علت فراموشی و گم کردن وسایل کودکان و نحوه ی برخورد با آنها

زمان بازگشایی مدارس، هزینه ای را برای خرید کتاب، دفتر، مداد، پاک کن، ظرف غذا، بطری آب، کیف مدرسه، جامپر، کفش و … خرج کرده اید. شما روی هر کدام نام فرزند خود را برچسب زده اید، اما آیا آنها در طول سال دوام خواهند داشت ؟ و یا گم نخواهند شد ؟
بچه ها به خاطر گم کردن چیزها در مدرسه بدنام هستند. پاک کن و مدادها ناپدید می شوند. ظروف غذا و بطری آب به خانه باز نمی گردند. کلاه ها ناپدید می شوند و کتاب ها در اتوبوس ها و سرویس ها رها می شوند.
آیا تا به حال فکر کرده اید که تا پایان یک سال تحصیلی، چه میزان پول را خرج خرید وسایل کودکتان کرده اید.
یک استراتژی ساده برای صرفه جویی در هزینه، اجتناب از جایگزینی اقلام گمشده است. اما چگونه می توانید مانع از گم کردن چیزهای بچه ها شوید؟

علت فراموشی و گم کردن وسایل کودکان در سنین مختلف
سالهای پیش دبستانی و ابتدایی
بچه های زیر هفت سال در لحظه زندگی می کنند و در ردیابی وسایل خود مشکل دارند. این به این دلیل نیست که آنها سست هستند. آنها فقط در توجه کردن تمرین نمی کنند. 
توجه مهارتی است که با رشد مغزمان بهبود می یابد. ما به عنوان والدین می توانیم به افراد کوچک کمک کنیم:
تنظیم روال های تکرار، به همه ی ما کمک می کند تا به خاطر بسپاریم. در خانه، کیف های مدرسه را هر روز در یک مکان و در یک ساعت مشخص باز کنید. برای همه چیز مکانی داشته باشید و بچه ها باد بدهید که چیزها را در جایی که به آنها تعلق دارد قرار دهند. کفش ها به جا کفشی ها برمی گردند، کتاب ها به داخل کیف برمی گردند.
کودکان خود را به کلاس مهارت بفرستید. معلمان ابتدایی برای کمک به بچه ها برای پیگیری وسایلشان به آن ها آموزش می دهند. که هر وسیله ای را در مکان خود قرار بدهند و حتی مهارت هایی که برای کودکان آن سنین لازم است را آموزش می بینند.
برای اینکه به بچه های خود مدام تکرار نکنید و آن ها را خسته کنید روی برگه ای برای آن ها یادداشت بگذارید که کارهای خود و وسایل خود را فراموش نکند.

بچه های بزرگتر
هر کودکی متفاوت است و برخی از آنها راحت تر از دیگران توجه می کنند. وقتی بچه ها بزرگتر می شوند، در ردیابی وسایلشان بهتر می شوند، اما هنوز چیزها را گم می کنند.
اگر فرزندان شما مرتباً وسایل خود را گم می کنند، این ایده ها ممکن است مؤثر واقع شوند:
موارد را دنبال کنید از فرزندتان بخواهید که روز خود را مرور کند و سعی کنید متوجه شود که چه چیزی و چگونه گم می شود. سپس برای جلوگیری از تکرار عملکرد، استراتژی هایی را در جای خود قرار دهید. این عالی است برای آنهایی که موارد مشابه را بارها و بارها گم می کنند.

به نظرتان برای درمان فراموشی و گم کردن وسایل کودکان چه کار باید بکنیم؟
به جای تحمل بار یافتن وسایل گم شده، از فرزندان خود بخواهید تا استراتژی های خود را ارائه دهند. این صحبت در خانه ماست، “ما مدام توپ فوتبال را گم می کنیم، اینطور نیست؟ به نظر شما چه کاری می توانیم انجام دهیم تا از این اتفاق جلوگیری کنیم؟
از فرزند خود می خواهم که مالکیت این مشکل را به دست بگیرد و خودش راه حل هایی بیابد. این روش شانس این را افزایش می دهد که او ادامه دهد. همچنین به او مهارت های حل مسئله و سازماندهی می آموزد که هر دو برای مراحل بعدی زندگی حیاتی هستند.

نوجوانان
وقتی بچه ها نوجوان می شوند، وسایلشان ارزشمندتر می شود. گوشی، آی پاد، حتی کفش گران و … هستند!
نوجوانان و بزرگسالان می توانند با تمرین ذهن آگاهی، توجه خود را بهبود بخشند و وسایل خود را پیگیری کنند. ذهن آگاهی، مهارت توجه است.

وقتی حواس مان باشد، حواس پرتی ها را کاهش می دهیم و روی کاری که انجام می دهیم تمرکز می کنیم. تلفن را زمین بگذارید، صحبت نکنید، دیگر به سفر با اتوبوس به خانه فکر نکنید و به کاری که در حال حاضر انجام می دهید توجه کنید. این به مغز شما کمک می کند تا محل قرار دادن کلید یا کیف را به یاد داشته باشید. سپس می توانید به سرعت آن اطلاعات را بعداً بازیابی کنید. 
تمرین تمرکز حواس، مزایایی برای نوجوانان دارد. این به کاهش استرس، بهبود خواب و بهبود شادی کمک می کند.

نکات نهایی برای سلامت عقل شما
وسوسه انگیز است که عجله کنیم و وسایلی را که فرزندانمان از دست می دهند جایگزین کنیم، اما انجام این کار به آنها اجازه نمی دهد تا نتیجه کامل اعمال خود را تجربه کنند. آنها فقط همان اشتباهات را تکرار خواهند کرد.
روانشناسان این آموزش به کودکان را پیامدهای طبیعی می نامند. اگر فرزندتان چیزی را گم کرده است، درباره عواقب آن صحبت کنید و به او کمک کنید تا تأثیر اعمال خود را درک کند.
در نهایت، بپذیرید که همه گاهی اوقات چیزهایی را از دست می دهند و فرزند شما هم تفاوتی ندارد. کمی در مورد آن فکر کنید و استرس زندگی خود را کاهش دهید.
هرگز با کودک خود دعوا نکنید و با فریاد زدن با آن ها برخورد نکنید. زیرا با این کار چیزی درست نمی شود بلکه کودک شما دچار استرس و حتی لجباز می شود.

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

مدارس سراسر کشور پس از گذشت دو سال از همه‌گیری کرونا در ۱۴ فروردین ماه ۱۴۰۱ با ابلاغ مصوبه ستاد ملی مقابله با کرونا بازگشایی شد. با از سرگیری آموزش حضوری برخی از دانش‌آموزان اضطراب ورود به مدرسه را تجربه کردند و اکنون با برگزاری امتحانات حضوری، دانش آموزان  اضطراب آن ها یکی از مسائل جدی و روزمره والدین شده است.

آموزش و امتحان مجازی در طی دو سال گذشته تا حدودی به نفع دانش‌آموزانی بود که معمولا در دوره امتحانات اضطرابی تکرار شونده پیدا می‌کنند. آرامش حضور در منزل و دوری از جو امتحان یکی دیگر از عواملی بود که موجب کاهش یا عدم اضطراب بچه‌ها در دوران امتحانات می‌شد اما اکنون با حضوری شدن امتحانات، دانش‌آموزان اضطراب فزاینده ای را تجربه می‌کنند. به درخواست بسیاری از والدین درباره راهکارهای کاهش اضطراب در این دوره دو هفته ای با دکتر پریسا ارجمندی مشاور کودک و نوجوان و عضو انجمن خانه روانشناسان گفتگو کردیم.

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

 استرس مطلوب چه تفاوتی با اضطراب دارد؟

امتحانات یکی از چالش‌هایی است که به خودی خود استرس‌زاست و با توجه به حضوری شدن امتحانات بعد از دو سال تحصیل مجازی، استرس در دانش‌آموزان بیشتر شده است. دکتر ارجمندی در این باره می گوید:«استرس یک حالت تنش روانی است که در برخی مواقع باعث هوشیاری و محافظت از ما شده و باعث می‌شود تا در برابر خطر، واکنش سریع نشان دهیم. استرس در دوران امتحانات نیز تا حدی طبیعی است و می‌تواند نشانه اهمیت دادن کودک و نوجوان به درس باشد که این نوع استرس «استرس مطلوب» شناخته می‌شود و به افزایش تمرکز و انگیزه در طول امتحانات کمک می‌کند اما وقتی استرس از کنترل خارج شود تبدیل به اضطراب می‌شود و با علائم مختلفی همچون دل درد، دل پیچه، حالت تهوع، تنگی نفس واختلال خواب ظاهر می‌شود.»

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

روش‌های کاهش اضطراب در دوران امتحانات

به گفته این مشاور تربیتی، اضطراب در دوران امتحانات با روش‌هایی مثل خواب، ورزش و تغذیه قابل کنترل است اما یکی از روش‌های بسیار موثر برای کاهش اضطراب امتحانات و اضطراب‌های متفرقه دیگر تمرین تنفس عمیق است که با انجام عمل دم و بازدم صورت می‌پذیرد، به این صورت که بچه‌ها با سه شماره هوا را از بینی نگه می‌دارند و با چهار شماره فوت می‌کنند. یکی دیگر از روش‌ها برای کاهش اضطراب کودکان و نوجوانان در دوران امتحانات، تمرین «تن آرمیدگی یا بازی عضلانی» است. نحوه انجام این تمرین به این صورت است که فرد با ۵ شماره باید عضلات بدنش را سفت کند و سپس رها نماید که در این صورت انقباض و انبساط بدن صورت می‌گیرد و باعث آرام شدن بدن و کاهش اضطراب می‌شود.

عواملی که اضطراب امتحانات را  تشدید می‌کند

دکتر ارجمندی خواب ناکافی، تغذیه نامناسب، ورزش نکردن، استفاده از تلفن همراه و فکرهای منفی و آشفته را از جمله عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات می‌داند و می‌گوید: «دیر خوابیدن، کم خوابی و حذف یکی از وعده‌های غذایی بر مغز تأثیرگذار است.برای تقویت مغز در دوران امتحانات لازم است تا کودکان و نوجوانان از مواد غذایی سالم استفاده نمایند چراکه خوب غذا خوردن برای سلامت روحی و جسمی آنها مفید است.»

این مشاور کودک و نوجوان ادامه می دهد :« خواب برای یادگیری به اندازه ورزش برای استقامت بدنی مهم است لذا دانش اموزان اگر می‌خواهند زمان یادگیری خود را به حداکثر برسانند باید حداقل ۶ ساعت قبل از امتحان بخوابند.»

 دکتر ارجمندی با اشاره به تأثیر ورزش در کاهش اضطراب می‌گوید: « ورزش در دوران امتحانات تأثیر بسیار زیادی در کاهش اضطراب دارد زیرا انرژی را افزایش می‌دهد، کیفیت خواب را بهبود می‌بخشد و موجب آرامش روان و پویایی ذهن می‌شود. بنابراین توصیه می‌کنم که دانش‌آموزان حداقل ۱۵ دقیقه در روز را ورزش کنند.»

این مشاور تربیتی می‌گوید یکی از عوامل تشدیدکننده اضطراب در دوران امتحانات، استفاده طولانی مدت از تلفن همراه است: « زمانبندی استفاده از موبایل در زمان‌های غیر از دوران امتحانات در سنین ۶ الی ۷ سالگی نهایتاً نیم ساعت تا یک ساعت است و در دوران نوجوانی زمان استفاده از تلفن همراه یک ساعت و نهایتاً دوساعت است اما در زمان امتحانات حتماً باید زمان استفاده از تلفن همراه کمتر شود که این مسئله باید از طرف خانواده اعمال شود.»

ارجمندی فکرهای منفی را به عنوان عاملی دیگر در اضطراب معرفی می‌کند: «فکرهای منفی و آشفته تنها با جایگزین شدن فکرهای مثبت از بین خواهد رفت. فکرهایی مثل اینکه “اگر امتحان سخت باشد، اگر نتوانم قبول شوم و…” از جمله فکرهای منفی است که می‌تواند باعث تشدید اضطراب در دانش‌آموزان شود؛ در چنین مواردی دانش‌آموزان باید با جایگزین کردن فکرهای مثبت مثل “من درس خواندم پس حتما موفق می‌شوم”، اضطرابشان را کاهش دهند.»

چگونه اضطراب امتحان حضوری دانش آموزان را کنترل کنیم؟

توصیه‌های مهم به والدین

والدین در دوران امتحانات وظیفه بسیار مهمی را برعهده دارند. آنها با عملکرد خود می‌توانند مستقیماً بر روی موفقیت یا اضطراب فرزندشان تأثیربگذارند. برخی والدین عموماً نگران نتیجه امتحانات و عملکرد فرزندشان هستند و متأسفانه استرس‌شان را به فرزندشان انتقال می‌دهند. دکتر ارجمندی دراینباره می‌گوید:« والدین باید سعی کنند آرامش خود را حفظ کنند و این آرامش را به فرزندشان انتقال دهند. همچنین، آنها باید بیش از نمره به تلاش فرزندشان اهمیت دهند چراکه توقع بیش‌ازحد والدین از فرزند برای گرفتن نمره بالا منجر به استرس و اضطراب می‌شود و چنانچه کودک و نوجوان نتواند نمره بالایی را کسب کند همین مسئله باعث کاهش اعتماد به نفس و از بین رفتن انگیزه او خواهد شد.»

به گفته این مشاور تربیتی، والدین باید مقررات و تایم‌هایی را برای ساعت خواب، ساعت استفاده از تلفن همراه و تغذیه سالم بچه‌ها در نظر داشته باشند. برای کاهش اضطراب، والدین تنها می‌توانند نقش کمک‌کننده داشته باشند اما نقش درمان را نخواهند داشت لذا در صورت اضطراب شدید در کودک و نوجوان توصیه می‌کنم حتماً از یک متخصص خبره کمک گرفته شود.

دکتر ارجمندی ادامه می دهد:« یکی دیگر از نکات مهمی که والدین در ایام امتحانات باید به آن توجه داشته باشند، آرام نگه داشتن جو خانه است. بنابراین، در زمان امتحانات هرگز در محیط خانه تنش ایجاد نکنید، فضای مناسب درس خواندن را برای فرزندتان فراهم کنید و از مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در بازه زمانی امتحانات خودداری کنید.اگرچه مهمانی رفتن و مهمان دعوت کردن در دروان امتحان فرزندان ممنوع است اما محرومیت مطلق از تفریح و استراحت هم می‌تواند آسیب‌زا باشد؛ بنابراین سعی کنید در طول هفته زمان کمی را به استراحت و تفریح در خارج از خانه بگذرانید، همین مسئله در کاهش اضطراب کودک و نوجوان می‌تواند تأثیرگذار باشد.»

علاوه بر اینها، لازم است والدین با رعایت توصیه‌های مهم دیگر، آرامش و موفقیت فرزندشان را در اولویت قرار دهند:

-با فرزندتان جر و بحث نکنید.

-وظایف محول شده به فرزندتان را در ایام امتحانات حذف یا کاهش دهید.

-از مقایسه فرزندتان با دیگران بپرهیزید.

-جو خانه را آرام نگه دارید و سعی کنید خودتان با خواندن کتاب‌های متفرقه محیطی شبیه کتابخانه ایجاد کنید.

-بیش از هر زمان دیگری به فرزندتان محبت کنید و با احترام و آرامش با او صحبت کنید.

-از تذکرات مداوم به فرزندتان برای درس خواندن پرهیز کنید چون این مسئله تمایل او به درس خواندن را کمتر می‌کند.

-با ارائه پاداش یا برنامه‌ریزی یک سفر برای بعد از امتحانات در فرزندتان انگیزه ایجاد کنید.

اشتباهات آرایشی که زیبایی شما را نابود می کند

آرایش کردن کاری لذت بخش برای اغلب خانم ها می باشد. بسیاری از خانم ها برای جذابتر و زیباتر به نظر رسیدن برخی از روش های متداول را در آرایش تکرار می کنند اما شاید ندانید که این اشتباهات متداول آرایشی که در ادامه این بخش از دنیای مد بیا نی نی آورده ایم، نه تنها سبب زیبایی خانم ها نمی شود بلکه نتیجه ی معکوس داشته و در واقع نازیبا به نظر خواهند رسید.
 
صورتتان را مثل روح می کنید
برخی از خانم ها برای اینکه عیوب پوست خود را پنهان کنند مرتکب اشتباه در آرایش می شوند و پوست صورت خود را با لایه ای از کرم پودر می پوشانند. استفاده زیاد از کرم پودر سبب می شود پوست شما طبیعی به نظر نرسد و از زیبایی شما می کاهد. همچنین هنگام استفاده از کرم پودر باید تناژ پوست صورتتان را بشناسید و رنگ کرم پودری متناسب با پوست خود انتخاب کنید.

ضد آفتاب نمی زنید
بسیاری از خانم ها قبل از آرایش کردن از ضد آفتاب استفاده نمی کنند و گمان می کنند کرم پودرشان می تواند مانند ضد آفتاب عمل کند اما این اشتباه آرایشی به تدریج سبب آسیب به پوست می شود چرا که ضدآفتاب برای همه ضروری است پس حتما هر روز به طور منظم از ضد آفتاب استفاده کنید.

خط لبتان را متفاوت می کشید
دیگر آن دوران که استفاده از خط لب مغایر با رنگ رژ کاربرد داشت گذشته است، هیچ آرایشگری به شما توصیه نخواهد کرد که رنگ خط لبتان با رنگ رژتان تفاوت داشته باشد پس اگر هنوز هم این روش را به کار می گیرید، دست نگه دارید چرا که سبب می شود سن شما بیشتر به نظر می رسد پس رنگ خط لب را درست انتخاب کرده و خط لبتان را دقیقا روی مرز لب هایتان بکشید.

از استفاده رژلب پررنگ و تیره بپرهیزید
همانطور که می دانید داشتن لب هایی برجسته و بزرگ در زیبایی تاثیر گذار است پس نباید طوری آرایش کنید که لب های شما کوچک به نظر برسد، به همین منظور اگر از رژلب های تیره استفاده می کنید دیگر این روش اشتباه را به کار نگیرید زیرا رنگ تیره در رژ لب باعث می شود لب های تان کوچک تر به نظر برسد و برای بزرگ تر نشان دادن لب ها بهتر است از رنگ های ملایم استفاده کنید.
 
دور چشم را بتونه مالی نکنید
یکی از اشتباهات آرایشی برخی خانم ها پوشاندن حلقه های تیره دور چشم با مقدار زیادی کرم پودر و کانسیلر است، استفاده زیاد از کرم پودر و کانسیلر سبب می شود دور چشم شما سفید تر دیده شود و خط هایی دور چشمتان با جا گرفتن کرم پودر روی آنها خیلی بیشتر و شدیدتر خودشان را نشان می دهند و سن و سالتان بالاتر به نظر برسد پس بهتر است نقاط تیره را با استفاده از نقطه گذاری با مقداری کانسیلر متناسب با پوست بپوشانید.

رژگونه زیاد می زنید
رژگونه نقش زیادی در زیبایی و شادابی چهره تان دارد اما شما نباید رژگونه را طوری استفاده نمایید که سبب مضحک شدن شما شود و چهره شما را مصنوعی نشان دهد. رنگ گونه رژ گونه ای باید مناسب بوده و سپس برای زدن رژگونه برس را داخل آن بزنید، اضافه های آن را با ضربه خارج کرده و روی پوست صورت خود بزنید.

ابروهایتان را خیلی پهن و تیره می کنید
درست است که ابرهای پهن و پر پشت در زیبایی تاثیر گذارند اما پر کردن بی از اندازه ابرو فرمی غیر عادی به صورتتان می دهد، پس برای طبیعی به نظر رسیدن ابروهایتان از یک سایه ابرو مدل پودری استفاده کنید و بیش از اندازه داخل ابروها را پر نکنید و یا با مداد ابرو به حالت هاشوری به آن شکل دهید و سپس از سایه ابرو استفاده کنید. اگرهم دارای ابروهای پرپشت و مشکی هستید، با ژل ابرو به آنها فرم دهید و درون آنها مداد نکشید. 

این اشتباهات را در آرایش مرتکب نشوید
سایه های تیره شما را فردی مسن و خشن نشان خواهد داد پس رنگ هایی نزدیک به پوست را انتخاب کنید.
کانتورینگ صحیح نقاط قوت صورت را برجسته می کند اما در صورت انجام اشتباه این روش و کور کردن برجستگی ها با رنگ تیره شما نازیبا به نظر خواهید رسید.
استفاده از کرم پودر بی کیفیت سبب ترک خوردن یا پوسته پوسته شدن پوست و خراب شدن آرایشتان خواهد شد.
آرایش براق باعث میشود چین و چروک های صورت تان مشخص شوند.
تیره کردن پلک پایین یک سبک قدیمی آرایش است و سن شما را بالا می برد و چشم ها را خسته نشان می دهد.
پاک نکردن آرایشتان قبل از خواب نیز از اشتباهات رایج است پس حتما شب ها قبل از خواب آرایش را از روی صورتتان پاک کنید و پوست صورت را بشویید.
عدم استفاده از کرم مرطوب کننده سبب خشک شدن پوست و پیری آن خواهد شد.
در ریمل زدن هم اغراق نکنید زیرا هر چه مژه ها ضخیم و توده ای شوند به بالا بردن سن شما و جلوه دادن به چروک های دور چشم کمک می کنند.
برس هایی که هر روز مورد استفاده قرار می گیرند را با آب و صابون بشویید.
وسایل آرایشی را قرض نگیرید و به دیگران نیز قرض ندهید.

بچه‌ها را تا ۷ سالگی رها کنیم یعنی چه؟

پدر و مادر که می شویم همه دغدغه مان می شود تربیت درست فرزندانمان،اما گاهی حساسیت‌ها نسبت به فرزندپروری، آنقدر پررنگ می‌شود که تمام زندگی والدین را تحت الشعاع قرار می دهد و روند صحیح تربیت را دچار اختلال می‌کند، بنابراین رعایت تعادل در مباحث تربیتی، از ضرورت‌های فرزندپروری است و باعث می‌شود که از آن لب بام نیفتیم.

در این گفت و گو قصد داریم بخشی از دغدغه‌های روز والدین در رابطه با فرزندپروری را همراه با «فرزانه شرف پور»؛ روانشناس و کارشناس ارشد مشاور خانواده مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم با فراغ فکر بیشتری به تربیت فرزندانمان بپردازیم. این مشاور خانواده که اتفاقاً خودش هم مادر 3 فرزند است، در قالب یک روانشناس و البته یک مادرجوان، توصیه‌هایی شنیدنی برایمان دارد و به سوالاتمان پاسخ می‌دهد.

فرزانه شرف پور»؛ روانشناس و کارشناس ارشد مشاور خانواده

 

* امروزه اکثر خانواده‌ها تلاش زیادی می‌کنند تا در زمینه فرزندپروری موفق شوند. به اعتقاد شما، مهم‌ترین قدمی که می‌تواند آن‌ها را به این موفقیت برساند، چیست؟

به اعتقاد من، می‌توان به جای واژه فرزندپروری از واژه والدگری استفاده کرد، زیرا مهم‌ترین و موثرترین عامل در تربیت فرزندان این است که بتوانیم در قدم اول، خودمان را اصلاح و تربیت کنیم، یعنی بتوانیم روی شناخت احساسات و نیازهای خود حتی قبل از بچه‌دارشدن، کارکرده و رفتارهای خود را به سمت و سوی درستی هدایت کنیم. اگر چنین اتفاقی بیفتد مطمئن باشید که می‌توانیم فرزندان خوبی بپرورانیم. اینکه فقط نوک فلش رو به بچه‌ها باشد که چگونه باشند و چگونه نباشد، اصلاً جواب نمی‌دهد.

*مهم‌ترین قدم در تربیت فرزندان

*یعنی اعتقاد به همان جمله‌ای که همیشه می‌شنویم؟”کودکان آینه والدین هستند”

بله. قطعاً بارها و بارها این جمله را شنیده‌ایم اما واقعاً باید با دقت بیشتری به مفهوم آن توجه کنیم. والدین باید بدانند و باور داشته باشند که بچه‌ها آن چیزی هستند که می‌بینند، نه آن چیزی که ما می‌خواهیم باشند؛ یعنی تأثیر عملکرد ما خیلی بیشتر از تأثیر حرف‌های ماست و همین هم بچه‌ها را می‌سازد. باتوجه به این مساله، والدین هرکاری از بچه‌ها انتظار دارند، اول خودشان باید توانسته باشند آن کار را انجام دهند. مثل وقتی که من مادر سرکودکم فریاد می‌زنم و از طرفی از او می‌خواهم که چنین کاری را انجام ندهند که خب چنین خواسته‌ای امکان پذیر نیست. این نکته، آنقدر مهم است که به عنوان مهم‌ترین قدم در تربیت فرزندان مطرح می‌شود، بنابراین باید حواسمان باشد که هرآنچه می‌خواهیم به بچه بگوییم، یک انگشت اشاره به سمت او و 4 انگشت دیگر به سمت خودمان باشد و ببینم که خودمان آن کار را چگونه انجام می‌دهیم.

 

*آقای پدر شما هم مسئولی !

*وقتی حرف از تربیت فرزندان به میان می‌آید، ذهن همه افراد ناخودآگاه به سمت مادرها کشیده می‌شود، آیا واقعاً در بحث فرزندپروری چنین دیدگاهی درست است و می‌تواند والدین را به اهداف خود در این زمینه برساند؟

گرچه می‌بینیم که در خانواده‌ها، بار اصلی تربیت فرزندان بردوش مادرهاست اما قرار نیست که پدرها نسبت به این مساله بی تفاوت باشند، زیرا نقش پدرها بسیارمهم است و آن‌ها می‌توانند تاثیرقابل توجهی در روند رشد و تربیت فرزندان خود داشته باشند، بنابراین همانقدر که مادر در تربیت فرزند نقش دارد، پدر هم نسبت به این موضوع مسئول است. شاید پدرها زمان بیشتری بیرون از خانه باشند اما در رابطه والد و فرزند، کیفیت رابطه بسیار مهم‌تر از طول و کمیت آن است. اگر پدر بتواند با هریک از فرزندان، یک رابطه دونفره برقرار کند و هر روز بعد از بازگشت به خانه، زمانی را به بازی با فرزندان اختصاص دهد و یا به هرشکلی برای آن‌ها وقت بگذارد، قطعاً اثرگذاری قابل توجهی را در تربیت فرزندان شاهد خواهیم بود.

*متاسفانه ارتباط عمیق پدر و فرزندی معمولاً کمتر دیده می‌شود.

خیلی وقت‌ها، مادرها از همان بدو تولد فرزندانشان، کاری می‌کنند که منجر به کناره گیری پدر می‌شود. مثلاً کارهای شخصی کودک را به پدر نمی‌سپارند، چون فکر می‌کنند که پدرها نمی‌توانند از پس کار برآیند. حتی در دوران کودکی فرزند نیز همین روند را ادامه می‌دهند و حتی تمام امور تربیتی بچه را در دست می‌گیرند که شیوه درستی نیست. البته گاهی هم خود پدرها به شکلی بزرگ شده‌اند که فکر می‌کنند تربیت بچه‌ها ربطی به آنها ندارد یا مثلاً تمایل به کمک دارند اما فکر می‌کنند نباید دخالت کنند که همه این تفکرات اشتباه است و پدرها باید بدانند که یکی از ارکان اصلی تربیت فرزندانشان به شمار می‌روند.

در دام کنترل گری نیفتیم

* همانطور که می‌بینیم امروزه خانواده‌ها به نسبت گذشته دربحث فرزندپروری، حساسیت‌ها و دغدغه‌های بسیار بیشتری دارند، این میزان از حساسیت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

بعضی وقت‌ها انگار خانواده‌ها از آن طرف بام می افتند و مدام درگیر هستند که الان با فلان رفتار بچه چه کنم و چه نکنم؟ این خانواده‌ها برای هرمساله ای که با کودکشان مواجه می‌شوند، دنبال یک تجویز و یک نسخه واحد می‌گردند اما این شیوه واقعاً درست نیست. ما نباید آنچنان بچه را درمعرض دید و این مدل از توجه قرار دهیم که خود این حساسیت‌ها، عواقب مخرب دیگری همانند کنترل گری را به وجود آورد. متاسفانه خیلی وقت‌ها از روی محبت و اینکه می‌خواهیم فرزند خوبی تربیت کنیم، ناخودآگاه در دام کنترل گری می افتیم و خیلی محسوس و نامحسوس درحال انجام این کار هستیم که سرانجام خوبی به همراه ندارد. این شیوه در برخی از والدین انقدر شدید است که بچه‌ها را خسته و زده می‌کند و مسائل بعدی را به همراه می‌آورد، بنابراین ایجاد تعادل در حساسیت‌ها نسبت به تربیت فرزند بسیار بسیار مهم است و خانواده‌ها برای یک فرزندپروری مناسب، باید توجه ویژه‌ای به این مساله داشته باشند.

*چگونه می‌توان مانع از چنین اتفاقی شد؟

قطعاً همه پدر و مادرها دلشان می‌خواهد بهترین والدین برای فرزندانشان باشند و تمام تلاششان را هم در این راستا می‌کنند اما گاهی نیاز است که مهارت‌های فرزندپروری را حتی با حضور در دوره‌های آموزشی کسب کنند، زیرا این آموزش‌ها کمک می‌کنند تا آن‌ها از حس عذاب وجدان رها شوند و مدام دنبال نسخه نگردند که اگر فرزندم، فلان رفتار را کرد، چه کنم و چه نکنم. به واقع، آموزش‌های فرزندپروری یک سری کلیدهای کلی به والدین می‌دهد تا خیلی راحت‌تر و بدون اینکه مدام آنها را تحت نظر داشته باشند، بتوانند با فرزندان در ارتباط بوده و نقش درستی را در زمینه فرزندپروری ایفاکنند.

بچه‌ها را تا ۷ سالگی رها کنیم یعنی چه؟!

* گرچه فرزندان از همان سال اول زندگی، چیزهای بسیاری از والدین می آموزند اما برخی‌ها معتقدند که تا سن 6،7 سالگی باید بچه را رها کرد و تربیت را به بعد از آن سپرد! واقعاً داستان از چه قرار است؟

برخی‌ها در اصل مطلب دچار اشتباه هستند. منظور از آزادگذاشتن بچه‌ها این نیست که تربیت را به کلی رهاکنیم، منظور این است که بچه‌ها رها باشند، هرلحظه آن‌ها را در یک فضای محصور قرار ندهیم و بگذاریم آزادی عمل داشته باشند که برای این کار هم، باید محیط خانه را امن کنیم و تاحد امکان وسایل لوکس را از جلوی دست آنها برداریم. برخی اعتقادی به این مساله ندارند و می گویند بچه‌ها باید ببینند و دست نزدن را یاد بگیرند اما من می گویم واقعاً به چه قیمتی؟ به این قیمت که هرروز چیزی بشکند، مادر فریاد بزند و کودک تحقیر شود؟ بنابراین ایجاد یک محیط امن برای آزادی عمل به بچه‌ها کاملاً ضروری است. البته این صحبت‌ها همانطور که گفتم به معنای رهاکردن تربیت فرزندان و اینکه در مواقع اشتباه چیزی به بچه‌ها نگوییم، نیست.

*مرکز استدلال در ذهن کودکان

*اما به هرحال بچه‌ها در سنین پایین قدرت درک بالایی ندارند، درست است؟

دقیقاً نکته همین جاست و والدین باید در تربیت فرزندان و تکرار نکات پرورشی صبور باشند. تا قبل از 5 و گاهی تا قبل از 7 سالگی، کورتکس مغز بچه‌ها (مرکز استدلال و قضاوت) تشکیل نشده و ما بارها ممکن است چیزی را برایشان تکرار کنیم اما دوباره همان کار را حتی به فاصله 10 دقیقه انجام دهند که خب این اصلاً دست خود آن‌ها نیست و والدین نباید عصبانی شده و این کار بچه‌ها را به حساب لج بازی بگذارند. به واقع در این سنین، کار والدین سخت است و باید صبوری کنند تا بتوانند به موفقیت در تربیت دست یابند.

*تربیت آسان‌تر در خانواده‌های چندفرزندی

*لطفاً کمی هم از تربیت در خانواده‌های چندفرزندی برایمان بگویید. برخی معتقدند که بنا به فضای خانه و خانواده، تربیت بچه‌ها در چنین خانواده‌هایی راحت‌تر است و برخی دیگر معتقدند که چندفرزندی می‌تواند بر سطح کیفی تربیت والدین اثرمنفی بگذارد. نظرتان در این باره چیست؟

با قاطعیت می گویم که اگر مادری بتواند یک فرزند را به خوبی تربیت کند، قطعاً می‌تواند تربیت فرزندان بعدی را هم با همان کیفیت انجام دهد. کسانی که کیفیت تربیت در خانواده‌های چندفرزندی را پایین‌تر از خانواده‌های تک فرزندی عنوان می‌کنند، بیشتر دنبال فرار از بارمسئولیت هستند. اتفاقاً در خانواده‌های چندفرزندی، روند تربیت فرزندان بسیار راحت‌تر می‌شود، زیرا تربیت فرزندان ارشد، الگویی برای فرزندان بعدی می‌شود و حتی مادر، فراغ بال بیشتری دارد و نیاز نیست که همان میزان انرژی که برای تربیت فرزند اول گذاشته را برای فرزندان بعدی بگذارد.

*خب این مساله به معنای تبعیض تربیتی میان فرزندان نیست؟

به هیچ وجه. این همان بحث عذاب وجدان بی دلیلی است که خیلی از مادرها دوست دارند خودشان را در آن بیندازند که البته ثمره‌ای هم جز آسیب به مادر ندارد. به واقع، مادران چندفرزندی، برای تربیت فرزند اول وقت گذاشته و الگو ساخته‌اند، بنابراین حالا می‌توانند ثمره آن را ببینند. ضمن اینکه طبیعتاً فرزندان بعدی قرار نیست کل تربیت خود را از فرزندان قبلی بگیرند و قطعاً مادرها برای تربیت آن‌ها نیز از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

 

*یکی از مسائل خانواده‌ها که گاهی ممکن است به دلخوری‌های خانوادگی بینجامد، نگرانی والدین از تأثیر پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها در روند تربیتی فرزندانشان و دوگانگی تربیت است، آیا این نگرانی را به جا می دانید؟

جمعی که بچه‌ها بیشترین حضور و ارتباط را با آن دارند، به عنوان تاثیرگذارترین در تربیت فرزندان به شمار می‌رود، حالا باید ببینیم که فرزند ما بیشتر اوقات را کنار خود ماست و یا در کنار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها؟ اگر فرزندمان بیشتر در کنار خود ما است و هفته‌ای چندبار و به مدت چندساعت، او را به خانواده می‌سپاریم، طبیعتاً نمی‌تواند تاثیرتربیتی داشته باشد. ما می‌بینیم که خیلی از مادرها گله می‌کنند که مثلاً بچه‌ام را نزد پدر و مادرم گذاشته‌ام اما آن‌ها فلان رفتار که مغایر با تربیت من است را داشته‌اند و حالا کل نقشه‌ها و زحمات من از بین می‌رود. اما واقعاً این چنین نیست و نگرانی مادر نیز بی جاست، زیرا همانطور که گفتم بچه‌ها بیشترین تأثیر را از محیطی می‌گیرند که اغلب اوقات در آن قرار دارند. ضمن اینکه بچه‌ها باید بدانند و یاد بگیرند که هرجایی قانون خاص خودش را دارد، بنابراین در چنین شرایطی مادرها باید مقتدر بایستند و همان شیوه و روش موردنظر خود را ادامه دهند تا فرزندان، این مساله را یاد بگیرند.

*چرا گاهی تلاش هایمان بی ثمر می شود؟

*اما به عنوان یک مساله مهم، می‌خواهیم بدانیم که چرا امروزه به رغم تلاش مضاعف والدین برای تربیت فرزندان، بازهم بسیاری از خانواده‌ها با نتیجه‌ای عکس مواجه شده و فرزندانشان مسیری متفاوت از سبک زندگی خانواده را درپیش می‌گیرند؟

امروزه به شدت با این مساله مواجه هستیم و می بینییم که بچه‌هایی از خانواده‌های مذهبی به سمت و سوی دیگری می‌روند و حتی بچه‌هایی از خانواده‌های غیرمذهبی نیز مسیر متفاوتی را انتخاب می‌کنند. به واقع این مساله اغلب اوقات از کنترل گری بیش از حد والدین نشات می‌گیرد؛ یعنی بچه به سبب کنترل افراطی خانواده زده می‌شود و دقیقاً مدل متفاوت از والدین را انتخاب کرده و آن را بروز می‌دهد. این بچه‌ها وقتی به سن انتخاب و استقلال می‌رسند، برای هر مساله ای به تنهایی تصمیم می‌گیرند و بدین شکل برون ریزی دارند، بنابراین وقتی موضوع کنترل گری را از همان دوران کودکی مطرح می‌کنیم و نسبت به آن هشدار می‌دهیم، به آن سبب است که این مساله از همان کودکی تا نوجوانی می‌تواند روی فرزندان نتیجه عکس گذاشته و سرانجامش نیز بشود چیزی که اصلاً انتظارش را نداریم.

 

این جمله‌ها تیرخلاص است

*چطور می‌توان از آسیب‌های کنترل گری فاصله گرفت؟

والدین باید با فرزندانشان رفیق باشند، همدلی کنند و گوش شنوا داشته باشند. اینکه بتوانیم واقعاً با تمام وجود به بچه‌ها گوش بدهیم، مهم‌ترین قدم را برداشته‌ایم. خانواده‌هایی که می‌توانند امنیت لازم را به لحاظ ارتباطی برای فرزندانشان برقرار کنند و فرصت حرف زدن را به آن بدهند، در نوجوانی بچه‌های همسوتری دارند و بچه‌ها هروقت به مشکلی برمی خورند اول به سراغ خانواده می ایند، اما آنجایی که ما نمی‌شنویم یا فرزندانمان را تحقیر می‌کنیم و حتی خودمان را تحقیر کرده و به فرزندان می گوییم من چه کرده‌ام که تو اینچنین شده‌ای، عملاً تیرخلاص را زده‌ایم و بچه‌ها در مسیری قدم می‌گذارند که مطابق میل ما نیست.

* به عنوان آخرین سؤال بگویید که آیا این خانواده‌ها راهکاری هم برای هدایت فرزندان نوجوان خود دارند؟

اصلاح رابطه قطعاً اصلی‌ترین راهکار است. خانواده‌ها در چنین شرایطی، کار سختی پیش رو دارند و ممکن است زمان زیادی ببرد، چون احتمالااعتماد فرزند از دست رفته و او تغییر فرزندپروری والدین را باور نمی‌کند، بنابراین چنین خانواده‌هایی باید از صمیم قلب به فکر اصلاح رابطه باشند تا بتوانند به نتایج موردنظر دست یابند.

ریزه کاری های تربیت جنسی کودک

کودکان در سن یک تا ۸و ۹ سالگی هورمون جنسی ندارن و اگر با اندام خصوصی‌شون بازی کنن یا بدلیل خودکاوی هست و یا واکنش ثانویه ای هست برای تخلیه اضطراب! و این یعنی کودک اضطراب بالایی داره که باید هرچه زودتر شناخته و درمان شه
منبع: @bideraang