روایتی شنیدنی از نامگذاری جالب ۳ قلوها!

پدر و مادر سه قلوهای تازه متولدشده به عشق سه بزرگوار نام آنها را «رضا، قاسم و محمد» انتخاب کردند.
 سه قلوهای لنده‌ای در بیمارستان امام سجاد یاسوج به دنیا آمدند تا آقای سهرابی و خانمش که هر کدام ۳۵ و ۲۹ سال دارند حالا صاحب ۶ فرزند باشند.
مهیار سهرابی‌ثانی پدر سه قلوها گفت: خیلی خوشحالم که خداوند به من چنین نعمتی اعطا کرد.

وی ادامه داد: همیشه از امام رضا طلب می‌کردم که دوباره به من فرزندی عنایت کند تا به عشق شهید سلیمانی نام او را قاسم بگذارم که عنایت خداوند و امام رضا شامل حال من شد و ۳ فرزند پسر به من هدیه کرد.

این پدر جوان افزود: بعد از به دنیا آمدن فرزندانم به عشق امام هشتم (ع)، سردار دلها همچنین برادر شهیدم محمد سهرابی‌ثانی که در ۱۳۹۰ در درگیری با گروهک تروریستی پژاک در منطقه جاسوسان به شهادت رسید، نام آنها را «رضا، قاسم و محمد» گذاشتم.

سهرابی‌ثانی با اشاره به عشق و علاقه‌ای که به شهید حاج قاسم سلیمانی دارد، افزود: خوشحالم که خداوند چنین عنایتی به من کرد تا با نامگذاری نام فرزندم عشق و ارادت خود به این شهید والامقام را نشان دهم،  امیدوارم فرزندانم در آینده راه این شهید بزرگوار را ادامه دهند.

پدر این سه قلوها حالا دارای ۶ فرزند از جمله ۵ فرزند پسر و یک دختر است و با توجه به اینکه خود دارای معلولیت بوده از وضع مالی مناسبی برخوردار نیست و نیازمند حمایت جدی مسئولان کهگیلویه و بویراحمدی است که تاکنون حمایتی از این خانواده نداشته‌اند.

سناریوی کثیف برای کسب‌ درآمد

بحث کودکان‌ کار اینستاگرامی و آسیب های زیاد این ماجرا با پربازدید شدن ویدئوهای هنجارشکنانه پسربچه اینستاگرامی و 2 دختر دوباره داغ شده است
  ویدئوهایی از یک پسر نوجوان و دو دختر کم‌سن‌وسال که به‌عنوان «ملکه‌های زیبای او» در کنارش با پوششی نامناسب حضور دارند و دیالوگ‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی دارد. این اتفاق حتی واکنش منفی کاربران به‌خاطر تولید چنین محتواهای سخیفی را در پی داشت هرچند به نظر می‌رسید این بچه‌ها؛ صرفاً مجریان سناریوهای از پیش تعیین ‌شده‌ای هستند که تیمی بزرگ سال برای آن‌ها نوشته است تا مخاطب  و در نتیجه درآمد تبلیغاتی جذب شود  . تا همین چند وقت پیش، بحث کودکان ‌کار اینستاگرامی به مدل ‌بودن، تستر غذا و … محدود می شد اما حالا، با این کلیپ ها وارد فاز تلخ تری هم شده . روز گذشته، سرهنگ «رامین پاشایی» معاون فرهنگی‌اجتماعی پلیس فتای انتظامی کشور با تأکید بر این که در بسیاری از این صفحات، کودکان تنها بازیگر هستند و نقش‌گردان اصلی و بازی گردان پشت صحنه، افراد دیگر یا خانواده این کودکان اند، گفت: «برای افراد دخیل در این موضوع، پرونده قضایی تشکیل شد اما چون در حوزه کودک و نوجوان برخورد می‌کنیم، نوع برخورد ما متفاوت است. اقدام قضایی پلیس فتا علیه فردی که صفحه اصلی اینستاگرامی در این پرونده در اختیار وی قرار داشت، در حال انجام است و ان‌شاءا… به‌زودی نتیجه آن اعلام می‌شود»(منبع خبر: تسنیم). انتشار تصاویری از پشت‌ صحنه ضبط و تولید محتوای خاص این صفحه، نشان می‌داد که یک تیم حرفه‌ای با برنامه‌ریزی قبلی برای تولید این پست‌های خاص با هزینه‌کردهای سنگین مالی در عقبه این صفحه حضور دارد و این کودکان تنها مجریان دیدگاه‌های آن‌ها هستند. به همین بهانه و در پرونده امروز زندگی‌سلام از میزان درآمد صاحبان این پیج، آسیب‌های فعالیت کودکان و نوجوانان روی روان و آینده‌شان و واکنش کاربران فضای مجازی به پربازدید شدن چنین محتواهایی گفتیم.

سوءاستفاده‌های اینستاگرامی نابخشودنی والدین
پربازدید شدن ویدئوهایی از رفتارهای هنجارشکنانه کودکان و نوجوانان در فضای ‌مجازی، آسیب‌های روانی متعددی برای خود و دیگر همسالان‌شان خواهد داشت
ویدئوهای اینستاگرامی یک پسر نوجوان که در کنار دو دختر دوقلو با پوشش نامناسب و رفتارهایی که با فرهنگ ما هیچ سنخیتی ندارد، در شبکه‌های اجتماعی با واکنش‌های منفی کاربران مواجه شده است. صفحه اینستاگرامی این پسر نوجوان و صفحه دخترهای دوقلو، این روزها به سرعت در حال پربازدید شدن و افزایش فالوئر است. چند وقتی ا‌ست کاربران، ویدئوهایش را با هم رد و بدل می‌کنند، تا بقیه هم شاهد رفتارها و اداهای بزرگ‌تر از سن او باشند. این توجهات اغلب در قالب کامنت‌های تاسف و ناراحتی بابت این حجم از محتوای نامناسب برای این سه نوجوان خودش را نشان می‌دهد. تصاویری که از پشت صحنه تولید این محتواها منتشر شده، نشان می‌دهد که والدین آن‌ها نه تنها در جریان این ماجرا هستند بلکه به آن‌ها کمک هم می‌کنند. حالا سوال این است که چرا چنین کارهایی که تا حدودی رایج هم شده، نباید توسط والدین انجام شود؟ چه آسیب‌های روانی برای نوجوان و کودک خواهد داشت؟ و … .
  لایک ‌گرفتن با سوء استفاده از کودکان
اینستاگرام بستری شده که بعضی والدین در آن با بیان و به نمایش گذاشتن جنبه‌های مختلف زندگی بیولوژیکی فرزندشان کسب درآمد می‌کنند و امروزه متاسفانه بلاگرهای کودک رو به افزایش است. ماجرای کودکان اینستاگرامی دیگر ماجرای تازه‌ای نیست. کودکانی که با حضور در ویدئوهای رنگارنگ پدر و مادرهایشان نقش کارگری را ایفا می‌کنند که قرار است با پوشیدن لباس‌های مختلف و قرار گرفتن در موقعیت‌های متفاوت پول در بیاورند و در جیب خانواده بریزند.
  انحراف‌های جنسی در کمین چنین نوجوانانی
کودکان و نوجوانانی که به واسطه نظارت یا حتی ناآگاهی والدین‌شان از مزایایی مانند شهرت و درآمدزایی در شبکه‌های اجتماعی بهره‌مند می‌شوند، با حضور زود هنگام و اجباری و انجام یک سری فعالیت در فضایی که همه امور در آن برای سال‌ها ثبت خواهد شد و باقی خواهد ماند، آسیب‌های زیادی را متحمل خواهند شد. مثلا در همین مورد اخیر، روابط دختر و پسر بدون هیچ ضابطه‌ای باعث انحراف‌های جنسی و اخلاقی این سه نوجوان خواهد شد. آن‌ها در این دوره از زندگی‌شان با مسائل و موضوعاتی آشنا می‌شوند که اصلا مناسب سن‌شان نیست و این قطعا آسیب زا خواهد شد.
   خیانت به سلامت روان خود و همسالان
ظاهر جذاب این تصاویر و ویدئوهای ایده‌آل از روابط دختر و پسر، نه تنها سلامت روان این نوجوانان را در حساس‌ترین سال‌های زندگی نشانه خواهد گرفت، بلکه باورها و تصورهای اشتباهی را در ذهن همسالان‌شان هم به وجود خواهد آورد. کودکی و نوجوانی، سال‌هایی است که شکل‌گیری زیربنای شخصیت و سلامت فرد در حال ایجاد است. آسیب‌هایی که سنگ بنای آن در جایی گذاشته شده که خود کودک کمترین نقش را در آن داشته و دلیل این انتشار هرچه باشد، ورای خواست و انتظار اوست.
  مسابقه پرآسیب اینستاگرامی بین والدین
امروزه متاسفانه بعضی والدین به دلیل سرخوردگی‌ها، ترس ها و شکست هایی که در زندگی فردی و اجتماعی تجربه کرده‌اند، به نوعی به دنبال رشد و شکوفایی و موفقیت فرزندان خود به هر شیوه‌ و قیمتی هستند. مسئله تا جایی دامنه‌دار و تلخ‌تر شده که در بدعتی ناپسند بسیار دیده می‌شود که چهره کودکانه فرزند خود را به مسابقه می‌گذارند و برخی از والدین با ارسال پیام‌هایی به اطرافیان و آشنایان از آن‌ها می‌خواهند تا به سایت یا صفحه ای بروند و به عکس فرزندشان رای بدهند و بدتر آن که بچه را در جریان مسابقه می‌گذارند و دنیای او را به این استرس می‌کشانند! کودکی که دست کم هنوز برای لذت بردن از زندگی هیچ نیازی به لایک و کامنت ندارد.

  چرا والدین نباید در دام تولید چنین محتواهایی بیفتند؟
چرا نباید در دام تولید چنین محتواهایی در اینستاگرام بیفتیم و به خاطر دیده شدن یا کسب درآمد، ویدئو و عکس‌های کودک و نوجوان‌مان را با پوشش‌های مختلف، در موقعیت‌های گوناگون یا حتی به نوعی با بازیگری و گفتن یک سری جملات و رفتارها، در فضای ‌مجازی منتشر کنیم؟
نابود کردن حریم ‌خصوصی کودک| لحظات کودک شما بسیار خصوصی است. مثلا حضور نوزاد شما در حمام برای شما دیدنی است اما به احتمال زیاد فرزند شما از دیدن تصویر برهنه خود توسط دیگران لذت نخواهد برد. بیشتر انسان‌ها در انتشار لحظات خصوصی خود حساس هستند، آیا برای فرزند شما این‌ گونه نخواهد بود؟
 مایه خجالت و سرخوردگی| ما اگر از زندگی خودمان هم عکس بگیریم شاید لحظات و شرایطی وجود داشته باشد که عکس‌مان را دوست نداشته باشیم مثلا زمانی که خمیازه می‌کشیم یا عطسه می‌کنیم. کودکان چندان اهل ژست گرفتن جلوی دوربین نیستند، همین باعث می‌شود بدون در نظر گرفتن عکس به رفتار خود ادامه دهند. آیا عکس فرزند شما که 10 سال دیگر می‌خواهد ببیند، باعث سرخوردگی‌اش نخواهد شد؟ یا از این که شما آن را پست کرده‌اید، عصبانی می‌شود و خجالت می‌کشد؟
  
وسواسی‌شدن روی ظاهر| بسیاری از افراد برای قرار دادن عکس‌های خودشان در شبکه‌های اجتماعی سخت‌گیر هستند. آن‌ها می‌خواهند عکسی که منتشر می‌کنند با نورپردازی صحیح و لباس فاخر باشد. حتی افراد به روتوش تصاویر خود در برنامه‌های ویرایش عکس مانند فتوشاپ روی می‌آورند. برای فرزندشان هم همین‌طور است. شما با این کار به فرزند خود یاد می‌دهید که هرچه لایک بیشتری بگیرد، روی ظاهرش وسواس بیشتری داشته باشد، دوست‌داشتنی‌تر و موفق‌تر خواهد بود. این نوع از پرورش که کودک با آن رشد می‌کند، در بزرگ سالی و حتی ازدواج او تاثیر می‌گذارد.
 اختلال‌های شخصیتی| فرزند شما با فعالیت در اینستاگرام و تولید محتوا مانند همین مورد اخیر، دیگر در لحظه زندگی نمی‌کند و فرایند تکاملی خود را طی نمی‌کند. طی نشدن این مراحل تکاملی باعث مغفول ماندن برخی نیازهای کودک یا سرکوب آن‌ها می‌شود. به اصطلاح فرد از دوره کودکی یا نوجوانی به بزرگ سالی جهش می‌کند. یعنی در مرحله کودکی به جای رفتار شبیه همسالان خود رفتارهای بزرگ سالی دارد و درواقع نه کودکی را تجربه می‌کند و نه نوجوانی را و مستقیما وارد دوره بزرگ سالی می‌شود! برطرف نشدن این نیازها، عامل ابتلا به بسیاری از اختلال‌های شخصیتی و روانی است.
  نکته پایانی
بسیاری از والدین به دلیل نداشتن سواد رسانه‌ای لازم، ناخواسته کودکان خود را به این گونه فعالیت‌ها سوق می‌دهند. این کار هرچند با شوق و اشتیاق کودک همراه است ولی به دلیل این که کودک هیجانات منفی بیش از حد تصوری را تجربه می‌کند به نوعی بیشتر از کودک کار در فضای حقیقی دچار آسیب می‌شود. چه به عنوان مدل باشد، تستر و حتی سرگرمی و تفریح، باز هم مصداق کودک کار اینستاگرامی است.

هر استوری، 2.5 میلیون تومان!
در قالب یک پیج کاری به ادمین این صفحه برای تعرفه استوری و پست دایرکت زدیم تا از درآمدشان سردربیاوریم

برای هماهنگی تبلیغات و اطلاع از تعرفه‌های پیج اصلی این پسر نوجوان که فقط یک پیجش حدود 463 هزار فالوئر دارد، باید به پیج دیگری مراجعه کنید. آن صفحه با شش هزار فالوئر فقط یک پست دارد که در آن، قوانین تبلیغات را نوشته است. در آن‌جا اشاره شده که «لطفا با پیج کاری فقط دایرکت بدین و کلمه تبلیغات رو بفرستید» و از مبلغ و تعرفه، چیزی ذکر نشده است . جالب است بدانید این پسر نوجوان با اضافه کردن عددهای یک و 3 به انتهای نشانی پیج اصلی برای دو پیج دیگرش هم در کنار این صفحه، فالوئر جذب کرده است. یکی از آن‌ها 92 هزار و دیگری 53 هزار فالوئر دارد. پیج دخترهای دوقلوهم که هم اکنون اصلا تبلیغات نمی‌گیرد، 157 هزار فالوئر دارد. با این مقدمه، با یک پیج کاری به آن‌ها برای تعرفه تبلیغات دایرکت زدیم که بعد از 24 ساعت پاسخ دادند. طبق چیزی که در بنر ارسالی نوشته‌اند، تعرفه تبلیغ در پیج اول برای تک استوری بین 700 تا 900 هزار تومان، دو استوری سریالی یک میلیون و 200 هزار تومان و پرسش و پاسخ با 2 تگ و با صدای همین پسر نوجوان، یک میلیون و 900 هزار تومان است. تعرفه‌های پیج دوم که تقریبا 90 هزار فالوئر دارد، تقریبا نصف این‌هاست. به عبارت دیگر با یک استوری بین 400 تا 600 هزار تومان، دو استوری سریالی 900 هزار تومان و پرسش و پاسخ یک میلیون و 200 هزار تومان است. نکته دیگر هم این‌که تعرفه تبلیغ در هر دو پیج به صورت همزمان با هزینه کمتر انجام می‌شود. مثلا برای استوری پرسش و پاسخ با صدای این نوجوان به جای مجموع سه میلیون و 100 هزار تومان، 2.5 میلیون تومان می‌شود. همچنین در این پیج‌ها، تبلیغ به صورت پست به طور کلی انجام نمی‌شود.

 
یکی بگه اینا واقعی نیستن!
مروری بر واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی و کامنت‌های‌شان درباره ویدئوهایی که این 3 نوجوان منتشر می‌کردند
 
بعد از مورد توجه قرار گرفتن ویدئوهای پسری که ادای مردان طرفدار چندهمسری را درمی‌آورد، کاربران شبکه‌های اجتماعی به انتقاد از آن‌ها حتی در زیر کامنت‌های پیج خودشان پرداختند. بعضی‌ها هم از ساخته شدن چنین محتواهایی توسط این سه نوجوان، متعجب شده بودند و باورشان نمی شد که پدر و مادرهایی هستند که راضی شوند به خاطر پول درآوردن بیشتر، این چنین با آینده فرزندان‌شان بازی کنند. در ادامه، مروری خواهیم داشت بر کامنت‌هایی که کاربران شبکه‌های‌اجتماعی درباره این سه نوجوان و رفتارهای مبتذل و هنجارشکنانه‌شان در ویدئوهای منتشر شده، گذاشته‌اند.

* یکی بگه اینا واقعی نیستن! چی میگن اینا! مگه نباید اینا الان سر درس و مشقشون باشن!
* بچه‌ها، شماهایی که لایک می‌کنید، اصلا کامنت نذارید، اصلا لایک نکنید و فالو، چون اینا دنبال جلب توجه شما هستن و شما هرچی کامنت، لایک، فالو کنید اینا هی براشون بهتر میشه. ازتون خواهش می‌کنم.
* خدایا منو بکوب به دیوار. دیگه تحمل دیدن چنین چیزهایی رو ندارم.
* چقدر اینا سمن دیگه. برای جذب فالوئر! خجالت هم خوب چیزیه.
* اینا هر چی درمیارن که باید هزینه آرایش سنگین و عکاس‌های آتلیه‌ای شون بدن!
* یعنی یک نفر از خانواده و آشنایان این سه تا بچه، کامنت‌های این پیج رو نمی‌بینن؟ یک بزرگتری، کسی نیست بره به اینا تذکر بده و بگه این راه پول درآوردن نیست.
* حیف شما نیست بازیچه دست خانواده‌هاتون هستید واسه درآمد؟ مگه اسباب‌بازی‌اید شما؟ بکشید کنار! بایستید جلوی خانواده‌هاتون! به خودتون بیاین.
* من تازه پیج رو فالو کردم، واقعا اینا 250 تا پست دارن و این همه ویدئو مسخره ساختن؟
* من که خیرسرم روشنفکرم، از دیدن این ویدئوها دارم خجالت می‌کشم. واقعا متاسفم.

ویدا ادبی | کارشناس‌ارشد روان‌شناسی‌بالینی

نویسنده : مجید حسین زاده | روزنامه‌نگار

وقتی مسافران می‌فهمند کاپیتان پرواز یک زن است!

روزنامه ایران/ در هواپیما بسته می‌شود و ۱۶۰ مسافر منتظر اعلام شرایط پرواز از سوی خلبان می‌مانند: «مسافران عزیز سلام. کاپیتان کریمی هستم خلبان پرواز شماره ۶۲۶۴. همراه با گروه پروازی به شما خوش آمد می‌گوییم. ان‌شاءالله تا دقایقی دیگر فرودگاه مهرآباد تهران را به مقصد فرودگاه شهید هاشمی‌نژاد مشهد ترک خواهیم کرد…»با شنیدن صدای خلبان همه با تعجب به هم نگاه می‌کنند.
یکی از زنان با صدای بلند می‌گوید: «خلبان پرواز یک خانم است، چه افتخاری از این بالاتر. همه به افتخار خانم خلبان کف بزنید.» موجی از شادی و شعف هواپیما را فرا می‌گیرد و چند نفری از سرمیهماندار می‌خواهند بعد از فرود اجازه بدهند با خلبان عکس بگیرند و به او تبریک بگویند. «این پرواز با پروازهای قبلی فرق دارد. سفر به مشهد برای‌مان خاطره شد.»

این را بانوی سالخورده‌ای به یکی از میهمانداران می‌گوید و از او می‌خواهد بعد از فرود حتماً به کابین خلبان برود تا خانم خلبان را از نزدیک ببیند. بعد از فرود و باز شدن در هواپیما، تعدادی از مسافران منتظر می‌مانند تا خلبان را در کاکپیت (اتاقک خلبان) ببینند. چند دقیقه بعد خلبان ملیکا کریمی به جمع مسافران اضافه می‌شود. چند نفری با او عکس می‌گیرند و چند زن میانسال او را در آغوش می‌کشند.

حس غرور در چشمان آنها موج می‌زند. می‌گویند شنیده بودیم زن خلبان هم داریم ولی باور نمی‌کردیم. امروز خیلی خوشحالیم!
از کودکی رؤیای فضانوردی و سفر به ماه داشت و مثل خیلی از کودکان و نوجوانان می‌خواست اولین مسافر کهکشان باشد و در سازمان فضایی فعالیت کند. مسیر زندگی این خلبان ۳۸ ساله با ۳ هزار و ۵۰۰ ساعت پرواز از رؤیای فضا به واقعیت کابین خلبانی کشیده شد.

حالا او یکی از زنان موفق و یکی از چند بانوی خلبان ایران است که از سال گذشته به عنوان خلبان اول در یکی از ایرلاین‌ها مشغول به کار است.

می‌گوید شوق و تحسین مردم بعد از اینکه متوجه می‌شوند یک زن خلبان هواپیما است دلگرمی خاصی به من می‌دهد: «از نوجوانی علاقه زیادی به فضانوردی داشتم و نجوم را دنبال می‌کردم. در رصدخانه زعفرانیه عضو شدم و نجوم خواندم. رؤیای من فضانورد شدن و استخدام در ناسا بود. شاید باور نکنید اما از کودکی علاقه‌ای به خلبانی نداشتم تا اینکه در رشته فیزیک دانشگاه خواجه نصیر قبول شدم. سال ۸۶ ترم ششم دانشگاه بودم که به‌رغم مخالفت‌های شدید خانواده، آموزش خلبانی را شروع کردم و سال ۸۹ فارغ‌التحصیل شدم. همه مدارک لازم برای استخدام در ایرلاین را داشتم ولی چند سال طول کشید تا اینکه سال۹۴ همه موانع و سختگیری‌ها را پشت سرگذاشتم و استخدام شدم. تا سال گذشته خلبان دوم بودم و خیلی تلاش کردم ارتقا پیدا کنم اما برخی سختگیری‌ها باعث شد رسیدن به جایگاه خلبان اولی ۶ سال زمان ببرد. از سال گذشته به عنوان خلبان اول در هواپیمایی مشغول به کار هستم. البته در شرکت ما تعمیرکار و مهندس پرواز خانم هم کار می‌کنند. سال ۸۶ در دوره آموزشی با همسرم آشنا شدم و ازدواج کردم. ارشد بود و زودتر از من به عنوان خلبان استخدام شد.»
کریمی می‌گوید وقتی کمک‌خلبان هستی اگر مشکلی در پرواز پیش بیاید، به سمت چپ یعنی خلبان نگاه می‌کنی و خیالت راحت است اوضاع را روبه‌راه می‌کند، اما وقتی خلبان اول هستی، باید مسئولیت همه چیز را بپذیری، چون سمت چپ پنجره است.

او مدارک خلبانی‌اش را نشانم می‌دهد و می‌گوید: «در اولین پرواز وقتی کمک‌خلبان بودم یاد جمله استادم افتادم که می‌گفت وقتی خلبان اول شوی همه مسئولیت‌ها با تو است و باید بتوانی در شرایط سخت بهترین تصمیم را بگیری. برای رسیدن به این جایگاه سختی‌ها و مشکلات زیادی را پشت‌سر گذاشتم و به همین دلیل روحیه‌ام قوی‌تر شده. به نظر من زنان ایرانی استحقاق رسیدن به بالاترین مدارج علمی و شغلی را دارند. روزی که آخرین پرواز آموزشی را انجام دادم گرید [پایه] من سه خط بود و سمت چپ نشستم. بعد از پرواز معلمم برگه قبولی‌ام را امضا کرد و زمانی که از هواپیما خارج می‌شدم همسرم و مهندس پرواز با دسته‌گل به استقبالم آمدند. آن روز کاپیتان اول شدم و گریدم چهار خط شد.»
پرواز مشهد به نجف یکی از پروازهای خاطره‌انگیز ملیکا است. وقتی هواپیما در فرودگاه نجف به زمین نشست تعداد زیادی از زائران منتظر دیدن او بودند.

می‌خواستند به کارکنان هواپیمایی عراق نشان بدهند خلبان این پرواز یک بانوست: «همه اعضای یک کاروان بودند که برای زیارت به عراق آمده بودند. سرمیهماندار بعد از فرود هواپیما اطلاع داد مسافران پرواز وقتی متوجه شدند شما خلبان هستید کف زدند و برای سلامتی‌تان صلوات فرستادند. الان هم منتظرند و می‌خواهند با شما عکس بگیرند. برخوردشان جالب بود. زنان سالخورده مثل دخترشان با من رفتار می‌کردند. یکی از آنها دست‌هایش را بالا برده بود و برایم دعا می‌کرد. چند نفر از خانم‌ها عکس یادگاری گرفتند و می‌خواستند در پرواز برگشت هم خلبان آنها باشم. گاهی اوقات مسافران زمان سوار شدن از پنجره کابین مرا می‌بینند و دست تکان می‌دهند. برخی از آنها می‌پرسند مدیریت کابین هواپیما سخت‌تر است یا مدیریت زندگی؟ البته به نظر من مدیریت زندگی سخت‌تر است.»
صحبت به چاله‌های هوایی می‌کشد و خطراتی که خلبان با آنها مواجه است. کاپیتان کریمی به چاله چوله‌های خیابان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «رانندگی در خیابان‌های تهران سخت‌تر است چون پر از چاله و دست‌انداز است. مطمئن باشید چاله‌های هوایی کمتر از دست‌اندازهای خیابان‌های شهر است. خلبانی در عین اینکه جذاب است سختی‌های خودش را هم دارد. ساعت کار مشخصی نداری و نمی‌توانی در زندگی روزمره‌ نظم برقرار کنی. اگر ساعت ۸ صبح به کیش پرواز کنی نمی‌توانی مطمئن ‌باشی برای شام تهران هستی و می‌توانی به میهمانی بروی یا نه. ممکن است هزار و یک اتفاق غیرقابل پیش‌بینی بیفتد و سر از شیراز در بیاوری. علاوه بر این دائم ساعت خواب و خوراک‌ عوض می‌شود و این کلافه‌کننده است.»
کریمی می‌گوید خیلی از دختران جوان از من درباره خلبانی می‌پرسند.

خلبان شدن شرایط خاصی دارد. یکی از آنها داشتن شرایط قد و وزن و کنترل سلامت و پزشکی است که هر سال باید تکرار ‌شود: «قد و وزن و بی‌ام‌آی بدن کنترل می‌شود. خلبان‌ها نباید دندان خراب داشته باشند چون ممکن است در پرواز دندان درد بگیرند و تمرکزشان را از دست بدهند. حتی غذای خلبان و کمک‌خلبان هم متفاوت است. برای اینکه اگر یکی از غذاها مسموم بود و یکی از خلبان‌ها دچار مشکل شد آن یکی هم مسموم نشود. هیچ خلبانی نمی‌تواند غذایی به جز غذای کترینگ هواپیما بخورد.»
کاپیتان کریمی درباره اتفاق‌هایی که در طول پرواز با آن مواجه می‌شود و همین‌طور به دقت بالای خلبان در زمان تیک‌آف و لندینگ اشاره می‌کند و می‌گوید: «مسیرهای پرواز از قبل برای ما مشخص می‌شود و باید در همان مسیر پرواز کنیم. زمان لندینگ (فرود) اگر فرودگاه شلوغ باشد ممکن است به دلایل کم شدن فاصله بین پروازها برج مراقبت به یک هواپیما اجازه لندینگ ندهد که باید دوباره اوج بگیرد. لندینگ و تیک‌آف مثل بقیه موارد خیلی مهم هستند و با وجود اینکه همه سیستم‌های پرواز خودکارند اما خیلی از خلبان‌ها لندینگ و تیک‌آف را دستی انجام می‌دهند. یکی از خطرات احتمالی زمان فرود پدیده‌های آب و هوایی هستند که یکی از آنها قیچی باد یا تغییر ناگهانی سمت و سو و شدت باد است. یک ماه قبل وقتی از مشهد به اصفهان پرواز می‌کردیم شرایط آب و هوایی در تهران و چند شهر طوفانی بود. زمان فرود، دستگاه آلارم داد و من از لندینگ انصراف دادم و دوباره اوج گرفتم. خوشبختانه بعد از چند دقیقه هواپیما را به سلامت به زمین نشاندم. البته این اتفاق‌ها طبیعی است و ما برای همه این لحظات آموزش دیده‌ایم. یک بار هم در پرواز اهواز به تهران یکی از بیمارانی که باید در تهران پیوند می‌شد مسافر پرواز ما بود. خوشبختانه بموقع رسید و عمل پیوند با موفقیت انجام شد. در دنیای خلبانی کسانی که همه مراحل پروازی را طبق دستورالعمل رعایت می‌کنند حرفه‌ای‌تر هستند. اولین اولویت ایمنی، رفاه مسافر و بعد اقتصاد است.»
کریمی آسمان شهرها را در شب این‌گونه توصیف می‌کند: «شب آسمان شهرها از بالای ابرها دیدنی است. شب‌های تهران خیلی قشنگ است. نقاط درخشانی که سوسو می‌زنند، چشم‌نواز است. اما وقتی هوا آلوده و سرد باشد، دماوند تا کمر سیاه می‌شود و یک‌لایه غبار چرک روی تهران را می‌پوشاند. آن لحظه دلم می‌گیرد.»

تصویر تبلیغات تابستانی برند معروف که دردسرساز شد

ایده تبلیغات جدید کفش و صندل‌های تابستانی زارا در ترکیه این شرکت را به دردسر انداخت و مجبور شد عکس‌های خود را حذف کند.

  زارا، شرکت مد و پوشاک اسپانیایی، با تبلیغات جدید خود به دردسر افتاد. تی آر تی و دیگر خبرگزاری‌های کشور ترکیه که شعبه‌های زیادی از این برند اروپایی را در خود دارد، نوشتند این شرکت با به دلیل به تصویر کشیدن کفش‌هایی که روی قرص‌های نان قرار گرفته مورد بازخواست قرار گرفت.

در تبلیغات اخیر صندل‌های چرمی زارا در این کشور، از انواع خوراکی‌ها و غذاها استفاده نابجا شده است. کاربران رسانه‌های اجتماعی با محکوم کردن این عکس‌ها مدعی شدند که زارا غذایی را که نقشی نمادین و مقدس در فرهنگ‌های مختلف جهان دارد، نادیده گرفته است.

 تبلیغ جدید زارا برای صندل‌های تابستانی نوعی توهین به فرهنگ غذایی و گرسنگی مردم تلقی شده است.
بسیاری نیز این برند پوشاک را به دلیل هدر دادن مواد غذایی مورد انتقاد قرار دادند و خواستار تحریم آن شدند. بحران غذا و گرسنگی از زمان شروع جنگ اوکراین در جهان شدت یافته است. 

بستنی، میوه‌ها و شیرینی‌ها نیز در این تصاویر تبلیغی جدید استفاده شده‌اند و این اخبار در رسانه‌های دیگر کشورها و توئیتر بازتاب زیادی پیدا کرد اما زارا هنوز واکنشی نشان نداده و تنها اقدام به حذف این تصاویر کرده است.

رفتارهای مادرانه‌ای که باعث نابودی زندگی میشه!

یکی از بزرگترین اشتباهات خانم‌ها در زندگی رفتار مادرانه‌ با همسر است؛ یعنی چی: 

🔺مثل یک مادر مدام به همسرتون میگین اینکارو بکن، اونکارو نکن! اینکار خوبه، اونکار بده!
🔺مواظب وزنت باش!
🔺چرا فلانی این حرفو بهت زد جوابشو ندادی؟
🔺کار خوبی نکردی به فلانی این حرفو زدی!
🔺پرخوری نکن شب راحتتر بخوابی.
🔺با دوستت اینجوری صحبت کن.
🔺چرا اجازه میدی با دوستات میری بیرون هزینه‌ها بیفته گردنت؟
🔺لباس گرمتر بپوش، این لباست کمه و….

رفتارهای مادرانه چند تا آسیب داره: 
👈 وقتی با همسرت مثل یک مادر رفتار می‌کنی: ممکنه باعث بشی طرف مقابل بیرون از خونه دنبال یک فرد در نقش همسری بگرده.
👈 وقتی با همسرت مثل یک مادر رفتار می‌کنی، ممکنه رابطتون به جدایی یا طلاق عاطفی کشیده بشه.
👈 وقتی با همسرت مثل یک مادر رفتار می‌‎کنی و اون رو مثل کودک می‌بینی، از همسرت یک فرد بی‌مسئولیت می‌سازی و دیگه نباید انتظار داشته باشی بالغانه رفتار کنه.

شام عروسی پدربزرگ و مادربزرگ برای نوه‌ها

عروس و داماد  ۷۰ و ۸۰ ساله مهابادی به خانه بخت رفتند.

محمدرضا زکی‌پور و سکینه کارگر در سفر مشهد با هم آشنا شدند و بعد از دو هفته ازدواج کردند. مهریه سکینه خانم یک جلد قرآن مجید و ۸ سکه بهار آزادی به نیت امام هشتم است.

آقا داماد در حال حاضر ۴۹ فرزند و نوه و نتیجه و عروس خانم ۲۸ فرزند و نوه و نتیجه دارد.

گزارشی شیرین از خانواده آتش نشان 5 نفره

همه ما وقتی این جمله رو از یک خانم‌ یا آقا جوان می شنویم بلافاصله به ذهنمون می رسه که “چه اشتباه بزرگی کردن؛ سه تا بچه الان تو این وضعیت_اقتصادی..؟!”
اما واقعا همین طوره؟ داشتن چند_فرزند اشتباه بزرگیه!!
پیشنهاد می کنیم این ویدیو رو ببینید تا متوجه بشید که واقعیت چیز دیگری است…

از صفحه حامین مدیا