آموزش مواجه شدن کودک با شکست

شکست

راهکارهای درست مواجه شدن کودک با شکست

شکست خوردن از تجربه های ناخوشایندی است که برای همه خاطره بدی را رقم میزند. کودکان در زمینه تجربه شکست ضعیف تر از بزرگسالان هستند و روحیه لطیف تری نسبت به آنها دارند و ممکن است در مواجه شدن با شکست زودتر نا امید شده و عرصه را خالی کنند. ما به عنوان پدر و مادر باید به کودکانمان بیاموزیم که در مواجه با شکست چگونه رفتار کنند و نا امید نشوند.

همه شنیده ایم که «شکست پل پیروزی است»؛ اما در عمل بسیاری از ما بعد از شکست، دست از تلاش برداشته و تمایلی به تکرار تجربه­ مان نداریم. این موضوع در کودکان هم بار ها دیده می شود. در واقع یکی از شکایات شایع والدین همین بی انگیزه شدن بچه ها بعد از تجربه کوچک ترین شکست­ ها است. این مساله می تواند عوارض متعددی داشته باشد؛ شاید اگر بتوانیم به فرزندانمان یاد بدهیم که از شکست نترسیده و بتوانند آن را تبدیل به موقعیتی برای حرکت به سوی موفقیت کنند، قدم بزرگی برداشته ایم.

به فرزندانتان مقابله با شکست را بیاموزید

هر چه در زمان صحبت و نصیحت بیان اینکه شکست پل پیروزی است، آسان است، در عمل باور به این مفهوم می تواند بسیار دشوار باشد. چه طور می توانیم به فرزندانمان یاد بدهیم تا از شکست های خود عبرت گرفته، از آن ها عبور کرده و برای موفقیت برنامه ریزی کنند؟
اگر بخواهیم به صورت خلاصه چند نکته را متذکر شویم می توانیم بگوییم:
کودکان نباید از شکست خوردن بترسند.
آن ها باید نحوه مواجه درست با شکست را یاد بگیرند.
آن ها باید بتوانند به نحوی مطلوب، علل شکست خود را تبیین کنند.

شکست

به کودکتان بیاموزید در مواجهه با شکست نا امید نشود

در این مطلب می توانید با نکاتی در ارتباط با این سه گزاره آشنا شوید.

شجاعت روبه­ رو شدن با ناکامی
نه ­تن ها بسیاری از بچه ها که بسیاری از بزرگ تر ها نیز از شکست می ترسند. تجربه شکست برای بسیاری از افراد به معنای نمایش بی­کفایتی و ناتوانی آن­هاست. شاید فرزند شما نیز از همین گروه باشد و شما به تجربه دریافته ا ید که هر زمان که او در رسیدن به هدفی با ناکامی مواجه می شود تا مدتی ناراحت است، دست و دلش به کار جدید نمی رود و البته به صورت کلی نیز ممکن است از ترس مواجه شدن با شکست از تلاش دوباره سر بازبزند. چه طور می توانیم ترس از شکست را در کودکان خود کمرنگ کنیم؟!
یادتان باشد اگر می خواهید فرزندتان از شکست خوردن نترسد و به این بهانه دست از تلاش برندارد، لازم است اول از همه برخوردهای خود شما بعد از هر شکست فرزندتان مدیریت شود. اگر قرار به سرزنش، تحقیر، بازخواست و خلاصه برخوردهای تند و منفی از جانب شما باشد، البته که او حق خواهد داشت که از شکست ترسیده و ترجیح دهد که دیگر سراغ انجام کاری نرود. نکته ­ دیگر هشدارهای پیش از انجام کار، توسط والدین است. توجه دادن کودک به عواقب انتخابش کار درستی است، اما اگر قرار باشد شما پیش از اینکه او شروع به انجام کاری کند، برای او خط و نشان بکشید، تن ها باعث می­ شود که او با اضطراب و ترس بیشتری کار را شروع کرده و البته از وقوع شکست نیز وحشت داشته باشد.
البته به این نکته هم توجه داشته باشید که اگر قرار باشد ما با مطرح کردن فرزندمان در جمع و بیان ویژگی های او در موقعیت های مختلف، به طریقی خود را مطرح کنیم، احتمال بیشتری دارد که از شکست او به وحشت بیافتیم. در واقع هر چه والدین بیشتر هویت خود را با موفقیت فرزندان خود گره زده و تعریف کنند، واکنش های تندتری نسبت به شکست های آن­ ها نشان می دهند؛ این چیزی ست که می تواند در نهایت به ضرر فرزندان تمام شود.
اگر شما داستان زندگی افراد موفق را مرور کنید، به موارد متعددی برمی خورید که افراد بعد از تجربه شکست های پی در پی توانسته اند در نهایت به آنچه می خواسته اند، برسند. آشنایی با این افراد هم برای شما به عنوان یک والد مفید است، چرا که در صورت مواجه شدن فرزندتان با یک شکست، وحشت نکرده و البته اعتمادتان را به او از دست نخواهید داد و هم برای فرزند شما می تواند فواید متعددی داشته باشد. چرا که او نیز متوجه خواهد شد که گاهی اوقات برای رسیدن به موفقیت، تجربه شکست نه تن ها بد نیست که شاید حتی بتوان گفت:لازم و ضروری است!
همه ما دوست داریم فرزندانمان تصوری مثبت از ما داشته و به ما افتخار کنند. اما توجه داشته باشید که اگر قرار باشد ما هیچ وقت شکست نخورده و از آن مهم تر همه شکست های گذشته خود را مخفی کنیم، فرزندان ما نیز از خود انتظار عملکردی بی عیب و نقص خواهند داشت؛ امری که البته محقق نشده و تن ها اضطراب و ترس آن ها از شکست را افزایش می دهد. گاهی بیان این­که ما نیز در گذشته به اهداف خود نرسیده و در کنار آن راهکاری که برای جبران آن در نظر گرفته بودیم، می تواند هم خیال فرزندان ما را تا حدی راحت کند و هم در عین حال به آن ها یادآوری کند که مهم تر از شکست خوردن، پیدا کردن راهکارهای جبرانی است.

مواجهه درست با شکست
به دلایل متعدد شاید کودکان تا پیش از سن دبستان، به معنای واقعی کلمه شکست را تجربه نمی کنند. اگر شما کودکی در سن و سال مهد کودک داشته باشید، متوجه خواهید شد که اگر چه او نمی تواند در برخی فعالیت ها به اهداف خود برسد، اما بعد از ناکامی در بیشتر مواقع، هیجانات شدیدی را تجربه نکرده و البته در بسیاری از موقعیت­ ها بعد از مدتی نیز دوباره تلاش می کند. شاید نمونه بارز این وضعیت را در زمان آموزش مهارت هایی، چون دوچرخه ­سواری، اسکو ترسواری و یا قیچی کردن کاغذ و درست کردن کاردستی بتوانیم مشاهده کنیم. اما در حدود سن دبستان آرام آرام شکست معنای دیگری پیدا می کند. از این زمان به بعد بچه ها بعد از ناکام شدن، دچار هیجانات منفی می شوند. هیجاناتی که در برخی مواقع آن­چنان شدید است که مانع تلاش دوباره آن ها می شود. اگر می خواهید فرزندتان بعد از روبه­ رو شدن با ناکامی انگیزه خود را برای تلاش دوباره از دست ندهد، لازم است برای مدیریت این هیجانات اقداماتی انجام دهید.

شکست

با کودکتان درباره راه درست مواجهه با شکست صحبت کنید

اولین قدم پذیرش این هیجانات است؛ اینکه وقتی کسی شکست می خورد، حق دارد ناراحت شود و حتی گریه کند ولو این­که پسر باشد! پس مسخره کردن و یا تلاش برای کوچک کردن ماجرا به بهانه آرام سازی کودک، ممنوع!
قدم بعدی شناخت دقیق هیجان است. به عنوان مثال بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان نمی توانند بگویند که از موقعیتی خاص ناراحت هستند و یا این­که احساس عصبانیت می کنند.
قدم سوم بیان آن هیجان به شکلی کارآمد است. اینکه بتوانیم هیجانات منفی خود را به صورتی که باعث آسیب به خود ما و یا دیگران نشود، بیان کنیم و در عین حال دیگران نیز برداشتی مشابه از احساسات ما داشته باشند.
روش های موثر آرام سازی خود، مرحله چهارم است. توجه داشته باشید که اگر قرار به سانسور هیجانات منفی و یا گذر بسیار سریع از آن ها باشد، به احتمال زیاد فرزند شما توانایی آرام سازی خود را پیدا نخواهد کرد. پس در عین حال که به سه مرحله پیش از این توجه دارید، در پی آموزش روش های آرام­ سازی باشید.

تبیین علل ناکامی
نوع تبیین هر یک از ما در ارتباط با دلایل شکست می تواند نقشی تعیین کننده درتمایل ما درتلاش دوباره داشته باشد. این نکته یکی از موضوعات مورد علاقه روان شناسی به نام سلیگمن است. او در مطالعات خود دریافت افرادی که در تبیین دلایل شکست خود به دلایلی موقت و البته بیرونی اشاره دارند، احتمال بیشتری دارد که دست به تلاش دوباره زده و البته موفقیت کسب کنند. اما منظور از دلایل موقت و بیرونی چیست؟ به عنوان مثال اگر فرزند شما در تیم فوتبال مدرسه بازی می کند و در مسابقه امروز خود با شکست مواجه شده است و اگر بگوید که امروز نتوانسته خوب بازی کند، چون قبل از انجام بازی خوراکی ترش خورده بوده و در نتیجه توان لازم برای بازی را نداشته، او به دلیلی موقت و البته بیرونی اشاره کرده است. در مقابل اگرفرزند شما در امتحان نتیجه خوبی نگرفته و دلیل آن را بی استعداد بودن خود در نظر می گیرد، او به دلیلی دائمی و درونی اشاره کرده است.
نکته مهم این است که فرزندان ما باید یاد بگیرند که خوشبین باشند و همیشه و در همه موارد شکست خود را به ویژگی های شخصی خود نسبت ندهند. البته شاید بتوان ادعا کرد که مهم تر از بیرونی یا درونی بودن دلیل شکست، موقت یا دائمی بودن آن اهمیت دارد. چرا که صرف دائمی بودن دلیل یک شکست تمایل برای تلاش دوباره را به شدت کاهش می دهد.
البته توجه داشته باشید که جدا از همه ارزشی که تفکرخوشبینانه دارد، باز هم لازم است گاهی اوقات نه تن ها کودکان که حتی خود ما این تفکر را کنار گذاشته و دلیل شکست های خود را در اموری درونی و مربوط به خودمان جست­ وجو کنیم و به بیان دیگر در ارتباط با شکست هایمان خودمان را نیز مقصر تلقی کنیم.
نکته ی پایانی:
بازبینی شکست، امری ضروری برای جلوگیری از تکرار آن است. هر چند همه ما از این آگاهی داریم، اما متاسفانه بسیاری اوقات، در این زمینه کوتاهی کرده و تمایلی به مرور تجربه خود نداریم. شاید یکی از مهم ترین موانع در این زمینه نیز ناراحتی از یادآوری هیجانات منفی مرتبط با شکست است. پس اگر احساس می کنید فرزند شما در مقابل مرور تجربه خود و یافتن دلایل شکستش مقاومت زیادی دارد، شاید بهتر باشد در زمینه مدیریت هیجانات ناخوشایند با او کار کنید.

هل دادن به سمت شکست ممنوع!
درست است که تجربه شکست برای رشد ما ضروری و حتی مفید است، اما این به منزله آن نخواهد بود که اگر ما فرزندمان را به سمت شکست سوق دهیم، این به نفع او خواهد بود. توجه داشته باشید که داشتن انتظاراتی بیش از حد و خارج از توان کودک، سوق دادن او به سمت شکست است. اگر می خواهید اعتماد به نفس کودکتان آسیبی ندیده و او تمایل به انجام تلاش برای رسیدن به اهداف خود را از دست ندهد، لازم است متناسب با توانایی ها و ویژگی های سنی او از او انتظار داشته باشید.
البته دقت داشته باشید که در زمان تعریف اهداف متناسب با توانا یی­ های فرزند خود از آن سمت بام نیافتاده و به عبارتی او را دست کم نگیرید. چرا که زمانی که ما از کودک خود کمتر از توانایی هایش انتظار داریم، به او این پیغام را می دهیم که او را ناتوان در نظر گرفته ایم. چنین وضعیتی اگرچه احتمال شکست خوردن را برای او کاهش می دهد، اما در عین حال به اعتماد به نفس او آسیب می رساند. در مقابل زمانی که انتظارات ما از او بیش از توانایی های اوست، احتمال روبه ­رو شدن او با شکست بیشتر خواهد بود. به صورت خلاصه می توان گفت که یکی از مهم ترین اقدامات جهت تقویت اعتماد به نفس و البته جلوگیری از شکست های بی حاصل، آشنایی درست با ویژگی ها و توانایی های فرزندانمان است.

ایمن کردن خانه برای کودکان نو پا

ایمن کردن خانه

ایمن کردن خانه برای کوچولوها

تنها در روزهای اول بعد از تولد نیست که فرزندتان در خطر است. شاید خفگی در خواب و حمام جدی ترین خطری باشد که نوزاد چند روزه شما را تهدید می کند، اما در ماه های بعد هم فرزندتان با هزار و یک خطر دیگر روبه رو خواهد بود که اگر نسبت به آنها بی توجه باشید برای تان گران تمام می شود.

خیلی از پدر و مادر ها حتی قبل از اینکه کودک شان پا به این دنیا بگذارد درباره ی محافظت و ایمنی فرزندشان از همه ی خطر هایی که در جهان بیرون وجود دارد نگران می شوند. برای آرامش خاطر، شما می توانید با ایمن و بی خطر کردن خانه تان در دوران بارداری و بعد از آن، این کار ها را با رعایت نکات ایمن سازی شروع کنید که بسیاری از آنها برای همه مشترک هستند.

ایمن کردن خانه

ایمن کردن خانه برای کودکان

کارشناسان توصیه می کنند که دست ها و زانو های تان را پایین بیاورید تا ببینید که اشیا از دید بچه ها چگونه اند. کجا می خواهید بروید؟ چه چیز هایی می توانید به دست بیاورید؟ چه چیز هایی را لمس می کنید؟

زمانی که کودک مراحل مختلف رشد مانند خزیدن، تاتی کردن و راه رفتن را سپری می کند، شما هم باید سطح تدابیر محافظتی تان را بالا ببرید.

البته بسیاری از این پیشنهادات برای زمانی است که کودک تان راه بیفتد، حرکت کند و بتواند بخزد، بگردد یا به سمت خطر برود. اما فکر کردن درباره ی خطرات احتمالی و چاره اندیشیدن برای شان زود نیست. شما حتی می توانید لوازمی مانند کابینت ها را با قفل های مخصوص ایمن سازی کنید. در این گزارش یک فهرست اتاق به اتاق برای شروع برایتان تهیه شده است:

در همه جا:

– برای پریزهای برق پوشش مناسب بگذارید.

ایمن کردن خانه

ایمن کردن خانه از خطرهای احتمالی

– از در های ورودی کوچک برای محافظت در برابر پله ها، وسایل ورزشی و دیگر وسایل استفاده کنید.

– برای پنجره ها حفاظ نصب کنید یا آنها را طوری ببندید که دیگر باز نشوند.

– مطمئن شوید که قفسه های سنگین کتاب، کمد ها و حتی وسایلی مانند تلویزیون و لامپ ها سر جایشان محکم باشند و سیم ها هم پنهان باشند. لوازم سنگین تر را روی قفسه های پایینی بگذارید تا قسمت بالای این قفسه ها سنگین نشود.

– لبه ها و گوشه های تیز را بپوشانید.

– زیر هر فرش یک لایی بگدارید که سُر نباشد.

– سیم های پیچ خورده را روی دیوار ها یا جداره ها جای دهید.

– گیاهان را دور از دسترس کودک قرار دهید و از شر آنهایی که در صورت خورده شدن سمی هستند، خلاص شوید.

– عادت انداختن سکه ها، کلید ها، کبریت ها، خوشبو کننده ها، گیره های کاغذ و اشیاء کوچک دیگر در کاسه یا دور و اطراف خانه و یا روی اُپن آشپزخانه را دور بیندازید.

– حتی کیف پول ها هم باید دور از دسترس قرار داده شوند چون اغلب آنها محتوی پول و دارو هستند و خطرات دیگری دارند.

اتاق کودک

– مطمئن شوید که وضعیت تخت خواب خوب قرار گرفته و میز را از پنجره ها، لامپ ها، دکوری هایی که آویزان هستند، سیم های الکتریکی یا طناب ها، قفسه ها و مبلمانی که قابلیت بالا رفتن دارند، دور کنید.

– تخت خواب را منظم و بدون بالش، لحاف های سنگین، ضربه گیر های بزرگ یا حیوانات عروسکی بزرگ نگه دارید که می توانند خطر خفگی داشته باشند و یا بچه های بزرگتر از آنها بالا بروند.

– پوشک ها و همه وسایل مربوط به تعویض پوشک را در محل مخصوص پوشک کردن کودک بگذارید بنابر این دیگر هرگز شما ناچار نمی شود که کودک تان را برای آوردن این وسایل کمی تنها بگذارید.

حمام

– آب گرم آبگرمکن را کمتر از 42 درجه سانتی گراد تنظیم کنید.

– همه لوازم آرایش و محصولات زیبایی را روی بالایی ترین قفسه ها یا کابینت ها بگذارید. یادتان باشد که هر عطر، لاک پاک کن، روغن بچه، دهان شویه، الکل و مام می تواند خطرناک باشد.

– همیشه لوازم الکتریکی مانند اتوی مو را بعد از استفاده از پریز بکشید و با خیال راحت آن را سر جایش بگذارید.

آشپزخانه

– به همه کابینت های پایینی و ماشین ظرفشویی چفت بزنید. از محافظ اجاق گاز و یا پوشش دستگیره های گاز استفاده کنید.

خرت و پرت ها را در قفسه های بالایی بگذارید.

علل اضافه وزن و چاقی کودکان چیست؟

چاقی کودکان

بهترین راه حل برای درمان چاقی کودکان

اضافه وزن و چاقی کودکان یکی از مشکلات بهداشتی – تغذیه ای در جهان و ایران است. تعداد مبتلایان به اضافه وزن و چاقی هم در کشورهای توسعه یافته و هم در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران در حال افزایش است. این مشکل با سرعت بیشتری در کودکان و نوجوانان مشاهده می شود.

فرزند خردسالم علاقه زیادی به بازی های رایانه ای دارد، عاشق فست فود است وهمیشه سفارش خرید تنقلات خوشمزه را می دهد. کودکم کمی چاق است.این شاید روایت بسیاری از والدین امروزی باشد.

این شاید روایت بسیاری از والدین امروزی باشد. به واقع، چاقی به یک مساله عمومی بدل شده،به ویژه از این جهت که دامنه طیف سنی مبتلایان به آن کاهش یافته و تعداد کودکان تپل زیاد شده است.کم تحرکی حاصل از زندگی ماشینی و مدرن امروزی و مصرف غذاهای آماده، پرکالری و چرب و نوشیدنی ها و موادغذایی ناسالم را عوامل بروز چاقی و اضافه وزن می دانند.

کشورهای بسیاری گرفتار این معضل هستند، به گونه ای که نتایج یک بررسی روی 28 میلیون نفر در سراسر جهان در چهار دهه اخیر نشان می دهد که اضافه وزن و چاقی به شدت رو به افزایش است و اضافه وزن یا چاقی از 22 به 24 کیلوگرم در مقیاس توده بدنی (BMI) رسیده است.همچنین گفته می شود که حدود سه درصد از جمعیت افرادی که در سطح جهان شاخص BMI کمتر از 18 داشته اند، کاهش یافته و جمعیت افراد چاق با BMI معادل 30 حدود 7 تا 8 درصد افزایش داشته است.

چاقی کودکان

با پیروی از عادات غذایی مناسب، سلامت را به فرزندان هدیه کنیم

چاقی به عنوان عامل مرگ سالیانه 2.8 میلیون نفر در جهان شناخته شده است و بررسی ها نشان می دهد که اگر از این روند پیشگیری نشود، تا سال 2025، حدود 18 درصد افراد دنیا مبتلا به چاقی با BMI بالای 30 خواهند بود.

در ایران نیز بر اساس آمار منتشر شده، بیش از 24 میلیون نفر از جمعیت حدود 75 میلیونی ایران مبتلا به اضافه وزن یا چاقی هستند.
این همه در حالی است که تاثیر چاقی بر کیفیت زندگی و تبعات آن مانند بیماری های قلبی عروقی، دیابت و فشار خون بالا به حدی زیاد است که به درستی از آن به عنوان یک بیماری نام برده می شود.

به رغم شیوع بالای چاقی در کشورهای پیشرفته، آنها توانسته اند با اتخاذ تدابیری در زمینه آموزش و ارائه آگاهی های عمومی و همچنین اجرای برنامه هایی در زمینه تولید موادغذایی سالم طی سال های اخیر، افزایش شیوع چاقی را کنترل کنند اما به گفته یک فوق تخصص غدد و مسئول آموزش پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم، در کشورهای در حال توسعه مانند ایران این بیماری در حال گسترش است.

یکی از تدابیر کشورهای پیشرفته در این زمینه اجرای برنامه های آموزشی از دوران کودکی به منظور تربیت افراد برای داشتن عادات غذایی سالم است؛ چراکه دوران کودکی به عنوان تاثیرگذارترین دوران برای کسب عادات صحیح در همه زمینه ها به ویژه در زمینه غذایی مطرح است.
این فوق تخصص در این خصوص توضیح داد:هر مزه و طعم جدیدی که پس از پایان شیرخوارگی به کودک داده می شود، ابتدا تعجب را در او برمی انگیزد زیرا طعم جدید برای او ناشناخته است و پذیرش آن در ابتدا برایش سخت است اما به تدریج با خوراندن آن در دفعات مختلف، نوزاد به این طعم جدید عادت می کند؛ بنابراین در ابتدا این والدین هستند که باید با دادن موادغذایی کم چرب و کم نمک و کم شیرین، مزاج فرزندان خود را به رژیم صحیح غذایی عادت دهند.

وی افزود:همچنین لازم است که والدین به ویژه در سال های ابتدایی زندگی فرزندانشان، از دادن تنقلات و انواع نوشابه ها به انها پرهیزکنند تا مزاج کودکان به این گونه مواد غذایی عادت نکند.

همچنین نبود تحرک بدنی کافی در بین کودکان را از دیگر عوامل شیوع چاقی در کودکان عنوان کرد و گفت:از سوی دیگر با گسترش زندگی شهرنشینی و ماشینی تحرک بدنی کودکان حدود 70 تا 80 درصد کاهش داشته و همین امر سبب شیوع 40 درصدی چاقی و اضافه وزن در بین کودکان شده است.

وی افزود:این مساله سبب شده که دیابت نوع 2 نیز در بین کودکان شایع شود، درحالی که در گذشته دیابت نوع یک (در اثر عوامل ژنتیکی و مادرزادی) در بین کودکان شیوع بیشتری داشت.
ایشان در زمینه چاقی به طور خاص در کودکان تهرانی گفت:به دلیل کاهش میزان تحرک بدنی، حدود 30 تا 40 درصد کودکان تهرانی اضافه وزن دارند.

پایین بودن سن ابتلا به چاقی، آسیب های جدی تر

مسئول آموزش پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم گفت:هرچه سن ابتلا به چاقی پایین تر باشد، مدت زمانی که فرد دچار عوارض چاقی است، طولانی تر است و این مساله سبب آسیب های جدی تر به سیستم های مختلف بدن می شود؛ فرد 60 ساله ای که از کودکی چاق است، در واقع 60 سال عوارض چاقی بر او تحمیل شده و به ناچار با عوارض و بیماری های ناشی از چاقی گذران عمر می کند و کیفیت زندگی اش تحت تاثیر این مساله است.

چاقی در سنین نوزادی و بلوغ، عوارض شدیدتر

وی اظهار کرد:همچنین چاقی در سنین نوزادی و دوران بلوغ در اثر افزایش دریافت کالری سبب می شود که تعداد سلول های محل ذخیره چربی در بدن، افزایش یابد در حالی که با چاق شدن افراد در سنین بالا، تعداد سلول های چربی در بدن زیاد نمی شود بلکه حجم آنها در اثر وارد شدن میزان زیاد چربی، بیشتر می شود.

ایشان برای توضیح بیشتر اشاره کرد:چاقی ناشی از افزایش تعداد سلول های چربی برگشت پذیر است در حالی که چاقی پس از این دو دوره زندگی (نوزادی و بلوغ)، اگر حتی فرد رژیم بگیرد و لاغر شود، باعث می شود که سلول های چربی همچنان باقی بمانند و هرگونه کالری اضافی را دریافت و ذخیره کنند و منجر به چاقی مجدد شوند.

80 درصد دیابتی ها چاق هستند

مسئول بخش آموزش پژوهشگاه غدد و متابولیسم با اشاره به این که چاقی یکی از موثرترین عوامل در بروز بیماری دیابت است، گفت:نه تنها در کشورهای درحال توسعه بلکه در کشورهای توسعه یافته نیز شیوع دیابت همگام با افزایش دیابت نوع 2 روبه افزایش است.

وی همچنین افزود:بیش از 90 درصد جمعیت دیابتی ها را افراد دارای دیابت نوع 2 تشکیل می دهند و 80 درصد از این تعداد افراد چاق هستند.

وی ادامه داد:همچنین چاقی عامل ایجاد دیابت و عوارض ناشی از آن مانند بیماری های قلبی، کلیوی و چشمی است و با انواع سرطان ها مانند سرطان معده و روده، سنگ کیسه صفرا، فشار و چربی خون بالا در ارتباط است و همه این موارد سبب می شود که کیفیت زندگی بیماران مبتلا به چاقی و طول عمر آنها کاهش یابد.

چاقی و ساکنان تهران

به گفته این فوق تخصص غدد هرچه جوامع صنعتی گسترش یابند، چاقی نیز افزایش می یابد و این مساله در ایران نیز قابل مشاهده است به طوری که در شهرهای صنعتی شیوع چاقی بیشتر از شهرهای کوچک و روستاها است.

وی با بیان این که در عین حال، میزان چاقی در روستاها نیز به تدریج رو به افزایش است، افزود:حدود دو سوم جمعیت تهران اضافه وزن دارند و حدود یک سوم تا نیمی از تهرانی ها چاق هستند.

چاقی و اضافه وزن

شاخص توده بدنی (BMI) و تعیین وزن مناسب برای هر فرد بالغ از طریق این فرمول که وزن بدن بر حسب کیلوگرم تقسیم بر قد بر حسب متر به توان دو شود، به دست می آید؛ عدد به دست آمده اگر بین 18 تا 25 باشد، فرد دارای وزن طبیعی است، بالای 25 تا 30 دارای اضافه وزن، بالای 30 مبتلا به چاقی، بالای 35 مبتلا به چاقی مرضی و بالای 40 چاقی است که به درمان و مداخلات پزشکی نیاز دارد.

روش ساده تری نیز وجود دارد به این صورت که عدد سمت چپ میزان قد را برداشته و عدد باقی مانده برای مردان و برای زنان عدد باقی مانده منهای عدد پنج، وزن مناسب به شمار می رود.

اسباب بازی کودکان چه نقشی در آینده شغلی آنها دارد؟

اسباب بازی

تأثیر نوع اسباب بازی کودک در آینده شغلی او

اسباب بازی کودکان می تواند روی انتخاب شغل آینده آنان تاثیر بگذارد، انواع اسباب بازی پیام های متفاوتی دارد که چه کارهایی برای دختران و پسران مناسب است و بر تحصیل و انتخاب شغل کودکان در آینده تاثیر خواهند داشت. تحقیقات نشان می دهد که بیش از 60 درصد بزرگسالانی که در مشاغلی از جمله طراحی و معماری فعالیت می کنند خانه سازی با لگوها از بازی های مورد علاقه شان بوده است.

بیش از 66 درصد کسانی که در مشاغل مرتبط با ریاضیات مثل بانکداری یا حسابداری کار می کنند پازل اسباب بازی مورد علاقه دوران کودکی شان بوده است.
یکی از وزرای دولت انگلیس می گوید، اسباب بازی هایی که بسته به جنسیت کودکان برایشان تهیه شده به آینده شغلی دختران آسیب می زند.

 

اسباب بازی

اسباب بازی چه نقشی در شغل آینده بچه ها دارد؟

 
اما واقعا اسباب بازی چقدر آینده کاری کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد؟
هر کسی خاطره ای از اسباب بازی محبوبش دارد. ممکن است این خاطره ساختن ستون با لگو باشد یا درست کردن قطار، یک عروسک یا یک سرویس وسایل چای خوری.
لزوما بازی با آن وسایل به این معنا نیست که بچه ها ساختمان ساز، راننده قطار، خانه دار یا صاحب کافه شده باشند، اما وزیر آموزش انگلیس الیزابت تراس اخیرا هشدار داده که اسباب بازی کودکان می تواند روی انتخاب شغل آنها در آینده تاثیر بگذارد. او می گوید اسباب بازی هایی که با توجه به جنسیت بچه ها ساخته می شوند به طور ویژه خطر این که دختران را از علوم و ریاضیات روی گردان کند افزایش می دهد. او از پدر و مادرها خواسته برای دخترانشان لگو بخرند تا آنها را به مهندسی ترغیب کنند.
زنان در دهه های گذشته در انگلیس در عرصه های کاری قدم های بلندی برداشته اند، اما همچنان فاصله زیادی بین حرفه هایی که زنان و مردان انجام می دهند از لحاظ جنسیتی وجود دارد. بنا به آمار بیش از 80 درصد علوم و تحقیقات، مهندسی، تکنولوژی توسط مردان اداره می شود.
در مقایسه، 82 درصد کار در بخش های درمانی، تفریحی و سرویس های خدماتی و 78 درصد کارهای اداری و منشی گری در انگلیس را زنان انجام می دهند.
منتقدان می گویند بازاریابی برای عروسک ها باعث ایجاد کلیشه هایی شده است. عروسک ها، سرویس های آشپزی، شاهزاده خانم های صورتی برای دختران و شخصیت های فعال و ماجراجوی مردانه، ابزار کار ساخت و ساز و ماشین های آبی مسابقه برای پسرها.

نتایج یک تحقیق بر بچه های کوچک نشان می دهد که کودکان هم مستعد علاقمند شدن به نوع خاصی از وسایل بازی هستند. بنابر این آیا اسباب بازی هایی که کودکان با آن بازی می کنند در انتخاب شغل آینده تاثیر می گذارد؟
بکی فرانسیس، استاد آموزش در دانشگاه روهمپتون عقیده دارد که اسباب بازی ها این تاثیرگذاری را دارند.
او می گوید:انواع اسباب بازی های مختلف پیام های متفاوتی در مورد این که انجام چه کارهایی برای دختران و پسران مناسب است به آنها می دهد و اسباب بازی ها محتوای آموزشی متفاوتی دارند. هر دوی این مشخصه ها مهم هستند و بر تحصیل و انتخاب شغل کودکان در آینده تاثیر خواهند داشت.
فرانسیس در یک تحقیق به پسران اسباب بازی هایی داد با ترکیبی از فعالیت، ساخت و ساز و ماشین آلات و به دختران عروسک و ابزارهایی داد که آنها را تشویق به آرایشگری می کرد.
پیامی که به نظر می رسید پسران از تقسیم این اسباب بازی ها گرفتند این بود که آنها باید چیزهایی بسازند و مشکلات را حل کنند و پیامی که دختران گرفتند این بود که باید مراقب بقیه باشند و مسئولیت تغذیه و پرورش را به عهده بگیرند.
او توضیح می دهد:اسباب بازی پسرها بیشتر آموزنده است و دارای اجزایی است که اطلاع و آموزش بیشتری به پسرها می دهد، با دستورات تکنیکی و اجزایی که باید در هم جا بیافتند. در حالی که اسباب بازی های دختران بیشتر خلاقیت و قوه تخیل آنها را پرورش می دهد.
نیل سینکلر که قبلا کماندوی ارتش بود و حالا خودش سه فرزند دارد با کلیشه های مربوط به انتخاب اسباب بازی ها موافق است و می گوید اسباب بازی مورد علاقه اش اکشن من بوده است.

 

اسباب بازی

اسباب بازی چه نقشی در شغل آینده بچه ها دارد؟

او می گوید:من و برادرم، که او هم به ارتش پیوسته، ساعت ها با این الگوهای اکشن بازی می کردیم. آنها را در باغچه می گذاشتیم.
خودمان را پنهان می کردیم، نقشه و استراتژی می ریختیم و با توجه به تاکتیک ها معلوم بود چه کسی برنده بازی می شود
محقق فضایی مگی ادرین پوکاک می گوید پدرش اسباب بازی ها را بر اساس جنسیت از هم جدا نمی کرد و او به لگو و قطار خیلی علاقه داشت.
خانم پوکاک البته می گوید این آزادی را در مدرسه نداشت. وقتی به معلمش گفت که می خواهد فضانورد شود معلم به او پیشنهاد کرد به جایش پرستاری را امتحان کند.
این موضوع که اسباب بازی های جالب متعلق به پسرها بود او را کلافه می کند و می گوید حتی وقتی وسایل آشپزخانه تبلیغ می شوند مردان را در حالی که کلاه سرآشپز گذاشته اند نشان می دهد ولی دخترها با پیش بند به نمایش در می آیند.

ادرین پوکاک می گوید این مساله فراتر از اسباب بازی ها است.
این نگاه جامعه است و همه جا هم هست. مهم است که ما به مدل هایی که معرفی می شوند توجه کنیم. ما نیاز داریم که دانشمندان زن را در تلویزیون ببینیم.
مارگارت مک آلیستر مشاور خانواده و روانشناس می گوید چیزهای خیلی بیشتری از اسباب بازی ها در آینده و تعیین شغل کودکان تاثیر می گذارند.
این تا حدی سطحی نگری است که بگوییم به دختران ماشین و کامیون بدهیم تا با آن بازی کنند و آنها قرار است مهندس شوند. واقعا شواهد واقعی برای اثبات چنین چیزی وجود ندارد و انتخاب شغل تا زمانی که برای یک فرد اتفاق می افتد از تجربه کودکی او فاصله زیادی دارد.
مارگارت مک آلیستر عقیده دارد باید کودکان را تشویق کرد که کشف کنند، بپرسند، درگیر شوند و با هم کار کنند و همه اینها تاثیر بیشتری بر آینده شان خواهد گذاشت.
دکتر آماندا گامر روانشناس کودک می گوید باید مطمئن شد که کودکان به یک برنامه بازی خوب و سالم دسترسی داشته باشند.
نقش بازی برای کودکان این است که تا جایی که می توانیم یک دامنه وسیع از تجربه ها را در اختیار کودکان بگذاریم. مشکل این است که پدر و مادرها معمولا آسان ترین گزینه ها را انتخاب می کنند. ولی آنها باید در اسباب بازی به دنبال چیزهایی باشند که توانایی و خلاقیت کودک را افزایش می دهد. باید در انتخاب اسباب بازی ها سعی شود آن کلیشه های رایج هم شکسته شوند. مثلا خیلی از پدر و مادرها به پسران خود اجازه نمی دهند که عروسک داشته باشند.
مغازه ها هم لازم نیست همه صورتی ها و آبی ها را برای همیشه کنار بگذارند ولی باید یک سیاست میانه انتخاب کنند.
خانم گامر می گوید هیچ کودکی با بازی با لگوها ساختمان سازی یاد نمی گیرد ولی ممکن است یاد بگیرد چطور آنها را روی هم قرار دهد تا ستون ها و بدنه محکمی بسازد. بیشتر بحث اعتماد به نفس و آشنایی است تا مهارت اندوزی.

اصول تربیتی برای کسانی که دو فرزند پسر دارند

دو فرزند پسر

توصیه های مهم به والدینی که دو فرزندپسر دارند

به شما شاد باش می گوییم که خانه تان سرشار از شور زندگی است. دو فرزند پسر داشتن به این معناست که شما باید انسان قوی و با حوصله ای باشید. بعضی اوقات زمانی که روی کاناپه منزل خود در حال استراحت هستید آرزو می کنید این کاش دختر داشتید و زندگی تان آرام و بدون دغدغه بود ولی غصه نخورید چون دختر داشتن هم به این سادگی ها که فکر می کنید نیست.
والدین همیشه سعی می کنند برای اولین کودک خود بهترین کارها را بکنند و به خاطر کوچکترین کارهای مثبت فرزند اول خود، بهترین تشویق ها را در نظر می گیرند و شیرین کاری های کودکانه او را تا سال های سال و شاید هم تا آخر عمر خود، در ذهن دارند. به همین جهت پسر اول شما پیشرفت بهتری نسبت به بقیه فرزندان دارد. معمولا او سریع تر و بهتر راه می افتد یا شروع به حرف زدن می کند، این نکات همان جنبه های مثبت کودکان اول خانواده است.
اما جنبه های منفی! برای پسر اول، تنها یک الگو وجود دارد و آن الگو، پدر و مادرش هستند. از این رو او تمایل دارد همانند والدینش اهداف بزرگی در سر داشته باشد و چون رسیدن به این اهداف در توان سن و سال او نیست معمولا با شکست روبرو می شود.

دو فرزند پسر

دو فرزند پسرداشتن

کوین له من، محقق کودکان اعتقاد دارد فرزند اول ایده آلیست و کمال طلب است و همه چیز را در حد کامل و بی نقص می خواهد و خواسته هایش را مطابق خواسته های والدین خود در نظر می گیرد و چون این خواسته ها و آرزوها برای وی دست نیافتنی است، دچار سرشکستگی و پوچی می شود. پسر اول خانواده دوست دارد همیشه نقش پدر و مسوول را برای برادر کوچکش بازی کند و شما معمولا مجبورید در مقابل این رفتار مسوولانه و البته سختگیرانه او واکنش نشان دهید؛ زیرا او به واسطه درست و غلط هایی که از شما آموخته با برادرش بسیار سختگیرانه رفتار می کند. پسر اول در قیاس با بقیه فرزندان برای آینده اش بیشتر نگران است.
شما همیشه صداقت داشتن و راستگویی را به پسر دوم خود یادآوری می کنید، درحالی که پسر اول شما بدون تذکر به این ارزش ها پایبند است. مطمئن باشید حداقل یکی از پسرانتان صاحب ثروت فراوانی خواهد شد که احتمالا او فرزند اول شماست، به شرطی که خودتان یک انسان مقتصد و حسابگر باشید، پس او نیز از شما الگو می گیرد طوری که حاضر نیست در شرایط سخت هم از کسی پول قرض بگیرد. او در مقایسه با برادر کوچک خود روابط محدود و منظم تری با جامعه دارد و بسیار پرتلاش تر از فرزند دوم شما خواهد بود.
پسر دوم از طرفی متکی به خانواده و مطیع دستورات والدین است و از طرفی در حال مبارزه و به رخ کشیدن توانایی هایش به برادر بزرگ است. او بدون حمایت دیگران می تواند به آرزوهایش جامه عمل بپوشاند و در این راه کمتر به ناراحتی و سرگشتگی دچار می شود. پسر کوچکترتان به دنبال توجه بیشتر پدر و مادر و به اصطلاح کمی لوس است. در قیاس با برادرش به دیگران بیشتر اعتماد می کند و این احتمال وجود دارد که در این رابطه با مشکلاتی هم روبرو شود.
فرزند دوم شما دارای ایده های بکر و البته گاهی خطرناک است ولی پافشاری خاصی نیز نشان نمی دهد. هیچ چیز وی را دستپاچه و مضطرب نمی کند. البته این قضیه نسبی است و در جوانی هم این روحیه را حفظ کرده و شادتر زندگی می کند. برای او زندگی کردن در حال مهم است و شعار او همیشه این است؛ امروز را خوش است.
1- پسر اول با تولد برادر کوچکتر خود، احساس می کند والدینش به او کم توجه و کم علاقه شده اند پس باید او را توجیه کنید که این احساس غلط است و در این رابطه با جملاتی مثل:«من تو را بیشتر دوست دارم» یا «تو برای من مهمتری، چون پسر ارشد من هستی» از او دلجویی کنید.
2- پسرانتان را به رقابت و مسابقه تحریک نکنید. فقط آنها را در جهت نشان دادن توانایی های متمایزشان تشویق و حمایت کنید. ببینید هر کدام در چه زمینه ای استعداد دارند و آنها را در همان زمینه تشویق کنید.
3- در حد امکان به هر دو پسر خود فضای آزاد و محیطی مستقل، برای بازی کردن یا انجام امور شخصی بدهید زیرا استقلال فرزندان شما در آینده باعث نزدیکی بیشتر آنها به یکدیگر خواهد شد. حواستان باشد که فرزندانتان با چه کسانی دوستی و مراوده دارند.
4- پسر بزرگتر شما به واسطه سن بیشترش اجازه دارد شب ها کمی دیرتر به رختخواب برود و می تواند نسبت به برادرش زمان بیشتری را به تماشای تلویزیون بنشیند، پس سعی کنید انصاف را رعایت کرده و نسبت به سنشان از آنها انتظار داشته باشید.
5- پسربچه ها دوست دارند گاهی با هم زورآزمایی کنند، به برادر بزرگتر بیاموزید که به خاطر قدرتمندتر بودنش، کمی ملایم تر رفتار کند.

چطور با ترس های فرزندان مقابله کنیم

ترس

راهکارهای کاهش ترس و اضطراب کودکان

چیزهای زیادی در دنیا وجود دارد که بچه ها را می ترساند؛ چیزهایی که احتمالا خودِ ما را هم در کودکی حسابی ترسانده، اما با گذشت زمان فراموششان کرده ایم. شاید برای همین است که گاهی ممکن است ترس های فرزندمان را درک نکنیم و ندانیم در برابرشان چه واکنشی باید نشان بدهیم. تعدادی از رایج ترین ترس های کودکان و راهکارهایی برای مواجهه با آن ها را بررسی می کنیم:

راه هایی برای مقابله با ترس های فرزندان

ترس از تاریکی

1) احساس کودکتان را به رسمیت بشناسید:«می دانم که دوست نداری در تاریکی تنها باشی. شاید چون نمی توانی چیزی را در اتاقت ببینی، ناراحتی». اگر خودتان قبلا از تاریکی می ترسیدید، برای فرزندتان توضیح بدهید که چطور به مرور، ترستان کمتر شد. بگذارید فرزندتان ببیند وقتی چراغ ها خاموش است، اتاق همان اتاق است؛ ابتدا وقتی همه چراغ ها روشن است در اتاق راه بروید و به اشیا نگاه کنید؛ بعد به تدریج نور را کم کنید و در نهایت با نورِ ضعیف چراغ قوه این کار را انجام بدهید. سایه های شبح مانند را در تاریکی انتخاب کنید، بعد همان نقطه را با چراغ قوه روشن کنید تا فرزندتان بداند شیء ناشناسی که سایه ترسناک ایجاد کرده، چیست.
2) حواستان باشد دربرابر ترس کودک از تاریکی واکنش شدیدی نشان ندهید. اگر مدام زیر تخت و توی کمدها را بررسی کنید تا مطمئن شوید که هیچ چیز ترسناکی وجود ندارد، فرزندتان با خود فکر می کند که اگر واقعا مشکلی وجود ندارد، این همه بررسی برای چیست.
3) بچه ها نمی توانند بین واقعیت و خیال مرزی قطعی قائل شوند؛ بنابراین به فرزندتان اجازه ندهید فیلم ترسناک ببیند و کتاب داستان ترسناک هم برایش نخوانید. البته بهتر است موضوعاتِ مختلف را از دیدِ فرزندتان بسنجید؛ چون آنچه بچه ها را می ترساند ممکن است از نظر شما اصلا ترسناک نباشد.

ترس

علت ترس کودکان

ترس از چیزهای واقعی

1) بچه ها ممکن است از ارتفاع، حیوانات، آب و چیزهای واقعی دیگری بترسند. فرزندتان را مجبور نکنید با موضوع ترسش به طور مستقیم روبه رو شود، بلکه اجازه بدهید برای غلبه بر ترسش هربار گام های کوچک بردارد. یعنی اگر از آب می ترسد، با قدم زدن کنار آب شروع کنید، با دست زدن به آب و راه رفتن در آب ادامه بدهید. صبور باشید و موفقیت در هر مرحله را تشویق کنید.
2) کتاب هایی برای فرزندتان بخوانید که درباره موضوع ترسش، اطلاعاتی در اختیار او قرار بدهد. مثلا اگر فرزندتان از عنکبوت می ترسد بهتر است با انواع عنکبوت ها آشنا شود و بداند که تعداد بسیار کمی از عنکبوت ها برای انسان ها خطر دارند.
3) بین همدلی و مراقبت بیش از حد، مرزی مشخص وجود دارد. برای محافظت از فرزندتان دربرابر چیزی که واقعا خطر ندارد، با عجله و اضطراب به سراغش نروید. واکنشتان کنترل شده و با آرامش باشد تا ترستان به او منتقل نشود و بتواند به شما اعتماد کند.

ترس از بلایای طبیعی

1) بلایای طبیعی مثل سیل و زلزله، می تواند ذهن بچه ها را تا مدت ها درگیر کند. با فرزندتان درباره ترسش صحبت کنید، البته مشخص است که گفتنِ جمله «هیچ وقت چنین اتفاقی برای ما نمی افتد»، کمکی به ترس او نمی کند. اگر ترس فرزندتان بی مورد است؛ مثلا از سیل می ترسد درحالی که امکان وقوع سیل در محل زندگی شما وجود ندارد، این مسئله را به زبان ساده برایش توضیح بدهید. اگر هم فرزندتان از اتفاقی محتمل می ترسد؛ چیزی مثل زلزله، برایش توضیح بدهید که با اقدامات و امکاناتی که دراختیار دارید، می توانید شرایط اضطراری را کنترل کنید.
2) اگر فرزندتان بلای طبیعی را تجربه کرده و با گذشت زمانی طولانی نتوانسته آن اتفاق را بپذیرد، از یک مشاور کمک بگیرید. اما اگر تحت تأثیر شنیده ها و دیده ها از بلایای طبیعی می ترسد، می توانید یک برنامه آموزشی ایمنی خانوادگی ترتیب بدهید تا هم نحوه مراقبت از خودش را یاد بگیرد، هم مطمئن شود که همه اعضای خانواده می دانند در شرایط اضطراری چه کار باید بکنند.

و اما بعضی نکات مهم درباره ترس های کودکان

– گاهی والدین ترس های خودشان را به فرزندانشان منتقل می کنند. قطعا لازم است که فرزندتان خطر را تشخیص بدهد و حس ترس را تجربه کند، اما دلیلی ندارد ترس های غیرمنطقی شما را به ارث ببرد.
– کوچک پنداشتن ترس های کودک و شوخی کردن با ترس های او، هیچ کمکی به او نمی کند؛ بلکه تنها باعث می شود او به دلیل ترس هایش احساس حقارت و حماقت کند و البته دیگر درباره آن ها با شما صحبت نکند.
– اگر ترس های فرزندتان خیلی شدید یا طولانی مدت است، مراجعه به روان شناس را در اولویت قرار بدهید.
– از ترس های فرزندتان برای تربیت و کنترل او استفاده نکنید.

نحوه شستشوی لگوهای بازی کودکان

لگو

لگوهای بازی بچه ها را چگونه بشوییم

لِگُو معمولاً از جنس پلاستیک ساخته می‏شود. ساختمان اجزای لگو به طریقی است که از متصل کردن قطعات به یکدیگر شکل مورد نظر به دست می‏آید. لگو معمولاً در اندازه‏ها و فرمهای گوناگون ساخته می‏شود.در این بازی، کودک معمولاً باید دقایق بسیاری را صرف ساختن شی‏ء مورد نظر کند. البته اهمیت این بازی در این است که یادگیری کودک هیچ وقت جنبه تکراری و خسته‏ کننده پیدا نمی‏کند و به وسیله قطعات لگو می‏توان اشکال مختلف و جدید درست کرد. قطعات آن به سهولت روی هم سوار می‏شوند و به آسانی شکل می‏گیرند، به همین دلیل مورد توجه و علاقه کودکان بوده و می‏توانند هر روز چیز جدیدی بسازند و از آن لذت ببرند.

اگه شما هم مثل من مادر یه بچه شیطون و بازیگوش باشید حتما به این مورد برخورد کردید که برای شستشوی لگوهای بازی باید چیکار کرد ؟

اول لگوها رو از هم جدا کرده و داخل یه کیسه توری یا کیسه های مخصوص لباس شویی بریزید ..
در کیسه رو ببندید و اون رو داخل لباسشویی بندازید .. دقت کنید آب باید گرم باشه .. در حین کار سر و صدای زیادی ایجاد میشه که ناشی از خوردن لگوها به هم و به دیواره لباسشوییه ولی نگران نباشید اتفاقی نمی افته !
بعد از اتمام کار لگوها رو در فضای باز بچینید تا کاملا خشک بشه ..
برای نظم دادن به لگوها هم میتونید یه کیسه پارچه ای قشنگ برای لگوها درست کنید تا کودک بعد از اتمام بازیش لگوها رو داخلش بریزه ! ( البته که بیشتر اوقات مادر پدرا باید این کار رو انجام بدن )
از این کیسه ها برای نظم دادن به اسباب بازی های دیگه اتاق کودک هم میتونید استفاده کنید .. با ابتکار جالب دوختن پلاستیک به جلوی کیسه در عکس هم میشه اسباب بازی ها رو از هم تفکیک و مرتب کرد و به راحتی هم اونا رو از هم تشخیص داد .

لگو

شستن لگو

راه های جلوگیری از پوسیدگی دندان کودکان

پوسیدگی دندان

روش های پیشگیری از پوسیدگی دندان کودکان

این روش که فیشور سیلنت نام دارد برای پیشگیری از پوسیدگی زودتر از موعد دندان های اطفال به کار می رود.

دندان های شیری اطفال:
متخصص دندانپزشکی گفت:سیلانت در دندانپزشکی برای جلوگیری از تجمع مواد غذایی بر روی عمق شیارها و سطح جونده دندان ها استفاده می شود.وی ادامه داد:البته این پوسیدگی در قسمت شیارها بیشتر در کودکان رخ می دهد،به علت این که کودک آموزش کامل برای رعایت بهداشت دهان را ندارد و متاسفانه به علت رشد دندان در 6 سالگی کودک والدین فکر می کنند که دندان شیری کودک هست و غافل می شوند.

 

پوسیدگی دندان

راهی برای جلوگیری از پوسیدگی دندان شیری

 فاضل زاده بیان کرد:ما برای تقویت این شیارها و جلوگیری از پوسیدگی از ماده ی پر کننده که به اصطلاح به آن فیشور سیلنت می گویند استفاده می کنیم.

وی خاطرنشان کرد:به طور کلی اولویت اول ما، بچه ها هستند که این شیارها را پوشش دهیم. معمولا در سن 13، 14 سالگی باز توصیه می شود که فیشور سیلنت انجام شود تا باعث تقویت شیارها شود و در طول مدت عمرشان هم از پوسیدگی در آن قسمت دندان جلوگیری شود.

خواهر و برادرها به این دلایل با هم دعوا میکنند

دعوای خواهر برادر

دعوای خواهر برادرها

دعوای خواهر و برادر یکی از طبیعی ترین مسائل در جوامع انسانی و غیر انسانی می باشد یک بچه شیر با دعوا و زورآزمایی با خواهر و برادرنش است که تبدیل به سلطان جنگل می شود ! پس دعوا و درگیری بین برادر و خواهر و در کل دعوای بین بچه ها می تواند برای رشد فکری و اجتماعی کودک موثر باشد.

آیا تا به حال شده است خواهر و برادری را ببینید که با هم دعوا نکنند؟ به ندرت اتفاق می افتد که خواهر و برادری با هم دعوا نکرده باشند.

دعوای خواهر برادرها در دوران کودکی موضوعی است که در اکثر خانواده ها دیده می شود و اغلب این دعواها دلیل خاصی هم ندارد. موضوعات کوچک و بی اهمیت می توانند سبب یک دعوای بزرگ بین خواهر و برادرها شود. دعواهایی که به سرعت هم پایان می یابد و با هم آشتی می کنند.

دعواهای فرزندان

علت دعوای خواهر برادر

اما گاهی همین دعواهای بی اهمیت کودکانه در روحیه آنها چنان تاثیری می گذارد که تا پایان عمر در خاطر آنها باقی می ماند. گاهی بحث های ساده کودکانه می تواند مشاجرات بزرگ و مهمی را میان پدر و مادر به وجود آورد. بسیار مهم است که والدین مراقب باشند دلیل بروز اختلاف میان فرزندانشان نشوند و ارتباط پاک، صمیمانه و کودکانه آنها را خدشه دار نکنند. یکی از مهمترین وظایف والدین آن است که هر چه سریع تر و با روشی کاملا منطقی و عادلانه، به اختلافتات میان فرزندانشان خاتمه دهند.
در این مطلب به چند مورد از مهمترین دلایل اختلافات خواهر و برادرها و نیز نکات مهمی که والدین در چنین مواردی باید به خاطر داشته باشند، اشاره می کنیم.

تفاوت های شخصیتی
هر کودکی شخصیت منحصر به فردی دارد و با خواهر و برادرهایش متفاوت است. یکی از آنها در درس هایش بسیار قوی است، در حالی که دیگری در فعالیت های ورزشی قوی تر عمل می کند. هیچ دلیلی ندارد که فرزندان یک خانواده، علایق مشترک و مشابهی داشته باشند. یکی از مهمترین دلایل اختلافات و بحث های خواهر و برادرها همین تفاوت در علایق و توانایی هاست.
تفاوت های شخصیتی موجب می شود والدین خواسته یا ناخواسته به مقایسه فرزندانشان بپردازند. این کار بسیاری اوقات مهمترین دلیل بروز حسادت میان فرزندان می شود. اگر حس حسادت در فردی ایجاد شود و در او باقی بماند، آن فرد در تمام طول عمر و در برقراری رابطه با دیگران با مشکلات بسیاری مواجه خواهد شد.

چرا خواهر و برادرها با هم دعوا می کنند؟
بسیار مهم است که والدین به تفاوت های میان فرزندانشان واقف باشند و آنها را با تمام ویژگی های شخصیتی شان دوست داشته باشند و آنها را بپذیرند. هرگز سعی نکنید فرزندانتان را مشابه یکدیگر بار بیاورید و از آنها نخواهید مانند خواهر و برادرشان رفتار کنند. هرگز فرزندانتان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛ مقایسه والدین مهمترین دلیل دعواهای فرزندان است. به آنها بیاموزید در هر شرایطی به یکدیگر احترام بگذارند و اختلافاتشان را از راهی غیر از خشونت حل کنند.
فرزندانتان از شما الگوبرداری می کنند. اگر آنها ببینند که پدر و مادرشان اختلافات را به شیوه ای منطقی و مسالمت آمیز حل می کنند و هرگز با هم بحث و دعوا نمی کنند یا همواره به هم احترام می گذارند و به هم توهین نمی کنند، می آموزند که باید از همین روش برای حل اختلافاتشان استفاده کنند.

وسایل مشترک
یکی دیگر از موارد دعوای خواهر و برادرها وسایل مشترک آنهاست. وسایلی مانند اسباب بازی، لوازم التحریر و کتاب و … بسیاری اوقات خواهر و برادرها وسایل مشترکی دارند که هر دو باید از آنها استفاده کنند. دعوا زمانی شروع می شود که هر دو نفر بخواهند در یک زمان از آن وسیله مشترک استفاده کنند یا زمانی که یک نفر وسیله مشترک را خراب کند. در این زمان جنگ بزرگی آغاز می شود، هیچ کدام حاضر نمی شوند وسیله را به دیگری بدهند یا هیچ کدام مسئولیت خراب کردن وسیله را به عهده نمی گیرند.
در چنین مواردی والدین باید بسیار مراقب باشند و از هیچ کدام از فرزندانشان جانبداری بیجا نکنند. همواره در برخورد با فرزندانتان عدالت را در نظر بگیرید و بکوشید آنها را آرام کنید.

نابرابری
اگر والدین نتوانند میان فرزندانشان برابری و مساوات برقرار کنند، مشکلات بسیاری بروز می کند. شاید شما به عنوان پدر یا مادر احساس کنید همواره میان فرزندانتان مساوات را رعایت کرده اید و هرگز فرقی میان آنها نگذاشته اید اما اگر همچنان میان فرزندان شما اختلاف بسیاری وجود دارد و آنها معتقدند که شما بین آنها و خواهر و برادرشان فرق می گذارید، بد نیست کمی دقیق تر شوید و بیطرفانه قضاوت کنید.

کودکان بسیار حساس و دقیق هستند، یک بوسه، در آغوش گرفتن طولانی تر یا کوتاه تر، تنبیه و تشویق، پول، خوراکی و مقدار غذایی که برای هر کدام از فرزندانتان در ظرف می ریزید همه از مواردی هستند که شاید شما خودتان متوجه نباشید اما فرزندان شما به آنها بسیار توجه دارند و در صورتی که کوچکترین تفاوتی در آنها ببینند، بسیار ناراحت می شوند و حس می کنند والدین آنها، خواهر یا برادرشان را بیشتر دوست دارند.

این موارد موجب می شود فرزند شما ناراحت شود و ناراحتی اش را در دلش بریزد و بعد در مورد کوچکترین و بی اهمیت ترین مسئله ممکن با خواهر و برادرش دعوا کند و عقده هایش را بر سر او خالی می کند.

تفاوت سنی
همانطور که می دانید هر سنی شرایط خاص خودش را دارد. همین شرایط در صورتی که فرزندان شما در دو گروه سنی مختلف باشند، می تواند موجب بروز اختلافات و دعواهای متعددی شود؛ برای مثال فرزند بزرگتر شما می تواند به تنهایی به خرید برود؛ در حالی که فرزند کوچکتر شما اجازه ندارد تنها بیرون برود یا خرید کند؛ زیرا به تنهایی بیرون رفتن هنوز برای او بسیار زود است اما او نمی تواند این مسئله را درک کند، بنابراین احساس می کند شما میان او و خواهر یا برادرش فرق می گذارید یا اینکه فرزند کوچکتر شما در مقایسه با خواهر یا برادر بزرگترش به مراقبت و توجه بیشتری نیاز دارد و همین مسئله موجب می شود فرزند بزرگتر شما احساس کند شما او را به اندازه خواهر یا برادر کوچکترش دوست ندارید.

تنها راهی که والدین در چنین شرایطی دارند این است که با منطق خاص مناسب سن فرزندانشان با آنها صحبت کرده و آنها را توجیه کنند. در چنین مواردی هم می توانید سعی کنید کمی بیشتر مساوات را رعایت کنید. اگر فرزند کوچکترتان را بغل می کنید و به تختخوابش می برید، حتما فرزند بزرگترتان را نیز در آغوش بگیرید و او را ببوسید.

تلویزیون
تفاوت در شخصیت کودکان موجب می شود هر کدام بخواهند برنامه خاصی را از تلویزیون تماشا کنند که دیگری آن را دوست ندارد و همین موضوع موجب بروز اختلاف میان آنها می شود. بسیاری از خانواده ها نمی توانند در خانه دو تلویزیون یا بیشتر داشته باشند؛ هر چند که حتی در این صورت هم فرزندان با هم بر سر مکان تماشای تلویزیون دعوا می کنند.

رقابت
کودکان عاشق تعریف و تمجید شنیدن از والدینشان هستند؛ اما متاسفانه تعریف و تمجیدهای شما هم می تواند موضوع اختلاف فرزندانتان شود. فرزندان شما معمولا بر سر این موضوع که کدام یک باهوش تر، زرنگ تر، سریع تر، مسئول تر و … هستند، رقابت دارند و همین تلاش برای بهتر و برتر بودن موجب می شود با هم اختلاف پیدا کنند. شما باید همواره مراقب باشید که از فرزندانتان به طور یکسان تعریف کنید و بکوشید تا جو رقابتی میان آنها ایجاد نکنید.

توجه والدین
کودکان عاشق توجه والدین هستند و برای جلب توجه والدین شان هر کاری می کنند. اگر والدین، به عمد یا غیرعمد، به یکی از فرزندان بیش از دیگری توجه کنند، آسیب های جدی به فرزند دیگرشان می زنند. زمانی که یکی از فرزندان بیمار است یا از دیگری ضعیف تر یا کوچکتر است، والدین به او بیشتر توجه می کنند و این موضوع فرزند دیگر را بسیار آزار می دهد. دقت کنید هرگز زمانی که به یکی از فرزندانتان توجه و محبت می کنید، دیگری را نادیده نگیرید تا سلامت روانی فرزندتان به خطر بیفتد.

ناامیدی
هر فردی در طول زندگی با شرایط دشواری مواجه می شود و هر فردی با این شرایط دشوار به شیوه خاص خودش روبرو شده و واکنش های متفاوتی به آن نشان می دهد. این مسائل می تواند روحیه فرد را تحت تاثیر قرار دهد و او را ناامید و افسرده کند و تفاوتی ندارد که این فرد، بزرگسال باشد یا نوجوان یا کودک.
گاهی اوقات دعواهای فرزندان شما به دلیل ناامیدی و شرایط روحی نامناسب فرزند شماست که در این موارد باید سعی کنید او را درک کنید و به خواهر و برادرش نیز بیاموزید که در چنین مواقعی چگونه باید رفتار کنند تا خواهر یا برادرشان سریع تر به شرایط عادی بازگردد.

مقدار غذا
مقدار غذای بچه ها نیز یکی دیگر از دلایل دعوای آنها است. یک قاشق بیشتر بستنی یا چند تکه سیب زمینی سرخ شده بیشتر اگرچه به نظر شما ساده و بی اهمیت است، اما گاهی برای فرزند شما چنان مهم و بزرگ می شود که یک جنگ واقعی میان آنها به پا می کند.
به این نکات ساده دقت کنید، از فرزندتان بخواهید خودش مقدار غذا را انتخاب کند، هنگامی که می خواهید برای فرزندانتان غذا بکشید هر بار اول برای یکی از آنها غذا بریزید تا این مورد ساده نیز موجب اختلاف آنها نشود.

مکان
خواهر و برادرها مدت زمان زیادی را در کنار هم می گذرانند، هر کسی به فضای خصوصی نیاز دارد؛ فرقی نمی کند در چه سنی باشد؛ چون همه گاهی نیاز به تنهایی دارند و دوست دارند با خودشان خلوت کنند. اگر فرزندان شما یک اتاق مشترک دارند، این وظیفه شماست که گاهی برای فرزندتان شرایطی را فراهم کنید که هر کدام از آنها گاهی بتوانند با خودشان تنها باشند و به امور شخصی شان بپردازند. حتما به فرزندانتان بیاموزید هرگز به وسایل شخصی یکدیگر دست نزنند و برای استفاده از وسایل خواهر یا برادرشان حتما از او اجازه بگیرند.

با سرک کشیدن کودک به کیف دیگران چه کنیم؟

سرک کشیدن

اگر کودکتان به کیفتان سرک می کشـد چه باید کرد

چند سال پیش در لابی هتلی منتظر پذیرش بودیم که متوجه شدم دختر کوچولویی آمده سراغ چمدانمان و سعی می کند در آن را باز کند. حس کردم شاید مادر و پدر این کودک که با بی خیالی مشغول کار خود بودند، نتوانسته اند فرزندشان را خوب تربیت کنند… آن روز کمی جا خوردم اما امروز که خودم بچه دار شده ام، می فهمم که کودکان چقدر کنجکاوند و کنترل آنها گاهی چقدر سخت است.
آنها دوست دارند هر جایی سرک بکشند و بفهمند داخل کیف و ساک و کشو و کمد چه خبر است. این رفتار شاید ابتدا قابل تحمل باشد اما به مرور مخصوصا وقتی پای غربیه ها به میان می آید، برای مادر مساله ساز می شود. در این باره با یک فوق تخصص روان پزشکی کودک گفتگو کرده ایم.
خانم دکتر! آیا اینکه کودکان دوست دارند بدانند داخل کیف دیگران چیست، طبیعی است؟
این موضوع به سن آنها بستگی دارد. کودکان زیر 3 سال از روی کنجکاوی به همه چیز دست می زنند، اما بعد از 3 سال متوجه مالکیت و ممنوعیت ها می شوند ولی به دلیل خواسته هایی که دارند، قوانین را زیرپا می گذارند.

سرک کشیدن کودکان

سرک کشیدن کودکان

آیا این باوردرست است که نباید وسایل تزئینی خانه را از اطراف کودکان نوپا جمع کرد تا به آنها عادت کنند؟
نه، کودکان زیر 3 سال تفاوت بین داشته های خود و دیگران را درک نمی کنند بنابراین توصیه می شود والدین برای پیشگیری از بروز خطرها، چنین وسایلی را در دسترس او قرار ندهند.
بعد از 3 سالگی چطور؟
در این دوره باید مسایل را جدی تر گرفت و اجازه نداد کودک به وسایلی که به او مربوط نیست، مانند کیف والدین یا چیزهایی که برای او ممنوع شده اند (مانند شکلات) دست بزند.
چگونه این نکته را به فرزندمان بفهمانیم؟
قبل از هر چیز باید به کودک آموزش داد که هر فرد مالک وسایل خود است. بعد از آنکه این موضوع را درک کرد، باید حواس جمع بود و در صورت شکسته شدن قوانین، کودک را جریمه کرد. منظور از جریمه فقط اعمال محدودیت است نه تنبیه بدنی، مثلا محرومیت از حضور در جمع و…
بی توجهی به این رفتار کودکان چه عواقبی می تواند داشته باشد؟
گاهی کودکان در دوران دبستان شروع به برداشتن پول از کیف مادر می کنند. مادر هم متوجه این موضوع نیست و با هشدار مثلا اولیای مدرسه تازه متوجه می شود. این موضوع به دلیل آموزش ندادن درست اصل مالکیت است. در واقع کودکان تصور می کنند که دزد فقط شخصی است که در فیلم ها می بیند و نقاب به صورت می زند. باید به کودک فهماند که این کار هم نوعی دزدی است.
چطور این کار را انجام دهیم؟
مثلا می توان به او گفت:«این کار تو زشت است و همان دزدی محسوب می شود.»
اگر کودک متوجه اشتباه خود شد، تشویق هم لازم است؟
بله، مثلا باید به او گفت:«چون پسرخوب و مرتبی هستی و از وسایل خودت استفاده می کنی، این جایزه را به تو می دهم» اما گفتن جمله هایی مانند «چون دزدی نمی کنی یا دست تو کیف مامان نمی کنی، جایزه می گیری» کاملا اشتباه است. برای انجام ندادن کار بد نباید کودک را تشویق کرد بلکه برای خوب بودن و انجام دادن کار های خوب باید تشویق شود و این از نکته های ظریف تربیتی است.