دلایل سیاه شدن قابلمه روحی چیست و راهکارهای سفید کردن آنها کدامند؟

در این شیوه از سرکه جوش شیرین و سیم ظرف شویی استفاده می کنید و به ترتیب زیر مراحل تمیز کاری را انجام می دهید:
اول بدنه قابلمه را با آب داغ خیس کنید و آنگاه روی بدنه جوش شیرین بریزید.
بعد روی جوش شیرین ها قدری سرکه بپاشید، وقتی این کار را می کنید سرکه و جوش شیرین با هم واکنش داده و کف می کنند.
پس از 15 دقیقه با استفاده از سیم ظرف شویی و مایع ظرف شویی می توانید قابلمه را بشویید و همه سیاهی ها و لکه ها از بین می روند.

سفید کردن قابلمه روحی با مواد شوینده
چنانچه سیاهی درون قابلمه روحی کم باشد و مدت استفاده از آن کوتاه بوده باشد می توان با ریختن آب گرم و همچنین مواد شوینده و نگهداشتن آن به مدت 5 دقیقه در قابلمه، سیاهی ها را سفید کرد در این شیوه می توانید از سیم ظرفشویی برای سفیدتر شدن هم استفاده کرد.


آبلیمو و مایع ظرفشویی
یکی دیگر از شیوه های سفید کردن داخل قابلمه روحی، ریختن مخلوط آبلیمو و مایع ظرفشویی درون قابلمه و قرار دادن روی شعله به مدت چند ساعت، در این شیوه اول قابلمه سیاه می شود که نباید نگران این مسئله بود چون بعد از گذشت چند ساعت قابلمه به طور کامل سفید می شود.

جوش شیرین و لیمو
لیمو یک راه فوق العاده برای تمیز کردن و درخشندگی ظروف می‌باشد. همراه با قدرت جوش شیرین، می‌توانید لکه‌های اکسیداسیون سیاه، زرد را از بین ببرید و به  سفید کردن قابلمه روحی سوخته کمک کنید. برای این کار مرحله های زیر را دنبال کنید:
تا آنجا که امکان دارد مواد غذایی و خرده ذرات باقیمانده را از قابلمه بیرون بریزید. کمی نازک آب در قابلمه بریزید، بعد کف آن را به مقدار زیاد با جوش شیرین بپوشانید.
یک لیمو را از وسط نصف کنید و از قسمت گوشتی آن برای تمیز کردن قابلمه روحی با خمیر جوش شیرین استفاده کنید. ترکیب امکان دارد کف کند و این علامت خوبی است.
چنانچه اطراف بدنه قابلمه نیز سیاه یا کدر شده است، قابلمه را زیر و رو کنید و از این شیوه برای پاک کردن لکه‌ها و برگرداندن درخشش آن استفاده کنید.

جوش شیرین و هیدروژن پراکسید
جوش شیرین را با هیدروژن پراکسید به نسبت یک به سه ترکیب کنید. محلول را داخل قابلمه بریزید و یک ساعت مکث کنید.
آنگاه محلول را با استفاده از اسپری، بر روی بدنه و کفه زیر قابلمه اسپری کنید و یک ساعت دیگر صبر کنید. آنگاه قابلمه را با آب ولرم آبکشی کنید.

نکته هایی برای پیشگیری از سیاه شدن قابلمه روحی
– موقع پختن سوپ، آش و یا خورشت در ظروف روحی، چند قطره آبلیمو یا سرکه به محتویات داخل آن بیفزایید. این کار در زمان جوشیدن غذا باعث می‌شود تا داخل ظروف روحی شما سیاه نشود.
– از گذاشتن ظروف روحی بر روی شعله و حرارت مستقیم پرهیز کنید. در صورت لزوم، بهتر است پیش از این کار کف و بدنه اطراف قابلمه را به مایع ظرف‌شویی آغشته کنید تا از سیاه شدن بدنه قابلمه پیشگیری شود.
– بعضی وقتها امکان دارد سیاهی کف قابلمه به علت کثیف و چرب بودن شعله اجاق باشد؛ پس بهتر است شعله اجاق گاز را تا حد ممکن تمیز نگه دارید.

اشک‌های زن شیک‌ پوش

«برای گرانی‌ها حقوقم را ۵۰۰ هزار تومان اضافه کردند. خدا خیرشان بدهد!»
به زن روبه رویی در مترو نگاه کردم. صلوات‌شمار صورتی‌رنگی مثل انگشتر حلقه دور انگشت اشاره‌اش بود و آرامش صورتش حس خوبی داشت. موهای سفیدش را با دست جمع کرد و ادامه داد: دو میلیون و ۵۰۰ تومن می‌شود، ولی من هم واقعا زحمت می‌کشم. همه‌کار انجام می‌هدم. قبلا کارم راحت‌تر بود. پرستار مادرشان بودم. خدا رحمتش کند. حاج‌خانم هوایم را داشت. بعد از فوت مادرشان، گفتند برای کار خونه بروم.
زن بغل دستی‌اش هم مثل او صلوات‌شمار به دستش بود و ذکر می‌گفت اما جوان‌تر بود.
سری تکان داد که یعنی خوب است و گفت: من فقط بچه را نگه می‌دارم. برای کار خانه، هفته‌ای یک بار کارگر می‌آورند. بچه خوبی است اما مادرش خیلی حساس است و خیلی ادا و اطوار دارد.
زن جوان‌تر در ادامه گفت: شوهرش بی‌تفاوت و خون‌سرد است. خانمش دو هفته رفت مسافرت، بچه را سپرد به من. می‌گفت: ببرش خانه، نگه دار. شب برای خواب بیاور تحویل من بده!
روز آخر که خانمش می‌خواست برگردد، گفت: بیا خانه مواظب بچه باش تا کارگر تمیزکاری کند. وای! نمی‌دانی! خانه شهر شام بود. همین دو هفته کلا پارتی گرفته بود! من که جرئت نکردم به خانمش بگویم.
در حالی که دو کارگر زن غرق صحبت بودند، یکی از صندلی پشت صدایش را بلند کرد: مدیونی به زنش نگویی. مرد به خانمش خیانت کرده. خدا ازش نگذرد!
پرستار بچه آرام گفت: شما از ادا و اطوارهای خانم خبر ندارید. اگر هم آقا کاری کرده باشد، حقش است. دو هفته شوهر و بچه‌اش را ول کرده رفته !
خانم شیک‌پوش ایستاده وسط راهرو اما عقیده ای متفاوت داشت: روزی می‌رسد که بچه‌شان بزرگ می‌شود، موهای زن سفید می‌شود، مرد بازنشسته می‌شود، مرد و زن هردو پخته‌تر می‌شوند و همه این شر و شورهای جوانی می‌گذرد. بعد با هم سفر مشترک می‌روند و خاطرات مشترکشان را مرور می‌کنند. زن بی‌خبر از شیطنت‌های جوانی مردش، به او افتخار می‌کند و عشق می‌ورزد. می‌دانید بازنده واقعی کیست؟ زنی که نفر سوم بود، یواشکی وارد حریم آن‌ها شده بود، خیال خام برش داشته بود که روزی … .
اشک‌های زن خوش‌پوش سرازیر شد. سرش را پایین آورد و به پرستار بچه گفت: به زنش نگو. بگذار عاشق شوهرش بماند. دست‌کم یک زن کمتر شکسته می‌شود.
برحسب عادت گوگل را باز کردم و جست‌وجو کردم: اگر از خیانت باخبر شدیم چه کنیم؟
نوشته بود: در مدیریت شرایط بعد از خیانت سعی کنید قوی عمل کنید و با طی کردن فرایند صحیح، بهترین تصمیم را بگیرید.
شما به عنوان یک خانم خیانت‌دیده چه باید بکنید؟ باید بمانید یا بروید؟ در حقیقت، ماهیت سؤال این است که آیا ببخشم یا خیر.در پاسخ، باید عرض کنم شما زمانی حق بخشیدن خیانت را دارید که مطمئن شوید همسر شما آدم قبلی نیست. بنابراین اگر همسر شما سیستم حسی، احساسی، باورها، اعتقادات، تفکر و تصمیم‌گیری‌هایش هم‌چنان مشابه قبل است، احتمال تکرار خیانت وجود دارد.
در هر بار بخشش، فردی که قربانی خیانت شده است مسئولیتی پیدا می‌کند مبنی بر اینکه به سادگی و سهولت به موضوعات مطرح‌شده از طرف شریک عاطفی خود نگاه نکند. شاید اکنون برای شما این سؤال ایجاد شده باشد که: چطور بفهمیم فردی که خیانت کرده است دوباره آن را تکرار نخواهد کرد. ابتدا باید ریشه خیانت مشخص شود و با توجه به آن، در شما و همسرتان تغییراتی به لحاظ رفتاری و روانی ایجاد شود.
در حقیقت، شما و همسرتان باید نزد یک مشاور بروید و پس از آنکه مشاور متوجه ریشه اصلی خیانت شد، با فرد خیانتکار جلسات درمانی را شروع کند و به شما به عنوان فردی که قربانی خیانت شده است توصیه‌هایی را به لحاظ رفتاری ارائه کند. تنها در این صورت است که احتمال خیانت به حداقل یا صفر می‌رسد.
اما پرسش اصلی شاید این باشد: اگر جای پرستار بچه بودیم چه می‌کردیم؟ شما چه می‌کردید؟
نویسنده: زهره رنگ آمیز روزنامه‌نگار

جراحی های زیبایی؛ نیازمند بازنگری ساختاری قانونی

گرایش به زیبایی از ابتدای خلقت بشر تمایلی فطری بوده و در هر زمانی به شکلی خود را به نمایش گذاشته است. این تمایل ذاتی بنا به فطرت خداداد، همواره در میان زنان نمود بیشتری داشته است. به‌ طور کلی، با مرور تاریخ بشر، به ‌نظر می‌رسد انسان‌ها با ایجاد تغییر در بدن خود، در پی برطرف کردن نیاز فطری و روحی و اجتماعی خویش به زیبایی و جمال‌خواهی بوده‌اند و هستند. اما در قرن کنونی و دهه‌های اخیر، برداشت‌ از زیبایی با تغییراتی همراه شده است و در قالب مجموعه‌ای از تناسب‌اندام، آرایش، پوشش، میزان جذابیت و بی‌نقص‌بودن به‌ویژه به نوجوانان و جوانان القا می‌شود.
با گذر زمان و پیشرفت علم پزشکی، در عصر کنونی، جراحی‌های زیبایی به یکی از مصادیق دخل و تصرف در بدن به ‌منظور زیباسازی، مطرح شده و زیبایی مصنوعی را به یک صنعت برای پزشکان تبدیل کرده است. با تغییر ذائقه‌ انسان‌های امروزی و رواج پدیده مد، جراحی‌های زیبایی از روش‌هایی بهره گیرندکه زنان بسیاری برای به ‌دست آوردن زیبایی دلخواه، با پذیرش خطر و احتمال آسیب،‌ بر بدن خود اعمال می‌کنند.
در ایران، جراحی زیبایی بینی از اواخر دهه 60خورشیدی شتاب روزافزونی گرفت که عمده مشتریان آن را زنان و دختران گروه سنی چهارده تا 45 سال تشکیل می‌دادند. البته در سال‌های اخیر، مردان نیز در زمره افراد خواستار جراحی زیبایی بینی و کوچک کردن یا فرم دادن شکم قرار گرفته‌اند.
زنان ایرانی به ‌دلیل کم‌تحرکی و بی‌توجهی به ورزش، بیش از زنان دیگر دچار اختلالات اندامی می‌شوند و زودتر نشاط و تازگی اندام خود را از دست می‌دهند که با بروز تغییراتی در گرایش به مد، تمایل آن‌ها به جراحی‌های زیبایی اندامی نیز به ‌طور درخور توجهی بیشتر شده است. (فصلنامه علمی‌پژوهشی زن و جامعه، سال هشتم، شماره چهارم، زمستان 1396)
روان‌شناسان براین باورند، تصویری که امروزه از دوران کودکی در قالب انیمیشن‌ها و عروسک‌ها از بدن انسان ارائه می‌شود به ‌گونه‌ای است که سبب تغییر طرح‌واره بدن در ذهن افراد می‌شود و زن و مرد فکر می‌کنند بدن آن‌ها آن‌گونه که باید باشد نیست. بنابراین نوجوانی که هنوز هویت جسمانی‌اش شکل نگرفته است، با دیدن این تصاویر به توقعی غیرواقعی از بدن و چهره‌‌ خود می‌رسد که ابتلا به افسردگی و اضطراب و کاهش اعتمادبه‌نفس و عزت نفس را در این قشر به ‌دنبال دارد. هرچند تمایل به زیبایی موضوعی ذاتی است، آنچه امروز در جامعه می‌بینیم رفتاری افراطی است و از یک تصویر ذهنی واقع‌بینانه ، بسیار فاصله دارد.
باید بدانیم «توهم زشتی» یا «اختلال بدشکل‌هراسی» تنها یکی از دلایل تمایل افراطی به جراحی‌های زیبایی است، اما عوامل بسیاری در کشور ما بانوان را به ‌سوی این موضوع و نپذیرفتن واقعیت وجودی خود سوق می‌دهند ازجمله زمانی ‌که توجه به ارزش‌های درونی و وجودی زنان کم‌رنگ می‌شود توجه به ظاهر و تأکید بر جذاب بودن جای آن را پر می‌کند. از سوی دیگر، با توجه به توسعه فضای مجازی و اهمیت یافتن بلاگرها، سلبریتی‌ها، سینما و فیلم‌ها، مجلات، رسانه‌ها و … این طرز فکر به جوانان القا و سبب می‌شود بسیاری از زنان فارغ از طبقه اجتماعی، از ظاهر خود احساس شرم و نارضایتی ‌کنند.
از آنجا که اعمال جراحی زیبایی یکی از پردرآمدترین اعمال پزشکی محسوب می‌شود، پزشکان نیز به این رشته تخصصی گرایش زیادی پیدا کرده‌اند و بدون بررسی نیازهای روان‌شناختی مراجعان نوجوان خود، به این جراحی‌ها اقدام می‌کنند. البته نباید از آمار شکایت‌های ناشی از ایجاد نقص چهره و اندام یا مرگ‌ومیر ناشی از جراحی‌های زیبایی نیز غافل شویم.
از این ‌رو، به‌ نظر می‌رسد جراحی زیبایی در کشور، نیازمند بازنگری ساختاری جدی از سوی جامعه پزشکی و قانون حاکم بر آن است تا از آسیب بیشتر نوجوانان و جوانان پیش‌گیری شود. از سوی دیگر، آموزش و ترویج فرهنگ واقع‌گرایی درباره پذیرش جسم واقعی افراد چه از سوی زنان درباره بدن خود چه از سوی مردان نسبت به بدن همسران خود می‌تواند تا حد زیادی این پدیده را به تعادل نزدیک کند و از این رفتارهای افراطی بکاهد.

جایگزین‌های خوب برای کیسه‌های پلاستیکی

هر ایرانی روزانه 3کیسه پلاستیکی استفاده می‌کند؛ در روز جهانی بدون کیسه‌ پلاستیکی از اهمیت توجه به این موضوع و آشنایی با چند جایگزین برای استفاده در موقعیت‌های مختلف گفتیم
هر ساله روز سوم جولای(مصادف با ۱۲ تیر) به عنوان روز جهانی بدون کیسه پلاستیکی (Plastic Bag Free Day) گرامی داشته می‌شود. همچنین بازه زمانی ١٢ تا ٢١ تیر(٣ تا ١٢ جولای) را به عنوان دهه بدون کیسه پلاستیکی در نظر می‌گیرند. هدف از این نام‌گذاری‌، بررسی تاثیرات استفاده از کیسه‌های پلاستیکی بر طبیعت و اهمیت جایگزینی این کیسه‌ها  با گزینه‌های دیگری است که قابلیت تجزیه‌پذیری دارند. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگی‌سلام درباره عواقب استفاده از این کیسه‌های پلاستیکی و جایگزین‌هایش می‌گوییم.

 هر ایرانی، 3کیسه پلاستیکی در روز
براساس تحقیقات انجام شده تنها در ایران سالانه بیش از سه میلیون تن پلاستیک تولید می‌شود.  هر ایرانی روزانه به‌طور میانگین سه کیسه پلاستیکی استفاده می‌کند که متوسط عمر استفاده از هر کیسه، تنها ١٢ دقیقه است. برای از بین بردن هر کدام از این کیسه‌ها در طبیعت، بین یک تا ۳۰۰ سال زمان نیاز است. هنگامی‌که کیسه‌های پلاستیکی به عنوان زباله دور ریخته می‌شوند، به علت ماندگاری بیش از3۰۰ سال در محیط، باعث آلودگی محیط‌زیست می‌شوند. این کیسه‌ها به همراه باد جابه‌جا و وارد رودخانه‌ها و کانال‌های آب می‌شوند، در نتیجه موجب گرفتگی آبراهه‌ها شده و در بسیاری موارد به علت ساکن ماندن آب، زادولد انواع حشرات افزایش می‌یابد. کیسه‌های پلاستیکی درصورت ورود به محیط‌زیست دریایی، وارد زنجیره غذایی جانوران دریایی می‌شوند و سالانه هزاران گونه از جانوران آبزی و پرندگان دریایی به اشتباه بر اثر خوردن این کیسه‌ها و خفگی ناشی از آن، می‌میرند.
 جایگزین‌های کیسه‌های پلاستیکی
یکی از بهترین‌ راه‌ها برای گرامی‌داشت این روز این است که در خریدهای روزمره خودمان از کیسه‌های پلاستیکی استفاده نکنیم و از اطرافیان خود بخواهیم از فروشنده کیسه پلاستیکی نخواهند؛ اما برای کیسه‌های پلاستیکی چه جایگزینی در موقعیت‌های مختلف وجود دارد؟
کیسه‌ پارچه‌ای برای نانوایی
پیشنهاد ما این است که از کیسه پارچه‌ای برای رفتن به نانوایی و قرار دادن نان در آن استفاده کنید.  انجام این کار باعث می‌شود تا نان‌های شما تازه بمانند و میزان استفاده از کیسه‌های پلاستیکی را به طرز چشمگیری کاهش دهید.
  استفاده از کیف برای خریدهای دم‌دستی
شما می‌توانید یک کیف کوچک و دستی، همیشه به همراه داشته باشید تا محصولاتی را که اقدام به خرید آن‌ها می‌کنید، در این کیف قرار دهید. این روش برای استفاده روزانه یا خرید‌های دم دستی مناسب به نظر می‌رسد.
  کیسه تجزیه‌پذیر برای استفاده روزانه
یکی از انواع کیسه‌هایی که در سال‌های اخیر تولید شده، کیسه‌های تجزیه‌پذیر هستند. در واقع این دسته از محصولات به سرعت در طبیعت تجزیه می‌شوند و قابلیت بازگشت سریع به محیط‌زیست را دارند. شما می‌توانید از این کیسه‌ها در موارد ضروری و برای مصرف روزانه استفاده کنید.
  ظرف‌های چند بار مصرف برای فریز کردن مواد غذایی
شاید بپرسید برای فریز کردن مواد غذایی به جای کیسه پلاستیکی از چه چیزی استفاده کنیم؟ ظرف‌های پلاستیکی که قابلیت شست‌وشو دارند، انتخاب مناسبی هستند. این ظروف را می‌توانید چندین سال استفاده کنید و بعد از هر بار مصرف آن را بشویید و بدین صورت به‌اندازه چند سال در مصرف کیسه پلاستیکی صرفه‌جویی کنید.
  کیسه پلاستیکی چندبار مصرف
 به عنوان آخرین پیشنهاد و برای بیشتر موقعیت‌ها، از کیسه‌های پلاستیکی چند بار مصرف استفاده کنید و با این کار حجم مصرف کیسه‌های پلاستیکی را به طرز چشمگیری کاهش دهید. این کیسه‌ها هم برای استفاده روزانه بهترین انتخاب هستند. 
نویسنده : مهسا کسنوی | روزنامه‌نگار

جزئیات باورنکردنی درباره نوزادان دیجیتالی

یک کارشناس‌ارشد هوش مصنوعی گفته در اوایل دهه ۲۰۷۰ از هر ۵ زوج، یک زوج ممکن است یک نوزاد واقعیت‌مجازی در متاورس را به جای نوزاد واقعی انتخاب کند، ماجرا چیست؟
محققان پیش‌بینی کرده‌اند که نوزادان واقعیت مجازی تا سال ۲۰۷۰ در بین مردم بسیار مرسوم و محبوب می‌شوند. یکی از کارشناسان برجسته هوش مصنوعی انگلیس ادعا می‌کند که بحران افزایش جمعیت به لطف تکامل «کودکان واقعیت‌مجازی» ظرف 50 سال قابل حل است. به گفته «کاتریونا کمپبل»، نوزادان رایانه ای که حدود 25 دلار در ماه هزینه دارند، احتمالا تا اوایل دهه 2070 عادی خواهند شد. او معتقد است که تا آن زمان، از هر پنج زوج یک زوج ممکن است نوزادی دیجیتالی را به یک نوزاد واقعی ترجیح دهد.

  نوزاد واقعیت مجازی چی هست؟
نوزادان واقعیت مجازی در متاورس وجود خواهند داشت و با لمس یک دکمه زنده می شوند. کمپبل گفت: این مفهوم ظرفیت این را دارد که تغییرگر بازی تکنولوژیک باشد و می‌تواند به حل مسائلی مانند افزایش جمعیت کمک کند.
  «فرزندپروری مجازی» چگونه است؟
در این حالت، والدین فرزندان خود را از طریق نسل سه بعدی عینک‌های AR و دستکش‌های لمسی می بینند و با آن ها تعامل خواهند داشت. این دستگاه‌ها به کاربران این امکان را می‌دهد که هنگام دست زدن به اشیای مجازی یا هولوگرافیک، حس لامسه واقعی را تجربه کنند. این کودکان هیچ هزینه‌ای برای تغذیه ندارند، فضایی را اشغال نمی‌کنند و تا زمانی که برای «زندگی» برنامه‌ریزی شده‌اند، سالم می‌مانند.
  کودکان دیجیتالی، حرف هم می‌زنند؟
کودکان واقعیت مجازی ممکن است مانند یک جهش بزرگ از جایی که اکنون هستیم به نظر برسند اما طی 50 سال آینده فناوری به‌قدری پیشرفت خواهد کرد که نوزادانی که در ماورای جهان وجود دارند از آن‌هایی که در دنیای واقعی هستند، متمایز نیستند! کودکان واقعیت مجازی قادر به گفتار و دادن پاسخ‌های احساسی هستند. آن‌ها نوعی حافظه دیجیتالی دارند که می توانند مانند صدای ناله کودکان، نیشخند یا گفت وگو مانند یک نوجوان را شبیه‌سازی کنند. بنابراین کودکان دیجیتالی احتمالاً در آینده وجود خواهند داشت. والدین می‌توانند با فرزندان خود در محیط‌های دیجیتالی که انتخاب می‌کنند مانند اتاق نشیمن، پارک یا استخر، تعامل داشته باشند و به لطف دستکش‌های لمسی با فناوری پیشرفته و همچنین دیگر دستگاه‌های پوشیدنی که احساساتی مانند گرفتن یک شیء یا گذراندن دست خود روی یک سطح را بازتولید می‌کنند، می‌توانند در هر زمانی فرزندان خود را در آغوش بگیرند، غذا بدهند  و با آن‌ها بازی کنند. «کمپبل» همچنین معتقد است که والدین می‌توانند سن کودک خود را (از نوزادی تا نوجوانی) تعیین و انتخاب کنند که آیا کودک‌شان در زمان واقعی بزرگ شود یا فقط طبق دستور فعال شود.

مترجم : فرنگیس یاقوتی| ‌ منبع: studyfinds.org

خانواده شوهرم مثل مته پولادی روی اعصابم رژه می‌روند

درباره مشکلاتم با خانواده شوهرم، هرچه بگویم، کم گفته‌ام. خیلی در کارهای‌مان دخالت می‌کنند. توقع‌های بیش از حدی از من و شوهرم دارند. چند بچه دیگر هم دارند اما دستورات‌شان فقط برای ماست. هر روز و شب با رفتارهای‌شان مثل مته پولادی روی اعصابم رژه می‌روند. خسته شده ام. چه کنم؟
پاسخ مشاور
مخاطب گرامی، قبل از هر چیز این سوال مطرح می‌شود که آیا همسرتان هم به اندازه شما از این بابت ناراحت است یا خیر؟ اگر او با شما هم عقیده باشد، می‌تواند به شما در حل این مشکل کمک زیادی کند در غیر این صورت، کار قدری سخت‌تر خواهد شد؛ یعنی اگر همسرتان حرف شما را در این باره نپذیرد، احتمالا کمتر حاضر به همکاری خواهد بود. متاسفانه دخالت خانواده‌ها در زندگی زن و شوهر، گاهی باعث تخریب روابط بین آن‌ها می‌شود. این دخالت‌ها هرچند از سر دلسوزی است ولی نتیجه عکس می‌دهد. پدر و مادرها باید بدانند که وقتی فرزندشان ازدواج می‌کند، مستقل شده است و نباید کاری کنند که باعث ایجاد مشکل در رابطه بین آن‌ها شود. در ادامه چند توصیه به شما داریم.
  به‌طور مستقیم از خانواده شوهرتان انتقاد نکنید
شوهرتان را واسطه انتقاد خودتان به خانواده‌اش قرار دهید؛ یعنی سعی کنید آن چه را می‌خواهید به منظور انتقاد به مادرشوهر، پدرشوهر و دیگر اعضای این خانواده انتقال دهید از طریق همسرتان باشد و از رودررو شدن مستقیم با آن‌ها در این باره خودداری کنید. شما درباره خیلی از مسائل می‌توانید به طور مستقیم با خانواده همسرتان روبه رو شوید و سعی کنید از طریق گفت‌وگو مشکلات‌تان را با آن‌ها حل کنید؛ اما به دلیل این که این موضوع به طور مستقیم به شما مربوط نمی‌شود، بهتر است به واسطه همسرتان حل شود تا به رابطه شما با خانواده‌اش آسیبی وارد نشود. تجربه نشان داده که این اقدام، نوعی پیشگیری است تا از مشکلات بعدی جلوگیری شود.
  خواسته‌های منطقی‌خود  از شوهرتان را مطرح کنید
لازم نیست با فردی بجنگید. اگر انتظارات خانواده همسرتان از پسرشان زیاد است، شما هم خواسته‌های خود را با آرامش از همسرتان مطالبه کنید. اگر برآورده کردن مجموع این خواسته‌ها برای همسرتان دشوار باشد به ناچار تعادلی بین این دو برقرار خواهد کرد تا هم شما به خواسته‌هایتان برسید و هم بتواند خانواده‌اش را مجاب کند که انتظارات غیرواقع بینانه‌ای از او دارند اما پیشنهاد می‌کنم به جای این که به همسرتان درباره  خانواده‌اش تذکر دهید، سعی کنید خواسته‌های منطقی خود را مطرح  و  او را با حق و حقوق خودتان در این خصوص بیشتر آشنا کنید.
  دوست داشتن‌تان در زندگی مشترک را پایدار کنید
به طور کلی مردها وقتی در کنار کسی احساس خوبی دارند، سعی می‌کنند برایش وقت، انرژی و پول زیادی خرج کنند. قطعا همان‌طور که همسرتان با شما از روی عشق و علاقه ازدواج کرده، باید این رابطه را با همان کشش و جاذبه ادامه دهد تا بتواند احساس بهتری داشته باشد. به دنبال راه‌هایی باشید تا رابطه‌تان را از تکراری بودن نجات دهید و همیشه اتفاقات تازه‌ای را تجربه کنید. از مناسبت‌های مختلف مانند تولد، اعیاد و… برای غافلگیر کردن یکدیگر استفاده و هیجان را در زندگی‌تان حفظ کنید تا لبخند از چهره هیچ کدامتان پاک نشود. این تجربه‌های خوب در زندگی به خاطره‌هایی تبدیل می‌شود که «دوست داشتن» را پایدار می‌کند. وقتی دو نفر یکدیگر را دوست دارند، سعی می‌کنند با توجه کردن  به یکدیگر، نیازهای همدیگر را برطرف کنند.

نویسنده : دکتر رضا یعقوبی| روان‌شناس بالینی

سایه فاجعه‌ بار بی‌ توجهی بر سر افسردگی

سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده میزان ابتلا به افسردگی طی یک سال اخیر بیش از ۲۵ درصد افزایش داشته؛ چرا درمان آن را جدی نمی‌گیریم؟
امروزه تقریبا همه افراد نام افسردگی را شنیده اندو با علایم و تاثیرات روانی‌و‌جسمی آن آشنا هستند. احساس پوچی و اندوه در بیشتر روزها، تمایل نداشتن فرد به فعالیت‌هایی که قبلا از آن‌ها لذت می‌برده، کاهش یا افزایش ناگهانی وزن، احساس تنبلی یا پریشانی، نداشتن توانایی در تمرکز و تصمیم‌گیری یا حتی فکر کردن  به خودآزاری، مرگ یا خودکشی از علایم افسردگی است، اما این اطلاعات و افزایش آگاهی‌ها، خیلی کمکی برای به رسمیت شناختن افسردگی نکرده و هنوز بخش بزرگی از جامعه، افسردگی و خطرات آن را جدی نمی‌گیرند. در این بین، «تدروس آدهانوم» دبیرکل سازمان جهانی بهداشت به‌تازگی گفته: «میزان ابتلا به افسردگی بیش از ۲۵ درصد در جهان افزایش داشته است»(منبع خبر: بیا نی نی). این در حالی که است که درصد بسیار کمی از افراد به دنبال درمان این اختلال می روند. در ادامه، به بررسی چرایی درمان  نشدن افسردگی پرداخته می‌شود.

باورهای اشتباه درباره مبتلایان به افسردگی
اولین دلیل آن تلقی جامعه از مشکلات سلامت روان است. ننگ اجتماعی اختلالات روان شناختی با عباراتی مثل «دیوانه»، «مجنون» و… منتقل می‌شود. در نتیجه بسیاری از افراد به موقع برای درمان مشکلات و افسردگی خود اقدام نمی‌کنند و متاسفانه به فاجعه ختم می‌شود.
 ناآگاهی از تفاوت افسردگی با داشتن غم‌و‌غصه
دلیل دوم معادل دانستن افسردگی با غم و اندوه است. جمله‌ای مثل این که «چی کم داری که می گی افسرده شدم؟» حامل این پیام است که باید حتما دلیل خاصی یا فاجعه‌ای رخ داده باشد تا کسی دچار افسردگی شود، اما غم و غصه به دلایل حوادث ناگوار با افسردگی متفاوت هستند. ممکن است حوادث ناگوار بر شدت افسردگی بیفزاید اما افسردگی با ناامیدی، احساس شکست دایمی، دوست داشته نشدن، بی‌عرضه و مزاحم بودن، تاریکی مطلق و احساس گیر افتادن در این تاریکی و ناامیدی محض همراه است. افسردگی یک بیماری واقعی و خطرناک است که نیاز به درمان تخصصی دارد. خود به خود خوب نمی‌شود و همان گونه که تومور مغزی را نمی توان با انرژی مثبت و تلاش فردی درمان کرد؛ هیچ بیمار افسرده‌ای هم با دلداری و «خودت باید حال خودت رو خوب کنی» درمان نمی‌شود.
 احساس بی‌فایده بودن مراجعه به روان‌شناس
موضوع بعدی ننگ اجتماعی مراجعه به روان‌درمانگر است. این ترس معمولا با بهانه‌هایی مثل گران بودن خدمات روان شناختی یا کیفیت نداشتن کار روان‌شناس‌ها انکار می‌شود؛ در حالی که تمام خانه‌های بهداشت که در تمام محلات شهرها و روستاها فعال هستند، خدمات روان درمانی رایگان با کیفیت ارائه می‌دهند. همان گونه که در هر شغلی افراد متخصص خوب و بد وجود دارد، اگر به پزشک مراجعه کنیم و از کیفیت خدمات راضی نباشیم قاعدتا به دنبال پزشک حاذقی می‌گردیم اما در خصوص روان شناس اگر اولین جایی که مراجعه می‌کنیم ما را راضی نکند با تعمیم آن به همه روان شناس‌ها ادعا می‌کنیم که مراجعه کردن به روان شناس بی‌فایده است.
 دل بستن به دارودرمانی محض
موضوع دیگر در این باره، انتظار بی‌جا از درمان‌های روان شناختی است. بیشتر افراد انتظار دارند در یک یا دو جلسه مشکلاتی که طی سال های زیاد ایجاد شده است، درمان شود! هیچ روان شناسی چوب جادویی ندارد که آثار 30-40 ساله را در نیم ساعت درمان کند. از سوی دیگر، بیشتر افراد فکر می‌کنند مشاوره و روان درمانی یعنی صرفا حرف زدن و درددل کردن. روان درمانی فرایندی بسیار پیچیده از تحلیل افکار، احساسات و افکار و پیدا کردن روند‌های رفتاری متداول و تلاش برای رفع الگوهای رفتاری احساسی ناسازگار است که به تلاش زیاد درمانگر و مراجع نیاز دارد اما بیشتر افراد چون جرئت مواجهه با خود را ندارند، ترجیح می‌دهند با قرص خوردن خود را تخدیر کنند و به آرامشی شبیه مصرف موادمخدر دست یابند، در حالی که مصرف دارو بدون روان درمانی موثر نخواهد بود.
 توصیه‌های بی در و پیکر دنیای مجازی
موضوع دیگری که نباید از آن غفلت کرد، نقش دنیای مجازی است. یک فرد افسرده، اگر کلمه خودکشی یا مشتقات آن را به زبان انگلیسی در گوگل جست وجو کند،  اطلاعات اورژانس اجتماعی یا مشاوره پیشگیری از خودکشی را نشان می‌دهد اما اگر همین جست‌وجو به زبان فارسی انجام شود، اولین خروجی‌ها مقالاتی درباره چگونگی خودکشی است که متاسفانه در برخی سایت ها کار شده و هیچ اثری از راهنمایی و هشدار نیست بلکه بهترین روش خودکشی را آموزش می‌دهد! با این که سال‌هاست اورژانس اجتماعی به شماره 123 در کشور فعال شده اما در بعضی مقالات یا پست‌هایی که درباره خودکشی است، هیچ هشدار یا راهنمایی برای معرفی اورژانس اجتماعی وجود ندارد. با امید به روزی که مشکلات سلامت روان به رسمیت شناخته شود و قبل از بروز فاجعه برای درمان آن‌ها اقدام کنیم.

نویسنده : دکتر مهدی سودآوری | روان شناس و مدرس دانشگاه

شوک عاطفی ناشی از طلاق را چگونه پشت سر بگذاریم؟

مشاور زوج درمانگر و مدرس دوره‌های آموزشی روان‌شناختی با اشاره به مسئله طلاق و دلایل آن، نحوه مواجهه و پشت سر گذاشتن شوک روحی طلاق را تشریح کرد.
طلاق به معنی پایان شرعی و قانونی ازدواج و جداشدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته است، از میان می‌رود. طلاق معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زوجین ناسازگاری و تنش ایجاد می‌شود.

مقایسه آمارهای ثبت طلاق در خراسان رضوی نشان‌دهنده افزایش آمار طلاق است. براساس آمار اداره ثبت اسناد و املاک خراسان رضوی، میزان طلاق در این استان در سال ۱۳۹۹، ۱۹ هزار و ۵۵۸ نفر بوده که در سال ۱۴۰۰ به ۲۲ هزار و ۴۷ نفر رسیده است. متأسفانه این آمار در سه ماه نخست اول رشد ۴.۴۸درصدی داشته و میزان طلاق از ۴۸۶۴ به ۵۰۸۲ واقعه افزایش یافته است.

بنابراین، شناخت دلایل طلاق از مهم‌ترین مسائل امروز است که باید به آن توجه شود. همچنین، جوانان باید قبل از ازدواج درخصوص نحوه ارتباط با یکدیگر و داشتن ارتباط سالم و زندگی موفق آموزش داده شوند.

گفتنی است با افزایش طلاق، مشکلات عاطفی ناشی از آن نیز بیشتر می‌شود، بنابراین باید به این مسئله توجه کرد.
در این خصوص، با فائقه رزاقی در زمینه طلاق و فشارهای روحی و روانی حاصل از آن گفت‌‌وگویی کردیم.

او می گوید: آنچه امروز در مسئله طلاق پر‌رنگ‌‌تر شده، آمادگی نداشتن افراد برای ازدواج است. نبود آمادگی، یعنی فرد هنوز شناختی از خود نداردو ایدئال‌‌ها، آنچه که از زندگی می‌خواهد و آنچه که برای داشتن یک زندگی سالم نیاز است را نمی‌شناسند. فرد در میان اهداف خود گم شده‌ است و تا زمانی که هدف مشخصی در زندگی ندارد، فکر می‌کند می‌تواند با هرکسی همراه شود. فردی که از ازدواج شناخت کافی ندارد، ازدواج را صرفا به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به آمال و آرزوهایش می‌بیند.

وی افزود: حتی برخی از افرادی که فرایندهای آشنایی قبل از ازدواج را می‌گذرانند، به قصد آشناشدن و شناخت جلو‌ نمی‌روند، بلکه به دلایلی از جمله اقتضای عواطف و فشارهای گروه هم‌سالان وارد رابطه می‌شوند. این در شرایطی است که آمادگی ورود به رابطه عاطفی را ندارند. بنابراین وقتی این افراد وارد زندگی زوجی می‌شوند، چالش‌هایی را می‌بینند که برای آن اصلا آماده نیستند.

این‌ مشاور و زوج درمانگر ادامه داد: وقتی همسران این آمادگی را نداشته باشند، نمی‌توانند رابطه را ادامه دهند و مدیریتی برای هیجانات خود داشته باشند. همان‌طور که قبل از ازدواج عاشق بودند، ممکن است به همان اندازه بعد از ازدواج فارغ باشند و تلاشی برای ساختن رابطه خود نکنند. این همسران در انتخاب خود دقت کافی ندارند و بلد نیستند رابطه را مدیریت کنند.

رزاقی با بیان اینکه به نظر می‌رسد جوانان قبل از ورود به رابطه زوجی به آن انسجام هویتی لازم نمی‌رسند، تصریح کرد: ازدواج در کشور ما بنا بر سنت و حرف‌های دیگران از اینکه چرا ازدواج نمی‌کنی رخ می‌دهد که متأسفانه این موارد سبب می‌شود برخی ازدواج‌ها منجر به طلاق شود. بر این اساس، اولین مسئله‌ای که در پیشگیری از طلاق و دستیابی به آمار زیاد زدواج موفق مورد نیاز است، یادگیری مهارت‌های لازم و چگونگی ارتباط با یکدیگر است.

سازمان و ارگانی مشخصی برای مهارت‌آموزی و شناخت قبل ازدواج وجود ندارد
وی با اشاره به اینکه هنوز مهارت‌آموزی‌ در زمینه آمادگی زوجین برای ازدواج به صورت واضح در سیستم ما تعریف نشده است، عنوان کرد: متأسفانه در کشور سازمان و ارگانی مشخص برای مهارت‌آموزی و شناخت قبل ازدواج وجود ندارد. زمانی سازمان ملی جوانان روی کار آمد و آموزش‌های پیش از ازدواج را ارائه ‌داد و سپس دادگستری خانواده پایدار را مطرح کرد که بیشتر با موضوع پیشگیری از طلاق و نشانه‌های آن پیش رفت.

وی افزود: متأسفانه کمتر اتفاق بنیادینی در این زمینه افتاده است که برای آموزش دوره‌های پیش از ازدواج سرمایه‌گذاری شده باشد. اگر در دانشگاه‌ها و فضاهای آموزشی که جوانان در آن حضور دارند، آموزش‌هایی در این زمینه داده شود، بسیار مؤثرتر خواهد بود.

برای کاهش آمار طلاق باید افراد را به سمت ازدواج‌ سالم سوق دهیم
این مشاور زوج‌درمانگر ادامه داد: ازدواجی که بدون شناخت، برنامه و آموزش شکل بگیرد، به‌یقین ناراضیتی‌‌هایی میان زوجین ایجاد می‌کند که منجر به طلاق می‌شود. اگر ماندگاری هم داشته باشد، طلاق عاطفی و بی‌وفایی بین زوج ایجاد می‌کند که این‌ها نیز آسیب‌های خاص خودش را دارد. باید هدف از ازدواج را برای افراد مشخص کنیم؛ اگر قصد داریم فقط آمار ازدواج را در کشور افزایش دهیم که کار اصولی و سالمی نیست و اگر هم بخواهیم آمار طلاق را کاهش دهیم، باید افراد را به سمت ازدواج‌ سالم سوق دهیم. جوان باید بداند برای ورود به رابطه به چه چیزهایی نیاز دارد، هدف‌گذاری‌ها، دستاوردها و موفقیت‌های شخصی و شغلی در کجای زندگی‌اش قرار گرفته است و برای داشتن زندگی مشترک موفق آموزش‌های لازم به هر دو جنس داده شود.

وی با اشاره به اینکه فضای جامعه امروز با گذشته خیلی متفاوت است، گفت: در گذشته حضور زنان در جامعه به این شکل نبود و این فضا دوگانگی برای برخی مردان ایجاد کرده است. نیاز داریم نگاه جوان را به این موضوع باز کنیم و به او بگوییم همان‌طور که او برای خود اهداف شخصی و کاری دارد، زن هم خواهان این موارد است و باید در این زمینه با همسر خود همکاری کند.

پشت سر گذاشتن سوگ طلاق
رزاقی تصریح کرد: مهم‌ترین نکته در طلاق این است که فرد باید با این واقعیت کنار بیاید و توان گذرکردن از شوک عاطفی را داشته باشد. طلاق به هر دلیل شکست عاطفی دارد و برای مواجهه با این شکست فرد لازم است با هیجانات منفی و ناخوشایند مقابله و بتواند آن‌ها را مدیریت کند و سوگ این رابطه ناموفق را پشت سر بگذارد.
وی با بیان اینکه طلاق و جدایی سوگ دارد و فرد باید با این سوگ مواجه شود و از آن گذر کند، تأکید کرد: در قدم اول فرد باید باور کند سوگ و از دست دادنی وجود دارد. متأسفانه خیلی از افراد برای فرار از دردناکی این سوگ از یک مخدر استفاده می‌کنند و این مخدر ورود به رابطه جدید است. ابتدای ورود به رابطه جدید خوشایندی‌هایی دارد که دردهای رابطه قبلی را التیام می‌بخشد، اما فرد چون آسیب‌ خورده، ممکن است در این رابطه نیز موفق نباشد و این باز خودش آسیب‌هایی به فرد می‌زند.

فرد نمی‌تواند مسائل پیش‌آمده از طلاق را در خود از بین ببرد
این مشاور زوج‌درمانگر ادامه داد: هنگامی که جدایی صورت می‌گیرد، فرد نمی‌تواند مسائل پیش آمده را در خود از بین ببرد، بلکه باید با اتفاقات مواجه شود و عواملی را که سبب به‌وجودآمدن این اتفاقات شده است، بررسی کند و برای آن راهکار ارائه دهد تا در ارتباط بعدی او‌ تکرار نشود. اما قبل از آن باید هیجاناتی که فرد بعد از طلاق تجربه می‌کند و ضربه عاطفی را رسیدگی کنیم و به او آموزش دهیم تا این هیجانات را مدیریت کند و با آن‌ها مواجه شود، بدون اینکه دچار افسردگی و اختلال روانی شود.

افرادی که بدون آمادگی ازدواج می‌کنند، بحران طلاق سخت‌تری را پشت سر می‌گذارند
رزاقی ادامه داد: اگر فرد با آمادگی قبل از ازدواج وارد این‌ مرحله از زندگی‌اش شود، اما به هر دلیلی ازدواج او منجر به طلاق شده باشد، با همان مهارت‌هایی که داشته است، از پس این بحران بر‌می‌آید، اما افرادی که بدون آمادگی ازدواج می کنند، بحران طلاق سخت‌تری را تجربه می‌کنند و آسیب‌دیدگی آن‌ها بیشتر است. فرد بعد از طلاق باید برای خود هدف‌ داشته باشد، عزت نفس خود را بازسازی کند و طلاق را یک تجربه بداند و به آن به‌عنوان یک شکست نگاه نکند.

معرفی کتاب
وی با اشاره به چندین کتاب در این زمینه ادامه داد: کتاب‌هایی همچون من بدون تو کیستم، ۵۲ روش برای بازسازی عزت نفس بعد از جدایی نوشته کریستینا هیبرت، کتاب بازسازی زندگی و بازیابی خود بعد از طلاق، جدایی و مرگ همسر نوشته بروس فیشر و رابرت آلبرتی، کتاب جدایی سالم نوشته پائولاهال برای پشت سر گذاشتن بحران طلاق کمک‌کننده‌‌های خوبی هستند. با این حال، لازم است فرد بعد از مطالعه این کتاب‌ها هر جا احساس کرد مسئله‌ای برای او عمیق‌تر و ریشه‌ای است، به مشاور مراجعه کند.

بازه زمانی مشخصی نمی‌توان تعیین کرد
رزاقی در پاسخ به اینکه فرد چقدر زمان لازم دارد تا بحران طلاق را پشت سر بگذارد و برای ازدواج مجدد آماده شود، خاطرنشان کرد: به هیچ عنوان نمی‌توان بازه زمانی مشخصی را تعیین کرد، اما گفته شده که بین ۶ ماه تا ۲ سال زمان لازم است که فرد بحران طلاق را پشت‌سر بگذارد. این زمان، تعریف خاص خودش را دارد. خیلی از ازدواج‌های مجدد که به شکست منجر می‌شود، به این دلیل بوده که فرد سوگ طلاق را تمام نکرده و وارد رابطه دیگری شده است.

قبل از ازدواج حتما به مشاوره بروید
وی اضافه کرد: وقتی می‌گوییم فرد سوگ خود را تمام کرده است که هر زمان اسم طرف مقابل را بشنود یا خاطراتش را مرور کند، دچار برانگیختگی هیجانی نشود. این هیجانات شامل دل‌تنگی، غم، غصه، خشم و نفرت است که دیگر در او ایجاد نشود. افرادی که با بی‌وفایی زناشویی از هم‌ جدا می‌شوند، آسیب‌های روحی و روانی آن‌ها نیاز به رسیدگی بیشتر و جدی‌تری دارد تا فرد بتواند با شرایط کنار بیاید. توصیه می‌کنم اگر برای ازدواج اول مشاوره نگرفته‌اید، حتما برای ازدواج دوم از مشاوره کمک بگیرید و حتما از مشاور متخصص در این حوزه استفاده کنید.