زندگینامه”نرجس خاتون”مادر امام زمان

   نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است
تاریخ تولد:    ۲۴۰هجری قمری(ازدواج در۱۵سالگی)
سال ورودبه سامرا: ۲۵۳
سال ازدواج:  ۲۵۴ تولدحضرت مهدی-۱۳۵۵
وفات :   ۲۶۱(درتاریخ آمده که نرجس خاتون هنگام وفات شوهردرقیدحیات بوده است)
مدت عمر   ۲۱سال
والدین: ازپدرومادرش اطلاع درستی دربین نیست وامااجدادش:
ملیکا-نوه قیصرروم”یشوعا”بودپدر حضرت نرجس و پسر قیصر روم آمده است.
 نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است
جدّ مادری نرجس، شمعون است که صفات حق‏ جویانه ی  وبزرگمنشی نرجس راازایشان دانسته اند 

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب”الکامل‌ فی‌ التاریخ‌”ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از ۱۰۰ نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.
اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده؟
حضور نرجس در خانه اهل بیت حداقل از سال ۲۵۳ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال ۲۵۵ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند
احضار”امام هادی” ازمدینه به سامرادر سال ۲۳۵
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود-یعنی امام عسکری۳ساله بودکه به سامرا(همراه پدر)آمدند
در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگهایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال ۲۳۵ قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و بناچار درآن مکان درآن اقامت گزدید.
نرجس نوه یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است
شیخ صدوق می ‏نویسد: «نرجس در قصر قیصر روم شرقی، جد پدری خود، رشد کرد. ». منظور از قیصر در این عبارت، همان قیصر است، با صفاتی که گفته شد.
جدّ مادری نرجس، شمعون است که برخی از صفات معنوی و روحانی و حق‏ جویانه ی نرجس، ارمغان این بزرگ‏مرد مسیحیت است. حضرت ولی عصر علیه السلام پس از ظهور سخنی دارد به بلندای آفتاب و زیبایی مهتاب؛ می ‏فرماید:
«یا معشر الخلائق! … اَلا و من اراد ان ینظر الی عیسی و شمعون فها انَا ذا عیسی و شمعون … »
ای مردم … بدانید اگر کسی بخواهد عیسی و شمعون را بنگرد همانا من عیسی و شمعون هستم.
حضرت با این جمله جدّ مادری خویش را که ریشه دوم اوست، معرفی نموده و با این سخن نقش عظیم مادر را بیان می‏ فرماید.
شمعون صفا، فرزند حمون، جد مادری بانو نرجس است. او پس از عروج مسیح علیه السلام با یک انتصاب الهی، جانشین عیسی شد و به عنوان وصیّ حضرت مسیح در تاریخ شناخته شد. احادیث بسیاری وجود دارد که شباهت منصب ولایی حضرت علی علیه السلام و شمعون صفا را نمایانگر است و که به علت اختصار از ذکر آنها معذوریم.
در باره عظمت شمعون کتب تاریخی غرب مُهر سکوت را شکسته و می‏ نویسند:
«در عید نزول الواح موسی علیه السلام، پنجاه روز پس از احیای مسیح، شمعون الصّفا در بین جماعت مردم وعظ و خطابه کرد.»
در کتاب “اعمال رسولان” که لوقا آن را در احوال حواریون نگاشته است، آمده است: «در آن روز شمار پیروان مسیح به قریب ۳۰۰۰ نفر افزایش یافتند»
این سخن میزان تأثیر کلام شمعون را می ‏رساند و نشان از بزرگی او دارد.
پیامبر گرامی اسلام در باره شمعون می‏ فرماید:
«… آن هنگام که اراده خدا بر غیبت عیسی قرار گرفت، بر او وحی شد که نور و حکمت الهی و دانش کتابش را به شمعون بن‏ حمون صفا به ودیعه گذارد و او را جانشین خود بر مؤمنین قرار دهد. عیسی نیز چنین کرد … »
گفتنی است که شمعون وصی حضرت عیسی است و یحیی وصی شمعون است و فرزندان شمعون قبل از شهادت یحیی توسط خودِ وی به وصایت منصوب شدند و در طول تاریخ درخشش فراوانی داشتند.
شمعون صفا، به تصریح قرآن در سوره (یس) آیه ۱۴ سومین سفیر حضرت عیسى (علیه السلام) به انطاکیه است.
در روم شرقی به امپراطور قیصر گفته نمی شده، بلکه در امپراطوری بیزانس، لقب قیصر را به ولیعهد پادشاهان اختصاص می دادند.  لقب قیصر را به پسر بعدی خود یا یکی از نزدیکان موثر خود اختصاص می دادند. حتّی گاهی لقب قیصر به پدر پادشاه نیز اطلاق شده است.
مأموریت حکیمه خاتون
بشر بن‌سلیمان‌ است‌ که‌ می‌گوید: وقتی‌ نرجس‌ را نزد مولایم‌ امام‌ علی‌ النقی‌ آوردم‌، ایشان‌ خادم‌ خود را به‌ نزد حکیمه‌ فرستاد و چون‌ حکیمه‌ وارد شد حضرت‌ به‌ او فرمود:
ای‌ دختر رسول‌ خدا او را به‌ خانه‌ خود ببر و واجبات‌ و سنتها را به‌ وی‌ بیاموز که‌ او همسر ابومحمد و مادر قائم‌(ع‌) است‌.
حضرت‌ زهرا(س‌). هم به خواب نرجس‌ واورا به ازدواج به دریه اش ترغیب می کند
شباهت حاملگی مادرحضرت مهدی با ۳مادردیگر
بارداری  (نرجس‌) مثل‌ مادر موسی‌ است‌ که‌ تا هنگام‌ ولادت‌ اثری‌ از بارداری‌ او ظاهر نشده‌ و کسی از حال‌ او آگاه‌ نگردید.
زنانی که حاملگیشان ازدیگران مخفی بوده
مادر حضرت‌ ابراهیم‌(ع‌) و حضـرت‌ موسی‌(ع‌) و نجمه‌، مادر امام‌ رضا(ع‌)
نرجس خاتون از بارداری‌ خود اطلاع‌ داشتند ولی این رازرا ازدیگران مخفی نگه می داشت و بخاطراهمین است که  در زیارتنامه‌ خانم نرجس‌،صفت‌ “حافظ سر الله”آمده است . در زیارتنامه‌ می‌خوانیم‌: اشهد انک‌ … و حفظت‌ سر الله و حملت‌ ولی‌ الله و بالغت‌ فی‌ حفظ حج الله; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ تو … و نگاه‌ داشتی‌ راز خدا را و ولی‌ خدا را حمل‌ کردی‌ و در نگهداری‌ حجت‌ خدا تلاش‌ کردی‌.
اشهد انک‌ احسنت‌ الکفال و ادیت‌ الامان و …; شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ به‌ راستی‌ تو نیکو پرستاری‌ کردی‌ [از امام‌ زمان‌(ع‌)] و ادا کردی‌ امانت‌ را و …
پس‌ از تولد امام‌ زمان‌(ع‌) مدت‌ زیادی‌، امام‌ حسن‌ عسکـری‌(ع‌) در زندان‌ بودند و در نتیجه‌ تـربیت‌ و حفظ و سرپـرستی‌ فـرزند بـزرگوار ایشان‌ به‌ نــرجس‌، بعنوان مادربوده است.
از  امام صادق و امام رضا (ع) نقل است که گفته اند: حضرت نرجس خاتون هنوز به دنیا نیامده بود.
نرجس خاتون هنگامی که مسیحی بوده است و چون اسلام بر او عرضه شد با جان دل پذیرفت و مسلمان خالص شد
مقام شفاعت نرجس خاتون
از آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌ یزدی‌ نقل است:
آنگاه‌ که‌ در سامرا بودیم‌، بیماری‌ وبا و طاعون‌ شیوع‌ پیدا کرده‌ و هر روز عده‌ای‌ مبتلا شده‌ و می‌مردند. روزی‌ گروهی‌ از اهل‌ علم‌ در منـزل‌ مـرحوم‌ سید محمد فشارکی‌ بودند که‌ میـرزا محمد تقی‌ شیـرازی‌** به‌ مجلس‌ آنها وارد شدند. ایشان‌ در مقام‌ علمی‌، هم‌سطح‌ با مـرحوم‌ فشارکی‌ بودند. در آنجا صحبت‌ از وبا و طاعون‌ و خطرات‌ آنها شد میــرزای‌ شیــرازی‌ فــرمود: اگــر من‌ حکمی‌ کنم‌ آیا انجام‌ می‌شود؟ همه‌ گفتند: بلی‌.
فـرمود: من‌ حکم‌ می‌کنم‌ که‌ شیعیان‌ سامــرا از امــروز به‌ مدت‌ ١٠ روز زیارت‌ عاشورا بخوانند و ثواب‌ آن‌ را هدیه‌ به‌ روح‌ شریف‌ نــرجس‌خاتون‌، والده‌ ماجده‌ حضــرت‌ حج(ع‌)، نمایند و ایشان‌ را نــزد فــرزندش‌ شفیع‌ نمایند که‌ ایشان‌ شفاعت‌ امتش‌ را نزد خدا بکند، من‌ ضامن‌ می‌شوم‌ که‌ هر کس‌ چنین‌ کند مبتلا به‌ وبا و طاعون‌ نشود.
آیت‌الله حائری‌ یزدی‌ فرمود: شیعیان‌ مقیم‌ سامرا اطاعت‌ کرده‌ و زیارت‌ عاشورا را خوانده‌ و هدیه‌ به‌ نرجس‌خاتون‌ کردند. پس‌ از آن‌ تلف‌ شدن‌ شیعیان‌ متوقف‌ شد و همه‌ روزه‌ عده‌ای‌ از عامه‌ می‌مردند واین‌ مطلب‌ به‌ قدری‌ واضح‌ بود که‌ آنان‌ از خجالت‌، مردگان‌ خود را شبها دفن‌ می‌کردند.
با توجه‌ به‌ این‌ جریان‌ که‌ پسر بزرگوار آیت‌الله حائری‌ یزدی‌، موسس‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، از پدر خویش‌ نقل‌ می‌کند، مقام‌ و عظمت‌ بانو نرجس‌ به‌ حدی‌ است‌ که‌ برای‌ توسل‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) از ناحیه‌ ایشان‌ بهتر می‌توان‌ وارد شده‌ و حاجتهای‌ دنیوی‌ و اخروی‌ را درخواست‌ کرد.
 اسارت نرجس خاتون :
عده ای به جریان اسارت نرجس خاتون به دیده تردید نگریسته
مرجع فقید شیعه، مرحوم آیت‌الله میلانی پس از نقل گزارش نرجس‌خاتون به نکات ارزشمندی از متن گزارش اشاره نموده، می‌فرماید:
برخی از دشمنان اهل بیت در این مسائل ابراز تردید می‌کنند و می‌گویند: در ایام ولادت حضرت بقیهالله(ع) در میان مسلمانان و مشرکان جنگی روی نداده است.سپس سبب تشکیک و تردید آنان را دو چیز بیان می‌فرماید:
۱٫ بی‌خبری آنان از تاریخ؛
۲٫ دشمنی آنان با حق و حقیقت. 
لازم به ذکر است که پس از تثبیت حکومت اسلامی و گسترش نفوذ فرهنگ اسلامی در کشورهای همسایه، جنگ و گریزهای بسیاری بین روم شرقی و مسلمانان صورت گرفت که مورخان عرب و روم زوایای گوناگون آنها را ترسیم نموده‌اند. مسلمانان چند بار تا دروازه‌های قسطنطنیه پیش رفتند از طرف دیگر، روم نیز آرام نبود و دست به تجاوزات محدود و گاهی گسترده‌ای علیه مسلمانان می‌زد
محل تلاقی و تجمع اعراب و رومیان، منطقی سرسبز «بدرولیه» بود که رودخانه زلالی در آن جریان داشت
جنگ‌های متعدد و گاه خونینی در سال‌های ۲۳۹ ـ ۲۵۳هـ.ق بین سپاه روم و اسلام گزارش شده است که همراه با اسیران و کشته‌های فراوانی بودده است. این جنگ‌ها در دوران حکمرانی متوکل (۲۳۲ ـ ۲۴۸هـ.ق)، منتصر (۶ ماه)، مستعین (۲۴۸ ـ ۲۵۲هـ.ق) و معتز (۲۵۲ ـ ۲۵۵هـ.ق) به صورت پراکنده ادامه داشت. در این دوره «میخائیل سوم» امپراطور روم شرقی بود

اسارت نرجس خاتون درچه سالی بوده
حضور نرجس در خانه اهل بیت حداقل از سال ۲۵۳ق. اثبات شده است، تولد امام زمان(ع) در سال ۲۵۵ق  بوده است ، با تطبیق حوادث و رخدادهای دهه پنجاه و جنگ اعراب و روم، اسارت او به دست مسلمانان در همین سال‌ها بود.
در زمان حیات امام هادی وامام حسن عسکری (ع) جنگهای‌ بین‌ مسلمانان‌ و رومیها در کتب‌ تاریخی‌ اسلام‌ و غرب‌ ذکر شده‌ است‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ صحت‌ خـروج‌ بانو نـرجس‌ از روم‌ به‌ سوی‌ سامـرا پی‌ بـرد.از طرفی برای اثبات وجود جنگ میان رومیان ومسلمانان به راحتی میتوان از روی وقایعی که رخ میداده این ادعا را ثابت کرد
قلمرو بیزانس در زمان میخائیل سوم شبه جزیره بالکان ، ایتالیا، آسیاى صغیر و قسمتهائى از سوریه و مصر و لیبى بود.
بعد که با عربها درگیر شدند سوریه و مصر و لیبى را از آنها پس گرفتند، آسیاى صغیر و شبه جزیره بالکان براى آنها باقى ماند

۱- در نتیجه‌ جنگهای‌ اعـراب‌ و روم‌ جـزیـره‌ کـرت که‌ از جـزایـر مدیتـرانه‌ است‌ و در جنوب‌ یونان‌ واقع‌ شده‌ و متعلق‌ به‌ آن‌ کشور است‌ به‌ تصـرف‌ مسلمانان‌ در آمد. در اواخـر سال‌ ٢١٢ هجـری‌ سپاه‌ اسلام‌ با ده‌ هـزار نیـروی‌ سپاهی‌ وارد این‌ جـزیـره‌ شده‌ و آن‌ را به صورت‌ پایگاهی‌ برای‌ حملات‌ خود به‌ جـزایـر دیگـر در آوردند و سپس‌ بـر جـزیـره‌ سیسیل‌ تسلط یافتند و در سال‌ ٨٢٩ مسلمانان‌ موفق‌ به‌ تسخیـر شهـر”آموریوم‌”که‌ مهد خاندان‌ سلطنتی‌ بود شدند. در -تاریخ‌ تمدن‌-ذکر شده‌ است‌ که‌ در سال‌ ٧١٨م‌ نیروی‌ دریایی‌ بیزانس‌، عربها را از قسطنطنیه‌ پس‌ راند و در سال‌ ٩۶١م‌ جزیره‌ کرت‌ را که‌ به‌ دست‌ عربها افتاده‌ بود تصرف‌ کرد.

۲- از مجموع گزارشات تاریخی چنین به دست می‌آید که در سال ۲۴۱هـ.ق رومی‌ها به عین‌زربه حمله و ساکنان آن جا را اسیر کردند. در همین سال، اسیران دو طرف مبادله شدند. در سال ۲۴۱ الی ۲۴۲ هـ.ق رومی‌ها به سرزمین‌های شمالی عراق حمله کردند و در «شمشاط»، «آمد» و «تفریق» ۱۰ هزار تن از مسلمانان را اسیر کردند و بعد به سرزمین‌های روم بازگشتند. مسلمانان به تعقیب آنان پرداختند. امپراتور میخائیل سوم با دشواری فراوان خود را نجات داد. این حمله شدید، آغاز دوره‌ای از درگیری‌های طولانی میان دو طرف به حساب می‌آید. امیر عمر بن عبیدالله و امیر طرطوس در پاسخ به حمله رومی‌ها به شمال عراق، به سرزمین‌های روم حمله کردند. متوکل، خلیفه عباسی در سال ۲۴۴ هـ.ق سپاهی را به سوی روم اعزام کرد. این سپاه دژهایی را که مهم‌ترین آنها دژ سمالو بود را فتح کرد.
اوضاع در مرزها همچنان ناآرام بود و طرفین به حملاتی علیه یکدیگر دست می‌زدند؛ تا این که مسلمانان به فرماندهی عمر بن عبدالله اقطع در سال ۲۴۷ هـ.ق شکستی سهمگین بر امپراتور روم وارد کردند و در پی آن به داخل سرزمین‌های روم راه یافتند و ثغرا ارمیناک را خراب و سامسون را فتح کردند. ورود نیروهای اسلام به این بنادر، تهدید جدی بر ضد امپراتوری روم به حساب می‌آمد. امپراتور روم به این تجاوز واکنش نشان داد و سپاهی عظیم بالغ بر ۵۰۰۰۰ نفر جنگجو به فرماندهی بتروناس برای جنگ با مسلمانان ارسال کرد. دو سپاه در محلی به نام بوزون، بین دریاچه تاتا و رودخانه هالیس، با هم نبرد کردند. در این جنگ، عمر بن عبیدالله کشته شد. علی بن یحیی ارمنی در سال بعد در جنگی که برای انتقام گرفتن از قتل عمر رخ داده بود، کشته شد. کشته شدن این دو فرمانده، تأثیر بسیاری بر بیداری روحیه جهاد در مسلمانان داشت؛ به طوری که مردم بغداد و سامرا در مساجد و گذرگاه‌ها فریاد‌های جهاد و آماده‌باش سر دادند.
پس از پیروزی رومی‌ها، مناطق مرزی دستخوش تغییرات بسیاری شد و مسلمانان توانستند دژهای دیگری را تصرف نمای د و به داخل کبادوکیا در شرق رودخانه هالیس نفوذ کنند. این درگیری‌ها به صورت متناوب در سال‌های بعدی هم ادامه داشت.

۳- در سال ۲۴۸هـ.ق جنگ سختی بین مسلمانان و رومیان به وقوع پیوست. ابن اثیر درباره حوادث این سال
در این سال، «المنتصر» خلیفه عباسی لشکر عظیمی را که اکثر آنان از ترکان بودند، به سوی بلاد روم اعزام کرد. این جنگ برای خارج کردن قوای روم از سرزمین‌های اسلامی که در سال۲۲۳هـ.ق در جنگ عموریه به دست آورده‌ بودند، صورت گرفت.
فازیلیف، مورخ مشهور روسی، می‌نویسد: در سال ۲۴۸هـ.ق سردار مسلمانان با رومیان پیکار کرد. بسیاری از اشراف و بزرگان روم را اسیر کرد.

۴- فازیلف روسی در کتاب تاریخ العرب و الروم (۱۳) در طی حوادث سال ۲۴۱ هجری میان مسلمانان به سرکردگی عمر بن عبدالله قطع و جعفر بن علی سائقه با قوای روم جنگی روی داد که شخص قیصر نیز در آن جنگ شرکت داشت. و از هر طرف جمع کثیری به قتل رسانیدند و بعد از آن به سوی ثغور جوریه حمله کردند و اموال و ناموس مردم را به غارت بردند. وی همچنین مینویسد: در سال ۲۴۷ الی ۲۴۸ بلکا جور سردار مسلمین با رومیان جنگید و طی آن بسیاری از اشراف روم اسیر شدند. در این سال، در جنگی دیگر، علی بن امِنی، یکی دیگر از فرمانده‌هان مسلمانان، به قتل رسید.

۵- تاریخ‌نگارانی‌ مثل‌ ابن‌اثیر و طبری‌ از جنگهای‌ پراکنده‌ای‌ بین‌ اسلام‌ و روم‌ از سال‌ ٢۴٠ تا ٢۵٣ ه.ق‌ خبر می‌دهند که‌ در خلال‌ این‌ جنگها از هر دو طرف‌ عده‌ای‌ اسیر شده‌اند.

نرجسن درسال٢۵٣ به اسارت درآمد
درکتاب”الکامل‌ فی‌ التاریخ‌”ابن‌اثیر آمده‌: در جریان‌ جنگی‌ بسیار سخت که‌ در سال‌ ٢۵٣ بین سلیمان بن عمران الاذی و عنتره درگرفت و افراد زیادی کشته و اسیر شدند. در این جنگ، پیروزی با سلیمان بود و از بزرگان هم بیش از ۱۰۰ نفر اسیر شدند. و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرار می‌گیرد.

۶- طبری درباره حوادث سال ۲۴۱هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «عین زربه» حمله کرده، همه ساکنانش را اسیر کردند و اموالشان را به غارت بردند
وی درباره حوادث سال ۲۴۲هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، رومی‌ها به «شمشاط» (سرزمین‌های شمالی عراق) حمله کردند. آنان با هجوم به «شمشاط»، «آمد» و «تفریق»، ۱۰۰۰۰ تن از مسلمانان را اسیر کردند.
نیز درباره حوادث سال ۲۴۴هـ.ق می‌نویسد:
در این سال، متوکل بغارا از دمشق به جنگ روم فرستاد. وی در ماه ربیع الاخر با رومیان وارد جنگ شد و صلمه را فتح کرد.

۷- مروج الذهب و تاریخ طبری (۱۸)درباره ی جد نرجس خاتون معتقدند که او یا توفیل، پادشاه روم در زمان معتصم عباسی است که در زمان پادشاهی وی “عموریه” فتح شد، یا میخائیل بن توفیل (میخائیل سوم )بوده است که بنابر نقل عمر بن جریر طبری، در وقایع سال ۲۲۳، جنگی بین او و معتصم واقع شد و تا سال ۲۴۵ یعنی معاصر متوکل عباسی هنوز به عنوان امپراتور روم ذکر شده است وجنگهایی بین او ومسلمانان رخ میداده است . 
این مطلب، هم تأییدی است بر ملیت ایشان و هم تأییدی بر وقوع جنگ در سالهای مورد اشاره.
۸- کلینی در کتاب خود عنوان میکند پس از سال ۲۴۲ جنگهای عمده ای بین عباسیان و رومیان وجود داشته 
احضار”امام هادی” ازمدینه به سامرادر سال ۲۳۵
۹- در کتب تاریخی معتبر،جنگ های گوناگون بین ایران و روم بیان شده است و از آن میان، می توان به حنگ هایی اشاره کرد که امکان اسارت ملیکا نوه ی امپراتور روم در آن ها قابل پذیرش است. مسعودی درکتاب معتبر خود مروج الذهب می نویسد: امام هادی(ع)  در سال ۲۳۵ قمری از سوی متوکل عباسی از مدینه به سامرا احضار گردید و به طور اجباری درآن مکان اقامت گزید.
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود و از همان سالها – چنان که در تواریخ  نوشته اند- جنگ های میان سپاه اسلام و روم شرقی یا شهر بیزانس(ترکیه فعلی) و روم غربی( ایتالیای امروزی) و متصرفات آن به وقوع پیوسته است؛ از جمله به طوری که در الکامل ابن اثیر و منابع دیگر تاریخی نوشته¬اند، در سال های ۲۴۰، ۲۴۴،۲۴۸، ۲۴۹ و ۲۵۳ هجری، جنگ هایی بین
قوای اسلام و روم شرقی درگرفته و در خلال آن ها اسیرانی از طرفین مبادله شده است.
۱۰- یاقوت می‌نویسد:
در واقعه «یرموک» قیصر روم تا انطاکیه آمده بود که جنگ را از نزدیک رهبری کند. هنگامی که مطلع شد رومیان شکست خورده‌اند، انطاکیه را به قصد قسطنطنیه ترک کرد.
قیصر به هنگام ترک انطاکیه خطاب به تپه‌های شام گفت: «ای شام! خداحافظ،‌ دیگر امید ندارم که به سوی تو بازگردم».(۲۲)
۱۱- شکیب ارسلان در گزارش خود می‌نویسد:
به سال ۲۴۴ ق. سپاه اسلام به فرماندهی عباس بن فضل از راه دریا با رومیان جنگیدند، چهل کشتی جنگی رومیان برای مقابله با سپاه اسلام وارد معرکه شد. پیکار سختی درگرفت. رومیان شکست خوردند و مسلمانان ده کشتی را با سرنشینان آن‌ها از آنان به غنیمت بردند.
سپس عباس به جنگ «قیصر» رفت، در آنجا مردی را اسیر کرد. او نقطه‌ای از حصار شهر را به عباس نشان داد.
عباس از همان نقطه به شهر رخنه کرد و وارد نبرد شد. مردم شهر درهای شهر را گشودند و تسلیم سپاه اسلامی شدند و غنایم فراوانی نصیب مسلمانان گردید.
متعاقب آن پادشاه قسطنطنیه سیصد کشتی جنگی پر از سرباز به جنگ مسلمانان فرستاد، همین که به « سرقسوسه» رسیدند، عباس با سپاهیانش به جنگ آن‌ها رفت و رومیان را شکست داد، و یکصد کشتی را از آن‌ها به غنیمت گرفت.
هنگامی که “هرقل “پیشرفت سریع مسلمانان را مشاهده کرد خطاب به رومیان گفت: ای سپاه روم مطمئن باشید که مسلمانان به شهرهایی که فتح کرده‌اند بسنده نمی‌کنند، تا آخرین شهر شما را فتح کنند، زنان و کودکان شما را اسیر بگیرند و شاهزادگان شما را برده خود سازند. بیایید از حریم خود و امپراتور خویش دفاع کنید.
۱۲- شیخ کامل سلیمان در یوم الخلاص مینویسد:
مادر امام عصر، نرجس دختر یشوعا بن قیصر روم می باشد که از نسل شمعون وصی حضرت عیسی(ع است.نرجس به صورت ناشناس با لشکریان پدرش، برای مداوای مجروحین جنگ، همراه شد و این جنگ در جنوب شرقی اروپا با مسلمین اتفاق افتاد. شاهزاده به اسارت گرفته شد ولی احدی مطّلع نشد که او دختر قیصر روم است.
سال ازدواج امام حسن عسکری با نرجس خاتون
آیت الله میلانی در کتاب قادتنا نیز به همیم مورداشاره می کند: احتمال می رود این اسرا در سال ۲۵۲ هجری به بغداد رسیده باشند وامام هادی(ع) شاهزاده ” نرجس” را در همان سال یا سال بعد به عقد امام حسن عسکری(ع) درآورده باشد و امام زمان (عج) در سال ۲۵۵ هجری متولد شده باشد
مبادله اسراء:
۱- در عاشورای ۲۳۱ق. (برابر با سپتامبر ۸۴۵ م.) اسیران جنگی میان مسلمانان و رومیان مبادله شد.
تعداد اسیران مسلمان را که در آن روز بازخرید کردند ۴۴۶۰ نفر نوشته‌اند. و در این زمان بود که نواحی «آدانا» به دست مسلمانان فتح شد
۲- مسعودی به هنگام بررسی مبادله و بازخرید اسرای جنگی در میان مسلمانان و رومیان می‌نویسد:
سومین بازخرید اسیران در خلافت الواثق بالله درمحرم ۲۳۱ق. بود، که امپراتور در آن زمان «میخاییل بن تئوفیل “بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه، خاقان ـ غلام ترک خلیفه ـ بود. در این تاریخ ۴۳۶۲ نفر اسیر مسلمان در ظرف ده روز بازخرید شدند. 
چهارمین بازخرید اسیران در زمان متوکل، در شوال ۲۴۱ ق. بود، و سرپرست این بازخرید از طرف خلیفه «شنیف» بود. در این تاریخ ۲۲۰۰ نفر اسیر بازخرید شدند.
۳- یعقوبی ـ  نیز گزارشی از مبادله و بازخرید اسیران در عهد متوکل در تاریخ ارزشمند خود آورده است.
۴- طبری در حوادث ۲۴۱ ق. می‌نویسد:
تئودوره، مادر میخاییل و امپراتور روم، شخصی را به نام «جرجیس بن فرنافس» برای بازخرید اسیران رومی به نزد متوکل فرستاد. تعداد اسیران رومی در دست مسلمانان در حدود ۲۰۰۰۰ نفر بودند.
می گوید: این مبادله و بازخرید اسیران در روز ۱۲ شوال ۲۴۱ ق. انجام پذیرفت. و تعداد اسیران مسلمان ۷۵۸ نفر بود، که ۱۲۵ نفر آنان را زنان تشکیل می‌دادند. 
۵- درکتاب تاریخ الخلفاء آمده : به هنگام فتح «عموریه» رومیان ۳۰۰۰۰ نفر کشته دادند و ۳۰۰۰۰ نفرشان به اسارت رفت.
۶- مسعودی در ضمن شرح حال «میخاییل بن تئوفیل» می‌نویسد:
شخصی به نام «ابن بقراط» از شاهزادگان پیشین از اهل «عموریه» در امپراتوری میخاییل با وی به منازعه پرداخت، میخاییل در برابر او صف‌آرایی کرد و همه زندانی‌های مسلمان را برای نبرد با او از زندان آزاد کرد با ساز و برگ نظامی آن‌ها را مجهز کرده و به نبرد ابن بقراط فرستاد. بدین وسیله بر او پیروز شد.
۷- طبری نیز در حوادث سل ۲۴۱هـ.ق می‌نویسد در این سال بین مسلمانان و رومیان تبادل اسرا صورت گرفت.تعداد اسرای مبادله شده مسلمانان را ۱۷۴۸ نفر زن ذکر کرده‌اند.
۸- طبری در حوادث سل ۲۴۵هـ.ق می‌نویسد:و بعث مَلِک الروم فیها بأسری من المسلمین…
در این سال، حدود ۷۷ نفر از اسیران مسلمانان با رومیان مبادله شدند.
۹- در تاریخ طبری، در حوادث سال ۲۴۶ آمده است: نصر بن الازهر شیعی، (فرستاده متوکل به روم برای پرداخت فدیه به منظور آزاد کردن اسیران) می گوید: «وقتی به قسطنطنیه رسیدم، با همان لباس و شمشیر و خنجر و کلاهی که داشتم، به سرای قیصر میخائیل رفتم. بین من و دایی قیصر که سرپرست وی بود، مناظره ای در گرفت »با توجه به این مطلب می فهمیم جنگهایی بین رومیان ومسلمانان بوده که شخصی از طرف اعراب به نمایندگی آمده تااسراء راآزاد کند

***
سن نرجس خاتون وامام حسن عسکری درهنگام ازدواج
برخی‌ از کتب‌ تاریخی‌ شیعه‌ سن‌ نرجس‌ را هنگام‌ ازدواج‌ سیزده‌ سال‌ ذکر کرده‌اند
خودنرجس خاتون سن عقدش با برادرزاده امپراتور را۱۳ سال ذکرمیکند
ازدواج که هربا بواسطه حادثه ای مثل زلزله واتفات دیگر ،اتفاق نیفتاد
نرجس خاتون خود به بشربن سلیمان میگوید هنگامی که ۱۳ سال داشتم پدربزرگم تصمیم گرفت من رابه عقد برادرزاده اش درآورد اماممکن است فقط تصمیم آن گرفته شده باشد
پس میتوانیم نتیجه بگیریم که لااقل نرجس خاتون چندین ماه پس از بهم خوردن ازدواجش به اسارت درآمده وباتوجه به زمان تقسیم بندی اسراوهمچنین فاصله زیاد روم وبغداد آوردن اسرابه بغداد باتوجه به امکانات محدود آن زمان مقداری طول کشیده پس میتوانیم بگوییم بادرنظرگرفتن موارد بالا حداقل نرجس خاتون هنگام ورود به بغداد ۱۵ سال داشته اند
نرجس به سامراوارد میشود با آیین اسلام آشنایی اندکی دارد وامام هادی (ع) اورابه خانه حکیمه خاتون میفرستد تاآیین اسلام رابه طور کامل فراگیرد میتوان گفت که نرجس خاتون حداقل چندسالی رادرخانه حکیمه میماند
– نازیلیف‌ مورخ‌ شهیر روسی‌ می‌نویسد: در سال‌ ٢۴٨ ه.ق‌ سردار مسلمانان‌ با رومیان‌ پیکار کرد و طی‌ آن‌ بسیاری‌ از اشراف‌ و بزرگان‌ روم‌ به‌ اسارت‌ رسیدند.
نرجس خاتون(قبل ازازدواج)چندسال درسامرازندگی کرده است؟
نرجس‌ در این‌ جنگ‌ به‌ فرمان‌ امام‌ حسن‌ عسکری‌(ع‌) در عالم‌ رویا خود را به‌ جمع‌ کنیزان‌ ملحق‌ کرده‌ و به‌ بغداد می‌رود. اگر چنین‌ باشد این‌ موضوع‌ در حالی‌ صورت‌ می‌گیرد که‌ امام‌ عسکری‌(ع‌) ١۶ سال‌ بیشتر ندارد و نرجس‌ نیز بنا بر آنچه‌ گفته‌ شد کمتر از ١۵ سال‌ ندارد. اگر ازدواج‌ این‌ دو بزرگوار بنا برآنچه‌ بیان‌ شد در سال‌ ٢۵٣  بانوی‌ سامرا در حدود ۲ سال‌ نزد حکیمه‌خاتون‌ به‌ تعلیم‌ فرایض‌ دینی‌ مشغول‌ بوده‌ و سپس‌ به‌
همسری‌ امام‌ عسکری‌(ع‌) در آمد.در این صورت امام حسن عسکری درهنگام ازدواج ۲۲ ساله ۱۵ یا۱۶ ساله بوده اند
بنا بر آنچه‌ در الکامل‌ فی‌ التاریخ‌ ابن‌اثیر آمده‌ است‌ در جریان‌ جنگی‌ که‌ در سال‌ ٢۵٣ رخ‌ داد و برخی‌ از شاهزادگان‌ و بزرگان‌ در آن‌ به‌ اسارت‌ مسلمانان‌ در آمدند; نـرجس‌ به‌ جمع‌ اسیـران‌ پیوسته‌ و به‌عنوان‌ کنیز در معرض‌ فروش‌ قرارمی‌گیرد. امام حسن عسکری درآن زمان ۱۹ الی ۲۰ ساله بوده اند
در این‌ صورت‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) در سال‌ ٢۵۵ به‌ دنیا آمدند و حداقل‌ یک‌ سال‌ و اندی‌ فاصله‌ وصلت‌ این‌ دو بزرگوار و تولد فرزندشان‌ می‌تواند باشد-چون‌ در زمان‌ امام‌ هادی‌(ع‌) عقد
خوانده‌ شد و امام‌ زمان‌ پس‌ از شهادت‌ ایشان‌ به‌ دنیا آمد) پس نرجس‌ در سال‌ ٢۵٣ ه.ق‌ وارد سامرا می‌گردد در جریان‌ جنگ‌ اعراب‌ و روم‌. و در مدت‌ کوتاهی‌ مثلا دو یا سه‌ ماه‌ در خانه‌ حکیمه‌خاتون‌ به‌ تعلیم‌ فرایض‌ می‌پردازد
و در اواخر سال‌ ٢۵٣ و یا اوایل‌ ٢۵۴ با امام‌ عسکری‌(ع‌) ازدواج‌ می‌کند.وامام حسن عسکری در آن زمان ۲۲ ساله بوده اند ونرجس خاتون درهنگام ازدواج باتوچه به مطالب فوق احتمالا ۱۵ ساله ویا ۱۶ ساله بوده اند
ولادت  امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۳۲ قمری در مدینه  بود 

اوضاع واحوال سیاسی سامراء در زمان امام حسن عسکری :
اوضاع و احوال برهمه ائمه سخت بود اما دوره بعضی از ائمه با سختی بیشتر و بعضی با سختی کمتر همراه بود به طوری که دوره امام حسن عسکری (ع) جزء سخت ترین دوره ها بود بنى‏عباس، که پس از بنى‏امیه با زور و تزویر به‏حکومت دست‏یافتند، براى مردم چیزى جز وحشت، اختناق و ستم به ارمغان‏ نیاوردند. آنها جنگیدند، غارت کردند و مردم را در بیچارگى، فقر و اندوه فروبردند
بنی عباس به مبانی دین تظاهر میکردند و ظاهرا اقرار به خدا و رسول او وقرآن و قیامت و حساب و سایر اعتقادات دینی مینمودند و به حق ائمه (ع) هم معرفت داشتند و حتی خود بارها در بین خاص و عام اعترافاتی هم دایر بر فضل ائمه (ع) نسبت به خودشان کرده اند اما فقط برای ریاست ،. فرزندان عباس در پى آن بودند که با رنگ دین به نظام سیاسى خویش‏تقدس بخشند، اما تفکر اهل بیت‏سدى استوار در برابر هواهاى نفسانى‏شان پدیدآورده بود.
طبعا اگر از نظر خلفا نگاه کنیم آنها شیعه را به عنوان اقلیتی مزاحم که همواره برای حکومت آنان خطری به شمار میرفت نگاه میکردند و به پیشوایان شیعه همواره به عنوان یک رقیب و یک خطر جدی و یک دشمن می نگریستند و دائما مراقب ائمه (ع) و شیعیان و اصحاب خاص آنها و حرکات اجتماعی شیعیان و مبارزات آنها بودند تا مبادا که به وسیله آنها غافلگیر شده و حکومت خود را از دست بدهند
امام حسن عسکری هرهفته بایدخودرا به مأموران خلیفه معرفی میکرد“حضورش درسامراتأییدمی شد
ترس خلفا از امام حسن عسکری (ع) به قدری بود که علاوه برگماردن جاسوس ومراقب بودن رفت و آمد های شیعیان با امام ، اشخاصی زود باور و ذهن بین را داشتند که اگر به آنها خبر میداد امام به این طرف و آن طرف نامه نوشته و مردم را به سوی خود میخواند و دارد اسلحه و پول جمع آوری میکند و قصد خروج دارد فورا باور میکردند و آن شخص را تشویق میکردند که برای خلیفه خیر خواهی کرده و آنگاه مامور میفرستادند و امام (ع) را احضار کرده و خانه اش را تفتیش میکردند و البته نامه و اسلحه و پول مورد بحث را پیدا نمی کردند و از امام معذرت خواهی کرده و با احترام وارد خانه اش میکردند این موضوعی است که بارها اتفاق می افتاد. زندگی سیاسی در عصر امام بسیار زشت و تاریک بود ترس و بیم سایه گسترده بود ظلم و جور همه جارا فراگرفته بود و آشوبها فراگیر شده بود وشورشهای داخلی برخاسته از عدم استقرار سیاسی همه جا به چشم میخورد در تمام سال‏هایی که امام حسن عسکری علیه‏السلام در شهر سامراء می ‏زیست، به جز چند نوبتی که در زندان دستگاه فاسد بنی عباس بود، در صورت ظاهر، همانند شهروندی عادی زندگی می‏کرد، ولی تمام رفتار و حرکات حضرت، به طور غیرمحسوس زیر نظر حکومت وقت قرار داشت.  تمام رفتار امام و حامیانش، به نحوی کنترل شود. حکومت عباسى به قدرى از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعى امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بود تا همواره حضور خود را در سامراء، به آگاهی حکومت برساند؛ چنان که براساس نقل یکی از خدمتکاران امام، آن حضرت مجبور بود هر دوشنبه و پنجشنبه در دارالخلافه حاضرشده و خود را به دربار معرفی کند. در حقیقت، شهر سامراء به زندان بی‏ حصاری برای امام تبدیل شده بود که تمام آرامش و آسایش را از حضرت می‏گرفت. فشار و اختناق در مورد پیشواى یازدهم فوق العاده شدید بود و از هر طرف او را تحت کنترل و نظارت داشتند. – اینجا ممکن است این سؤال پیش آید که با وجود ضعف و تزلزل دستگاه خلافت، و تسلط ترکان و موالى بر امور مملکت، چگونه فشار و اختناق در مورد امام به همان شدّت ادامه داشت؟
در پاسخ باید گفت: اگر نگرانى از ناحیه قدرت معنوى امام، منحصر به شخص خلیفه یا اطرافیان او بود، کار سهل بود و امام مى‏توانست از راههاى گوناگون، به فعالیت سرّى بپردازد، ولى این بیم و نگرانى بر یک طیف وسیع سیاسى سایه افکنده بود که خلیفه هم جزئى از آن بود، و این طیف بقیه سردمداران و همه کسانى را نیز که به نحوى با حکومت، منافع مشترک داشتند، شامل مى‏شد، به همین جهت مخالفت و اعمال فشار و محدودیت در مورد امام، ویژگى اصلى خط حاکم بر کشور محسوب مى‏شد و حتى با قتل خلیفه‏اى، و جایگزینى خلیفه‏اى دیگر تغییر نمى‏یافت! 
هدف عباسیان ازشناسایی همسر امام حسن عسکری 
سخنان ائمه پیشین و نصوص فراوان و پیاپی، به آمدن مهدی(ع) بشارت می داد کسی که با آمدنش بساط ظلم وستم وطاغوتیان را برمیچیند ،کسی که فرزند امام حسن عسکری (ع) میباشد این پیش گویی، در کتاب‌های پیشینیان نیز آمده بود،و گه گاه بسیاری مطالب این کتابها رادر میان مسلمین نقل می‌کردند،بر مبنای بشارتهای کتبِ پیشینیان، و هم چنین احادیث اسلامی، مشهور شده بود که از امام یازدهم فرزندی پدید آید، که ویران کنندۀ تخت‌ها، فروافکننده تاج‌ها و پای‌مال کننده قدرت‌هاست… از این روی، فشارها و سخت‌گیری‌ها بر روی امام حسن عسکری علیه السلام بیشتر شده، تا شاید با نابودی ایشان و یا همسرش از تولد مهدی علیه السلام و تداوم امامت جلوگیری شود(۴۱) عباسیان که به خوبی با این روایات آشنایی داشتند واطمینان بسیار به وقوع آن داشتند از ترس از دست دادن قدرت وحکومت خود بی صبرانه منتظر بودند ببینند که همسر امام حسن عسکری چه کسی میباشد تا اورا به شهادت رسانده ویا از بدنیا آمدن کودکش جلوگیری کنند در هر دو صورت هدف آنها نابودی امام زمام زمان (ع)بود
از دغدغه های اصلی حاکمان عباسی در زمان امام عسکری(ع) برخورد با مساله غیبت و وجود مهدی بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود . برای همین منظور هم دائما امام حسن عسکری را زیر نظر داشتند وجاسوسان زیادی رادر پوششهای مختلف به خانه ایشان میفرستادند تا تا از وجود همسر ایشان آگاهی یافته ونقشه شوم خود را به اجرادرآورند اما اقدامات هوشمندانه امام حسن عسکری باعث شد به جزاندکی ازوجود ایشان اطلاع نیابند امام واطرافیانش در مورد ایشان سخنی نمی گفتند وایشان رابه نامهای مختلف صدا میکردند خلفای عباسی حیله های زیادی برای شناسایی ایشان واز بین بردن کودکش به کار میبردند ازآن جمله میتوان به پیشنهاد یکی از خلفا برای فرستادن کنیز(جاسوس ) به خانه امام حسن عسکری برای کمک به ایشان اشاره کرد که با جواب منفی امام خنثی شدگاهی اوقات هم که از یافتن همسر ایشان ناامید میشدند نقشه قتل امام حسن عسکری را میکشیدند که همگی به حول وقوه خداوند ناکام ماند وقتی زندگینامه امام حسن عسکری رابدقت مطالعه میکنیم به موارد بسیاری از این توطئه ها برمیخوریم که به وفور در کتب سنی وشیعه ذکر شده است ومن به علت اختصارلازم نمیدانم که آنها رایکی یکی بیان کنم
معتمد عبّاسی امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد، به طوری که کسی جز در شرایط ویژه ای که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود، امکان تماس با آن حضرت را نمی یافت و هر آنچه که از خارج به ایشان می رسید یا به خارج می دادند، از طریق مراسله بود امام دائم به یاران امید و بشارت مى داد که هیچ نقشه و مکرى نمى تواند جلو این قدرت و حکمت خداوندى را بگیرد و روزى این وعده به تحقق مى رسد.
عباسیان می خواستند با از میان برداشتن نسل پیامبر(ص)، مانع ظهور امام منتظر گردند و امام عسکری(ع) در نامه ای به همین مطلب اشاره کرده است:
«پنداشته اند با کشتن من، نسلم را قطع خواهند کرد، حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق، شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ می کند، سپس او را ظاهر می سازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد، سرشار از عدالت و برابری کند.»(۴۲) دشمن نیز، آنچه در توان داشت به کار گرفت ، تا این وعده بزرگ الهى ، تحقق نیابد: قابله هاى فراوانى در خانواده هاى منسوب به امام حسن (ع )، بویژه در منزل امام (ع ) گمارد، امام را بارها به زندان افکند، مامورانى را گمارد که اگر فرزندى پسرى در خانه امام دیدند، نابودش ‍ کنند و…
. اما برخلاف برنامه ریزی‌ها و پیش‌گیری‌های دقیق و پی در پی دشمنان، مقدمات ولادت امام مهدی عجل الله فرجه آماده شد و توطئه ستم گران، راه به جایی نبرد.
لازم به ذکر است که عباسیان نمیتوانستند امام عسکری (ع) را مستقیما بکشند زیرا امام عنصری مهم وشناخته شده ودارای احترام والایی در میان مردم بود وممکن بود با کشتن مستقیم او هرج ومرج ایجاد شده وپایه های حکومت عباسیان بلرزد از این رو با نقشه های پنهانی سعی در کشتن ایشان داشتند که همگی ناکام ماند برای اطلاعات بیشتر به زندگی نامه امام حسن عسکری (ع) مراجعه شود
به نمونه ای از رذالت عباسیان در این مورد توجه کنید :
امام حسن عسکرى در سال ۲۶۰ق. رحلت نمود. چون در بین مردم شایع بود که آن حضرت را فرزندى است که در پنهانى نگاهدارى شده و اوست مهدى موعود روایات، «معتمد عباسى » دستور داد خانه آن جناب را تفتیش نمایند و فرزندش را دستگیر کنند. اما از وجود فرزند اثرى ندیدند. پس گروهى از زنان قابله را ماموریت داد تا تمام کنیزان آن حضرت را معاینه کنند و اگر آبستنى در بینشان دیده شد; بازداشت نمایند. زنان قابله به یکى از کنیزان بدگمان شده مراتب را گزارش دادند. خلیفه آن کنیز را در حجره اى بازداشت نمود و «نحریر خادم » را مراقب او گردانید و تا از حملش مایوس نشد آزادش نکرد. به خانه امام حسن تنها اکتفا نکرد بلکه وقتى از دفن جنازه فارغ شد دستور داد تمام خانه هاى شهر را با کمال دقت تفتیش کنند.

فضائل حکیمه خاتون
حکیمه دختر امام جواد، خواهر امام هادى ، و عمه امام حسن عسکرى (ع) مى باشد که به دو فضیلت بس والا اختصاص یافته است :
۱ – شرف تعلیم و تربیت حضرت نرجس خاتون به امر امام هادى (ع)،
۲- افتخار حضور در مجلس تولد نور یزدان به امر امام حسن عسکرى (ع)، که قبلا ذکر گردید
از دیگر فضائل این بانوى مجلله این است که دعاى معروف به “حرز امام جواد”از طریق ایشان روایت شده است .(۴۴)یا نُورُ یا بُرْهانُ یا مُبینُ یا مُنیرُ یا رَبِّ اِکْفِنى الْشُّرُورَ وَ افاتِ الدُّهُورِ وَ اَسْئَلُکَ النَّجاهَ یَوْمَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ

 زنان و فرزندان امام حسن عسکری 
امام حسن عسکری (ع)   یک همسر آنهم نرجس خاتون (س) میباشند ویک فرزندش امام زمان (ع) است
منبع: boghanews.ir

دردسرهای خجالتی بودن در آینده کودک

محققان در بررسی‌های خود دریافته‌اند کودکان خجالتی که دچار بازداری رفتاری هستند، هم در مواجهه با افراد و هم هنگام روبرو شدن با موقعیت‌های جدید دچار مشکل می‌شوند و هفت برابر بیش از کودکان دیگر به اضطراب دچار می‌شوند. این بچه‌ها تمایل به دور بودن از برخوردها و تعاملات اجتماعی دارند و در تعاملات اجتماعی دچار تنش و فشار می‌شوند. مشاهدات رفتاری کودکان چهار ساله و مقایسه آن با رفتارهای این کودکان در سن هفت سالگی نشان می‌دهد کودکانی که در سن چهار سالگی ترسو بوده‌اند در هفت سالگی نیز همین رفتار را داشته‌اند و به مرور زمان بهتر نشده اند. همچنین در یک مطالعه دیگر مشخص شد مردانی که در سن کودکی خجالتی بوده‌اند کمتر احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند و به طور کلی کمتر در مشاغل ثابت فعالیت داشته‌اند. البته درباره زنان برعکس است و زنان خجالتی بیش از زنان اجتماعی احتمال دارد ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند. در کل اگر فرزند خجالتی دارید به امید این که با بزرگ شدن بهتر می‌شود نمانید و برای اجتماعی‌تر شدن او با یک روانشناس مشورت کنید

راز داشتن موهای ابریشمی

 داشتن موهای زیبای ابریشمی و حالت دار از جمله آرزوهای هرخانم می باشد. در این مطلب به بررسی و راز داشتن چنین موهایی میپردازد.

با روغن آرگان دوست شوید

روغن آرگان را روی موی مرطوب از اواسط مو تا انتهای موها بزنید، اینکار باعث صاف شدن کوتیکول موها می‌شود و امواج طبیعی موها را افزایش داده و وز مو را از بین می‌برد. از مقدار بسیار کمی روغن استفاده کنید و مطمئن شوید که با ریشه‌ی موها برخورد نمی‌کند تا از چرب شدن و کثیف بنظر رسیدن موهایتان جلوگیری شود. همچنین می‌توانید هنگامی‌که موهایتان خشک است، مقدار کمی شامپوی خشک به ریشه‌ی موهایتان بزنید تا باعث شود موهایتان حجم و حالت بیشتری داشته باشد. این کار موهایتان را همیشه تمیز و تازه و خوشبو نگاه می‌دارد. کرنول میگوید: «بافتن موهایتان به آنها حالت می‌دهد.» وی ادامه می‌دهد: «می‌توانید موهایتان را در خواب با نوار ببافید، سپس از خواب بیدار شوید، موهایتان را باز کنید، کمی موها را تکان دهید، و سپس موهایتان را با اسپری مخصوص مو اسپری کنید. پیچیدن مو‌ها با چیزی، می‌تواند به موهای شما ظاهری فوق العاده بدهد، بخصوص اگر موهای صافی دارید. برای داشتن ظاهری جذاب، روی موهای مرطوبتان اسپری حجم دهنده استفاده کنید، سپس موهایتان را کمی‌فشار دهید و سپس اجازه دهید هوا موهایتان را خشک کند.»
منبع: آسمونی

چگونه ارزش پول را به کودک‌ یاد بدهیم؟

یکی از آموزش‌هایی که اخیرا مورد توجه کارشناسان تربیتی قرار گرفته، آموزش ارزش پول و آینده‌نگری اقتصادی به بچه‌هاست. منظور از این آموزش در واقع آماده کردن بچه‌ها برای پس‌انداز پول نیست بلکه هدفی فراتر مدنظر است چراکه تفهیم «ارزش پول» به بچه‌ها کمک می‌کند از امکانات موجود بهترین استفاده را ببرند. حتی اگر خانواده‌ها هم امکانات زیادی داشته باشند، باید سعی کنند به نیازهای کودکان در حد معقول پاسخ دهند. بچه‌ها باید یاد بگیرند محدودیت‌های خاصی را که در زندگی پیش می‌آید، بپذیرند. این پذیرفتن کاستی‌ها و ضعف‌ها و تلاش برای رفع آنها، بچه‌ها را واقع‌بین می‌کند و آنها را به فردی خودساخته و کارآمد تبدیل خواهد کرد.

بچه‌ها از همان کودکی به ارزش پول و قدرتی که دارند، پی می‌برند و می‌فهمند داشتن پول بیشتر، قدرت بیشتری می‌آورد. حتی بچه‌های خردسال هر چه سکه‌های براق‌تری داشته باشند، خوشحال‌تر می‌شوند. وقتی بچه‌ها کمی بزرگ‌تر می‌شوند، از جمع کردن و شمردن مکرر «سکه‌ها» لذت می‌برند و در نهایت نوجوان می‌داند با داشتن پول بیشتر می‌تواند به بسیاری از خواسته‌های خود برسد، اما این موضوع که بچه‌ها «پول» را دوست دارند، دلیل بر شناخت ارزش واقعی آن نیست و تضمینی وجود ندارد که در بزرگسالی صرفه‌جو شوند. اگر می‌خواهید به بچه‌ها در این رابطه کمک کنید باید مفاهیم اولیه خرج کردن، پس‌انداز و برقراری تعادل بین‌ هزینه و درآمد را بیاموزید.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۵ تا ۷ سال

باید آنها را با ارزش سکه‌های رایج آشنا کنیم. مثلا تعدادی سکه به کودک بدهیم و معرفی کنیم نام هر سکه و ترتیب ارزش آن چیست. به این ترتیب کودک چند نکته ضروری را یاد می‌گیرد:

۱. دیدن هر چیز به معنای خواستن آن نیست، حتی اگر توان مالی خانواده برای تهیه آن وجود دارد.

۲. انتخاب کردن بین چند گزینه؛ مثلا از کودک بخواهید بین شکلات و بستنی یکی را انتخاب کند.

۳. درک مفهوم مالکیت، یعنی هر چیزی متعلق به صاحب آن است.

۴. تشخیص خواسته‌های ضروری و غیرضروری؛ یعنی نیازها با خواسته‌ها تفاوت دارد.

۵. تمرین خویشتنداری؛ یعنی اگر بتواند کمی از پول توجیبی‌اش را جمع کند می‌تواند به خواسته‌های مهم‌تر برسد.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های ۷ تا ۱۲ سال

کودکان دبستانی قادرند ارزش انواع سکه‌ها را با هم مقایسه کنند. به همین دلیل نسبت به قبل از مدرسه انگیزه بیشتری برای خرج کردن پول پیدا می‌کنند بنابراین درباره پول باید یاد بگیرند که انواع اسکناس‌های رایج چه ارزشی دارند، با تقلید و کمک والدین خریدهای کوچک خانگی را انجام دهند، داشتن حساب بانکی یا مکانی امن برای پس‌انداز پول ضروری است و توانایی پس‌انداز کوتاه‌مدت برای تهیه کالای مورد علاقه خود پیدا کنند.

شیوه آموزش ارزش پول به بچه‌های بالای ۱۲ سال

به بچه‌های ۱۲ سال به بالا هم باید روش درست خرج‌کردن پول را آموزش داد تا بتوانند دخل و خرج خود را متعادل کنند، در برآورد صورت‌ هزینه‌های خانواده مشارکت داشته باشند و بحث و گفت‌ و گو کنند و در افتراق و تمایز خواسته‌ها از نیازها کاملا متبحر شوند. با همه اینها نقش الگو بودن والدین در ارز‌شگذاری به پول، واقعا مهم است و باعث می‌شود بچه‌ها به شیوه عملی یاد بگیرند چگونه با «پول» رفتار کنند. اگر زمان گرفتن پول از فروشنده آن را مچاله می‌کنید یا برای برداشتن سکه‌تان از روی زمین خم می‌شوید، بدانید این رفتار را به بچه‌ها نیز می‌آموزید.

ضمنا والدینی که در این راه افراط و تفریط دارند باید مراقب باشند چرا که تاکید زیاد بر پس‌انداز می‌تواند باعث شود پول خرج کردن برای کودکان سخت شود و خصلت خساست در آنها شکل بگیرد به‌خصوص اگر زمینه اضطراب داشته باشند، تاکید بر جمع کردن پول برای روز مبادا، باعث افزایش اضطراب آنها می‌شود. بهترین روش برای آموزش پول به کودکان، پرداخت مقرری هفتگی است. به بچه‌های کوچک‌تر می‌توان مقرری روزانه داد و برای نوجوانان که قادرند بهتر دخل و خرجشان را مدیریت کنند، پول توجیبی ماهانه در نظر گرفت

راز زیبایی و تناسب اندام زنان کره ای و ژاپنی چیست؟

چرا دختران و زنان ژاپنی و کره ای تناسب اندام و پوست جوان و بسیار زیبایی دارند. تا حالا به این فکر کرده اید که این زیبایی و تناسب اندام چه راز و رمزی درش نهفته است. تناسب اندام و زیبایی پوست در اصل فامتورهای مهم زیبایی و جذابیت هستند که امروزه زنان و مردان برای رسیدن به آنها هزینه و وقت زیادی صرف می کنند. زمانی که فردی را با پوستی جوان و زیبا و یا تناسب اندام عالی می بینید بدون شک باید بدانید که پشت این زیبایی رازهایی وجود دارند که برای هر قوم و ملت متفاوت است.

در میان تمام کشورهای دنیا به جرات باید گفت مردمان ژاپن و کره صاحب بهترین نوع تناسب اندام و زیبایی پوست هستند چرا که چاقی در کشور آمریکا 34 درصد اما در ژاپن و کره تنها 3 درصد است که رازهای اصلی شامل:

زنان ژاپنی می خورند اما لاغر می شوند:

نخوردن غذاهای پرکالری اصل مهم برنامه غذایی برای داشتن تناسب اندام است. آنها به مواد موجود در غذایشان اهمیت می دهند و مهم ترین و اصلی ترین اصل تناسب اندام و زیبایی پوست انها مصرف غذاهای دریایی است. سوشی غذای بسیار معروف و محبوب یک غذای سرشار از امگا 3 و در عین حال کم کالری است پس می توان گفت غذاهای دریایی اصل اول تناسب اندام و زیبایی پوست و موی انهاست.

اصل بعدی ریشه در سنت آنها دارد و آنهم خوردن غذاهای ترجیحا خام است که شامل مصرف سبزیجات و میوه های خام است که به حد قابل توجهی چربی سوزی را در بدن سرعت می بخشد. بایستی بدانید که در جدیدترین تحقیقات انجام شده دانشمندان دریافتند که سبزیجات و میوه های خام سوخت چربی به خصوص در اطراف شکم و پهلو را تسریع می بخشند.

آنها در روز 10.000 قدم ورزش می کنند!

ورزش ساده ی انها برای تناسب اندام دلیل کاهش وزن سریع و داشتن اندامی ایده آل در زنان این کشورها پیاده روی و دوچرخه سواری به طور مداوم است . بله درتس است همین پیاده روی و دوچرخه سواری آنهم روزی 30 دقیقه و 10.00 قدم تنها ورزش مهم آنها برای حفظ وزن ایده ال و تناسب اندام است. آب پز را به سرخ کردنی ترجیح می دهند برای حفظ سلامت و زیبایی تمامی بخش های بدن مردمان سرزمین شرق نوع پخت و پز آب پز را در ارجحیت قرار می دهند و جالب است بدانید که اگر انها به میهمانی بروند که غذای سرخ کردنی سرو شود این را نشانه ی کم اهمیتی مهمانی از طرف میزبان می دانند چرا که انها می گویند اگر میزبان به میهمان علاقه داشته باشد بایستی به سلامت میهمان اهمیت قائل شود.

نوشیدنی زیبایی آنها چیست

نوشیدن آب به میزان لازم در طول روزیک اصل مهم برای شادابی و زیبایی پوست است .زنان ژاپنی و کره ای به جای نوشابه و مشروبات الکلی تنها آب می نوشند. اسنک ها – گوشت قرمز – شکر – قهوه و انواع کلوچه ها و کیک ها جایی در برنامه غذایی انها ندارند چون انها به طور جدی به این مسئله اعتقاد دارند که این مواد خوراکی موجب پیری و از بین رفتن جوانی و زیبایی پوستشان می شوند. چایی سبز و طرفداران بسیارش زمانی که نام چای سبز را می شنویم خواه نا خواه به یاد مردم شرقی با ان قوری ها و فنجان های کوچکشان یم افتیم که با علاقه در میهمانی هایشان چای سبز سرو می کنند . چای سبز به دلیل داشتن انتی اکسیدان فراوان برای تناسب اندام و زیبایی عالی است و مصرف ان برای تمام افراد توصیه می شود.

چند ترفند برای جلوگیری از لکه های رنگ مو روی پوست

تصور کنید امروز عصر مهمانی دعوتید و از رنگ موهای خود راضی نیستید، سریعا رنگ تهیه میکنید و روی موهای خود میگذارید و بعد از چند ساعت به نتیجه دلخواه میرسید ولی مسئله ای که وجود دارد، به جا ماندن لک های رنگ موی اطراف پیشانی و پشت گوش میباشد. رنگ کردن مو یکی از مواردی است که می‌تواند تاثیر بسیار خوبی بر استایل فرد داشته باشد اما زمانی که بر روی پوست می‌ریزد به کلی زیبایی را تحت تأثیر قرار میدهد .
در ادامه ترفندی به شما آموزش میدهیم تا با استفاده از آن بتوانید از این مسئله جلوگیری کنید.

رنگ کردن مو در منزل:

رنگ کردن مو در منزل کار آسانی است اما بیشتر افراد به هنگام رنگ کردن موهای خود قسمتی از رنگ را روی پوست می‌ریزند. اگر اقدامات احتیاطی مناسب صورت نگیرد، ممکن است در انتهای کار با لکه‌های رنگی بر روی پوست خود مواجه شوید. چگونه از بروز این اتفاق جلوگیری کنیم؟ اگرچه لکه‌های حاصل از رنگ‌های مو دائمی نیستند اما هنوز هم می‌توانند به مدت چند روز روی پوست باقی بمانند. بنابراین، بهتر است قبل از آغاز کار به فکر جلوگیری از این موضوع باشید.

زمانی را برای رنگ گردن انتخاب کنید که در آن روز موهای خود را نشسته‌اید:

بیشتر افراد دوست دارند موهای خود را قبل از شستشو ، رنگ کنند. سعی کنید زمانی را برای رنگ کردن موهای خود انتخاب کنید که هنوز موها را نشسته‌اید. استفاده از روغن‌های طبیعی بر روی پوست سر می‌تواند همانند یک ماده ضد لکه عمل کند. یکالی دو روز قبل از رفتن به حمام، موهای خود را رنگ کنید.

استفاده از وازلین:

وازلین یکی از محصولاتی است که مزایای متعددی دارد. این محصول توسط آرایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. حفاظت از پیشانی با وازلین یک روش عالی برای جلوگیری از باقی ماندن لکه‌های حاصل از رنگ بر روی پوست است. این ماده خواص مرطوب کنندگی دارد که می‌تواند فرمول رنگ‌های مو را بشکند و از بروز لکه جلوگیری کند. همچنین می‌توانید از کرم‌های مرطوب کننده سنگین یا حتی لوسیون ضخیم استفاد کنید. این گونه مواد همانند یک دیوار دفاعی در برابر ریختن رنگ مو بر روی پوست عمل می‌کنند. مقدار مناسبی از محصولات را در خارج از خط رویش موهای خود، پیشانی و قسمت‌های بیرونی گوش اعمال کنید. مراقب باشید وازلین یا کرم به موهایتان نخورد. استفاده از پنبه: شما می‌توانید به سادگی و با استفاده از پنبه از اینکار جلوگیری کنید.لایه ضخیمی از پنبه را بردارید و در وازلین فرو ببرید.سپس آن را در اطراف خط رویش مو و گوش قرار دهید. پنبه رنگ‌ مو را به خود جذب می‌کند و باعث می‌شود پوست نرم و تمیزی داشته باشید.

روغن زیتون:

اگر دوست دارید از مواد طبیعی استفاده کنید، روغن زیتون انتخاب خوبی خواهد بود. این روغن مرطوب کننده قوی در خود دارد و پوست شما را در برابر لکه‌های حاصل از رنگ مو محافظت می‌کند. برای استفاده از روغن زیتون کافیست یک اسفنج بردارید و آن را به روغن زیتون آغشته کنید. این اسفنج را در خط رویش مو و گوش‌های خود اعمال کنید.

روغن بچه:

روغن بچه بسیار ملایم است اما تاثیر بسیار خوبی در پیشگیری از ایجاد لکه‌های حاصل از رنگ مو بر روی پوست دارد. افرادی که دارای پوست حساس هستند می‌توانند به خوبی از این روغن استفاده کنند. رنگ کردن مو تنها پنهان کردن موهای سفید یا خاکستری نیست بلکه برای زیبایی نیز به کار می‌رود. زمانی که پوست شما با رنگ مو لکه دار می‌شود زیبایی تان نیز از دست خواهد رفت. بنابراین اگر به دنبال رنگ موی خوب هستید ، می‌توانید از ترفندهای بیان شده در این مقاله استفاده کنید. 
منبع: ایران طب

عقایدم فرسنگ ها با شوهرم فاصله دارد

در ۱۶ سالگی با فرهاد ازدواج کردم. اوایل انقلاب بود و قبل از ازدواج من کم و بیش در راه پیمایی ها و تظاهرات مثل همه مردم شرکت می کردم ولی تا آن زمان هنوز پوشش درستی نداشتم. در زمان شاه، من و خانواده ام از افراد معمولی بودیم که مطابق اوضاع همان روز، زندگی می کردیم و در زندگی ما حجاب و دیگر مسائل شرعی خیلی راه نداشت ولی پدرم ازاین که من در راهپیمایی ها شرکت می کردم، خوشحال بود و مرا تشویق می کرد. می گفت این ها عقیده شان درست است و تو کار خوبی می کنی که به راه پیمایی می روی . به فاصله کمی قبل از پایان دوره ی دبیرستان ازدواج کردم. بعد از ازدواج به دلیل همین گرایش های انقلابی خیلی زود روسری سر کردم که این اولین تغییر در خط مشی زندگی من بود. بخاطر همین دیگر نمی توانستم در مهمانی های خانوادگی و دوستانه مثل قبل شرکت داشته باشم. بعد از سه سال به دلیل تغییرکارفرهاد از تهران به شهری نقل مکان کردیم که شوهرم اصالتا اهل آنجا بود و با پدر و مادر و اقوامش انجا زندگی می کردند. درهمانجا بود که با مجالس قرآن و سخنرانی های مذهبی آشنا شدم و بر شدت علاقه و وابستگی ام به مسائل شرعی و پیاده کردن آن در زندگی ام اضافه شد. در همین سال ها بود که خداوند پسر اولم را به من داد و فرهاد از همین وقت بنای مخالفت را با من گذاشت. هرچه من بیشتر به طرف خدا و پیغمبر و اسلام می رفتم، مثل این که او جری تر می شد و مدام به من ایراد می گرفت و به عقیده و افکارم توهین می کرد. حتی سعی می کرد دقیقا عکس آنچه من دوست داشتم، انجام دهد؛ مثلا در خانه مشروب می خورد، کاری که من از آن متنفر بودم و در مقابل اظهارمخالفت هایم، او مرا کتک می زد. مدام تلویزیون های خارجی را تماشا می کرد و به ر ادیوهای بیگانه گوش می داد و همه را هم قبول و عمل می کرد. حتی بعد از گذشت مدتی شروع به رفت و آمد با گروه های ضد انقلاب کرد و از صبح تا نیمه های شب با این افراد بود و متاسفانه با آنها در نقشه های شومی که داشتند، همراهی می کرد. بالاخره هم بعد از اوج گرفتن این خرابکاری ها و فتنه های متعددی که درآن شرکت داشت، دستگیر شد. با هزار زحمت و رفت و آمد ما و دیدن دوست و آشنا تبرئه شد. بعد از آن تا مدتی مخفیانه به کارهای خود ادامه داد تا نهایتا مجبور شدیم به تهران برگردیم . بعد از بازگشت به تهران فرهاد باز ارتباطش را با گروه ها ی ضد انقلاب، مخصوصا سلطنت طلبان برقرار کرد. به همین نسبت که او به طرف این گروه ها و عقایدشان می رفت، من با توجه به اطلاعات و اعتقاداتم در عقیده ی خود محکم تر می شدم. کم کم آنقدر فاصله ی بین ما زیاد شد که همه می دانستند ما دردو قطب مخالف همدیگریم .

شب های زیادی را منزل نمی آمد و در مقابل پرسش من و بچه ها، دعوا و داد و بیداد می کرد. وقتی فرهاد در خانه بود، خانه تبدیل به پادگان می شد. من و بچه ها ، هیچ کدام حق این که تلویزیون را روشن کنیم یا مثلا شبکه ی مورد علاقه ی خود را ببینیم، نداشتیم. او به طور افراطی مشغول دیدن ماهواره و تبلیغات ضد اسلام و انقلاب بود و فیلم های مورد علاقه ی خود را می دید. حالا دیگرپسرهایم که بزرگ شده بودند، سعی می کردند برای فرهاد، که مدت ها بود بازنشسته شده بود، کارهای مناسب پیدا کنند. متاسفانه فرهاد با پسر ها و دخترم بسیار اختلاف نظر پیدا کرده بود ولی پسر بزرگم با پیدا کردن کار سعی داشت به او کمک کند، ولی او زیر بار نمی رفت و در خانه بیکار می نشست. یک نکته ی مهم در مورد فرهاد این است که از آنجایی که او فرزند آخر خانواده بود، بسیار مورد توجه و لوس بار آمده بود. به خاطر همین با کوچکترین حرف مخالفی، قهر می کرد و گوشه ای می نشست و در خود فرو می رفت. حرف بچه ها را هم حاضر نبود بپذیرد ، کسر شأن خود می دانست که با بچه ها در کاری شریک شود. این را هم باید بگویم که علی رغم همه ی اینها فرهاد مردی بسیار باهوش است و از سن بسیار کم توانسته هم کار کند، هم درس بخواند.

منتها به نظر من به دلیل بد رفتاری که با پدر و مادرش داشت، مورد نفرین آن ها واقع شده و همه چیز را از دست داده است. در این موارد من به خاطراعتقاداتم اصلا اجازه نداده ام که بچه هایم به او بی احترامی کنند .همیشه در اختلافات بین بچه ها با فرهاد، با اینکه دل خوشی از او نداشتم و ندارم، از او جانبداری کرده ام . البته در نهایت خودم نمی توانم مطابق میل او رفتار کنم و او هم مرا تحمل نمی کند. این است که به هر طریقی سعی کرده ام او را از خانه دور کنم تا هم او به زندگی و علایق خود برسد و هم من زندگی خود را داشته باشم . نمی خواهم از او جدا شوم . چون من الان عروس و داماد دارم. آن ها همه به من اعتراض دارند که چرا این وضعیت را تحمل می کنم، ولی من هنوز هم به آن ها اجازه نمی دهم که در زندگی ما دخالت کنند. حالا می خواهم ببینم چه راهی هست که با این همه ستمی که به من شده و گذشت و تحملی که کرده ام وبرای خودم جهنم و عذاب روحی شدیدی درست کرده ام، حال بعد از ۳۷ سال بتوانم تضمینی برای آینده ی زندگی ام داشته باشم؛ با وجودی که می دانم نه من مثل او می شوم و نه او مثل من. از این ناراحتم که از این اختلافات در زندگی زناشویی و عقیده و سبک زندگی ما بچه هایم نیز از نظر روحی و فکری لطمه خورده اند. نارحتی دیگر من این است که فرهاد با وجود همه ی افکار اشتباهی که داشته، بسیار مرد زحمت کش و دست به خیری بوده ولی چون هیچکدام از کارها را برای رضای خدا انجام نداده، همه بر باد رفته و از نظر مالی الان چیزی ندارد که پشتوانه ای برای زندگی مان باشد، غیر از یک واحد آپارتمان کوچک، آن هم در خارج از محدوده ی شهر، که هنوز هم سند یا برگی به عنوان مالکیت ندارد که فکر می کنم اگر بتوانم همان را هم حفظ کنم خوب است. این را هم بگویم که من در سند ازدواج از او ۴۰۰ سکه مهریه طلب دارم ولی می دانم که اگر بخواهم مهریه ام را مطالبه کنم، او چیزی ندارد.

پاسخ مشاور

پاسخ دکتر فرزانه اژدری: یکی از مسائلی که شاید بتوان گفت در اکثر خانواده ها در مسیر زندگی مشترک بعد از گذشت چند سال از زندگی زوجین اتفاق می افتد، تغییر افکار و سبک زندگی یکی از زوجین است. اگر این تغییر درجهت مثبت باشد، بسیار خوب و نیکوست و اگر در جهت منفی باشد، بسیار سخت و گاهی غیر قابل تحمل می شود. در هر حال چه این تغییر مثبت باشد یا منفی، پذیرش طرف دیگر هم خیلی مهم است. چون اگر این پذیرش و یا الاقل تحمل این تغییر در همسر نباشد، باعث تنش و برخورد در زندگی و روابط زوجین و حتی گاه جدایی معنوی زن و مرد از یکدیگر می شود. البته اگر این تغییردر جهت مثبت برای زوج اتفاق بیفتد، معمولا زن به دلیل تحمل و صبوری که دارد، سعی می کنند طوری با آن کنار بیاید و به زندگی مشترک ادامه دهد. زیرا زنان اکثرا غیر از منافع فردی جنبه های مختلفی را در زندگی در نظر می گیرند، مثل وجود فرزندان مشترک یا عدم مزاحمت و ایجاد نگرانی برای والدین و … البته این تحمل و صبوری درمردان کمتر دیده می شود. زیرا تغییرات گاهی باعث کم شدن وابستگی وعلاقه آن ها نسبت به اعضای خانواده و یا کاهش احساس مسئولیت در قبال آنها می شود.

در این نوع موارد معمولا چون یک مرد نمی تواند هم به موضوع مورد علاقه خود فکر کند و هم مسئولیت مادی و معنوی خانواده را در نظر بگیرد، خیلی اوقات به ترک و فراموشی مادی و معنوی خانواده روی می آورد. سعیده خانم از آن دسته زنانی است که به خاطر تغییراتی که در سبک زندگی خود داده و فاصله ای که با همسرش پیدا کرده، دچار زحمت و مشقت زیادی شده است. حرف ها و درد دل های سعیده خانم زیاد است، ما بعد از تشویق شان در جهت ادامه ی زندگی با همسرشان و تاکید بر ارزش و بهای این صبر و تحملی که در این سال ها کرده است،

راه حل حقوقی مشکل شان را این طور مطرح کردیم: واحد آپارتمانی مورد نظر نه سند دارد و نه قولنامه. پس اگرهراقدام قانونی جهت توقیف این ملک شود و همسر شما متوجه شود، ممکن است در زمان صدور سند مالکیت، همین ملک هم به نام دیگری ثبت شود که در ان صورت بازهم دست شما خالی می ماند . پس پیشنهاد ما این است که شما اول با تقدیم دادخواست دردفاتر خدمات الکترونیک قضایی، مهریه ی خود را درخواست کنید و بعد از دریافت حکم مهریه، بدون درخواست اجراییه، آن را نزد خود نگه دارد و به محض اینکه مطلع شدید که آن ملک به نام همسرتان، سند رسمی زده شده، از طریق اجرای احکام دستور توقیف و یا فروش آن را بگیرید تا بتوانید بخشی از مهریه تان را دریافت کنید. به این طریق این ملک از دست این خانواده نمی رود و می تواند تامین کننده ی بخشی از هزینه های زندگی تان باشد. ب

اسرار هندی ها برای رشد سریع تر موها

همه خانم ها دوست دارند موهای شان رشد بالایی داشته باشد و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری دریغ نمی کنند. همانطور که می دانید هندی ها موهای زیبا، بلند و پرپشت و سالمی دارند. بنابراین می خواهم چند نمونه از اسرار هندی ها برای رشد سریع تر موها به شما پیشنهاد کنم.

ژل آلوئه ورا

آیا از گیاه آلوئه ورا فقط برای زیبایی آن داخل گلدان یا باغچه استفاده می کنید؟ به نظر من استفاده بهتری هم می توانید از آن ببرید. زیرا آلوئه ورا برای رشد موها و مراقبت از پوست سر بسیار مفید است. چند برگ آلوئه ورا بچینید. برای خارج کردن شیره این گیاه را از وسط به دو نیم کنید. شیره آن را به ریشه موها ماساژ دهید. ماساژ دادن هم گردش خون را تقویت می کند و هم جذب آن را بیشتر می کند. بگذارید به مدت ۲ ساعت روی موها بماند. اگر بخواهید می توانید بگذارید تمام شب روی سر بماند و صبح بشوئید.

ماسک پانتنول

دی پانتنول یکی از مشتقات ویتامین B5 است که وقتی برای پوست استفاده می شود تبدیل به اسید پانتوتنیک می شود. از خواص این ماده ترمیم فولیکول های مو و جلوگیری از ریزش مو می باشد. موها را مثل همیشه بشوئید. سپس پانتنول بزنید و بیشتر روی ریشه موها تمرکز داشته باشید. پانتنول را می توانید به کل موها بزنید تا موها را نرم کرده و از حالت الکتریسیته موها بکاهد. موها را پس از شتشو با آب سرد بشوئید سعی کنید به انجام این کار عادت کنید.

آب سرد منافذ را می بندد و گردش خون را تقویت می کند و این ها باعث رشد سریع تر موها می شود. آب سرد موها را براق تر هم می کند. موها را مثل همیشه بشوئید. پس از استفاده از ماسک موها را با آب سرد بشوئید.

موها را با سرکه سیب بشوئید

انجام دادن این کار چندبار در ماه کافی است. سرکه سیب با فعال کردن فولیکول های مو باعث پرپشت شدن موها می شود. موها را مثل همیشه بشوئید. به جای نرم کننده یا ماسک مو سرکه سیب استفاده کنید. نیازی نیست که حتما موها را بشوئید چون بوی سرکه سیب زیاد تند نیست.

ماسک های پروتئینی استفاده کنید

این بهترین راه برای مقابله با کمبود پروتئین است. ۲ عدد تخم مرغ که به دمای اتاق رسیده اند را بردارید. زرده و سفیده ها را از هم جدا کنید. سفیده را هم بزنید و به ریشه موها بمالید. برای این که به اندازه کافی اثر بخش باشد موها را با کلاه یا پلاستیک بپوشانید.

روغن های ضروری استفاده کنید

روغن های ضروری مثل روغن جوجوبا، روغن رز ماری، روغن بادام، روغن اسطوخودوس و آویشن تاثیرات بسیار مفیدی بر فولیکول های مو دارند زیرا ویتامین های زیادی را برای موها و سر فراهم می کنند. تمام این روغن های ضروری که در بالا ذکر کردم را با هم ترکیب کنید و یا با ماسک روغن نارگیل مخلوط کنید. مواد را به ریشه موها بزنید و به مدت ۲ الی ۳ ساعت صبر کنید. سپس برای شستشوی موها باید دوبار با شامپو بشوئید تا کاملا تمیز شود.

با قاشق و چنگال های زیبای قدیمی انگشتر بسازید!

برای انتخاب قاشق و چنگال باید دقت کنید که چه نوع قاشق و چنگالی را باید انتخاب کنید ، اگر به پشت آنها نگاه کنید مطمئنا یکی از این دو کلمه را خواهید دید.

Stainless steel و sterling silver . اگر از stainless steel استفاده کنید به دلیل اینکه از فولاد مقاوم ساخته شده ، ممکن است که به خوبی خم نشود و فرم حلقه را نتوانید ایجاد کنید.

برای تشخیص اینکه قاشق یا چنگال شما sterling است می توانید به عدد نوشته شده در پشت قاشق (۹۰۰ یا ۹۲۵) دقت کنید.

کاری که باید انجام دهیم این است که انگشتی که می خواهیم انگشتر را برای آن درست کنیم ، اندازه بگیریم. بعد از اندازه گیری قاشق یا چنگال را به صورت زیر با تیغه های برش ، برش دهید.

در این مرحله با استفاده از چکش یا هر وسیله ی دیگری حالت حلقه را ایجاد کنید ، می توانید از حرارت هم برای خم کردن استفاده کنید

ترفند ها و نکات طلای برای اتو کشیدن لباس ها

اتو کشیدن یکی از کارهای مهمی است که در هر خانه ای لازم است. هرچند اتوکشی های بیرون از منزل هستند اما این کار هزینه بر است و با کمی دقت می توان در خانه به همان خوبی و با هزینه ی کمتر ،لباس هایی منظم و اتو کشیده داشت.

میز اتو
بهتر است ارتفاع میز اتو 90 سانتی متر باشد و روی آن با چند لایه پارچه پوشانده شود. در ضمن زیر میز اتو یک پارچه تمیز پهن نمایید تا وقتی لباسهای بلند را اتو می کنید انتهای آن با زمین در تماس نباشد.

بالا بردن کیفیت اتوی لباس
_ اگر پارچه یا لباس از دو طرف اتو ببیند زودتر و بهتر اتو می شود. بدین منظور به اندازه میز اتو یک یا دو لایه فویل یا کاغذ آلومینیومی پهن کنید بعد پارچه روی میز را محکم کنید. حالا اگر اتو کنید حرارت از بالا به پارچه می رسد و حرارت منعکس شده توسط فویل نیز از پایین تأثیر می گذارد.

_ لباسها را مستقیماً اتو نکنید بلکه همیشه یک پارچه نخی نازک و تمیز روی لباس انداخته و سپس اتو نمایید. این کار سبب می شود لباس برق نیندازد و قطره های آب، لباس را لک نکند.

_ لباسها را به راه پارچه اتو بزنید تا کش نیاید.

_ برای اتوی لباس ابتدا باید درزهای لباس رااز پشت باز کرده اتو بزنید.

_ برای اتو کردن لباسها و پارچه های گلدوزی شده یک پارچه پشمی روی گلدوزی ها بیندازید و بعد آن را اتو کنید. با این روش گلدوزی ها همیشه سالم می مانند.

_ برای تیز نشان دادن خط اتوی شلوار، قبل از اتو کشیدن پشت خط اتوی شلوار، روی خط اتو و زیر چین ها را صابون خشک بکشید.

_ در برخی از موارد که پارچه دو لایه است مانند شلوار، برای اینکه  اثر محل دوخت در هنگام اتو به طرف دیگر نیفتد بین دو لایه، یک مقوای سفید قرار دهید.

_ پارچه و لباسهای مخملی را هیچ گاه اتو نکنید زیرا مخمل اتو بردار نیست. در صورتی که مخمل چروک شد، برای صاف کردن آن کافی است آن را روی بخار آب نگه دارید تا چروک آن صاف شود.

_ وقتی قصد اتو کردن لباس پشمی را دارید ابتدا کمی پارچه را نمدار کنید بعد با اتویی که حرارت زیاد نداشته باشد به آرامی پارچه را اتو نمایید.

_ سعی کنید لباسها و بخصوص ملافه ها را نمدار اتو بزنید.
_ اگر لباس مات است آن را از طرف داخل و در صورتی که براق است از طرف بیرون اتو بزنید.

_ یقه و مچ لباس از پشت اتو می شود و سپس از رو، اگر لبه به طرف وسط چین افتاده، با اتو چینها را منتقل کنید.

_ بهتر است در کنار میز اتو نخ و سوزن و قیچی قرار دهید تا ضمن اتو کردن قسمت های شکافته شده لباسها را ترمیم نمایید.

_ اگر در هنگام اتو زدن متوجه شدید لباس لک زنگ فلزات را دارد که از میخ طناب رخت یا فنر فلزی گیره لباس ایجاد شده است مقداری نمک در آبلیمو بریزید سپس لکه را در آن بخیسانید بعد از یکساعت آن را خوب آب بکشید.

_ پارچه و لباسهای مخملی را هیچ گاه اتو نکنید زیرا مخمل اتو بردار نیست. در صورتی که مخمل چروک شد، برای صاف کردن آن کافی است آن را روی بخار آب نگه دارید تا چروک آن صاف شود.

_ اگر لباس شما چروک شده و به اتو دسترسی ندارید لباس را در حمام به چوب رخت آویزان کرده و دوش شیر آب گرم را باز نمایید. این کار باعث می شود بخار آب به درون پارچه نفوذ کرده و چین و چروک آن را باز نماید.

جلوگیری و از بین بردن برق اتو روی لباس
_ برای جلوگیری از برق افتادن لباس همیشه باید آرام اتو بزنید.
_ روی لباسها یک پارچه نازک انداخته و سپس اتو کنید.
_ در صورت برق افتادن لباس با یک پارچه نمدار برق آن را برطرف نمایید.

_ معمولاً لباسهای تیره رنگ پس از مدتی استفاده و به کار بردن اتوی داغ برق می اندازد و لباس، کهنه به نظر می رسد. برای رفع این عیب یک حوله نخی را در سرکه داغ فرو ببرید و سپس بیرون آورده خوب بچلانید و آن را محکم در نقطه ای از لباس که برق افتاده بمالید. برق لباس برطرف خواهد شد.

_ برای از بین بردن برق اتوی لباسهای ابریشمی به جای سرکه کمی آمونیاک را با چند قاشق غذاخوری الکل مخلوط نمایید و سپس اسفنجی را درون آن فرو بروده و روی محل مورد نظر بمالید.

_ برای از بین بردن برق لباسهایی که الیاف مصنوعی دارند می توانید نیم لیتر آب و یک و نیم قاشق آمونیاک را با هم مخلوط کرده و سپس از جهت طول پارچه در محل برق افتادگی بمالید.

_ لباس مشکی خیلی زودتر از دیگر لباسها برق می افتد و سبب بد منظره شدن لباس می شود. برای رفع این عیب سه قاشق سوپ خوری سرکه را در یک لیتر آب ریخته و فرچه نرمی را در آن خیس کرده و از راه پارچه روی لباس بکشید.

توصیه ای مفید برای اتو کردن لباسهای چروک!
لباسهای چروک را وقتی می خواهید راحت اتو کنید: چنانچه فراموش کرده اید لباسهای شسته را به موقع از روی بند بردارید و بر اثر تابش خورشید رطوبت آنها کاملا” از بین رفته و در نتیجه اتو زدن را برایتان سخت و دشوار ساخته است آنها را به مدت یک ساعت یا بیشتر درون یخچال بگذارید.با این تدبیر لباسها رطوبت لازم را جذب کرده و به آسانی اتو خواهند شد.