کنکور در دو رشته ریاضی و ادبی روز جمعه ۱۵ تیر ماه ۱۳۵۲ در سراسر کشور برگزار شد.
از موضوعات قابل توجه کنکور سال ۵۲ حضور چشمگیر دختران محجبه بود.

سایتی برای نی نی ها و مامانا
کنکور در دو رشته ریاضی و ادبی روز جمعه ۱۵ تیر ماه ۱۳۵۲ در سراسر کشور برگزار شد.
از موضوعات قابل توجه کنکور سال ۵۲ حضور چشمگیر دختران محجبه بود.

یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی – آمریکایی به عنوان فرمانده ماموریت فضایی ناسا انتخاب شد.
ناسا روز چهارشنبه اعضای تیم ماموریت «کرو-۷» برای سفر به فضا در ماه آینده را اعلام کرد.
سازمان فضانوردی ایالات متحده، ناسا، اعلام کرد هفتمین ماموریت اعزام فضاپیمای اسپیسایکس به ایستگاه فضایی بینالمللی به فرماندهی یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی-آمریکایی حدود چهل روز دیگر در ۱۵ اوت انجام خواهد شد.

نگرانیها برای تمایل نداشتن ایرانیان به ازدواج و فرزندآوری و پیری جمعیت ادامه دارد. اما آیا ایران با بحران سالمندی مواجه میشود؟ چه عواملی به این بحران دامن میزند؟
تاکنون بارها گفته شده که ایران در «پنجره فرصت جمعیتی» قرار دارد. به این معنا که اگر در این فرصت زمانی، میزان فرزندآوری بیشتر شود، میتوان جلوی بحران سالمندی را گرفت.

مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی با بررسی برنامه هفتم نوشت که کشور احتمالا طی 30 سال آینده با بحران سالمندی مواجه شود. بر اساس پیشبینیها، در سال 1430 بیش از یکسوم جمعیت کشور را سالمندان تشکیل میدهند.
بنا بر این گزارش، پیشبینیهایی صورتگرفته سهم جمعیت سالمند ایران از سال 1398 تا 1421 (یعنی طی 20 سال) از 10 به 20 درصد خواهد رسید. در حالیکه روند تغییرات این شاخص در کشورهای توسعهیافته طی 70 تا 120 سال رخ میدهد.
پیشبینی جمعیت 35 میلیون نفری سالمندان
بعد از سرشماری نفوس و مسکن، آمارهای جمعیتی هنوز بهروزرسانی نشده است، بنابراین نمیتوان تحلیل دقیقی از وضعیت موجود داشت. اما با تکیه بر سرشماری سال 95، حدود هفت میلیون و 400 هزار نفر از جمعیت ایران را سالمندان تشکیل میدادند؛ یعنی بیش از 9 درصد از جمعیت ایران در سال 95.
در ادامه این گزارش آمده که دو مفهوم اساسی در حوزه سالمندی مطرح است: سالخوردگی جمعیت و سالخوردگی فردی. اما این دو چه تفاوتی با هم دارند؟
سالخوردگی فردی تغییر و تحولاتی است که در رابطه فرد با دنیای پیرامون رخ میدهد. یعنی تغییراتی مربوط به بالا رفتن سن از بازنشستگی تا مرگ. سالخوردگی فردی از سن 60 یا 65 سال عبور کردن است. این سن بسته به جامعه مورد نظر متفاوت است.
اما سالخوردگی جمعیت یعنی کاهش افراد زیر 15 سال و افزایش افراد 60 ساله و بالاتر. در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس آمده که پیشبینی میشود در ایران دهه 1435 تا 1445 حدود 35 میلیون سالمند در کشور وجود خواهد داشت. بر این اساس سیاستهای جمعیتی میتواند روی تغییرات شاخص سالمندی جمعیت موثر باشد و ارتباطی با سالخوردگی فردی ندارد.
جمعیت ایران فوق سالخورده میشود
سالمندی در ایران چقدر بحرانی است؟ در ادامه این گزارش به مطالعهای اشاره کرده که کولماس در ژاپن انجام داده است. این مطالعه، جوامع را بر مبنای نسبت سالخوردگی به سه دسته تقسیم کرده است:
جامعه در حال سالخوردگی که هفت تا 14 درصد جمعیت آن بالای 65 سال سن داشته باشد.
جامعه سالخورده که 14 تا 21 درصد جمعیت آن بالای 65 سال سن داشته باشد.
جامعه فوق سالخورده که بیش از 21 درصد از جمعیت آن بالای 65 سال سن داشته باشد.
بر این اساس، ایران تا سال 1445 در دستهبندی فوق سالخورده قرار خواهد گرفت.
نکته مهم دیگر، عواملی است که به بحران سالمند تنها دامن میزند. از جمله این موارد میتوان به کاهش خانوارهای گسترده و متمرکز در یک محله، کاهش بعد خانوار، افزایش آمار تجرد قطعی و زنانه شدن سالمندی اشاره کرد. در ادامه به صورت خلاصه هر کدام از این موارد بررسی میشود.
یک میلیون تجرد واقعی تا ۸ سال دیگر
بنا بر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، آمار تجرد قطعی در سال 95 حدود 80 هزار نفر بود. با توجه به افزایش تجرد قطعی در گروه بالای 40 سال، پیشبینی میشود که در سال 1410 کشور با بیش از یک میلیون تجرد قطعی روبهرو شود؛ یعنی تا هشت سال دیگر!
مطالعه بیشتر:رونمایی از سایت لاتاری جدید ایرانی/ فعالیت این سایتها قانونی است؟
در سال 1400 آمار تجرد افراد 31 تا 39 ساله در ایران حدود 2 میلیون و 100 هزار نفر پسر و حدود 2 میلیون و 100 هزار نفر دختر بود. این افراد در دهههای آینده به تدریج وارد دوره سالمندی میشوند.
کاهش بعد خانوارهای ایرانی
در بخش دیگری از گزارش این مرکز آمده که در حدود سه میلیون زوج نابارور در ایران داریم. از سوی دیگر به دلایلی از جمله تغییر سبک زندگی و آثار اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تعداد زوجهای تکفرزند یا بیفرزند نیز افزایش داشته است.
اما چند خانوار تکفرزند در ایران داریم؟ بنا بر دادههای سازمان ثبت احوال، از کل ولادتهایی که در سال 99 ثبت شد، 40 درصد آن فرزند اول بودند. 40.8 درصد نیز فرزند دوم بودند. همچنین 14.2 درصد ولادت فرزند سوم و 4.3 درصد فرزند چهارم بودند.
به عبارتی در بسیاری از ازدواجها 2 تکفرزند با هم ازدواج خواهند کرد که باید از چهار پدربزرگ و مادربزرگ را سرپرستی کنند.
زنانه شدن سالمندی
همچنین کاهش خانوارهای گسترده و افزایش خانوارهای هستهای پراکنده در آپارتمانهای کوچک در شهرهای بزرگ به کاهش مراودات خانوادگی و در نتیجه تنها شدن سالمند منجر خواهد شد.
از سوی دیگر بنا بر گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، سرعت افزایش زنان سالمند بیشتر از مردان است. پیش از این تا سال 1385 تعداد مردان سالمند بیشتر از زنان سالمند بود. در سال 95 اما ماجرا برعکس شد و زنان سالمند از مردان سالمند پیشی گرفتند.
از دلایل بالا بودن زنان سالمند میتوان به افزایش امید به زندگی زنان اشاره کرد.
گفتنی است بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، میزان ازدواجها در کشور در دهه 90 روند کاهشی را طی کرد. مقایسه آمار ازدواج سال گذشته با سال 90 نشان از کاهش 40 درصدی ازدواج میدهد. ضمن آنکه تعداد ولادتها نیز نسبت به سال 90، 22 درصد کاهش داشته است.
بر اساس گزارش های محلی، پزشک بیمارستان اعلام کرده که این نوزاد عجیب الخلقه نارس بوده و وزن آن تنها یک کیلوگرم است؛ یعنی بسیار کمتر از وزن متوسط نوزاد معمولی.

این نوزاد با ساختاری شاخ مانند در زیر تنه خود در مرکز بهداشت اولیه Manpura در منطقه Shivpuri در مرکز هند به دنیا آمد. پزشکان مرکز بهداشت بلافاصله نوزاد و مادر را به بیمارستان منطقه شیوپوری معرفی کردند.
با وجود این، وضعیت کودک همچنان پایدار است. نوزاد از زمان تولد تحت نظر پزشکان خاص در بخش ویژه مراقبت از نوزادان (SNCU) بیمارستان نگهداری می شود.
این نوزاد در ۲۶ آگوست به دنیا آمد. هنوز مشخص نیست که آیا او به دلیل نادر بودن شرایط پزشکی وضعیت نامطلوبی دارد یا خیر.
کیت میدلتون، که اکنون همسر ولیعهد بریتانیا است، در مراسم زیادی با یک نیمتاج بسیار زیبا دیده شده که اغلب این انتخاب را به دلیل ادای احترام او به مادرشوهرش، پرنسس دایانا، میدانند.
اما تاریخچه این نیمتاج محبوب کیت میدلتون بسیار خواندنی است و به جز او و پرنسس دایانا ، ملکه الیزابت و مادربزرگش ملکه مری هم از این نیمتاج استفاده میکردند.
نام این نیمتاج زیبا که اکنون کیت میدلتون از آن استفاده میکند، The Queen Mary Lover’s Knot Tiara است. این نیمتاج در واقع به دستور ملکه مری، مادربزرگ ملکه الیزابت، ساخته شدهاست.
ملکه مری برای سفارش این نیمتاج از یک نیمتاج بسیار قدیمی که قبلا در خانواده سلطنتی انگلستان بود الهام گرفته بود. نیمتاجی زیبا که متعلق به عمه او، دوشس بزرگ مکلنبورگ- استرلیتز بود.
اما ملکه مری میدانست امکان اینکه نیمتاج به او ارث برسد و یا به نحوی بتواند آنرا تصاحب کند وجود ندارد. بنابراین در سال ۱۹۱۳ از جواهرساز سلطنتی، گارارد، درخواست کرد تا نیمتاجی مشابه آن برایش بسازد.
نام نیمتاج اصلی The Cambridge Lover’s Knot Tiara بودهاست. این نیمتاج حدود سال 1818 وارد خانواده سلطنتی انگلستان شدهبود. یکی از پسران پادشاه جورج سوم با شاهزادهای آلمانی از خانواده آگوستا ازدواج میکند. این نیمتاج احتمالا هدیهای از طرف خانواده آگوستا به دخترشان بودهاست.

شاهزاده خانم از این نیمتاج در مراسم مهمی استفادهمیکرده، که یکی از مهمترینشان تاجگذاری خواهرزادهاش ملکه ویکتوریا در سال ۱۸۳۸ بودهاست.

در سال ۱۸۴۳ او این نیمتاج را به دختر بزرگش، که عمه ملکه مری بود، هدیه داد. دوشس بزرگ مکلنبورگ- استرلیتز تا سال ۱۹۰۴ که همسرش فوت کرد این سمت را حفظ کرد.

اما در سال ۱۸۹۹ نیمتاج را به عنوان هدیه ازدواج به نوهاش، جوتا، واگذار کرد. جوتا به ولیعهد مونتهنگرو ازدواج کرد. اما در سال ۱۹۱۸ با ادغام مونتهنگرو و صربستان و تشکیل کشور یوگوسلاوی، سلطنت مونتهنگرو از بین رفت و شاهزاده خانم تبعید شد. شاهزاده جوتا در سال ۱۹۴۶ درگذشت و فرزندی نداشت تا نیمتاج را به او بدهد و مشخص نیست در زمان حیاتش با نیمتاج چه کردهاست. اما مدتی بعد در سال ۱۹۸۱ نیمتاج در حراجی کریستیزِ ژنو دیده شد. احتمالا شاهزاده خانم در سالهای تبعید مجبور به فروش نیمتاج شده است. در آن سال نیمتاج توسط یکی از خانوادههای اشرافی انگلستان خریداری شد و این قطعه همچنان متعلق به این خانواده است.

در سال ۱۹۱۳ ملکه مری سفارش ساخت نیمتاج جدیدی با الهام از این نیمتاج را به گارارد داد.

نیمتاج The Queen Mary Lover’s Knot Tiara ابتدا کاملا مشابه نمونه اصلی، با یک ردیف مروارید ایستاده در بالای تاج ساخته شدهبود. اما بعد این ردیف مروارید با یک ردیف الماس جایگزین شد که شکل امروزی نیمتاج به همین صورت میباشد.

در سال ۱۹۵۳ بعد از فوت ملکه مری، این تاج به ملکه الیزابت ارث رسید.

ملکه الیزابت این تاج را به عنوان هدیه ازدواج در سال ۱۹۸۱ به پرنسس دایانا واگذار کرد.

اما در سال ۱۹۹۶ پرنسس دایانا از چارلز جدا شد و گویا این تاج به عنوان هدیه به پرنسس ولز، همسر ولیعهد، داده شده بوده و بعد از طلاق که این سمت از دایانا گرفته شد او میبایست هدایای رسمی که به جایگاه و لقب او وابسته بوده را پس بدهد. و به این ترتیب تاج مجدد به مجموعه جواهرات ملکه الیزابت بازگشت. تا سال ۲۰۱۵ این تاج دیده نشد. تا اینکه در یک مراسم رسمی توسط کیت میدلتون که عروس پرنسس دایانا بود دوباره استفاده شد.

گویا ملکه الیزلبت اجازه استفاده از این تاج را بعد از پرنسس دایانا به کیت میدلتون داده بوده است. از ان به بعد کیت میدلتون بارها در مراسم و جشنهای رسمی از این تاج استفاده کرده است. آخرین مراسمی که کیت با این تاج دیده شد، اول ژوئن ۲۰۲۳ در مراسم ازدواج ولیعهد اردن بوده است.

فرزندان رئیس جمهورهای آمریکا گرچه از لحظه ی ورود به کاخ سفید پیوسته زیر ذره بین قرار خواهند داشت اما می توانند از امتیازات ویژه ی فرزند رئیس جمهور آمریکا بودن نیز برخوردار شوند.
۱- می توانند در کاخ سفید زندگی کنند که از امکانات زیادی برخوردار است

محل زندگی رئیس جمهور آمریکا ۱۳۲ اتاق، از جمله سالن بولینگ، سالن بسکتبال، رستوران، سالن سینما و یک فروشگاه شکلات دارد که برای وقت هایی که هوس شکلات و شیرینی کنند بسیار عالی است.
فرزندان رئیس جمهور آمریکا همچنین برای گردش در باغ کاخ یا بازی با حیوانات خانگی خود در محوطه ی آن آزاد هستند.
۲- می توانند در کاخ سفید مراسم های بزرگی همچون جشن عروسی خود یا حتی جشن پرام برگزار کنند

۹ تن از فرزندان رئیس جمهورهای آمریکا مراسم عروسی خود را در کاخ سفید برگزار کردند.
جیمز مونرو، جان کوئینسی آدامز، جان تایلر، یولیسیز سایمن گرانت، تئودور روزولت، وودرو ویلسون، لیندون بی. جانسون و ریچارد نیکسون، رؤسای جمهور سابق این کشور هستند که جشن عروسی فرزندان آن ها در کاخ سفید برگزار شد.
سوزان فورد، دختر جرالد آر. فورد، از رؤسای جمهور سابق آمریکا، نیز در سال ۱۹۷۵، زمانی که ۱۷ سال داشت، در کاخ سفید میزبان جشن پرام خود شد (جشن رقص پایان سال فارغ التحصیلان دبیرستان در آمریکا) که تا به امروز تنها جشن پرام برگزار شده در آنجا است.
۳- می توانند همراه والدین خود با هواپیما و هلیکوپتر ویژه ی رئیس جمهور آمریکا سفر کنند

ایرفورس وان و مارین وان گرچه هواپیما و هلیکوپتر مخصوص رئیس جمهور آمریکا هستند، اما همسر و فرزندان او نیز می توانند به همراه او با این وسایل نقلیه ی لوکس سفر کنند.
ایرفورس وان، هواپیمای رئیس جمهور آمریکا، ۳ طبقه است و نزدیک به ۳۷۲ متر مربع فضای داخلی دارد. این هواپیما به اتاق کنفرانس، اتاق غذاخوری و اتاق های شخصی به همراه باشگاه ورزشی برای رئیس جمهور مجهز است. یک درمانگاه، دفاتر کار برای کارکنان و ۲ آشپزخانه با قابلیت آماده سازی ۱۰۰ پرس غذا نیز در این هواپیما وجود دارد.
۴- می توانند با افراد مشهور، از ستارگان سینما گرفته تا دیگر مقامات دولتی دیدار کنند

سوزان فورد بیلز، دختر جرالد آر. فورد، از رؤسای جمهور سابق آمریکا، یک بار در مصاحبه ای گفت: «شاید چند باری آرزو کردم که کاش پدرم فقط یک نماینده ی کنگره بود. ولی واقعیت این است که آن موقعیت را با هیچ چیز عوض نمی کردم. سفرهایی که می رفتیم، آدم هایی که با آن ها ملاقات می کردیم، از ستاره های سینما گرفته تا مسئولان دولتی.»
۵- یک آشپز شخصی همیشه برای تهیه ی تنقلات و رفع هوس های غذایی شبانه در دسترس است

آشپزها و شیرینی پزهای کاخ سفید در وهله ی اول برای ارائه ی خدمت به رئیس جمهور آمریکا و خانواده ی او و همینطور تهیه ی غذا برای مراسم های رسمی کاخ سفید استخدام می شوند.
فرزندان رئیس جمهور آمریکا گرچه به ۵ آشپز تمام وقت که در کاخ سفید کار می کنند دسترسی دارند، اما احتمالاً این امکان را ندارند که هر قدر که مایل اند از غذای مورد علاقه ی خود سفارش دهند، چرا که هزینه ی غذای خانواده ی رئیس جمهور آمریکا با خود آن ها است.
میشل اوباما، همسر باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا، در سال ۲۰۱۸ دراینباره توضیح داد: «آن ها به شما اجازه می دهند که هر چه که دل تان می خواهد سفارش دهید. بعدش می بینید که برای یک دانه هلو برایتان صورتحساب نوشته اند و آن یک دانه هلو هم ۵۰۰ دلار قیمتش است! به باراک می گفتم: “هیچ چیزی را تا موقعی که قیمتش را نفهمیده ام سفارش نده.”»
۶- کودکان امکان تغییر چیدمان اتاق خود را دارند، گرچه محدودیت هایی هم هست

کودکان رئیس جمهور آمریکا می توانند تغییراتی در چیدمان اتاق خود دهند، اما با توجه به اهمیت تاریخی کاخ سفید امکان ایجاد تغییرات اساسی در اتاق خود ندارند.
در حقیقت برخی قسمت های کاخ سفید، اتاق هایی تاریخی محسوب می شود که متعلق به مردم آمریکا هستند، نه رئیس جمهور و خانواده اش که در آنجا زندگی می کنند.
۷- می توانند در کاخ سفید پست بگیرند

بر اساس قوانین آمریکا استخدام اعضای خانواده ی رئیس جمهور در پست های کلیدی و پرنفوذ دولتی ممنوع است.
با این حال، فرزندان رئیس جمهور می توانند در کاخ سفید پست بگیرند و مشغول کار شوند. مشهورترین نمونه ی این امر دختر دونالد ترامپ، ایوانکا ترامپ و همسرش، جرد کوشنر بودند که هر دو به عنوان مشاور دونالد ترامپ در دولت او مشغول کار بودند اما هیچ حقوقی دریافت نمی کردند.
در حقیقت، با وجود ممنوعیت استخدام اعضای خانواده ی رئیس جمهور در دولت، دست رئیس جمهور برای انتخاب کارکنان خود باز است.
۸- می توانند از شهرت و ارتباطات سیاسی شان برای رئیس جمهور شدن استفاده کنند

تاکنون ۲ تن از فرزندان رؤسای جمهور آمریکا موفق شدند به ریاست جمهوری این کشور برسند: جان کوئینسی آدامز و جورج دبلیو. بوش. تعداد زیادی از فرزندان رئیس جمهورهای آمریکا هم بعد از اتمام دوران ریاست جمهوری پدران خود، وارد عرصه ی سیاست شدند.
جب بوش، پسر دوم جورج اچ. دبلیو. بوش فرماندار ایالت فلوریدا شد و در سال ۲۰۱۵ نیز نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شد. چلسی کلینتون، دختر بیل کلینتون هم در سال ۲۰۱۸ گفت حتماً یک روز پا به عرصه ی سیاست خواهد گذاشت.
بعضی از عطرها موجب ایجاد لکه روی لباس می شوند اما نگران این لکه ها نباشید شما می توانید به راحتی با روشی ساده لکه عطر روی لباس یا وسایل خانه را از بین ببرید.

پاک کردن لکه عطر
همه ما از عطر برای معطر ساختن خود استفاده می کنیم اما گاهی اوقات ممکن است عطری که استفاده می کنیم باعث ایجاد لکه بر روی لباس و یا سایر وسایل منزلمان شود.
پاک کردن لکه عطر از روی لباس
از آنجایی که عطر دارای روغن است، برای از بین بردن لکه عطر می توانید از الکل استفاده کنید. کافیست یک تکه پنبه را به مقداری الکل آغشته کنید و آن را بر روی لکه ایجاد شده روی لباس بمالید و این کار را تا جایی که لکه به طور کامل از بین برود ادامه دهید و در مرحله بعد، با مالیدن مقداری صابون بر روی نقطه مورد نظر آثار لکه به طور کامل از بین خواهد رفت و در نهایت لباس را شسته و اجازه دهید خشک شود . لازم به ذکر است که برای از بین بردن لکه عطر نباید از آب گرم استفاده کنید زیرا گرما باعث تشدید اثر عطر بر روی لباس می شود .
پاک کردن لکه عطر از روی لوازم منزل
روند ذکر شده برای پاک کردن لکه عطر بر روی لباس در این مورد نیز صادق است . شما همچنین می توانید از فروشنده وسیله منزلتان در این مورد مشورت بخواهید .
پاک کردن لکه عطر از روی فرش
ابتدا عطر باقی مانده بر روی فرش مورد نظر را پاک کنید و سپس با استفاده از مخلوطی از ½ قاشق چای خوری مواد شوینده ، 1 قاشق چای خوری سرکه سفید و 1 لیوان آب گرم و یک پارچه تمیز و سفید قادر به از بین بردن لکه مورد نظر خواهید بود و در نهایت فرش را با آب شستشو دهید که این امر بسیار مهم است زیرا در غیر این صورت ممکن است لکه تشدید شود .
زن ایرانی در طول تاریخ سیر تحولی پرپیچوخمی را از سر گذرانده و پس از عبور از جوامع سنتی، به عصری نو وارد میشود که بهعنوان یک انسان در جامعه هویت پیداکرده و جایگاه خود را میشناسد. درحالیکه جوامع سنتی به زن تنها با یک نگاه مادری و همسری میپرداختهاند، امروز این تعریف دگرگونشده و زنان علاوه بر نقش مادری و همسری، هویت فردی خود را یافته و نقش اجتماعی خود را نیز ایفا میکنند.
این جملهها به محتوای کتاب «نگاهی به زن ایرانی در گذار از سنت به مدرن» نوشته سهیلا ترابی فارسانی اشاره دارد که در یکی دیگر از سلسله نشستهای فصل سخن محور گفت و گو قرار گرفت.
در ابتدای این نشست که در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان برگزار شد، الهه باقری، پژوهشگر تاریخ گفت: این کتاب بیشتر توضیح فضای سنتی دوره قاجار است؛ در این دوره فضا هم سنتی است و هم عناصری از مدرنیته به آن وارد شده است. نویسنده سعی کرده این حالت دوگانۀ انتقال از سنت به مدرنیته را شرح دهد و همچنین بیشتر روایتهای گفتهشده، از اتفاقهایی است که برای زنان افتاده است و چگونگی دگرگون شدن این فضای سنتی از طریق شکلگیری فردیت را روایت میکند.
او افزود: نویسنده روی بحث هویت متمرکز شده و بیشتر در مباحث، وجه هویت جامعهشناختی را مورد نظر دارند. همچنین تأثیر جامعۀ دگرگونشده بر هویت زنان که بخشی از آن را به آموزش اختصاص دادهاند و از گذر از آموزش سنتی به آموزش مدرن و تأسیس مدارس نوین گفتهاند. نخستین نشریههای زنان، آغازگر تبلیغ این گذار بوده و میکوشیدند که زنان را از طریق آموزشهایی که در نشریهها به آنان میدادند، به فضاهای مدرن عبور دهند. تأثیر این نشریهها در امور روزمرۀ زنان بحث جالبتوجهی است. بخشی از بحث به امور روزمره زندگی زنان و بررسی این موضوع مربوط است که چگونه از طریق این نشریهها برای عبور زندگی عادی و روزمرۀ زنان از آن ساختار سنتی و ورود به حیطه مدرن، تلاش میشد. کتاب در ۶ فصل به مباحثی مثل هویت زنان در ساختار سنت و آموزش و نشریات که بسترساز این دگرگونی بودهاند، پرداخته است. پرسش اصلی در این کتاب، چگونگی شیوه گذار از سنت به دنیای مدرن و تعریف هرکدام از این دو ساختار است.

در ادامه این نشست، سهیلا ترابی فارسانی، نویسنده کتاب «زن ایرانی در گذار از سنت به مدرن» با اشاره به اینکه عنوان این کتاب غلطانداز است، ولی تلاش شده بهگونهای تعریف شود که الگوهای از پیشساخته شده در ذهن ما، مقداری تعدیل شود، اظهار کرد: ما در این کتاب سه کلیدواژه زنان، سنت و مدرنیته درباره موضوع زنان داریم که روی آنها متمرکز خواهیم شد. مدرنیته و یا مدرنیسم، ابزار هستند و از طرفی میخواهیم بگوییم که گفتمان در حال تحول است. بستر زمانی که در این کتاب راجع به آن صحبت میکنیم، دوره قاجار است و فقط تاریخِ اتفاقهای این دوره روایت میشود. بنابراین تعریفمان از سنت، یعنی آنچه پیشازاین دوره و در دوره قاجار تداوم داشته است. مدرن نیز پدیدهای نو تلقی میشود که به این جامعه وارد شده است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: درواقع وقتیکه ما از زن صحبت میکنیم که موضوع اصلی این بحث است، مبحث هویت مطرح میشود و یکفصل از این کتاب به این بحث هویت میپردازد که اصلاً ما هویت را چگونه تعریف میکنیم که این دو عنصر دارد؛ آنچه ما از خودمان درمییابیم و آنچه دیگران از ما درمییابند. بنابراین وقتیکه راجع به هویت زن صحبت میکنیم، دو مبحث فهم زن از خودش و تعریف یا تلقی که جامعه از او دارد، مطرح میشود و این دو مورد در تعامل با یکدیگر بحث هویت را شکل میدهد.
او خاطرنشان کرد: ما دریکی از فصول کتاب سعی کردهایم که این ۳ بخش را در ارتباط با زن سنتی که بستر زمانی آن دوره قاجار است، بیان کنیم. به دلیل اینکه ویژگیها از دوره قبل از آن به دوره قاجار منتقل شده است. ما به لحاظ جامعهشناسی میتوانیم دو نوع جامعه را تعریف کنیم؛ جامعه مکانیکی یا تودهوار که معمولاً جوامع سنتی به لحاظ جامعهشناسی این ویژگیها ر ادارند و اگر بخواهیم آن را تصور کنیم باید بیشتر به سراغ جوامع ایلی برویم. اینها بیشتر به ساختار مکانیکی نزدیک هستند و هرچقدر به سمت جوامع شهری برویم، جامعه به جامعه ارگانیکی تبدیل میشود؛ یعنی جامعهای که دائم خود را نقد میکند و وارد مرحله دیگر میشود. اینجا وقتیکه میخواهیم یک جامعه مکانیکی ازنظر جامعهشناسی را برای جامعه سنتی تعریف کنیم ویژگیهای آن را طرح میکنیم.
ترابی فارسانی ادامه داد: برای فهم بیشتر میشود ذهن را به جوامع ایلی متحدِ محدود و بههمپیوسته سوق داد. آنها احساسات مشابه و همانندی دارند، در این نوع جامعه، ارزشها یکسان است، تمایزها و تفاوتها کمتر دیده یا کمتر پذیرفته میشود. فردیت به این معنا که ویژگیهای فردی شما از دیگران متمایز باشد، خیلی پذیرفتهشده نیست. در آن جامعه مکانیکی شما باید شبیه و همسان با دیگر افراد در آن جامعه باشید، از پیش تکالیفی برای شما تعیین میشود، مثلاً اگر که به دوره قاجار برویم زنان برای مادر شدن و مردان برای ادامه شغل پدری خود آماده میشدند. برای همین تکلیف معلوم بود که مرد نانآور و زن نقش مادری را بر عهده دارد و به دلیل اینکه جامعهپذیری دچار آسیب میشده، امکان انتخاب مسیر دیگری وجود نداشته است.
او افزود: بنابراین اگر فرد نمیتوانست مسیر یا الگویی که برای مردان و زنان تعیین شده را طی کند، جامعه پذیرای آن نبود. این الگوها از قبل تعیینشده بود. در این جوامع نگرش مطلق و غیر انتقادی وجود دارد؛ یعنی تو باید اینگونه زندگی کنی و اگر نمیخواهی یا نمیتوانی پس تو حتماً یک ایرادی داری که مسیر تعیینشده را طی نمیکنی. این یعنی الگوها ثابت و نگاه مطلق است، فرهنگ عمومی نمیتواند هیچ نوع انعطافی در این مسیر را بپذیرد. این نوع جوامع در مقابل تغییر مقاوم هستند و کوچکترین و جزئیترین تغییرات را برنمیتابند؛ بنابراین در چنین جوامعی، پویایی، دگرگونی و ایدههای جدید کمتر پذیرفته میشود و ارزشهای آن از قبل تعیین و تعریفشده و مبتنی بر تفکری است که در آن جامعه وجود دارد.

ترابی فارسانی بیان کرد: خانواده در دوره قاجار نقش مهمی داشته و دختران معمولاً باید نقشهایی را ایفا میکردهاند که شامل نقش مادری و همسری بوده و وظایف او شامل شوهرداری، بچهداری و اداره امور آشپزخانه میشد. دختر در چنین خانوادهای باید زود ازدواج میکرد و اگر سن کسی در آن زمان از ۱۵ سال عبورکرده و ازدواج نمیکرده و یا خواستگار نداشت فاجعهآمیز بود؛ برای همین خانوادهها نگران بودهاند که حتماً تا ۱۵ سالگی برای دختران خود شوهر پیدا شود.
او خاطرنشان کرد: دختران تا قبل از ازدواج توسط مادران خود آموزش میدیدند و چون در سن کودکی به خانه همسر میرفتند، ادامه نقش آموزش بر عهده مادر شوهر بوده است. من فکر میکنم این برخوردی که همیشه بین عروس و مادر شوهر وجود دارد ریشه تاریخی دارد، به دلیل اینکه مادر شوهر در گذشته تلاش میکرد که حتی بهصورت آمرانه چگونگی اداره زندگی را به عروس خود آموزش دهد و این مسئله، مشکلات را بین آنها ایجاد میکرد.
نویسنده کتاب «زن ایرانی در گذار از سنت به مدرن» افزود: جامعه سنتی در مقابل باسواد شدن دختران مقاومت میکرد، برای مثال در نشریات آن دوره ذکرشده که دختران نباید خط یاد بگیرند، حتی اگر قرآن را حفظ هستند و میتوانند بهصورت شفاهی بخوانند ولی خط، بد است چراکه ارتباط شکل میگیرد و آنها میتوانند به نامحرم نامه بنویسند پس نباید امکان این حوزه ارتباطی را برای دختران فراهم کرد. در چنین جوامعی، محدودیتهایی حتی در بین محارم نیز وجود داشته است. دختران در چنین جامعهای تنها با گروه همسالان و همجنسهای خود ارتباط داشته و با یکدیگر فرهنگ مشترک داشتهاند که این فرهنگ مشترک با دیدن یکدیگر تقویت میشده و یکدیگر را تائید میکردند.
ترابی فارسانی خاطرنشان کرد: اما زنی که در جامعهای با این ویژگیها و محدودیتهای آموزش و فضای محدود وجود دارد چه ویژگیهایی پیدا میکند! او به یک ضعیفه تبدیل میشود و به دلیل اینکه محدودیت داشته و ارتباطی ندارد و آموزش ندیده، غیرمستقل و وابسته و مملو از ترس است و مواجهشدنِ او با محیط اجتماعی به دلیل نداشتن آمادگی و ابزار و ندیدن آموزش، ترسناک است و چون باید توسط مردان انتخاب شود با گروه همجنسان خود دائماً درگیر است و هدف اصلی او جذب جنس مخالف میشود، چون تنها راهی است که برای او وجود دارد و تنها نقشی است که باید ایفا کند. او به انسانی ترسو، وابسته، غیر انتخابگر و درگیر با احساس ناامنی تبدیل میشود و از مواجهشدن با آینده ترس دارد.
او افزود: اینکه چرا در دوران قاجار خانمها به خرافات اعتقاد داشتند و برای همسران خود به جادو متوصل میشدند به این دلیل است که احساس ناامنی میکردند و در آن زمان تعدد زوجات وجود داشته است، بنابراین رو آوردن به جادو، برآمده از انسانی بود که ناتوان بار آمده و غیرمستقل هستند. البته اخلاق حرمسرایی مخصوص کسی نیست که در حرمسرا است بلکه برآمده از شرایطی است که زنان داشتهاند. ویژگیهای اخلاق حرمسرایی این است با همجنسان خود کنار نمیآیند، رقابت ممتد و مداوم بین آنها وجود دارد، درگیری و نزاعهای پایانناپذیر و گرایش به هیجانهای کاذب و ارائه خودشان به شیوههای مختلف وجود داشته است. این اخلاقی که برآمده از شرایط رقابت و اخلاق حرمسرایی است شامل سبقت در خودآرایی، حسادت و تلاش برای جلب و حفظ جنس مخالف، رقابت با همجنسان و برملا کردن آنها، غیبت کردن درباره یکدیگر و جزئینگری در رفتارهای رقبای همجنس خودشان است؛ و اینکه یک میدانی است که آنها باید خود را در میدان رقابت عرضه کرده و رقبا را به بهترین شکل از صحنه خارج کنند.

ترابی فارسانی ادامه داد: داستانهای مختلفی راجع به رقابتی گفتهشده که زنان در آن فضای سنتی با یکدیگر داشتهاند و در حوزه ادبیات نیز به شکل فراوان شرح دادهشده است. نوع برخورد زنان حرمسرا با یکدیگر بهکل جامعه تسلی پیدا میکند. زن حاصل شرایطی است که جامعه مکانیکی سنت برای او فراهم کرده است و به میزانی که این پارامترها تغییر کند دیوار سنت نیز ترک میخورد و یکی از کارهایی که برای تغییر شرایط زنان در این چارچوب انجام شد سنتِ تلاش برای ایجاد مدارس دخترانه است که البته ایجاد این مدارس با چالشهای فراوانی روبهرو شد.
این نویسنده و استاد دانشگاه تصریح کرد: طوبی رشدیه که همسرِ برادر حسن رشدیه است تلاش کرد که اولین مدرسه دخترانه را ایجاد کند ولی حتی ۳ روز هم دوام نیاورد و تابلو را پایین کشیدند و تعطیل شد. دومین تلاش برای ایجاد چنین مدرسهای یک سال بعد از مشروطه در سال ۱۲۸۶ شمسی بود که آنهم به همین عاقبت دچار شد و تعطیل شد؛ بنابراین برای دختران تا زمان جنبش مشروطه، آموزش جدید وجود ندارد، اما تعداد معدودی از دختران اشراف و اعیان به مدارس میسیونری میرفتند یعنی مدارسی که مبلغین مذهبی برای اقلیتها فراهم کرده بودند و برخی از آنها نیز از خانوادههای فرهیخته و کارآمدی بودند که دختران خود را با معلم خصوصی آموزش میدادند.
او با بیان اینکه این زنان به آوانگارد یا زنان پیشرویی تبدیل شدند که از طریق نشریات جدید برای ایجاد مدارس جدید و برای آموزش کوشیدند، بیان کرد: بخش آموزش یک قسمت است که به تغییر شرایط زنان کمک میکند و قسمت دیگر هم نشریات زنان وجود دارد که دومین بخشی است که تلاش میکند تغییراتی در شرایط زنان ایجاد کند، نشریات زنان از همان نیروهای پیشرو ایجاد میشود و اگرچه از فاصله پیروزی مشروطه تا روی کار آمدن دولت پهلوی زمان محدودی است، ولی ۷ تا ۸ نشریه مخصوص زنان مجوز انتشار میگیرد که برای آن دوره یکچیز عجیبوغریبی بوده است.
ترابی فارسانی خاطرنشان کرد: این زنان معمولاً توسط پدران، برادران، عموها و همسران خود حمایت میشدند و یا در خانوادههایی آموزش میدیدند که تحصیلکرده به معنی قدیم هستند؛ مثلاً خانواده علمای بزرگ تجار برجسته، امکان معلم سرخانه را داشتهاند و کسانی هستند که در این مقطع میتوانند بنویسند زبان فرانسه بلدند ترجمه میکنند و آدمهایی داریم که در این شرایط خاص متفاوت شدهاند و این آدمهای متفاوت میآیند و میخواهند به جامعه آموزش دهند و زنان را از آن بستری که در آن بودهاند بیرون آورند. خانم کحال جزو این افراد است که پدر او پزشک بود و دخترش را آموزش داد. خانم مزین السلطنه، آفاق پارسا مادر فرخرو پارسا که هم پدر و هم مادرش های فرهیختهای بودند، شهناز آزاد، نوابه صفوی و محترم اسکندری شخصیتهایی هستند که در شرایط متفاوت پرورش پیداکردهاند و آموزشهای ویژه داشتهاند و توانستهاند که نشریاتی را منتشر کنند.

او بیان کرد: اما جالب است که بدانیم این افراد از چه روشی استفاده کردند که توانستند بمانند و ادامه دهند. نکته جالب این است که آنها نمیخواهند هیچ نوع بحث جدیدی را ارائه دهند و این مسئله را مطرح میکنند که مگر نمیگوییم که زنان نقش همسری و مادری دارند، پس بیایید این کار را عقلانی و علمی انجام دهیم و به این ترتیب دو پارامتر گفتمان مدرن را وارد میکنند و گفتمان یعنی فضایی که در آن تنفس میکنیم. به این ترتیب دو پارامتر عقل و علم را وارد کرده و میگویند که تو اگر میخواهی مادر خوبی باشی مادری باش که عقلش خوب کار میکند، مادری باش که از علم استفاده میکند و این دو پارامتر را در آموزشهای خود نیز میآورند مثلاً میگوید که خانهداری بچهداری و شوهرداری را علمی و عقلی انجام بده؛ یعنی دارد مرحلهبهمرحله به یک گفتمان جدید وارد میشود و از این طریق، هم آموزش داده و هم گفتمان را تغییر میدهند.
ترابی فارسانی تصریح کرد: بعدازآن راجع به کار صحبت میشود ولی باز نمیگوید کارِ بیرون، بلکه به شکل دوپهلو صحبت میکند که حتی من هم متوجه نشدم که منظور آن کار بیرون است یا کار داخل. خیلی محتاطانه به فضای دگرگونکننده وارد میشوند و این آموزشها به شکل غیرمستقیم داده میشود همچنین رمانهایی را ترجمه میکنند که مرتبط است و میتواند این فضای سنت را بشکند و توصیههایی میکنند که علمیتر این است که دختر وقتی خیلی کوچک است ازدواج نکند به این خاطر که مریض میشود و برای اینکه مقاومت نشود از واژههای عصمت و شرافت و کرامت استفاده میکنند. زبان زنان در اصفهان درواقع یک نشریه رادیکال است و تقریباً از میانههای جنگ جهانی اول ۳ تا ۴ نشریه میآید که اینها رادیکالتر از دو مورد قبلی هستند و خیلی محتاطانه پیشنهاد میدادند و بحث حقوق را نیز مطرح میکنند و باز همان علمگرایی و عقلگرایی را اضافه میکنند.
این نویسنده خاطرنشان کرد: مقارن جنگ جهانی نشریاتی درباره زنان منتشر شده و در آنها تحصیل و تساوی حقوق و آموزش زنان مطرح میشود. این نشریات سعی میکنند که استدلالهای خود را از این طریق انجام دهند که ایجاد این تغییرات خیلی خوب است و به خانواده و آقایان کمک میکند، همچنین توسط نشریاتی که کمی تندروتر هستند بحث حقوق برابر مطرح میشود. بعد از جنگ جهانی نیز بحثهایی در زمینهٔ بهداشت و اخلاق پرستاری و امور خانهداری و لباس و مد اروپایی نیز به نشریهها اضافه میشود. همچنین رمانهایی به زبان فارسی در نشریههای آنزمان منتشر میکردند. احقاق حقوق زنان جایی است که در نشریه اشاره میشد و توصیه میکردند که به آقایان فشار نیاورید و نگویید که مقصر شما هستید بلکه سعی کنید با آنها تعامل ایجاد کرده و از همدلی و همراهی آنها استفاده کنید. در نشریات بعد از جنگ جهانی نیز بحث کار بیرون از خانه نیز مطرح میشود.

ترابی فارسانی خاطرنشان کرد: یک پارامتر خیلی مهم در نشریات پایانی اواخر قاجار مطرح میشود و آن بحث فردیت است که نقش خیلی کلیدی دارد. علم، عقل و حق تساوی، پارامترهایی است که وارد میشود. عنصر فردیت به این موضوع اشاره دارد که زنان علیرغم نقشهایی که ایفا میکنند یعنی نقش مادری و همسری، خودشان هم مطرح هستند؛ یعنی یک فیزیک، ذهن و حضور اجتماعی دارند و باید خودشان را هم ببینند. در این نشریات میگوید به خودت رسیدگی کن و چاق نشو، ورزش کن و چیزهای جدید یاد بگیر، آموزش ببین و یاد بگیر که چه دوست داری، خودت میخواهی چه باشی و اینجاست که آن فردیت مطرح میشود.
او بیان کرد: تفاوت زن سنتی با مدرن در این است که زن سنتی فقط نقش ایفا میکند ولی زن مدرن علاوه بر نقشهایی که دارد، فردیت خود را نیز دنبال میکند و میتواند هیچ مغایرتی هم نداشته باشد. او برای خواستهاش تلاش میکند، ورزش میکند و مهارتهای خود را بالا میبرد و توانمند میشود. در این نشریات آموزش داده میشود که زنان از خرافه فاصله بگیرند و انتقادهایی نیز به ازدواجهای سنتی میشود و اینکه افراد باید خودشان این انتخاب را انجام دهند. همچنین میگویند که تقلید صِرف از غرب نباید وجود داشته باشد و باید فرهنگ خودمان را هم ببینیم و آن را درک کرده و ارتقا دهیم. همچنین بر بالا بردن سن ازدواج و توانمندسازی زنان در حوزه عقل و علم تأکید میشود؛ ضمن اینکه مفاهیم دموکراسی، لیبرالیسم، سوسیالیسم و بحث اشتغال بیرون از خانه را طرح میکند که جامعه در آن زمان اصلاً چنین چیزی را نمیپذیرفت. فردیت مدرن در حوزه زنان مطرح میشود که دانش زیادی در آن دوره نیاز داشته و تلاشهایی نیز برای ایجاد آموزش نوین صورت میگیرد.
این نویسنده ادامه داد: فردیت مدرن با آموزش صورت میگیرد که به حیطه اجتماعی و تقویت حضور زنان با آموزش و عبور از سنت در دوره قاجار مربوط است. حتی بحث زیبایی و مُد هم در این نشریات مطرح میشود و باید اشاره کنیم که این گفتمان مدرن به زن مدرن میگوید که علاوه بر هویت مادری و همسری، یک هویت فردی هم برای خود ایجاد کند و برای این هویت فردی کنشگری و تلاش کند تا خود را ارتقا دهد و توانمند کند و فردیت خود را تحقق ببخشد و سپس نقش اجتماعی ایفا کند. همین کاری که مدیران مدارس جدید و صاحبامتیازان نشریات کردند و سعی کردند ایدههای خود را در بستر اجتماعی نیز وارد کنند، بنابراین فردیت مدرن، کنشگری مدرن و آمریت در میان است.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زاهدان گفت: مادر ۴۶ ساله فاقد شناسنامه در این شهرستان برای نجات جان فرزندش کلیه خود را اهدا کرد.

علی خواجه اظهارکرد: بیمار گیرنده عضو، دختری ۲۲ ساله است که از ۱۳ سالگی به علت عفونت کلیه و عدم درمان دچار نارسایی شدید کلیوی شده و از چهار سال قبل تاکنون نیز تحت درمان دیالیز بوده است.
وی ادامه داد: با توجه به هزینههای بالای خرید کلیه و عدم توانایی مالی این خانواده، مادر این دختر که فاقد شناسنامه بود داوطلب اهدای کلیه به فرزندش و نجات جان او شد.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان گفت: عمل پیوند کلیه در بخش پیوند کلیه بیمارستان علی بن ابی طالب(ع) زاهدان با موفقیت انجام شد.
وی بیان کرد: از سال ۸۶ با راهاندازی بخش پیوند کلیه در بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) زاهدان تاکنون ۲۲۹ پیوند کلیه انجام شده است.
مرد میانسالی با چهرهای موجه که خودش را سردار یک ارگان نظامی معرفی میکرد و با ترفندهای مختلف ـ بیشتر ـ زنان را هدف نیت شوم خود قرار میداد، دستگیر شد.
.jpg)
اوایل شهریور ماه سال ۱۳۹۹ بود و زن ۲۸ سالهای در پیادهروی خیابان خلیج فارس تهران در حال پیادهروی بود که مردی با چهره فریبنده که ریش سفید داشت و قوی هیکل بود جلوی راهش را گرفت. مرد که خود را مأمور معرفی کرده بود در خصوص پوشش و حجاب به نسترن اعتراض و تأکید کرد که باید همراه او به مقر پلیس برود.
زن جوان شوکه شده بود و مرد مأمورنما، نسترن را به یک ساختمان که در نزدیکی محل بود کشاند و زن جوان که فکر میکرد در طبقه بالای ساختمان مقر پلیس است قصد داشت از راه پلهها بالا برود که ناگهان مرد شیطان صفت او را غافلگیر کرد و با تهدید در راه پلههای ساختمان هدف نیت شوم خود قرار داد و گریخت.
بدین ترتیب ماجرای تجاوز به زن جوان به مأموران کلانتری ۱۷۹ خلیج فارس مخابره شد و مأموران با دستور مقام قضایی پرونده را برای رسیدگی ویژه در اختیار مأموران اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران قرار دادند.
کارآگاهان پس از تحقیقات ابتدایی از زن جوان به سراغ دوربینهای مداربسته در اطراف محل حضور مرد شیطان صفت رفتند و در این مرحله دوربینهای مداربسته بیمارستان فیاض بخش مورد بازبینی قرار گرفت.
تیم پلیسی در این مرحله مشاهده کردند که مرد شیطان صفت ابتدا در بیمارستان فیاض بخش در کمین یک زن بوده و زمانیکه زن جوان وارد سرویس بهداشتی زنانه میشود این مرد به دنبال او وارد سرویس بهداشتی شده است، اما خیلی زود این مرد از محل خارج شده و پا به فرار میگذارد که بررسی نشان از آن داشت با توجه به شلوغی بیمارستان و مقاومت زن جوان در سرویس بهداشتی، متهم از محل گریخته و بعد از این ماجرا به سراغ زن جوان دیگری که در پیادهرو در حال قدم زدن بود، میرود.
تصاویر به دست آمده کیفیت پایینی داشت و هیچ ردی از روباه پیر به دست نیامد، اما تحقیقات برای دستگیری این مرد ادامه داشت.

تجسسها ادامه داشت تا اینکه بعد از ۳ سال یعنی اوایل اردیبهشت ماه امسال یک زن دستفروش با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و عنوان کرد مردی با چهرهای فریبنده خودش را سردار یک ارگان نظامی معرفی کرده و ادعا میکند میتواند برایم وام جانبازی بگیرد و با این ترفند و اعتمادسازی قصد نیت شومی داشت که متوجه نقشهاش شدم.
اپراتور پلیس پس از شنیدن اظهارات زن دستفروش از وی خواست کمی صبر کند و او را به اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران وصل کرد. زن جوان در این مرحله مشخصات ظاهری مرد فریبکار را در اختیار افسر اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران قرار داد و وی با توجه به پرونده قدیمی روباه پیر و مشخصاتی که از زن دستفروش میشنید احتمال داد که مرد فریبکار دوباره دست به کار شده باشد و از زن جوان خواست به پلیس آگاهی تهران مراجعه کند تا سرنخهای جدیدی از متهم فراری به دست آورد.
افسر پرونده در این مرحله تصویر دوربین مداربسته مرد شیطان صفت را که از دوربینهای بیمارستان فیاض بخش به دست آورده بود پیش روی زن دستفروش قرار داد و زن جوان او را همان شخص معرفی کرد. کارآگاهان در این شاخه از تحقیقات با اطلاعاتی که از زن دستفروش به دست آوردند پی بردند این مرد ۶۰ ساله در گذشته نیز دست به تبهکاری زده است.
همین کافی بود تا با هماهنگی مقام قضایی، عملیات دستگیری مرد شیطان صفت کلید زده شود و کارآگاهان در این مرحله محل تردد مرد فریبکار را در نزدیکی یک مسافرخانه در میدان فردوسی شناسایی کردند و در یک عملیات غافلگیرانه متهم دستگیر شد. مرد شیطان صفت خود را بیگناه میدانست، اما نسترن با حضور در اداره پلیس وقتی این مرد را در بین دیگر متهمان دید انگشت اتهام را به سمتش گرفت و مرد شیاد وقتی خود را در برابر مدارک پلیسی دید به ناچار لب به اعتراف گشود.
تیم پلیسی در این مرحله با بررسی گوشی موبایل متهم به قربانیان این مرد شیطان صفت رسیدند و پرونده پیچیدهای در برابر مأموران قرار گرفت و زنان فریب خورده از شهر مشهد، رشت، شیراز و… با حضور در اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران شکایت خود را مطرح کردند.
یکی از شاکیان پرونده که دخترعموی پدر این مرد شیطان صفت است به مأموران گفت: سالها بود که از خانواده پسرعمویم خبری نداشتم تا اینکه پسرش به سراغم آمد و ادعا کرد که جانباز و سردار یک ارگان نظامی است و میتواند برای من یک حواله خرید خودروی دنا بگیرد و به همین خاطر با توجه به اعتمادی که داشتم ۲۲۰ میلیون تومان برایش واریز کردم، اما پس از آن ناپدید شد.
در ادامه زن دیگری عنوان کرد این مرد که خود را جانباز و سردار معرفی کرده بود پس از اعتمادسازی به خواستگاریام آمد و این در حالی بود که شوهرم فوت کرده بود و فرزندانم با ازدواج من مشکلی نداشتند و جالب اینکه این مرد با وعدههای دروغینی که میداد اعتماد همه را جلب کرده بود.
زن تنها گفت: این مرد حتی در زمان خواستگاری برایم یک انگشتر طلا آورد و همه چیز عادی به نظر میرسید، اما این مرد که خودش را همسر من میدانست پس از مدتی زناشویی وقتی دید نمیتواند از من پولی بگیرد ناپدید شد و آبروی من نزد خانوادهام رفت و حتی طلایی را که برایم خریده بود به سرقت برد.
زن جوان دیگری که از مشهد به تهران آمده بود وقتی در برابر این مرد شیطان صفت قرار گرفت به مأموران گفت: در هتل بودم که مرد با چهره فریبنده به سراغم آمد و وقتی فهمید تنها هستم شروع به اعتمادسازی و خودش را سردار معرفی کرد و میگفت میتواند برایم وام میلیونی بگیرد و در یک اقدام غافلگیرانه به من تجاوز کرد و سپس گوشی موبایل و مدارکم را به سرقت برد.
زن جوانی که از شیراز به تهران آمده بود به مأموران گفت: در حرم مطهر شاهچراغ بودم که این مرد خودش را سردار یک ارگان نظامی و تاجر کفش معرفی کرد و پیشنهاد داد با پرداخت ۲ میلیون تومان سه جفت کفش چرم برایم از تبریز میفرستد که من هم پول را واریز کردم، اما خبری از کفشها نشد.
در میان زنان یک مرد جوان نیز حضور داشت که از گرگان به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران مراجعه کرده بود و گفت: این مرد فریبکار که خود را سردار معرفی کرده بود ادعا کرد میتواند حواله خرید یک خودرو را تهیه کند به همین خاطر مبلغ ۳۰ میلیون تومان به حسابش واریز کردم، اما او ناپدید شد تا اینکه خبر رسید او را دستگیر کردهاند.
۹ زن با حضور در اداره پلیس از این مرد شیطان صفت که با نقش پردازی و با تهدید دست به اقدام شوم و کلاهبرداری زده بود شکایت کردند و تحقیقات برای شناسایی دیگر طعمههای این مرد در دستور کار مأموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفته است.
قاضی منافیآذر از شعبه ۱۱ دادگاه کیفری یک استان تهران با درخواست چاپ عکس بدون پوشش این متهم خواست کسانیکه هدف نیت شوم و کلاهبرداری این مرد شیاد قرار گرفتهاند به اداره ۱۶ پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.