ترفندهای پاک‌کردن انواع لکه از روی لباس

می‌دونستین که نحوه پاک کردن لکه روغن با لکه چای و سس گوجه‌فرنگی فرق داره؟ با دونستن چندتا ترفند می‌تونین این لکه‌ها رو به راحتی پاک کنین و نگران خراب شدن لباس‌تون هم نباشین.

انتخاب اسم؛ معنی اسم «امیرعباس» چیست؟

نام زیبای پسرانه‌ای را برایتان تدارک دیده‌ایم که حتما از آشنایی با آن و معنای دلنشین آن خوشحال می‌شوید. شاید آنقدر از آن خوشتان بیاید که این نام را برای فرزند نورسیده‌اتان یا به نزدیکانتان که به تازگی صاحب فرزند شده‌اند معرفی کنید. این نام پسرانه که ریشه‌ی عربی دارد از ترکیب دو نام زیبا تشکیل شده است: امیر + عباس. در بخش‌هایی جداگانه به معنای هر نام می‌پردازیم تا معنای آن‌ها را بدانیم و با آگاهی بیشتر این نام را انتخاب کنیم.
بخش اول: “امیر” امیر نامی پسرانه با ریشه‌ی عربی است که مترادف موارد زیر می‌باشد: پادشاه، حاکم، حکم‌ران، خان، خدیو، رئیس، ژنرال،سرلشکر، سلطان، شاه، شیخ، فرمانده.

گو ای گزیده ٔ ملک هفت آسمان 
ای خسرو بزرگ و امیر بزرگوار.

امیر به هرآنکسی گفته می‌شد که شخصیتی بزرگ و بزرگوار داشت یا سپهسالار و سردار بزرگی بود و معمولا در ابتدای نام‌ها می‌آمد و از جلال و شکوه آن فرد خبر می‌داد. امیر نام مقدسی است که لقب امیرالمومنین، امام‌علی (ع)، امام اول شیعیان نیز هست.

بخش دوم:“عباس”، عباس نیز نام پسرانه با ریشه‌ی عربی است که نام بسیار عزیز و بزرگواری است که نشان‌دهنده‌ی شجاعت و دلاوری و قدرت است. عباس نامی است که در ایران و کشورهای مسلمان برای پسران انتخاب می‌شود. مشهورترین فردی که به این نام در تاریخ وجود دارد. ابوالفضل العباس است. عباس نام حضرت ابوالفضل(ع)، برادر امام حسین(ع) است که به جنگاوری، و قدرت زیاد مشهور بوده است و در واقعه‌ی کربلا دلاورانه جنگید و به شهادت رسید. عباس معنایی همچون شیر غران دارد، خشمگین و باصلابت که هیچ دشمنی در برابرش تاب مقاومت ندارد. ازجمله افراد دیگری که عباس نام داشتند: شاه عباس یکم، شاه صفوی
شاه عباس دوم، و شاه عباس سوم صفوی هستند و در آخر شاه عباس میرزا، شاه قاجار را می‌توان نام برد.
درکنار هم قرار گرفتن این دو نام یک نام زیبا، مقدس، و باشکوه را می‌سازد که انتخاب آن توسط شما می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ارادت شما به معصومین و اولیای خداوند باشد و به خاطر معانی با صلابتی که دارد، به شخصیت فرزندتان شان و مرتبه والایی ببخشد.ترکیب دو اسم امیر و عباس (پادشاه و شجاع)

معنی اسم امیرعباس در ثبت احوال
(به مجاز) امیر شجاع و دلاور، پادشاه و حاکم چون شیر.

ترکیب دو اسم امیر و عباس:
امیر: فرمانروا، پادشاه، سردار،  کسی که فرمانروا بر قومی باشد پادشاه، درجه‌ای پایین تر از پادشاه، حاکم، فرمانده سپاه سردار، سپهسالار .
عباس: عبوس و خشمگین، شیر بیشه که شیران از او بگریزند، (به مجاز) بسیار شجاع و دلیر، لقب برادر امام حسین علمدار شجاع صحرای کربلا

هر چیزی که دل تنگتان می خواهد، نذری دهید!

صدای طبل و عزاداری برای ابا عبدالله می آید؛  در خانه نشسته است. پنجره را باز گذاشته تا صدای هیئتی که از اول محرم بر سر کوچه شان به پا شده است را بشنود. دلش هوای روز هایی را می‌کند که پای بیرون رفتن را داشت و می توانست در میهمانی امام حسین(ع) شرکت کند. هوای روزهایی که هر چقدر در توانش بود نذری می‌داد تا اندکی در ثواب این روزها شریک باشد. 

چند سال خادم امام مهربانی‌ها بود. اما حالا می‌گوید توانش را ندارد. دلش هوای روزهایی را کرده که با نذری دادن احساس سبکی می کرد. با خودش می‌گوید: «همه چیز گران شده است. دیگر نمی‌توانم نذری بدهم.» صدای عزاداری نزدیک تر می شود. به نظر می رسد دسته ای از عزادار ها در حال آمدن به کوچه هستند.

دلش طاقت نمی آورد. نمی تواند همینطور دست روی دست بگذارد. از جایش بلند می شود. تصمیم تازه ای گرفته است. شربت خاکشیری درست می‌کند. با خود می‌گوید هوا گرم است. این شربت عطش عزاداران اباعبدالله را بر طرف می‌کند. چادرش را  سر می‌کند. لنگ لنگان به سمت در می رود. هیئت عزاداران را می‌بیند. اندکی بعد چهره های عزاداران را بعد از نوشیدن شربت ها که می‌بیند، اشک شوق می ریزد و از تصمیمش احساس رضایت می‌کند.

با هر امکانات و وسعی که دارید، می توانید نذری بدهید

مردم کشورمان از سالیان دور به مناسبت های مختلف با نیت ها و خواسته های گوناگون نذری می دادند. شاید شما هم یکی از افرادی باشید که قصد داشتید نذری بدهید اما با کمی بالا و پایین در ذهن تان از نیت خود پشیمان شده اید. شاید با خودتان گفتید حتما باید غذا نذری بدهید. یا با خودتان حساب و کتاب کرده اید که حداقل باید 100 پرس غذا بدهید تا نذرتان درست باشد و مورد اجابت قرار بگیرد.

اما باید بدانید که اشتباه می کنید. این میهمانی اباعبدالله است. نذری دادن روش ها و اشکال متنوعی دارد و همه می‌توانند با توجه به وسع، سلیقه و زمان شان در آن شریک باشند.

شما می توانید به جای 100 یا هزاران پرس غذا، همان غذایی که برای خودتان درست می‌کنید را نذری بدهید. چطوری؟ قطعا تا به حال این کار را کرده اید یا به ذهن تان رسیده است. یک پرس یا چند پرس غذا را به چند نفر از همسایه هایتان بدهید. همین چند پرس خودش ثواب و برکت زیادی برای شما به همراه دارد. نیازی نیست حتما هزاران پرس غذا نذری بدهید.

با یک مشت برنج نذری بدهید و ثواب کنید

در زمان قاجار  که سنت نذری دادن به اوج خود رسیده بود، افرادی که توانایی نذری دادن نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا مقداری گوشت یا حبوبات در خورشت، در مراسم نذری شریک می‌شدند. 

هرچه دل تنگتان می خواهد نذری بدهید

فرقی نمی کند چه چیزی نذری می دهید، مهم این است که بیکار ننشینید. شما می توانید انواع شربت، چای، شیر، شیر کاکائو، آبمیوه، خرما، بیسکوئیت، میوه، بستنی، کیک، حلوا، شله زرد،  انواع آش و غیره نذری دهید.

برخی ها یک فلاسک آب در مغازه شان قرار می دهند تا رهگذاران تشنه ای که از آن نزدیکی ها می گذرند را سیراب کنند. برخی دیگر نذر می‌کنند که زباله های مراسم های عزاداری را جمع کنند.

برخی دیگر به نانوایی ها می روند و یک یا چند نوبت از پخت نان را نذری می دهند. 

برخی از مردم نذری های خود را در مساجد و هیئت ها توزیع می کنند و برخی در خیابان ها، خانه های سالمندان، موسسات خیریه و مراکز بهزیستی و … کمک می کنند.فرقی نمی کند شما چه چیزی یا چه جایی نذری می دهید، مهم نیتی است که پشت این عمل خیر وجود دارد. 

 

نذر لباس مشکی

نذری که حتما نباید خوراکی و غذا باشد. شما می‌توانید در این ایام با تهیه لباس مشکی و عزاداری یا حتی یک عدد روسری یا پیراهن بین نیازمندانی که توانایی تهیه لباس مشکی عزاداری ندارند، نذری بدهید.

نذر خون برای امام حسین(ع)

نیاز به خون از همه گرو ه‌های خونی یک نیاز همیشگی است.عزاداران اباعبدالله می‌توانند با اهدای خون خود با عنوان نذر نجات دهنده جان بیماران نیازمندی باشند که در این روزها به دلیل کمبود پلاکت چشم انتظار هم‌نوعان خود هستند. در شهرهای مختلف از ابتدای محرم تا آخر ماه صفر پویش هایی با عنوان پویش حسینی نذر خون راه اندازی می شود. می توانید نذر تان را به این شکل ادا کنید. البته حواستان باشد که خدایی نکرده خودتان کم خون نباشید.

نذر خوش اخلاقی

فارغ از ماه محرم و صفر و ماه مبارک رمضان، می‌توانیم در هر روز از سال مهربانی به هم نوعان مان نذری دهیم. بهتر کار کردن در هر شغلی که هستیم. منصف بودن در هر عرصه ای که قرار داریم. کمی حوصله به خرج دادن در هر کاری که بر عهده مان قرار می دهند. مسئولیت پذیر بودن در هر جایگاهی که قرار داریم.

همه این ها می تواند نذری باشد که با انجام آن می‌توانید به دنیای اطراف مان محبت و صفا و مهربانی هدیه کنیم. هر لحظه و ساعت زندگی‌مان را می‌توانیم نذر کنیم. نذر برای بهتر بودن با هم نوعان مان. نذر مهربانی. نذر کنیم که با مردم مان خوش اخلاق‌تر برخورد کنیم و هر کس از کنار مان رد شد، به او اخم نکنیم. به همین راحتی می‌توانید در نذری دادن سهیم شوید.

اگر شما هم یکی از از همان افرادی هستید که تا به حال با فکر و خیال‌های بزرگ تصمیم به نذری داشتن داشته اید و پشیمان شده اید، دست به کار شوید. با هر چیزی که فکرش را هم نمی‌کنید می توان در میهمانی ابا عبدالله سهیم شوید. 

دختر محجبه و موزیسین خادم هیئت قاسم ابن الحسن

سال‌هاست که از دنیای نوجوانی فاصله گرفته‌ام. برای همین اضطراب دارم که با نوجوان‌ها چطور مواجه شوم و باب گفت‌وگو را باز کنم. دنیای نوجوان‌های این روزها برایم پر از اصطلاحات عجیب و علاقه‌مندی‌های غریب است. بالاخره دل را به دریا می‌زنم  بین نوجوان های هیئت می‌روم .اینجا مسجد جامع قاسم ابن الحسن (ع)؛ جایی‌که قرار است «برنا» هیئت نوجوانان را برگزار کند. برنا بخش نوجوان واحد خانوادهٔ مؤسسهٔ مصاف است که پاتوق دهه‌هشتادی‌ها را با نام «پاتوق آیینه‌ها» راه انداخت و محبوب نوجوانان زیادی شد.

بسته‌های فرهنگی این محفل رنگ و بوی دیگری دارد. «نی خیزران»است که نامه‌ای داخلش گنجانده شده و آینه‌ای کوچک از آن آویزان است که رویش «احلی من العسل» حک شده. همین جمله یعنی اینجا محفل قاسم ابن الحسن (ع) است و ارادتمندان نوجوانش.

هدایای هیئت قاسم ابن الحسن (ع) که هنگام ورود به عزاداران تقدیم می‌شود

خادم هیئت سوژه می‌شود

از ویژگی‌های جالب این هیئت این است که تمام خادمان و افراد اجرایی مراسم، نوجوانان کم‌سن و سالی هستند که احتمالاً فکر می‌کنید کار خاصی بلد نیستند. اما نظم هیئت، هدایای زیبا، عکاسی حرفه‌ای و… می‌گوید که اتفاقاً کار را باید به همین‌ها سپرد و به خانه رفت!

«آیسان» را از بین خادمان هیئت برای مصاحبه انتخاب می‌کنم. با حجاب کامل و لبخندی بزرگ روبه‌رویم می‌نشیند. متانتش باعث می‌شود سنش بیشتر به نظر برسد. ولی ۱۶ سال بیشتر ندارد. می‌گویم «از اولش بگو!». شروع می‌کند: «از طریق پدرم با مصاف و واحد خانواده آشنا شدم. مدتی برای مشاورهٔ تحصیلی و فردی به آنجا می‌رفتم. بعد مشاورم من را به مؤسسه معرفی کردند تا به‌عنوان نیروی اجرایی فعالیت کنم. از همان موقع دوستان محجبهٔ زیادی پیدا کردم. اما در هنرستان‌مان تنها فرد چادری هستم.».

آیسان، نوجوان موزیسین که خادم هیئت قاسم ابن الحسن (ع) است.

شاخی که به حق روی سرم سبز شد

با وضعیت حجاب در مدارس بیگانه نیستم. ولی انتظار ندارم که در مدرسه‌ای فقط یک نفر چادری باشد. از رشتهٔ تحصیلی‌اش می‌پرسم و از جوابش شاخ درمی‌آورم. در هنرستان، موسیقی می‌خواند. از بچگی به موسیقی علاقه داشته و چندین سال است که تار می‌زند. می‌گوید: «از توصیهٔ رهبر که فرمودند موسیقی‌ای باید ساخته شود که با فطرت انسانی مطابقت داشته باشد و انسان را به خدا برساند، فهمیدم که حجابم با موسیقی هیچ مغایرتی ندارد.». بنابراین وقتی حجاب را انتخاب می‌کند، تصمیم می‌گیرد موسیقی را ادامه دهد. حالا می‌فهمم که چرا آیسان تنها چادری هنرستان است!

تحول پدر، مقدمهٔ تحول دختر می‌شود

پدر آیسان قبلاً اعتقادات مذهبی و سیاسی بسیار متفاوتی داشته. تا اینکه حدود ۴ سال پیش به کلی تغییر کرد و مذهبی شد. همین موضوع باعث گرایش آیسان به مسائل مذهبی می‌شود. او می‌گوید: «سخنرانی اساتید را دربارهٔ حجاب گوش دادم. بعد هم سفری به کربلا داشتم که باعث علاقه‌مندی بیشتر من به مسائل سیاسی و مذهبی شد. اما وقتی به امامزاده صالح (ع) می‌رفتم مادرم می‌گفتند نرو. دوست نداشتند زیاد در این محیط‌ها باشم. چند بار اطاعت کردم و از خدا خواستم ایشان در این مسائل با من نرم‌تر بشوند. بعد کم‌کم توانستم رضایتشان را برای حضور در چنین مکان‌ها و مراسم‌هایی جلب کنم.».

امام زمان خواسته‌اند اینجا باشم

آیسان، این موزیسین نوجوان، می‌گوید: «حضورم را در این محیط مدیون پدرم هستم. اما قطعاً امام زمان (عج) خواسته‌اند که اینجا باشم. هیئت مسیر و هدفم را به‌شدت تغییر داده. از وقتی وارد هیئت شده‌ام، دغدغه‌ام این شده که کاری برای امام زمانم بکنم و خدمتی به زائران و عزاداران.».

او دوست دارد یک هیئت برای موزیسین‌ها تأسیس کند و دوستانش و کسانی را که میانهٔ خوبی با مذهب ندارند، زیر پر و بال خود بگیرد. در انتها نیز به پدر و مادرها توصیه می‌کند: «در هیئت اصلاً نگران بچه‌هایتان نباشید. در این دوره و زمانه جایی سالم‌تر از هیئت پیدا نمی‌شود. هر جایی که بچه‌هایتان را رها کنید، قطعاً با نوعی از فساد مواجه می‌شوند. بهترین جا زیر علم امام حسین (ع) است.».

رونوشت به طراحان مد و لباس حجاب

ساغر را وقتی مشغول عکاسی است شکار می‌کنم. نسبت به بقیهٔ بچه‌های اجرایی تیپ متفاوتی دارد. ۱۹ساله است و می‌گوید مدت زیادی نیست که باحجاب شده. البته موضوع گزارش من حجاب نیست. ولی او دوست دارد در این باره صحبت کند. مانعش نمی‌شوم: «همیشه عقایدی داشتم، هرچند خیلی پررنگ نبود. اما اصلاً در قید حجاب نبودم و هر جور لباسی می‌پوشیدم. از محرم پارسال دلم خواست محض امتحان با حجاب به حسینیه بروم. کم‌کم هر روز فرم‌های مختلف پوشش را امتحان می‌کردم. چون به ظاهرم خیلی اهمیت می‌دهم، برایم مهم بود که بهم بیاید. اما دیدم ضمن اینکه حجاب بهم می‌آید، با آن احساس راحتی می‌کنم. کم‌کم موضوع خیلی برایم عمیق و مهم شد. با خودم گفتم شاید واقعاً این راه درست است و من نباید با تعصب به آن نگاه کنم.».

لحظه‌ای که ساغر را پیدا کردم

انتخاب حجاب برایم سخت بود

ساغر که از یک تلاطم ذهنی و چالش عمیق به سلامت گذر کرده و حالا خودش را در آرامش می‌بیند دربارهٔ انتخابش به تفصیل برایم می‌گوید: «به همهٔ جوانبش فکر کردم. خیلی مطالعه کردم. اولش خیلی برایم سخت بود که دیگر نمی‌توانم مثل قبل به خودم برسم، با آن تیپ‌ها بگردم، موهایم را درست کنم، شلوار کوتاه و زاپ‌دار بپوشم و… به خودم گفتم «عیبی ندارد؛ تمرین کن!».

چالش فکری دیگرم واکنش اطرافیان و خصوصاً دوستانم بود. چند بار سعی کردم با دوستانم درباره‌اش حرف بزنم. مسخره‌ام کردند و گفتند «ساغر جوگیر شده!».

در کنار این‌ها حرف‌های دیگری می‌شنیدم، هیئت می‌رفتم و آدم‌های متفاوتی را می‌دیدم. احساس می‌کردم حالم در این محیط‌ها بهتر است. بیشتر خودم هستم و بیشتر وقت دارم به خود اصلی‌ام فکر کنم، نه به ظاهرم.بعد از این‌ها برای اولین بار به کربلا رفتم. اما روز آخر آنقدر از حجاب خسته شده بودم که گفتم دیگر نمی‌توانم و موهایم را باز کردم.».

حجاب سبک زندگی است، نه صرفاً پوشش

حجاب، عفاف و حیا، ابعاد یک ماجرا هستند که متأسفانه بعضی‌ها صرفاً به بخش پوشش آن توجه می‌کنند. این را در انتقادات بسیاری از افراد می‌توان دید. ساغر هم در این باره گله‌ای مشابه دارد: «وقتی برگشتیم تهران به روزهایی که حجاب داشتم فکر می‌کردم. برای من صرفاً یک نوع پوشش نبود، یک اخلاق و سبک زندگی بود. حس می‌کردم وقتی حجاب دارم باید یک چیزهایی را رعایت کنم. مثلاً مدل حرف زدنم، گرم نگرفتن بیش از حد با پسرها و…؛ حس می‌کردم حجابم ایجاب می‌کند دست‌کم برای زیر سؤال نبردن این پوشش، بعضی رفتارها را انجام ندهم. چون خودم به این خاطر زده شده بودم که افراد باحجابی را می‌دیدم که این چیزها را رعایت نمی‌کردند. به این فکر کردم که شاید من فقط قسمت بد ماجرا را دیده‌ام. هستند محجبه‌هایی که رفتارشان هم درست است.».

در قلب آن تصمیم بزرگ

وقتی آیسان از روزهای سردرگمی‌اش می‌گوید، اضطرار آن روزها را می‌توان در چشم‌هایش دید: «خیلی به این چیزها فکر کردم. یک دوست محجبه دارم که خیلی با او صحبت می‌کردم. نهایتاً یک شب به دوستم گفتم تصمیم گرفته‌ام باحجاب باشم. از آن به بعد به طور عجیبی دایرهٔ آدم‌های اطرافم تغییر کرد و دیدم آن موقعیت چقدر از من دور بوده. قبلاً به خاطر محیطی که در آن بودم، مدام با حاشیه‌های مختلف درگیر می‌شدم و اصلاً وقت نداشتم به خودم فکر کنم. هدفم خوش‌گذراندن بود. ولی در محیط جدید فرصت کردم فکر کنم که اصلاً چرا در این دنیا هستم و می‌خواهم به کجا برسم. بعد هدف‌هایم را مشخص کردم و آرامشم بسیار بیشتر شد.».

یک‌شبه نمی‌توان به حجاب رسید

حجاب چیزی نیست که یک‌شبه به آن برسی و ناگهان تصمیم بگیری. نیاز به مطالعه، پیش‌زمینه و البته مقاومت دارد. آیسان با این نکته موافق است: «شاید اگر مادرم مذهبی نبودند، هیچ‌وقت محجبه نمی‌شدم و انتخابم این بود که موهایم معلوم باشد، اما رفتارم خوب باشد. چون جز مادرم و خانواده‌اش رفتار درست را در این قشر ندیده بودم. مذهبی‌هایی که من در جامعه با آنها مواجه شده بودم بیشتر از اینکه چیزی یادم بدهند، من را زده کرده بودند.».

به این فکر می‌کنم که چند ساغر و آیسان دیگر در ایران و حتی دنیا هستند که اگر در معرض آگاهی، اطلاعات و رفتار درست قرار بگیرند، مسیرشان تغییر می‌کند…

عشق به حسین (ع) نوجوانان را با هر ظاهر و تفکری به هیئت می‌کشاند

آموزش، آموزش، آموزش!

در مسائل فرهنگی و مغزافزاری رسانه و آموزش حرف اول را می‌زند، که ما در هر دو نیاز به تلاش بسیار بیشتر داریم. ساغر معتقد است: «در مدارس اصلاً آموزش نیست و رفتار درستی با بچه‌ها نمی‌شود. بچه‌ها یا زده می‌شوند، یا جذب چیزهای دیگر می‌شوند. کسی فلسفهٔ زن بودن یا مرد بودن را درست به بچه‌ها نمی‌آموزد. آنها ناگهان وارد جامعه‌ای می‌شوند که افراد بالغش هم آموزش ندیده‌اند. با ذهن خالی نمی‌توان درست و غلط را تشخیص داد. به همین خاطر هر چیزی که رنگ و لعاب بیشتری داشته باشد وارد مغز بچه، و تبدیل به سبک زندگی او می‌شود. ما بچه را بدون هیچ آموزش و آمادگی به جامعه‌ای می‌فرستیم که از هر طرف مورد هجمه است و انتظار داریم هیچ اتفاقی برایش نیفتد و سالم بماند.».

همراهی کنید و رفاقت

محمدرضا نوجوانی باوقار و سیاه‌پوش است که از شهریار آمده تا در هیئت قاسم ابن الحسن در یکی از شرقی‌ترین نقاط تهران شرکت کند. در گوشه‌ای از هیئت به گفت‌وگو می‌نشینیم. محمدرضا از همکاری، همفکری و تشویق پدر و مادرش می‌گوید که باعث شده الان او در هیئت باشد. از اینکه فاصلهٔ سنی‌شان کم است و هم‌عقیده‌اند. با هم رفیق هستند و ارتباط نزدیکی دارند. او می‌گوید: «پدر و مادرم از بچگی ما را به هیئت می‌بردند و این خیلی تأثیر داشته در اینکه چنین زمینه‌ای داشته باشم و در این فضا بمانم. اولین خاطره‌ای که در ذهنم از هیئت دارم مربوط به ۶سالگی‌ام است. به مصلای امام خمینی تهران رفته بودیم. زیارت عاشورا خوانده می‌شد که روی پای مادرم خوابم برد. باد خنکی هم می‌وزید. این یک تصویر زیبا و دلنشین است که از هیئت دارم.».

 

رفیق خوب انتخاب کنید تا عاقبت به‌خیر شوید

محمدرضا با دوستش به هیئت آمده. برای مصاحبه هم با همان دوستش می‌آید. از روحیه‌اش حدس می‌زنم دوستان زیادی داشته باشد. می‌پرسم «بهترین دوست شما کیست؟». سؤال ساده و کلیشه‌ای است و احتمالاً باید یکی دو اسم جوابش باشد. اما جواب این نوجوان غافلگیرم می‌کند. می‌گوید: «اگر بهترین رفقای آدم اهل‌بیت (ع) باشند، کمک می‌کنند که دوستان خوبی پیدا کنید. یعنی همه چیز را بسپرید به اهل‌بیت (ع)، خودشان بهترین‌ها را سر راهتان قرار می‌دهند.».  صحبتش را با اشاره به حضرت قاسم (ع) ادامه می‌دهد: «ایشان امام‌محور بوده‌اند. ایستادگی، مردانگی و ایثار ایشان باعث شد که ظهر عاشورا به میدان بروند و با دشمن امام‌شان بجنگند.».

یاد اهل‌بیت(ع) باید امتداد داشته باشد تا کل سال

خیلی از ما تجربه کرده‌ایم و دیده‌ایم که هیئت باعث عاقبت‌به‌خیری می‌شود و کمک می‌کند که افکار مثبت و حال خوب به سراغمان بیاید. محمدرضای نوجوان ما در این باره می‌گوید: «بعضی‌ها وقتی حالشان بد است به گوشه‌ای می‌روند و آهنگی گوش می‌دهند تا حالشان خوب شود. اما در محرم می‌توانیم از این فرصت استفاده کنیم، به هیئت‌ها برویم و خودمان را خالی کنیم. با اهل‌بیت (ع) آشنا شویم و دوستی کنیم.».

یاد امامان نباید فقط به دههٔ اول محرم محدود شود و بعد دوباره به همان روزمرگی روزهای عادی برگردیم. این را می‌توان در بستر هیئت‌های منظم محقق کرد. محمدرضا از یک هیئت هفتگی به نام «قدم قدم با شهدا» می‌گوید که در گلزار شهدای عباس‌آباد برگزار می‌شود و یک هیئت خانگی به نام «ضیوف‌الزهرا» که هر بار در خانهٔ یکی از دوستانش برقرار است. او معتقد است این هیئت‌ها باعث می‌شود در روزهای دیگر سال هم سبک زندگی‌شان با اهل‌بیت(ع) و شهدا آمیخته باشد.

از شیطان‌پرستی شروع شد، به مهدویت رسید

حالا جسارتم در سوژه‌یابی بین نوجوانان بیشتر شده. چرخی بین عزاداران کم‌سن و سال می‌زنم. از قضا یک محمدرضای دیگر سوژه‌ام می‌شود. تیشرت مشکی به تن دارد و بازوبند زرد «قاسم ابن الحسن» را به بازویش بسته. محمدرضا با اعتماد به نفس حرف‌هایش را شروع می‌کند: «کلاس هفتم که بودم در مدرسه‌مان از بین حدود ۲۰۰ دانش‌آموز، فقط من نماز می‌خواندم. در کلاس دینی بحث شیطان‌پرستی و جن شد. در آن سن و سال آدم خیلی کنجکاو است. در اینترنت سرچ کردم و با سخنرانی‌های آقای رائفی‌پور آشنا شدم. از همان موقع ترغیب شدم و سخنرانی‌هایشان را پیگیری کردم. چند سال بعد، روزی دوست صمیمی‌ام حرف از «پاتوق آیینه‌ها» زد و فهمیدم مربوط به بخش نوجوانان مصاف است و دیگر نمک‌گیر شدم.».

محمدرضا یا همان «یار امام زمان» که سربند زردرنگ «قاسم ابن الحسن (ع)» را به بازویش بسته

یار امام زمان بودن افتخار ماست

به نظرم بچه‌ها هر چه اعتماد به نفس، ثبات و عزت‌نفس در چنته دارند، از تربیت و سبک زندگی والدین‌شان است. محمدرضا هم احتمالاً پدر و مادری قدرتمند و البته همراه دارد. او دربارهٔ خانواده‌اش می‌گوید: «پدر و مادرم همیشه تشویقم کرده‌اند که کارهای فرهنگی و در جهت رضایت امام زمان (عج) انجام بدهم. حتی از بچگی پدرم به من می‌گفتند «یار امام زمان». ولی آن‌قدر که بچه‌ها و بستگان مسخره‌ام می‌کردند، در عالم بچگی می‌گفتم نمی‌خواهم یار امام زمان باشم. اما بزرگتر که شدم فهمیدم این یک افتخار بزرگ است.».

اینترنت و رسانه‌ها چالش ذهنی ایجاد می‌کنند

هیئت به نام نوجوانان است، اما مگر قرار است جلوی ورود عاشقان سن‌بالاتر را بگیرند؟ پناه بر خدا… به قول سخنران، «حبیب ابن مظاهر»ها هم در مراسم زیادند. اما آقای طحانی را از بین میان‌سال‌های متمایل به جوانی انتخاب می‌کنم؛ پدر ۳ دهه‌هشتادی. آقای طحانی از آنهایی است که با بچه‌هایش بچگی می‌کند و با آنها بزرگ می‌شود. کاش همه‌مان این‌طور باشیم.

او صحبت‌هایش را از اهمیت رسانه و نقش آن در زندگی بچه‌ها آغاز می‌کند: «با بچه‌هایم زیاد کارتون می‌بینم. اوایل نکات نمادشناسی را به آنها می‌گفتم که خیلی برایشان جالب بود. در این زمانه با این میزان دسترسی به رسانه، اینترنت و فضای مجازی، خواه ناخواه چالش‌های ذهنی مختلفی برای بچه‌ها ایجاد می‌شود که باید برایشان جواب داشته باشیم. وگرنه بچه‌ها به راه‌های بیهوده و بی‌سرانجام می‌روند.».

آقای طحانی و دهه‌هشتادی‌هایش که مشغول هماهنگی برای رفتن به برنامهٔ تشییع شهدای تازه‌تفحص‌شدهٔ مدافع حرم هستند

مدیون بُرنا و پاتوق آیینه‌ها هستم

دغدغهٔ همهٔ پدر و مادرها آیندهٔ روشن برای بچه‌هایشان است. چه بهتر که از سن کم بچه‌ها را در مسیری قرار دهیم که به دردشان بخورد. یعنی اطلاعات و آگاهی درستی به بچه بدهیم. وگرنه درس خواندن به تنهایی به چه کار می‌آید؟ اگر نوجوان یاد بگیرد که وقتی بزرگ شد با چه چالش‌هایی در ازدواج، مسکن، کار، دانشگاه و… قرار است روبه‌رو شود، مواجه شدن با آن چالش‌ها و حل‌شان برایش راحت‌تر خواهد بود.

آقای طحانی در این باره می‌گوید: «بزرگ‌ترین حسن بخش برنا برای منِ پدر این بود که به سه فرزندم آگاهی، آموزش و هدف داد. به بچه‌ها گفتند «تو می‌توانی این هدف را با این مسیر و این چالش‌ها انتخاب کنی، که با داشتن علم، آگاهی و اعتقاد دینی می‌توانی از این چالش‌ها بگذری.».

پسر بزرگ من قبلاً می‌خواست دامپزشک شود. الان می‌گوید «باید IT بخوانم تا جایی بروم که تأثیرگذار باشد. دامپزشک‌شدن آن تأثیر قانع‌کننده را برایم ندارد.». من ایجاد این بینش در فرزندم را مدیون پاتوق آیینه‌ها هستم.».

باید با بچه‌هایمان حرف بزنیم

پدر ۳ دهه‌هشتادی دربارهٔ اهمیت ارتباط نزدیک و صمیمانهٔ والدین با فرزندان می‌گوید: «بعضی بچه‌ها و والدین نمی‌توانند با هم راحت باشند. پاتوق آیینه‌ها این ارتباط را آسان کرد. به بچه‌ها و والدین آگاهی داد که اگر این ارتباط حفظ و تقویت نشود چه آسیب‌هایی خواهد داشت. اگر امروز منِ پدر به مشکلات فرزندم گوش ندهم و درکش نکنم، فردا او بیرون از خانه به دنبال حل مسائلش می‌گردد و این، آسیب‌های زیادی در پی دارد. فرزندانم هم قبل از این جلسات به خاطر حجب و حیا، زیاد با ما راحت نبودند. پاتوق آیینه‌ها به من و فرزندانم کمک کرد که راحت‌تر با هم ارتباط برقرار کنیم و دربارهٔ مسائل شخصی‌شان حرف بزنیم.».

در رسانه صداها دربارهٔ دختران بلند است، اما مفاهیم نه

در جامعه و رسانه دربارهٔ دختران زیاد حرف می‌زنیم ولی ارزش و جایگاه آنها را تبیین نمی‌کنیم. آقای طحانی با اشاره به این کم‌کاری می‌گوید: «پاتوق آیینه‌ها به ما یاد داد که جایگاه دختر چقدر ویژه، والا و زیباست. یک بار بحث حجاب بود. می‌گفتند «دختر! تو از دید ما اشرف مخلوقاتی! بالاترین نعمت به یک خانواده، فرزند دختر است. حجاب فقط پوشش نیست. حجاب، آگاهی‌ای است که دختر از شخصیت و شأن خودش به دست می‌آورد. این آگاهی باعث می‌شود دختر، جایگاه اجتماعی خودش را بالاتر ببیند و حجابش را هم رعایت کند».

هیئت اهل‌بیت سرچشمهٔ نور است

خانوادهٔ طحانی هر سال محرم به هیئت‌هایی که دوست داشتند می‌رفتند. اما امسال پسرها تصمیم گرفتند برای عزاداری به مسجد بروند و باعث شدند پدرشان برای اولین بار در مسجد عزاداری کند. آقای طحانی معتقد است بچه‌ها در پاتوق آیینه‌ها به این باور رسیده‌اند و می‌گوید: «من دغدغه داشتم که تابستان برای بچه‌هایم چه کنم. یک روز فرمی جلویم گذاشتند و گفتند که می‌خواهند عضو بسیج مسجد شوند. دیدم کلی اطلاعات دربارهٔ کلاس‌های درسی، تفریحی و ورزشی‌اش جمع کرده‌اند و تمام جوانبش را سنجیده‌اند. برایم بسیار خوشحال‌کننده است که فرزندم به یک آگاهی می‌رسد که کل روزهای سال را تلاش کند تا در راه اهل‌بیت(ع) باشد، نه فقط محرم.».

روحانی مسجد با ما گل‌کوچک بازی کرد

سلمان آخرین کسی است که با او گپ می‌زنم. نوجوان محجوبی که رفتارش با ادب فراوان زیباتر شده. از خاطرات هیئتش شروع می‌کند: «مادرم از ۹-۸سالگی من را به هیئت می‌برد. در محله‌مان مسابقه‌ای برگزار می‌شد به نام «اسم‌فامیل اهل‌بیتی». به خاطر روحیهٔ اجتماعی و رقابت‌طلبی این مسابقه برایم خیلی مهم بود. تمام ۱۰ شب، زودتر از همه به مسجد می‌رفتم و کتاب‌هایی را که برای مسابقه انتخاب شده بود مرور می‌کردم.

روحانی آن مسجد یک مبلغ دینی بود که به محله‌های مختلف سر می‌زد. یک روز داشتیم گل‌کوچک بازی می‌کردیم. این روحانی آمد، عبا و عمامه‌اش را برداشت و با پیراهن مشکی محرم با ما بازی کرد. بعد از پایان بازی گفتند «نظرتان چیست که حالا برویم هیئت برای مسابقهٔ اسم‌فامیل؟». این یکی از خاطرات زیبای من از هیئت است.».

هیئت و دعا دست آدم را می‌گیرد

سلمان روحیهٔ رهبری و اثرگذاری دارد. اگرچه معمولاً این ویژگی از کودکی با انسان هست، اما سلمان بعد از دوران دبیرستان آن را در خودش تقویت کرده. او دربارهٔ اهمیت اثرگذاری می‌گوید: «خیلی از بچه‌های مذهبی، در بازهٔ دبیرستان یا بعد از ورود به دانشگاه ریزش می‌کنند. من هم در دبیرستان مدتی تحت تأثیر دوستانم و محیط قرار گرفتم. اما الحمدلله همین دعاها و حضور در هیئت‌ها دستم را گرفت و حفظم کرد.

موقع کنکور توسل کردم و چلهٔ زیارت عاشورا گرفتم که رتبهٔ خوبی کسب کردم. این دعا یک مکتب فرهنگی است. بعد دوباره چله گرفتم که در مسیری که قرار گرفته‌ام اثرگذار باشم».

پایان امیدبخش یک حضور

هیئت تمام می‌شود. نوجوان‌ها مسجد را ترک می‌کنند. الحق که تحلیل و بینش نوجوانان این دوره فراتر از حد انتظارم بود. بسیاری از ما در سن این نوجوان‌ها به کلی فارغ از این ماجرا بوده‌ایم. البته تأثیر رسانه و اینترنت را هم نمی‌توان در شکوفایی اندیشهٔ این نسل نادیده گرفت. اما چه خوب که این بچه‌ها در سن کم راه خودشان را پیدا کرده‌اند. در مسیر برگشت، اتفاقی با یکی از نوجوانان هیئت که یکی از آن نامه‌ها با نشان آیینه به دست دارد، سوار یک تاکسی می‌شویم. هوا بس ناجوانمردانه گرم است. پسرک که عرق ریختن پیرمرد راننده را می‌بیند، می‌گوید «حاجی! بیا! من دو نفر حساب می‌کنم». موقع حساب و کتاب، راننده پول خرد ندارد و پسرک می‌گوید: «حلالت حاجی. یه صلوات بفرست».

یقه متحرک چیست و چند نوع دارد؟

همه خانم ها به پوشیدن لباس های یقه باز علاقه دارند اما این لباس ها محدودیت هایی برای خانم ها ایجاد میکند که مشکل این پوشش ها اخیرا بایقه متحرک حل شده است.

با یقه های متحرک و کاربرد آنها آشنا شوید
یقه های متحرک طراحی بسیار زیبا بوده و می توانید برای خلق یک استایل خاص و زیبا آنها را با انواع لباس ها ست کنید. استفاده از یقه های متحرک به شما این امکان را خواهند داد که از تمام لباسهای باز خود در هر مکانی استفاده نمایید. در این بخش از دنیای با انواع یقه های متحرک و کاربرد آنها آشنا خواهید شد.

انواع یقه های متحرک و یقه حجاب
یقه حجاب ها در انواع و اقسام رنگ ها موجود هستند و می توان در انواع گوناگون رنگ های مختلفی آنها را تهیه کرد.

یقه حجاب کوتاه و بلند
یقه حجاب ها در انواع مختلف کوتاه و بلند وجود دارند که فرد می تواند بر اساس سلیقه و محلی که می خواهد از آن استفاده کند، از یقه حجاب بلند یا کوتاه استفاده کند.

یقه حجاب ساده
برخی از یقه حجاب ها بسیار ساده هستند و دوخت زیبایی دارند و چین خوردگی ها و مهره دوزی و گلدوزی زیادی ندارند و مثل یقه حجاب های مجلسی نیستند .

یقه حجاب مجلسی
برخی از یقه حجاب ها تزیینات و تکه دوزی های شیک و مجلسی دارند و در آن ها چین خوردگی ها یا گل های دوخته شده وجود دارد .

یقه حجاب فانتزی
یقه حجاب های فانتزی نه خیلی مجلسی و پر زرق و برق هستند و نه خیلی ساده و بی تجملات بلکه یقه حجاب های فانتزی خیلی زیبا و جذاب هستند و چیزی بین یقه حجاب های مجلسی و ساده اند . افراد فانتزی که همیشه خاص و متفاوت لباس می پوشند، بیشتر از یقه حجاب فانتزی استفاده می کنند.

یقه حجاب عروس
یقه حجاب عروس بیشتر به رنگهای روشن موجود هستند و برای پوشش یقه و گردن عروس استفاده می شوند و این یقه حجاب ها معمولا به همراه کلاه عروس پوشیده می شوند .

یقه حجاب های آستین دار
یقه حجاب های آستین دار که اخیرا در بازارموجود شده اند، علاوه بر پوشاندن یقه آستین را هم می پوشانند و از این یقه حجاب ها می توان در مراسم مختلف استفاده نمود.

یقه حجاب چادر ، روسری و…
یقه حجاب چادر یک نوع دیگر از یقه حجاب است که دارای طرح ساده بوده و از آن می توان زیر چادر استفاده نمود. برخی یقه حجاب ها مناسب برای پوشش زیر شال و روسری و بعضی از یقه حجاب ها هم برای پوشیدن با کلاه و نوع دیگری از یقه حجاب برای پوشیدن با مانتو مناسب است .

یقه حجاب در جنس های مختلف
یقه حجاب در جنس های مختلفی وجود دارد. یقه حجاب کیپور، یقه حجاب نخی، یقه حجاب ها یقه اسکی، یقه حجاب بافتنی انواع مختلفی از یقه حجاب هستند. یقه حجاب بافتنی را می توان با لباس های زمستانی و لباسهای گرم و بافتنی استفاده نمود زیرا ظاهر بسیار زیبایی به لباس های زمستانی می دهد .

کاربرد یقه های متحرک
با استفاده از یقه متحرک می توانید ظاهر زیبا و شیکی برای لباس ساده خود ایجاد نمایید.

با استفاده از یقه متحرک می توانید مشکل پوشیدن لباس های یقه باز را حل کنید.

یقه متحرک مانند یک تاپ زیر لباس شما عمل می کند.

یقه متحرک را می توانید متناسب با رنگ لباس خود انتخاب نمایید و لباس ساده خود را خیلی شیک و مجلسی کنید.

می توانید از یقه متحرک در همه مکان ها و مراسم مختلف استفاده نمایید.

طریقه استفاده از یقه حجاب
در دو طرف یقه های متحرک دکمه یا گیره های مخصوص تعبیه شده است که به راحتی به لباس وصل می شود و در صورت استفاده نکردن می توانید آنرا از لباس خود جدا کنید. این یقه ها آسان و سریع لباس شما را می پوشانند و مانند یک تاپ زیر لباس شما عمل می کنند و برای لباس با یقه باز بسیار مناسب می باشند.

فروپاشی خانواده‌‌ها با آتش جلوه‌گری زنان بی‌بندوبار

“طلاق”، واژه ‌ای تلخ و گزنده که علاوه بر فروپاشی مقدس‌ترین بنیان هستی یعنی ” خانواده” آسیب‌های زیادی بر پیکره جامعه و حتی زن و مرد مطلقه وارد می‌سازد. حال اگر خانواده از هم پاشیده دارای فرزند باشند این آسیب‌ها چندین برابر می‌شود. آنچه که امروزه از آن به عنوان “طلاق” یاد می‌شود، صرفاً طلاق قانونی و ثبت شده در دفترخانه‌ها نیست، بلکه ” طلاق عاطفی” که در واقع جدایی زن و شوهر را زیر یک سقف رقم می‌زند هم سایه سنگینی بر فضای جامعه مدرن امروزی انداخته است. بدتر این نوع طلاق ثبت نشده، ازدواج‌های سفید و یا ثبت نشده‌ای است که در نقطه مقابل زن و مردی را در کنار یکدیگر بدون داشتن تعهدی به عنوان زن و شوهر جعلی به تشکیل زندگی دورغین وکاذب مشغول می‌سازد. نکته مهم‌تر اینکه قبح گسترش این پدیده شوم یعنی ” طلاق ” در جامعه چنان شکسته شده است که برای آن ” چشن طلاق ” می‌گیرند و جاقو را با خشم و نفرت در کیک فرو برده و از بندهای ازدواج خلاص می‌شوند و یا اینکه در آن طرف ماجرا برای ” ازدواج سفید” به دنبال دلایلی هستند که بتوانند آن را موجه نشان دهند و اینگونه بازتاب منفی این ضدفرهنگ را به آن سمت و سویی که خود مد نظر دارند، بکشند.

جامعه شناسان بر این باور هستند که از مهم‌ترین دلایل افزایش نرخ طلاق، تغییر سبک زندگی به سمت و سوی غربی شدن است. فرهنگ غربی که به دنبال منیت‌ها و جاه طلبی‌هاست و باز تعریف جدیدی از خوشبختی و استقلال، ارائه می‌دهد در تقابل با ارزش‌ها و تعهدات خانوادگی قرار دارد و تفکر فمنیستی بر آتش این فرهنگ مبتذل، هیزم خشک می‌ریزد. بررسی‌ها نشان می‌دهد « آمار طلاق در کل کشور تعداد ۱۵۵۳۶۹ مورد در سال ۹۲ بوده است یعنی ۴۲۶ مورد در روز! یا ۱۸ مورد در ساعت! البته مطابق آمار این میزان در سال ۹۳ به ۱۶۳۵۶۹ مورد افزایش پیدا کرده است یعنی ۱۹ مورد طلاق در ساعت! طلاق در سال ۹۳ میان مردان ۲۹-۲۵ ساله و زنان ۲۴-۲۰ ساله بوده است.

این یعنی اکثر فروپاشی‌های خانواده در میان کسانی صورت می‌گیرد که از نظر سنی به بلوغ فکری و عقلی رسیده‌اند و این واقعیت نشان می‌دهد که باید در مهارت افزایی جوان قبل از ازدواج و ترویج و گسترش سبک زندگی متعالی تلاش بیشتر کرد. بدون شک رسانه به عنوان بازوی قدرتمند انتقال فرهنگ در بین جوامع شناخته شده است.

امروزه ” ماهواره” به عنوان ابررسانه‌ای در خدمت سیاستمداران کشورها ، نقش مهمی را تهاجم فرهنگ کشورهای سلطه‌ بر کشورهای هدف ایفا می‌کند. این تهاجم که از آن به عنوان ” جنگ نرم” یاد می‌شود به وسیله محصولات مختلف اعم از فیلم سینمایی، سریال، نماهنگ‌های مستهجن، تبلیغ، مستندسازی و … به دنبال تغییر ذائقه مردم کشور هدف و از بین بردن قدرت نرم آنها یعنی فرهنگ و ارزش‌های غالب بر ساختار جامعه به ویژه خانواده و زنان است. به طور قطع برنامه‌ریزی برای از بین بردن ” حیا”، ” عفاف” و کم رنگ کردن ارزش‌های ملی و مذهبی در بین بانوان از مهم‌ترین اقدامان کشورهای مهاجم در خط مقدم ” جنگ نرم” علیه کشور مسلمان ما است، چرا که اگر خانواده به عنوان هسته اولیه یک جامعه آسیب‌پذیر شود، قدرتی برای دفاع ارزش‌‌ها و یا حتی مقابله با ضدارزش‌ها باقی نمی‌ماند. یکی از مهم‌ترین اقدامات دشمن در جنگ نرم در حوزه زنان، از بین بردن حیا و عفاف است، حیا و عفافی که ریشه در حجاب دارد،

حجابی قدرت نرم یک زن در مقابله با فساد و فحشا است و او را از گزند محفوظ می‌دارد. وقتی زنی دست از حفاظ قدرتمند خود کشید در واقع چراغ سبزی را برای ورود هر چیزی مغایر با حیا به زندگی‌‌اش می‌دهد و آن چیزها می‌تواند از نگاه یک نامحرم تا حضور فیزیکی او در زندگی‌اش باشد و اینگونه است که نظام بنیان خانواده با بی بندوباری و خیانت زن و مرد نسبت به هم از هم‌پاشیده می‌شود و جالب اینجاست که هر کسی هم به دنبال مقصر می‌گردد از عرضه کننده فحشا تا خریدار آن … بنابر گفته جامعه شناسان، « بی بندوباری جنسی، گسترش فحشاء و فساد اخلاقی، فروپاشی بنیان خانواده، افزایش طلاق، تنوع طلبی جنسی، کاهش امنیت روانی جامعه به خصوص جوانان، افزایش سن ازدواج، افت تحصیلی و آموزشی جوانان، تضعیف اعتقادات دینی و… همه از تبعات ناگوار بدحجابی است. از سوی دیگر بدحجابی باعث خواهد شد تا فرهنگ بیگانه با شدت هرچه تمامتر فرهنگ ایرانی اسلامی ما را مورد هجوم قرار داده و اهداف شوم دشمنان نظام مقدس و انقلاب اسلامی علیه کشور را محقق سازد. یکی از مظاهر بدججابی و فحشا، آرایش خارج از عرف بانوان و پوشش نامناسب آنها در فضای عمومی جامعه است. آرایش‌ها و تیپ‌های عجیب و غریبی که چیزی به جز بچسب ” روسپیگری” برای زن به همراه ندارد، حتی اگر دامنش از این گناه کبیره پاک باشد. زنانی که با آرایش غلیظ و عشوه‌ و ناز در خیابان‌ها و مراکز خرید، رفت و آمد می‌کنند همگی زنانی ورشکسته هستند که نه تنها فقط عُرضه ی عَرضه کردن کالای جنسی خود را به نازل‌ترین قیمت ( نیم نگاهی از سر شهوت) دارند و هیچ چیز عایدشان نمی‌شود بلکه حیثیت، شخصیت، انسانیت و زندگی خود را در می‌بازند. این بدترین نوع تجربه برای زن فهیم ایرانی است که بخواهد وضعیت زن در غرب را تجربه کند، جامعه از هم فروپاشیده غرب برای زنان ما باید موزه عبرتی باشد تا بداند عرضه جسم و یا حتی در خفیف‌ترین صورت ممکن، عرضه زیبایی بدون روح، چگونه آسایش، سلامت، امنیت و اعتماد به نفس او را می‌گیرد. در انواع بدحجابی‌ها از پوشیدن لباس‌‌‌های نامتعارف در جامعه تا حضور با آرایش‌های غلیظ و خارج از عرف این زن است که متضرر خواهد بود، اگر بُعد فردی این موضوع را کنار بگذاریم در بُعد خانوادگی و اجتماعی، زن بدحجاب با در دست گرفتن تیغه دو سر بُرَنده‌ای هم با ایجاد سوء ظن در همسر خود باعث از هم پاشیدگی خانواده‌اش شده و هم با گول زدن مردی دیگر و نشان دادن خود به عنوان زنی زیبا و منحصر به فرد!! باعث سرد شدن روابط مردی دیگر نسبت به همسرش می‌شود، اتفاقی که زن دیگری در خیابان دیگری علیه او انجام می‌دهد! و همین سیر باعث فروپاشی بنیان خانواده از هم می‌شود. اینکه بگوییم دنیای غرب در حسرت یک جامعه سالم و خانواده مستحکم به سر می‌برد گزافه نگفته‌ایم و مصداق این صدق قول گفته لمبروزو است: «برای زن نیکوترین دوره زندگانی، همان دوره ای است که همه نیروهای روحی و جسمی او صرف پرداختن به خانواده و جامعه می شود.» (لمبروزو، روح زن، ص9.) هومن صبوری مرد جوان مطلقه‌ای است که بیش از یک سال نتوانسته به زندگی زناشویی خود ادامه دهد او که عاشقانه ازدواج کرده بود، توافقی از همسرش جدا شده و به فکر ازدواج مجدد هم نیست! . صبوری در مورد دلایل طلاقش می‌گوید: ( هر شب وقتی به خانه برمی‌گشتم، گویی خانه خط مقدم جنگ بود! بی انظباطی و بهم ریختگی از سر تا پای خانه و همسرم می‌ریخت، از شام گرم خبری نبود، با وجود خریدهای زیادی که همسرم از نظر لباس بر گردنم می‌گذاشت اما هیچ وقت او را شیک و مرتب درخانه ندیدم، از صبح تا غروب چنان با دوستانش سرگرم بود که به قول خودش لِه و لَوَرده به خانه می‌آمد و فقط ته مایه‌ای از آرایش صبح بر روی صورتش خودنمایی می‌کرد حتی حوصله یک گفت وگوی ساده را نداشت و سریع پرخاش می‌کرد.» وی ادامه داد: نکته‌ای که این واقعیت را غیر قابل تحمل می‌کرد نحوه خروجش از منزل، حرف زدنش در جمع دوستان و نوع لباس پوشیدن شیکش در خارج از خانه بود، گویی همسر من یک ویترین زیبا برای مردم در خیابان از خود به نمایش می‌گذاشت و دیگران در دل خود به شوهرش حسرت می‌خوردند!! اما متأسفانه واقعیت چیز دیگری بود او با این کارهایش وقت رسیدگی به کوچک‌ترین خواسته‌‌های معمولی من را نداشت. از منظر قرآن ( عدم همفکری زن و شوهر با هم، افشای اسرار خانواده، نادیده گرفتن حقوق یکدیگر، سوء ظن، دروغ‌گویی، خیانت، توقعات بی‌جا، طرح اختلاف در نزد دیگران، عدم توجه به زمینه های اختلاف، تنگ نظری در رفاه خانواده) از مهم ترین دلایل بروز طلاق است که اگر منصفانه قضاوت کنیم، این موارد در تغییر سبک زندگی و به ویژه در از بین رفتن حیا و حجاب و عفاف نماد و بروز ویژه ای دارد. سالومه اسدی، دختر جوانی است که بیش از 8 ماه از ازدواجش با محسن نمی‌گذرد، او علاوه بر اینکه مهریه‌اش را به اجرا گذاشته است، قصد طلاق دارد و در مورد علت این پافشاری خود می‌گوید: ( با محسن دوست بودم، البته می‌دانستم که همسر دارد اما عاشقش شده بود! می‌گفت زن شلخته‌ای دارد و امروزی نمی‌ پوشد و امروزی آرایش نمی‌کند و من را به خاطر زیبایی و تیپم می‌خواهد و من هم باور کردم و در جواب ندای وجدانم می‌گفتم: می خواست شوهرش را حفظ کند!! اما درست شب عروسی متوجه شدم که در سالن علاوه بر اقوام‌مان، چند تا از دوست دخترهای دیگرش نیز حضور دارند او اصلا به هیچ تعهدی پایبند نیست! با دیدن یک زن آرایش کرده دست به مقایسه و بعد هم بهانه گیری می‌زند! آقای صبوری و خانم اسدی، مشتی نمونه از خروار متقاضیان طلاقی هستند که بی بندوباری، فحشا، عدم رضایت جنسی، خیانت و… دلایل طلاق آنها را رقم می‌زند و نمی‌توان انکار کرد که آمارهای رسمی از سوی وزارت وزش و جوانان نیز گویایی همین نکته است که مسئله عدم رضایت جنسی و خیانت بیشترین دلایل طلاق را در جامعه سنتی ما رقم زده است. چرایی این پدیده نامبارک را در این می‌توان جستجو کرد که دیدن زنانی با رنگ و لعاب‌های متفاوت، باعث بالارفتن حس تنوع طلبی و تجربه کردن برای برخی از مردان می‌شود و به مرور زمان این حس تنوع طلبی به مرضی به اسم ” بالا رفتن آستانه رضایتمندی جنسی” تبدیل می‌شود، بالا رفتن آستانه رضایت جنسی یعنی فرد با داشتن روابط جنسی متداول و قانونی با یک یا حتی چند همسر شرعی رضایت کسب نکرده و به دنبال ارضاء این نیاز به شیوه‌های نامشروع و حتی غیرمتعارف است. مطالعات علمی نشان می دهد هر چه زنان در بین انظار عمومی بیشتر برهنه شوند، در آمیزش جنسی سرد مزاج تر خواهد بود و کمتر می توانند شوهران خود را به اوج لذت جنسی برسانند. منطقی در مطالعه خود، ‌تاثیر جاذبه های زنان را در آستانه ادراکی مردان بررسی می کند و نتیجه می گیرد که در اثر رعایت نکردن حجاب و افراط در جلوه گری زنان، آستانه ادراکی مردان تغییر کرده و درک آن ها از زیبایی زنان کمتر می شود. به گفته پاک نژاد، هر چه انسان ها در برابر یکدیگر عریان تر شوند، سطح برداشت جنسی و سکسیشان، سوز و عشق و جذبه اش کمتر و یک نواخت تر و نزدیک به یکدیگر می گردد و در عمل میبینیم متخصصان مامایی و زنان، زودتر از دیگران، به علت سر وکارشان با اعضای جنسی، با ارگاسم و اوج لذت جنسی وداع می کنند. (پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ص 39) از بین رفتن لذت جنسی در روابط بین زن و شوهر، اثرات زیان بخشی در روابط خانوادگی آنان گذاشته و به ایجاد تنش و جدایی و می انجامد. (رجبی، حجاب و نقش آن در سلامت روان ، ص 142) و اما در واقع اسلام مى خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این گونه لذت ها پاک گردد و لذت هاى جنسى، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود. (واحد، قرة العین (درآمدی بر تاریخ بی‌حجابی در ایران)، ص40).

اسراری برای براق شدن گاز و وسایل آشپزخانه

قبل از شروع به حذف خط و خراش ها ابتدا مطمئن شوید تا گاز شما به اندازه کافی سرد است. تا دمای آن به دست های شما در حین کار آسیب نزند. اگر نگران تمیزی و براق شدن گاز و وسایل آشپزخانه خود هستید بهتر است این روش های مفید را در پیش بگیرید.خراش افتادن روی وسائل و تجهیزات آشپزخانه یکی از مشکلاتی است که خانم های خانه دار با آن رو به رو هستند. این خراش ها می تواند دلایل مختلفی از جمله، کشیدن شدن ظروف پخت و پز هنگام درست کردن غذا به روی سطح شیشه ای گاز باشد. در این مطلب می خواهیم برخی از راه هایی که به وسیله آن می توانید خراش های کوچکی که به صورت تصادفی روی سطح گاز شما به وجود آمده اند رو از بین ببرید. خط و خراش های روی سطح گاز عموما به وسیله نمک و جوش شیرین و آب و یا به کمک ماده های مخصوص پولیش آهن از بین می روند. با ما همراه باشید تا در کنار هم روند انجام این کار ها را مرور کنیم. قبل از شروع به حذف خراش ها دمای گاز را پایین بیاورید.

روش اول : استفاده از مخلوط جوش شیرین و آب

۱. قبل از شروع به حذف خط و خراش ها ابتدا مطمئن شوید تا گاز شما به اندازه کافی سرد است. تا دمای آن به دست های شما در حین کار آسیب نزند.

۲. جوش شیرین و آب را با هم مخلوط کنید تا حالت خمیری مانند پیدا کنند. با استفاد از یک قاشق مخلوط را به هم بزنید تا مطمئن شوید در مخلوط توده ای از جوش شیرین باقی نمانده باشد، چراکه همین توده می تواند خود باعث ایجاد خراش های اضافی شود.

۳. به وسیله یک پارچه نرم، مخلوط آب و جوش شیرین را روی سطح گاز پخش کنید، از حرکت دورانی برای پوشش هرچه بیشتر ماده استفاده کنید.

۴. به وسیله یک پارچه نرم دیگر اضافه جوش شیرین ها را از روی گاز پاک کنید و آن را کاملا تمیز و خشک کنید.

روش دوم : استفاده از ماده مخصوص پولیش آهن

۱. ابتدا باید ماده پولیش مناسب با گاز خودتان را پیدا کنید. برای این کار بهتر است تا به سراغ کسانی که در این امر و زمینه تخصص دارند و یا همان اهالی فن مراجعه کنید. آن ها به شما کمک می کنند تا بهترین ماده پولیش را برای گاز خود پیدا کنید.

۲. بعد از پیدا کردن ماده پولیش مناسب برای گاز، با استفاده از یک پارچه نرم و تمیز و ترجیحا از جنس پنبه عملیات از بین بردن خط و خراش ها را شروع کنید. پارچه را به ماده پولیش آغشته کنید و با حرکت دورانی روی قسمت هایی که خراش افتاده اند بکشید.

۳. بعد از این که تمام قسمت هایی که دارای خراش بودند رو با ماده پولیش پوشش دادید، حالا نوبت آن رسیده که به وسیله یک پارچه دیگر اضافه های ماده پولیش را از روی گاز پاک کنید.

۴. بعد از گذشت چند دقیقه می توانید ماده پولیش را از روی گاز به طور کامل تمیز کنید و شاهد صاف شدن سطح گاز خود باشید. چند نکته برای جلوگیری از خراش افتادن روی سطح گاز برای این که از خراش افتادن روی سطح گاز خود جلوگیری کنید بهتر است تا ظروفی که برای پخت و پز استفاده می کنید را از روی گاز بلند کنید تا این که آن ها را روی گاز بکشید. کف تابه ها و ظروفی که روی گاز قرار می دهید را قبل از استفاده تمیز کنید. از ظروفی که سطح زیرین آن ها تخت است استفاده کنید. هنگامی که از گاز استفاده نمی کنید وسایل دیگر را روی آن قرار ندهید. تا باعث خط افتادن روی سطح گازتان نشود.

ویژگی‌های خانواده سالم و ناسالم

اینکه زن و شوهر با یکدیگر بحث و دعوا کنند بسیار عادی است. آنها دو انسان مجزا با طرز فکرهای متفاوت هستند. کاملا طبیعی است که در مواردی با هم اختلاف نظر داشته باشند و حتی به واسطه این اختلاف نظر با یکدیگر بحثشان نیز بشود. اما برخی از اشتباهات مخرب پس از این دعواها روی می دهند. زن و شوهرها پس از بحث با هم کارهای اشتباهی را انجام می دهند که به تثبیت و طولانی تر شدن ناراحتی بسیار کمک می کند. ما در این مطلب 10 مورد از این اشتباهات را یادآور شده ایم که توصیه اکید داریم آنها را ترک کنید و دیگر تکرار نکنید.

با هم سرد رفتار نکنید

پس از بحث و دعوا اصولا دو طرف حوصله حرف زدن با هم را ندارند. اما اگر پس از گذشت زمان، هنگامی که هر دو آرام تر بودید و همسرتان نزد شما آمد و به هر بهانه ای می خواست با شما حرف بزند، از پاسخ دادن به او امتناع نکنید. بدترین کار ممکن در این شرایط این است که سکوت اختیار کنید و به اصطلاح قیافه بگیرید. کارشناسان روابط زناشویی می گویند: با پاسخ ندادن به طرف مقابل، این حس را به او می دهید که در حال تنبیه کردن او هستید و این باعث می شود تا او نتواند حرف هایش را راحت تر با شما در میان بگذارد. تکرار این مسایل، فاصله بزرگی میان زن و شوهر ایجاد می کند که شاید خسارت های جبران ناپذیری نیز در پی داشته باشد. به جای این کار بچه گانه به همسر خود بگویید: «من هنوز ناراحت هستم و نتواسته ام همانند تو به این زودی همه چیز را فراموش کنم. به من چند ساعتی فرصت بده تا بتوانم آرام شوم. سپس در مورد آن با هم حرف خواهیم زد.» 

جمله های او را به خاطر نسپارید
حتما شنیده اید که می گویند: «در دعوا حلوا خیرات نمی کنند!» دقیقا هم همین طور است. جملات یا واژه هایی که هنگام دعوا از دهان همسر خود می شنوید را نادیده بگیرید. به آنها اهمیت ندهید و بگذارید همان جا وسط دعوا خاک شوند. بار سنگین آنها را به دوش نکشید. بدون شک هنگام دعوا دو طرف قربان صدقه هم نمی روند و واژه های ناامیدکننده به کار می برند. اما هوشمندانه ترین کار این است هر زمان حرف های ناراحت کننده او به ذهنتان رسید، یک نفس عمیق بکشید و سعی کنید فکر خود را با مسایل مثبت پر کنید. دوره این جملات چیزی جز درد و ناراحتی در پی ندارد.

هنگامی که او ناراحت است به او نگویید: «ببخشید»
وقتی در اوج بحث و دعوا هستید گفتن خشک و خالی «ببخشید» دردی را دوا نمی کند. باید سعی کنید پس از اینکه اوضاع بهتر شد، نزد او بروید و عذرخواهی کنید و سوتفاهم پیش آمده را برایش توضیح دهید. یا بگویید چه شد که آن کار را انجام داده اید یا آن حرف را گفته اید. عذرخواهی کردن بدون پشیمانی واقعی و بدون توضیح چندان قابل قبول نیست. باید سعی کنید اشتباه خود را تکرار نکنید و این اطمینان را نیز به طرف مقابل بدهید.

برای دعوای خود دنبال بهانه نباشید
هزاران مساله ناراحت کننده در زندگی وجود دارند که می توانید به واسطه آنها دعوا راه بیندازید. به طور مثال، یک روز کاری سخت، سردرد، بی خوابی، کم خوابی و … . اما محققان دانشگاه برکلی کالیفرنیا ثابت کرده اند زوج هایی که کم می خوابند و استراحت کامل ندارند، بیشتر در معرض مشاجره های دایمی قرار دارند. اینکه تقصیرها را گردن طرف مقابل بیندازیم کار درستی نیست. اگر شما ناراحت، عصبانی یا دلخور هستید یا خبرهای ناراحت کننده شنیده اید، باید این مساله را با همسرتان در میان بگذارید. این مساله به آرام ماندن جو، کمک شایانی می کند. کم خوابی موجب حساسیت بیشتر اعصاب می شود.

بحث را دوباره باز نکنید
اگر چند دقیقه پس از بحث دوباره بخواهید در مورد آن با هم حرف بزنید ایرادی ندارد. اما اگر چند روز پس از آن دوباره این مساله باز شود و بخواهید صحبت کنید، چندان جالب نیست. اگر در دعوایی خود را مقصر می دانید، نزد همسرتان بروید و از او عذرخواهی کنید. اگر حرفی زده اید که او را ناراحت کرده است، آن را تصحیح کنید. 

مساله را خیلی ادامه ندهید
وقتی در مورد مساله ای با همسر خود دعوا یا بحث می کنید، سعی نکنید پس از تمام شدن دعوا، به طور غیرمستقیم و بی نیش و کنایه موضوع دعوا را با یاد او بیاورید. به طور مثال، اگر سر هزینه های سفر با هم بحث کرده اید، لازم نیست وقتی عکس های مسافرت دوستان خود را می بینید در مورد هزینه هایی که کرده اند و مکان هایی که رفته اند به همسر خود طعنه بزنید. بهتر است به جای این کارهای بچه گانه، در فرصتی که هر دو آرام هستید در مورد این مشکل با هم حرف بزنید.

اگر دوست ندارید، پس از دعوا نزدیکی نداشته باشید
پس از دعوا هر دو از یکدیگر عذرخواهی کرده اید و شرایط کمی آرام شده است. در این مواقع مردها دوست دارند نزدیکی داشته باشند و این کار را برای نزدیکی بیشتر به همسرشان انجام می دهند. اما زنان شاید این کار را دوست نداشته باشند. اگر شما هم این طور هستید، با مهربانی و آرامش به مرد خود بگویید: می دانم برای بهتر شدن رابطه این درخواست را داری اما اکنون من در فاز چنین کاری نیستم. او را در آغوش بگیرید و محبت صادقانه خود را به او نشان دهید. هرگز بدون توضیح از این کار امتناع نکنید. او باید احساسات قلبی و واقعی شما را بداند تا موجب ناراحتی بیشتر نشود.

بر دلیل آغاز دعوا تمرکز نکنید
بهتر است انرژی خود را برای یافتن راهکار صرف کنید. نه برای فکر کردن به اینکه چه چیزی باعث دعوا شد. تفاوت میان یک دعوای خوب و دعوای بد این است که بتوانید برای مشکل خود راهکار مناسب بیابید. به طور مثال، اگر همسرتان فراموش می کند در جاهایی که باید پول نقد با خودش بیاورد، به جای داد و بیداد، با هم یک عابر بانک پیدا کنید و پول بردارید. به همین سادگی می توانید مشکل را حل کنید و لازم نیست یک دعوای طولانی راه بیندازید.

نگویید: «منظورم این نبود»
این جمله همچون استفاده از پاک کن برای پاک کردن ماژیک یا خودکار است. حرفی که بیان کرده اید را گفته اید. همسر شما هم در پاسخ خواهد گفت: «ولی تو همین را گفتی!» کلید کردن روی حرف ها و اینکه من این را گفته ام یا نگفته ام، یا منظورم از این حرف این بوده یا نبوده است، مرور گذشته ها است، مرور اتفاق هایی که افتاده و آبی که ریخته شده است. باید سعی کنید مشکل را برطرف کنید.

از بحث و دعوا ناراحت و ناامید نشوید
باید بدانید دعوا کردن زن و مرد با هم نشانه این است که می خواهند رابطه خود را درست کنند. آنها هنوز به بهبود امید دارند و در نتیجه بحث می کنند تا به یک راهکار مناسب دست پیدا کنند. نباید این بحث ها موجب ناامیدی شما از همسر یا رابطه تان بشود.