک به تدریج یاد خواهد گرفت که با شنیدن صدای زنگ ادرارش را کنترل کند، زنگ را قطع کند و برای تخلیه ی مثانه اش به دستشویی برود

 

 

 


 

بازی با اسباب آشپزخانه (از 3 ماهگی به بعد)

بازی با اسباب آشپزخانه (از 3 ماهگی به بعد)

 بازی با اسباب آشپزخانه (از 3 ماهگی به بعد)

دراز کردن دست و گرفتن اشیایی مثل جغجغه، عروسک مخملی و یا دسته ای از موهای شما، دلیل بر آن نیست که کودک می تواند روی آنها کنترل داشته باشد. مهارت واقعی زمانی است که کودک علاوه بر داشتن کنترل  کافی روی مچ، کف دست و انگشتانش، توانایی شکل اشیا و تشخیص مسافت نیز وجود داشته باشد و همه نیازمند مهارت بسیار است.

در این مرحله یک سری فنجان یا قاشق اندازه گیری پلاستیکی (پیمانه) می تواند اسباب بازی خوبی برای کودک باشد زیرا هم به راحتی قابل گرفتن هستند و هم سطوح جالب توجهی دارند.  اگر کودک شما گرفتن و بلند کردن اشیا را یاد گرفته است آنها را دور تا دور او روی زمین قرار دهید.

اگر هنوز این کار را به خوبی یاد نگرفته است قاشق ها را در دستش بگذارید و برای نگه داشتن آنها او را تشویق کنید شگفت زده یا نا امید نشوید اگر دیدید او آنها را بلافاصله به سمت دهانش می برد. جویدن و داخل دهان بردن اجسام برای کودکانی که در این سن هستند بهترین روش برای یادگیری مطالبی درباره دنیا می باشد. 

 

 

پیشرفت مهارتها

 

•تقویت بالا تنه

 

•تحریک بساوایی

 

•تقویت مهارتهای حرکتی ظریف

 

 

کودک خود را بهتر درک کنیم

کودک خود را بهتر درک کنیم

کودک خود را بهتر درک کنیم

برقراری تعادل بین استقلال و وابستگی

کودک شما دیگر آن نوزاد دیروز نیست که خودش را به عنوان بخشی از شما تصور می کرد از شما به عنوان کنترل کننده و تسهیل کننده کارهای خودش استفاده می کرد و شما برای او آینه ای بودید که خودش و دنیا را در آن می دید. اما او هنوز هم به مرحله کودکی وارد نشده است؛ پس نمی تواند جایگاه فردی و حقوق ویژه شما را درک کند و قادر به پذیرش مسوولیت خود و کارهای خودش نیز در رابطه با شما نیست. کودک شما به تدریج این نکته را درک می کند که شما و او دو شخصیت مستقل هستید؛ و البته درک این مطلب نیز چندان برای او آسان نیست. بعضی اوقات او شخصیت خودش را (که به تازگی آن را پیدا کرده است) با جملاتی مانند “نه!” یا “بگذار من کار خودم را بکنم!” نمایش می دهد و با کنترل گری شما و همچنین نیاز خودش به کمکهای شما، به مبارزه بر می خیزد. اما بعضی وقتها هم به شما می چسبد، وقتی می خواهید از اتاق بروید گریه و زاری راه می اندازد، دستهایش را به طرف شما بالا می آورد تا او را بغل کنید و دهانش را باز می کند تا به او غذا بدهید.

رفتارهای او که شخصیتی مابین نوپایی و خردسالی را از خود بروز می دهند برای شما گیج کننده است، اما برای خود او دردناک است. او باید برای خودش “کسی” بشود؛ اما اگر به عنوان بخشی از وجود شما باقی بماند برایش راحت تر و ایمن تر است. او باید به تدریج به کنترل کامل شما بر روی خود و رفتارهایش اعتراض کند، اما پذیرش کنترل شما برایش آسان تر است. او باید به میل خودش بعضی چیزها و کارها را دوست داشته باشد و بعضی دیگر را دوست نداشته باشد و اهداف خودش را دنبال کند، حتی اگر با اهداف و امیال شما ناسازگار باشد؛ اما احساس می کند که این ناسازگاری می تواند شدیدا برایش خطرناک باشد. او هنوز هم با اشتیاقی شدید شما را دوست می دارد و برای حمایتهای عاطفی به شما وابسته است. در بسیاری از موارد لزوم دستیابی به استقلال در فرآیند رشد، با نیاز ضروری او به محبت و علاقه شما، مغایرت پیدا می کند.

اگر انتظار دارید که فرزندتان همان کوچولویی که قبلا بود (یعنی یک بچه نسبتا مطیع و فرمانبردار) باقی بماند، او مجبور خواهد شد که مستقیما با شما درگیر شود. او به عشق و تائید شما نیاز دارد؛ اما حرکت او به سمت رشد به او اجازه نمی دهد که این عشق و تائید را به قیمت وابستگی شدید به شما به دست آورد. اما از سوی دیگر اگر از او انتظار دارید که یک شبه از مرحله نوزادی به مرحله کودکی وارد شود موجب می شوید که او احساس نقص کند. او به کمک و آرامش بخشی شما نیاز دارد و اگر شما این نیازهای او را، از او دریغ کنید قادر نخواهد بود که به روال منطقی و مناسب زندگی اش ادامه دهد. اگر با او مانند یک نوزاد برخورد کنید، سرسختی خواهد کرد؛ و اگر به این کار ادامه دهید او نیازمند و محتاج شما بار خواهد آمد.

پیدا کردن راه میانه

راه میانه ای وجود دارد که امکان ماجراجویی و هیجان را برای کودک شما فراهم می کند اما او را در برابر حوادث غیرمترقبه نیز بیمه می کند؛ به او کمک می کند تا کارها و موقعیتهای جدید را امتحان کند اما از ضربات سخت ناشی از شکست یا اشتباه نیز جلوگیری می کند؛ چهارچوب دقیق و محکمی از رفتارهای قابل قبول را به او ارائه می دهد اما به میزان کافی نیز انعطاف پذیر خواهد بود که با او که می خواهد سرور و رییس خودش باشد مقابله نخواهد کرد. پیدا کردن آن راه میانه به درک برخی از جنبه های رشد کودک (که ممکن است همواره واضح و روشن نباشند) و همچنین به اینکه توسط ظاهر رفتارهای او گول نخورید، بستگی دارد. به نظر می رسد که کودک دوساله شما از جهات مختلف بیشتر از آنچه خودش احساس می کند بزرگ شده است. راه رفتن، حرف زدن و بازی کردن او آنقدر رشد کرده است که ظاهرا تفاوت چندانی با یک کودک سه ساله ندارد؛ اما درک درونی او و تجربیاتش بسیار کمتر از یک کودک سه ساله است. اگر با او مانند یک نوزاد برخورد کنید او را عقب نگه داشته و مانع پیشرفت او می شوید. او باید بتواند به تدریج مسائل مختلف را درک کند. او باید بتواند از تجربیاتش یاد بگیرد. اما از سوی دیگر اگر مانند یک کودک پیش دبستانی نیز با او رفتار کنید او را تحت یک فشار شدید و غیر قابل تحمل قرار می دهید. باید به او کمک کنید تا بتواند مسائل مختلف را درک کند. او باید به صورت کنترل شده ای محیط و اتفاقات مختلف را تجربه کند.

بهره برداری از تجربیات

مسلما کودک شما حافظه دارد اما هرچند او می تواند افراد، مکانها، صداها و بوها را به خوبی خود شما به یاد بیاورد، ولی حافظه او هنوز هم برای به یاد آوردن برخی از جزئیات بسیار ضعیف است. وقتی که او یک شیرخوار بود و کارهای بچه گانه متناسب با آن دوره سنی انجام می داد، این ویژگی او نه مشخص بود و نه مهم. اما اکنون او کارها و رفتارهایی را از خود نشان می دهد که نشانه رشد او است؛ و در نتیجه این ویژگی او هم بارز و مشخص شده است و اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. او هر روز روی پله بین آشپزخانه و اتاق نشیمن لیز می خورد یا به زمین می افتد؛ و شما به خاطر جراحتها و برآمدگیهای روی سر و بدن او عصبانی، ناراحت و نگران هستید و از خود می پرسید که آیا او بالاخره یاد خواهد گرفت که مواظب پله باشد یا نه؟ پاسخ این است که او یاد خواهد گرفت اما این کار زمان می برد. او تا زمانی که تجربه های مکرر، ماجرای پله را در ذهن او حک نکنند، نمی تواند آن را به خاطر بسپارد و به یاد بیاورد. در دوران نوپایی این وظیفه شما بود که از زمین خوردن یا لیز خوردن او جلوگیری کنید. از سوی دیگر در دوران کودکی وظیفه شما این است که پله و خطر آن را به او یادآوری کنید. اما در این دوران از یک طرف باید از شدت درد یا جراحتی که ممکن است در این “تجربه” وجود داشته باشد بکاهید و از طرف دیگر به حافظه او کمک کنید که تجربیات قبلی اش را به یاد بیاورد. ممکن است لازم باشد که یک تشک یا موکت نرم روی پله بیندازید و هر بار به او یادآوری کنید که مواظب پله باشد.

یاد گرفتن پیش بینی کردن

همانقدر که حافظه کودک شما پیرامون وقایع گذشته انتخابی و گزینشی است، ظرفیت او برای پیش بینی اتفاقات آینده نیز انتخابی و گزینشی است. هرچند او می تواند با دیدن کیف دستی شما پیش بینی کند که شما می خواهید او را ترک کرده و سر کار بروید، اما نمی تواند نتایج و پیامدهای رفتارهای خودش را پیش بینی کند. اگر او بتواند از پله یا نردبان بالا برود، این کار را خواهد کرد و به این مشکل که می خواهد چگونه از آنجا پایین بیاید فکر نمی کند. در اغلب موارد مشکل حافظه با مشکل پیش بینی پیامدهای بعدی ترکیب می شوند و او را به دردسر می اندازند. ممکن است شما چندین بار به او تذکر داده باشید که با دکمه های تلویزیون بازی نکند اما هنگامی که او به نزدیکی تلویزیون می رسد نه یادآوری تذکرهای قبلی شما و نه پیش بینی سرزنشهای جدید هیچ کدام آن قدر قوی نیستند که جلوی او را بگیرند و مانع از بازی کردن او با دکمه های تلویزیون بشوند. آن دکمه ها را می توان و باید فشار داد! و همین است که مانند یک آهنربا کودک را جذب می کند.

دقیقا به همین خاطر که کودک شما نمی تواند آینده و اتفاقات بعدی را پیش بینی کند، نمی تواند حتی یک لحظه هم برای کار یا چیزی صبر کند. اگر او یک چیزی را بخواهد آن را همین حالا می خواهد! و برای همین است که به محض اینکه شما بستنی را از درون جعبه در بیاورید کودکتان سروصدا راه می اندازد و آن را “فورا و همین حالا” می خواهد. اگر برای او صبر کردن برای چیزهایی که می خواهد مشکل است پس نمی تواند بفهمد که تحمل یک مشکل ساده و ناچیز ممکن است موجب شود که دردسر خودش کمتر شود: هرچند از اینکه بستنی موجب شده لباسها و دست و صورتش چسبناک شوند، ناراحت است و گریه و زاری می کند اما اگر بخواهید دست و صورت او را بشویید یا او را حمام کنید نیز با شما مخالفت خواهد کرد. در اکثر مواقع او یک مخلوق منحصر به فرد و متعلق به زمان خودش است!

یاد گرفتن توجه به احساسات

عدم بلوغ در تفکر و درک کودک ممکن است او را در ارتباطاتش با افراد دیگر نیز به دردسر بیندازد. او شما را دوست دارد. همه اطرافیان هم می گویند که او شما را دوست دارد. خودش هم به شما می گوید که شما را دوست دارد و هنگامی که شما را در آغوش می گیرد یا با شیطنت می خندد شما هم می فهمید که او شما را دوست دارد. با این حال بسیار به ندرت پیش می آید که رفتارهایی که بزرگترها آن را به عنوان “ابراز عشق و علاقه” می شناسند از یک کودک سر بزند. او نمی تواند خودش را جای شما بگذارد و اتفاقات و دنیا را از چشمان شما بنگرد. او دوست ندارد که شما را در حال گریه کردن ببیند اما آنچه موجب می شود که او گریه کردن شما را دوست نداشته باشد احساسی است که از دیدن این حالت به او دست می دهد و او قادر نیست که احساس شما را در این حالت درک کند. هنوز هم نمی توان از او انتظار داشت که احساسات دیگران را در نظر بگیرد؛ او ابتدا باید بتواند احساسات خودش را به خوبی بفهمد. اگر او شما را گاز بگیرد و شما هم او را گاز بگیرید «تا به او نشان دهید که گاز گرفتن چه مزه ای دارد» او گریه و زاری راه می اندازد، انگار که تا کنون نمی دانسته گاز گرفتن چیست. او نمی تواند بین کاری که با شما کرده و کاری که شما با او کرده اید یا بین احساسات خودش و احساسات شما ارتباط برقرار کند.

نکته کلیدی در درک کودک، درک رشد فرآیندهای فکری او است. او باید کمی بزرگتر شود تا این احساسات متضاد و تواناییهای گمراه کننده بتوانند با یکدیگر جمع شده و یک مخلوق منطقی و رام شدنی، که ما آن را “بچه بزرگ شده” می نامیم، به وجود آورند.

.

قل دادن توپ روی شکم (از 3 ماهگی به بعد)

قل دادن توپ روی شکم (از 3 ماهگی به بعد)

 قل دادن توپ روی شکم (از 3 ماهگی به بعد)

برای ایجاد هوشیاری بدنی برای کوچولوها، می‌توانید کارهای ساده اما کاربردی و موثری انجام دهید. کودکی که تازه متولد شده است، تفاوت مابین وجود خودش و شما را نمی تواند تشخیص دهد.

یعنی نمی داند بدن خودش کجا تمام شده است و بدن شما از کجا آغاز شده است! بنابراین شما می توانید با قل دادن یک توپ روی شکم به سمت بالا و  پایین و روی پاها و دست های او موجب بروز هوشیاری بدنی او که در حال شکل گرفتن است.

همچنین تحریک بدن کوچک او شوید. آیا او می خواهد توپ را بگیرد یا به آن لگد بزند؟ بگذارید این کار را انجام بدهد. زیرا بهترین تمرین برای ایجاد هماهنگی است. می توانید حتی او را روی شکم بخوابانید و توپ را روی پشت کودک حرکت دهید. خواندن یک شعر در حین بازی می تواند شادی بخش باشد.

با این کارها شما می‌توانید باعث پیشرفت مهارتهای حرکتی او شوید و فواید زیر نصیب کودکتان می‌شود:

•تعادل

 

•هوشیاری بدنی

 

•تحریک بساوایی

 

 

محبت بی‌حساب یا با حساب؟

محبت بی‌حساب یا با حساب؟

محبت بی‌حساب یا با حساب؟

مادر و کودک
بسیاری از والدین به دلیل عدم شناخت و آگاهی های لازم نسبت به این امر، در زمینه محبت به فرزندان دچار افراط و تفریط هایی می شوند که در تربیت کودک، مخرب است و اثرات سوء به دنبال دارد. عده ای از والدین در رفتار با کودکانشان، از چاشنی محبت استفاده نمی کنند و یا به حداقلی از آن اکتفا می کنند.
این موضوع ممکن است دلایل زیادی داشته باشد. دلایلی همچون موقعیت اجتماعی و شخصیتی خود والدین و شرایط نامساعد اقتصادی و عاطفی موجود در خانواده، می تواند عواملی باشد که موجب کاهش احساس محبت آمیز میان والدین و فرزندان باشد. عده دیگری از والدین نیز با تعریف نادرستی که از محبت دارند، تصور می کنند که باید تمام توان و نیروی خود را در راستای ارضای خواسته ها و تمایلات فرزندانشان صرف کنند که این اقدام هم نتایج مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت.

 آنچه مهم است اینکه به دنبال فهم درستی از تربیت و محبت به طور توامان باشیم.

مسلما محبت و ابراز علاقه، خواست طبیعی هر کودکی است که از این طریق می توان چشمان کودک را به آینده ای زیبا، روشن کرد و راه و رسم زیستن را در دل او زنده کرد. محبت همچون آب، برای کودک حیاتی است و از طرفی نوع محبتی که کودک به آن نیاز دارد، با سایر افراد متفاوت است.

بهتر است باور کنیم که محبت والدین نسبت به فرزند، به گونه ای عجیب در تعیین سرنوشت آینده  او موثراست. شاید به همین خاطر است که در رابطه با این موضوع احادیث بسیاری از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) نقل شده است.

در روایتی اینطور بیان شده است که فرزندان خود را زیاد ببوسید زیرا با هر بوسه برای شما مقام و مرتبتی در بهشت فراهم می آید.

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرمودند:” به بزرگسالان خود احترام کنید و نسبت به کودکان خویش، ترحم و عطوفت نمائید.

ایشان در جای دیگر فرموده اند:” آن کس که فرزند خود را ببوسد، حسنه ای در نامه او ثبت خواهد شد و ان کس که فرزند خود را شاد کند، خداوند او را در قیامت مسرور می نماید.

در این زمینه روایات متعددی وجود دارد که همه آنها به اهمیت محبت و ابراز آن به کودک اشاره دارد. حال بعد از بیان این مطالب بهتر است بدانیم که کمبود و یا عدم محبت به فرزندان، چه عواقبی را به دنبال دارد.

فقدان محبت برای کودک، زمینه ساز ابتلای او به مشکلاتی از قبیل بی اشتهایی، بی خوابی، فریاد زدن و جیغ کشیدن در هنگام خواب، ترکردن رختخواب در روز و شب، تقلیدهای بی مورد، ادا و اطوارهای ناصواب برای نمایاندن خود، جلب محبت و لوس بازی، فراهم می کند.1
فقدان محبت در سالهای اول زندگی و خصوصا چهار سال اول، باعث ایجاد انواع اضطرابها، تشویش، عصبانیت، نارضایتی، احساس انزوا، تندخویی و بداخلاقی می شود. چرا که در این سنین، کودک بیش از هر زمان دیگری به والدین خود اتکا دارد

کودکی که از جانب مادرش، محبت نبیند، دائما دچار احساس ناراحتی و عصبانیت است و نمی تواند احساس ترحم و شفقت به دیگران داشته باشد. احساسات این کودک در مسیری نادرست حرکت می کند و تنها به خواسته های شخصی خود فکر می کند و دچار خودخواهی است. چنین کودکی که با این روش تربیت و پرورش یابد، در برابر هر محبتی چه تصنعی و یا واقعی، تسلیم می شود. به این ترتیب بسیاری از دختران و پسرانی که در سنین نوجوانی دچار انحرافات اخلاقی و آسیب های اجتماعی می شوند، افرادی هستند که در کودکی با کمبود محبت و عاطفه از جانب والدین خویش، مواجه بوده اند.

عواطفی که تعدیل نشده باشد ممکن است موجب بروز ناهنجاریهای روحی و رفتاری از قبیل ماتم زدگی، افسردگی، اضطراب، بدبینی، منفی بافی، تبهکاری و بزه کاری شود. اما آنچه مسلم است اینکه افراط در محبت ورزی هم می تواند اثرات مخربی را به دنبال داشته باشد. یکی از نتایج زیاده روی در محبت، ایجاد عقده حقارت است.
کودک

کودکانی که بیش از اندازه مورد مهر و محبت واقع می شوند، لوس و از خود راضی بار می آیند و در طول زندگی شان، خصوصا در مواقع بروز مشکلات و سختیها، دچار حس حقارت و بدبختی می شوند و دست به اعمالی غیرعادی می زنند. به این ترتیب ممکن است تحمل برخی از ناملایمات زندگی برای آنها به قدری سخت باشد که آنها را دچار فشار روانی کند و یا حتی به دیوانگی و خودکشی برساند. چون کودکی که همیشه پدر و مادر خویش را تسلیم خواسته های خود کرده، شخصیتی دیکتاتور محور دارد و روحیه اش ضعیف است و به سرعت دلگیر می شود. به همین خاطر است که این کودکان در نبردهای زندگی خیل زود، شکست می خورند.

محبت های بی حساب باعث رشد گلخانه ای کودک می شود. یعنی اگر این کودک در شرایط متفاوتی قرار بگیرد ممکن است بشکند و فرسوده شود. به این ترتیب احساس اعتماد به نفس و استقلال کودک از بین می رود. این کودکان در بزرگسالی هم نمی توانند جایگاهی داشته باشند، چون توقعات آنها از جانب دیگران خریدار ندارد و همین امر موجب ایجاد حس شکست و ناراحتی در این افراد می شود.

امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:”بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان خود، از حد تجاوز کرده و به زیاده روی و افراط می گرایند.
پس با توجه به نکات مذکور به این نتیجه می رسیم که محبت باید با قاعده و اصول خاصی صورت گیرد و اگر در مسیر خود حرکت نکند، نمی تواند نتایج مناسب ومطلوبی را به دنبال داشته باشد.

 

مشکلاتی بر سر زمان خواب چگونه از ابتدا با آنها مقابله کنیم؟

مشکلاتی بر سر زمان خواب چگونه از ابتدا با آنها مقابله کنیم؟

مشکلاتی بر سر زمان خواب چگونه از ابتدا با آنها مقابله کنیم؟

  چرا بچه دبستانی‌‌ها سر ساعت نمی‌خوابند؟

اگر شما مانند بسیاری از والدین هستید، حتماً با این داستان آشنایی کامل دارید. فرزندتان را سر ساعت 9 به تختخواب می‌برید، بغلش می‌کنید و او را می‌بوسید و خواب‌های خوشی را برایش آرزو می‌کنید. روزی طولانی بوده است اما میز شام همچنان در انتظار است، قبض‌هایی مانده که باید پرداخت شود و به اندازه‌ی کافی وقت نداشته ‌اید که استراحت کنید اما در عوض این که باقیمانده‌ی شب را به کارهای روزمره تان بپردازید مدام در حال رفت‌وآمد به اتاق خواب فرزندتان هستید تا به طریقی او را خواب کنید. بالاخره به خواب می‌رود اما حدود سه ساعت بعد از این که پایش را به اتاق خواب گذاشت.
تشویق‌ کردن: ساعت خواب معمولا برای یک بچه ‌دبستانی اوقات سختی است. او در حال رشد است و برنامه‌ی روزانه‌اش پیچیده‌تر از گذشته شده و به همین دلیل به استراحت بیشتری احتیاج دارد. جودی میندل، استادیار روانشناسی دانشگاه سنت جوزف در فیلادلفیا و نویسنده‌ی کتاب خواب در تمام طول شب، می‌گوید: “بچه‌ها در این سن دلواپسانی بی‌تاب و پریشان هستند.او ممکن است نگران برنامه‌ی درسی فردا باشد یا از این هراس داشته  باشد که فردا در امتحان چه نمره‌ای می‌آورد. ممکن است از بچه‌ قلدر مدرسه در اتوبوس بترسد یا نگران درگیری بهترین دوست‌اش با او باشد. تعجبی ندارد ناگهان از خواب بیدار شود و با اشیاء اطرافش شروع به حرف‌ زدن کند!
در رابطه با مسائل زمان خواب، چه کاری از دست شما برمی‌آید؟

وقتی را برای حرف‌زدن با فرزندتان در مورد ماجراهایی که در روز داشته است، کنار بگذارید. فرزند دبستانی شما ممکن است خیلی ساده، به این جهت بدخوابی داشته باشد که بخواهد در مورد ماجراهایی که در طول روز در مدرسه داشته است، با شما صحبت کندبه خصوص اگر تمام مدت روز را کار کرده‌اید، قبل از خواب ساعتی را کنار بگذارید تا با فرزندتان در مورد مسائل مدرسه صحبت کنید و آخرین خبرها را از مسایل زندگی اجتماعی‌اش بشنوید. شاید  اگر شانس این را داشته باشد که خودش را تخلیه کند، راحت‌تر به خواب رود.

یک برنامه برای ساعت خواب تنظیم کنید به طوری که بتوانید با کامپیوتر آن را تزیین یا بر روی کاغذ چسبی با مداد رنگی آن را نقاشی کنید. این برنامه باید در مورد کارهایی باشد که باید  هنگام خواب انجام شوند و باید به ترتیب اولویت باشد مثلاً دستشویی رفتن، مسواک ‌زدن، خواندن کتاب،  یک لیوان آب و ادامه دو دقیقه گوش‌ دادن به یک موزیک ملایم. قبل از شروع برنامه، چند بار ساعت خواب را یاد آوری کنید .سعی کنید نگذارید وقت‌اش را تلف کند.

در او انگیزه ایجاد کنید.وقتی فرزندتان به موقع به رختخواب رفت، باید برایش جایزه در نظر بگیرید. در ضمن باید برایش معلوم کنید که این جایزه را به چه دلیل به او می دهید. وقتی با برنامه جلو می‌رود، تحسین‌اش کنید، در تقویم یادداشت کنیدو جایزه‌ی کوچکی برای او در نظر بگیرید مثلاً اجازه بدهید 15 دقیقه بیشتر تلویزیون تماشا کند یا تلفنی با یکی از دوستانش  صحبت کند. اگر یک هفته به موقع خوابید و طبق برنامه عمل کرد، یک چیز مخصوص برایش بگیرید مثلاً یک کتاب تازه یا یک گردش بیرون‌ ازخانه با بهترین دوست‌اش. حتی بد نیست با او معامله کنید مثلاً ژتون برای هر بار به‌ موقع خوابیدن و البته ماندن در رختخواب یا کم‌ کردن ژتون به ازای هر بار دیرخوابیدن یا ازرختخواب بیرون آمدن وقتی چراغ‌ها خاموش شدند. به ازای تعداد مشخصی از ژتون‌ها، اجازه بدهید با کامپیوتر بازی کند یا یک آویز تزئینی دیگر به کیف مدرسه اش آویزان کند.

محدوده انتخاب‌هایش را بیشتر کنید. خودداری از رفتن به رختخواب روش موثری است که بچه ها برای دفاع از خودشان یا رسیدن به خواسته‌هایشان در پیش می گیرند. پس بد نیست راه‌های قابل‌قبولی پیدا کنید که به وسیله‌ی آن بتواند از خودش دفاع کند. بگذارید کمی خودمختاری داشته باشد مثلاً اگر قبل از خوابیدن می‌خواهد مجله‌  ورق بزند یا فصلی از هری پاتر را بخواند، یا میل دارد قبل از خواب  آب بخورد. دقت کنید انتخاب‌هایی را پیش رویش بگذارید که خودتان آنها را قبول داریدمثلا  اگر قرار باشداز او بپرسید آیا دلش می خواهد الان به رختخواب برود یا نه احتمالاً جواب دلخواه‌تان را نمی شنوید.

آرام اما جدی باشید. حتی اگر فرزندتان گریه کرد یا خواست استثناءهایی در برنامه‌ قائل شوید، بر موضع خود پافشاری کنید. اگر حوصله تان سر رفت، اعمال زور نکنید. با آرامش و خونسردی صحبت کنید اما وقتی مهلت به سر رسید پافشاری کنید، وقت تمام شد! اگر در مقابل درخواست‌اش “خواهش می‌کنم، فقط پنج دقیقه‌ی دیگه” کوتاه بیایید، بدانید که فردا شب هم همین درخواست را می شنوید.

زمان تماشای تلویزیون را محدود کنید. طبق نظر میندل بچه‌هایی که سر شب تلویزیون تماشا می‌کنند بیشتر از بقیه برای رفتن به رختخواب و خوابیدن دردسر دارند. تعجبی ندارد بچه‌هایی که در اتاق‌شان تلویزیون دارند خوب نمی خوابند. این فقط مربوط به برنامه‌های خشن نمی‌شود و به نظر می‌رسد هر برنامه‌ی تلویزیونی به جای این که بچه‌ها را آرام کند آنها را پرانرژی می‌کند. پس ساعات تماشای تلویزیون را محدود کنید، به خصوص وقتی که که به ساعت خواب نزدیک می‌شوید.

برای موفقیت پله به پله پیش بروید. نباید انتظار داشته باشید که فرزندتان ‌ یکباره یاد بگیرد که  طبق برنامه‌ی شما به رختخواب برود و تمام شب را آرام سر جایش بخوابد. هر بار یک قدم بردارید. اگر دوست دارد در تختخواب شما بخوابد، بد نیست اولین قدم این باشد که او را تشویق کنید در رختخواب خودش بخوابد. قدم دوم می تواند این باشد که بیرون آمدن های متعددش از رختخواب را به یک بار در شب کاهش دهید یا فقط یک بار شما را صدا بزند بدون اینکه از تختش خارج شود. روشی را در پیش بگیرید که قدم‌به‌قدم وآهسته و پیوسته به هدف نهایی‌تان (خوابیدن کودک در تمام طول شب بدون اینکه یک‌بار هم از جایش بیرون بیاید) برسید.

حل مشکل. تلاش کنید بفهمید که چرا برای فرزندتان سخت است که سرش را به بالش بچسباند. به نگرانی‌هایش در طول روز دقت کنید تا متوجه شوید وقتی که خورشید غروب می‌کند چه چیز ممکن است باعث آزارش شود. از او بپرسید چه اعتراض به‌خصوصی راجع به ساعت خواب دارد. به این خاطر است که خسته نیست؟ ترسیده است؟ اتاق خیلی ساکت است؟ اگر از تاریکی می‌ترسد، یک چراغ‌قوه به او بدهید. بگذارید به یک موزیک ملایم با صدای کم گوش دهد. به صحبت هایش گو کنید. از همه‌ی اینها گذشته،اگر برنامه ای پیشنهاد می‌کند که می‌تواند مفید  باشد، شانس بیشتری برای موفقیت  ایجاد می‌کند.

مطمئن شوید که فرزندتان در طول روز به اندازه‌ی کافی تحرک داشته و از هوای تازه استفاده کرده است. همچنین در نظر داشته باشید که زمان خواب را یک ساعت عقب ببرید (فقط مطمئن شوید که بین 9 تا 11 ساعت در شبانه ‌روز خوابیده است،  کودک در این سنین به این مدت خواب نیاز دارد). با گنجاندن مقداری فعالیت بدنی و تغییرات گهگاه در برنامه‌ی روزانه می تواند مطمئن شوید فرزندتان و با رسیدنِ ساعت خواب به اندازة کافی خسته است.

 

تقویت عضلات گردن و پشت نوزاد (از 3 ماهگی به بعد)

تقویت عضلات گردن و پشت نوزاد (از 3 ماهگی به بعد)

تقویت عضلات گردن و پشت نوزاد (از 3 ماهگی به بعد)

برخی از کودکان ممکن است در 3 ماهگی هنوز به اعتراض به دمر خواباندنشان گریه کنند. اما قطعا آنها باید مدتی را به این حالت سپری کنند. زیرا عضلات گردن، شانه و پشت با قرار گرفتن در این وضعیت تقویت می شوند و برای نشستن و چهاردست و پا رفتن آمادگی پیدا می کند. 

بهتر است کودک را مجبور نکنید در حالتی قرار بگیرد که راحت نباشد. اما می توانید با انجام کارهایی مثل دراز کشیدن جلوی او ، در دسترس قرار دادن اسباب بازی مورد علاقه اش، ایجاد ارتباط با نگاه کردن و حرف زدن با او کودک را به این کار ترغب کنید.

اگر در همان وضعیت کارهایی را به طور ناگهانی انجام داد او را ترغب کنید. احتمال دارد تا دستها و پاهایش را به حالت شنا کردن حرکت دهد یا آنها را سفت کرده و به شکل هواپیما به جلو و عقب حرکت دهد. 
 

اگر نتوانست بیشتر از یک یا دو دقیقه در این حالت بماند نگران نشوید. خواسته او را عملی کنید. به محض اینکه خسته شد او را برگردانید. می توانید بعدا دوباره این کار را انجام دهید. بیشتر کودکان با دمر خوابیدن موافق نیستند ولی همه آنها در هر حال نشستن، چهار دست و پا و راه رفتن را فرا می گیرند.
 
 

 

پیشرفت مهارتها
 

 

•رشد عاطفی

 

•رشد اجتماعی

 

•تقویت بالاتنه
 

بازی با آینه (از 3 ماهگی)

بازی با آینه (از 3 ماهگی)

 بازی با آینه (از 3 ماهگی)

یک کودک 3 یا 4 ماه اکنون به مرحله ای رسیده است که می تواند خود را برای چند دقیقه متوالی سرگرم کند- یک پیشروی جالب هم برای کودک و والدین- ممکن است صبح زود صدای او را بشنوید که با انگشتان پایش حرف می زند.

یا ببینید دستهایش را جلوی صورتش گرفته و چیزهایی می گوید. (همان قان قان کردن و تولید اصوات کودکانه) یا مشتاقانه به اطراف اتاق نگاه می کند. در حدود 4 ماهگی کودک نه تنها می تواند ببیند بلکه قادر به ردیابی نیز می باشد.

یعنی او می تواند افراد یا اجسامی که در اطرافش حرکت می کنند را ببیند. اکنون که کودک می تواند در حالت دمرو سرش را بلند کند گذاشتن یک آینه در تخت او می تواند موجب سرگرمی او شود. زیرا هنوز درک نمی کند که تصویر درون آینه خود اوست.

این مطلب را حدود 15 تا 18 ماهگی خواهد فهمید. در حال حاضر با دیدن تصویرش در آینه خوشحال خواهد شد و می خندد. او از اینکه با چنین شخصی روبرو می شود خوشحال است.

 
 

 

پیشرفت مهارتها
 
•تقویت بالا تنه

 

•تحریک بینایی
 

نافرمانی چرا اتفاق می‌افتد، و برای مقابله با آن چه باید کرد ؟

نافرمانی چرا اتفاق می‌افتد، و برای مقابله با آن چه باید کرد ؟

نافرمانی چرا اتفاق می‌افتد، و برای مقابله با آن چه باید کرد ؟

چرا کودکان پیش‌دبستانی از والدین خود فرمان نمی‌برند ؟

کودک دبستانی شما به لطف خدا از مرحله‌ی جیغ و داد و دعوا گذشته است. ولی هنوز هم نمی‌توان گفت فرمان‌بردار است. در واقع، وقتی برای شام صدایش می‌کنید از آمدن خودداری می‌کند، درخواست شما را برای برداشتن جوراب‌هایش نادیده می‌گیرد، و هرگاه از او می‌خواهید زباله‌ها را بیرون ببرد با یک “برای چی ؟” جدی و مطمئن پاسخ‌تان را می‌دهد.
شاید از خود بپرسید «پس چه اتفاقی داره می‌افته ؟»، «من در تربیت بچه‌م قاصر بودم، یا اون فقط می‌خواد حال منو بگیره ؟»
باور بکنید به احتمال زیاد هیچ اشتباهی در کارتان نیست. گرچه ناامیدکننده، ولی عادی ست که کودک دبستانی خط قرمز‌ها و انتظارات والدین را امتحان کند. به گفته ی سوزان آیرز دنهام، استاد روان‌شناسی در دانشگاه جورج میسون درفیرفاکسِ ویرجینیا، در دوران حاضر «نافرمانی یافتن راهی برای قبولاندن حقوق خود به دیگران است».
وقتی کودک دبستانی شما به بلوغ نزدیک‌تر می‌شود و چیزهای بیشتری از دنیای اطراف خویش می‌آموزد، عقاید خود را در مورد روابط و قواعد شکل می‌دهد (یا عقاید دیگران را می‌پذیرد). پس اگر تلاش می‌کند که با مقاوت در برابر شما و راهنمایی‌های «احمقانه‌تان» حرف خود را به کرسی بنشاند، تعجب نکنید. گرچه، برخلاف کودکان کم‌سن‌تر، اگر از فرزند بالغ‌ پرخاش‌گر خود بخواهید کاری را که دوست ندارد انجام دهد، احتمالا عصبانی نخواهد شد. ولی ممکن است وانمود کند که نشنیده است، یا بسیار آهسته و یواش به درخواست شما پاسخ دهد. (منظورت این بود . . . که اون جورابا رو امروز بردارم ؟(

 

برای مقابله با نافرمانی چکار می‌توان کرد ؟

درکشان کنید.وقتی از کودک خود می‌خواهید برای ناهار بیاید و او فریاد می‌زند که «الان نه!» و اگر دوباره خواستید که به هر حال بیاید و عصبانی شد، خود را جای او بگذارید. اگر در حال اسکیت بازی کردن با دوستان‌اش است، بگویید که می‌دانید ترکِ بازی کار سختی‌ست ولی غذا آماده شده است.

این کار برای این است که به او نشان دهید، علی‌رغم اینکه جزئی از مشکل بوده‌اید، ولی در واقع طرف او هستید. سعی کنید عصبانی نشوید (حتی اگر همسایه‌ها سرگرم تماشای این نمایش بین شما و کودک دبستانی‌تان باشند). مهربان و درعین حال درخصوص ضرورت آمدنش مصر باشید.

حد و حدودی مشخص کنیدکودکان دبستانی نیازمند – و حتی خواهان- محدودیت هستند، پس این محدودیت‌ها را وضع کنید  و مطمئن شوید که فرزندتان از آنها اطلاع دارد. حد و حدود را گوشزد کنید، «اجازه نداری بدون اجازه از تلفن استفاده کنی»، یا «یه بار که بهت گفتم باید بیای».

اگر فرزندتان (مثل هر بچه دیگری) در اطاعت از این حدود مشکل دارد، روی راه‌حل‌ها کار کنید. در مورد وضعیت پیش‌آمده صحبت کنید و سعی کنید که به عمق مسئله‌ی نافرمانی فرزندتان راه یابید.
شاید به این دلیل از انجام دادن تکالیف خانه خودداری می‌کند که در ریاضیات مشکل دارد. در این شرایط، یک بازی رایانه‌ای ریاضی یا چند جلسه‌ی تقویتی با برادر یا خواهر بزرگتر موثر خواهد بود. یا به این خاطر از پذیرش درخواست شما مبنی بر رفتن برای ناهار یا چیز دیگر سر باز می‌زند که به اندازه کافی وقت بیرون رفتن ندارد. اگر بداند که شما نیز به همراه او در پی یافتن راهی برای حل مشکل هستید، میزان نافرمانی خود را کاهش خواهد داد.

اخلاق و رفتار خوب را تقویت کنیدبا این که تنبیه زبانی به هنگام نافرمانی فزرندتان وسوسه‌کننده است، توصیه می‌کنیم که زبان خود را نگه دارید. به گفته‌ی جین نلسون، نویسنده‌ی سری کتاب‌های «انضباط مثبت»، “وقتی رفتار بدی از کودک سر می‌زند، بلافاصله خود احساس بدی خواهد داشت. این فکر از کجا آمده است که برای بهبود رفتار کودکان، باید ابتدا کاری کنیم که احساس بدتری نسبت به خود داشته باشند ؟» در واقع این کار تنها به رفتاری منفی‌تر خواهد انجامید.
در عوض، سعی کنید وقتی فرزندتان کار خوبی انجام می‌دهد، او را تشویق کنید. به یاد داشته باشید، تادیب کودک دبستانی‌تان به معنای کنترل وی نیست – به جای آن به او بیاموزید که خود را کنترل کند.

تنبیه ممکن است او را به خوب رفتار کردن وادارد، ولی تنها از روی ترس است. بهتر است که او کار خوب را با میل خودش انجام دهد چون این‌کار روز را برای او خوشایند‌تر می کند و احساس خوبی در او ایجاد می‌کند.

معذلک به کودک خود بفهمانید که وقتی قانونی را زیرپا می‌گذارد، پیامدهایی خواهد داشت. به جای تنبیه، منطقی و روراست باشید: «اگه تو خونه با توپ فوتبال بازی کنی، مجبورم بذارمش تو گاراژ و دیگه بهت ندمش».

از بهانه‌ها استفاده‌ی مثبت کنیدوقتی کودک دبستانی شما به خاطر اینکه چیزی یا کاری مطابق میل‌اش نبوده، در آستانه‌ی عصبانی شدن قرار می‌گیرد، به او کمک کنید تا خونسردی خود را بازیابد. به جای دستور تنبیهی («برو تو اتاقت»)، وی را تشویق کنید که در گوشه‌ی مورد علاقه‌اش در اتاق‌خواب خود یا کاناپه‌ای راحت در نشیمن تنها بنشیند تا آرام گیرد.
شاید کودک شما حتی بخواهد «جایی برای تمدد اعصاب” برای خود پیدا کند – با یک بالش بزرگ، رواندازی نرم، و چند کتاب محبوب خودش. اگر از درخواست شما سر باز زد، پیشنهاد دهید که با هم کتابی بخوانید یا به پیاده‌روی بروید.

اگر باز مخالفت کرد، خودتان تنها بروید – فقط برای آرام شدن. این کار شما نه تنها مثالی خوب برای او خواهد بود، بلکه برای خودتان نیز فرصت استراحتی ارزشمند پدید خواهد آورد. آنگاه که هر دوی شما احساس آرامش کردید، زمان صحبت کردن در مورد رفتار مناسب فرا رسیده است.

به کودک دبستانی خود قدرت و اختیار بدهیدسعی کنید برای فرزند خود فرصتی برای بروز دادن استقلال شکوفاشده‌اش فراهم آورید. بگذارید خود لباس‌هایش را انتخاب کند (البته تا جایی که تمیز و فاقد لک یا سوراخ باشند).  به عقیده‌ی نلسون «این نوع مشارکت به این معنا نیست که کودک دبستانی شما همه‌کاره است. بلکه تنها نشان می‌دهد که به وی و نیازهایش اهمیت می‌دهید
راه دیگری برای اینکه به کودک‌تان کمک کنید بیشتر احساس اختیار کند این است به جای اینکه بگویید چه‌کار نمی‌تواند بکند، بگویید چه کاری می‌تواند بکند. به جای اینکه بگویید «نه، تو خونه با اون توپ بازی نکن»، بگویید «برو تو حیات تمرین کن.» کودک شما اکنون دیگر برای درک توضیح مسائل به اندازه‌ی کافی بزرگ شده است، پس به او توضیح دهید که چرا تمرین بیس‌بال در خانه کار اشتباهی‌ست.

موضوع دعوای خود را انتخاب کنیداگر می‌خواهد برای ناهار کیک بخورد و صبحانه کره‌ و ژله دوست دارد، اشکال این کار چیست ؟ برخی اوقات راحت‌تر است که از منظر دیگر به مسائل بنگرید – مثلاً به وقتهایی که موهایش را شانه نمی‌زند، یا لباس‌های تمیزش را به جای کمد لباس، زیر تختش می‌گذارد.

مصالحهاز شرایطی که ممکن است موجب تحریک نافرمانی کودک‌تان شود اجتناب نمایید. اگر چند وقتی‌ست که یکی از دوستان او عصبانی‌اش می‌کند، برای مدتی یک هم‌بازی دیگر را به خانه دعوت کنید. اگر از اینکه دیگران به کلکسیون ‌اش دست بزند متنفر است، پیش از آمدن مهمان‌ها آنها را در کمد بگذارید.

به هر جهت، اگر به ناگاه خود را در موقعیت بغرنجی یافتید، می‌توانید حد وسط را بگیرید. این روش 100 درصد کارایی ندارد، ولی ارزش امتحان را دارد.

به سن و توانایی‌های او احترام بگذاریدوقتی از کودک دبستانی خود می‌خواهید که تخت‌خوابش را مرتب کند، یا میز را تمیز کند، نخست مطمئن شوید که می‌داند چطور این‌ کار را انجام دهد. وقتی را صرف آموزش کارهای جدید به او کنید، و تا زمانی که به طور کامل در آن کار مهارت پیدا نکرده است با هم انجامش دهید. برخی اوقات آنچه به نظر نافرمانی می‌آید، تنها ناتوانی در انجام مسئولیتی دشوار ا‌ست که بر عهده‌ی کودک گذاشته‌اید.

در نهایت، به دنیای منحصر به فردی که کودک شما در آن زندگی می‌کند احترام بگذارید. به جای اینکه انتظار داشته باشید پس از بردن بازی بیاید و در در آماده کردن غذا به شما کمک کند چند دقیقه‌ای به او فرصت دهید تا از حالت خوشحالی پیروزی بیرون بیاید. («پسرم، پنج دقیقه دیگه می‌خوایم غذا بخوریم، پس لطفاً بازی رو تموم کن و میز رو بچین.»)
او احتمالاً دوست ندارد بازی را رها کرده و با چنگال و قاشق ور برود– در واقع، احتمال دارد که در تمام مدت این کار غرولند کند. ولی تا زمانی که صبور و پایدار باشید، کودک شما در نهایت خواهد آموخت که نافرمانی راه درستی برای دستیابی به آنچه می‌خواهد نیست.

 

چهره های آشنا ( از 3 ماهگی به بعد)

چهره های آشنا ( از 3 ماهگی به بعد)

 چهره های آشنا ( از 3 ماهگی به بعد)

کودک در 3 ماهگی، آنقدر با حالتهای صورت آشنا شده که به خنده ها واکنش نشان می دهد. همچنین می تواند تفاوت بین صورتهایی را که دوست دارد و آنهایی که آشنا نیستند را نشان دهد.

به همین دلیل کودک شما وقتی در آغوش فرد دیگری قرار می گیرد به دقت به شما نگاه می کند. اما به دوستانتان فقط نگاه سردی می اندازد. باز به همین خاطر است که به هنگام صبح، وقتی از بالای نرده های تختش به او نگاه می کنید، تمام بدنش را از خوشحالی تکان می دهد و به خود می پیچد.

او صورت شما را می شناسد و عاشقانه دوست دارد. تماشای مجموعه ای مشتمل بر عکس های زیادی ( خودتان درست کنید یا در آلبومی قرار دهید) از افراد خانواده موجب می شود تا کودک با چهره های متفاوت و حالت های عاطفی موجود در هر کدام آنها آشنا شود. 

حتی ممکن است متوجه شوید به برخی از آنها علاقه بیشتری نشان می دهد. مثلا پسر بچه ای خوشحال که یک عروسک پشمالو را در آغوش گرفته باشد. یا چهره معصوم پدر با یک کلاه ماهی گیری.

 
 
پیشرفت مهارتها
 
•رشد اجتماعی
•تشخیص بینایی