نگهداری از کودک توسط بستگان ،تا چه اندازه توصیه می شود؟

نگهداری از کودک توسط بستگان ،تا چه اندازه توصیه می شود؟

نگهداری از کودک توسط بستگان ،تا چه اندازه توصیه می شود؟

 شاید مهمترین دلیلی که والدین ترجیح می دهند کودک را به جای سپردن به مهد کودک یا پرستار بچه نزد اقوام بگذارند،اعتمادی است که بستگان خود دارند. والدین مطمئند که کسی که به فرزندشان غذا می دهد یا جایش را عوض می کند، سلامتی،آرامش و خوشحال بودن کودک برایش مهم است. همچنین ،پدر و مادر خصوصیات اخلاقی و حالات روحی شخصی که قرار است از کودکشان نگهداری کند تا حدود زیادی می شناسند.  نگرانی  والدین هم از اینکه یک فرد غریبه ممکن است چیزهائی را به کودکشان آموزش دهد که با آنچه کودک در خانه می بیند یا یاد می گیرد متفاوت باشد با سپردن فرزندشان به بستگان برطرف می شود. ضمن اینکه وقتی کودک در خانه خود یا بستگان است امنیتش بسیار بیشتر از زمانی است که در یک محل غریبه است. ریسک سرما خوردگی یا عفونت های مختلف مانند عفونت گوش هم در کودکانی که در خانه نگهداری می شوند،به مراتب کمتر از بچه هائی است که به مهد کودک می روند.از نظر اقتصادی نیز هر چند که به هر حال نزدیکانی که از کودک نگهداری می کنند توقعاتی دارند،اما هزینه های کلی نهایتا کمتر خواهد بود. امروزه، به خصوص تا دوسالگی، نگهداری کودک در خانه بسیار توصیه می شود.

اما طبیعتا، نگهداری از کودک به وسیله بستگان، معایبی هم دارد. ارتباط عاطفی نزدیکی که بین کودک و شخصی که از او نگهداری می کند ممکن است مانع از این شود که شما بتوانید از آن فرد انتظاراتی داشته باشید یا بخواهید کارهائی که شما مایلید انجام دهد یا به روشی که شما فکر می کنید صحیح است،رفتار کند. بخصوص اگر آن شخص مسن باشد، ممکن است نظرات شما در مورد تغذیه یا خواباندن کودک را اصلا قبول نداشته باشد. نکته منفی اینجاست که کودک در این شرایط گیج می شود وضمنا ممکن است این مسائل روی رابطه شما با فامیلتان اثر منفی بگذارد. برای پیشگیری ،بهتر است از همان روز اول که نگهداری از کودک را به فرد فامیل می سپارید، خواسته های خودتان و روش هائی که دوست دارید اعمال شوند را به وضوح مطرح کنید و در مورد آنها با او به توافق برسید. مشکل دیگر این لست که ممکن است شما پیشنهاد پرداخت مبلغی را، دوستانه،بکنید اما معمولا بستگان از قبول این پیشنهاد سر باز می زنند در حالیکه قلبا مایلند مبلغی بابت کاری که برایتان انجام می دهند دریافت کنند و چون در قبال پرداخت هیچ ،کار می کنند ناخودآگاه آن طور که باید و شاید با دلسوزی و دقت از فرزندتان نگهداری نمی کنند.البته ممکن است در بسیاری از خانواده ها چنین مسائلی هرگز پیش نیاید اما مواردی هم دیده شده که در نهایت،والدین به این نتجه رسیده اند که بهتر می بود این مسئولیت را به افراد غریبه می سپرند تا بتوانند توقعاتی هم داشته باشند.

ضمنا در مقایسه با یک فرد مسن(مثلا مادر یا مادر شوهرتان یا هر فامیل سالخورده دیگری) یک فرد جوان ،هر چند غریبه، انرژی بیشتری برای انجام کارها دارد.دویدن،ورجه وورجه کردن و سرک کشیدن یک کودک نوپا،افراد مسن را واقعا خسته می کند. بچه های دو ،سه و چهار ساله واقعا فعالند و برای رشد و اجتماعی شدن نیاز به این فعالیتهای زیاد دارند و لازم است که فردی که از آنها نگهداری می کند مانع فعالیتشان نشود و ضمنا مراقب امنیتشان هم باشد.

 نهایتا شما هستید که باید با در نظر گرفتن منافع و معایب کوتاه مدت و بلند مدت سپردن فرزندتان به اقوام، تصمیم بگیرید او را به مهدکودک ،پرستار بچه یا بستگان بسپارید. بعضی از والدین ترجیح می دهند بعد از دو سالگی، نگهداری از کودک را به مهد کودک یا پرستار بچه واگذار کنند.

 

بازی با متکا (از 3 ماهگی به بعد)

بازی با متکا (از 3 ماهگی به بعد)

 بازی با متکا (از 3 ماهگی به بعد)

نگه داشتن سر، تنها عامل ضروری برای یادگرفتن فن نشستن نیست. بلکه ماهیچه های شانه، تنه، بالا پایین پشت در این امر نیز نقش دارند.

برای کمک به کودک جهت محکم کردن این ماهیچه ها می توانید یک بالش نرم زیر تنه او بگذارید یا حوله ای را لوله کنید و دو سر آن را با کش سر محکم ببندید و در حالیکه کودک را با سینه روی فرش خوابانده اید آن را زیر سینه و دستهایش سر بدهید.

این برآمدگی به او کمک می کند تا گردن و شانه هایش را برای مدت زمان بیشتری بالا نگه دارد و جرات پیدا می کند تا از دستهایش برای حفظ خود استفاده کند. همچنین دنیای اطرافش را از زاویه جدیدی خواهد دید. درضمن برای والدین هم فرصت مناسبی است تا یک عکس بسیار زیبا از کودک خود بگیرند.

 
 
پیشرفت مهارتها
 
•رشد عاطفی
•رشد اجتماعی
•تقویت بالاتنه
 

وظیفه اصلی تربیت کودک به عهده کیست؟

وظیفه اصلی تربیت کودک به عهده کیست؟

 وظیفه اصلی تربیت کودک به عهده کیست؟

 چند سال اول زندگی کودک، شخصیت او را شکل می‌دهد و او در این سال‌ها کنار والدین است. با بزرگ‌تر‌ شدن کودک و رشد شناختی و شخصیتی او، اما نیاز دیگری هم به نیاز‌های ابتدایی او اضافه می‌شود؛ نیاز به تربیت و آموزش از ساده‌ترین رفتارها مانند استفاده از دستشویی گرفته تا حرف زدن و بازی کردن.

در جامعه مدرن امروزی، عملا بعد از رسیدن کودک به سن مدرسه و ارتباط با دیگر همسالان، کودک بسیاری از آموزش‌ها را از معلمان، مدرسه، همسالان و حتی رسانه‌هایی مانند تلویزیون یاد می‌گیرد، اما تا قبل از مدرسه، کودکی که تنها با والدین خود ارتباط دارد هم نیاز به آموزش و تربیت دارد، اما واقعا وظیفه اصلی تربیت کودک به عهده کیست

 

روان‌پزشکان چه می‌گویند؟
تربیت و پرورش کودک، شاید مهم‌ترین و سخت‌ترین وظیفه‌ای‌ باشد که کسی در زندگی به عهده خواهد داشت. نظریات روان‌شناسان مشهوری مانند فروید و بندورا که بر تاثیر آموزش‌های دوران کودکی در شکل‌گیری شخصیت بزرگسالی کودک تاکید دارند، اهمیت نقش والدین را نشان می‌دهد. بندورا معتقد است رفتار و شخصیت آدمی اکتسابی است یعنی بر اثر یادگیری شکل می‌گیرد. فروید پا را از این هم فراتر می‌گذارد و می‌گوید تنها تجارب چند سال اول زندگی کودک شخصیت او را شکل می‌دهد و کودک در سال‌های اول تنها در کنار پدر و مادر است.

والدین نخستین الگوهای رفتاری هستند که کودک با آنها مواجه است و در بین بقیه افرادی که در کنار کودک قرار دارند، والدین تاثیرگذارترین هستند. از همان سال‌های ابتدایی زندگی، کودک مفاهیمی مانند مهربانی، احترام، دوست داشتن، دروغ، خشم و بقیه خصوصیات شخصیتی را از والدین خود الگو می‌گیرد. او بسیاری از اینها را به طور ناخودآگاه و حتی بدون تلاش والدین از رفتارهای آنها کسب می‌کند به همین دلیل والدین باید کاملا نسبت به رفتار‌های خود در قبال کودک هشیار باشند. 

 

والدین باید مشورت کنند

 روان‌شناسان توصیه می‌کنند بهتر است والدین حتی قبل از بچه‌دار شدن با هم در مورد رفتارها و انتظارات‌شان در قبال کودک حرف بزنند و از نوع والدگری یکدیگر اطلاع داشته باشند. متخصصان می‌گویند والدین باید به یک نقطه مشترک در تربیت کودک برسند و این کار با حرف زدن و همچنین مشاهده نمونه‌های دیگر، بحث‌کردن در مورد مسائل مختلف تربیت کودک و مشکلاتی که ممکن است در مسیر آموزش کودک اتفاق بیفتد‌، شکل می‌گیرد، اما مهم‌ترین نکته‌ای‌ که والدین باید در مورد آن به توافق برسند، انضباطی است که کودک در چارچوب آن قرار خواهد گرفت. رفتار‌های کودک باید حد و مرز مشخصی داشته باشد، باید کسی باشد که به کودک درست یا غلط بودن هر رفتاری را آموزش دهد و در صورتی که والدین در این مورد با یکدیگر توافق نداشته باشند، کودک دچار سردرگمی خواهد شد. شکل دادن یک چارچوب رفتاری برای کودک به او کمک می‌کند که یاد بگیرد بعدها در اجتماع چطور رفتار کند.

 

مربی اصلی کودک کیست؟

به طور سنتی، مادرها وظیفه آموزش کودک را بر عهده دارند، اما گاهی پدر‌ها هم دوست دارند در این امر دخالت داشته باشند. به غیر از آموزش‌های شخصیتی که در بالا گفته شد، بعضی رفتارها و کارهای کوچک‌تر و به ظاهر کم‌اهمیت‌تری هم وجود دارند که کودک باید به تدریج آنها را از کسی یاد بگیرد. زمان استراحت و خواب، نوع غذا خوردن، بازی کردن، حرف زدن و چیزهایی از این قبیل، مسائل روزمره‌ای هستند که کودک در سال‌های اول زندگی باید یاد بگیرد. محققان در یک تحقیق با بررسی خانواده که کودکانی در سنین قبل از مدرسه داشتند به نتایج جالبی دست یافتند. آنها مشاهده کردند در خانه‌هایی که پدر با کودک بیشتر بازی می‌کند و ارتباطش با کودک در زمینه بازی‌های فکری، ورزش کردن، دویدن و محبت کردن است، والدین با هم همکاری مناسب‌تری در تربیت کودک دارند و مادر راحت‌تر می‌تواند به کودک آموزش‌های لازم را بدهد. در این خانواده‌ها اغلب اختلاف کمتری هم در زمینه تربیت کودک وجود دارد. در نقطه مقابل، در خانه‌هایی که پدر سعی دارد در آموزش کارهایی مانند مراقبت‌های روزمره مثل حمام کردن و استفاده از دستشویی، مسواک کردن، آماده‌کردن غذا و چیزهایی از این قبیل دخالت کند، بعد از یک‌سال از نخستین مشاهده محققان، اختلاف‌های بیشتری بین والدین در زمینه تربیت کودک به وجود آمده است. در این خانواده‌ها والدین بیشتر از هم در زمینه تربیت کودک ایراد می‌گیرند و نحوه آموزش‌های یکدیگر را زیر سوال می‌برند. مخالفت‌های والدین در موضوعات مختلف رفتاری در این خانواده‌ها آشکار‌تر و حتی گاه به ‌صورت جر و ‌بحث‌هایی در حضور کودک هم مشاهده شد؛ موضوعی که به ‌نظر کارشناسان کاملا بر تربیت کودک تاثیر منفی خواهد گذاشت.

بسیاری از والدین می‌گویند که می‌خواهند تربیت کودک را به طور مشترک و با همراهی یکدیگر انجام دهند، اما در عمل این اتفاق کمتر رخ می‌دهد. از نظر کارشناسان، بهتر است یکی از والدین کودک نقش یک مربی را داشته باشد و والد دیگر صرفا نقش همراهی و کمک کردن را. آنها معتقدند بهتر است مادر به علت ارتباط بیشتر با کودک این نقش اصلی را برعهده بگیرد و پدر نظراتش را در مورد تربیت کودک تنها با مادر در میان بگذارد و خود سعی نکند به روش خود به کودک آموزش دهد.

نتایج این تحقیق کاملا نقش بحث و گفت‌وگوی والدین قبل از بچه‌دار شدن یا در سال‌های اول زندگی کودک در مورد چگونگی تربیت او را نشان می‌دهد. مشاوره‌های قبل از بارداری و آموزش والدگری قبل از بچه‌دار شدن یا حتی حین آن می‌تواند به والدین در مورد روش مناسب تربیت کودک کاملا کمک کند و به آنها اجازه دهد تا از تعارضات احتمالی جلوگیری کنند.

 

نکته بسیار مهم در مورد این مشکلات این است که تفاهم نداشتن در روش تربیت کودک حتی ممکن است به ‌تفاهم‌نداشتن در زندگی مشترک والدین هم منجر شود؛ مساله‌ای که می‌تواند تاثیر مخرب بیشتری در تربیت کودک داشته باشد. بسیاری از کودکان در سال‌های قبل از مدرسه و در سنین ? تا ? سالگی، کاملا مشکلات بین والدین را می‌فهمند و در صورتی که احساس کنند خودشان یا موضوعی مربوط به آنها باعث به وجود آمدن مشکل بین والدین‌شان شده ممکن است احساس سرخوردگی یا گناه کنند.

 

آموزش همه‌جانبه است

والدین باید به یاد داشته باشند مهم‌ترین راه تربیت کودک، نه فقط آموزش کلامی است بلکه آنها باید با فرزندشان زندگی کرده و در کنار او وقت بگذرانند.

 

وقت گذاشتن برای کودک، توسط والدینی که در بیرون از خانه شاغل هستند کار سختی است؛ اینجاست که زمان‌های مشترک مانند زمان صرف غذا و روزهای تعطیل اهمیت پیدا می‌کند. در این زمان‌ها تنها با کودک‌تان حرف نزنید، با یکدیگر هم ارتباط داشته باشید و اجازه دهید تا کودک قوانین زندگی را با مشاهده شما یاد بگیرد. همیشه حواس‌تان باشد که کودک‌تان شاهد رفتارهای شما خواهد بود و حتی به طور ناخودآگاه از آن الگو خواهد گرفت. 

 

حوزه‌های مختلف رفتاری را از هم جدا کنید

شاپی سالیوان، یکی از روان‌شناسان مجری این تحقیق می‌گوید: «هنگامی که پدر و مادر هردو به یک اندازه می‌خواهند نقش مراقبتی و نظارتی داشته باشند و در مقابل هم قرار بگیرند، این کودک است که بین پدر و مادر له می‌شود.» او پیشنهاد می‌کند والدینی که این احساس را دارند بهتر است مسوولیت‌ها را با هم تقسیم کنند. حوزه‌های مختلف رفتاری را از هم جدا کرده و هر کدام در حوزه خود به آموزش کودک بپردازد و در عین حال با هم همیشه در هماهنگی باشند که در این حوزه‌ها آموزش‌های متفاوتی به کودک ندهند. مادر‌ها می‌توانند بهداشت فردی را به کودک یاد بدهند و پدر نحوه رفتار با کودکان دیگر را به فرزندش آموزش بدهد؛ غذا خوردن و تغذیه کودک با مادر باشد و پدر، بازی کردن را به کودک یاد بدهد، اما از آنجا که بیشتر رفتار‌های ما به عنوان پدر و مادر به طور ناخودآگاه به الگوی ذهنی خودمان از والدین‌مان برمی‌گردد و با توجه به نقش تاریخی مادران در تربیت کودک، ناخودآگاه این مادران هستند که قدرت اصلی در پرورش کودک محسوب می‌شوند و پدر‌ها بهتر است تنها با مادران همفکری و همراهی کنند.»

به عقیده دکتر سالیوان والدگری، به طور مشترک ممکن است بسیار ایده‌آل و مطلوب به نظر برسد، اما در عمل، کار بسیار سختی است.

 

 

 

 

 

با کودک مثل خودش صحبت کنید (از 3 ماهگی به بعد)

با کودک مثل خودش صحبت کنید (از 3 ماهگی به بعد)

 با کودک مثل خودش صحبت کنید (از 3 ماهگی به بعد)

کودک 3 تا 6 ماه، موجود کوچولوی شیرینی است که با صداهایی که از خود ایجاد می کند و خنده های زیبایش همه را به سمت خود جلب می کند. با آنکه او هنوز نمی تواند کلمات را کامل تلفظ کند اما به صورت دلپذیری که ادا می کند، نشان می دهد که در حال کشف کلماتی است که هر روز می شنود.

او از پاسخ هایی که شما در قبال این اصوات می دهید نیز مطالبی یاد می گیرد. با تکرار این اصوات مانند کودک او را در ادامه این تلاش  ترغیب کنید.

•وقتی می گوید(( اآ )) گوش کنید سرتان را به علامت تایید تکان دهید و شما هم در جواب تکرار کنید (( اآ )) . وقتی می گوید: (( گو گو )) شما هم بگویید (( گو گو )) 

 

•هنگامی که هر دو کمی گرم شدید سعی کنید با کشیدن کلمات آنها را عوض کنید.  ((با آ)) تبدیل شود به ((باآآآ)) و یا حتی به آنها چیزهایی هم اضافه کنید  (( اوو)) تبدیل شود به (( اووو…وا))

 

•ترغیب کودک برای تقلید از شما، او را بر آن می دارد تا الگوهای پیچیده تری از زبان را تمرین کند که در نهایت به تلاش بیشتر او جهت ادای کلمات و سپس عبارات منتهی خواهد شد.

 

•توجه: این شکل از حرف زدن فقط تا زمانیکه که کودک شروع به حرف زدن نکرده است می تواند سازنده باشد. در آن زمان بهتر است کلمه را صحیح تلفظ کرده و سپس تلفظ اشتباه او را تکرار کنید. هر قدر هم که خنده دار باشد.

 

 
 
پیشرفت مهارتها
 
•رشد زبانی

 

•رشد شنوایی

 

•رشد اجتماعی
 

ایجاد محیط محرک

ایجاد محیط محرک

 ایجاد محیط محرک

یکی از راههایی که می توانید رشد کودک خود را تسریع کنید، عبارت است از تشویق بازیهای خلاق با استفاده از یک محیط جذاب.

  روشی که شما برای چیدن و نمایش اسباب بازی کودکتان بکار می برید تا حدود زیادی در تعیین اینکه آیا او با آنها بازی خواهد کرد یا نه، نقش دارد. اگر اسباب بازیها به صورت درهم و برهم داخل یک سطل روی یکدیگر ریخته شوند، برای کودک جذابیتی نخواهد داشت. در صورتی که اگر اسباب بازیها خوب به نمایش گذاشته شده و با نظم و ترتیب به صورت مناظر کوچک یا تابلوهای کوچک چیده شده باشند، او را به بازی کردن و آرایش دادن نوع ترکیبهای دیگر تحریک می کند.

وجود فضاهایی برای بازی در حوزه فعالیتی خاص، مثل یک سینی پر از شن، یک میز رنگ آمیزی، و جایی که کودک بتواند آب بازی کند، مفید است. در صورتی که از لحاظ ایمنیاحتیاطهای لازم را به عمل آورید، آشپزخانه محل ایده آلی برای بازی کردن است. بخصوص اگر میز و صندلی مناسب کودک، اجاق اسباب بازی، و مقداری ظرف و ظروف دیگ و ماهیتابه برای بازی وجود داشته باشد. می توان گوشه ای را برای عروسکه در نظر گرفت که کودک بتواند هر شب عروسکها را بخواباند و صبح روز بعد آنها را برای صبحانه بیدار کند. اسباب بازیها می توانند ساده باشند، گهواره ها را می توان از سبدهایی که یک لایه پارچه داخل آنها انداخته شده است ساخت، و افزودن یک صندلی بچه بسیار کوچک، و یک کمد کشویی برای لباسهای عروسکها به ایجاد فضایی واقعی نما برای خانه عروسکها کمک می کند.

یک محیط جالب فقط به داخل منزل محدود نمی شود. اگر شانس داشتن یک باغچه بزرگ یا باغ را دارید می توانید آن را با تجهیزات مناسبی مانند جعبه شن، تاب، سرسره، نردبان، تخته تعادل و تپه کوچکی ایجاد شده در زمین چمن، که همگی محرک قوه تخیل کودکتان هستند، پر کنید. 

بازی های دالی موشه (از 3 ماهگی به بعد)

بازی های دالی موشه (از 3 ماهگی به بعد)

 بازی های دالی موشه (از 3 ماهگی به بعد)

اول مامان اینجاست، بعد رفته دوباره برمی گرده، دالی موشه بازی است که بچه ها همیشه دوست دارند. کودکان در 6 یا 7 ماهگی شروع به درک این مطلب خواهند کرد، که موجودیت اجسام ادامه دارد، حتی اگر در دید نباشند.

بازی دالی موشه روش بسیار خوبی است تا کوچولوی شما با این مفهوم آشنا شود. می توانید یک تکه پتو یا پارچه را جلوی صورت خود بگیرید و در حالی که می گویید «مامان کجاست؟» ناگهان از پشت آن بیرون بیایید!

یا حوله نازکی روی صورت کودک بیاندازید و ناگهان آن را بکشید و بگویید «دالی موشه»!

 
 
پیشرفت مهارته
 
•بقای اشیاء
•رشد اجتماعی
 

انتخاب اسباب بازی

انتخاب اسباب بازی

انتخاب اسباب بازی

 برخلاف آنچه والدین تصور می کنند، هر قدر اسباب بازی شکل غیر اختصاصی تر و بنیادی تری داشته باشد، جای بیشتری برای قوه تخیل کودک باقی می گذارد. مثلا شاید یک تکه چوب که می توان از آن به عنوان شمشیر، چوب جادوگری، یا باتوم پلیس استفاده کرد بیشتر از یک عروسک با لباسهای گران قیمت که فقط می تواند یک شخصیت داشته باشد، به خلاقیت کودک شما کمک کند.

با وجود این، اسباب بازیهای بسیار خوبی وجود دارد که چنان طراحی  شده اند که قادرند محرکی برای کودک شما جهت جستجو و کشف چیزهای جدید و یادگیری مهارتهای نو باشند. معیارهایی که متعاقبا گفته می شودبه شما کمک می کند بهترین اسباب بازی را برای کودکتان انتخاب کنید.      

شیوه یادگیری برای کودک، بازی کردن است. برای کودکان، بازی کردن و یادگیری متضاد یکدیگر نیستند. کودکان از موقعیتهای یادگیری که لذت بخش باشند بهره می برند. مثلا با استفاده از اسباب بازیهای ساختمان سازی، کار کردن با پازل، دومینو و اسباب بازیهای نخ کردنی و جور کردن رنگها، جنسها، و شکلها، کودکان مهارتهایی اساسی را فرا می گیرند که بعدها آنها را قادر می سازد خواندن، نوشتن، و شمردن را بیاموزند.

ابزارهای یادگیری

اسباب بازیهای حاضری جهت یادگیری الزامی نیستند، زیرا کودکان به هر حال بازیها و اسباب بازیهایی برای خودشان ابداع می کنند، ولی اسباب بازیهای مناسب می توانند محرک لازم برای جستجو و کشف چیزهای جدید را فراهم کنند. نیازی هم نیست اسباب بازیها گران یا پیچیده باشند. بهترین اسباب بازیها آنهایی هستند که کودک را مجذوب خود می کنند و کودک بارها و بارها به سرغ آنها می رود. غالبا یک وسیله خانگی مثل لگن لباس شویی که می توان از آن به عنوان قایق، اتومبیل، یا استخر استفاده کرد، اسباب ساعتها بازی تخیلی را فراهم می آورد. در حقیقت برای فراهم کردن نوع وسایل بازی که برای تضمین پیشرفت عقلی آتی کودک ضروری است. لازم نیست حتی یک اسباب بازی آموزشی بخرید.            

ضربه به هدف (از 3 ماهگی به بعد)

ضربه به هدف (از 3 ماهگی به بعد)

 ضربه به هدف (از 3 ماهگی به بعد)

او قبلا قدرت لگد زدن با پاهای کوچکش را چشیده است. جسمی به صورت سپر جلوی پایش بگیرید تا او مجبور شود به آن ضربه بزند  و لگدهایش هدف دار شود.

هنگامی که روی میز مخصوص وسایلش، تخت خواب یا زمین خوابیده است یک بالش یک اسباب بازی پارچه ای، یک تکه مقوا یا حتی دستهایتان را در فاصله ای بگیرید که اگر پاهایش را داراز کند به آن برسد.

اگر متوجه بازی نشد هدف را به پاهایش نزدیک کرده و به محض برخورد، او را تشویق کنید. وقتی که متوجه شد که چه باید بکندتکرار مرتب بازی را از شما طلب خواهد کرد. 

 
 
پیشرفت مهارتها
 

 

•هوشیاری بدنی

 

•هماهنگ چشم و پا

 

•شنوایی
 

تناسب اسباب بازی با سن کودک بسیار مهم است

تناسب اسباب بازی با سن کودک بسیار مهم است

تناسب اسباب بازی با سن کودک بسیار مهم است

 یکی از مهمترین نکاتی که باید به یاد داشته باشید این است که کودکان بویژه در 3 سال اول زندگی ، به سرعت تغیر می کنند و اسباب بازی که یک کودک 2 ماه را سرگرم می کند برای یک کودک 2 ساله سرگرم کننده نیست. کودکان همراه با رشد خود به محرکهای متفاوتی نیاز دارند و انتخاب اسباب بازی بر اساس نیازهای آنها باید متغییر باشد. تناسب داشتن اسباب بازی انتخاب شده با سن کودک بسیار مهم است.

کودکان خردسال به اسباب بازیهایی نیاز دارند که هر پنج حواس آنها را تحریک کند. اسباب بازی مناسب برای کودک زیر یک سال آنهایی هستند که رنگها، حالات مختلف سطح (نرمی، زبری و غیره)، مواد و شکلهای جالب و متنوع را به کودک می نمایانند. اسباب بازیهایی که صدا در می آورند و نسبت به عملی که با آنها انجام می شود واکنش نشان می دهند، مثل جغجغه، به کودک احساس تسلط و کنترل و رشد مهارتهای دستی و هماهنگی او را تسریع می کنند.

کودکان نوپا از بازیهای(( داخل گذاشتن-بیرون آوردن)) لذت می برند. لذا مکعبهایی با اندازه ها و شکلهای مختلف، فنجانهای پلاستیکی، قاشق، اسباب بازیهای داخل حمام، پیاله، صفحه های گردی که روی قطعات چوبی عمودی سوار می شوند، و هرمهای اسباب بازی، همگی از اسباب بازیهای موردعلاقه آنها هستند. اسباب بازی مفید و با دوام برای این مرحله، یک بسته مکعب با اندازه و شکلهای مختلف است که در این سن برای انجام بازیهای داخل گذاشتن-بیرون آوردن و بعدا برای انجام بازیهای تخیلی مهمی مثل خانه سازی، قایق سازی و غیره بکار می رود.

در حدود 2 سالگی کودکان مهارت چرخش مچ دست را کسب می کنند که آنها را قادر می سازد چیزهای مختلف را بپیچانند و درها را باز کنند. اسباب بازیهایی که درپوش پلاستیکی دارند، مکعب هایی که داخل هم جفت می شوند، مجموعه ای اشکال پیشرفته تر با قطعاتی به شکلهای مختلف که هر یک فقط در داخل یک سوراخ جا می گیرد، تابلو شکل و میز نجاری همگی اسباب بازیهای مناسبی برای رشد کودکان در این مرحله سنی به شمار می روند.

کودک پیش دبستانی همچنان از بازی با مکعبها، وسایل نقاشی و رنگ آمیزی، و هر چیزی که محرک بازیهای تخیلی باشد لذت می برد. او می تواند شروع به انجام بازیهای ساده با کارتهای بازی یا دومینوهای تصویری کند. تمام بچه ها بازی کردن را دوست دارند و این کار برای آنها مفید است زیرا سبب تقویت دوراندیشی و توانایی پیش بینی عواقب یک کارمی شود. بازی همچنین فرصتی است که کودکان هم گاهی بر شما غلبه کنند. به یاد داشته باشید که اگر شما در بازیها شرکت کنید، جنبه آموزشی بازی برای کودکانتان بیشتر می شود. مثلا بازیهای کارتی نه تنها تسلط کودکان بر اعداد را بیشتر می کند،بلکه مسلط شدن بر راهبردها (استراتژی) را نیز تقویت می کند. این کیفیت برای کمک به کودکان در جهت تلاش برای رسیدن به اهداف مختلف حائز اهمیت است. همچنین سبب تمرکز حواس و پشتکار در اهتمام به یک کار بخصوص تا تمام کردن آن می شود، و رشد ذهنی کودکان را سرعت می بخشد. 

منو قل بده (از 3 ماهگی به بعد)

منو قل بده (از 3 ماهگی به بعد)

 منو قل بده (از 3 ماهگی به بعد)

کودکان از ابتدا غلت زدن را بلد نیستند. البته اگر چه در این سن از لولیدن و تکان خوردن آنها به اطراف ممکن است این تصور ایجاد شود که آنها این کار را بلد هستند.

در حقیقت آنها در حدود 6 ماهگی می آموزند که چطور این کار را انجام دهند. برای آنکه کودک شروعی را در جهت تسلط بر این امر مهم و پیشرفت در هماهنگی دوطرفه داشته باشد به او کمک کنید تا از پشت به سوی شکم و یا از روی شکم به طرف دیگر بغلتد.

او را از پشت یا بصورت دمر روی یک پتو یا حوله ای یک لا  قرار دهید و به آرامی کمی آن را بالا ببرید تا بچه به طرف دیگر بچرخد. یا به نرمی قسمت پشت یا جلوی بدن او را فشار دهید تا یاد بگیرد  چگونه وزن خود را به درستی تاب بدهد.

شاید نیاز باشد به کودک کمک کنید دشتش را بالا ببرد تا هنگام چرخش زیر بدنش نرود.

 

پیشرفت مهارتها
 
•تعادل
•هماهنگی دوطرفه
•هوشیاری بدنی
•مهارتهای حرکتی بزرگ