چرا دوست پیدا کردن برای برخی از کودکان مشکل است؟

دوست یابی کودکان

به کودک خود یاد بدهید دوست پیدا کند

تمام انسان ها به طور غریزی مایل به یافتن دوست هستند ولی موفقیت آنها در این راه به رفتار خودشان بستگی دارد.

هیچ پدر و مادری تحمل شنیدن چنین جملات تلخی را ندارد، همه ما می خواهیم فرزند خود را از خطرات جهان اطرافمان حفاظت کرده و به او اطمینان دهیم که دوستان زیادی دارد ولی یادتان باشد شما نمی توانید برای فرزند خود دوست پیدا کنید؛ هر چند می توانید مهارت های لازم را برای یافتن دوست به او بیاموزید.

برای کودک آسان است که در محیط خانه پر شور باشد. او با عشق و تایید والدین خود احاطه شده و احساس امنیت می کند. با این وجود وقتی او بزرگ می شود وضعیت فرق می کند.
در محیط مدرسه، دوستان همسال و همکلاسی های او برای او اهمیت پیدا می کنند. بعضی از کودکان به طور ذاتی خجالتی و ساکت هستند. آنها در این دوران عقب نشینی می کنند و مهم است که آنها را از خلوت خود بیرون بکشیم و به آنها کمک کنیم برای جلب احترام دیگران، با همسالان خود ارتباط برقرار کنند.
کودکان با اجتماعی شدن آشنایی ندارند و این کار برای همه آنها آسان نیست. برخی از کودکان درون گرا هستند و لازم است به آنها یاد بدهیم چگونه با دیگران معاشرت کرده و رابطه برقرار کنند. دوستان خوب می توانند زندگی آ نها را کامل کنند و شما نمی خواهید آنها چنین فرصتی را از دست بدهند. اگر کودک شما منزوی است، با کمی مراقبت و توجه می توانید به او کمک کنید حرف خود را بزند و مهارت های اجتماعی را فرا بگیرد.

دوست یابی کودکان

آموزش دوستیابی به کودکان

علل کمرویی در کودکان

بعضی از کودکان بسیار خجالتی هستند و دوست پیدا کردن برای آنها مشکل است. آنها دوست دارند با بقیه کودکان بازی کنند اما از آنجا که فاقد مهارت های اجتماعی هستند، نمی دانند چگونه باید به سایرین بپیوندند. کودک ممکن است مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، عدم توجه یا کمرویی داشته باشد. این مانعی بین کودک و سایر کودکان ایجاد می کند و او دوستی نخواهد داشت.
ممکن است کودک به بیماری اوتیسم مبتلا باشد. در این حالت او به مراقبت و درمان ویژه نیاز دارد. این روزها کودکان به آسانی ارتباط برقرار نمی کنن؛ چون عادت کرده اند تنهایی در مقابل تلویزیون یا با بازی های کامپیوتری وقت بگذرانند. این فقدان روابط اجتماعی به بروز مشکل در دوست یابی کودکان منجر می شود.
بعضی از کودکان فرصتی برای دوست پیدا کردن ندارند. ممکن است در همسایگی کسی نباشد که کودکان همسن و سال وی داشته باشد. دنیا محل رقابت است و برخی از کودکان برنامه هایی دارند که آنها را خیلی مشغول می کند. آنها به کلاس های ورزشی می روند یا سرگرمی های مختلفی دارند که دیگر وقتی برای معاشرت با سایر کودکان برای آنها باقی نمی گذارد.

نکاتی برای کمک به کودک برای غلبه بر کمرویی

خود را درگیر فعالیت های فرزندانتان کنید. از آنجا که کودک خود را تماشا می کنید، این کار به او احساس امنیت می دهد. او مطمئن تر و اجتماعی تر می شود. باشگاه ها و انجمن های فراوانی هستند که فعالیت های اجتماعی را سازماندهی می کنند. بعضی از مدارس نیز برای چنین فعالیت هایی برنامه ریزی می کنند. عضو چنین باشگاه هایی شوید و کودک خود را در این فعالیت ها شرکت دهید.
با پدر و مادرهایی که کودکی همسن و سال فرزند شما دارند دوستی کنید. اگر کودک شما ببیند که شما با پدر و مادر سایر کودکان معاشرت می کنید، بر کمرویی خود غلبه می کند. این کار همچنین دایره دوستان شما را نیز وسیع تر خواهد کرد.

اصول مهم در رابطه با سلامت عاطفی فرزندان

سلامت عاطفی

افزایش سلامت عاطفی فرزندان با این اصول

اصول ذکر شده در این مقاله، مهارت های اولیه سلامت عاطفی می باشند که برای تمام کودکان سودمند هستند. کودک به کمک سلامت عاطفی می آموزد چگونه با عوامل استرس زا کنار بیاید. کودکی دوره ای از زندگی است که شامل بازیگوشی، خوشی و شادی می باشد.
بخشی از زندگی که طی آن مشکلات اهمیتی نداشته و هر چیز کوچکی جالب به نظر می رسد.
در حالی که تصور وجود چنین دورانی لذت بخش می باشد، باید اذعان کرد، داشتن چنین وضعیت افسانه ای برای بسیاری از کودکان دنیا امکان پذیر نیست.
بسیاری از کودکان و نوجوانان، مورد هجوم ضربات غیرقابل درکی قرار می گیرند که حاصل وقایعه ای هستند که طی زندگی کوتاه خود تجربه کرده اند.
این وقایع دردناک می توانند برروی سلامتی روحی و آرامش فکری کودک تاثیر گذاشته و زندگی او را تا سال ها تحت تاثیر قرار دهند.
برای کمک به کودکان به منظورغلبه کردن بر مشکلات و موانع زندگی، باید سلامت عاطفی آنان را بالا ببریم.
سلامت عاطفی شامل توانایی مدیریت و کنار آمدن با عوامل استرس زای زندگی می باشند.
به کمک این توانایی فرد می تواند با پشت سر گذاشتن سختی ها، با قدرت و انعطاف پذیری به زندگی خود ادامه دهد.
متاسفانه بسیاری از کودکان نمی توانند با سختی های حاصل از زندگی کنار آیند.
بسیاری از مواقع موانعی در سر راه آنان وجود دارد که پیشرفت شان را تحت تاثیر قرار می دهد، برای مثال می توان به مشکلات روحی و روانی اشاره کرد.
مطالعات نشان می دهند از هر پنج کودک، یکی از آنان با مشکلات روحی و روانی دست و پنجه نرم می کند که این خود مانع توانایی عملکرد فرد می شود.
متاسفانه، کودکان و نوجوانان در این رابطه صحبتی نکرده و در سکوت رنج می برند، در نتیجه از خدمات بهداشت روانی مورد نیاز بهره مند نمی شوند.
با توجه به تعداد زیاد کودکانی که به کمک نیاز دارند، وقت آن رسیده است که به آنان بیاموزیم چگونه سلامت روحی خود را افزایش دهند.

 سلامت عاطفی

سلامت عاطفی و روحی فرزندان

5 اصل در رابطه با سلامت عاطفی فرزندان:

1. شما می توانید بر موانع زندگی غلبه کنید
به کودکان بیاموزید هنگامی که اتفاق ناخوشایندی در زندگی رخ می دهد، از آن در جهت قوی تر شدن خود استفاده کنند.
باید در نظر داشت که توانایی حل مشکل عملی پیچیده می باشد که به تمرین نیاز دارد.
فرزندان تان را در تشخیص معضلات اخلاقی یاری کنید و به آنان بیاموزید چگونه در مقابله با آنها پیروز شوند.
همچنین به آنان بیاموزید که تمام مشکلات به تنهایی حل نمی شوند و در مواقعی به کمک یک فرد بزرگسال که مورد اطمینان آنان است، نیاز است.
به کودکان بیاموزید تشخیص دهند چه زمانی به کمک نیاز دارند و برای آن باید به چه کسانی رجوع کنند.
تاکید بر پیشگیری به جای مداخله، کمک سریع به کودکان و نوجوانان را در زمانی که به آن نیاز دارند، آسان تر می کند.
به صورت خلاصه، به هر اندازه که کودکان در مقابله با مشکلات زندگی توانایی بیشتری داشته باشند، از انعطاف پذیری و اعتماد به نفس بالاتری برخوردار خواهند بود.

2. شما تنها نیستید
مواجهه شدن با مشکلات، منجر به ایجاد احساس تنهایی و جدایی در کودکان می شود.
در نتیجه ناتوانی برای مقابله با مشکلات، این احتمال وجود دارد که کودکان این مشکلات را در گوشه ای از ذهن شان تلنبار کرده و به فکر حل کردن آنها نباشند، متاسفانه، انباشته کردن آنها باعث ایجاد توده ای از مشکلات می شود که آینده و دوره ی بزرگسالی کودک را تحت تاثیر قرار می دهد.
ارتباط داشتن با افرادی که مشکلات یکسانی دارند و یا افرادی که به صورت ویژه به سلامت روحی کودک اهمیت می دهند، برای او اهمیت دارد.
تنها دانستن این مسله که افراد دیگری نیز با این مشکلات مواجه شده و از پس آن ها بر آمده اند به کودکان و نوجوانان این قدرت را می دهد بر مشکلات شان غلبه کرده و پیروز شوند.

3. اعتماد به نفس داشته باشید
اتماد به نفس، خودباوری و ایمان به توانایی های شخصی، کودک را در غلبه بر مسایل استرس زا روزمره کمک می کنند.
مطالعات نشان می دهند، خود کارآمدی با سلامت عاطفی، سلامت روحی و روانی، مقابله موفقیت آمیز، رفتار های سالم و عملکرد بهتر در ارتباط می باشد.
هنگامی که کودک نسبت به توانایی هایش احساس خوبی دارد، برای تجربه مسایل جدید، رسیدن به هدف هایش و توسعه و پرورش نقاط قوت خود آماده تر می باشد.

 سلامت عاطفی

سلامت عاطفی و روحی فرزندان

4. بخشیدن دیگران را تمرین کنید
یادگیری هنر بخشش در سال های اولیه زندگی همانند هدیه ای است که ما را در طول زندگی همراهی می کند.
اغلب، بخشش با فراموش کردن اشتباه گرفته می شود، با این وجود این دو مفاهیمی کاملا متفاوت می باشند.
بخشش به کودکان می آموزد که مجبوربه حمل چمدان هایی سنگین از افکار ناراحت کننده نیستند.
آنان می توانند مسایل دردناک و ناراحت کننده گذشته را به گذشته، جایی که حقیقتا به آن تعلق دارند سپرده، و از حمل آنها صرف نظر کنند.
هنگامی که کودکان می بخشند، آگاهانه تصمیم می گیرند به افراد و مسایل دردناک اجازه سنگینی کردن و ناراحت کردنشان را ندهند.
آنان می آموزند که چنگ زدن به آنچه فرد را ناراحت می کند، تنها باعث ناراحتی بیشتر می شود.

5. از امروز لذت ببرید
کودکی که به شدت نگران است از امروز خود لذت نمی برد.
کودکان به اندازه ای بزرگ شده اند که بتوانند اهمیت آرامش و درک دنیای اطرافشان را بیاموزند.
در واقع اگر آنان این را در سنین پایین بیاموزند، این مهارت آنان را در مقابله بهتر با مشکلات و استرس های روزانه یاری کرده و تاثیر مثبتی بر روی سلامت عاطفی آنان می گذارد.

مراقبت های خاص از نوزادان نارس

نوزادان نارس

چگونه از تولد نوزادان نارس جلوگیری کنیم؟

17 نوامبر روز جهانی نوزادان نارس نام گذاری شده است. 1 نوزاد از هر 10 نوزاد در جهان نارس متولد می شود. برای ادامه حیات طبیعی این نوزادان چه باید کرد؟ نوزاد نارس به نوزادی گفته می شود که تولد زودهنگام پیش از 37 هفته داشته باشد. سالانه 15 میلیون نوزاد نارس در سراسر دنیا به دنیا می آیند. در ایران آمار تقریبی تولد نوزادان نار س 12درصد ذکر می شود.

نارس بودن نوزادان می تواند دلایلی مثل سبک زندگی و کار مدرن، استرس و بیماری، افزایش سن بارداری(به ویژه در اولین بارداری) ، مصرف الکل و سیگار و مواد مخدر، مصرف داروهای غیرمجاز در حین بارداری، باداری دوقلو و … داشته باشد.

نارسی نوزادان یکی از علل اصلی مرگ و میر در آن ها است. مشکلاتی از قبیل سندرم زجر تنفسی، بیماری های مزمن ریوی، خونریزی داخل بطنی مغزی، عوارض ذهنی و عصبی درازمدت، آنتروکولیت نکروزان، اختلال تکامل حسی ـ عصبی تشنج، ناتوانی در تغذیه، زردی و … می تواند گریبانگیر نوزادان نارس شود.

نوزادان نارس

جلوگیری از تولد نوزادان نارس

اما باید دانست که نخستین خطری که در بدو تولد این نوزادان را تهدید می کند، نارسی ریه ها و عدم تنفس موثر است. برای ادامه حیات طبیعی نوزادان نارس پیشرفت های قابل توجهی صورت گرفته است. ترکیب حیاتی «سورفکتانت» که ساخت آن در ریه های نوزادان نارس به طور ناقص صورت می گیرد با استفاده از لوله گذاری داخل نای در ساعات اولیه پس از تولد به داخل ریه ها تزریق شده و سبب بهبود تنفس و انتشار اکسیژن می شود.

مسئله بعدی برای نوزادان نارسی که مشکل تنفسی را پشت سر گذاشته اند تغذیه است که باید با احتیاط کامل انجام شود. در ابتدا تغذیه از پستان مادر ممکن نیست و باید از طریق لوله معده ای-دهانی و یا سرنگ با حوصله و دقت صورت بگیرد. همچنین مراقبت در نگهداری و جابجایی این نوزادان بسیار حیاتی است، چراکه عروق نارس در داخل مغز به سبب شکننده بودن زیاد، مستعد خونریزی بوده و هرچه نوزاد نارس تر باشد، این خطر بیشتر خواهد بود.

مراقبت های خاص از نوزادان نارس:

به طور کلی نوزادان نارس نیازمند مراقبت های خاص و همه جانبه از جمله وضعیت رشد و تکامل، ارزیابی شبکیه چشم، بینایی و شنوایی و … هستند. استقرار درمانگاه های چندتخصصی برای پیگیری این نوزادان پس از ترخیص از بیمارستان می تواند از ابعاد مشکلات جسمی و تکاملی و روحی-روانی بکاهد. به همین دلیل مدتی است که حرکت هایی جهانی در جهت کمک به خانواده هایی که نوزادان نارس دارند، آغاز شده و نیز آگاهی بخشی عمومی در سطح جامعه شکل گرفته است.

نوزادان نارس

جلوگیری از تولد نوزادان نارس

باید دانست که در اغلب مواقع پیشگیری از زایمان زودرس و نارسی نوزاد در اختیار مادر است. مادر می تواند با اصلاح سبک زندگی خود از بروز چنین تولد دردناکی جلوگیری کند. مواردی مثل تغذیه، فعالیت های فیزیکی، مصرف سیگار و الکل و مواد مخدر و استرس باید از جانب مادر اصلاح و کنترل شوند.

همچنین بارداری ها باید با برنامه ریزی قبلی انجام شود و مادر سه ماه پیش از بارداری زیرنظر متخصص زنان یا ماما قرار گیرد. مراقبت های بارداری به صورت دوره ای و منظم، اقدامات غربالگری، مشاوره های ژنتیک و در صورت لزوم اقدامات آزمایشگاهی و تصویربرداری نیز در پیشگیری از تولد یک نوزاد نارس مؤثر هستند. و در نهایت زایمان باید در یک بیمارستان مجهز انجام شود تا در صورت لزوم امکانات کافی برای تولد و نگهداری نوزاد نارس در دسترس باشد.

تشخیص چپ دست یا راست دست بودن کودک

چپ دست بودن کودک

راست دست یا چپ دست بودن کودک

بیشتر پدر و مادر ها برای کشف راست دستی یا چپ دستی کودک شان عجله دارند. به خصوص اگر یکی از آن ها چپ دست باشد. آن ها از بعد از تولد مدام حرکات کودک را زیر نظر دارند تا بفهمند از کدام دستش بیشتر استفاده می کند.

نوزاد انسان نه راست دست و نه چپ دست است، ولی در ماه های اول زندگی کم کم به یکی از دست ها تمایل بیشتری را نشان می دهد. در شش ماهگی اکثر نوزادان دو دست را بطور مساوی بکار می برند و در پایان سال اول زندگی تمایل به یکی از دست ها قابل مشاهده و تشخیص است.

چپ دست بودن کودک

تشخیص چپ دست بودن کودک

وضعیت چپ دست یا راست دست بودن در چه سنی معلوم می شود و آیا میان کودکان چپ دست یا راست دست برتری وجود دارد؟

هر نیمکره مغز کنترل یک قسمت از بدن را بر عهده دارد و به این ترتیب نیمکره چپ مغز کنترل طرف راست بدن و نیمکره راست مغز کنترل چپ بدن را کنترل می کند.
درغالب مردم طرف راست بدن به علت فعال بودن نیمکره چپ نسبت به طرف چپ بدن ان ها برتری دارد. بدین معنی که بیشتر از چشم و گوش و دست و پای راست خود استفاده می کنند. اما در برخی ها طرف چپ برتری دارد. اما افرادی نیز وجود دارند که طرف راست یا چپ ان ها تماما برتری ندارد بلکه بخشی از اندام طرف راست و بخشی از اندام های طرف چپ ان ها برتر می باشد.

در اینگونه افراد عدم غلبه طرفی مغز وجود دارد. البته همیشه این غلبه مشکل ساز نیست. اما وجود برتری جانبی مغز می تواند کارایی افراد را افزایش دهد.
برتری یکی از دست ها بر دیگری بهتر از وجود تردید در کودک است. برقراری برتری در یکی از دست ها موجب احساس ثبات و اطمینان و کسب مهارت های کامل حرکتی در فعالیت ها می شود، اما جواب به این سوال که برتری کدام بهتر است؟ به فرهنگ جامعه ای که در آن زندگی می کند، بستگی دارد.
دلیل قاطع و روشنی وجود ندارد که بگوییم راست دسته بر چپ دسته برتر هستند؛ اما سنت موجود این است که راست دستی را ترجیح می دهند و در فرهنگ ایران نیز همین ترجیح وجود دارد. در واقع راست دستی یک قرارداد فرهنگی ــ اجتماعی است که بیشتر مردم به حفظ آن متمایل هستند.

برای کودک بین سه تا پنج سالگی سال های مهمی از نظر چپ دست یا راست دست شدن است. در این مدت کودک رفته رفته در بکار بردن یکی از دست ها تاکید بیشتری می کند. اگر کودک را به حال خود رها کنیم، ممکن است خودبه خود راست دست شود، ولی این امکان وجود دارد که وی عادت به چپ دستی بکند. پس بهتر است که راست دستی یا چپ دستی فرزند خود را مشخص کنیم.

با انجام فعالیت های زیر برتری هر کدام از اندام های فرزند خود را مشخص کنید

1. یک توپ در فاصله دو یا سه متری کودک قرار دهید و از او بخواهید بدود و توپ را شوت کند انگاه مشخص کنید کدام پا را برای شوت کردن استفاده کرده ان پا پای برتر است یا از او بخواهید برایتان لی لی کند پای برتر پایی است که کودک بر زمین می گذارد.
2. کاغذ یا مقوایی رابه شکل یک لوله به قطر نیم تا یک سانتی متری درست کنید و به کودک بدهید تا از داخل سوراخ ان یک هدف ریز را نگاه کند انگاه چشمی را که مورد استفاده قرار داده است (یعنی چشم برتر را) یادداشت کنید.
3. ساعت مچی تان را به وی بدهید تا امتحان کند و توجه کنید که صدای ان را می شنود یا خیر:
انگاه یادداشت کنید که از کدام گوش خود استفاده کرد است چپ یا راست.
4. نخ و سوزن پلاستیکی یا …. به وی بدهید تا نخ را از داخل سوزن عبور دهد سپس ملاحظه کنید که با کدام دست نخ را عبور می دهد. چنانچه در این تست ها به این نتیجه رسیدید که کودک برتری طرفی کامل دارد یعنی تمام اندام های چپ یا تمام اندام های راست او برتر است تمرین های مربوط به هماهنگی چشم و دست را شروع می کنیم.

مهارت های یادگیری لازم برای کودک 3 ساله

مهارت کودک سه ساله

مهارت های فردی کودکان سه ساله

کودک 3 ساله موجودی است بسیار پر انرژی . او کنجکاو است و پر از فعالیت و مایل است که برنامه ی او پُرِ پُر باشد ، و وقت و فرصتی برای نشستن و یا احتمالا جز در موارد خاص ، تخیل و تصور ندارد . او به دنبال این است که تمام روزش از برنامه های خوب پُر باشد.

حتما متوجه شده اید که کودک سه ساله تان رفتارهایی از خود نشان می دهد که ناشی از تمایلات او به مستقل بودن است. حالا وقت آن است که کارهایی به او بیاموزید تا بیشتر به خود متکی شده و زندگی خودتان هم آسان تر شود.
ما در اینجا 5 مهارتی که کودک سه ساله شما باید بداند را به شما معرفی خواهیم کرد:
1- کودک سه ساله شما به خوبی بلد است که خودش غذا بخورد. درست است؟ پس چرا به او اجازه نمی دهید که خودش غذایش را بردارد؟ اسنک ها و غذاهای خشک را در طبقات پایین تر یخچال قرار دهید تا بتواند در یخچال را باز کرده و غذایش را بردارد.
مهارت کودک سه ساله

آموزش مهارت های فردی به کودک سه ساله

2- کودک شما قطعا می تواند تحت مراقبت خودتان ظرف ها را آب بکشد یا برخی از آنها را بسابد. ظرف شستن فعالیت احساسی بزرگی است و بچه ها عاشق انجام دادنش هستند.
 
3- به کودکتان یاد دهید که تختش را مرتب کند، به او بگویید که صبح ها پتویش را تا کند و بالشتش را سرجایش قرار دهد. لازم است چند باری به او نشان دهید تا بتواند این کار را درست انجام دهد.
 
4- اگر کودکتان به مهدکودک می روید، به او بگویید که کیفش را خودش جمع کند. او می تواند اگر کتابی دارد آنها را در کیفش بگذارد، ظرف غذا و آب هم همینطور. بعد از اینکه از مهدکودک بر می گردد هم از او بخواهید که ظرف غذایش را در سینک ظرفشویی قرار دهد.
 
5- حتی کودکان دو ساله هم می توانند از پس لباس پوشیدن برآیند، هرچند بالا و پایین یا نامرتب، در هر صورت بالاخره می توانند. در سه سالگی کودک شما باید بتواند بدون کمک تی شرت و شلوارش را بپوشد یا دکمه های لباسش را ببندد.

تنهایی کودکان عوارض جبران ناپذیری دارد

تنهایی کودکان

عوارض مخرب انزوا و تنهایی کودکان

تنهایی برای کودکان عوارض جبران ناپذیر فراوانی دربردارد و می تواند موجب بروز انواع مشکلات روحی و روانی مانند افسردگی و اختلالات خلقی مختلف در آن ها شود. رواج آپارتمان نشینی در کلان شهرها و همچنین سرگرم شدن اطفال با وسایل الکترونیکی نیز پیامدهای مخربی بر تنهاشدن کودکان گذاشته است.

 یک روانشناس کودک گفت:کودکان به بازی و سرگرمی با همسن و سالان یا افراد خانواده، نیاز جدی دارند، اما سبک زندگی شهری موجب تنهایی بسیاری از کودکان شده است که همین «تنهایی» تاثیر زیادی در سلامت جسم و روان کودک دارد.

دکتر علیرضا تبریزی افزود:تنهایی کودکان اگر با حضور پدر و مادر به نحوی پرشود می تواند مشکلات کمتری را برای کودک به وجود آورد، اما وقتی کودک علاوه بر این که همبازی ندارد، والدین هم به او توجهی نکنند، این بی توجهی می تواند موجب بروز اضطراب در کودکان شود.

همچنین کودکان تنها و بدون همبازی در آپارتمان، احتمال دارد به افسردگی هم مبتلا شوند. به گفته این روانشناس کودک، اضطراب ناشی از بی توجهی والدین ممکن است منجر به بروز اختلالاتی نظیر جویدن ناخن، تیک های عصبی و یا شب ادراری شود.

تنهایی کودکان

عوارض جبران ناپذیر انزوای کودکان

وی با بیان این که والدین عمدتا در زمینه بازی با کودکان آموزش لازم را ندیده اند، اظهار کرد:بسیاری از کودکان نمی توانند مانند گذشته به کوچه یا حیاط بروند و با همسن و سالان خود بازی کنند و در منزل هم همبازی ندارند. بنابراین لازم است، خود والدین اوقاتی از تنهایی آنان را پرکرده و با آنان بازی کنند تا کمتر دچار مشکلات ناشی از تنهایی شوند.

تبریزی در پاسخ به این که آیا تنها گذاشتن کودکان در آپارتمان و سرگرم کردن آنها با وسایل روز الکترونیکی می تواند در فرایند رشد آنان تاثیر منفی بگذارد، توضیح داد:از لحاظ فیزیولوژی تنهایی تاثیر مستقیمی بر رشد کودک ندارد، مگر اینکه این تنهایی موجب بازی نکردن و کم تحرکی کودک شود.

البته با تنها شدن، نداشتن همبازی و نبود امکان تحرک کافی در فضای آپارتمان، مهارت های حرکتی این کودکان نیز ضعیف خواهد شد. وی تصریح کرد:در گذشته کودکان با بازی کردن در فضای باز حیاط و کوچه ها، مهارت های حرکتی آنان تقویت می شد اما امروزه با توجه به آپارتمانی شدن خانه ها، کم شدن جمعیت خانواده ها و کمرنگ شدن ارتباطات، این امکان برای کودکان وجود ندارد.

 تنهایی کودکان

عوارض جبران ناپذیر انزوای کودکان

این روانشناس کودک با بیان اینکه «تحرک پایه یادگیری است»، در خصوص عوارض ناشی از استفاده زیاد از وسایل الکترونیکی در بین کودکان، افزود:اگرچه استفاده از وسایل روز، مانند تبلت و موبایل و یارانه می تواند تنهایی کودکانی را که همبازی ندارند تا حدودی پر کند، اما والدین در نظر داشته باشند که صرف نظر از عوارض جسمی که ممکن است در نتیجه استفاده بیش از اندازه از این وسایل گریبان گیر کودکان باشد، بازی با این وسایل مانع از تحرک کودکان می شود و سطح تمرکز در آنان را کاهش خواهد داد.

ترفندهایی برای کتابخوان کردن کودکان

کتابخوان کردن کودکان

چگونه کودکان را به کتاب خواندن علاقه مند کنیم

بار آوردن یک کودک کتابخوان، چندان ساده نیست. اگر از راهش نروید، احتمال اینکه فرزندتان به بازی های رایانه ای و عروسک هایش بیشتر از یار مهربان دل ببندد کم نیست.

رهاکردن بچه‎ها جلوی تلویزیون، حبس کردن شان لابه لای اسباب‎بازی‎های رنگارنگ و تنها گذاشتن آن‎ها در دنیای پر خطر مجازی، این روزها به بخشی از شیوه تربیتی بعضی پدر و مادرها تبدیل شده‎است، پدر و مادرهایی که به واسطه تحصیلات بالا و زندگی در دنیای مدرن، سرشار از اطلاعات و آگاهی از اشتباهات تربیتی نسل‎های گذشته هستند و ازشان توقع می‎رود در فرزندپروری هوشمندانه‎تر عمل کنند. مسئله اما این‎جاست که دانستن، مساوی عمل کردن نیست.

در این دوره و زمانه دیگر کسی نیست که فایده و اهمیت کتاب‎خواندن و قصه گفتن برای بچه‎ها را نداند، اما به‎نظر می‎رسد این دانش به‎تنهایی کافی نیست. بعضی از ‎ پدر و مادرها نمی‎دانند در هر سن، چطور و با چه روش هایی، بچه ها را به کتاب و کتاب خوانی علاقه مند کنند.

اگر شما هم جزو این والدین هستید، شاید راهنمای گام به گامِ ما برای علاقه مند کردن بچه ها به کتاب در دوره های سنی متفاوت، به کارتان بیاید. فراموش نکنید کودکان همواره و در هر سنی، به خصوص سال های اول زندگی، رفتارهای ما را تقلید می کنند، پس قبل از هر اقدامی بهتر است خودمان کتاب بخوانیم.

چگونه کودکان را در سنین مختلف به کتابخوانی علاقمند کنیم

صفر تا دو سالگی
کودک شما در سن کمتر از یک سال به تصویر بیشتر از کلمات علاقه دارد. تصاویر رنگی از حیوانات و آدم ها می تواند چند دقیقه او را خیره کند.کتاب هم برای او یک وسیله بازی است نه مطالعه. پس بگذارید با کتاب هایش ور برود و با آن ها بازی کند.

برای این کار، کتاب های پارچه ای طراحی شده است. کودک بالای یک سال اما میل و رغبتش به کلمات و اشعار بیشتر می شود. شما باید ذائقه او را کشف کنید؛ به چه چیزی علاقه دارد؟ کتاب هایی با عکس حیوانات و اشعار کوتاه معمولا باب میل بیشتر بچه های این سن و سال است.

کتابخوان کردن کودکان

راه های علاقه مند کردن کودکان به مطالعه

دو تا چهار سالگی
در این سن، او دیگر کتاب را به خوبی می شناسد اما هنوز به درستی نمی داند کتاب برای او چه قصه هایی دارد. وقت آن است که او را به دنیای درون کتاب ها ببرید و با فضای جالب و رنگی و هیجان انگیز داستان ها آشنا کنید. این وسط، تصویرگری را جدی بگیرید.

تصاویر کتاب باید زیبا، رنگارنگ، جذاب و غیرترسناک باشد. او حالا علاوه بر سر در آوردن از قصه کتاب، مایل است کتاب هایش را خط خطی کند. برایش دفتری تهیه کنید تا در آن نقاشی و خط بکشد. بچه ها در این سن عاشق شنیدن شعر و داستان های آهنگین هستند. پس می توانید به همراه کتاب خواندن، تئاتر و نمایش عروسکی اجرا کنید.
چهار تا شش سالگی
حالا او بیشتر از هر زمانی دوست دارد روی صفحات و تصاویر کتاب مکث کند. عکس ها را با دقت نگاه کند و رابطه توضیحات شما را با تصاویر دریابد. احتمالا بعضی حروف الفبا و کلمات را می شناسد و آن ها را در متن، تشخیص می دهد. مدام از شما می خواهد کتاب مورد علاقه اش را برایش بخوانید:ده بار، بیست بار…! حق دارید کلافه شوید اما حقیقت این است که بچه ها از تکرار، لذت می برند.

در این سن، بچه عاشق داستان های عجیب و خنده دار است و دوست دارد در صدا و شیوه روایت راوی هم، عجیب بودن و حتی لودگی رفتار بعضی شخصیت ها را احساس کند. حتما اکنون با علایق او آشنا شده اید؛ اگر او عاشق خودروست، داستانی را برایش بخوانید که خودروها شخصیت های اصلی اش هستند و اگر با حیوانات خوب ارتباط برقرار می کند، سراغ گزینه هایی بروید که داستانی را در جنگل و باغ وحش روایت می کند.
شش تا هشت سالگی
حالا کودک تان با سواد شده و می تواند بسیار آهسته و با مکث های طولانی، خودش کتاب بخواند. او را هول نکنید و اجازه دهید با همه اشتباهاتش، باز هم خودش متن کتاب را روخوانی کند. احتمالا سوالات فراوانی خواهد پرسید؛ وظیفه شما همین است که تا حد امکان به سوالات بی شمار او درباره قصه و شخصیت ها و حواشی داستان، پاسخ دهید. وجود کتاب های متنوع در کتابخانه فرزندتان، این امکان را به او می دهد که هر روز برحسب حال و هوایش، کتابی را برای خواندن انتخاب کند.
هشت تا ده سالگی
در این سن، خلاقیت بچه‎ها را درگیر داستان کنید. گاهی قبل از خواندن صفحه بعدی، تصویر صفحه را به کودک نشان بدهید و از او بخواهید باتوجه به تصویر، ادامه داستان را حدس بزند. یا مثلا کلمات آخر هر سطر یا پاراگراف را نخوانید و از فرزندتان بخواهید جمله را تمام کند. بچه ها را در جریان قصه‎خوانی با خودتان همراه کنید. مثلا درباره بعضی از مفاهیم یا رفتارها از او سوال کنید، البته نه به صورتی که بین اجزای قصه فاصله بیفتد و شیرازه قصه از هم بپاشد.

آیا خوابیدن کودک با والدین کار صحیحی است؟

خوابیدن کودک با والدین

فواید و خطرات احتمالی خوابیدن کودک در کنار والدین

یکی از مسائل مهمی که ذهن بیشتر والدین جوان را مشغول می کند، این است که باید فرزندشان رادر اتاق خودشان بخوابانند یا اینکه او را از همان ابتدا به خوابیدن دراتاقش عادت دهند. نگرانی از اینکه مبادا برای کودک مشکلی پیش آید و مادر متوجه نشود، باعث می شود بسیاری از مادران کودکشان را در تخت خودشان بخوابانند…

خوابیدن در کنار کودک، با کودک خوابیدن یا خواب خانوادگی، اسمش را هر چه می گذارید، این نحوه خوابیدن بدان معناست که کودک به جای تنها خوابیدن در اتاق یا تخت مختص به خود، در کنار والدینش می خوابد. مطالعاتی که در سراسر جهان صورت گرفته حکایت از آن دارد که بسیاری از خانواده ها و به خصوص خانواده هایی که دارای یک یا چند کودک هستند با هم و در کنار یکدیگر به خواب شبانه می روند و نکته جالب توجه این است که در بسیاری از کشورها این روند در حال افزایش است.
تنها در آمریکا و بر اساس مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته مشخص شده است که 13 درصد والدین به همراه کودکانشان به خواب می روند. البته ممکن است بسیاری از والدین نظر مثبتی نسبت به این مقوله نداشته باشند اما در برخی موارد نظیر مواقعی که کودک به هر دلیل دچار ترس و کابوس شده به او اجازه می دهند که در کنارشان به خواب رود.

چگونه مطمئن شوم که خوابیدن در کنار کودک برای او و ما مفید است یا نه؟

اصولا تصمیم گیری در اینگونه موارد امری کاملا شخصی است زیرا ممکن است آنچه که برای خانواده شما اثر مثبتی داشته باشد، برای خانواده مشابه دیگری پیامدهای نه چندان مثبتی به همراه داشته باشد. نکته اینجاست که باید به سلامت روانی و ایمنی کودک خود توجه کافی داشته باشید و هر اقدام مناسبی را برای ارتقای این دو مورد انجام دهید. متخصصان آمادمی طب اطفال آمریکا نظر منفی نسبت به خوابیدن کودک در کنار پدر و مادرش دارند و آن را در تضاد با سلامت و ایمنی کودک می دانند. از سوی دیگر کم نیستند متخصصانی که نظر مثبتی در این زمینه دارند.
به هر حال باید توجه داشت که شرایط هر خانواده با خانواده دیگر تفاوت دارد. برخی کودکان از اینکه در کنار والدینشان به خواب روند حس بهتری داشته و در مقابل بسیاری از کودکان زمانی روحیه شادتری خواهند داشت که در اتاق خود به خوابی مجزا بروند.

خوابیدن کودکان با والدین

خوابیدن کودک با والدین

مزیت های خوابیدن کودک در کنار والدین

از نگاه بسیاری از والدین و روانشناسان کودک، خواب خانوادگی مز یتهایی دارد که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد:
تقویت پیوندهای عاطفی
در عصر حاضر که بسیاری از والدین مجبور هستند مدت زمان زیادی را در خارج از خانه مشغول کار و تلاش پیگیرانه باشند و تنها مدت زمان اندک در محیط گرم خانه برای همراهی با کودکانشان دارند، خوابیدن به همراه آنها می تواند بخشی از کمبود عاطفی ناشی از نبودن در خانه را جبران کند. پس از یک روز کار پرمشغله، پدر و حتی مادری که در خارج از خانه کار می کند در کنار فرزندانشان در حالی که آنها لباس خواب بر تن کرده اند حاضر شده و ضمن اینکه دقایقی با یکدیگر صحبت می کنند خود را برای خوابی آرام آماده می کنند.
تغذیه بهتر کودک
مادرانی که در کنار کودکانشان می خوابند معتقدند در این مواقع شیر دادن به نوزاد کار به مراتب ساده تری خواهد بود. البته درخصوص نوزادان باید توجه داشت که شرایط مناسبی برای خوابیدن او در کنار والدین برای فراهم شود تا خطراتی نظیر خفگی سلامت آنها را تهدید نکند. البته نکته جالب توجه دیگری نیز در این زمینه مطرح می شود و آن اینکه نوزادانی که در کنار والدین خود به خواب می روند، رایحه شیر مادر را احساس کرده و ممکن است در مقایسه با سایر نوزادانی که در تختی مجزا و در محیطی دیگر به خواب می روند، بیشتر از خواب برخاسته و با حرکاتی نظیر گریه کردن تقاضای شیر مادر کنند.
تقویت خلاقیت در روابط زناشویی
درحالی که بسیاری از پدر و مادرها بر این باورند که خوابیدن کودکانشان در کنار آنها داشتن مانعی در روابط زناشویی محسوب می شود اما در نقطه مقابل بسیاری از والدین نیز قرار دارند که معتقدند نباید خود را از مزیت های خوابیدن در کنار کودکان محروم کنند. در عین حال آنها به طور ناخواسته مجبور می شوند که برای داشتن روابط زناشویی خود خلاقیت های دیگر به خرج دهند.
تقویت حس اعتماد به نفس در کودک
بسیاری از روانشناسان کودک بر این باورند که خوابیدن والدین در کنار فرزندانشان حداقل یک نتیجه مثبت به همراه خواهد داشت که آن چیزی نیست جز تقویت حس اعتماد به نفس کودک. شاید در ظاهر اینگونه به نظر برسد که این دسته از کودکان به دلیل وابستگی عاطفی که با والدین خود پیدا می کنند به تدریج حس اعتماد به نفس خود را از دست داده و تبدیل به کودکانی وابسته می شوند.
اما متخصصان اطفالی نظیر «ویلیام سرز» نگاه تیزبینانه ای به این مقوله دارد. او می گوید:کودکانی که خوابیدن در کنار پدر و مادر را تجربه می کنند همواره از نوعی حس دلگرمی و اطمینان خاطر برخوردارند. آنها افرادی با اعتماد به نفس بالا خواهند بود که می توانند قرار گرفتن در محیط های جدید و کسب استقلال فکری و رفتاری را بهتر از سایر کودکان پذیرا باشند.
خطرات احتمالی خوابیدن کودک در کنار والدین
نهادهایی نظیر کمیسیون ایمنی محصولات مصرفی در آمریکا و آکادمی طب اطفال این کشور همپای بسیاری از سازمان های مشابه در گوشه و کنار جهان نظر مخالفی نسبت به خوابیدن کودک در کنار والدینشان دارند. متخصصان این سازمان ها هشدار می دهند که خوابیدن والدین در کنار کودکان زیر دو سال خطر بروز مرگ ناشی از خفگی و سندروم مرگ ناگهانی نوزاد در خواب (SIDS) را افزایش می دهد. با این حال انبوهی از کارشناسان در نقطه مقابل قرار داشته که می گویند اگر نکات ایمنی به خوبی رعایت شود، خوابیدن کودک در کنار والدینش هیچ خطری برای سلامت او به همراه نخواهد داشت.
نکته مهمی که باید به آن توجه کرد این است که اگر قصد دارید خوابیدن در کنار نوزاد را در یک تخت تجربه کنید هیچگاه نباید او را به تنهایی بر روی تخت رها کنید زیرا تختخواب های مخصوص افراد بزرگسال دارای حفاظ نبوده و هر لحظه امکان غلط خوردن نوزاد و سقوط او بر روی زمین وجود دارد.
همواره به خاطر داشته باشید که نوزاد یا کودک خردسال باید به پشت بخوابد، حتی اگر در کنارتان خوابیده و به او نزدیک هستید. در غیر این صورت احتمال مرگ ناشی از خفگی و یا سندروم مرگ ناگهانی نوزاد (SIDS) جان او را تهدید خواهد کرد. از آن گذشته درحالی که قصد خوابیدن در مجاورت کودکتان را دارید هرگز سیگار نکشید. مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده که نشان می دهد والدینی که در مجاورت کودکان خردسالشان سیگار می کشند، آنها را در معرض سندروم مرگ ناگهانی نوزاد قرار می‎ دهند.
همچنین اگر شما و همسرتان مبتلا به اضافه وزن قابل توجه هستید توصیه می کنیم که فکر خوابیدن در کنار کودک بر روی یک تخت را از سر خارج کنید چون به این ترتیب عملا جایی برای کودک باقی نمی ماند.

عدم تمرکز کودک زیر یکسال و روش درمان آن

عدم تمرکز کودک

ذهن کودکتان یکساله بیشتر تمرکز پذیر است یا غیرقابل تمرکز؟

فرآیند توجه و تمرکز در کودک به تکامل سیستم عصبی، حواس و هوش بستگی دارد .اما میتوان تمرکز را در کودک افزایش داد.

اغلب مادران نگران رشد جسمی و ذهنی کودک خود هستند و دوست دارند بدانند آیا فرزندشان دچار تأخیر در رشد نشده است و از هوش بالایی برخوردار خواهد بود یا نه. آنان گاهی دچار نگرانی های بی مورد می شوند و گاهی هم به این مسائل بی توجهی نشان می دهند.

در حالتی که هیچ عاملی نمی تواند فکر بعضی از کودکان را منحرف کند، ولی فکر بعضی از کودکان را به آسانی می توان از انجام کارها منحرف کرد. ذهن اغلب یک ساله ها را در مقایسه با کودکان بزرگ تر به سادگی نسبتاً بیشتری می توان از موضوعی منحرف کرد.اگر کودک یک ساله دارای ذهن بسیار انحراف پذیر باشد، هنگامی که عصبانی می شود می توانید با شکلک درآوردن یا آواز خواندن، فکر او را از مسئله دور کنید.
مثلاً اگر به طرف یک گلدان شکستنی می رود سریعاً یک اسباب بازی به او نشان دهید، به احتمال زیاد خواهید توانست علاقۀ او را به سوی اسباب بازی برگردانید. اگر میل ندارد صورتش را بشویید، می توانید این کار را به صورت بازی درآورید و او از مقاومت دست خواهد کشید.
در مقابل، یک کودک یک سالۀ دارای تمرکز حواس در برابر تلاش های شما برای به انحراف کشیدن علاقه اش مقاومت خواهد کرد. اگر مشغول بازی با یک اسباب بازی باشد و آن را از دست او بگیرید، وسیلۀ دیگر را قبول نخواهد کرد. اگر سرگرم فعالیتی باشد، هنگامی که سعی کنید با او حرف بزنید تا توجهش جلب شود، شما را نادیده خواهد گرفت.

عدم تمرکز کودک

علت عدم تمرکز کودک یکساله

پاسخ به این پرسش ها، در مشخص شدن اینکه ذهن کودکتان بیشتر تمرکز پذیر یا غیرقابل تمرکز است، به شما کمک خواهد کرد:
– آیا اگر هنگام بازیِ فرزندم، صدای زنگ در یا زنگ تلفن به گوش برسد، او سرش را بلند خواهد کرد؟
– درصورتی که فرزندم گرسنه باشد، اگر اتفاقی رخ دهد یا دیگران مشغول گفتگو باشند، به خوردن ادامه خواهد داد؟
– هنگامی که کودکم سرگرم بازی با اسباب بازی اش است، هر بار کسی وارد اتاق می شود، سرش را بالا خواهد آورد؟
– آیا کودک همراه با من به نگاه کردن به تصاویر یک کتاب ادامه می دهد، حتی اگر صداهای مزاحمی مانند بوق اتومبیل یا به هم خوردن در اتاق وجود داشته باشد؟
– اگر فرزندم به بازی در پارک مشغول باشد، هر بار که فردی از کنارش عبور می کند، سرش را بلند می کند؟

اگر به نظر برسد کودک یک ساله تان دارای ذهن بسیار متمرکزی است، آیا تاکنون توجه کرده اید که همراهی کردن با این صفت خُلقی دارای مزایا و نیز مشکلاتی است.
کودک بسیار متمرکز هنگامی که به کاری که از آن لذت می برد، مشغول است، بسیار ساده کنترل و مهار می شود. او می تواند تنها با یک یا دو اسباب بازی سرگرم شود و به کشف و بررسی هر آنچه در اتاق وجود دارد، نیازی ندارد

چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش دهیم؟

برای کار روی توجه و تمرکز کودکان،اولین قدم جلب توجه آنهاست. برای این کار باید روش هایی را به کار بگیریم که برای کودک جذاب و بازی گونه باشد. در این صورت توانمندی های کودک در زمینه توجه به نحوی گسترش می یابد که در طول زندگی برای وی مفید خواهد بود. سعی ما بر این است که به کودکان مهارت هایی را آموزش دهیم تا هر دو نوع توجه را داشته باشند. در شیرخوارگی که مغز در حال رشد است، باید روی توجه کلی کار کرد. افزایش تجربه ها و انجام بازی هایی که مهارت توجه را افزایش می دهند، در این میان بسیار کمک کننده است.

بازی هایی برای افزایش تمرکز کودک 1 ساله

والدین با توجه به سن کودک می توانند از این بازی ها استفاده کنند. نمونه هایی از این بازی ها به شرح زیر است:

عدم تمرکز کودک

افزایش تمرکز کودک یکساله

تا یک سالگی: زبانت را از دهانت بیرون بیاور. در این بازی ابتدا کودک را صدا کنید و به او لبخند بزنید تا توجهش جلب شود. بعد زبانتان را بیرون بیاورید و کمی حرکت دهید. برای او توضیح دهید که در حال انجام چه کاری هستید. با صدا درآوردن، توجه کودک را به خود جلب کنید. لمس زبان کودک، می تواند به او کمک کند تا بهتر بفهمد در مورد چه چیزی صحبت می کنید. این بازی به او کمک می کند کنترل بیشتری روی زبانش داشته باشد و در آینده توانایی درآوردن صداهای مختلف و لغات را پیدا کند.

تا زمانی که کودک توجه دارد، بازی را ادامه دهید و با خسته شدن او، آن را به روز دیگر موکول کنید. به کمک این بازی، کودک روی توانایی ای که دارد، تمرکز می کند. در این سن زبان شیرخوار برای مکیدن شیر آماده است. با این بازی، کنترل عضلات زبان را هم به دست می آورد. کم کم این مهارت به بازوها و پاها تعمیم داده می شود و آگاهی از خویشتن در او بالا می رود. این بازی به کودک می فهماند چه جنبه هایی برای بازی های جذاب و خنده دار دارد.

مشکل تمرکز و عدم تمرکز

همچنین اگر مُصر و با پشتکار باشد، احساس خواهید کرد، در ضمن اینکه با خشنودی و رضامندی سرگرم است، می توانید بسیاری از کارهای شخصی تان را انجام دهید. هنگامی که می خواهید با او بازی کنید یا داستانی برایش بخوانید، حتی اگر عوامل مخل وجود داشته باشند، او درگیر و علاقه مند باقی می ماند.

برای والدین کودک بسیار متمرکز، منصرف کردن فرزندشان از یک فعالیت و انجام کار دیگر بسیار سخت است، حتی اگر بازی دوم چیزی باشد که او دوست دارد و از آن لذت می برد.
اگر به نظر می رسد نمی توانید ذهن کودکتان را منحرف کنید، سعی کنید از جنبه های مثبت این ویژگی لذت ببرید، تا بتوانید با جنبه های منفی آن کنار بیایید. هنگامی که میل دارید توجه کودک را جلب کنید، مطمئن شوید روشتان بسیار ملایم و شفاف باشد.
به طرف او بروید، در چشمانش خیره شوید و به آرامی صحبت کنید. برای انجام کارها، او را به غرولند شنیدن عادت ندهید، چون به این ترتیب یاد می گیرد، بیش ازپیش شما را نادیده بگیرد.
سعی کنید قبل از شروع کاری، او را از آنچه که بعداً پیش خواهد آمد، آگاه کنید. مثلاً، می توانید بگویید:تا سه دقیقۀ دیگر می توانی در حمام باشی و بعد وقت بیرون آمدن است. وقتی زمان موردنظر به پایان رسید، از او بخواهید خارج شود ولی اگر به بازی ادامه داد، شیر آب را ببندید و او را بیرون بیاورید.
این شیوه برای کمک به کودک برای توجه به محدودیت های در نظر گرفته شده، بیش ازحد مؤثر خواهد بود. او سردرگم و پریشان نخواهد شد ولی خواهد آموخت هنگامی که صدای شما را می شنود که می گویید من جدی می گویم، به شما توجه کند.
اگر ذهن و حواس فرزند شما بسیار قابل انحراف و پریشان به نظر می رسد، می توانید آستانۀ تحریک را در اطراف او تا حد ممکن پایین نگه دارید. زمانی که به کاری مشغول است، سعی کنید رشتۀ افکار او را پاره نکنید و درحالی که مشغول بازی با یک اسباب بازی است، اسباب بازی دیگری به او پیشنهاد نکنید.
اگر به نظر می رسد به سختی می تواند برای بیش از یک دقیقه با اسباب بازی هایش بازی کند، می توانید با قرار دادن تنها چند اسباب بازی در اختیار او، در هر نوبت بازی، از سرعت عمل او بکاهید.
کودکی که ذهن متمرکزی ندارد، اگر دارای حق انتخاب های زیادی باشد، ممکن است گیج و دستپاچه شود. شما متوجه خواهید شد، انحراف ذهن او از یک رفتار نادرست آسان است و این امر بسیار وسوسه برانگیز است که بدون آنکه هیچ گاه کلمۀ نه را به زبان بیاورید، توجهش را به چیز دیگری معطوف کنید.
ولی درنهایت ایده های ابتکاری شما برای جلب علاقه او به شیئی جدید به پایان می رسند و احتمالاً هنگامی میر سد که میل پیدا می کنید به راحتی کلمۀ نه را بر زبان بیاورید.
گاهی والدین کودک فعال و بسیار غیرمتمرکز یک ساله، دچار این نگرانی می شوند که فرزندشان بیش فعال است. اگر دراین باره نگرانی دارید با پزشک خانواده یا مشاور بهداشت خودتان مشورت کنید.
اگرچه بیش فعالی در کودک یک ساله غیرممکن است، ولی فردی که با تعداد بسیار زیادی کودک در تماس است، خواهد توانست به شما بگوید آیا رفتار کودک تان طبیعی است یا خیر.
درصورتی که فعالیت و عدم تمرکز فرزندتان بیش ازاندازه باشد، قادر خواهید بود برای تعدیل و ملایم کردن و کنترل رفتار او، از پزشک یا مشاور بهداشتی خود، پیشنهادهای عملی دریافت کنید به طوری که بتوانید از اوقاتی که با یکدیگر می گذرانید، لذت بیشتری ببرید.

راه داشتن فرزند درس خوان و ثروتمند چیست؟

فرزند درس خوان

چگونه فرزند درس خوانی داشته باشیم؟

آیا وقتی که به فرزندنمان می گوییم درس هایت را خوب بخوان و نمرات خوبی بگیر تا به دانشگاه بروی و در آینده شغل مطمئنی به دست بیاوری، واقعا صد در صد به جملاتی که می گوییم باور داریم؟ آیا در دنیای آینده، کسی شغل فرزندان درسخوان و با استعداد ما را تضمین می کند؟ آیا تحصیلات عالیه دانشگاهی، نمرات ممتاز و دارا بودن مدارک دکترا و مهندسی، آن ها را در برابر هزینه های زندگی بیمه می کند؟ آیا فکر می کنید باید آن ها را به دست تقدیر بسپاریم تا در آینده در فقر دست و پا بزنند؟

شاید شما نیز جزء آن دسته از پدر و مادرهایی هستید که در دیروزهای کودکی درس هایتان را به امید آینده ای روشن به خوبی خوانده اید. شاید شغل خوبی نیز به دست آورده باشید. با این احوال ممکن است گاهی اوقات هزینه های کمرشکن زندگی امروز شما را به این فکر بیاندازد که نکند در قسمتی از مسیرتان راه را به اشتباه رفته اید! یعنی کجای کار اشتباه شده است؟ شما که تمام سعی و تلاش خود را در مدرسه و دانشگاه به کار برده اید و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نکرده اید!

نه، شما اشتباه نکرده اید! لااقل مقصر شما نبوده اید! فقط قدم در راهی گذاشته اید که نظام آموزشی آن را پیش پای شما گسترده است. یک فرمول که ظاهراً تاریخ مصرف آن به دهه های گذشته مربوط می شده است، یک نصیحت خوب برای بچه هایی که در یک دنیای کم تغییر زندگی می کرده اند، آن ها با دستیابی به یک میزان از تحصیلات متوسط، شغل تضمین شده ای در برابر خود داشتند و بعد از 30 سال کار با دریافت یک حقوق بازنشستگی مطلوب زندگی آرام و بی دغدغه ای را آغاز می کردند. عصری که شاید صنعتی بود ولی هرچه بود نام آن عصر اطلاعات نبود. زیرا اطلاعات تحصیلی آدم های آن عصر برای 30 سال عمر کاری آن ها کافی بود و مثل امروز نبود که بسیاری از یافته های علمی و اطلاعاتی مورد نیاز مشاغل در طی یک ماه بلااستفاده شوند.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

نیازهایی که آن ها داشتند نیز با نیازهای امروز متفاوت بود. چرا که ماشین، خانه مستقل، موبایل، لپ تاپ، تبلت، تلویزیون پلاسما، کارت اعتباری، بلیط هواپیما، فست فود، ماهواره، کافی شاپ، اینترنت، مدرسه غیر انتفاعی، هزینه برق، گاز، تلفن، شارژ آپارتمان و هزاران هزینه دیگر در سبد نیازهایشان نبود. بنابراین، اشتباه از آن جایی آغاز شده است که نظام آموزشی بدون در نظر گرفتن تغییرات این عصر جدید، برای بچه ها در دنیای پر تغییری که هر لحظه با سرعتی سرسام آور پیش می رود، نسخه ای یکسان با عصر گذشته پیچیده است؛ نسخه ای که ممکن است دیگر برای آینده ی بچه ها هیچ کارایی نداشته باشد.

در عصر جدید، ما که با دانش بدون تغییر عصر قدیم تربیت شده ایم با سختی و تلاش فراوان درس می خوانیم و ذهن خودمان را از محفوظاتی پر می کنیم که بسیاری از آنها در هیج کجای زندگی به کارمان نمی آیند و بعد از آن هم اگر بتوانیم به سختی شغلی پیدا می کنیم. سپس در تمام عمر به سختی کار می کنیم تا پول بیشتری به دست بیاوریم تا این که مالیات ها و بدهی های بیشتری بپردازیم و در بدهی های بیش تری فرو برویم.

در تمام این اعصار، حتی موضوع انشاء ما نیز علم بهتر است یا ثروت بود و بدون هیچ علتی همیشه به ما دیکته شد که فقط علم پیروز این میدان است. اما در عین حال در پیش چشمان متعجب ما در عمل همه ارکان جامعه از کوچک و بزرگ، از عالم و جاهل، از دولتمرد تا مردمان عادی در تمام طول عمر، سراسیمه به دنبال این ثروت مذموم می دویدند. حتی آنان که خود دانش آموخته عرصه علم بودند برای جبران روزهای گذشته چنان از یک دیگر سبقت می گرفتند که گویی می خواستند ره صدساله را یک شبه طی کنند.

هیچ گاه در مدارس به ما یاد ندادند که مرز بین این دو کجاست. هیچ گاه به ما یاد ندادند که این دو با هم جمع شدنی هستند و برای کسب یکی الزاما نباید دیگری را از دست داد. هیچ گاه به ما یاد ندادند که اقتصاد یک علم است و تولید ثروت یک برنامه ریزی مستمر می خواهد و یک شبه ممکن نیست؛ که اگر یاد داده بودند، هیچ جوانی در سر رویای پولدار شدن از طریق شبکه های هرمی را نمی پروراند یا هیچ بزرگسالی برای جبران روزهای علم بهتر است از ثروت، روی به اختلاس بانکی و تبانی مالی نمی آورد. بنابر این دست اندرکاران نظام آموزشی با این استدلال که مدرسه محل کسب علم است، درست در عصری که بچه ها باید بدانند که تضمین آینده آن ها در کسب علمی ثروت است، ثروت را برای همیشه از مدارس بیرون کرده اند.

مذموم بودن ثروت اندوزی باعث شده است که در مدارس هیچگونه آموزش های مالی، اقتصادی و سرمایه گذاری به بچه ها داده نشود و همه این آموزه ها به بعد از مدرسه و دانشگاه موکول گردند؛ یعنی روزی که فارغ التحصیلان جویای کار با سرخوردگی پای در دنیایی بگذارند که پول حرف اول آن را می زند و به قول رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پرفروش فرزند ثروتمند، واقعیت تلخ دنیای واقعی آنان را به «چرخه دَوَرانی زندگی» پرتاب کند. در این روزگار تعداد بی شماری از ما پدر و مادرها در چرخه دَوَرانی زندگی اسیر شده ایم و ناخودآگاه فرزندان خود را به دنبال خود به این چرخه می کشانیم.

در بهترین حالت فرزندان خانواده های دارای تحصیلات متوسط، مسیری مشابه مسیر زیر را طی می کنند:
تحصیل:بچه ها به مدرسه می روند. آن ها به خوبی درس می خوانند و با کسب نمرات خوب موجب افتخار پدر و مادر می شوند. سپس در کنکور شرکت می کنند و طی یک رقابت فشرده از همکلاسی هایشان پیشی می گیرند و با سربلندی به دانشگاه و مراکز آموزش عالی راه می یابند.
شغل: به عنوان دکتر یا وکیل مشغول به کار می شوند. یا به استخدام ادارات دولتی و ارتش در می آیند و با دریافت حقوق های نسبتا خوب به سوی آینده ای زیبا قدم برمی دارند. آن ها به پشتوانه درآمدشان به خرید یا بازدید از اماکن تفریحی و… می پردازند، کاری که شاید بقیه جوانانی که از آن ها موفقیت کمتری کسب کرده اند در حسرت آن به سر می برند.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

ازدواج: بعد ازدواج می کنند. حالا زندگی ایده آل می شود، چون امروزه زن و مرد پا به پای یکدیگر کار می کنند. بنابر این آن ها دو منبع درآمدی دارند و به پول بیش تری دست پیدا می کنند. آن وقت، هنگامی که هر دو احساس می کنند در موفقیت غرق شده اند، به ارتقاء سطح زندگی شان می پردازند. تصمیم به خرید خانه، اتومبیل، تلویزیون، رفتن به مسافرت و بچه دار شدن می گیرند. در هر یک از این مراحل زوج خوشبخت متوجه می شوند، برای این که به اهدافشان برسند باید پول بیش تری به دست بیاورند. بنابر این باید بیش تر و بیش تر کار کنند.
چرخه دورانی: آن ها به خاطر بچه ها، سر و سامان دادن به تحصیل و مدرسه آن ها، منزل بزرگ تر و نیازهای دیگر… باید درآمد بیش تری داشته باشند، پس بیش تر و بیش تر کار می کنند و حتی به شغل دوم و سوم روی می آورند. درآمدها بالاتر می رود، اما همچنان که دریافت ها بیش تر می شود، ارقام مالیاتی، کسورات بیمه، بدهی های مختلف بانکی و اقساط گوناگون نیز بیش تر می شوند.
این روند تا جایی پیش می رود که آن ها با این که نسبت به بسیاری از افراد جامعه از تحصیلات و حقوق بیش تری برخوردارند، اما خیلی زود به مرحله ای می رسند که درآمدهایشان حتی کفاف روزهای آغازین ماه را هم نمی دهد.
حالا این زوج خوشبخت دیگر حسابی در دام چرخه دورانی زندگی افتاده اند. هزینه تحصیل بچه ها در دانشگاه و روزهای بازنشستگی و از کارافتادگی که خیلی زود در برابر آن ها قرار می گیرد، پیش روی آن ها است. حالا چه بخواهند و چه نخواهند باید سخت تر از گذشته کار کنند تا بتوانند از پس پرداخت بدهی اقساط معوقه و یا جرایم بدهی های بانکی و … بربیایند زیرا امکان دارد بانک خانه ای را که با کمک وام مسکن دریافت کرده اند نیز به تملک خود دربیاورد.

در چنین حالتی آن ها که در تمام زندگی به سختی درس خوانده اند و کار کرده اند، فقط می توانند برای تحقق رویاهای خود، فرزندانشان را نصیحت کنند که خوب تر از آنان درس بخوانند، نمرات خوب تری بگیرند تا بتوانند شغل مطمئن تر و پردرآمدتری پیدا کنند و بدین ترتیب این چرخه دورانی به نسل سخت کوش دیگری انتقال داده می شود. اما واقعیت این است که راه نجات فرزندان ما در تکرار این چرخه نیست. بلکه تنها راه این است که ما بتوانیم مهارت فرزندان خود را در زمینه مسائل مالی ارتقاء ببخشیم، چیزی که این روزها از آن به عنوان پرورش هوش اقتصادی نیز یاد می کنند.
وظیفه ما این است که بچه ها را مطابق با عصر جدید و برای ورود به دنیایی که انتظار آن ها را می کشد آماده کنیم. حقیقتا آموزش شالوده و پایه و اساس موفقیت بچه ها در دنیای آینده است. اما همانگونه که مهارت های تحصیلی برای زندگی ضروری هستند، به همان اندازه هم دانستن مهارت های مالی – اقتصادی و همچنین فراگیری مهارتهای اجتماعی و ارتباطی برای بچه ها ضروری است.

به راستی آموز ش های مالی – اقتصادی در کدام مرحله از زندگی فرزندان ما جا دارد؟
این همان چیزی است که غالبا در مدارس به بچه ها یاد داده نمی شود و موجب می شود که بچه های باهوش و درسخوان امروز به افراد تحصیلکرده ولی بی پول فردا تبدیل شوند.
ما به عنوان والدین بچه ها مجبوریم چشمانمان را به روی افکار جدید و جسورانه بگشاییم. تربیت بچه ها با روش قدیمی و سوق دادن آنها به سوی حقوق بگیر شدن موجب می شود که آن ها در زندگی آینده شان از پرداخت مالیات، قبوض و هزینه های دولتی نیز عاجز باشند. ایده گرفتن نمرات خوب برای یافتن شغل مناسب یک ایده ی قدیمی است. ما امروز نیاز داریم که فرزندانمان را با درجات بالاتر و استادانه تر و پیچیده تری از پیشرفت آشنا کنیم. ما نیازمند ایده های جدید و روش های آموزشی متفاوت هستیم. آموزش مفاهیم مالی و کارآفرینی از عمده ترین مسائل آموزشی امروز است که متاسفانه در مدارس آموزش داده نمی شود. بهتر است از همین امروز به فکر این آموزش ها باشید چون فرزندان ما استحقاق آن را دارند که علم، سعادت، خوشبختی، رفاه و ثروت را در کنار یک دیگر داشته باشند.

راه داشتن فرزند درس خوان:

داشتن فرزندانی درس خوان و کوشا از جمله خواسته ها و آرزو های هر پدر و مادری است. با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی، امروزه والدین تنها راه موفقیت فرزندان خود را در گرو درس خواندن می دانند؛ به همین دلیل از دوران کودکی سعی می کنند تا فرزندی درس خوان تربیت کنند. اما چگونه می توان فرزندی درس خوان داشت؟

نکته قابل توجه این است که بچه ها باید یاد بگیرند تکالیفشان را خود به تنهایی انجام دهند. این کار نیز درست مانند سایر مهارت ها نیاز به یادگیری دارد. هما ن طور که ما به بچه ها راه رفتن را می آموزیم و آن ها خود دویدن را یاد می گیرند، همان گونه که ما به آن ها هجی کردن لغات را یاد می دهیم و آن ها خود نوشتن را فرا می گیرند، بنابراین طرز صحیح مطالعه و انجام تکالیف را نیز باید به آن ها آموزش دهیم و این خود اولین گامی است در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی فرزندتان، پس به این نکات با دقت توجه کنید:

1– همواره در جریان امور مدرسه قرار بگیرند. از تکالیف و دروس فرزندتان کاملا آگاه باشید.

بهتر است بدانید سیاست کاری مدرسه به چه ترتیبی است و انتظارات معلمین از فرزندتان چیست. اگر احیانا با روش های آن ها موافق نیستید، پیشنهادات خود را به آن ها بگویید تا آن ها نیز نقطه نظرات خود را به شما ارایه دهند.

2– از مسایل فرزندتان باخبر باشید.

اگر واقعا قصد دارید تاثیر خوب و مثبتی بر روی فرزندتان بگذارید باید کاملا از مسایل شخصی او آگاه باشید. مطمئن باشید شما تنها کسی هستید که می توانید در این مسیر به او یاری کنید. رفتارها و عکس العمل های او را مورد ارزیابی قرار دهید و متوجه شوید که علت بی علاقگی او به درس خواندن چیست.

سعی کنید با صحبت کردن با فرزندتان، او را درک کنید و دلیل بی علاقگی او را به مطالعه جویا شوید. برخی از بچه ها می گویند:”دوست ندارم درس بخوانم.“ ”درس خواندن خیلی سخت است.“ ”از درس و کتاب متنفرم.“ بعضی دیگر به جزییات بیشتری اشاره می کنند و می گویند:“معلمم را دوست ندارم.“ ”سر کلاس درس ها را متوجه نمی شوم و خجالت می کشم از معلم سوال کنم. چون می ترسم بچه ها را مسخره کنند.“ ”ریاضی را دوست ندارم.“ با دقت کامل به او گوش فرا دهید، زیرا تمام صحبت های او برای شما مفید خواهد بود.

همواره به طور واضح با فرزندتان صحبت کنید. در مورد گفته های او قضاوت نکنید و تنها به دنبال یافتن راه حل باشید. البته ممکن است مدتی طول بکشد تا شما متوجه عمق مشکل فرزندتان شوید، ولی سرانجام از لابه لای صحبت های او پاسخ را پیدا خواهید کرد. با شناخت کامل فرزندتان، شما می توانید مشکل او را حل کنید و راه مناسب را برای پیشرفت در امور درسی او پیدا کنید.

3- به چه دلیل می خواهید فرزندتان درس خوان باشد؟

از خودتان بپرسید:چرا می خواهم رفتار و افکار فرزندم را در مورد درس خواندن تغییر دهم؟ آیا به این دلیل است که از بحث و مشاجره با او خسته شده ام، یا این که این موضوع آرامش خانواده را بر هم زده است؟ و یا تنها به این دلیل است که خودم او را این طور تربیت کرده ام؟ به هیچ یک از این سوالات نمی توان به طور قطع پاسخ مثبت داد. دلیل اصلی که دوست داریم فرزندمان درس خوان و اهلمطالعه باشد این است که قدرت تمرکز بالایی داشته باشد و بتواند حواسش را کاملا بر روی یک موضوع جمع کرده، مطالب درسی را به خوبی درک کند. زیرا تنها در این صورت است که او می تواند پله های ترقی را یکی یکی بالا رود و در زندگی به موفقیت دست یابد.

فرزند درس خوان

چگونه فرزندی تحصیلکرده و ثروتمند داشته باشیم؟

شما نباید از فرزندتان انتظار داشته باشید که تکالیفش را از روی اجبار انجام دهد. نکته قابل توجه این است که او باید در مورد درس خواندن احساس مسوولیت کند و هنگامی که کاری را آغاز کرد، با اراده و جدیت کامل آن را به اتمام برساند. قطعا چنین شخصی در زندگی خوشبخت و موفق خواهد شد.

4- انتظارات به جایی از او داشته باشید.

بعد از این که متوجه شدید به چه دلیل می خواهید فرزندتان درس بخواند و تکالیفش را انجام دهد، نوبت به این می رسد که یک سری سیاست ها و روش هایی را اتخاذ کنید که با پیروی از آن ها بتوانید به هدفتان راحت تر برسید. شاید این موضوع به نظر دشوار و پیچیده بیاید. ولی سعی می کنم آن را با یک مثال برای شما روشن کنم. سیاست من به این ترتیب است که به فرزندم نشان دهم که برای رسیدن به هدفمان باید با هم همکاری کنیم و به یکدیگر اعتماد کامل داشته باشیم. او نباید فکر کند من او را مجبور به درس خواندن می کنم و او باید به حرف های من گوش دهد. بر عکس باید مرا مانند یک دوست صمیمی ببیند که بهترین ها را برای او آرزومندم.

قوانینی که برای خودم گذاشته ام:همواره منصفانه قضاوت کنم و متعادل باشم. دیدم نسبت به مسایل باز باشد و یک طرفه قضاوت نکنم. کاملا برای او توضیح دهم که انتظارات من از او چیست. با او تند و خشن برخورد نکنم، آرامش خود را حفظ کنم. سعی کنم هیچ گاه این قوانین را زیر پا نگذارم. قوانینی که برای فرزندم در نظر گرفته ام:به هیچ عنوان دروغ نگوید و برای رسیدن به موفقیت از هیچ تلاشی دریغ نورزد. (البته اگر در درسی نیاز به کمک داشت، آن را مطرح کند) به این قوانین احترام بگذارد و آن ها را تحت هیچ شرایطی نقض نکند.

5- لیستی از نقاط مثبت خود و فرزندتان تهیه کنید.

اگر بخواهید هر چه سریع تر به نتیجه دلخواه دست یابید، بهتر است با دیدی مثبت به این قضیه نگاه کنید. یعنی ابتدا تمام نقاط مثبت خود و فرزندتان را روی یک کاغذ بنویسید. شما می توانید از دیگر اعضای خانواده نیز بخواهید لیستی از نقاط مثبت شما و فرزندتان تهیه کنید، سپس تمام این نقطه نظرات را در کنار یکدیگر قرار دهید. فکر می کنید با این عمل به چه نتیجه ای خواهید رسید؟ با تکیه بر نقاط مثبت خود و فرزندتان قادر خواهید بود فرزندتان را سریع تر تحت تاثیر قرار دهید و علاقه مند به مطالعه کنید، بنابراین به هدفتان نزدیک تر خواهید شد.