روشی راحت برای شنیون 1دقیقه ای
چه مواردی افسردگی پس از زایمان را تشدید می کند؟
افسردگی پس از زایمان نه به دلیل بارداری ناخواسته و اجباری اتفاق میافتد و نه در پی باخبر شدن از داشتن نوزاد ناقص و مشکلدار به وجود میآید بلکه درصد بالایی از زنان، پس از زایمان به دلیل تغییرات هورمونی دچار یک دوره خفیف غم و اندوه میشوند.
برخی زنان به دلیل تجربه تلخ افسردگی در بارداری اول نگران هستند که این خاطره ناخوشایند مجدداً برای فرزند دوم تکرار شود و گاهی حتی بهاینعلت برای همیشه قید آوردن فرزند دوم را میزنند؛ از اینرو در گفتوگو با دکتر الهام روحی روانپزشک و متخصص اعصاب و روان در خصوص این بیماری و مدیریت علائم ناشی از آن به گفتوگو پرداختیم.

تفاوت غم و اندوه با افسردگی پس از زایمان
افسردگی پس از زایمان تفاوتهایی با علائم تکرار شونده این بیماری دارد. دکتر روحی در توضیح افسردگی پس از زایمان میگوید: «دو نوع اختلال خلقی بعد از زایمان وجود دارد؛ یک نوع از این اختلالات، غم و اندوه بعد از زایمان است که یک دوره کوتاه یک هفته تا 10 روز دارد که دارای علائمی ازجمله گریه، تحریکپذیری، از دست دادن اشتها، عدم تمرکز و مشکل در خواب است که به دلیل تغییرات هورمونی بعد از زایمان بهطور طبیعی فرد با آن مواجه میشود؛ نوع دوم تغییرات خلقی، افسردگی پس از زایمان است. افسردگی پس از زایمان ممکن است از دوران بارداری شروع شود اما معمولاً در یک ماه اول بعد از زایمان به وجود میآید و گاهی تا یک سال بعد از زایمان هم ادامه پیدا میکند.»
این متخصص اعصاب و روان ادامه میدهد: «معمولاً علائم غم و اندوه سه روز پس از زایمان شروع میشود، روز پنجم به حداکثر میرسد و تا روز دهم برطرف میشود؛ با این اوصاف ما انتظار داریم که بعد از یک هفته الی 10 روز روحیه خانمی که زایمان کرده به عالت عادی برگردد اما بعد از گذشت این مدت گاهی میبینیم علائم غم و اندوه در فرد بیش از حد میشود بهگونهای که گریههایش بیشتر میشود، در ارتباط با کودک، غذا خوردن و خوابیدن دچار مشکل میشود، احساس ناامیدی، بیارزشی، بیانگیزگی میکند و سریع عصبانی میشود، افکار منفی چه از گذشته و چه درباره آینده به ذهنش میآید و در نهایت هیچچیز او را خوشحال نمیکند؛ این علائم در حقیقت نشانههای افسردگی است که وقتی در زمان مشخص پس از زایمان به وجود بیایید به آن افسردگی پس از زایمان میگویند.»

وی تأکید میکند: «گاهی شدت افسردگی پس از زایمان در زنان بهقدری شدید میشود که افکار آسیب به خود و فرزند در ذهن فرد خطور میکند یعنی فرد فکر میکند باید خودش و فرزندش را بکُشد که در این صورت حتماً باید بهصورت اورژانسی برای درمان ارجاع شود و حتی گاهی شوک تجویز میشود که فرد آسیبی به خود و فرزندش وارد نکند. به هر ترتیب، چنانچه علائم افسردگی شدت پیدا کرد یا ادامهدار شد، حتماً برای درمان به یک روانشناس (در موارد خفیف) یا روانپزشک (در موارد شدید) ارجاع شود.»
عوامل تأثیرگذار در ایجاد افسردگی پس از زایمان
این روانپزشک معتقد است که درصد کمی از زنان دچار افسردگی میشوند: «معمولاً 50 تا 80 درصد زنان دچار ملال پس از زایمان و علائم ناشی از غم و اندوه میشوند و حدود 10 تا 15درصد زنان افسردگی پس از زایمان را تجربه میکنند اما در خصوص بعضی از زنان که دچار جنون پس از زایمان میشوند احتمالش در حد 1 الی 2 درصد است.»
دکتر روحی میگوید اگرچه درصد کمی از زنان دچار افسردگی پس از زایمان میشوند اما برخی عوامل میتوانند در ایجاد این اختلال تأثیرگذار باشند: «اگر شخص سابقه افسردگی، اختلالات خلقی قبل از قاعدگی، مشکلات بین فردی (مثل اختلال شخصیت، مشکل زناشویی و…) یا تجربه افسردگی پس از زایمان در دوره حاملگیهای قبل را داشته باشد احتمال اینکه دچار افسردگی پس از زایمان شود بیشتر است. علاوه بر عوامل فردی، عوامل محیطی، فرهنگی و اجتماعی مثل اشتغال زن، شرایط کرونا و کاهش تعاملات اجتماعی، عدم توجه به زن پس از زایمان نیز میتواند در ایجاد افسردگی پس از زایمان تأثیرگذار باشد.»
دکتر روحی برخی عوامل را در افزایش شدت افسردگی پس از زایمان دخیل می داند: «معمولاً اطرافیان علائم افسردگی پس از زایمان را جدی نمیگیرند و بیش از آنکه در این دوران بحرانی حواسشان به مادر باشد، سرگرم بچه میشوند. بیتوجهی اطرافیان به مادر و نگرانیهایی که مادر بابت فرزندش دارد مثل احتمال زردی، مشکل خواب، دردهای شکم و … باعث میشود تا فرد احساس تنهایی و ناراحتی بیشتری کند.»

درمانهای افسردگی پس از زایمان
اگر فرد پس از زایمان دچار غم و اندوه شود مواردی مثل استراحت، صحبت درباره تنشها و دوری از آنها، خواب کافی، بیرون رفتن از خانه و تغذیه مناسب در بهبود علائم کمککننده است اما چنانچه فرد پس از زایمان دچار افسردگی شود برحسب شدت افسردگی نیاز به درمانهای مختلفی دارد. روحی در اینباره توضیح میدهد: «اگر شدت افسردگی کم باشد رواندرمانی بهتنهایی کفایت میکند اما اگر شدت افسردگی زیاد باشد بین دارو درمانی و رواندرمانی انتخاب با خود بیمار است که البته اغلب در موارد شدید دارودرمانی اولیه وجود دارد و در کنار آن از سایر درمانهای غیر دارویی مثل نوروفیدبک، تی دی سی اس و آر تی ام اس استفاده میشود.»
تأثیر مخرب افسردگی مادر در نوزاد
افسردگی پس از زایمان نهتنها بر مادر بلکه بر نوزاد نیز تأثیرگذار است. متأسفانه برخی زنان از ترس تجویز قرص برای درمان این اختلال و تأثیر آن بر نوزاد از مراجعه به روانپزشک اجتناب میکنند؛ روحی دراینباره توضیح میدهد: «درمانهای دارویی که برای افسردگی پس از زایمان وجود دارد داروهایی هستند که ترشح بسیار ناچیزی در شیر مادر دارند و بدون هیچگونه عارضه جانبی میتوان در دوران شیردهی آنها را استفاده کرد. طبیعتاً وقتی مادر درمان میشود و به یک مادر باحوصله و توانمند تبدیل میشود خیلی بهتر میتواند از عهده تربیت فرزندش بربیایید؛ بنابراین، خیلی مهم است که افسردگی پس از زایمان درمان شود. بسیاری از روانشناسان بر این عقیده هستند که افسردگی اختلالی است که زمینه آن از یک سال اول عمر شروع میشود بنابراین، شکلگیری دید نوزاد نسبت به دنیا، افراد و جهانی که به آن پا گذاشته تا حد زیادی بستگی به واکنشی دارد که از طرف مادر دریافت میکند؛ به همین دلیل، درمان افسردگی پس از زایمان کمک میکند تا نوزاد سلامت روان خوبی را تجربه کند.»

با همسری که دچار افسردگی پس از زایمان شده چگونه باید برخورد کرد؟
تحقیقات نشان داده که افسردگی زنان بهطور قابلتوجهی با حمایت همسر بهبود مییابد اما اغلب چیزی که شما در دوران افسردگی پس از زایمان همسرتان با آن مواجه هستید این است که اگر به او بگویید دوستش دارید ممکن است حرف شما را باور نکند، اگر به او بگویید مادر خوبی است ممکن است فکر کند برای اینکه حالش بهتر شود این را میگویید، اگر بگویید نگران هیچچیز نباش فکر میکند که نمیدانید چقدر احساس بدی دارد، اگر بگویید که باید تا دیروقت سرکار باشید ممکن است فکر کند دیگر او را دوست ندارید و…پس در چنین شرایطی در مواجه با همسری که دچار افسردگی پس از زایمان شده چه برخوردی باید کرد؟
روحی در پاسخ به این سؤال میگوید: «کاری که در شرایط افسردگی پس از زایمان لازم است انجام شود آموزش روانی به همسر و اطرافیان است تا بتوانند بهراحتی شرایط را درک کنند. یکی از روشهای مؤثر در مواجهه با افسردگی پس از زایمان شنونده بودن و ایجاد فضای امن توسط همسر است یعنی سعی کنید در این دوران به حرفهای همسرتان گوش کنید، احساسات او را تأیید کنید و تا جایی که میتوانید همدلی کنید، همسرتان را سرزنش نکنید چون افسردگی پس از زایمان نه تقصیر آنهاست و نه شما، به شریک زندگی خود کمک کنید تا بفهمد چیزی که تجربه میکند گذرا است و جای نگرانی نیست.»
روحی نقش اطرافیان را در کمک به بهبودی فرد بسیار مؤثر می داند: «اطرافیان بهویژه همسر میتوانند با کمک در کارهای خانه و نگهداری کودک به مادری که بهتازگی زایمان کرده کمک کنند تا او با استراحت بیشتر، خواب منظم، ورزش و بیرون رفتن از خانه سریعتر بهبود یابد و به حالت عادی برگردد.»
این متخصص بیماری های اعصاب و روان ادامه می دهد: «گاهی برخی زنان و حتی مردان به دلیل تغییر شرایط ایجادشده پس از زایمان دچار افسردگی میشوند؛ ازاینرو، فراهم کردن شرایط برای بیرون رفتنهای دو نفره و حفظ روابط زناشویی میتواند کمک کند تا طرفین تغییرات را بهصورت تدریجی بپذیرند.»
ترفندی کاربردی برای خانم های خوش سلیقه
ترفندی کاربردی برای خانم های خوش سلیقه
یک زن خوب و تمام عیار حتما این ویژگی ها را دارد
ویژگی های زن در زندگی مشترک بسیار قابل اهمیت است و برخی خصوصیات خوب تاثیر بسزایی در موفق بودن زندگی مشترک دارد ک هر خانمی باید با آن ها آشنا شود.
ویژگی های زن خوب و بهترین همسر برای زندگی
در گذشته زنِ خوب؛ زنی بود که در خانه می ماند تا از بچه ها مراقبت کند، خانه را مرتب نگه دارد و وظایف همسری اش را اجرا کند؛ اما با پیشرفت تمدن بشری فاکتور های دیگری هم به این موارد اضافه شده است که امروزه مردها آن ها را ملاک یک همسر خوب بودن می دانند که ما در این قسمت از خانواده آن ها را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت.
همیشه دوستتان دارد
زن خوب زنی است که اختلاف بر سر مسائل جزئی از دوست داشتنش کم نکند و حتی موقع دعوا و بحث هم هوایتان را داشته باشد و برای مثال راضی نشود که بدون چتر و لباس گرم از خانه خارج شوید.
به پیشرفت شما فکر می کند
زن ایده آل نقاط قوت و ضعفتان را درک کرده و از آن ها برای آسیب رساندن به شما سوء استفاده نمی کند؛ بلکه در مسیر پیشرفت به شما کمک می کند. یک همسر خوب هم باید شما را به چالش بکشد و هم مکمل تان باشد. دوست داشته باشد که بیشتر درباره شما بداند تا آگاهانه تر کمکتان کند.
شما را بدون قید و شرط می پذیرد
شما را آن طور که هستید، چه خوب و چه بد می پذیرد و سعی می کند تا خودش را با شرایط و اخلاقیات تان وفق دهد.
عاشق خندیدن است
شوخ طبعی از جمله چیز هایی است که یک زن خوب باید داشته باشد. خندیدن و شاد بودن در کنار هم همان چیزی است که باعث ایجاد یک رابطه طولانی مدت می شود.
با شما مهربان است
حمایت عاطفی یکی از مهم ترین چیز ها در زندگی زناشویی است. مهربانی زن به مرد آرامش می دهد و باعث می شود تا بتواند بعد از کار روزانه با انگیزه بیشتری به خانه برگردد. زنی ایده آل است که از هر فرصتی برای ابراز محبت به همسرش استفاده کند.
زندگی خودش را دارد
زنی که زندگی خودش را دارد، احتمالا زن مناسبی برای ازدواج است. منظور از زندگی خود؛ این است که حرفه، دوستان، خط فکری و رویا های خود را دارد؛ البته عادلانه تر است که زن این اجازه را به شما هم بدهد و هر دو به حریم شخصی یکدیگر احترام بگذارید.
شما را در جمع شرمنده نمی کند
زن خوب زنی است که شما را در جمع مخصوصا جلوی دوستانِ خود و شما تحقیر نمی کند. اگر هم مشکلی دارد در خانه و به صورت دوستانه آن را با شما مطرح می کند تا با هم حلش کنید.
با وجود اشتباهات گذشته، باز هم دوست تان دارد
شما ممکن است در زندگی اشتباهات زیادی مرتکب شده و بابتش شرمسار باشید. زن خوب زنی است که شما را با وجودِ همه خطا هایی که کرده اید؛ دوست داشته باشد و از آن ها علیه تان استفاده نکند.
مراعات حال شما را می کند
زنی که در همه حال ملاحظه تان را می کند، مناسب زندگی است. این کار نشان می دهد که به شما اهمیت می دهد و نمی خواهد که اذیت شوید و آرامشِ شما برایش مهم است.
اگر شما هم از فرزندتان متنفرید، این را بخوانید
میشود باور کرد که پدر و مادری فرزندشان را دوست نداشته باشند؟ یا حتی فراتر از آن از فرزندشان متنفر باشند؟ واقعیت این است با وجود اینکه فرهنگِ ما به چنین موضوعی روی خوش نشان نمیدهد اما بسیاری از پدرو مادرها به دلایل مختلف و متنوع حسِ مثبتی به فرزند و فرزندانشان ندارند. این مسئله جایی به مشکل تبدیل میشود که به دلیل فرهنگ جامعه و قضاوت یک جانبه اطرافیان این پدر و مادر مجالی برای صحبت درباره احساسشان پیدا نکنند و اگر فقط کمی روان انسان را بشناسید حتما میدانید که سرکوب چنین احساسی میتواند چه تبعات وحشتناکی داشته باشد.
در این مقاله پای صحبت پدر و مادرهایی در ردیت مینشینیم که به هردلیلی، بر حق یا نه، به فرزندشان حس مثبتی ندارند.
من نمیخواستم مادر باشم اما …
من در شرایطی باردار بودم که از ته قلبم میدانستم نمیخواهم بچهدار شوم. در تمام دوران بارداریم اشک میریختم و هر روز افسردهتر از روز قبل میشدم. احساس میکردم به اندازه وزن دنیا فشار روی شانههایم است و نمیتوانستم احساسم راجع به این موضوع را به شوهرم که بابت پدر شدن در آینده نزدیک کودکانه خوشحال بود، منتقل کنم. البته شوهرم قصد بدی نداشت اما قبل از ازدواج به او گفته بودم که فرزند نمیخواهم.
دخترم که به دنیا آمد من بیچارهترین آدمِ روی کره زمین بودم و با این وجود تمام سعیم را برای اینکه مادر خوبی باشم انجام دادم. در حقیقت تظاهر میکردم او را دوست دارم چون با وجود افسردگی عقیده داشتم این نوزاد گناهی ندارد و تمام بچهها این حق را دارند که دوست داشته شوند.
در آن دوران هیچگاه از مادر بودن لذت نبردم و هرچند که تمام تلاشم را کردم تا کودکم آسیبی نبیند اما در تکتکِ آن لحظهها غرق در غم و افسردگی بودم. گاهی به این فکر میکردم که من تمام نقشهها، حرفه، برنامههای آینده و حتی هویتم را برای کودکی که هیچوقت نمیخواستم فدا کردم.
دختر من حالا 10 ساله است و ما رابطه فوقالعادهای با هم داریم. حالا من حتی از همنشینی و هم صحبتی با دخترم لذت میبرم و مادر بودن به نظرم طبیعیتر میآید. حالا هر روز به این فکر میکنم که کاش تجربه سالهای اول تولد، تاثیری منفی روی کودکم نگذاشته باشد.
لحظهای که همهچیز برای همیشه تغییر کرد
احساس من به دخترم با یک حادثه برای همیشه تغییر کرد. در آن زمان دخترم 17 ساله بود و من در حال بحث با او بودم که اتاقش را تمیز کند و بعد آن اتفاق افتاد. در آن لحظه من کودکِ یک سالهام را در آغوش داشتم و دختر نوجوانم با مشت به سرِ من کوبید. بعد از آن دیگر نتوانستم مثل قبل نگاهش کنم و انگار چیزی درون من هزار تکه شد.

انگار دست روی مادر بلند کردن تابویی بود که دخترم آن را شکست و باوجود تلاشهای فراوان واقعا فکر نمیکنم بتوانم این اتفاق را فراموش کنم و او را مثل قبل دوست داشته باشم.
دروغ برای جلب توجه یا خیانتی نابخشودنی؟
من عاشقانه پسر نوجوانم را دوست داشتم و رابطه ما از هر پدر و پسر دیگری بهتر بود اما همانطور که میتوانید حدس بزنید اتفاقی افتاد و همهچیز را تغییر داد. پسر نوجوانِ من برای جلب توجه به دوستانش میگوید که من او را آزار دادهام و از نظر جنسی از او سوءاستفاده کردم. خیلی زودتر از آنچه فکر کنید پای پلیس و خدمات کودکان و انواع بازرسها و بازپرسها به خانه ما باز شد و تا مدت زیادی(در حدود چند ماه) پسرم پای حرفش ماند و حاضر نشد اقرار کند دروغ گفته است.

در نهایت پس از نزدیک به یکسالِ پر استرس و پر هزینه(هزینههای سنگینِ وکیل و دادگاه) که آرامش والبته آبروی خانوادگی را از ما گرفت، حقیقت مشخص شد و اتهام از روی ما برداشته شد. حالا که به قضیه فکر میکنم از فکر اینکه دیگر هیچوقت دوستش نخواهم داشت وحشت میکنم. راستش را بخواهید من حتی از پسرم عصبانی نیستم اما فکرِ خیانتِ او به من و خانوادهاش من را رها نمیکند.
تولدی که زندگی ما را برای همیشه تغییر داد
من فقط برای تعریف این داستان یک حسابِ ردیتِ ناشناس ساختهام چون همسرم حساب اصلیم را میشناسد. وقتی همسرم اولین و تنها فرزندِ ما را باردار بود، به دلیل سابقه فراوانِ بیماریهایی مانند سندرومِ داون در هر دو خانواده ما آزمایشهای فراوانی را انجام دادیم. در نهایت پزشک متخصصی به ما گفت که 80 درصد ممکن است دخترمان با سندرومِ داون به دنیا بیاید. تا پیش از این لحظه زندگی ما شیرینتر از هر زندگی دیگری بود که برای درکش لازم است کمی به عقب بازگردیم.
من و همسرم حدود 9 ماه پیش از ازدواج با هم دوست بودیم و پس از ازدواج هم به معنی واقعی کلمه یک زوج بودیم. در آن دوران روزی نبود که از وجود همسرم خدا را شکر نکنم و تنها صدایی که همسایهها از خانه ما میشنیدند، صدای خنده ما دو نفر بود. در خانه ما هیچ تصمیمی تنهایی گرفته نمیشد و من و خانمم الگوی تمام زوجهای فامیل بودیم. ما مثل دو تکه پازل، همدیگر را کامل میکردیم. من یک بچه شلخته و بینظم بودم و خانمم من را به آدمِ بهتری تبدیل کرد و زندگی او پیش از من کسل کننده بود و من به او کمک کردم سرگرمیهای مورد علاقهاش را پیدا کند. ما حتی حرفه خودمان را راه انداختیم و در آن موفق بودیم.

پزشکِ متخصص اضافه کرد که تنها یک هفته برای تصمیم درباره سقطِ جنین وقت داریم و من نتوانستم در آن یک هفته همسرم را قانع کنم که بهترین تصمیم سقط جنین است. او نمیتوانست عذاب وجدان از بین بردن یک کودک را تحمل کند.
دختر ما به دنیا آمد و نه تنها مبتلا به سندروم داون بود بلکه به شکل خاصی از این بیماری مبتلا بود که تنها 1 درصدِ کل مبتلایانِ به سندروم داون را تشکیل میدهد. رسیدگی به چنین کودکانی حتی نسبت به کودکان مبتلا به سندروم داون هم بسیار سختتر است. همهچیز تغییر کرد. وقتی کودکی با چنین شرایطی داری یعنی دیگر هرگز وقت آزاد نخواهی داشت. حالا ماههاست که تنها مکالمه من و همسرم فریاد کشیدن بر سر یکدیگر است. ما به خاطر هزینهها اتومبیل و مغازهمان را از دست دادیم و مجبور شدیم به یک خانه کوچکتر نقل مکان کنیم. همسرم شغل و فعالیتهایی که عاشقشان بود را از دست داد و هر روز پیرتر و افسردهتر شد. گاهی تنهایی به پارک نزدیک خانهمان میروم و به بازی کردن پدرها با کودکانشان نگاه میکنم و فقط اشک میریزم.
من پسر ۷سالهام را دوست ندارم
من یک پسر هفت ساله دارم و مطمئن نیستم چه حسی به او دارم. شوهرِم در زمان بارداریم من را ترک کرد و من در تمام این هفت سال در کنار داشتن دو شغل، درس هم میخوانم. به تازگی تشخیص داده شده که پسرم ADHD و مشکلات دیگری درباره اختلال توجه دارد. من هر روز به کلاسهایم دیر میرسم چون پسرم دوست ندارد از تخت بیرون بیاید و هر روز توسط مدیرم ملامت میشوم چون پسرم به هیچ کدام از حرفهای من گوش نمیکند و باعث میشود هر روز با تاخیر به محل کارم برسم.

گاهی فکر میکنم که اگر مشکلات فراوان مالی نبود ، اگر همسری داشتم و اگر افسرده و خسته و تحت فشار نبودم شاید حس متفاوتی به پسرِ 7 سالهام داشتم.
من اشتباه بزرگی مرتکب شدهام
من یک پدرم و مانند بقیه پدرهای نرمال عاشق پسرم بودم. همسرِ من و مادرِ پسرم خیلی زود و زمانیکه پسرم هنوز کوچک بود، فوت کرد. بعد از فوتِ همسرم، من رفتارم با پسرم را تغییر دادم و بر عکسِ قبل که سعی میکردم او را با نظم و دیسیپلین تربیت کنم به مهربانیِ بی قید و شرط روی آوردم.
بعد از مرگ همسرم هیچوقت پیش نیامد که پسرم چیزی از من بخواهد و من آن را تهیه نکنم. فکر میکردم اگر تمام چیزهایی که من در کودکی نداشتم را داشته باشد عقدهای نخواهد شد. بهترین لباسها، کفشها، اسباب بازیها، کنسولهای بازی و دوچرخههای رنگارنگ همه و همه تنها با یک درخواست از سمت پسرم در اختیارش قرار میگرفت.
حالا پسرم 18 ساله است و من در کنار اینکه اشتباهاتم در تربیت او را پذیرفتهام حتی نمیتوانم با او در یک اتاق بمانم. او یک انسانِ سوءاستفادهگر، بدجنس، خودخواه و عقدهای شده که همه از دستش فرار میکنند. روزی نیست که شخصی برای شکایت از او پیش من نیاید و من فقط به همه میگویم که شخصیت و اعمال پسرم تقصیرِ من و روش تربیتی اشتباهم است.

مانند تمامِ مقالههای اینچنینی بیصبرانه منتظرِ نظرهای شما مخاطبان همیشگی درباره این موضوع هستیم. حتما نظراتتان را درباره تجربه یا مشاهده احساسات و شرایط مشابه با ما و بقیه مخاطبان بیا نی نی در میان بگذارید و در نهایت آرزو میکنم به جایی برسیم که هیچکداممان از کمک گرفتن و مراجعه به افراد متخصص مانند روانشناس و روانپزشک شرم نداشته باشیم و با ساده گرفتن مشکلات روانی و رفتاری، یک مشکل ساده و قابل حل را به یک فاجعه تبدیل نکنیم.
چه مدت پس از زایمان میتوانید دوباره باردار شوید؟
بارداری پس از زایمان پدیدهای است که اطلاعات نادرستی درمورد آن وجود دارد. برخی نظریههای نابجا و تصورات نادرست درباره این سؤال ارائه شده است. این مقاله تصورات نادرست و فرضیات را حذف میکند و اطلاعاتی را براساس شواهد و اطلاعات علمی فعلی درمورد این موضوع ارائه میدهد.
آیا قبل از اولین پریود پس از زایمان باردار خواهید شد؟
پاسخ ساده این است، بله! احتمال بارداری پس از زایمان، حتی قبل از اولین فاصله زمانی زایمان تا آمادگی دوباره برای بارداری (postpartum periods)، وجود دارد. یعنی میتوانید در چهار هفته اول پس زایمان باردار شوید. باردار شدن قبل از اولین دورههای زمانی پس از زایمان تا آمادگی برای بارداری مجدد نیز از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برای مثال، برخی از زنان پس از تولد یک دوره ناباروری را تجربه میکنند ــیعنی تخمکگذاری ندارندــ درحالیکه برخی دیگر ممکن است قبل از پریود خود تخمکگذاری کنند، به این معنی که میتوانند طی چند روز پس از زایمان باردار شوند. دشوار است که گفته شود زنان ابتدا پریود میشوند یا قبل از اولین قاعدگی خود تخمکگذاری میکنند. زنانی که قصد بارداری برنامهریزیشده دارند نباید از مصرف داروهای ضدبارداری خودداری کنند.
احتمال بارداری پس از زایمان
برای اکثر مادران شیرده، شروع چرخه قاعدگی طبیعی، یعنی اولین قاعدگی بعد از زایمان، بهطور متوسط بین ۴ تا ۶ ماه طول میکشد، اما برای زنانی که شیر نمیدهند، شروع چرخه قاعدگی طبیعی میتواند زودتر اتفاق بیفتد. تقریباً ۶ تا ۱۲ هفته پس از زایمان. بااینحال لازم به ذکر است که بدن هر خانمی متفاوت است و حتی با توجه به ملاحظات فوق برخی از خانمها ممکن است دیرتر یا زودتر تخمکگذاری کنند، بنابراین تعیین بازه زمانی بارداری بعدی پس از زایمان عملاً غیرممکن است.
آیا میتوان در دوران شیردهی باردار شد؟
در شرایط عادی، شیردهی باعث ترشح اکسی توسین میشود، هورمونی که تخمکگذاری را مهار میکند. همچنین بهطورکلی مشاهده شده است که زنان شیرده دیرتر از زنانی که شیرده نیستند تخمکگذاری میکنند. بااینحال، این امر مطلق نیست و استفاده از آن بهعنوان مقدمهای برای کنترل بارداری ایده خوبی نخواهد بود. مشخص شده است که مادران شیرده ۶ هفته پس از زایمان پریود میشوند، درحالیکه در برخی موارد دیگر این عادت ماهانه تا ۱۸ ماه به تعویق میافتد.
زمان ایدهآل بارداری پس از زایمان
یک زن چه زمانی پس از زایمان میتواند دوباره باردار شود؟ این سؤالی است که باعث سردرگمی بسیاری از خانوادههایی میشود که قصد داشتن بیش از یک بچه را دارند. پزشکان، متخصصان زنان و زایمان معتقدند که باید فاصله زمانی حداقل یکسالهای بین حاملگیها وجود داشته باشد و برخی نیز ۱۸ ماه فاصله بین بارداریها را توصیه میکنند. باردار شدن در طول ۱۸ ماه پس از زایمان میتواند احتمال بروز عوارض خاصی را در بارداری بعدی افزایش دهد. این عوارض ممکن است شامل زایمان زودرس برای نوزاد جدید یا تولد نوزاد جدید با وزن کم باشد که بهنوبهخود نوزاد را در معرض خطر ناتوانیهای مادرزادی ازجمله آسم، نقص شنوایی یا محدودیت رشد قرار میدهد.
یکی دیگر از عواملی که باید در نظر گرفت این است که بدن زن به زمانی برای بهبودی از استرس ناشی از زایمان قبلی نیاز دارد. این استرس شامل هرگونه التهاب باقیمانده در رحم میشود. بدن زن همچنین برای جایگزینی مواد مغذی و ویتامینهای مصرفشده در بارداری قبلی به زمان نیاز دارد.
زنانی که مایل به داشتن بیش از یک فرزند هستند، برای جلوگیری از هرگونه عارضهای برای خود و نوزادشان، باید بدن خود را سالم نگه دارند. استفاده از داروهای ضدبارداری بهترین راه برای جلوگیری از بارداریهای ناخواسته پس از زایمان است که به همه مادران، چه مادران شیرده و چه مادرانی که به نوزادانشان شیر مادر نمیدهند، توصیه میشود.
چگونه برای بارداری مجدد آماده شوید؟
تربیت و پرورش فرزند میتواند کار دلهرهآوری باشد. بنابراین لازم است والدین قبل از برنامهریزی برای بچهدار شدن مسئولیت مراقبت از یک فرزند را کاملاً درک کنند. رعایت فاصله زمانی نیز برای اطمینان از اینکه نیازهای پرورشی فرزند اول قبل از آمدن فرزند بعدی بهطور کامل برآورده شده است بسیار مهم است. داشتن چند نوزاد و مراقبت از آنها میتواند استرسهای فیزیولوژیکی و روانی زیادی را بر والدین تحمیل کند. علاوهبراین، اطمینان از اینکه مادر قبل از برنامهریزی برای بارداری بعدی بهطور کامل از زایمان قبلی بهبود یافته باشد بسیار مهم است.
خطر بچهدار شدن مجدد با فاصله کمی از زایمان قبلی
متخصصان فاصله ۱۲ تا ۱۸ ماهه بین بارداریها را توصیه میکنند. مطالعات متعدد نشان داده است که زنانی که در عرض ۶ ماه پس از زایمان دوباره باردار میشوند در معرض افزایش خطر عوارضاند. این عوارض شامل زایمان زودرس، سقط جنین و نوزادان کموزن است. حفظ فاصله توصیهشده بین بارداریها برای اطمینان از سلامت و رفاه مادر و کودک بسیار مهم است.
درحالیکه بارداری پشتسرهم امکانپذیر است و زنان نیز به این تجربه دست یافتهاند، رعایت احتیاط لازم است ــبرای ایمنی مادران و نوزادانشانــ باید ملاحظات خاصی درباره فاصله بین بارداریها در نظر گرفته شود.
درمانهای طبیعی و خانگی یبوست در نوزادان
اگر متوجه شدید که کودکتان نمیتواند بهدرستی مدفوع کند یا در دفع آن مشکل دارد، ممکن است از یبوست رنج ببرد. یبوست ممکن است ناشی از دلایل زیادی مانند تغییر در عادات غذایی، شیر خشک یا یک بیماری گذرا باشد. شما میتوانید با این ۱۲ درمان طبیعی یبوست در نوزادان که هر کدام آزمایششده و امتحانپسداده بهطور مؤثر با این بیماری مقابله کنید.
علائم یبوست در نوزادان
احساس ناراحتی هنگام دفع مدفوع،
مدفوع سفت و خشک،
بدخلقی و استفراغ کردن در اکثر اوقات،
درد هنگام مدفوع کردن،
درد شکم و نفخ،
وجود خون در مدفوع.
۱۲ راهکار برتر درمان طبیعی یبوست در نوزادان
دیدن درد و ناراحتی کودکتان میتواند بسیار دلهرهآور و ناراحتکننده باشد. در ادامه چند درمان طبیعی یبوست در نوزادان آمده است که میتواند مفید باشد و کمکتان کند:
آب سیب
درست مانند بزرگسالان، فقدان فیبر در نوزادان نیز میتواند باعث یبوست شود. وجود پکتینـفیبر محلول در آب در سیب برای درمان یبوست بسیار مفید است. شما میتوانید یک عدد سیب را همراه با پوست آن آب بگیرید و با شیشه شیر یا جرعهجرعه به کودکتان بدهید. یک بطری آبمیوه در روز میتواند به راحتی مدفوع کردن نوزادتان کمک کند.
آب آلو
آب آلو در مبارزه با یبوست در نوزادان کاملاً مؤثر است. آلو یک ملین طبیعی است. بنابراین آب آلو در آسان کردن حرکات روده در نوزادان معجزه میکند. ممکن است ۴ تا ۵ ساعت طول بکشد تا آب آلو باعث اجابت مزاج شود.
شکر قهوهای
اگر کودکتان بیشتر از یک سال سن دارد، محلول شکر قهوهای میتواند در درمان یبوست معجزه کند. شما میتوانید نصف قاشق چایخوری شکر و نصف اونس آب (معادل تقریباً ۱۴ گرم آب) را با هم مخلوط کنید و این محلول را ۲ بار در روز به کودکتان بدهید. توصیه میشود بهجای شکر سفید از شکر خرما یا شکر قهوهای استفاده کنید.
روغن نارگیل ارگانیک
در مواقعی که کودکتان از یبوست یا مشکل در دفع مدفوع رنج میبرد، روغن نارگیل ارگانیک بسیار کارآمد است. اگر کودکتان بیش از ۶ ماه سن دارد، میتوانید ۲ تا ۳ میلیلیتر روغن نارگیل به غذای او اضافه کنید. اما اگر سن کودکتان کمتر از ۶ ماه است، میتوانید روغن نارگیل را در اطراف مقعد کودکتان بمالید تا دفع مدفوع او راحت شود.
گوجه فرنگی
گوجه فرنگی برای مقابله با یبوست در نوزادان بالای ۶ ماه بسیار مفید است. شما میتوانید برای نرم شدن رودهها به کودکتان آب گوجه فرنگی بدهید. یک گوجه فرنگی کوچک را با یک فنجان آب بجوشانید. مخلوط را خنک و صاف کنید. برای جلوگیری از یبوست، روزانه ۳ تا ۴ قاشق از این آب را به کودک بدهید.
دانه رازیانه
دانههای رازیانه با توجه به فواید بسیاری که برای سلامتی دارند شناختهشدهاند. این دانهها همچنین برای درمان مشکلات گوارشی بسیار مؤثرند. میتوانید یک قاشق چایخوری دانه رازیانه را در یک فنجان آب بجوشانید. جوشانده را خنک و صاف کنید و ۳ تا ۴ بار در روز به کودک بدهید. اگر کودکتان کمتر از ۶ ماه سن دارد، مادر میتواند ۲ بار در روز دانه رازیانه مصرف کند.
پاپایا
پاپایا منبع غنی فیبر است و بنابراین در درمان یبوست بسیار مؤثر است. برای نوزادان بالای ۶ ماه، پاپایا یک روش درمانی عالی برای مبارزه با یبوست است. پالپ، تکهها یا اسموتیهای پاپایا را میتوان به کودک داد تا حرکات روده را تنظیم کند.
گلابی
گلابی سرشار از پکتین و فیبر غذایی است. میتوان گلابی را رنده کرد تا آب آن گرفته شود. بهتر است آب گلابی را بهشکل رقیقشده به کودکتان بدهید. بنابراین، ۲ اونس (معادل ۵۶ گرم) آبمیوه را با مقادیر مساوی آب مخلوط کنید و به کودکتان بدهید تا به نرم شدن حرکات روده کمک کند. گلابی را میتوان بعد از ۴ ماهگی به نوزاد داد.
مایعات
یبوست ممکن است بهدلیل کمبود مایعات در رژیم غذایی کودک شما رخ دهد. بنابراین، اگر سن کودکتان بیشتر از ۶ ماه است، توصیه میشود که مایعات کافی را در رژیم غذایی کودکتان بگنجانید. سوپها، آبمیوهها، شیر و آب برخی از مواردیاند که میتوانید به کمک آنها میزان مایعات دریافتی بدن را افزایش دهید. مقادیر کافی مایعات در بدن کودک شما ممکن است به حرکات نرم روده کمک کند.
حمام آب گرم
حمام آب گرم راهحلی ایدهآل برای تسکین و آرام کردن عضلات منقبض است. درصورتیکه کودک یبوست داشته باشد هم حمام آب گرم راهحل مناسبی است. وان کودکتان را با آب گرم پر کنید و چند قاشق جوش شیرین درون آن بریزید. این کار به عضلات راستروده کمک میکند تا باز شوند و به حرکت روده کمک کنند.
ماساژ
ماساژ شکم راهحلی عالی برای تحریک حرکات روده در نوزادان است. توصیه میشود که از حرکات ملایم دست در جهت حرکت عقربههای ساعت برای تحریک رودهها بهسمت ناحیه رکتوم یا همان راستروده استفاده کنید. میتوانید برای این کار از روغن ماساژ مخصوص کودکان استفاده کنید.
ورزش کردن
درست مانند بزرگسالان، برای نوزادان بسیار مهم است که تحرک داشته باشند یا ورزش کنند تا حرکات روده نرمی داشته باشند. اگر کودکتان در مرحله خزیدن است، میتوانید او را تشویق کنید تا در اطراف محیط داخل خانه حرکت کند. اگر کودکتان کوچکتر است، میتوانید با حرکت دادن پاها به جلو و عقب، حرکت دایرهای یا بالا و پایین بردن پاها به او کمک کنید تا ورزش کند. این کار یکی از مؤثرترین روشهای درمانی یبوست در نوزادان است.
توصیه میشود قبل از اتخاذ هرگونه تصمیمی درباره بهکارگیری درمان طبیعی یبوست در نوزادان با پزشک مشورت کنید. اگر کودکتان بهدرستی تغذیه نمیکند، وزن کم میکند یا خون در مدفوع او وجود دارد، فوراً بهدنبال کمک پزشکی باشید.
بیشترین حسرتهای زندگی از نگاه روانشناسها کدام است؟
همه آدمها بابت موضوعاتی در زندگیشان حسرت میخورند، اما برخی از آنها در میان افراد مختلف مشترک است.
آموزش مدل موی پاپیونی دخترانه
مدل موی پاپیونی کودکانه
احساس گناه در مادران چه علتی دارد و چطور میتوان با آن مقابله کرد؟
احساس گناه یعنی بدانید کار اشتباهی انجام دادهاید. احساس گناه و عذاب وجدان در مادران یا پدران به این معناست که حس کنید کار اشتباهی کردهاید که باعث آسیب به کودکتان شده است، فارغ از اینکه چنین احساسی اصلاً درست است یا خیر.
تنها کلمهای که باعث گرفتاری مادران میشود و احساس گناه و عذاب وجدان را در آنها ایجاد میکند این است: «بهتر بودن». مثل اینکه بپرسیم: «کدامیک مادر بهتری است؟ مادر شاغل یا خانهدار؟» بحثهایی که درباره بهتر بودن هرکدام از این دو گروه والد درمیگیرند درنهایت این احساس عذاب وجدان را به وجود میآورند و والدین را به دو گروه مجزا تقسیم میکنند. اما چرا وقتی یک مادر گزینهای را بر گزینه دیگر ترجیح میدهد، احساس میکند که تصمیم اشتباهی گرفته است؟ منشأ احساس گناه در والدین کجاست؟
این جنگ مادرانه را رسانهها به راه میاندازند
رسانهها عاشق جنجالاند. مجریان رسانه تصور میکنند که قرار دادن این دو گروه از مادران در مقابل یکدیگر سرگرمی خوبی برای تماشاچیان فراهم میکند. نتیجه این رویارویی چیست؟ ایجاد احساس گناه، احساس تقصیر و خشم در مادران.
والدگری بهخودیخود دشوار است، چه مادری شاغل باشیم و چه مادری خانهدار. این دو گروه باید بهجای خراب کردن یکدیگر از هم حمایت کنند.
همه ما براساس موقعیتی که در آن قرار دادیم تصمیماتی میگیریم. آنچه اهمیت دارد این است که پدر و مادر خوب در نهایت دلبستگی و علاقه به فرزندانشان این تصمیمات را میگیرند. اگر کار بیرون از خانه به معنی فراهم کردن غذا بر سر سفره باشد، آنوقت این تصمیم در نهایت دلبستگی به کودک گرفته شده است. درصورتیکه ماندن در خانه و سپری کردن وقت با فرزندان به این معنی است که مادر میتواند بهتر بر مراقبت فرزندان متمرکز شود، آنگاه این تصمیم هم در نهایت عشق به کودک گرفته شده است. اگر کار بیرون از خانه و داشتن هدفهای شغلی باعث میشود که مادر سلامت روانی بهتری داشته باشد، آنگاه این تصمیم انتخاب خوبی خواهد بود.
ما تمام این تصمیمات را به دلایل مختلفی میگیریم. پس چرا به مدیا یا افراد دیگر اجازه میدهیم به ما بگویند که تصمیمات ما درستاند یا غلط؟
اعتمادبهنفس مادران
چرا ما به نظر رسانه یا افراد تصادفی دیگر درباره والدگریمان اهمیت میدهیم؟ چطور است که اعتمادبهنفس ما شدیداً از افراد دیگر تأثیر میپذیرد؟ متأسفانه این امر میتواند ژنتیکی باشد.
محققان دانشگاههای آکسفورد، الیوت و واتاناسوان معتقدند که پیدایش هویت فردی بهطور اجتنابناپذیری با هویت اجتماعی جمعی مرتبط است. انسان حیوانی اجتماعی است و بنابراین، تعاملات اجتماعی برای هویت فردی موضوعی حیاتی محسوب میشود. به بیان دیگر، ما در طلب تأیید اجتماعی هستیم. آنچه من هستم دائماً در مقایسه با دیگران تعریف و بازتعریف میشود.
دانشمندان دریافتهاند که اعتمادبهنفس یک شخص از دو منبع تغذیه میکند: احساس ارزش اجتماعی و احساس اثربخشی فردی. ما یک دید ساده مثبت یا منفی نسبت به خود نداریم، بلکه همیشه فکر میکنیم که چقدر ازنظر اجتماعی پذیرفتنی، قوی یا ضعیفیم. بدیهی است که ما نمیتوانیم به رسانهها بگوییم که ساکت شوند (گرچه که این کار طرفداران زیادی در سرتاسر جهان دارد). ما نمیتوانیم خودمان را تغییر دهیم تا مورد قبول همه افراد جامعه واقع شویم. از سوی دیگر، ما نمیتوانیم همه را در جامعه تغییر دهیم تا به ما بازخورد مثبت دهند. کاری که از ما برمیآید این است که با کسب شایستگی و برطرف کردن احساس بیکفایتی بر اثربخشی فردی خود کار کنیم. پس برای غلبه بر احساس عذاب وجدان مادرانه باید شایستگیهای خود را در دانش والدگری تقویت کنیم.
روانشناسی عذاب وجدان در مادران
ما احساس گناه میکنیم، وقتی کار اشتباهی انجام دادهایم یا تصور میکنیم که کار اشتباهی کردهایم. مسئلهای که در عذاب وجدان مادرانه وجود دارد این است که مادران غالباً احساس گناه میکنند، بااینکه هیچ کار اشتباهی انجام ندادهاند. درواقع، مادرها تمایل دارند که برای چیزهایی احساس گناه کنند که مسئول آنها نیستند. برای مثال، برخی از مادران شاغل نمیتوانند این واقعیت را کنترل کنند که به یک حقوق دوم برای پشتیبانی از خانواده نیاز دارند. اما همچنان برای سپری کردن وقت خود در محل کار بهجای ماندن در خانه و در کنار فرزندانشان احساس گناه میکنند.
تا زمانی که مادران برای این تصمیمات مقصر دانسته شوند، این تصور پیش میآید که بر همهچیز کنترل کامل دارند که البته درست نیست. در اغلب مواقع مادران بهترین کاری را که در یک موقعیت ممکن است انجام میدهند. به همین دلیل، روا نیست که برای مسائلی که تحت کنترلشان نیستند احساس گناه کنند. این گناه آنها نیست که برخی از تصمیمات باید تحت شرایط دشوار گرفته شوند.
مقابله با احساس عذاب وجدان مادرانه
دانش قدرت است. احساس شایستگی از دانستن این موضوع میآید که ما قابل، اثرگذار و مسلطیم. غیرممکن است که هر اتفاقی را که برایمان رخ میدهد کنترل کنیم، اما ما میتوانیم بر اطلاعات دریافتی خود کنترل داشته باشیم. بهترین راه برای مقابله با احساس گناه مادرانه این است که خودمان را با واقعیتها و اطلاعات مبتنی بر دانش واقعی مجهز کنیم.
زمانی که با آگاهی کنونی خود تصمیمی میگیریم، آن تصمیم بهترین خواهد بود. زمانی که دیگران با ما موافق نیستند، احساس میکنیم که قضاوت شدهایم. اما اگر آنها فقط براساس نظرات شخصی خود صحبت میکنند و نه براساس واقعیت یا دانش، ما باید نسبت به انتخاب خود مطمئن باشیم. ما باید به خودمان اجازه دهیم که برای چیزهایی که نمیتوانیم تغییر دهیم احساس عذاب وجدان نداشته باشیم.
بدترین عذاب وجدان در مادران زمانی اتفاق میافتد که تصور میکنیم تصمیم ما به فرزندمان آسیب زده است. همه ما تصمیماتی میگیریم که غیرمنطقی از آب درمیآیند. اما هیچکس نمیتواند آینده را پیشبینی کند. ما فقط میتوانیم با اطلاعاتی که در زمان بخصوصی داریم بهترین تصمیم را بگیریم. داشتن اطلاعات دقیق درباره والدگری احساس عذاب وجدان ما را تسکین میدهد و اعتمادبهنفسمان را تقویت میکند.
از یاد نبرید که والدگری سالم به معنای گرفتن تصمیمات عالی نیست، بلکه به این معناست که از منابع و اطلاعاتی که داریم بهترین استفاده را بکنیم.
یک روش والدگری علمی را در پیش بگیرید
درحالیکه برخی از رسانهها آتش کشمکشها را تیز نگه میدارند و مدام احساسات منفی را به والدین تزریق میکنند، گروه دیگری از رسانهها تلاش دارند که با ترویج روشهای سهلانگارانه والدین را راحت کنند. به عبارت دیگر، زمانی که علم امروزی مضر بودن برخی از رویکردهای سنتی را تصریح میکند، این رسانهها سعی دارند علم را به نفع سنت کنار بگذارند. این افراد و گروهها به والدین توصیه میکنند که فقط به غریزه خود اعتماد کنند و فارغ از کشفیات علمی همان کاری را انجام دهند که نسل به نسل به آنها رسیده است. این رسانهها کسانی را که درباره مادران اطلاعات موثق علمی ارائه میکنند متهم میکنند.
تعادل ایجاد کنید
استفاده از اطلاعات علمی در والدگری به معنای دنبال کردن کلمه به کلمه متون علمی نیست. ما مادرهای ایدهآلی نیستیم و نمیتوانیم باشیم. زندگی پر است از بدهبستان. اطلاع از بیشترین میزان واقعیتهای ممکن قبل از گرفتن یک تصمیم به ما کمک میکند تا میان نیازهای کودک و احتیاجات خودمان تعادل برقرار کنیم. آنچه اهمیت دارد این است که با آنچه در دست داریم بهترین کار را انجام دهیم. تظاهر به اینکه مشکلی وجود ندارد ممکن است در لحظه احساس بهتری در ما ایجاد کند، اما در گرفتن تصمیمات بهتر به ما کمکی نخواهد کرد.
اگر قادر نیستیم که بهترین ایدههای مبتنی بر دانش را دقیقاً با موقعیت خود سازگار کنیم، به این معنا نیست که مادر خوبی نیستیم. والدین خوب از چیزی که در دسترسشان است بیشترین بهره را میبرند. اما اگر یک والد احساس میکند که مورد قضاوت قرار گرفته است، اگر خشمگین میشود و اگر بدون بررسی یک ایده آن را بهکلی کنار میگذارد، آنگاه بهجای آنکه منافع فرزندش را در نظر بگیرد، اجازه داده که احساساتش بر او غلبه کنند. نادیده گرفتن اطلاعات با نداشتن اطلاعات یا نداشتن شرایط ایدهآل یکی نیست. به کار گرفتن اطلاعات یا چشمپوشی از آن یک انتخاب است.
اثرات عذاب وجدان در مادران
احساس مداوم گناه و عذاب وجدان و انتظارات غیرمنطقی از مادران اثرات جبرانناپذیری بر جسم و روح آنها میگذارد.
توجه داشته باشید که احساس گناه در درجه اول مادران را درگیر میکند و نه پدران را. همانطور که گفتیم والدگری بهخودیخود دشوار است. مادر شدن با ریسک بالایی از درگیریهای روانی، تغییرات هورمونی و اختلالات خواب همراه است. این احساس عذاب وجدان شرایط مادر را بهطور قابلملاحظهای دشوارتر میکند. این موضوع با افزایش خطر بروز افسردگی یا اضطراب سلامت عمومی مادران را تهدید میکند. احساسات منفی مانند تنش، نگرانی، ناامیدی، پریشانی، اضطراب و عذاب وجدان در میان مادران شایعترند. همچنین میزان رضایت آنها از شغل و زندگی پایینتر است. بهعلاوه، والدگری سهلانگارانه مادران را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد. والدگری سهلانگارانه سبکی از والدگری است که با نتایج منفی بر کودکان همراه است.
یادگیری را متوقف نکنید
علم و دانش همهچیز را به ما نمیگوید، اما این امکان را در اختیارمان قرار میدهد که درباره رشد انسان بیشتر بدانیم. از سوی دیگر، با پیشرفت تکنولوژی همهچیز تغییر میکند. به همین دلیل، ما باید روند یادگیری خود را بهصورت ثابت و همیشگی ادامه دهیم.
شکی نیست که برای یک والد گرفتار یادگیری مسئولیت سنگینی باشد. زمانی که در مدرسه درس میخوانیم، تصور نمیکنیم که روزی باید یاد بگیریم که چطور مثل یک مادر از تلفن هوشمند خود استفاده کنیم. اما یاد گرفتن این مسائل در زندگی روزمره بسیار مفید است.
آنچه میخواهیم بگوییم این است که در زندگی و والدگری یادگیری هرگز متوقف نمیشود.
و… درنهایت
اعتمادبهنفس یکشبه ایجاد نمیشود. اگر با افرادی احاطه شده باشیم که مدام به ما فشار وارد میکنند و باعث میشوند که به خود شک کنیم، غلبه بر احساس گناه و عذاب وجدان مادرانه راحت نخواهد بود. به همین دلیل، مهم است که با افرادی ارتباط برقرار کنیم که با ارزشهای ما همسو باشند. ما باید بهدنبال گروههایی باشیم که افراد حاضر را تشویق و راه پیشرفت آنها را هموار کنند. درنهایت، اگر احساس گناه و عذاب وجدان دست از سر ما برنمیدارد، مشورت با تراپیست یا مشاور خانواده بسیار کمککننده خواهد بود.